س ام اس روز در ایرانگفت بخوان! گفت چه بخوانم ؟ من که سواد ندارم!
گفت بخوان. این حکم وزارت توست!

س ام اس روز در ایران ,
حکم وزارت در ایران ,
حکم پنج سال زندان یوسف عزیزی بنی طرف تایید شدوکيل يوسف عزيزی بنی طرف، نويسنده و روزنامه نگار، روز چهارشنبه گفت: دادگاه تجديد نظر حکم پنج سال زندان موکل وی را تاييد کرده است.
يوسف عزيزی بنی طرف، ۵۸ ساله، سه سال پيش از سوی شعبه پانزده دادگاه انقلاب اسلامی تهران، به اتهام «اجماع و تبانی برای بر هم زدن امنيت داخلی کشور» به پنج سال زندان محکوم شده بود.
صالح نيکبخت، وکيل آقای عزيزی بنی طرف، در گفت وگو با راديو فردا درباره تایید حکم صادره علیه موکلش تصريح کرد: «این حکم نه تنها سنگین است، بلکه بالاترین سقف مجازات برای این اتهام است، یعنی در ایران مجازاتی بالاتر از این برای چنین اتهامی وجود نداشت.»
صالح نیکبخت همچنین نسبت به « تنگ تر شدن عرصه بر نویسندگان ایران دوست» ابراز نگرانی کرد.
چند هفته پس از بروز نا آرامی در اهواز و ساير شهرهای خوزستان، ماموران امنيتی ايران روز پنجم ارديبهشت سال ۸۴، با مراجعه به خانه يوسف عزيزی بنی طرف واقع در يوسف آباد تهران، وی را بازداشت کردند.
حکم , زندان , یوسف عزیزی بنی طرف ,
حکم را خمینی صادر کرده بوددر اواخر تابستان سال ۱۳۶۷ آنگونه که در خاطرات آقای منتظری، قائممقام وقت رهبری آمدهاست، بنیانگذار جمهوری اسلامی دستور داد تمامی زندانیان سیاسی که هنوز بر عقیده خود پابرجا هستند اعدام شوند.
اعدامشدگان آن سال که نامشان و تعداد دقیقشان هنوز کاملاً مشخص نشده در گورستان خاوران و در گورهای دستهجمعی به خاک سپرده شدند. به مناسبت بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان در سال ۶۷ با ایرج مصداقی، یکی از زندانیان همان سالها گفت و گو کردم.....
حکم خمینی صادر ,
حکم ۱۰ ضربه شلاق برای کارگر چهارم هم اجرا شد
همزمان با اعتراض ها در ايران نسبت به اجرای حکم ۱۰ ضربه شلاق در مورد سه کارگر در سنندج، حکم مشابهی برای يک کارگر ديگر در اين شهر اجرا شده است.
پيش ازاين، برای صديق امجدی، لطيف الله کلکانی و فارس گوليان پس از احضار به شعبه اجرای حکم دادگاه سنندج، حکم شلاق به اجرا در آمده بود و صديق سبحانی، آخرين کارگری است که اين حکم عليه او به اجرا در آمده است.
اين چهار کارگر جزو ۱۳ کارگر و فعال کارگری هستند که در جريان برگزاری مسالمت آميز مراسم روز جهانی کارگر، ۱۱ اريبهشت، در مقابل اداره کار سنندج توسط نيروهای انتظامی و امنيتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند.
بازداشت شدگان پس از چند روز محاکمه و به ۱۱ تن از آنان به اتهام برهم زدن نظم عمومی و شرکت در تجمع بدون مجوز به تحمل ۱۰ ضربه شلاق و ۹۱ روز زندان و دو نفر هم به ۲.۵ سال زندان محکوم شدند.
اين حکم در دادگاه تجديدنظر به ۱۰ ضربه شلاق و ۲۰۰ هزار تومان جريمه تغيير کرد. در اين ميان، مبلغ جريمه با توجه به مدتی که اين کارگران و فعالان کارگر در زندان بوده اند، کاهش داشته است.
حکم , شلاق , کارگر , فعال کارگری , سنندج ,
اعتراض به حکم زندان يعقوب يادعلي به اتهام داستان نویسی: شرم آور استتشديد حکم يعقوب يادعلي، داستان نويسي که دادگاه تجديد نظر استان کهگيلويه و بوئراحمد حکم زندان تعليقي او را به اتهام داستان نويسي به يک سال زندان تعزيري تبديل کرد، با اعتراض نويسندگان و هنرمندان ايراني مواجه شده است.
همزمان يعقوب يادعلي در اولين اظهار نظر رسمي اعلام کرد: "گناه من عشق به ادبيات و داستان است".
يعقوب يادعلي نويسنده رمان "آداب بي قراري"، و مجموعه داستان هاي "حالت ها در حياط" و "احتمال پرسه و شوخي" و برنده چندين جايزه ادبي روز گذشته با انتشار يادداشت کوتاهي در روزنامه کارگزاران به محاکمه و تشديد حکم خود اعتراض کرد...

يعقوب يادعلي ,
حکم زندان , اعتراض , آداب بي قراري , حالت ها در حياط , احتمال پرسه و شوخي ,
حکم سنگین زندان فعال حقوق بشر تائید شدسازمان حقوق بشر کردستان
دادگاه تجدیدنظر انقلاب اسلامی تهران، سرانجام با تائید رای شعبه 15 دادگاه انقلاب محکومیت ده سال حبس بنیانگذار حقوق بشر کردستان را قطعی نمود.
آقای محمدصدیق کبودوند موسس سازمان حقوق بشر کردستان، مدیر مسئول و سردبیر هفته نامه «پیام مردم» در اوایل تابستان سال گذشته دستگیر، و به اتهام تشکیل جمعیت مدافع حقوق بشر و دعوت از جمهوری اسلامی به پایبندی به تعهدات حقوق بشری و دفاع از حقوق بشر و افشای موارد نقض آن در گفتگو با رسانههای عمومی، به یازده سال حبس توأم با شکنجه محکوم گردید.
با احتساب حبس اتهام مطبوعاتی رئیس سازمان حقوق بشر کردستان میزان محکومیت قطعیت یافته ایشان در حال حاضر ده و نیم سال است. گفته میشود با توجه به اینکه میزان حبس آقای کبودوند بیش از ده سال است در هیچ مرجعی قابل تجدیدنظر نمیباشد. علاوه بر این پروندههایی با اتهام تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام برای ادامه فشار بر وی در جریان است.
دبیرخانه سازمان حقوق بشر کردستان درنظر دارد پیرو این اطلاعیه متن کامل حکم دادگاه را جهت قضاوت وجدان عمومی و بررسی حقوقدانان و مدافعان حقوق بشر منتشر نماید.
سازمان حقوق بشر کردستان همچون خود آقای کبودوند و خانواده ایشان انتظاری بیش از این از دستگاههای امنیتی و قضایی نداشتند اما از سازمانها و نهادها و مجامع و محافل حقوق بشر انتظار دارد که موقعیت آقای کبودوند را به عنوان بزرگترین زندانی وجدانی در ایران و خاورمیانه و بعنوان مدافع حقوق بشر زندانی با بالاترین میزان محکومیت حبس در جهان، برای وجدان عمومی جهانیان افشا نماید و علاوه بر این امید است که حکومت جمهوری اسلامی بعنوان بزرگترین ناقض حقوق مدافعان حقوق بشر در جهان شناخته شود.
یادآور میگردد آقای کبودوند طی 16 ماه گذشته تنها یک بار با خانواده و فرزندانش ملاقات دیداری داشته و در حال حاضر برغم بیماری و تشدید آن ممنوع الملاقات شده و هم اکنون در وضعیت نگرانکننده تحمل حبس مینماید.
حکم , زندان , شکنجه , اعدام ,
نگاهی به سه زن ساخته منیژه حکمت
منیژه حکمت که در نخستین فیلمش "زندان زنان" سراغ موضوعی جسورانه رفته و تصویری از زنان زندانی (سیاسی و غیر سیاسی) در زندان های ایران ارائه کرده بود، این بار هم سراغ موضوعی درباره زنان رفته است.
فیلم "زندان زنان" اگرچه داستانی تازه و جذاب داشت، اما تنها اهمیتش به خاطر ارزش های هنری نبود، بلکه در این فیلم برای نخستین بار بحث هایی درباره زندانیان زن و به خصوص زندانیان سیاسی و اعدام زندانیان جوان شده بود.
فیلم تازه منیژه حکمت با این که باز هم درباره زنان است و اشاراتی شبیه زندان زنان در آن دیده می شود، اما این اشارات آنقدر نیست که بگوییم میان این دو فیلم شباهتی جدی دیده می شود، از جمله این اشارات استعاره ای از سنگسار یک زن و تصمیم گیری جمعی مردانه درباره مرگ و زندگی یک زن است.
با این همه فیلم تازه منیژه حکمت با نام "سه زن" که یکی از سه فیلم پرفروش سینماهای تهران و شهرستانهای ایران است، موضوعی کاملا متفاوت دارد. در این فیلم قصه سه زن از سه نسل بیان می شود. زنی میان سال که در زمینه میراث فرهنگی فعالیت می کند و در حالی که درگیر در ماجرای فرشی گرانبهاست، متوجه گم شدن دخترش می شود و در حالی که با مادر فراموش کارش دنبال دخترش می گردد، مادر نیز از خانه بیرون می رود و گم می شود.
جستجوهای زن میان سال به دنبال دختر و مادرش بخش مهمی از قصه فیلم است و بخش سفر بی هدف دختر در بیابان نیز در فیلم اهمیت زیادی دارد، اما پیرزن بیشتر غیبتش در فیلم نقش ایفا می کند تا حضورش. برای همین ما او را کمتر می بینیم و همان جایی که در فیلم حضور می یابد بیشتر برای یادآوری گذشته ای است که به زعم فیلمساز نشانه ای از تاریخ ماست.
نیکی کریمی در نقش زن میانسال، پگاه آهنگرانی در نقش دختر جوان و مریم بوبانی در نقش مادرپیر، بازیگران اصلی این فیلم هستند و بازی های باور پذیر آنان نقش مهمی در انتقال فیلم بر عهده دارد.
جستجوهای نیکی کریمی در خیابان های شلوغ جنوب شهر تهران که فیلمبرداری آن با دشواری های شناخته شده ای رو به روست، از نماهای استثنایی این فیلم است. او در نقش مادری مستاصل، نگران و مضطرب با مسایلی که برایش پیش آمده است، پس از چند بازی ضعیف در فیلم هایی عامه پسند که با انتقادهای زیادی در محافل سینمایی رو به رو شده بود، یکی از بازی های قابل قبول خود را ارئه داده و نقش مهمی در ارتقای فیلم دارد.
بازی پگاه آهنگرانی نیز در نقش دختری جوان با ویژگی استقلال جویی از سویی و از سوی دیگر نوعی بی خیالی و آسان گیری و بی برنامگی و شوخ و شنگی بازی قابل قبولی است.
حضور نسل جوان

منیژه
حکمت , فیلم سه زن ,
وقتش رسیده حکم حکومتی صادر شود !
این پیله کردن به مدارک مسئولین نظام آخرش به جاهای باریک میکشد. به نظر من تا دیر نشده حضرت رهبر باید یک عدد از این حکمهای حکومتی را صادر بفرمایند:
بسمه تعالی
افضلالمدارک پرهیزگاریست و ما دولتی به این پرهیزگاری از صدر اسلام تا کنون نداشتهایم. به گواهی تاریخ و اسناد و روایات صحیحه هیچکدام از پیامبران و اولادانشان هاله نور دور سر خود ندیدند. دشمن امروز میخواهد با منکر شدن مدارکی که خود صادر کرده نظام را تضعیف و در صفوف دکترهای ما رخنه کند و به مصاف نظام برخیزد. بحمدالله اکثر مسئولین ما مدارک خود را از دانشگاههای معتبری همچون امام جعفر صادق و امام حسین دریافت کردهاند که شک در آنها شک در امامت این بزرگان است. دشمن امروز چنان وقیح شده است که اگر این قضیه همینجا درز گرفته نشود چه بسا ادعا کند که من همچنان حجةالاسلام هستم و آیتاللهی و در نتیجه ولایت فقیه و شالوده نظام را زیر سئوال ببرد. از صدر اسلام تا کنون هر کس پارهی تن دیگری بوده و رئیس جمهور پاره تن من است و هیچ ایراد شرعی نیست که کردان پاره تن رئیس جمهور باشد. هوشیار باشید و به مدارک هم گیر ندهید و در دام دشمن نیفتید.
الاحقرالعباد علی خامنهای
حکم حکومتی , مدرک جعلی , کردان ,
تعویق اجراي حكم بهنود شجاعی و محمد فدايیبا دستور رييس قوه قضاييه رژیم ایران اجرای حكم بهنود شجاعی و محمد فدايی - متهمان به قتل- به منظور اخذ رضايت اوليای دم يك ماه به تعويق افتاد.

بهنود شجاعی , محمد فدایی , قوه قضاییه , اعدام ,
حکم اعدام , شاهرودی ,
یعقوب مهرنهاد، روزنامه نگار و فعال مدنی سیستان و بلوچستان، به اعدام محکوم شد!خبرنامه امیرکبیر: دادگاهی در سیستان و بلوچستان، یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار و دبیر انجمن “جوانان صدای عدالت” را به اعدام محکوم کرده است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دادگاه این جوان فعال مدنی در دی ماه بدون حضور خانواده وی در زاهدان برگزار شده و پنج شنبه گذشته حکم اعدام وی به خانواده اش ابلاغ شده است.
انجمن صدای عدالت، نهادی مدنی، مستقل و مردمی بود که با اخذ اعتبارنامه از سازمان ملی جوانان از سال ۱۳۸۱ فعالیت خود را آغاز کرد. این انجمن که از دانشجویان و جوانان سیستان و بلوچستان تشکیل گردیده است، در جهت ارتقا سطح آموزشی و فرهنگی مردم استان و کمک به مردم محروم و فقیر تلاش می کرد... آخرین ملاقات یعقوب میرنهاد با یکی از اقوامش در ۲ ماه پیش، آثار شکنجه بر سر، صورت و بدن وی آشکار بوده و وی به شدت دچار کاهش وزن شده بوده است. اعضای خانواده یعقوب مهرنهاد معتقد هستند که حکم حقیقی دادگاه، حکم اعدام نبوده و احتمالا در اثر شکنجه و ضرب شتم یعقوب، مشکلی برای وی پیش آمده و برای سرپوش گذاشتن بر این ماجرا این حکم صادر شده است تا با یک صحنه نمایشی اعدام در محوطه زندان از افشای شکنجه های وارده بر یعقوب جلوگیری شود.

یعقوب مهرنهاد , روزنامه نگار , فعال مدنی , سیستان و بلوچستان , جوانان صدای عدالت ,
حکم اعدام ,
صدور دوباره حکم اعدام برای هیوا بوتیماروکیل مدافع عبدالواحد (هیوا) بوتیمار، فعال کرد، اعلام کرد حکم اعدام موکلش که در دیوان عالی کشور نقض شده بود، دوباره در دادگاه انقلاب مریوان تایید شده است.
به گفته صالح نیکبخت ، وکیل مدافع آقای بوتیمار، حکم اعدام قبلی آقای بوتیمار به دلیل کافی نبودن شواهد در شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور نقض شده و به شعبه یک دادگاه انقلاب شهرستان مریوان اعاده شده بود.
آقای نیکبخت می گوید: “متاسفانه قاضی شعبه یک دادگاه انقلاب مریوان، از میان کدهای جرائم فقط کد مربوط به محاربه را می شناسد و در این پرونده هم عیل رغم نظر مراجع نظامی دوباره حکم اعدام صادر کرده است.”
اتهام اصلی عبدالواحد بوتیمار در اختیار داشتن تعداد ۵۶۳ گلوله جنگی و ۵۵ گلوله آر پی جی است. آقای بوتیمار در بازجویی های خود گفته است که این مهمات را حدود بیست سال پیش در یک پایگاه نظامی متروکه در کردستان ایران و به قصد فروش فلزات موجود در ن جمع آوری کرده است.
به گفته آقای نیکبخت مقامات نظامی کردستان در استعلامات رسمی تایید کرده اند که این مهمات تولید صنایع دفاعی ایران در دهه ۶۰ است. آنها همچنین ادعای آقای بوتیمار مبنی بر نگهداری این مهمات در پایگاهی متروکه در روستایی نزدیک مریوان را تایید کرده اند.
آقای نیکبخت تاکید کرد که در مهلت قانونی ۲۰ روزه، بار دیگر به حکم صادره اعتراض خواهد کرد.
آقای نیکبخت همچنین در مورد حکم اعدام عدنان حسن پور، دیگر موکل او که به اعدام محکوم و حکم اعدامش در دیوان عالی کشور تایید شده، گفت به این حکم اعتراض کرده و اعتراض او توسط “دو نفر از بهترین دادیارهای دیوان عالی کشور بررسی شده” و استدلالات وکلا مورد توجه این دو دادیار قرار گرفته است و آنها پرونده را برای دستور دادرسی مجدد به رئیس قوه قضائیه ارجاع داده اند.

ایران , صدور ,
حکم اعدام , هیوا بوتیمار , کردستان ,
در این دولت شلاق زدن کارگران طبیعی است "حسن صادقی"، فعال کارگری در خصوص اجرای حکم شلاق برای کارگری در سنندج گفت: دستگاه قضایی با جامعه کارگری سنندج برخورد احساساتی کرده است. نباید هرگونه تحرکی از ناحیه جامعه کارگری، فعالیت سیاسی و ضد نظام تلقی شود.
او همچنین درباره کارگر دیگری که در راهیمایی روز جهانی کارگر در سنندج دستگیر و به دو سال و نیم زندان محکوم شده است، گفت: "شیث امانی" از کارگرانی که در راهپیمایی روز جهانی کارگر از سوی دستگاه مذکور محکوم شده است از نیروهایی بوده که سالها فعالیت تشکیلاتی داشته و به عنوان نماینده کارگران در هیاتهای تشخیص و حل اختلاف حضور داشته است.
او اظهار داشت: امانی را که سالها در کسوت رییس شورای اسلامی کار شرکت نساجی کردستان پیگیر خواسته های بحق و قانونی کارگران بوده است را نمی توان فردی ضد انقلاب پنداشت.
این مقام کارگری افزود: شیث امانی و چند کارگر دیگر که در روز جهانی کارگر امسال راهپیمایی کرده بودند اینک به عناد با نظام و اقدام علیه امنیت ملی محکوم شده اند ، حال آیا امنیت ملی آنقدر شکننده است که توسط چند کارگر وفادار به نظام دچار خدشه شود؟

کارگران , فعال کارگری , سنندج , روز جهانی کارگر ,
حکم شلاق , شلاق ,
بدنبال عراق و برای محکم کاری ؛انگشت نگاری از حجاج ایرانی در عربستان سعودی اجباری شد
عربستان سعودی نیز مانند دولت عراق انگشتنگاری از حجاج و زائران ایرانی را شرط اعطای روادید به آنها در فصل جدید پذیرش حجاج اعلام کرد. نوشتن نام مسئول و عامل عربستانی عمره در گذرنامه زائران نیز الزامی اعلام شده تا زائرانی که پس از اتمام مدت روادید و اجازه اقامت از عربستان خارج نمی شوند، ردیابی شوند.
نیاز به توضیح نیست که این با هدف مستحکم کردن پشت جبهه حمله نظامی به ایران و جلوگیری از جاسازی شدن عوامل جمهوری اسلامی در عربستان و آماده شدن برای عملیات در عربستان، در صورت حمله به ایران است. انگیزه ای که دولت عراق نیز براساس آن انگشت نگاری از زوار ایرانی را به اجرا گذاشته است.

ایران , ب عراق , م
حکم کاری , انگشت نگاری , حجاج ایرانی , عربستان سعودی , اجباری ,
گفتوگو با منيژه حکمت:سانسور در ايران بيداد ميکندمنيژه حکمت: "نسل جوان ايران راهش را پيدا کرده است. در اين فراز و نشيب عجيب و غريب، توی اين قايقی که در دريای پرامواج است، ميداند که ميتواند خودش را به ساحل بکشاند و آگاه است به آن کاری که دارد ميکند." • مصاحبه
فيلم سينمايی "سه زن" که در پنجاه و هشتمين دورهی جشنوارهی بينالمللی فيلم برلين، چندين بار در بخش "پانورامای ويژه"ی اين فستيوال بهنمايش درآمد، با زنگهای پايانناپذير يک تلفن دستی آغاز ميشود. اولين چهرهای که در کادر دوربين (داريوش عياری) قرار ميگيرد، چهرهی مينو (نيکی کريمی) است که با نيسان بنفش رنگی در ترافيک شلوغ شهر تهران با مادرش در راه مطب دکتر است. با دومين گفتوگوی تلفني، دومين مسئلهی اين شخصيت اصلی فيلم با تماشاگر در ميان گذاشته ميشود: ناپديد شدن دختر دانشجويش، پگاه (پگاه آهنگرانی). مينو هنوز از حل اين مشکل فارغ نشده که سومين مسئله هم رخ ميدهد: مسئلهی پيچيدهای که به يک قاليچهی عتيقه مربوط ميشود.
در فيلم "سه زن" همه چيز با يک قاليچه آغاز ميشود و همه چيز هم با همين گنجينهی پرارزش که نماد فرهنگ ملی ايرانيها را يدک ميکشد، پايان مييابد. منيژه حکمت در اين فيلم، سه رشتهی روايتی را که از سرنوشت سه زن از سه نسل مايه ميگيرد، درهم ميبافد و آن را با گرههای سه برش زمانی گذشته، حال و آينده درهم ميتند.
با اين کارگردان متعهد، نه تنها دربارهی نکات نمادين فيلماش "سه زن"، بلکه پيرامون وضعيت سانسور سينمايی در ايران هم بهگفتوگو نشستهايم:
دويچهوله: به نظر ميآيد که در فيلم "سه زن"، روی نسل جوان تاکيد بيشتری داشتهايد. چون در شخصيتپردازی شخصيتهای جوانتان، سايهروشنهای اين شخصيتها را هم مشخص کردهايد. مثلاً دختر که نامش پگاه است، احتمالاً سمبل جوانهايی است که در جستوجوی راهشان هستند و هنوز تصور مشخصی از آيندهی خود ندارند. يا شخصيت ديگر، بابک، را احتمالاً سمبل جوانهايی گرفتهايد که ميدانند راهشان به کجا ميانجامد. بابک روی فرهنگ ملی خيلی تاکيد ميکند. در حالی که دو نسل ديگر، بيشتر در حاشيه مطرح شدهاند. يعنی در فيلم، اينطور مشخص شده است که ما ميدانيم چه سرنوشتی داشتهاند. يا بيننده ميداند که مادربزرگ چه زندگيای را پشت سر گذاشته، وقتی که اين قاليچه را ميبافته و همين جور مادر پگاه که درگير مسايل روزمره و حل مشکلات روزانه و در عينحال حفظ ميراث فرهنگی است. آيا خواستهايد بيشتر روی جوانها تأکيد کنيد يا سه نسل را به طور مساوی در اينجا مطرح کنيد؟
منيژه حکمت: ببينيد، نسل گذشته بهخاطر عدم حافظهی تاريخی ملت ايران و روشنفکر ايرانی و کلاً ايرانيانی که روزگار سپری ميکنند، هميشه تنهاست. اگر ببينيد، نسل گذشته را ما همهجا تنها ميبينيم. چون هيچ کس رجوع به گذشته نميکند. اگر رجوع به گذشته بکند، اتفاقات ديگری ميافتد برای ما. اتفاقات خوبی خواهد افتاد. به همين خاطر نسل گذشته را من تنها ميبينم و تنها دارد باری که روی دوشاش است ميکشد. هيچ کسی نيست کمکاش کند. آن کمک، آن حافظهی تاريخيست که درس بگيريم از گذشته و مدام تکرار نشويم و تکرار نکنيم.
نسل مياني، نسل ماست. نسل آرمانخواه، نسل مسئوليتپذير، نسلی که فقط چهل پنجاهسال زندگی نکرده، نسلی است که هزارسال زندگی کرده، نسلی است که جنگ را ديده، انقلاب را ديده، تحريم را ديده و.... به نظر من نسل ما، جزو نسلهای خاص دورانهای مختلف تاريخ ايران است. اين نسل، نسل مسئوليتپذيری است، نسل آرمانخواهی است، ولی باز بدون نگاه به گذشته، حرکت رو به آينده را هم محکوم ميکند. با نسل جوان نميتواند ارتباط برقرار کند. همان آرمانخواهی را که خودش ميخواهد و دارد را ميخواهد نسل جوان داشته باشد. نميتواند باور کند که يک نسل گذشته و دنيا، دنياييست که خيلی تغيير کرده و نسل جوان راه خودش را ميگردد و پيدا ميکند. حالا افت و خيز دارد.... اين مشکل نسل ميانی است که نه از گذشته درس ميگيرد، نه به آينده کمک ميکند که حرکت درست رو به جلويش را داشته باشد.
نسل جوان، آيندهی ايران است، نسل جوان من خيلی بهش اعتقاد دارم. برعکس بقيهی همنسلهای خودم که اصلا به نسل جوان ايرانی اعتقاد ندارند. من فکر ميکنم خوب بلد است چه کار دارد ميکند. راهش را پيدا کرده است. در اين فراز و نشيب عجيب و غريب، توی اين قايقی که در دريای پرامواج است، ميداند که ميتواند خودش را به ساحل بکشاند و آگاه است به آن کاری که دارد ميکند. من چون اعتقاد دارم به نسل جوان و به جوانهای ايراني، شديداً اعتقاد دارم و فکر ميکنم آيندهی ايران را درست رقم خواهند زد... .
بههرحال آن نماد فرهنگيای که در فيلم به شکل فرش خودش را به نمايش گذاشته، روی دوش نسل جوان در ته فيلم حرکت ميکند و برميگردد.
در فيلم "سه زن" ميبينيم که شما خيلی ماهرانه پيوندی زدهايد به مسايلی که در شهر اتفاق ميافتند، آنهم شهر بزرگی مثل تهران، و سرگذشتهايی که در دهات در جريان است. ميتوانيد بگوييد چطور اين دو قطب را به هم متصل کردهايد؟
بههرحال کار سختی بود. يعنی اين فيلم از فيلم ,زندان زنان, هم بسيار سختتر بود و بههرحال بايستی مهمتر ميشد و جذابتر. بههرحال من لايههای مختلف ايران را خواستم ببينم؛ روستايی که محل امنی برای خوابيدن يک دختر جوان است. اينها لايههای مختلف فرهنگی اين مملکت هستند. ايران، فقط تهران نيست. در اين لايههای فرهنگی من ميخواستم حرکت کنم و ببينم و مجموعه اين لايههای فرهنگی را تا آنجايی که ميتوانم به تصوير بکشم. و فکر ميکنم که با کمک همين عوامل توی مونتاژ که زمان يادی برد، خوشبختانه درآمده است.
چرا فرش را به عنوان سمبل فرهنگی ايران انتخاب کردهايد؟ در اين رابطه شما به جنبههای ديگر مسئله هم پرداختهايد: سنت فرشبافي، مدرنشدن آن، به اضافهی سودجوييهايی که دستاندرکاران و مسئولان از اين ميراث فرهنگی ميبرند؟
من خيلی گشتم که يک نماد پيدا کنم، نمادی که ريشه دارد، پيوند ميخورد با خود ايران. دنبال سراميک و سفال بودم. وقتی به فرش پرداختم، متوجه شدم که چقدر پيوند نزديکی دارد. فرش وقتی پهن ميشود، جای امنی است برای پاگذاشتن و پر از زيباييست، پر از رنگ است، پر از گل است، پر از باغ است، پراز گره است. هر گره، يک زندگی است به نظر من. هر گرهای که زده ميشود به يک فرش، يک زندگی است باز. مجموعهی اين تمثيلها بود و مجموعهی اين حضور تاريخی فرش ايرانی بود که من فرش را انتخاب کردم. بهرحال در بستر تاريخ هميشه به يغما بردهاند. هميشه تکه تکه شده است. اگر جوانی مادربزرگ را ببينيد، زمانی که هجوم ميآورند به روستايشان، تنها چيزی که از دارش ميبرد و فرار ميکند از آن روستای آتش گرفته، باز فرش است و باز مادربزرگ مثل گذشته است که اين يکی فرش هم، قاليچه را هم که دارد به يغما ميرود، باز نجات ميدهد.... ما اگر حواسمان به آن دوران گذشته باشد، اجازه نميدهيم فرشمان به يغما برود و فرهنگمان به يغما برود. چون مدام در حال يغمای فرهنگ ما هستند... .
فيلمنامهی فيلم "سه زن" را سه نفر نوشتهاند. ممکن است بفرماييد که چرا ميبايست اين فيلمنامه از قلم سه نويسنده بيرون بتراود و اين که همکاری بين اين سه چگونه بوده؟
من هميشه فيلمنامه را جمعی مينويسم. من قائل به فردی نوشتن فيلمنامه نيستم. معمولاً من خط کلی فيلمام را اول توی ذهنم آماده ميکنم. دوستانی که همفکرند با من، نزديکاند يا من را خوب ميفهمند، جمع ميشوند و شروع ميکنيم روی فيلمنامه کار ميکنيم. يک نفر مسئول ميشود. خانم نغمه ثمينی در اين فيلم مسئول بود. نغمه مسئوليت کل فيلمنامه را داشت. ما هر هفته جلسه داشتيم. او مينوشت و ميآورد، روتوش ميشد يا جابهجا ميشد، عوض ميشد و اين شکلی فيلمنامه نوشتيم. خب، فيلمنامهی سختی بود. فيلمنامهای نبود که يک قصه را دنبال بکند، چون اين نوع کارها جزو کارهاييست که توی فيلمنامه خيلی خيلی مشکل دارد. چون سه بخش را تو بايد دنبال کنی. کجا، چه جوری و اين خط قصه، پيوند قصه بهم نخورد و ازهم گسسته نشود و تماشاچی را تا آخر با خودش بکشاند. و آن مفهوم کلي، آن مسئلهی بزرگی که توی ذهنات داری هم، توی اين فيلمنامه بنشيند و در عين حال جذاب باشد. يعنی آن جذابيت فيلمنامه را داشته باشد و تو توی نسل جوان يک بخشی را بايد ببيني، توی نسل ميانه، همنسليهايش را ميبيني، نسل گذشته را هم که تک و تنهاست، ميبينی. اين مجموعه بود که بههرحال کار فيلمنامهنويسی را بسيار سخت ميکرد. دو نفر کارشان بسيار مشکل بود. يکی مونتور بود، چون بايد بر ميزد اينها را و درست ميچيد. يکی فيلمنامهنويس که...
چه کسانی بودند؟
آقای خرقهپوش، مونتور فيلم بودند که البته در فيلمنامه هم نقش بسزايی داشتند، نميتوانم منکر اين قضيه بشوم و خيلی کمک کردند. ما سه نفر نوشتيم، ولی کليتاش، بههرحال مشاورهای زيادی داشتيم.
اين سهگانگي، يعنی نشاندادن سهگانگی اين سه نسل در گفتوگوهايی که در فيلم جريان دارند، هم ديده ميشود. يعنی زبان جوانها، زبان پگاه، به کلی با زبان مادرش تفاوت دارد. اين را چطوری توانستهايد از آب دربياوريد، چون اين زبان جوانانه، فکر ميکنم، برای کسانی که سالهاست در خارج از کشور زندگی ميکنند، زياد مفهوم نيست. مثلا معنی اينکه مادرم پارهکرده است ... به اين زبان جوانانه چگونه رسيدهايد؟
همانطور که، نميدانم چقدر اطلاع داريد، ادبيات جوان ما هيچ ربطی به ادبيات دوران ما ندارد. ادبيات دوران ما، ادبيات خاص خودش را داشت و يک نوع شخصيت داشت. اين ادبيات جوانانه به نظر من از يک فضای بسته ميآيد. يعنی جوانان توی اين فضای بسته ميتوانند حرفهايشان را به هم بفهمانند. ۹۰ درصد اين ادبيات را هنوز من هم نميشناسم، با اينکه دنبالش هم بودم، ضبط کردم و حتا نوشتم. جوانان، ادبيات خاص خودشان را پيدا کردهاند که شامل زمان و دوران خاص خودشان است. خب، بچههای جوان توی فيلم هم بودند و اولی هم که نوشتيم، ديالوگها و اين ادبيات را از خودشان کمک گرفتيم. بچههای جوان، بابک و پگاه، صابر، رهبر و بچههای نسل جوان خيلی کمک کردند. يعنی ديالوگها را درآوردند و خوشبختانه توی فيلم هم نشست. ولی خب يک ادبيات کاملا متفاوت است که ميشود سالها رويش تحقيق و بحث کرد که الحمدالله توی ايران هيچ کس اين کار را نميکند. اين ادبيات ريشه تو چی دارد، از کجا دارد ميآيد که ما نسل ميانه، اصلا اين زبان و اين ادبيات را نميشناسيم، حتا، معنی کلماتش را هم نميدانيم.
اين شامل کسانی که توی ايران زندگی ميکنند، هم ميشود؟
نسل جوان خوب ميشناسد، ولی نسلهای ديگر نميشناسند اين ادبيات را.
در واقع اين هم نمادی از اين است که اين دو نسل همديگر را نميتوانند بفهمند و نميتوانند با همديگر رابطه برقرار کنند. يعنی از نظر زبانی هم شما خواستهايد اين مفهوم را که دو نسل نميتوانند به همديگر نزديک شوند، تجلی دادهايد.
کاملا درست است، هيچکدام زبان آن ديگری را نميفهمد. چون هرکدام ادبيات خودشان را پيدا کردهاند، و اين خيلی بد است.
شما فيلمتان را در جشنوارهی فجر که تقريبا همزمان با جشنوارهی برلين برگزار شده است، شرکت ندادهايد. علت اين که خواستيد در جشنوارهی برلين شرکت کنيد و از دادن فيلمتان به جشنوارهی فجر خودداری کرديد، چيست؟
من، قبل از اينکه اصلا برلين فيلمم را انتخاب کند، اعلام کردم که آن را به فجر نميدهم. گفتم تو رقابت نابرابر شرکت نميکنم. از عوامل خوب فيلمم که بسيار درخشان توی اين فيلم کار کردند، بازيگرها و عوامل پشت صحنه، معذرتخواهی کردم که ديده نميشوند، در اعتراض به سانسور. در اعتراض به شرايط نابرابر توليد فيلم. من و همفکرانم، بخش سينمای مستقل ايران، بخشی که دغدغههای سينما را دارند، دغدغههای سينمای اجتماعی را دارند، دغدغههای سينمای ناب را دارند، اينقدر دچار سانسور شدهاند در اين دوران و آنقدر دچار مشکلات عديده شدهاند که من نميفهمم چرا بايد فيلمم را بدهم. و متاسفانه رقابت نابرابر است، چون يک بخش از فيلمسازان ايران با شرايط درخشان فيلم ميسازند، با امکانات زياد فيلم ميسازند که اصلا قابل رقابت با ما نيستند.... ديروز در روزنامهها خواندم که جايزهها را هم به همينها دادند. ما آن امکانات را اصلا نداريم که بخواهيم برابری کنيم يا رقابت کنيم با آنها و به همين خاطر، چند مورد بود که يکی سانسور بود، يکی شرايطی که برای سينمای ايران ايجاد کردهاند، بسيار بد است و يکی هم اين رقابت نابرابر. و بابت اين هم من فيلمم را به جشنوارهی فجر ارائه نکردم که بعد برلين خواست، که دادم.
شما قبل از اينکه به برلين بياييد، همراه با دستاندرکاران سينمای متعهد ايران، نامهای به مسئولين نوشتيد و از شرايط فيلمسازی در ايران انتقاد کرديد. ميتوانيد بگوئيد، اينها چه شرايطی بودهاند؟
بههرحال آن يک نامهی صنفی بود. ولی مسئلهی ما مسئلهی اين مملکت است، مسئلهی ايران است، مسئلهی فرهنگ ايران است و شرايط متاسفانه ناهموار و مشکلی که بچههای هنرمند دارند در آن بهسرميبرند. توهين، تحقير، سانسور و دورانهايی که ما نديدهايم توی سينمای ايران ... ما در شرايط مختلف بسر بردهايم در سينمای ايران، ولی شرايط به اين اسفناکي، ما تا حالا نداشتيم و نديديم که اينقدر راحت اعلام بکنند، سانسور بکنند، بدون اينکه کوچکترين احترامی به سينمای فرهنگی بگذارند و به همين راحتی ادعای اين کار را دارند. حتما خواندهايد در روزنامههايشان که سانسور را جزو شرايط توليد فيلم دانستهاند. يعنی اينکه فيلم پيش توليد دارد، پس توليد دارد، فريم دارد، لابراتوار دارد، سانسور هم بايد داشته باشد. اينها را توی جدول اينجوری چيدهاند. هميشه سانسور بوده، ولی هميشه با احترام دو طرف بوده است. صدا ميکردند بچهها را، به يک تعادل ميرسيدند و بههرحال سانسور ميکردند. ولی اينجوری را، ما تا حالا شاهدش نبوديم و اين خيلی خيلی دردناک است و بهرحال شرايط بدی که ما الان داريم در آن بسر ميبريم، شرايط سختی که ما در آن بسر ميبريم و متاسفانه شاهديم که از آنطرف نامه ميآيد که شما ايادی استکباريد، ايادی صهيونيسمايد، يا پول ميگيريد. نميدانم. ما فقط نگران ايرانيم، همين!
ميتوانيد برای اين تضييقات و تبعيضاتی که در حال حاضر در جرياناند، مثال مشخص بزنيد؟
اين اولين بار است که در جشنوارهی فجر، تمام فيلمها را سانسور کردند و بهجای هيات انتخاب، هيات گزينش، نشست فيلم را ديد، هيات مميزی نشست فيلم را ديد و به خودشان اجازه دادند، نه تنها ابعاد هنری فيلمها را نبينند، فقط از نگاه سانسور فيلم را ببينند و انتخاب کنند... . به اين خاطر پنج ششتا فيلم، حتما ميدانيد، کشيده شد بيرون، بخاطر سانسورهای زياد، يا اينکه سانسور شد.... برای چی جشنواره برگزار ميکنيد؟ خب فيلمها را مثل هميشه ما ميدهيم وزارت ارشاد، آنجا بخش مميزی شورای بازبيني، ميبيند.... اين تعريف تو جشنواره نميگنجد، جشنواره تعريف خودش را دارد. قرار نيست، هيات مميزی بيايد فيلمهای جشنواره را ببيند، بعنوان هيات انتخاب و همه را مميزی بدهد.
فيلمها ميبايست چه معيارها، ضوابط و چارچوبهايی که هيات گزينش برای آنها تعيين کرده بود، رعايت کنند؟ چه فيلمهايی توانستند از صافی اين مميزی بگذرند؟
همين فيلمهايی که توی جشنواره فجر جايزه گرفتند. اين به خوبی مشخص است. همينها هم، خط مشی دارند تعيين ميکنند و من متاسفم، همين. کارگردان تعريف خودش را دارد، سينماگر تعريف خودش را دارد، ولی متاسفانه ميبينيم دوستانی که سينماگرند، همفکر با اهالی سينما نيستند، و البته اندکاند، خيلی اندکاند. ولی خب جايزههای فجر را بردند، و خوش بحالشان.
فکر ميکنيد شرايط سختی که به آن اشاره کرديد، بعد از رويکارآمدن وزير فرهنگ، آقای صفارهرندی بوده؟ آيا بخشنامهای هم برای صنف شما صادر شده که چارچوب آزاديهای سينمايی را مشخص کند؟
بههرحال کاش بخشنامه ميشد، باز يک چيز سکرتی بود. متاسفانه اعلام شد، اعلام مطبوعاتی شد در زمانی که برنامههای جشنواره را ميخواستند اعلام کنند. ولی من آقای صفارهرندی را دخيل نميدانم. نميدانم چقدر دخيلاند يا چقدر دخيل نيستند در مسايل و از نزديک با ايشان آشنايی ندارم. حتا من معاونت سينمايی را هم دخيل نميدانم. اين را خيلی راحت بگويم. توی اين چندگانگی است که ما داريم آسيب ميبينيم. آدمهای بيرون از مديريت سينما هستند که دارند دستور ميدهند، بيانيه صادر ميکنند و لاپورت ميدهند. من فکر ميکنم که معاونت سينمايي، يا حتا نظارت ارزشيابی هم اصلا دخيل نيست. يک کسانی از بيرون هستند که نمايندگان دولتاند بيشتر، تا نمايندگان سينما. آنها هستند که دارند حکم برای ما صادر ميکنند. بيانيهی آقای شورجه نماد اين بود. آقای شورجه، جزو هيات بازبيني است. به چه حقی بيانيه ميدهد عليه ما که شما عوامل صهيونيسمايد يا دولت را ميخواهيد تضعيف کنيد يا دولت آقای احمدينژاد ال است. اصلا ما به اين چيزها کاری نداريم. اصلا به ما ربط ندارد، ما فيلمسازيم و داريم توی اين مملکت فيلممان را ميسازيم... اين بيانيه نشان ميداد که قدرت از دست معاونت سينمايی هم خارج است. اصلا دست آنها نيست. و سينماگرها با کسانی بيرون از حوزهی سينما روبهرو هستند که حالا يکي دوتاشان عينيت پيدا ميکنند و بقيه، آن پشتها هستند. ما آنها را خيلی دوست داريم بشناسيم، که کياند.
شما از اول فستيوال برلين اينجا بوديد و شاهد بودم که فيلمهای زيادی را هم ديديد. ميتوانيد بگوييد که حال و هوای اين فستيوال را چگونه مييابيد؟
من قبلا هم برلين آمده بودم. هفت يا هشت سال پيش. فيلم ,دختری با کفشهای کتانی, در بخش کودک نشان داده ميشد. اين حال و هوای خوبی است. يعنی من بهعنوان کارگردان، بهعنوان تهيهکننده، حالم خوب ميشود وقتی ميآيم. ميبينم من يک احترام دارم، به من حرمت ميگذارند، برايم احترام قائلاند، برای تفکرم احترام قائلاند. خب اين چيزيست که من توی ايران ندارم، واقعا ندارم. يعنی وقتی ميآيم اينجا بهعنوان کارگردان، ميبينم با سرويسهايی که ميدهند، با احترامهايی که ميگذارند، واقعا خودم را پيدا ميکنم و فکر ميکنم، ا ، من يک کارگردانم، چقدر خوب است. ولی توی ايران اصلا اينطور نيست. توی ايران کارگرداني، تهيهکنندگی مصادف است با بيچارگي، سروکلهزدن، اعصابخردکنی. اصلا شرايط اسفانگيز، واقعا اسفانگيز. يعنی خيلی خستهايم ما الان. يعنی واقعا وقتی ايرانيم، خستهايم، خيلی خستهايم. انرژی برای کار نداريم، در حالی که ميدانيم بايد کار کنيم. و اين خستگی را اين فستيوالها از تن آدم خارج ميکنند. و اين خيلی شيرين است.

ایران , گفتوگو ب , منيژه
حکمت , سانسور ,
كانادا به «منيژه حكمت» رواديد نداد در حالي كه تنها چهار روز ديگر به اختتاميه جشنواره بينالمللي فيلم ونكوور باقي مانده است، «منيژه حكمت» همچنان منتظر است تا كانادا به او رواديد دهد تا بتواند با فيلم خود «سه زن»، در اين دوره از رقابتها ظاهر شود.
به گزارش شبكه سيبيسي، دولت كانادا علاوه بر حكمت به سه كارگردان ديگر نيز رواديد نداده است كه از جمله آنها ميتوان به «گائو وندونگ» از چين اشاره كرد.

روادید , کانادا , منیژه
حکمت ,
حکم اعدام براي جرم در ۱۶ سالگيشش سال پس از ارتکاب جرم توسط يک نوجوان 16 ساله و صدور حکم اعدام براي وي، دادگاه صالح به رسيدگي به پرونده وي کماکان در پرده ابهام قرار دارد.
پرونده علي مهين ترابي محکوم به اعدام، پس از نقض در ديوان عالي کشور به شعبه هم ارز فرستاده شده بود که رياست شعبه، با فرستادن پرونده به دادگاه کيفري استان، اين شعبه را براي رسيدگي به اين پرونده صالح تشخيص نداد. دادگاه کيفري استان نيز با توجه به زير 18 سال بودن متهم در زمان ارتکاب جرم، بررسي اين پرونده را در صلاحيت خود ندانست و اينک ديوان عالي کشور بايد براي تعيين تکليف پرونده اين متهم، دادگاه صالح را تعيين کند.
عبد الصمد خرمشاهي وکيل علي مهين ترابي، با ارائه توضيحات فوق درباره وضعيت جديد پرونده موکلش به روز گفت: "علت اختلاف نظر در مورد صلاحيت دادگاه هاي رسيدگي کننده اين است که با توجه به تاريخ احياي دادسراها، طبق قانون، پرونده کليه کساني که زير 18 سالگي مرتکب جرم مي شوند بايد توسط دادگاه اطفال رسيدگي شود. از سوي ديگر، جرايمي که مجازات قصاص برايشان در نظر گرفته مي شود، در دادگاه کيفري استان بررسي مي شوند. "
وي با اشاره به اينکه "ديوان عالي کشور درباره دادگاه صالح، تصميم مي گيرد" درباره اينکه وي به عنوان يک حقوقدان کدام دادگاه را براي بررسي پرونده موکلش اصلح مي داند، گفت: "منتظر تعيين تکليف ديوان هستيم. از نظر ماهيت، اختلاف در مورد صلاحيت دادگاه ها تاثيري در ماهيت پرونده ندارد. برخي اعتقاد دارند چون در دادگاه کيفري استان پنج قاضي در مورد پرونده نظر مي دهند، آن دادگاه بهتر است. از نظر من گرچه اين تعدد آرا مهم است، ولي مهمتر از آن اين است که طبق قانون بايد افرادي که زير 18 سالگي مرتکب جرم مي شوند، در دادگاه اطفال محاکمه شوند. زيرا قاضي اطفال با ملاحظه بيشتري با پرونده روبرو مي شود و پرونده هاي اطفال، متفاوت از پرونده هايي هستند که در آنها انگيزه جنايت وجود دارد."
حکم اعدام جرم در ۱۶ سالگي ,
اجرای حکم زندان حسن اسدی، از فعالان مدنی آذربایجان
گزارش ها حاکی است که در پی تایید حکم شش ماه حبس حسن اسدی، از فعالین مدنی و هویت طلب، وی روانه زندان تبریز شده است.
آقای اسدی، از فعالین مدنی آذربایجان و از جمله بیش از بیست نفری است که در ۱۹ بهمن سال ۸۵ هنگام تحصن در مقابل زندان اردبیل بازداشت و چند ماه در زندان نگه داشته شدند.
در دادگاهی که روز۲۳ دی ۸۶ برای حسن اسدی برگزار شده بود، وی امکان حضور در دادگاه برای بیان دفاع و ارائه دفاعیه خود را نیافت، یک ماه بعد برای وی حکم ۱ سال زندان از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز، صادر شد که پس از تقاضای تجدید نظر او، این محکومیت به شش ماه حبس تقلیل یافت.
اتهامات وارد شده به آقای اسدی « عضویت در گروه های مخالف نظام و تبلیغ علیه نظام» عنوان شده بود.
حسن اسدی ۱۹بهمن ۱۳۸۵ هنگام شرکت در تجمع اعتراضی به حکم زندان عباس لیسانی، یکی از شناخته ترین زندانیان سیاسی آذربایجان و شرایط نگهداری وی در مقابل زندان اردبیل دستگیر و بعد از نزدیک به ۵ ماه بازداشت موقت در بازداشتگاه وزارت اطلاعات اردبیل و زندان تبریز با ضمانت ۷۰ میلیون تومانی آزاد شده بود.
اسدی، ۲۸ اردیبهشت ۸۷ نیز چند روز قبل از ۱ خرداد، دومین سالگرد تظاهرات خرداد ۱۳۸۵ آذربایجان بازداشت و مدت یک ماه را در بازداشت موقت به سر برد. وی مدعی گردیده بود که در هر بار بازداشت خود مورد بدرفتاری و شکنجه همچون آزار فیزیکی و نگهداری بلند مدت در سلول انفرادی قرار گرفته بود.

حسن اسدی , فعال مدنی ,
حکم زندان , حقوق بشر ,
حکم اعدام برای یک فعال کرد در ایران یک فعال سیاسی کرد که از سوی مقامات قضایی به ارتباط با گروه های محارب متهم شده، به اعدام محکوم شده است.
بر اساس گزارشها حبیب الله لطیفی 26 ساله دانشجوی حقوق دانشگاه ایلام است که حدود هشت ماه پیش بازداشت شد.
نعمت احمدی که به همراه صالح نیکبخت، وکالت آقای لطیفی را برعهده دارد به بی بی سی گفت که اتهام موکل آنها "ایجاد رعب، هراس و سلب آزادی و امنیت مردم از طریق بمبگذاری و هواداری از گروه پژاک و تلاش موثر در پیشبرد اهداف آن گروه" اعلام شده است.
آقای احمدی تاکید کرد که آنها در مدت زمان قانونی به رای صادره اعتراض خواهند کرد.
حکم اعدام فعال کرد در ایران ,
تائيد نهايی حکم اعدام انورحسين پناهی و ارسلان اوليايیفعالان حقوق بشر در ايران
صبح روزجاري ، انور حسين پناهي و ارسلان اوليايي از زندان مرکزي سنندج به دادگاه انقلاب منتقل و حکم نهايي اعدام به هر دو متهم ابلاغ گرديد. اين دو متهم که از پائيز 1386 در زندان به سر مي برند ، در تاريخ 22/4/87 حکم اوليه خود را دريافت نموده بودند که اعتراض خود را به حکم صادره بر پايه فقدان اسناد اعلام نمودند ، برخلاف عرف دستگاه قضايي در فاصله اي اندک از صدور حکم اوليه ، حکم نهايي در روز جاري به اين دو متهم ابلاغ گرديد.
شايان ذکر است انور حسين پناهي از معلمان و فعالان فرهنگي شهرستان دهگلان مي باشد که مدتي را نيز به دليل بدرفتاري و اعمال شکنجه در بازداشتگاه اطلاعات قروه در بيمارستان به سر برد. مردم دهستان "قوروچاي" ضمن امضاء طوماري بالغ بر هزاران امضا در اعتراض به حکم صادره تا کنون اقدام به دو بار تجمع در مقابل دادگستري منطقه مربوطه نموده اند.
حکم , اعدام , انورحسین پناهی , ارسلان اولیایی ,
حکم حکومتی رهبر ایران برای سرپرستی وزارت اقتصاد!
آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی در يک حکم حکومتی با ادامه سرپرستی حسين صمصامی بر وزارت امور اقتصاد و دارايی موافقت کرد.
رهبر ايران اين حکم را پس از آن صادر کرد که محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران در نامه ای به آيت الله خامنه ای، از او خواسته بود که تا شروع به کار مجلس، آقای صمصامی همچنان در پست سرپرستی اين وزارتخانه به کار خود ادامه دهد.
نمايندگان مجلس شورای اسلامی برای تعطيلات تابستانی به مدت دو هفته در مرخصی به سر می برند.
محمد رضا رحيمی، معاون حقوقی و امور مجلس رييس جمهوری به خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، گفته است: «مقام معظم رهبری با درخواست رييس جمهوری موافقت فرمودند و اجازه دادند تا زمان شروع به کار مجلس آقای صمصمامی کماکان به به انجام وظايف خود بپردازد.»
حسین صمصامی در اردیبهشت ماه گذشته از سوی محمود احمدی نژاد جانشین داود دانش جعفری، وزیر برکنار شده امور اقتصاد و دارایی شد.
در هفته های اخیر، بحث بر سر معرفی وزير جديد اقتصاد در مجلس شورای اسلامی بالا گرفته است و نمايندگان تاخير در اين زمينه را خلاف قانون اساسی دانستند. شورای نگهبان نيز با تمديد مهلت سه ماهه برای معرفی وزير جديد موافقت نکرده است.
بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، رييس جمهوری می تواند به مدت سه ماه برای وزارتخانه بدون وزير سرپرست تعيين کند و تا آن زمان باید فردی را برای تصدی اين پست به مجلس معرفی کند.

وزارت اقتصاد ,
حکم حکومتی , حسين صمصامی , قانون اساسی ,
حکم اعدام بعد از ۱۸ سال بلاتکليفي دختري 9 ساله از يکي از روستاهاي اطراف فومن، به خاطر فقر خانواده و نيز به دليل ريشه داشتن اين تفکر که پسران خانواده مي توانند همراه پدر کار کنند اما دختران اگر در خانه بمانند، نان خوري اضافه اند، فرستاده مي شود به شهر رشت و در خانه مردي نسبتا جوان که با همسر و دو فرزندش زندگي مي کند، تا به عنوان کلفت ( خدمتکار) به کار بپردازد.
آنچه بعدها - چهار سال پس از آن- به سر اين دختر مي آيد و سرنوشت او را چنان رقم مي زند که از 13 سالگي تا 31 سالگي يعني 18 سال!- را بلاتکليف در زندان بگذراند و اين روزها پس از طي شدن اين همه سال دوباره مثل روز نخست حکم اعدام بگيرد، بدون دانستن شرايط اجتماعي و اقتصادي روزگار وي و بدون شناختن طبقات اجتماعي يک نسل گذشته کشور ما و بدون شناخت دقيق از ويژگي هاي اين طبقات ما را خيلي زود به بن بستي مي اندازد که همواره اين عدم شناخت از شرايط اجتماعي و صرفا تمسک جستن به قانون – که با پيش فرض عدم انعطاف پذير بودن- از همان آغاز تکليف را تعيين مي کند؛ اعتراف اوليه مبنا قرار مي گيرد و حکم بر اساس آن تا خط پاخر يک حرف را تکرار مي کند: "اعتراف کرده اي به قتل، پس اعدام مي شوي!...
حکم اعدام بعد از ۱۸ سال بلاتکليفي ,
با تاييد حکم دادگاه: فعال مريواني اعدام مي شود؟حکم اعدام "هيوا بوتيمار"، فعال مدني مريواني، که پيش از اين از سوي ديوان عالي کشور نقض شده بود، بار ديگر در دادگاه انقلاب مريوان تاييد شد؛همزمان حکم اعدام "عدنان حسن پور" هم نقض گرديده است.
حکم اعدام هيوا بوتيمار، پيشتر در شعبه 32 ديوان عالي کشوربه دليل نبودن شواهد کافي نقض شده و براي رسيدگي مجدد به شعبه يک دادگاه انقلاب مريوان انتقال يافته بود.اما بار ديگر قاضي اين شعبه با "محارب" دانستن "هيوا بوتيمار"، براي وي حکم اعدام صادر کرده است.صالح نيکبخت وکيل مدافع هيوا بوتيمار دراين خصوص گفته است: "متاسفانه قاضي شعبه يک دادگاه انقلاب مريوان، از ميان کدهاي جرائم، فقط کد مربوط به محاربه را مي شناسد و در اين پرونده هم علي رغم نظر مراجع نظامي، دوباره حکم اعدام صادر کرده است".
هيوا بوتيمار متهم شده که تعداد ۵۶۳ گلوله جنگي و ۵۵ گلوله آر پي جي را نگهداري کرده ؛هر چند اين زنداني کرد در بازجوييها گفته که اين مقدار مهمات را 20 سال پيش و در پايگاهي متروکه پيدا کرده و قصد داشته تا فلزات موجود در آنها را به فروش برساند.
به گفته صالح نيکبخت، مقامات نظامي کردستان هم ادعاي هيوا بوتيمار را مبني بر پيدا کردن اين مهمات در پايگاهي متروکه تاييد کرده اند.
با صدور مجدد حکم اعدام براي اين زنداني کرد، وکلاي اين پرونده 20 روز فرصت دارند تا به راي دادگاه اعتراض کنند.
از سوي ديگر يکي از نزديکان هيوا بوتيمار به روز گفت: "قاضي سلطانبخش در دادگاه بدوي حکم اعدام را صادر کرده و طبيعي بود اينبار هم راي پيشين خود را تاييد کند. آن هم در حالي که وکلا معتقدند اين اتهامات از مصاديق محاربه نبوده و اساسا نبايد چنين حکم سنگيني صادر مي شد".
وي در ادامه به آخرين وضع "هيوا بوتيمار" اشاره مي کند و مي گويد: "هيوا چند ماه است که به زندان مريوان منتقل شده و الان هم در بند عمومي زندان مريوان است.خانواده با او ملاقات دارند و او حق استفاده از تلفن را هم دارد؛همچنين اين حکم، از سوي وکلا به وي ابلاغ شده است؛در کل او حالش خوب است و بسيار به نقض اين حکم سنگين اميدوار است.علاوه بر اين، وکلاي پرونده در حال تنظيم لايحه براي ديوان عالي کشور هستند و معتقدند که ديوان اينبار حکم اعدام را نقض خواهد کرد".

هيوا بوتيمار , فعال مریوانی ,
حکم اعدام ,
کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران به حکم اعدام فرزاد کمانگر اعتراض کرد
کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران با انتشار بيانيه ايی به حکم اعدام فرزاد کمانگر معلم کردی که به اتهام عضويت در حزب کارگران کردستان، پ کا کا، تحت پيگرد قضايی قرار گرفته اعتراض کرد.
در بيانيه کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران آمده است که محاکمه فرزاد کمانگر ناکامی مطلق عدالت است. اين حکم با ناديده گرفتن کامل حداقل معيارهای آئين دادرسی صادر شده است، اين حکم مصداق يک اعدام فرا قانونی است. در همين حال خليل بهراميان وکيل فرزاد کمانگر خاطرنشان کرده است با استناد به فقدان کامل شواهد در پرونده بر اين باور است که قوه قضائيه بايد اين حکم را لغو کند.
به گفته آقای بهراميان، نيروهای امنيتی در تيرماه ۱۳۸۵فرزاد کمانگر را بعد از اينکه از شهرستان کامياران به تهران رسيد بازداشت کردند. مقامات در اصل او را بخاطر دو نفری که با او همسفر بودند مورد بازجويی قرار دادند. کمانگر در جريان بازجويی از همه اتهامات تبرئه شد. به گفته خليل بهراميان وکيل وی ، معلوم نيست که چرا دادستان تصميم گرفت عليرغم اينکه هيچ مدرکی وجود نداشت او را به اتهام عضويت در پ. ک. ک. به دادگاه بفرستد.
بهراميان معتقد است که اين تعقيب قضايی و حکم اعدام نشانه کرد ستيزی در درون نظام قضايی است.
مسئولين کمانگر را از زمانی که دستگير کردند در زندانهای متعددی در کرمانشاه، سنندج و تهران نگه داشتند. کمانگر در آخرين نامه اش که در زندان سنندج در مهر ماه ۱۳۸۶ نوشت جزئيات شکنجه و بدرفتاری با خود را تشريح کرد.
ايشان در جريان ملاقات با خانواده و وکيل خود آثار شکنجه را نيز نشان داده است.
کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران از قوه قضائيه می خواهد که فورا در اين زمينه تحقيق کند و مسئوليت صدور حکم اعدام بدون هيچ مدرکی را توسط قاضی و همچنين شکنجه کمانگر توسط بازجويان و مقامات زندان را پذيرفته و نسبت به آن پاسخگو باشد.
اين کمپين می گويد قاضی ای که بدون سرسوزنی سند مردم بيگناه را به چوبه دار می سپرد بايد از پستش برکنار شده و مورد پيگرد قضايی قرار گيرد

ايران , کمپين بين المللی , حقوق بشر ,
حکم اعدام , فرزاد کمانگر , اعتراض ,
حکم اعدام به اتهام "محاربه" برای سه فعال مدنی و سياسیبه گزارش فعالان حقوق بشر در ايران، سه فعال مدنی و سیاسی بنامهای فرزداد کمانگر (عکس صفحه اول)،علي حيدريان و فرهاد وکيلي توسط شعبه 30 دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شدند.
اين سه فعال مدني و سياسي پس از بيش از 18 ماه بازداشت توام با شکنجه هاي جسمي متعدد در اداره هاي اطلاعات کرمانشاه ، سنندج و 209 اوين سرانجام در دادگاهي به مدت هفت دقيقه به اعدام محکوم شدند.
فرزاد كمانگر معلم آموزش وپرورش شهرستان كامياران با 12 سال سابقه تدريس كه از يكسال قبل از دستگيري در هنرستان كارودانش مشغول به تدريس بوده همچنين عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان شهرستان كامياران شاخه كردستان ميباشد و تا زمان فعاليت اين انجمن و قبل از اعلام ممنوعيت فعاليتهاي آن مسئول روابط عمومي اين انجمن بوده است . همچنين عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي - آموزشي رويان (نشريه آموزش و پرورش كامياران) که توسط حراست آموزش و پرورش توقيف شده است و نيز عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي كامياران (ئاسك) ميباشد و از اواخر سال 84 نيز با نام مستعار سيامند به عضويت مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران درآمده است. به همراه فرهاد وکيلي ، معاون سابق اداره جهاد کشاورزي شهرستان سنندج و علي حيدريان يک از اعضاي حزب زحمتکشان کردستان ترکيه (پ ک ک) پس از ماهها شکنجه در تاريخ 10/11/1386 در شعبه 30 دادگاه انقلاب به رياست قاضي تيارامي به اتهام آنچه که محاربه خوانده شده و برخلاف تمامي موازين قانوني و بي توجه به فقدان اسناد لازم و در 7 دقيقه دادگاه ، در حالي که تمامي مطلعين منتظر خبر آزادي و احکامي ديگر بودند به اعدام محکوم شدند.
اين حکم ساعاتي پيش توسط دادگاه به آنان ابلاغ گرديد. فرزاد کمانگر ضمن غيرقانوني دانستن دادگاه از امضاي حکم خود با خواندن سرودي خودداري نمود.
محمود عليزاده طباطبايي ، خليل بهراميان و حسيني اخگر وکلاي مدافع پرونده شديداً نسبت به حکم صادره اعتراض نموده اند .حکم صادره موجبات تعجب حتي نهادهاي قضائي موازي نيز گشته است.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران بدينوسيله ضمن محکوم نمودن احکام صادره براي اين فعالان مدني و سياسي ، بدينوسيله اعتراض شديد خود را به روند مذکور اعلام و خواستار اقدام عاجل و يکپارچه سازمانها و مدافعان حقوق بشري در مقابل حکم غيرانساني وغيرقانوني صادر شده ميباشد.
حکم اعدام , علی حیدریان ,
تایید حکم یک سال زندان خانم حمیده نبویبنابه گزراشات رسیده از بند زنان زندان اوین، خانم حمیده نبوی که نسبت به حکم سنگین و غیر انسانی یک سال زندان اعتراض نموده بود . در شعبه 36 تجدید نظر دادگاه انقلاب تهران حکم صادره یک سال زندان که در دادگاه بدوی صادر شده بود مورد تایید قرار گرفت.
خانم نبوی روز چهار شنبه اول آبان ماه در دادگاه انقلاب شهر ری مورد محاکمه قرار گرفت و روز دوشنبه 6 آبان ماه از سلولهای انفرادی بنده 209 به دادگاه انقلاب شهر ری برده شدند و به اتهام قصد شرکت داشتن در مراسم بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی 1367 به یک سال زندان محکوم شدند.خانواده خانم نبوی نسبت به این حکم سنگین و غیر انسانی در دادگاه تجدید نظر اعتراض نمودند ولی با شگفتی فراوان و در عرض چند روز در شعبه 36 دادگاه انقلاب تهران حکم یک سال او تایید گردید .
خانم نبوی در اوایل این هفته از بند 209 به بند زنان زندان اوین در کنار زندانیان عادی و خطرناک منتقل گردید.
از زمان دستگیری تا به حال خانم نبوی امکان دیدن دختر 5 ساله اش را نیافته است . رویا دختر 5 ساله او شاهد یورش وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات به خود و مادرش بوده و آنها را با وحشیانه ترین شکل از خیابان ربوده و ساعاتی بعد فرزند 5 ساله با چشمانی اشک آلود از او جدا نموده و او را به سلولهای انفرادی بند 209 اوین منتقل نمودند.رویا بدلیل شاهد بودن یورش وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات در شوک فرو رفته است و ضربه روحی شدید به او وارد شده است. او از زمان دستگیری مادرش در شرایط روحی بدی بسر می برد و دائم بی قراری می کند.
حکم , زندان , خانم نبوی , اوین ,
حکم جلب ابراهیم یزدی صادر شد ؛ خیاط در کوزه افتادمحمدعلی دادخواه وکیل دکتر ابراهیم یزدی، اعلام شفاهی حکم جلب و بدون تفهیم اتهام را «فاقد وجاهت قانونی» میخواند، اما این نکته را هم میافزاید که این شکل از صدور حکم در نظام قضایی جمهوری اسلامی بیسابقه نیست.
در روز شنبه، ۱۲ مرداد، هم در یک تماس تلفنی و هم در مراجعه به منزل دکتر ابراهیم یزدی، صدور حکم جلب دبیرکل نهضت آزادی ایران اعلام شده است. دکتر یزدی در این هنگام برای انجام پارهای آزمایشهای پزشکی در بیمارستان پارس بوده و به همین دلیل متهم بازداشت نشده است.
علت صدور حکم جلب دبیرکل نهضت آزادی ایران روشن نیست، زیرا مأموران در تماس تلفنی و مراجعه به منزل، اتهام دکتر یزدی را ذکر نکردهاند.

ایران , دبیرکل نهضت آزادی ایران , ابراهیم یزدی ,
حکم جلب ,
صدور حکم جلب برای ابراهیم یزدیمحمد علی دادخواه، وکیل ابراهیم یزدی، دبیر کل نهضت آزادی در گفت و گو با رادیو فردا از حکم جلب موکلش خبر داد و گفت: این حکم به صورت شفاهی ابلاغ شده است. گزارش ها از تهران حاکی از آن است که روز شنبه، دوازدهم مرداد، برای دکتر ابراهيم يزدی، حکم جلب صادر شده است. بر اساس اين گزارش ها، اين حکم جلب به صورت شفاهی صادر شده و فردی که از طریق تلفن با همسر دکتر ابراهيم يزدی، گفت و گو کرده، نام شعبه دادگاه صادرکننده اين حکم و نيز اتهام وارد شده را ذکر نکرده است. همين روش در مراجعه حضوری ماموران به منزل دبيرکل نهضت آزادی ايران در روز شنبه نيز تکرار شده است...

ابراهیم یزدی , نهضت آزادی , جلب , بازداشت ,
حکم , دادخواه , دبیر کل ,
مشکلات معلمان برای پیشبرد کمپین اعتراض به حکم اعدام برای فرزاد کمانگر اعضای کانون صنفی معلمان تهران در حمایت از فرزاد کمانگر، همکارشان در کامیاران، که فعالیتهای حقوق بشری نیز داشته است، و هم اکنون خطر اعدام تهدیدش میکند، کمپینی را برپا کردهاند. اما پیشبرد این کمپین برای آنان دشوار است. فشار و کمبود امکانات ارتباطی راه پیشبرد کمپین را میبندد. • در این زمینه مصاحبهای با رسول بوداغی، سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران:

مشکلات معلمان پیشبرد کمپین اعتراض
حکم اعدام فرزاد کمانگر ,
تائید اجرای حکم اعدام جوانی که در هنگام ارتکاب جرم کمتر از 18..شاهرودی عراقی، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی حکم اعدام جوانی را که در هنگام ارتکاب جرم زیر 18 سال سن داشته، تائید کرده است....

تائید اجرای
حکم اعدام جوانی ارتکاب جرم کمتر از 18 نقض حقوق بشر ,
حمایت سینما گران از یاران خاتمیمنیژه حکمت-کارگردان فیلم زندان زنان- دفتر سینمایی خود را به ستاد حمایت از ائتلاف اصلاح طلبان و یاران خاتمی، تبدیل کرد

خاتمی , انتخابات , منیژه
حکمت ,
"سه زن" پروانه نمايش نگرفتسينماي ما - در حالي که پيش از اين اعلام شده بود فيلم سه زن ساخته منيژه حکمت براي دريافت پروانه نمايش هيچ مشکلي نخواهد داشت، ديروز مشخص شد اين فيلم براي صدور مجوز با اصلاحيه هاي متعددي روبه رو شده است و در شرايط فعلي پروانه نمايش نخواهد گرفت.

سه زن , جشنواره ی فیلم فجر , منیژه
حکمت ,
صدور حکم قطع انگشتان برای یک سارقسارق سابقه داری که پس از بارها دستگیری دست از سرقت بر نداشته بود، به قطع چهار انگشت دست محکوم شد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران از مجتمع قضایی قدس چندی پیش ماموران نیروی انتظامی در حالی که مشغول گشت زنی در خیابان رودکی بودند به فردی که با وضعیت آشفته سوار بر یک دوچرخه در حال فرار بود مشکوک شدند و دستور ایست به او دادند.
پس از بازرسی از این مرد مبلغی پول و چند جفت کفش پیدا شد و متهم به نام محمدرضا ادعا کرد همه این اموال به خودش تعلق دارد. ماموران پلیس که به محمدرضا مشکوک شده بودند وی را به کلانتری بردند و از او بازجویی کردند که سرانجام محمدرضا به سرقت اعتراف کرد و اظهار داشت: حدود یک ماه است که از زندان آزاد شده و با توجه به اعتیادی که دارد در این مدت هفت مرتبه سرقت کرده است.
بعد از تحقیقات مقدماتی پرونده به مجتمع قضایی قدس ارجاع شد و قاضی دادگاه با توجه به اینکه محمدرضا تاکنون ۲۰بار به جرم دزدی دستگیر شده اما مجدداً به کارهایش ادامه داده است او را به قطع چهار انگشت دست راست محکوم کرد.

صدور
حکم , قطع , انگشتان , سارق ,
اعتراض حقوقدانان به حکم زندان برای یوسف عزيزی بنی طرف
۱۰ حقوقدان و وکيل مدافع با نوشتن نامه ای به رييس قوه قضاييه جمهوری اسلامی ايران خوستار تجديد نظر در حکم پنج سال زندان برای بوسف عزيزی بنی طرف، روزنامه نگار و نويسنده، شدند.
آقای عزيزی بنی طرف از سوی شعبه ۱۵دادگاه انقلاب تهران، به اتهام اجماع و تبانی برای برهم زدن امنيت داخلی کشور به پنج سال زندان محکوم شده است.
امضاکنندگان اين نامه، با اشاره به شخصيت فرهنگی آقای عزيزی بنی طرف به عنوان يکی از روشنفکران عرب ايرانی و نويسنده ای مستقل نوشته اند که صدور حکم پنج سال حبس برای او، جامعه فرهنگی و مطبوعاتی و همچنين آنها را بسيار شگفتزده کرده است.
آنها همچنين نوشته اند که از اين شخصيت فرهنگی، سابقه ای غير از خدمات فرهنگی و مطبوعاتی در عرصه ملی و به ويژه در باره فرهنگ مردم عرب خوزستان، سراغ ندارند.
امضاکنندگان نامه با تاکيد بر مبرا دانستن اين روزنامه نگار و نويسنده از اتهامات وارد شده از سوی دادگاه انقلاب خواستار آن شده اند که « پرونده آقای عزيزی بنیطرف به شعبهای از دادگاههای تجديد نظر ارجاع شود که قضات آن با تسلط بيشتر بر امور فرهنگی بتوانند قضاوت شايستهای در مورد اين شخصيت فرهنگی ايران داشته باشند.»
آقای عزيزی بنی طرف از سوی شعبه ۱۵دادگاه انقلاب تهران، به اتهام اجماع و تبانی برای برهم زدن امنيت داخلی کشور به پنج سال زندان محکوم شده است. در اين نامه اشاره شده است: « يوسف عزيزی بنیطرف از روشنفکران عرب ايرانی، روزنامهنگار و نويسنده مستقلی است که دارای ۲۴ کتاب و صدها مقاله به زبان فارسی و عربی است. وی طی چهار دهه گذشته در آثار ادبی و پژوهشی خود کوشيده است ادب و فرهنگ معاصر عرب را به ايرانيان و ادب فارسی را به جهان عرب معرفی نمايد.»
امضاکنندگان نامه شيرين عبادی؛ برنده جايزه صلح نوبل و رييس کانون مدافعان حقوق بشر، پرويز خورشيد، ناصر زرافشان، محمد سيف زاده، عبدالفتاح سلطانی، محمد شريف، يوسف مولايی، حسن اسدی زيدآبادی، احمد فتحی و ناصر طاهری هستند.
پيشتر، هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران نيز با صدور اطلاعيه ای به حکم پنج سال زندان يوسف عزيزی بنی طرف اعتراض کرد و خواستار لغو بی قيد و شرط آن شد.
کانون نويسندگان ايران در اطلاعيه خود صدور حکم پنج سال زندان برای آقای عزيزی بنی طرف را ادامه صدور احکام زندان برای فعالان عرصه های مختلف فرهنگی، اجتماعی و سياسی، دانست.
در اين اطلاعيه با اشاره به اينکه حکم صادر شده بر اساس اتهام بی پايه اجتماع و تبانی برای اقدام عليه امنيت کشور صادر شده است، آمده است:« کانون نويسندگان ايران، حکمِ زندان آقای عزيزی بنی طرف را محکوم می کند و خواستار الغای بی قيد و شرط اين حکم بی اساس و ناعادلانه است.»
صالح نيکبخت، وکيل مدافع اين روزنامه نگار و نويسنده، نيز به اين حکم اعتراض کرده بود.
يوسف عزيزی بنی طرف در روز

یوسف عزيزی بنی طرف ,
حکم زندان , حقوقدانان , کانون نویسندگان ایران ,
اتحادیه اروپا خواهان لغو حکم اعدام پنج فعال کرد شداين بيانيه همچنين نسبت به صدور حکم اعدام فرزاد کمانگر، فرهاد وکيلی،؛ علی حيدری، هيوا بوتيمار و انور حسين پانوهی ابراز نگرانی شده است.
حکم اعدام , فرزاد کمانگر , فرهاد وکيلی , علی حيدری , هيوا بوتيمار , انور حسين پانوهی ,
خاتمی:احمدی نژاددیکشنری گفتگو تمدنهاست( هادی خرسندی)ان دولتی که طبعش طبع یبوستی بود... گل ختمی مزاجش حکم حکومتی بود.....خاتمي رفت و گور خود گم کرد ... مانده برجا بسي فساد از او....... حاصل جفتگيري رهبر .... زاده شد احمدي نژاد از او

خاتمی , احمدی نژاد ,
حکم حکومتی ,
منیژه حکمت: قدر مجلس ششم را ندانستیم در انتخابات ریاست جمهوری نخبگان و سینماگران قهر کردند و تاوان این دو سال بسیار سنگین است و جبران آن یک پروسه 20 ساله را میطلبد به همین دلیل من برای حمایت از تفکر خاتمی و یاران وی پیشقدم شدم تا حداقل یک بخش کوچک از سرنوشت خود را رقم بزنیم. مطمئنا این شرایط ایدهآل و مطلوبمان نیست اما حداقل میتوانیم خواستههای کوچک خود را که تبدیل به آرزو شده است بیان کنیم
ما خواهان صلح برای نقشه گربهنشان ایران، خواهان عدالت، برابری جنسیتی و حقوق شهروندی هستیم و این مسائل پیش نمیآید مگر اینکه همه ما به ویژه هنرمندان جامعه که پیشگام هستند، در انتخابات شرکت کنند.

منیژه
حکمت ,
سه نسل در حال جستجو فیلم سینمایی "سه زن" که در پنجاه و هشتمین دورهی جشنوارهی بینالمللی فیلم برلین، چندین بار در بخش "پانورامای ویژه"ی این فستیوال بهنمایش درآمد، با زنگهای پایانناپذیر یک تلفن دستی آغاز میشود. اولین چهرهای که در کادر دوربین (داریوش عیاری) قرار میگیرد، چهرهی مینو (نیکی کریمی) است که با نیسان بنفش رنگی در ترافیک شلوغ شهر تهران با مادرش در راه مطب دکتر است. با دومین گفتوگوی تلفنی، دومین مسئلهی این شخصیت اصلی فیلم با تماشاگر در میان گذاشته میشود: ناپدید شدن دختر دانشجویش، پگاه (پگاه آهنگرانی). مینو هنوز از حل این مشکل فارغ نشده که سومین مسئله رخ میدهد: مسئلهی پیچیدهای که به یک قالیچهی عتیقه مربوط میشود.
از سوی دیگر حکمت، با تأکید بر خط جستجوی مادر و قالیچهی عتیقه، به وجه نمادین فیلم خود رنگ و درخشش بیشتری میبخشد. بهویژه در یکی از صحنههای پایانی فیلم که دختر جوان مینو، پگاه، در خاتمهی سفر پرفراز و نشیباش در جستجوی معنای زندگی و راه آیندهی خود، در حالیکه شیشهی عقب خودروی سفیدش با نقشونگارهای فرشی نفیس پوشیده شده، با سرعت تمام به سوی افق باز میراند. اگر بدانیم که پگاه برای دستیابی به مفهوم تلاشهای انسانی، تحصیل هنر در دانشگاه را ترک کرده بوده و بیخبر و ناگهانی راهی دشت و دهاتهای دورافتاده شده است، بعد تمثیلی این صحنه پررنگتر میشود.

سه نسل. سه زن. منیژه
حکمت ,
زنان ایرانی و سینمای ایران در جشنواره برلینسینمای ایران در برلیناله، امسال بیشتر حال و هوایی زنانه دارد. حنا مخملباف با "بودا از شرم فرو ریخت" در بخش نسل، منیژه حکمت با "سه زن" در بخش پانوراما و طناز اسحاقیان با مستند "همچون دیگران باش" در بخش فروم حضور دارند. سارا نجفی فرزند محمد علی نجفی نیز همراه با بابک امینی یکی از دو ایرانی حاضر در کمپ استعدادهای جوان است.
هر سه فیلم این کارگردانان زن ایرانی، موضوعی زنمحور دارند. "بودا..." به تبعیض جنسی در سوادآموزی دختران افغان میپردازد، "سه زن" زندگی پر از تنهایی یک دختر، مادر و مادر بزرگش را روایت میکند و مستند خانم اسحاقیان به معضل اجبار زنان دو جنسیتی برای انجام عمل جراحی میپردازد.

جشنواره برلین , فیلم , حنا مخملباف , بودا از شرم فرو ریخت , منیژه
حکمت , سه زن , پانوراما , طناز اسحاقیان , همچون دیگران باش ,
سریال پریدخت و حکایت حکم حکومتی جناب کروبیحکم حکومتی ، عبارتی بود که جناب آقای کروبی در زمان مجلس ششم آن را بر سر زبان ها انداخت . قضیه بر می گشت به مخالفت آقای خامنه ای ، که با آزاد اندیشی تمام (!) ، به مجلس که البته واضح و مبرهن است که در راس امور است ، فرمان دادند طرح اصلاح قانون مطبوعات را کنار بگذارد چرا که "نه مصلحت است و نه مشروع" . حالا اینکه همه این ها نشان دهنده وجود حکومتی دموکراتیک در ایران است یا نه ، بماند . اما چند شب پیش و در میانه پخش سریال پریدخت که به مناسبت ماه محرم از شبکه دو تلویزیون ایران پخش میشد و به زندگی دختری به همین نام (با بازی لیلا حاتمی) می پردازد که در سال های حکومت رضا شاه در ایران زندگی می کند ، یکی از مقام های نظمیه رضا شاه در گفتگو با شخصیت دیگر سریال (که نقشش را علی مصفا بازی می کند) ، برای جلوگیری از برگزار شدن مراسم عزاداری ماه محرم به نامه مقام های ارشد حکومت و حکم حکومتی اشاره می کند (که لابد آن حکم را هم رضا شاه صادر کرده بوده) . سانسور چی بی نوای صدا و سیما هم که برای جلوگیری از به وجود آمدن هر نوع سوئ برداشتی (!) ، قصد سانسور این عبارت را داشته ظاهرا تیغش درست کار نکرده و آنهایی که باید کاربرد این عبارت را در دو برهه زمانی متفاوت می فهمیدند ، متوجه شده اند . کلیپ این صحنه از سریال را ببینید :

سریال پریدخت ,
حکم حکومتی , کروبی , مجلس , خامنه ای , پریدخت , سانسور , تلویزیون , صدا و سیما , مطبوعات ,
صدور حکم اعدام برای مشهورترین شیاد مدعی امامت زماندر ادامه طرح برخورد با شیادان مدعی امامت یا ارتباط با امام زمان (عج) در قم که تعداد آنها در سه سال اخیر افزایش قابل ملاحظهای داشته است، حکم اعدام «علیرضا پیغان» یکی از مشهورترین این شیادان صادر شد.
به گزارش خبرنگار شهابنیوز از قم؛ در ادامه طرح تشدید برخورد با شیادان مدعی امامت یا ارتباط با امام زمان (عج) در شهر مذهبی قم، حکم اعدام «علیرضا پیغان» صادر شد. علیرضا پیغان ادعا میکرد امام دوازدهم است و با شیادی و كلاهبرداری تعداد قابل ملاحظهای از افراد ناآگاه و عامی را تحت تاثیر قرار داده بود. وی به سمت جمكران نماز میخواند و کتابی 673 صفحهای تحت عنوان «القائم» را سر هم کرده بود که تعدادی از مراجع تقلید پس از ملاحظه این کتاب، حکم «ارتداد» وی را صادر کرده و او را «مفسد فی الارض» دانستند. پیغان پس از دستگیری ادعای خود را پس گرفت و به شیادی اعتراف کرد، با این حال چندی بعد در زندان مجدداً بر سر ادعای قبلی خود بازگشت. او مدعی بود كه امام زمان (عج) از دنيا رفته و محل دفن ايشان جمكران است و به همين دليل ما بايد قبله خود را به سمت آن مسجد تغيير دهيم.
حکم اعدام , شیاد , مدعی امامت زمان ,
اثبات بي گناهي متهم به قتل در يک قدمي حکم قصاصمردي که از سوي دادستان متهم به قتل و براي وي درخواست قصاص شده بود، با اعتراف سه برادر به ارتکاب جنايت بي گناه شناخته شد.
به گزارش خبرنگار ما، متهم به قتل که مردي 25 ساله به نام جلال است از سوي دادستان به قتل زني 31 ساله به نام اکرم متهم و اين اتهام به صدور قرار کيفرخواست عليه وي منجر شد. مطابق کيفرخواستي که نماينده دادستان سال گذشته در جلسه محاکمه جلال در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران خواند، جلال متهم به سرقت جواهرات اکرم و قتل وي شده بود.
نماينده دادستان تهران در جلسه محاکمه اين متهم گفت؛ قتل اکرم در تاريخ 31 تيرماه سال 84 اتفاق افتاده و مطابق مدارک به دست آمده جلال که با اکرم رابطه داشته ابتدا وي را به قتل رسانده و سپس جواهرات او را به سرقت برده است. متهم در بازجويي ها به قتل اکرم نيز اعتراف کرده و بنابراين به عنوان نماينده دادستان تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.
سپس اولياي دم متهم براي جلال تقاضاي صدور حکم قصاص کردند و وي را عامل قتل دخترشان دانستند.
مرد متهم زماني که در جايگاه متهم قرار گرفت، گفت؛ اتهام قتل را قبول ندارم. من مدت زيادي در بازداشت و تحت فشار بودم به همين خاطر هم به قتل اعتراف کردم. من با اکرم رابطه داشتم و اين موضوع را قبول دارم اما اکرم را به قتل نرساندم فقط چند روز قبل از اينکه مفقود شود او را ديدم ديگر با هم در ارتباط نبوديم.
اين در حالي بود که حسين شهرياري نماينده وقت دادستان تهران ادعاي جلال را رد کرد و گفت؛ وي تحت فشار نبوده و ادعايش ناشي از آموزه هاي ساير زندانيان است.
قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران پس از دفاعيات متهم پرونده را ناقص دانستند و آن را براي تحقيقات بيشتر به دادسراي ورامين بازگرداندند و خواستار رفع ابهامات شدند. جلال که همچنان در زندان به سر مي برد و منتظر نتيجه تحقيقات بود در اين مدت چندين بار براي بازجويي احضار اما در نهايت معلوم شد وي قاتل اکرم نيست چرا که پس از دستگيري عاملان قتل هاي سريالي زنان ورامين آنها به کشتن اين زن اعتراف کردند و جزئيات جنايت را شرح دادند.
قاتلان سريالي زنان وراميني سه برادر هستند که تحت عنوان مسافرکش زنان را در پاکدشت و ورامين سوار خودروي خود مي کردند و طلا و جواهرات شان را مي ربودند. اين سه در چهار مورد هنگامي که با مقاومت طعمه شان مواجه شدند آنها را به يک گاوداري بردند و پس از تعرض، آنان را به قتل رساندند و جسدشان را در يک کانال آب در ورامين رها کردند. پس از آنکه مشخص شد قتل اکرم نيز به دست اين شبکه خانوادگي به وقوع پيوسته است بازپرس پرونده ديروز اعلام کرد جلال بي گناه شناخته شده و به زودي آزاد مي شود.

ایران , بي گناهي , متهم به قتل ,
حکم قصاص ,
آیا مسلمانان در حمله به ایران، کتابخانهها را آتش زدند؟گندیشاپور یا جندیشاپور که یک کلینیک آموزشی و یک فرهنگستان همراه با کتابهای جمعآوری شده از فرهنگهای مختلف بوده، توسط شاه علم دوست ساسانی، شاپور اول در سال ۲۷۱ م. در دزفول(دژپل) تاسیس گردیدهاست. این دانشگاه تا زمان هارونالرشید خلیفه عباسی به کار خود ادامه داده است. در آن دانشمندان ایرانی، رومی، هندی و یونانی به استادی مشغول بودند. در قرن دوم هجری هارونالرشید نسخهای از آن به نام بیتالحکمه در بغداد بنا کرد و نسلی از فارغالتحصیلان گندیشاپور را در آن به خدمت گرفت. پس از مدتی شهر دزفول از رونق افتاد و گندیشاپور هم به تدریج در اوراق تاریخ مدفون شد، همانند بیتالحکمه که اکنون چنین است. «گندیشاپور یک از کتابخانههایی است که مسلمانان آتش نزدند. اما باور کنید که بقیه را آتش زدند. به خدا راست میگم!»

گندیشاپور , جندیشاپور , بیتال
حکمه , هارونالرشید , مسلمانان , آتش ,
حکم عجیب دادگاه ایتالیایی: مردان حق خاراندن آلت تناسلی خود در خیابان را ندارند!دادگاه عالی ایتالیا در یک حکم عجیب، عادت همیشگی مردان مبنی بر خاراندن آلت تناسلی شان از روی شلوار در مکانهای عمومی و خیابانها را ممنوع کرد. از این به بعد در ایتالیا خاریدن آلت تناسلی از روی شلوار در خیابانها برای مردان جرم خواهد بود!

دادگاه ,
حکم عجیب ,
سکانسی دیدنی از فیلم حکم با هنرنمایی خسرو شکیباییروحت شاد خسرو جان...

خسرو شکیبایی , فیلم
حکم ,
حکم اعدام برای جاسوس اسراییلعلي اشتري فرزند محمود كه به اتهام جاسوسي براي سرويس اطلاعاتي رژيم صهيونيستي، حدود يك سال و نيم پيش توسط وزارت اطلاعات دستگير شده بود در آخرين جلسه دادگاه خود در شعبه 15 دادگاه انقلاب درباره اتهامات خود مطالبي را عنوان كرد كه در نهايت محكوم شد
حکم , اعدام , جاسوس , اسراییل ,
احتمال اجرای حکم اعدام برای 4 متهم به اصطلاح "اوباشگری"کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
با اعلام خبر تأیید حکم اعدام چهار متهم به اوباشگری، از سوی دیوان عالی کشور، هم اکنون نگرانی ها در مورد احتمال اجرای حکم اعدام برای هانی خواندار و حامد اکبری، دو تن از بازداشت شدگان طرح امنیت اجتماعی که از سال گذشته تاکنون در زندان به سر می برند، افزایش یافته است.
محمود سالارکیا، معاون دادستان کشور در امور زندان ها، با اعلام تأیید حکم اعدام چهار تن از اراذل و اوباش، گفت:" 4 نفر مذکور از اراذلی هستند که پیش از این دستگیر و با قرار سنگین به زندان منتقل شده بودند." وی همچنین گفته است، که حکم اعدام آنان به زودی اجرا خواهد شد.
حکم اعدام 4 متهم اصطلاح "اوباشگری" ,
محکمه الهی: داستان طنزی درباره قیامت به شدت خنده دار. شعر و صدا: خلیل جوادی: از تـوی جـم یکــی بـُلن شد ایستاد/
بُـلن بـُلن هــی صلـــــوات فرستـاد/
از اون قیافه هــای پـشـم و پـيـلـي/
از اون اعُجـوبـه هـاي چـرب و چـيـلي/
گف چــرا هیشکی روسری سرش نیست/
پس چـرا هیشکی پیش همسرش نیست/
چــرا زنـا ایـــن جـــوری بد لبــاسن/
مــردای غیـــــرتــی کجــا پلاسـن؟/
خــدا بهش گف بتمـرگ حرف نــزن/
اینجا کـــه فرقی نـدارن مــــرد و زن/......خیام اومد یه بطری ام تــو دستش/
رفت و یه گوشــه یی گرف نشستش/
حــــاجی بُـلن شد با صـدای محکم/
گف : ایـن آقـــا بـاید بــره جهنـــم/
خدا بهش گف تـــو دخـا لت نکــن/
بــــه اهـل معرفت جسارت نکـــن/
بگــــو چرا بـــه خون این هلاکـــی/
این کـــه نه مدعی داره نـــه شاکـی/
نــه گـرد و خاک کــرده و نـه هیاهـو/
نــــه عربده کشیده و نـــه چاقــــو/
نـــه مال این نــــه مال اونـو برده/
فقط عـــرق خــــریده رفتـــه خورده/
آدم خوبیـه هـــــــواشو داشتــــم/
اینجا خــــودم براش شراب گذاشتـم... (متن کامل این شعر در قسمت نظرات)

م
حکمه الهی , طنز , شعر , خلیل جوادی ,
دانشجویان چپگرا به صدور« حکم ارتداد تهدید شده اند»
کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران با انتشار بيانيه ای اعلام کرده است که ماموران اطلاعاتی و امنيتی جمهوری اسلامی، در تماس های تلفنی با نه تن از دانشجويانی که در سال گذشته بازداشت شده بودند، با تهديد محاکمه به اتهام ارتداد، که حکم آن اعدام است، آنها را به وحشت انداخته اند.
دانشجويان تهديد شده، عضو جنبش سراسری دانشجويان آزادیخواه و برابری طلب هستند که به «دانشجویان چپگرا» معروف شده اند.
۵۱ نفر از اين دانشجويان طی ماه های آذر و دی سال ۱۳۸۶ توسط نيروهای امنيتی بازداشت و پس از چند ماه با توديع وثيقه هايی که ميزان آنها حتی به ۳۰۰ ميليون تومان هم رسيد، به طور موقت از زندان آزاد شدند .
انوشه آزادبر، بيژن صباغ، مجيد اشرف نژاد، امين قضايی، بهروز کريمی زاده، عابد توانچه، بيتا صميمی زاده، پيمان پيران و مهدی گرايلو از جمله دانشجويانی هستند که توسط اين مأموران تهديد شده اند.
پيمان پيران، يکی از اين دانشجويان به راديو فردا گفت که اين تهديدها در زندان نيز مطرح می شدند.
وی افزود: «اين تهديدها برای دوستان ما که در بازداشت بودند نيز وجود داشت. آنها می گفتند چون شما چپ هستيد، مرتد هستيد و چپ بودن را با ضد خدا بودن تعريف می کردند، در حالی که چپ يک سيستم برابری طلب اجتماعی است. آنها با نتيجه گيری از صحبت هايشان، ما را مرتد می دانستند و می گفتند که ما راحت می توانيم برای شما فتوا بگيريم و برخوردهای بيشتری کنيم. اکنون نيز که از زندان آزاد شديم و بيرون آمديم، دوباره تهديدها شروع شده و اين بار بسيار جدی تر است.»

دانشجویان چپگرا صدور
حکم ارتداد تهدید ,
مستاجر با ديدن حكم تخليه سكته كرد و مردزن مستاجر با ديدن حكم تخليه خانه سكته قلبي كرد و فوت شد.
به گزارش خبرنگار ما، خبر مرگ فرحناز شامگاه چهارشنبه هفته گذشته به ماموران كلانتري 114 غياثي داده شد و ماموران فهميدند اين زن در خانه اش دچار ايست قلبي شده و پيش از حضور امدادگران اورژانس جان باخته است.
شوهر فرحناز در تحقيقات به بازپرس ويژه قتل دادسراي جنايي گفت؛ من و همسرم مدت زيادي بود كه دنبال خانه مي گشتيم اما با پول و امكاناتي كه داشتيم، نمي توانستيم جايي خانه اجاره كنيم تا اينكه روز حادثه همسرم مطابق معمول هر روز براي پيدا كردن خانه بيرون رفت.وي ادامه داد؛ در آن زمان در خانه نبودم و همزمان با همسرم برگشتم، وقتي رسيدم متوجه شدم باز هم دست خالي برگشته، در همين زمان صاحبخانه آمد و حكم تخليه را نشان داد. فرحناز كه در اين مدت فشار رواني زيادي را تحمل كرده بود به محض اينكه حكم تخليه را ديد، از حال رفت، من سعي كردم كمكش كنم، برايش آب آوردم اما فرحناز هيچ حركتي نمي كرد، وقتي پزشك بالاي سرش رسيد، گفت او فوت شده است.در ادامه پزشكي قانوني نيز مرگ اين زن بر اثر ايست قلبي را تاييد كرد و پرونده مرگ فرحناز بسته شد.

مستاجر , اجاره ,
حکم تخلیه , مرگ ,
صدور حکم قطع انگشتان دست یک مرد در تهرانبه گزارش باشگاه خبرنگاران از مجتمع قضايي قدس چندي پيش ماموران نيروي انتظامي در حالي که مشغول گشت زني در خيابان رودکي بودند به فردي که با وضعيت آشفته سوار بر يک دوچرخه در حال فرار بود مشکوک شدند و دستور ايست به او دادند.پس از بازرسي از اين مرد مبلغي پول و چند جفت کفش پيدا شد و متهم به نام محمدرضا ادعا کرد همه اين اموال به خودش تعلق دارد.مام