در باب مناسبات ميان سكولارها و اصلاحطلبان حكومتی (دکتر مهرداد مشایخی)میبايد به ويژگی اصلاحطلبی حكومتی (حركت دوم خرداد) در ايران امروز توجه داشت. كمتر كشوری را میتوان سراغ گرفت كه جناح اصلاحطلب در دل حكومت آن، خود را از نظر هويتی، تا به اين اندازه جدا از مخالفان دموكرات نظام بداند. میدانيم كه تقسيمبندی معروف «خودی ـ غيرخودی» توسط سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی (يكی از تشكلهای مهم ائتلاف اصلاحطلبان) بكار گرفته شد. بنابراين ايدئولوژی اسلامگرایی اصلاحطلبان، خود، مانعی مضاعف را سبب شده كه. به عنوان مثال، در آمريكای لاتين يا اروپای شرقی وجود نداشت. و بايد توجه داشت كه اين مانع از جانب آنها میآيد و نه از جانب مخالفان دموكرات سكولار در ايران.
در اكثر كشورهایی كه حكومت اقتدارگرا بر سر كار است، اصلاحگران درون حكومت و اصلاحگران خارج از حكومت، حداقل، بر سر گونهی حكومت دموكراتيك آينده توافق دارند. در حالی كه در ايران امروز، اصلاحطلبان، به دنبال نوعی جمهوری اسلامی دموكراتيك هستند و مخالفان دموكرات نظام به دنبال نوعی جمهوری پارلمانی (و يا مشروطه سلطنتی) سکولار هستند.
سوم، واكنش غيرانتقادی و توجيهگرانهی اصلاحطلبان حكومتی نسبت به شكست پروژهی هشت سالهی اصلاحات. بخش بزرگی از دلایل شكست حركت دوم خرداد ناشی از بیبرنامگی، نخبهگرایی، تفرقهدرونی، فقدان رهبری، محافظهكاری، بیارتباطی با جامعهی مدنی و ... بوده است. امروز كه حدود دو سال و نيم از بركناری رسمی اصلاحطلبان از دولت و مجلس میگذرد، هنوز در سطح رسمی و تشكيلاتی شاهد نقد ريشهای به این كمبودهای بنيادين نبودهايم! آنها تلاش میكنند كه اكثريت قريب به اتفاق عوامل شكست را در سياستهای اقتدارگرايانه حكومت خلاصه كنند.
شماری از اصلاحطلبان نيز، به طور فردی، به برخی كاستیها اشاره میكنند. اما نه خود آنها از اين انتقادات استنتاج راهبردی میكنند و نه تشكيلات اصلی اصلاحطلبان نظير «جبهه مشاركت اسلامی» و يا «سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی».

اصلاحطلبان حكومتی , دوم خرداد ,
بیبرنامگی , نخبهگرایی , تفرقهدرونی , فقدان رهبری , محافظهكاری , دکتر مهرداد مشایخی , اقتدار گرا , اصلاحات , سکولاریس ,