تاکید اکبر گنجی به لزوم تحریم انتخابات: به جاي بيعت با سلطان، بايد به سلطان گفت: "نه"در نوشته ای تحت عنوان صدای سلطان و صدای آزادی: اصلاح طلبان گفته اند مي خواهند "يک اقليت قدرتمند و موثر" در مجلس هشتم داشته باشند. اقليت اصلاح طلب مجلس سلطاني هفتم نه قدرتمند بود و نه موثر. تغيير چه متغيرهايي باعث شده است که اقليت اصلاح طلب مجلس هشتم به "يک اقليت قدرتمند و موثر" تبديل شود؟ آيا کانديداهاي اصلاح طلبي که قرار است به مجلس آينده راه يابند، از جهت خاصي بر نمايندگان اصلاح طلب مجلس هفتم برتري دارند؟ ...نگاهي به ليست اصلاح طلبان در سراسر کشور ما را با پاسخ منفي روبرو مي کند. کافي است دوستان از ميان کانديداهاي اصلاح طلب فقط چند تن را به مردم معرفي کنند که در طول سه دهه ي گذشته به سرکوب جامعه مدني، زنداني کردن آزاديخواهان، اعدام ها و تجاوزات دولت اعتراض کرده باشند. کداميک از اينان حتي يک بار به زنداني کردن ها اعتراض کرده باشد. اعتراض به سرکوب هاي دهه ي 60 و اعدام ناجوانمردانه ي چند هزار زنداني در تابستان 67 پيش کش، چرا به بازداشت زنان، معلمان، کارگران، دانشجويان، اقليت هاي مذهبي، اقليت هاي قومي و غيره در دوران پس از اصلاحات اعتراض نکرده اند و نمي کنند؟ کداميک از اينان در سه دهه ي گذشته از آزادي و دموکراسي و حقوق بشر دفاع کرده است؟ آيا افرادي که هيچگاه چنين نکرده اند، پس از رفتن به مجلس چنين خواهند کرد؟ کداميک از اينان جرات و شجاعت آن را خواهد داشت که از تريبون مجلس حکم سنگسار را به دليل "وهن دين" و "تعارض با حقوق بشر" رد کند و خواهان لغو آن از قانون مجازات اسلامي شود؟ تازه اين به شرطي است که واقعاً اينان با اين نوع مجازات مخالف باشند و آن را موجب وهن دين و نقض حقوق بشر بدانند. کداميک از اينان شجاعت آن را دارد که در مقابل گنجاندن حکم ارتداد در قانون مجازات اسلامي بايستد و بگويد: "اين حکم شايد به دلائل سياسي در صدر اسلام توجيه پذير بوده است، اما مطابق معيارهاي بشر کنوني اين حکم، حکمي غير اخلاقي، غير عقلاني، غير انساني، غير عادلانه و ناقض حقوق بشر است.امروز، ايمان متکي به عقلانيت و اخلاق حافظ ديانت است، نه درفش سلطاني"
اکبر گنجی , انتخابات , تحریم , مجلس هشتم ,
ایران، یهودیان و هلوکاست(نوشته پروفسور داوید منشری)برای بیشتر کشورهای عرب، بحران اعراب و اسرائیل عمدتا یک اختلاف ملی و ارضی شمرده می شود. ولی برای ایران اسلامی، به مانند حرکت های اسلام گرایانه ای چون حزب الله و حماس در جهان عرب، این بحران یک جهاد دینی به شمار می رود.
یک روشنفکر جمهوری اسلامی در این مورد می گوید: "از آنجا که اسرائیل در طبیعت خود دشمن اسلام و قرآن است، این تکلیف شرعی هر مسلمان است که به مقابله با اسرائیل بپردازد". (نشریه سیاست خارجی شماره 2 – مقاله "نقد توجیهات تاریخی صهیونیسم در مورد مشروعیت رژیم قدس" نوشته علی اکبر بهبودی خواه صفحات 314 تا 317)
بر پایه این دیدگاه بنیادگرایانه آن روشنفکر جمهوری اسلامی، جهان غرب درگذشته با توسل به کلیسا می کوشید تا به اهدافش دست یابد. ولی امروز با تحریک یهودیان علیه مسلمانان به منظور ایجاد تفرقه در جهان اسلام و سرانجام به راه انداختن جنگ، غرب بطور غیرمستقیم قصد آن را دارد تا منافع خویش را حفظ کند.
علی اکبر ولایتی وزیر پیشین امور خارجه جمهوری اسلامی در این باره گفته است

ایران , اسراییل , جمهوری اسلامی , یهودیان , اعراب , هلوکاست , فلسطین , علی
اکبر ولایتی ,
اكبر اعلمي: "سرنوشت محتوم حکومت ظلم، سرنگوني است"اكبر اعلمي در جريان آخرين نطق پيش از دستور خود در مجلس هفتم در اظهاراتي مستقيما شوراي نگهبان، آيت الله جنتي و آيت الله خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي را مورد خطاب قرار داده و انتقادات صريحي را نسبت به آنها ايراد کرد.
نطق اعلمي پس از آخرين نطق موسوي خوئيني در مجلس ششم پس از برگزاري انتخابات مجلس هفتم، اولين نطقي است که طي آن بالاترين مقام نظام مورد خطاب قرار گرفته و با اشاره به اصول قانون اساسي از امکان برکناري و عزل او سخن به ميان مي آيد.
اعلمي در نطق خود با اشاره به "برابر بودن رهبر در برابر قوانين با سايرين به اين معنا که متناسب با اختياراتي که رهبري خود و اشخاص حقيقي وحقوقي منسوب ايشان در قبال مردم مسئول و پاسخگوي اعمال خويش هستند." گفته است: "طبق اصل 111 قانون اساسياش اگر رهبري آن از انجام وظايف قانوني خود ناتوان شود و يا فاقد يکي از شرايط مذکور در اصول پنجم و يکصد و نهم قانون اساسي گردد، خودبخود معزول و برکنار شود."
اعلمي در اين نطق همچنين با اظهار اينکه "شخصي كه پسرش عضو سازمان مجاهدين خلق بوده و در بهمن سال 60 در اثر درگيري با پاسداران كشته شده است و عروسش نيز پس از متواري شدن به خارج از كشور در بالاترين ردههاي سازمان مذكور به فعاليت ادامه ميدهد، مجاز نيست تا با قرار گرفتن در رأس نهادي و به كمك همفكرانش از جايگاه خدايي در چشم بر هم زدني فرزندان انقلاب و كشور را به بيديني متهم كند." تلويحا به آيت الله جنتي اشاره مي کند و در بخش ديگري از سخنانش با يادآوري کشتارهاي وسيع پس از انقلاب فرانسه، شوراي نگهبان را با "شوراي گيوتين" مقايسه مي کند.
اکبر اعلمی , خامنه ای , مجلس ,
نان به نرخ روزخوری هنرمندان سینما وبهاره رهنما همسر پیمان( ازبالاترین لینک می دهم زیرانظرات کاربران به خصوص نبوی ودرخشان درزیران جالب است) بهاره رهنمادیروزگفت: اگر اظهارنظر علنی من کار درستی در موازین آن سازمان نبوده از این که نظرم را علنی اعلام کردهام عذر میخواهم اما در این که رأی میدهم و به حزبی!!!!!!!!!!!!!! که اعتقاد دارم رأی میدهم شکی نیست چون به قول امام راحل !!!!!!رأی دادن نه تنها حق ملی!!!!!!!! ماست بلکه وظیفه شخصی ما است. یادلینک چندماه پیش بالاترین افتادم سریال تلویزیونی" گل یا پوچ". مسخره کردن دانشجوهای دستگیرشده و مخالفین حکومت
هر چی منتظر شدم کسی راجع به سریال "گلیا پوچ" با بازی اکبر عبدی، بروز ارجمند، انوشیروان ارجمند، مهتاج نجومی، بهاره رهنما، بهنوش بختیاری و... و کارگردانی جواد افشار چیزی نگفت. در جایی سیاوش میخواد در دانشگاه اعلامیه پخش کنه. مأمورای حراست میان در نهایت رأفت و مهربونی ازش میپرسن این چیه؟ سیاوش شروع به داد و بیداد میکنه و خودشو به اونا میکوبونه(!) که یعنی اینا دارن منو میزنن و اعلامیهها رو پرت میکنه تو حیاط دانشگاه... یکی از اعلامیهها رو بالا میگیره... مثلا میخواد ادای باطبی و دیگر دانشجوهای دستگیر شده رو در بیاره. و بعد توی تلویزیون .

بهاره رهنما , حبیب الله پیمان ,
اکبرعبدی , باطبی ,
اکبر اعلمی: حالا چرا همه تان او را تنها گذاشته اید؟ پاليزدار راست مي گويدبا گذشت بيش از يك هفته از افشاگريهاي عباس پاليزدار عليه رهبران جناح محافظهكار كه به بازداشت او انجاميد و در حالي كه رسانههاي جناح راست در روزهاي اخير در اين باره سكوت پيشه كردهاند، "محمد نيازي" رئيس سازمان بازرسي كل كشور با برگزاري يك نشست مطبوعاتي بخشي از اظهارات پاليزدار را تکذيب کرد.
با اين حال او در برابر سؤالات مكرر خبرنگاران اعتراف كرد كه برخلاف ادعاي نمايندگان مجلس اصولگرا، "آقاي پاليزدار رسما از طرف نمايندگان مجلس معرفي شدند كه به اين سازمان بيايند و كارهاي مقدماتي تحقيق را انجام دهند."
سخنان اين مقام قضايي به معناي تاييد اولين ادعاي پاليزدار است كه از سوي اصولگرايان تكذيب شده بود. محافل سياسي و رسانههاي اصولگرا تاكنون حاضر نشدهاند به تكذيب محتواي افشاگريهاي پاليزدار بپرازند، اما در مقابل از ابتداي طرح ادعاهاي وي عليه برخي سران نظام، تلاش كردند جايگاههاي قانوني مورد ادعاي وي، يعني دبير اجرايي هيئت تحقيق و تفحص از قوه قضاييه، نماينده اين هيئت در سازمان بازرسي كل كشور و مسئول امور زيربنايي مركز پژوهشهاي مجلس را تكذيب كنند.
نيازي همچنين با اذعان بر اينكه تعقيب قضايي پاليزدار به خاطر شكايات خصوصي افرادي است كه عليه آنها افشاگري شده، افزود: "مرجع قضايي در حال رسيدگي به اين مورد است كه افتراء صورت گرفته يا خير." او در عين حال گفت: "عمده مطالبي كه پاليزدار ارايه كرده، خلاف واقع است و ميتوان گفت اكاذيب محسوب ميشود."

افشاگری , پالیزدار ,
اکبر اعلمی , افشای اقتصادی ,
نواندیش منتشر می کند : متن کامل و بدون تحریف اظهارات "اکبراعلمی"دنبال انتشار ناقص اظهارات اکبر اعلمی نماینده مجلس شورای اسلامی در خبرگزاری فارس ، یکی از نزدیکان وی متن کامل این سخنرانی را که در دفتر حزب اعتماد ملی زنجان ایراد شده بود در اختیار "نواندیش" قرار داد که بدین شرح می باشد:
اكبر اعلمي : امروزه در کشور ما دو نوع تحلیل و ارائه وضعیت کشور وجود دارد؛ یک نوع تحلیل و ارائه وضعیت توسط آقای احمدینژاد و صدا و سیما و برخی نهادهای حامی دولت انجام میشود که به ملت میگویند، الحمدلله، شرایط داخلی و خارجی کشور بسیار خوب است، امن و امان است، گرانی نیست، فرهنگ ما در اوج اعتلا است و اسامی مفسدان هر روز از جیب آقای احمدینژاد بیرون میآید و خوشبختانه دیگر فاسدی در کشور نداریم. در باب سیاست خارجی هم هیچ خطری ایران را تهدید نمیکند. آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند غلط میکنند که تهدیدی برای ایران باشند. اگر احیانا کسی در جایی مواجه با گرانی شد، بیاید و از بقالی همسایه آقای احمدینژاد خرید کند

متن , کامل , بدون , تحریف ,
اکبر , اعلمی , احمدی نژاد ,
اکبر گنجی: اپوزيسيون اصلا وجود خارجی ندارد
اکبر گنجی، روزنامه نگار و فعال سیاسی اخیرا کتابی به زبان انگلیسی نوشته است با عنوان «راه دمکراسی در ایران.» اکبر گنجی در این کتاب بار دیگر به ایده های سابق خود باز می گردد که انقلاب در ایران پر هزینه و بدون فایده است و راه اصلاحات تنها با مبارزه پیگیر، تدریجی و غیر خشونت آمیز میسر است.
اکبر گنجی در سال هایی که محمد خاتمی، رییس جمهوری اسلامی ایران بر سر کار بود و به «دوران اصلاحات» معروف شده است از نویسندگان روزنامه های موسوم به دوم خردادی بود که در آن به نقد سیاست های محافظه کاران و «اقتدارگرایان» می پرداخت.
نوشته های وی سبب شد تا پس از چندین بار بازداشت سرانجام به زندان محکوم و تمام شش سال دوران محکومیت خود را در حبس به سر برد.
کتاب «راه دمکراسی در ایران» که توسط انتشارات بوستون ریویو منتشر شده است با استقبال گرم صاحبنظران و استادان سرشناس دانشگاه های آمریکا روبرو شده است. در همین زمینه رادیو فردا در گفت و گو با اکبر گنجی، در باره کتاب تازه اش و مسائلی که در آن مطرح شده، با وی گفت و گو کرده است.
راديو فردا: آقای گنجی! اخيرا «راه دمکراسی»، اولين کتاب شما به زبان انگليسی٬ منتشر شده و توجه زيادی را جلب کرده است. پيش از هر چيز٬ ممکن است خلاصه ای از نظرات خود را در اين کتاب بيان کنيد؟
اکبر گنجی: در اين کتاب که در مورد مسائل زنان است٬ به طور مشخص تبعيض ها و مسائلی که برای زنان در ايران اتفاق می افتد، بحث شده است. درباره مبانی نظری جنبش اصلاح طلبی و مبارزات غير خشونت آميز بحث شده. در مورد روابط اسلام و غرب٬ که يکی از چالش های بسيار مهم کنونی جهان اسلام و دنيای غرب است٬ بحث شده و سعی شده که راجع به اين (مسائل) نظريه پردازی شود و در مورد بحث حقوق بشر به طور اخص بحث شده است.
سعی کرديم که ديدگاه های مختل در باره آزادی٬ دمکراسی٬ روابط ايران و غرب را خيلی فشرده٬ در اين کتاب به بحث بگذاريم٬ چون ناشرم کتاب های کوچک منتشر می کند و از بنده خواسته بود که حجم کتاب بسيار کم باشد.
يکی از مسائلی که در اين کتاب مطرح کرده ايد٬ اين است که «برای تشکيل حکومت دمکراتيک٬ احتياج به جامعه دمکراتيک است و مردم بايد فرهنگ دمکراتيک پيدا کنند.» بعضی افراد می گويند که اين مسئله «مرغ و تخم مرغ» می شود٬ برای اينکه٬ تا وقتی حکومتی نخواهد دمکراتيک باشد٬ برای مردم٬ امکانات کسب فرهنگ دمکراتيک٬ پيش نمی آيد. پاسخ شما به اين موضوع چيست؟
صورت ابتدايی اين مسئله همين است که شما ذکر کرديد٬ يعنی مانند مرغ و تخم مرغ در می آيد. گويی می گوئيم که٬ تا زمانی که همه مردم فرهنگ دمکراتيک پيدا نکنند٬ نظام دمکراتيک شکل نمی گيرد و از طرف ديگر٬ اگر نظامی دمکراتيک نباشد٬ اجازه نمی دهد که چنين فرهنگی شکل گيرد.
ولی اين سخن دقيق می شود٬
اکبر گنجی , اپوزیسیون , دمکراسی ,
اکبر عبدی: من اهلی نیستم، من وحشیم!
یه ویژه برنامه به مناسبت عید مبعث! از شبکه ی سوم ِ سیما امروز پخش شد که اکبر عبدی مهمان این برنامه بود.
اکبر عبدی یکی از بازیگران توانای ِ سینمای ِ ماست و نیازی به معرفی ندارد.
اما آنچه که باعث ِ تعجب من شد نوع ادبیاتی بود که ایشان در این برنامه به کار می بردند، بر حسب اتفاق فقط چند دقیقه از این مصاحبه رو دیدم اما در طی ِ همین چند دقیقه دو سوتی وحشتناک ایشان دادند.
اول از همه این که در جواب ِ سوال ِ مجری که پرسید اهل کجا هستین گفت: من اهلی نیستم، من وحشی هستم!!
شاید منظورش طنز بوده که قطعا هم چنین بوده اما واقعا شوخی نا به جایی بود، یه هنرمند که جلوی ِ صدها هزار بیننده ی تلویزیونی این طوری صحبت نمی کنه.
اما سوتی دوم که خیلی وحشتناک بود بر می گرده به تعریف یک خاطره از ایشان که نقل قولی از یک معتاد می کرد و این که جناب ِ معتاد فرمودند اکبر دیگه چه گـُهیه؟!!
آخه آدم حرف هاش رو سبک سنگین می کنه بعد میزنه، ژست های آقای عبدی، نوع صحبت کردن هاش، نوع مطالبی که می گفت واقعا در شان ِ ایشان نبود.
اکبر عبدی ,
مرثیهای برای یک پاراگراف (پاراگرافی از نمایشنامه تانگوی تخممرغ داغ اثر زندهیاد اکبر رادی)وقتی "تانگوی تخم مرغ داغ" را ورق میزدم، به همین دایالوگ که رسیدم نیمخیز شدم و گفتم سلام اکبر آقا! خیلی مخلصیم...
این پاراگراف پنج خطی، یکی از دایالوگهای بسیاری است که در نمایشنامههای رادی پیدا میشود. یعنی به نظر چیز سادهای میآید، ولی نیست. یعنی فقط یک پاراگراف ساده نیست.
ماجرای تانگو، روایت فروپاشی خانوادهای سنتی است که مورد حجوم دنیای امروز(و نمیگویم مدرن) واقع شده و در حال فروپاشی است و افراد خانواده سعی میکنند هر یک به فراخور، در حفظ میراث آیینی(و نمیگویم دینی) نقشی را بر عهده گیرند که این خود به تسریع این روند کمک میکند. پدر و مادر خانواده، نمونهی بارز مرد خشک مقدس(موسی) و زن مطیعِ تمام عیار مادر(انیس)، چهار فرزند دارند که فرزند بزرگشان، سرکردهی خانهی بدنامی در الاهیه بوده و در درگیری بر سر همین ماجراها کشته شده. دو پسر به ترتیب، حسین که اهل خداست و نماز و کار میکند و مهمترین تکیهگاه مالی خانواده است و محسن که کوچکتر از اوست، جوان فکل کراواتی افسردهای است که در دانشگاه درس میخواند و مشروب میخورد و شکوه، دختر خانواده که طی ماجراهایی سر از آوازهخوانی در رادیو در میآورد. اینرا هم بگویم که نه میخواهم و نه میتوانم داستان را خلاصه کنم.
اکبر رادی , دیالوگ نویسی , پاراگراف , تانگوی تخم مرغ داغ , سنت , خشک مقدس ,
آقای حاکم!/ محکومی برای به رسمیت شناختن هویتم /به بهانه دستگیر شدگان فعالان هویت طلب آذربایجانحاکمیت تفرقه می اندازد و حکومت می کند و عجبا که ملت هم دامنی می زند بر این تفرقه و بر این نکبت ساختگی حاکمان ایران.....و تو روشنفکر ایرانی! تا نامی از فعال قومی و هویت طلب برده می شود ذهنت می رود به تجزیه و چند پارچه شدن ایران. چرا نمی خواهی یکبار برای همیشه حسابت را از حاکمیت گستاخ و مرتجع ایران تسویه کنی و پا به پای من ترک، من کرد، من عرب و من بلوچ فریاد زنی حق قومی مرا و چرا به جای لذت بردن از تنوع قومی و فرهنگی مرا به نقطه ای می بری که پایانش تنفر و جنگ باشد. ///// من امروز رساتر از هر روز دیگر فریاد می زنم علیرضا صرافی را، حسن راشدی را، اکبر آزاد را، مهدی نعیمی اردبیلی را، عباس نعیمی خویی را، اووچو (صیاد محمدیان) قوشاچایلی را، فرهاد رضایی قوشاچایلی را،محمد عباسپور را، یوسوف هشیار را،حسین حیدری را، سعید موغانلی را، شهباز ابراهیم نژاد را و حسن رحیمی را.

آذربایجان , هویت طلب , علیرضا صرافی , حسن راشدی ,
اکبر آزاد , مهدی نعیمی اردبیلی , عباس نعیمی خویی , اووچو (صیاد محمدیان) قوشاچایلی , فرهاد رضایی قوشاچایلی ,
گزارش تصویری: ريزش خيابان آزادي و ايجاد گودال شش متري پس از خاكبرداري تونل براي متروایجاد این گودال عظیم و عمیق زمانی رخ داد برای ادامه طرح تونل مترو از محل خاکبرداری شده بود. وجود این گودال رفت و آمد در این خیابان را متوقف کرد.

مترو , خیابان آزادی , گودال , خ
اکبرداری ,
ناله های زنده یاد اکبر محمدی وقتی برادرش را جلوی چشمانش شکنجه میکردند_ویدئو سه دقیقه آخر این کلیپ را حتما ببینید لطفا, دل هر انسان آزاده ا ی را به درد میاورد
اکبر محمدی , منوچهر محمدی , شکنجه , استبداد , آزادی ,
مبارزین خاموشنگاهی به این نام ها بیندازید، اکبر گنجی، منوچهر محمدی، کیانوش سنجری، امیر عباس فخر آور، احمد باطبی
این ها اسامی کسانی است که مخالف سیاست های جمهوری اسلامی بودند و هستند و هر کدام ماه ها و سال ها در زندان های مخوف جمهوری اسلامی زندان و تحت شکنجه بوده اند.
از بین این افراد فقط احمد باطبیست که به تازگی از کشور خارج شده و بقیه مدت هاست که در خارج از کشور هستند.
نکته ی جالب توجه این است که هر کدام از این افراد تا زمانی که در داخل کشور بودند فعالیت های بسیاری بر علیه رژیم می کردند اما از زمانی که هر کدام از این ها پایشان به خارج از کشور رسید گویی عطش آن ها برای مبارزه با رژیم فروکش کرده.
واقعا برای من جای سوال است که چرا این مبارزین در داخل کشور که بهای اعتراض و مبارزه بسیار گزاف است چنان فعالیت و مبارزه می کنند که آدمی از صبر و استقامت و جرات آن ها شگفت زده می شود اما در خارج از کشور که همه گونه شرایط برای اعتراض به سیاست های ضد انسانی رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی مهیاست ما فعالیت چندانی از این افراد شاهد نیستیم.
آیا وضعیت مناسب این افراد از لحاظ مالی و اجتماعی در خارج از کشور بر روی روند فعالیت های آنان تاثیر گذار نبوده است؟
بنده به شخصه اعتقاد دارم انسان تا وقتی در بطن یک معضل قرار دارد بهتر می تواند برای رفع آن تلاش می کند اما هنگامی که از محل مورد نظر فاصله گرفت و دیگر آن معضل به صورت مستقیم بر وی تاثیر نگذاشت خود به خود اشتیاق وی برای مبارزه و فعالیت برای بهبود اوضاع کمتر خواهد شد.
نمی خواهم جمع ببندم اما خودتان قضاوت کنید فعالیت های این افراد تا زمانی که در ایران بودند برای رژیم پر خطر تر و دردسر ساز تر بود یا الان که در خارج از کشور هستند؟

جمهوری اسلامی , احمد باطبی ,
اکبر گنجی , منوچهر محمدی , کیانوش سنجری , امیر عباس فخر آور , اعتراض , اعتصاب , فعال سیاسی , فعالین سیاسی ,
افشاگري هاي عباس پاليزدار در مصاحبه با اکبراعلمي:فسادمانند موريانه پايه هاي نظام را مي خورداکبراعلمي نماينده مجلس در دوره هاي ششم وهفتم در گفت وگو با روز به ويژگي افشاگري هاي عباس پاليزدار پرداخته و تاکيد کرده است که "سه عامل مصلحت سنجي هاي شخصي، نگراني از پيامدهاي قرارگرفتن درکنار پاليزدار ومنافع گروهي وجناحي باعث شده کسي ازوي حمايت نکند." اعلمي همچنين معتقد است انگيزه دست اندرکاران اصلي روزنامه کيهان از پرداختن به مفاسداقتصادي، "شرافتمندانه" نيست و خطي است. اين گفت وگو را مي خوانيد

ایران , افشاگري , عباس پاليزدار , مصاحبه ,
اکبراعلمي , فساد , پايه هاي نظام ,
به بهانه سخنان احمدی نژاد در اجتماع مردم قم: پوپولیسم و فرافکنی دو بال قدرت! (اکبر اعلمی)نگاه که در ایام تبلیغات ریاست جمهوری وعده های سرخرمن به مردم می دادید آیا با موانع و کاستی های موجود آشنا نبودید که اینک در پایان دوران ریاست عالیه خود بر کشور، به فرافکنی روی آورده و برای توجیه ناتوانی های خود انگشت اتهام را متوجه دیگران می کنید!؟
اکبر اعلمی , احمدی نژاد , سخرای احمدی نژاد در قم ,
اکبر اعلمي: صلاحيت من نزد خداى آسمانها تائيد شده استاکبر اعلمى نماينده فعلى مجلس در خصوص رد صلاحيتش گفت:تا آنجايى که بنده مطلعم در نزد خداى آسمانها داراى صلاحيت مىباشم، و در زمين هم در نزد مردم و افکار عمومى داراى صلاحيتم، اما ظاهرا از نظر هياتهاى اجرايى و نظارت فاقد صلاحيت مىباشم. بعد از 52 سال متهم به عدم اعتقاد و التزام به اسلام، نظام جمهورى اسلامى و عدم وفادارى به قانون اساسى گشتها
اکبر اعلمي , صلاحيت ,
آيا حکومت اسلامی ايران ارتجاعی نيست؟ (اسماعيل نوری علا)هيچ شکلی از "بنيادگرائی" نيست که در ذات خود واکنشی و ـ اتفاقاً ارتجاعی هم ـ نباشد. يعنی هم به صورت واکنشی در برابر کنشی پيشرونده ظاهر شده و هم خواستار آن نباشد که نه حتی به گذشتهء نزديک که به گذشتهء بسيار دوری که فقط در تخيل آدميان ماليخوليائی وجود دارد برنگردد. اين که يک "بنيادگرا" از مدرن ترين تکنولوژی ها و اسلحه ها برای از بين بردن جهان متجدد استفاده کند هرگز ماهيت "ارتجاعی" و "واکنشی" بنيادگرائی اش را تغيير نمی دهد. براستی اينکه ساعت ها وقت خود و ديگران را حرام اين نکته کنيم که حکومت اسلامی هرچه هست «ارتجاعی» نيست کدام گره کوری را از کار ما خواهد گشود؟ و جز خدمت کردن به حکومت ارتجاعی اسلامی چه حاصلی خواهد داشت؟

حکومت اسلامی , ايران , ارتجاع , اسماعيل نوری علا ,
اکبر گنجی , بنیادگرایی ,
جمهوری اسلامی هم ارتجاعی است هم فاشیستی ، هم سلطانی و هم ..آقای گنجی ، من واقعاً از مکنونات درونی شما اطلاعی ندارم و نمی دانم که این اظهار نظرها چه هدف و انگیزه ای را دنبال می کند ؟ آیا فقط برای اثبات و به کرسی نشاندن تز "سلطانی" بودن رژیم جمهوری اسلامی است که شما خود را مبدع آن می دانید یا اینکه هدف دیگری را تعقیب می کند که من از آن بی خبرم ولی بهرحال سخنان و نوشته های شما و نام گذاری هائی که برای رژیم جمهوری اسلامی صورت می گیرد با هر انگیزه ای که باشد نمی تواند ماهیت واقعی رژیم جمهوری اسلامی را تغییردهد و صرفنظر از اینکه من و شما چه نامی را برای این هیولای آدمی خوار و بر آمده از اعماق تاریخ انتخاب کنیم ، عملکردهای گذشته و کنونی این رژیم و نگاهش به حقوق فردی و اجتماعی و نحوه مدیریت جامعه و اینکه تأمین کننده منافع چه کسانی بوده وهست را که در حقیقت ملاک و معیاری است برای سنجش ماهیت این رژیم ، نه من و نه شما و نه هیچکس دیگری نمی تواند آنرا تغییر دهد .

جمهوری اسلامی , ارتجاع , فاشیستی , سلطانی ,
اکبر گنجی ,
مسوول جنگ احتمالی ایران, اصلاح طلبان هستند.اگر تصور بکنیم که ج.ا هم چنان در مسیرر اتمی خود می خواهد پیش رود, بروز جنگ اجتناب ناپذیر خواهد بود. آن چیزی که می تواند مانع جنگ شود و غرب هم به آن امیدوار هست این است که مردم ایران برخیزند و ج.ا بر افتد. اما اگر نشانه ای از خیزش مردمی دیده نشود , بمباران هوایی آخرین گزینه خواهد بود.
آنچه که امروزه می تواند به مردم ایران کمک کند تا صدای اعتراض خود را بلند کنند, حمایت از اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران می باشد. یعنی تحت فشار گذاشتن ج.ا برای رعایت حقوق بشر می تواند به برافتادن ج.ا و جلوگیری از جنگ کمک کند به این صورت که :... مثلن وقتی ج.ا اعدام زیر 18 سال را گسترش میدهد شاید به امید اینکه نوجوانان و خانواده های آنان را از اعدام بخاطر شرکت در جنبشی بترساند, اعتراض به آن در جهت توقف و بی آبرو کردن حکومت اسلامی می تواند راه مبارزه ای باشد.اگر روزی جنگ شود , اصلاح طلبان حکومتی داخل و خارج مسولیت مستقیم دارند در برپایی جنگ(البته نه تمام مسولیت , بخش بزرگی از آن). چرا امروز که می توانند با کمک به خیزشهای مردمی سبب سرنگونی ج.ا شوند و جلوی جنگ را بگیرند نه تنها تلاشی موثر نمی کنند که در موادی مانند اعدام یعقوب مهر نهاد پشتیبانی هم می دهند.اینان در جنگ احتمالی آینده همانقدر مسول خواهند بود که در آمدن احمدی نژاد مسول هستند.همان طور که نیرو های فعال سیاسی جامعه را به حاشیه راندند و زمینه آمدن احمدی نژاد را فراهم کردند امروز نیز برای حفظ نظام خود, از پتانسیل های برای رهایی ایران استفاده نمی کنند...خمینی هم در پاریس قبل از آمدن به ایران حرفهای قشنگی در باب آزادی میزد , همان طور که آقای گنجی امروز می زند, اما تجربه نشان داد که رهبران اجتماعی را نه تنها در گفتارشان , که در پیشینه شان , در اعمالشان در روانشان باید شناخت .
اکبر گنجی , اصلاح طلبان , جنگ ایران ,
حیوانات وحشی واجبالقتل/اکبر گنجی/مساله همجنس گراییبسیاری از باورهای ما فاقد شواهد و قرائن موجه اند. بسیاری از مدعیات دینداران درباره ی همجنسگرایان، فاقد دلیل خردپسند عقلی یا تجربی است. امروزه ادبیات گستردهای درباره همجنسگرایی وجود دارد که مسلمین از آن بیاطلاعاند و نیازی به مطالعهی آن هم احساس نمیکنند.///مدعیات غیرمدلل دینداران فقط ناظر به همجنسگرایان نیست، دینداران باورهای غیر مدلل بسیاری دارند. به عنوان نمونه باورهای مسیحیان را بنگرید: آیا زاده شدن عیسی بدون پدر زمینی، معقول است؟ آیا خدای متجسد زمینی (عیسی)، قابل قبول و مدلل است؟ آیا زنده شدن عیسی پس از به صلیب کشیدن و دیده شدن او، قابل اثبات و عقلانی است؟ دینداران گمان میکنند چون مدعیات بلا دلیل بسیاری را پذیرفتهاند، میتوانند(مجازند) هر سخن بلادلیل دیگری را هم بیان کرده و برمبنای آن اقلیتی را طرد کنند.
اکبر گنجی , روشنفکری اسلامی , همجنس گرایی ,
روشنفکری دینی و مسأله همجنسگرایی(اکبر گنجی) کدیور میگوید روشنفکران دینی در این زمینه مشابه اسلام سنتی فکر میکنند. تا آنجا که من میدانم آرش نراقی به عنوان یکی از روشنفکران دینی، بر خلاف کدیور، همجنسگرایی را امری طبیعی، عقلانی و اخلاقاً قابل دفاع میداند. آیا آرش نراقی روشنفکر دینی و مسلمان نیست؟
نراقی مانند کدیور، قرآن را کلام خدای متشخص انسانوار میداند. با این حال، همجنسگرایی را ناسازگار با قرآن و اسلام نمییابد. وی در مقالهی مبسوط «درباره اقلیتهای جنسی» (۲۵ نوامبر ۲۰۰۵) با استناد به ادبیات گسترده همجنسگرایی، آن را پدیدهای طبیعی و اخلاقی معرفی کرد. پس از آن هم طی یک سخنرانی زیر عنوان «اسلام و مسأله اقلیتهای جنسی» در دانشگاه کالیفرنیای لسآنجلس، پدیده همجنسگرایی را ناسازگار با قرآن نیافت و کوشش او مصروف آن شد تا قرائتی سازگار با قرآن از همجنسگرایی ارائه کند.
اکبر گنجی , همجنسگرایی , اسلام , لواط , کدیور ,
حق بهایی بودن و بهایی صاحب حق بودن - بخش دوم (اکبر گنجی)۲- اهانت و سطح تحمل: مسلمانها امروزه به حق از هجوم تبلیغاتی رسانههای غربی و اهانتهای آنها علیه بنیانگذاران آیین خود شکوه میکنند. در این فضای ناپذیرفتنی گفته میشود: اسلام دین خشونت، ترور و جنگ است. اسلام ضد دموکراسی، حقوق بشر، آزادی و زنان است. اسلام با «نظام اجتماعی مدرن» و «اندیشهی تجدد» مخالف است، مسلمانها دشمن علم و فرهنگ و تمدناند، حجاب یعنی تحجر و بربریت، مردهای مسلمان دارای چند همسرند و غیره.
به تعبیر دیگر، دین اسلام به تروریسم و جنگ و خشونت فروکاسته میشود. مسلمانها به این نوع سخنان واکنش نشان داده و علیه کشورهایی که رسانههایشان کاریکاتور علیه رهبران دینیشان منتشر میکنند، تظاهرات برپا میکنند و پرچم این کشور ها را به آتش میکشند.
در عین حال در رفتار و گفتار مسلمین، پارادوکسی وجود دارد که از سوی خودشان بهطور کلی نادیده گرفته میشود.
اکبر گنجی , حقوق بشر , بهائیان ,
از ابتدای امسال: دستگیری بیش از ۹ هزار نفر در تهران!رییس پلیس استان تهران اعلام کرد که از ابتدای امسال، ۶۴۱۴ نفر به اتهام ایجاد مزاحمت برای زنان، در استان تهران دستگیر شدهاند. به گزارش خبرگزاری فارس، اظهارات علیرضا اکبر شاهی که روز شنبه از سوی اداره اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی استان تهران منتشر شده حکایت از آن دارد که بیش از ۵۴۹۲ نفر از دستگیرشدگان با تعهد کتبی آزاد شدهاند و ۹۲۴ تن دیگر نیز برای رسیدگی به موارد اتهامی به مراجع قضایی معرفی شدهاند. بر اساس گزارش مرکز اطلاعرسانی پلیس، همچنین ۱۰۹۸ زن به اتهام بدحجابی در دو ماه گذشته در استان تهران دستگیر شدهاند. به گفته این مقام پلیس، ۱۵۳۴ نفر دیگر نیز به اتهام عرضه «محصولات ضدفرهنگی» بازداشت شده و تحویل مراکز قضایی شدهاند. این در حالی است که احمدرضا رادان، رییس پلیس تهران بزرگ نیز امروز در گفتگویی با روزنامه تهران امروز گفت: «پلیس در حال حاضر اقدام به مستندسازی مزاحمتهای خیابانی میکند.» به گفته این مقام بلندپایه، پلیس از این پس موظف شده است از مزاحمتهای خیابانی فیلمبرداری کرده و آن را به فرد متخلف برای اثبات تخلفش نشان دهد. به گفته آقای رادان، پلیس تهران در یک سال گذشته هفت طرح امنیتی «جمعآوری معتادان پرخطر، برخورد با اراذل و اوباش، برخورد با بدپوششی، برخورد با فروشندگان موادمخدر، مبارزه با سرقت، ایجاد امنیت در تفریحگاهها و برخورد با مزاحمان نوامیس» را به اجرا گذاشته است. بر اساس موازین شرعی، در ایران، زنان ملزم به پوشاندن موهایشان و پوشیدن مانتوهای بلند و گشاد در اماکن عمومی از جمله دفاتری هستند که با آقایان همکارند.
پلیس گهگاه این شرکتهای خصوصی را به منظور اطمینان از رعایت این معیار کنترل میکند و در صورت لزوم این دفاتر را میبندد. برخی از کافیشاپها در ایران نیز پس از آنکه پلیس اعلام کرد فروشندگان یا مشتریان این مراکز معیارهای گفته شده را رعایت نکردهاند، بسته شدند.

رئیس پلیس تهران , علیرضا
اکبر شاهی , نیروی انتظامی , طرح امنیت اجتماعی , دستگیری , رادان ,
اعلمی:نماینده ای از طیف موسوم به اصولگرا متهم به برقراری روابط غیر اخلاقی و نامشروع با مراجعین خود
با توجه به اینکه میزان موفقیت هر نظام سیاسی در مبارزه با فساد، مهمترین شاخص و مبنای حقانیت و مشروعیت عملکرد مسئولان و قوای حاکم است، لاجرم انتظار می رود که مهمترین دغدغه متولیان اصلی هر نظام سیاسی نیز معطوف به مبارزه با فساد فراگیر و حفظ سلامت مالی، اخلاقی و سیاسی دست اندر کاران مختلف آن نطام شود. به همین سبب در ارديبهشت سال 1379، بالاترین مقام کشور به منظور اصلاح و سالم سازی نظام اداري و مبارزه با فساد مالي مقامات دولتي و توسعه عدالت اجتماعي، بيانيهاي هشت مادهاي صادر کرد و متعاقب آن ستاد مبارزه با فساد اقتصادي مرکب از سران سه قوه با همه امکاناتی که در اختیار دارند، تشکیل شد. دولت نهم هم با شعار مبارزه با مفاسد بر سر کار آمد. با این وصف هم اکنون اگر میزان فساد نسبت به گذشته افزایش نیافته باشد بدون تردید با کاهش نیز همراه بوده است؛
سازمان شفافیت بینالملل که بر اساس شاخص های علمی ، دامنه و گستردگی فساد مالی و اداری کشورهای مختلف جهان را اندازه گیری و منتشر می کند، در گزارش سال 2007 خود از میان 180 کشور، برای ایران شاخص عددی 131 و نمره 5/2 از 10 را محاسبه کرده است. مفهوم ارقام مذکور این است که ایران در امر مبارزه با فساد چنان ناکام بوده است که با وجود گذشت 30 سال از انقلاب 57 ، هنوز از این حیث در میان 180 کشور جهان، 131رتبه از کشورهای ریز و درشت دیگر، عقب مانده و میان عملکرد آن و بالاترین نمره فساد ستیزی یعنی عدد 10، شکاف عمیقی وجود دارد.
بر این اساس اولین سوالی که مطرح می شود این است که چرا سیاست های ما در امر مبارزه با فساد با شکست مواجه شده است؟
صرفنظر از نارسائی های مربوط به مناسبات موجود در سیستم سیاسی حاکم، مهمترین علل ناکامی تدابیر و سیاست های اتخاذ شده در برخورد با فساد را می توان در موارد زیر جستجو کرد :
-خلاء قانونی
-فقدان یا کمبود نهادها و ابزار های نظارتی لازم
-فقدان یا کمبود مجریان مناسب و یا ضعف عملکرد آنها
-ناکارآمدی و نا مناسب بودن سیاست ها و تدابیر اتخاذ شده
با کمی دقت می توان پی برد که هر چهار مورد فوق ارتباط تنگاتنگ با نهادی دارد که حداقل طی سال های اخیر کاملا در حاشیه تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها قرار گرفته و در اثر اعمال نظارت استصوابی به یکی از بی خاصیت ترین نهادهای جمهوری اسلامی مبدل شده است، در حالیکه به تعبیر بنیانگذار انقلاب این نهاد باید محل اجتماع عصاره فضائل ملت بوده و در راس امور واقع شود.
به بیان دیگر، اگر مبارزه با فساد در گرو تصویب قوانین موثر و یا تاسیس و تقویت سازمان و موسسات نظارتی لازم است و یا اگر ناکامی های موجود ناشی از خوب عمل نکردن دستگاه های نظارتی به وظایف قانونی خود می باشد و همچنین اگر مجریان مناسبی برای امر مبارزه با مفاسد وجود ندارد و سیاست ها و تدابیر بکار رفته نیز نا کارآمد بوده است، همه و همه متوجه ضعیف و ناسالم بودن مجلسی است که با وجود حضور تعداد نه چندان زیاد نمایندگان اصلح در آن،بخش قابل توجهی از نمایندگانش مرعوب، کم اطلاع و بی تجربه هستند و احیانا با صرف دهها و صدها میلیون تومان و خرید و فروش آراء و چه بسا تقلب و یا صرفا بدلیل تعلقات ویژه جناحی، به آن راه یافته اند و بعضا نیز چنانکه اشاره خواهد شد خود حکم دستمال چرکینی را دارند که بجای پاک کردن آلودگی ها بر دامنه آن می افزایند.
اگر مجلس کشوری مانند ایران که با فقر نهادهای مدنی فعال مواجه است، از عناصر آگاه ، متعهد، جسور و سالم تشکیل می شد، قهرا خروجی آن نیز کابینه و نهادهای توانمند و متعهد، قوانین مفید و موثر و نظارت عالمانه، مستمر و بدون اغماض و نیز تدابیر اندیشمندانه و کارآمد بود. لذا پر واضح است که نجات کشور در گرو تشکیل مجلس مقتدری است که افاضل و اکابر کشور را که با هرگونه تملق و مداهنه گوئی بیگانه هستند، در خود جای دهد، در حالیکه حتی با اغماض نیز نمی توان مدعی شد که نمایندگان مجلس برایند نسبی اراده و فضائل ملت ایران است.در زیر اجمالا به چند نمونه از نارسائی ها و ناهنجاری های موجود در نهاد موسوم به خانه ملت اشاره می شود تا بخشی از علل ناکارآمدی خروجی های مجلس و ناتوانی آن در تحقق چهار عامل فوق مشخص شود ؛
الف-در مجلس هفتم که حتی ادعا شده بود اعتبار نامه نمایندگانش به تائید امام زمان رسیده است، با وجود افشاگری هائی که اوائل تشکیل مجلس درمورد سوء استفاده های مالی دو تن از نمایندگان موسوم به اصولگرا در صحن علنی صورت گرفت و حتی یک مورد آن به تفصیل و با آب و تاب بسیار در روزنامه حکومتی کیهان هم انعکاس یافت ،همگان در انتظار بر خورد قانونی با ایندو نماینده بودند، اما نه تنها اتفاق خاصی نیفتاد بلکه ایندو به ریاست دو کمیسیون بسیار حساس مجلس نیز انتخاب شدند که این امر حاکی از ناکارآمدی نظام نظارتی و روابط و مناسبات غلط و پیچیده حاکم بر مجلس و ترکیب نمایندگان آن است ! در اثر وجود همین ناکارآمدی سیستم نظارتی است که فردی در کمتر از یکماه موفق به اخذ مدرک کارشناسی از کشور آذربایجان می شود و برای استفاده از تسامح های مسئولانه به روش های مختلف ارتباط تنگاتنگی با عضو مهم و موثر شورای نگهبان برقرار می کند، بنحویکه با قرق منطقه ای واقع در حوزه انتخابیه اش در دو نوبت به میزبانی شاهانه از این عضو شورای نگهبان می پردازد! جالب اینجاست که همین فرد در مجلس هفتم مرجعی برای چانه زنی و لابیگری برای تائید صلاحیت دیگران شده بود!
ب-در ابتدای تشکیل مجلس هشتم رسانه های عمومی در سطح گسترده ای از بازداشت نماینده ای به اتهام فساد اخلاقی خبر دادند و سخنگوی قوه قضائیه هم صحت این خبر و اتهام فرد را تائید کرد و بعد شنیده شد که نماینده مذکور با سپردن وثیقه در مجلس حضور یافته و مراسم تحلیف را هم بجا آورده است.
ج-نمونه دیگر فردی است که پیش از این به اتهام سوء استفاده های مالی از سمت فرمانداری عزل می شود اما بدلیل برقراری روابط خاص با برخی از شخصیت های موسوم به اصولگرا نسبت به پرونده وی اغماض می شود و به مجلس هم راه می یابد، اساسا زندگی این فرد و میزان دارائی های وی معرف عملکرد اوست، اما همین فرد دوباره براحتی به مجلس راه می یابد و شنیده شده که به عنوان یکی از فعالان اصولگرائی به عضویت هیات رئیسه مجلس هشتم هم انتخاب شده است!
د-در مجلس ششم نماینده ای از طیف موسوم به اصولگرا متهم به برقراری روابط غیر اخلاقی و نامشروع با مراجعین خود شده بود و یکی از رانندگان مجلس هم به اتهام اینکه به عنوان واسطه وی عمل می کرده است از مجلس اخراج شد، با این وصف این نماینده در دوره های هفتم و هشتم واجد صلاحیت تلقی و بر صف اصولگرایان مجلس هشتم افزدوه شده است!
اکنون دو سوال مطرح می شود:
1-که اگر اتهامات مورد اشاره صحت ندارد، چرا با آبروی افراد اینچنین بازی شده است، و اگر این اتهامات مقرون به صحت می باشد، چرا و چگونه این افراد به مجلس راه می یابند و اساسا چرا در مجلس اصولگرا اعتبار نامه آنان به تصویب می رسد!؟
2-نظر به اینکه بموجب اصل 67 قانون اساسی ، نمایندگان در بدو تشکیل مجلس در برابر قرآن مجيد، متنی را قرائت و امضاء می کنند که در آن آمده است:"به خداي قادر متعال سوگند ياد مي كنم و با تكيه بر شرف انساني خويش تعهد مي نمايم كه پاسدار حريم اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي ملت ايران و مباني جمهوري اسلامي باشم، وديعه اي را كه ملت به ما سپرده به عنوا ن اميني عادل پاسداري كنم و در انجام وظايف وكالت، امانت و تقوي را رعايت نمايم و همواره به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پايبند باشم، از قانون اساسي دفاع كنم و در گفته ها و نوشته ها و اظهارنظرها، استقلال كشور و آزادي مردم و تامين مصالح آنها را مد نظر داشته باشم"، در صورت صحت اتهامات فوق آیا چنین نمایندگانی قادر هستند که به مفاد سوگند نامه مذکور عمل کرده و به آن پایبند هم باشند!؟ و اساسا پیامد حضور چنین نمایندگانی در بدنه حاکمیت چیست؟
البته پاسخ به این سوال را حضرت امیر(ع) بروشنی بیان کرده اند:
"يستدلّ على ادبار الدول باربع تضييع الاصول، والتمسك بالغرور، تقديم الاراذل و تأخير الافاضل" دولتها و جوامع زمانی سقوط خواهند کرد که كه در آن اصول از میان رفته و نيرنگ و ریا به عنوان اصل ارزشى مورد قبول قرار گيرد و افراد فاضل جای خود را به فرومايهگان دهند.
قهرا با وجود مجلسی مرکب از نمایندگانی از این دست، نمی توان به مبارزه با مفاسد دل بست و این پدیده نامبارک را بیش از هر عامل دیگر باید محصول قانون انتخابات و نظارت استصوابی شورای نگهبان دانست.(در آینده به سایر نارسائی های موجود در روابط و مناسبات مجلس اشاره خواهم کرد)
اکبر , اعلمی , مجلس , نماینده , ایران , فساد , اخلاقی , روابط ,
احتمال اجرای حکم اعدام حامد اکبری، يکی از بازداشت شدگان طرح امنيت اجتماعیاکبری که از زمان بازداشت خود تاکنون هيچ ملاقاتی را با خانواده اش نداشته است، هم اکنون در بند ۲- الف زندان اوين که تحت نظارت حفاظت اطلاعات سپاه است، نگهداری می شود. گفته می شود عدم اجرای حکم وی تاکنون، به دليل حراج اموالش از سوی دادگاه بوده است، اين در حالی است که طبق شواهد موجود و به ادعای افراد نزديک به اين زندانی ، اموال حامد اکبری ارثيه ی پدری او بوده است.
همچنين نيروهای امنيتی چندی پيش نامزد حامد اکبری را نيز بازداشت و به بند سپاه انتقال دادند. طبق بخشنامه حقوق شهروندی" تنها شخص متهم در مقابل مقامات قضايی پاسخگوست، و احضار يا جلب بستگان وی ممنوع است."
حامد اکبری به همراه هانی خواندار، از معدود افرادی هستند که با وجود گذشت حدود يکسال از زمان بازداشت، همچنان در سلول انفرادی و در شرايط بلاتکليفی نگهداری می شوند.

اعدام , حامد ,
اکبری , طرح , امنيت , اجتماعی ,
نامه یک جوان بهائی محروم از تحصیل به اکبر اعلمیمن همان جوان بهائی محروم از تحصیل هستم که چند هفته پیش در سایتتان پیغام گذاشتم. برایتان پیغام گذاشتم و خود را معرفی کردم چون فکر می کردم نمی دانید کسانی مثل من وجود دارند که با داشتن رتبه های خوب کنکور(رتبه زیر 20)، سه سال است انتظار می کشند منصفانی چون شما پیدا شوند و به آنها کمک کنند تا به حقشان دست یابند. اما در جواب، به اعتقاداتم توهین کردید. شما را پدر خواندم چون امیدوار بودم با کسی صحبت می کنم که به حقوقم به عنوان یک انسان اهمیت می دهد...

جوان , بهایی ,
اکبر اعلمی , تحصیل , توهین ,
از حق بهایی بودن تا بهایی صاحب حق بودن (اکبر گنجی) این فتوا یک بار دیگر فرصت لازم برای نقد نگرش و رفتار ایرانیان، مراجع تقلید، فقها، روحانیون، روشنفکران دینی و دولت جمهوری اسلامی با بهاییان را به آزادیخواهان و حقمداران میدهد. همین فتوا، به خودی خود، از مظالم تأسفباری حکایت میکند (محرومیت از تحصیل، محرومیت از مشاغل دولتی، محرومیت از برگزاری مراسم دینی، حبس و زندان، فشار جهت توبه، قتل. دو نمونه زیر قابل توجه است. یک- جمالزاده در کتاب سر و ته یک کرباس میگوید در ایام کودکی وقتی در بازار اصفهان رد میشدیم، یک دفعه می دیدیم که فریاد میزنند: بابی- بابی. بعد یک ظرف نفت بر سر طرف میریختند و او را آتش میزدند. دو- سرِ خانم سالخوردهای را که خواهر یکی از روشنفکران بنام کشور است، در ابتدای انقلاب به بهانهی بهایی بودن، از بدنش جدا کردند.)
اکبر گنجی , حقوق بشر , بهائیان , پلورالیسم دینی ,
استفاده از ابزار آگهي براي کنترل مطبوعات: فشار اقتصادي دولت بر نشريات غيرهمسوهنوز يک هفته از انتساب اتهاماتي چون "سياه نمايي" و "القاي يأس و ناميدي" به مطبوعات منتقد دولت نگذشته که مشاور رسانه اي احمدي نژاد درجديدترين اظهارات خود "قطع آگهيهاي دولتي" را "واكنش طبيعي" دولت به اين نشريات که آنها را "برانداز" ناميد عنوان کرد و گفت: "به مطبوعات برانداز آگهي نمي دهيم". اين درحالي است که هفته پيش سخنگوي دولت "مخالفت با سانسور و انتقاد پذيري" را از جمله ويژگي هاي "برجسته دولت" عنوان کرده بود.
علي اکبر جوانفکر، مشاور رسانه اي و مطبوعاتي رئيس جمهور در گفتگو با روزنامه کارگزاران، مطبوعات منتقد دولت را "برانداز" ناميده و گفته است: "در فضايي كه برخي رسانهها شمشير را عليه دولت از رو بستند، به صورت دولت تيغ ميكشند، صراحتا اعلام ميكنند كه قصد براندازي دولت را دارند و در عمل هم اين كار را اثبات ميكنند، طبيعي است كه انتظار آگهي دولتي، زيادهخواهانه است. قطع آگهيهاي دولتي واكنش طبيعي به قصد مطبوعات منتقد براي براندازي دولت است."
سايت فردا ضمن اينکه اظهارات اين مسوول نزديک به احمدي نژاد را "اظهارنظري عجيب" ناميده، همچنين به نقل از وي آورده است: "احزاب به عرصه رسانه دست اندازي کرده اند و اگر قرار باشد از اين وضعيت خارج شويم راهي جز خروج احزاب و جريانات سياسي از عرصه رسانه اي کشور نيست!"
جوانفکر، "ندادن آگهي" به برخي روزنامه ها را اقدامي براي "ارزيابي آنها توسط مردم" دانسته و گفته است: "خيلي خوب است که يک روزنامه روپاي خود بايستد." وي البته ارزيابي را مخصوص روزنامه هاي منتقد دولت دانست و اشاره اي به لزوم ارزيابي روزنامه هاي دولتي و وابسته به جناح راست نکرد.

مطبوعات , آگهی , مشاور رسانه اي احمدي نژاد , علي
اکبر جوانفکر ,
نقد و بررسی مصادیق جرم سیاسیاصل 168 قانون اساسی مقرر می دارد که: رسيدگي به جرايم سياسي و مطبوعاتي علني است و با حضور هيات منصفه در محاكم دادگستري صورت مي گيرد.بند دو اصل 158 قانون اساسی هم تهيه لوايح قضايي متناسب با جمهوري اسلامي را جزء وظایف رئیس قوه قضائیه بیان کرده است.افزون بر این بند "و" ماده 130 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي جمهوري اسلامي ايران، قوه قضائيه را موظف به تهیه لايحه «تعريف جرم سیاسی و تفكيك آن از ساير جرائم و تصویب آن توسط مراجع ذیصلاح" کرده است.از طرفی در قوانین متعدد از جمله موافقتنامه ها و همكاريهاي بین المللی، در مورد جرم سیاسی و استرداد مجرمین سیاسی سخن به میان آمده است.(1)
با این وجود و برغم اینکه نزدیک به سه دهه از تصویب اصل 168 قانون اساسی می گذرد، هنوز هیچیک از روسای جمهور نه دوره ، نمایندگان هفت دوره و روسای چهار دوره قوه قضائیه در پایبندی به سوگند و تعهدات قانونی خود مبنی بر پاسداری از قانون اساسی و اجرای آن و تهیه لوایح قضائی مربوطه، به شرح مذکور در اصول 67 ، 113 ، 121 ، 122 و 158(بند2) قانون اساسی موفق نبوده اند و در صورت تصمیم به انجام آن هم تلاش های آنان در این خصوص بی نتیجه مانده است، لذا تعیین هر چند دیر هنگام مصادیق جرم سیاسی و مجازات های مربوطه را بفال نیک می گیریم و اجمالا به بررسی محاسن و معایب این لایحه می پردازیم:
1- گرچه در قانون مجازات عمومی مصوب 7/11/1304(مواد 26 و 59 ) و مصوب 7/3/52 (ماده 26)،به جرم سیاسی اشاره شده بود لیکن مفهوم و مصادیق آن هرگز تعیین نشد، از اینرو پس از تلاش های فراوان مجلس ششم و دولت خاتمی در این خصوص که متاسفانه بدلیل کارشکنی های صورت گرفته ناکام باقی ماند، این اقدام قوه قضائیه در خور تقدیر است.
2- نظر به اینکه طبق اصل 168 قانون اساسی رسیدگی به جرائم سیاسی با حضور هیات منصفه علنی است و در محاکم دادگستری صورت می گیرد،بنابراین با وجود نواقص و ایرادهائی که متوجه لایحه موصوف است امادر صورت اجرائی شدن آن و رعایت مفاد اصل یاد شده در رسیدگی به مصادیقی که بموجب این لایحه جرم سیاسی تلقی شده است، بنوبه خود گام موثری در پیشبرد بخشی از اهداف واضعان قانون اساسی به شمار می آید.
3- در کشورهائی که به تفکیک جرم سیاسی از سایر جرائم مبادرت ورزیده اند، به یکی از سه روش زیر عمل شده است:
-تعیین مصادیق جرم سیاسی و تفکیک آن از سایر جرائمی که در قانون بیان شده است.مانند ماده 727 قانون مجازات اسلامی که قانونگذار به معرفی جرائمی پرداخته است که جز با شكايت شاكي خصوصي تعقيب نميشود و در صورتيكه شاكي خصوصي گذشت نمايد دادگاه ميتواند در مجازات مرتكب تخفيف دهد و يا با رعايت موازين شرعي از تعقيب مجرم صرفنظر نمايد.
-تعریف مفهوم جرم سیاسی و واگذاری تشخیص مصادیق آن ،به هیات منصفه و قاضی مربوطه
-تعریف مفهوم جرم سیاسی همراه با تعیین همه یا بعضی از مصادیق آن در قانون
لایحه مذکور روش نخست را برای اجرائی کردن اصل 168 قانون اساسی اختیار کرده است.این روش حداقل یک حسن و یک عیب دارد:
صراحت و شفاف بودن نسبی این روش و کم کردن دامنه تفسیر های شخصی و تبعیض آمیز قضات و حتی اعضای هیات منصفه، از محاسن آن است. اما از آنجا که انگیزه ارتکاب افعال مجرمانه، مهمترین عامل اصلی تفکیک جرائم سیاسی از جرائم عمومی است و وظیفه اصلی هیات منصفه نیز کشف انگیزه ها و داوری پیرامون آن است، از اینرو در روشی که قوه قضائیه اختیار کرده، عنصر قصد و انگیزه کم و بیش مغفول مانده و به همین سبب، هم دامنه مصادیق جرائم سیاسی بسیار تنگ و محدود گشته و هم از آزادی عمل هیات منصفه به میزان زیادی کاسته شده است که این امر از بزرگترین اشکالات وارد بر لایحه مزبور می باشد. به عنوان مثال طبق مواد 523 الی 542 قانون مجازات اسلامی، ساختن نوشته يا سند يا ساختن مهر يا امضاي اشخاص رسمي يا غير رسمي و ... مصداق جعل و تزویر و بطور معمول از جرائم عادی محسوب می شود،اما ممکن است که همین عمل و موارد مشابه دیگر هم با انگیزه سیاسی انجام و مصداق جرم سیاسی به شمار آید، اما با روش اختیار شده اساسا چنین اقداماتی که کم هم نیست، مصداق جرائم سیاسی نخواهد بود
4- با توجه به اینکه تعریف مفهوم جرم سیاسی پس از استقرار دولت ها و حکومت ها همواره با مناقشات فراوان همراه بوده است و حکومت ها و دولت ها به ندرت تن به پذیرش آن می دهند و کمتر حاضر می شوند که بپذیرند هر گونه اقدامی با انگیزه شرافتمندانه علیه حکومت برای تغییر وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب و دلخواه اشخاص سیاسی، می تواند مصداق جرم سیاسی به شمار آید، از اینرو برای کاستن از دامنه چنین مناقشاتی، در ماههای اول مجلس هفتم با تکیه به روش اول طرحی را تهیه و به کمیسیون قضائی تقدیم کردم که قانونا بایددر همان هفته های اول با دعوت از اینجانب مورد بررسی قرار می گرفت، اما متاسفانه هنوز با گذشت چهار سال به آن ترتیب اثری نداده اند! بموجب این طرح حداقل مواد، 498 الی 505 ، 507 الی 512 ، 514 الی 517 ، 521 و 609 قانون مجازات اسلامی از مصادیق جرائم سیاسی محسوب می شود.
5- گرچه طبق تبصره 3 ماده 3 قانون مطبوعات، انتقاد سازنده مشروط به دارا بودن منطق و استدلال و پرهيز از توهين، تحقير و تخريب، از حقوق مطبوعات بیان شده است اما با توجه به اینکه این ماده تعریف روشنی از انتقاد ارائه نکرده و تنها شامل مطبوعات می شود، از اینرو بنظر می رسد که جزء دو ماده 4 لایحه مذکور که مقرر می دارد "صرف انتقاد از نظام سیاسی یا اصول قانون اساسی یا اعتراض به عملكرد مسئولان كشور یا دستگاههای اجرایی یا بیان عقیده در ارتباط با امور سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظایر آن جرم محسوب نمی شود." چنین خلائی را جبران کرده و به همین سبب هم یکی از بزرگترین مزیت های این لایحه به شمار می آید که در صورت تصویب آن، می تواند مانع از برخوردهای قهری با هر نوع انتقادی در جامعه شود.البته چنانچه واژه "صرف" از ابتدای تبصره حذف شود مانع از هرگونه تاویل و تفسیر خواهد شد.
6- "برگزاری اجتماعات یا راهپیمایی های غیر قانونی"، موضوع بند 2 ماده 4 این لایحه که مصداق جرم سیاسی تلقی شده است،گرچه از حیث قرار گرفتن در زمره جرائم سیاسی، اقدامی مثبت است اما مادامیکه سازو کاری برای اجرائی شدن اصل 27 قانون اساسی مبنی بر "آزادی تشكيل اجتماعات و راه پيمايي ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد." و وادار کردن نهادها و مسئولان مربوطه به تمکین از قانون اساسی و صدور مجوز درخواست شده برای استفاده از این حق تدوین نشده است، وجود این بند جز تحدید و تهدید آزادی استفاده از حق اعتراض از طریق راهپیمای و برگزاری اجتماعات حاصل چندانی نخواهد داشت.اهمیت این موضوع زمانی آشکار می شود که بدانیم تا کنون چنین مجوزهائی بندرت صادر شده است!
7- ماده 4 در تعیین مجازات برای مجرمان سیاسی بطور مطلق مقرر می دارد که "مرتکب به حبس از شش تا دو سال يا اجبار به اقامت در محل معين يا منع از اقامت در محل معين از دو تا سه سال و محروميت از حقوق اجتماعي به مدت پنج سال محکوم خواهد شد". اطلاق و شمول چنین مجازت هائی بویژه اطلاق محرومیت قطعی پنج ساله از حقوق اجتماعی برای بعضی از عناوین مجرمانه مانند بند 3 این ماده که ناظر به "نشر اکاذيب يا تشويش اذهان عمومي از طريق سخنراني در مجامع عمومي، انتشار در رسانه ها، توزيع اوراق چاپي يا حامل هاي داده (ديتا) و امکان آن" می باشد ، تناسب چندانی با جرائم مذکور ندارد و اصل لزوم متناسب بودن جرم و مجازات را مخدوش می کند.
8- جزء یک ماده 4 لایحه مورد بحث " فعاليت هاي تبليغي موثر عليه نظام" را هم از مصادیق جرم سیاسی محسوب کرده است، اما از آنجا که تعریف و مختصات و حدود "نظام" و "فعالیت های تبلیغی" مشخص نشده است ، این بند نیز می تواند دستخوش تاویل و تفسیر های موسع شود. با این وصف اگر هیات منصفه منتخب، واقعا برآیند وجدان عمومی جامعه باشد، می توان نسبت به بخشی از نواقص لایحه اغماض کرد.
به هر روی باید منتظر خروجی این لایحه از هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی بود!
اکبر,اعلمی,سیاسی,مجلس ,
اكبر اعلمي:حداد عادل،قالیباف،لاریجانی، احمدی نژاد و ... همه تخم مرغ های یک سبد هستند.کسانی که برای آمدن لاریجانی و امثال او فرش قرمز پهن می کنند نباید فراموش کنند که حداد عادل،قالیباف،لاریجانی، احمدی نژاد و ... تخم مرغ های یک سبد هستند. علی لاریجانی بخاطر تهیه و پخش برنامه هائی نظیر:"کارناوال عاشورا" ،"هويت"، "برلين" و" چراغ" و زادگاه غیر ایرانی اش همواره مورد شماتت و انتقاد اصلاح طلبان بود! براستی چه فرقی می کند که حداد عادل رئیس مجلس باشد و یا لاریجانی؟ ساده لوحی است که اگر گمان نمائیم قدرتی که تحمل وجود چند نماینده واقعی مردم در خانه ملت را ندارد، اجازه دهد تا با جابجائی یک فرد روند جاری در مجلس بر خلاف اراده قاهر تغییر نماید؟

لاریجانی , احمدی نژاد , حداد عادل , مجلس ,
اکبر اعلمی ,
احتمال اعدام یکی از بازداشت شدگان طرح امنیت اجتماعی در حالی که سردار زارعی که مجری طرح امنیت اجتماعی بود با 6 زن برهنه دستگیر و آزادشد
حامد اکبری از بازداشت شدگان، طرح موسوم به ارتقای امنیت اجتماعی که در اردیبهشت ماه بازداشت شده بود، اعدام می شود.
بنابرگزارشات رسیده، حامد اکبری که اتهامی چون توزیع مواد مخدر را در پرونده اش دارد به همراه 20 تن دیگر از بازداشت شدگان، از سوی دادگاه به اعدام محکوم شده است و قرار است حکم وی به زودی اجرا شود.
اکبری، که از زمان بازداشت خود تاکنون هیچ ملاقاتی را با خانواده اش نداشته است، هم اکنون در بند 2- الف زندان اوین که تحت نظارت حفاظت اطلاعات سپاه است، نگهداری می شود. گفته می شود عدم اجرای حکم وی تاکنون، به دلیل حراج اموالش از سوی دادگاه بوده است، این در حالی است که طبق شواهد موجود و به ادعای افراد نزدیک به این زندانی ، اموال حامد اکبری ارثیه ی پدری او بوده است. با این حال دادگاه انقلاب با این استدلال که اموال این جوان 26 ساله از طرق غیرقانونی نظیر فروش و توزیع مواد مخدر در سطح شهر تهران بدست آمده است، تابحال قسمتی از اموال او را ضبط کرده است.
همچنین به گفته ی منابع خبری، نیروهای امنیتی چندی پیش نامزد حامد اکبری را نیز بازداشت و به بند سپاه انتقال دادند. طبق بخشنامه حقوق شهروندی" تنها شخص متهم در مقابل مقامات قضایی پاسخگوست، و احضار یا جلب بستگان وی ممنوع است."
دور اول طرح ارتقای امنیت اجتماعی که مقابله با اراذل و اوباش نام گرفت، از اردیبهشت ماه سال گذشته آغاز و در مرحله اول منجر به بازداشت حدود 1400 تن در استان تهران شد. انتشار تصاویری از مقابله پلیس با افراد موسوم به اراذل و اوباش، اعتراضات گسترده فعالان حقوق بشر و نهادهای حقوق بشری را در پی داشت. نیروهای انتظامی پس از بازداشت این افراد، آنها را به سوله کهریزک انتقال دادند که بنا به گفته ی شاهدان عینی، حدود 10 تن از بازداشت شدگان به دلیل شرایط نامناسب بهداشتی و همچنین شکنجه های وارده در این مکان، جان باختند.
حامد اکبری به همراه هانی خواندار، از معدود افرادی هستند که با وجود گذشت حدود یکسال از زمان بازداشت، همچنان در سلول انفرادی و در شرایط بلاتکلیفی نگهداری می شوند.

ایران , طرح امنیت اجتماعی , سردا زارعی , اعدام , حامد
اکبری , نامزد , هانی خواندار ,
دموکراتيزاسيون در برابر سلطانيزاسيون (اکبر گنجي)......(روز آنلاین)در آستانه انتخابات مجلس شوراي اسلامي، بسياري از نگاه ها به انتخابات آينده معطوف شده است. در اين ارتباط، پرسش هاي بسياري ذهن ها را به خود مشغول کرده است. نوستالژي گذشته آنچنان تأثيرگذار است که برخي را به طرح اين مدعا کشانده که: اگر در انتخابات گذشته ي رياست جمهوري به جاي احمدي نژاد يکي از اصلاح طلبان انتخاب شده بود، اينک کشور تا اين حد گرفتار سيه روزي و در معرض سقوط به نيستي نبود.دوران پيشا احمدي نژاد، همان چيزي بود که مي خواستيم و در اثر بلاهت تحريم کنندگان انتخابات از دست رفت. در اينجا دو مدعا وجود دارد، يکي آنکه، اصلاح طلبان قدرت را از دست دادند، چون کساني انتخابات رياست جمهوري را تحريم کردند(فروکاستن شکست اصلاح طلبان به تحريم انتخابات)[1]، و ديگري آنکه، احمدي نژاد عامل تمام سيه روزي هاست(تحويل همه ي قدرت ها به قدرت احمدي نژاد). بحث و گفت و گو در خصوص انتخابات آينده، بسيار مهم است، اما تا آن حد که من مي فهمم، نياز به بحثي مقدماتي در خصوص نقش و وزن احمدي نژاد در نظام سياسي ايران دارد، که در اتخاذ تصميم در خصوص انتخابات بسيار تأثير گذار است.
اکبر گنجي , انتخابات مجلس , روز آنلاین ,
اکبر گنجی و نظام شتر گاو پلنگ ايران (ف م سخن)آدم که کتاب زياد بخواند همين می شود ديگر! يک دفعه نيچه قاطی می شود با مارکس و فاشيسم قاطی می شود با مارکسيسم. رنگ شنل عاليجنابان در هم می رود و سرخ و خاکستری و شکلاتی ترکيبی به وجود می آورد که هم سرخ است و خاکستری و شکلاتی و هم هيچ کدام از اينها نيست.
تازه اين اول راه است. آدم که گيج شد، می شود فيلسوف. فيلسوف هم که نمی تواند وسط ميدان کارزار باشد، می رود گوشه ی کتابخانه. بعد هی سوال پيش می آيد، فکر می کند نظام حاکم بر ايران، فاشيست است؟ فاشيست نيست؟ توتاليتر است؟ توتاليتر نيست؟ بعد هی سبک سنگين می کند، می بيند همه ی اينها هست و هيچ کدام از اين ها نيست. سعی می کند نظام شتر گاو پلنگ ايران را با اصطلاحات فيلسوفانه توضيح دهد. کلمه برای او مهم می شود. گمان می کند مردم به کلمه نياز دارند. مردم به تعريف نياز دارند. فراموش می کند که جامعه با کلمه و تعريف زندگی نمی کند. جامعه گرفتار فقر است؛ گرفتار تبعيض است؛ گرفتار هزار درد بی درمان است. شايد جامعه به فيلسوف نياز داشته باشد، اما از فيلسوف بيشتر به کسی نياز دارد که بتواند به او و حرف هايش اعتماد کند؛ بتواند به او اتکا کند. فيلسوف و فيلسوف نما در جامعه بسيار است. تلويزيون جمهوری اسلامی هر روز يک دوجين از آن ها را در ميزگردها به ما نشان می دهد که ساعت ها بر سر درست و غلط يک کلمه بحث می کنند. جامعه اما به کسی نياز دارد که با قدرت و صلابت رو در روی حکومت بايستد و حرف حق بزند. ديوار ترس را فرو ريزد. اين که حکومت ايران فاشيست است يا سلطانی مسئله مردم نيست. مسئله ی مردم وجود شخصيتی ست که بتوانند به او و حرف هايش اعتماد کنند. گنجی با تحمل رنج و مرارت بسيار، اعتباری کسب کرده است که تنها عده ای انگشت شمار قادر به کسب آن هستند. اين اعتبار به خاطر معلومات فلسفی و سياسی او نيست؛ به خاطر پايداری و استقامت در راه حقيقت است.

فقر , تبعيض ,
اکبر گنجی , فيلسوف , فاشيست , توتاليتر , ف م سخن ,
اکبر اعلمی: مردم اعتمادی به اصلاح طلبان ندارندایرنا: نماينده تبريز در دورههاي ششم و هفتم مجلس شوراي اسلامي درخصوص شرط خاتمي براي حضور در انتخابات آتي رياست جمهوري گفت: علي رغم احترامي كه براي وي قائلم اما شرط خاتمي مبني براينكه گفته در صورتي كانديدا ميشود كه وضع موجود تغيير يابد، خنده داراست.
اكبر اعلمي در حاشيه اولين كنگره حزب اعتماد ملي در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالي در خصوص اينكه آيا مي خواهد براي انتخابات رياست جمهوري كانديدا شود؟، اظهار داشت: حق انتخاب شدن و انتخاب كردن از جمله حقوق اجتماعي است و هر كس در خود شايستگي و صلاحيت را ببيند، ميتواند در انتخابات حضور يابد.
وي در ادامه خود را داراي شايستگي براي حضور در انتخابات رياست جمهوري دانست.
نماينده تبريز در دورههاي ششم و هفتم مجلس شوراي اسلامي تصريح كرد: خاتمي اكنون توان گذشته را ندارد، در گذشته خاتمي با ۲۲ميليون راي كه پشتوانهاش بود و مجلسي كه حامي وي بود نتوانست كاري انجام دهد.
اعلمي در پاسخ به سوالی در خصوص اينكه فكر ميكنيد مردم چقدر به اصلاح طلبان اقبال دارند، گفت: مردم در مورد اين گروه نااميد شده است.
وي با اشاره به عملكرد اصلاح طلبان در طول دو دوره دولت خاتمي و يك دوره مجلس ششم گفت: در اين دوره زماني عملكرد جبهه اصلاحات به گونهاي بوده كه نتوانسته رضايتمندي مردم را جلب كند و به همين دليل مردم اعتمادشان نسبت به اين گروه سلب شده است.
وي بزرگترين ضربهاي كه اصلاح طلبان به مردم و اين مملكت زدهاند را سلب كردن اعتماد مردم دانست.
اعلمي بازگشت دوباره اميد مردم به اصلاح طلبان را نيازمند انرژي بسيار بالا و شخصيتهايي كه مردم آنان را باور كنند، عنوان كرد و گفت: نيروهاي كنوني اصلاح طلبان امتحان خود را پس داده اند.
اکبر اعلمی , اصلاح طلبان ,
مانيفست درماندگی؟( مطالب و پرسش هایی در مورد گفتار و عملکرد اکبر گنجی از اسماعیل نوری علا )حقیقتن نمی دانم کجای این مقاله پر محتوا و زیبا را به عنوان توضیح و خلاصه بگذارم. اکبر گنجی و عملکرد اصلاح طلبان حکومتی خارج نشسته را در ایینجا می توانید ببینید. با سپاس فراوان از آقای دکتر اسماعیل نوری علا.
اکبر گنجی , اسماعیل نوری علا ,
منشور اخلاقی سازمان لیگ برای اصلاح ریشهشتمین دوره لیگ برتر همچنان با اتفاقات عجیب و غریب همراه است و روزی نیست که مسئلهای تازه به وجود نیاید. جدیدترین ماجرا مربوط است به نامه معاونت فرهنگی سازمان لیگ به بعضی از بازیکنان لیگ برتر که آرایش ویژهای برای ریش خود برگزیدهاند. طبق دستور سازمان لیگ و بر مبنای منشور اخلاقی مصوب، بازیکنانی که آرایش غیرعادی روی صورت، مو و ریش و سبیل خود دارند با محرومیت مواجه خواهند شد و ظاهرا سیاوش اکبرپور، مهدی امیرآبادی، صابر میرقربانی و حسین کعبی شامل این محرومیت میشوند.
فدراسیون فوتبال نامهای به باشگاههای این بازیکنان ارسال کرده و از این گروه خواسته که تا قبل از دیدارهای هفته دوم صورت خود را با استانداردهای موجود مطابق کنند. اما سوال اینجاست که کدام استاندارد؟
حجتالاسلام علیپور که در دوران فدراسیون دادکان به عنوان معاون فرهنگی حضور داشت دوباره به فدراسیون بازگشته و مثل دوره گذشته درصدد ایجاد بستر فرهنگی متناسب با هنجارهای اجتماعی ایران است. علیپور که در دوران جام جهانی نیز به عنوان مسوول اجرای برنامههای فرهنگی حضور داشت و پس از پایان جام جهانی نیز یکی دوبار به دادگاه رفت حالا با عنوانی جدید در فدراسیون ظاهرشده و در مقام معاون عزیزمحمدی در سازمان لیگ حضور دارد.
علیپور پیش از این نیز سابقه ایراد گرفتن از ظاهر بازیکنان را دارد و چند سال قبل مستقیما به علی انصاریان و نیکبخت هشدار داد که سر و وضع خود را تغییر دهند.
اینبار اما با استفاده از منشور اخلاقی تصویب شده در فدراسیون بازیکنان مورد عتاب قرار گرفتهاند. این در حالی است که بهزعم بسیاری وضعیت آرایش ریش و سبیل بازیکنان یاد شده به هیچوجه ناهنجار نیست و به نظر میآید سازمان لیگ در این مورد بسیار سختگیرانه برخورد کرده است.
دیروز سیاوش اکبرپور بازیکن استقلال در پاسخ به این ماجرا گفت: «من شخصا از اینکه چهره نامتعارف و نامناسبی داشته باشم بیزارم. اما فکر میکنم وضعیت فعلی من به هیچوجه نامناسب و ناهنجار نیست و بدآموزی ندارد. این شکل ریش و سبیل سنت خانواده ماست و من تغییری در آن ایجاد نخواهم کرد.» مهدی امیرآبادی هم به نوعی نارضایتی خود را از این دستور نشان داد و در برنامه ۹۰ گفت: «اگر من ریش خودم را بزنم مثل بچههای ۱۴ ساله میشوم.» به نظر میرسد موج جدید مبارزه با ناهنجاریها در فوتبال نیاز به وضع قوانین و ایجاد الگوهای مشخص دارد.
فدراسیون در این رابطه برخوردی دوگانه دارد و بهطور مثال با علی دایی که به همین شکل ریش خود را اصلاح میکند برخورد نکرده است. این وضعیت یک بام و دو هوا قطعا موجب کاهش اعتماد و اطمینان به تشکیلات فرهنگی فدراسیون خواهدشد. به هر حال رفتار غیرعادی ورزشکاران قطعا پسندیده نیست اما باید در این رویه به استانداردها و قوانین واضح و روشنی دست یافت.

ریش , لیگ برتر , فوتبال ,
اکبر÷ور , امیرآبادی ,
کاری که خمینی با شاپور بختیار نکرد(نتوانست بکند), جبهه ملی امروز می کند (به مناسبت ترور دکتر بختیار)سر یک مشروطه خواه آزاده را در پای عکس مصدق بریدند و آن دکتر شاپور بختیار بود.

دکتر شاپور بختیار , حمید
اکبری ,
فراموش نمی کنیم و نمی بخشیم : به یاد اکبر محمدی /مراسم یادبوداکبرمحمدی از جمله دانشجویانی بود که به اتهام سازماندهی اعتراضات تیرماه 78، حکم اعدام دریافت کرد. دانشجویان بازداشت شده در جریان این وقایع می گویند که در بازداشتگاه توحید، محمدی به دلایلی نامعلوم بیش از سایرین مورد شکنجه قرار می گرفت.

زنده یاد ,
اکبر محمدی , بزرگداشت ,
بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی بمناسبت سالگرد قتل اکبرمحمدیدو سال از به قتل رساندن همبند و همرزممان زنده یاد اکبر محمدی می گذرد. او به استبداد و دیکتاتوری نه گفت و به آزادی آری ، آری که بهای آن فدای جانش بود. او به ما آموخت وقتی مستبدین خون ریز همه چیز را می خواهند به بن بست بکشانند و زندگی را به ذلت و خواری تبدیل کنند جانهای پاک زنان و مردان که در ره آزادی با فدای آن است، که می شود بن بست را شکست. البته دیکتاتورهای حاکم گمان می کردند که با حذف فیزیکی جوانان آزاده این میهن مردم را در اسارت خویش نگه می دارند.
اما ما امروز می بینیم که خون اکبر و ولی الله و حجت و هزاران زن و مرد جوشان و خروشان است . خون آنها در رگ دانشجویانی که در دانشگاههای کشور سرود آزادی سر می دهند، خون آنها در رگ کارگرانی که در جای جای ایران فریاد عدالت راسرمی دهند،خون آنها در رگ زنانی که فریاد حقوق برابر را سرمی دهنددو خون آنها در رگ جوانانی که در شهرهای مختلف ایران خواهان دگرگونی بنیادین در ایران هستند.
اما ملایان دیکتاتور هراسان از خروش دانشجویان، زنان ،جوانان و کارگران ، برای ادامه حیات ننگین خود در بن بست مرگ بار گرفتار آمده اند و در سیل که از خون جوانان ایران جاری کرده اند در حال غوطه ور شدن هستند.
اکبر از زمره جوانانی بود که وقتی دیکتاتورها قصد داشتند با تحت فشار قرار دادن وادار به تسلیمش کنند،اقدام به اعتصاب غذا نمود و وقتی که جلادان از طرح و هدف خود مایوس و نا امید شدن ناجوان مردانه اقدام به ، بقتل رساندن او نمودند.
دو سال از آن جنایت می گذرد ولی هنوز عدالتی برپا نگریده هنوز آمرین و عاملین این جنایت به سزای اعمال خود نرسیده اند.
لذا ما جمعی از زندانیان سیاسی ایران دومین سالگرد به قتل رساندن زنده یاد اکبر محمدی را گرامی میدارم و از دبیر کل سازمان ملل خواستار تشکیل و اعزام یک هیئت حقیقت یاب به ایران هستیم که آمرین و عاملین این جنایت را شناسائی کرده و به مجازات برسانند.
جمعی از زندانیان سیاسی ایران
7 مرداد 1387
امیر حسین حشمت ساران،ارژنگ داودی، افشین بایمانی، بهروز جاوید طهرانی، صالح کهندل ،منصور رادپور،حمید بنازاده،اصغر بنازاده،شهلا زرین فر،شهناز کی پور،آزاده گرایی ،علیجان گرایی،محسن گرایی، مصطفی علوی، علیرضا کرمی خیرآبادی،کریم معروف عزیز،ارکان کل تکین،صابر مامدی،رفیق عموزاده،احمد یوسفی، نادر یوسفی ، رضا مقدم،کریم قادری، کاوه مدفر،طالقان جلیباقو، سعید سنگر،محمد نیکبخت،بابک دادبخش،ناصر خیرالهی
اکبر , محمدی ,
بی اطلاعی از وضعيت یک دانشجوی بازداشتی در اردبيل
انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان، « آداپ »، می گوید که «از سرنوشت و محل نگهداری عسگر اکبرزاده از فعالين دانشجويی اطلاعی در دست نيست.»
این انجمن گفته است که آقای اکبر زاده روز ۲۰ خرداد ۸۷ توسط نيروهای امنيتی در اردبيل بازداشت شده است.
سازمان عفو بين الملل در نوامبر سال ۲۰۰۶ و فوريه ۲۰۰۷ بيانيه های جداگانه ای را در باره عسگر اکبرزاده صادر کرده و نسبت به سلامتی او در زندان ابراز نگرانی کرد.
این سازمان اعلام کرد که وی به اتهام « تبلیغ علیه نظام» دستگیر شده است.
خانواده اکبر زاده، که نتوانسته اند هيچ گونه اطلاعاتی از وضعيت سلامت و محل نگهداری عسگر اکبر زاده به دست آورند، نگران آن هستند که او در زندان «تحت شکنجه و بد رفتاری» باشد.
واحيد قراباغلی، عضو انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان که در ترکيه به سر می برد در گفت و گو با راديو فردا می گويد: «عسگر اکبرزاده روز دوشنبه ۲۰ خرداد پس از خروج از دانشگاه پيام نور اردبيل توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده و هم اکنون در مکان نامعلومی به سر می برد.»
وی می افزاید: « تمامی تلاش های خانواده اين دانشجو برای آگاهی از محل و وضعيت نگهداری او با شکست مواجه شده است. عسگر اکبر زاده تنها هنگام بازداشت با خانواده اش تماس گرفت و به مادر خود گفت که به بازداشت ماموران اطلاعات در آمده است. »
به گفته انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان، «مقام های امنيتی، خانواده اين فعال هويت طلب را تهديد کرده اند که در صورت پيگيری وضعيت فرزندشان و رسانه ای شدن موضوع، با آنان برخورد خواهند کرد.»
بر اساس همين گزارش، «منزل مسکونی اين خانواده و کليه رفت و آمدها تحت کنترل است.»
واحيد قراباغلی می گويد که عسگر اکبرزاده هنوز تفهيم اتهام نشده و اتهام او نامشخص است.
«عسگر اکبر زاده روز دوشنبه ۲۰ خرداد پس از خروج از دانشگاه پيام نور اردبيل توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده و هم اکنون در مکان نامعلومی به سر می برد.»
عضو انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان
وی می افزاید:« هنوز هيچ گونه تفهيم اتهامی صورت نگرفته و مراجعه خانواده او به دادگاه انقلاب اردبيل برای آگاهی از اتهام ايشان بی نتيجه بوده است. اما من احتمال می دهم اين دستگيری هم در راستای فشاری است که طی ماه های گذشته بر فعالان هويت طلب در آذربايجان صورت گرفته است.»
آقای قراباغلی گفت: «در يک ماه گذشته در اردبيل چند فعال دانشجويی هويت طلب بازداشت و به مدت ۲۰ روز در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اردبيل مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفتند و از جمله از شوک الکتريکی در شکنجه عليه آنان استفاده شد.»
عسگر اکبر زاده پيش از اين نيز چند بار دستگير و زندانی شده و در دادگاهی «غيرعلنی» پس از محاکمه به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به پرداخت جريمه نقدی متهم شد.
واحيد قراباغلی می گوید: «عسگر اکبر زاده جزو افرادی بود که در اول مهر ۱۳۸۵ برگه ها و اطلاعيه هايی را در اردبيل منتشر کردند و خواستار تدريس زبان ترکی در مدارس شدند و اين امر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران نيز ذکر شده است. همچنين اين فعال دانشجويی در خرداد ۸۵ نيز هنگام پخش فراخوان برای تظاهرات متعاقب سلسله اعتراض های آذربايجان دستگير و زندانی شد و در دادگاهی غير علنی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به پرداخت ۶۰۰ هزارتومان جريمه نقدی محکوم شد.»
فشار حکومت و نهادهای امنیتی ايران بر فعالان سياسی در ميان اقوام و اقليت ها به خاطر آنچه که «فعاليت های جدايی خواهانه» خوانده می شود، صورت می گيرد.
آقای قراباغلی مي گويد که عسگر اکبرزاده در هيچ سازمان جدايی طلبانه در آذربايجان عضو نيست.
وی معتقد است:«در آذربايجان گروه هايی فعاليت می کنند که خواستار جدايی از ايران هستند اما اکثر فعالانی که در مراسم و فعاليت های مختلف شرکت می کنند شعارهايشان در راستای برآوردن نيازهای ابتدایی شان است از جمله تدريس زبان مادری در مدارس، راه اندازی تلويزيون به زبان مادری که در قانون اساسی هم ذکر شده و پايان دادن به تبعيض های اقتصادی که در مقايسه با مرکز، بر مناطق غير فارس نشين در ايران اعمال مي شود به خصوص آذربايجان ، کردستان و سيستان و بلوچستان.»
عضو انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان می گوید: «مطالبات اصلی اين فعالان پايان دادن به اين تبعيض ها است و اتهام تجزيه طلبی يا پان ترکيستی به حربه ای از سوی حاکميت برای سرکوب فعاليت های هويت طلبانه تبديل شده است.»

عسگر
اکبرزاده , داشجو , هویت طلب , آذربایجان , ایران , بازداشت , زندان , مدافع حقوق بشر , واحيد قاراباغلی , قراباغلی ,
بی اطلاعی از وضعیت عسگر اکبرزاده، دانشجوی بازداشتی در اردبیل ساوالان سسی: بر اساس گزارشات رسیده از اردبیل، تاکنون از سرنوشت و محل نگهداری عسگر اکبرزاده از فعالین دانشجویی آذربایجان، که روز دوشنبه ۲۰ خرداد ۸۷ توسط نیروهای امنیتی در منزل پدری اش، در اردبیل بازداشت شده است اطلاعی در دست نمیباشد.
بستگان عسگر اکبرزاده، از اینکه نتوانسته اند هیچ اطلاعی در مورد سلامت و محل نگهداری او بدست بیاورند بسیار نگران هستند. آنها بیم دارند که او تحت شکنجه قرار گرفته یا به طور غیرقانونی با او رفتار شود.
مقامات امنيتی همچنين خانواده این فعال آذربایجانی را تهديد کرده اند که در صورت پيگيری وضعيت فرزندشان و رسانه ای شدن موضوع، با آنان برخورد خواهند کرد. بر اساس همین گزارش حتی ماموران اداره کل اطلاعات با کنترل منزل، کلیه رفت و آمدهای خانواده را تحت نظر دارند.
عسگر اکبرزاه دانشجوی شیمی دانشگاه پیام نور اردبیل می باشد. که قبلا" نیز چندین بار دستگیر و زندانی شده است. او اخیرا" (۲۸ فروردین ۸۷) بعد از تحمل چهار ماه حبس در ارتباط با اعتراضات ۱ مهر ۸۵ آذربایجان از زندان اردبیل آزاد شده بود.
لازم به ذکر است، این فعال دانشجویی آذربایجانی در خرداد ۸۵ نیز هنگام پخش فراخوان برای تظاهرات ، متعاقب سلسله اعتراضات آذربايجان در خرداد ماه 85، دستگير و زنداني شده و در يك دادگاه غير علني پس از محاکمه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به پرداخت ۶۰۰۰۰۰ تومان محکوم شده بود.
سازمان عفو بین الملل در تاریخهای ۲۶ مای ۲۰۰۶ ، ۱۷نوامبر ۲۰۰۶ و ۲ فوریه ۲۰۰۷ بیانیه های جداگانه ای در مورد عسگر اکبرزاده صادر کرده است.

عسگر
اکبرزاده , داشجو , هویت طلب , آذربایجان , ایران , بازداشت , زندان , حقوق بشر ,
بازداشت یک دانشجو در اردبیل بر اساس گزارشات رسیده از اردبیل، "عسگر اکبرزاده" از فعالین هویت طلب دانشجویی در این شهر، روز گذشته دوشنبه ۲۰ خرداد ۸۷ ساعت ۵ بعد از ظهر، در منزل پدری خود توسط ماموران اداره اطلاعات اردبیل بدون ارائه حکم جلب دستگیر شده و تا کنون اجازه برقراری هیچ گونه تماسی با وکیل و خانواده اش را نداشته است.
نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش خانه، کتابها و دفترچه ی یادداشتهای شخصی وی را نیز با خود بردند.
عسگر اکبرزاه دانشجوی شیمی دانشگاه پیام نور اردبیل می باشد. که قبلا" نیز چندین بار دستگیر و زندانی شده است. او اخیرا" (۲۸ فروردین ۸۷) بعد از تحمل چهار ماه حبس در ارتباط با اعتراضات ۱ مهر ۸۵ آذربایجان از زندان اردبیل آزاد شده بود.
لازم به ذکر است، این فعال دانشجویی آذربایجانی در خرداد ۸۵ نیز هنگام پخش فراخوان برای تظاهرات، متعاقب سلسله اعتراضات آذربایجان در خرداد ماه ٨۵، دستگیر و زندانی شده و در یک دادگاه غیر علنی پس از محاکمه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به پرداخت ۶۰۰۰۰۰ تومان محکوم شده بود.
سازمان عفو بین الملل در تاریخهای ۱۷ نوامبر ۲۰۰۶ و ۲ فوریه ۲۰۰۷ دو بیانیه جداگانه در مورد عسگر اکبرزاده صادر کرده است.

آذربایجان , اردبیل , فعال دانشجویی آذربایجانی , عسگر
اکبرزاده , اداره اطلاعات اردبیل , سازمان عفو بین الملل ,
اعلمی:کار هر کس نیست خرمن کوفتن، گاو نر می خواهد و مرد کهنحدادعادل رئیس مجلس در نطق پاياني خود به مناسبت پايان كار مجلس هفتم ابراز رضايت مقام رهبري از مجلس هفتم را بزرگ ترين سند افتخار اين مجلس و تبعيت از رهبري را از خصوصيات بارز مجلس هفتم ذكر كرد و گفت؛" يكي از افتخارات مجلس هفتم پايبندي آن در قول و عمل به ولايت فقيه بوده است"، اما نکته اصلی که در این میان مغفول ماند و حداد عادل به آن هیچ اشاره ای نکرد، میزان رضایتمندی مردم از مجلس هفتم بود!
براستی پرسش اینجاست که آیا رضایتمندی مردم از نمایندگانشان و تبعیت نمایندگان از وجدان خود و مطالبات مردم سند افتخارات یک مجلس به شمار می آید یا رضایتمندی مقام رهبری و سایر دست اندرکاران جمهوری اسلامی و تبعیت مجلس از رهبری و دولت؟ بنظر می رسد که پاسخ این سوال در گرو شناخت ویژگی های یک نماینده خوب و مطلوب از نظر قانون اساسی است.
قهرا خوب و بد و مطلوب و نامطلوب صفاتی نسبی و تابعی از شرایط گوناگون هستند، از اینرو می توانند از مراتب مختلفی هم برخوردار باشند. به این اعتبار یک فرد ممکن است بطور مثال بعنوان مسئول اداره اوقاف و یا رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا امام جمعه یک شهرستان آدم مطلوب و موفقی بشمار آید، اما همین فرد الزاما در کسوت یک فرماندار و یا استاندار، خوب و موفق نخواهد بود. عکس این موضوع نیز صادق است ، یعنی یک استاندار و یا فرماندار نیز الزاما نمی تواند یک امام جمعه و یا رئیس اداره اوقاف و رئیس اداره ارشاد خوب و موفقی محسوب شود .همچنین یک شخص ممکن است که در یک استان ، استاندار مطلوب و موفقی باشد اما چه بسا همین استاندار در استان دیگری فاقد مطلوبیت لازم بوده و یا در مقایسه با سایر استانداران ناموفق تلقی شود. بنابراین در مورد مطلوب و یا نامطلوب بودن شخصیت و کارکرد افراد نمی توان یک حکم کلی و مطلق صادر کرد. برای تشخیص نماینده مطلوب از نامطلوب پیش از هر چیز لازم است که با وظایف و تعهدات نمایندگی و مجلس آشنا شویم:
اهم وظایف، تعهدات و اختیارات مجلس و نمایندگان
1- نمایندگان در بدو ورود به مجلس طبق اصل 67 قانون اساسی به شرح زیر سوگند یاد می کنند :
"من در برابر قران مجید،به خدای قادر متعال سوگند یاد می کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می نمايم كه پاسدار حريم اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي ملت ايران و مباني جمهوري اسلامي باشم، وديعه اي را كه ملت به ما سپرده به عنوا ن اميني عادل پاسداري كنم و در انجام وظايف وكالت، امانت و تقوي را رعايت نمايم و همواره به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پايبند باشم، از قانون اساسي دفاع كنم و در گفته ها و نوشته ها و اظهارنظرها، استقلال كشور و آزادي مردم و تامين مصالح آنها را مد نظر داشته باشم."
2- بموجب اصل 84 قانون اساسی هر نماینده در برابر ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نماید.
3- بموجب اصل 71 قانون اساسی "مجلس شوراي اسلامي در عموم مسايل