چشم ! با اشک مرا یاری کن × ناله ! ای آه ! تو غمخوای کن ×
قلب در سینه نمی گیرد جای × سینه از قلب تو دلداری کن ×
...
گر به تردیدی از این عشق زلال × زلف خود حلقه و قد ، داری کن ×
آخر ای مرگ ! تو را عاطفه نیست ؟ × زندگی کشت مرا کاری کن
taofighi | ارتقاء : حدود 8 ماه قبل | ارسال : حدود 8 ماه قبل
شعرتون خیلی زیبا بود ، ممنون .
عزیز ترین دوست من هم شاعر بیش از حد فوق العاده ایه (البته اینکه دوستم شاعر شاهکاریه فقط یک اپسیلون از هنرهایی هستش که داره)
- تا کنون 16 رای مثبت و 0 رای منفی به این لینک داده شده - تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند ) - این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
موضوع مورد بحث :
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی )
این کامنت توسط pattaya در ۱۰ اسفند ویرایش شد
غزلی بسیار ناب گفته ای. از آن خوب ها که خیلی ها آرزو می کنند کاش خودشان آن را گفته بودند.
بیت هایی که انتخاب کرده اید بسیار دل انگیزند این دو بیت هم حساب دلربایی می کنند. دست مریزاد و دمت گرم باد. ارادت و احترام تقدیم می شود.
ای که از آه سحر با خبری /// لحظه ای رندی و عیاری کن///
دوست ! بعد از خبر مرگ نسیم /// روح را رحمتی و یاری کن
عزیز ترین دوست من هم شاعر بیش از حد فوق العاده ایه (البته اینکه دوستم شاعر شاهکاریه فقط یک اپسیلون از هنرهایی هستش که داره)