نقش خامنهای در زوال جمهوری اسلامیاكنون و در آستانه رأیگیری ۲۴ اسفند، خامنهای همچنان و چهار اسبه در سراشیبی سلب اعتبار سیاسی خود میتازد و دشمنان تازهای برای خود میآفریند. حمایت او از قلع و قمع شدیدی كه هیئتهای اجرایی و نظارت انتخابات نسبت به اصلاحطلبان به راه انداختهاند به اعتراضهای صریح و علنی بیسابقهای علیه او منجر شده است. مهمتر از آن، سكوت پر معنای او در درگیریهای اخیر است كه به دنبال اظهارات فرمانده سپاه مبنی بر حمایت از اصولگرایان، و نقد حسن خمینی با اشاره به گفتههای جدش در منع از ورود سپاهیان به اختلافات درون حكومتی، پیش آمده است. خامنهای نه فقط این درایت سیاسی را از خود نشان نداده است كه (حتا اگر این امر مسبوق به سابقه نبود) رأسا در این مورد دخالت كند و افسرمنصوب خود را بر سر جایش بنشاند و بلكه از باب احترام به سلف و ولینعمت خود هم حاضر نشده است گفته او را به یاد فرمانده سپاه بیاورد و یا وقتی كسی مانند حسن خمینی این كار را میكند آن را تأیید نماید. و این شاید پاشنه آشیلی باشد كه بالاخره او را از پای درآورد.

خامنه ای , جمهوری اسلامی , حسین
باقرزاده ,
باقرزاده خطاب به اشتوکر؛ اسامي سربازان متجاوزبه ايران براي تهيه ليست اجساد اعلام شود به گزارش خبرنگار امور دفاعی انتخاب، متن كامل نامه سرتيپ پاسدار ميرفيصل باقرزاده فرمانده كميته جستجوي مفقدين ستاد كل نيروهاي مسلح به صليب سرخ كه روز شنبه یک نسخه از آن در اختيار انتخاب قرار گرفهت به شرح ذيل است:
جناب آقاي پيتر اشتوكر
همانگونه كه مطلع ميباشيد، كميته جستجوي مفقودين جمهوري اسلامي ايران به عنوان عاليترين دستگاه اجرائي در حوزه مقابله با عوارض جنگ رواني، اجتماعي جنگ از جمله موضوع مفقودين و قربانيان جنگي فعاليت ميكند، به نحوي كه عملكرد آن پس از جنگ تحميلي رژيم بعثي عراق عليه ايران براي آن كميته آشناست.
در همين رابطه و بر اساس اهداف بشر دوستانه و به منظور تعيين قلمرو، سياستها و چگونگي آموزش، پشتيباني عملي و تجهيزاتي از نقش آفرينان اين كميته (اعم از نظامي و يا مردمي) كه در صحنه تدفين اجساد سربازان متجاوز دشمن ناگزير به دخالت ميگردند تمهيداتي از سوي كميته جستجوي مفقودين در نظر گرفته شده است كه مهمترين آن در تقدم يك، حفر 320هزار قبر در استانهاي مرزي كشور است. (مختصات نقاط ياد شده متعاقبا اعلام خواهد شد) از آنجائيكه كميته جستجوي مفقودين ستادكل نيروهاي مسلح به عنوان تنها نهاد ملي براي مفقودين به طور داوطلبانه و يك جانبه، تكاليفي را در قالب سازو كارهاي چند جانبه تضمين و تعهد نموده است، انتظار داريم كميته بينالمللي صليب سرخ به عنوان يك ميانجي بيطرف برابر فهرستي كه اعلام ميشود، ما را در اين عمليات خطير و انساني ياري نمايد تا بتوانيم عملكردي متناسب با استانداردهاي بينالمللي و توام با قابليت توسعه موثر و قابل تحمل براي جامعه ملي داشته باشيم به نحوي كه اين مركز بطور همزمان توانايي به كارگيري همه منابع نوسنجي شده جامعه جهاني را نيز داشته باشد .
فهرست كلي نيازمندي ها:
-1ضرورت كمك لجستيكي جهت ايجاد سامانه مركز اطلاعات رسمي براي شناسايي آن گروه از سربازان متجاوز دشمن كه پس از كشته شدن يا اسارت بنا به علل مختلف در هويت شان ترديد بوجود ميآيد.
باقرزاده , اشتوکر , صليب سرخ ,
افول احمدینژاد همراه با عروج لاریجانی(حسين باقرزاده)حضور لاریجانی در مقام ریاست مجلس البته خبر خوبی برای احمدینژاد نیست. این دو فقط به دلیل رقابت در رأیگیری ریاست جمهوری و سازماندهی رأی به نفع احمدینژاد، و یا اختلاف بر سر سیاست هستهای ایران و استعفا یا عزل لاریجانی از مقام گفتگوكننده ارشد رژیم ایران با غرب، نیست كه با هم مشكل همكاری دارند و ریاست لاریجانی بر مجلس میتواند برای احمدینژاد دردسر آور باشد. بلكه اكنون احمدینژاد در برابر كسی قرار گرفته است كه گرچه مانند او یك غیر روحانی است، ولی از یك پشتوانه قوی روحانی برخوردار است و به این دلیل خود بخشی از اولیگارشی روحانیت بشمار میرود. از این رو، احمدینژاد عملا یك متحد طبیعی خود را كه در حداد عادل تجلی یافته بود از دست داده است و در ساختار قدرت نظام جمهوری اسلامی، به لحاظ وابستگی اجتماعی/خاستگاهی تنها میماند. او البته میتواند برای حفظ خویش در برابر قدرت اولیگارشی روحانیت خود را به آن بخش از روحانیت كه سرسپردگی اعتقادی دارد (ولیفقیه/مصباح یزدی) نزدیكتر كند. ولی این مقدار برای بازگشت او به مقام ریاست جمهوری در سال آینده كافی نخواهد بود، و با كارنامه اقتصادی نامطلوبی كه از خود بر جای میگذارد به احتمال نزدیك به یقین دوران افول او با عروج لاریجانی به مقام ریاست مجلس از هم اكنون آغاز شده است.

رئیس مجلس , لاریجانی ,
باقرزاده ,
تهیدستانی که به خاطر فقر اعدام میشوند؛ حسین باقرزادهنظام قضایی ایران ضعیفکش و فقیرکش است. این را همه میدانیم. این را از کاربرد وسیع و بیرویه اعدامهای جنایی و سیاسی که قربانیان آن اکثرا افراد تهیدست و یا بیپناه و بیپشتیبان هستند میدانیم. از کاربرد منظم آزار و شکنجههای جسمی و روانی میدانیم. از کشتن مکرر کودکان بزهکار میدانیم. از احکام طلاقی که غالبا به نفع مردان صادر میشود میدانیم. از وثیقههای سنگینی که برای آزادی متهمان سیاسی، مطبوعاتی و مدنی بر آنان تحمیل میکنند میدانیم. ...

تهیدستانی که به خاطر فقر اعدام میشوند حسین
باقرزاده ,
مهرنهاد، قربانی قصاص قبیلهای(حسين باقرزاده)و به این ترتیب، دور و تسلسل باطل خشونت و انتقام در جامعه ما اوج میگیرد و قربانیان بیشتری را میبلعد. اسیركشی چه به صورت محدود آن به دست امثال جندالله و چه به شكل گسترده و نامحدود آن به دست جمهوری اسلامی جنایت است و باید محكوم شود. ولی بیهوده است اگر بیندیشیم كه با صرف محكوم كردن میتوان امثال جندالله را از اسیركشی بازداشت. اسیركش اعظم جمهوری اسلامی است كه هرچه بخواهد میتواند اسیر بگیرد و هر تعداد از آنان را كه اراده نماید سر به نیست میكند و برای این كار خود حد و مرزی نمیشناسد. علاوه بر این، این سیاست خشونتبار جمهوری اسلامی است كه جنداللهها را میسازد و آنها را در بین «قبیله» خود محبوب میكند. هر اعدام انتقامی، بذر انتقامجویی را در بین كسانی كه نسبت به قربانی احساس همدردی میكنند بیشتر میپراكند و آنان را به سوی نیروهایی كه انتقام را تبلیغ میكنند سوق میدهد. از این رو، برای شكستن این دور باطل خشونت تنها سراغ حلقههای ضعیفتر رفتن دردی را دوا نمیكند. تا خشونت حكومتی هست و تا ندای آزادیخواهانه مردم با سركوب و زندان و شكنجه و اعدام پاسخ داده میشود، و تا حكومت هیچ ابایی از اسیركشی ندارد، پیدایش گروههایی مانند جندالله نباید كسی را شگفتزده كند.
یكی از اولین و ابتداییترین وظیفههای یك حكومت تلاش برای كاهش خشونت و جنایت در جامعه و تأمین امنیت شهروندان آن است. ولی اگر در جامعهای خود حكومت بزرگترین آدمكش و شكنجهگر و انتقامگیر و اسیركش باشد نام آن را چه میشود گذاشت؟

یعقوب مهرنهاد , دكتر حسين
باقرزاده ,
اظهارات تکمیلی سردار باقرزاده درباره 320هزار قبر: برای دفن متجاوزان هوایی و دریایی برنامه ای نداریم ؛ یا پودر می شوند یا خوراک کوسه<کل خبر> ساعت پس از اعلام آمادگي كميته جستجوي مفقودين ستاد كل نيروهاي مسلح جهت حفر قبور براي دست كم 320 هزار نفر از سربازان متجاوز احتمالي دشمن که بازتاب های بین المللی متعددی داشت،سردار باقرزاده رييس اين كميته در تازهترين اظهارات خود در خرمشهر اعلام كرد: قبور درنظر گرفته شده بر اساس تهديدات زمينپايه دشمن است.
به گزارش عصرایران به نقل از بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس ، سردار باقرزاده توضيح داد: اين قبور مربوط به سربازان متجاوزي است كه از مسير خشكي وارد خاك ايران شوند و اين هيچگونه ارتباطي به نيروهاي متجاوزي كه در دريا غرق خواهند شد و يا جنازه آنها در هوا پودر ميگردد، ندارد.
وي افزود: بديهي است در حال حاضر تمهيداتي براي سربازان مغروقه متجاوز دشمن در نظر نگرفتهايم كه عليالقاعده در اين گونه موارد كوسههاي خليجفارس زودتر از واحد عملكننده ديگري، به وظايف خود عمل خواهند كرد.

سردار
باقرزاده ,
تب انتخابات - در ایرانتب انتخابات نه فقط آمریكا كه ظاهرا ایران را نیز فرا گرفته است. در بحبوحه انتخابات پرشور آمریكا كه وقایع خبری دنیا را تحت الشعاع خود قرار داده است، در ایران نیز بحث انتخابات بالا گرفته و كمتر روز و هفتهای میگذرد كه دهها خبر و نظر در این باره منتشر نشود. این همه بحث و گفتگو در باره حادثهای كه ظاهرا تأثیر چندانی در روند وقایع در ایران ندارد، و برای برگزیدن مقامی كه به گفته یكی از اشغالكنندگان معروف آن در حد یك «تداركچی» بشمار میرود، بسیار شگفتآور به نظر میرسد. علاوه بر این، هنوز هشت ماه دیگر تا هنگام این رأیگیری در ایران وقت باقی است. ولی در جامعهای كه تقریبا همه راههای كنشگری مدنی و سیاسی بسته است و تنها در حول و حوش رأیگیریهایی از این قبیل فضای سیاسی ایران كمی باز میشود و در رقابت جناحهای داخلی حاكمیت با یكدیگر جایی برای پاسخطلبی دیگران پیدا میشود، طبیعی است كه این فرصتها باید هیجان ایجاد كند. مضافا این كه در فضای سیاسی بدون تحزب ایران، نیروهای فعال در انتخابات باید صفبندیهای سیال خود را مشخص كنند و جای خالی حزب را با این صفبندیها كه معمولا در قالب عناوین جدیدی صورت میگیرد پر كنند - و این كار وقت میگیرد.
هماكنون دهها گروهبندی سیاسی در جناحهای مختلف حكومتی و حاشیه حكومت به چشم میخورد. برخی از این دستهبندیها حول افراد و شخصیتها شكل گرفته است كه نمونههای بارز آن را میتوان در دستههای متعدد «اصولگرا» كه حول افرادی مانند لاریجانی، قالیباف، رضایی و احمدینژاد متشكل شدهاند سراغ داد. برخی دیگر ظاهر حزبی دارند، ولی در واقع از همین نوع پیشینند، كه از جمله میتوان از «حزب» اعتماد ملی آقای كروبی نام برد. گروههای دیگری هستند كه ظاهرا یك تشكل سیاسیاند، ولی عملا هر كدام چیزی بیشتر از یك «كلوب» بشمار نمیآیند. سه گروه عمده جناح اصلاحطلب یعنی مشاركت، مجاهدین انقلاب اسلامی و كارگزاران را باید از این مقوله شمرد. بسیاری از این گروهها مرز مشخصی با یكدیگر ندارند، افرادی میتوانند همزمان در دو گروه یا بیشتر عضو باشند و یا بسته به موقعیت از این گروه به آن گروه جابجا شوند.
در جامعهای با این خصوصیات، كنشگران سیاسی چارهای ندارند جز این كه در هر دوره از انتخابات به شكلگیری صفوف خود بپردازند تا بتوانند به عمل مشترك دست بزنند. از جمله، تعیین نامزدهای انتخاباتی كه كمترین شانسی برای موفقیت داشته باشند در گرو اتحاد عمل مشترك گروههای نزدیك به هم است. بسیاری از اصلاحطلبان یكی از دلایل شكست خویش در رأیگیری سال ۱۳۸۴ را تعدد نامزدهای انتخاباتی خود میدانند. در هر صورت، توافق بر سر نامزدهای مشترك در فضای سیاسی بدون تحزب كار سادهای نیست و این امر میتواند یك دلیل عمده جنب و جوشهای زیاد انتخاباتی در این فاصله نسبتا زیاد از رأیگیری سال آینده باشد. بحث وگفتگوهای فراوانی كه این روزها حول نامزدی آقای خاتمی یا عبدالله نوری در گرفته است از همین تلاش حكایت میكند، و این واقعیت كه افراد دیگری از طیف اصلاحطلب از هماكنون آمادگی خود را برای نامزدی اعلام كردهاند (مشخصتر از همه، آقای كروبی) تنها بر مشكل كار این نیروها افزوده است.
نیروهای اصلاحطلب میدانند تنها در صورتی كه بتوانند بر سر یك نامزد واحد ائتلاف كنند ممكن است شانسی برای موفقیت داشته باشند. ولی این نامزد كه میتواند باشد كه هم از صافی شورای نگهبان بگذرد و هم بتواند اعتماد عمومی را به خود جلب كند؟ بسیاری بر این باورند كه نوری از این صافی نمیتواند بگذرد و از این رو آنان بیش از هر كس دیگری به خاتمی امید بستهاند. از دید آنان خاتمی تنها كسی است كه بتواند به اعتبار شخصی و سیاسی خود از صافی شورای نگهبان بگذرد. ولی در این كه خاتمی بتواند اعتماد عمومی را جلب كند تا یك بار دیگر به او رأی بدهند تردیدهای جدی وجود دارد. آخر او كسی است كه در همین فاصله نزدیك دو دوره رییس جمهور بوده و بسیاری از ملیونها نفر كسانی را كه امیدوارانه به او رأی داده بودند از خود ناامید كرده است. او نیز كسی است كه كار رییس جمهور را در حد یك تداركچی در جمهوری اسلامی تعریف كرده، و چندین بار از خط قرمزهایی كه خود تعیین كرده بود (مانند لوایح دوقلو) عقبنشینی كرد.
تردیدهای یادشده این روزها بیش از هر كس دیگری از زبان خود آقای خاتمی مطرح میشود. او كه در برابر خواست خیل هوادارانش به شیوه همیشگی خود با لیت و لعل پاسخ میدهد غالبا پای این گونه مشكلات را پیش میكشد. البته آقای خاتمی نه به تصریح و نه به تلویح از خود انتقاد نكرده است و هیچ نشانهای نیز از این كه اگر بار دیگر به مقام ریاست جمهوری برسد در نحوه عمل خود چه تغییری خواهد داد از خویش نشان نمیدهد. استفاده از عامل «ترس» در انتخابات نیز برد محدودی دارد. یعنی صرف این كه مردم از دست احمدینژاد خسته شدهاند و یا این واقعیت كه با ادامه سیاستهای احمدینژاد خطر حمله خارجی وجود دارد برای كشاندن مردم به صندوقهای رأی و گرفتن رأی آنان به نفع خاتمی كافی نیست. اصلاحطلبان از حربه ترس در دور دوم رأیگیری پیشین به نفع رفسنجانی در برابر احمدینژاد كمك گرفتند، ولی سودی نبردند. اكنون نیز خاتمی باید خود جاذبه كافی برای كسب رأی مردم داشته باشد، و این امر جز با قانع كردن مردم به این كه او از حقوق و منافع آنان دفاع خواهد كرد عملی نخواهد بود. و هر كس كه یكی دو بار توانسته باشد اعتماد مردم را به خود جلب كند، ولی به آرمان و منافع آنان «خیانت» كرده باشد به خوبی میداند كه چنین جادهای بسیار سربالا است.
در هر صورت، اگر خاتمی بتواند بر تردیدهای خود فائق آید و نامزد ریاستجمهوری شود به حمایت زیادی برای موفقیت در رأیگیری نیاز خواهد داشت. نامزدی افرادی مانند كروبی بخشی از رأیدهندگان طبیعی خاتمی را از او خواهد گرفت. به این دلیل، و همچنین با توجه به این كه كارنامه دو دوره حكومت آقای خاتمی بخش بزرگی از رأیدهندگان پیشین او را از خود رانده است، اصلاحطلبان هوادار خاتمی باید كه در جستجوی متحدان جدیدی برآیند - متحدانی كه بتوانند این رأیدهندگان را بار دیگر به حمایت از خاتمی جذب كنند. طبیعی است كه این متحدان را نمیتوان در بین نیروهای وابسته به حاكمیت یا حاشیه آن پیدا كرد، و بلكه برای یافتن آنان باید به میان نیروهای «ناخودی» نقب زد. در بین طیف وسیع نیروهای ناخودی قشرهای بزرگی وجود دارند كه خواهان تحولات ساختاری هستند و در عین حال می خواهند به صورت مسالمتآمیز و از راههای دموكراتیك به آن دست پیدا كنند. اكنون دیده میشود كه بخشی از اصلاحطلبانی كه خواهان تغییرات اساسی هستند و نمیخواهند تجربه ناموفق سالهای ۱۳۷۶ تا ۸۴ را تكرار كنند در بین این دسته از نیروهای ناخودی به دنبال متحدان جدیدی برای خود میگردند.
در ادبیات اصلاحطلبان از این نیروها تحت عنوان «تحولخواهان» یا هواداران «اصلاحات بنیادین» میشود. برخی مانند آقای سحرخیز از اصطلاح اول استفاده میكنند، ولی تعریف آن تا كنون برای نویسنده این سطور روشن نبود. اخیرا آقای رشید اسماعیلی در نوشتهای از خود از اصطلاح دوم سخن گفته و خوشبختانه تعریفی از آن را نیز ارائه كرده است(۱). تعریفی كه آقای اسماعیلی ارائه میدهد با خواست و آرمان آن دسته از نیروهای اجتماعی كه خواهان استقرار یك نظام دموكراتیك و مبتنی بر حقوق بشر هسـتند و از راههای دموكراتیك و مسالمتآمیز تحقق آن را میطلبند بسیار نزدیك است. آقای اسماعیلی كه خود دو بار برای انتخاب موفق خاتمی و یك بار برای انتخاب ناموفق معین تلاش كرده است تا آنجا پیش میرود كه هواداران «اصلاحات بنیادین» را اصلاحطلب واقعی میشناسد و عملا از دیگرانی كه این گونه «اصلاحات» را دنبال نمیكنند میخواهد كه خود را اصلاحطلب ننامند. افرادی مانند سحرخیز و اسماعیلی ظاهرا به دنبال صفبندی جدیدی هستند كه اصلاحطلبان «واقعی» را با «تحولخواهان» به هم پیوند دهد و عملا جبهه دموكراسی و حقوق بشر را تشكیل دهد.
بدون مقدمه باید از تلاش این دوستان در این جهت استقبال كرد و آن را مبارك شمرد. شكستن مرزهای خودی و ناخودی و تكیه بر ارزشهای دموكراتیك و حقوق بشری به عنوان فصل مشترك فعالیت نیروهای آزادیخواه سنگ اول بنای دموكراتیك جامعه ایران فردا است. بنا بر این، و صرف نظر از هدفی كه این دوستان در آستانه انتخابات دنبال میكنند، باید به این برخورد ارج گذاشت. در عین حال باید این سؤال را پیش كشید كه چگونه این دوستان میاندیشند میتوان با این جبههبندی به استقبال انتخابات سال آینده رفت؟ مسئله تأمین تحول یا «اصلاحات بنیادین» از طریق انتخابات در جمهوری اسلامی یك پدیده در خود متناقض است: كسی را كه خواهان «اصلاحات بنیادین» باشد در این انتخابات راهی نیست، و آن كه راه پیدا میكند نمیتواند این «اصلاحات» را دنبال كند. این حكم هنجاری نیست و مستقیما از ساختار حقوقی (و حقیقی) نظام ناشی میشود، و در مورد هر كسی به شمول آقای خاتمی نیز صدق میكند. آیا دوستانی كه میاندیشند با انتخاب خاتمی میتوان به «اصلاحات» در ایران ادامه داد بررسی كردهاند كه خود آقای خاتمی تا چه حد، فیالمثل، به «اهداف یك جنبش اصلاحي اصيل» به تعریف آقای اسماعیلی معتقد و پایبند است؟
۱. http://www.roozonline.com/archives/2008/10/post_9663.php

انتخابات در ایران، دکتر حسين
باقرزاده ,
تهیدستانی كه به خاطر فقر اعدام میشوند
نظام قضایی ایران ضعیفكش و فقیركش است. این را همه میدانیم. این را از كاربرد وسیع و بیرویه اعدامهای جنایی و سیاسی كه قربانیان آن اكثرا افراد تهیدست و یا بیپناه و بیپشتیبان هستند میدانیم. از كاربرد منظم آزار و شكنجههای جسمی و روانی میدانیم. از كشتن مكرر كودكان بزهكار میدانیم. از احكام طلاقی كه غالبا به نفع مردان صادر میشود میدانیم. از وثیقههای سنگینی كه برای آزادی متهمان سیاسی، مطبوعاتی و مدنی بر آنان تحمیل میكنند میدانیم. از خشونتهای شدیدی كه علیه اقلیتهای قومی و مذهبی اعمال میشود میدانیم. از كسان فراوانی كه به خاطر دیون مالی، و گاه بسیار كم، به سالها زندان محكوم میشوند میدانیم. از زندانیان بیكس و كاری كه مدتها بلاتكلیف و بدون محكومیت عمر خود را در بازداشت میگذرانند میدانیم. از مصونیت یا تبرئه مقامات رژیم و وابستگان آنان از مجازات جنایاتی كه مرتكب میشوند میدانیم. از ناعلنی كردن دادگاههایی كه احیانا به جرایم مقامات رژیم و وابستگان آنان میپردازند میدانیم. از فرار از مجازات مجرمانی كه بتوانند با پول یا امكانات دیگر قاضی و یا دادستان را بخرند میدانیم.
به عبارت دیگر، این فقط ساختار استبدادی و ضد دموكراتیك جمهوری اسلامی نیست كه نظام قضایی فاسد و سیاستزده آن را به شدت ضعیفكش و فقیر كش كرده است و بلكه قوانین جزای آن نیز این خصوصیت ضعیفكشی و فقیركشی را در سطح جامعه گستراندهاند. قانون دیه از یك سو، افراد تهیدستی را كه نمیتوانند پول مطالبه شده از خانواده مقتول را بپردازند محكوم به مرگ میكند، و از سوی دیگر به ثروتمندان اجازه میدهد كه به آسانی نه فقط از مرگ و بلكه از مجازات نیز فرار كنند. و چه پیام عبرتانگیزی این قانون به همراه دارد: ای ثروتمند از كشتن تهیدستان اطراف خویش دغدغه به خود راه مده. كافی است آن قدر پول داشته باشی كه بتوانی خانواده مقتول را راضی كنی. و البته اگر در بین آنان كسی سركشی كرد و به دریافت پول در برابر رضایت خود تن نداد، تهدید به (یا ارتكاب) قتل او میتواند گرهگشا باشد. هرچه فرد ثروتمندتر، كشتن (یا تهدید به قتل) افراد تهیدست برای او راحتتر و بیدردسرتر. و كم نیستند ثروتمندان و صاحبمكنتان در جمهوری اسلامی كه مرتكب قتل شدهاند و از مجازات جان سالم به در بردهاند. این است پیام صریح قانون قصاص نظام برخاسته از مستضعفان جمهوری اسلامی ایران.

اعدام , قصاص , نظام قضایی , کودکان , حسین
باقرزاده ,
پاسدار باقرزاده :بیش از 300 هزار قبر برای سربازان متجاوز حفر خواهد شد !فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی خبر داد به طور متوسط در هر استان مرزی کشور بین 15 الی 20 هزار قبر برای سربازان دشمن متجاوز حفر خواهد شد.
سردار باقرزاده در گفتگو با خبرنگار رجانيوز ضمن بیان مطلب فوق اظهار داشت: «در اجرای مواد کنوانسیون ژنو و پروتکل های الحاقی و همچنین دیگر دستورالعمل ها و مقررات بین المللی مربوط به نحوه همکاری دولتها با کمیته بین المللی صلیب سرخ (I.C.R.C) در شرایط جنگ و نبردهای مسلحانه، تمهیدات لازم برای تدفین اجساد سربازان متجاوز دشمن در نظر گرفته شده است.»
سردار باقرزاده اظهار داشت: «به منظور حفظ تمامت جسمی و کرامت کشته شدگان دشمن و پیشگیری از مفقودیت بلند مدت آنان ترتیبی اتخاذ شده است تا با حفر قبور کافی در مناطق مرزی و یا نقاط مرزی نزدیک به خطوط نبرد توسط گروههای داوطلب مردمی، عملیات تدفین اجساد سربازان دشمن به خوبی و در کمترین فرصت ممکن انجام گیرد.»

دشمن ,
باقرزاده , حمله ,
سردار باقرزاده:خانم ليوني را از هم اكنون در گوشة تيمارستان شهر تلآويو ميبينم ( قابل توجه صهيونيستهاي دنباله )باقرزاده با پيشبيني سرنوشت خانم ليوني در گوشة تيمارستان تلآويو معتقد است فشارهاي رواني ناشي از اين تفكر و عدم تسلط نخستوزير جديد رژيم صهيونيست جهت كنترل بحران، دير يا زود اين جاسوس كهنهكار اسرائيلي را، روانه تيمارستان خواهد كرد.
رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس با اشاره به درماندگي رژيم صهيونيستي:
خانم ليوني را از هم اكنون در گوشة تيمارستان شهر تلآويو ميبينم
رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاعمقدس در حاشيه رونمايي از تمبر شهداي مقاومت اسلامي لبنان و فلسطين در خرمشهر در گفتگو با خبرنگار ما با اشاره به تحولات اخير در درون كابينه رژيم صهيونيستي و همچنين درماندگي اين رژيم در برخورد با مقاومت اسلامي فلسطين و لبنان گفت از هم اكنون خانم ليوني نخستوزير جديد اين رژيم را در گوشة تيمارستان شهر تلآويو ميبينيم. وي انتخاب خانم ليوني از حزب كاديما را براي تصدي نخستوزيري رژيم صهيونيستي را به مثابه انتخاب يك ملوان براي كشتي طوفانزدهاي دانست كه قبل از آن ناخداي باتجربه آن، در حفظ و هدايت سكان آن كشتي عاجز و ناتوان شده است. وي با اشاره به افزايش مهاجرت معكوس در شهركهاي يهودينشين و افزايش بيماريهاي رواني و استرس در شهركها و همچنين بالا گرفتن تظاهرات و راهپيماييهاي متعدد در برخي از شهرهاي فلسطين اشغالي در اعتراض به دولت صهيونيستي و بالا رفتن هزينههاي دولتي براي ايجاد سامانههاي هشدار دهندة اين شهركها كه تاكنون بالغ بر بيست ميليون دلار هزينه در بر داشته است كه از جمله آنها سامانة صوتي معروف بامداد سرخ و قابليتهاي موشكهاي قسام رزمندگان فلسطيني اضافه كرد: هم اكنون تفكر انتقال دسته جمعي از سرزمين موعود به نقطة ديگري در عالم گروهي از روشنفكران صهيونيستي را متوجه خود ساخته است و اين گمانه به شدت تقويت شده است كه آنان در پي آن هستند كه بخشي از سرزمين آرژانتين را براي كوچ دستهجمعي و تشكيل دولت اسرائيل مورد توجه قرار دهند. رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاعمقدس كشور همچنين با اشاره به واژه پسا صهيونيست توسط يوري رام جامعهشناس اسرائيلي كه به گروهي از نخبگاان اسرائيلي اطلاق نموده است.
وي يادآور شد اين گروه براساس كارهاي علمي و تحقيقاتي خود به اين نتيجه رسيدهاند كه عرصه سرزمينهاي اشغالي براي تداوم حكومت صهيونيستي به شدت تنگ شده است از اين رو به منظور پيشگيري از يك تراژدي انساني جديد چارهاي جز مهاجرت به آرژانتين نيست.
باقرزاده با پيشبيني سرنوشت خانم ليوني در گوشة تيمارستان تلآويو معتقد است فشارهاي رواني ناشي از اين تفكر و عدم تسلط نخستوزير جديد رژيم صهيونيست جهت كنترل بحران، دير يا زود اين جاسو

خانم ليوني , سردار
باقرزاده ,