افشای ترور نا فرجام مهندس بهر ام مشیری توسط پلیس لس آنجلسدر گفتگویی که شب گذشته آقای مشیری با اقای میبدی در تلویزیون پارس داشتند آقای مشیری گفتند : که روز گذشته حدود ساعت یک بعد از ظهر دو پلیس بمنرلشان در لس آنجلس مراجعه کردند و ایشان را از نقشه ای که رژیم جمهوری اسلامی برای قتل ایشان کشیده بودند مطلع کردند و از ایشان خواستند که برای محافظت بیشتر تدابیر امینی شدیدی را رعایت کنند .
از طرف پلیس لس آنجلس برای آقای مشیری محافظ گذاشتند و قرار شد ایشان از اسلحه کمی هم استفاده کنند .
بهرام مشیری , ترور ,
قسمت کوچکی از بازی بی نظیر بهرام رادان در فیلم سنتوریاین فیلم که در ایران توفیف شده است هم اینک در سینماهای آمریکا و کانادا در حال اکران است

سنتوری ,
بهرام رادان , داریوش مهرجویی , توقیف , سانسور ,
نمايشنامه «هدايت» اثر استاد بهرام بيضاييعصر 7 آوريل 1951م و 18 فروردين 1330ايراني؛ پاريس
در عصر ابريِ دلگرفته، وقتي صادق هدايت، نويسندة چهلوهشت سالة ايراني، مقيم موقت پاريس، به سوي خانهاش در محلة هجدهم، كوچة شامپيونه، شماره 37 مكرر ميرود، دو مرد را ميبيند كه بيرون خانهاش منتظرش هستند. آنها ازش ميپرسند كه آيا از ادارة پليس ميآيد، و آيا جواز اقامت پانزده روز بعدي را گرفته؟ آنها با او در خيابانها راه ميافتند و حرف ميزنند: رفتن پي تمديد اقامت، آن هم با خيالي كه تو داري! هدايت ميگويد: من خيالي ندارم! يكيشان ميخندد:البته كه نداري! خودكشي؟ اينجا پاريس است؛ و آن هم اول بهار!
در هواي خاكستري پيش از غروب، آنها در دوسويش از پي ميآيند و ازش ميپرسند چه فايدهاي دارد زنده بماند؟ اين زندگي كه پانزده روز يك بار تمديد ميشود! آيا نميداند كه هيچ اميدي نمانده است؟
هدايت تقريباً خاموش است. يكي از آنها فكر او را ميخواند و از آخرين اميدش ـ تغييري معجزهآسا در همه چيز ـ حرف ميزند:تو ميداني كه هيچ تغييري در پيش نيست. همه در نهان مثل همند. كشورت بوي نفت و گدايي ميدهد، و همه همدستِ چپاولگرانند. رجالهها همين نيست كلمهاي كه بهكار ميبري؟ رجالهها هر فكر نوي دلسوزانهاي را با گلوله پاسخ ميدهند. همين روزها نويسندهاي را در دادگستري تهران، روز روشن جلوي چشم همه كشتند، به خاطر صراحت افكارش! و اميد به اينكه با نوشتن چيزي را عوض كني يا حتي فقط آيينهاي باشي، در تو مرده. اينجا كسي زبان نوشتههاي تو را نميداند؛ و آنها كه در كشورت خط تو را ميخوانند آيا از حروف الفبا بيشترند؟! هدايت ميخواهد بداند كه آنها پليساند؟ نه؛ آن دو بسيار شبيه خود هدايت هستند. هدايت ميگويد در نظر اول آنها را اشتباه گرفته با كساني كه خيال ميكند دنبالش هستند. آنها پيش خود ميخندند.
آنها به كافه ميروند و زن اثيري برايشان قهوه و كنياك ميآورد. هدايت دست به جيب ميبرد: نميتوانم مهمانتان كنم. آنها لبخند ميزنند: ته ماندة دست و دلبازي اشرافي؟
بهرام بيضايي , صادق هدايت , احمد كسروي , رجالهها , زن اثيري , لكاته , داش آكل , حاجيآقا , پاريس , خودكشي , تاريكخانه , سگ ولگرد , سه قطره خون , كاكا رستم , مرجان ,
اگر دختر و یا پسر همسایه شما شبیه آناهیتا همتی و یا بهرام رادانه، لطفاً به پلیس اطلاع دهید! آناهيتا همتي، از مردم خواست در صورت شناسايي اين افراد آنها را به پليس معرفي كنند.
سردار احمد روزبهاني در حاشيه پانزدهمين جشنواره مطبوعات و خبرگزاريها در رابطه با بلوتوثهاي منتشر شده از هنرمندان در چند ماه اخير گفت: علاوه بر بلوتوث دروغين از بهرام رادان، ماموران اداره تشخيص هويت پليس آگاهي بلوتوث انتشار يافته از آناهيتا همتي را نيز ساختگي دانستند.
روزبهاني افزود: از مردم ميخواهيم افراد شبيه به بازيگران و هنرمندان را كه در بلوتوثها ديده ميشوند را به شماره 197 معرفي كنند تا با برخورد مناسب با آنها شاهد تكرار چنين تخلفاتي نباشيم.
بهرام رادان , آناهيتا همتي , بلوتوث , سردار احمد روزبهاني ,
اثرات مخرب روانی زندگی در استبداد-1-مقدمه...این داستان گذشت تا اینکه خودم آمدم آلمان . بعد از کلی فراز و نشیب تقریبن به همان نتایج رسیدم که دوستم در گذشته به آن رسیده بود. تفاوت های بسیاری در ذهنیت ها می دیدم. خوب در ابتدا مانند بسیار از کسان دیگر بسیاری به ملیت ربط می دادم مثلن ایرانی بودن ویا آلمانی بودن. ولی بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که این دسته بندی دردی از من دوا نمی کند. ملیت برای من شده بود مانند خدا برای مذهبیون. هر چه را که در ک نمی کنند به آن نسبت می دهند و خیال خود را راحت می کنند. با کنار گذاشتن ملیت و با این دید که هر انسانی برای خود جهانی است. سفری در درون خود آغاز کردم تا به شناخت از خود و کنترل خود بپردازم و در نهایت شناخت از اطرافم برسم. می دانستم که شناخت از خود دریچه ای برای شناخت از اطرافم خواهد بود.
برای شناخت از خود باید خودم را از خودم آزاد می کردم و می گذاشتم هر آنچه که دردرونم است به بیرون بریزد. اینجا بود که پی بردم آزادی شخصی چه گوهر گرانبهایی است. چیزی که همیشه از آن در ایران محروم بوده ام. این سفر هم چنان ادامه دارد و خواهد داشت ولی چرا اینجا این مطالب را در میان می گذارم؟...آنان که در ایران هستند شانس لذت بردن از آزادی و داشتن ذهن آزاد را ندارند, اما ممکن است با آگاه کردن آنها بتوان به آنها گفت که اگر می خواهید از سیاست جدا باشید انتخاب شماست ولی سیاست همواره با شماست و بر شخصی ترین امور زندگی شما موثر است , چه بخواهید و چه نخواهید و باسلامت ذهن شما ارتباط مستقیم دارد. همانطور که انسان در جای کثیف نمی خوابد یا نظافت می کند که از بیماری مصون بماند, ذهن انسان نیز به محیط سالم احتیاج دارد تا دچار آلودگی و بیماری نشود.

مجنون , فرنودی , پیوندی , اثرات مخرب روانی استبداد , بنی صدر ,
بهرام مشیری , دموکراسی ,
خواننده ایرانی در کنار ستارگان اپرای جهان آقای بهرام تاج آبادی به علت علاقه به آواز، از کودکی به فراگيری اين هنر پرداخت و پنج سال پيش برای فراگيری اپرا به فرانسه رفت، اما خيلی زود راهی ايتاليا شد و مدتی است که در شهر فلورانس، در کنار چهره های مشهور اپرا به عنوان خوانندۀ اپرا فعاليت می کند.
----------
راديوفردا: آقای تاج آبادی، اخيرا عکس شما در آفيش يکی از آژانس های اپرا، «توتاليسيمو»، در کنار ستارگان مشهور اپرا مانند «پلا سيدو دومينگو»، «خوزه کاررا»، «آندره آ بوچلی» و خانم « مونسِرا کاباليه» چاپ شد. معنی آن اين است که شما با آنها کار می کنيد؟
بهرام تاج آبادی: زمانی که به من اعلام کردند مدارک من مورد قبول اين آژانس واقع شده است و جزء ستارگان آژانس قرار گرفتم، واقعا برای من هم سورپريز بود.
مناسبت آن چه بود؟
شرکت توتاليسيمو، شرکتی بين المللی با کيفيتی بالا است که ستارگان نخبۀ اپرا را از گوشه و کنار دنيا جذب می کند.
اينکه من را جزء ليست خود قرار دادند، مهم است و حسنی که دارد، اين است که من در آنجا صاحب ارکستر هستم، صاحب پيانيست هستم و اينکه می توانم همکاری نزديکی با بزرگان اپرای دنيا داشته باشم.
گفتيد ارکستر خود را داريد. اين به چه معنی است؟
يعنی اينکه طبق صحبت هايی که با مدير آن آژانس کرديم، هر مکانی که اينها برای من کنسرت فراهم کنند، تمامی امکانات لازم را، از نظير سالن تمرين، ارکستری که بايد با من همراهی کند و پيانيستی که بايد حداقل دو ماه قبل از هر کنسرت با او کار کرده باشم، همۀ اينها را بطورکامل در اختيار من می گذارند، و قراردادی فوق حرفه ای با من می بندند.
آقای تاج آبادی، درمقايسه با صداهای مشهور « باريتون» و « تنور»، صدای شما در چه رده بنديی از صداها جای می گيرد؟
بدون اينکه وارد جزئيات شوم، بايد بگويم که اصولا صدای مردان در اپرا، به سه دسته کلی تقسيم می شود؛ صدای باس که خيلی عميق، بَم و ضخيم است. دوم، صدای باريتون است که مابين صدای عميق و صدای بالا قرار دارد و سپس، هم صدای تنور است که صدای بالا است.
صدای تنور مانند صدای آندره آ بوچلی، پلاسيدودومينگو و خوزه کاررا است که صاحبان آن، نت های بسيار بالا را می توانند بخوانند و اصولا صدا دهی ارکسترها، بيشتر بر اين مبنا است.
ولی صداهای ميانه، باريتون باس، که من هستم و بيشتر، حالا خوشبختانه يا بدبختانه، نقش های منفی اپرا را من بايد بخوانم، مانند مفيستوفده، رودريگو و غيره. اين است که صدای من تا محدوده ای بالا می رود و بيشتر به سمت پائين هستم.
بهرام تاج آبادی , خواننده , اپرا ,
پرونده بهرام آبتین، فعال فرهنگی، به دادگاه شیراز منتقل شدصبح شنبه اول تیرماه سال جاری از سوی بازپرسی شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز قرارعدم صلاحیت پرونده بهرام آبتین صادر و به وی اعلام شد. بهرام آبتین مسئول کانون فرهنگی لر بختیاری ایرانیان است که در تاریخ ۲۴اسفند ماه به همراه عده ای از اعضای کانون در اعتراض به تغییر نام خلیج پارس و ادعاهای واهی شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس به خصوص امارات متحده ی عربی در مقابل سفارت امارات تجمعی اعتراض آمیزبرگزار کردند ،که پس از این تجمع آبتین مدت ۴۸ ساعت در زندان اوین بازداشت و سپس آزاد شد. وی زمانی که به اهواز برگشت در عصر چهار شنبه ۲۸فروردین توسط اداره اطلاعات خوزستان بازداشت شد و پس از ۱۰ روز با سپردن وثیقه ۳۰۰میلیون ریالی آزاد گشت . در مدت بازجویی از آبتین در اطلاعات خوزستان سوالاتی در خصوص بمب گزاری از وی شد که امروز بازپرس پرونده اش به وی اعلام کرد: محل وقوع جرم در استان فارس می باشد زیرا بر اساس گزارشات اطلاعات خوزستان شما قصد بمب گزاری سد سیوند در سال ۸۴ را داشتید و به همین دلیل ادامه رسیدگی پرونده در شیراز پیگری خواهد شد.
بهرام آبتین , فعال فرهنگی , شیراز , دادگاه انقلاب , اهواز ,
آلبوم عکسهای «سنتوری» / ( 43 عکس )بدون شرح

سنتوری , علی سنتوری , گلشیفته فراهانی ,
بهرام رادان ,
احترام به عقاید دیگران؟ - بهرام مشیریقابل توجه توهین مداران

احترام به عقاید دیگران,
بهرام مشیری ,
این جا ایرانه!این جا ایرانه. گربه ی قلب زمینه!
بهرام , ایران ,
ممکن است مسخره کنیم که امام زمان ته چاه جمکران نیست ولی در ته چاه ذهن ما هست. (بهرام مشیری)اینکه منتظر بنشیم که آمریکایی بیاید و ما را از دست حکومت نجات دهد همان انتظار ظهور امام زمان است. آمریکایی جانشین شده با امام زمان.
بهرام مشیری , امام زمان , چاه جمکران ,
عقدنامه اسلامی و عمل نکاح وماجرادیده شدن محمدبن عبدالله با کنیزش توسط دخترعمروایه نازل شدن بعدازان به روایت تاریخ طبریعقدنامه اسلامی و عمل نکاح وماجرادیده شدن محمدبا کنیزش توسط دخترعمروایه نازل شدن بعدازان به روایت تاریخ طبری
بهرام مشیری , عقدنامه اسلامی , عمل نکاح , تاریخ طبری , بن عبدالله ,
نگاهي متفاوت به نمايش افرا اثر استاد بيضايي: آیا این عاقلانهترین و بهترین کار نیست که افرای سزاوار زن ِ شازده چلمن میرزا شود؟چه کسی بهتر و فداکارتر و مهربانتر و دلسوزتر از افرا سزاوار؟ آیا نگران سرنوشت بخت برگشتهای چون شازده چلمن میرزا نیست و دلش به حال او و آینده فاجعه بارش نمیسوزد؟ آیا هیچ وقت به این موضوع فکر نکرده که اگر او این فداکاری را کند و عروس خانم شازده بدرالملوک گردد نان خانوادهاش توی روغن خواهد افتاد، مادرش از رنج کلفتی کردن در خانه دیگران خلاص خواهد شد، خواهر و برادرش از فقر و فلاکت نکبتبار نجات پیدا خواهند کرد، شکمشان سیر و تنپوششان بیوصله و آیندهشان تآمین و آرزوهایشان برآورده و درهای بسته خوشبختی به روی شان باز خواهد شد؟ پس چرا حاضر به فداکاری نیست؟ آیا بهتر نیست که آدم فداکاری چون او فدا شود تا به قیمت فداکاریاش دیگرانی که او دلسوزشان است به برگ و نوایی برسند و از رنج بینوایی برهند؟ آیا بهتر نیست که او از آرزوهایش دست بکشد تا دیگرانی که عزیزان دلبند او هستند به آرزوهاشان برسند؟ آیا منطقی نیست که او بدبخت شود تا به قیمت بدبختی او دیگرانی که آرزومند خوشبختیشان است از تیره روزی نجات پیدا کنند و بهروز شوند؟ او که در جامعهای زندگی میکند که در آن دورنمای روشنی برای خوشبختی و شانسی برای نجات از فلاکت و امیدی به تحقق یافتن آرزوها وجود ندارد، نه پسر عمویی هست که عاشقش باشد و برایش از سرزمینهای دوردست رویاها عشق و خوشبختی سوغات بیاورد، نه نویسنده ای خیالی که بیاید و دستش را بگیرد و او را از سرنوشت سیه دل محتوم نجات بدهد، پس چرا فداکاری نمیکند و زن شازده چلمن میرزا نمیشود؟ آیا این عاقلانهترین و بهترین کاری نیست که افرای سزاوار، این زن فهمیده و نیک، میتواند و باید بکند؟

افرا , روز ميگذرد ,
بهرام بيضايي , استاد بيضايي , نقد , تحليل ,
دستگیری دو دانشجوی دیگردو دانشجوی دیگر صبح دیروز در مریوان بازداشت شدند.جمشید بهرامی دانشجوی رشته هنر دانشگاه تبریز و سلام نباتی دانشجوی رشته روانشناسی دانشگاه پیام نور مریوان بامداد روز چهارشنبه از سوی نیروهای امنیتی در منازل خود در شهر مریوان بازداشت شدند.بنابه گزارش های رسیده راس ساعت 6 صبح روز چهارشنبه 7 فوریه، نیروهای امنیتی و لباس شخصی منازل این دو را محاصره کرده و پس از بازرسی کامل منزل و وسائل شخصی آنها، به مکان نامشخصی منتقل شدند. هنوز اطلاعاتی در مورد دلایل دستگیری بهرامی و نباتی مخابره نشده است.جمشید بهرامی نویسنده و بازیگر تأتر و یکی از شخصیتهای فرهنگی – هنری مریوان بشمار می آید.

جنبش دانشجويي , وزارت اطلاعات , نيروهاي امنيتي , جمهوري اسلامي , جمشيد
بهرامي , سلام نباتي , مريوان ,
فیلم سنتوری در تورنتو - کاناداابن فیلم در ایران هنوز اکران عمومی نشده

سنتوری , مهرجویی ,
بهرام رادان , گلشیفته فرهانی ,
کارنامه بهرام بیضایی پس از انقلاب: از "مرگ یزدگرد" تا "افرا"بهرام بیضایی پس از انقلاب از "مرگ یزدگرد" تا "افرا یا روز میگذرد"، در مجموع شش نمایش را به صحنه برده است که این رقم با توجه به توانمندیهای او در زمینه کارگردانی و نگارش نمایشنامههای بیشتر از این رقم، خبر از حضور کمرنگش در صحنه میدهد.
بهرام بیضایی در سال 58 مرگ یزدگرد را کارگردانی و اجرا کرد. بعدها همین نمایش تبدیل به یک فیلم بلند سینمایی شد. این نمایش درباره زندگی یزدگرد سوم، آخرین پادشاه سلسله ساسانی است که به دست آسیابانی به قتل میرسد.

کارنامه ,
بهرام بیضایی , مرگ یزدگرد , افرا , کارنامه بندار بیدخش , بانو آئویي , شب هزار و یکم , مجلس شبیه ,
استاد بیضایی از نامه سینماگران ایرانی حمایت کردبهرام بیضایی حمایت خود را از نامه جمعی از سینماگران ایرانی در انتقاد از بیتوجهی به فیلمهای فرهنگی اعلام کرد.
این کارگردان تئاتر و سینما با اشاره به نامه جمعی از سینماگران مبنی بر بیتوجهی به سینمای فرهنگی به خبرنگار مهر گفت : " در این نامه از مفهوم بیتوجهی به سینمای فرهنگی و مستقل حمایت کردم. من هیچکدام از فیلمهای جشنواره را ندیدهام، اما به بیتوجهی به فیلمهای فرهنگی و مستقل و سرنوشت سازندگان آنها معترضم."
بیضایی در ادامه افزود: "من خواستار هیچ چیزی نیستم و فقط معترضم. میدانم اینجا نمیشود از شخصی توقع داشت. به همین دلیل از کسی درخواستی ندارم. اما میدانم سینمای فرهنگی و مستقل آنقدر مورد بیتوجهی قرار میگیرد تا نابود میشود."
داریوش مهرجویی هم با حمایت از نامه سینماگران مبنی بر لزوم توجه بیشتر به سینمای فرهنگی گفت: "من از حرکت گروهی هنرمندان و سینماگران حمایت میکنم. "سنتوری" خود من هم با اینکه از جشنواره پارسال جوایزی نصیب خود کرده و حتی پروانه نمایش دارد، قربانی برخورد سلیقهای شده است. من مدتی است خانهنشین شدهام، چون فضا را برای فیلمسازی مناسب نمیبینم."
رخشان بنیاعتماد هم که در سفر خارج از کشور بسر میبرد، با ارسال نامهای الکترونیکی از نامه سینماگران مبنی بر توجه بیشتر به فیلمهای فرهنگی حمایت کرد.
بهرام بیضایی , استاد بیضایی , داریوش مهرجویی , رخشان بنیاعتماد , نامه سینماگران , سینما فرهنگی , سینمای مستقل ,
پاسخ به شبه ای دروغ که ادعا می شود دانشمندان ایرانی ازاسلام علوم رافرا گرفتند(بهرام مشیری)پاسخ به شبه ای دروغ که ادعا می شود دانشمندان ایرانی ازاسلام علوم رافرا گرفتند .
اگراسلام تولیدعلم می کند براستی پس چراامروزازیک ملیارد مسلمان یک متفکرجهانی وجودندارد ویایک کشوراسلامی پیشرفته وجودندارد؟ چرادرقرن اول پیدایش اسلام اندیشه تولیدنشدواززمان هارون رشید که شخصی سکولار بودباداشتن وزراایرانی ال برمکی که انان نیزسکولاربودندترجمه اثارعلمی یونانی یاهندی صورت گرفت.
بهرام مشیری , دانشمندان ایرانی , سکولاریسم , هارون الرشید ,
فیلم سنتوری نماد تمام نمای ما ایرانیان استفیلم سنتوری را دیدم و دیدن آن را به همه پیشنهاد می کنم نه چون فیلم بی نظیری است که این بهترین فیلم داریوش مهرجوئی نیست، بلکه به این خاطر که چون آئینه تمام نمای ما ایرانیان است شاید باعث تلنگر و تغییری بشود.
علی سنتوری نماد و سمبل ما ایرانیان است ( همه کارهایمان اشتباه است اما ادعاهایمان گوش فلک را کر می کند )
در فیلم می بینیم که علی در خانه افتاده است و زن جوانش می رود و با دادن کنسرت پول درمی آورد تا هم خرج خانه را بدهد و پول مواد علی را، اما

فیلم , سنتوری , داریوش , مهرجوئی , گلشیفته , فراهانی ,
بهرام , رادان ,
مصاحبه بهرام مشیری با شخصی که مورد ضرب وشتم توسط هواداران فرج دباغ (عبدالکریم سروش)در سخنرانی اودر امریکا شدحاج فرج دباغ(عبدالکریم سروش) از رهبران ودست اندرکاران انقلاب فرهنگی واخراج صدها استادودانشجو ونابودی سطح علمی دانشگاهها به همراه مصطفی معین و صادق زیبا کلام و محمدملکی نقش بسزایی داشت .بعدازاخراج وتصفیه ان اساتید ودانشجویان لیست اخراجی ها به دست وزارت اطلاعات که سعیدحجاریان نقش بسزایی درتاسیس واداره ان درزمان وزارت ریشهری داشت می افتاد وزمینه برای به زندان انداختن ان دانشجویان توسط وزرات اطلاعات فراهم می شد. ریس شورای عالی انقلاب فرهنگی دران سالها محمد خاتمی بود
بهرام مشیری , فرج دباغ , عبدالکریم سروش , ضرب وشتم , مصطفی معین , صادق زیبا کلام , محمدملکی , سعیدحجاریان , محمد خاتمی , انقلاب فرهنگی ,
گلشيفته فراهاني و بهرام رادان در فيلم سنتوري سر سفره عقد! در همان چادر مسافرتي بامزه!

گلشيفته فراهاني ,
بهرام رادان , سنتوري ,
يادي از فيلم رگبار شاهکار بهرام بیضایی (احمدرضا احمدي)به نظرم سيوپنج سال از ساختن فيلم رگبار بهرام بيضايي ميگذرد، هنوز فيلم را كه ميبينيد جوان و زنده است. شايد پنج يا شش نفر از همكاران بهرام بيضايي در فيلم رگبار ديگر در جهان ما نيستند، خانم چهرهآزاد، خانم عصمت صفوي، پرويز فنيزاده و...
ماجراي ساختن فيلم رگبار شنيدني است. باربد طاهري از انگليس آمده بود، در انگليس تحصيلات فيلمبرداري كرده بود. با من آشنا شد. ما دو نفر درباره زندگي يك معلم صحبت كرديم. آن روزها من بهرام بيضايي را زياد ميديدم. جوان بوديم و حوصله ديدار داشتيم، قصه معلم را براي بيضايي تعريف كردم، بلافاصله گفت من يك سناريو درباره زندگي يك معلم دارم. در يك روز من و بهرام بيضايي و باربد طاهري اين سناريو را خوانديم. اين نقطه توليد فيلم رگبار بود، باربد در اين فيلم هم فيلمبردار بود و هم تهيهكننده. ساختن فيلم رگبار يكي از عجايب هفتگانه زمين بود. به دليل عدم امكانات مالي فيلم روزبهروز ساخته ميشد. معلوم نبود فردا دوربين و يا نگاتيو هست يا نه. شايد اين فيلم شباهت به ساختن فيلم دزد دوچرخه دسيكا داشته باشد كه ميگويد در اين فيلم 10 نوع نگاتيو صرف شده است.
بيضايي براي نقش هنرپيشه زن اين فيلم وسواس عجيبي داشت. خانم پروانه معصومي همسر دوست هميشه نازنين من مسعود معصومي عكاس بود كه به تازگي از آلمان به ايران آمده بودند. يك شب با بهرام بيضايي و سناريوي فيلم رگبار به خانه مسعود معصومي رفتيم. بهرام سناريو را به خانم معصومي داد و خانم معصومي گفتند من بعد از دو روز جواب ميدهم كه بازي ميكنم يا نه. بعد از دو روز خانم معصومي اطلاع دادند در اين فيلم بازي ميكنند.

رگبار , شاهکار ,
بهرام بیضایی , احمدرضا احمدي , پروانه معصومي , پرويز فنيزاده ,
عكسهاي مراسم سالگرد زنده یاد آيدين نيکخواه بهراميمراسم سالگرد آيدين نيکخواه بهرامي در تالار مجموعه ورزشي آزادي برگزار شد

آيدين نيکخواه
بهرامي , بسکتبالیست , تیم ملی , سالگرد ,
كلاغ، فيلمي از بهرام بيضاييجستوجوی بخشی از خود یا نیمهی دیگر خود یکی از معناهایی تکرارشوندهی آثار بیضایی است که دستکم در دو فیلم« شاید وقتی دیگر» و« کلاغ» محور اصلی فیلم را تشکیل میدهد. عکس دختری جوان که گمشده است، از رسانهها پخش میشود و خانوادهای که احساس قرابت بیشتری با او میکنند را زیادتر از دیگران به تک و تا میاندازد. نشانی از او یافت نمیشود، آدرس کسی که آگهی را داده است پیدا نمیشود، دخترانی که پیدا میشوند« او» نیستند، حتّی اجساد پیداشده شباهتی به او ندارند. عروس خانواده ابتدا تمایلی به این موضوع ندارد ولی پس از اینکه سفری کوتاه و مخاطرهآمیز میکند در شهری که از دید بیضایی میان بیهویّتی وارداتی چهرکهای فرنگی و سیاهپوشان بیچهره و همیشهعزادار سنّتی تقسیم شده است، او هم پیگیر میشود

كلاغ ,
بهرام بيضايي , بيضايي , ايمايان , پروانه معصومي ,
امیرکریم بهرام یک نوجوان دیگر در آستانه اعدامامیرکریم بهرام، فردی است که متهم است طی یک نزاع جمعی در نوجوانی فردی را به قتل رسانده است، وی که از سوی دادگاه بدوی به اعدام محکوم شده بود، در دادگاه تجدیدنظر نیز مجرم شناخته شده و حکم وی تأیید شد.
این فرد که هم اکنون چهارمین سال حبس خود را در زندان مهاباد سپری می کند، در سن ۱۷ سالگی به اتهام قتل بازداشت و مورد محاکمه قرار گرفت و در شرایطی که طبق اسناد بین المللی ” کودک” محسوب می شده است، در دادگاه به اعدام محکوم شد.
هم اکنون با توجه به تأیید حکم اعدام وی در دادگاه تجدیدنظر،بیم آن می رود که حکم صادره در مورد او به اجرا در آید. وی در تماسی از زندان می گوید که ” از اینکه بمیرد ترسی ندارد، اما خواسته او این است که حداقل مردم شهرش ( مهاباد) نسبت به شرایط او مطلع شوند.”
گفتنی است این نوجوان، پس از دستگیری اتهام قتل را رد نمود و مدعی است که فرد دیگری مرتکب این عمل شده است. با این حال دادگاه رسیدگی به اتهام او، بدون حضور وکیل برگزار شده و طبق خواسته اولیادم مقتول،امیرکریم بهرام به قصاص محکوم شد.
ایران با وجود پیوستن به کنوانسیون حقوق کودک، همچنان احکام اعدام را در مورد کودکان صادر و اجرا می نماید. هم اکنون بیش از ۳۰ نفر در زندان های ایران شناخته شده اند که به دلیل ارتکاب جرم در سنین زیر ۱۸ سال، زیر حکم اعدام به سر می برند. در سال گذشته حکم اعدام در مورد شماری از آنان به اجرا در آمد.

امیرکریم
بهرام , نوجوان , اعدام , نقض حقوق بشر ,
تعصبات دینی از چه زمان در ایران رایج شد؟( بهرام مشیری)کلیپ کوتاهی ازبهرام مشیری درباره تعصبات دینی از چه زمان در ایران رایج شد.
بهرام مشیری , تعصبات دینی ,
گزارش واشنگتن پست از ناگفته های داستان تلخ "آمنه"سرانجام بهرامی را از آپارتمانش در بارسلونا بیرون کردند و اعضای یک سازمان اسپانیایی وی را به پناهنگاه بی خانمان ها در این شهر سپردند: "پس از چند روز فهمیدم که من در محاصره معتادان، دائم الخمرها و فاحشه ها گرفتار شده ام! به سختی گریه کردم، مگر چه کاری کرده بودم که مستوجب این همه مصیبت بودم؟"
بهرامی , امنه , ایران , اسید , اسپانیا , خاتمی ,
فیلم مستند «... و من عاشقانه زیستهام» روایت ۱۰۵ دقیقهای پانتهآ بهرامی از تجربههای زندان زنان پانتهآ بهرامی، در این فیلم تجربههای ۱۳ زن زندانی سیاسی را به تصویر میکشد. یکی از آنها چگونگی ماجرای تجاوز به خود را در زندان فاش میکند. داستان این فیلم مستند، بررسی رویدادهای سیاسی و وضعیت زندان زنان در چند دههی گذشته، در ایران است. در این فیلم ۱۳ زن زندانی سیاسی از خاطرات و تجربههای تلخ و شیرین خود از زندانهای مختلف صحبت میکنند. برخی از صحنههای شکنجه و زندگی در زندانهای سیاسی زنان درجمهوری اسلامی بازسازی شدهاند.
سیر رویدادهای تاریخی و سیاسی ایران در این فیلم، نه بر اساس زمان وقوع آنها، بلکه بر حسب تأثیر این حوادث بر زندگی شخصی زنان مصاحبهشونده، تنظیم شده است. از اینرو، پانتهآ بهرامی، در تدوین فیلم، جا به جا از گذشته به حال و از حال به گذشته برمیگردد. این ذهن پویای تماشاگر است که در مونتاژی مستقل، نظم دیگری به ترتیب زمانی رویدادها میبخشد.
در این فیلم، حوادث سیاسی ـ اجتماعی ایران چون شکلگیری حزب کمونیست ایران در زمان رضا شاه، دوران حکومت مصدق و فرقهی دمکرات آذربایجان، جنبش مسلحانهی دههی ۵۰ و بالاخره انقلاب ۱۳۵۷ در بستر زندگی این زنان، دنبال میشوند.
موضوعهای متفاوتی که در زندانهای جمهوری اسلامی مطرح بودهاند، دستمایهی اصلی فیلم "... و من عاشقانه زیستهام" را میسازند: دوستیهای عمیق، شکستهای تلخ، چگونگی خواندن کتاب، برخوردهای نظری، مقاومت و تحمل بندهای تنبیهی "قبر" یا "تخت" در زندان قزل حصار، مسألهٔ "چادر رنگی" و خداحافظی ابدی از دوستانی که به میدانهای تیر فرستاده شدند و دو قتل عام سیاسی سالهای ۶۰ و ۶۷ از جملهی این موضوعها هستند.
ویژگیهای فیلم
شاید این اولین بار در تاریخ سینمای مستند ایران باشد که زنی در مقابل دوربین، بدون پوشاندن چهرهاش، از ماجرای تجاوز به خود در زندان جمهوری اسلامی پرده برمیدارد. این زن که هنگام شکنجه از سوی بازجویش مورد تجاوز قرار گرفته، چگونگی این عمل فجیع را فاش میسازد. او همچنین از فشارهای روحی و روانی ناشی از این جنایت سخن میگوید که سبب شدند، او دو بار در زندان اقدام به خودکشی کند.
یکی دیگر از ویژگیهای این فیلم مستند، طرح موضوع حضور کودکان در زندان سیاسی زنان است. ثریا، مادری است که ۴ سال تمام از دوران محکومیت خود را با پسرش در زندان گذرانده است. ثریا در سال ۱۳۶۴، به اتفاق همسر و پسر ۵۰ روزهاش دستگیر میشود. ثریا:

پانته آ
بهرامی , زندان زنان , فیلم ,
«پانتهآ بهرام» به «جستجوگران» ميپيوندد
«پانتهآ بهرام» بهزودي به بازيگران مجموعه تلويزيوني «جستجوگران» به كارگرداني «محمد علي سجادي» ميپيوندد. به گزارش خبرنگارفارس، مجموعه تلويزيوني «جستجوگران» به كارگرداني «محمد علي سجادي» و تهيه كنندگي «منوچهر شاهسواري» در مركز سيما فيلم در حال توليد است.
بنابر اين گزارش، تا به حال تصويربرداري نيمي از مجموعه به پايان رسيده و گروه در حال حاضر مشغول تصويربرداري در يك ساختمان با نام مركز بيمه در خيابان طالقاني تهران مشغول كار هستند.
تدوين سريال نيز به طور همزمان توسط «محمد علي سجادي» در حال انجام است و به زودي بازيگراني چون پانتهآبهرام، فياضي و دلاوري به جمع بازيگران اين پروژه اضافه ميشوند.
مجموعه تلويزيوني «جستجوگران» در 14 قسمت 50 دقيقهاي در حال توليد است و بازيگراني چون مسعود رايگان، رضا كيانيان، محمود جعفري، پيام دهكردي، ناصر آقايي، رضا بابك، هرمز سيرتي، معصومه ميرحسيني، حسين فلاح، سيدمهرداد ضيايي، عباس شادروان، نقي سيفجمالي و ... در آن بازي ميكنند.

پانتهآ
بهرام , تلویزیون ,
خلیل بهرامیان وکیل فرزاد کمانگر: به دادگاه لاهه شکایت می کنمدیوان عالی کشور، حکم اعدام سه فعال کُرد به نامهای "فرزاد کمانگر"، علی حیدریان" و " فرهاد وکیلی" را که به "محاربه" متهم شده بودند، تایید کرد.

خلیل
بهرامیان وکیل فرزاد کمانگر دادگاه لاهه شکایت ,
بهرام بیضایی دوباره در گودبهرام بیضایی تا چند روز دیگر جدیدترین فیلمش را كلید میزند. او بعد از «سگكشی» و فیلمی كه در پروژه «فرش» ساخت، قصد دارد اثر دیگری هم دركارنامه سینماییاش داشته باشد. این روزها در حال انتخاب او بازیگرانش برای فیلم «وقتی همه خوابیم» است و طبق شنیدهها بیشتر بازیگران آن از میان اهالی تئاتر انتخاب شدهاند. شاید دلیل این اتفاق هم این باشد كه بیش از سینماییها، بازیگران تئاتر در تست انتخاب بازیگر بهرام بیضایی حاضر شدهاند. در كنار آن طراح صحنه و عوامل دكور، مشغول ساخت ماكتهای لازم برای این فیلم هستند. قرار است حدود 30 درصد فیلم در دكور فیلمبرداری شود. باقی لوكیشنها در تهران و اطراف آن است كه همگی آنها انتخاب شدهاند. سال گذشته بهرام بیضایی برای فیلم «وقتی همه خوابیم» پروانه ساخت دریافت كرد، اما فیلمبرداری آن را به بعد از اجرای نمایش «افرا» موكول نمود. با اضافه شدن «علیرضا داوودنژاد» به جمع تهیهكنندگان پروژه پیشتولید آن با سرعت بیشتری دنبال شد. طبق شنیدهها هفته اول اردیبهشت، زمان آغاز فیلمبرداری این اثر بیضایی است؛ درست در سالگرد منصرف شدن او از ساخت فیلم «لبه پرتگاه». آن زمان دلیل منتفی شدن ساخت فیلم «فراهم نشدن شرایط لازم» اعلام شد اما شایعات از دخالت در مورد حضور بازیگری خبر میدادند. این بار بیضایی در بیخبری و سكوت، پیشتولید را میگذراند و مصمم به ساخت «وقتی همه خوابیم» است. باید امیدوار بود كه بهار امسال، فیلم دیگری از او جلوی دوربین برود.
بهرام بیضایی , وقتی همه خوابیم , فیلم , سینمای ایران ,
مقدسات ما ايرانيان چيست؟ (بهرام مشیری)کلیپ کوتاهی از بهرام مشیری درباره مقدسات ما چیست ونقش دین وتقدس خواندن ان.
بهرام مشیری , دین , مقدسات ,
تيتراژ سريال های مرد هزار چهره و قرارگاه مسکونی / (لینک دانلود)تیتراژ سریال نوروزی قرارگاه مسکونی با صدای جواد رضویان برای اولین بار در نت با دو کیفیت و همچنین تيتراژ سريال مرد هزار چهره ابتدايي و پاياني و بدون كلام با آهنگ سازي بهرام دهقانيار

مرد هزار چهره , قرارگاه مسکونی , تيتراژ , جواد رضویان , مهران مدیری ,
بهرام دهقانيار ,
بهرام رادان و عزت الله انتظامي، در جديدترين فيلم ابوالحسن داوودي به نام "زادبوم" بازي خواهند کرد( کل خبر ) ؛ بهرام رادان در بهار سال 87، راهی آلمان می شود تا در کنار عزت الله انتظامی، بازی در فیلم زادبوم به کارگردانی ابوالحسن داوودی را آغاز کند. تمام صحنه های دو بازیگر مذکور در شهر هامبورگ فیلمبرداری خواهد شد. پیش بینی می شود زادبوم برای بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر آماده شود. دیگر بازیگران زادبوم عبارتند از: مسعود رایگان، رویا تیموریان، پگاه آهنگرانی و مهدی سلوکی. فیلمبرداری فیلم بر عهده فرج حیدری است و بیتا منصوری به عنوان مجری طرح با این پروژه همکاری می کند.
بهرام رادان , ابوالحسن داوودي , عزت الله انتظامي , زادبوم , هامبورگ , مسعود رايگان , رويا تيموريان , پگاه آهنگراني , مهدي سلوکي ,
سینمای ایران: بودن و نبودن سال هاست که حاتمی و شهید ثالث در خاک آرمیده اند. مخملباف ونادری از ایران رفته اند. بیش از یک دهه است که کیمیاوی و بیضایی و تقوایی، فیلم نساخته اند. فیلم های کیمیایی، نشانی از سال های گوزن ها ندارد. "ده" کیارستمی به شرط هفت شدن قابل اکران است و مهرجویی که سال ها با زیرکی از هفت خوان ممیزی گذشته بود، با توقیف آخرین ساخته اش سنتوری خانه نشین شده است.
دراتحادِ ممیزی سخت گیرانه ، بخش خصوصی نگران سرمایه، سریال های تلویزیونی میلیاردی وسوسه کننده و تل فیلم های سهل و ساده، پرده سینما ها جولان گاه عروس خوش قدم، قلقلک، تردست ، بی وفا و عاشق شده اند. کپی رنگی فیلم فارسی های دهه سی و چهل.
دربیست و ششمین جشنواره فیلم فجر هم، اجازه نمایش به فیلم های متفاوتی هم چون آتشکار (محسن امیر یوسفی)، ترانه تنهایی تهران ( سامان سالور) و سه زن (منیژه حکمت) داده نمی شود.
اما فیلم بین های حرفه ای، برای دیدن رفقای قدیمی و به امید تجدید دیدار با نوستالژی آن سال ها، در صف می ایستند و امیدوارند فیلم هایی چون، آواز گنجشک ها (مجید مجیدی)، آتش سبز (محمد رضا اصلانى) و کنعان (مانی حقیقی) خردک شرری برای روشن شدن آتش اشتیاق آن ها باشد. مگر در این سرمای استخوان سوز تهران، چراغ دلشان روشن شود.
شاید حکایت آن ها، همان حکایتی باشد که سال ها پیش، آیدین آغداشلو درباره امیر نادری گفته بود: "حالا مانده ام معطل که امیروی دونده، درآن غوغای نیویورک چه می کند؟ راهش را تا خیابان چهل و دوم چطوری پیدا می کند؟ چه می خورد؟ کجا می خوابد؟ و بچگی گم شده اش را در کجا جستجو می کند؟"

سینما , سینمای ایران , ناصر تقوایی , مسعود کیمیایی , داریوش مهرجویی ,
بهرام بیضایی , پرویز کیمیایی , علی حاتمی , سهراب شهید ثالث , کیانوش عیاری , عباس کیارستم ,
این سه تن: غلامحسین ساعدی, بهرام بیضایی و اکبر رادی (رضا براهنی)ما سه زبان در نمایش داریم در حضور سه نمایشنامه نویس برجسته که در دهه ی دوم قرن حاضر شمسی به فاصله چند سال از یکدیگر به دنیا آمده اند: غلامحسین ساعدی (گوهرمراد)، اکبر رادی و بهرام بیضایی. آنچه من می گویم از حافظه می گویم. و به حد کافی از حافظه کار کشیده ام که در سن بالای هفتاد چموشی کند. پس، حافظه ی امروز را پرورش مجددی می دهم در جریان نوشتن تا سه زبان را مشخص کنم، زبانِ سه تنی که نامشان را بر پیشانی این بیان نصب کرده ام. و این سه تن ـ غریب است! ـ شباهتی به یکدیگر ندارند. اگر غربت آنان از یکدیگر، به نوعی، شباهت به حساب آید، می توانیم از آن به عنوان "عنصر" غربتِ شباهت" سخن بگوییم که با "قیاس مع الفارق" نسبتی ندارد، چرا که این سه تن از دیدگاه زبان نگارش به هم غریب اند، اما در یک عمر زیسته اند، به همین دلیل در "غربتِ شباهت" به هم نزدیک می شوند، نه در آشتی و آشنایی و هم جواری، که در "تفاوت"؛ و "تفاوت" ایجاب فردیّت می کند؛ و این سه، شباهتشان به یکدیگر، در تفاوتشان از دیگران و نیز از یکدیگر است. و همین در را به روی صنعت قیاس مع الفارق می بندد. "تفاوت" اصل فردیتِ نویسنده است، و بنای آن را بر "غربت شباهت" می گذاریم، که پیش از ما، خود آنان، و خود این عصر ـ بی آنکه بدان وقوف داشته باشد ـ بنا را بر آن گذاشته اند. بحث ما، بی شک، درباره ی این غربت است، چرا که در آن زبان، و فاصله ی زبانها مطرح است. در عصری که همه غریب اند، این سه تن، "شباهت" غربت خود را به "غربت شباهت" تبدیل می کنند. اینان در غربت از هم شبیه هَمَند. اینان تنها در این عصر، یعنی از هزار و سیصد و چهارده شمسی تا امروز می توانستند در کنار هم در میدان نبرد و تلاقی و بازی یک عصر حضور یابند، به نام نمایشنامه نویس، نخست در زیر سقفِ دهه ی چهل به صحنه می روند، و بعد، گاهی مرتب، و گاهی جسته گریخته، برحسب موقعیت زمان، شلوغی و همهمه ی خودِ زمان رشد و بلوغ و ارائه شدنشان، وبه رغم همه ی ناملایمات زمانه ی خود، مدام هستند.

غلامحسین ساعدی ,
بهرام بیضایی , اکبر رادی , رضا براهنی , نمایش , نمایشنامه نویس ,
گزارشي از روند توليد انيميشن بلند سينمايي «تهران در سال 1500» بهرام عظیمی، خالق انیمیشنهای ترافیکی موفق در تلویزیون، مدتيست ساخت اولین فیلم بلند سینمایی خود را آغاز کرده است. نام این انیمیشن بلند سینمایی «تهران در سال 1500» است که با حضور بازیگران مطرح سینمای ایران طراحی و ساخته میشود. این انیمیشن با استاندارهای بینالمللی و با موضوع مسائل شهری ساخته میشود. داستان آن روایت طنزی از زندگی شهری مردم تهران است که در سال 1500 برخلاف پیشرفتهایی که صورت گرفته، هنوز خصوصیات اخلاقی سابق را دارند و همچنان همان مردمند. عظیمی به همراه امیرمسعود علمداری نگارش فیلمنامه را آغاز کرد و این کار بزودی به پایان خواهد رسید. حدود 400 میلیون تومان هزینه صرف تأمین تجهیزات و وسایل مورد نیاز برای ساخت این انیمیشن شده است و تولید آن 18 تا 20 ماه به طول خواهد انجامید.
حمید بهرامی (یکی از انیماتورهای ایرانی که با پروژههای عظیم خارجی همکاری دارد) طراحی فضا و وسایل را بر عهده دارد و بخشی از این کار در آمریکا انجام میگیرد. عظیمی طراحی کاراکترها را به همراه بزرگمهر حسینپور انجام میدهد.
در مجموع یک میلیارد تومان برای ساخت این پروژه هزینه خواهد شد و 40 نفر در تولید این انیمیشن همکاری دارند.
این فیلم بلند سینمایی، 7 نقش اصلی شامل 3 زن و4 مرد دارد که بازیگران سرشناس سینما برای این نقشها انتخاب میشوند. رادان، نخستین بازیگری است که برای حضور در این انیمیشن بلند قرارداد امضا کرده است. او که نقش اول مرد این انیمیشن را بر عهده دارد با چهره انیمیشنی خود در نقش یک راننده تاکسی بازی خواهد کرد و مدلسازان این انیمیشن، کاراکتر رادان را به صورت انیمیشن سه بعدی در میآورند.
بهرام رادان پس از اتمام طراحی این انیمیشن، به جای کاراکتر خود صحبت خواهد کرد.
از چهره بهرام رادان برای طراحی این انیمیشن، عکاسی شده است و قرار است شخصیت او با تمام زوایا و خصوصیاتش به صورت انیمیشن دربیاید.

انيميشن ,
بهرام عظیمی، , سينما ,
سالگرد درگذشت آیدین نیکخواه بهرامی بسکتبالیست فقید تیم ملی ایران هفتم دی ماه اولين سالگرد درگذشت آيدين نيكخواه بهرامی، ملی پوش فقید بسكتبال ایران است.
آيدين نيكخواه بهرامی كه در جام ملتهای ۲۰۰۷ آسيا همراه با تيم ملی ايران به عنوان قهرمانی آسيا دست يافت، و نقشی انکار ناپذیر در دستیابی تیم ایران به این مقام ایفا نمود. آیدین نیکخواه بهرامی که هفتم دیماه سال گذشته برای دیدار با خانوادهاش به همراه نامزد و یکی از بستگانش به شمال ایران سفر کرده بود در مسیر تهران-شمال در یک حادثه رانندگی، خودروی شخصی وی با برخورد به گارد ریل جاده از مسیر منحرف شد که در این سانحه ملی پوش بسکتبال ایران به همراه نامزدش در گذشت و فرد دیگر حاضر در خودرو دچار مصدومیت شده و به بیمارستان انتقال داده شد.
تیم بسکتبال ایران با رهبری رایکو ترومن و حمایت ویژه مسوولان فدراسیون بسکتبال بهترین تدارک را در میان تیمهای ورزشی ایران برای المپیک داشت. این تیم پس از قهرمانی در آسیا، مدتی تمرینهای خود را در ایران سپری کرد تا دیدارهای سوپر لیگ بسکتبال ایران به پایان برسد. اما، متاسفانه در فواصل همین رقابتها بود که بازیکن ارزشمند بسکتبال ایران یعنی آیدین نیکخواه بهرامی در سانحه رانندگی جان خود را از دست داد و ضربه بزرگ را از لحاظ روحی به تیم ایران وارد کرد.
بهرحال اعضای تیم ایران دوباره گرد هم آمده و اردوهای آمادگی خود را در سال جاری از اروپا آغاز کردند. تیم بسکتبال ایران در اروپا به مصاف تیمهای صربستان و ایتالیا رفت. پس از آن به مصاف استرالیا در خاک آنکشور رفته و دوباره به اروپا بازگشت و با تیمهای کرواسی و اسلونی دیدار کرد. تیم بسکتبال ایران پس از آن به آمریکا آمد و با تیمهای دوم یوتاجاز و دالاس از تیمهای ان بی ای رقابت کرده و دیدارهایی تدارکاتی با تیم منتخب لیگ توسعهای ان بی ای، دی لیگ انجام داد.
مسوولان باشگاه يوتاجازميزبان تيم ملي بسكتبال ايران در اردوی آمريكا، و رندی ريگبی ریيس این باشگاه در فاصله بين دو نيمه بازی اين تيم با تيم ملی ايران پيراهن شماره ۸ تيمش را كه روی آن نام آيدين نيكخواه بهرامی حک شده بود به فرزانه ابراهيمی مادر بسكتباليست فقيد ايران اهدا كرد. پیراهن شماره هشت تیم یوتا متعلق به درون ویلیامز بازیکن افسانه ای تیم یوتا است و همچنین آخ

آیدین نیکخواه
بهرامی , بسکتبالیست , سالگرد ,
کور کردن با اسید / وبلاگ بلوچ
اگر من به جای آمنه بهرامی بودم طبیعی است که دلم به کمتر از کور شدن مجید از طریق اسید ریختن در چشمانش راضی نشود. چرا؟ چون قانون آنرا در اختیارم گذاشته. اگر قانون به جای کور کردن، اشد مجازات را، اعدام این جوان خودخواه میگذاشت فکر میکنید منی که آنصورت و چشمان زیبایم را از دست دادهام به کمتر از طناب دار چیزی برایش روا میداشتم؟ صد البته امثال مجید باید به سزای عمل خود برسند اما کور کردن و اعدام او، چشمان و صورت زیبای آمنه و مهمتر از همه زندگی را به او نمیدهد. ایراد ازقوانین و قانون گذاران ماست. وقتی برای خنکی دل آمنه قانونی غیر انسانی گزینه باشد، انسان در مقابل ظالم و مظلوم کیش و مات است.

قصاص , کور کردن با اسید , آمنه
بهرامی ,
تهران 1500 / انیمیشنی درباره تهران در 110 سال بعدبهرام عظیمی، کارگردان و انیماتور ایرانی، درگیر ساخت انیمیشنی به نام تهران 1500است که در آن برای نخستین بار هنر پیشگان سرشناس روی تصاویر انیمیشن خود صحبت خواهند کرد.........عظیمی درباره داستان این انیمیشن گفت: تهران1500 با فضایی طنز ، پایتخت را در 110 سال آینده به تصویر می كشد و تقابل هنر و تكنولوژی را با برخی خصوصیات ما ایرانیها نشان می دهد. در این كار مثلا هر كسی میتواند رباتی بخرد و آن را با توجه به خصوصیات اخلاقی خود و خانوادهاش طراحی کند یا دعواهای خانوادگی دو ربات را در این كار داریم كه چون طراحان آنها،خیلی غیرتی بودند آنها را نیز غیرتی طراحی كردهاند.
در آن سالها دنیا پیشرفت كرده و ایرانیها با همان خلق و خوی خود از تكنولوژی روز دنیا استفاده میكنند و البته با ذهنیت خود آنها را تغییر دادهاند. در این فیلم سعی در به تصویر كشیدن بسیاری از مسائل شهرنشینی با زبان طنز شده است.
عظیمی امیدوار است با این فیلم انیمیشن تماشاگران را به سالن سینماها بکشاند این تصور را که این گونه فیلمها قادر به بازگشت سرمایه نیستند را تغییر دهد
...

انیمیشن ,
بهرام عظیمی , تهران 1500 ,
توصیف جریانات مربوط به ترور مهندس بهرام مشیری از زبان خودش در آمریکا طی روزهای اخیر توسط عوامل رژیم مصاحبه تلوزیونی مهندس بهرام مشیری در خصوص اطلاع رسانی پلیس امنیت ایالات متحده پیرامون جریانات مشکوک جهت ترور وی توسط عوامل اطلاعاتی ایران در پی صدور فتوای قتل ایشان در داخل کشور
بهرام مشیری , ترور , فتوای قتل ,
داستان نوح وشبهات انداستان نوح وشبهات ان

داستان نوح ,
بهرام مشیری ,
گفتگو با مینا آذریان، بازیگر ایرانی؛ "میخواستم خودم باشم"مینا آذریان، بازیگر ۴۸ ساله ایرانی، بیش از دو دهه است که در سوئد زندگی میکند. او نخستین بازیگر زن ایرانی است که در سالهای پس از انقلاب، در سوئد شروع به فعالیت کرده است.
آذریان در ایران در چند نمایشنامه بازی کرده بوده که می توان به "جادوگران شهر سیل" (نوشته آرتور میلر- دکتر محمد کوثر)، "همشهری"(مهدی هاشمی) "آهو"(بهرام بیضایی) و دو نمایش "ترس و نکبت رایش سوم (نوشته برتولت برشت) و "خرده بورژوا" (نوشته ماکسیم گورکی) اشاره کرد.
مینا آذریان، در فیلم "پرونده" ساخته مهدی صباغزاده نیز بازی کرده است که تنها تجربه بازیگری او در سینمای داخل ایران به شمار میآید. . . .

مینا آذریان , فیلم , سینما , تئاتر , مهدی صباغزاده , نمایش ,
بهرام بیضایی ,
بهرام رادان لحظه تحویل سال 1387 درمیان سالمندان و معلولان مجتمع کهریزک خواهد بود ( کل خبر ) ؛ روابط عمومی کهریزک اعلام کرد بهرام رادان لحظه تحویل سال 1387 درمیان سالمندان و معلولان مجتمع کهریزک خواهد بود. طی بازدید به عمل آمده از این مجتمع مورخ 8 بهمن 1386، حضور بهرام رادان و همراهان اش سر سفره هفت سین سال نو در سالن اجتماعات مجتمع از سوی مدیران و متولیان آسایشگاه با استقبال فراوان روبرو گردیده و قطعی شده است. شایان ذکر است این حرکت به عنوان نخستین گام از تور بزرگ سراسری خیریه ای است که رادان اقدام به برگزاری آن در طول سال آتی نموده است. که طی آن مراسم گوناگونی در راستای همراهی و همیاری با موسسات و سازمان های مختلف خیریه در سراسر ایران و همچنین مراکز نگهداری سالمندان، کودکان بی سرپرست، معلولین ذهنی و جسمی و بیماران خاص پیش بینی گردیده است. جمعی از هنرمندان، ورزشکاران و همچنین صاحبان صنایع و افراد خیرخواه نیز به دعوت بهرام رادان، او را در برگزاری هرچه موفق تر این تور همراهی می نمایند. لیست هنرمندان همراه و نیز شرکت ها و کارخانجاتی که به عنوان حامی در مراسم تحویل سال نو حاضر خواهند بود، طی روزهای آتی اعلام می گردد.
بهرام رادان , آسايشگاه خيريه کهريزک ,
نگاهی به نمایش 'افرا یا روز می گذرد' از بهرام بیضایی (جواد اعرابی )نمایشنامه ها و فیلمنامه های بهرام بیضایی آنقدر جذاب برای خواندن هستند که با کم کاری اجباری که بهرام بیضایی برای کارگردانی آثارش دارد، مخاطبان می توانند با خواندن آثارش از دیدگاه ها و اندیشه های او بهره ببرند.
استقبال از آثار نمایشی منتشره بهرام بیضایی گواه این موضوع است و همین موضوع بهرام بیضایی نویسنده را بسیار منحصر به فرد کرده است تا بهرام بیضایی کارگردان.
اجرای افرای به کارگردانی بهرام بیضایی یک اجرای شسته و رفته مانند دیگر اجراهای اوست اما در طراحی صحنه و چینش بازیگران و بازی بازیگران که با ضرباهنگ تندی اجرا می شد، چیز نویی که از بهرام بیضایی انتظار می رود در آن دیده نمی شود.
اگر افرا با همین اجرا عنوان کارگردانی دیگر را یدک می کشید، کار قابل قبولی بود. بدون شک از نام بهرام بیضایی انتظار دیگری می رود. هر اجرای بهرام بیضایی و پژوهش و نوشته ای از او، برای اهالی نمایش در ایران به عنوان مرجع است و این موضوع توقع از این هنرمند تلاشگر و صاحب روش را بالا می برد.

افرا , روز می گذرد ,
بهرام بیضایی ,
«در اين مملکت، سينمای مستقل هميشه مشکوک بوده است»بهرام بيضايی، داريوش مهرجويی و رخشان بنی اعتماد، از کارگردانان شناخته شده سينمای ايران، از نامه شماری از سينماگران شناخته شده در اعتراض به آنچه آن را تلاش برای حذف بخشی از سينمای انديشمند ايران خوانده اند، حمايت کردند.
بهرام بيضايی، کارگردان برجسته سينما و تئاتر ايران در گفت و گويی با راديو فردا در اين باره گفت:« ببينيد من نامه را ديدم، ولی فيلم ها را نديده ام، بنا براين آنچه می گويم، راجع به مفهوم نامه است.»
بهرام بيضايی , رادیو فردا , کارگردان , سینما ,
بهرام بیضایی: در این مملکت سینمای مستقل همیشه مشکوک بوده است بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی و رخشان بنی اعتماد، از کارگردانان شناخته شده سینمای ایران، از نامه شماری از سینماگران شناخته شده در اعتراض به آنچه آن را تلاش برای حذف بخشی از سینمای اندیشمند ایران خوانده اند، حمایت کردند.
بهرام بیضایی , مملکت , سینما , مستقل , مشکوک ,
همه با هم به یاری آمنه بهرامی قربانی حادثه اسید پاشی بشتابیمامروز برنامه زن امروز صدای آمریکا یک برنامه اساسی در خصوص آمنه بهرامی نشون داد
یک سر به وبلاگ این دختر بزنید همه چیز روشن می شه
ببینید مردم از سراسر دنیا پس از پخش این برنامه ریختند دارن نظر میدن و وبلاگ رو پر بیننده کردن
می خوایم یک بمب اینترنتی بشیم و این وبلاگ رو پر بیننده کنیم
این وبلاگ و نظراتش رو همه رو آمنه می خونه پس بشتابید که عقب نمونید و روی لینک هم کلیک کنید تا وبلاگ رو ببینید

آمنه
بهرامی ,
یادداشت بهرام رادان به مناسبت تولد داریوش مهرجوییمهرجویی بزرگ! تولدتان مبارک. امروز روز میلاد عزیز شماست و ما مشعوف و شاد، دست به دعا بردهایم که از پروردگار خود بخواهیم تا یکصدوبیست سال (بلکه بیشتر) سایه شما بالای سر فرهنگ و هنر این سرزمین بماند و فرزندان این آب و خاک، بهرهمند غنای دانش و آگاهی شما باشند؛ چرا که اعتقاد دارم زایش و پیدایش هنرمندی چون...

عصر سینما ,
بهرام رادان , بازیگران , هنرمندان ,
از انرژی اتمی تا بمب اتمی (بهرام مشیری)تاریخچه کوتاهی از روند به وجود آمدن انرژی هسته ای در ایران و بررسی سیاست های ایران و آمریکا در قبال مساله هسته ای

انرژی هسته ای , انرژی اتمی , بمب اتمی ,
بهرام مشیری ,