تبلیغات در دنباله
جستجو
آخرین نظرسنجی
انجام شد
بهترین لینک‌های روز
پربحث‌ترین لینک‌های روز
انجام شد
برچسب ها : حجاز ( نتایج : 50 لینک )
خانواده ندا آقا سلطان نمایش کشته شدن او را محکوم کرد
پدر و مادر ندا آقاسلطان با انتقاد شديد از اجرای يک نمایش خیابانی در باره کشته شدن دختر خود، عوامل دولتی را تنها مسئولان قتل ندا دانستند. روز جمعه، 4 دسامبر (13 آذر)، علی آقا سلطان، پدر ندا، در مصاحبه با بخش فارسی بی بی سی محتوای یک نمایش خیابانی در مورد ماجرای قتل ندا را مورد انتقاد قرار داد و اجرای این نمایش را ناشی از تلاش مسئولان برای نسبت دادن قتل ندا آقاسلطان به دیگران دانست. آقای آقاسلطان گفت که جمهوری اسلامی از ابتدا هم از اقدام برای رسیدگی به ماجرای قتل ندا و یافتن و معرفی عاملان آن طفره رفته است. آقای آقاسلطان در این مصاحبه تصریح کرد که تنها عوامل مرتبط با دولت قاتل ندا بوده اند و افزود :"هیچ کس قاتل ندا نیست که بخواهد غیر دولتی باشد." وی گفت که ندا آقاسلطان همه روزه در تظاهرات اعتراضی پس از اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری شرکت داشت و به جز یکی دو بار، مادرش نیز او را همراهی می کرد. از پدر ندا آقا سلطان در مورد ادعای روزنامه ایران در مورد پیشنهاد یک شبکه تلویزیونی آمریکایی برای خرید اطلاعاتی از خانواده ندا سئوال شد. پيش از اين روزنامه ایران، متعلق به خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - نوشته بود که شبکه سی ان ان به خانواده آقاسلطان پیشنهاد کرده تا در برابر دریافت مطالبی جهت استفاده در ساخت فیلمی درباره دخترشان، مبلغی را به آنان پرداخت کند. علی آقاسلطان این خبر را به شدت تکذیب کرد و گفت که چنین مساله ای صحت ندارد و در این زمینه تکذیبیه ای تحویل روزنامه ایران شده و انتظار دارد این تکذیبیه پس از تعطیلات چند روز آینده، در این روزنامه چاپ شود. آقای آقاسلطان در این گفتگو اظهار داشت که همراه همسرش در تظاهرات 13 آبان در تهران شرکت داشت و در این تظاهرات، هدف حمله ماموران دولتی قرار گرفت و با ضربات باتوم و باتوم برقی مضروب شد. ماموران دولتی سپس آقای آقاسلطان و همسرش را برای حدود شش ساعت بازداشت کردند اما در مورد علت بازداشت آنان توضیحی ندادند. علی آقاسلطان در گفت وگوی خود با بی بی سی فارسی افزود که در این مدت، از آنان بازجویی به عمل آمد اما اتهامی مطرح نشد و مسئولان بازداشتگاه از علت بازداشت و عاملان این بازداشت هم اظهار بی اطلاعی کردند. اعتراض مادر ندا پیشتر، سایت اینترنتی شبکه جنبش راه سبز (جرس) هم، که اخبار و مطالب مربوط به مخالفان دولت را چاپ می کند، به نقل از مادر ندا آقاسلطان خبر بازداشت او و همسرش در جریان تظاهرات 13 آبان را منتشر کرده بود. در این گزارش به نقل از مادر ندا آمده که "روز 13 آبان همراه همسرم به قصد شرکت در مراسم این روز به میدان هفت تیر رفتم اما همین که بیسجی ها جهره ما را شناختند، به شدت ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند و سپس برای چند ساعت ما را بازداشت کردند." وی همچنین خبر روزنامه ایران در مورد خبر دریافت پول از شبکه خبری سی ان ان را به شدت تکذیب کرده و گفته است که "من اگر داشتم، خودم پول می دادم که فیلم دخترم را بسازند، چطور ممکن است برای ساختن فیلم دخترم پول خواسته باشم." در این مصاحبه، مادر ندا آقاسلطان اجرای نمایش خیابانی ماجرای کشته شدن دخترش را مورد انتقاد شدید قرار داده است. در این نمایش، سازمان های اطلاعاتی خارجی و آرش حجازی، یکی از حاضران در آخرین لحظات حیات ندا، عاملان طراحی و اجرای طرح تیراندازی و قتل این زن جوان معرفی شده بودند.
  بی بی سی , سفارت انگلیس , نمایش خیابانی , ۱۳ آذر , اجرای نمایش , شبکه سی ان ان , ندا آقاسلطان , آرش حجازی , قتل ندا آقا سلطان , مادر ندا , روز جمعه , 4 دسامبر ,

کانادا باید قاتل زهرا کاظمی را تحویل جمهوری اسلامی دهد! ----- (ملاحسنی)
آقاجان آدم نباید در مقابل استکبار جهانی کم بیاورد. باید محکم با سر رفت توی شیکم دشمن! باید از دشمن طلبکار هم بود. دنیا دنیای پرروهاست. خجالت مجالت را بگذارید کنار. ما باید از انگلیس بخواهیم قاتل ندا را تحویل دهد. از کانادا بخواهیم قاتل زهرا کاظمی را تحویل دهد. از آلمان بخواهیم قاتل یا قاتلین رستوران میکونوس را تحویل ما بدهد. آخه تا کی میخواهند لفت بدهند؟ از کشورهای اروپایی بخواهیم هرچه زودتر کسانی را که باعث شدند ما در زندان اوین عده ای را اعدام کنیم را هرچه زودتر به ما تحویل دهند. از کشور موریتانی بخواهیم که عاملین تجاوز در کهریزک را به ما تحویل دهد. (شما موریتانی را دست کم نگیرید که الان خودش را به موش مردگی زده. در اصل وقایع بعد از انتخابات همه‌اش زیر سر اون موریتانی آب زیر کاه بوده)
  کانادا , زهرا کاظمی , ندا , انگلیس , آرش حجازی , بسیجی ,

واکنش مادر ندا به نمایش بسیجیان: دخترم را کشتید، سیاه بازی را تمام کنید
شبکه جنبش راه سبز (جرس): "می خواهم فریاد بزنم چه می خواهید از دخترم؛ تو را به خدا بس کنید، او را کشتید حالا سیاه بازی راه انداخته اید مقابل سفارت انگلیس برای چی؟" مدام اشک می ریزد این مادر، گریه امانش نمی دهد، او مادر ندا آقاسلطان است که این سخنان را می گوید. درست در لحظه ای که جماعتی را همچون زمان های برگزاری نمایش های رو حوضی خیابانی جمع می کنند، جمع کرده اند تا هنرشان را به رخ بکشند که در قتل این دختر دست خارجی و دشمن در کار است تا شاید بتوانند شرم شان را از قتل دختران و پسران جوان میهن پنهان کنند. ندا آقاسلطان در جریان اعتراضات مردمی به نتیجه انتخابات و پس از خطبه های آیت الله خامنه ای در نماز جمعه تهران که هشدار داده بود در این تجمعات ممکن است برخی به دنبال اهداف تروریستی خود باشند به همراه عده ای دیگر از جوانان معترض به شهادت رسید. انتشار فیلم چگونگی جان دادن این دختر جوان در لحظه ای کوتاه تمام جهان را تحت تاثیر قرار داد. دولت احمدی نژاد و فرماندهان نظامی تاکنون بارها اعلام کرده اند که ندا آقاسلطان توسط عوامل خارجی به قتل رسیده است. روز گذشته در حالیکه عده ای را تحت عنوان دانشجویان بسیجی مقابل سفارت انگلیس برده بودند تا نمایش بازسازی صحنه قتل ندا آقاسلطان را به اجرا درآوردند، مادر این شهید جنبش سبز، عازم روزنامه ایران بود تا تکذیبیه خبر دروغ این روزنامه را برای انتشار تحویل آنها دهد. او دقایقی با خبرنگار ما همکلام شد. خبر دروغ ایران چه بود؟ مادر ندا می گوید: آنها به دروغ نوشته اند که من برای دادن مجوز ساخت فیلم دخترم به شبکه خبری سی ان ان پول گرفته ام. او در حالی که داغ دلش تازه شده است و اشک می ریزد، می گوید:" من اگر داشتم خودم پول می دادم که فیلم دخترم را بسازند، چطور ممکن است برای ساختن فیلم دخترم پول خواسته باشم. " خبر روزنامه ایران و برخی سایت های وابسته به اقتدارگرایان که با اعتراض مادر ندا مواجه شده به این شرح است: "با گذشت چندین ماه از واقعه قتل ندا آقاسلطان، اخیرا شبکه خبری سی‌ان‌ان در تماسی که با خانواده ندا آقاسلطان برقرار کرده از آنان خواسته با این شبکه برای ساخت مستندی درباره زندگی دخترشان همکاری کنند. بر همین اساس، این شبکه خبری در نخستین گام برای نشان دادن حسن‌نیت خود به خانواده آقاسلطان به آنان پیشنهاد داده با دریافت 150 هزار دلار عکس‌ها، خاطرات و فیلم‌های مختلف مربوط به مرحومه ندا آقاسلطان را در اختیار سی‌ان‌ان قرار دهند. بنا بر این گزارش، سی‌ان‌ان قصد دارد با جمع‌آوری این عکس‌ها و نیز اطلاعات بیشتر درباره ندا آقاسلطان دست به ساخت مستندی از این واقعه دردناک زده و با وارونه کردن واقعیت، حملات بیشتری را متوجه جمهوری اسلامی کند." مادر ندا یکبار دیگر ماجرای چگونگی به شهادت رسیدن فرزندش را اینگونه شرح می دهد: "من به همراه دخترم در تجمعات اعتراضی شرکت می کردیم. روز به شهادت رسیدن فرزندم به ندا گفتم امروز نیروهای نظامی حکم تیر گرفته اند بیرون نرو. ولی دخترم اعتراض کرد و گفت: مادر! اگر من نروم، تو نروی، دیگران هم نروند، پس چه کسی باید این اعتراض را فریاد بزند. او به همراه استادش به تظاهرات رفت و کشته شد." مادر ندا می گوید:" خودشان دخترم را کشتند، آنها یکبار که مرا تهدید به سکوت می کردند از زبانشان در رفت که دخترم را نشان کرده بودند، آنها به من گفتند که فیلم تو و دخترت را در راهپیمایی های قبلی داریم. این ادعای آنها نشان می دهد که آنها دخترم را نشان کرده بودند و در روز حادثه او را کشتند و حالا مقابل سفارت انگلیس نمایش راه انداخته اند." مادر ندا در حالی به برگزاری نمایش بازسازی صحنه قتل دخترش در مقابل سفارت انگلستان در تهران معترض است که اقتدار گرایان تیم های رسانه ای خود را به صحنه اعزام کرده اند و تدارک وسیعی برای پوشش خبری این مراسم دیده اند. امروز بیشتر روزنامه های اقتدار گرایان در صفحه اول روزنامه هایشان این مراسم را به صورت برجسته منتشر کرده اند. کیهان در صفحه اول خود به نقل از تجمع کنندگان که آنها را دانشجو خوانده، نوشته است: "انگلیس قاتل ندا آقاسلطان را برای محاکمه به ایران تحویل دهد"، روزنامه ایران نیز همراه با چاپ عکسی نوشته است: "دانشجویان در برابر سفارت انگلیس اجرا کردند؛ بازسازی صحنه قتل مشکوک آقاسلطان" و روزنامه رسالت نوشته است "دانشجویان صحنه واقعی قتل ندا آقاسلطان را به تصویر کشیدند". هیچکدام از این روزنامه ها ننوشتند که مادر و پدر ندا در لحظه ای که دانشجویان به خون خواهی ندا جمع شده بودند کجا بوده اند و موضع آنها چیست. خبرگزاری فارس متعلق به سپاه پاسداران، سناریوی نمایش اجرا شده در مقابل سفارت انگلیس را اینگونه شرح داده است: " در ابتداي اين تئاتر خياباني يكي از دانشجويان به عنوان مجري شبكه bbc فارسي به ايفاي نقش پرداخت. سپس يكي ديگر از دانشجويان در نقش مامور سازمان جاسوسي انگليس MI6 ماموريت آرش حجازي براي قتل ندا آقا سلطان را تشريح كرد. وي با دادن مبالغ،‌اسلحه و بيان نحوه ماموريت آرش حجازي و همچنين دادن بليت رفت و برگشت به ايران، حجازي را براي انجام ماموريت روانه ايران كرد. در قسمت بعدي اين تئاتر، دانشجويي كه نقش آرش حجازي را بازي مي‌كرد و چهره خود را با تصوير اين فرد پوشانده بود، نحوه قتل ندا آقا سلطان را به يكي از همكارانش توضيح داد. قسمت بعدي اين تئاتر صحنه قتل ندا آقا سلطان بود. آرش حجازي با حضور در كنار ندا آقا سلطان وي را عليه جمهوري اسلامي و سر دادن شعار تحريك كرده و وي را به گوشه‌اي از محل قتل راهنمايي مي‌كرد. همكار وي نيز در اين زمينه او را به اين كار تشويق مي‌كرد و بعد از آن نيز هنگامي كه ندا آقا سلطان در حال شعار دادن بود، همكار آرش حجازي از پشت سر وي با اسلحه‌اي كه در پيراهن خود پنهان كرده بود، پشت سر ندا آقا سلطان را مورد هدف گلوله قرار داد و وي را به قتل رساند و بعد از آن سوار بر وسيله نقليه خود، از محل دور شد. در قسمت بعدي آرش حجازي با حضور در محل قتل با ايجاد سر و صدا و هياهو مردم را به سمت خود و جنازه ندا سوق داد و شروع به سردادن شعارهايي عليه جمهوري اسلامي كرد." بازداشت ساعتی پدر و مادر ندا در روز 13 آبان مادر ندا در این گپ و گفت کوتاه خبر از بازداشت ساعتی خود و همسرش در روز 13 آبان می دهد. او می گوید: روز 13 آبان به همراه همسرم به قصد شرکت در مراسم این روز به میدان هفت تیر رفتیم. اما همینکه بسیجی ها چهره ما را شناختند به شدت ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند. او می افزاید: آنها سپس برای چند ساعت ما را بازداشت کردند. اقتدارگرایان که هنوز از شوک رسوایی به قتل رساندن جوانان ایرانی در رسانه های دنیا بیرون نیامده اند، هر روز می کوشند با نمایشی تازه این رسوایی را به گونه ای پنهان و با قلب ماهیت کردن این اتفاق از پاسخ دادن به این پرسش که با کدامین مجوز به روی جوانان معترض وطن، گلوله بسته اید، طفره می روند. اما جنبشی که با خون این جوانان آبیاری شده، مثل رود خروشان به پیش می رود. دیروز مردم شرکت کننده در مراسم 13 آبان را به باطوم بستند ولی باز فردایی در پیش است. 16 آذر در پیش است و بار دیگر جنبش سبز ایران، صدای اعتراض خود را بلند خواهد کرد تا شاید این بار، حاکمیت صدای مردم را بشنود.
  ندا آقاسلطان , انتخابات , بسیجی , خامنه ای , آرش حجازي , دانشجو , اسلام , شهید , احمدی نژاد ,

طلاب قم: نامه منتشره به نام ما را خود شريعتمداري به دستور آقاي حجازي نوشته است
روزنامه کیهان امروز پنجشنبه اول مرداد 1388 در تیتر اصلی خود نوشت: اساتيد و طلاب با صدور بيانيه اي اعلام كردند حمايت گسترده از آيت الله يزدي در حوزه علميه قم.البته روزنامه کیهان به اسامی این اساتید و طلاب هیچ اشاره ای نکرده است. برخی از فضلای حوزه علمیه قم که مایل نبودند نامشان فاش شود گفتند که این نامه به دستور حجت الاسلام اصغر حجازی رئیس دفتر مقام رهبری، پس از خطبه های نماز جمعه هاشمی رفسنجانی، توسط حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان نوشته شده است. بالاخره پس از تفحص فراوان معلوم شد که «اساتید» امضا کننده این نامه به زحمت به انگشتان یک دست می رسد و هیچکدام آنها بجز آیت الله محمدتقی مصباح یزدی و حجت الاسلام ممدوحی شناخته شده نیستند.سیصد نفر باقیمانده «طلاب» مؤسسات ذیل هستند: اول، مؤسسه امام خمینی متعلق به مصباح یزدی دارای ردیف بودجه دولتی، دوم، برخی اعضای دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم که زیر نظر رهبری اداره می شود و دارای ردیف بودجه دولتی است. سوم، طلاب مدرسه معصومیه قم که زیر نظر بسیج اداره شده به پادگان معصومیه مشهور است. امضاکنندگان این نامه همان طلابی هستند که در راهپیمائی 28 خرداد در حمایت از رهبر در قم به رفسنجانی و برخی مراجع اهانت کردند و از سوی آیت الله استادی به شدت مورد انتقاد قرار گرفتند. آش آنقدر شور بوده که حتی اعضای دارالحدیث محمدی ری شهری نیز حاضر به امضای نامه نشده اند. بسیاری ازعلمای حوزه برای تبری جستن از حمایت از فرد بدنامی مانند شیخ محمد یزدی گفتند چرا کیهان اسامی امضا کنندگان چنین نامه مهمی را آشکار نمی کند؟
  شریعتمداری , یزدی , حجازی , مصباح , ممدوحی , ری شهری , قم , کیهان , رفسنجانی , استادی ,

چند مي‌گيري بازي كني؟
نقد نمايش مضحكي كه جلو سفارت انگليس درباره قتل ندا راه انداختند.
  ندا , آرش حجازي , انگليس ,

مقتول منفور شد ، شاهد قاتل شد ، قاتل غایب ! ---- (تقویم تبعید)
کشف جديد 16 خواهر بسيجي : قاتل ندا همان شاهد قتل اوست این خواهران بجای تظاهرات برای استرداد قاتل مورد ادعایشان بهتر است از دولت بخواهند اجازه دهد مراسم ترحیم ندا برگزار شود . این چه قتلی ست که در آن : مقتول منفور است . شاهد قاتل ست و قاتل از نظرها غایب ! جالب ست که در این بگیر و ببندها کسی از این خواهران سفت و سخت محجبه نمی پرسد : 1. چرا خانواده ندایی که به گفته "رییس جمهور منتخب رهبری " از هواداران دولت بوده و بهنگام خرید در پیاده رو بدست مخالفان دولت کشته شده ، اجازه برگزاری مراسم ترحیم نداشتند . 2. فرد بسیجی ضارب ندا در همان زمان دستگیر شد و فریاد می زد : من نمی خواستم او را بکشم ، درحالیکه اگر قاتل نبود فریاد می زد : من او را نکشتم ، یا من تیراندازی نکردم ! 3. از فرد بسیجی که در مقابل چشم مردم و دوربینهای ( موبایل هایی ) که از او فیلم می گرفتند اثری نیست ، در حالی که از وی حداقل بعنوان شاهد می توانستند نام برند ! 4. گیرم ندا را حجازی کشته ، سهراب اعرابی را چه کسی کشته . آیا حجازی با بهره از امدادهای غیبی و دست غیب الهی ( که در تخصص و مالکیت " رهبر مزدوران " ست ) محسن روح الامینی و امثال او را که در بازداشتگاه کهریزک و در اسارت نیروهای تحت امر رهبری بودند به قتل رسانده ؟ 5. تا کنون بیش از هفتاد نفر از شهدا شناسایی شده اند ، چطور تنها به یاد ندا افتداه اند ، جز این ست که در این مورد شاهدی وجود دارد تا ندای ندا را به گوش جهانیان برساند . مسئولین نابخرد جمهوری اسلامی تصور می کنند در مورد دیگر قتل ها و فجایع انجام گرفته شاهدی وجود ندارد ، بد نیست به آمران و عاملان جنایات یادآوری کنیم ، خود همین مردمی که م
  ندا آقا سلطان , زنان بسیجی , درخواست استرداد , آرش حجازی ,

بازی مسخره بسیج --- (نیک آهنگ کوثر)
شاید ده‌ها میلیون نفر، صحنه مرگ ندا آقا سلطان را دیده باشند. دیده‌اند یک نفر می‌رود بالای سر ندا که نجاتش دهد. تصادفا طرف دکتر هم هست... حالا خواهران و برادران بسیج و دانشجویان عزیز نمایش می‌آیند جلوی سفارت انگلیس تا آن دکتر را به عنوان قاتل ندا تحویل دهد. من فکر می کنم باید در غذایی که پدران و مادران این بسیجی‌ها شب عملیات فتح خیبر خورده‌اند شک کرد. چطور ممکن است به جای مغز، روده در جمجمه این عزیزان جای گرفته باشد؟ این مغزهای عفن، چطوری می‌توانند این قدر شعور نداشته باشند؟ جماعت حالی‌شان نیست که ...
  ندا آقاسلطان , بسیجی , نمایش , صحنه قتل , سفارت انگلیس , آرش حجازی ,

آرش حجازی قاتل ندا آقا سلطان باید به ایران باز گردد!
تجمع اعتراض آميز جهت استرداد قاتل ندا آقا سلطان جام جم آنلاين : بعد از ظهر امروز و از ساعت 14 جمعي از بانوان تهراني در اعتراض به سياست‌هاي خصمانه انگليس و آمريكا در قبال ايران و عدم تحويل آرش حجازي قاتل نداآقاسلطان از سوي مقامات كشور انگليس، تجمع اعتراض‌آميز خود را در مقابل سفارت انگليس آغاز كردند. عكاس : زهرا نجفيان 1388/08/20
  آرش حجازی قاتل ندا ,

شناسایی ضارب ندا آقاسلطان توسط آرش حجازی
آرش حجازی، مترجم، نویسنده و پزشک ایرانی مقیم انگلیس که در لحظه مرگ ندا آقاسلطان بر بالین او حضور داشت، دیروز مدعی شد که ضارب ندا آقاسلطان را شناسایی کرده است.
  ندا آقاسلطان , آرش حجازی ,

بانوهاي لوندي که چشم انتظار آرش هستند!
اين بانوهاي لوند که زنانيت را حتي در خشمشان هم مي توان حس کرد! واقعا بايد به شانس آرش حجازي افسوس خورد، چه سعادتي داري مرد که اينها چشم براه تو هستند... درنگ نکن که کلاغ ها زود مي پرند..
  آرش , حجازي , ندا , بسيجي , انگلستان ,

آرش حجازی: لازم نیست فیلم تلویزیونی ندا را ببینم، چون خودم آنجا بودم
اخیرا و در پی پخش فیلمی از تلویزویون دولتی ایران که بر اساس آن قتل ندا آقاسلطان «نمایشی» است، دکتر آرش حجازی، دکتری که به کمک دختر ۲۶ ساله می شتابد نامه ای سرگشاده به رئیس قوه قضاییه نوشته است. وی در بخش از نامه خود به آیت الله لاریجانی می نویسد: «چهار روز تمام در تهران خون جگر خوردم و روز ۳ تیر ۱۳۸۸ از ایران خارج شدم تا برای ادامه تحصیل و نوشتن رساله ام به انگلستان برگردم. تصویر لحظه مرگ این دختر جهان را زیر پا گذاشت و دل میلیون ها انسان را به درد آورد. همزمان خبرگزاری فارس اعلام کرد که ندا زنده و در یونان است. آقای ضرغامی، رئیس صدا و سیما گفتند فیلم تقلبی است. کیهان گفت که خبرنگار بی بی سی عده ای را اجیر کرده که او را بکشند تا از او فیلم بگیرند. سفیر ایران در مکزیک اعلام کرد که سازمان سیا مسئول قتل نداست. بعد خبرگزاری فارس اعلام کرد منافقین او را کشته اند. و در تمام این مدت، فوران خون جوشان از دهان ندا از جلوی چشمان من دور نمی شد.» در پایان این نامه نیز دکتر حجازی می نویسد: «شما می دانید که مردم هرگز هیچ یک از این دروغ ها را باور نکرده اند و باور نخواهند کرد و این دروغ ها نه تنها هیچ تأثیری در فروکش کردن اعتراض ها ندارد، که بر لهیب خشم مظلومان می افزاید.» به بهانه این فیلم و نامه دکتر حجازی گفت و گویی با او انجام داده ایم. وی که خود توسط حکومت ایران متهم شده است که در قتل ندا آقا سلطان دست داشته است در مورد خروجش از ایران می گوید: من قرار نداشتم که از ایران خارج شوم. همانطورکه همه دیگر الان می دانند من مشغول تحصیل بودم در انگلستان و برای تعطیلاتم آمده بودم تهران که در مدت تعطیلاتم بتوانم به یک سری کارهایی بپردازم. از جمله باید اثاث کشی می کردم، اجاره محل سکونت قبلی ما تمام شده بود، باید اثاث مان را منتقل می کردیم به محل جدیدی که اجاره کرده بودیم و همچنین یک سری مسائل کاری بود که باید به آنها رسیدگی می کردم. یک سری قراردادهایی بود که باید به آنها پرداخته می شد. این انجام شد ولی در نظر داشتم که چند روز بیشتر بمانم تهران. ولی بعد از آن ماجراهایی که در تهران در آن هفته پیش آمد و بعد از ماجرای ندا، به این نتیجه رسیدم که هرچه سریعتر از ایران خارج شوم بهتر است به خاطر این که هم نگران بودم، خانواده ام در انگلستان بودند و نگران من بودند و مدام از من می خواستند که زودتر برگردم. من هم بلیطم را جلو انداختم و زودتر حرکت کردم به سمت انگلیس. آقای حجازی در نامه تان به این موضوع اشاره کردید که به چه علت در لندن تصمیم گرفتید واقعیتی را که شاهدش بودید، فاش کنید. چه شد که در لندن این تصمیم را گرفتید؟ من در آن نامه، اگر شنوندگان شما بخوانند، مفصل توضیح داده ام. ولی نکته مهم این بود که چهار روز از مرگ ندا می گذشت. آن فیلم در تمام دنیا پخش شده بود و واکنش های مختلفی در افکار عمومی ایجاد کرده بود. من به شدت متاثر بودم به خاطر ماجرایی که از سر گذرانده بودم و آن صحنه ای که دیده بودم و به خاطر آن بی عدالتی که در مرگ ندا دیده بودم، ولی مطمئن بودم که بعد از اینکه این فیلم این طور وسعت دارد، نیروی انتظامی ایران، قوه قضائیه ایران یا دولت ایران اقدام لازم را خواهند کرد تا مجرمان را مجازات کنند. منتها بلافاصله در طول آن چند روز مشاهده کردم که اول به تکذیب پرداختند و گفتند اصلاً این فیلم تقلبی است و بعد گفتند که خبرنگار بی بی سی مقیم تهران باعث قتل این خانم بوده. بعد سفیر ایران در مکزیک گفت که نه سی آی ای باعث این قتل بوده و خبرگزاری های وابسته به دولت گفتند که منافقین یا مجاهدین مسئول قتل ایشان بودند. همه چیز گفته شد جز این که بگویند اقدام می کنیم و به هرحال نیروهای خودسری در بسیج (حالا اگر خودسر بوده باشند و اگر نبوده باشند) آمران این قضیه را پیگیری می کنیم و مجازات می کنیم. هیچ اشاره ای به این نشد. در اینجا بود که به خصوص وقتی من وارد انگلستان شدم… ایران سانسور شدید خبری اصلاً اجازه نمی داد که به خبری دسترسی داشته باشیم در آن چند روزی که در تهران بودم… وقتی من از ایران خارج شدم و خبرها را خواندم و متوجه شدم که وسعت دروغ تا چه حدی است. در آنجا بود که به این نتیجه رسیدم که به عنوان شاهد ماجرا واقعیت را آنطور که خود دیده بودم ذکر کنم. تصورم هم این بود که وقتی یک شاهد زنده می آید راجع به این قضیه صحبت می کند، مقام های مسئول واکنش لازم را در مقابل آن نشان خواهند داد که متاسفانه ندادند. آقای دکتر حجازی، درست در زمانی که ندا آقاسلطان دقایقی پس از اصابت گلوله به سینه اش جان باخت، اگر ممکن است توضیح بدهید چه شد و شما چه کردید؟ این سئوال را به این خاطر مطرح می کنم که این موضوع روشن تر شود. چون همانطور که می دانید در یک برنامه تلویزیونی ادعا شده که شما و معلم موسیقی ندا در اتومبیلی بودید که به سوی بیمارستان می رفته و ندا در اتومبیل کشته شده است. در مورد آن فیلم من نکته ای را بگویم. اول که آن فیلم پخش شد من خیلی ناراحت شدم، از نظر این که چطور ممکن است یک ارگان رسمی و یک رسانه رسمی بیاید چنین کاری کند و به چنین شکل سخیفی بخواهد چنین ادعای کذب و بی پایه و اساسی را مطرح کند. منتها متوجه شدم که این فیلم توسط شخصی ساخته شده به صورت شخصی و رسانه ما هم به صورت کاملاً غیرمسئولانه ای و بدون تحقیق کافی این فیلم را منعکس کرده و منتشر کرده که بسیار غیرمسئولانه است و حتی جا برای مراجعه به مراجع قضائی را باز می گذارد. منتها در مورد این نکته من اصلاً به آن فیلم کاری ندارم. برای اینکه من آن فیلم را لازم نیست ببینم برای اینکه خود من حاضر بودم در آن صحنه و دقیقاً مشاهدات خودم را می گویم. ندا بعد از این که در فاصله کمی بدنش از خون تخلیه شد و فوت کرد، من بلند شدم و به معلم موسیقی ندا که در آن موقع فکر می کردم پدر ایشان است، (خیلی متاثر بودند و فریاد می زدند) گفتم که دیر شده و دیگر کاری نمی شود کرد و تمام شده. ایشان باور نمی کردند. در همان لحظه یک اتومبیل پژوی ۲۰۶ آمد و مردم نگهش داشتند. فردی از ماشین پیاده شد و وقتی بدن آغشته به خون ندا را دید، پیشنهاد کرد که کمک کند او را به بیمارستان حمل کنند. مردم کمک کردند و ندا را در ماشین گذاشتند و به همراه معلم موسیقی ایشان دور شد. بعد از این که این ماشین دور شد، متوجه شدم که مردم فردی را گرفته اند و دارند به سمت جایی که ما بودیم می آورند، که پیراهنش را هم از تنش در آورده بودند و فریاد می زدند بسیجی است و آن شخص هم فریاد می زد که نمی خواستم بکشمش. این عین ماجرایی است که من بارها و بارها گفته ام.
  آرش حجازی , ندا , فیلم , قوه قضائیه , رئیس , نامه ,

“ملکه ی انگلیس باید برود”
.......اینکه این همه حرف ِ بدون سند زده شده را فراموش کنیم، اینکه کشور دوست و برادر “روسیه” هم قرارداد “خیانت بار” با ما بسته و هم با ما مستقیم جنگیده و ما حالا با هم دست برادری داده ایم را هم فراموش کنیم، من مانده ام “بانوان” گرامی چرا به فهرست خواسته هاشان “الغای رژیم منحوس طاغوتی انگلیس” را اضافه نکردند. شما که حرف ِ بی ربط ِ بدون سند می زنی، تا تهش برو. مگه باکی ات هست؟....
  بسیجی , سفارت انگلیس , درخواست استرداد , آرش حجازی , ندا ,

تصویر طومار استرداد آرش حجازی
از این که خواهران گرامی طبق توهّمات شریعت مداری و خامنه ای فکر می کُنند و همه چیز را توطئه ی سیا و موساد و غیره می دانند و انگلیس را خبیث می پندارند که بگذریم، آن چه جالب است این است که حتّا به اندازه ی مجموع انگشتان دست و پا نیز نتوانسته اند امضا جمع کُنند!
  ندا آقا سلطان , آرش حجازی , انگلیس , بسیج ,

شما که آرش حجازی را نمی شناسید چگونه با وقاحت تمام تهمت جاسوسی و شریک قتل بودن به او می زنید؟
دوستان من آرش حجازی را از سال 82 تا الان می شناسم . از همان موقع که شروع به خواندن کتاب های پائولو کوئلیو کردم . این آدم اصلا سیاسی نیست . یادم می آید آن موقع ها تازه انتشارات اندیشه سازان به مدیر مسئولی دکتر فرهاد میثمی راه افتاده بود که یک سری نخبه را ایشان جمع کرده بود تا اطلاعات خودشان را به دانش پژوهانی منتقل کنند که قصد فعالیت علمی و عبور از کنکور سراسری را داشتند که به خاطر جمعیت کنکوری زیاد آن زمان هر کسی به راحتی فبول نمی شد . همین گروهی که الان کتاب های انتشارات مبتکران را چاپ می کنند . بعد از پر و بال گرفتن اندیشه سازان تبدیل به یک موسسه ی فرهنگی شد که علاوه بر چاپ کتاب کنکوری و علمی و فعالیت هایی در این موارد در زمینه ی درمان اعتیاد و گسترش فرهنگ مبارزه با بی سوادی و گسترش و ترویج درخت کاری و طرح جایزه ی ادبی یلدا و از جمله همکاری با انتشارات کاروان که اتفافا مدیر مسئولش همین دکتر آرش حجازی بود و کتاب های پائولو و جبران خلیل جبران را در زمان دولت اصلاحات انتشار می داد بود نیز فعالیت می کرد . آخر چه طور ممکن است این فرد یک پزشک که تا به حال هیچ سابقه ی سیاسی نداشته چنین اتهامی آن هم به جرم کمک به ندا آقا سلطان به وی وارد شده باشد. من در تعجبم صدا و سیما از یاد برده است که یکی از دوستان همین دکتر آرش حجازی( دکتر فرهاد میثمی) در بین سال های 78 تا 81 در شبکه رادیویی فرهنگ نکته های کنکوری را در فالب برنامه ی نکته ها و گزینه ها به مخاطبانش ارائه می داد .چه شده است که اکنون به اتفاق یاران نااهلشان در ایرنا و فارس و برنا با بی شرمی تمام یکی از دوستان وی را شریک قتل می کنند؟ جرم دکتر حجازی و افرادی مثل وی چیست این است که نخبه اند و دلسوزند ؟ تازه دارم می فهمم چرا فرهاد میثمی بعد از به اتمام رسیدن دولت اصلاحات از ایران رفت . شاید اگر ایران مانده بود الان شریک فتل ندا بود!!! لازم به ذکر است جایزه ی ادبی یلدا فعالیت مشترک اندیشه سازان و کاروان بود. برای نمومه در گوگل سرچ کردم: -آی آی کتاب :،کاروان در سال 1380 جایزه ادبی پائولو کوئلیو را اهدا کرد و در سال 1381، با همراهی انتشارات اندیشه سازان، جایزه ادبی یلدا را. صفحه ی من در فیس بوک : {http://www.facebook.com/people/Faryadeazadi-/100000083375921}
  آرش حجازی , موسوی , انتخابات , درگیری ها ,

عابدزاده : وقت بیماری عزیزت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند(یادشان رفته باحجازی چه کردند)
ورزش > فوتبال داخلی - احمدرضا عابدزاده شاید بیش از هر کسی امروز حال ناصر حجازی را درک می کند. بیمارستان کسری با حضور ناصر حجازی دارد روزهای پر استرس میزبانی اش را از احمد عابدزاده به یاد می آورد . روزهایی که احمدرضا به یکباره به کما رفت و جمعیتی هزاران نفری دست به دعا اطراف بیمارستان را پر کرده بودند. کسری امروز با حضور حجازی همان شرایط را دوباره تجربه می کند و تیم معالج گلر افسانه ای تیم ملی امید دارند تا به امید دعاهای میلیون ها ایرانی ، بدن ناصر حجازی بتواند بیماری را مغلوب کند و او با سلامت بیمارستان را ترک کند و خاتراتی نوستالژیک از حضورش در بیمارستان ثبت شود. احمدرضا که به ملاقات حجازی رفته بود به خبرآنلاین گفت:« بدون شک او می تواند بیماری اش را هرچقدر هم که خطرناک باشد تحمل کند. ناصرخان استاد مهار مشکلات است. او همیشه عادت داشته مشکلات را مغلوب اراده اش کند و این بار هم بدون شک از این سد می گذرد. البته همیشه در این شرایط آنچه به کمک مان می آید لطف مردم است که با دعاهای شان ما را شرمنده می کنند. خودم قدرت معجزه دعاهای مردم را دیدم و می دانم که این مردم عزیز حجازی را هم تنها نمی گذارند.» احمدرضا که همراه با حجازی بهترین گلر تاریخ ایران است در ادامه گفت:« ناراحتم از آدم هایی که هرچه دلشان می خواهد ، به دیگران می گویند. آنهایی که در این دو سال هرچه از دهان شان در آمد به حجازی گفتند حالا حتما راه می‌افتند و می آیند تا عزیزش کنند اما واقعا می توانند برای کارهای شان خودشان را ببخشند؟ متاسفانه تا وقتی کسی مریض می شود عزیزش می کنند و و تا وقتی سلامت هستی تمام توان شان را می گذارند که به زمینت بکوبند. من خیلی خوب این شرایط را به یاد دارم. البته بسیاری از بزرگواران همیشه به ما لطف دارند اما هستند عده ای که در چنین شرایطی لازم است به آنچه پیش از این انجام داده اند ، فکر کنند و خود را اصلاح کنند.»
  عابد زاده , بیماری , حجازی ,

تاثیر غیر قابل انکار یک فیلم
فیلم کوتاه جان باختن ندا آقاسلطان روز سه‌شنبه، به عنوان بهترین فیلم خبری سال ۲۰۰۹ برای دریافت جایزه «جرج پولک» شناخته شد و تصویربردار ناشناسی که با استفاده از گوشی تلفن همراهش، صحنه قتل را ثبت و ضبط کرد، بهترین تصویربردار خبری سال شناخته شد. جوایز جرج پولک که هر سال توسط دانشگاه لانگ آیلند به روزنامه‌نگاران آمریکایی و خارجی در رشته‌های مختلف خبری اهدا می‌شود، از جوایز معتبر روزنامه‌نگاری است. در همین رابطه، دکتر آرش حجازی یکی از شاهدان قتل ندا به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ گفته است. - * رادیو فردا: ‌آقای حجازی، بازتاب اهدای جایزه جرج پولک به فیلم قتل ندا را در جنبش دموکراسی‌خواهی در ایران چطور ارزیابی می‌کنید؟- آرش حجازی: از دو جنبه می‌شود این موضوع را نگاه کرد. بخش اول این است که انعکاس این خبر و اهدای این جایزه خیلی خوب است. برای اولین بار به یک تصویربردار ناشناس جایزه بدهند قدم مهمی است. شاید یک نقطه عطف در تاریخ خبرنگاری دنیا باشد. تا پیش از این فقط یک مورد بوده است که به یک خبرنگار ناشناس جایزه اهدا شده بود. نکته دوم این است که به هر حال انعکاس به تصویر کشیدن لحظات مرگ ندا به قدری تکان‌دهنده و تأثیرگذار بود که ظرف مدت چهار یا پنج ساعت بعد از مرگ ایشان، تمام شبکه‌های خبری دنیا و شبکه‌های اجتماعی، آن را منعکس کردند و میلیون‌ها نفر کمتر از سه روز این تصاویر را دیدند. این فیلم و تأثیری که آن بر حمایتی که در سراسر دنیا از مردم ایران شد، غیرقابل انکار است و به همین خاطر هم بوده است که دولت ایران در طول شش یا هفت ماه گذشته، دست به هرکاری و تمهیدی زده است تا به نوعی این فیلم را فاقد اعتبار اعلام کند.
  ندا آقا سلطان , آرش حجازی , فیلم خبری , جایزه جرج پولک , دانشگاه لانگ آیلند , تظاهرات , جنبش سبز ,

ناصر حجازی در بیمارستان بستری شد
دروازه بان پیشین تیم ملی فوتبال ایران و استقلال به علت برخی مشکلات جسمانی در بیمارستان بستری شد. آتیلا حجازی فرزند این بازیکن ماندگار فوتبال ایران در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن تایید بستری شدن پدرش در بیمارستان کسری تهران گفت: هنوز وضعیت بیماری پدرم مشخص نیست. حجازی ادامه داد: پزشکان معالج، آزمایشاتی را برای وی در نظر گرفته اند که در حال انجام برخی از آنها و منتظر پاسخ برخی آزمایشات ابتدایی هستیم. وی از هرگونه اظهار نظر در مورد نوع بیماری پدرش خودداری کرد و گفت: هنوز چیزی مشخص و قطعی نشده است. در روزهای گذشته خبرهایی در مورد ابتلای ناصرحجازی به سرطان ریه در برخی رسانه های ورزشی منتشر شده بود که از سوی هیچ منبع رسمی تایید نشد. ناصر حجازی دروازه بان اصلی تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 1978 آرژانتین بود و سالها در استقلال تهران به عنوان بازیکن و سرمربی فعالیت کرده است.
  ناصر حجازی , سرطان ریه ,

برای آرش حجازی
چهارده ، پانزده ساله بودم که دوستی در يک صبح تابستانی ، کتاب کيمياگر پائلو کوئيلو را برای اولين بار در پارک قيطريه به دستم داد. هنوز تب کوئيلو ايران را در بر نگرفته بود. کتاب چاپ اول بود ، از نويسنده اي نآشناس. همان روز در همان پارک،کتاب را خواندم و به صاحبش پس دادم. عصر آن روز ، دو جلد از کتاب را از انتشارات تجريش خريدم ، يکی برای خودم و ديگری برای دايی جوانم که با ما زندگی ميکرد. دايی که عازم ينگه دنيا به جستجوی افسانه شخصی اش بود، کتاب را با خود برد و من با کتابم ماه ها را سپری کردم. کتاب های بعدی کو ئيلو را ميبلعيدم. ديگر تب کو ئيلو ايران را گرفته بود. همه دچار او بودیم. آن زمان دانش آموز دبيرستانی در نياوران بودم. هر روز در مسير خانه از جلوی شهر کتاب نوساز نياوران رد ميشدم . آن زمان پول توجيبی ام به بزک و دوزک نميرسيد، هرچه داشتم سر راه در شهر کتاب نياوران خرج ميشد. يادم نميرود روزی را که در همان شهر کتاب ترجمه اي متفاوت از آخرين اثر کوئيلو را خواندم. نام مترجم " دکتر آرش حجازی " بود. جلد کتاب زيبا بود، کيفيت کاغذ ها بهتر بود. همه چيز نشان از عشق به کتاب بود. نام انتشارات را خواندم : کاروان نام را در ذهنم يادداشت کردم. کاروان برايم انتشاراتی پيشرو بود. در سطح استانداردهای روز دنيا. به روز ، زيبا و با کيفيت. نوجوان ايده آليستی بودم که دلم ميخواست کتابهای روز دنيا را با بهترين ترجمه و کيفيت بخوانم. بهترين ها را ميخواستم. " دکتر آرش حجازی" اما برايم نامی نآشنا بود. به نظرم مرد ميانسال شکم گنده اي آمد که تازه از فرنگ برگشته است و با زبان دانی اي که حاصل زندگی طولانی در خارج از کشور است، به وطن برگشته و مشغول ترجمه کتاب های پرفروش روز شده است. الحق هم که خوب ترجمه کرده بود. (اين را بعدها که ، اکثر کتاب های کوئيلو را به انگليسی خواندم ، فهميدم). مدتی بعد بود که ديگر پائلو کوئيلو را فقط به ترجمه حجازی ميخواندم و انتشارات کاروان ، انتشارات محبوبم بود. "پيامبر، ديوانه " را با آن جلد سخت و طراحی زيبا و برگ های زرد رنگ، هرگز از ياد نمی برم. زيباترين کتابی بود که تا آن روز به خودم ، هديد داده بودم. " جبران خليل جبران" را با کاروان شناختم. روز های خوبی بودند. طلايی بودند. خاتمی رئيس جمهور بود، من جوانترين خبرنگار افتخاری يک روزنامه صبح تهران بودم، انتشارات کاروان سر کوچه امان بود و اينترنت داشت، تهران را صدا ميکرد.
  آرش حجازی , کتاب , پارک قيطريه , شهر کتاب , نياوران ,

عکس: چهره کنونی ناصر حجازی پیشکسوت فوتبال ایران
تصویری از چهره کنونی ناصر حجازی پس از ابتلا به بیماری سرطان
  تصویری از چهره کنونی ناصر حجازی پس از ابتلا به بیماری سرطان ,

نامه "آرش حجازی" شاهد قتل "ندا آقا سلطان" به اوباما
کودتا و قتل را دیگران کردند تاوانش را امثال او می دهند! من *آرش حجازی* هستم. شاید اسم مرا قبلا شنیده باشید، من همان پزشکی هستم که سعی کرد ندا آقاسلطان را نجات بدهد، دختر جوانی که در تظاهرات مسالمت آمیز علیه تقلب در انتخابات ایران کشته شد، همان زنی که شما دو بار در سخنرانی های خود در چهار ماه گذشته به او اشاره کرده اید. من همان کسی هستم که کشورش را ترک کرد تا به خشونت مطلق و بیدادی که به مرگ دختر بیگناهی که گلوله ی نیروهای بسیج به سینه اش اصابت کرد و آن قدر از او خون رفت تا جان سپرد، شهادت بدهد. آقای رئیس جمهور، وقتی ندا مرد، من آنجا بودم. من کاری کردم تا تمام جهان آن نگاه پیش از مرگ را در چشمان او ببیند. من درباره شرایط مرگش شهادت دادم تا هر مستبدی در جهان بداند که همواره کسی شاهد است. ندا آنجا به دلیلی مرد؛ برای یک رویا، زمانی که تمام رویاها برباد رفته بود. مرد تا عزت را به سرزمینی برگرداند که یکی از منفورترین حکومت های جهان را داشت. سعی کرد به دنیا نشان بدهد که ایران فعالیت های هسته ای و تروریسم و بنیادگرایی نیست، بلکه به معنای باور داشتن به رویاها، شجاعت، عزت، عشق بی قید و شرط و پرداخت هر بهای لازمی برای یک قدم نزدیک تر شدن به آزادی است. مرگ ندا خلوص ملتی سه هزارساله را بار دیگر به جهان نشان داد. از زمانی که درباره مرگ او شهادت دادم، همه چیزم را از دست داده ام، شغلم را، زندگی آبرومندم را در ایران، امنیت خانواده و خودم را، کشورم را، و حالا در این دنیای بزرگ تنهایم، بدون پول، بدون شغل، با خانواده ای که باید سرپرستی کنم. اما از کارم پشیمان نیستم و اگر زمان به عقب باز می گشت، باز هم همین کار را می کردم؛ *هرچند جهان آن نگاه بی گناه را در چشم های ندا دید و هیچ نکرد.* *میلیون ها نفر اشک ریختند، اما هیچ کس کاری نکرد*. مثل همیشه، همه نظاره کردند، مستبد را نفرین کردند، شهید را دعا کردند، اما هیچ کس قدمی برنداشت تا از ملتی حمایت کند که زادگاه نخستین اعلامیه حقوق بشر بود
  آرش حجازی , نامه ,

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم زبی آبی / ولی با خواری و ذلت پی شبنم نمی‌گردم
حجازی با بیان اینکه برای بازیافتن سلامتی اش حتی فرش خانه اش را هم خواهد فروخت، در پایان با یک بیت شعر پاسخ مسئولان را داد: "من آن گلبرگ مغرورم که می میرم زبی آبی / ولی با خواری و ذلت پی شبنم نمی‌گردم." مهر: دروازه بان پیشین تیم ملی فوتبال کشورمان در پاسخ به وعده های مسئولان ورزش گفت: "من آن گلبرگ مغرورم که می میرم زبی آبی / ولی با خواری و ذلت پی شبنم نمی‌گردم."...
  ناصر حجازی ,

نامه آرش حجازی ،شاهد قتل ندا آقا سلطان به صادق لاریجانی
آقای اگر قوه قضاییه مستقل است، نگذارید خون بی گناه پایمال شود جناب آقای صادق لاریجانی، ریاست محترم قوه قضاییه، شش ماه قبل، در تاریخ ۳۰ خرداد ماه ۱۳۸۸، دختر غیرمسلح و بی گناهی به نام ندا آقاسلطان که در میان هزاران معترض در خیابان حضور داشت، در فاصله سه قدمی من به ضرب گلوله یک بسیجی کشته شد. به ندای وظیفه انسانی و حرفه ای خود به کمکش شتافتم تا شاید جانش را نجات بدهم. متأسفانه موفق نشدم و این دختر معصوم در کمتر از یک دقیقه جان سپرد. چهار روز تمام در تهران خون جگر خوردم و روز ۳ تیر ۱۳۸۸ از ایران خارج شدم تا برای ادامه تحصیل و نوشتن رساله ام به انگلستان برگردم. تصویر لحظه مرگ این دختر جهان را زیر پا گذاشت و دل میلیون ها انسان را به درد آورد. همزمان خبرگزاری فارس اعلام کرد که ندا زنده و در یونان است. آقای ضرغامی، رئیس صدا و سیما گفتند فیلم تقلبی است. کیهان گفت که خبرنگار بی بی سی عده ای را اجیر کرده که او را بکشند تا از او فیلم بگیرند. سفیر ایران در مکزیک اعلام کرد که سازمان سیا مسئول قتل نداست. بعد خبرگزاری فارس اعلام کرد منافقین او را کشته اند. و در تمام این مدت، فوران خون جوشان از دهان ندا از جلوی چشمان من دور نمی شد. آنگاه که دیدم حقیقت را مخدوش می کنند، آنگاه که دیدم خون بی گناه دارد پایمال می شود، آنگاه که دیدم دروغ سیطره می یابد، از آنجا که از کودکی به من آموخته بودند که راه در جهان یکی است و آن راستی است، تصمیم گرفتم لب به سخن بگشایم و حقیقت ماجرا را آن گونه که دیده بودم افشا کنم. در مصاحبه ای بر آنچه دیده بودم شهادت دادم. گفتم که ندا چگونه کشته شد، گفتم که لحظاتی بعد از مرگ او، و بعد از اینکه معلم موسیقی او جسد بیجان ندا را در اتومبیل پژو ۲۰۶ رهگذری گذاشت و رهسپار بیمارستان شدند، مردم مردی را دستگیر کردند که فریاد می زد: “نمی خواستم او را بکشم.” گفتم که مردم پیراهن او را از تنش بیرون آوردند و کارت های شناسایی اش را که نشان می داد عضو بسیج است، مصادره کردند. اما بعد، از آنجا که نمی خواستند دست به خشونت متقابل بزنند و از سوی دیگر می ترسیدند او را به پلیس تحویل بدهند تا مبادا خود به عنوان معترض دستگیر بشوند، رهایش کردند. و در تمام این مدت، فوران خون جوشان از دهان ندا از جلوی چشمان جهانیان دور نمی شد. به فاصله دو روز، مأموران وزارت اطلاعات به دفتر کار سابق من در تهران رفتند تا درباره گفته های من تحقیق کنند، از همکاران سابق من بازجویی کردند، از اهالی محل پرس و جو کردند، ساعت ها با پدرم صحبت کردند، و سرانجام، پس از اینکه متقاعد شدند من جز حقیقت نگفته ام و اهالی آن محل همه بر گفته های من صحه می گذارند، با گفتن اینکه دیگر کسی مزاحم ما نخواهد شد، محل کار ما را ترک کردند. اما یک روز بعد، صدا و سیما برنامه ای پخش کرد و در آن تمام گفته های مرا زیر سؤال برد. یک روز بعد، آقای احمدی مقدم، رئیس نیروی انتظامی، در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کردند که حضور من در صحنه مشکوک است و من از سوی وزارت اطلاعات و اینترپل تحت تعقیب هستم. همان روز به اینترپل تلفن کردم و اعلام کردم که من فراری نیستم که تحت تعقیب باشم، و اگر می خواهند مرا دستگیر کنند، خودم نزد آن ها خواهم رفت. یک روز بعد، اینترپل اعلام کرد که من تحت تعقیب نیستم و این ادعا دروغ بوده است. روز بعد، آقای احمدی مقدم آنچه را در روز روشن گفته بودند، انکار کردند و گفتند خبرنگارها از ایشان نقل قول غلط کرده اند. این امیدوارم کرد که پس حتماً اشتباهی رخ داده و نیروی انتظامی عاملان اصلی این قتل را تحت تعقیب قرار خواهد داد. یک هفته بعد، کارت شناسایی فرد مظنون در اینترنت منتشر شد: عباس کارگر جاوید. من هویت این فرد را تأیید کردم. تقریباً مطمئن بودم که نیروی انتظامی او را دستگیر و از او بازجویی خواهد کرد و از آنجا که نه فقط من، که ده ها نفر در آن روز در محل قتل ندا شاهد دستگیری این مرد بودند، روشن شدن حقیقت دشوار نخواهد بود. یک هفته بعد، فیلمی از لحظه ای منتشر شد که مردم لباس این فرد مظنون را از تنش بیرون آورده بودند و رهایش می کردند. و اما بعد، در کمال شگفتی مشاهده کردم که عده ای خانم بسیجی، در برابر سفارت بریتانیا تجمع کرده اند و خواهان استرداد من به عنوان قاتل ندا شده اند. من هیچ نگفتم و فقط در وبلاگم از خداوند برای این گمراهان طلب بخشایش کردم. یک هفته بعد، عده ای بسیجی دیگر، در برابر سفارت بریتانیا مضحکه ای به نام نمایش راه انداختند و مرا مأمور انگلیس در برنامه ریزی قتل ندا معرفی کردند. باز من هیچ نگفتم، چرا که از کودکی آموخته ام که هیچ چیز نمی تواند حقیقت را شکست بدهد. مدتی بعد فیلمی در اینترنت منتشر شد که در آن ادعا شده بود که ندا خود در قتل خود دست داشته است! و تمام صحنه مرگ او سناریویی ساختگی با شرکت خود ندا بوده، و بعد ندا در راه بیمارستان کشته شده است! باز هم دندان بر هم ساییدم، اما کظم غیظ کردم و به خدا پناه بردم از شر دروجان. مدتی بعد، پس از قتل آقای علی حبیبی موسوی، خواهرزاده جناب آقای میرحسین موسوی، روزنامه کیهان شخص آقای میرحسین موسوی را برنامه ریز قتل خواهرزاده شان اعلام کرد! مطمئن شدم که قوه قضاییه دست کم در این مورد به وظیفه خود در مورد نشر اکاذیب عمل خواهد کرد. در این مدت، با اینکه مدت هاست از مدیریت انتشارات کاروان استعفا داده ام، بیشترین فشارها را بر این انتشارات که هیچ دخالتی در شهادت من نداشته وارد کرده اند. امروز (۱۳ دی ۱۳۸۸) دیدم که روزنامه وطن امروز در صفحه ۳ خود گزارشی از این فیلم بی ارزش تهیه کرده و در آن باز ادعاهای دروغین و شرم آور قبلی را تکرار و به گزارش پزشکی قانونی اشاره کرده است، گزارشی که هرگز منتشر نشده است، چرا که ندا بدون ارجاع به پزشکی قانونی به خاک سپرده شد. جناب آقای لاریجانی، شما قاضی هستید. اگر مدعی استقلال قوه قضاییه هستید، در برابر این اتهامات اقدام کنید، نگذارید خون بی گناه پایمال شود، نگذارید تهمت و افترا زدن بی اساس مرسوم شود. تا به حال صدها روزنامه به جرم انتشار ساده ترین انتقادها توقیف شده اند، اما روزنامه وطن امروز با وجود نشر اکاذیب، بهتان و اتهام همچنان منتشر می شود. آیا این روزنامه به علت وابستگی اش به شخص آقای احمدی نژاد از هرگونه تعقیبی مصون است؟ مگر نگفتند محسن روح الامینی در اثر مننژیت جان سپرده است و بعد مگر پزشکی قانونی اعلام نکرد که او در اثر ضربات وارده به قتل رسیده است؟ مگر نگفتند دکتر رامین پوراندرجانی سکته قلبی کرده و سرانجام معلوم شد که مسموم شده است؟ مگر با اتومبیل نیروی انتظامی مردم را در ظهر عاشورا زیر نکردند و بعد گفتند فیلم جعلی است؟ فیلمی که با چند دوربین مختلف گرفته و با عکس های گوناگون تأیید شده بود؟ شما می دانید که مردم هرگز هیچ یک از این دروغ ها را باور نکرده اند و باور نخواهند کرد و این دروغ ها نه تنها هیچ تأثیری در فروکش کردن اعتراض ها ندارد، که بر لهیب خشم مظلومان می افزاید. آرش حجازی
  ندا آقاسلطان , آرش حجازی , صادق لاریجانی، , مأموران وزارت اطلاعات , دکتر رامین پوراندرجانی ,

جناب پرزیدنت اوباما: نامش خلیج فارس است. خواهش می کنم رویاهای یک ملت را لگد نکنید.
این نامه را به این قصد نمی نویسم که از شما بخواهم کاری بکنید. نه، مردم ایران بدون درخواست کمک از هیچ مقامی در دنیا، می جنگند و آزادی شان را به دست خواهند آورد. آنچه مرا ناچار به نوشتن می کند، این است که اگرچه به کمک کسی احتیاج نداریم، سپاسگزار می شویم اگر دنیا حقیقت را مخدوش نکند. ندا نه به خاطر یک کشور، که برای رویایی به نام ایران جان داد. یکی از مهم ترین نمادهای ایران در قلب ایرانیان، خلیج فارس است، خلیجی زیبا در خاور میانه که در سخنرانی تان آن را “خلیج” نامیدید. اشاره به ندا در سخنرانی شما برای ایرانیان دلگرم کننده بود؛ اما وقتی واژه “فارس” را از خلیج فارس حذف می کنید، رویاهای ندا و ملتی را لگد می کنید که چیزی جز عزت و رویاهایشان برایشان نمانده است. مطمئنم شما قصد ندارید ملتی را از آنچه به حق متعلق به اوست، محروم کنید.
  ارش حجازی , نامه به اوباما , خلیج فارس ,

حجازی: لازم نیست فیلم تلویزیونی ندا را ببینم، چون خودم آنجا بودم
اخیرا و در پی پخش فیلمی از تلویزویون دولتی ایران که بر اساس آن قتل ندا آقاسلطان «نمایشی» است، دکتر آرش حجازی، دکتری که به کمک دختر ۲۶ ساله می شتابد نامه ای سرگشاده به رئیس قوه قضاییه نوشته است. وی در بخش از نامه خود به آیت الله لاریجانی می نویسد: «چهار روز تمام در تهران خون جگر خوردم و روز ۳ تیر ۱۳۸۸ از ایران خارج شدم تا برای ادامه تحصیل و نوشتن رساله ام به انگلستان برگردم. تصویر لحظه مرگ این دختر جهان را زیر پا گذاشت و دل میلیون ها انسان را به درد آورد. همزمان خبرگزاری فارس اعلام کرد که ندا زنده و در یونان است. آقای ضرغامی، رئیس صدا و سیما گفتند فیلم تقلبی است. کیهان گفت که خبرنگار بی بی سی عده ای را اجیر کرده که او را بکشند تا از او فیلم بگیرند. سفیر ایران در مکزیک اعلام کرد که سازمان سیا مسئول قتل نداست. بعد خبرگزاری فارس اعلام کرد منافقین او را کشته اند. و در تمام این مدت، فوران خون جوشان از دهان ندا از جلوی چشمان من دور نمی شد.» در پایان این نامه نیز دکتر حجازی می نویسد: «شما می دانید که مردم هرگز هیچ یک از این دروغ ها را باور نکرده اند و باور نخواهند کرد و این دروغ ها نه تنها هیچ تأثیری در فروکش کردن اعتراض ها ندارد، که بر لهیب خشم مظلومان می افزاید.»
  حجازی , فیلم , تلویزیونی , ندا , دکتر , رئیس , قوه , قضاییه ,

نامه سرگشاده آرش حجازی به لاريجانی: اگر قوه قضاييه مستقل است، نگذاريد خون بی گناه پايمال شود
جناب آقای صادق لاريجاني، رياست محترم قوه قضاييه، شش ماه قبل، در تاريخ ۳۰ خرداد ماه ۱۳۸۸، دختر غيرمسلح و بی گناهی به نام ندا آقاسلطان که در ميان هزاران معترض در خيابان حضور داشت، در فاصله سه قدمی من به ضرب گلوله يک بسيجی کشته شد. به ندای وظيفه انسانی و حرفه ای خود به کمکش شتافتم تا شايد جانش را نجات بدهم. متأسفانه موفق نشدم و اين دختر معصوم در کمتر از يک دقيقه جان سپرد. چهار روز تمام در تهران خون جگر خوردم و روز ۳ تير ۱۳۸۸ از ايران خارج شدم تا برای ادامه تحصيل و نوشتن رساله ام به انگلستان برگردم. تصوير لحظه مرگ اين دختر جهان را زير پا گذاشت و دل ميليون ها انسان را به درد آورد. همزمان خبرگزاری فارس اعلام کرد که ندا زنده و در يونان است. آقای ضرغامي، رئيس صدا و سيما گفتند فيلم تقلبی است. کيهان گفت که خبرنگار بی بی سی عده ای را اجير کرده که او را بکشند تا از او فيلم بگيرند. سفير ايران در مکزيک اعلام کرد که سازمان سيا مسئول قتل نداست. بعد خبرگزاری فارس اعلام کرد منافقين او را کشته اند. و در تمام اين مدت، فوران خون جوشان از دهان ندا از جلوی چشمان من دور نمی شد. آنگاه که ديدم حقيقت را مخدوش می کنند، آنگاه که ديدم خون بی گناه دارد پايمال می شود، آنگاه که ديدم دروغ سيطره می يابد، از آنجا که از کودکی به من آموخته بودند که راه در جهان يکی است و آن راستی است، تصميم گرفتم لب به سخن بگشايم و حقيقت ماجرا را آن گونه که ديده بودم افشا کنم. در مصاحبه ای بر آنچه ديده بودم شهادت دادم. گفتم که ندا چگونه کشته شد، گفتم که لحظاتی بعد از مرگ او، و بعد از اينکه معلم موسيقی او جسد بيجان ندا را در اتومبيل پژو ۲۰۶ رهگذری گذاشت و رهسپار بيمارستان شدند، مردم مردی را دستگير کردند که فرياد می زد: ”نمی خواستم او را بکشم.“ گفتم که مردم پيراهن او را از تنش بيرون آوردند و کارت های شناسايی اش را که نشان می داد عضو بسيج است، مصادره کردند. اما بعد، از آنجا که نمی خواستند دست به خشونت متقابل بزنند و از سوی ديگر می ترسيدند او را به پليس تحويل بدهند تا مبادا خود به عنوان معترض دستگير بشوند، رهايش کردند. و در تمام اين مدت، فوران خون جوشان از دهان ندا از جلوی چشمان جهانيان دور نمی شد. به فاصله دو روز، مأموران وزارت اطلاعات به دفتر کار سابق من در تهران رفتند تا درباره گفته های من تحقيق کنند، از همکاران سابق من بازجويی کردند، از اهالی محل پرس و جو کردند، ساعت ها با پدرم صحبت کردند، و سرانجام، پس از اينکه متقاعد شدند من جز حقيقت نگفته ام و اهالی آن محل همه بر گفته های من صحه می گذارند، با گفتن اينکه ديگر کسی مزاحم ما نخواهد شد، محل کار ما را ترک کردند. اما يک روز بعد، صدا و سيما برنامه ای پخش کرد و در آن تمام گفته های مرا زير سؤال برد. يک روز بعد، آقای احمدی مقدم، رئيس نيروی انتظامي، در يک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کردند که حضور من در صحنه مشکوک است و من از سوی وزارت اطلاعات و اينترپل تحت تعقيب هستم. همان روز به اينترپل تلفن کردم و اعلام کردم که من فراری نيستم که تحت تعقيب باشم، و اگر می خواهند مرا دستگير کنند، خودم نزد آن ها خواهم رفت. يک روز بعد، اينترپل اعلام کرد که من تحت تعقيب نيستم و اين ادعا دروغ بوده است. روز بعد، آقای احمدی مقدم آنچه را در روز روشن گفته بودند، انکار کردند و گفتند خبرنگارها از ايشان نقل قول غلط کرده اند. اين اميدوارم کرد که پس حتماً اشتباهی رخ داده و نيروی انتظامی عاملان اصلی اين قتل را تحت تعقيب قرار خواهد داد. يک هفته بعد، کارت شناسايی فرد مظنون در اينترنت منتشر شد: عباس کارگر جاويد. من هويت اين فرد را تأييد کردم. تقريباً مطمئن بودم که نيروی انتظامی او را دستگير و از او بازجويی خواهد کرد و از آنجا که نه فقط من، که ده ها نفر در آن روز در محل قتل ندا شاهد دستگيری اين مرد بودند، روشن شدن حقيقت دشوار نخواهد بود. يک هفته بعد، فيلمی از لحظه ای منتشر شد که مردم لباس اين فرد مظنون را از تنش بيرون آورده بودند و رهايش می کردند. و اما بعد، در کمال شگفتی مشاهده کردم که عده ای خانم بسيجي، در برابر سفارت بريتانيا تجمع کرده اند و خواهان استرداد من به عنوان قاتل ندا شده اند. من هيچ نگفتم و فقط در وبلاگم از خداوند برای اين گمراهان طلب بخشايش کردم. يک هفته بعد، عده ای بسيجی ديگر، در برابر سفارت بريتانيا مضحکه ای به نام نمايش راه انداختند و مرا مأمور انگليس در برنامه ريزی قتل ندا معرفی کردند. باز من هيچ نگفتم، چرا که از کودکی آموخته ام که هيچ چيز نمی تواند حقيقت را شکست بدهد. مدتی بعد فيلمی در اينترنت منتشر شد که در آن ادعا شده بود که ندا خود در قتل خود دست داشته است! و تمام صحنه مرگ او سناريويی ساختگی با شرکت خود ندا بوده، و بعد ندا در راه بيمارستان کشته شده است! باز هم دندان بر هم ساييدم، اما کظم غيظ کردم و به خدا پناه بردم از شر دروجان. مدتی بعد، پس از قتل آقای علی حبيبی موسوي، خواهرزاده جناب آقای ميرحسين موسوي، روزنامه کيهان شخص آقای ميرحسين موسوی را برنامه ريز قتل خواهرزاده شان اعلام کرد! مطمئن شدم که قوه قضاييه دست کم در اين مورد به وظيفه خود در مورد نشر اکاذيب عمل خواهد کرد. در اين مدت، با اينکه مدت هاست از مديريت انتشارات کاروان استعفا داده ام، بيشترين فشارها را بر اين انتشارات که هيچ دخالتی در شهادت من نداشته وارد کرده اند. امروز (۱۳ دی ۱۳۸۸) ديدم که روزنامه وطن امروز در صفحه ۳ خود گزارشی از اين فيلم بی ارزش تهيه کرده و در آن باز ادعاهای دروغين و شرم آور قبلی را تکرار و به گزارش پزشکی قانونی اشاره کرده است، گزارشی که هرگز منتشر نشده است، چرا که ندا بدون ارجاع به پزشکی قانونی به خاک سپرده شد. جناب آقای لاريجاني، شما قاضی هستيد. اگر مدعی استقلال قوه قضاييه هستيد، در برابر اين اتهامات اقدام کنيد، نگذاريد خون بی گناه پايمال شود، نگذاريد تهمت و افترا زدن بی اساس مرسوم شود. تا به حال صدها روزنامه به جرم انتشار ساده ترين انتقادها توقيف شده اند، اما روزنامه وطن امروز با وجود نشر اکاذيب، بهتان و اتهام همچنان منتشر می شود. آيا اين روزنامه به علت وابستگی اش به شخص آقای احمدی نژاد از هرگونه تعقيبی مصون است؟ مگر نگفتند محسن روح الامينی در اثر مننژيت جان سپرده است و بعد مگر پزشکی قانونی اعلام نکرد که او در اثر ضربات وارده به قتل رسيده است؟ مگر نگفتند دکتر رامين پوراندرجانی سکته قلبی کرده و سرانجام معلوم شد که مسموم شده است؟ مگر با اتومبيل نيروی انتظامی مردم را در ظهر عاشورا زير نکردند و بعد گفتند فيلم جعلی است؟ فيلمی که با چند دوربين مختلف گرفته و با عکس های گوناگون تأييد شده بود؟ شما می دانيد که مردم هرگز هيچ يک از اين دروغ ها را باور نکرده اند و باور نخواهند کرد و اين دروغ ها نه تنها هيچ تأثيری در فروکش کردن اعتراض ها ندارد، که بر لهيب خشم مظلومان می افزايد. آرش حجازی
  نامه سرگشاده , آرش حجازی , لاریجانی , رئیس قوه قضاییه , خون بی گناه , پایمال , ندا آقا سلطان , بسیج , وزارت اطلاعات , اینترپل ,

بازي با دم طلاب!
کاريکاتورهای آريا در گويا نيوز
  طلاب قم , نامه , حسین شریعتمداری , حجازی ,

حجازی : سیزده سال پیش هم مایلی کهن از خارج فدراسیون توصیه شد
دیشب در برنامه ورزش 2 جهانگیر کوثری، ناصر حجازی در پاسخ به این سوال که چرا نامی از او در بین پیشکسوتانی که سرمربی را انتخاب کردند نیست، به یکباره جوابی داد که مجری برنامه به عمد یا غیر عمد نتوانست حرف او را قطع کند. حجازی : " حتی اگر از من بخواهند هم در انتخاب سرمربی شرکت نمی کنم . . . چون مربی منتخب تیم ملی در نهایت کسی شد که در بین پنج گزینه اولیه وجود نداشت. درست مثل سیزده سال پیش، مصطفوی رییس فدراسیون با من تماس گرفت و گفت دستیارهایت را انتخاب کن که سرمربی تیم ملی شدی. فردای آن روز بی خبر از همه جا با یکی از مربیان که از دوستان آقای پروین هم بود تماس گرفتم، گفت مگر خبر نداری سرمربی تیم ملی را انتخاب کرده اند و این شخص کسی نیست جز مایلی کهن! من با مصطفوی تماس گرفتم و گفتم مگر به عنوان رییس فدراسیون به من نگفتی مربی تیم ملی هستی که ایشان در جواب گفت فدراسیون در انتخاب سرمربی نقشی نداشت! در اواخر برنامه تماس تلفنی با مایلی کهن هم در نوع خود جالب بود، مربی تیم ملی / سایپا گفت
  حجازی , مایلی کهن ,

قتل ندا و سرنوشت «کی­خسرو»
شاید عجیب باشد که رمانی با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ایران منتشر شود، اما منتقدان اجازه نداشته باشند درباره­ی آن نظر بدهند. اگر نویسنده­ی این رمان آرش حجازی باشد، این امر عجیب نیست. آرش حجازی، نویسنده و مترجم رسمی آثار پائولو کوئیلو و مدیر انتشارات کاروان هنگام شهادت ندا آقا سلطان در محل واقعه حضور داشت. او در گفت و گو با بی بی سی شرح ماجرا را از دید خود شرح داد و اعلام کرد که به دلیل فاش ساختن جزئیات این واقعه دیگر نمی­تواند به ایران بازگردد. نویسنده در نقد حاضر به رمان «کی­خسرو» نوشته آرش حجازی که به تازگی در ایران انتشار یافته می­پردازد. روزنامه‌های داخل کشور و برخی سایت­های رسمی ادبی از انتشار این مقاله سرباز زدند./ از نگرش تاریخی تا پسند خواننده/ تا همین چندی پیش نام «آرش حجازی» یادآور دو کلمه بود: «پائولو کوئیلو»، و «انتشارات کاروان». شاید وقتی حجازی نسخه‌ی چاپ­شده­ی سومین رمان‌اش را دید باور نمی‌کرد چند ماه بعد انتشارات کاروان را واگذار کند و برای همیشه به انگلستان، سرزمینی که سال‌های نخست زندگی را در آن گذرانده مهاجرت کند. موج حوادث تند است. ممکن است حجازی برای همیشه در انگلستان ماندگار شود و شاید حتی چاپ کتاب‌هایش در داخل کشور متوقف شوند، کمااین‌که مشکلاتی که در چهار سال گذشته برای انتشارات کاروان پیش آمده، بیشتر شده و به یک معنا این انتشارات با بحران جدی مواجه شده است. با این حال سومین رمان حجازی هرچند هنوز چهارچوب‌های کلی سبک نوشتاری خود را حفظ کرده، اما از نظر زبان و چگونگی روایت گامی به جلوست. اولین رمان او، «اندوه ماه»، یک اثر ضعیف، با نثری خشن بود که نخستین بار، نویسنده با سرمایه­ی خودش آن را در پاییز ۱۳۷۳منتشر کرد، اما در همان کتاب، شخصیتی ساخته شد که در آثار بعدی حجازی به نوعی تکرار شد. نخستین پاراگراف فصل اول رمان «اندوه ماه» این چنین شروع می‌شود: «پزشک بودم. جوان، اما موفق. در کمترین زمان توانسته بودم در بهترین بیمارستان شهر کار کنم. آغاز خوبی داشتم و بسرعت به زیر و بم کار آموخته می‌شدم. خانه، اتومبیل، دوستان خوب، و انگار از روز اول هم آرزوی دیگری نداشتم.» این رمان، از چیزی نشان داشت که بعدها قرار بود به «آرش حجازی» تبدیل شود و در همان حال نویسنده به تدریج عناصری مانند نقش راوی داستان، سبک گفتار، شیوه­ی زندگی شخصیت­ها، شگردهای روایت و برخی ترفندها را که در فرم اثر ن
  آرش حجازی , نویسنده , رمان کیخسرو , پائولو کوئیلو , انتشارات کاروان , ندا آقا سلطان ,

اینترپل: هیچگونه درخواستی از ایران در باره قتل ندا دریافت نکرده ایم !
پلیس بین‌الملل یا اینترپل می‌گوید هیچ درخواستی از ایران در رابطه با قتل ندا آقا سلطان دریافت نکرده است. سرتیپ پاسدار اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، دیروز دکتر آرش حجازی شاهد قتل ندا را به «سمپاشی » پیرامون قتل ندا متهم کرد و ،بر اساس گزارش خبرگزاری فارس، گفت وی به خارج از کشور فرار کرده و تحت تعقیب مقامات امنیتی جمهوری اسلامی و اینترپل است. دفتر مطبوعاتی اینترپل امروز در پاسخ به پرسش کتبی رادیو فردا اعلام کرد که پلیس بین الملل هیچگونه درخواستی از مقامات ایرانی در باره قتل ندا آقا سلطان دریافت نکرده است. تصاویر تکان دهنده فیلم کشته شدن ندا آقا سلطان در جریان تظاهرات ۳۱ خرداد در تهران، انعکاس بین المللی گسترده ای یافت. دکتر آرش حجازی که در آن لحظه بربالین ندا بود، پس از بازگشت به انگلستان، در مصاحبه با تلویزیون بی بی سی، مشاهدات خود را در این باره بیان داشت.
  اینترپل , ندا , دکتر آرش حجازی ,

فیلم : تلاش برای معرفی کردن آرش حجازی به عنوان قاتل ندا
فیلم : تلاش برای معرفی کردن آرش حجازی به عنوان قاتل ندا
  فیلم : تلاش برای معرفی کردن آرش حجازی به عنوان قاتل ندا ,

آرش حجازی : قدرت ندا، انقلاب رسانه ای در ایران
جدید ترین نوشتار آرش حجازی به زبان انگلیسی است درباره شهید ندا آقا سلطان : " ندا چه گونه احمدی نژاد و سانسور را در مرگ خود به چالش کشید." و چه گونه فیلم مرگ ندا آقاسلطان، نقطه عطفی را در تاریخ رسانه ها رقم زد. آیا مفهوم آزادی نشر در عصر دیجیتال عوض شده است؟
  سیاسی , ندا آقا سلطان , آرش حجازی , نقطه عطف ,

اولین واکنش خواهران (فاحشه گان)بسیجی در ارتباط با ندا آقا سلطان : آرش حجازی را بگیرید !
به نظر می آید بسیجیانی که تا دیروز برای رابطه با آمریکا، عقب‌نشینی های هسته ای، ارتباط با اسراییل و مواردی از این دست کفن می‌پوشیدند و به خیابان‌ها می آمدند، اکنون از "بی سوژه‌ای" خسته شده‌اند و موضوعات جدیدی برای تجمع پیدا کرده‌اند. در جدیدترین مورد از این دست، فارس گزارش داد امروز ساعت 14 ظهر تجمع "صدها" تن از خواهران بسیجی در برابر سفارت انگلیس، برای استرداد آرش حجازی شاهد قتل ندا آقا سلطان برگزار می شود. به گزارش فارس، "با توجه به حضور آرش حجازي در نزديكترين فاصله با محل اين حادثه و نيز ادعاها و اظهارات وي، استرداد او مي تواند بسياري از ابهامات را پاسخ دهد". این در حالی است که متهم اصلی این قتل دلخراش، عباس کارگر جاوید، که به گواه فیلم و شاهدان عینی از جمله آرش حجازی تیر را به قلب ندا شلیک کرد، عضو سپاه و بسیج بوده و بسیار بهتر می تواند ابهامات این خواهران خونخواه ندا را برطرف کند. فارس: خواهران بسيجي براي استرداد شاهد اصلي كشته شدن ندا آقاسلطان، در برابر سفارت انگليس تجمع مي‌كنند. به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، تجمع اعتراض آميز صدها نفر از خواهران بسيجي تهران به منظور استرداد آرش حجازي كه در زمان كشته شدن ندا آقاسلطان، در آنجا حضور داشت، امروز چهارشنبه ساعت 14 در برابر سفارت انگليس در تهران برگزار مي‌شود. فارس ادامه داد: مرگ ندا آقاسلطان از جمله موضوعاتي بود كه در دوران پس از اغتشاشات، هجمه هاي سنگيني را عليه نهادهاي انتظامي و امنيتي كشورمان به راه انداخت اما شواهد، نشان از دخالت برخي افراد و گروههاي ضد انقلاب در اين موضوع دارد كه با توجه به حضور آرش حجازي در نزديكترين فاصله با محل اين حادثه و نيز ادعاها و اظهارات وي، استرداد او مي تواند بسياري از ابهامات را پاسخ دهد.
  خواهران بسیجی , ندا آقا سلطان , آرش حجازی ,

شریعت نداری میرحسین موسوی را جاسوس آمریکا خواند
سرخط‌ خبرها مدیر مسئول روزنامه کیهان میرحسین موسوی را جاسوس آمریکا خواند ۱۳۸۸/۰۴/۱۳ حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، میرحسین موسوی، از نامزدهای اصلاح طلب انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران، را جاسوس آمریکا خواند. مدیر مسئول روزنامه کیهان از سوی آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، منصوب می شود. آقای شریعتمداری در سرمقاله روز شنبه روزنامه کیهان، اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران را « پروژه دیکته شده آمریکایی ها » خواند و خواستار محاکمه میرحسین موسوی و محمد خاتمی، رییس جمهوری سابق، به اتهام « جنایت و خیانت » شد. آقای موسوی و خاتمی، همچون دیگر سیاستمداران اصلاح طلب و هوادارانشان، نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران را زیر سوال برده اند و بر این باورند که در آن تقلب گسترده ای صورت گرفته است
  ندا , دکترحجازی , آرش حجازی , درگیری , قتل ندا آقا سلطان ,

روندپیدایش"الله" در قرآن‏(الله ورحمان دوبت جداگانه قبایل مضر وربیعه درحجاز بودند)
اقرا باسم ربک الذی خلق = بخوان بنام خدایگانت که بیافرید* انسان ‏را از لخته ای خون بیافرید* بخوان بنام خدایگانت که بسیار بزرگوار است: ‏‏*آنکه با قلم بیاموخت* و بیاموخت به انسان آنچه را که نمی دانست (96 ‏علق، 1- 5)‏ و چنانکه معلوم است این "رب" یا "خدایگان"، که با همین عنوان ‏کلی از او یاد می شود، تا سالها بعد نیز نام مشخصی ندارد و محمد از هیچ ‏اله یا الهه ای با نام و عنوان از خدایگان خود سخن به میان نمی آورد. ‏جالب تر اینکه حتی در بعضی سوره های او لیه ی قرآن(1) نیز، که ظاهرا ‏در پی یکدیگر و در سال دوم بعثت محمد آمده اند، کلمۀ "رب" نیز بکار ‏برده نشده و حتی در سورۀ 54 قمر، که بقولی(2) به سال چهارم بعثت و ‏بقولی دیگر(3) به سورۀ های دورۀ دوم مکی مربوط می شود، نه تنها از ‏‏"رحمان" و "الله" ذکری به میان نمیاید بلکه کلمۀ "رب" نیز فقط یکبار ‏بکار برده می شود، و تا این زمان سخن از "ما" و "من" و "او" میرود که ‏مرجع این ضمیرها نیز مطلقاٌ نامعلوم و فاقد نام و عنوان است.(4)‏
  الله , قرآن , قبایل , حجاز , محمدبن عبدالله ,

نامه سرگشاده آرش حجازی به لاریجانی: اگر قوه قضاییه مستقل است، نگذارید خون بی گناه پایمال شود
شش ماه قبل، در تاریخ ۳۰ خرداد ماه ۱۳۸۸، دختر غیرمسلح و بی گناهی به نام ندا آقاسلطان که در میان هزاران معترض در خیابان حضور داشت، در فاصله سه قدمی من به ضرب گلوله یک بسیجی کشته شد. به ندای وظیفه انسانی و حرفه ای خود به کمکش شتافتم تا شاید جانش را نجات بدهم. متأسفانه موفق نشدم و این دختر معصوم در کمتر از یک دقیقه جان سپرد. چهار روز تمام در تهران خون جگر خوردم و روز ۳ تیر ۱۳۸۸ از ایران خارج شدم تا برای ادامه تحصیل و نوشتن رساله ام به انگلستان برگردم. تصویر لحظه مرگ این دختر جهان را زیر پا گذاشت و دل میلیون ها انسان را به درد آورد. همزمان خبرگزاری فارس اعلام کرد که ندا زنده و در یونان است. آقای ضرغامی، رئیس صدا و سیما گفتند فیلم تقلبی است. کیهان گفت که خبرنگار بی بی سی عده ای را اجیر کرده که او را بکشند تا از او فیلم بگیرند. سفیر ایران در مکزیک اعلام کرد که سازمان سیا مسئول قتل نداست. بعد خبرگزاری فارس اعلام کرد منافقین او را کشته اند. و در تمام این مدت، فوران خون جوشان از دهان ندا از جلوی چشمان من دور نمی شد. آنگاه که دیدم حقیقت را مخدوش می کنند، آنگاه که دیدم خون بی گناه دارد پایمال می شود، آنگاه که دیدم دروغ سیطره می یابد، از آنجا که از کودکی به من آموخته بودند که راه در جهان یکی است و آن راستی است، تصمیم گرفتم لب به سخن بگشایم و حقیقت ماجرا را آن گونه که دیده بودم افشا کنم. در مصاحبه ای بر آنچه دیده بودم شهادت دادم. گفتم که ندا چگونه کشته شد، گفتم که لحظاتی بعد از مرگ او، و بعد از اینکه معلم موسیقی او جسد بیجان ندا را در اتومبیل پژو ۲۰۶ رهگذری گذاشت و رهسپار بیمارستان شدند، مردم مردی را دستگیر کردند که فریاد می زد: “نمی خواستم او را بکشم.” گفتم که مردم پیراهن او را از تنش بیرون آوردند و کارت های شناسایی اش را که نشان می داد عضو بسیج است، مصادره کردند. اما بعد، از آنجا که نمی خواستند دست به خشونت متقابل بزنند و از سوی دیگر می ترسیدند او را به پلیس تحویل بدهند تا مبادا خود به عنوان معترض دستگیر بشوند، رهایش کردند. و در تمام این مدت، فوران خون جوشان از دهان ندا از جلوی چشمان جهانیان دور نمی شد. به فاصله دو روز، مأموران وزارت اطلاعات به دفتر کار سابق من در تهران رفتند تا درباره گفته های من تحقیق کنند، از همکاران سابق من بازجویی کردند، از اهالی محل پرس و جو کردند، ساعت ها با پدرم صحبت کردند، و سرانجام، پس از اینکه متقاعد شدند من جز حقیقت نگفته ام و اهالی آن محل همه بر گفته های من صحه می گذارند، با گفتن اینکه دیگر کسی مزاحم ما نخواهد شد، محل کار ما را ترک کردند. اما یک روز بعد، صدا و سیما برنامه ای پخش کرد و در آن تمام گفته های مرا زیر سؤال برد. یک روز بعد، آقای احمدی مقدم، رئیس نیروی انتظامی، در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کردند که حضور من در صحنه مشکوک است و من از سوی وزارت اطلاعات و اینترپل تحت تعقیب هستم. همان روز به اینترپل تلفن کردم و اعلام کردم که من فراری نیستم که تحت تعقیب باشم، و اگر می خواهند مرا دستگیر کنند، خودم نزد آن ها خواهم رفت. یک روز بعد، اینترپل اعلام کرد که من تحت تعقیب نیستم و این ادعا دروغ بوده است.
  آرش حجازی , ندا آقاسلطان , لاریجانی , قوه قضاییه ,

ناصر حجازي در بيمارستان بستري شد
سرمربي اسبق تيم فوتبال استقلال امروز در بيمارستان كسري بستري شد.
  ناصر حجازی , استقلال ,

ابراهيم نبوي: صل علي محمد، ياور مترو آمد
به دنبال کشاندن نفت به سفره مردم که باعث شد قیمت سفره به سه برابر و قیمت نان به چهار برابر برسد و نفت ایران به سفره مردم فلسطین و ترکیه و نیکاراگوئه برود، و همچنین به دنبال هسته ای شدن کشور که باعث شد، نه تنها انرژی ما هسته ای نشود بلکه گاز و نفت و بنزین هم با مشکل مواجه شده است و به دنبال سیاست دولت احمدی برای حمایت از مظلومان غزه که دو تا دوتا به شهادت می رسیدند و حالا مظلومان در تهران ده تا ده تا بشهادت می رسند و اصولا به دنبال موفقیت های پی در پی دولت نهم و دهم، دولت اعلام کرد که مدیریت مترو را برعهده می گیرد ...
  مقاله , مترو , نفت, ندا , آرش حجازی , اقتصاد , ابراهيم نبوي , ابراهيم نبوی , احمدی نژاد , خامنه‌ای , طنز ,

پسر حجت‌الاسلام حجازی از اعضای ارشد دفتر رهبری با چاقو مجروح شد
یک منبع مطلع خبر داد که در یکی از درگیری‌های خیابانی اخیر، پسر حجت‌الاسلام حجازی از اعضای ارشد دفتر رهبری با چاقو مورد حمله قرار گرفته و مجروح شده است. این منبع مطلع در گفت‌وگو با «موج سبز آزادی» با اشاره به اینکه این حادثه در یک درگیری خیابانی و در حالی که پسر آقای حجازی سوار بر موتور بوده، روی داده است، از ناشناس بودن عامل حمله به فرزند این عضو شاخص دفتر رهبر جمهوری اسلامی خبر داد. وی در عین حال خاطرنشان کرد که احتمال می‌رود عواملی از طرف احمدی‌نژاد دست به این اقدام زده باشند. این منبع مطلع به بروز برخی اختلافات بین احمدی‌نژاد و حجازی در جریانات اخیر اشاره کرد و افزود: احمدی‌نژاد بارها در محافل مختلف گفته که مشکل ما در بیت، حجازی است! این در حالی است که از آقای حجازی به یکی از اعضای گروه سه نفره‌ی هدایت کننده‌ی سرکوب‌های اخیر نام برده می‌شود. حال مشخص نیست که پسر حجازی قربانی اختلافات او با احمدی‌نژاد شده یا در درگیری‌های خیابانی مصدوم شده است.
  فرزند حجازی دفتر رهبری چاقو ,

آخرين لحظات زندگی ندا آقاسلطان از زبان يک شاهد عينی
بی بی سی (انگليسی) - او پزشکی است که سعی کرد جان يک تظاهر کننده ايرانی را در حالی که بر اثر خونريزی در خيابان های تهران جان باخت، نجات دهد. دکتر آرش حجازی، کسی که در دانشگاه "انگلستان جنوبی" در حال تحصيل است گفت او زمانی به کمک ندا آقاسلطان رفت که ديد بر اثر اصابت گلوله به سينه اش، زخمی شده است. حتی بعد از کمک امدادی وی، ندا در کم تر از يک دقيقه جان خود را از دست داد.فيلم مرگ ندا بر روی اينترنت گذاشته شد و تصاوير وی نقطه مشترک گردهمايی های ايرانی ها در همه کشورهای جهان شد. دکتر حجازی توضيح داد که چگونه در همان زمان مردمی که در آن حوالی بودند فرد عضو بسيج را که به کشتن ندا اعتراف کرده بود دستگير کردند. آرش حجازی گفت سه شب می شود که نخوابيده و برايش مهم بود خاطرات آن روز خود را با بقيه در ميان بگذارد تا مرگ ندا بی نتيجه نباشد. دکتر حجازی به دليل صحبت های خود در باره ندا ديگر اميدی ندارد که بتواند به ايران بازگردد. *** پليس ضد شورش در حال آمدن به طرف تظاهرکنندگان بود. در همين حين دکتر حجازی خانم ندا آقاسلطان را همراه با مرد مسن تری ديد که ابتدا فکر کرد که پدر ندا است اما او معلم موسيقی ندا بود. ناگهان همه چيز شلوغ شد. پليس از گاز اشک آور استفاده کرد. موتورسواران به مردم يورش بردند. ما به طرف يک چهارراه دويديم. مردم نمی دانستند چه بکنند. صدای تيری شنيديم. ندا به فاصله ی يک متری من بود. من برگشتم و ديدم خون از سينه ندا جاری شده است. معلوم بود ندا شوکه شده است. تنها به سينه خود نگاه می کرد. کنترل خود را از دست داده بود. به طرف اش دويدم و روی زمين قرارش داديم. محل گلوله را زير گردن ندا ديدم. تا آن زمان چنين تصويری نديده بودم! به نظر می آمد گلوله در بدن اش منفجر شده بود. خون از دهان و بينی او بيرون می آمد. سعی کردم با فشار دادن محل گلوله جلوی خونريزی را بگيرم ولی موفق نشدم. دکتر حجازی می گويد ابتدا به نظرش آمد که تيراندازی از پشت بام يکی از ساختمان های اطراف است ولی سپس متوجه شد تظاهرکنندگان مرد مسلحی را که سوار بر موتورسيکلتی بود گرفته اند.
  ندا آقاسلطان , آرش حجازی , کودتای 88 ,

مصاحبه با ناصر حجازی در مورد وضعیت بیماری وی
ناصر حجازی به تماشای بازی ایران و تایلند رفته بود و گزارشگر برنامه ورزش از نگاه دو با وی مصاحبه ای انجام داد همچنین در ادامه این گزارش با علی کریمی و شجاعی و معدنچی نیز صحبت شده...
  فوتبال , حجازی , کریمی ,

ناصر حجازی دوباره در بیمارستان بستری شد
دروازه بان پیشین تیم ملی فوتبال کشورمان که از بیماری ریوی رنج می برد مجددا در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان کسری تهران بستری شد. به گزارش خبرنگار مهر، ناصر حجازی که مراحل درمان بیماری ریوی و شیمی را سپری می کند، امشب بار دیگر دربخش قلب و ریه بیمارستان کسری تهران بستری شد تا تحت مراقبت های ویژه قرار بگیرد. این پیشکسوت سرشناس تیم فوتبال استقلال برای اولین بار روز 23 آذر ماه و به دنبال وخیم شدن وضعیت جسمانی اش در بیمارستان کسری بستری شد. قرار است حجازی امشب زیر نظر پزشکان تحت مراحل درمانی قرار بگیرد و صبح فردا در صورت صلاحدید پزشکان معالج از بیمارستان مرخص شود. ناصر حجازی دروازه بان اصلی تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 1978 آرژانتین بود و سالها در استقلال تهران به عنوان بازیکن و سرمربی فعالیت کرده است.
  ناصر حجازی , بستری , دروازبان سابق ,

گزارش تصویری از مرخص شدن ناصر حجازی از بیمارستان
گزارش اختصاصی و تصویری سایت آبیته (هواداران استقلال) از مرخص شدن ناصر حجازی از بیمارستان به همراه 5 عکس جالب!
  ناصر، حجازی، بیماری، استقلال، فوتبال، دایی ,

خدایا اینان را ببخش، چرا که نمی دانند چه می کنند ...(آرش حجازی)
سه هفته پیش، عده‌ای خانم بسیجی در برابر سفارت بریتانیا در ایران تجمع کردند و خواستار استرداد من به ایران شدند. در بامداد خبرگزاری‌ها اعلام کردند که این خانم‌ها خواستار استرداد من به ایران به عنوان «شاهد قتل ندا» هستند؛ اما بعدازظهر این عنوان به «قاتل ندا» تغییر یافت. از آنجا که من هرگز در ماجرای ندا به دنبال مسائل شخصی نبوده‌ام، ترجیح دادم سکوت کنم. اما ماجرا به اینجا ختم نشد. چند روز پیش، عده‌ای «دانشجو»ی بسیجی بار دیگر در برابر سفارت بریتانیا نمایش مضحک و توهین‌آمیزی را اجرا کردند و در آن نه به جزای گناه بهتانی که به گردن می‌گرفتند فکر کردند و نه به سنت ما در حفظ حرمت درگذشتگان و .........
  آرش حجازی , ندا , بریتانیا , جنبش سبز , کودتا ,

حجازى: آقايان اول خودشان تست اعتياد بدهند
ناصر حجازى مديرفنى تيم دى استراداى اسلواكى كه به قول خودش همه كاره اين تيم است بامداد روز گذشته به ايران بازگشت. از قرار معلوم حجازى به علت تعطيلى يك هفته اى ليگ اسلواكى چند روزى در ايران به سر خواهد برد. با بازگشت حجازى به ايران فرصت خوبى دست داد تا با وى مصاحبه اى كوتاه انجام دهيم كه ماحصل آن را در ادامه مى خوانيد: • در بحبوحه مسابقات ليگ اسلواكى در ايران چه مى كنيد؟ - ليگ اسلواكى يك هفته به خاطر اردوى تيم ملى اين كشور تعطيل است به همين خاطر از فرصت استفاده كردم تا در اين مدت در ايران و كنار خانواده ام باشم. • اوضاع و احوال دى استرادا چطور است؟ - بد نيست، در حال حاضر در رتبه پنجم جدول رده بندى ليگ و در جام حذفى هم جزو ۴ تيم هستيم. اگر بازى نيمه نهايى را با پيروزى پشت سر بگذاريم و به فينال جام حذفى برسيم سال آينده جزو تيم هاى حاضر در جام يوفا خواهيم بود. • اگر از استقلال پيشنهاد مربيگرى داشته باشيد دى استرادا را ترجيح مى دهيد يا استقلال را ؟ - فعلاً كه با دى استرادا ادامه مى دهم اما زمانى كه پيشنهادى دريافت كنم اولين كارى كه انجام مى دهم پاكسازى كامل است. من يك سال تجربه بدى را در استقلال پشت سر گذاشتم و ديگر دوست ندارم به آن روزها برگردم به همين خاطر قبل از قبول هر سمتى صحبت مى كنم تا پاكسازى انجام شود. • راستى سازمان ليگ قانونى وضع كرده است كه مربيان ليگ بايد قبل از قرارداد با تيم هاى باشگاهى بايد تست اعتياد بدهند، نظرتان راجع به اين موضوع چيست؟ - اگر از من مى خواستند به هيچ وجه زير بار نمى رفتم. اين نوعى توهين به مربى محسوب مى شود و نمى دانم چرا مربيان ايران انجام چنين كارى را قبول كرده و به نوعى به خودشان توهين كرده اند. آقايان اول خودشان تست اعتياد بدهند، بعد بروند سراغ مربيان. • در بازى آخر استقلال مقابل راه آهن، عده اى عليه مرفاوى شعار دادند و امير قلعه نويى را تشويق كردند نظرتان در اين مورد چيست؟ - فكر نمى كنم مشكلى بين اين ۲ نفر باشد. مرفاوى و قلعه نويى با هم رفيق هستند. اين ۲ نفر آن قدر رفيق هستند كه شبها خواب همديگر را مى بينند.
  حجازى , استقلال ,

آرش حجازی: از پیامدهای شاهد قتل ندا بودن پشیمان نیستم (گفت و گوی ویژه رادیوفردا)
میهمان گفت و گوی ویژه این هفته رادیو فردا، دکتر آرش حجازی است. این پزشک جوان در آخرین لحظات زندگی ندا آقا سلطان تلاش کرد او را نجات دهد. اما شدت و سرعت خونریزی، امکان هر گونه کوشش او را بی حاصل گذاشت و تصویر این لحظات در رسانه های جهانی بازتاب یافت و دنیا را تکان داد. او کسی است که می گوید مردم شخصی را در محل، به عنوان ضارب دستگیر کردند که دارای کارت بسیج بود و مدام تکرار می کرد که نمی خواسته ندا را بکشد. او که اخیراً به رئیس جمهور آمریکا، باراک اوباما نیز نامه‌ای نوشته، در همین مورد به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ داده است.
  آرش حجازی , ندا , ندا آقا سلطان , بسیج ,

آرش حجازی در سایتش فیلم قاتل ندا را تایید كرد
سایت آرش حجازی جالب است که هر بار جناب احمدی نژاد نطقی درباره ندا می فرمایند، سندی رو می شود تا گواهی باشد بر دروغگویی ایشان. امروز بعد از ظهر صندوق پستی ام پر بود از ایمیل های دوستانی که اعلام کردند سند جدیدی منتشر شده است و می خواستند بدانند من آن را تایید می کنم یا نه. فیلمی در اینترنت منتشر شد که به صحنه های پس از مرگ ندا می پردازد. همان طور که در مصاحبه های قبلی ام گفتم، بعد از اینکه بدن بیجان ندا را استاد موسیقی اش سوار بر ماشینی از صحنه دور کرد، مردم شخصی را گرفتند که معتقد بودند ضارب نداست. حتی گفتم که پیراهنش را درآوردند. فیلمی که در زیر می بینید، از جایی است که مردم تصمیم گرفته اند این ضارب احتمالی را رها کنند، هرچند هنوز عده ای معتقدند که باید او را به مجازات رساند. خوشبختانه دهان یاوه گویانی که تا به حال واقعیت را زیر سؤال می بردند، با این فیلم بسته می شود. یاوه گویان عزیز، رئیس جمهور غیرمنتخب شماست که دروغ می گوید، سینه ی شکافته ندا دروغ نمی گوید. بله، تأیید می کنم که این فیلم به بخشی از حوادثی می پردازد که روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، دقایقی بعد از مرگ ندا، در تقاطع خیابان خسروی و صالحی در خیابان کارگر تهران رخ داد. شخصی که در فیلم می بینید و پیراهن به تن ندارد، همان بسیجی است که مردم گرفته بودند و فریاد می زد نمی خواستم بکشمش. یا حق، آرش حجازی http://www.youtube.com/watch?v=ez01ZpUTb-E&feature
  آرش حجازی , قاتل ندا ,

دکتر آرش حجازی: آقای احمدی نژاد، شرم کنید!
دکتر آرش حجازی، که در هنگام مرگ ندا آقاسلطان، شاهد این جنایت بود و گوشه هایی از قتل تکان دهنده ی ندا آقاسلطان را فاش کرد، نامه ای تحت عوان: «آقای احمدی‌نژاد، دیگر بس است. شرم کنید. چشم‌هایتان را بگشایید» خطاب به وی نوشته است: جناب آقای محمود احمدی‌نژاد، در سه ماه گذشته، میلیون‌ها ایرانی، به زبان‌های گوناگون، در تبلیغات قبل از انتخابات، در روز انتخابات، در اعتراضات بعد از انتخابات، روز ۲۵ خرداد، روز ۳۰ خرداد، روز قدس و روزهای دیگر، با ده‌ها شکل اعتراض مدنی علی‌رغم سرکوب‌های بی‌امان و بی‌رحمانه‌ی شما و همکارانتان، به شما اعلام کردند که شما را نمی‌خواهند. حتی یک بار هم از خودتان پرسیدید که این مردم چرا از شما راضی نیستند و به بهای از دست دادن امنیت و حتی جانشان این نارضایتی را به شما اعلام می‌کنند؟ گاهی، در میان توجیه‌هایی که حتی خودتان هم به آن‌ها باور ندارید، در فواصل جلساتی که با همکارانتان گذاشته‌اید و در آن‌ها از شرق تا غرب عالم را مسئول برانگیختن مردم برای اعتراض به روش‌ها و سیاست‌های خودتان دانستید، از خودتان پرسیده‌اید که چرا این مردم ساکت نمی‌شوند؟ آقای احمدی‌نژاد، چند بار گفته‌اید که مرگ ندا «مشکوک» است، اما آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که ندا مگر چه کرده بود که سزاوار چنین سرنوشتی باشد؟ با وجود تمام اسناد و مدارک و شواهد غیرقابل انکاری که در مورد مرگ ندا منتشر شد، شما چه سندی را منتشر کردید که گواه بر راستگویی شما باشد؟ در مناظره تلویزیونی‌تان گفتید دروغگو ترسو است. اما این را هم دروغ گفتید. دروغگو وقیح است. دروغگو شرم را نمی‌شناسد. دروغگو وجدان ندارد. دروغگو در روز روشن، در وسط خیابان، سینه‌ی دختر بی‌گناه جوانی را با گلوله می‌شکافد و بعد گناه مرگش را به گردن ازما بهتران می‌اندازد. آقای احمدی‌نژاد، از وقتی رئیس جمهور شده‌اید، به ندرت حرف راستی از شما شنیده‌ایم. شهوت قدرت وجدان و روح شما را سوزانده. خرافات و عوام‌فریبی قوه‌ی تمییز شما را پوسانده و دستاوردش برای مردم ما جز ویرانی، نابودی صنعت، نابودی کشاورزی، نابودی فرهنگ، نابودی صنعت نشر و مطبوعات، نابودی ورزش، آوارگی هزاران نفر و برباد رفتن آبروی ملتی سه هزار ساله و بر جای ماندن قبرستانی پر از گور جوانان بی‌گناه نبوده است. واقعیت است آقای احمدی‌نژاد، میلیون‌ها ایرانی اعلام کرده‌اند که شما را نمی‌خواهند. از خودتان پرسیده‌اید این مردم چه می‌خواهند؟ کمی تأمل کرده‌اید که شاید خود شما بتوانید آنچه را این مردم می‌خواهند به آن‌ها بدهید؟ یا خداوند بر گوش و چشم شما مهر زده است و دیگر برای شما خیلی دیر شده؟ به شما می‌گویم. هرچند می‌دانم که می‌دانید و هرچند می‌دانم که از انجام خواسته‌ی مردم عاجزید، چرا که اگر از هویت سرکش و مستکبری که برای خود ساخته‌اید دست بکشید، چیزی جز مردی عاجز از شما نمی‌ماند، هرچند عاجز بودن بهتر است از ظالم بودن. ۱٫ مردم می‌خواهند در انتخاب رهبرانشان آزاد باشند. می‌خواهند هرکس را که خواستند، فارغ از جنس و دین و نژاد، به رهبری خود برگزینند. آیا در ایران مردم این حق را دارند؟ آیا برای انتخاب منتخبانشان مجبور نیستند اسیر دور باطل نظارت استصوابی شوند؟
  آرش حجازی ,

ناصر حجازی : کاندیدای ریاست جمهوری شوم بیشترین رای را می آورم...!
کاریکاتور بسیار جالب امروز روزنامه ی ورزشی گل...!
  روزنامه , ورزشی , کاریکاتور , گل , ریاست جمهوری , ناصر حجازی ,

نامه سرگشاده آرش حجازي به رئيس قوه قضائيه : آقاي صادق لاريجاني، اگر قوه قضاييه مستقل است، نگذاريد خون بي گناه پايمال شود
شش ماه قبل، در تاريخ ۳۰ خرداد ماه ۱۳۸۸، دختر غيرمسلح و بي گناهي به نام ندا آقاسلطان كه در ميان هزاران معترض در خيابان حضور داشت، در فاصله سه قدمي من به ضرب گلوله يك بسيجي كشته شد. به نداي وظيفه انساني و حرفه اي خود به كمكش شتافتم تا شايد جانش را نجات بدهم. متأسفانه موفق نشدم و اين دختر معصوم در كمتر از يك دقيقه جان سپرد.
  نامه سرگشاده آرش حجازي به رئيس قوه قضائيه : آقاي صادق لاريجاني، اگر قوه قضاييه مستقل است، نگذاريد خون بي گناه پايمال شود ,

نامه سرگشاده آرش حجازی به صادق لاریجانی: آنگاه که دیدم خون بی گناه دارد پایمال می شود،شهادت دادم
جناب آقای صادق لاریجانی، ریاست محترم قوه قضاییه، شش ماه قبل، در تاریخ ۳۰ خرداد ماه ۱۳۸۸، دختر غیرمسلح و بی گناهی به نام ندا آقاسلطان که در میان هزاران معترض در خیابان حضور داشت، در فاصله سه قدمی من به ضرب گلوله یک بسیجی کشته شد. به ندای وظیفه انسانی و حرفه ای خود به کمکش شتافتم تا شاید جانش را نجات بدهم. متأسفانه موفق نشدم و این دختر معصوم در کمتر از یک دقیقه جان سپرد. چهار روز تمام در تهران خون جگر خوردم و روز ۳ تیر ۱۳۸۸ از ایران خارج شدم تا برای ادامه تحصیل و نوشتن رساله ام به انگلستان برگردم. تصویر لحظه مرگ این دختر جهان را زیر پا گذاشت و دل میلیون ها انسان را به درد آورد. همزمان خبرگزاری فارس اعلام کرد که ندا زنده و در یونان است. آقای ضرغامی، رئیس صدا و سیما گفتند فیلم تقلبی است. کیهان گفت که خبرنگار بی بی سی عده ای را اجیر کرده که او را بکشند تا از او فیلم بگیرند. سفیر ایران در مکزیک اعلام کرد که سازمان سیا مسئول قتل نداست. بعد خبرگزاری فارس اعلام کرد منافقین او را کشته اند.
  آرش حجازی , صادق لاریجانی ,