تبلیغات در دنباله
جستجو
آخرین نظرسنجی
انجام شد
بهترین لینک‌های روز
پربحث‌ترین لینک‌های روز
انجام شد
برچسب ها : بوس ( نتایج : 50 لینک )
عکسی از بوسیدن دست فرح توسط آخوندها در زمان شاه
منبع بالاترین . « توسط eslahat »
  آخوند , بوسیدن , دست , فرح ,

عکسی از بوسیدن دست فرح توسط آخوندها در زمان شاه
بدون شرح
  بوسیدن دست فرح توسط آخوندها ,

برکناری از رهبری کابوس بزرگ علی خامنه ای
در آستانه 22 بهمن روی صندلی چرخدار خود را از قم به تهران رساند و به دیدار علی خامنه ای رفت تا به او بگوید: این راه که تو می روی به ترکستان است! واقعی ترین نتیجه این ملاقات که خبر آن را می خوانید، آنست که علی خامنه ای بیش از هر چیز نگران موقعیت خویش است. تاکنون مهندس موسوی و هاشمی رفسنجانی تلویحا به این مسئله اشاره کرده بودند، اما در دیدار موسوی اردبیلی با علی خامنه ای، این مسئله با صراحت از سوی آیت الله اردبیلی مطرح شد و اگر نبود طرح مسئله از سوی خود خامنه ای، این مسئله با این صراحت مطرح نمی شد. این ملاقات نشان داد که خامنه ای در انتظار فرصت است تا دستور دستگیری موسوی و کروبی را هم بدهد و به همین دلیل خیلی روی نقشه جنگی فتح میدان آزادی در 22 بهمن حساب باز کرده است. این ملاقات نشان داد که خامنه ای خود بخوبی می داند که روحانیون و مراجع رهبری او را حداقل در 8 ماه گذشته تائید نمی کنند و او بشدت نیازمند آنست. چنان نیازمند که از آیت الله اردبیلی می خواهد وساطت کند! این ملاقات نشان داد که نه تنها کودتا، بلکه همه دستگیری ها و کشتارها و جنایاتی که در 8 ماه گذشته انجام شده زیر نظر خود او بوده است. تا آنجا که همه دستگیر شدگان را مجرم اعلام می کند! این ملاقات نشان داد که اگر مردم نیم قدم عقب بردارند و خیابان ها را ترک کنند، او برای حفظ مقام خود، دست به جنایاتی گسترده تر از آنچه در 8 ماه گذشته شاهد بوده ایم خواهد زد. بنابراین، هیچ راهی جز تشدید فشار بر وی وجود ندارد و او سرنوشت خود و جمهوری اسلامی را می خواهد به هم گره بزند. کاری که شاه کرد.
  برکناری از رهبری کابوس بزرگ علی خامنه ای ,

منصور اسانلو به سلول انفـــرادی منتقل شد
منصور اسانلو رئیس هیات مدیره سندیکای شرکت واحد و اتوبوس رانی تهران در پی اعتراض به ضرب و شتم گارد زندان به سلولهای انفرادی بند 1 زندان رجایی شهر منتقل شد. خبرگزاری هرانا - یک فعال کارگری که دوران محکومیت خود در زندان رجایی شهر را سپری می کند از روز چهارشنبه به سلول انفرادی منتقل شده است . به گزارش هرانا، منصور اسانلو فعال کارگری و رئیس هیات مدیره سندیکای شرکت واحد و اتوبوسرانی تهران که دوران محکومیت خود را در سالن 10 زندان رجایی شهر می گذراند در پی یورش گارد زندان به این سالن و ضرب و شتم زندانیان اعتراض نموده و از آن تاریخ به سلولهای انفرادی بند 1 منتقل شده است. در ماه های اخیر یورش گارد زندان و ضرب و شتم زندانیان به امری عادی بدل شده است و در آخرین مورد این درگیری که به شورش زندانیان تبدیل شد آخریان رئیس بند 1 و یک تن از نیروهای گارد مورد ضرب و شتم زندانیان قرار گرفتند. لازم به ذکر است در پی این یورش کلیه تماس های زندانیان رجایی شهر از روز چهارشنبه تا ساعاتی پیش قطع شده بود و زندانیان قادر به تماس با خانواده های خود نبوده اند.
  منصور اصانلو , فعال کارگری , سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی , سلول انفرادی , زندان رجایی شهر ,

جان منصور اسالو در معرض خطر جدی قرار دارد
بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،در طی چند روز گذشته زندانی سیاسی منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکای اتوبوس رانی تهران و حومه چندین بار با چاقو مورد تهاجم یکی از پاسداران قاتل قرار گرفته است. زندانی سیاسی منصور اسالو رئیس هیئت مدیره شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه در طی چند روز گذشته چندین بار با چاقو مورد حمله قرار گرفت. جمعه شب هنگامی که آقای اسالو درسلول همراه با سایر زندانیان سیاسی بود فرد مهاجم با چاقو بسوی او یورش برد ولی با هوشیاری و حمایت به موقع زندانیان سیاسی و سایر زندانیان این حملات دفع شد. صبح روز شنبه هنگامی که از حفاظت و اطلاعات باز می گشت و در حالی که پاسداربندها نظارگر بودند این فرد با مشت به صورت آقای اسالو ضربه زد.در طی این مدت زندانیان حتی از خود دفاع نکردند و تا به حال واکنشی نشان ندادن و با صبر و بردبار در مقابل این قاتل تحریک شده شکیبائی به خرج دادند. زندانی سیاسی منصور اسالو تا به حال چند بار به مسئولین زندان شکایت کرده است و تعداد زیادی از زندانیان نیز در این مورد شهادت دادند و حتی پاسدار بندها هم که شاهد حملات این فرد بودند شهادت دادند ولی تا به حال هیچ اقدامی برای جلوگیری از حملات این فرد صورت نگرفته است و فرد مهاجم به حملات و تهدیدات خود مبنی بر قتل آقای اسالو ادامه می دهد. کرمانی رئیس حفاظت و اطلاعات زندان به آقای اسالو گفته است که این پاسدار قاتل از خانواده شهید و جانباز است و ما نمی توانیم کاری انجام دهیم. فرد مهاجم پاسداری بنام محمد حسینی که بدلیل ارتکاب دو قتل که یکی از آنها قتل همسرش می باشد در زندان بسر می برد و در حال حاضر در بند 4 زندانی است.این فرد بعد از بازگشت آقای اسالو از سلول انفرادی بدون هیچ دلیلی حملات و تهدیدات خود را شروع کرده است. محمد حسینی هر بار که به آقای اسالو یورش می برد این جملات را تکرار می کند که تا تو را نکشم دست بر نخواهم داشت / من ترا خواهم کشت. محمود مغنیان رئیس بند 4 زندان گوهردشت به این پاسدار قاتل مسئولیتهای در بند داده است و این فرد از آزادی عمل کامل برخودار است . این فرد همچنین بطور دائم در حال تردد بین دفتر علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان و بخصوص در ارتباط مستمر با کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان است و هر سری که از دفتر آنها به بند بازگردانده می شود حملات و تهدیدات خودش را شدت می دهد. تحرکاتی که از چند هفته پیش علیه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج آغاز شده است . ابتدا بصورت یورش گارد زندان به سلولها، ضرب وشتم و اهانت و تخریب حداقل وسائل آنها صورت می گرفت. قبل از 22 بهمن با انتقال زندانیان سیاسی منصور اسالو و ارژنگ داودی به سلولهای انفرادی تشدید یافت. و از چند روز پیش تا به حال بصورت یک جنگ روانی و تهدید به قتل و حمله به آقای اسالو به نحو شدیدتری ادامه یافت. تمامی این تحرکات بخصوص حملات پی در پی به آقای اسالو به نظر می آید که قصد حذف فیزیکی او را دارند. آقای اسالو از ناراحتی قلبی رنج می برد و جنگ روانی و نا امنی که بر علیه او ایجاد کرده اند جان این زندانی را در معرض خطر جدی قرار داده است. تصمیم گیرندگان اصلی این حملات بازجویان وزارت اطلاعات می باشند. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،حملات روزهای گذشته که به قصد قتل آقای اسالو صورت می گیرد را محکوم می کند و نسبت به خطری که متوجه جان این زندانی است هشدار می دهد و برای نجات جان او از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل،سازمان جهانی کار واز سایر سندیکاههای کارگری جهان استمداد می طلبد و خواستار اقدامات فوری و عملی برای نجات جان این زندانی است. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
  منصور اسالو , زندانی سیاسی , رئیس هیئت مدیره شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه ,

شیرزنی در اتوبوس مشهد اعلامیه دعوت به حضور قدس سبز را بلند می خواند .
درود بر شما شیرزنان ایرانی‌.
  شیرزنی , اتوبوس , قدس سبز ,

رهبری گروه توسط یک پیرزن دلیر در اتوبوس ۵ دی
رهبری گروه توسط یک پیرزن دلیر در اتوبوس ۵ دی
  رهبری گروه , توسط یک پیرزن دلیر , 0در اتوبوس , ۵ دی ,

دهه سبز شروع شد، هر روزش را بر ضحاک زمان سیاه کنیم
دهه سبز از فردا شروع میشود . هر روزش را بر ضحاک زمان ، سیاه کنیم . راهپیمایی های اعتراضی ناگهانی در متروها ، پیاده روهای شلوغ و محل های تجمع - شعار نویسی در حد گسترده - اسکناس نویسی و انتقال شعارهای سبز و افشاگرانه - بوقهای ممتد در ترافیک شهر در حالیکه به ماشینهای اطراف لبخند میزنیم و آنها را هم به همراهی دعوت میکنیم - قراردادن سرود ملی ای ایران بر زنگ موبایل - داربی سبز - بحثهای گاه و بیگاه در هر مکانی که امکان یافتیم ، در تاکسی ها ، اتوبوسها ، مغازه ها ، شرکتها و ادارات و طرح ظلم و جور حاکمان - فشار بر بانکها در خروج سرمایه هر چند کوچک -سر دادن الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور بر بامها - ایجاد تشکلهای کوچک برای اطلاع رسانی و سازماندهی - دعوت و دعوت و دعوت به همراهی برای بزرگترین تجمع تاریخ سبز در 22 بهمن .
  دهه سبز , مترو , تاکسی , اتوبوس , بانک , الله اکبر , مرگ بر دیکتاتور , 22 بهمن ,

خودکشی یک زندانی در رجایی شهر
خبرگزاری هرانا - یکی از جوانان زندانی سالن جوانان زندان گوهردشت بر اثر فشارها و رفتارهای غیر انسانی در زندان اقدام به خودکشی نمود و جان سپرد. به گزارش فعالان حقوق بشر و دموکراسی، زندانی حمید رضا اسدی که به تازگی به سالن 12 در بند 4 زندان گوهردشت منتقل شده بود. نامبرده بارها نسبت به وضعیت خود اعتراض نموده و هر بار با تهدید و فحاشی به بند بازگردانده شده بود.
  حمید , رضا اسدی , زندانی , نوجوان , محبوس , زندان , رجایی , شهر , فشارهای , روحی , عدم تحمل , حبس , اقدام , خودکشی ,

یک زندانی: منصور اسانلو که انقلاب کرد، تا آزادی داشته باشد
«توی دفتر پیگیری وزارات اطلاعات، به مامور اطلاعات گفتم: تو می‌خوای من رو بازجویی کنی؟ یک کلمه جوابت رو نمی‌دم، بگذار کنار می‌خوام برات حرف بزنم، سی سالت هم نیست؛ من انقلاب کردم، من انقلاب کردم که استقلال داشته باشم، {با فریاد و مشت‌های گرده کرده} آزادی داشته باشم، {با فریاد و مشت‌های گرده کرده} عدالت اجتماعی داشته باشم، زن و بچه‌هام گشنه نباشن، دخترامونو به خاطر فقر به فحشا نبرند توی دبی، نبرند به اسلام‌آباد، نبرند به کراچی و کویت، این حرف‌های من بده؟ خودش که مامور اطلاعات بود، سرش رو انداخت پایین.» [۱] این سخنان مردی است که در تاریخ ۱۹ تیر ماه ۱۳۸۶ در خیابان گلبرگ تقاطع مسیل باختر، در چندصدمتری خانه‌اش، در حالیکه در اتوبوس شرکت واحد نشسته بود، یک ماشین پژو جلوی اتوبوسی که او را می‌برد، ‌پیچد و ماموران داخل پژو اتوبوس‌اش را متوقف کردند. هنگام بازداشت، به خاطر شدت کینه‌یی که از وی داشتند، به شدت او را کتک می‌زنند و منصور اسانلو از ۱۹ تیرماه ۸۶ ربوده می‌شود، ربوده شدنی که تا چند هفته بعد از آن رباینده‌گان‌اش نامشخص می‌ماند و ربوده شدنی که تا امروز به طول انجامیده است، تا سلول‌های انفرادی زندان مخوف رجایی‌شهر. [۲] منصور اسانلو متولد چهارم اسفندماه ۱۳۳۸ است [۳]، رهبر «سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه» که به قول خودش وقتی اسم «سندیکا» به زبان‌اش جاری می‌شود، شوق حرف زدنش می‌گیرد. [۴] چهره‌یی بسیار آرام و دوست داشتنی دارد، اگر از نزدیک او را ببینید به سان همان چهره‌ی آرام رفتار می‌کند و همان قدر متین و موقر است،‌ شور اعتراضی و اقدامات شجاعانه‌ی او هیچ به این چهره و مرد آرام نمی‌آید. تلاش برای داشتن اتحادیه کارگری مستقل و غیر دولتی او را اول بار در دی ماه ۱۳۸۴ به سلول‌های انفرادی زندان اوین کشاند و به این بازداشت، هشت ماهی هزینه داد که ۳ ماه‌اش چهار دیوار انفرادی بود و شکنجه و حبس و «عدالت اجتماعی» مقرر شده… نام منصور اسانلو با ضرب و شتم عجین شده، در هنگام بازداشت، در بازجویی، در سخنرانی. ۲۸ آبان ۱۳۸۵ اسانلو دوباره با ضرب و شتم بازداشت شد؛ ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای شرکت واحد که خود نیز اکنون زندانی است، شرح بازداشت دوباره با ضرب و شتم اسانلو را این‌گونه می‌گوید:«آقای اسانلو به اتفاق اینجانب و یک نفر دیگر از دوستان برای پی‌گیری کار کارگران اخراج شده سندیکائی به اداره کار مراجعه می‌کردیم که در بین راه آقای اسانلو برای خریدن روزنامه از اتومبیل پیاده شد و لحظاتی بعد من دیدم که وی در میان خیابان با یک نفر که یک کاپشن سفید به تن داشت گفت‌وگو می‌کرد… چند دقیقه بعد من متوجه فریادهای اسانلو شدم که با صدای بلند من را به کمک می‌طلبید. آقای اسانلو مرتبا فریاد می‌زد و از آن‌ها کارت شناسایی یا حکم
  منصور اسانلو , با فریاد و مشتهای گره کرده , رهبر سندیکای اتوبوسرانی تهران و حومه , زندان مخوف رجایی شهر , خیابان گلبرگ تقاطع مسیل باختر , اتوبوس شرکت ,

محمود تایتانیک!
مقایسه ی عکس مموتی و مشایی با دی کاپریو و ویلسنت ر تایتانیک
  2010 , kate wilsent , leonardo decaprio , محمود , ا.ن , احمدی نژاد , اسفندیار , اصفهان , بوسه , تایتانیک , دی کاپریو , رحیم مشایی , سفر استانی , عنتری نژاد ,

پخش غذا و ساندیس و کیک در میان گدایان گرسنه طرفدار ولایت که برای رسیدن به تهران ساعتها در اتوبوسهای دولتی بودند - ۹ دی
این همه لشگر آمده به عشق ساندیس آمده //پخش کیک و ساندیس در میان گدایان گرسنه طرفدار ولایت که برای رسیدن به تهران ساعتها در اتوبوسهای دولتی بودند// مقایسه کنید با جمعیت میلیونی سبز ها که برای ناهار در تظاهرات خود گلوله میخورد// ولایت خیلی سعی کرد ولی نتوانست جمعیت با شکوهی برای خودش جمع کند - ۹ دی
  پخش غذا , ساندیس و کیک , گدایان گرسنه طرفدار ولایت , تهران , اتوبوسهای دولتی , ۹ دی ,

حماسه اتوبوس در ۲۲ بهمن ۸۸
یکی از خوانندگان با ارسال عکس زیر: حماسه اتوبوس . عكس تعدادي از اتوبوس هايي كه در 22بهمن ماه مردم را از شهرهاي مختلف به تهران آوردند . در صورتي كه برنامه گوگل ارت را دراختيار داريد مي توانيد عكس هاي اين روز را كه نشان دهنده خالي بودن ميدان آزادي است ببينيد . عکس هايي كه از بالاي ساختمان ها گرفته شده تا 1000 اتوبوس را كه بسيجي ها را به تهران مي آورند نشان مي دهد .>>>>>>>> به نقل از سایت http://www.iranpressnews.com/source/072855.htm
  ایران , تهران , ۲۲ بهمن , اتوبوس , بسیجی‌ , بسیج , گوگل , ميدان , آزادي ,

راهپیمایی 3.5 میلیونی ؟
در تصاویرهوایی سیما ،تراكم انسانی را چقدر گرفته اید كه به 3.5 میلیون نفر رسیده اید؟ یك تقسیم ساده، تراكم را سی نفر در هر متر نشان می دهد و با همین تراكم جمعیت تظاهرات 25 خرداد معادل 14 میلیون نفر برآورد می شود كه در شهری 10 میلیون نفری عملا غیر ممكن است در حالی كه وزیر محترم كشور تعداد جمعیت حاضر در راهپیمایی روز چهارشنبه گذشته در تهران را 3.5 میلیون نفر اعلام كرده است، پرسشهایی درباره شیوه محاسبه این عدد به وجود آمده است. به گزارش خبرنگار «آینده»، اگرچه راهپیمایی بزرگ چهارشنبه گذشته آثار خوبی در تقویت نظام و حمایت از رهبری داشته است، اما ارائه آمار متناقض وبزرگنمایی موجب شده اصل این راهپیمایی تحت الشعاع حاشیه‌ها قرار گیرد. در سه روز اخیر كیهان جمعیت راهپیمایان در تهران را 4 میلیون، وزیر كشور 3.5 میلیون، آیت الله جنتی 3 میلیون و البته حجت الاسلام علم الهدی سخنران مراسم كه در میان آنها حاضر بوده تعداد را 2.5میلیون نفر اعلام كرده اند. اما به دلیل آنكه وزیر كشور و رییس شورای امنیت تنها مقام رسمی است كه اعلام آمار در حوزه وی قرار دارد، «آینده» آمار وزارت كشور را مبنا قرار می‌دهد. براساس تصاویر هوایی پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی، جمعیت راهپیمایی روز چهارشنبه، از تقاطع خیابان قریب در خیابان آزادی تا میدان انقلاب، سپس خیابان انقلاب تا میدان فردوسی حضور داشته و در تصویر دیگری جمعیت پراكنده ای نیز در روی پل روشندلان مشاهده گردید.
  راهپیمایی , ملت , ايران , روحانيون , دانشگاه , صدا و سيما , پل روشندلان , اتوبوس ,

سه تصویر از شبیه سازی حمله دانشجوی ایرانی به دانشجوی کانادایی در آسانسور!
لحظه وقوع جرم
  آسانسور , دانشجوی ایرانی , سینه زن , بوسه ,

بیست و دوم بهمن: رویا، واقعیت، کابوس
صف‌ آرائی سرنوشت سازی که از فردای درگیری خونین عاشورا در میان جنبش سبز دموکراسی طلبی مردم ایران از یکسو، و حاکمیت سیاه استبداد دینی از سوی دیگر آغاز شده بود شکل نهائی خود را یافته و حالا هر طرف دارد ابزار مبارزه خود را برای روز حادثه صیقل می‌دهد. ابزار جنبش سبز، این صف متحد تازه شکل گرفته‌ی دموکراسی طلبی، انسانی‌ترین، مدرن‌ترین و کاراترین سلاحی است که در زرادخانه‌ی بشر قرن بیست و یکمی یافت می‌شود: همسرائی صداهای متفاوت اما موزونی که به وسعت وطن آواز گوشنواز آزادی را فریاد می‌کنند؛ امواج آرام اقیانوسی از پیکره‌‌های مواج آدمی که با نماد سبزشان به جنگلی با سرشاخه‌های نورسته ماننده‌ است؛ میلیون‌ها بازوی برافراخته با انگشت‌های باز شده به علامت پیروزی؛ و از همه برتر، گام زدنی بلند و پر توان برای واقعیت بخشیدن به رویای شیرین آزادی؛ و این همه با انگشتی بر دوربین‌های دیجیتال و انگشتی دیگر بر کیبورد کامپیوتر تا با انتشار بی‌وقفه‌ی واقعیت، از حقیقت در مقابل دروغ محافظت شود. حاکمیت سیاه استبداد مذهبی، این سیاه‌ترین نوع استبداد، به ظاهر با دبدبه و کبکبه نظامی ولی در واقعیت با هیبتی پوشالی، غیرانسانی‌ترین ابزار سرکوبش را آماده کرده است: پاهائی متزلزل و سست که در پشت هیبت لباس‌های ضد شورش پنهان شده‌اند؛ خیل عظیمی از انسان‌های اجیر شده بسیجی و سپاهی شخصی پوش؛ خیل دیگری از مردم ناآگاهی که هنوز چشمشان به دروغ بزرگ حکومت دروغ پرداز باز نشده؛ گاز اشک آور و فلفل؛ تیر هوائی و زمینی؛ عربده‌ی ترسخورده‌ای که از گلوی گشاد بلندگوهائی دولتی بیرون می‌زند؛ و از همه مضحک‌تر، ادعای پوچ دولتیان در مورد پایه‌های مردمی «انقلاب شکوهمند اسلامی» که قرار است از سکوی رسمی میدان بی‌مسمای آزادی اعلام شود، تا واقعیتِ کابوس مانند بیست و دوم بهمن امسال را برای دشمنان آزادی قابل تحمل کند. واقعیت، این سنجه‌ی خدشه‌ناپذیر حقیقت، بر هر سوی این صف‌آرائی اثر متفاوتی دارد. صف متحد دموکراسی طلبی، آبدیده‌تر از همیشه، با بهره‌وری از تجربه‌های موفق بشریت امروز، و تجربه روز بروز نیمسال گذشته خویش، با استواری بی‌سابقه‌ای ایستاده است. این صف بر آن است که با تکیه بر آگاهیش رویای شیرین آزادی را یک قدم بلند به واقعیت نزدیک کند. صف متزلزل استبداد دینی با چشم بستن به واقعیت خیال دارد با پس زدن کابوسی که خوابش را آشفته کرده است به کابوس سی ساله‌ تسلطش بر این مردم به پا خاسته ادامه دهد. هر کس که دلی خواهان آزادی در سینه دارد، چه ایرانی و چه غیر ایرانی، در بیست و دوم بهمن امسال چشم انتظار حماسه تازه‌ای است که مردم حماسه ساز ایران در کار ساختنش هستند: حماسه‌ای متکی بر واقعیت برای طرد کابوس استبداد، و تحقق رویای آزادی.
  بیست و دوم بهمن: رویا، واقعیت، کابوس , دموکراسی طلبی، انسانی‌ترین، مدرن‌ترین و کاراترین سلاح جنبش سبز , حاکمیت سیاه استبداد مذهبی ,

لباس شخصی ها سرنشینان اتوبوس عازم به قم را بازداشت کردند!
جنبش راه سبز (جرس): نیروهای امنیتی اتوبوس حامل جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی، فعالان جنبش زنان و اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر را که برای شرکت در مراسم تشیع پیکر آیت الله العظمی منتظری قصد سفر به قم را داشتند، متوقف کرده و چندین نفر از آنها را بازداشت کرند. به گزارش نوروز، افراد لباس شخصی که تعداد آنها بیش از 15 نفر بود، بدون ارایه هرگونه کارت شناسایی با متوقف کردن اتوبوس همه سرنشینان آن را بازداشت کردند. لباس شخصی ها در برابر اصرار فخرالسادات محتشمی پور مبنی بر ارایه کارت شناسایی و اعتراض سایر مسافران مبنی بر اینکه با چه مجوزی آنها را متوقف و بازداشت می کنند، گفتند: شما صلاحیت اینکه از ما کارت بخواهید ندارید. آنها همچنین در حین برخورد تند و خشن با همسر عبدالله مومنی خطاب به مسافران گفتند که شما با چه مجوزی قصد عزیمت به قم را دارید! لباس شخصی ها پس از گرفتن کارت شناسایی و موبایل افراد حاضر در اتوبوس، برخی از آنان را رها کرده و تعدادی را با ماشین های پژو 405 به مکانی نامعلوم منتقل کردند. از اسامی دقیق بازداشت شدگان قطعی خبری در دست نیست، اما شیوا نظرآهاری و محبوبه عباسقلی زاده جزو بازداشت شدگان قطعی هستند.
  لباس شخصی ها , سرنشینان , اتوبوس , قم , بازداشت ,

حمله وحشیانه به مسافران یک اتوبوس در 22 بهمن
روایت یک شاهد عینی از حمله‌ی کودتاگران به سرنشینان یک اتوبوس در روز ۲۲ بهمن سایت ندای سبز آزادی: متن حاضر مشاهدات بنده بعنوان یکی از مسافرین اتوبوسی است که بعد از ظهر بیست و دوم بهمن در خیابان ستارخان به وحشیانه ترین شکل ممکن مورد هجوم نیروهای گارد ویژه قرار گرفت. پسرک 15-16 ساله ای که پیراهن سبز رنگ به تن داشت با اشتیاق آن چه بر او گذشته بود برای سایرین شرح میداد که ناگهان یکی از مسافران زن با الفاظ رکیک و فحاشی به استقبال سخنانش رفت. پسرک سعی کرد با زبان منطق و به آرامی زن را قانع کند، اما مجدد با فحاشی زن روبرو شد که این بار این حرکت از جانب سایر مسافرین بی پاسخ نماند و همگان زبان به اعتراض گشودند و وقتی زن به هیچ صراطی مستقیم نبود شروع به هو کردن نمودند تا جایی که زن به همراه مرد همراهش در ایستگاه بعد جیغ و فریاد کنان و همراه فریاد شادی و هلهله ی مردم پیاده شد. چند متر جلوتر کنار مسجدی که به ظاهر پایگاه نیروهای نظامی در آن روز بود در مقابل چشمان متحیر مسافرین، زن و مرد با عجله خود را به آنان رساندند و انگشت اتهام به سوی اتوبوس بی دفاع نشانه رفتند. نیرو های گارد ویژه با استناد به سخنان این هتاک طرفدار حکومت که \" خود \" فضای اتوبوس را به التهاب کشانده بود ؛ به مردم حمله بردند در حالی که زن کنار پله های اتوبوس با نگاه حریص و با لذت به صحنه های در پیش رو چشم دوخته بود. بی‌شک حمله به مردم بی دفاع و اعمال خشونت در برابر سکوت و اعتراض آن چنان تصویر جنایت کارانه‌ی فراموش ناشدنی و هولناکی بر جای گذاشته که یک حکومت مدعی دموکراسی و اسلام‌گرایی را این چنین برای هشت ماه زیر سوال برده . و بعد از این همه تازه به جایی رسیده ایم که درنده خویی‌های بی پایان هنوز تمامی نیافته و به مردم بی دفاع محصور در فضای بسته‌ای مثل حسینیه جماران در شب عاشورا و حیرت آورتر از آن در تنگنای صندلی‌های اتوبوس شرکت واحد ِمزین به پرچم و پوسترهای 22 بهمن هم رحم نمی‌کنند . جرم مسافران بی دفاع اتوبوس , تنها و تنها اعتراض کلامی به ادبیات سخیف و رایج حامیان خشونت طلبی بود و پاسخشان دستور گرفتن نیرو های حکومتی از یک ادعای کودکانه و غیر مستند برای ضرب و شتم وحشیانه و دستگیری , آن هم در فضای محصور اتوبوس ! نیروهای حافظ ِ جان و مال و ناموس! بیمار گونه به اتوبوس حمله کردند و بدون هیچ ملاحظه‌ای و با ولعی خاص نسبت به قسمت بانوان، مردان و زنان بی‌گناه را میان فشردگی جمعیت و صندلی‌ها زیر مشت و لگد و باتوم گرفتند و پیاده کردند و بیش از نیمی از مسافران اتوبوس را به اسارت بردند. حال در همهمه‌ی جشن و پایکوبی رسانه‌ی متوهم ملی و رسانه‌های مکتوب و غیر مکتوب وابسته؛ کدام قدرت است که توان این را داشته باشد تا تصویر حمله‌ی وحشیانه‌ی نیروهای تا دندان مسلح گارد حکومتی را در قاب تنگ پنجره های اتوبوس از ذهن مردان و زنان دردمند این سرزمین پاک کند؟
  مسافران اتوبوس , 22بهمن ,

بخدا تصادف عمدی نبود، حالا فكر كن مثل بقيه چيزها دروغ ميگن ! --- (علیرضا رضایی)
در حادثه تلخ برخورد دو اتوبوس كه در شيراز اتفاق افتاد تعدادي دانشجوي ناكام كه هنوز نه زندان رفته بودند نه به چيزي اعتراف كرده بودند و براي همين ناكام بودند متاسفانه كشته و زخمي شدند . در اينجا و با توجه به اينكه اتوبوس يك وسيله اي است كه وقتي دانشجو سوار آن ميشود راننده حتماً خوابش ميبرد و نيز با توجه به سوابق ارزشمند دانشجوياري جمهوري اسلامي هزار و يك دليل براي اثبات عمدي بودن اين حادثه به ذهنمان رسيد كه هزارتايش را اينجا مي آوريم آن يك دانه اش پيشكش : تصادف عمدي بود چون :....
  تصادف , اتوبوس , دانشگاه آزاد , دانشجو , علیرضا رضایی ,

هرانا؛ مهدی اسماعیلی هفته گذشته در زندان رجایی شهر اعدام شد
خبرگزاری هرانا - یک زندانی محبوس در زندان رجایی شهر کرج که به جرم قتل در سن 19 سالگی مرتکب شده بود اعدام شد. به گزارش هرانا، مهدی اسماعیلی، 26 ساله که به جرم قتل در سن 19 سالگی به مدت 7 سال در اندرزگاه 5 زندان رجایی شهر کرج بسر می برد هفته گذشته از سوی اجرای احکام، حکم اعدام در مورد ایشان اجرا شد. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در سالجاری مجموعا بیش از 562 بار برای متهمین قتل، تجاوز، مواد مخدر و زندانیان وجدانی حکم اعدام صادر و اجرا نموده است.
  مهدی اسماعیلی , زندانیان , عادی , محبوس , زندان , رجایی شهر , کرج , اعدام ,

مصاحبه بایکی از اتوبوسهای شرکت کننده
با تعظیم به رهبر معظم انقلاب و با تکریم به رئیس جمهور محترم و با ترحیم به اتوبوسهایی که در جریان جنگ تحمیلی نابود شدند و با تنظیم به موتور پاک اتوبوسهایی که در جریان فتنه اخیر به دست فتنه گران و منافقین تنظیمشان به هم خورده و پیکر پاک و تمیزشان به آتش کشیده شد. هم اکنون در خدمت یکی از اتوبوسهایی هستیم که متعلق به بسیج یکی از شهرستانهای جنوبی کشور است. این اتوبوسهای متعهد و مکتبی با حضور خودشون در این نهضت عظیم، جفتک محکمی به اگزوز استکبار جهانی و عوامل داخلی اش زدند. خوب اتوبوس جان به تهران خوش آمدی. لطفا خودت را معرفی کن و بگو که از کجا آمده ای و چرا آمده ای و به قول معروف هرچه میخواهد دل تنگت بگو.............. اتوبوس: بسمه ای تعالی و با درود به رهبر دولوکس و کولردار انقلاب و با سلام به رئیس جمهور دنده اتوماتیک بی ترمز و کلاچ. راسش ما به فرموده رهبر کیفور العالمین، با هزار زحمت از راه دور خودمون رو اینجا رسوندیم که بگیم ای رهبر راننده، زودتر بزن تو دنده. و ای رهبر آزاده، ایران پر از مواده. ما دو سه شب و روز کوبیدیم و اومدیم. هزار کیلومترم بیشتر. هرچی که ما را اومدیم، به عشق آقا اومدیم. با بیست سی تا اتوبوس دیگه از یه شهرستان دور اینجا اومدیم. البته بین راه هم با اتوبوسای دیگه که میامدن چفت شدیم. ما اومدیم که اولا مشت محکمی بزنیم توی رادیاتور همه ی اتوبوسای دو طبقه ساخت انگلیس و آمریکای جهانخوار. بعدشم یه لگد بزنیم توی اگزوز این اتوبوسای دراز تاشو عامل امپریالیس. بعدشم میخوایم از آمریکای جهانخوار بپرسیم که چی از جون آقای ما میخواد. ما اهل کوفه نیستیم، دنده خلاص بایستیم. آهای امریکا، چی از جون مردم ما میخوای؟ چرا این آمریکاییا و انگلیسیا چشم ندارن که ببینن مردم ما تو ناز و نعمت غلت می زنن و ساندیس و ساندویچ مجانی میخورن؟ ما اتوبوسای خط امام خامنه ای نمیخوایم تا ابد گازوئیل مصرف کنیم. ما سوخت اتمی میخوایم. به این عوامل استکبار میگیم که ما اهل کوفه نیستیم، بی گازوئیل بایستیم.
  ساندیس , اتوبوس , ۲۲ بهمن , حسین پویا ,

میرحسین موسوی : مردم ما به خوبی فرق میان دینداری رحمانی و قدرت طلبی در لباس دین را می فهمند
مراسم 22 بهمن امسال تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند.درهیچ سالی این همه نیروی نظامی و انتظامی و امنیتی به خیابان ها آورده نمی شد. برخوردهای خشن و وحشیانه ای که مخصوصا در میدان صادقیه و بعضی نقاط دیگر دیده شد در سال های قبل نبود. در سال های قبل مردم با هر شکل و قیافه و شعاری که می خواستند در راهپیمایی شرکت می کردند ولی امسال مأموران خشن، حتی طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند. گمان نمی کنم اثر این برخوردها به سادگی از خاطره مردم برود. بنده و جناب آقای کروبی در مشورتی که داشتیم فکر کردیم پیشنهادی که قبلا داده ایم را تکرار کنیم و آن اینکه اجازه داده شود جنبش راه سبز با توجه به اصل ۲۷ قانون اساسی، برای یک راهپیمایی مردم را دعوت کنند. نحوه استقبال می تواند به حرف و حدیث ها پایان دهد. ما اعتقاد داریم که اگر دعوت جنبش سبز و تشکل های اصلاح طلب و مراجع عظام و دیگر شخصیت های نظام نمی بود، امسال ما یک راهپیمایی بی رمقی داشتیم که اکثریت آن را نیروهای نظامی و انتظامی که از سراسر کشور جمع شده بودن تشکیل می داد، یعنی مسیرهای راهپیمایی وضعیتی می داشتند که میدان آزادی به هنگام سخنرانی داشت. صطلاح راهپیمایی مهندسی شده را بیشتر می پسندم. بنده با توهین به کسانی که موافق شعارهای جنبش سبز نیستند مخالفم. قرار نیست و قرار نبود که همه با ما هم رأی باشند و اگر کسی با ما هم رأی نیست انسان بدی شمرده شود. همه هموطنان ما هستند. منهای یک عده قمه کش و آدمکش، همه خواهران و برادران ما هستند. حتی نیروهای نظامی و انتظامی برادران ما هستند و می دانیم که مجبور به اعمال خشونت می شوند. البته هزینه های گزاف و استفاده از اهرم های استخدامی و امکانات دولتی برای جمع کردن جمعیت محکوم است. بنده یادم می آید که برای آن که دستگاه دفاعی در زمان جنگ کامیون هایی را برای جبهه در اختیار بگیرد با چه موانع شرعی و اجرایی روبرو بود و حتی در شرایط بسیار بحرانی جنگ، توسط حضرت امام اجازه داده شد از کامیون های شخصی به شرطی استفاده شود که دولت رسما هزینه ها و خسارت های وارده را تقبل کند، که کرد. ولی برای این راهپیمایی، تقریبا بیشترین اتوبوس ها و حتی قطارها برای جمع آوری جمعیت و نیروهای نظامی و انتظامی در اختیار قرار گرفته شده بود. اینگونه مهندسی اجتماعات نه تنها افتخاری ندارد، بلکه شبیه همان ذهنیت استبدادی و رویه های پیش از انقلاب است. در زمان پهلوی ها هم اگر کارمندی در تجمعات مورد نظر آنها شرکت نمی کرد، دچار مشکل می شد. افتخار نظام ما در سال ۵۷ و بعد از آن این بوده که مردم بطور خودجوش در این نوع مراسم شرکت می کردند و افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده و یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب. ده ها میلیون ایرانی که در این کشور با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی دمدمی و ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند، خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر سرنوشت خود، این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند./ ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش، پیام هایش، گفتگوهای تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد./ سبز بودن یعنی «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات قانونی دیگر. می خواهم به عنوان یک همراه جنبش سبز، باز هم بر گسترش آگاهی در سطح ملی به عنوان مهم ترین وسیله برای نیل به پیروزی تأکید کنم. ما می خواهیم اهدافمان را در کنار مردم و با آنها بدست آوریم./جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است و هر چه آگاهی ملت به حقوق خود بیشتر شود، نیروی عظیم تری پشت این مطالبات قرار خواهد گرفت.نده خیلی واضح و آشکار می گویم هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد، ما آن را نه علامت ضعف حاکمیت خواهیم شمرد و نه آن را خوار و کوچک جلوه خواهیم داد، بلکه آن اقدام علامت قدرت جمهوری اسلامی خواهد بود. ما دوست داریم که خود حاکمیت، متشکل از همه ارکان آن، تضمین های لازم را برای انتخابات های آزاد، رقابتی و غیرگزینشی فراهم آورد./ بنده صریحا می گویم انتشار «کلمه سبز» و «اعتماد ملی» حتی اگر ضرری هم داشته باشد، ضرر آن کمتر از رسانه های غیرملی داخلی و رسانه های خارجی است. می دانم قبول نخواهد شد، یا حداقل در شرایط کنونی قبول نخواهد شد. ولی می گویم وجود کانال یا کانال های رادویی و تلویزیونی برای جنبش سبز، نظام را تقویت می کند و به وحدت ملی کمک می کند. بنده ترس آن را دارم که محدودیت های فکری باعث شود ما از کشورهای دست چندم منطقه هم عقب بیفتیم و نمی دانم چگونه ملت ما می تواند از خود در مقابل امواج برون مرزی که قطعا به فکر مصالح ملی خودشان هستند، محافظت نماید. مضحک است اگر تصور کنیم با پخش پارازیت، هک کردن ها و فیلتر کردن ها، این امواج را می توانیم کنترل کنیم/مردم ما نمی توانند تحمل کنند که به نام دین رفتار های غیر دینی بلکه ضد دینی رواج یابد/مردم ما به خوبی فرق میان دینداری رحمانی و قدرت طلبی در لباس دین را می فهمند. این تعریف یک ملت نیست. این حاکمیت یک فرقه است و دزدیدن مفهوم ایرانیت و حس ملی و این خطرناک ترین راهبردی است که ما اکنون در مقابل آن قرار داریم. سلاح ما در مقابل چنین کژراهه ای، رفتن به سمت میثاق ملی و مذهبی مان و تکیه بر آرمان هایی است که به ایرانی پیشرفته و صلح جو در سطح جهانی و در سطح ملی منجر می شود./ما اثر خس و خاشاک نامیدن مردم را دیده ایم. بگذاریم یکبار هم با احترام با مردم صحبت کنیم. در بعضی موارد، اجتناب از برخی اقدامات نامناسب می تواند به بهبود فضای ملی کمک کند. مثالش رفتار وحشیانه در میدان صادقیه در ۲۲ بهمن و امثال آن و حمله به مردم و خانواده شهدا و فرزندان آنهاست. چه کسی می تواند ادعا کند که این اقدامات فضاحت بار می تواند به نظام ما کمک کند؟/ فیلمی که اخیرا در مورد حمله به خوابگاه دانشجویان پخش شد نشان می دهد که تا چه اندازه روحیه فرقه گرایی، سبعیت ایجاد می کند. به نظر کسانی که مشغول ضرب و شتم دانشجویان هستند، فرزندان این ملت از حیوانات هم کم ارزش تر می نماید و فاجعه بارتر اینکه در سطوح مختلف، مسئولین می گویند که نمی دانند حمله کنندگان چه کسانی هستند. این توهینی بدتر به شعور دانشجویان و مردم است. آنچه در این فیلم جالب توجه است این است که در میان همین افراد نیروی انتظامی، کسانی دیده می شوند که دیگران را از ضرب و شتم نهی می کنند. ای کاش نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی کشور، اقتدار را نه در سرکوب و ضرب و شتم، بلکه در ایجاد فضای امن برای همه ایراانیان، صرف نظر از طرز فکر و عقایدشان، می دانستند. چه ضرورتی داشت فضای میدان صادقیه با نارنجک فلفلی و شیمیایی آلوده شود؟ همه این روش ها، ما را از راه حل های منطقی دور می کند. تضمین انتخابات آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و سالم، کلیدی ترین بخش راه حل هاست. اگر این امر حل نشود، ریزش مشروعیت نظام سرعت خواهد گرفت. جنبش راه سبز باید بطور مکرر و در هر شرایط و مکان، روی انتخابات آزاد، رقابتی و غیرگزینشی تأکید کند. همانطور که آزادی زندانی ها، آزادی رسانه ها و برچیده شدن فضای امنیتی در جای خود بسیار مهم هستند و باید ضرورت این راه حل ها را نه تنها به گوش حاکمیت، بلکه به گوش همه مردم کشورمان برسانیم./چرا وقتی میلیون ها دانشجو در سراسر کشور در پشت جنبش سبز است، به آینده امیدوار نباشیم؟/ - در بدنه جنبش، تعداد قابل ملاحظه ای از روحانیون متعهد و آگاه و مبارز حضور دارند. سبزها باید بدانند موضعگیری چند نفر روحانی تندرو و مغرض، نظر همه روحانیت و مراجع نیست. روحانیت اصیل ما هیچگاه مردم را با الفاظ رکیک خطاب نمی کنند یا از قتل و ریختن خون و در محبس کردن بیگناهان حمایت نمی کنند. روحانیت اصیل ما می داند که تهمت و شکنجه و آبروی دیگران را ریختن و تجسس حکمش در اسلام چیست. روحانیون واقعی ما مصالح اسلامی و ملی را از منافع فرقه ای و جناحی تشخیص می دهد و این روحانیون در کنار دانشگاه و متحد با دانشگاهیان هستند و اهمیت این وحدت را می دانند ما روحانیون فعال در جنبش سبز را ذخیره جنبش و پشتوانه بسیار مهم آن می دانیم. حضور آنها در جنبش سبز در شرایطی که از انواع روش ها و وسایل برای متهم کردن راه سبز به بی دینی و وابستگی به بیگانگان استفاده می شود، جنبه حیاتی دارد. به همین دلیل، به همه کسانی که به امید اینده ای بهتر برای ایران عزیز به جنبش پیوسته اند عرض می کنم که پیوسته مراقب باشیم در دام تبلیغاتی که می خواهد روحانیت کشور را به جنبش بی اعتماد کند نیفتیم. کارناوال روز عاشورای سال ۷۶ و نمایش ها و تمهیدات شبیه آن از یادمان نرود. مخالفان جنبش اگر نه همه، ولی بخشی از آن، به هیچ اصول اخلاقی و دینی پایبند نیستند./بنده مطمئن هستم که سبزها در هیچ برنامه هنجارشکنانه یا تخریبی که موجب اذیت و ازار مردم بشود شرکت نخواهند کرد. ایجاد انفجار و آتش سوزی با مشی جنبش سبز که تلاش کرده است همواره حرکت هایش مسالمت آمیز و عمیق باشد سازگاری ندارد. سبز بودن به لباس و نماد نیست. سبز بودن به رفتار و اخلاق است. اگر این اصل مهم مورد توجه قرار گیرد و اعضای جنبش یکدیگر را به رعایت آن توصیه کنند، قطعا از آسیب هایی که ممکن است عده ای در لباس جنبش سبز انجام دهند جلوگیری خواهند کرد
  میرحسین موسوی , 22 بهمن , سپاه , جنبش سبز , صادقیه , چهارشنبه سوری , کلمه سبز , اعتماد ملی , اتوبوس , دانشجویان , زندانیان , مشروعیت , روحانیون , خس و خاشاک , بزغاله , نی ,

در مترو و اتوبوس و اماکن عمومی همه بلوتوث ها روشن!!! رسانه جدید سبزها
بچه ها من دیروز در مترو که بودم با دوستم اومدیم بلوتوث بازی کنیم یک دفعه دیدم یک فایل متنی به نام 22 بهمن از طرف یکی داره برام ارسال میشه! قبول کردم و محتوی فایل دقیقا این بود: Be name khoda 22 Bahman ghabl az saate 9 az harja ke hastim ba sokoot khodeman ra be meydane azadi miresanim va ta zamani ke jamiat millioni nashod hich shoari nemidahim.Elame masir haye rah peymaee az dolat tarfandi baraye sarkoob khahad bud(eshtebahe 13 aban ra tekrar nakonim). 22 Bahman masiri nakhahad bood. Hame ba sokoot be azadi miravim va hengami ke millioni shodim shoar midahim. Ta ghabl az millioni shodan az hargoone shoar ya harkate sabz khod dari konid. Rasaneh shomaeed. Lotfan in matn ra be digaran bluetooth konid. Be Omide Sarnegoonie Dictator بعد خیلی خوشم اومد و به خودم گفتم عجب فکر خوبیه! ولی چرا این روش رو کسی تو اینترنت تبلیغ نمیکنه؟ بچه ها بیاین یک کاری کنیم. بیاین یک صفحه بزنیم توی فیس بوک و مطالب و عکس و فیلم و پوستر برای بلوتوث توش پست کنیم! بعد از همین روش بین مردم پخش کنیم. نظرتون چیه؟
  مترو , اتوبوس , اماکن , عمومی , همه , بلوتوث , ها , روشن , رسانه , سبزها ,

رهبری گروه توسط شیرزنی سالخورده در اتوبوس
رهبری گروه توسط شیرزنی سالخورده در اتوبوس
  رهبری , گروه , توسط , شیرزنی , سالخورده , در , اتوبوس ,

از کابوسی به کابوس دیگر ۹ روز دیگر محرم است
“۱۶ آذر” پس از ۵۵ سال، دوباره متولد شد. از کابوسی به کابوس دیگر. ۹ روز دیگر محرم است! تاسوعا و عاشورا نیز بعد از ۳۱ سال دوباره متولد می شود؟ ۱۶ آذر پشت سر گذاشته شد. حتی اگر هیچ خبر و عکس و فیلمی از دانشگاه ها و خیابان های منتهی به دانشگاه ها در تهران و بسیاری از شهرهای کشور مخابره نمی شد و تنها خبر و فیلم مجاز دیروز برای مخابره آرایش نظامی سپاه و بسیج و شلاق بدست های بسیجی بود نیز کافی بود تا همگان بدانند که دیروز ۱۶ آذری بسیار متفاوت در ایران برگزارشد. چنان متفاوت که در ۵۵ سال عمر ۱۶ آذر سابقه نداشته است. به همین دلیل است که می توان گفت ۱۶ آذر، روز گذشته، با فریاد “مرگ بر ستمگر- چه شاه باشه، چه رهبر” و در زیر پرده ای از دود ناشی از گاز اشک آور و گاز فلفل و نارنجک پرانی های بسیج، یکبار دیگر در ایران متولد شد. پس از ۵۵ سال، ۱۶ آذر هویت واقعی خود را یافت. یعنی فریاد مردم علیه کودتا. مردمی در خیابان و بر بام خانه ها و دانشجویانی در دانشگاه ها. در آذر ۱۳۳۲، دانشگاه تهران یگانه دانشگاه واقعی ایران بود و امروز دهها دانشگاه در سراسر کشور به بزرگی دانشگاه تهران سال ۱۳۳۲ فعال است. در سال ۱۳۳۲ بخش اندکی از تهرانی ها که پس از به خون کشیده شدن تظاهرات دانشگاه تهران از فاجعه با خبر شده بودند سعی کردند خود را به دانشگاه تهران برسانند که فرمانداری نظامی وقت مانع آن شد و تظاهرات در امام زاده عبدالله و هنگام به خاک سپاری سه دانشجوی قربانی، یعنی قندچی، بزرگ نیا و شریعت رضوی ممکن شد. در ۱۶ آذر امسال مردم، بیش و پیش از دانشجویان سینه علیه کودتا سپر کرده اند و دانشجویان بخشی از این پیکره اند. اینهاست آن تفاوت های بزرگی که به تولد دوباره ۱۶ آذر معنا و مفهومی تازه می بخشد. هر دو فریاد علیه کودتا بود. ۵۵ سال پیش علیه کودتای ۲۸ مرداد و اکنون علیه کودتای ۲۲ خرداد. وسعت حضور مردم و مقاومت و آگاهی ملی کنونی را اگر با ۵۵ سال پیش مقایسه کنیم، آنوقت به عظمت ۱۶ آذری که دیروز متولد شد بیشتر پی می بریم. حکومتی که نمی خواهد این را بفهمد و یا اگر می فهمد، می خواهد با آن مقابله کند، مشت بر سنگ نمی کوبد؟ دیروز دانشجویان و دانشگاهیان پیشتاز بودند و مردم حامی آنها، ۱۰ روز دیگر محرم آغاز می شود و دانشجو و غیر دانشجو، زن و مرد، پیر و جوان، کارمند و کارگر… استقبال از تاسوعا و عاشورائی را آغاز می کنند که می رود تا به تولد دوباره تاسوعا و عاشورای ۳۱ سال پیش بیانجامد. تاسوعا و عاشورائی که شاه را از جا کند و یک سال مقاومت ارتش شاه در برابر جنبش مردم را در هم کوبید. درجریان انقلاب ۵۷ نیز تا رسیدن آن تاسوعا و عاشورای تاریخی سال ۵۷ شاه و ارتش او نیز جنایت کم نکردند.
  ۱۶ آذر , کابوس , محرم , تاسوعا , عاشورا ,

اتوبوس آخر جنبش
آمدم اینطرف که از روزهای پس از پیروزی انقلاب سبز بگویم، از چه باید کردها، چه نباید کرده‌ها، از قانون اساسی تازه، از باورهای خودم، نتوانستم، نشد. هوای بازارها گرم بود. جایی را هم که دنبالش می‌گشتم پیدا نکردم. نقشه‌ام را همینجا کنار این نیمکت‌ها گذاشتم. اتوبوس ساحلی را گرفتم. گفتم اتوبوس ساحلی را می‌گیرم. تا آخر خط می‌روم دوباره برگردم. هر کجا هم که جلوی نمایشگاهی ایستاد پیاده می‌شم. بجای نوشتن هم حرفهایم را توی صداگیر ضبط می‌کنم. اینجوری هم می‌توانم دور و برم را ببینم هم دیگر تهیجی و هیجانی ننویسم. تهیجی که دیگر نمی‌توانم بنویسم. انگیزه ایی برای کف زدن و هورا کشیدن و تشویق کردن ندارم. انقلاب بزرگ دارد با شخصیت مستقل و پرتوانش با شتاب به پیش می‌رود و همه ی ما را هم بدنبال خودش می‌کشاند. مردم هم که می‌خواهند به زودی جمهوری اسلامی را به کوچه پس کوچه‌های محرم و صفر و اسلام و آئین‌های دیگرش بکشانند. و از جنبش جنبش ساز تنباکو، تا انقلاب مشروطیت و تا انقلاب ۵۷ هیچ دیکتاتوری نتوانسته است از کمینگاه‌های این میدان رزم مردمی بدون شکست بیرون برود. جمهوری اسلامی هم نخواهد توانست. اینها را توی راه که می‌آمدم با خودم دوره می‌کردم، اینجا که رسیدم حواسم باین سایه بانها پرت شد. نوازنده‌ها هم هنوز نیامده بودند. صداگیرم را روشن کردم. کنار خیابان ایستادم. کنار خیابان ایستاده‌ام. اینرا از صدای رفت و آمد ماشین‌ها می‌گویم. گردشگرها همه جا را گرفته بودند. آمریکایی‌ها و روس‌ها و انگلیسی‌ها و اسرائیلی‌ها و کشورهای جاسوس ساز دیگر هم دوباره برای نفوذ در فردای ایران دست بکار شده‌اند. انگار کسی از کنارم عبور می‌کرده. آهسته حرف می‌زنم. صداگیرم را دوباره بر می‌گردانم. مفهوم نیست. پچپچه است. از خیابان عبور می‌کنم. خیال می‌کنم ساز زنها باید زیر یکی از نخل‌های اون طرف خیابان ایستاده باشند. نیستند. اینرا دوبار گفته‌ام. چیز دیگری هم می‌گویم. نمی‌فهمم. این صدای دستفروشی ست که توی بازار نشانی اینجا را ازش گرفتم. خیلی چیزهای دیگر را هم دوبار گفته‌ام. این یکی را چند بار گفته ام: "آنها که نمی‌دانستند نادان بودند، آنها که می‌دانستند و انکار می‌کردند...." جمله‌ام را تمام نکرده‌ام. شاید هم کرده‌ام اما واژه‌های آخرش زیر صداهای دیگر گم شده‌اند. دوباره گوش می‌کنم. سر و صدای پیاده روها بالاست. "آنها که نمی‌دانستند نادان بودند. آنها که می‌دانستند و انکار می‌کردند...." بازهم پچپچه است. بدنبال "نادان بودند" اما نام "عبدالکریم سروش" را آورده‌ام و نام "آیت الله منتظری" را و نوشته‌ام، و گفته‌ام، وقتی هم که فهمیدند شجاعانه خودشان را کنار کشیدند و شجاعانه تر کنار مردم ایستادند. کمی صبر کرده‌ام. صداها خوابیده است. اتوبوس عبور کرده است. واژه ایی را که به دنبالش بودم پیدا می‌کنم. روی کاغذ می‌نویسم. آنهایی که سی سال توطئه کردند و تحقیر کردند و دروغ گفتند و مردم را با زبان و تمسخرهاشان نا امید کردند و بردند و خوردند و هورا کشیدند و وقتی هم که خسته شدند و یا به حاشیه رانده شدند برای آرامش و استراحتشان به هر کجای دنیا که دلشان خواست پرواز کردند و پشت هر بلندگویی که اراده کردند ایستادند و اینجا هم باز خودی و غیر خودی کردند و باز قبیله ساختند و معرکه گرفتند و دو رویی کردند و انقلاب زیبای ۵۷ را با کودتای خونین پس از 22 بهمن خودشان یکی کردند و خشن ش خواندند، و با خروش انقلاب سبز هم طبیعت شان را دوباره نشان دادند و از"نادانی مردم" گفتند و از اینکه "دمکراسی در کشور ما به روزگاران قابل برقراری نیست" و از اینکه "این جنبش فقط بدنبال پس گرفتن آرای انتخابات خرداد است و بس." نوارم را به جایی که آنطرف خیابان ایستاده بودم برمی گردانم. حالا هنوز از خیابان عبور نکرده‌ام. اتوبوس هم هنوز نرسیده. اما واژه ایی را گم کرده بودم پیدا کرده ام: جنایتکار. این صدای موسیقی باید مال وقتی باشد که از جلوی نخل‌های کنار ایستگاه اتوبوس عبور می‌کرده‌ام. شاید نوازنده‌های خیابانی آمده بوده‌اند من ندیده امشان. اتوبوس که دارد می‌رسد. اینها هم که هنوز اینجایند. در انقلاب ۵۷ هم ما "روشنفکر دینی" و "نواندیش دینی" و ترکیب‌های بدون هویت دیگر اینچنینی نداشتیم. روشنفکرانی بودند که مثل توده‌های مردم، اسلام را "راه" می‌دیدند و "وسیله" می‌دیدند و وسیله می‌خواندند و وسیله می‌خواستند و جلال آل احمد بودند و شریعتی بودند و بازرگان بودند و طالقانی بودند و بنی صدر بودند و اکثریت قاطع مردم مذهبی ی هر جامعه ی مسلمان و هر جامعه ی مسیحی و هر جامعه ی دینی دیگری که به "چاه جمکران" هم که می‌رود باز به "راه" می‌اندیشد نه "ایستگاه." "نو اندیشی دینی" ساخته و برنهاده و ایستگاه دوم کسانی است که سالها پشت شعار پوچ "اسلام هدف است" ایستادند و چماق زدند و فریاد کشیدند و"اندام" جامعه را به اسارت گرفتند و وقتی هم که فهمیدند "روان" جامعه با همه ی بندها و قفل‌هایش همچنان به پیش می‌رفته است کنار این ایستگاه تازه ایستادند و رونویسی‌های پر حرف و بدون حرفشان را به رخ مردم کشیدند. و مردم توی راه بودند و "بی سواد" بودند اما زبان "راه" را می‌دانستند و اینها نه.
  اتوبوس آخر جنبش ,

روایت بوسه از راه دور بهزاد نبوی برای همسرش بعد از دادگاه نمایشی از زبان خودش
ستودنیست روحیه این مرد! می گوید که از راه دور برای زنش بوسه فرستاده بعد از دادگاه. شجاعت و مقاومت زنش برایش عجیب بوده است.
  روایت , بوسه , راه دور , بهزاد نبوی , همسرش , دادگاه نمایشی ,

مدیر عامل خبرگزاری عکس خامنه ای را می بوسد!
اگر دستش می رسید شاید به جای عکس ... رهبر معظم را می بوسید!
  عکس , بوسه , پارس ,

مصاحبه با یک جوان ایرانی: یک بوسه کوچولو در آسانسور (طنز ملا حسنی)
اخیرا باخبر شدیم یکی از داشجویان عزیز که برای ادامه تحصیل به کانادا آمده بخاطر یک بوسه کوچولو در آسانسور٬ به سه ماه زندان محکوم شده. برای اطلاع از کم و کیف قضیه٬ خبرنگار ما با این جوان رعنا مصاحبه کوتاهی انجام داده است که ملاحظه میفرمایید: - ای جوان رعنا! چی شد که اینجوری شد؟ آیا این درست است که شما ممه یک خانم را در آسانسور ماچ کرده‌اید؟ - بسم الله الرحمن الرحیم. رب الشرح لی صدری و یسرلی امری والحلل عقده من لسانی یفقه قولی. با درود به روان پاک بنیانگذار جمهوری اسلامی و با درود و سلام به مقام عظمای ولایت و با عرض تبریک بمناسبت دهه مبارکه فجر و پیروزی حق بر باطل٬ راستش اینها همه پروپاگاندای رسانه‌های غربی است تا نام ایران اسلامی را خراب کنند و با ایجاد جنگ روانی و تبلیغات منفی زمینه صدور قطعنامه تحریم در شورای امنیت را فراهم نمایند. - ببخشید. ما خبرنگار صدا و سیما نیستیم. راحت باشید. لطفا بفرمایید اون ممه‌های استکباری چجوری بود؟ بادمجونی بود یا دلمه‌ای؟ - نه آقاجان! اصلا بدرد نمیخورد. مالی نبود. مزه خاک اره میداد. - مگر خوردی؟ - نه بابا. فقط یک ماچ کوچولو کردم........
  ملا حسنی , ایرانی , ماچ , بوسه , ممه , زندان , دانشجو , کانادا , آسانسور ,

گزارش تصويري از نتيجه مرگبار تعقيب و گريز پليس و اتوبوس فراري در داخل شهر آبادان
نيروي انتظامي آبادان به يك اتوبوس ولوو در ترمينال برون شهري مشكوك شده و ايست مي‌دهند اما راننده اتوبوس با آخرين سرعت ممكن اقدام به فرار مي‌كند. پليس براي متوقف كردن اتوبوس چند بار اقدام به شليك هوايي مي‌كند اما راننده اين اتوبوس حاضر به توقف نمي‌شود تا اينكه پليس به سوي چرخ‌هاي اين خودرو تيراندازي مي كنداما راننده متواري با وجود تركيدن لاستيك اتوبوس همچنان به فرار خود ادامه مي‌دهد. تعقيب و گريز پليس و اين اتوبوس مشكوك به ميدان فرودگاه منتهي مي‌شود در اين زمان راننده اتوبوس با سرگرداني خودروي خود را به ماشين‌هاي متوقف شده در كنار اين ميدان كوبيده و ماشين آتش مي‌گيرد. آتش اين خودرو سبب آتش گرفتن چند خودروي متوقف شده مي‌شود كه منجر به در هم كوبيده شدن چندين دكه ميوه فروشي , چندين خودرو و كشته شدن يك جوان 18 ساله ميوه فروش و زخمي شدن چندين عابر و كسبه دور ميدان شد.
  گزارش تصويري از نتيجه مرگبار تعقيب و گريز پليس و اتوبوس فراري در داخل شهر آبادان ,

فیلم کمپین برای آزادی منصور اسانلو، او را بهتر بشناسیم
روز دوشنبه 3 اسفند از زندان گوهردشت، خبر آمد که به منصور اسانلو در داخل زندان گوهردشت حمله شده است. مهاجم که عضو سپاه پاسداران بوده، با جسم تیزی قصد به قتل رساندن اسانلو را داشته که این توطئه با هوشیاری و دفاع سایر زندانیان خنثی شده است. منصور اسانلو که در هواخوری بند ۴ زندان گوهردشت مشغول صحبت با دو زندانی دیگر بوده، یکباره از سوی فردی به اسم سید محمد حسینی عضو سپاه پاسداران که اکنون به اتهام قتل همسر خویش در زندان است، مورد حمله قرار میگیرد. گفته میشود که در زندان همه از یک توطئه پنهان وزارت اطلاعات برای قتل اسانلو حرف میزنند. در عین حال در روزهای اخیر اسانلو بارها مورد حفیزیکی این فرد قرار گرفته و یکبار این عضو سپاه پاسداران به اسانلو گفته ترا میکشم. این اخبار نگرانی عمیقی در بین خانواده اسانلو و همه فعالین کارگری و دوستداران اسانلو ایجاد کرده است. بویژه اینکه باید توجه کنیم که یک روش حکومت مله اسلامی در زندانها به قتل رساندن زندانیان و یا ترور آنها در مقابل چشم دیگران، توسط عناصرزندانی شده خود و یا مزدوران خودشان است. همین دیروز دوشنبه خبر رسید که در گوهردشت یک زندانی به اسم یاور خدا دوست در اثر فشار و شکنجه در زندان جان باخت.
  منصور اسانلو , شرکت واحد , اتوبوس رانی , اتحادیه کارگری ,

بوسیدن، در ایستگاه قطاری در انگلیس ممنوع شد
زوج‌ها در ایستگاه قطار Warrington Bank، از بوسیدن یکدیگر منع شده‌اند؛ چرا که این کار سبب معطل شدن مسافران می‌شود.
  بوسیدن , ایستگاه , قطار , انگلیس , ممنوع ,

آخوند و راننده اتوبوس ( جوک )
آخونده توی اتوبوس کنار راننده میشینه شوخیش گل میکنه:شما راننده ها که همش تو جاده هستید از کجا میدونید که بچه هاتون از خودتونن؟ راننده میگه:2سال صبر میکنیم اگه شبیه خودمون شد که هیچ وگرنه میفرستیمشون حوزه علمیه
  آخوند , راننده اتوبوس , حوزه علمیه ,

سه روز در ایران: 33 عکس از حوادث اخیر ایران در بوستون کام
روز اول - درگذشت آیت‌الله منتظری. روز دوم - حماسۀ پرشور ملت در روز عاشورا. روز سوم - تظاهرات باسمه ای و اجباری هواداران رژیم.
  بوستون , کام , عکس , سه , روز , ایران ,

بوسیدن مکرر لبان و گردن امام حسین توسط رسول الله
جوادی آملی سخن میگوید از بوسیدن مکرر و در حالات گونان امام حسین توسط رسول الله. گاهی لبان و زیر گلوی امام حسین را می بوسیدند. و همچنین گاهی حضرت رسول دکمه های ابی عبدالله را بار می کردند و زیر گلو تا این قسمت سینه ی بدن ابی عبدالله را می بوسیدند.
  بوسیدن لب , حسین , محمد , گلو , گردن , بوسه , جوادی آملی , رسول الله ,

تنديسي براي منصور اسانلو‏
تنديس آزادي بيان ديروز طي مراسمي به منصور اسانلو،رئيس سنديکاي شرکت واحد اتوبوسراني تهران و زنداني ‏سياسي اهدا شد.اين تنديس که براي اولين بار اهدا مي شود به مادر اسانلو به نمايندگي از فرزندش تعلق ‏گرفت.پاسداشت روز آزادي بيان با 10 روز تاخير طي مراسمي در منزل هاشم آغاجري برگزار شد.در اين مراسم ‏که به همت دفتر تحکيم وحدت برگزار شده بود،تعدادي از فعالان سياسي،فرهنگي،اجتماعي حضور داشتند. ‏
  منصور اسانلو‏ , سنديکاي شرکت واحد اتوبوسراني , آزادي بيان ,

کابوس ِ قیام چهارشنبه سوزی.... ارسال شده توسط بادبان
چند روزی است که رژیم بر علیه مردم و جشن چهارشنبه سوری جنگ روانی به‌راه انداخته است از فتوای دایناسورهای ماقبل تاریخ حجره‌ها گرفته تا تبلیغات تلویزیونی، که مدام به تکرار و نشخوار خطرات جانی و مالی آتش سوزی و بحث ایجاد امنیت در سطح جامعه مشغولند، و مردم را از این بلای تاریخی برحذر می‌دارند درتهران و دقیقاً در قرارگاه ثارالله، نمایندگان سپاه، بسیج و نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات نشست‌های امنیتی گذاشتند و تاکتیک‌های سرکوب جوانان را در آن روز مورد بررسی و ارزیابی قرار دادند و چند روزی است که در برخی میادین و در شهرک غرب ماشین‌های آتش نشانی را مستقر کردند و ظاهراً قصد دارند با این ماشین‌ها هر جا آتش دیدند خاموش کنند و نگذارند هیچ تجمعی صورت بگیرد. چون می‌دانند آتش باعث تجمع می‌شود و اگر تجمع شکل بگیرد نظام به خطر می‌افتد و حریق آن یقیناً دامن رژیم را خواهد گرفت. و به بهانه حفاظت مردم، موج دستگیری‌ها را افزایش دادند و سردمداران حکومتی برای مردم خط و نشان کشیدند و خلاصه کلام، تهران را می‌خواهند امنیتی و پلیسی جلوه بدهند و نگذارند حرکتی انجام بگیرد و این بار هم یقیناً رژیم سعی خواهد کرد برای دستگیری جوانان از لباس شخصی‌ها استفاده کند که در صورت فیلم‌برداری چهره نظام حفظ شود و ظاهراً نشان بدهند که خود مردم هستند که مانع برگذاری این مراسم هستند!! البته اگر هنوز آبروی از رژیم پیش مردم باقی‌مانده باشد!! امٌا با وجود همه این شاخ و شونه کشیدن‌‌ها، وبلاگ‌ها، و سایت‌های اینترنتی، و شعارهای نوشته شده پشت صندلی‌های اتوبوس، و روی اسکناس‌ها، مردم را برای ضیافت شب چهارشنبه سوری دعوت می‌کنند
  کابوس , قیام چهارشنبه سوزی , بادبان ,

5 اتوبوس بازداشتی از دانشگاه امیرکبیر
شاهدان می گویند که مأموران امنیتی و انتظامی در روز دانشجو تعداد زیادی از دانشجویان و تجمع کنندگان معترض را بازداشت کرده اند. آن ها می گویند بعد از ظهر روز دوشنبه شاهد بوده اند ده ها دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر تهران توسط پنج اتوبوس که ظاهرا به نیروی ویژه پلیس تعلق داشته، از این دانشگاه به مکان دیگری منتقل شده اند.
  5 , اتوبوس , بازداشتی , از , دانشگاه , امیرکبیر ,

عکسهايی از چهره عبوس احمدی نژاد در دیدار با سفیر جدید انگليس در ایران
امروز احمدی نژاد با سفیر جدید انگليس در ایران دیدار داشت. خبرگزاری فارس عکسهایی از این دیدار منتشر کرد . چهره عبوس احمدی نژاد دیدنیست
  عکس , چهره عبوس , احمدی نژاد , سفیر جدید انگليس ,

کابوس روز قدس : احمدی نژاد مبتکر این عملیات جدید است /
مرتضی الویری مشاور و عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی و همچنین دکتر علیرضا بهشتی پسر آیت الله بهشتی نیز بازداشت شدند. مرتضی الویری نماینده سابق مجلس و از جمله نمایندگان ستادهای انتخابات ریاست جمهوری بود که در هفته اول کودتا با علی خامنه ای ملاقات کرده و نظرات و مستندات خود را درباره تقلب صورت گرفته درانتخابات ارائه دادند. الویری که از زندانیان سیاسی – مذهبی دوران شاه است، در این دیدار اشاره به مناسبات قدیمی خود با علی خامنه ای کرد و علی خامنه ای نیز شرحی در باره خطبه عقد او و همسرش توسط خود داد و گفت که ما همه دوستان دیروز هستیم که امروز رقیب سیاسی شده ایم! آن دوست قدیمی و باصطلاح رقیب سیاسی، روز گذشته به بازداشتگاه کودتاچی ها منتقل شد تا یادش نرود، قدرتی که با کودتا بدست می آید نه اسلام می شناسد، نه دوستی، نه خطبه عقد و نه شرم و حیا! . این یورش ها و بازداشت ها، مقدماتی است که برای روز قدس فراهم می کنند و باحتمال زیاد موج بازداشت ها تا رسیدن آن روز گسترش نیز خواهد یافت.
  کابوس , روز قدس , مرتضی الویری , دکتر علیرضا بهشتی ,

یک ماه حبس برای یک بوسه
یک شهروند 24 ساله بریتانیایی و دوست دختر 25 ساله اش بخاطر بوسیدن یکدیگر در یکی از رستورانهای دبی به 4 هفته حبس در یکی از زندانهای این کشور محکوم شدند. این دو بعد از طی کردن مدت حبس از امارات اخراج خواهند شد. طبق حکم یک دادگاه محلی این دو علاوه بر حبس باید جریمه ای معادل 280 دلار آمریکایی بخاطر مستی در یک محل عمومی نیز پرداخت کنند....
  یک , ماه , حبس , برای , یک , بوسه ,

گزارش تصويري از نتيجه مرگبار تعقيب و گريز پليس و اتوبوس فراري در داخل شهر آبادان
نيروي انتظامي آبادان به يك اتوبوس ولوو در ترمينال برون شهري مشكوك شده و ايست مي‌دهند اما راننده اتوبوس با آخرين سرعت ممكن اقدام به فرار مي‌كند. پليس براي متوقف كردن اتوبوس چند بار اقدام به شليك هوايي مي‌كند اما راننده اين اتوبوس حاضر به توقف نمي‌شود تا اينكه پليس به سوي چرخ‌هاي اين خودرو تيراندازي مي كنداما راننده متواري با وجود تركيدن لاستيك اتوبوس همچنان به فرار خود ادامه مي‌دهد. تعقيب و گريز پليس و اين اتوبوس مشكوك به ميدان فرودگاه منتهي مي‌شود در اين زمان راننده اتوبوس با سرگرداني خودروي خود را به ماشين‌هاي متوقف شده در كنار اين ميدان كوبيده و ماشين آتش مي‌گيرد. آتش اين خودرو سبب آتش گرفتن چند خودروي متوقف شده مي‌شود كه منجر به در هم كوبيده شدن چندين دكه ميوه فروشي , چندين خودرو و كشته شدن يك جوان 18 ساله ميوه فروش و زخمي شدن چندين عابر و كسبه دور ميدان شد.
  آبادان , اتوبوس , تصادف ,

فیلمی از تصاویر ماهواره ای بیش از هزار اتوبوسی که از شهرستانها آدم آورده بودند!
فیلم گویاست، و نیاز به توضیح بیشتری نیست. نگاه کنید و ببینید چند تا از صدها و صدها اتوبوسی که مشغول آوردن بسیجی ها و مزدوران دیگر به «تظاهرات خودجوش مردمی» هستند را حوصله میکنید بشمارید، من خودم از هفتصد که گذشت دیگر حوصله نکردم بیشتر بشمارم! یکی از جالبترین نکاتی که عکسهای گوگل موفق شده اند برای ثبت در تاریخ به دست ما برسانند همین مدرکی است که اغلب دوستان گفته بودند، و بالاخره این تصاویر به روشنی اثبات میکنند کودتاگران با چه جدیتی به آوردن سیاهی لشکر از شهرهای دور و نزدیک کشور پرداخته اند.
  جمهوری اسلامی , اتوبوس , فقرا , بسیجی , ۲۲ بهمن , شهرستانها ,

به یاد آرش و محمدرضا
ویدئوی ترانه "مرا ببوس"
  ویدئو , مراببوس ,

اعزام 45 اتوبوس بچه مدرسه ای توسط آموزش و پرورش استان گلستان جهت شرکت در تظاهرات خودجوش مردم تهران !
دیروز با یکی از آشنایان که در آموزش و پرورش استان گلستان مشغول کاره صحبت میکردم . طرف اونجا برای خودش کاره ایه . میگفت 45 اتوبوس از بچه مدرسه ایها و معلمها جهت شرکت در راهپیمایی خودجوش مردم تهران فرستادیم !! حالا شما حساب کنید اگه از هر استان همینقدر آدم فقط آموزش و پرورش فرستاده باشه حدود 130000 نفر از جمعیت خودجوش تهران رو بچه مدرسه ایها و معلمهای سایر استانها تشکیل دادن . حالا دیگه به سازماندهی بسیج و سپاه و بقیه ادارات کاری نداریم . الان میفهمم چرا این تظاهرات خودجوش ! در استانهای مختلف همزمان با تهران نبود . احتمالا نیروی خودجوش کم داشتن
  تظاهرات 9 دی , تظاهرات خودجوش , انتقال اتوبوسی , تظارات طرفداران خامنه ای در تهران ,

جلوگيری از حضور مردم در مراسم تدفين آيت‌الله منتظری(ره):توقف اتوبوس فعالان سياسی تبريز عازم قم
اتوبوس حامل ۴۲ نفر از فعالان سياسی - فرهنگی شرکت کننده در مراسم خاکسپاری "آيت الله حسينعلی منتظری"، که به سوی قم در حرکت بود در پليس راه تبريز- بستان آباد متوقف شد. به گزارش نوروز
  جلوگيری از حضور مردم در مراسم تدفين آيت‌الله منتظری(ره):توقف اتوبوس فعالان سياسی تبريز عازم قم ,

متوقف کردن اتوبوس حامل فعالان عازم مراسم تدفین آیت الله منتظری
خبرگزاری هرانا - حقوق شهروندان، اندیشه و بیان: ساعتی پیش اتوبوس حامل نزدیک 40 نفر از خانواده های زندانیان سیاسی و دیگر فعالین که برای برگزاری مراسم تشییع جنازه آیت الله منتظری عازم قم بود، توسط مامورین امنیتی در میدان انقلاب تهران متوقف شد . به گزارش واحد اندیشه و بیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مامورین با برخورد توهین آمیز کارت شناسایی و تلفن همراه افراد حاضر را ضبط کردند ، این اتوبوس حامل خانواده های تاجزاده ، عرب سرخی ، عبدالله مومنی، مسعود باستانی، پیمان عارف ،بهمن احمدی امویی، آغاجری و ... بود. بر اساس این گزارش شیوا نظر آهاری ، کوهیار گودرزی و محبوبه محمد قلی زاده، مهناز محمدی از سوی ماموران بازداشت شدند از سلامت و امنیت سایرافراد کماکان اطلاعی در دست نیست.
  متوقف کردن اتوبوس حامل فعالان عازم مراسم تدفین آیت الله منتظری ,

استقبال سرد آذربایجانیها از رئیس جمهور دیکتاتور ایران
رئیس جمهور ایران امروز ، پنج شنبه به آذربایجان آمد و در استادیوم باغشمال تبریز سخنرانی کرد. در حالی که روز قبل رئیس ستاد استقبال از احمدی نژاد ،خبر از سازماندهی یکصد هزار نفر از مردم! برای استقبال از رئیس دولت ایران داده بود اما با تمام اوصاف و جمع کردن دانش آموزان و بسیجیان از اقصی نقاط ایران با اتوبوسهای مجانی و تغذیه رایگان! شاهد حضور کمرنگ مردم حتی در مقایسه با سفرهای قبلی این دیکتاتور اشغالگر بودیم.
  رئیس جمهور دیکتاتور ایران , احمدی نژاد , استقبال سرد , آذربایجان , اشغالگر , اتوبوسهای مجانی , تغذیه رایگان ,

سبز شدن آبنما در مشهد هنگام حضور ان
این سبزه که امروز تماشاگه توست فردا همه از خاک تو بر خواهد رست
  کابوس ان ,

ماندن در خیابانها کابوس وحشتناک رژیم است / ۱۳ آبان . دانشجویان در کنار مردم ( دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف )
ماندن در خیابانها کابوس وحشتناک رژیم است / ۱۳ آبان . دانشجویان در کنار مردم ( دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف )
  ماندن در خیابانها کابوس وحشتناک رژیم است / ۱۳ آبان . دانشجویان در کنار مردم ( دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف ) ,