<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
		<rss version="2.0">
		<channel>
		<title>Donbaleh.com</title>
		<link>http://www.donbaleh.com</link>
		<description>Your favorite links on internet</description>
		<lastBuildDate>Sat, 26 May 2012 00:04:25 GMT</lastBuildDate>
		<language>fa</language>
		<item>
							<title>خاک بر سر ملتی که برایش جای گذاشتن باسن سید علی گدا را علامت بگذارند  </title>
							<link>http://andarbab.blogspot.com/2012/04/blog-post_30.html</link>
							<guid>http://andarbab.blogspot.com/2012/04/blog-post_30.html</guid>
							<pubDate>Mon, 30 Apr 2012 04:24:01 GMT</pubDate>
							<description>تصویر واضح است.مکان جلوس مقام معظم رهبری.. همیشه یادم هست برای منی که نه شاه دیدم نه خمینی دیدم در تلوزیون جمهوری اسلامی و کتابها و نوشته ها از زندگی کاخ نشینی شاهی میگفتند که کوخ نشینانی داشت.از زندگی شاهی میگفتند که یک کاخ داشت و بقیه مردم کاخ نداشتند و در خانه زندگی میکردند.در تبلیغات مسموم کتاب تاریخ دوره دبستان و راهنمایی و دبیرستان در ذهن ما میکردند که شاه زندگی اشرافی داشت. بعد از این همه مدت این سوال برای من پیش آمده آیا آن شاه که در سال 57 عده ای علیه اش شورش کردند و این مصیبت را برای من و نسل من پدید آوردند وقتی به مکانی میرفت وقتی به کوهی به دشتی میرفت و مینشست جایی که نشسته بود را با تابلو علامت میزدند که مردم بدانند که شاه آنجا نشسته ؟ واقعا نمیدانم با این ننگی که جمهوری اسلامی و انقلابیون 57 برای ما به ارمغان آورده اند چه کنم.از هر راهی وارد شدیم.به تظاهرات رفتیم.نافرمانی مدنی کردیم.اطلاع رسانی اینترنتی کردیم.ولی متاسفانه دنیا تا کنون نخواست جمهوری اسلامی برود. از یک طرف هم خائنینی که بیرون ایران هستند و به اسم اپوزسیون تقلبی وارد شده اند امثال مهاجرانی که میگود در زندگی رهبر نقطه سیاه که هیچ نقطه خاکستری هم نیست و امثال کدیور که شعار نه غزه نه لبنان ملت را تحریف میکند.و متقلبین همچون فاطمه کماندو حقیقت جو شوهر گمنامنش که برای ما کنفرانس گذار شده اند. و بقیه افرادی که حاضر نیستند بر سر آزادی ایران سر یک میز بنشینند و هر روز بر عمر جمهوری اسلامی میافزایند.همه اینها خائنینی هستند که آینده و تاریخ آینده درباره اینان به خوبی قضاوت خواهند کرد. ای کسانی که با تبلیغات مسموم علیه شاه فقید قصد داشتید ذهن من و امثال من در ایران را شستشو دهید که به خیال خود ارتش 20 میلیونی شما شویم. ما ارتش 20 میلیونی شده ایم اما بر ضد شما و تا شما را از تخت خلیفه گری به پایین نکشیده ایم دست بر نمیداریم. اکنون به جای یک شاه و یک کاخ 2 میلیون شاه و کاخ وجود دارد و 75 میلیون انسان زیر خط فقر. اما به شما میگویم : میرسد آن دم که بر سر زور نیست..هموطن آن روز چندان دور نیست</description>
							<author>mobareznastooh</author>
							<linkid>511006</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>آی نقی حالا که مهدی خوابه ما تورو صدا میزنیم</title>
							<link>http://youtube.com/watch?v=Qd2tRSjVdaM&amp;feature=youtu.be</link>
							<guid>http://youtube.com/watch?v=Qd2tRSjVdaM&amp;feature=youtu.be</guid>
							<pubDate>Tue, 08 May 2012 07:18:03 GMT</pubDate>
							<description>با صدای شاهین نجفی و تنظیم مجید کاظمی
</description>
							<author>sedayesabz</author>
							<linkid>511910</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>اینجا ایران است و شرف خون گریه میکند . به بهانه ی روز جهانی کارگر</title>
							<link>http://setareiran.blogspot.com/2012/04/blog-post.html</link>
							<guid>http://setareiran.blogspot.com/2012/04/blog-post.html</guid>
							<pubDate>Tue, 01 May 2012 09:32:59 GMT</pubDate>
							<description>من بیگانه از تبار تو نیستم و نگاهت برای من تجلی احساسی است که غریبانه در خویشتن خویش میسوزد . من همانند تو میسوزم که سوزش نگاه دخترکت قلبم را می فشارد .کاش میتوانستم همه ی مدادهای رنگی  این دنیای خاکستری را به تو بدهم که شادی نگاه فرزندت را با تمام وجود لمس کنی. دست پینه بسته ی تو استشمام ترانه است .ترانه ی عشق به زندگی و دوست داشتن که حتی روغن سوخته ی کارگاه های اسلامشهر و نازی آباد هم نمیتواند پرهای ترانه ام را بسوزاند . من نگاه در نگاه تو نمی اندازم که تنها تسلی ات دهم و یا از بغض نگاه تو و همسر و فرزندانت برای دل زخمی خودم  مرهمی بیایبم .نمیخواهم شعار بدهم  از سیاست بیزارم و دلم مدهوش در بوی سیگار بهمن تو است که رنجور از ظلم زمانه با جیب خالی به خانه بر میگردی و نگاه در نگاه فرزندانی می اندازی که تنها دلخوشیشان نگاه مهربان توست
پدر جان ، مادر جان من و تو غریبه نیستیم ما، هزاران بار در این هزار توی بی انصاف برای یک لحظه روشنایی زخم های کهنه را فریاد کردیم . امروز روز جهانی کارگر است و از این روز بزرگ دفترچه ی بیمه ی بی برگت  و قلب بیمار و دستان چروکیده ات برایت مانده و نفسی که از ظلم و ستمی حکایت میکند که جان و دیده ی انسانیت را در تمامی این سالهای وحشت به سلابه کشیده است. اما  بگذار دستانت را بگیرم تا فراموش نکنم که عشق به یک آینده ی بهتر و امید به یک دنیای بهتر در کف دستان تو نقش بسته است . من از شرف تو زنده شدم ای مادر کارگر و از آرامش نگاه تو جان تازه ای میگیرم که شرف و نجابت و رنگ چشمانت، قلبم را تا بیکران یک دنیای بدون ستم ، اینگونه پرواز داده است.
. آری درست است که  در سرزمین من تو حقوق انسانی به یغما رفته است اما میل به یک آینده ی بهتر در تار و پود جان تک تک ما نهفته است . کارگران با شرف سرزمین زندانی ما گرد وحشت و شرم نگاه گرسنه ی فرزندانشان  را بر دیوار استوار  همیتشان تاب آورده اند تا روزی فرا رسد که فرزندان دلیرشان را که از دامان عشق و شرف و سفره ی باور انسانی ، جان گرفته اند بر این ظلم کهنه خط بطلانی زنند  و آینده ای بهتر را رغم زنند.
یک روز همین نزدیکی ها شرافت تو خون گریه میکند ! خونی که از نجابت و قامت استوار تو سبز میشود و رنگ امید و زندگی را به این سرزمین خسته از بیداد می افشاند.
دست خسته ات را به من بده و استوار همچون دماوند برای آینده ی فرزندان و فردایی بدون تحقیر و ستم کلمه ی زیبای آزادی و عدالت را بر زبان جاری کن که سکوتت را باور نمیکنم و تو را لایق زندگی در این  بازی تزویر و تحقیر یارانه فروشان ولایت مدار  نمیدانم.
به فرزندت بگو در روز آزادی با مداد های رنگی اش سبزی نگاه تو را نقاشی کند!
روز جهانی کارگر را به همه ی زنان و مردان کارگر سرزمینم تبریک میگویم
ستاره</description>
							<author>Setare_Asemoni</author>
							<linkid>511171</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>رقص زیبا و دیدنی سولماز فینالیست  تی وی پرشیا</title>
							<link>http://youtube.com/watch?v=Nr7iva0KNrc</link>
							<guid>http://youtube.com/watch?v=Nr7iva0KNrc</guid>
							<pubDate>Mon, 30 Apr 2012 04:37:45 GMT</pubDate>
							<description>سولماز فینالیست مسابقات یکی از شبکه های ماهواره ای در بدو ورود به ایران در هفته گذشته بازداشت و متاسفانه چند روزی را در اوین سپری کرد . </description>
							<author>adoniya</author>
							<linkid>511008</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>فیلم کوتاهی از محمد نوری زاد به نام ما آدم کشته ایم</title>
							<link>http://youtube.com/watch?v=3wIcG-zH83w&amp;feature=youtu.be</link>
							<guid>http://youtube.com/watch?v=3wIcG-zH83w&amp;feature=youtu.be</guid>
							<pubDate>Sat, 05 May 2012 04:14:26 GMT</pubDate>
							<description>یک قیلم کوتاه ساخته شده توسط محمد نوریزاد خداحافظ عدالت اسلامی ای که این انقلاب وعده کرد خداحافظ کرامت انسانی ...</description>
							<author>sedayesabz</author>
							<linkid>511599</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>شاهین نجفی - نقی</title>
							<link>http://youtube.com/watch?feature=player_embedded&amp;v=4rDXhjIN030</link>
							<guid>http://youtube.com/watch?feature=player_embedded&amp;v=4rDXhjIN030</guid>
							<pubDate>Mon, 07 May 2012 13:50:18 GMT</pubDate>
							<description>آی نقی... حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم آی نقی... تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی!</description>
							<author>sia2020</author>
							<linkid>511823</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>پیام رضا پهلوی در محکومیت صدور حکم قتل شاهین نجفی</title>
							<link>http://rezapahlavi.org/details_article.php?persian&amp;article=597</link>
							<guid>http://rezapahlavi.org/details_article.php?persian&amp;article=597</guid>
							<pubDate>Tue, 15 May 2012 13:11:46 GMT</pubDate>
							<description>




صدور حکم قتل شاهین نجفی، هنرمند جوان کشورمان را شدیدا محکوم می نمایم و از جامعه بین الملل و تمامی آزادیخواهان جهان می خواهم در برابر این رفتار وحشیانه و قرون وسطایی حکومت اسلامی ساکت ننشیند و آنرا قاطعانه محکوم نمایند.


استبداد مذهبی حاکم بر ایران در طی سی و سه سال گذشته، با نهادینه کردن خشونت در تمام سطوح جامعه و تخریب کلیه ساختار های اجتماعی و فرهنگی، خشونت هدفمندی را بر علیه مردم کشورمان، بویژه جوانان، این سرمایه های ملی، سازماندهی کرده است. جمهوری اسلامی با استفاده ابزاری از دین و ترویج خرافه ها و تعصبات مذهبی از یکسو، و سرکوب حقوق و آزادی های بدیهی و اولیه مردم کشورمان، همچون آزادی اندیشه و آزادی بیان از سویی دیگر، بانی اصلی فلاکت و بدبختی کشور عزیزمان بوده و همچنین دلزدگی و خستگی را نسبت به اعتقادات دینی در میان جوانان ایرانی به وجود آورده است.


عملکرد این حکومت دینی، مبتنی بر آپارتاید مذهبی است که حاصلی جز بی اعتباری دین و روحانیون در نزد مردم ایران نداشته است. حکومتی که خود را نماینده خدا بر زمین می نامد، بر دیندار و غیر دیندار این سرزمین ظلم روا داشته و حقوق بنیادی انسانی، حتی در میان روحانیون را نقض کرده است.


جوانان ایرانی، نابسامانی های جامعه و نارضایتی های خود را همانند همه جوانان دنیا، در کاریکاتور، شعر و نوشتار به تصویر کشانده و فریاد اعتراض خود را در قالب ترانه متبلور می کنند. ولی رژیم حاکم، بدون توجه به فریادهای اعتراضی جوانان نسبت به اوضاع کنونی کشورمان، در واکنش هایی غیر انسانی و غیر مدنی، با نقض سیستماتیک آزادی اندیشه و بیان، به تهدید و تکفیر جوانان کشورمان می پردازد. صدور حکم شلاق و قتل به جرم بیان اندیشه، در دنیای امروز، نمادی از توحش قرون وسطایی است و حکومت اسلامی باید بداند که جوانان اندیشمند و شجاع ایرانی را نمی توان با این ترفندها به طرف خود ...</description>
							<author>kooshan</author>
							<linkid>512633</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>پشت پرده ی انهدام پرواز IR655 چه بود؟</title>
							<link>https://20news.wordpress.com/2012/04/22/%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-ir655-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%9F/</link>
							<guid>https://20news.wordpress.com/2012/04/22/%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-ir655-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%9F/</guid>
							<pubDate>Wed, 25 Apr 2012 08:51:58 GMT</pubDate>
							<description>پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران‌ایر با شناسه «IR655» از بندر عباس به مقصد دبی در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۶۷ در حرکت بود که با شلیک موشک هدایت شونده از ناو یو‌اس‌اس وینسنس متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا بر فراز خلیج فارس سرنگون شد و تمامی ۲۹۰ مسافر آن که شامل ۴۶ مسافر غیر ایرانی و ۶۶ کودک بودند، جان باختند.

انتشار خبر مذکور در اواخر دهه ی اول تشکیل حکومت جمهوری اسلامی موج شدیدی از خشم عمومی نسبت به دولت آمریکا را برانگیخت و مدتها دستاویز سیاست مداران ایرانی برای درپیش گرفتن سیاست های ضد آمریکایی بود.

به گزارش بالاخبر، اما محمد نوریزاد در تازه ترین مصاحبه ی خود با سایت کلمه و با افشای زاویه ی دیگری از این ماجرا، از پشت پرده ی انهدام پرواز IR655 می گوید و جنایتی دیگر از سوی رهبران نظام جمهوری اسلامی را فاش می سازد.

بر اساس متنی که از این مصاحبه منتشر شده است </description>
							<author>kayoomars</author>
							<linkid>510431</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>شاهزاده رضا پهلوی یکبار دیگر خواستار محاکمه بين المللى آيت الله خامنه اى شد</title>
							<link>http://parsdailynews.com/100378.htm</link>
							<guid>http://parsdailynews.com/100378.htm</guid>
							<pubDate>Fri, 18 May 2012 09:32:25 GMT</pubDate>
							<description>رضا پهلوی در مصاحبه با &quot;العربیه&quot; ضمن تقاضاى محاکمه بين المللى براى آيت الله خامنه اى گفت: اسرائيل به جاى حمله به ایران، به مخالفان کمک کند.
شاهزاده رضا پهلوى آخرین ولیعهد ایران در مصاحبه با تلويزيون &quot;العربيه&quot; از اسرائيل خواست سوداى حمله به ايران را از سر بدر کند، ولى براى بهبود اوضاع منطقه و ايران، به مخالفان ايرانى کمک کند.
وليعهد سابق ايران که اکنون 52 ساله است در اين مصاحبه که جمعه 18-5-2012 در ساعت 8:30 بعد از ظهر به وقت مکه مکرمه (9:30 شب به وقت دبى) از تلویزیون العربيه پخش مى شود، چنين حمله احتمالى را &quot;موجب ایجاد شکافى بى سابقه بين ملتهاى ايران و اسرائيل&quot; دانست.
او که مواضع و اعتقادات خود را در باره مسايل مختلفى در مصاحبه با برنامه &quot;نقطه نظام&quot; العربيه، بيان کرده است، مى گويد: &quot;نبايد اسرائيل به خاطر برنامه اتمى ايران به کشور ما حمله کند، بلکه بايد براى سرنگونى رژيم کنونى به مخالفان کمک نمايد&quot;.
در اين مصاحبه رضا پهلوى خاطرنشان مى سازد: &quot;اگر جنگى صورت گيرد شکافهايى پديد خواهد آورد که از زمان کورش کبير تا به حال بين مردم ايران و ملت يهود به وجود نيامده است&quot;.
او تاکيد مى کند که &quot;درگيرى نظامى، برنامه اتمى ايران را متوقف نمى کند، بلکه در بهترين حالت فقط مى تواند آن را به تاخير بياندازد. در نهايت، جهانيان به اين نتيجه خواهند رسيد که عليه رژيم ديکتاتورى حاکم متحد شوند&quot;.
دخالت با هدف تغییر
رضا پهلوي در اين مصاحبه مى گويد: من از دخالت بين المللى از نوعى که در عراق پيش آمد حمايت نمى کنم. آن رويداد يک اشتباه اساسى بود.
او مى افزايد: گاه مى بينيم که عصيان مدنى براى سقوط نظام صورت مى گيرد و به اعمال خشونت روى نمى آورد، ليکن حمايت لازم بين المللى را از آن به عمل نمى آید.
وليعهد سابق ايران مى گويد: &quot;مردم ايران به روشنى نشان دادند که از رژيم حاکم دل خوشى ندارند و خواهان سرنگونى آن مى باشند. اما ایرانیان قصد خشونت مسلحانه ندارند و مى خواهند بدون خونريزى و با عصيان مدنى به هدف برسند&quot;.
وى مشکل قوميت ها در ايران را حل شدنى دانست به شرط آنکه بنا به گفته اش &quot;از تمرکز قدرت و اختيارات در پايتخت خوددارى شود و مناطق از امکانات بيشترى نزدیک به خودمختاری برخوردار شوند&quot;. او مى افزايد: زبان رسمى براى کشور لازم است، اما بايد هر کدام از قوميت ها بتوانند از فرهنگ و زبان خود پاسدارى کنند.
دموکراسی، مشارکت، مذاکره
رضا پهلوى که با حضور در استودیوی العربیه در واشينگتن با برنامه &quot;نقطه نظام&quot; مصاحبه کرده است، دولت متمرکز را براى ایران که از قوميت هاى مختلفى تشکيل شده است، مناسب ندانسته، اما در عين حال مى گويد که طرفدار فدراليسم نيست.
وى در باره اختلاف ايران و امارات بر سر &quot;جزاير سه گانه&quot; می گوید: &quot;هر حکومت دموکراتيکى که در ايران بر سر کار آيد، بايد با احساس مسئوليت و به نحوى کاملاً متفاوت به موضوع بپردازد، با احترام و همکارى متقابل با کشورهاى همسايه برخورد کند و از شيوه هاى خصمانه کنونى بپرهيزد&quot;.
وليعهد سابق ايران اظهار می دارد: جايى براى نزاع با همسايگان نداريم، زيرا قراردادى با آنان داريم و بايد بر اساس قرارداد عمل کنيم. اما اهداف خاص حکومت کنونى ايران در منطقه بر کسى پوشيده نيست.
وى بر رعايت قوانين بين المللى و اسناد امضا شده تاکيد کرده و مى گويد: به نظر من همه مسايل قابل حل هستند. زيرا با وجود يک نظام متفاوت که توافق ها را محترم بشمارد و مراجعه به معاهدات و عرف ديپلماتيک و راه حلهاى مسالمت آميز را بخواهد، احتمال هر مناقشه اى بعيد به نظر مى رسد.
تروریسم و محاکمه
رضا پهلوى در اين مصاحبه، حکومت ايران را &quot;حامی و ترويج کننده تروريسم و تندروى&quot; شناخته و مى گويد: براى وادار کردن رژيم ايران به رفتار مناسب نمى توان تنها بر فشارهاى خارجى از قبيل تحريم هاى اقتصادى متکى بود. براى جلوگيرى از يک جنگ تمام عيار، مى بايست يگانه راه حل صحيح را برگزيد&quot;.
وى اين راه را &quot;فشار از درون و کمک به مردم ايران براى مقابله با رژيم&quot; تلقى مى کند. او مى گويد که هم با اشغال مخالف است و هم با دخالت خارجى.
رضا پهلوى، آيت الله خامنه اى رهبر ايران را &quot;مقصر همه چيز&quot; مى داند و اظهار مى دارد که &quot;متاسفانه ايران عضو پيمان رُم نشده است تا بتوان رهبرى آن را به دادگاه لاهه کشاند. ولى مى توان از طريق شوراى امنيت در همين زمينه فعاليت کرد&quot;.
او بر &quot;فرهنگ مشارکت و دموکراسى&quot; تاکيد مى کند و مى گويد که &quot;براى آينده ايران تکيه بر منشور سازمان ملل و قوانين بين المللى حقوق بشر را مفيد و ضرورى مى داند&quot;.</description>
							<author>sommer81</author>
							<linkid>512939</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>درگیرها (۲۹۰) - محل جلوس ایشان</title>
							<link>http://mardomak.org/cartoons/full/70511</link>
							<guid>http://mardomak.org/cartoons/full/70511</guid>
							<pubDate>Tue, 01 May 2012 12:19:42 GMT</pubDate>
							<description> کاریکاتوری از مانا نیستانی</description>
							<author>sedayesabz</author>
							<linkid>511179</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>افشای تجاوز نظامی قطر به جزیره بوموسی پس از هشت سال توسط پیروز مجتهدزاده</title>
							<link>http://radiokoocheh.com/article/159850</link>
							<guid>http://radiokoocheh.com/article/159850</guid>
							<pubDate>Fri, 04 May 2012 10:01:03 GMT</pubDate>
							<description>پیروز مجتهدزاده، استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت‌مدرس در یک افشاگری بی‌سابقه از تجاوز نظامی امیرنشین قطر به جزیره بوموسی در سال ۲۰۰۴ و کشته شدن چند ایرانی خبر داد. تجاوزی که به گفته‌ی او با دستور مقامات عالی حکومت و به طور مشخص، وزیر خارجه‌ی وقت، کمال خزاری به مطبوعات، از دید مردم پنهان ماند...
متن کامل این گفتگو را در ادامه بخوانید:</description>
							<author>adoniya</author>
							<linkid>511511</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>درینکویو و جمشید پادشاه اساطیری ایران</title>
							<link>http://farda.us/?p=1750</link>
							<guid>http://farda.us/?p=1750</guid>
							<pubDate>Mon, 07 May 2012 07:13:02 GMT</pubDate>
							<description>در سال ۱۹۶۳ میلادی در جریان بازسازی یک خانه در شهر درینکویو در مرکز ترکیه امروزی، کشف بزرگی صورت گرفت. در آن زمان یک تن از اهالی به طور اتفاقی معبری را پیدا کرد که به یک شهر باستانی هزاران ساله می رسید. این شهر تا عمق دویست و هشتاد فیتی (تقریبا ۸۵ متر زیر زمین) در دل کوه امتداد دارد و بیش از بیست هزار تن سکنه را در خود جای می دهد.

آنچه در ارتباط با این شهر باستانی اهمیت دارد تنها قدمت آن نیست بلکه فناوری های به کار رفته برای ساخت آن است. برخی کارشناسان این شهر باستانی را از نظر اهمیت با بزرگترین اهرام غزه مقایسه می کنند. به همین علت هم پرسشهای اساسی درباره ماهیت شهر وجود دارد از جمله اینکه شهری به این عظمت چگونه و به دستور چه کسی ساخته شده و چه میزان قدمت دارد  و اساسا هدف از ساخت چنین بنایی در دل زمین چیست؟

برخی محققین باور دارند که زمان ساخت این شهر مربوط به هشتصد سال پیش از میلاد مسیح و ساخته اقوام تروی است که در آن زمان در این ناحیه زندگی می کردند. برخی هم اعتقاد دارند این شهر را هیتی ها ساختند که پیش از مردم تروا در آن منطقه بودند.  اما  بسیاری از دانشمندان همچو پروفسور عمر دمیر، باستانشناس ارشد درینکویو، قدمت بخش باستانی شهر را  بسیار قدیمی تر و مربوط به دوران یخبندان (۹۰۰۰ تا ۹۵۰۰ سال پیش از میلاد) می دانند.

در متون مقدس زرتشتیان و در بخش دوم وندیداد داستانی کاملا مشابه وجود دارد که اهورامزدا نوع بشر را از یک فاجعه طبیعی در جهان نجات می دهد. و این موضوع بسیاری را متقاعد می کند که درینکویو همان شهر اساطیر ایرانی است.

پیامبر بزرگ ییما (یا همان جمشید) به دستور اهورا مزدا پناهگاه زیر زمینی مشابه درینکویو می سازد.  بر طبق این روایت جمشید پناهگاه چند طبقه زیر زمینی خود را برای نجات حیوانات و مردم در عصر یخبندان بنا می کند. به گفته دانشمندان آخرین دوران یخبندان در حدود ۱۸۰۰۰ پیش آغازشد و تا حدود ده هزار سال پیش از میلاد ادامه داشت. بنابر این اگر درینتکیو همان پناهگاه زیر زمینی عصر یخبندان باشد احتمالا هزاران سال قدمت دارد. مشکل اساسی این تخمینها در این است که درونکویو از سنگ ساخته شده و بنابر این نمی توان بر روی اجزا آن تست کربن انجام داد تا قدمت دقیق یا حتی تقریبی آن را معلوم کرد و به همین علت هرگونه اظهارنظری هم در اینباره صرفا بر پایه شواهد موجود است.

کانال تلویزیونی تاریخ یا «هیستوری چنل» هم در اینباره مستندی دارد و این مجموعه را به اساطیر زرتشتیان نسبت می دهد. قسمتی از این فیلم را می توانید در سایت یوتوب ببینید.</description>
							<author>sia2020</author>
							<linkid>511785</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>رضا پهلوی : فقط یک قایق نجات هست آن هم قایق اتحاد    </title>
							<link>http://youtube.com/watch?v=xQdrOvVVghs</link>
							<guid>http://youtube.com/watch?v=xQdrOvVVghs</guid>
							<pubDate>Sun, 13 May 2012 20:13:06 GMT</pubDate>
							<description>گفتگوی رضا پهلوی با آقایان نور الدین ثابت ایمانی و دکتر ناصر انقطاع از تلویزیون ملی ایران و سعید قائم مقامی از رادیو صدای ایران : فقط یک قایق هست که ما را به ساحل نجات خواهند رساند آن هم قایق اتحاد هست این مصاحبه در سال ۱۳۸۴ قبل انتخابات ریاست جمهوری ایران انجام شده (مصاحبه کامل به مدت 54 دقیقه ) </description>
							<author>adoniya</author>
							<linkid>512437</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>نتایج یک پژوهش: ظرفیت بالای ایران برای لیبرال دموکراسی</title>
							<link>http://dw.de/dw/article/0,,15948044,00.html</link>
							<guid>http://dw.de/dw/article/0,,15948044,00.html</guid>
							<pubDate>Mon, 14 May 2012 10:13:12 GMT</pubDate>
							<description>پژوهشی که توسط تیمی از پژوهشگران اسرائیلی با مطالعه روی گروه‌های گوناگون اجتماعی در فضای آنلاین و آفلاین مرتبط با ایران انجام شده٬ حکایت از خواست چشمگیر آزادی‌خواهی و ظرفیت بالای لیبرال دموکراسی در میان مردم ایران دارد. 


به‌تازگی پژوهشی درباره گروه‌های اجتماعی در ایران صورت گرفته است. نتایج این پژوهش روز دوشنبه به قلم سرپرست این تیم اسرائیلی در روزنامه وال‌استریت‌ژورنال منتشر شده است.

یووال پورات که مدیریت این پژوهش را بر عهده دارد٬ یک استراتژیست سیاسی اسرائیلی است. او در گزارشی که از یافته‌های این پژوهش در این روزنامه آمریکایی نوشته٬ می‌گوید «در بحبوحه بحث‌های گسترده پیرامون برنامه هسته‌ای ایران٬ معمولا ۸۰ میلیون جمعیت ایران فراموش می‌شوند».

به همین خاطر این تیم که برخی از متخصصان برجسته روان‌شناسی اجتماعی و مطالعات فرهنگی و جمعی از داوطلبان فارسی‌زبان به آن پیوسته‌اند٬ تصمیم گرفته است به بررسی نیروهای محرکه جامعه ایران بپردازد.

به گفته او٬ بررسی میدانی و نیز مطالعه فعالیت‌های ایرانیان در اینترنت نشان می‌دهد که نبردی جدی میان بنیادگرایان اسلامی حاکم بر ایران و آزادی‌خواهان ساکن کشور در جریان است. آنها تلاش کردند دریابند که در این نبرد٬ کدام طرف نظر و همراهی اکثریت شهروندان را به خود جلب کرده است.

این پژوهش از طریق تماس‌های تلفنی با ایرانیان در اواخر سال ۲۰۱۱ و اوایل ۲۰۱۲ انجام شده و نزدیک به هزار شهروند ایرانی از ۳۱ استان کشور٬ از گروه‌های مختلف سنی و قومی و از سطوح مختلف تحصیلی در این نظرسنجی مشارکت کرده‌اند. برای این نظرسنجی تماس‌ها با شهروندان به‌صورت ناشناس انجام شده است.

آزادی‌خواهان در سایه حکومت تمامیت‌خواهان

 یووال پورات می‌گوید برای غلبه بر چالشی که پیمایش پتانسیل آزادی و دموکراسی در کشور دیکتاتورزده‌ای نظیر ایران با آن روبرو است٬ نیاز به نوآوری بود. تیم تحت مدیریت او برای تحقق این هدف از سوال‌های کلیشه‌ای پژوهش‌هایی از این دست فاصله گرفت و به جای این‌که از شهروندان مستقیما بپرسد «شما مدافع دموکراسی هستید یا مخالف آن؟» یا «آیا هرگز درخواست یا نامه سرگشاده‌ای را امضا کرده‌اید؟» از پرسش‌نامه‌های روان‌شناسی برای سنجش ارزش‌های جامعه بهره گرفت.

او می‌گوید مردمی که در سایه دیکتاتور زندگی می‌کنند٬ معمولا به دلایل گوناگون، از جمله هراس و مصلحت‌سنجی٬ به سوالات مستقیم پاسخ‌های درست و دقیقی نمی‌دهند.


 


اما در پژوهش جدید در پرسش‌نامه‌های آنها موقعیت فرضی شخص ثالثی توصیف شده و سپس از فرد مصاحبه‌شونده خواسته شده که بگوید تا چه اندازه به دیدگاه‌های شخص ثالث احساس نزدیکی یا یگانگی می‌کند. شخص ثالث در این نظرسنجی مثلا چنین ویژگی‌هایی دارد: «برایش مهم است که تصمیمات مهم زندگی را خودش بگیرد»٬ «خلاقانه فکر کردن برایش اهمیت خاصی دارد» و «می‌خواهد خودش آن کسی باشد که به دیگران امر می‌کند.»

سوال‌های مطرح‌شده در این پیمایش اجتماعی بر اساس &quot;تئوری ارزش‌های پایه‌ای انسان&quot; پروفسور شالوم شوارتز طراحی شده‌اند. بر اساس همین سوالات٬ تیم پژوهش به برآوردهایی از ارزش‌ها و نیز پتانسیل جامعه برای پیش‌برد فرآیند دموکراتیزاسیون رسید.

شگفتی پژوهشگران از پتانسیل دموکراتیزاسیون و آزادی در ایران

 یووال پورات می‌گوید تحلیل داده‌های به‌دست‌آمده از مصاحبه‌های شهروندان ایرانی٬ پژوهشگران تیم‌اش را شگفت‌زده کرد. بر این اساس٬ اگرچه پای‌بندی به ارزش‌های محافظه‌کارانه نظیر سنت هم‌چنان چشمگیر است٬ اما جامعه ایران به شدت از ارزش‌های لیبرال از جمله اهمیت خوداتکایی و نوع‌دوستی حمایت می‌کند.

حدود ۹۴ درصد از مصاحبه‌شوندگان در این پیمایش بر «آزادی انتخاب مسائل پراهمیت زندگی» تاکید کرده‌اند و ۷۱ درصد از آنها از «رواداری در برابر همه مردم و گروه‌های گوناگون جامعه» گفته‌اند.

تطبیق نتایج این پژوهش با نمونه‌های جهانی آن نیز نشان داده که ایران در مقایسه با ۴۷ کشور دیگر٬ در زمینه اشتیاق و آمادگی برای لیبرال دموکراسی٬ از ۲۳ کشور دیگر جلوتر است و کشورهایی نظیر امارات٬ مصر٬ مراکش٬ اردن و حتی کشورهای آسیایی نظیر کره‌جنوبی٬ هند و تایلند پشت‌سر آن قرار گرفته‌اند.

با تطبیق آن با نمونه‌های اروپایی٬ مشخص شده که خواست دموکراسی و آزادی در ایران از کشورهایی نظیر روسیه٬ اوکراین٬ اسلواکی و رومانی هم نیرومندتر است.

نتیجه‌ای که از این پژوهش استخراج شده این است که جامعه ایرانی را می‌توان به حمایت از ارزش‌های لیبرال شناخت؛ ساختار جامعه ایران عمیقا با بنیادگرایی در تضاد است و یک رژیم بنیادگرا را برنمی‌تابد. یووال پورات می‌گوید این یافته‌ها نشان از پتانسیل بالای تغییر رژیم٬ توسعه و تحول به سمت لیبرال دموکراسی در ایران دارد.
</description>
							<author>rahbor</author>
							<linkid>512500</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>پاسخی به گفته های سید مجتبی واحدی درباره ی آهنگ  &quot;نقی&quot;/ سروش سکوت</title>
							<link>http://parsdailynews.com/100215.htm</link>
							<guid>http://parsdailynews.com/100215.htm</guid>
							<pubDate>Tue, 15 May 2012 05:47:12 GMT</pubDate>
							<description>آقای واحدی! بنظر من شما با یک سو نگری و عدم بی طرفی در این برنامه حرف زدید!
نخست: اینکه خودتان را شیعه ی عاشق اهل بیت معرفی کردید (بسیار خوب، عقاید شخصی شما محترم است) اما شما به عنوان کسی که خودش را سیاستمدار میداند و مینامد، باید توجه کنید که عقاید شخصیتان را در خانه ی خودتان و جز امور خصوصیتان نگه دارید، نه اینکه در یک تریبون رسمی بیانش کنید، این یعنی زیرپا گذاشتن اصل بی طرفی و این نشان می دهد که اساس تفکر استبداد مذهبی و دادن نقش و جایگاه به مذهب در امور اجتماعی و سیاسی و فراعرفی در شما سبزها هم وجود خارجی دارد؛ پس بنابراین من و مای بی خدای بی دین حق داریم به شما بی اعتماد باشیم و ازین که قدرت به دست شما و همفکرانتان بیافتد از ترس بلرزیم!
دوم: شما اگر به دین و مذهب به معنای عرفی کلمه اش باور داشته باشید، نیک میدانید که مذهب به شعر و شعار و ظاهر نیست که مثلا با به شکل سینه ی یک زن شدن حرم امام رضا، امام رضا و عقیده اش در خطر بیافتد و یا امام نقی با بکار بردن چند کلمه و اتفاق روزمره ی جامعه ی ایران، حرمتش شکسته شود و اسلام عزیزتان، بی استخوان و نابود شود!
اگر اینگونه است که وای بر آن اعتقادی که اصول و پایه اش با چند کلمه و یک عکس، فرو بریزد! پس این همه سینه زنی و شور حسینی برای توهین خواندن شعر یک ترانه سرا که ابزارش تنها قلمش است، چیست؟!
سوم: اتفاقاتی که در این شعر به آن پرداخته می شود، معضلاتی است که در ایران و بین ایرانیان بوده، دیدم احمد باطبی مقاله ای نوشته بود و برای دانه دانه ی بخش های شعر، لینک و رفرنس داده بود (پیشنهاد میکنم حتما بخوانید!) شما گیر دادید به یک اسم نقی که به آن پرداخته می شود؟! چرا به بخش های دیگر نمی پردازید؟ چرا به انتقادها به جنبش سبز و سران آن که جنبش سبز را به نابودی کشیدند، خرده ای نمی گیرید و به نقدها پاسخ نمی دهید؟ کار شما حکم کار کسی را دارد که میخواهد برای پوشاندن یک چیز تابلو شده، از یک بهانه و دستاویز بهره ببرد! اگر بحث توهین به مذهب است، انقدر در این فضای لایتناهی مجازی و رسانه های دیگر به محمد و آلش لخت ترین فحش ها را می دهند، چرا به آنها واکنش نشان نمیدهید؟! گیر به شاهینی داده اید که همه چیز را لخت و عریان بیان میکند و به چیزی به نام مصلحت سیاسی و این حرف ها ذره ای باور ندارد!!!
چهارم: در جامعه ی مد نظر شما که آزادی و دموکراسی هم در آن باشد! تکلیف آتئیست هایی مثل من چیست؟ چرا شما سعی میکنید باز هم تئوری مسخره ی اکثریت و اقلیت را تقویت کنید؟! من ِ آتـئیست نمیخواهم در اقلیت (به معنی یک عنصری که از حقوق برابر با اکثریت برخوردار نیست) باشم! این حد و حدود را مشخص کنید؛ راستش من بین تفکر شما، اصلاح طلبان، سبزالله و جمهوری اسلامی ذره ای تفاوت نمی بینم، شما فقط سعی میکنید روی استبداد مذبی و تک صدایی کاغذ رنگی بکشید!!!
پنجم: شما در حرفهایتان، به شاهرخ مشکین قلمی اشاره میکنید که جملاتی را از متفکران بزرگی همچون آنتول فرانس نقل میکند که گفته اگر اکثریت جامعه بر یک حماقتی توافق دارند، ماهیت آن حماقت تغییری نمیکند! بعد شما با تندی پاسخ میدهید: حماقت آن است که کسی فکر کند بیشتر از آن چند میلیون میفهمد! اولا اینکه گوینده ی این جمله شاهرخ مشکین قلم نبوده بلکه یک نویسنده بوده. دوم اینکه: این جمله کاملا درست است، چون ما باید به حقیقت به معنای جهان شمول و فراگیرش باور داشته باشیم، پس اگر تنها حقیقت قداست دارد، بگذار اکثریت قربانی شود اما حقیقت سلاخی نشود! اگر تنها ملاک ما حقیقت محض باشد، لزومی ندارد که یک اشتباه و حماقتی را که مثلا چند صد میلیون مردم شبه قاره هند بدان باور دارند را مقدس و مورد احترام بدانیم.
این تفکرات منسوخ که فقط مخصوص کشورهای جهان سوم است و در جهان آزاد و مدرن ذره ای اعتبار ندارد، ریشه در مطلق گرایی اخلاقی و اخلاقیات مطلق دارد. مطلق گرایی، زاینده ی امر قدسی و امر قدسی مقدمه ی استبداد است، استبداد از سطح شخصی تا رویه های سیاست و اجتماع!...
ششم: شما گفتید که شاهین با قرار دادن مثلا به قول خودتان &quot;انگشت هرزه ی فلانی&quot; کنار نام یک امام توهین کرده و سپس این استدلال بچه گانه را کردید که مثلا اگر به نام مادربزرگ یک نفر این انگشت را قسم بخورند، او خوشش می آید یا نه؟!!! از شما که خود را سیاسی میدانید این استدلال آبکی بعید بود!!! اصلا چه ربطی دارد و من را بیشتر یاد ادبیات کوچه بازاری که غیرت سیستم احمقانه ی مرد سالاری مردنماها را به جوش می آورد، انداختید!!! از طرف دیگر آقای سید مجتبا واحدی! شاهین از اتفاقی سخن گفته که اتفاق افتاده (منظورم قضیه ی انگشت است!) در این اتفاق نه شاهین نه امام نقی، هیچ کدام فاعل و مفعول آن عمل زشت نبودند! و در این شعر هم (زبانم لال!!!) انگشت به قول شما هرزه، به ساحت مقدس امام نقی شیعیان حواله داده نشده!!!
آقای واحدی، شما سعی میکنید دیدگاه دروغین &quot;روشنفکری مذهبی&quot; داشته باشید (یعنی همان چیزی که فریبکارانی چون سروش و شریعتی بانی و نماینده اش بودند و هستند!) درحالی که اگر نگاه عرفی به مذهب داشتید: 1) به عنوان یک آدم مذهبی، مذهب را در سراچه ی دل و طاقچه ی منزلتان نگه میداشتید. 2) از افرادی بنام امامان، خدا و بت نمی ساختید که تنها آوردن اسمشان در یک شعر، چنین دیدگاه متحجرانه ای را نزد شما و همفکران موجب و منجر بشود!!!
مطلب زیاد است، اما همین کافی است فقط در آخر یک چیز: ای کاش شما که انقدر ندای وا اسلاما سر میدهید و دور و حول یک شعر چندبیتی شور حسینی می زنید، ای کاش برای دروغ های همفکرانتان نظیر حجت الاسلام کدیور که زشت ترین دروغ ها را در لباس روحانی مسلمان گفته، نقد میکردید و سینه زنی مینمودید!
سروش سکوت</description>
							<author>sommer81</author>
							<linkid>512588</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>هجوم کامنت های &quot; خلیج همیشه پارس &quot; به پیج ملک عبدالله پادشاه عربستان در فیس بوک</title>
							<link>http://didgahman-didgaheman.blogspot.com/2012/04/blog-post_27.html</link>
							<guid>http://didgahman-didgaheman.blogspot.com/2012/04/blog-post_27.html</guid>
							<pubDate>Fri, 27 Apr 2012 16:17:04 GMT</pubDate>
							<description>با هر نگاه بر آسمان اين خاك هزار بوسه مي زنم
نفسم را از رود سپيد و آسمان خزر و خليج هميشگي فارس مي گيرم
من نگاهم از تنب كوچك و بزرگ و ابوموسي نور مي گيرد
من عشقم را در كوه گواتر ، در سرخس و خرمشهر
به زبان مادري فرياد خواهم زد ، فرياد خواهم زد
تفنگم در دست و سرودم بر لب همه ايران را مي بوسم
من خورشيد هزار پاره عشق را بر خاك وطن مي آويزم
من خورشيد هزار پاره عشق را بر خاك وطن مي آويزم
اي وارثان پاكي من آخرين نگاهم بر آسمان آبي اين خاك
و خليج هميشگي پارس خواهد بود.
آدرس پیج جهت گذاشتن کامنت


http://www.facebook.com/King.Abdullah.Bin.Abdullaziz</description>
							<author>didgahman</author>
							<linkid>510717</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>&quot;در حکومت دینی دنبال دمکراسی نگردید&quot; </title>
							<link>http://radiozamaneh.com/politics/2012/05/11/14198</link>
							<guid>http://radiozamaneh.com/politics/2012/05/11/14198</guid>
							<pubDate>Fri, 11 May 2012 08:24:59 GMT</pubDate>
							<description>روز پنجشنبه دهم ماه مه در الجزایر انتخابات پارلمانی برگزار شد که به عقیده  بسیاری کارشناسان نیروهای اسلام‌گرا اینجا نیز مانند مراکش، مصر و تونس شانس بیشتری دارند.
 
بوتفلیقه، رئيس ‌جمهوری الجزایر قصد دارد به کمک نیروهای اسلام‌گرای معتدل و با اتکا به ارتش، دوره ریاست جمهوری خود را بدون انجام اصلاحات اساسی به پایان ببرد.
 
الجزایر سال‌ها درگیر جنگ داخلی خونین بوده و تا همین پارسال در آن کشور وضعیت اضطراری حاکم بود. الجزایری‌ها نیز از بهار عربی دلگرم شدند و تظاهراتی به راه انداختند، اما از ترس آن که به سرنوشت مصر و لیبی دچار شوند، دست نگه داشتند و تغییر حکومت راهدف قرار ندادند.
 
 هفته نامه &quot;دی سایت&quot; آلمان به همین مناسبت با بوعالم صنصال (Boualem Sansal) نویسنده سرشناس الجزایری گفت‌وگو کرده است.
 
صنصال  در الجزيره متولد شده اما به علت درگیری با سانسور آثارش را به زبان فرانسه منتشر کرده و به علت فشار حکومت  به همراه همسر و دو دخترش مجبور به ترك الجزاير شده است. سال گذشته میلادی او به خاطر تلاش‌ براي استقرار صلح و دموكراسي در شمال آفريقا جايزه صلح اتحاديه ناشران آلماني را دریافت کرد. </description>
							<author>adoniya</author>
							<linkid>512209</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>نقی‌ بهانه است برای آنچه باید بشنوید  </title>
							<link>http://iranazad-davod.blogspot.fr/2012/05/blog-post.html</link>
							<guid>http://iranazad-davod.blogspot.fr/2012/05/blog-post.html</guid>
							<pubDate>Sun, 13 May 2012 23:40:51 GMT</pubDate>
							<description>زجر ها، فریاد ها، شکستن ها، و ناله های ما زیر توفانِ تازیانه‌ها برایتان لذت بخش بود و مایهٔ شوق و قوتِ ایمان، برایتان نشاط می‌آورد و رضایت را در چهره هایتان می نشاند و با سری بر افراشته به آغوش خانواده برمیگشتید، برای دوباره دیدن آنها حریص بودید و روز در پسِ روز به تکرارِ آن بیشتر اصرار داشتید، آنگاه که نائی نداشتید تازیانه را به دست برادر دینی می دادید و استراحت می کردید و به فکرِ راه‌های سختتر کردن آن بودید، از دیوار‌هایش بالا می رفتید و یک به یک کرامت و انسانیت و صداقت و شرافت و بودن را سرقت می کردید و باز لذت می بردید و به پروردگارتان هدیه می دادید، برایش قربانی می کردید و نذر مید ادید، چاپلوسی می کردید و مهر داغ بر پیشانی می زدید و تسبیح می چرخاندید. آری روزگاری داشتید و هنوز هم دارید، هنوز هم بر جایگاهِ حق نشسته اید و میتازید و میرانید، اگر خسته از جایگاه قبلی‌ هستید بیرون می آیید و فرایض دینی را به نحوی دیگر اجرا می‌کنید، شاید ریشی درازتر، لباسی تمیزتر و تسبیحی گرانتر. اما همان هستید و همان پلیدی را کشان کشان با خود در کوی و برزن می برید و به گونه‌ای دیگر رضایت می گیرید. سلاح‌هایتان تیزتر شده است و رخسارتان کریهتر. اما این روز‌ها دیگر ترسی‌ در دل دارید و هراسی در وجودتان رخنه کرده، دیگر مثل سابق توجیهی برای کارهیتان به دل‌ها راه ندارد. می‌ترسید از سایه، از‌های و هوی، از شکستن چینی‌ اعتقادات به دست قربانیان. می‌ترسید و عذاب می‌کشید که آنچه برایش همه کار کردید بی‌ هوده بوده و بار کج به مقصد نرسیده و آنچه برایش آستین بالا زده بودید وارونه شده. از شاهین‌ها می‌ترسید، از منتقدین و مسخره کنندگان و هتاکان به دینتان می‌ترسید و بنیادتان سست تر از همیشه شده است..... </description>
							<author>humanwatch</author>
							<linkid>512445</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>فتوایِ قتل شاهین نجفی از بَربَریتِ نهادینه شده در اسلام حکایت می کند</title>
							<link>http://fozoolemahaleh.com/2012/05/13/صدور-فتوای-قتل-شاهین-نجفی</link>
							<guid>http://fozoolemahaleh.com/2012/05/13/صدور-فتوای-قتل-شاهین-نجفی</guid>
							<pubDate>Mon, 14 May 2012 07:39:07 GMT</pubDate>
							<description>چرا مسلمانان ایران انتظار دارند که همگان به عقاید سخیف ایشان احترام بگذارند؟ آیا زمانی که معتقدین به اسلام ناب محمدی در خیابان بانوان ایرانی را به دلیل نوع پوشش شان کتک زده، به ایشان توهین کرده و بازداشت شان می نمایند، به باورهای زنان و دختران ایرانی در راستای نوع و چگونگی پوشش شان احترام می گذارند؟

آیا در ماه عذاب آور رمضان و زمانی که باورمندان به اسلام، یک جوان ایرانی را در حال خوردن و یا نوشیدن چیزی می یابند و وی را با مشت و لگد راهی زندان نموده و بعد شلاق می زنند، در حال احترام گذاشتن به عقاید جوانان ایرانی و پیش پا افتاده ترین حقوق انسانی ایشان مبنی بر خوردن و آشامیدن، می باشند؟

آیا هنگامی که شیعیان خردباخته مرتضی علی در ماه ننگین محرم، ده شبانه روز بر سر و سینه زده و دسته های عزاداری راه انداخته و کارناوال های مسخره شان را روانه هر کوی و برزنی می کنند و عده بسیاری را با سر و صدای گوش خراش شان، آزار می دهند؛ در حال احترام گذاشتنن به عقاید کسانی هستند که نمی خواهند به روضه حسین ابن علی گوش دهند؟

زمانی که مسلمانان ایران، حقوق انسانی و شهروندی سایر ایرانیان را به خاطر محافظت از باورها و اعتقادات سخیف شان زیر پا لِه کرده و آن مردمان بی دفاع را اقلیت خوانده و به ایشان بی احترامی می نمایند، چگونه می توانند از نسل معترض جوان انتظار احترام به عقاید عقب افتاده و سراسر دروغ و خرافات خویش را داشته باشند؟

فضول محله، فتوای تازه صادر شده بر علیه شاهین نجفی و هر فتوا و دستور دیگری که فرمان به کشتن و از بین بردن انسانی بی گناه دهد را محکوم کرده و از آخوندی که این فتوا را صادر نموده و مسلمانان خردباخته ای که با آن ملای فرومایه موافقند و کمپین های شرم آوری برای قتل آن هنرمند مردمی تشکیل داده اند، عمیقن متنفر است و آنان را شایسته زندگی در یک جامعه انسانی نمی داند.
</description>
							<author>fozoolemahaleh</author>
							<linkid>512479</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>با استناد به نقل قول خود فریدون فرخزاد آخوند اصلاح طلب امروزی همان جنایتکاری است که حکم قتل فریدون فرخزاد را امضاء کرده!!! + ویدیو </title>
							<link>http://taraneh-azadi.blogspot.com/2012/05/blog-post_1732.html</link>
							<guid>http://taraneh-azadi.blogspot.com/2012/05/blog-post_1732.html</guid>
							<pubDate>Thu, 17 May 2012 00:40:53 GMT</pubDate>
							<description>با استناد به نقل قول خود فریدون فرخزاد دادستان کل انقلاب در زمان خمینی موسوی تبریزی آخوند اصلاح طلب نصیحت گوی

امروزی که به رفراندوم اعتقاد دارد،همان فردی است که حکم قتل فریدون فرخزاد را امضاء کرده و ما مردم و حافظه تاریخی 5 دقیقه ای مان

و بازی مسخره اصلاح طلبان...


دقیقه ٦:٠٣ دقیقه؛ فریدون فرخ زاد: ((گفتند که دادستان کل انقلاب گفته: اگر این مرتیکه از این حرفها بزند می کشیمش!...))</description>
							<author>adoniya</author>
							<linkid>512770</linkid>
						  </item>
						  </channel>
</rss>
