مرا به خاطر بسپار        بازیابی رمز عبور    ثبت نام در سایت
برچسب ها : استبداد + ( نتایج : 50 لینک )
پدیده انقلاب و شخصیّت
براي داوري كردن منصفانه و فارغ از حب و بغض‌هاي مرسوم نسبت به يك رويداد تاريخي، گذشت 30 سال چندان كم نيست، اما مشكل اينجاست كه برخی می كوشند كه رويداد تاريخي چنان مطرح شود كه كسي را ياراي نزديك شدن بيطرفانه و علمي به آن نباشد، تا همچنان آن پديده در زير غبار احساسات، ناشناخته باقي بماند. آيا اكنون مي‌توان فارغ از فضاي مذكور به داوري آن رويداد مهم نشست؟ بايد سعي كرد. ابتدا به اين پرسش بپردازيم كه چرا انقلاب شد؟ اولين پاسخ وجود استبداد است، و اين پاسخ درستي هم هست. زيرا اگر انسداد سياسي نباشد، شاهد پديده‌اي به نام انقلاب نخواهيم بود. اين عامل، شرط لازم و نه كافي برای بروز انقلاب است. شروط ديگر را هم بايد اضافه كنيم تا شاهد رويداد انقلاب باشيم.عوارضي كه پس از انقلاب، آثار خود را نشان مي‌دهد و چندان گريزي هم از آن نيست، حتي اگر بتوان آن را تخفيف داد، نمي‌توان از پيامدهاي آن كاملاً در امان بود. انقلاب به معناي دقيق، مفهومي مدرن است، و در جوامع جديد كه تا حدي وارد فرآيند رشد و توسعه شده‌اند، می تواند رخ ‌دهد. گرچه در نظام‌هاي ماقبل مدرن نيز استبداد و انسداد سياسي به معناي .. .. .
  انقلاب , استبداد ,

هر رايی که به صندوق ريخته شود به حساب بيعت رای‌دهنده با ولی فقيه گذاشته خواهد شد
خامنه‌ای حالا که اکثريت مطلق اعضای مجلس هشتم را پيشاپيش منصوب کرده است می‌گويد شرکت در اين انتخابات "مجاهدت" است. او موفقيت اين نمايش را در اين می‌بيند که تعداد هرچه بيشتری از مردم را به پای صندوق های رای بکشاند تا از اين راه روحيه گماشتگان خود را تقويت و مخالفان استبداد را مرعوب کند. هر رايی که در انتخابات فرمايشی به صندوق ريخته شود به حساب بيعت رای‌دهنده با ولی فقيه گذاشته خواهد شد و در حد خود به خامنه‌ای و ايادی او فرصت می‌دهد که به جهانيان و خود ايرانيان چنين القا کنند که اين خود مردم ايران هستند که استبداد حاکم و مجلس دست نشانده آن را می‌خواهند و به آن رای می‌دهند. تحريم اگر گسترده و چشمگير باشد اين ترفند را باطل می‌کند و به ناگهان حفره‌ای بزرگ در برابر يکه‌تازی‌های استبداد دهان می‌گشايد. اين تصور که کيفيت انتخابات هرچه باشد بايد مردم را به شرکت در آن فراخواند، از نگرشی انفعالی، بی اعتقاد به شعور و ظرفيت مردم و بی‌باور به پيکار برای دموکراسی سرچشمه می‌گيرد. و شگفتا که نه فقط اصلاح طلبان معتقد و ملتزم به نظام حاکم که سرنوشت خود را به جمهوری اسلامی گره زده‌اند، بلکه کسانی از خارج نظام نيز شرکت در انتخابات کاملا غيررقابتی اسفند ماه را تبليغ می‌کنند. اما شرکت در انتخابات تحت هر شرايطی، حتی در انتخاباتی که برندگان آن پيشاپيش توسط قدرت حاکمه تعيين شده‌اند، انتخاباتی که همه وجوه و جوانب آن در تضاد آشکار با ماده ۲۱ منشور جهانی حقوق بشر قرار دارد، انتخاباتی که فقط در نام بی‌مسمای خود به انتخابات شباهت دارد همه مرزهای تبليغ کننده را با سخنگويان و مبلغان استبداد در هم می‌ريزد. اين نگرش نه درخدمت شکل‌گيری و گسترش جنبش اعتراضی دموکراسی خواهانه بلکه مستقيما در خدمت استبداد و در خصومت با جنبش دموکراسی خواهی است.
  انتخابات , نمایش , خیمه‌شب بازی , خامنه‌ای , بیعت , استبداد , دموکراسی ,

نگاهی به گفت و گوی نوشابه امیری با روح‌الله خمینی ــــ دوم بهمن ١٣٥٧ در نوفل لوشاتو
سئوال – چون مرا به عنوان یک زن پذیرفته اید، این نشان دهنده این است که نهضت ما، نهضتی مترقی است. ولی دیگران کوشیده اند آن را عقب مانده نشان دهند. فکر می کنید آیا زنان ما حتما باید حجاب داشته باشند؟ و مثلا روسری رو سر داشته باشند؟ جواب – اما اینکه شما را پذیرفتم، بنده شما را نپذیرفتم. شما آمدید اینجا و من نمی دانستم شما می خواهید بیایید اینجا که پذیرفتم. این هم دلیل بر این نیست که اسلام مترقی است. ترقی هم به این نیست که زنها خیال کرده اند یا مردهای ما خیال کرده اند. ترقی به کمالات انسانی و با اثر بودن یک زن در مملکت است نه به این که سینما برویم که «دانس» برویم و اینها ترقیاتی است که محمد رضا برای شما درست کرد که شما را به عقب رانده که ما باید بعدها جبران کنیم! //// سئوال – چون بعضی گروههای کوچک نقطه نظرهای شخصی خود را بر ایران تحمیل کرده اند... بعضی ها می گویند که ما از زیر چکمه استبداد به زیر نعلین استبداد می رویم. جواب – آنها عُمّال شاه هستند. آنها که این حرفها را می زنند سالهاست که می زنند و اینها را شاه به آنها دیکته کرده است و آنها به شما می گویند. برای اینکه بخواهند شاه را برگردانند. به آنها بگویید شاه دیگر برنمی گردد و شما اگر حکومت اسلامی را ببینید خواهید دید که دیکتاتوری در اسلام اصلا وجود ندارد»!
  زن , حقوق زن , اسلام , خمینی , نوشابه امیری , انقلاب , دیکتاتوری , استبداد , نعلین ,

ایران آزادترین کشور جهان؟
این مهم نیست که شما چه نامی برای یک نظام بر می گزینید و یا در آن انتخابات صورت می گیرد یا نه. هر مستبدی بر همین اعتقاد است که حقیقت تنها نزد او یافت می شود و از این رو هیچ حقی برای افراد خارج از دایره خود قائل نیست. به شرطی می توان همچون آقای احمدی نژاد ادعا کرد که "ایران آزادترین کشور جهان است" که انتخابات در محدوده یک حلقه بسته صورت نگیرد والا دیگر اسم آن چیزی که در جریان است "انتخاب" و یا انتخابات نخواهد بود. مجلسی که به این ترتیب شکل می گیرد کنگره و یا یک مجلس مردمی نیست بلکه به دلیل بسته بودن دایره انتخاب مردم نوعی مجلس "سنا"ست که سابقه و قدمت آن به قرن ششم پیش از میلاد مسیح می رسد. "جمهوری روم" در سال ۵٠٩ قبل از میلاد مسیح شکل گرفت و کشور توسط مجلس سنائی که مرکب از ٣٠٠ نماینده بود اداره می شد. جامعه روم به دو بخش تقسیم شده بود، سناتورها و مردم. درست است که سناتورها توسط آراء مردم انتخاب می شدند ولی پارامتر تعیین کننده برای جواز ورود به شرکت در انتخابات، طبقه، موقعیت خانوادگی و درآمد فرد بود.
  ایران , آزادی , مجلس , انتخابات , دیکتاتوری , استبداد , روم باستان , انحصارطلبی , شهیربلاگ ,

کشتن فرّخی يزدی، شاعر لب دوخته‌ي آزادي
عده ای از نمايندگان اکثريت تصميم گرفتند، فرخی را کتک بزنند، چون سخنرانی فرخی شروع شد، آنها ابتدا به وی دشنام دادند، اما بعد بی‌رحمانه او را کتک زدند، به طوری که خون از دهان و بينی او سرازير شد. فرّخی ابتدا در مجلس متحصن شد، سپس در تيرماه 1309 پس از آوارگی بسيار به مسکو گريخت. او در مسکو نيز با مصاحبه‌های خود با رژيم شوروی مبارزه می‌کند و در نتيجه از مسکو اخراج می‌شود و به او اجازه ورود به ايران نيز نمی‌دهند. فرخی ناچار به برلين می‌رود. تيمورتاش وزير دربار رضاشاه در آلمان با وی ملاقات می‌کند و به او اطمينان ميدهد که در صورت بازگشت به ايران مورد رأفت و مهر ملوکانه قرار خواهد گرفت. فرخی با اين فريب در سال ۱۳۱۲ شمسی به تهران بازگشت تا اينکه عده‌ای به اسم «طلبکار مالی» شکايتی عليه او طرح کردند و وی را با برنامه‌ريزی به زندان کشاندند. فرخی يزدی به هنگام مرگ بيش از دو سالی بود که به جرم «اسائه ادب به بندگان اعليحضرت همايون شاهنشاهی» در زندان به سر می‌برد. قرار بود فرخی پس از سه سال زندان، آزادی خود را بازيابد. اما دستگاه مخوف شهربانی رضاشاه نظير آنچه طی ساليان گذشته مکرر انجام داده بود، دست به کار قتل شد و با آمپول هوای پزشک احمدی در حمام بيمارستان زندان موقت شهربانی در تاريخ ۲۴مهر ماه 1318 به حيات محمد فرخی يزدی شاعر آزاديخواه و دلير خاتمه داده شد.
  فرخي يزدي , شاعر آزادي , استبداد , رضا شاه , پزشك احمدي , مشروطه , قانون اساسي , تيمورتاش , مجلس شوراي ملي ,

سخنانی از آقای خمینی, پدر معنوی آقایان گنجی و سروش و..."هركه به رسول خدا اهانت كند ، هر كه به ائمه هدي اهانت كند ، واجب‏القتل است."
" ما می‌خواهیم اسلام را پیاده کنیم. پس ممکن است دیروز من یک حرفی زده باشم و امروز حرف دیگری را و فردا حرف دیگری را. این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرفی زده‌ام باید روی همان حرف باقی بمانم."[24] -----------"آنکه مکتبی را مسخره می‌کند، اسلام را مسخره می‌کند. اگر متعمد باشد، مرتد فطری است. زنش برایش حرام است. مالش هم باید به ورثه داده شود. خودش هم باید مقتول شود."..........بر همه ما واجب است که جاسوسی کنیم....."ملی‌گرایی اساس بدبختی مسلمین است"....."آن‌هایی که می‌گویند ما می‌خواهیم ملت را احیا کنیم، مقابل اسلام ایستاده‌اند"......"آقايان بعضى‏شان مى‏گويند: مساله ولايت فقيه، اگر يك مساله تشريفاتى باشد مضايقه نداريم، اما اگر بخواهد دخالت‏بكند در امور، نه، ما آن را قبول نداريم. اگر متوجه به لازم اين معنا باشند، مرتد مى‏شوند."....."این جنایتکارها که در بازداشت هستند متهم نیستند، بلکه جرمشان محرز است؛ باید فقط هویت آنها را ثابت کرد و بعد آنها را کشت. اصلاً احتیاج به محاکمه آنها نیست. هیچگونه ترحمی درمورد آنها مورد ندارد. اگر ما اينها را نكشيم، هر يكی شان كه بيايد بيرون ميرود آدم مي‌كشد. با چند سال زندان كار درست نمي‌شود.اين عواطف بچه گانه را كنار بگذاريد."...وقتی که اسلام در خطر است همه شما موظفید که با جاسوسی حفظ کنید اسلام را."
  خمینی , ملی گرایی , ولاایت فقیه , اعدام , استبداد , جاسوسی ,

نامه احمد قابل و اتهام «براندازی» به آیت الله خامنه ای
احمد قابل، پژوهشگر دينی، در نامه ای که اخیرا منتشر کرده، آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی و آن چه را که باند حاکم بر کشور می نامد، به «براندازی سخت» نظام جمهوری اسلامی از طريق «ظلم های آشکار به مخالفان»، متهم کرده است. احمد قابل دفاع از خود، همفکران و برادرش حجت الاسلام هادی قابل را انگيزه انتقاد از آيت الله خامنه ای می داند. وی به رادیو فردا می گويد: «به اين افراد، اتهاماتی بيهوده تحت عنوان براندازی نرم زده می شود يعنی اين افراد می خواهند نظام حاکم بر کشور را از پا در بياورند. در حالی که تمام تلاش اينها اين است که نظم و نظام کشور پا بر جا بماند، اما به روش دموکراتيک و مبتنی برخواست ملت.» وی می افزايد: «تهمت های ناحقی که در طول اين مدت متوجه امثال من کرده اند، بايد در جايی مطرح شود، زيرا آنها دلشان می خواهد ظلم هايی که می کنند در جايی عنوان نشود.» اقدامات فراوان و گسترده عليه امنيت ملی، اهانت به ملت به خصوص به فرهيختگان، نشر مکرر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی و نقض شديد حرمت روحانيت از ديگر اتهاماتی هستند که از سوی آقای قابل به رهبر جمهوری اسلامی و آنچه که وی باند حاکم بر کشور می نامد، وارد شده است. اين پژوهشگر دينی در نامه خود به رهبر جمهوری اسلامی نوشته است: « انتظار روزی را می کشد که در جمهوری اسلامی، امکان رسيدگی عادلانه به اين اتهامات از طريق يک دادگاه علنی و با حضور هيئت منصفه و قاضی يا قضاتی بی طرف، وجود داشته باشد.» احمد قابل، اصرار آيت الله خامنه ای را در اين مورد که هيچ رأی و نظر ديگری جز رأی او، مثلاً در مسئله انرژی هسته ای نبايد مطرح شود، «استبداد به رأی يا ديکتاتوری» نام نهاده است. مطلب احمد قابل در شرايطی نوشته شده است که برادر او هادی قابل، دبير شورای مرکزی جبهه مشارکت، در روز ۱۹ فروردين ماه بازد
  احمد فابل , آیت الله علی خامنه ای , نامه , براندازی , دیکتاتوری , استبداد ,

همبسته باشیم.(وبلاگ مجنون)
هفته گذشته در سایت دنباله آدرسی دیدم برای آزادی دانشجویان دربند دانشگاه صنعتی شریف.تا کنون که این مطلب را می نویسم تعداد امضا ها به 230 عدد رسیده است. اگر فقط دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه شریف را در نظر بگیریم این عدد, عدد بسیار کوچکی می باشد. چرا اینگونه است؟...هدف حکومت از این دستگیری ها وبگیر ببند ها ترساندن ملت و متفرق کردن آنان است تا نتوانند کنار هم جمع شده و منشا خواست و تغییری شوند...در استبداد از آنجا که ملت خود حق انتخاب و به تجربه گذاشتن خود را ندارد, در مدت زمان دچار کمبود اعتماد به نفس و در نهایت خود کم بینی می شود...فهمیدن و تحلیل کردن اوضاع به مراتب از گذراندن ریاضی 2 دانشگاه سهل تر و آسان تر است , ولی اینکه ما چرا هم چنان اندر خم یک کوچه ایم از آن نشات می گیرد که هیچگاه نیاموختیم که اجتماعی فکر کنیم و علاقه و دلبستگی به میهنمان در یک قرمه سبزی تمام میشود. به هوش باشیم که اگر پیش قراولان ملتی تحصیل کردگان و فرهیختگانش نباشد, آن ملت پا درراه صلاح و پیشرفت نخواهد گذاشت و این هم حاصل نمی شود جز با تلاش خود این تحصیل کردگان
  مجنون , دانشگاه , صنعتی , شریف , همبستگی , اعتماد به نفس , استبداد , دانشجویان ,

اثرات مخرب روانی زندگی در استبداد-1-مقدمه
...این داستان گذشت تا اینکه خودم آمدم آلمان . بعد از کلی فراز و نشیب تقریبن به همان نتایج رسیدم که دوستم در گذشته به آن رسیده بود. تفاوت های بسیاری در ذهنیت ها می دیدم. خوب در ابتدا مانند بسیار از کسان دیگر بسیاری به ملیت ربط می دادم مثلن ایرانی بودن ویا آلمانی بودن. ولی بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که این دسته بندی دردی از من دوا نمی کند. ملیت برای من شده بود مانند خدا برای مذهبیون. هر چه را که در ک نمی کنند به آن نسبت می دهند و خیال خود را راحت می کنند. با کنار گذاشتن ملیت و با این دید که هر انسانی برای خود جهانی است. سفری در درون خود آغاز کردم تا به شناخت از خود و کنترل خود بپردازم و در نهایت شناخت از اطرافم برسم. می دانستم که شناخت از خود دریچه ای برای شناخت از اطرافم خواهد بود. برای شناخت از خود باید خودم را از خودم آزاد می کردم و می گذاشتم هر آنچه که دردرونم است به بیرون بریزد. اینجا بود که پی بردم آزادی شخصی چه گوهر گرانبهایی است. چیزی که همیشه از آن در ایران محروم بوده ام. این سفر هم چنان ادامه دارد و خواهد داشت ولی چرا اینجا این مطالب را در میان می گذارم؟...آنان که در ایران هستند شانس لذت بردن از آزادی و داشتن ذهن آزاد را ندارند, اما ممکن است با آگاه کردن آنها بتوان به آنها گفت که اگر می خواهید از سیاست جدا باشید انتخاب شماست ولی سیاست همواره با شماست و بر شخصی ترین امور زندگی شما موثر است , چه بخواهید و چه نخواهید و باسلامت ذهن شما ارتباط مستقیم دارد. همانطور که انسان در جای کثیف نمی خوابد یا نظافت می کند که از بیماری مصون بماند, ذهن انسان نیز به محیط سالم احتیاج دارد تا دچار آلودگی و بیماری نشود.
  مجنون , فرنودی , پیوندی , اثرات مخرب روانی استبداد , بنی صدر , بهرام مشیری , دموکراسی ,

انتخابات رياست جمهوري دهم، حقايق عريان و شيشه‌هاي رنگارنگ/ وبلاگ ورتیگونه
سخنان علي خامنه‌اي خطاب به محمود احمدي‌نژاد در روز دوم شهريور ماه و در آستانه هفته دولت كه: «آنچه که در مورد سال آخر اين دوره بايد به شما عرض بکنم، چند نکته است. يکی اينکه در اين سال آخر با روحيه سال اول کار کنيد. البته احساس می کنم همين جور است؛ اما در عين حال تاکيد می کنم. فکر نکنيد که امسال، سال آخر دولت است؛ نه. مثل کسی که پنج سال ديگر بناست کار بکند، کار بکنيد؛ يعنی تصور کنيد که اين يک سال به اضافه چهار سال ديگر در يد مديريت شماست. با اين ديد نگاه کنيد و کار کنيد و برنامه ريزی کنيد و اقدام کنيد.» و همچنين قدرداني از موفقيت محمود احمدي‌نژاد در جلوگيري از نفوذ افكار سكولاريستي در مجموعه‌هاي انقلاب كه: «روند غرب باوری و غربزدگی را که متاسفانه داشت در بدنه مجموعه های دولتی نفوذ می کرد، متوقف کرديد. اين چيز مهمی است. حالا يک عده ای در جامعه، ممکن است به هر دليلی شيفته يک تمدنی يا يک کشوری باشند؛ اما اين وقتی به بدنه مديران انقلاب و مجموعه های انقلاب نفوذ می کند، چيز خطرناکی می شود. اين ديده می شد؛ خب جلويش گرفته شد.»بار ديگر بحث ِ به شكل خاص شركت و يا عدم شركت در انتخابات رياست جمهوري دهم و به صورت عام فايده و تاثير انتخابات در نظام اسلامي را، در ميان مدافعان گذار از نظام استبدادي به نظامي دموكراتيك (چه در ميان مدافعان تحريم و چه طرفداران مشاركت در انتخابات) مجدداً مطرح كرد...
  انتخابات , ریاست جمهوری , حقایق , خامنه ای , خاتمی , بازی , استبداد ,

مسأله ایران پرونده هسته‌ای, انتخابات, اصلاح‌طلب و اصولگرا نیست, مسأله ایران اسارت در چنگال استبداد مذهبی است.
مسأله ایران، پرونده هسته ای نیست. این پرونده دیر یا زود، به نحوی بسته می شود. همچنان که پرونده جنگ هشت ساله، با دو کلمه عذرخواهی و نوشیدن جام زهر بسته شد. مسأله ایران، انتخابات مجلس هشتم نیست. انتخابات مجلس هشتم نیز مثل انتخابات قبلی، به نحوی برگذار می شود. قیل و قالی می کنند، مردم را مثل گله گوسفند به پای صندوقهای رأی می کشانند و از میان اشخاصی که به عنوان کاندیدا «احراز صلاحیت» شده اند کسی یا کسانی را که قبلا برگزیده اند از صندوق بیرون می آورند و به مجلس می فرستند. مسأله ایران، دعوای دو جناح نیست. این که «اصلاح طلبان» دولت و مجلس را در اختیار داشته باشند یا «اصولگرایان»، یک منازعه درونگروهی است. کشمکشی مشابه آنچه همه جا و همه وقت در داخل دایره قدرت، بر سر تقسیم غنائم وجود داشته است و خواهد داشت. طرفین منازعه یا به نحوی مصالحه می کنند، یا دسته ای دسته دیگر را کنار می زند و بازی ادامه می یابد. مسأله ایران، ورای این حرفهاست. مسأله ایران اسارت در چنگال استبداد مذهبی است. بازگردانده شدن به قهقرا، به ظلمات قرون وسطی است. به دوران تفتیش عقاید، به دوران یکه تازی متولیان مذهب و رفتار بیدادگرانه آنها به بهانه اجرای قوانین الهی. صد سال پیش، ایران را فرزندان دلاورش از بند این توطئه رهانیدند. علمدار حرکت ارتجاعی مشروعه طلبی را در دادگاهی به ریاست یک روحانی روشن ضمیر محاکمه کردند و بر سر دار فرستادند. پادشاه وقت را نیز که در این توطئه همدست ملایان مرتجع بود از تخت سلطنت به زیر کشیدند. امروز، اما ایران عملا در دام حکومت «مشروعه» افتاده است. انقلابی که آن را به دروغ «انفجار نور» نامیدند، ماهیت خود را هر روز بیشتر آشکار می سازد. مملکت هر روز بیشتر و بیشتر در ظلمت فرو می رود و از روشنایی، از روشن بینی، از روشنفکری فاصله می گیرد. این است مسأله واقعی ایران. در یک ظلمت کده قرون وسطایی چه فرق می کند که جمهوری برقرار باشد یا سلطنت. اصلاح طلب حکومت کند یا اصولگرا. بمب اتمی بسازند یا لولهنگ. حتی اگر راست بگویند و هدف از اصرار و تأکیدشان برای غنی سازی اورانیوم و دست یافتن به دانش هسته ای چیزی جز تولید انرژی صلح آمیز نباشد و در پرتو آن انرژی، ایران نورباران شود، وقتی ارتجاع سیاه فرصت رشد و بالندگی به مردم ندهد، وقتی سیاهی جهل و تعصب و خرافه پرستی بر مملکت حاکم باشد، دانش هسته ای به چه می ارزد؟ مسأله ایران این است. مسأله این است که مملکت به کجا می رود و ملت چه سرنوشتی در پیش دارد.
  ایران , آینده , سرنوشت , مردم , استبداد مذهبی , مشروعه , ارتجاع ,

آغاز استبداد؟ ( وبلاگ نیک آهنگ کوثر )
گاهی وقت‌ها خنده‌ام می گیرد از توجیهات خاتمی و یارانش. شاید مساله بر می‌گردد به نوع نگاه و تعریف جماعت از استبداد. هنوز باور کردنی نیست که خاتمی ادعای صلح داشته باشد، و سیاست‌های داخلی زمان جنگ حاکمیت وقت را تایید کند. می‌توان گفت که مثلا استبداد نسبی است، برای یکی شرایط فعلی در ایران، از زندگی شیعیان عراق در دوران صدام بهتر بوده، اما آیا واقعا می‌توان ادعا کرد که زندگی در طول ۲۹ سال گذشته در ایران نشانی از آزادی مورد ادعای حاکمان ایران را داشته؟ فضای ترس دهه شصت را تجربه کرده باشی، و بگویی که آزاد بوده‌ای؟ بله، شاید آن شرایط برای بسیاری ایده‌آل بوده باشد، ولی وضعیتی نیست که بگویی هوایی فارغ از استبداد را استشمام کرده‌ای. ایده‌آل بسیاری از اصلاح‌طلبان فعلی، بازگشت به دهه شصت است. خاتمی هم چیزی فراتر از این نمی‌خواهد، فقط با زبانی جدیدتر و امروزی‌تر. وقتی به اصلاح‌طلبان گیر می‌دهی که پاسخگوی تمام سرکوب‌ها و تبعیض‌های دهه شصت کیست، فرافکنی آغاز می‌شود. به گمان من، استبداد از همان تابستان سال ۵۸ با سرکوب مطبوعات و تصویب نخستین قانون مطبوعات زیر نظر ملی‌مذهبی‌ها و دوران وزارت میناچی آغاز شد. از آن روز تاکنون، گاه گاه جایی و گاهی برای تنفس بوجود آمده، ولی دائمی نبوده است.
  استبداد , نیک آهنگ کوثر , خاتمی , استبداد , صلح ,

فاشيسم چيست؟
به راستي سرشت واقعي فاشيسم چيست؟ آيا از لحاظ تجربه ي سياسي، فاشيسم اساساً چيز تازه اي است ، يعني مخلوق قرن بيستم است؟ يا فاشيسم صرفاً همان استبداد کهن است که تکنولوژي مدرن را براي کسب قدرت و حفظ آن ماهرانه به کار مي گيرد؟ مورخان ، جامعه شناسان ، روان شناسان اجتماعي و نظرية پردازان سياسي از زمان به قدرت رسيدن موسوليني در سال ۱۹۲۲ اين پرسش ها را مطرح کرده اند اما هنوز بر سر اين موضوع که ماهيت فاشيسم چيست و علل ظهور آن در عصر ما چيستند توافق نظر حاصل نشده است.
  فاشيسم , قرن بيستم , استبداد , تکنولوژي مدرن , موسولینی ,

اثرات مخرب روانی زندگی در استبداد-2-شکل دهی منطق دو گانه
یکی از مشخصه های بارز استبداد یا ذهن مستبد منطق دوگانه آن است یا شاید بتوان گفت استبداد و حق شمردن خود محصول این منطق است. در این منطق دوگانه ارزشها به دو دسته خوب و بد , خدایی و شیطانی , بهشتی و دوزخی , خیر و شر, حق و باطل یا … تقسیم می شوند. دراین نوع منطق مستبد خود را خوب می داند و هر آنچه که همراه او است به همین ترتیب در جایگاه خوب می نشاند و هر آنچه که با او در تقابل است را بد. خوبان , دوستان را و بدان, دشمنان را شکل می دهند. یک نوع تضاد با فاصله ای عمیق در ذهن او شکل می گیرد , که این فاصله در واقع فاصله بین خوب و بد اوست. تضاد سبب از دست دادن آرامش درون شده و اضطراب و ترس و تقابل را به بار می آورد. یکی از مجاری فرار از این اضطراب دایم , نگاه به خارج از خود است برای یافتن پناهگاهی امن. چنگ انداختن در دامن قدرتی برتر و بزرگتر یا چیزی جاودانه که می توانند مصداقهایی برای این پناه گاه امن باشد. چیز هایی مانند خدا ,ارباب , عبد , میهن , مال , … همه و همه ابزاری هستند در دستان مستبد که ذهن من و شما را تحت تاثیر قرار دهند که متاسفانه بدون آن که خود خبر داشته باشیم تحت تاثیر هم قرار می گیریم. البته در بعضی مواقع آنان که آگاه ترند در براب همچین امواجی به صورت واکنشی با یک نه گفتن به مخالفت بر می خیزند و همین سبب می شود که یک ذهنیت شاکی و نه گو در آنان شکل بگیرد و اینگونه آنان از زاویه ای دیگر از داشتن یک ذهنیت کنشگر مثبت و سازنده باز داشته می شوند.
  فرنودی , منطق دو گانه , پیوندی , اثرات مخرب روانی استبداد , استبداد ,

ناله های زنده یاد اکبر محمدی وقتی برادرش را جلوی چشمانش شکنجه میکردند_ویدئو
سه دقیقه آخر این کلیپ را حتما ببینید لطفا, دل هر انسان آزاده ا ی را به درد میاورد
  اکبر محمدی , منوچهر محمدی , شکنجه , استبداد , آزادی ,

رهبر آزاده ، پی پی دارم آماده
علیرضا رضائی را فراموش نکنید
  پی پی , رهبر , استبداد , علیرضا , رضائی ,

مهدی اخوان ثالث: گر انقلاب اين است باری به‌ ما بگوييد...ما انقلاب کرديم يا انقلاب ما را ؟!
اما چه ياس فراگيري،سي سال گذشت و حاصل انقلاب 57 بر آب است،نه از "جمهوري" چيزي مانده و نه از "آزادي".توتاليتر پيشين جاي خود را به توتاليترها داده و بنيان "جور"،جور جور است؛زندان هست،زندان‌بان و بازجو هم و اوين هم‌چنان لبريز از آزادي‌خواهان،همين‌ها براي نابودي "آرمان" يك نسل كفايت مي‌كند.گويند اين شعر از "مهدي اخوان ثالث" است.مردي از همان نسل و آرمان و او چه خوب شور زنده و آرمان مرده را مي‌سرايد: ياد آن زمان که چندی،از شور انقلابی...هرگز نبود يک دم،در ديده خواب ما را....«تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد» ...گفتيم و از مسلسل آمد جواب ما را
  ايران , شعر , زنان , زندان , مردم , شاه , انقلاب , استبداد , آزادي , 22 بهمن , انقلاب 57 , خميني , جمهوري اسلامي , سركوب ,

دهه فجر یا دهه زجر ؟
حکومت ایران از ۱۲ بهمن روز ورود خمینی (سال ۵۷) به ایران تا ۲۲ بهمن روز پیروزی انقلابش را دهه فجر نامیده است ولی شاید این دهه برای بعضی بخصوص جوانانی که همزمان با این دوران متولد شده اند یا در آن زمان کودکی بیش نبوده اند و تاثیری در انقلاب نداشته اند معنا و مفهوم دیگری داشته باشد. این دهه برای این افراد باعث برانگیخته شدن این احساسات و تغییرات درونی می شود: خشم-سوختن دل-تاسف و ........ دلایل برانگیخته شدن این احساسات و تغییرات درونی این هاست : ۱-اهداف اولیه انقلاب یعنی آزادی-اسلام و عدالت دایم بوسیله رادیو و تلویزیون و وسایل ارتباط جمعی و ......... تکرار می شود و میگویند و به خود می بالند که برای این انقلاب کردیم درصورتیکه چیزیکه هم اکنون مشاهده میشود خلاف این موارد می باشد. آزادی ها محدود شده-به اسلام حقیقی عمل نمی شود و عدالت هم زیر پا گذاشته شده است. .........................۴-برگشت میزنند به آن دوران و از شکنجه ها و وحشیگری های ساواک میگویند در صورتیکه امروز مشابه همین کارها را با دانشجویان و .......... انجام میدهند. ۵-وقتی خاطرات آن دوران را بیان میکنند بسیاری از حقایق و وقایع را که به سود حال و وضع فعلیشان نیست می پوشانند و مخفی می کنند ۶-به بسیاری از افراد و گروه هایی که در پیروزی این انقلاب نقش موثری داشتند اجازه صحبت و فعالیت و بیان نظر نمی دهند. ۷-می گویند انقلاب کردیم برای خدمت به مردم و مستضعفان و محرومان در صورتیکه میبینیم وضع زندگی مردم از نظر رفاهی و معیشتی از گذشته بدتر شده است. اینها مواردیست که این پرسش را پدید می آورد که آیا این دهه دهه فجر است یا دهه زجر ؟ برای خود من به شخصه این دهه دهه زجر است شما را نمی دانم !
  دهه , زجر , فجر , انقلاب , ایران , دیکتاتوری , استبداد ,

انتقاد رایس از حرکت روسیه به سوی استبداد و زورگویی
کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا، می گوید روسیه به طور فزاینده ای در داخل به سوی استبداد و در سیاست خارجی به سوی زورگویی پیش می رود. خانم رایس در یک سخنرانی شدیداللحن گفت مسکو "در مسیری یک طرفه به سوی انزوا" پیش می رود. روابط دیپلماتیک میان آمریکا و روسیه در اثر مناقشه اخیر در گرجستان متشنج شده است. پیشتر رئیس جمهور روسیه گفته بود که دو کشور نباید مناسبات تثبیت شده خود را با "موضوعات پیش پا افتاده" به خطر اندازند. دمیتری مدودف گفت "از لحاظ سیاسی کوته بینانه خواهد بود" اگر واشنگتن و مسکو مناسبات سیاسی و اقتصادی خود را به خطر اندازند. کیم غطاس، خبرنگار بی بی سی در واشنگتن، می گوید روسیه همچنین گفته است که آمریکا به همکاری مسکو در اموری همچون ایران و کره شمالی نیاز دارد، نکته ای که بسیاری در واشنگتن آن را درست می دانند. با این حال خانم رایس اشاره کرد که در پی مناقشه در گرجستان، تلاش روسیه برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی زیر سوال رفته است. و به علاوه آمریکا یک معامله عمده برای همکاری بر سر نیروی هسته ای صلح آمیز با روسیه را کنار گذاشته است. خانم رایس در سخنانی در یک رویداد در واشنگتن که توسط صندوق آلمانی مارشال برگزار شده بود از اوضاع داخلی روسیه انتقاد کرد. وی گفت: "آنچه روشن شده این است که هدف مشروع بازسازی روسیه، گردشی رو به سیاهی داشته است - پس زده شدن آزادی های فردی، اجرای دلبخواهی قانون و فساد مالی غالب در سطوح مختلف جامعه روسیه." وی افزود که رهبران روسیه پیشرفت آینده مردم این کشور را به خطر می اندازند و اعلام کرد که رهبران روسیه "درحال قرار دادن روسیه در یک مسیر یک طرفه به سوی انزوای خود خواسته و از دست رفتن اهمیت جایگاه بین المللی آن هستند." وی همچنین اذعان کرد که گرجستان اولین تیرها را در منطقه جدایی طلب اوستیای جنوبی شلیک کرده است. او گفت: "دولت گرجستان دست به یک عملیات عمده نظامی در تسخینوالی (مرکز اوستیای جنوبی) و سایر نواحی این منطقه جدایی طلب زد... متاسفانه چندین صلحبان روس در نبردها کشته شدند." اما خانم رایس گفت که روسیه باعث اوجگیری مناقشه شد. وی گفت: "رهبران روسیه تمامیت ارضی و حاکمیت ملی گرجستان را نقض کردند و دست به تهاجمی تمام عیار به آن سوی یک مرز شناخته شده بین المللی زدند." او افزود که روسیه همچنین شروط آتش بسی که با میانجیگری نیکولا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه به دست آمد را زیر پا گذاشته است. وزیر خارجه آمریکا گفت که "عمیقا مایه تشویش" است که روسیه از طریق به رسمیت شناختن آبخاز و اوستیای جنوبی سعی کرد گرجستان را "قطع عضو" کند و استدلال کرد که اعمال روسیه بخشی از آنچیزی است که او "یک الگوی رفتاری رو به وخامت" توصیف کرد. او افزود: "من به ارعاب همسایگان مستقل روسیه توسط آن کشور... استفاده روسیه از نفت و گاز به عنوان یک سلاح سیاسی... تهدید آن به هدف گرفتن همسایگان صلح طلبش با سلاح های اتمی.... و سرکوب - یا رفتار بدتر از آن - با روزنامه نگاران و مخالفان در داخل اشاره می کنم."
  کاندالیزا رایس , روسیه , سخنرانی شدیداللحن , استبداد , زورگویی ,

دهه زجر و ارمغان جمهوری اسلامی برای مردم ایران:
سه دهه مرگ و کشتار، جنگ و آوارگی، فقر و فحشا، بیماریهای روحی-روانی، اعدام و تبعید و فرار و مهاجرت :::::: رژیم جمهوری اسلامی ایران 12 بهمن تا 22 بهمن را دهه فجر نامگذاری کرده است. در این دهه نمایش های چندش آور حکومتی به اوج خود رسیده و تعدادی نیز بنام هنر و هنرمند در جشنواره های فیلم و تئاتر بازارگرمی این حکومت را دامن میزنند. این دهه اما در واقع "دهه زجر" ملت ایران است. در دوازدهم بهمن سال 57 ورود خمینی بعد از پانزده سال تبعید به ایران، نه تنها با سردی هوا، بلکه با سردی تمام روح او همراه بود. بازگشتی که البته با هماهنگی های بین المللی در اجلاس گوادلوپ چراغ سبز آن از پیش روشن شده بود. وقتی یکی از خبرنگاران در هواپیمائی که خمینی را از پاریس به تهران منتقل میکرد، از احساس او بعد از پانزده سال دوری از ایران سوال کرد، خمینی با قلبی سخت تر از سنگ گفت هیچ احساسی ندارد. خمینی در پاریس و در مصاحبه های مختلف، قول و قرارهای زیادی داد.( برخی از این قول و قرار ها را درپایان همین نوشته ببینید). در آنزمان بسیاری از مردم فکر میکردند با آمدن او ایران بهشت خواهد شد. عشق وعلاقه مردم وگذشت آنها نسبت به هم به اوج خود رسیده بود. با چنین امیدی، بسیاری از فدا کردن جان خود نیز دریغ نکردند. اما بعد از سقوط نظام سلطنتی، خمینی همه قول و قرارهایش را به کناری گذاشت و به تدریج در اعدام کردن، کشتار و سرکوب مردم ایران صدها و هزاران بار بیرحمانه تر از حکومت سلطنتی رفتار کرد. او با زمینه سازی جنگ با عراق و با شعار صدور انقلاب، صدها هزار جوان و نوجوان ایرانی را بر روی میدانهای مین فرستاد و یا در جبهه های جنگ به کشتن داد. با شعار مرگ بر آمریکا وهدایت تروریسم در لبنان و دیگر نقاط جهان، تنش سیاسی را از مرزهای ایران به سطح بین المللی گسترش داد و انزوای ایران و ایرانی را موجب گشت. با گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا تمام قوانین بین المللی را زیر پا گذاشته و آنها را بازیچه قدرت و اهداف ایدئولوژیک خود قرار داد. با موج اعدام بازماندگان حکومت پیشین، کشتار را شروع و با سرکوب اقلیت های مذهبی و ملی در گوشه کنار ایران و با تأسیس سپاه پاسداران این کشتارها را هرچه بیشتر در نقاط مختلف کشورگسترش داد. با شعار یا روسری یا تو سری به سرکوب زنان ایران پرداخت، و روزنامه های منتقد را بست، کارگران را سرکوب نمود و با شعار انقلاب فرهنگی به قلع وقمع دانشجویان ایران پرداخت..............
  ایران , دهه , زجر , فجر , انقلاب , دیکتاتوری , استبداد ,

10 بهمن روز همبستگی ماست!
باور ما این است... ۱۰ بهمن را به سان همه ی روز های سخت گذشته در کنار هم خواهیم بود. ۱۰ بهمن را با همدلی هم خاطره ای خواهیم ساخت در یادها ماندنی. ۱۰ بهمن را روزی خواهیم ساخت٬ حجت دیگری از طراوت بهاری سبز در زمستانی سرد. ۱۰ بهمن را نمادی خواهیم ساخت از هم اندیشی گسترده ی همه ی وبلاگ نویسان ایرانی در حمایت از آزادی همه ی دانشجویان در بند. آری! باور ما این است... ۱۰ بهمن برای انجام حرکتی بشر دوستانه و رهایی دوستانمان از زندان گرد هم آمده ایم و تا پایان راه با هم می مانیم. ۱۰ بهمن برای انجام فعالیتی صلح جویانه و به دور از هر گرایش حزبی٬ فارغ از ایدئولوژی های متفاوت و تنها برای آزادی جوانان ایرانی گرد هم آمده ایم و تا پایان راه با هم می مانیم. ۱۰ بهمن برای انجام وظیفه ی انسانی مان٬ فارغ از قومیت و گوناگونی اندیشه٬ برای احقاق حقوق هم کلاسی هایمان گرد هم آمده ایم و تا پایان راه با هم می مانیم. ۱۰ بهمن سال ۱۳۸۶ خورشیدی٬ با تغییر سراسری نام وبلاگ هایمان به "همبستگی با دانشجویان در بند" یا "دانشجویان در بند را آزاد کنید" زنده خواهیم کرد٬ نام و یاد همه ی آنان را٬ نام و یاد احمد را٬ مجید را٬ احسان را٬ بیتا را و مرتضی را و... و نام و یاد همه را...
  10 بهمن , دانشجو , زندان , عدالت , آزادی , استبداد , همبستگی ,

تفسير اقتدارگراها از ولايت فقيه و در حقيقت توجیه استبداد دینی در قالب دفاع از نظريه فوق
(سخنان حدید تاج زاده ) تاج زاده : اقتدار گراها ولایت مطلقه فقیه را این گونه تفسیر كرده اند که : « يك فقیه از سوي امام غايب برگزیده و توسط خبرگان رهبری كشف مي‌شود. او فراتر از قانون ودارای اختيارات مطلق است و در برابر هیچ کس جز خداوند پاسخگو نيست. سخن او حكم قانون را دارد . ولايت فقيه "استبداد استدلالي" است و اركان حكومت بازوان ولي فقيه اند و نه تنها قوای انتصابی ، بلکه نهادهای انتخاباتی و حتي احزاب و مطبوعات نيز باید گوش به فرمان و در برابر او پاسخگو باشند. «مطالبات رهبر» مقدم بر «مطالبات مردم» است . اعتقاد قلبي و التزام عملي به ولي فقيه (به تعبیر آنان ذوب شدن در شخص رهبر) لازمه بهره‌مندي از حقوق سياسي (حضور درارکان قدرت حتی در نهادهای انتخاباتی) و حتي حقوق مدنی (انتشار روزنامه، تشکیل حزب و...) است . ولی فقیه نه تنها مشروعيت حكومت خود را از مردم نمي‌گيرد ( منصوب امام عصر است)، بلکه مشروعيت بخش نهادها ، سیاست ها و اشخاص است . او در تمام زمینه ها حق دخالت دارد . قدرت به طور مطلق بايد در انحصار رهبر و اطاعت شهروندان بايد مطلق و بی چون و چرا باشد. انتقاد به رهبردشمنی با پیغمبر، ساختارشكني، براندازي و همسويي با بيگانگان است و منتقدان نه فقط بايد از همه حقوق قانوني و خداداد خود محروم شوند، بلكه زنده ماندنشان نشانه رأفت نظام ولايي است. اين ولايت ، مرزسرزميني نمي شناسد و شيعيان و حتي مسلمانان جهان را شامل مي شود».
  تاج زادخ , اقتدارگراها , ولايت فقيه , استبداد ,

قفل استبداد مذهبی با چه کليدی باز خواهد شد؟ سکولاريسم يا مذهب؟ الف. ع. خ
دين، مذهب، عقيده و نظاير آن، در روانشناسی فردی انسانها نقش بسزايی دارد! "منيت" يک مومن، دين مذهب و اعتقاد اوست، اگر آنها را انکار کنی، انگار که منيت اش را انکار کرده ای! اگر منيت اش را انکار کنی انگار که دين و مذهبش را انکار کرده ای! شخصيت يک فرد مذهبی در گرو حفظ، پاسداری و سلامتِ صلاحيتش هست، اگر صلاحيتش را انکار کنی، انگار که کليتش را انکار کرده ای! حال عده ای مومن(ظاهرا مومن به وجود موجودی متعالی در شخصيت خويش) از جانب مومنانی ديگر(ظاهرا مومن به وجود موجودی خارج از شخصيت خويش) رد صلاحيت شده اند! در اين مواجهه، تنها "صلاحيتِ" رد صلاحيت شدگان است که مورد توجه تماشاگران حساس قرار دارد، چون حاکمان قبلا صلاحيت خود را در نزد مردمان از دست داده اند و يا خود به خاطر "هيچ پنداری" خويش در نزد خدا صلاحيتی برای خود قائل نيستند! / . . .
  استبداد مذهبی , سکولاریسم , مذهب ,

فروکش کردن شور انقلابی در ايران
روزنامه آمريکايی نيويورک تايمز روز يکشنبه (دوم فوريه) در گزارشی به قلم الين شلينو خبرنگار خود در تهران، حال و هوای بيست و چهارمين سالگرد انقلاب در ايران را سرد توصيف کرد. اين روزنامه می نويسد امروز ديگر از آن شور انقلابی که 24 سال قبل با ورود روحانی 78 ساله ای به نام آيت الله خمينی ايران را فراگرفته بود خبری نيست. اين گزارش با اشاره به آذين بندی شهر تهران با پرچم و چراغهای رنگين که به مناسبت مراسم سالگرد انقلاب انجام شده است می نويسد: "اما شور انقلاب که تا مدتها ملت ايران را به ايثار وا می داشت اکنون ديرزمانی است فروکش کرده است". اين روزنامه می افزايد: " آيت الله خمينی قول زمينی بهشتی را می داد که در آن توده های مظلوم به حاکميت رسيده و آزاد خواهند بود اما در عوض، بن بست سياسی، فساد، بيکاری، محدوديتهای اجتماعی و سرکوب سخت و رعب آور کشور را مانند طاعونی گرفتار کرده است و ميان کسانی که مدعی اسلام نابند و آنانی که خود را دمکرات می خوانند نبرد شديدی در جريان است."به نوشته نيويورک تايمز، ايرانيان که از وزن و قافيه لذت می برند در تاکسی ها و مغازه ها "دهه فجر" را "دهه زجر" توصيف می کنند و احساسات و شور انقلابی چنان فروکش کرده است که حتی تشکيلات دولتی نيز برای بسيج کردن توده مردم در مراسم سالگرد انقلاب تلاش نمی کند. ................................
  ایران , انقلاب , دهه , فجر , زجر , مردم , استبداد , حکومت , دیکتاتوری ,

استبداد از خانه ی من و شما به کوچه می‌رود / یادداشت های منیرو روانی پور
...«جورابم کو؟» «موبایلم را ندیدی؟» «شلوارم کجاست؟» «یه لیوان آب بده» «این پنجره را ببند» «خورشت شوره» «گازت کثیفه» «اینم خونه است که تو داری» «ملحفه‌ام بو می‌ده» «صبح تا غروب چه می‌کنی؟ خونه که خونه نیست، بچه که بچه نیست؛ خودتم این ریخت و لباسته به چی دلم خوش باشه؟» این نغمه‌های عاشقانه برای شما آشنا نیست؟ چه موقعی خانه، خانه‌ی من است و گاز، گاز من است و خورش، خورش من است؟ دمکراسی از خانه به کوچه می‌آید و شهر را فتح می‌کند. این یک خیا‌‌‌ل‌بافی کودکانه است اگر خیال کنیم در خانه‌،‌ آدمِ علیل و بی‌دست‌وپایی باشد که فرمان بدهد و آدم زحمت‌کشی که فرمان ببرد، آن‌وقت بیرون از خانه حقِ همه رعایت شود. چقدر طول می‌کشد تا فضه و سمیه و سوسن و... بفهمند که این جوراب‌ها و گازها و موبایل‌ها هستند که زندگی آن‌ها را به تباهی کشانده‌اند... هر کس می‌تواند فرمان بدهد وقتی توسری‌خور و فرمان‌بر باشی. تباهی فقط از حکومت نیست، تباهی در خانه‌ی ماست. گلدانش را در خانه داریم. همه‌ی ما و هر روز با سکوت با بردباری با اطاعت محض به آن آب می‌دهیم و با این دلخوشی که... که چی؟ که تکه نانی بخوریم؟ که سرپناهی داشته باشیم؟ که نگویند عاقل نبود نتوانسته کسی را برای خودش پیدا کند؟ که هرکس خودش را داوطلب چیدن میوه باغ بی‌حصار نکند؟ امنیت... امنیت... به دنبال امنیت به ناامن‌ترین جاها پناه می‌بریم، از ترس آبرو خفه می‌شویم، از ترس گرفتن فرزندانمان، از ترس طعنه‌ها و توهین‌های خان‌باجی‌هایی که دور برمان هستند، از ترس خودمان و هیچ کس به این دودول طلا نمی‌گوید: «چلاق که نیستی، بلند شو جورابت را پیدا کن» پیدا کردن جوراب یک کار زنانه است، فرمان دادن کاری مردانه. مردی که مرد است کار خودش را نمی‌کند، کنیزو و برده و اسیر دارد. زنی که زن است باید کار مردش را انجام دهد، گارگرِ خانه است چو ن خانه باید تمیز باشد، آشپزخانه است چون همه باید غذا بخورند، بغل‌خواب آقاست چون آقا نباید عقده‌ای شود و... و بعد می‌خواهید از دلِ همه‌ی این‌ها دمکراسی تجه بزند؟ استبداد و حماقت و جباریت
  استبداد , دمکراسی , برابری ,

استبداد مولد فرهنگ جامعه ستيز و انتقام گیر
در رابطه با برتری های يک نظام دموکراتيک بر انواع گوناگون سيستم های سياسی اظهارنظرهای بسياری شده است. نتايج يک تحقيق جديد، که در جديدترين شماره نشريه ساينس منتشر شده، نشان می دهد «مردمی که دريک کشور دموکراتيک با قوانين قدرتمند زندگی می کنند، به مراتب کمتر انتقام می گيرند يا دست به آنچه محققين مجازات های جامعه ستيز می نامند، می زنند.» ...در تحقيقاتی که پيشتر در کشورهای غربی انجام شده بود، سوء استفاده گران مجازات خود را می پذيرفتند و متعاقبا اعمال خود را بيشتر به نفع جامعه مشترک بازيکنان تغيير می دادند. ...سايمون گاچتر در گفت و گويی با راديو اروپای آزاد، راديو آزادی می گويد: «زمانی که ما اين آزمايش را در مکان هايی خارج از حيطه فرهنگی اروپايی انجام داديم، به نظر می رسيد افرادی که به نفع جامعه عمومی بازيکنان رفتار نکرده بودند، حاضر به قبول مجازات خود نبودند. بنابراين آنها به نوعی می خواستند در اقدامی «جامعه ستيز» از مجازات کنندگان خود انتقام بگيرند». سايمون گاچتر انتقام عليه انتقامجويان را حرکتی «ضد اجتماعی» می نامد. او می گويد: برای اينکه نظام يک جامعه بتواند به درستی عمل کند افراد غريبه در آن جامعه بايد بتوانند با يکديگرهمکاری کنند و افرادی که دست به اقدامات خودخواهانه می زنند، بايد رسما توبيخ و مجازات شوند تا نهايتا ياد بگيرند به نفع جامعه عمل کنند.اما اگر اين افراد درعوض به سوی مجازات کنندگان خود حمله کنند و از آنها انتقام بگيرند، حس همکاری کم کم از بين می رود.اين معيارها در واکنش مردم به افرادی که از جامعه سوء استفاده می کنند، يعنی برای مثال ماليات خود را نمی پردازند، از پرداخت پول در استفاده از وسائل نقليه عمومی سرباز می زنند، يا از امکانات رفاهی جامعه سوء استفاده می کنند، بازتاب پيدا می کند. گاچتر و همکارانش معقدند: «درکشورهايی که مجازات های شديد تر است، سوء استفاده های اجتماعی هم پذيرفته تر است و به همين ترتيب مردم به حس مشارکت و همکاری اجتماعی نيز بی اعتنا می شوند.» سايمون گاچتر می افزايد: «يک انگيزه ديگر احتمالا اين است که مردم اين جوامع، افراد خير را دوست ندارند. دليل ديگر اينکه، به عبارتی بخشندگی را نوعی تظاهر و خودنمايی تلقی می کنند.»
  استبداد جامعه ستيز انتقام گیر دموکراسی ,

تراژدي انتخابات در ايران و خطر درگيري‌هاي گروهي و قومي (دكتر حسين باقرزاده)
تراژدی‌ انتخابات در ایران نیز فقط در این نیست كه حاكمان این كشور برای بیش از یك نسل مردم آن را از حق انتخاب محروم كرده‌اند و به خاطر حفظ سلطه خود روند انتخابات را به نفع خویش دستكاری كرده‌اند. تراژدی در این است كه سرانجام این سیاست ممكن است به هزینه‌ای بسیار سنگین‌تر از سلب حقوق دموكراتیك مردم منجر شود. یك نظام نادموكراتیك الزاما نظامی اقلیت‌گرا است، نظامی كه از منافع یك اقلیت كوچك در برابر منافع دیگران (اكثریت، یا مجموعه‌ای از اقلیت‌های دیگر) دفاع می‌كند. نتیجه چنین سیاستی بیرون راندن تدریجی جمع هرچه بیشتری از جامعه از دایره نیروهای خودی و كاشتن تخم جدایی و بیگانگی بین گروه‌های مختلف اجتماعی، قومی و مذهبی است. نیروی گری‍ز از مركز در بین بخش‌هایی از مردم كه در ساخت قدرت سهم ندارند به تدریج قوی‌تر می‌شود و تمایلات جدایی‌طلبانه در بین آنان تشدید می‌گردد. روند محدود كردن دایره خودی‌ها نمی‌تواند برای همیشه ادامه یابد و دیر یا زود به نقطه انفجار می‌رسد. و در آن هنگام، اگر حاكمیت به خواست دموكراتیك مردم تن ندهد، مخالفت مردم با حاكمیت ممكن است به درگیری‌های گروهی و قومی بینجامد، و علاوه بر مصایب و فجایع انسانی كه همراه خواهد داشت موجودیت و یكپارچگی كشور را نیز به خطر اندازد. حاكمان ایران می‌توانند هم‌چنان و غره از موفقیت‌های پیشین خود باز هم به كار خود در تدارك رأی‌گیری‌های نمایشی ادامه دهند. ولی آن چه كه در كنیا گذشته و می‌گذرد باید برای همه و از جمله آنان زنگ خطری باشد. مسئله انتخابات آزاد، سالم و عادلانه فقط مقوله دموكراسی نیست، مقوله استقلال و هم‌بستگی ملی و رفاه و آسایش و هم‌زیستی و رشد و موجودیت و یك‌پارچگی كشور نیز هس
  دموكراسي , استبداد , قومي , انتخابات آزاد , يكپارچگي , كنيا , خودي , غير خودي , جمهوري اسلامي ,

اکبر گنجی و راه دموکراسی در ایران
پاسخ های گنجی: طبق قانون اساسى جمهورى اسلامى (رژيم حقوقى) و نظام ناشى از آن (رژيم حقيقى) با دموكراسى و حقوق بشر تعارض دارند. اما به گمان من انقلاب منجر به دموكراسى نمى شود. تنها راه گذار به دموكراسى، مبارزات عملى غير خشونت آميز است.....تغيير رژيم در برابر گذار به دموكراسى چندان اهميتى ندارد. همه ما دست به دست هم داديم و از طريق انقلابى مردمى، رژيم شاه را برانداختيم. ولى رژيمى سركوبگرتر جانشين آن كرديم. پس انقلاب و تغيير رژيم لزوماً به دموكراسى منتهى نخواهد شد. هدف اصلى ما برساختن يك رژيم دموكراتيك ملتزم به آزادى، حقوق بشر، پلوراليسم، فدراليسم و.. است. اما فقط هدف مهم نيست. راه رسيدن به هدف هم بسيار مهم است. از هر راهى به هر نتيجه اى نمى توان رسيد. انقلاب هاى كلاسيك نشان داده اند كه به نظام دموكراتيك منتهى نمى شوند. بايد اين مسير به گونه اى طى شود كه رژيمى سركوبگرتر از رژيم فعلى جايگزين رژيم فعلى نشود...اگر براى كسى، نظام جمهورى اسلامى هدف و مقدس باشد، براى دوام آن هر كارى خواهد كرد، اما اگر براى كسى دموكراسى و آزادى و حقوق بشر مهم باشد، براى رسيدن به آن هر كارى نخواهد كرد، بلكه به روش هاى اخلاقى و انسانى به دنبال اين اهداف خواهد رفت. نكته مهم اين است كه دموكراسى محصول سخنرانى و صدور بيانيه سياسى نيست، دموكراسى محصول اقدامات عملى است. اپوزيسيون فاقد عمل، اپوزيسيون نام نمى گيرد...
  اکبر گنجی , راه دموکراسی , دیکتاتوری , استبداد , انقلاب , آزادی , دین , ولایت فقیه ,

تبليغ آغاز دهه فجر (زجر) در روزنامه خراسان.
دهه فجر مطلع آزادي و استقلال و سرآغاز نابودي ظلم و استبداد بر ملت سربلند ايران مبارك باد. (بابا مرديم از اين همه استقلال و آزادي و نابودي ظلم، اگه نخوايم آزادي استقلال داشته باشيم كي‌رو بايد ببينيم.)
  تبليغ , دهه فجر , دهه زجر , روزنامه خراسان , پروپاگاندا , فرافكني , فرار به جلو , وقاحت , شانتاژ , دروغگويي , فريب , ريا , آزادي , استقلال , ظلم , استبداد , شكنجه , قهقرا , زن ,

مستبدان تازه راه! (سهیل آصفی)
سالها. سالهاي سال است كه مشغول نزاع با خوديم كه كاري بجز اينمان نبوده است. روح انحصار و تماميت خواهي در بند بند هستي شرقي ما ريشه دوانده است و شايد هم از اين روست كه اساسا با واژه ي "ديگر" بيگانه ايم. تاريخي پر از تكرار و تكرار و سيلاب خون "ديگر خواهان" در طول يكصد سال خواست تحول و پوست انداختن.كه بي شباهت نيست به كمدي هاي رايجي كه سالها پس از قرون وسطا و در دوران نوزايي در غرب روي صحنه مي رفت. انگار كه هنوز و همچنان در دايره ي "من" غوطه مي خوريم ما و نهاد استبداد در ريشه هاي جان جوان ما نيز خانه كرده است كه تمام مساله اين است و چيزي نيست جز اين اگر خوب تاريخ معاصرمان و بويژه اين يكصد سال از مشروطيت بدين سو را وا بكاويم. بارها در خود و از خود پرسيده ام كه تا كجا مي تواني بپذيري تفاوت را. لنز ايدئولوژيك پيش چشم تا كجا مي تواند فراق بال دهد انديشه را و تفكر كه نيازمند ساختي منسجم است و در عين حال پويا. و مي بينم در روزهاي ماضي و هم روزهايي كه بنام حال رقم مي خورند نهاد استبدادي درون بسياريمان همچنان همان است كه بود. ما مستبدان تازه راه!
  استبداد , سهیل آصفی , ایدئولوژی , مشروطيت , دموكراسي , چماق , قرون وسطا , دوران نوزايي ,

گلشیفته در آغوش پدر ( عکس )
به راستی فراموش نکنیم این ما مردم استبداد زده بودیم که قبل از هر نهاد نظارتی و امنیتی منتظر ممنوع التصویر شدن گلشیفته بودیم ! براستی خاتمی راست می گفت استبداد زدگی به مراتب از استبداد بدتر است . گاها متعجب بودیم که چرا هنوز گلشیفته ممنوع التصویر نشده یا چرا بازداشتش نمی کنند ! ما مردم با گلشیفته بد کردیم همانطور که با همه ستارگانمان بد کردیم !
  گلشیفته , بهزاد , استبداد , استبداد زدگی ,

فرجامِ کار استبدادیان
می‌گویند "اگر از نخستین استبدادگر تاریخ درس و عبرت گرفته می‌شد. استبدادگر دوم بوجود نمی‌‌آمد". آن‌ها که با نوشته‌های صاحب این قلم آشنایند می‌دانند، سال‌هاست به‌خاطر آزادی و اگاهی و برابریِ مردمی که قرن‌ها از سلطه‌ی صاحبان زر و زور و تزویر رنج برده‌اند قلم می‌زنم و بر این اعتقادم که سعادت انسان‌ها میسر نمی‌گردد مگر با کاربرد "قلم" به‌جای "شمشیر"، قلمی که در خدمت مردم باشد نه در خدمت زرمداران و زورمندان و تزویرگران.
  فرجامِ کار استبدادیان ,

آلکساندر میچرلیش و دو مشکل تربیت استبدادی و بی‌تربیتی
آلکساندر میچرلیش روانکاوی را در خدمت نقد اجتماعی قرار داد. از این نظر کارهای او با کارهای اریش فروم و برخی آثار ویلهلم رایش همسنخی دارند. یک محور ثابت نقد اجتماعی میچرلیش، انتقاد از تربیت استبدادی است، تربیتی که افراد را در خانه و مدرسه و خیابان آماده می‌کند تا در خدمت رژیم استبدادی قرار گیرند. او در دهه‌ی ۱۹۶۰ موضوع "بی‌پدری" را مکمل موضوع "پدر مستبد" کرد. در سال ۱۹۶۳ کتاب "به سوی جامعه‌ی بی‌پدر" را منتشر کرد که بسی بحث‌انگیز شد. در پشت جلد آخرین چاپ این کتاب (۲۰۰۲) در معرفی آن چنین آمده است: «این کتاب باعث شهرت جهانی آلکساندر میچرلیش به عنوان منتقد اجتماعی و تحلیل‌گر دوران شد. میچرلیش در آن تصویری از دید روانشناسی اجتماعی از عصر ما ارائه می‌کند که همچنان اعتبار خود را حفظ کرده است. او نشان می‌دهد که جامعه‌ای که با الگوهای نمادین و آرمان‌های خود وداع می‌کند، به کجا می‌رود. به این اعتبار این کتاب یک طرح اجتماعی ژف‌نگر در زمینه‌ی تربیتی است.»
  آلکساندر میچرلیش , اریش فروم , ویلهلم رایش , نقد اجتماعی , روانکاوی , تربیت استبدادی , بی تربیتی ,

رفسنجانی: در دو، سه سال گذشته عقب تر رفته ایم
اکبر هاشمی رفسنجانی، از با نفوذ ترين رهبران جمهوری اسلامی، در سخنانی گفت که در دو سه سال گذشته نه تنها جلو نرفتيم بلکه عقب تر هم رفته ايم.
  هاشمی , دموکراسی , آزادی , احمدی نژاد , استبداد , خفقان ,

پیرامون استفتا جبهه ملی ایران از آقای منتظری/ وبلاگ مجنون
بعد از نوشتن مطلب مربوط به جبهه ملی (نیایید، خود می رویم (سخن و سوال هایی با جبهه ملی ایران))واکنش ها متفاوت بود. ایمیلی از آقای رضا عزیزی نژاد دریافت کردم با مضمون جهت اطلاع و یک پیوست که در آن جوابیه آقای منتظری به استفتا در مورد حکم آقای خمینی در باب جبهه ملی درج شده بوداینجا . در سایت سکولاریسم نو می توانید نمونه دیگر آنرا ببینید اینجا .البته من نمی فهمم که چرا یک حزبی که خود را سکولار می داند (البته اگر بداند )به دامن آخوند متوسل شده که او بگوید که از نظر دین اسلام اینان می توانند فعالیت بکنند یا نه. اینکه جبهه ملی رفته جلوی آقای منتظری زانو زده, مشروعیت دادن به نهاد دین و خود دین بوده یا نبوده؟ مگر جبهه ملی, نمی خواهد ملی باشد و قدرت سیاسی اش را از ملت بگیرد؟ چطور شده است که جبهه ملی هم داستان شده است با بقیه توصیه های جبهه مشارکت؟ البته گذشته از این که این کار با چه دلیل و چه انگیزه ای صورت گرفته, در بسیاری از مصاحبه ها خوانده ام که جبهه ملی پای مرتد اعلام شدن خود را وسط کشیده است و اینکه چه فشار هایی به آنها وارد شده و شاید این نامه هم با همین دیدگاه منتشر شده است.بنده مطلع هستم که چه فشار هایی بر جبهه ملی وارد شده است. محض اطلاع بگویم گه اولین تابوت فروهر ها (نمی دانم داریوش فروهر بود یا همسرش)را بنده از داخل آمبولانس در آوردم تا روی دست مردم قرار گیرد.
  جبهه ملی , ايران , مشروطه , دين , مذهب , سکولاريسم , سياست , منتظری , دموکراسی , مصدق , استبداد ,

نامه احمد قابل به رهبر جمهوری اسلامی ايران ..................... ( bbc persian )
احمد قابل فقيه و دين پژوه ناراضی ايرانی که به تاجيکستان کوچيده است در آستانه انتخابات رياست جمهوری ايران و به مناسبت سالگرد انتخاب آيت الله خامنه ای به رهبری با انتشار نامه ای به وی انتقادات صريح و بی سابقه ای را مطرح کرده است. آقای قابل بااشاره به اينکه چهاردهم خرداد پایان شانزدهمین سالی است که حکومت ایران با تمامی سازو کارهای لازم تحت رهبری و "مدیریت مطلقه" آقای خامنه ای بوده است و پيش از آن نيز او در شورای انقلاب و شورای عالی دفاع و همچنين در مقام رياست جمهوری بوده است، "مسئولیت تمامی اوضاع کنونی کشور" را بر عهده او و سپس بر عهده آقای‌ هاشمی رفسنجانی می‌گذارد که بمانند آقای خامنه ای مداوما در سمت های مختلف ( ٩ سال رئیس مجلس، ٨ سال رئیس جمهور، ٨ سال رئیس مجمع تشخیص مصلحت ) در اوضاع کشور موثر بوده است
  ناراضی , آيت الله خامنه ای , احمد قابل , قرائت , استبدادی ,

چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟
متن نامه سرگشاده مصطفي رحيمي به روح الله خميني كه در تاريخ 25 ديماه 1357 در نشريه آيندگان چاپ شد/ نامه به امام خمینی: ...آنچه موجب شد این نامه را به عنوان آن جناب بنویسم احترام شدید من نسبت به شماست. احترامی بی شائبه، نه بر مبنای احساسات و قهرمان پرستی، بلكه بر مبنای تفكر...وانگهی آنچه نوشتن این نامه را موجب شد، ... نكته هائی است كه تا آنجا كه من می دانم تاكنون كسی از داخل كشور آشكارا به شما ننوشته است.مشكل هنگامی آغاز شد كه برخی از طرفداران مسئله جمهوری اسلامی را به عنوان خواست كلیه مردم این مملكت مطرح كردند. من به عنوان نویسنده و حقوقدان (هر دو را با فروتنی عنوان می كنم) با جمهوری اسلامی مخالفم و دلائل مخالفت خود را صمیمانه با شخص شما در میان می گذارم...تاكنون در همه نهضت ها، افراد مردم به طور دردناكی از تحقق بخشیدن به اندیشه ها معاف شده اند و ریشه بسیاری از مصائب در همین است: از دموكراسی بسیار سخن گفته اند، اما عده ای محدود، همیشه مردم خرده پا كنار بوده اند. البته به میدان كشیده شده اند. اما هیچگاه طرف گفتگو نبوده اند. یعنی كسی نظرشان را نپرسیده یا اگر پرسیده در پرورش آن اقدامی نكرده است.
  دموكراسي , سوسياليزم , حق تعيين سرنوشت , استبداد ,

انجمن دفاع از كارگران و بيكاران :حكومت درهم شكسته در بن بستي نا علاج گرفتار شده است ،مرگ بر ظلم واستبداد
جنگ و دعوا ميان جناحها براي كسب كرسيهاي قدرت و چپاول ! بعد از رد صلاحيت گسترده اصلاح طلبان از سوي هياتهاي اجرايي وزارت كشور و هياتهاي نظارت وابسته به شوراي نگهبان, شوراي نگهبان از روز 14بهمن سومين مرحله بررسي صلاحيت داوطلبان شركت در انتخابات را آغاز كرد و تا سوم اسفند نتايج بررسي هاي خود را اعلام كرد.شاكيان از 3 تا 6 اسفند براي ارائه شكايتهاي خود مهلت داشتند كه پس از آن شوراي نگهبان طي يك هفته تا 14 اسفند براي رسيدگي به اين شكايات اختصاص داد.با اين همه روز 7 اسفند يكي از مقامات وزارت كشور (ميرحسيني اشكوري)اعلام كرد كساني كه رد صلاحيت شدند تا 13 اسفند جاري مهلت دارند كه اعتراض نمايند و به اعتراض آنها رسيدگي شود.طبق زمانبندي هاي اعلام شده از سوي وزارت كشور نتيجه نهايي تاييد صلاحيتها از سوي شوراي نگهبان,روز 13 اسفند به وزارت كشور ارسال شده است.روز 14 اسفند وزارت كشور به فرمانداريها ابلاغ كرد و روز 15 اسفند از طريق فرمانداريها به داوطلبان ابلاغ شد.تبليغات انتخابات به طور رسمي از روز 16 اسفند شروع شده و تا 22 اسفند ادامه خواهد داشت و روز 23 اسفند روز منع تبليغات است.جمعه 24 اسفند روز رإي گيري و برگزاري نمايش انتخاباتي مجلس هشتم و انتخابات مياندوره اي مجلس خبرگان و شوراهاي شهر و استان مي باشد. آمار و ارقام: عباسعلي كدخدايي سخنگوي شوراي نگهبان:از مجموع 7597 كانديداي ثبت كرده در انتخابات مجلس هشتم,صلاحيت حدود 27درصد يعني 2059 نفر مورد تإييد واقع نشد.(سايت دولتي تابناك 86.12.11) مصطفي پورمحمدي وزير كشور:البته ممكن است اين تعداد باز هم تغيير كند؛چرا كه تا پايان زمان تاييد نهايي داوطلبان دو روز باقي مانده است.(خبرگزاري حكومتي ايسنا 86.12.12) عباسعلي كدخدايي سخنگوي شوراي نگهبان:از بين هفت هزار و597داوطلب ثبت نام كننده در انتخابات مجلس هشتم، بيش از چهار هزار و500داوطلب،يعني‪70 درصد داوطلبان تاييد صلاحيت شده‌اند.شوراي نگهبان،نتوانست صلاحيت‪ 2200نفراز داوطلبان را مورد تاييد قراردهد.‪310نفر از ثبت نام‌كنندگان انصراف خود را از حضور در انتخابات اعلام كرده و ‪ 569داوطلب نيز درباره رد صلاحيت خود شكايتي ارايه نكردند. (خبرگزاري حكومتي ايرنا 86.12.4) جنگ و دعوا ميان جناحها براي كسب كرسيهاي قدرت و چپاول ! اصلاح طلبان مصطفي تاج‌زاده رئيس ستاد انتخابات حزب مشاركت:آنچه شوراي نگهبان در 10 روز گذشته انجام داد يك تر‌دستي افشاشده است به اين معني كه ابتدا هيأت‌هاي اجرايي منتخب دولت نهم صلاحيت درصد عظيمي از نامزدهاي اصلاح‌طلب و مستقل را رد كردند به گونه‌اي كه براي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تنها 96 كرسي رقابتي به استثناي تهران باقي ماند.در مرحله دوم هيأت مركزي نظارت با مسئوليت جنتي صلاحيت تعداد زياد ديگري از داوطلبان اصلاح‌طلب يا مستقل را كه در هيأت‌هاي اجرايي تأييد شده بودند رد كرد به طوري كه براي ستاد ما تنها امكان رقابت در 24 كرسي به استثناي تهران باقي ماند. سايت عصر ايران 11/12/1386 مصطفي کواکبيان رئيس ستاد ائتلاف مردمي اصلاحات:اگر موضوع اشتراکات ما با حزب اعتماد ملي و ستاد ائتلاف اصلاح طلبان حل نشود،ممکن است تعداد کانديداهاي اختصاصي ما در تهران به 30 نفر نرسد. خبرگزاري مهر 12/12/1386 اسماعيل گرامي مقدم سخنگوي حزب اعتمادملي:‌تعداد ردصلاحيت‌شدگان آن‌قدر در تهران بالاست که هيچ راهي جز ائتلاف صددرصدي ميان اعتمادملي و اصلاح‌طلبان وجود ندارد‌. از ميان 12 کانديداي اختصاصي اعتمادملي،بيش از نيمي از آنها ردصلاحيت شده‌اند.ائتلاف اصلاح‌طلبان هم دقيقا چنين وضعيتي دارد. سايت آفتاب 6/12/1386 عبدالله ناصري سخنگوي ائتلاف اصلاح طلبان:اگر خيلي خوشبين باشيم فقط مي توانيم براي دستيابي به حدود 90 كرسي رقابت كنيم وي افزود:ما فهرستي براي اين كرسي ها ارائه مي كنيم اما در رقابت براي ساير كرسي ها حضور نخواهيم داشت. خبرگزاري ويژه 4/12/86 رد صلاحيت گسترده چهره هاي منسوب به (اصلاح طلبان)،آنها را از ميدان رقابت در 'دو سوم کرسي هاي انتخاباتي' خارج کرده است.بنا به اعلام نيروهاي اصلاح طلب تنها در حدود 30 کرسي از 290 کرسي انتخاباتي،کانديداهاي اصلاح طلب توانسته بودند در صحنه حضور داشته باشند. سايت بي بي سي فارسي 5/12/1386 اصولگرايان دبير اجرايي جبهه متحد اصولگرايان شهاب الدين صدر:از مجموع 135 كانديداي اوليه جبهه متحد 30 نفر در ليست نهايي قرار گرفته اند بنابر اين 105 كانديداي خارج از ليست انصراف داده و مي دهند. روزنامه جمهوري 7/12/1386 علي اصغري زارعي،عضو شوراي مركزي جبهه متحد اصولگرايان در خصوص ليست هاي چندگانه اصولگرايان گفت:مصلحت اصولگرايان اين است كه با ليست واحدي در انتخابات شركت كنند. خبرگزاري فارس 7/12/1386 محمدرضا باهنر مسئول اجرايي جبهه متحد اصولگرايان:فهرست جبهه متحد در تهران بيشتر از ‪ 30نفر جا ندارد هرچند كه ممكن‌است برخي از شخصيت‌هاي قابل در آن قرار نگيرند.ارائه ليست‌هاي متفاوت و زياد مورد حمايت ما نيست چون معتقديم اين اقدام موجب كاهش آراي اصولگرايان مي‌شود. خبرگزاري ايرنا 12/12/1386 سيد شهاب الدين صدر،دبير اجرايي جبهه متحد اصولگرايان:نامزدهاي جبهه متحد نبايد در فهرست هاي ديگر اصولگرايان و به صورت موازي با فهرست جبهه متحد اصولگرايان حضور داشته باشند. حسين کنعاني مقدم عضو شوراي مرکزي ائتلاف فراگير اصولگرايان نسبت به مصوبه جبهه متحد واکنش نشان داده و نوشته است:'اين همانند شعار آمريکا است که يا با ما هستيد يا عليه ما! سايت آفتاب 10/12/1386 علي دوراني دبير ائتلاف فراگير اصولگرايي:مجلس هشتم به احتمال زياد چند فراكسيوني خواهد بود.چند فراكسيوني به اين معنا كه اكثريت و اقليت فعلي مجلس را نداشته باشد.اما سه فراكسيون اصلي در مجلس حضور خواهند داشت.ائتلاف فراگير اصولگرايي،كانديداهاي جبهه متحد و همچنين اصلاح طلبان. سايت فردا 10/12/1386 قائم مقام حزب توسعه و عدالت اميرعلي اميري:اطلاعات ما نيز نشان مي دهد که بخشي از تصميم گيران جبهه متحد و بدنه اجتماعي اصولگرايان از ليست نهايي6+5 ناراضي اند.در حاليکه همه گروه هاي خارج از6+5 با نهايت گذشت و فداکاري با آن همراهي کردند تا جبهه متحد به تصميمي عاقلانه و همه جانبه برسد و ليست کارآمد و فراگيري ارائه شود اما در نهايت ديديم که ليست خروجي آن بر اساس سهميه بندي سه جناح اصلي6+5 بود و بقيه جريان هاي اصولگرا ناديده گرفته شدند. سايت عصر ايران 11/12/1386 نتيجه اينكه ! سردرگمي و ابهام در باره‌ي تعداد و ترکيب نامزدها ادامه دارد.اصلاح‌طلبان از عملکرد شوراي نگهبان ارزيابي‌متفاوتي دارند و محافظه‌کاران نيز بر سر فهرست واحد به توافق نرسيده‌اند.نيروهاي اصلاح‌طلبي مانند جبهه‌ي مشارکت،مجاهدين انقلاب اسلامي و حزب کارگزاران که براي کارزار مشترک انتخاباتي در' ائتلاف اصلاح‌طلبان' گرد آمده‌اندهم‌چنان شمار تاييد‌شدگان وابسته به اين ائتلاف را کمتر از آن مي دانند که بتوان از رقابتي‌بودن انتخابات سخن گفت.به گفته‌ي مسئولان ستاد انتخاباتي اين ائتلاف،آنها تنها بر سر به دست‌آوردن 60 کرسي از 270 کرسي مجلس امکان رقابت دارند.شماري از چهره‌هاي اصلاح‌طلب اين گمانه را مطرح مي‌کنند که شوراي نگهبان طبق يک طرح از قبل تعيين‌شده،هم در صدد ايجاد شکاف بيشتر در ميان اصلاح‌طلبان است و هم شرايطي را ايجاد مي‌کند که اصلاح‌طلبان با چهره‌هاي کم‌تجربه و ناشناخته وارد کارزار انتخابات شوند تا حداکثر اقليتي ضعيف و ناکارا را در مجلس تشکيل دهند.اعلام توام با تاخير و تعلل تازه‌تاييدشدگان نيز‌‌‌،از نظر اصلاح‌طلبان، اقدام حساب‌شده شوراي نگهبان براي محدودکردن فرصت و امکان اين جناح براي تبليغ و معرفي نامزدان خود به مردم است. هم حذف نامزدهاي منتقد به قانون اساسي و ولي فقيه و هم عدم تاييد صلاحيت گسترده اصلاح‌طلبان درون حکومت,پرسش‌هاي متعددي را در مورد ميزان استقبال عمومي از انتخابات به وجود آورده است.کار به جايي رسيده است که برخي از چهره‌ها و محافل 'اصولگرا' نيز به خاطر نگراني از خلوت‌ماندن حوزه‌هاي راي‌گيري در روز 24 اسفند،از شوراي نگهبان خواسته‌اندکه'تسامح'بيشتري به خرج دهد. شکاف در صفوف محافظه‌کاران در اين ميان، صفوف محافظه‌کاران و يا به اصطلاح 'اصولگرايان' نيز کماکان با شکاف‌ها و چالش‌هاي معيني روبروست،امري که باعث شده آنها هنوز هم نتوانند فهرست واحدي از نامزدان خود ارائه کنند.به خصوص سه چهره‌ي معروف اصولگرايان،يعني محمدباقرقاليباف،علي لاريجاني و محسن رضايي,کماکان به فهرست اتنخاباتي'جبهه‌ي متحد اصولگرايان' انتقاد دارند و آن را از نام‌ها و چهره‌هاي نزديک به خود خالي ميدانند.اين که اين اختلافات نهايتاَ سه چهره‌يادشده و محافل وابسته به آنها را به سوي ارائه فهرستي جداگانه و کاملاَ منتقد دولت احمدي‌نژاد سوق دهد،پرسشي است که پاسخ آن درروزهاي آينده مشخص خواهدشد. برخي از زنان وابسته به جبهه‌ي اصولگرايان نيز از بي‌توجهي جناح خود در تعيين سهمي معين از فهرست انتخاباتي براي زنان ناراضي‌اند.اين زنان خواهان آن بوده‌اند که دست‌کم 10 زن در فهرست محافظه‌کاران براي تهران گنجانده شوند،امري که کماکان با مخالفت ‌تصميم‌گيران'جبهه‌ي متحد اصولگرايان'روبروست.مريم بهروزي،نماينده‌ محافظه‌کار مجلس کنوني،در مصاحبه با دويچه‌وله اين مخالفت را به 'روح تبعيض جنسيتي حاکم بر جامعه' نسبت داده است. به گفته‌ي وي «فرهنگ جامعه ما اين است که از اين منظر به زن‌ها نگاه نمي‌کنند و شايد بيشتر مايل باشند که اصلا خانم‌ها نيايند در عرصه‌هاي اجتماعي، سياسي!»شکاف ميان اصولگرايان امري واقعي است که بيش از همه به تعدد مشکلات داخلي و خارجي حكومت ديكتاتور جمهوري اسلامي برمي‌گردد.بنا به اين نظر،محافظه‌کاران گرچه در برابر اصلاح‌طلبان اختلافات خود را پنهان مي‌کرده‌اند،اما سياست‌هاي داخلي و خارجي دولت احمدي‌نژاد چالش‌برانگيز ومساله‌ساز‌تر از آن بوده‌اند که اين يکپارچگي قابل حفظ باشد و تمامي محافظه‌کاران حامي دولت و کارنامه‌ي آنان باقي بمانند.ضمن اين که،رقابت‌هاي محفلي و گروهي و جدال بر سر کسب سهم بيشتري از منافع سياسي و اقتصادي نيز اختلافات در ميان محافظه‌کاران را روز به روز شدت بيشتري بخشيده است. و اما سخن و نظر ما: حكومت درهم شكسته در بن بستي نا علاج گرفتار شده است.طوري كه حتي حضور كاندیداهای باند رقیب و حتی كاندیداهای به اصطلاح منتقد باند خودی را نیز در مجلس برنمی تابد و توان تحمل كوچكترین روزنه و شكافی را در حاكمیت مطلقه خویش ندارد. كارگزاران فعلي تلاش خواهند كرد با انواع ترفندها,تهدیدها و تمهیدات مردم رابرای شركت گسترده دراین نمایش مضحك و مسخره تحت فشارقراردهند.اما دريغا كه ما ملت دلير و آزادي خواه ایران رای قاطع خود برای نابودي تمامیت استبداد مذهبی را بارها اعلام كرده ايم.ما با صراحت و با شجاعت در هر كوي و برزن و دانشگاه و كارخانه خروش مرگ بر دیكتاتور و مرگ بر این دولت مردم فریب سر ميدهيم. ما به تحریم شعبده انتخاباتی آخوندها بر خواهيم خاست و در مقدم بهار با شعار مرگ بر ظلم واستبداد - زنده باد عدالت وآزادی بهاري نو و طلوعي دوباره را براي ايران زيبا يمان آرزو خواهيم كرد. انجمن دفاع از كارگران و بيكاران
  ایران , انجمن دفاع از كارگران و بيكاران , حكومت , درهم شكسته , در بن بست , نا علاج , مرگ بر ظلم واستبداد ,

"شاهِ ما خمينى است"! شاه همان خمينى است!
در سوم اكتبر 1978 روزنامه نگار لوموند از تهران گزارشى فرستاد تحت عنوان «شاه ما خمينى است» («Notre chah, c'est Khomeyni»). ژان گيراسِ لوموند گوينده ى اين شعار را حجت الاسلام موسوى (كدام؟ اردبيلي، خوئِينيهاء يا تبريزي؟) معرفى مى كند. گيراس او را «خمينيستى دو آتشه» اى مى شناساند، و از قول او مى نويسد آيت الله خمينى ? تنها رهبر واقعى اپوزيسيون است.... اكنون به نظر مى رسد كه اين ضربه ى هولناك بر پيكر جامعه ى ايران درس عبرتى نشده است چه باز برخى از «روشنفكران» كه در ميان حاميان و حتى مُشرف شدگان به محضر، حتى دستبوس، خمينى بودند به دنبال «چهره ى نمادين» ديگرى راه افتاده اند، هر چند او جذبه (كاريزما) ى خمينى را نداشته باشد. اين موسويان جديد، بر خلاف تظاهرشان به وارونه، به خوبى مى دانند كه حكومت سلطنتى و حكومت اسلامى دو روى يك سكه اند، و، چنان كه مخالفان جنبش آزادى خواهى در ميان ملايان از اواخر حكومت ناصرى تا مشروطيت مى گفتند، سلطنت و دين «دو نگين يك انگشتر اند»، يعنى انگشتر استبداد. اين عقيده را اينان در رفتار ابن ااوقتانه ى خويش نيز به اثبات مى رسانند. نگاهى به رفتار مستبدانه ى پادشاهان، بويژه شاهان پهلوي، و حكومت اسلاميِ خمينى و جانشينان وى نيز به نيكى مسلم مى كند كه اين دو نوع حكومت در ماهيت يكى اند و موسوى حق داشت بگويد كه «شاه ما خمينى است». جابجايى دونگين در انگشتر از قدرت دستى كه آن را «زينت» خود ساخته است به هيچ وجه نمى كاهد. اين هر دو «نگين» خود را «سايه ى خدا» خوانده اند و بنام او حكومت رانده. اين هر دو0«نگين» «سايه» و «روح» خدايند، «روح الله» اند.
  شاه , خمینی , انقلاب57 , استبداد , سلطنت , تکرار تاریخ ,

مرگ بر استبداد
اول سئوالاتم را مطرح ميكنم وبعد عرايضم به حضور تان ميرسانم /آقای خمینی ميگويد من با قلبي آرام ومطمئن از حضور برادران وخواهران مرخص ميشوم،يعني شمارادر يك كشور جمهوري اسلامي بدست خدمت گذاران غيور كشور ميسپارم،تا در عدل وآرامش زندگي كرده وكشور ايران را از چپاول بيگانگان واستبداد گران مصون بداريد.اما سئوال من از رهبر اين است :قانون اساسي، راي ملت در سال 58 ،جنگ با رزيم بعثي عراق،شهدا،ووو....بخاطر چه بود؟و انتخابات(انتصابات)راهپيمايي،مجلس،وخود شما رهبري،بعد از دهه ي70 براي اين مردم زجر كشيده چه كرده است؟...
  استبداد , فرزندان ایران زمین ,

روشنفکران صد سال قبل، حال و صد سال بعد، نکاتی در باب تکيلاتاريای ابراهيم نبوی، اسد مذنبی
محققان و تحليل گران صد سال بعد چه معامله ای با روشنفکران و اهل قلم فعلی خواهند کرد؟ روشن است همان بلايی که مابرسر روشنفکران و اهل قلم صدسال قبل می آوريم و صدالبته چون چشمشان توی چشم ما نمی افتد چاک دهانشان را خواهند کشيد و درست همانند ما هرچه دلشان خواست بارمان خواهند کرد و . ... خواهند نوشت که در دويست سال قبل طنزنگاری بنام ايرج ميرزا می گفت: خدايا تابه کی ساکت نشينم من اين ها جمله از چشم تو بينم تو اين ملا و آخوند آفريدی تو توی چرت ما مردم دويدی اما طنزنگاری بنام ابراهيم نبوی صد سال پيش می گفت" " از نظرآنان (آنانی که در پی تغيير حکومتند) مشکل جمهوری اسلامی و دين ملاهاست، دقيقا ملاها" ايرج ميرزا طنز نگار دويست سال قبل می گفت: تمام اين مفاسد از حجاب است حجابست آن که ايران زو خراب است خدايا تا کی اين مردان بخوابند زنان تا کی گرفتارحجابند طنرنگار صدسال قبل ابراهيم نبوی می گفت: " اين افراد نمی توانند بفهمند که چرا درعراق و افغانستان حجاب وجود دارد ولی نمی فهمند که گروهی از مردم ايران واقعا به حجاب اعتقاد دارند" *** نمونه های غير طنزش نيز فراوان است و مثنوی هفتاد من ديسک (کاغذ سابق) می شود اما ما چون خودمان می طنزيم و در جنبه های ديگر سوادش را نداريم، مورد طنزش مد نظرمبارک مان قرارگرفت بنابراين قبل از اينکه محققان صدسال آينده مشت و مال مان بدهند و بپرسند تکليف آنهايی که به حجاب اعتقاد نداشتند و درخيابان خونين و مالين می شدند چه بوده و حقوق آنها چی می شده، پيشدستی کرده به چند نکته درباب تکيلاتاريای آقای نبوی (که درسايت راديو زمانه نگاشته شده) می پردازيم. ابراهيم نبوی: درمونترآل نود مسجد وجود دارد که بسياری ازآنها ايرانی است. به دوستی درمونترآل زنگ زدم و گفتم آقای نبوی گفته درشهرشما نود مسجد وجود دارد که بيشترشان ايرانی است. جواب داد اولا بيشتر از سه چهارتا مسجد در مونترآل نيست که هيچکدام ايرانی نيستند ثانيا گيرم که نود تا مسجد درکل کانادا باشد، چه دردی از ايرانيان دوا خواهدکرد!؟ گفتم اولا ايرانی ها بدنبال دوا کردن درد نيستند،دوما همينکه يک هموطن از داشتن اينهمه مسجد سرذوق بيايد و جهت برائت از مشرکين منار آنرا بکوبد توی ملاج بی دينان،کافی است خلاصه ديدم اين دوست ما بخاطر گل روی ما هم که شده حاضر نيست برود مسجد ها را بشمارد. بناچار دست همسرم را گرفتم و راندم بطرف مونترآل. به خانم گفتم چون سرکار مسيحی هستيد کليساها را بشماريد بنده مسجد هارا! بزبان انگليسی گفت هو کی رز!(يعنی کی اهميت می دهد) می خواست بما حالی کند که ما زياد به اين چيزها اهميت نمی دهيم! اما کو گوش شنوا؟ پس از مدتی چون از يافتن مساجد مورد اشاره نااميد شديم بالاجبار کليساهارا شمرديم و چون حيرت می کردم که چرا همسرمن که جداندرجد کاتوليک است از ديدن اينهمه کليسا احساس غرورنمی کند اما چهارتا مسجد در مونترآل باعث پز دادن يک هموطن مسل
  روشنفکر , استبداد ,

جنبش دانشجويان ايران
سركوب اثر ندارد بر عزم دانشجويان, آزاد بايد گردد ياران ما در زندان , دانشجو ميميرد ذلت نمي پذيرد, در جنگ با استبداد يك دم نمي نشيند
  جنبش , دانشجو , ايران , استبداد , سركوب , آزاد , ياران , زندان ,

شيوه غير انساني يك حكومت تماميت خواه براي حذف يكي از مخالفينش
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از روزنامه‌ي تايمز، رومن نيكولايچيك، كانديداي پارلماني حزب "روسيه ديگر" كه متعلق به گري كاسپاروف، قهرمان سابق شطرنج جهان است، بعد از اينكه از سوي پليس در مورد فعاليت‌هاي سياسي‌اش مورد سوال و بازپرسي قرار گرفت، به بيمارستان رواني منتقل شد. نيكولايچيك 27 ساله، رييس شاخه‌ي محلي اين ائتلاف و هم‌چنين عضو "آرس"، جنبش سلطنت طلب روسيه است. نيكولايچيك هنگامي كه براي بازجويي احضار شد زير فشار رواني طاقت فرسايي بوده است. بازجويان در ابتدا به وي تهمت جعلي قتل عمد زدند و سپس پزشكي را به محل فرستادند تا گواهي كند او از لحاظ رواني مشكل دارد.
  روسيه , مخالف سياسي , حذف مخالف سياسي , تماميت خواهي , ديكتاتوري , استبداد ,

به یاد حسن حسنی کارگر کارخانه کنف کار رشت که از فقر و شرمساری زن و فرزندنش خود کشی کرد
ظلم بیشتر از این -----
  حسن حسنی , فقر , خود کشی , استبداد ,

قصد داشتند در تهران بمب هاي سيانوري کار بگذارند
آخرين وضعيت پرونده محمد هاشمي و بهاره هدايت،7 تن به دليل ارتباط با اسراييل بازداشت شدند ،مسوولان 4 سايت ضداخلاقي بازداشت شدند ،تعدادي از تجمع کنندگان بازداشت شدند....
  سرکوب , استبداد , خفقان ,

صورت مساله را نمی توان پاک کرد، دانشجويان با استبداد ديني مشکل دارند: 18 تير کودتا عليه آزادي بود
ديگر هيچ رمقي نبود، ديگر بر درو ديوار ها هيچ شعاري نوشته نشده بود تا همه بخوانند "دانشجو زنده است"، ‏‏"شهيد عزت ابراهيم نژاد زنده است" و... زهر خند ماجرا اينجا بود که مراسم در هيچ دانشگاهي برگزار نشده. ‏جبهه مشارکت تنها متولي بزرگداشت 18 تير بود. ‏ ‏9 سال پس از حمله به کوي دانشگاه، مراسم بزرگداشت اين حادثه در حزب مشارکت برگزار شد. در اين مراسم ‏که به همت کانون دانشجويي جبهه مشارکت برگزار شده بود مصطفي تاج زاده، داوود سليماني و مجيد فراهاني به ‏سخنراني پرداختند. ‏ مصطفي تاج زاده به دفاع از حرکت دانشجويان و همچنين عملکرد دولت و وزارت کشور پرداخت و مسبب ‏اصلي ماجرا را تماميت خواهان و نيروهاي راست در ايران دانست. ‏ وي در اين ارتباط گفت: "اقتدار گرا ها گمان مي کنند اگر صورت مساله را پاک کنند همه چيز حل مي شود. از ‏اين رو دانشگاه را براي يک هفته در ايام 18 تير تعطيل مي کنند تا هيچ دانشجويي در اين روز در دانشگاه ‏حضور نداشته باشد. از اين رو ما هم مجبوريم که اين مراسم بزرگداشت را در اينجا برگزار کنيم". ‏ وي در ادامه با طرح اين سوال که آيا مي توان ننگ را با رنگ پاک کرد گفت: "تعطيلي دانشگاه هيچوقت سبب از ‏ياد رفتن اين حادثه نمي شود، از سوي ديگر رفتار اقتدارگرايان نشان مي دهد که بيش از همه به 18 تير توجه ‏دارند، آنوقت آقاي احمدي نژاد مي گويد بوش مي تواند بيايد آزادانه در دانشگاه هاي ايران سخنراني کند!"‏
  18 تیر , دانشجو , دانشگاه , استبداد دینی ,

آخرین ها ازجبهه نوگرایان دینی و مذهبیون
آخرین خبر ها از جبهه نوگرایان دینی و مذهبیون هم اینکه ظاهرن آقای خمینی قرار است جایگاه خود را در این طرح جدید داشته باشد. برای پی بردن به این نوشته محمد قوچانی که سعی در مترقی تر معرفی کردن هاشمی رفسنجانی و تطهیر کردن خمینی دارد می توان توجه کرد.(قابل توجه اینکه نیروهای سیاسی را به دو دسته کلی جبهه سکولار وجبهه مذهبیون تقسیم کرده ام).چند ماه پیش که فیلم سخنرانی مهندس بازرگان در مجلس در یوتیوب گذاشته شد، سوال اصلی این بود که چگونه اینان با این فیلم دسترسی پیدا کرده اند؟ آیا سازمان اطلاعاتی جبهه مذهبیون آنان را پشتیبانی می کند؟ گذاشتن این ویدیو از سخنرانی آقای خامنه ای که در جهت تضعیف وجهه اجتماعی او (البته می دانم که ندارد، از دید گذارندگان گفتم) است جواب مثبت به این پرسش را تقویت می کند. یعنی وجهه سازی برای محور بازرگان-بنی صدر -رفسنجانی از یک سو و تخریب از سوی دیگر. با این فرضیه اقدام عباس پالیزبان معنی دار می شود. در واقع لیست عباس پالیزدار می تواند یک ضد حمله بوده باشد. وقتی مهندس سحابی در مقام دفاع از ابراهیم یزدی برای اعدام های اول انقلاب بر میاید، با توجه به رابطه غیر دوستانه این دو بعد از مرگ بازرگان سوال این بود که چه می گذرد؟
  استبداد , اصلاح طلبان , دموکراسی , سیاست , مهندس سحابی , محمد قوچانی , هاشمی رفسنجانی , ابراهیم یزدی , جبهه نوگرایان مذهبیون , جبهه نوگرایان دینی ,

اثرات مخرب روانی زندگی در استبداد-3-رشد سطحی نگری
تحمیل قالب های ذهنی ثابت و اندیشیدن در داخل این قالب ها سبب تنبلی ذهنی و عدم اندیشه ورزی و عدم جست و جو گری می شود. چرا که این قالب ها نه توسط خود , که توسط دیگران که فکر می کرده اند بهتر از ما می اندیشند بر ما خورانده شده است. این مثل را شنیده اید احتمالن که می گویند اگر خواستی به کسی لطفی کنی به جای ماهی خوردن , ماهی گرفتن را به او یاد بده. در جامعه مستبد اندیشیدن به انسان آموخته نمی شود بلکه مصرف اندیشه است که آموخته می شود و از این دیدگاه انسان در جامعه مستبد در مقام تولید اندیشه قرار نمی گیرد. چرا در جامعه مستبد اینگونه است؟ یعنی اینکه چرا مستبد سعی دارد قالب های خود را بر دیگران یا جامعه دیکته کند؟ باز بر می گردد به همان منطق دو گانه که در ان همه چیز به دو دسته خوب و بد تقسیم می شود و عده ای زوردار که اتفاقن فکر می کنند حقند وبقیه باطل , در پی تحمیل قالب های فکری خود هستند و پرسشگری را به گونه ای که کلیات آنان را زیر سوال ببرد برنمی تابند و گوناگونی را تاب نمی آورند . عدم اندیشه ورزی و عمق نگری یا پرسشگری همان است که به سطحی نگری تعبیر می شود....علت دیگری که ذهن مستبد را سطحی نگر می کند, همان منطق دو گانه است که در نوشته قبلی ذکر کردم. در عالم واقع , پدیده ها ترکیبی از پدیده ها و عوامل ریز و درشتند و از سوی دیگر چون ذهن و آگاهی ما شامل همه عوامل موثر بر یک پدیده را نمی شود, اصولن در یک عالم ترکیبی و احتمالی زیست می کنیم. ذهن دو گانه با ساده سازی همه این عوامل به دو دسته, تمام ترکیبات و احتمالات را نادیده می انگارد . در صورتی که ذهنی که به صورت نسبی می اندیشد و به همه عوامل ترکیبی وزن می دهد و با آنها در صدد درک پدیده بر می آید,...
  فرنودی , پیوندی , اثرات مخرب