حكومتهاي تماميتخواه و آرزوي ديرينه آنها برای کنترل ذهن شهروندان...
آنچه دردناك و باعث تاسف است، اين است كه در اين گوشه از دنيا، حاكمان بيتوجه به آنچه در صد سال گذشته (چه در كل جهان و چه در ايران) رخ داده است، همچنان در تلاشند كه ذهنها را آنگونه كه خود ميپسندند، شكل دهند.
ديگر شنيدن خبر دستگيري، زندان، انفرادي و انواع شكنجههاي سياه و سفيد و مرگ ِ وبلاگنويسان، فعالين حقوق زن، تشكلهاي كارگري و به خصوص دانشجويان امري عادي محسوب ميشود. جالب اينجاست كه اين دستگيريها، چپ و راست، سكولار و لائيك و اسلامگرا و …. نميشناسد. كافيست ذهنيتت كمي متفاوت، فقط كمي متفاوت با آنچه حاكمان دوست دارند باشد، فقط كافيست كه بيانديشي، انگار انديشه بيماري واگيردار مهلكي است، كه به محض بروز اولين سيمپتومها، بايد نيروهاي ويژه سرتاپا پوشيده را به سراغش فرستاد تا هرچه زودتر اورا به قرنطينه منتقل كنند.
نميدانم دليل اين ناديده انگاشتن ِ گذشته چيست، گذشتهاي كه همچون آينهي تمامنماي جادويي، آينده اين كوشش حاكمان براي به بند كشيدن انديشه را به وضوح به نمايش ميگزارد. آيا حاكمان ما هيچگاه از نعمت بينايي برخوردار نبودهاند؟ آيا خوابشان اينقدر سنگين است كه تنها زماني ميتوان بيدارشان كرد كه كار از از كار گذشته باشد؟ آيا شهوت قدرت چشمانشان را كور كرده است؟ و يا به اميد، انگيزه، بشارت، اشارت و يا توهم چيزي كه من و تو از آن بيخبريم، خود را به خواب زدهاند و هر لحظه پلكهاي خود را محكمتر از قبل به هم ميفشارند؟

کنترل ذهن , اندیشه , تمامیت خواه , توتالیتر ,
استالین , زندان , هیتلر , مائو , جمهوری اسلامی , یوتوپیا ,
سولژینیتسین نویسنده مشهور روسیه درگذشت
آلکساندر سولژنیتسین، نویسنده مشهور روسیه که به خاطر افشای جنایات جوزف استالین در رمان هایش، بیست سال را در تبعید گذراند، در سن ۸۹ سالی درگذشته است.
آقای سولژنیتسین که نویسنده رمان های مشهور شبه جزیره گولاگ و یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ است، در سال ۱۹۷۰ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرده بود.
او در سال ۱۹۹۴ پس از بیست سال تبعید در غرب به روسیه برگشت.
آلکساندر سولژنیتسین پس از بازگشت به روسیه چندین مطلب درباره تاریخ و هویت روسیه نوشته بود.
منابع خبری روسیه علت مرگ آلکساندر سولژنیتسین را سکته قلبی و از کار افتادن قلب عنوان کرده اند. آقای سولژنیتسین دچار فشار خون بالا بود.
یکی از خبرگزاری های روسیه به نقل از پسر آقای سولژنیتسین علت مرگ او را از کارافتادن قلب گزارش کرده است. اما یکی دیگر از خبرگزاری های این کشور علت مرگ را سکته قلبی عنوان کرده است.
به گزارش خبرگزاری ایتارتاس، آلکساندر سولژنیتسین عصر روز یکشنبه در خانه اش در مسکو درگذشت.
آلکساندر سولژنیتسین در جنگ جهانی دوم به عنوان افسر توپخانه خدمت کرده بود و به خاطر شجاعتش، مدال افتخار دریافت کرده بود. اما در سال ۱۹۴۵ به خاطر نوشتن نامه ای در انتقاد از جوزف استالین مورد غضب قرار گرفت و هشت سال زندانی شد.
آقای سولژنیتسین پس از گذراندن هشت سال در گولاگ های روسیه، به قزاقستان تبعید شد و در آنجا به خاطر ابتلا به سرطان معده مورد درمان قرار گرفت.
او در سال ۱۹۷۴ از شوروی اخراج شد و از آن جا به آلمان غربی و سوئیس رفت و در نهایت در ایالات متحده ساکن شد.

آلکساندر سولژنیتسین , نویسنده , روسیه ,
استالین , نوبل ,
عکس وسخن مشهوری ازاستالین: مهم نیست تعداد واشخاصی که رای می دهند. مهم این است کی رای را می خواندعکس وسخن مشهوری ازاستالین مهم نیست تعداد واشخاصی که رای می دهند. مهم این است کی رای را می خواند
استالین , حکومتهای توتالیتر ,
پوسترهایی از انقلاب روسیه ( عکس )تقابل شرق و غرب و هشدار به مردم روسیه نسبت به خطرات مراوده با جامعه سرمایه داری غربی در اکثر آثار هویداست.

شرق , غرب , روسیه , شوروی , اتحاد جماهیر شوروی ,
استالین ,
توصیه های رییس گروه قتل و خرابکاری استالیندوره سیطره و حکومت استالین بر شوروی سابق، از هولناک ترین دوره های تاریخ این کشور است. وی در سی سال حکومت خود، بیش از چهارصد سال فرمان روایی تزارها، خون مردم بی گناه را ریخت و حکومتی بر پا کرد که در آن، تمام اختیارات به دست خودش بود و این حکومت با وحشتی که عمال آن در دل مردم انداخته بودند حفظ می شد. در ژانویه سال 1946، به دستور وی دسته ای مخصوص قتل و خرابکاری در خارج از کشور به کار گمارده شد که این دسته تحت نظر پلیس مخفی اداره می شد. اولین رییس گروه یک قهرمان جنگ به نام پاول آناتولویچ سودوپلاتوف بود. او یک بار به مسوول استخدام این گروه گفت: "دنبال افرادی بگرد که نقص عضوی دارند، زشتند و یا عقده ای، و کسانی که شهوت قدرت دارند و هیچ وقت نتوانسته اند به ان دست یابند. چنین افرادی احساس می کنند که با کار کردن در اداره ما، قدرتی به دست آورده اند و با آن ...
استالین , قتل , شوروی ,
ادای احترام به استالین در گرجستانسونیا پیس، خبرنگار صدای آمریکا، گوری – گرجستان
هنوز برخی خاطرات خوب ژوزف استالین، دیکتاتور اهل گوری در گرجستان مرور می شود.
پس از گذشت ۵۵ سال از درگذشت ژوزف استالین، دیکتاتور اتحاد شوروی، امروز حتی ذکر نام او احساسات بسیاری از شهروندان اروپای شرقی را بر می انگیزد.
از دید برخی، استالین بنیانگذار یک امپراتوری بود و برای بعضی یک دیکتاتور بی رحم و خونخوار.
در گرجستان، کشور مادری استالین، هنوز برای برخی وی شخصیتی جذاب و اسرارآمیز است که کماکان به طرز غریبی حس احترام را برمی انگیزد.
گوری، زادگاه و محل موزه استالین شهری شبح وار است که هنوز با علاقه و توجه یادآور دوران حیات استالین است.
جمیل زیادالیف، مردی است که طی ده سال گذشته خود را استالین جا زده و می گوید از این کار از حس غرور سرشار می شود.
جمیل زیادالیف می گوید: « بسیاری گفته اند من خیلی شبیه استالین هستم و باید شبیه او لباس بپوشم و یکی از دوستانم یک یونیفورم برایم خرید تا مردم همیشه او را به یاد بیاورند.»
یک حسابدار بازنشسته و یک راننده تاکسی پاره وقت هم شبیه استالین یونیفورم می پوشند.
جمیل زیادالیف می گوید من موقعی که تاکسی می رانم یونیفورم نمی پوشم چون احتمالا استالین خوشش نمی آید.
جمیل زیادالیف که دوست دارد دیگران او را استالین صدا کنند، معمولا" در جشن های تولد، عروسی و مراسم مسیحی به طور علنی خود را استالین جا می زند.
جمیل زیادالیف می گوید :« همه جا یونیفورم می پوشم و مردم به همین دلیل بیشتر به من احترام می گذارند.» جمیل زیادالیف سالی دو بار همزمان با سالروز تولد استالین و سالگرد درگذشت وی به گوری زادگاه او سفر می کند.
این شهر غبارآلوده، برای استالین چندین آرامگاه بنا کرده و خانه کوچکی را که روزگاری خانواده او در آن زندگی می کردند و واگن قطاری که در دوران شهرت و قدرت سوار می شده، به یاد او نگه داشته است.

ادای احترام ,
استالین , گرجستان ,
تزاری متولد میشود / گفتوگوی استالین و آیزنشتاین ...ژدانوف: در فیلم از آداب دینی سوء استفادههای زیادی شده است./
مولوتوف: این امر حال و هوایی عرفانی به فیلم میدهد که نباید تا این حد روی آن تأکید شود./
استالین: چهرههای تاریخی باید همانطور که بودهاند نشان داده شوند. البته کارگردان میتواند در چارچوب تخیلات هنری خود از واقعیتهای تاریخی فاصله بگیرد، ولی نباید از حال و هوای تاریخی دورهی مورد نظرِ خود دور شود. تصویری که از «ولادیمیر استاریتسکی» ارائه دادهاید خیلی خوب است. او استاد شکار مگس بود. چه مردی! مردی که چیزی نمانده بود تزار شود، ولی به شکار مگس با دست بیش از هر چیزی دیگری علاقه داشت! باید اینجور جزئیات را نشان دهید. این جزئیات جوهر آدمها را نشان میدهد./
چرکاسوف: آیا میتوانیم قتل استاریتسکی را نشان دهیم؟/
استالین: بله، میتوانید. بدون تردید قتلهایی صورت گرفته بود./
مولوتوف: موضوع سرکوبها را میتوانید و باید نشان دهید، اما در ضمن باید نشان دهید که چرا این سرکوبها صورت گرفتند و دلیل آنها چه بود؟/
آیزنشتاین: بعضی لحظات خیلی خوب از کار درآمدند و همین امر به من اطمینان میدهد که میتوانیم قسمت دوم را هم خوب از کار درآوریم./
استالین: ما به آنچه خوب از کار درآمده و خوب بوده کاری نداریم. در حال و حاضر ما فقط با کم و کسریهای فیلم کار داریم./
آیزنشتاین: آیا رهنمودهای خاص دیگری هم برای این فیلم خواهید داشت؟/
استالین: من به تو رهنمود ندادهام و نخواهم داد. من فقط دارم نظرم را به عنوان یک تماشاگر مطرح میکنم.
استالین , آیزنشتاین ,