وع دوم، شكنجه روحي بود. اين نوع شكنجه كه در مورد من عملي شد، از همه شكنجههاي ديگر دردناكتر بود. اين شكنجه چگونه بود؟ پس از اينكه آقايان از تحميل اعترافات به من با شكنجهها و باهدفي كه در بالا شرحش را دادم، نااميد شدند، 3 بار مرا زير اين "آزمايش" قرار دادند. بار اول مرا به اطاق شكنجه بردند. مريم همسرم را كه چشمش را بسته و دهانش را با دستمالي كه در آن فرو كرده بودند، بسته بودند روي تخت شلاق خوابانده و دهان مرا هم گرفتند و در برابر چشم من به پاي لخت او شلاق زدن را آغاز كردند. اين جريان پيش از شلاقزدنهاي شديد مريم كه در بالا يادآور شدم بود. آقايان براي اينكه دست خود را به يك چنين كار ننگيني كه بدون ترديد قابل دفاع نبود، آلوده نكرده باشند، يكي از افراد تودهاي، بنام "حسن قائـمپناه راكه براي فرار از فشار، تن به پستي داده بود، مامور شلاق زدن كردند. پس از نشان دادن اين منظره، مرا به پشت در سلول شكنجهگاه بردند و به زمين نشاندند و از من اعتراف ميخواستند تا شلاق زدن به پاي همسرم را كه من صداي ضربات شلاق و ناله همسرم را ميشنيدم، پايان دهند. پس از چند دقيقه (؟) چون من حاضر به پذيرش آنچه از من ميخواستند، نشدم (قبول طرح كودتا) مرا به سلول خودم برگرداندند. اين بود يك نمونه از انجام اصول مربوط ...
aaah123 | ارتقاء : حدود 8 ماه قبل | ارسال : حدود 8 ماه قبل
- تا کنون 20 رای مثبت و 0 رای منفی به این لینک داده شده - تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند ) - این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
موضوع مورد بحث :
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی )