جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 45459 بازدید دیروز : 209479 کل بازدیدها : 84409955 کاربران آنلاین : 6 نفر مهمانان آنلاین : 163 نفر کل کاربران : 29356 نفر جدیدترین کاربر : bombelat انجام شد
|
![]()
|
جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 45459 بازدید دیروز : 209479 کل بازدیدها : 84409955 کاربران آنلاین : 6 نفر مهمانان آنلاین : 163 نفر کل کاربران : 29356 نفر جدیدترین کاربر : bombelat انجام شد
|
![]()
|
این کامنت توسط alifreedom در ۰۹ اسفند ویرایش شد
دو سه نفر در حال جارو كشیدن فرش بودند، یكی دو نفر ایستاده بودند كنار سالن( ما می دانستیم كه شاه برای همیشه می رود) شاه آمد و به خدمه نگاهی كرد و بعد دستش را به علامت دعوت از ما برای در آغوش كشیدن باز كرد. من و چند نفر دیگر به طرف شاه دویدیم و به شاه چسبیدیم و گریه كردیم. یكی از بچه ها كه آبدارچی بود نامش محمد بود، محمد قد بلندی داشت بچه های شاه( فرحناز و لیلا) اسمش را گذاشته بودند «ممد گالیور» دقیقا خاطرم هست كه ممد گالیور روی زمین افتاده بود، پاهای شاه را بغل كرده بود و گریه می كرد و با صدای بلند می گفت:«اعلا حضرت جانم! نمی گذارم بروید» محمد اینطور حرف می زد و طبیعتا ما را بیشتر به گریه وا می داشت. در همین احوال شاه هم گریه كرد. كامبیز آتابای كه گریه شاه را دید آمد و شروع كرد به جدا كردن ما از شاه. شاه می خواست حرف بزند ولی بغض كرده بود و فقط یك نگاه كرد و از سالن خارج شد
ازلینک زیر:
http://www.donbaleh.com/link/8791
جالب این که برخی این روزها طرفدار خمینی شده اند و از بی احترامی نسبت به خانواده ی ایشان سخت ناراحت هستند.
علي گلم
اگر مردم انقدر ساده و جاهل باشند كه دوباره فريب رفسنجاني و گنگش رو بخورند بگذار بخورند نوش جونشون...
خلايق هرچه لايق...
اتفاقا من منتظرم ببينم نتيجه اين دلقك بازيهاي گروه رفسنجاني چي ميشه . اون موقع بيشتر ميشه درمورد اكثريت مردم نظر داد
خود من هم مثل تو زياد اين روزا حال و حوصله ندارم اميدوارم همه چيز روبراه بشه عزيزم
ممنون از همگی از قهرکردن بیزارم نگفتم دنباله را ترک می کنم فقط کمی این روزها ازوقاحت بعضی ازروزی نامه چی ها رفسنجانی در روزان لاین ورادیوهای خارجی
برای تبلیغات ازرفسنجانی وخمینی دردم می گیرد که چقدربعضی ها پول پرست
ووطن فروشند دلم به حال جوانان نسل جوان می سوزد فقط کمی خسته ام قول می دهم برگردم فقط تا مدتی کمتر فعالیت می کنم
در اينكه بهتر از اينا بود شكي وجود نداره. حتي چنگيز مغول و تيمور لنگ هم از اينا بهتر بودن
هیچی گفتن خمینی راوقتی ازاوپرسیدن چه احساسی دارید بااین فیلم گریه کردن شاه هنگام ترک مملکتی که عاشقانه دوستش داشت مقایسه کنید
علي جان با تو هم مجبورم مخالفت كنم. دوست داشتن عاشقانه كسي يا چيزي رو از روي اشك ريختن قضاوت نميكنند. بلكه مجموعه اعمال يك فرد نشاندهنده چنين چيزي هست. به هيچ طريق نميشه از نقش و تقصير شاه در بوجود آمدن شرايط چنين انقلابي چشم پوشي كرد. از تو كه طرفدار بختيار و داريوش همايون و مهشيد اميرشاهي هستي انتظار چنين قضاوتهايي رو ندارم. حرفهاي اميرشاهي رو بخون، ببين از سانسور حاكم در مورد مقدسات مذهبي چي ميگه. به زندان انداختن هويدا و داريوش همايون و ... توسط شاه رو ببين. چادر سر كردن سركار خانم فرح و مقام توليت آستانقدس رضوي شاه، مراسم غبار روبي ضريح امام رضا رو ببين. حتي بختيار هم خبر از تبديل يك فرم از ديكتاتوري به فرم ديگري از ديكتاتوري رو ميداد. اينكه نوع دوم ديكتاتوري بسيار خونخوار و جنايتكار هستش دليل بر اين نميشه كه ديكتاتوري قبلي رو حكومت عاشقان ايران بناميم. ميگردم اگه پيدا كردم چند قسمت از مصاحبه مهشيد اميرشاهي با مجله تلاش رو پيدا ميكنم و برات اينجا ميزارم.
مگردرغرب دموکراسی نیست یک اقلیت مهاجرمسلمان با وجود داشتن حزب انجمن وروزنامه وتریبون وحتی بودجه های مالی زیاد چه ازکشورهای غربی چه ازکشورهای اسلامی چرابازهم بابمب خودومردم بیگناه را درلندن اسکاتلند مادرید ونیویورک وواشنگتن منفجرمی کنند یادرهلند نواده ونگو را به خاطریک فیلم ترور می کنند یا دردانمارک به خاطر چندکارتون همه جارا اتش می زنند پس گناه را گردن نبودن دموکراسی نیاندازیم گناه گردن قران است که مدام ازقتال وجهاد وشهادت باکفار حرف می زندو علی شریعتی ها وبازرگانها داریوش فروهرها دکترسامی ها مسعودرجوی هابنی صدرها حاج سیدجوادی هاکه ازان حزب سیاسی درست کردند والبته خودشان هم قربانی ان بعدها شدندحتی مطهری ومفتح هم توسط اسلامگرایان فرقان ترور شدند این است نتیجه اسلام سیاسی
فکرنمی کنی اول باید درجامعه خرد نهادینه شودخرافات مذهبی ازجامعه کناررودوجامعه ازنظراقتصادی علمی درحد کشورهای اروپای غربی یا حتی ژاپن برسدبعد به ان دموکراسی 100 درصد را داد.ترکیه راببین اگردر20 سال گذشته ارتش بارها جلوی اسلامگرایان کوتاه نیامده بودالان ترکیه وضعش مثل ایران بود بااضافه اینکه ترکیه نفت هم ندارد .دموکراسی درجوامع اسلامی خطرش همین فاجعه ایران است اگرخرددرجامعه نهادینه شود نتیجه دموکراسی چه پادشاهی مانند سویدنروژ دانمارک انگلستان اسپانیا ژاپن یا جمهوری مانندفرانسه المان ایتالیا چه سوسیالیستی مانند سوید چه سرمایه داری مانند انگلستان چه فدرالیسم ماند المان منتها اول باید جامعه ما روندصنعتی شدن را طی کند که اینها داشت درزمان شاه وپدرش حتی بازور مقابله جلوی معممین پیش می رفت احتیاجی به انقلاب نبود اگران روند پیش می رفت امروزایران ازنظرعلمی واقتصادی بین کره جنوبی وژاپن بود دموکراسی میوه جوامع صنعتی وپیشرفته است منتها درایران دموکراسی بوسیله روشنفکران به صورت ایدولوژی اراعه می شدچه مارکسیستی چه اسلامی . بنابراین اگرروشنفکران زیر عبا خمینی نمی رفتند ومردم رااگاه می کردندنه احتیاج به انقلاب اسلامی بودوامروزباصنعتی شدن ایران وقرارگرفتن دراقتصادجهانی مثل ژاپن کره جنوبی وسنگاپوز خودبه خود این دموکراسی تولید می شد
این کامنت توسط alifreedom در ۱۰ اسفند ویرایش شد
مشکل همینجاست, اتفاقاَ به نظر من محمدرضا پهلوی بیش از حد در جلوی به قول تو معممین کوتاه اومده بود. متاسفانه محمدرضا پهلوی خودش یک آدم مذهبی و خرافاتی بود, و حتی رضا شاه هم همینطور بود, یک نگاه به اسامی فرزندان کسی که خودش رو میراثدار کوروش و داریوش میدونه بنداز, محمدرضا, اشرف, شمس, علیرضا, غلامرضا, عبدالرضا, احمدرضا, فاطمه, حمیدرضا. یک دونه اسم فارسی نمیشه پیدا کرد. این تناقضات رفتاری رو نمیشه منکر شد.
این جمله مهشید امیرشاهی در مصاحبه با نیلوفر بیضایی:
بايد بگويم اينكه تمام افراد خاندان پهلوي – از صدر تا ذيل- رفتارشان به جاي “شاهانه“ بودن “تازه بدوران رسيده“ بود ، كه جاي تاسف دارد. حرص به ثروت رضا شاه و رفتار متكبرانه ي محمد رضا شاه به جاي اينكه اين دو را شايسته ي پادشاهي كند به ارباب دهي شبيه مي كرد كه اولي مي خواهد لقمه نان را از دهن رعيت بقاپد و دومي مي خواهد براي هر لقمه نان بر رعيت منت بگذارد! ناني كه در هر حال مال رعيت است.
و این یکی از همون مصاحبه در مورد حساسیت سانسور نسبت به مسائل مذهبی:
نكته اي را كه كمتر كسي به آن توجه مي كند حساسيت دستگاه سانسور نسبت به مسايل مذهبي – يا بهتر بگويم نسبت به توهين به مقدسات مذهبي بود! اين حساسيت بسيار هم شديد بود. من فقط يك درگيري مسخره با سانسور پيدا كردم كه تا به حال هم درباره اش صحبت نكرده ام. چون سانسور شدن آن دوره “ پز“ داشت و من اهل پز دادن نبودم! داستان از اين قرار است كه مجموعه “ بعد از روز آخر“ قرار بود توسط بنگاه امير كبير منتشر شود. در آن كتاب داستاني دارم به نام “ آخر تعزيه“ كه قصه ي پسر بچه اي است كه در حجر تربيت مادر و شوهر مادرش ، طبق اخلاق و رسوم آن دوران، مقيد به “خوب“ و “بد“ هاي رايج بار آمده و تفريح او “ماه محرم“ ، رفتن به “سينه زني “ و احيانا ديدن “ تعزيه است. مثلا در مسير اين بچه يك “شيره كش خانه“ هست كه به او گفته اند، اگر از اينجا رد شوي ، قلم پايت را خرد مي كنيم. خلاصه مي داند كه اينجور كارهاي كثيف را نبايد بكند. از “بچه خوشگل“ هاي “هيئت عزاداران“ بايد دوري جويد و الي آخر... تا غروبي كه به تماشاي تعزيه مي رود تعزيه اي كه برايش حقيقت محض است. سرمشق زندگي آينده است شمرش نامرد است و امام حسينش مظلوم. محو تماشاي امام حسين مي شود و وصف هيبت خوش سيماي او. چه سيبيلي و چه ريشي و چه نوراني و... شمر، چه شمري. همان شمري كه بايد باشد. به كمرش قلاب عجيب و غريبي بسته و از اين حرفها، تا تعزيه تمام مي شود. اين بچه همچنان در حال خلسه و با چشم گريان گوشه ي چادر را بالا مي زند تا يكبار ديگر، نعش امام حسين را زيارت كند. مي بيند امام حسين دارد گوشه ي چادر در گلدان مي شاشد و بسيار دوستانه با شمر تعزيه حرف مي زند و به او مي گويد: “ گلاب به روت، پيشابم زرد زرد شده.“ شمر مي گويد: “باس بري حكيم“ . امام حسين مي گويد: “ حكيم بياد تخمم رو بخوره . من اگه دو تا سرنگار بيشتر بزنم، ردش مي كنه“. اين بچه در آنجا امام حسين را مي شناسد و پي مي برد كه اين امام حسين همان صاحب شيره كش خانه است كه به او گفته اند ، اگر از جلويش رد شود ، پايش قلم خواهد شد!
وقتي من خبر شدم كه كتاب و بخصوص اين قصه گرفتار سانسور شده است به مسئول بررسي كتابها در وزارت فرهنگ و هنر تلفن ...
واراذل اوباش می ریختند تمام چاپخانه وکتاب فروشی ها رااتش می زدند
البته دران موقع هم فیلمهای خوبی مثل شهرقصه ودایی جان ناپلون خوب باطنزظریف واپسگرایی مذهبی را موردنقد زیرکانه ای قراردادند
محلل نصرت کریمی هم هرچندفیلم برای عوام بود ولی حسابی پته اسلام
وقوانین غیرمنطقی قران مثل محلل را به مردم نشان داد
این کامنت توسط alifreedom در ۱۰ اسفند ویرایش شد
این کامنت توسط vertigoneh در ۱۰ اسفند ویرایش شد
اگر همین شاه، علیه حکومت بزرگمرد تاریخ ایران، دکتر محمد مصدق کودتا نمی کرد، و ملی گراها رو به زندان نمی انداخت و امید مردم را به احمدآباد تبعید نمی کرد،
اگر همین شاه، توده ای ها را به زندان نمی انداخت، زندانی ها را شکنجه نمی کرد، ممیزی های خود را به جان کتاب ها و شعرها و مطبوعات و ... نمی انداخت و مردم را سرکوب نمی کرد،
اگر همین شاه، دست آخر (بعد از 17 شهریور57) پیش نهاد ملی گراها را می پذیرفت و کنار می رفت و ولی عهد را می آورد و انتخابات دموکراتیک پارلمانی برگزار می کرد و کار های اجرایی را به نخست وزیر و کارهای سلطنتی را به ولی عهد وامی نهاد، دیگر نه انقلابی بود، نه کشت و کشتاری، نه ...
امان از این همه قدرت طلبی.
الان وضع مملکت دموکراتیک نیست ولی زمان شاه که (از 1332 تا 1355) وحشتناک بوده.
دوست عزیز! فکر می کنی این همه تنفر از شاه کجا اومد؟! شاه خیلی مهربون و انساندوست بود، اما اکثر مردم ازش متنفر بودن؟! کودتا رو چه جوری توجیه میکنی؟ بابا بی خیال شاه که دیگه اصلا غیر قابل دفاعه!
دموکراسی درجوامع اسلامی خطرش همین فاجعه ایران است
دستت درد نکنه.. پس با توجه به این حرفت در ایران نباید دنبال دموکراسی باشیم!! اول باید با دیکتاتوری اسلام رو ریشه کن کنیم(!!
بابا علی جان! پسوند یوزرت "فریدام" هستش! بیا یه خورده تجدیدنظر کن، در عقایدت، یا در یوزرت!
عزیز دل برادر! اولین اصل در دموکراسی اینه که نیاید با زور دموکراسی رو هدایت کرد. واقعا نمی دونید که استفاده از زور برای نابود کردن اسلام همیشه نتیجه عکس میده؟ رضا خان با زور کشف حجاب کرد. نتیجه اش چی شد؟ همه تشنه اسلام شدن.. حالا این آقایون با زور بی حجابی رو تحمیل میکنن، همه دوست دارن بتونن بی حجاب بشن.
واقعا نمی فهمم چطور میشه از دیکتاتوری (اونم در قرن بیست ویکم) دفاع کرد.
موفق باشید...