ادبیات حزب اللهی ( آنهم ازنوع خواهران )!عکس
ادبیات , حزب اللهی ,
خدایی که ربوده شد چه سکولار باشيم و چه کافر، چه بی اعتقاد و چه ضد مذهب، اين واقعيت را نمی توانيم انکار کنيم که ميليون ها ميليون انسان در اين کره خاکی بوجود خدا باور دارند و هر يک راهی خاص خويش را بسوی او می جويند.اما مشکل آدمی از آنجا آغاز می شود که سازمان هائی، و آدميانی، بين او و خدائی به اين نزديکی فاصله های بعيد و جدائی هائی دردناک می افکنند و به آنها می گويند: شما را چه به گفتگو با خدا؟ شما از کجا می دانيد که او چه می خواهد و از شما چه انتظاری دارد؟ و اينگونه است که انسان، در جستجوی خويش برای يافتن درمان دردهايش، يکباره خود را در تارعنکبوت مجموعه ای دست و پا گير به نام «مذهب» می يابد که ـ به نمايندگی خدا ـ تا خلوت حريم خانه با او راه می آيد و حتی برای اينکه او کدام پايش را بايد اول در مستراح بگذارد فرمانی دارد.و هرچه مذهب مسلط تر می شود دره دهان گشوده بين انسان و خدا گسترده تر می شود. اما، در اين احوال، اين را هم حس می کنی که اين خدا ديگر خدای قديمی تو نيست. می بينی که حجت الاسلام ها و آيت الله ها او را از تو ربوده اند . در می يابی که خدا را در سرزمين عجايب دينکاران گم کرده ای.طرفه آنکه در اين «حکومت مقدس الهی»، آنکه بيش از همه در خطر می افتد و آماج بلا می شود، پيش از انسان خداباور، خود «خدای بخشنده مهربان» است.

خدا , اعتقاد , باور , دین , مذهب , جامعه شناسی ,
ادبیات فارسی , اسماعیل نوری علا ,
داستانک 13 از سادی بانیگلی را که در دستش بود به پسرک داد: یک شاخه ژرورای صورتی. پسرک با اینکه می دانست ژرورا بویی ندارد ٬ آن را بویید و چشمانش را به آرامی بست. سپس او را در آغوش کشید و بوسید. گرمای مطبوعی از بوسه او به بدن دخترک منتقل شد. کبریت خاموش شد. سرمای مرگ٬دخترک کبریت فروش را در بر گرفت.
ادبیات , داستانک ,
چيزهايي كه نگفتموقتي چمدانش را به قصد رفتن بست،
نگفتم :(عزيزم ، اين كار را نكن .)
نگفتم :(برگرد
و يك بار ديگر به من فرصت بده .)
وقتي پرسيد دوستش دارم يا نه ،
رويم را برگرداندم.
حالا او رفته ، و من
تمام چيزهايي را كه نگفتم ، مي شنوم.
نگفتم :( عزيزم متاسفم ،
چون من هم مقّصر بودم.)
نگفتم :(اختلاف ها را كنار بگذاريم ،
چون تمام آنچه مي خواهيم عشق و وفاداري و مهلت است.)
گفتم :(اگر راهت را انتخاب كرده اي ،
من آن را سد نخواهم كرد.)
حالا او رفته ، و من
تمام چيزهايي را كه نگفتم ، مي شنوم.
او را در آغوش نگرفتم و اشك هايش را پاك نكردم
نگفتم :( اگر تو نباشي
زندگي ام بي معني خواهد بود.)
فكر مي كردم از تمامي آن بازي ها خلاص خواهم شد.
اما حالا ، تنها كاري كه مي كنم
گوش دادن به چيزهايي است كه نگفتم.
نگفتم :(باراني ات را درآر...
قهوه درست مي كنم و با هم حرف مي زنيم.)
نگفتم :(جاده بيرون خانه
طولاني و خلوت و بي انتهاست.)
گفتم :(خدانگهدار ، موفق باشي ،
خدا به همراهت .) او رفت
و مرا تنها گذاشت
تا با تمام چيزهايي كه نگفتم ، زندگي كنم.

شعر , شل سیلور استاین ,
ادبیات ,
ادبیات درحکومتهای توتالیتارتاریخ همواره نشان داده ادبیات ناب در جوامعی ظهور می کند که آزادی به عنوان اصل محوری ماهیت آن جوامع شکل گرفته باشد ، ادبیات دروضعیت های بسته وساختهای غیر دموکراتیک به عقده ای روانی می ماند که خود را در اشکال ساختارفکنانه یا زیرزمینی بروز می دهند .
اگر به تعریف آکادمیک جوامع توتالیتر بسنده کنیم می توان گفت جوامعی که تمامی قدرت دردست یک حزب یا ایدئولوژی خاص است واین حرب قدرتمند یا ایدئولوژی خاص تلاش می کند تا قدرت بی حد خود را در تمامی عرصه ها اعمال کند ، یکی ازاین عرصه ها مسائل ادبی ، فرهنگی ، هنری و رسانه ها می باشد که کاملا ازسوی حکومت فراگیر تحت نظارت است وهیچگونه تغییر یا دگرگونی یا خلق اثری بدون درنظرگرفتن الزامات قدرت حزب یا ایدئولوژی امکان پذیر نمی باشد. درچنین جوامعی ادبیات به چند شکل بروز می نماید : 1- ادبیات در خدمت حکومت توتالیتر ، 2- ادبیات آنارشیستی ، 3- ادبیات مستقل ///
ادبیات درخدمت توتالیتاریسم ادبیاتی ست که کلیه خواسته های مشروع ونامشروع حکومت فراگیر را در خود جای داده است وازاین ره آورد تلاش به انعکاس جلوه های خیالی وغیر معقول ازحکومتی می نماید که در ماهیت خودهیچگونه انعطاف ندارد . ادبیات ازاین دست خودرا زبان رسمی قدرت حاکمه می داند ودراین راه با چشمانی کاملا بسته وزبانی خاموش صرفا ازآنچه می گوید که قدرت برای او دیکته می کند....
ادبیات , مستقل , خودکامه , تعهد , ایدئولوژی , حکومت , آنارشیسم , توتالیتر , رسانه , نظارت ,
بیپرندگی لحظههای سبز - شعری از احمد صوفی وقتی درخت/
در تهاجم تبرهای سرخ/
از پرنده تهی میشود/
باید/
دست به دامن همان ابلیس کوچک بیقواره شد/
گلی اگر نشکفت/
چیز بعیدی نیست.
×××
وقتی که بوی انتظار همآغوشی/
از چاک پیراهن کولیان باکره لبریز است/
باید/
بر گاهوارههایی خالی از مسیح/
به فاتحه نشست/
و در شبآشوب لحظهی رخوت/
مرگ مریم معصوم را/
خاطرهای کرد.........

شعر ,
ادبیات فارسی , شعر نو , احمد صوفی , سایت ادبی خزه ,
کوتاه ترین داستان جهاناز ارنست همینگوی

همینگوی.
ادبیات.داستان.مجتبی خجسته فر ,
گرد هم آیی صد ها زن در مراسم تجلیل از ادبیات زنان در تهراندر این مراسم که در یک گالری نقاشی در تهران بر گزار شد ، فیلمی از نوشین احمدی خراسانی در بارۀ هشتم مارس نشان داده شد. گزارش هیآت اعطای جایزه ارائه شد و پوران فرخزاد شعری خواند. کتاب هایی که از سوی هیأت داوران به مرحلۀ نیمه نهایی رسی عبارتند از " زنان پیشگام ایران، خدیجه افضل وزیری، دختر بی بی خانم استرآبادی" است که به کوشش خانم مهرانگیز ملاح تدوین شده است و دیگری کتاب " زن ایرانی در نشریات مشروطه "است که آقای دکتر غلامرضا وطن دوست از دانشگاه شیراز با همکاری خانم ها مریم شیپری و آفرین توکلی نوشته است. در این مراسم سیزده زن نویسنده از سه نسل برگزیده شدند. سیمین دانشور، گلی ترقی و شهرنوش پارسی پور از نسل اول منیرو روانی پورف فرخنده آقایی، شیوا ارسطویی، ناهید طباطبائی و زویا پیرزاد از نسل دوم و فریبا وفی، طاهره علوی، محبوبه میرقدیری، سپیده شاملو و مهسا محب علی از نسل سوم روز سیزده اسفند همچنین نخستین سالگرد دستگیری سی و سه فعال زن در تهران است. یکی از دستگیر شدگان، پروین اردلان که قرار بود امروز دوشنبه برای دریافت جائزۀ اولاف پالمه به سوئد برود، از داخل هواپیما به سالن فرودگاه احضار شد و حکم ممنوعیت خروج خود را از مقامات در یافت کرد. پروین اردلان در مراسم اهداء جوائز ادبی زنان شرکت کرد و گفت با این حکم میتواند به کار های عقب مانده اش در ایران بهتر رسیدگی کند. به گفتۀ حاضران در این نشست، استقبال از این مراسم بسیار چشمگیر بوده است. علاوه بر سالن که گنجایش سیصد و پنجاه صندلی را داشت ، دهها نفر در راهرو ها و در حیاط گالری تجمع کرده بودند. این مراسم در شرایطی برگزار می شود که نزدیک به چهل نفر از فعالان "کمپین یک میلیون امضاء" در بازداشت هستند.

مراسم تجلیل
ادبیات زنان تهران 8 مارس زنان پیشگام ایران خدیجه افضل وزیری دختر بی بی خانم استرآبادی زن ایرانی در نشریات مشروطه دکتر غلامرضا و ,
چهرهء یهود در ادبیات ایرانجامعه های اقلیت دینی در ایران و افراد این جوامع، از دیرباز در فرهنگ و ادب ما اگر هم حضوری داشته اند، همچون پدیده ای بیگانــه و حاشیه ای تصویر شــده اند. این تصویر عموماً یک جانبه و منفی بوده است. با وجود قرنها زندگی همجوار و هم سرنوشت با اکثریت مسلمان جامعه، اقلیت دینی هنوز "غیر خودی" و "بیگانه" به حساب آمده است. چون مسلمان نیست، نویسنده و شاعر او را مستوجب اهانت و تحقیر دانسته و چه بسا دیانتش را نیز سزاوار مسخره و طرد دیده. انگشت شمارند ادبا و شاعرانی بلندنظر و انسان دوست، که خود به دور از بلای تعصّب و کینه ورزی بوده و از هموطنان غیرمسلمان خود همچون همسایه های خودی، محرم و هم سرنوشت یاد کرده اند.
صحبت ما امروز پیرامون یکی از این اقلیت ها یعنی اقلیت یهودی ایرانیست و مروری داریم از چهره ای که از او در ادبیات ما ترسیم شده است. این چهره در طی قرون متغیّر بوده ولو همواره منفور. چهرهء یهود در ادبیات ما چگونه طرح شده و از چه دیدی باو نگریسته اند؟
1- چنانچه نویسنده یا شاعر در دیانت اسلامی خویش متعصّب باشد و هویتی اساساً اسلامی برا ی خود قائل باشد، غیر مسلمان را و در این مورد یهودیان را، بطریق اولی "نجس" دانسته و هرگونه تماس و نزدیکی و همدردی با او را ممنوع و مکروه می شمارد. خطّ فاصل در اینجا، توسط فرامین و احکام دینی و یا تفسیرهائی بر آن، برایش معیّن شده است. نمونه هائی از اینگونه برخوردها را در ادبیات کهن بارها دیده ایم و منهم مثال هائی در این مورد از گلستان سعدی دارم.
2- چنانچه نویسنده و ادیب ما غیرمذهبی – لائیک – متجدد و ملی گرا باشد، به ایران دوستی، عشق به ایران باستان، نژادگرائی و ریشه های آریائی خــــود مــــــــــی بالد و ره مبالغه می رود، چون هویت آریائی برای خود قائل است، این بار نیز با یهودی سر ستیز دارد و با او به مثابه غیر آریائی – از نژاد سامی – و غیر ایرانی برخورد دارد. هنوز هم او را از خود می راند. مثال هائی از این گونه تفکّر و ایدئولوژی را در آثار صادق هدایت بعنوان نمونه نشان خواهیم داد.

چهرهء یهود در
ادبیات ایران ,
دانلود باغ آیینه احمد شاملواحمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت که تبار او به گفته شاملو در شعری از مجموعهی مدايح بیصله، به اهل کابل برمیگشت؛ مادرش کوکب عراقی است. دورهی کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هرچند وقت را در جایی به مأموریت میرفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند

شعر ,
ادبیات , دانلود , شاملو , باغ آیینه ,
"ادبیات مانوی" و نخستین اشعار سپید در"ایران" باستان ادبیات مانوی بخشی از ادبیات ایرانی محسوب می شود. ادبیات ایرانی در ادبیات فارسی خلاصه نمی شود، بلکه بسی گسترده تر از ادبیات فارسی است. ادبیات فارسی هزار و دویست سال است که به وجود آمده، اما ادبیات ایرانی، ادبیاتی سه هزار ساله است که بخش مهمی از آن ادبیات فارسی میانه است که ادبیات مانوی هم در آن جای می گیرد. مقصود من از ادبیات مانوی، نوشته های مانی و پیروان اوست که این ادبیات را می توان به دو بخش تقسیم کرد: ادبیات دینی و ادبیات ناب مانند: شعر و داستان و دیگر انواع ادبیات آفرینشی.
ما درادبیات مانوی، ویژگیهای مهم و وجه دوم ادبیات را مشاهده می کنیم که بسیار غنی است. چون که می توانیم نخستین نمونه های شعرسپید ایرانی را در حجم وسیعی مشاهده کنیم .
ادبیات مانوی , شعر سپید , ایران باستان , دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور ,
پسر كوچولو و پيرمردپسر كوچولو گفت: «گاهي وقتها قاشق از دستم مي افتد.»
پيرمرد بيچاره گفت: «از دست من هم مي افتد.»
پسر كوچولو آهسته گفت: « من گاهي شلوارم را خيس مي كنم.»
پيرمرد خنديد و گفت: «من هم همينطور»
پسر كوچولو گفت: « من اغلب گريه مي كنم»
پيرمرد سر تكان داد: «من هم همين طور»
پسر كوچولو گفت: « از همه بدتر بزرگترها به من توجهي ندارند.»
و گرماي دست چروكيده را احساس كرد: «مي فهمم چه مي گويي كوچولو، مي فهمم.»

شل سیلور استاین ,
ادبیات ,
زیبایی شناسی ادبیات از دید هانری برگسنهنگامی که حرکت های متن ادبی موزون می شوند و بر مبنای آهنگی خاص و روندی موج وار و موزون پیش می روند، در ما انتظاری خاص پدید می آورند که تشویش آفرین و تنش زاست، و به ما قدرت پیش بینی و تجسم پیش از وقوع رویدادها را می بخشند که جذاب و کشش زاست ، و ما را به این باور می رسانند که حرکت ها و جنبش های متن ادبی را مهار و رام کرده ایم و دهانه این توسن سرکش و نافرمان را در دست نیروی تخیل و تصور خویش، و در نتیجه در دست نیروی اراده و قدرت خویش داریم. این احساس توانمندی از اینجا حاصل می شود که چون امتداد و جهت حرکت آتی متن ادبی و مسیر پیشرفت آن را حدس می زنیم و پیش بینی می کنیم، هنگامی که به آن مسیر می رود و پیش بینی ما به حقیقت می پیوندد، گویی متن از ما فرمان برده است و مقهور قدرت اراده ما بوده است، و این احساس قهاریت و قدرتمندی ما را ارضا می کند و در ما ایجاد رضایت خاطر و لذت می کند و از این لذت است که احساس زیبایی می کنیم.

هانری برگسن , متن ادبی , زیبایی شناسی , تخیل و تصور ,
ادبیات ,
دانلود نسخه انگلیسی مجموعه کتابهای " نیروی اهریمنی اش " یا His Dark Materials اثر فیلیپ پولمن تقریبا 3سالیست که از ترجمه و چاپ اول این رمان مشهور در ایران میگذرد. "نیروی اهریمنی اش" تاکنون جوایز ادبی بسیاری را در بریتانیا از آنِ خود کرده است و آنرا یکی از شاهکارهای ادبیات فانتزی دانسته اند. سال گذشته فیلمی بر اساس جلد اول این مجموعه با عنوان " قطب نمای طلایی " با بازی نیکول کیدمن ساخته شد که البته مورد استقبال منتقدیت سینما قرار نگرفت و انتظارات دوستداران و طرفداران این مجموعه داستانها را برآورده نکرد. خواندن این مجموعه داستانها را به علاقه مندان ادبیات فانتزی شدیدا توصیه میکنم.

نیروی اهرمنی اش , فیلیپ پولمن ,
ادبیات , فانتزی , تخیل , بریتانیا , کتاب ,
«نمیتوان جلوی فکر و ادبیات مستقل و آزاد را گرفت» • گفتوگو با احمد غلامی با شروع کار دولت نهم، انتشار کتاب، به ویژه کتابهای ادبی، با موانع فراوانی روبهرو شده است. وزارت ارشاد سیاستهای سختگیرانهای را دنبال میکند. فرهنگ اما جنس نرمی دارد و میتواند مسیر خود را از تنگترین منفذها پیدا کند.
سالهاست صحنهی مطبوعات مهم و تاثیرگذار ایران در اختیار گرایشهای مختلف دو جناح اصولگرا و اصلاحطلب قرار دارد. پس از توقیف مجلههایی چون آدینه و دنیای سخن، که عمدتا به انتشار آثار نویسندگان بیرون از این دو جناح میپرداختند، روزنامههای نزدیک به اصلاحطلبان نیز با محدودیتهای زیادی روبهرو شدهاند. تعطیلی روزنامههای پرتیراژ، که در غیاب مجلههای معتبر ادبی، بیشترین سهم در معرفی آثار داستانی را بر عهده گرفتهاند، بازار کمرونق این گونه کتابها را کمرونقتر کرده است.
ادبیات مستقل , احمد غلامی , آدینه , دنیای سخن , دولت نهم ,
عشق زلالچشم ! با اشک مرا یاری کن × ناله ! ای آه ! تو غمخوای کن ×
قلب در سینه نمی گیرد جای × سینه از قلب تو دلداری کن ×
...
گر به تردیدی از این عشق زلال × زلف خود حلقه و قد ، داری کن ×
آخر ای مرگ ! تو را عاطفه نیست ؟ × زندگی کشت مرا کاری کن
ادبیات =شعر , عاشقانه ,
ادبیات هم اسلحه استیاشار کمال متولد ۱۹۲۳ از پدر و مادری کُرد جزو مهمترین نویسندههای کشورش است. این نویسنده که در کودکی به خاطر درگیری با چاقو، چشم راستش را از دست داد، به عنوان سوسیالیستی معتقد همواره در سیاستهای ترکیه دخالت کرد و چندین بار دستگیر شد. جوایز، مدالها و افتخارات زیادی به او رسید.
دربارهی قدرت اسطوره و تاثیر اروپا بر آثارش
۱۱ سال پیش در نمایشگاه کتاب فرانکفورت افتخار دریافت جایزهی صلح کتابفروشیهای آلمان به من رسید. سخنرانیام را با این جمله آغاز کرده بودم:
«من مردی از هنر کلام هستم و از زمانی که به این هنر میپردازم، میکوشم به بهترین وجه ممکن انجامش بدهم». گفتم: از زمانی که به این هنر میپردازم.
نگفتم: از زمانی که مینویسم. زیرا از زمانی که مینویسم، شروع نکردهام به پرداختن به هنر کلام. چرا که این دو جهانهایی متفاوتند.
خیلی پیش از اینکه رمان بنویسم، شعر مینوشتم. و شعر من متاثر از هنر مردمی نقالی بود، هنری که پیشترها نزد ما بسیار محبوب بود و من با آن بزرگ شدهام.

یاشار کمال ,
ادبیات ,
احیــــا - داستان کوتاه ...مینویسم، نه که بخواهم داستانی از نو بنویسم، تنها مینویسم که اندکی لحظه را به بند کشم... ابدیت گذشته است و من هنوز میخواهم ابدیت را زنده کنم. آیا نوشتن میتواند دم مسیحایی آن باشد؟ یا نمیتواند؟ مهم نیست و من تنها به تمام این شب میاندیشم و مینویسم...
ظریف بود و بلندبالا، با انگشتهایی کشیده و پوستی نازک، بهتر است بگویم لطیف، یا شفاف... آنقدر شفاف که جویبارهای آبی زیر پوست را میدیدی، و جویبارهای آبی دور چشم را، و غم را، و شاید مرگ را...
اصلاً بهتر نیست از دو هفته قبل آغاز کنم؟ از آن کافیشاپ، از آن صندلی کنج، از آن دود سیگار، از آن حلقههایی که بالا میرفت و از نگاهی که به زیرسیگاری روی میز دوخته شده بود. و من که بر آستانه ایستاده، تماشاکنان، حتا نمیدانستم که چه شده که بعد مدتها گذرم به کافیشاپی افتاده، به ازدحام و سرخوشی حبابمانندی که در هوا چرخ میزند... اما او حتا نگاه نمیکرد به زوجهای خندانی که در گوشه و کنار، سرها را به هم نزدیک کرده بودند. تنها بود، انگار دیواری بین او و دیگران... تنها بود و انگار سالها آنجا نشسته بود... بیتفاوت، بیاعتنا به آمد و شد فصلها، بیانتظار... نشسته بود و در دایرهی زیرسیگاری طرح ابدیت را میجست. پشت میزی نشستم که هیچ مانعی جلویم نباشد. نشستم و به هالهی گرد او چشم دوختم.....

احیا , داستان کوتاه ,
ادبیات داستانی ,
ادبیات فارسی , پایگاه ادبی خزه , علی عسگری ,
لیمبرت: تحلیل شرایط اجتماعی ایران در عصر حافظ
دکتر جان ليمبرت، دکترای تاريخ از دانشگاه هاروارد و يکی از اساتيد شرق شناسی با تخصص در حوزه تمدن ايران است.
او تا کنون دو کتاب در اين باره نوشته است. کتاب « شيراز در روزگار حافظ، شکوهمندی شهر ايرانی در قرون وسطی» در سال ۲۰۰۱ در آمريکا به چاپ رسيد و سال گذشته در ايران، با ترجمه همايون صنعتی زاده منتشر شد و از سوی صاحب نظران مورد توجه بسيارقرار گرفت.
گلی امامی، در نقد مفصلی که بر اين کتاب نوشته است، می گويد « کتاب می کوشد به اين پرسش پاسخ دهد که شيراز حافظ، چگونه شهری بود. جايی نا امن و سرشار از خشونت، در عين حال برج اولياء و سرانجام مرکز درخشان و فروزان فرهنگ ايرانی و زبان فارسی بود.»
راديو فردا با پروفسور جان ليمبرت مؤلف اين کتاب به گفت وگو نشسته است که تسلط کامل به زبان فارسی نيز دارد.
راديو فردا: آقای ليمبرت! شما چگونه با ايران و فرهنگ ايران آشنا شديد؟
جان ليمبرت: به طور اتفاقی. وقتی دانشجوی سال دوم دانشگاه بودم، پدرم که کارمند دولت بود از طرف وزارت کار مأموريت يافت که برای دو سه سال به ايران برود و در اصل چهار آن زمان کار کند.
من در تعطيلات تابستان، دو ماه پيش پدر و مادرم بودم که آن موقع يعنی سال ۱۳۴۱در تهران زندگی می کردند. آن زمان دکتر امينی نخست وزير ايران بود.
طی آن مدت برای ياد گرفتن زبان فارسی به انجمن ايران آمريکا می رفتم و همچنين به چند شهر از جمله اصفهان و شيراز سفر کرديم. تقريبا از همان موقع علاقمند شدم که در مورد خاورميانه به خصوص ايران، بيشتر بدانم.
وقتی به دانشگاه بازگشتم، رشته مطالعات خاورميانه را دنبال کردم. آن زمان دکتر فرای، ايران دوست و ايران شناس بزرگ و همچنين پروفسور ديب، يکی از مستشرقين نامدار و برجسته اين رشته را در دانشگاه تدريس می کردند و داستان من از آنجا شروع شده است.
در « شيراز در روزگار حافظ، شکوهمندی شهر ايرانی در قرون وسطی» کوشش کردم تا محيط سياسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن زمان را بازسازی کنم.
تخصص من ادبيات نيست و نمی توانم بگويم حافظ شناس هستم. رشته من تاريخ است و در اين کتاب به اين مسئله پرداخته ام که اين شاهکار ادبيات فارسی در چه محيطی زاده شده و رشد کرده است.
شما تحصيلات خود را به طور مشخص در رشته شرق شناسی ادامه داديد؟
بله کاملا درست است.
شما چند کتاب تأليف کرده ايد؟
کتاب «شيراز در روزگار حافظ» کتاب دوم من است. اکنون مشغول تدوين کتاب سوم هستم.
کتاب اول نيز کتابی است با موضوع کلی به نام« ايران در جنگ با تاريخ».
موضوع کتاب اول چيست؟
يک موضوع کلی در مورد تاريخ، فرهنگ و سياست ايران در سطح عمومی يا برای کلاس های دانشگاهی.
بعد از آن، شما کتاب «شيراز در روزگار حافظ» را تأليف کرديد؟
کتاب دوم در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. اين کتاب داستان درازی دارد و تولد آن به صورت تز دکترا بوده است.
شما چه مدت در ايران زندگی کرده ايد؟
در مجموع حدود هفت سال. بين سال های ۱۹۶۸-۱۹۶۴که دو سال آن را دبير انگليسی بودم. بعد از آن از سال۱۹۶۸تا ۱۹۷۲ در شيراز زندگی می کردم و بر روی مورد تز دکترايم تحقيق می کردم و هم زمان در دانشگاه شيراز يا همان دانشگاه پهلوی مشغول تدريس بودم.
طی چهار سالی که در شيراز بودم، هم به صورت کتابخانه ای و مهم تر از آن به صورت ميدانی، بر روی تز دکترايم کار می کردم و در خود شيراز، آثار تاريخی و کتيبه ها را بررسی می کردم و با نتيجه اين تحقيقات رساله دکترا نوشتم.
چند سال پس از آن، به اين فکر افتادم که

جان ليمبرت , دکترای تاريخ , تاریخ ,
ادبیات , شرق شناس , تمدن ايران , حافظ ,
فرانسوی در جشن ایرانی /مصاحبهنهال تجدد نویسنده ایرانی ساکن فرانسه است که درباره فرهنگ و ادبیات مشرق زمین کتاب هایی دارد. خانم تجدد سه سال پیش کتابی در باره زندگی مولانا به زبان فرانسه منتشر کرد که همزمان با هشتصدمین سال تولد مولانا در تهران ترجمه شد و انتشار یافت.
خانم تجدد اینک دوباره به تهران آمده تا کار روی طرح کتابی درباره فرید الدین عطار نیشابوری را آغاز کند و در عین حال مراحل ترجمه غزلیات شمس را نیز از نزدیک پیگیری کند. او در گفت و گو با جدید مدیا از طرح تالیف کتاب رومی جان سوخته و نگاه فرانسوی ها به مولانا می گوید.
چرا از میان شعرای قدیم و جدید ایرانی برای معرفی به فرنگی ها و فرانسه زبانان به سراغ مولانا رفته اید؟
آشنایی من با مولانا از زمانی ﺁغاز شد که مادرم، مهین تجدد، هنگامی که من را حامله بود به کلاس استاد بدیع الزمان فروزانفر می رفت. قبل از نگارش زندگینامه مولانا همراه مادرم و همسرم ﮊان کلود کریر Jean Claude Carrière صد غزل از دیوان شمس تبریزی را به فرانسه ترجمه کردیم. در این هنگام متوجه شدیم که مولانا در فرانسه، مانند حافظ و خیام شناخته شده نیست. این انگیزه نگارش زندگینامه مولانا شد. به نظر ما زمان ﺁن رسیده بود که بالاخره غربی ها و بخصوص فرانسوی ها بتوانند با مولانا ﺁشنایی ﭙیدا کنند.
در واقع این مادرم بود که از من خواست تا زندگینامه مولانا را به رشته تحریر در ﺁورم. فصل اول کتاب را با ورود شمس به قونیه ﺁغاز کردم و شرح ستیز درویشی کهنسال با سرما. زمانی که می خواستم تا جمله ای از شمس بنویسم، از مقالات شمس تفأل زدم و این جمله ﺁمد: "و من ﭘیر مرد در این سرما". سراسیمه به نزد مادرم رفتم و این واقعه را برایش شرح دادم. جوابم داد "حالا به راحتی می توانی ادامه دهی".
واکنش همسرتان به این موضوع چه بود؟
او خود قبل از ترجمه صد غزل از دیوان شمس تبریزی با اقتباس از منطق الطیر عطار نمایشنامه ای نوشته بود که با کارگردانی ﭙیتر بروک Peter Brook اجرا شده بود. در نتیجه با عرفان ایران ﺁشنایی داشت. همچنین بر این عقیده بود که همانطور که یک ایرانی از مولییر وموتزارت با اطلاع است و لذت می برد، یک فرانسوی هم باید امکان این را داشته باشد تا به مولانا دسترسی یابد.
واکنش ناشر فرانسوی به این موضوع چه بود؟ استقبال کرد؟ یا مجابش کردید؟ اصلا مولانا را می شناخت؟
من کتاب را بدون در نظر گرفتن ناشر ﺁغاز کردم. حدودﺃ یک سوم از کتاب را نوشته بودم که لوران لفن Laurent Laffont از انتشارات لتس Lattès با من تماس گرفت تا برایش زندگینامه یکی از بزرگان تاریخ و فرهنگ ایران را بنویسم.
وقتئ به او گفتم که در حال نوشتن زندگینامه مولانا هستم فورﺃ صحبت از قرارداد کرد. او مولانا را تنها از طریق علاقه مندان آمریکایی می شناخت. اما امروزه اگر به دفتر او بروید نگاهتان جلب تصویری از مولانا خواهد شد

نهال تجدد , مولانا , فرانسه ,
ادبیات ,
معرفی سایت ادبی و فرهنگی "بایقوش"سایت ادبی و فرهنگی بایقوش(به معنای جغد) به سردبیری لاله جوانشیر از چندی پیش آغاز به کار کرد. این سایت ترکزبان ایرانی با منشی روشنفکرانه، سعی دارد جایگاه انتشار آثار و اندیشههای پیشرو در حیطه فرهنگ و ادبیات باشد. مدیران «بایقوش» لاله جوانشیر و صمد پورموسوی، ساکن کانادا هستند. در این سایت میتوانید آثاری از رضا براهنی ، زیبا کرباسی، فریبا وفی، ناصر منظوری، اسماعيل مددی و ...دنبال کنید.

سایت ادبی , سایت فرهنگی , سایت ابی فرهنگی ,
ادبیات ترکی ,
ادبیات فارسی ,
ادبيات كهن ايران / داستان سياوش اثرحماسي ابوالقا سم فردوسي شاهنامه گرانبهاترين اثر ادبي ايران واز بزرگ ترين منظومه هاي حماسي و تاريخي جهان است.
موضوع شاهنامه, تاريخ قديم ايران است از آغاز تمدن نژاد ايراني تا انقراض شاهنشاهي ساسانيان .
شاهنامه شامل دو دورﮤ افسانه اي و تاريخي است.
داستان هاي «سياوش» و «بيژن و منيژه» از دورﮤ افسانه اي و داستان هاي «اسكندر- بهرام گور- پيدايش شطرنج» از دورﮤ تاريخي است.

فردوسی , شاهنامه , داستان سیاوش , هنر و
ادبیات , نصرت درویشی ,
لينك کتابخانه های جهان فهرست لینک کتابخانه های جهان برای مطالعه وتحقیق دانشجویان و دانش پژوهان

هنر و
ادبیات , کتابخانه ها , مطالعه و تحقیق , نصرت درویشی ,
پنجرهی واحد سيزده - داستان کوتاه احتمالن قبل از باز کردن اين نامه متوجه شدهايد که آدرس اين نامه بسيار برایتان آشنا است. بله تقريبن چيزی شبيه آدرس همانجايی است که شما در آن زندگی میکنيد و آنجا را «خانه» میناميد، تنها پلاک آن يک رقم پس از شمارهی واحد شماست. اگر تاکنون با من موافق بودهايد بايد به عرض برسانم که احتمالن شما مرا «همسايه» میناميد.
درست است! اين نامه از فاصلهای به اندازهی يک ديوار نازک به دست شما میرسد. شايد هر فرد ديگری غير از من بود به جای اين مسير طولانی خانه تا ادارهی پست و سپس دوباره تا خانه، راه سادهتری را انتخاب میکرد و با چند قدم خود را به زنگ در اتاق شما میرساند و آن را کمی فشار میداد. اما، اما، اما و اما....

داستان کوتاه ,
ادبیات فارسی , ناصر تمیمی , پنجره واحد سیزده ,
نظریه "ساختار هرمی" در ادبیات"ساختار هرمی" بخشی از کتاب آمادهی انتشار "هستیشناسیی شعر فارسی" است که خود جلد دوم مجموعهی 6 جلدیی "جست و جوی خرد ایرانی، هستیشناسیی ادبیات فارسی" است.
در این بخش از مجموعه مذکور با نظریه "ساختار هرمی" آشنا می شوید که بر اساس آن تعدادی از شعرها و داستانها و نمایشنامهها از آن رو جاودانه شدهاند که عناصر بنیادیی آنها، یعنی زبان، مضمون و اندیشهیآنها، در تار و پودی از ساختار هرمی جای گرفتهاند.
ادبیات , رمان , شعر , نمایشنامه , نقد ادبی , ساختار هرمی , منصور کوشان ,
يادمان «بيژن مفيد» و يادي از «شهر قصه»بيژن مفيد» در نهم خرداد ماه سال 1314 خورشيدي در تهران بهدنيا آمد. پدرش «غلامحسين خان» نيز از هنرپيشگان تئاتر بود. او بعد از اتمام تحصيلات دبيرستاني، دورۀ هنرپيشگي را بهپايان رساند و سپس در رشتۀ زبان و ادبيات انگلیسي به ادامۀ تحصيل پرداخت. در اين دوران او به عنوان دستيار استادان و کارگردانان آمريکايي، دورههاي آموزش تاتر و نمايشنامه نويسي را در دانشگاه تهران تدريس و اداره ميکرد.
در همين زمان کارگرداني چند نمايش را به عهده داشت و خود نيز در چند اثر از جمله نمايشنامۀ «باغ وحش شيشهاي» اثر «تنسي ويليامز» به ايفاي نقش پرداخت.
«بيژن مفید» از همان سالهاي تحصِل در دبيرستان به فعاليت تئاتري پرداخت. بين سالهاي 1344 و 1345 گروه تئاتري از اعضاي کاملا آماتور تشکيل داد و نام آن را «آتليه تئاتر» گذاشت.
«شهر قصه» معروفترين اثر و نمايشنامهاي است که از او به يادگار مانده است. اين نمايشنامه برگرفته از ترانهها، متل و ضربالمثلهاي قديمي ايراني و سرشار از کنايه و اشارات و تشبيهات و اصطلاحاتي است که بيشتر در زبان گفتاري مردم کوچه و بازار ساري و جاري بوده و هست.
«بيژن مفيد» خود در مقدمه اين نمايشنامه مينويسد: «شهر قصه در اصل از يک روايت عاميانه گرفته شده، منتهي من به اين روايت شکلي تمثيلي دادهام. من در اين نمايشنامه کوشيدم تا نظمي را که خاص زبان اين قبيل روايتهاي عاميانه است در گفت و گوي آدمهاي اين نمايش حفظ شود. «شهر قصه» حکايت دردناک آدمي است که نادانيها، خرافات و سنتها و نظامهاي تحميل شدهاي زندگيش را محدود کردهاند.»

بیژن مفید , نمایش , شهر قصه ,
ادبیات عامیانه , فیل , خاله سوسکه , خرافات , سنت , تحمیل ,
علامه پزشک الاسلام!!...براساس پژوهشهای این استاد درجه يک اسلامی، فرهاد، که در ادبيات فارسی به عاشق پيشگی شهرت دارد، در واقع مهندس بوده است و نخستين سيستم شيررسانی درون- شهری را پايه گذاری کرده است. براساس اين تحقيقات، مهندس فرهاد شيررسان، در اوقات فراغت به کوهکنی و عاشق بازی می پرداخته است اما کاراصلی اش مهندسی بوده است. نامبرده در يک گاردن پارتی که آن نيز اختراع ايرانيان است اما به اسم خارجی ها ثبت شده، با دکتر شيرين خوشگل نژاد آشنا می شود و يک دل نه صد دل عاشق دکتر می شود و سر به صحرا می گذارد. مهندس شيررسان چند بار پيشنهاد صيغه شدن به دکترخوشگل نژاد می دهد که با پاسخ منفی وی روبرو می شود. درپی اين ناکامی وی بار ديگر سربه صحرا می گذارد و به عنوان شهيد مفقود به قلب تاريخ می پيوندد.
براساس تحقيقات دکتر پزشک الاسلام همه نام آوران ادبيات کهن ما دارای مدارک دکترا از دانشگاه های مشهوری مانند دانشگاه گندی شاپورو دانشگاه آپادانا بوده اند. (البته خدا رحم کرد که اين بزرگان از دانشگاه آکسفورد مدرک نگرفته بودند وگرنه مجبور می بوديم که استيضاحشان کنيم.) حتی کريم شيراه ای هم که به گواهی تاريخ داخل آدم نيست، دارای مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه شيراز در رشته ارتباط شيره و مزه - ترکمانی در روزگار باستان بوده است.
براساس تحقيقات اخير، دکتر ليلی مجنون خواه استاد روانپزشکی در دانشکاه مکران که امروزه به کرمان مشهور است، بوده است و در تراپی های هفتگی خود عاشق مريضی بنام غلامرضا چارده معصومی که با نام "مجنون" در کافه های لاله زار در آن دوره تخلص می کرده است، شده است وماجرای اين عشق آتشين را به روزنامه نگاری بنام نظامی فروخته است.
در اين راستا بايد از کسانی مانند؛ دکتر وامق عذرا خواه، مهندس ويس يک دل نه صد دل، دکتر حافظ رندی نژاد ( متاسفانه معتاد به الکل) و حجه الاسلام دکتر سعدی شيرازی نيز ياد کرد و از خداوند تبارک علّو درجات برای ارواح پرفتوح آنان و زيارت خانه خدا از رهبر معظم انقلاب برا ی وراث آنان آرزو کرد. َ
الف رفيوجی 10:00 PM
ارسال يک نظر
Comments: ارسال يک نظر الف رفيوجی
--------------------------------------------------------------------------------
يادداشت هـای شـــبانه
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
refujesus@yahoo.com
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
تـازه ترها:
مـــــا و او با مــــا
بحث شـــــــيرين لبات
رفيوجى را پرسيدند كه از اين همه ارز كه دولت را از ...
تفاوت قضيه
آورده اند كه چون رفيوجى در سير انفس و آفاق سر از ب...
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
پســتو:
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
January 2006
May 2006
August 2006
September 2006
October 2006
October 2008
November 2008
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------
دوســتان:
اصغرآقا
عبدالقادر بلــوچ
لقمانعلی گزارشگر
--------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------

عشاق
ادبیات فارسی ,
جسارت تغییر جهان را از دست داده ایمگفتگو با برنده نوبل ادبیات: در حال حاضر ما دیگر این جسارت را نداریم که مانند دوران سارتر بگوییم یک رمان میتواند دنیا را تغییر دهد. امروزه نویسندهها تنها میتوانند ناتوانی سیاسی خود را ضبط کنند. وقتی آثار سارتر، کامو، دوسپاسوس یا اشتاینبک را میخوانید میبینید که این نویسندگان بزرگ و متعهد به آینده بشر و قدرت کلمه ایمان داشتند. اما ادبیات امروز، ادبیات ﻳاس است.
دوست دارم درباره جنگی که کودکان را میکشد صحبت کنم. برای من این وحشتناکترین چیز زمان ماست. ادبیات نیز وسیلهایست برای اینکه این تراژدی را به مردم یادآوری کنیم و دوباره آن را به صحنه بیاوریم. اخیرا در پاریس روی مجسمه زنان پرده کشیدهاند تا یادآوری کنند که زنان افغانستان از نعمت آزادی محرومند. کار جالبیست. به همین ترتیب باید روی مجسمه کودکان نقطه قرمز بزرگی بر روی قلبشان بکشیم تا یادآوری کنیم که در هر لحظه جایی در فلسطین، آمریکای جنوبی یا آفریقا کودکی با ضرب گلوله می میرد. مردم هرگز درباره این موضوع حرف نمیزنند!

ژانماری گوستاو لوکلزیو , نوبل
ادبیات , گفتگو ,
سیمرغ چیست؟ سیمُرغ درایران باستان:
سابقه ی حضور این مرغ اساطیری در فرهنگ ایرانی به پیش از اسلام می رسد.آن چه از اوستا و آثار پهلوی بر می آید ، می توان دریافت که سیمرغ ، مرغی است فراخ بال که بر درختی درمان بخش به نام "ویسپوبیش" یا "هرویسپ تخمک" که در بردارنده ی تخمه ی همه ی گیاهان است ،آشیان دارد.در اوستا اشاره شده که این درخت در در دریای "وروکاشا" یا "فراخکرت" قرار دارد.
کلمه ی سیمرغ در اوستا به صورت "مرغوسئن" آمده که جزء نخستین آن به معنای "مرغ"است و جزء دوم آن با اندکی دگرگونی در پهلوی به صورت "سین" و در فارسی دری "سی " خوانده شده است و به هیچ وجه نماینده ی عدد 30 نیست ؛ بلکه معنای آن همان کلمه ی"شاهین" می شود.شاید مقصود از این کلمه (سی) بیان صفت روحانیت آن مرغ بوده است.
ادبیات , سیمرغ , اسطوره , شاهنامه , رستم , منطق الطیر , پرنده افسانه ای ,
آرش كمانگير (شعر ) شعر حماسي سیاوش کسراییمتن کامل شعر حماسی آرش کمانگیر اثر سیاوش کسرایی

هنر و
ادبیات , شعر معاصر , سیاوش کسرایی , نصرت درویشی ,
کافکا در زبان فارسی؛ آشنای ناشناخته؟ فرانتس کافکا تقریبا همان زمان که شهرتاش تازه در اروپا گسترش مییافت به فارسیزبانان معرفی شد. این کار را عمدتا صادق هدایت انجام داد که بسیاری در تفکر و زندگیاش شباهتهایی با نویسندهی آلمانیزبان چک یافتهاند.
به رغم این آشنایی زودهنگام، ترجمهی اغلب آثار کافکا از زبان اصلی صورت نگرفته. همین واقعیت بسیاری از منتقدان را به تردید وامیدارد که شناخت ما از کافکا در تناسب با این آشنایی قدیمی باشد.

فرانتس کافکا , صادق هدایت ,
ادبیات مدرن ایران ,
ادبیات معاصر ایران ,
خوش آنرا که هنوز وطنی دارد!شعری کوتاه از فریدریش نیچه

شعر ,
ادبیات , نیچه , وطن ,
چند و چون ادبیات کودکان در ایران دوم آوریل برابر با چهادهم فروردین ماه، سالروز تولد هانس کریستین اندرسن نویسنده دانمارکی کتابهای کودکان است.
این روز سالهاست که به نام روز جهانی کتاب کودک نامگذاری شده. به همین مناسبت گفت و گویی انجام دادهایم با هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده کتابهای کودکان و خالق سلسله داستانهای معروف قصههای مجید.
ادبیات , کودکان , ایران , هوشنگ مرادی کرمانی ,
درباره هوشنگ معینزاده و کتابهایش ــــــــــــ مجید زهریادبيات الحادی رشتهای است در ادبيات که با بهخدمتگرفتن فرم و زبان ادبی، به مفاهيم و مضامين نقاد دين و خدا میپردازد. از این رو، این سیاق، پیش و بیش از آنکه ارتقای ادبی (هنر برای هنر) مد نظرش باشد، روشنگری فلسفی را در هدف دارد. شيوهی ادبی یادشده در زبان ما کمسابقه نيست، اما تا بخواهيد کمياب است. دليلاش هم چوب تکفير همهی این سالها بوده است که احیانا یادآوری نمیخواهد.
هوشنگ معينزاده نمايندهای است بس گرانقدر در اين حوزه. معينزاده با ذهنی باز، نگاهی ژرف و نثری پرداخته، آثار ارجمندی آفريده است که هيچ خانه و کتابخانهای را از آنها خالی مباد. در جامعهای که غالب نويسندگان آن خودسانسوری و نان به نرخ روز خوردن را روش خود کردهاند، شجاعتمردی چون هوشنگ معينزاده چراغ پرنوری است در ظلمات سهمگیناش. هر چند مضمون آثار معین زاده سکوت غالب منتقدین ادبی را در پی داشته (لابد از ترس تکفیر)، با تمام این وصف، ماهیت غنی و محتوی روشنگر این آثار سببی بوده که زیر سایه نمانند و خوانندهی خود را در بیرون و درون مرز بیابند؛ اشتیاق روزافزون نسل جوان ایران به دانستن نیز از قلم نیافتد. ختم کلام اینکه چشمهی وجدان آدمی بایستی رو به خشکی باشد اگر خواندن آثار این نویسنده ستایشاش برنیانگیزد.

هوشنگ معينزاده ,
ادبیات الحادی , ادبيات , روشنگری , خودسانسوری , مجید زهری ,
ادبیات فارسی در فرش ایرانیگزارش تصویری

فرش ,
ادبیات ,
(کالبد شکافی یک رمان : گرگ بیابان اثر هرمان هسه (نقد یونگی)،ابتدا اساس کار نه بر اثر ارائه مقاله ای در معرفی که در نقد و تفسیر کتاب گرگ بیابان بود؛ با این فرض که خواننده مقاله
با هسه آشنایی دارد و گرگ بیابان را نیز خوانده است. اما بی فایده ندیدیم که این وجیزه تا حد امکان خواننده را با هسه آشنا
سازد تا کتاب گرگ بیابان را برای مطالعه به دست گیرد. به این ترتیب، این نوشته کمابیش برای خواننده ای که هسه را نمی
.شناسد نیز به کارمی آید؛ لیکن اساس کار کماکان برای آنانی که هرمان هسه و گرگ بیابان را می شناسند، تنظیم شده است
هرمان هسه (1886-1962) در خانواده ای مذهبی و در توبینگن آلمان زاده شد. والدینش مبلغین آیین مسیحیت در هندوستان
بودند. هسه، از طریق نپاکانش، با تمدن هند آشنا شد. وی که می رفت تا پیشینه نیاکانش را در پیش گیرد، فضای خشک
.صومعه را تاب نیاورد و پس از یک سال از آنجا گریخت و زندگی آزاد را تجربه کرد
هسه، به مشاغل گوناگونی از جمله کتابفروشی پرداخت و .......
ادبیات , روانشناسی ,
من ميخواهم شاعر بزرگي بشوم وشعر را دوست دارم.( نامه فروغ فرخزاد به پدرش) شعر خداي من است، يعني من تا اين حد شعر را دوست دارم. شب وروز من با اين فکر مي گذرد که شعر تازهاي، شعر زيبايي بگويم که هيچکس تا به حال نگفته باشد. آن روز که با خودم تنها نباشم و به شعر فکر نکنم برايم جزة روزهاي بي معني و باطل شمرده مي شود. شايد شعر نتواند ظاهراً مرا خوشبخت کند اما من خوشبختي را براي خودم به طرز ديگري معني ميکنم. خوشبختي براي من. . . لباس خوب، زندگي خوب يا غذاي خوب نيست، من وقتي خوشبخت هستم که روحم راضي است و شعر روح مرا راضي ميکند، در حالي که اگر همۀ اين چيزهاي زيبايي را که مردم ديگر به خاطرش حرص ميزنند به من بدهند وقدرت شعر گفتن را از من بگيرند من خودم را خواهم کشت. شما از من يکي بگذريد، شما بگذاريد من از نظرديگران بدبخت و سرگردان باشم اما من هرگز از زندگي گله نخواهم کرد. به خدا و به مرگ بچهام من شما را زياد دوست دارم. فکر کردن به شما چشمهاي مرا پر از اشک ميکند. من گاهي اوقات فکر ميکردم و فکر کردهام که چرا خدا مرا اينطور آفريد و اين شيطان را به اسم شعر در وجود من زنده کرد تا من نتوانم رضايت و محبت شما را جلب کنم، اما تقصير من نيست. من قدرت قبول وتحمل يک زندگي عادي نظيرزندگي ميليونها مردم ديگر را در خود نميبينم. من خيال ازدواج ندارم. من دلم ميخواهد در زندگيم فرقي کنم و در اجتماعم زن برجستهاي باشم و گمان نميکنم شما حرفهاي مرا نتوانيد قبول کنيد. براي من نامه بنويسيد چون من نامههاي شما را دوست دارم. من دلم ميخواهد براي شما يک چيز خوب بخرم و بفرستم اما نميدانم شما چه چيزي دوست داريد. من يک کمي پول دارم که ميخواهم با آن براي اولين مرتبه يک هديۀ کوچولويي به باباي خوبم بدهم، اما شما بايد براي من بنويسيد که چه چيز دوست داريد. شما رامي بوسم.
ادبیات , نامه , فروغ فرخزاد , شعر ,
خاک عالم بر سرم !انقلابی کردم و شد غرق ماتم کشورم --------- خاک عالم بر سرم
تازه فهمیدم بلانسبت که خیلی هم خرم -------- خاک عالم بر سرم
ادبیات , انقلاب , سیاست ,
نگاهی به زندگی و آثار راینر ورنر فاسبیندرراینر ورنر فاسبیندر ، شاعر، نمایشنامهنویس و سینماگر آلمانی در سال ۱۹۴۵ در شهر بَد ووریسهوفن بهدنیا آمد. در سالهای پایانی دههی پنجاه، با رفتن پیاپی بهسینما، علاقهی ژرفی بهفیلم پیدا .نخستین فیلمهای کوتاهش را بهنامهای «خیابانگرد» ۱۹۶۵، و «هرج و مرج کوچک» ۱۹۶۶، ساخت. در سال ۱۹۶۸ انجمن «ضد تأتر» را بنا نهاد که هانا شیگولا (از برجستهترین بازیگران زن فیلم هایش) نیز عضو آن شد.. فاسبیندر افزون بر کارگردان، بازیگری زبردست نیز بود.حاکمیت فاشیسم ِ هیتلری تأثیر ژرفی بر اندیشه و هنر فاسبیندر داشت. این پیشامد و فروپاشی آن، و نتایجی كه در پی داشت، فیلمساز را برآن داشت تا از جامعهی آلمان بهعنوان دستمایهای بنیادینْ در سراسر كارهای هنری خویش بهره جوید. به این وسیله او میخواست گذشته را زنده و حاضر نگاه دارد. همچنین در برابر دستور مقامات بالا در مورد «بهفراموشی سپردن»، یا «فراموشکردن گذشتهی شرمآور از راه سکوت دربارهی آن» مقابله کند.

راینر ورنر فاسبیندر ,
ادبیات آلمان , سینمای آلمان , انجمن ضد تأتر , هانا شيگولا , فاشيسم ,
پري صابري با نمايش"هفت خوان" به صحنه مي آيدسال گذشته دو نمايش"ملاقات بانوي سالخورده" کار حميد سمندريان و"افرا" کار بهرام بيضايي همزمان اجرا شدند و امسال نيز دکتر علي رفيعي با نمايش"شکار روباه" و"پري صابري" با نمايش"هفتخوان" ميزبان علاقهمندان به تئاتر خواهند بود

پري صابري , نمایشنامه , هنر و
ادبیات , نصرت درویشی ,
چراغ چلچراغ را خاموش نكنيدچلچراغ رفت با این تفاوت که برعکس دیگرنشریات دوم خردادی توقیف نشد و هیچ خبرگزاری رسمی خبر منتشر نشدنش را تا به امروز اعلام نکرده است. چلچراغ شنبه این هفته برخلاف دیگر شنبهها توزیع نشد با این تفاوت که کسی نمی داند چرا....

مجله چلچراغ , شب چله با چلچراغ , هنر و
ادبیات , نصرت درویشی ,
جايزه ادبي مهرگان امسال برگزار نمي شودبرگزار نشدن جايزه مهرگان، فضاي فرهنگي را از يکي از رخدادهاي ادبي که وضعيت رخوت آلود امروز را تحت تاثير قرار مي دهد بي نصيب مي کند

هنر و
ادبیات , جایزه ادبی مهرگان , نصرت درویشی ,
نویسنده فرانسوی برنده نوبل ادبیات ۲۰۰۸ شد
ژان ماری گوستاو لوکلزیو، رمان نویس برجسته فرانسوی، روز پنجشنبه در میان گمانه زنی های فراوان که از دیروز شدت گرفته بود، از سوی آکادمی سلطنتی سوئد به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۰۸ اعلام شد.
آکادمی سوئد که هر سال برنده این جایزه یک و نیم میلیون دلاری را تعیین می کند، آقای لوکلزیو را به دلیل رمان ها، مقالات و داستان هایش برای کودکان ستود.
از سال ۱۹۸۵ که کلود سیمون، رمان نویس فرانسوی، نوبل ادبیات را دریافت کرد، این نخستین بار است که یک فرانسوی این افتخار را کسب می کند.
در بیانیه آکادمی سلطنتی سوئد، ژان ماری گوستاو لوکلزیو به عنوان «نویسنده راه های نو، ماجراهای شاعرانه و شور و احساس، و کاشف انسانیت در فراسو و بطن تمدن حاکم» ستوده شده است.
وی که در سال ۱۹۴۰ در نیس فرانسه متولد شد، از کودکی به نوشتن روی آورد و تاکنون حدود ۳۰ کتاب از جمله مجموعه داستان کوتاه، رمان و مجموعه مقالات منتشر کرده است.
در سال ۱۹۹۴ یک بررسی که توسط مجله ادبی «لیر» فرانسه انجام شد، نشان داد که ۱۳ درصد خوانندگان فرانسوی، او را بزرگ ترین نویسنده زنده فرانسوی زبان می دانند.
آقای لوکلزیو در سال ۱۹۶۳ به خاطر رمان «صورت جلسه» که اولین اثرش بود، جایزه ادبی معتبر «رنودو» را از آن خود کرد، اما بخش اعظم شهرت خود را مدیون سه رمان «بیابان»، «تب» و «دادخواست» است.
در سال ۱۹۶۴ نیز ژان پل سارتر فرانسوی که از سوی آکادمی سلطنتی سوئد انتخاب شده بود، جایزه معتبر نوبل ادبیات را رد کرد.
از آنجا که فهرست نامزدهای جایزه نوبل در هیچ رشته ای هرگز اعلام نمی شود، همیشه تا لحظه ای که منشی دائمی آکادمی، هاريس انگدال، نام برنده را بخواند، گمانه زنی ها ادامه پیدا می کند.
روزنامه سوئدی زبان «اسونسکا داگ بلادت» پیشتر اشاره کرده بود که جایزه ادبیات امسال احتمالا به یک شاعر یا یک نویسنده آمریکایی اهدا خواهد شد و از فیلیپ راث، رمان نویس شهیر آمریکایی، و آدونیس، شاعر سوری نام برده بود.
پس از اینکه هاریس انگدال هفته گذشته در مصاحبه با خبرگزاری « آسوشیتدپرس» گفت که ایالات متحده بیش از آن جداافتاده و از همه جا بی خبر است که بتواند با اروپا به عنوان مرکز ادبی جهان رقابت کند، عده ای به وجود تعصب ضدآمریکایی در آکادمی نوبل اشاره کردند.
این افراد معتقد بودند وجود این جهت گیری

ژان ماری گوستاو لوکلزیو , نوبل
ادبیات ,
نقض کپی رایت توسط شورای گسترش زبان و ادبیات فارسیشورای گسترش زبان و ادبیات فارسی که زیر مجموعه شورای انقلاب فرهنگی است سخن روزش را از وبلاگ اقتصادانه بدون ذکر نام و لینک عینا کپی کرده است.

کپی رایت , شورای گسترش زبان و
ادبیات فارسی ,
«درگیری کافکا و هدایت با مسئله زندگی، دو درگیری مختلف است»
در زمانی که هدایت «گروه محكومين» را نوشته است، اصولا در اروپا هم برداشت دیگری از کافکا و آثار کافکا وجود داشته است و طبیعتا هدایت نیز متاثر از این برداشتها بوده که در گروه محکومین آن مقاله را مینویسد. طبیعتا این برداشتها در دهههای بعدی و در تفسیرهای بعدی که از آثار کافکا شده، تغییر کرده و برداشت کنونی با برداشت آن زمان به کلی متفاوت است. در واقع نمیتوان گفت که برداشت آن زمان درست یا غلط بوده است، بلکه مختص زمان خودش بود. تفاوت اصلی ... این است که یاس فلسفی کافکا بیشتر با دین ارتباط دارد. درحالی که در مورد هدایت و تفسیر هدایت از او، این یاس فلسفی ارتباط چندانی با دین ندارد. یعنی آن درگیری بسیار مستقیمی که کافکا با دین و مسایل دینی دارد، یعنی از نظر فلسفی به آن برخورد می کند، در مقالهی هدایت بسیار کمتر به آن پرداخته شده است و به نوعی کلی تر مطرح گشته است... برداشتی که عامهی مردم از آثار کافکا دارند، در وهلهی شامل بدبینی او نسبت به دنیا میگردد، اینکه بدبینانه به دنیا نگاه میکند و دچار یاس است. ولی این مسایل به این صورت در آثار کافکا مطرح نیست.

فرانتس کافکا , صادق هدایت ,
ادبیات مدرن ایران ,
ادبیات معاصر ایران ,
مرگ تدریجی یک کارگردان یا رگزنی روشنفکری متاسفم که برخی کارگردانان ما دیگر چیزی به نام تعصب در وجودشان نیست و کار کردن در تلویزیون را با بی کیفیت سازی و آب بندی اشتباه گرفته اند. تله فیلم و سریالهایی که به مدد پول هنگفت صدا و سیما شده آفت جان سینمای رو به موت ایران، همدستانی در میان خود سینمایی ها دارد.

مرگ تدریجی یک رویا , جیرانی , روشنفکری ,
ادبیات ,
گل منشعری زیبا با سبک سپید از شاعر جوان:هستی
ادبیات , سپید شعر , شعر نو , هستی , گل من , نویسنده ی جوان ,
لایق شیرعلی و شعر نو ایرانلایق شیرعلی که بیستم مه سال جاری شصت و هفتمین سالگرد تولدش در محافل ادبی و فرهنگی تاجیکستان تجلیل شد، از چهره های تابناک شعر تاجیکستان در اواخر قرن بیستم محسوب می شود.
وی با اشعار رنگین و پرمحتوایش به کالبد شعر تاجیکی نفس تازه ای دمید و آن را در قلمرو فارسی زبانان معروف کرد.
شعر لایق پیوندی قوی است میان شعر عالم شمول هزارساله فارسی و شعر امروز فارسی تاجیکی.
در اصل، لایق شاعری سنتگراست، منتهی با درنظرداشت روح زمان و نیازهای جامعه خویش شعر گفته است، از این رو در میان هم میهنانش از محبوبیت زیادی برخوردار است.

شعر معاصر ,
ادبیات فارسی ,
ادبیات تاجیکی , لایق شیرعلی ,
همایش بزرگ خاموش پرگفتار برای بزرگداشت مولاناضرورت برگزاری این همایش در حالی که کمکاری همگی نهادهای فرهنگی در رابطه با حفظ ارزشها، هویت و صیانت از ملیت مولانا باعث ادعاهای پوچ و واهی دولتهای بیگانه در مورد زادگاه و سرزمین مادری این شاعر گرانسنگ شده، بیش از پیش آشکار میگردد.

ایران , فرهنگ ,
ادبیات , مولانا ,
یک پیشنهاد برای فیلم دیدن پنج سال پیش بود، ترم اول دانشگاه، اولین امتحان را که دادم بدجوری مریض شدم. روز جمعه بود. حالم بهتر شده بود. به جای درس خواندن، به تماشای فیلمی نشستم که صبح داشت پخش میشد (و باعث شد یک درس مهم را نمرهی یازده بگیرم) روبهروی صفحهی تلویزیون میخکوب ماندم: «یافتن فارستر» داشت پخش میشد و فیلم واقعا خوب بود. بعد از گذشت پنج سال با اطمینان میگویم که فیلم یکی از بهترینهایی بود که توی عمرم دیدهام.

شون کانری , سینما ,
ادبیات ,