<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
		<rss version="2.0">
		<channel>
		<title>Donbaleh.com</title>
		<link>http://www.donbaleh.com</link>
		<description>Your favorite links on internet</description>
		<lastBuildDate>Sat, 04 Feb 2012 15:47:22 GMT</lastBuildDate>
		<language>fa</language>
		<item>
							<title>رئیس جمهور بیمار</title>
							<link>http://rowshanai.org/articles/bimar.html</link>
							<guid>http://rowshanai.org/articles/bimar.html</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 15:44:57 GMT</pubDate>
							<description>برغم گونا گونی موضوعات، سخنان آقای رئیس جمهور، اما، براساس یک محور میگردید، آمریکا، شیطان بزرگ. آمریکای دسیسه گر و طراح فتنه ها، جانشین استعمار سیاه و برپا کننده استعمار نو، آمریکای چپاولگر و سودجو، سلطه افکن و جنگ طلب، بی عقل و بی تدبیر در مدیریت جهانی، حلقه بگوش صیهونیست ها. آمریکا، کشور نا آزادی ها با 3 ملیون زندانی، کشوری که در آن انتخابات آزاد وجود ندارد. آمریکایی که بر دامن رهبرانش &quot;ننگ &quot; نشسته است. آمریکایی که در حال فروپاشی ست. دیکتاتورهایی که خود در 50 سال گذشته پرورده اند در حال فرو ریزی ست. البته استثنا سوریه است که در خط مقاومت در برابر آمریکا قرار گرفته و شیطان بزرگ بساط &quot;فتنه&quot; را نیز در آنجا بپا داشته است. آقای رئیس جمهور حتی برای آمریکا کمی دل سوزاند و ابراز تاسف کرد که آمریکا فرصت سوزی نموده و از برقراری رابطه با نطام ولایت، غفلت ورزیده است، چیزی که میتوانست مورد بهره وری طرفین باشد و آمریکا نیز میتوانست از منجلاب سقوط خود را بیرون بکشاند. که خود بیانگر مشکل مدیریت جهانی ست، مدیریتی که بزودی متحول میگردد. شواهد بسیاری از جمله وقایعی که هم اکنون در جهان رخ میدهد همه حکایت از &quot;خروج&quot; از غیبت میکند. که امام عج خود مدیریت را بدست میگیرد و ریشه ها ی ظلم و جور را در سطح عالم برمیکند.</description>
							<author>gsliver</author>
							<linkid>499022</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>فشرده کردن فایلها به کمک نرم افزار رایگان PeaZip</title>
							<link>http://araddownload.com/1390/11/%d9%81%d8%b4%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%81%d8%a7%db%8c%d9%84%d9%87%d8%a7-peazip/</link>
							<guid>http://araddownload.com/1390/11/%d9%81%d8%b4%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%81%d8%a7%db%8c%d9%84%d9%87%d8%a7-peazip/</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 15:43:58 GMT</pubDate>
							<description>PeaZip برنامه ای رایگان برای فشرده سازی انواع فایلهاست. شما به کمک این برنامه می توانید فایلهای خود را برای نقل و انتقال راحت تر فشرده کنید و به فرمت های متنوعی نظیر ۷z، RAR، TAR و ZIP تبدیل نمایید و یا این نوع فایلها را از حالت فشرده خارج سازید. همچنین این نرم افزار از امکان تعیین میزان فشرده سازی فایلها برخوردار است...</description>
							<author>vanhelsing</author>
							<linkid>499021</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>عضو شورای انقلاب: از مردم به خاطر وقایع سه دهه اخیر عذر می خواهم </title>
							<link>http://sahamnews.net/1390/11/165632/</link>
							<guid>http://sahamnews.net/1390/11/165632/</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 15:40:36 GMT</pubDate>
							<description> احمد صدر حاج سیدجوادی با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به مردم ایران، به عنوان “یکی از افرادی که در تاسیس نظام و مدیریت انقلاب نقشی ایفا کرده‌” از آنها پوزش خواست.
به گزارش بی بی سی فارسی، در این نامه، که شنبه ۱۵ بهمن (۴ فوریه) منتشر شده، آقای حاج سیدجوادی به خاطر “خسارات مادی و معنوی که از رهگذار عملکرد و سیاست‌گذاری‌های مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران، طی بیش از سه دهه حکمرانی به مردم و کشور تحمیل شده” ابراز تاسف کرده است.
احمد صدر حاج سید جوادی، عضو شورای انقلاب ایران، وزیر دادگستری در زمان دولت موقت مهدی بازرگان، از نویسندگان پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی و از اعضای قدیمی “نهضت آزادی ایران” بوده است.
این عضو سابق شورای انقلاب ایران، هفته قبل نیز نامه ای که هفت ماه پیش به آیت الله خامنه ای منتشر کرده بود را منتشر کرد که در آن، خواستار “بررسی کفایت سیاسی و اخلاقی” محمود احمدی نژاد توسط مجلس و قوه‌‌ قضاییه، آزادی میرحسین موسوی و مهدی کروبی و اعلام “آشتی ملی” شده بود.
آقای حاج سیدجوادی مناسبت انتشار نامه جدید خود را سالروز تشکیل دولت موقت ایران به نخست وزیری مهدی بازرگان اعلام کرده است، که بسیاری از مسئولان آن را اعضای نهضت آزادی ایران تشکیل می دادند.
مهدی بازرگان، در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ و به فرمان آیت الله خمینی مامور تشکیل دولت موقت ایران شد و در ۱۴ آبان ۱۳۵۸، در اعتراض به دخالت های روحانیون نزدیک به آیت الله خمینی و متحدانشان در وظایف دولت، و از جمله ماجرای گروگان گیری سفارت آمریکا در تهران، استعفا داد.
نوشتار پایانی
“آقای حاج سید جوادی که اکنون ۹۴ سال دارد، با اشاره به ‘سختی‌ها و عسرت‌هایی’ که ‘به نام حکومت جمهوری اسلامی ایران’ بر مردم ایران وارد آمده، از خدا ‘طلب آمرزش’ کرده است”
احمد صدر حاج سیدجوادی در نامه خود نوشته است: “آنچه در این لحظات برای راقم این سطور تاسف‌انگیز بوده و جای عذرخواهی دارد، نه مبارزه با نظام خودکامه‌ پهلوی یا همکاری با روحانیت یا پذیرش مسئولیت یا واگذاری قدرت به تشنگان آن است، که اگر یک بار دیگر نیز خداوند حیات دوباره عطا فرماید، سرنوشتی را جز مبارزه با ظلم، تلاش برای آزادی و حاکمیت ملت ایران و رشد و تعالی اخلاق برنخواهم گزید.”
وی افزوده: “تاسف اینجانب از این حقیقت مایه می‌گیرد که تمامی روشنفکران در برهه‌ انقلاب ۱۳۵۷، از دستیابی به وحدت و بسط و گسترش نهادهای مدنی و سیاسی مدرن در مقابل شبکه‌های سنتی اجتماعی درک درستی نداشتند .”
این عضور شورای انقلاب در ادامه آورده: “اگر ما پس از پیروزی انقلاب، همچنان شانه به شانه ایستاده و دست در دست هم، استبداد را نشانه گرفته بودیم و مشکلات را در سقوط شاه خلاصه نمی‌دیدیم، امکان بازتولید استبداد و فرو افتادن از استبداد سیاسی به استبداد دینی به این سان راحت و کم‌هزینه صورت نمی‌پذیرفت.”
آقای حاج سیدجوادی یادآوری کرده که نامه خود را در شرایطی می نویسد که در معرض “درد و رنج جانکاه ناشی از کهولت و بیماری‌های جسمانی” قرار دارد و “این نوشتار پایانی” را “گزارشی از یک عمر تلاش” برای مردم ایران تلقی می کند.
وی تاکید کرده که “ضمن اعتقاد کامل به اصالت انقلاب مردمی ۱۳۵۷ و آرمان‌های آن و دفاع از عملکرد نهضت آزادی ایران در خلال پیروزی انقلاب و پس از آن”، از “کوتاهی، قصور و یا ناتوانی خود به عنوان احدی از اعضای شورای انقلاب و دولت موقت در راستای ممانعت از عدول حاکمیت از آرمان‌های تاریخی ملت ایران و انحرافاتی که از همان هفته‌های آغازین ایجاد شد و آشکارا به چشم می‌خورد”عذر می خواهد.
احمد صدر حاج سیدجوادی:
“روشنفکران در برهه‌ انقلاب ۱۳۵۷، از [ضرورت] دستیابی به وحدت و بسط و گسترش نهادهای مدنی و سیاسی مدرن در مقابل شبکه‌های سنتی اجتماعی درک درستی نداشتند”
این فعال سیاسی که اکنون ۹۴ سال دارد، در خاتمه با اشاره به “سختی‌ها و عسرت‌هایی” که “به نام حکومت جمهوری اسلامی ایران” بر مردم ایران وارد آمده، از خدا “طلب آمرزش” کرده است.
آقای حاج سید جوادی در نامه قبلی خود خطاب به رهبر ایران، نوشته بود که در پی “تهدیدات مکرر تلفنی ماموران وزارت اطلاعات” علیه چند تن از اعضای خانواده اش به علت “مکاتبات علنی و قانونی وی به برخی مقامات داخلی و بین‌المللی”، دوستان و آشنایان به او توصیه کرده اند که از نوشتن نامه به مقام های حکومتی خودداری کند.
صدر حاج سید جوادی بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم در نامه ای خطاب به دبیر کل سازمان ملل، پاپ بندیکت شانزدهم و رئیس اتحادیه اروپا، خواستار اقدام فوری برای توقف احکام اعدام صادر شده علیه معترضان به انتخابات شده بود.
این فعال سیاسی در سال ۱۳۸۰ و در سن ۸۴ سالگی در جریان بازداشت گروهی از نیروهای ملی مذهبی، بازداشت و بعد از مدتی به قید وثیقه آزاد شد.
</description>
							<author>rahbor</author>
							<linkid>499020</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>مرگ یک جوان عرب اهوازی در زیر شکنجه ماموران وزارت اطلاعات  </title>
							<link>http://ishikchiz.wordpress.com/2012/02/01/bir-ahwaz-arabi-iran-rejiminin-iskenceleri-altindi-yasamini-itirdi/</link>
							<guid>http://ishikchiz.wordpress.com/2012/02/01/bir-ahwaz-arabi-iran-rejiminin-iskenceleri-altindi-yasamini-itirdi/</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 15:34:15 GMT</pubDate>
							<description>نعیم آلبوشوکه درفشان جوان 20 ساله عرب اهوازی پس از شکنجه در بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز جان سپرد. فعالان حقوق بشر از اهواز گزارش دادند که نعیم آلبوشوکه درفشان روز پنج شنبه 26 ژانویه 2012 در بازار نادری اهواز دستگیر شده بود. درفشان پس از انتقال به بازداشتگاه وزارت اطلاعات دراین شهر در روز یکشنبه 29 ژانویه 2012 زیر شکنجه جان سپرد. گزارشگران حقوق بشر از اهواز گزارش داده اند که اداره اطلاعات هنوز جنازه نعیم آلبوشوکه درفشان را به خانوده او تحویل نداده اند. خانواده درفشان در گفتگو با فعالان حقوق بشر می گویند که نعیم جوانی اهل مطالعه بود و هیچ گونه فعالیت سیاسی و حتی فعالیت حقوق بشری نداشته است. تلاش های خانواده درفشان برای کشف علت دستگیری و سپس مرگ او زیر شکنجه به نتیجه ای نرسیده و هنوز منتظر دریافت جنازه فرزند خود هستند</description>
							<author>yakamoz</author>
							<linkid>499019</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>جمعی از مسیحیان بدلیل اجتماع در كلیسای خانگی از عربستان اخراج می شوند </title>
							<link>http://mohabatnews.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=3917:1390-11-14-17-33-31&amp;catid=53:church-difficulty&amp;Itemid=282</link>
							<guid>http://mohabatnews.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=3917:1390-11-14-17-33-31&amp;catid=53:church-difficulty&amp;Itemid=282</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 15:29:08 GMT</pubDate>
							<description>چندی پیش پلیس عربستان سعودی 29 زن و 6 مرد مسیحی از کشور اتیوپی که در یک خانه  تقریبن بزرگ در شهر جده گردهم آمده بودند را بازداشت کرد.
</description>
							<author>fcnn</author>
							<linkid>499018</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>پرفروش ترین تلفن های همراه ماه ژانویه 2012 معرفی شدند</title>
							<link>http://pixelmag.blogfa.com/post/96</link>
							<guid>http://pixelmag.blogfa.com/post/96</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 15:28:36 GMT</pubDate>
							<description>کروسل، سازنده سوئدی ابزارهای الکترونیکی سیار، لیست ۱۰ گوشی پرفروش ماه ژانویه ۲۰۱۲ را منتشر کرد.

به گزارش آژانس خبری صنعت ارتباطات، این لیست براساس میزان سفارش قطعات گوشی‌های تلفن همراهی است که برای ساخت در ماه ژانویه ۲۰۱۲ به کروسل سفارش داده شده است.
لیست منتشر شده از سوی کروسل به دلیل انعکاس میزان فروش گوشی‌های تلفن همراه در شش قاره جهان و بیش از ۷۰ کشور دنیا قابل اعتماد است.</description>
							<author>shahin71mo</author>
							<linkid>499017</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title> تشدید سرکوب و گسترش همگرایی در جنبش کارگری  رضا سپیدرودی</title>
							<link>http://rahekargar.net/browsf.php?cId=1069&amp;Id=15&amp;pgn=</link>
							<guid>http://rahekargar.net/browsf.php?cId=1069&amp;Id=15&amp;pgn=</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 15:19:10 GMT</pubDate>
							<description>

گزارش ماه گذشته منابع حقوق بشری نشان می دهد که نقض حقوق کارگران نسبت به سایر اقشار اجتماعی بیشتر بوده است. در همین رابطه احضار و بازداشت فعالان کارگری نیز یکی از محورهای سرکوب حقوق کارگران را تشکیل می داده است. تمرکز دستگاه سرکوب رژیم روی فعالین کارگری بی دلیل نیست. وضع اقتصادی ایران به شدت رو به وخامت گذاشته است. رکورد طولانی تورمی با اثرات تحریم های جدید و دامنه دار اقتصادی ایران ترکیب شده و به فروپاشی واحدهای تولیدی، کاهش زمان و شیفت های کار در برخی از بزرگ ترین واحدهای تولیدی نظیر واحدهای خودروسازی، و اخراج و بیکاری کارگران شتاب داده است. افزایش دامنه نارضایتی در میان مزد و حقوق بگیران و خطر بروز اعتصابات و اعتراضات در واحدهای حساس تولیدی که امکان خفه کردن سریع آنها وجود ندارد و می تواند بسرعت زمینه ایجاد همبستگی گسترده اجتماعی را فراهم آورد، دستگاه سرکوب رژیم را به تکاپو انداخته است. اعتصاب هفته گذشته بخشی از کارکنان راه آهن مشهد از این نوع اعتراضات به شمار می رود. در این شرایط رژیم به سر وقت برخی از فعالین کارگری رفته و احکام ظالمانه ای را که در بیدادگاههایش در مورد آنها صادر و در آب نمک خوابانده بود به شیوه ارعاب آمیز فعال کرده است.

 

 با توجه به گسترش تحریم ها، خطر تجاوز نظامی به ایران، در پیش بودن انتخابات مجلس و احتمال از سرگیری دور تازه ای از اعتراضات ضد دیکتاتوری، دستگاه سرکوب به شیوه ای سازمان یافته به انهدام سرپل های ارتباط جنبش های مختلف اعتراضی اهمیت داده است. دستگاه امنیتی رژیم به خوبی درک می کند که در وضعیت آشفته کنونی امکان بازگشت سریع به وضعیت حتی دو ماه پیش را هم ندارد. از سوی دیگر کاملا روشن است که قربانی درجه اول فروپاشی اقتصاد کشور و بسته شدن کارخانه ها ، دلارفروشان، برادران قاچاقچی سپاه، اختلاس گران و رانت خواران حکومتی نیستند، کارگران و زحمتکشان هستند که باید مثل همیشه بار اصلی بحران را به دوش بکشند. از این رو همراه با ادامه فشار مالی و معیشتی بر کارگران، عدم پرداخت دستمزدها، خودداری از افزایش حداقل دستمزد متناسب با نرخ تورم، کاهش ساعات کار و اخراج کارگران، برخورد با فعالین و سازمانگران اعتراضات کارگری نیز ادامه یافته است.

 

بخشی از فعالین جنبش کارگری در برابر سرکوب و زورگویی بازجویان و امنیتی های لانه کرده در دستگاه قضایی نسبت به فعالین کارگری، اقدام به تشکیل کمیته های حمایتی کرده اند. تشکیل چنین کمیته هایی برای سازماندهی همبستگی و اعتراض جمعی تر نسبت به ادامه بازداشت فعالین کارگری از اهمیت ویژه ای برخوردار است. تشکیل این نهادهای حمایتی یا نهادهای حمایتی دیگر به شرطی که اسیر مصالح گروهی و فرقه ای نشود، می تواند، بدون آن که میدان عمل و فعالیت گروه یا تشکلی را محدود کند، به تدریج زمینه گسترش همگرایی در میان طیف های مختلف فعالین کارگری را تقویت کند. در شرایطی که فعالین کارگری زیر تیغ سرکوب قرار دارند و نارضایتی در میان کارگران رو به گسترش است، توجه به دو نکته می تواند در خدمت گسترش همگرایی در میان مبارزان جنبش کارگری باشد. نخست این که برخورد با برخی اختلافات قدیمی و مزمن بویژه نیازمند دقت و ظرافت است. تلاش برخی افراد و جریانات شناخته شده برای یارگیری از میان صفوف جنبش کارگری ایران به نام حمایت و همبستگی با فعالین کارگری اسیر و ایجاد تفرقه در صفوف آن تحت چنین پوششی الزاما، همیشه و در همه سطوح نیازمند برخورد گسترده علنی نیست، گاهی ترکیبی از بی اعتنایی و برخورد موجز علنی می تواند کارساز باشد. بویژه این که چنین تلاش هایی همواره تحت پوشش ها و بهانه های گوناگون صورت خواهند گرفت و هر چه نقش و وزن جنبش کارگری بیشتر شود این تلاش ها هم بیشتر خواهد شد. دومین نکته به نقش و جایگاهی برمی گردد که فعالیت های کارگری و حمایت از حقوق کارگران برای فعالین کارگری ایجاد می کند. ما در موقعیتی نیستیم که بتوانیم فرصت ها را نادیده بگیریم و در برابر صدای های جدید، فعالیت های جدید، روش های جدید اعتراض و مشابه آنها با تاخیر فاز واکنش نشان دهیم. دهها و صدها واحد تولیدی در سراسر کشور هستند که در آنها نارضایتی کارگری موج می زند، اما هنوز هیچ امکانی برای حتی انعکاس ساده صدای اعتراض کارگران آنها در دست نیست. در این شرایط برقراری ارتباط با فعالین جدیدی که از بستر نارضایتی های کارگری برخاسته و در مسیر سازماندهی اعتراضات کارگری قرار گرفته اند، اعلام همبستگی با آنها و رساندن صدایشان، با هوشیاری و آگاهی، اما بدون پیش داوری های محدودیت آفرین، از بدیهیات موقعیت کنونی و از اهم وظایف فعالین کارگری است.

۱۴ بهمن ۱۳۹۰ـ ۳ فوریه ۲۰۱۲

 

 

 
	 </description>
							<author>Rahekargar</author>
							<linkid>499016</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>«وزیر اقتصاد» : دُلار ده هزار تومان هم بشود ، تاثیری روی اقتصادِ کشور ندارد!</title>
							<link>http://enghelabe-eslami.com/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/10666-l-r-----------.html</link>
							<guid>http://enghelabe-eslami.com/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/10666-l-r-----------.html</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 15:17:11 GMT</pubDate>
							<description>زیر امور اقتصادی و دارایی با تاکید بر این که باید بساط دلال بازی در بازار ارز متوقف شود، تاکید دارد که با روش های جدید دولت، هزینه‌ سفته بازی‌ برای دلالان بسیار افزایش خواهد یافت.
به گزارش انتخاب؛ سیدشمس‌الدین حسینی درباره اتفاقات اخیر در بازار ارز با ایسنا گفت‌وگویی انجام داده که متن آن در پی می‌آید.

* اگر قیمت دلار در بازار آزاد به ۱۰ هزار تومان برسد، آیا تاثیری در اقتصاد کشور خواهد داشت؟

ـ‌ با سیستمی که ما راه اندازی کرده‌ایم، نه! تاثیری ندارد. امروز ارز یک وسیله مبادله است و اگر کسی بخواهد مبادله قانونی و مشروع انجام بدهد، ما دلار هزار و ۲۲۶ تومانی به او می‌دهیم، ولی شاید کسی بخواهد خودش روی دلار قیمت بگذارد.

* اگر تاثیری ندارد، پس چرا دولت تاکید می‌کند که دلال‌ها باید از بازار جمع شوند و حتی پلیس را وارد عرصه کرده است؟

ـ علتش این است که دلال‌ها کار غیر قانونی انجام می دهند و با قانون مواجهه می‌کنند. وقتی کشور قانون دارد، همه باید از آن اطاعت کنند. کجای دنیا و در کدام اقتصاد سالم، افراد در کنار خیابان ارز خرید و فروش می‌کنند؟ در حال حاضر ما بازار را به این سمت می‌بریم که اگر کسی ارز را غیر قانونی خرید و فروش کند، حتی نتواند از ارزی که در دستش دارد استفاده کند.

* مبارزه با خرید و فروش غیر قانونی ارز از کی شروع می‌شود؟

ـ الان شروع شده است.

* ولی هنوز هم دلال‌ها در میدان فردوسی به کارشان مشغولند.

ـ بله هستند. هیچ موقع هم ممکن است برچیده نشوند، ولی هم اثر کارشان کمتر می شود و هم هزینه کارشان افزایش می‌یابد.

* یک نکته دیگر هم این است که در حال حاضر صرافان ارز خرید و فروش نمی‌کنند. چرا بانک مرکزی با آنها برخورد نمی‌کند؟

ـ صراف‌ها خرید ارز دارند، فروش ندارند. الان شما اگر دلار را به صرافی تحویل بدهید، با قیمت هزار و ۲۲۶ تومان آن را از شما می‌خرند. از طرف دیگر اگر صرافی ارزی را از بانک مرکزی گرفته باشد و آن را احتکار کند، حتما با آن برخورد می‌شود.

* ولی روی شیشه صرافی‌ها تابلوی خرید و فروش ارز نداریم چسبانده‌اند.

ـ اشکالی ندارد. صرافی می‌تواند برای نقل و انتقال ارز فعال باشد. نمی‌توانیم بگوییم چون خرید و فروش ندارند، باید تعطیل شوند. شما اگر به یک رستوران بروید و ببینید با وجود ارائه غذاهای مختلف، یک غذا وجود ندارد، مطمئنا نمی گویید که رستوران باید تعطیل شود.</description>
							<author>miladm</author>
							<linkid>499015</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>ویدئوی بازداشت تراختورچی ها در استادیوم تختی تهران</title>
							<link>http://youtube.com/watch?feature=player_embedded&amp;v=xc6OH92qfrU</link>
							<guid>http://youtube.com/watch?feature=player_embedded&amp;v=xc6OH92qfrU</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 15:16:46 GMT</pubDate>
							<description>
ورودی استادیوم تختی تهران - بازی تراختور آذربایجان و نفت تهران</description>
							<author>yakamoz</author>
							<linkid>499014</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>تهمینه میلانی از هنرمندان «خودفروخته» تا هنرمندانی که برای کراوات و حجاب «تخطئه» می شوند / مسیح علی‌نژاد</title>
							<link>http://masihalinejad.com/?p=4422</link>
							<guid>http://masihalinejad.com/?p=4422</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 15:16:08 GMT</pubDate>
							<description>یکی از سایت های اصولگرایان برای بازار گرمی دست به آرشیو برده است و عکس های قدیمی جشنواره فجر را به جای عکس های امسال منتشر کرده است. خانم تهمینه میلانی  که پیشتر اعلام کرد در جشنواره فجر شرکت نخواهد کرد، در صفحه فیسبوک خود این عکس ها را قدیمی و این اقدام را دروغ پردازی خوانده است .بهتر است به جای تلاش برای تکذیب این خبرها که برویم سراغ خود خانم میلانی و پاسخ سایت های اصولگرا را هم در دل پاسخ های صریح و شفاف او کنکاش کنیم.این  روزها که هنرمندانی چون اصغر فرهادی، فاطمه معتمد آریا، لیلا حاتمی و دیگر هنرمندان در عرصه های بین المللی حضوری پررنگ دارند و جایزه های «افتخار آفرین» را به خود اختصاص داده اند شاید بیراه نباشد رفتن به سراغ کارگردانان و هنرمندانی که در داخل ایران هستند تا حال و هوای آنها نیز در مورد آنچه این روزها بر هنر و سینما و طرفداران سینمای ایران در داخل ایران و در جهان می گذرد پرسش شود. گفتگو با «تهمینه میلانی» کارگردان مشهور ایرانی که در تلویزیون جمهوری اسلامی بارها سخنانش قطع و یا مورد انتقاد شدید منتقدان سینمایی در رسانه ملی و رسانه های هوادار حاکمیت قرار گرفته است شاید برای هر خبرنگاری تجربه ای تازه باشد. چون برای هر سوال پاسخی سریع و صریح در ذهن دارد وشمرده شمرده و با دقت کلماتش را انتخاب می کند. تهمینه میلانی همان کارگردانی است که در سال ۱۳۷۹ دستگیر و چند روز در سلول انفرادی و سپس در بند عمومی زندان اوین در بازداشت به سر برد و همان زمان مقدسی پیش از ترور شدن مسولیت بررسی پرونده ی او را عهده دار بود و روزنامه ها نیز  نوشته بودند که خانم میلانی به جرم “اقدام علیه امنیت ملی، محاربه با خدا، همکاری با گروه­های معاند و تشویش اذهان عمومی از طریق آثارهنری” متهم شده است. تهمینه میلانی میان چندگانه هایی که برای «هنر» تعریف می شود، غیر سیاسی بودن آن را نفی می کند  و معتقد است جامعه ایرانی یک جامعه سیاسی است و هنرمند هم در چنین جامعه ای رسالت دارد. گفتگویم با تهمینه میلانی یک گفتگوی تخصصی در زمینه ی آثار هنری او نیست، یک گفتگوی سیاسی در مورد نقش گروه ها و جریان های سیاسی در عرصه های انتخاباتی و تصمیم گیری هم نیست. این گفتگو حال و هوای یک کارگردان در فضای این روزهای داخل ایران است  در مورد آنچه این روزها بر هنرمندان و خانه ی سینمای ایران می رود و اینکه یک هنرمند علی رغم تمامی محدودیت هایی که دولت، قانون و حاکمیت ایران برای آنها به وجود می آورد چگونه می تواند همچنان هنرمند باقی بماند. علی رغم اینکه از او عکس هایی هم در صفحه فیسبوک منتشر شده است می گوید من در جشنواره فیلم فجر امسال شرکت نکرده ام، اما ارتش سایبری برای تخریب به سراغ آرشیو عکس های قدیمی رفته است و عکسی که من با روسری سبز در گذشته به جشنواره رفته ام را منتشر کرده است در حالی که فقط نگاهی به فیلم جشنواره ی امسال کافیست تا نشان دهد این دروغ پردازی ها برای چیست. او نیز همانند بسیاری از شهروندان معمولی ایرانی زندگی اش متاثر از فضای سیاسی و اجتماعی حاکم است اما به مسولیت های فردی برای یک نوع فرهنگ سازی در درون خانواده و سپس جامعه  نیز باور دارد و در عین حال امیدوارانه پاسخ می دهد این وضع دوام نخواهد داشت. بخوانید:</description>
							<author>aflatoon</author>
							<linkid>499013</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>همه چیزمان ترکی؛ نان سنگک هم ترکی</title>
							<link>http://farda.us/%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%86%DA%AF%DA%A9-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C.html/</link>
							<guid>http://farda.us/%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%86%DA%AF%DA%A9-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C.html/</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 15:13:44 GMT</pubDate>
							<description>یکی از پان ترکان ادعا می کند که «نان سنگک» هم از ابداعات ترکان است و از ترکان به ایرانیان رسیده؛ اهمیت این ادعا زمانی بهتر مشخص می شود که بدانیم این سنگک دیگر آن سنگک قدیم نیست و به لطف نظام ولایی، ارج و منزلتی دارد و به دانه ای هزار تومان رسیده است. البته ما هم بخیل نیستیم و شاید هم این امتیاز نان سنگک را به ترکان بدهیم که لا اقل یک نان سنگک در تاریخشان به یادگار گذاشته باشند اما این دوستان هم که بار اولشان نیست و از چارشنبه سوری و نوروز و مولوی و نظامی و ابن سینا شروع کردند و حالا به نان سنگک و آبگوشت بزباش رسیدند و اگر همینطور پیش بروند، نه فقط چیزی از گذشته تاریخی ما باقی نمی گذارند، لابد نقدا یک چیزی هم برای این خدمات تاریخی مطالبه می کنند. علی ایحال دانشنامه غذاهای یهودی که یک مرجع جامع دانشگاهی برای طبقه بندی غذاها است، عقیده ای خلاف عقیده این دوستان پان ترکیست دارد بر طبق این دانشنامه، نان سنگک یک نان ایرانی است که باز هم بر خلاف عقیده این دوست پان ترکیستمان، نام آن از همان لغت «سنگ» پارسی گرفته شده و برای مدتهای مدید نان استاندارد ارتش ایران بوده؛ هر سرباز کیسه ای از آرد و سنگریزه همراه خود داشته و در صورت لزوم با خمیر کردن آرد نان می پخته. نان بربری هم که نام آن از نام «بربرها» آمده، نان سنتی مردم افغانستان است و ربطی به ترکان ندارد و در قرن هجدهم به ایران آمد. </description>
							<author>iran00</author>
							<linkid>499012</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>موج جدید بازداشت ها در اهواز و جان سپردن یک جوان عرب زیر شکنجه</title>
							<link>http://alarabiya.net/articles/2012/02/03/192271.html</link>
							<guid>http://alarabiya.net/articles/2012/02/03/192271.html</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 15:03:45 GMT</pubDate>
							<description>موج جدید بازداشت ها در اهواز و دو شهر حمیدیه و شوش بویژه میان فعالان فرهنگی و حقوق بشری آغاز شده است. 

دو روز گذشته منابع حقوق بشری در اهواز گزارش دادند یک جوان 20 ساله به نام ناصر البوشوکه درفشان پس از شکنجه در بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز جان سپرده است. 
‏ 
این جوان عرب روز پنج شنبه 26 ژانویه 2012 در بازار نادری اهواز توسط نیروهای امنیتی ایران بازداشت شده بود.‏

‏ او پس از دستگیری و انتقال به بازداشتگاه وزارت اطلاعات در اهواز ، روز دوشنبه 30 ‏ژانویه 2012 زیر شکنجه جان سپرده است.‏ 

پیش از این نیز یک فعال حقوق بشر اهوازی به نام رضا مغامسی در بازداشتگاه اداره ‏اطلاعات دزفول در نیز زیر شکنجه عناصر اطلاعاتی جمهوری ‏اسلامی ایران کشته شده بود.‏ 
</description>
							<author>yakamoz</author>
							<linkid>499011</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>یک وزیر دولت موقت: بابت سه دهه عملکرد، سیاست‌‌گذاری و کوتاهی مسوولان نظام، عذر می‌خواهم</title>
							<link>http://khodnevis.org/persian/permalink/16560.html</link>
							<guid>http://khodnevis.org/persian/permalink/16560.html</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 15:03:16 GMT</pubDate>
							<description>دکتر احمد صدر حاج سید جوادی، وزیر دادگستری دولت موقت در نامه‌ای سرگشاده می‌نویسد: «بر خود واجب دانستم به مسوولیت دیگر خویش یعنی پذیرش قصور و نارسایی‌ها و خسارات مادی و معنوی كه از رهگذار عملكرد و سیاست‌گذاری‌های مسوولان نظام جمهوری اسلامی ایران، طی بیش از سه دهه حكم‌رانی به مردم و كشور تحمیل شده است، به عنوان احدی از افرادی كه در تاسیس این نظام و مدیریت انقلاب نقشی ایفا كرده‌ است، پوزش خواسته و اظهار تاسف می‌كنم.»

متن کامل این نامه به نقل از سایت ایران امروز به شرح زیر است:



به نام خداوند جان و خرد

گزارش یك عمر تلاش به ملت شریف ایران
در آستانه‌ی سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند / پنهان خورید باده که تعزیر می کنند
گویند رمز عشق مگویید و مشنوید / مشکل حکایتی است که تقریر می کنند
(حافظ)

ملت شریف و ستمدیده ایران

در شامگاه عمر و در آستانه‌ی سی و سومین سالگرد پیروی انقلاب اسلامی و در سالروز پذیرش مسوولیت از سوی دولت موقت زنده یاد مهندس مهدی بازرگان، به عنوان احدی از یاران و همراهان ایشان در دولت موقت و در نهضت آزادی ایران، بر خود واجب دانستم آن‌چه را كه از خاطرات دردناك روزگار گذشته و پس از سال‌ها مبارزه برای آزادی ملت و رهایی از سیطره ی خودکامگان در ذخیره‌ی تجربه دارم، به عنوان ادای دین به حافظه‌ی تاریخی ملت شریف ایران و به ویژه جوانان پرشور و نیك‌اندیش سرزمینمان در میان گذارم و ضمن ایفای مسوولیت سنگین انتقال تجربیات بیش از شش دهه تلاش و حضور در عرصه‌ی سیاست و اجتماع این مملكت، با دفاع از اصالت انقلاب و آرمان‌های مردم ایران و تایید مدیریت و رهبری آن كه لااقل تا برهه‌‌‌ی پیروزی، مبتنی بر شعار &quot;همه با هم&quot; بود و موجبات پیروزی انقلاب را با كم‌ترین هزینه فراهم آورد و همچنین، ضمن تایید مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی ملت ایران علیه نظام فاسد، خائن و خودكامه‌ی پهلوی و تاكید بر ضرورت و درستی گزینش راهبرد مبارزه‌ی قانونی و مسالمت‌آمیز در راستای استقرار و پیشبرد دمكراسی در ایران ِ پس از انقلاب، به مسوولیت دیگر خویش یعنی پذیرش قصور و نارسایی‌ها و خسارات مادی و معنوی كه از رهگذار عملكرد و سیاست‌گزاری‌های مسوولان نظام جمهوری اسلامی ایران، طی بیش از سه دهه حكم‌رانی به مردم و كشور تحمیل شده است، به عنوان احدی از افرادی كه در تاسیس این نظام و مدیریت انقلاب نقشی ایفا كرده‌ است، پوزش خواسته و اظهار تاسف می‌كنم. 

اهم ایراداتی كه بر نهضت آزادی ایران و در راس آن به مهندس بازرگان و یاران ایشان كه حاضر به پذیرش مسوولیت‌های اجرایی و مدیریتی در شورای انقلاب و دولت موقت شدند، گرفته می‌شود، آن است كه اولاً چرا حاضر به همكاری با روحانیت در آن برهه‌ی زمانی شدیم و دوم، آن كه چرا به راحتی از صحنه‌ی قدرت سیاسی فاصله گرفتیم و اریكه‌ی حكومت را به روحانیون واگذار كردیم؟

به زعم نویسنده‌ی این سطور، صرف عذرخواهی و اعلام مطلق عبارت &quot;ما اشتباه كردیم&quot;، كافی نبوده و خود، برگرفته از مطلق‌نگری و تنها به منزله‌ی كوچك‌سازی صورت مساله بوده و ارایه‌ی پاسخی ساده به وضعیتی پیچیده و قابل تحلیل و بررسی است كه ابداً متناسب با مسوولیت روشن‌فكران و لااقل كسانی كه به ملت، تاریخ و تمدن ایرانی و اسلامی باور دارند، ارزیابی نمی‌شود. از این رو، با وجود آن كه نهضت آزادی ایران، طی بیانیه‌های رسمی متعددی به تحلیل و واگویی دلایل پذیرش این نقش تاریخی اقدام كرده است، اینجانب بر آنم تا فراتر از پذیرش اخلاقی مسوولیت عملكرد سیاسی‌ام، با تحلیل وقایع تلخ گذشته، چراغی در روشن‌سازی آینده برافروزم و در این راستا، نخستین مساله آن است كه به یاد آوریم، تاریخ معاصر این مملكت، با جمهوری اسلامی و یا ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ آغاز نمی‌شود و دیگر آن كه به جهت تحمیل سیاست‌های استبدادی و فضای انسداد سیاسی كه شاه برای سازمان‌های سیاسی و اجتماعی مدرن مانند احزاب و سندیكاها فراهم آورده بود، روحانیت تنها جریانی بود كه از طریق بسیج شبكه‌ی وسیع مساجد، امكان فعالیت عمومی داشت و طبیعی بود كه در چنین شرایطی، نهاد روحانیت بیش از سایرین از امكان ترویج و رشد در میان مردم برخوردار بوده و پایگاه اجتماعی وسیع‌تری داشته باشد. به عبارت دیگر، اسلامی شدن انقلاب و انتخاب مرجعی دینی به عنوان رهبر انقلاب، نتیجه‌ی پایگاهی بود كه روحانیت پیشرو، مانند آقایان طالقانی و زنجانی لااقل پس از جنبش تنباكو در میان مردم برای خود رقم زده بود. نكته‌ی دیگر آن است كه روشن‌فكران دینی در دوران پیش از سال ۱۳۵۷، همواره با روحانیتی همكاری داشتند كه علیه ستم و تبعیض نظام پهلوی موضع می‌گرفت و خواهان آزادی و استقلال مملكت بود، وگرنه در آن زمان هم كم نبودند روحانیونی كه از سوی حکومت مورد تایید قرار گرفته و بودجه های کلان دریافت کرده و در مراسم‌ رسمی دربار حضور می یافتند و اعتقادی به مبارزه با حكومت شاه نداشتند و حتی در خصومت با انقلابیون، گوی سبقت را از عناصر ساواك و رژیم ربوده بودند. از داستان اختلافات افرادی نظیر آقای مصباح یزدی با زنده‌یاد دكتر علی شریعتی، هنوز آن قدر نگذشته كه خاطرات آن به بوته‌ی فراموشی سپرده شود و البته روشن‌فكران دینی افتخار می‌كنند كه نه تنها هرگز با چنین روحانیتی همكاری و تعامل نداشته‌اند كه همواره در خط اول مقابله و نقد این جریان و اندیشه‌های واپس‌گرایانه‌شان قرار داشته‌اند.

در فضای پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ و در نتیجه‌ی رشد تضادها و بحران‌های فاقد توجیه كه در میان احزاب و روشن‌فكران روز به روز شدت می‌گرفت و حزب جمهوری اسلامی از یك سو و حزب توده‌ی ایران و سایر احزاب مارکسیستی و همچنین سازمان مجاهدین خلق از سوی دیگر یا از سر ِ ناآگاهی و بی‌تجربگی و یا از روی ارزیابی نادرست از شرایط و نیروهای اجتماعی و حاكمیت، بر تنور اختلافات می‌دمیدند، طبیعی بود كه بخت روحانیت با عنایت به دلایل تاریخی و سیاسی و زمینه‌های فرهنگی و اعتقادی، از سایر رقیبان برای به دست گرفتن افكار عمومی و عنان قدرت بیشتر شود. در چنین شرایطی، اصرار اعضای نهضت آزادی ایران در ماندگاری بر سریر قدرت نه تنها نمی‌توانست به حل مشكل كمكی كند بلكه این جریان را در مظان حذف مطلق قرار می‌داد و منجر به گسترش و سرعت بیشتر چرخه‌ی خشونت می‌شد. تجربه‌ی افراد سلیم‌النفس دیگری مانند زنده‌یاد آیت الله العظمی منتظری كه تا سال‌ها بعد نیز در صحنه‌ی قدرت سیاسی ایران حضور یافتند، حكایت از تایید صحت نظر و موضع مهندس بازرگان و دولت موقت، در خروج به‌هنگام از عرصه‌ی حاكمیت دارد. قدرت واقعی در ایران ِ پس از انقلاب، در دست‌های روحانیت بود و بنابراین، روشن‌فكران نبودند كه قدرت را واگذار كردند و بلكه این روحانیت بود كه از چرخش دمكراتیك قدرت و تن دادن به حاكمیت ملت سر باز زد.

نهضت آ‍زادی ایران در سال ۱۳۴۰ خورشیدی با حضور جمعی از روشن فکران دینی و بر پایه‌ی سه اصل مسلمان ِ ایرانی ِ مصدقی و به منظور برپایی حاكمیتی دمكراتیك در ایران بنیان نهاده شد. بنیان‌گزاران شریف نهضت آزادی ایران با توجه به قانون اساسی مشروطیت كه قدرت سیاسی حاكمان را محدود و پاسخ‌گو به قانون می‌دانست و بر اساس دركی كه از آرا و اندیشه‌های مطروجه از انقلاب‌های دمكراتیك جهان داشتند و بر پایه‌ی تحقق حقوق و حاكمیت ملت و همچنین در مقام اعتراض به فقدان مشروعیت و عملكرد نظام پهلوی در ساقط كردن دولت ملی و مردمی دكتر محمد مصدق و فضای سركوب پدید آمده پس از كودتای ننگین آمریكایی / انگلیسی ۲۸ مرداد اعلام موجودیت كرد و از آن‌جا كه استبداد و خودكامگی را عامل اصلی تمام مصیبت‌ها و عقب‌ماندگی ملت ایران می‌دید، به مبارزه‌ی علنی و قانونی با نظام مستبد شاه پرداخت و متحمل حبس‌های سنگین و شكنجه و دشواری‌های عظیم شد.

بنیان‌گزاران نهضت آزادی ایران با مطالعه‌ی جامعه و فرهنگ ایران و با تاسی به مشی و دیدگاه نهضت نواندیشان دینی از سید جمال الدین اسدآبادی گرفته تا علمای آزادی‌خواه مشروطیت هم‌چون آیت الله سید محمد حسین نایینی، از جمله كسانی بودند كه با قرائتی نوین از اسلام، استبداد را علت اصلی عقب‌ماندگی مسلمانان دانستند و از آن به عنوان شرك سخن گفتند. در باور این جمع، استبداد نه تنها به عنوان ماحصل بینش غیرتوحیدی كه خود از جمله موانع تحقق جامعه‌ی اخلاقی و نشر باورهای اصیل دینی محسوب می‌شود و بر همین مبنا، باور داشتند كه استبداد در این مرز و بوم فراتر از روش‌های حكومتی و اراده‌ی شخص اول مملكت قرار داشته و در چارچوب نوعی بی‌نظمی و خصلت فردی و اجتماعی عمل می‌كند، از این رو، افزون بر مبارزه‌‌ی سیاسی مستمر با حكومت خودكامه و سلطنت مطلقه‌ی پهلوی، در مسیر خرافه‌زدایی و معرفی چهره‌ای عقلانی از اسلام و سازگار با دمكراسی و حقوق بشر، منشاء خدمات موثر و گسترده‌ای شدند. تولید ده‌ها مجلد كتاب و سخن‌رانی‌های متعدد كه توسط افرادی مانند زنده‌یادان مهندس مهدی بازرگان، دكتر علی شریعتی و مجاهد نستوه آیت الله طالقانی انجام ‌پذیرفت، گنجینه‌ای از معارف سیاسی و اسلامی را پدید آورد كه به ترویج اسلام سازگار با عقل، آزادی و حقوق بشر توجه داشت. بنیان‌گزاران نهضت آزادی ایران بر پایه‌ی چنین دركی از تاریخ و دین‌داری، ورود به عرصه‌ی سیاست را برگزیدند و باور داشتند كه بدون آزادی، باور به توحید و خداپرستی نیز ناممكن می‌شود و آزادی‌ را گام نخست تعالی ایمان، اخلاق و همچنین پیشرفت كشور و سعادت ملت بر می‌شمردند. در اعلامیه‌ی تاسیس نهضت آزادی ایران، این عبارات دیده می‌شود: « اقتضای اطاعت از خدا مبارزه با بندگی غیر او و شرط سپاس ایزدی، تحصیل آزادی برای به كار بستن آن در طریق حق و عدالت و خدمت است. ما باید منزلت و مسوولیت خود را در جهان خلقت بشناسیم تا به رستگاری و پیروزی نائل شویم.»

در مرامنامه‌ی نهضت آزادی ایران نیز چنین آمده است:
« مسلمانیم نه به این معنی كه یگانه وظیفه‌ی خود را روزه و نماز بدانیم. ورود ما به سیاست و فعالیت اجتماعی، من‌باب وظیفه‌ی ملی و فریضه‌ی دینی بوده. دین را از سیاست جدا نمی‌‌‌دانیم و خدمت به خلق و اداره‌ی امور ملت را عبادت می‌شماریم. آزادی را به عنوان موهبت اولیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی الهی و كسب و حفظ آن‌ را از سنن اسلامی و امتیازات تشیع می‌‌شناسیم. مسلمانیم به این معنی كه به اصول عدالت و مساوات و صمیمیت و سایر وظایف اجتماعی و انسانی قبل از آن كه انقلاب فرانسه و منشور ملل متحد اعلام نماید، معتقد بوده‌ایم.»

یادآوری می‌كند كه به رغم عملكرد عبرت‌آموز و غیرقابل دفاع روحانیت حاكم پس از انقلاب اسلامی، جایگاه روحانیت شیعه در ایران طی صدها سال به گونه‌ای بود كه در شكل‌گیری و تقویت جنبش‌های عدالت‌گرا و آزادی‌خواهانه به نحوی جدی و موثر عمل كرده بود و حذف یا نادیده‌گرفتن این نهاد دیرپای اجتماعی در راستای نیل به اهداف و آرمان‌های اصیل ملت ایران و بسیج توده‌های مردم و بسط هم‌گرایی و وحدت در سطحی ملی، نه مفید و نه ممكن ارزیابی می‌شد. تردیدی وجود ندارد كه نقش روحانیت در بسیج و رهبری مردم در توفیق انقلاب مشروطه نقش اساسی داشت و پیروزی نهضت ملی ایران به رهبری زنده‌یاد دكتر محمد مصدق و رخداد حماسه‌ی سی تیر ۱۳۳۱ نیز در پرتو حمایت روحانیت و به ویژه آیت الله كاشانی پدید آمده بود. [اگرچه بعدها آقای كاشانی راه را به خطا رفت و موجبات پیروزی كم‌هزینه‌ی كودتاگران را فراهم آورد.] و هم از این رو، نهضت آزادی ایران از همان بدو تاسیس، به همكاری و هم‌گامی با روحانیت پیشرو و آزادی‌خواه، در راستای مبارزه با استبداد سلطنتی مطلقه‌ی پهلوی پرداخت و البته این همكاری به درك و شناخت تاریخی نهضت از سوابق مراجع عظام و روحانیتی فرهیخته و مترقی مربوط می‌شد كه در ایران و عراق، علم مبارزه با استعمار و استبداد را برافراشته بودند و فقهای نامداری مانند سید جمال‌الدین اسد آبادی، آخوند محمد كاظم خراسانی، میرزای شیرازی و آیات بزرگواری همچو نایینی و بهبهانی و طباطبایی و مازندرانی و وعاظ آزادی‌خواهی مانند سید جمال اصفهانی پرچمدار آن بودند. فقهایی فرهیخته كه فارغ از تعصب‌ها و منافع صنفی و گروهی در مقابل شیخ فضل الله نوری‌ها و ملا علی كنی‌ها كه آزادی را كلمه‌ی قبیحه می‌دانستند، ایستادگی كرده و مانع فروكاستی و سقوط مشروطه به نظام موسوم به &quot; استبداد مشروعه‌ی مطلقه &quot; شدند.

انصاف را كه بخش مهمی از روحانیت نظیر زنده‌یادان طالقانی، منتظری، مطهری و همچنین رهبر فقید انقلاب در مبارزه با استبداد و فساد پهلوی و تحمل عواقب دردناك و تحمل حبس و تبعید و شكنجه همگام با سایر مبارزان هرگز از پای ننشستند و در تخریب بنای پوسیده‌ی سلطنت و رفع استبداد گامی به عقب بر نداشتند. هم از این رو بود كه هنگام بازگشت باشكوه رهبر انقلاب از تبعید به تهران، افزون بر ده‌ها هزار نفر از هم‌وطنان مسلمان در میدان آزادی، جمع كثیری از نمایندگان سازمان‌های اجتماعی و سیاسی حتی با گرایش‌های غیرمذهبی و نمایندگان اقلیت‌های دینی ارمنی و زرتشتی و كلدانی و یهودی نیز به صفوف استقبال‌كنندگان پیوستند. پیام این پیشواز تاریخی و خیر مقدم و خوش‌آمدگویی به رهبر انقلاب، آن بود كه انقلاب ایران، فراتر از مرزهای قومی و نژادی و مذهبی و جنسیتی استوار است و از سوی كافه‌ی ملت ایران، به عنوان مبارزه‌ا‌ی مشترك برای از میان بردن هرگونه ستم و بی‌عدالتی تلقی می‌شود كه باید نماد ترسیم خط مشی آینده‌ی مدیریت انقلاب در راه تحكیم هرچه عمیق‌تر همبستگی ملی و مدنی در ورای تمام تفاوت‌های فكری و اعتقادی قرار می‌گرفت و به تفرقه‌ها و خصومت‌های به جا مانده از فرهنگ استبدادی و استعماری &quot; تفرقه بیانداز و حكومت كن &quot; پایان می‌داد.

و دریغا كه چنین نشد و از همان اوان پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، روحانیتی كه تا آن برهه‌ بر اساس شعار &quot; همه با هم &quot; در كنار روشن‌فكران، علیه ستم و فساد نظام پهلوی مبارزه می‌كردند، به محض دستیابی به قدرت سیاسی، با تغییر موضع به &quot; هر كه با من نیست مخالف من است&quot; نخست با یورش به روشن‌فكران دینی و سپس با حذف سایر جریانات موثر در انقلاب كه حاضر به پذیرش وضع موحود نشدند، در سایه‌‌ی مفهومی ناشناخته موسوم به &quot; اسلام فقاهتی و اجتهاد زنده و پویا &quot; حصاری به دور ساختار سیاسی قدرت و حاكمیت كشیدند كه به تحمیل فضای سركوب و قرائتی خاص و كم‌سابقه از اسلام، سلب و محدودسازی آزادی‌های قانونی، نقض فراگیر حاكمیت و حقوق ملت منجر شد و در نهایت، به غلبه‌ی یك جریان صنفی بر گرایش‌های اجتماعی و سیاسی دگراندیش و بسط خصومت‌ها و حذف‌ها انجامید و امكان پیدایش وفاق ملی را برای مدت مدیدی به تعویق انداخت.

انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، به دنبال خواست تاریخی ملت ایران كه از انقلاب مشروطه به این سو در آرمان‌های آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی، تحقق حقوق و حاكمیت ملت و پیشزفت مملكت متجلی شده بود به پیروزی رسید و البته مردم ایران و فعالان سیاسی دمكراسی‌خواه، اعم از مذهبی و غیرمذهبی، آزادی را حاكمیت قانون و تحقق آزادی‌های قانونی می‌دیدند. با پیروزی انقلاب، طومار نظام سلطنتی یك سره در هم پیچید و وضعیتی فوق‌العاده پدید آمد كه نه تنها برای انقلابیون قابل پیش‌بینی نبود بلكه اداره‌ی امور بسیار دشوار می‌نمود. در چنین وضعیت ناشی از خلاء قدرت، جامعه و حكومت، قواعد خود را می‌طلبیذ. پیشنهاد دولت موقت به زنده‌یاد مهندس بازرگان و یاران ایشان نیز به سبب همین وضعیت مطرح شد و همچنین پذیرش این مسوولیت خطیر و خطرناك نیز دقیقاً به منظور برون‌رفت از وضعیتی بحرانی صورت پذیرفت كه برای هیچ كس تا آن روزگار شناخته نبود. مهندس بازرگان و یارانش در دولت موقت در آن شرایط، تنها كسانی بودند كه از یك سو توان كارشناسی و اجرایی بازگشت به نظم را دارا بودند و از سوی دیگر نیز مورد اعتماد عموم ملت ایران و رهبران روحانی انقلاب قرار داشتند. عدم پذیرش این مسوولیت، كشور را در معرض فروپاشی و بی‌نظمی قرار می‌داد. از این رو، نخست وزیر انقلاب، به رغم توصیه‌ی برخی دوستان مانند آیت الله سید محمود طالقانی سكان هدایت دولت را در دست گرفت و در آن بلبشوی سیاسی و اجتماعی از آبروی خویش مایه گذاشت. 

نظام سیاسی كه در چشم‌انداز آرمان‌های ملت ایران و اعضای نهضت آزادی متبلور بود و سال‌ها به خاطر آن طعم حبس و شكنجه و مقابله با ساواك را تحمل كرده بودند، با توجه به نظام‌های متعارف حاكم بر كشورهای دمكراتیك، چیزی جز &quot; جمهوری &quot; نبود. رهبر انقلاب به صراحت در پاریس گفته بودند كه جمهوری اسلامی مانند جمهوری فرانسه است با این تفاوت كه مردم ایران مسلمان هستند و باید باورهای اسلامی مردم، مورد ملاحظه‌ی حكومت قرار گیرد. پیش‌نویس قانون اساسی كه به تایید و امضای رهبر انقلاب و اعضای روحانی شورای انقلاب و مراجع عظام تقلید رسید نیز، نظام سیاسی ایران را بر اساس مردم‌سالاری و نهادهای انتخابی ترسیم می‌كرد و در آن از ولایت فقیه و یا به تعبیر برخی دوستان و همراهان قدیم، از &quot;دیكتاتوری صلحا&quot; و &quot;اسلام فقاهتی&quot; خبری نبود.

روش و منش اعضای نهضت آزادی ایران هرگر مبتنی بر حفظ قدرت به هر بهایی نبوده است و این حقیقتی است كه امروزه حتی مخالفان سرسخت نهضت نیز بدان اذعان دارند. هدف اصلی پیشگامان نهضت آزادی ایران حتی در سقوط نظام پادشاهی نیز خلاصه نمی‌شد، بلكه این جمع به دنبال محدود و مشروط كردن قدرت و تحقق حاكمیت قانون بود. نهضت آزادی ایران نیك می‌دانست كه دلایل بازتولید استبداد پس از پیروزی جنبش مشروطه و رخداد حوادثی مانند به توپ بستن مجلس شورای ملی و یا كودتای انگلیسی ۱۲۹۹ و روی كار آمدن سلسله‌ی پهلوی به جهت فقدان حاكمیت قانون بوده است و نه فقط فرصت‌طلبی و زدوبندهای اشخاصی مانند رضا خان با صاحبان قدرت ایران و قدرت‌های خارجی. از این رو به محض آن كه دیدند وضعیت فوق‌العاده‌ی ناشی از پیروزی زودهنگام انقلاب، موجبات برقراری حاكمیت قانون را فراهم نمی‌سازد و زمانی كه به تعمدی بودن كارشكنی‌های متعدد روحانیت و دستگاه‌های موازی با دولت كه زیر نظر روحانیت تازه طعم قدرت را چشیده هدایت می‌شدند، پی برده و یقین حاصل كردند، كار به جایی رسید كه دولت موقت، ادامه‌ی فعالیت را ممكن ندید و استعفا داد و پس از یك دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی، نهضت آزادی ایران، رسماً از حاكمیت كناره گرفت و به عنوان اپوزیسیونی قانونی، حضور خویش را در عرصه‌ی مناسبات و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی معنا بخشید.

نهضت آزادی ایران طی حدود نیم قرن مبارزه برای تحقق آزادی و حاكمیت قانون، همواره بر این امر تاكید داشته است كه دمكراسی یك رخداد صرفاً سیاسی نیست كه در اثر رویدادی خاص و یا در لحظه‌ای معین روی دهد و بلكه، فرآیندی است اجتماعی، فرهنگی و سیاسی كه در مسیر پیگیری مستمر آن، به درجات گوناگون پدید آمده و تكامل و تعمیق خواهد یافت و چنین دستاوردی نه با زور و تحمیل كه تنها با پذیرش و باور عام ملت و حتی هیات حاكمه به دست خواهد آمد. از همین رو، با تاكید بر شیوه‌های مدنی و مسالمت‌جویانه، تغییرات ندریجی در چارچوب قانون را در ارتقای فرآیند حاكمیت ملت و دمكراسی موثر‌تر ارزیابی كرده و برای آگاهی‌بخشی اهمیتی دوچندان قائل بوده‌اند. گزینش راهبرد &quot; جنگ حجت و نه جنگ قدرت &quot; و ترجیح نقش &quot; ناصح مشفق &quot; به جای &quot; حاكم نالایق &quot; نیز در دهه‌ی شصت خورشیدی بر همین اساس روی داد. 

موجب خوش‌وقتی و امیدواری است كه آرمان‌هایی را كه تنها روزگاری نهضت آزادی ایران منادی آن بود، این روزها به خواست و باور عمومی ایرانیان، از هر طیف سیاسی بدل شده است. امروز دیگر كم‌تر كسی پیدا می‌شود كه آزادی را لوكس بداند و اصلاحات تدریجی و گام به گام را نشان از سازشكاری و لیبرال‌منشی تلفی كند و حتی همراهان عدالت‌طلب ما در مسیر مبارزه نیز بدین ضرورت رهنمون شده‌اند كه سلب آزادی، نخستین حقی است كه از یك انسان، مورد ستم و تعدی قرار می‌گیرد و از این رو، تلاش برای دستیابی به آزادی و كرامت انسانی، عین عدالت‌جویی و پیش‌نیاز اساسی تغییرات پایدار و گذار به سوی حاكمیت ملت بوده و به عنوان خواستی فراتر از یك حزب و یا جریان سیاسی خاص قابل مشاهده است. بنابراین گزاف نیست اگر ادعا شود كه امروز بیش از گذشته، نیاز به آزادی، حاكمیت قانون و عدالت اجتماعی راستین دیده می‌شود و از همین رو نهضت آزادی به رغم برخی دشورای‌ها و ناتوانی در برپایی حاكمیت دمكراتیك در ایران، در تاثیرگزاری بر افكار عمومی ایرانیان و ایجاد زمینه‌های ذهنی پذیرش و حاكمیت دمكراسی، كامیاب بوده است.

آن‌چه در این لحظات برای راقم این سطور تاسف‌انگیز بوده و جای عذرخواهی دارد، نه مبارزه با نظام خودكامه‌ی پهلوی یا همكاری با روحانیت یا پذیرش مسوولیت یا واگذاری قدرت به تشنگان آن است كه اگر یك بار دیگر نیز خداوند حیات دوباره عطا فرماید، سرنوشتی را جز مبارزه با ظلم، تلاش برای آزادی و حاكمیت ملت ایران و رشد و تعالی اخلاق برنخواهم گزید. هرگز از بابت ناباوری و دست نیازیدن به سیاست ماكیاولیستی &quot; هدف وسیله را توجیه می‌كند &quot; و هزینه‌هایی كه از این ناحیه به صورت فردی و جمعی متحمل شده‌ایم، متاسف نیستم، تاسف اینجانب از این حقیقت مایه می‌گیرد كه تمامی روشن‌فكران در برهه‌ی انقلاب ۱۳۵۷، از دستیابی به وحدت و بسط و گسترش نهادهای مدنی و سیاسی مدرن در مقابل شبكه‌های سنتی اجتماعی درك درستی نداشتند و آگاهانه و متناسب با مسوولیتی كه بر عهده داشتند، عمل نكردند و بر اثر بی‌تجربگی و احیاناً اشتباهات عمدی و غیرعمدی، زمینه‌ی ظهور و قدرت‌گیری بلامنازع سنت‌گرایان بر تحول‌خواهان فراهم و حتی منجر به نفوذ مجدد قدرت‌های خارجی در مدیریت نوپای نظام جدید شد و موجبات انحراف گسترده از اصول و آرمان‌های انقلاب پدید آمد.

اگر ما پس از پیروزی انقلاب، همچنان شانه به شانه ایستاده و دست در دست هم، استبداد را نشانه گرفته بودیم و مشكلات را در سقوط شاه خلاصه نمی‌دیدیم، امكان بازتولید استبداد و فروافتادن از استبداد سیاسی به استبداد دینی به این سان راحت و كم‌هزینه صورت نمی‌پذیرفت. از این رو اینجانب به عنوان فردی كه بیش از شصت سال در عرصه‌ی سیاست و اجتماع ایران حضور داشته‌ام در شرایطی كه درد و رنج جانكاه ناشی از كهولت و بیماری‌های جسمانی به شدت رنجورم می‌دارد و حتی گرفتن قلم بر دست را نیز دشوار می‌سازد و تنها لقای محبوب، مانع تداوم این رنج خواهد شد، در این نوشتار پایانی كه گزارشی از یك عمر تلاش صادقانه بود به ملت شریف ایران، اعلام می‌دارد كه ضمن اعتقاد كامل به اصالت انقلاب مردمی ۱۳۵۷ و آرمان‌های آن و دفاع از عملكرد خویش و یارانمان در نهضت آزادی ایران در خلال پیروزی انقلاب و پس از آن، از كوتاهی، قصور و یا ناتوانی خود به عنوان احدی از اعضای شورای انقلاب و دولت موقت در راستای ممانعت از عدول حاكمیت از آرمان‌های تاریخی ملت ایران و انحرافاتی كه از همان هفته‌های آغازین ایجاد شد و آشكارا به چشم می‌خورد، عذر خواسته و از ملت ایران به جهت سختی‌ها و عسرت‌هایی كه به نام حكومت جمهوری اسلامی ایران بر آنان روا شد، پوزش طلبیده و از خداوند منان طلب آمرزش دارم.

به قول استاد سخن سعدی:
تو را كی بود چون چراغ التهاب / كه از خود پری، همچو قندیل از آب

به عنوان عضوی از نهضت آزادی ایران، هرگز قندیلی پرآب نبوده‌ام و اگرچه نتوانستم به جمع روشنایی بخشم، اما در این نود و اندی سال كه بر من گذشت، همیشه سوزی در سینه‌ام برای رهایی انسان از اسارت حقدها و تعصبات ناشی از استمرار استبداد دینی و سیاسی شعله‌ كشیده و روز و شبم را معنا بخشیده است. 

باری! راه دشوار بود و گاهی نیز شاید به خطا و بیراهه رفتیم اما در این لحظات، با وجود كهولت و خستگی، بیش از هر زمان دیگر به پیروزی دمكراسی و آزادی ملت ایران باور و امید دارم. دمكراسی در ایران یك ضروت و سرنوشت محتوم است و امید دارم، ملت و به ویژه جوانان برومند ایران در مسیر سبزی كه پیش رو دارند با عبرت گرفتن از تجربیات انقلابیون قدیمی‌تر، ضمن ایستادگی و پایداری روزافزون بر آرمان‌های خود و با تعمیق ظرفیت‌ها و صبر و توكل بر خداوند، بر مشكلات و بحران‌ها فائق آیند و آینده‌ای روشن را برای كشور و ملت ایران رقم زنند.

سخنم را با کلامی از خواجه ی شیراز آغاز کردم و با هم او به پایان می رسانم:
بود آیا که در میکده های بگشایند / گره از کار فروبسته ما بگشایند
در میخانه ببستند، خدایا مپسند / که در خانه تزویر و ریا بگشایند
هم اگر بهر دل زاهد خودبین بستند / دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند

احمد صدر حاج سید جوادی
عضو شورای مركزی نهضت آزادی ایران
عضو شورای انقلاب و وزیر کشور و دادگستری دولت موقت
۱۵ بهمن ۱۳۹۰ خورشیدی</description>
							<author>rahbor</author>
							<linkid>499010</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>عکس امام در ماه</title>
							<link>http://tecnologiaonline.net/wp-content/uploads/2012/01/Boxie-un-Robot-adorable-e1325848734522.jpg</link>
							<guid>http://tecnologiaonline.net/wp-content/uploads/2012/01/Boxie-un-Robot-adorable-e1325848734522.jpg</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 14:35:05 GMT</pubDate>
							<description>انتشار تصویر امام وقتی عازم ماه بود....</description>
							<author>rahbor</author>
							<linkid>499009</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title> ۳ کشته و ده ها بازداشتی در اهواز، شوش و حمیدیه  </title>
							<link>http://iranglobal.info/v2/node/2406</link>
							<guid>http://iranglobal.info/v2/node/2406</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 14:33:30 GMT</pubDate>
							<description>نیروهای امنیتی و انتظامی ایران در دو هفته گذشته با یورش به مناطق عرب نشین در شوش، حمیدیه و اهواز ۴۹ نفر را بازداشت کردند. برپایه ی گزارش های منابع حقوق بشر از اهواز تا کنون سه نفر از معترضین به نام های محمد کعبی، ناصر آلبوشوکه درفشان و پیشتر از آن ها رضا مغامسی در زندان درگذشته اند. گفته می شود علت درگذشت این سه تن شکنجه های شدید در زندان و جراحات ناشی از این شکنجه ها بوده است. 

پس از دیوار نویسی توسط عده ای از جوانان در شوش و دعوت مردم به تحریم انتخابات پارلمانی آینده ایران، نیروهای امنیتی با یورش به این مناطق تعدادی از جوانان را دستگیر و روانه بازداشتگاههای اداره اطلاعات کردند. پس از این موج امنیتی و بازداشت ها با حضور نیروهای امنیتی در محله های عرب نشین شوش همچون خضیره، دوار، احمد آباد و روستاهای مسیر کعب این مناطق حالت نظامی به خود گرفتند و فرمانداری در این مناطق منع آمد و شد شبانه اعلام کرد. 
حکومت نظامی شبانه با بازداشت تعدادی از جوانان پس از سه شب پایان یافت و به دنبال آن موج دستگیری ها شهر حمیدیه در غرب اهواز را فرا گرفت. در این شهر نیز یک افسر بازنشسته سپاه به نام سید فرج موسوی و تعدادی از جوانان این شهر دستگیر شدند. 
موج دستگیری ها اما هنوز پایان نیافته و محله های عرب نشین اهواز همچون ملاشیه و کریشان را نیز فرا گرفته و روز جمعه ٣.۲.۲۰۱۲ هفت تن از جوانان این مناطق دستگیر شدند. 

بازداشت شدگان شهر شوش: 
۱- سجاد کعبی 
۲- احمد زغیبی (۲۱ ساله) 
٣- عثمان زغیبی 
۴- مهدی خسرجی 
۵- امیر سرخی 
۷- جعفر کعبی 
٨- کاظم دبات 
۹- جعجع چنانی 
۱۰- مرتضی موسوی 
۱۱- فیصل دبات 
۱۲- کریم کعبی 
۱٣- عدنان زعیبی 
۱۴- مسلم مزرعاوی 
۱۵- مهدی نواصری 
۱۶- حسن نواصری 
۱۷- علی کنانی 
۱٨- ابراهیم حیدری 
۱۹- سالار عبیداوی ٣۵ سنه 
۲۰- جاسم کعبی 
۲۱- خدیجه کعبی (این خانم به همراه پدرخود &quot;جاسم&quot; و برادرش &quot;محمد&quot; دستگیر شده است).
۲۲- محمد کعبی (نام محمد کعبی در گزارش های بعدی جزو کشته شدگان اعلام شده است).
۲٣- عاشور دبات 
۲۴-عادل دبات (۲۰ساله) 
۲۵- حمید کعبی (۲۱ساله) 
۲۶- احمد دبات 

بازداشت شدگان شهر حمیدیه: 
۲۷- -عیدان شاخی (٣۷ ساله) 
۲٨- خالد عبیداوی (۲۵ ساله) 
۲۹- حسن عبیات 
٣۰- سید فرج موسوی (افسر بازنشسته سپاه) 
٣۱- محمد عدنان حلفی 
٣۲- کریم دحیمی (۲۶ساله) 
٣٣- جمال عبیات 
٣۴- جلیل عبیات 
٣۵- علی حیدری 
٣۶- هادی منابی 
٣۷- حیدر عبیداوی 
٣٨- عباس ثامر 
٣۹- حسن منابی (٣٣ ساله) 
۴۰- غالب منابی (٣۷ ساله) 
۴۱- عماد ساعدی (۲۵ساله، معروف به عدنان) 
۴۲- ایوب ساعدی (۲٣ ساله) 
۴٣ – عدنان چلداوی (۲۶ ساله) 
۴۴- عادل چلداوی۲٣ (ساله) 
۴۱- مجید باوی(٣۵ ساله ودارای فلج کامل از ناحیه هر دو پا) 

بازداشت شدگان اهواز: 
۴۲- محمد نعامی 
۴٣- سعدون سیلاوی 
۴۴- جاسم مروانی 
۴۵- توفیق حیدری 
۴۶- علی شریفی 
۴۷- طاهر معاویه 
۴٨- ولید حمادی 
۴۹-ناصر آلبوشوکه درفشان (۲۰ ساله که پس از ۴ روز بازداشت زیر شکنجه کشته شد) 
</description>
							<author>yakamoz</author>
							<linkid>499008</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>نماینده آمریکا رفتار روسیه و چین در مورد وتو قطعنامه بر علیه سوریه را شرم آور خواند</title>
							<link>http://cnn.com/video/?hpt=hp_t1#/video/politics/2012/02/04/us-statement-on-syria.untv</link>
							<guid>http://cnn.com/video/?hpt=hp_t1#/video/politics/2012/02/04/us-statement-on-syria.untv</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 14:26:31 GMT</pubDate>
							<description>در این سخنان نماینده آمریکا رفتار حکومت روسیه در دفاع از رژیم دیکتاتوری بشار اسد را بی شرمانه خواند.</description>
							<author>kohsar</author>
							<linkid>499007</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>رهبران آزادیخواه، سکولار، و دمکرات جنبش سبز از کجا آمده اند؟</title>
							<link>http://patrickestarian.wordpress.com/2012/02/03/green-movement-leaders-comments/</link>
							<guid>http://patrickestarian.wordpress.com/2012/02/03/green-movement-leaders-comments/</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 14:19:42 GMT</pubDate>
							<description>خودتان قضاوت کنید. آیا به راستی اینها آزادیخواه و سکولار و دمکرات هستند؟ یا مسبب اصلی بدبختی و نابودی این کشور؟
مهندس میر حسین موسوی: راهی که امریکا در تلاش برای تحمیل آن به ماست بریدن ما از جهان اسلام است و اینکه ما پی مصالح خودمان در چارچوب مرزهای جغرافیایی خودمان بپردازیم و نسبت به سرنوشت مسلمانان تحت فشار امریکا حساسیت نداشته باشیم اما انقلاب اسلامی این​ها را رد می​کند. روز جهانی قدس تذکر به ملت  ماست که سرنوشت ما با سرنوشت همه مسلمانان پیوند خورده است و دفاع از ایران بدون انقلاب اسلامی ، دفاع از ایران شاهنشاهی و ایران امریکایی است.
آزادی قدس جزء هویت انقلاب اسلامی ماست ،انقلاب اسلامی بدون این فکر نمی توانست در کشور ما تحقق یابد و در جهان نفوذ یابد از دست دادن این ایده و این شعار مساوی است با از دست رفتن نفوذ انقلاب در داخل و خارج .
وظیفه ما تذکر است ،ما شما را به سرنوشت شاه، سادات و تمامی خائنینی که دست دوستی به سمت اسرائیل دراز کردند توجه می دهیم. مسلمانان نمرده اند ،مسلمین دست هر خائنی را که به سوی اسرائیل دراز شود قطع می​کند.</description>
							<author>bijan62</author>
							<linkid>499006</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>آب معدنی کمشک در استان هرمزگان</title>
							<link>http://uphere.ir/viewer.php?file=51456101330598829577.jpg</link>
							<guid>http://uphere.ir/viewer.php?file=51456101330598829577.jpg</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 14:19:05 GMT</pubDate>
							<description>آب معدنی کمشک در استان هرمزگان</description>
							<author>hujiko</author>
							<linkid>499005</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>تصویر: قلعه پور اشرف در استان ایلام</title>
							<link>http://uphere.ir/viewer.php?file=71324152766229186613.jpg</link>
							<guid>http://uphere.ir/viewer.php?file=71324152766229186613.jpg</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 14:17:15 GMT</pubDate>
							<description> قلعه پور اشرف در استان ایلام</description>
							<author>hujiko</author>
							<linkid>499004</linkid>
						  </item>
						  <item>
							<title>یک زندانی سیاسی کرد در زندان ارومیه دست به اعتصاب غذا زد </title>
							<link>http://unity4iran.com/2012/02/blog-post_7942.html</link>
							<guid>http://unity4iran.com/2012/02/blog-post_7942.html</guid>
							<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 14:16:47 GMT</pubDate>
							<description>یک زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه از سه روز پیش در اعتصاب غذا بسر می برد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا از ارومیه، جعفر افشاری زندان سیاسی که اخیرا از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب مهاباد به ۵ سال حبس تعزیری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبعید به زندان ارومیه محکوم شده است.
در اعتراض به حکم صادره و عدم در اختیار قرار دادن دادنامه جهت اعتراض به حکم صادره از سه روز پیش در بند ۱۲ زندان ارومیه دست به اعتصاب غذا زده است.
گفتنی است دو برادر این زندانی به نام حبیب افشاری و علی افشاری از سوی دادگاه انقلاب مهاباد به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است و مادر ایشان نیز در پی دریافت خبر صدور حکم اعدام دچار حمله قلبی شده و جانباخته است.</description>
							<author>5788</author>
							<linkid>499003</linkid>
						  </item>
						  </channel>
</rss>
