تبلیغات در دنباله
جستجو
آخرین نظرسنجی
انجام شد
برچسب ها : حکم ( نتایج : 50 لینک )
متجاوز تبرئه، قرباني شلاق‏ / پايان پرونده رسوايي دانشگاه زنجان
پس از وقايع خردادماه در دانشگاه زنجان انتظار مي رفت معاون دانشجويي که در صدد هتک حرمت يک دختر دانشجو بود ‏به مجازاتي مناسب محکوم شود اما با اعلام جزييات اين پرونده ، مشخص شد که نه تنها اين انتظار بجا نبود، بلکه علاوه بر ‏مشابه بودن حکم متجاوز و قرباني، حتي راي تبعيد استاد خطاکار نيز در دادگاه تجديد نظر لغو شده است. ‏جمال انصاري رييس دادگستري استان زنجان روز گذشته به خبرگزاري کار ايران (ايلنا) گفت: "معاون وقت دانشگاه ‏زنجان به 30 ضربه شلاق تعزيري و 30 ضربه شلاق تعليقي و دختر دانشجوي دانشگاه زنجان نيز به 30 ضربه شلاق ‏تعزيري محکوم شدند."‏به عبارت ديگر از آنجا که حکم معاون سابق دانشگاه زنجان تا تخلفي مجدد اجرا نمي شود، مي توان مجازات او را با دختر ‏دانشجوي قرباني برابر دانست. ‏پيش از اين همچنين اعلام شده بود که حسن مددي معاون دانشگاه به خاطر "سوءاستفاده از مقام خود" در دادگاه بدوي به ‏تبعيد از زنجان محکوم شده است، اما انصاري ديروز خاطر نشان کرد:"از سوي دادگاه بدوي معاون وقت دانشگاه زنجان به ‏تبعيد نيز محکوم شده بود که دادگاه تجديدنظر اين مجازات را لغو کرد‏‎.‎‏"‏بيست و پنجم خرداد گذشته دانشجويان دانشگاه زنجان فيلمي را روي اينترنت قرار دادند که در آن معاون دانشجويي ‏دانشگاه ‏زنجان در يک اتاق در بسته قصد تعرض به يک دانشجوي دختر را داشت. انعکاس اين رويداد که در دانشگاه هاي ايران کم ‏سابقه بود، موجب شد تا دانشجويان دانشگاه زنجان در اعتراض به اين عمل، دست به تحصن بزنندکه متعاقب آن رييس ‏دانشگاه از دانشجويان عذرخواهي کرد و قول داد موضوع را پيگيري کند. ‏ سه روز بعد تحصن دانشجويان پايان يافت و معاون متخلف
  دانشگاه زنجان , معاونت دانشجویی , مددی , حکم دادگاه ,

سی ضربه شلاق بر تن شرافت، سی ضربه شلاق بر تن کثافت (یوزپلنگ)
.....باید چنین نتیجه گرفت، عدالت اسلامی و دستگاه قضایی مبتنی بر عدل اسلامی برای ظالم همان حکمی می کند که برای مظلوم نموده است. مدیر فاسدش را از حکم تبعید مبرا می کند.و برای خالی نبودن عریضه سی ضربه شلاقی هم ضمیمه پرونده می کند. با اطمینان می گویم که احتمال اجرای رای سی ضربه شلاق تعلیقی دختر حاضر در پرونده از احتمال اجرای سی ضربه شلاق تعزیری جناب آقای معاون بسی بیشتر است....///چه باک شلاق بخور، ای دختر در بند حکومت و عدالت اسلامی که نوازش شلاق بر تنت بسی شیرین تر از نوازش دستان پلید مردی است که از مقامش می خواست سوء استفاده کند..... //// پی نوشت : این روزها گویا تمام محتوای اینترنت، وب فارسی و … آکنده از مطالبیست درباره هک شدن بالاترین. اینجانب به عنوان یکی از کاربرانی که فعالیت زیادی در این سایت داشتم و خواهم داشت، از دوستان خودم درخواست می کنم از موضوعات روز و جاری غافل نمانند و قلم بزنند زیرا در نبود بالاترین کار ما دشوار تر و راهمان نا هموار تر است. پس بر ماست تا بیشتر بکوشیم و غافل نمانیم.
  مددی , زنجان , شلاق , شرافت , عدالت اسلامی , حکم دادگاه , دختر دانشجو , دانشگاه زنجان , محکوم , تبرئه ,

احسان فتاحیان اعدام شد
-صبح روز چهارشنبه مورخ 20 آبان 1388، حکم اعدام احسان فتاحیان در زندان سنندج اجرا شد. پس از آن نیروهای امنیتي به خانواده ی وی دستور ترک محل را داده و در ساعت 8 صبح جنازه ی او را با آمبولانس به گورستان بردند. ماموارن گفته اند که طی یکی دو روز آینده، جسد را به خانواده تحویل خواهند داد. احسان فتاحیان، به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد در دادگاه اولیه به تحمل 10 سال حبس تعزیری محکوم شده بود، پس از اعتراض به حکم و ارجاع آن به دادگاه تجدیدنظر، با حکم اعدام مواجه شد. این اعدام در حالی صورت گرفت که طی روزهای اخیر، سازمان های حقوق بشری، فعالان حقوق بشر، سیاسی، اجتماعی و خانواده ی نامبرده بارها و بارها با نوشتن نامه، صدور بیانیه و درخواست های متعدد، خواستار توقف حکم اعدام احسان فتاحیان شده بودند.
  صبح روز چهارشنبه مورخ 20 آبان 1388، حکم اعدام احسان فتاحیان در زندان سنندج اجرا شد ,

آقای خامنه ای فرمان کودتا که نیاز به آماروازقام تقلبی ندارد...... بامشاد تابناک
درحالیکه همه علائم وشواهدازجمله نظرسنجی ها و مصاحبه ها حاکی از آن بود که عموم مردم ایران تصمیم گرفته اند با آشتی نمودن نسبی باصندوق های رای گیری ازتراژدی دوباره رئیس جمهورشدن احمدی نژادجلوگیری نمایندآقای خامنه ای دریک نمایش از پیش طراحی شده پیام دادند که بیش از هشتاد درصد مردم دررای گیری شرکت نموده وبیست وجهار ملیون نفر به احمدی نژاد رای داده اند! .........اعلام نمایش پلیس تحت نام همایش اقتدار درآستانه این پیام نشان از یک سناریوی از پیش تعین شده می نمود که بدون توجه به نتایج واقعی انتخابات درحقیقت آقای خامنه ای فرمان کودتا صادرنموده اند_ آقای خامنه ای ... به خواست شعارتغییرعموم مردم ایران گوش کنید وتادیرنشده با مردم همصدا وهمگام شوید _ دولت انتصابی وانتخابی شما به دلیل عدم مفبولیت درمیان عامه مردم ایران مشروعیت ندارد وباید کنار رود
  انتخابات 22خرداد _ کودتا_ نمایش اقتدارملی _ آقای خامنه ای _ حکم تنفیذ احمدی نژاد_ عدم مشروعیت دولت _ تقلب گسترده ,

گربه های هار ایران به جان شیران افتاده اند، دنیا باید برای اعدام احسان موضع بگیرد ( مسیح علی نژاد )
احسان! برادر نازنینم! حالا آرام بخواب که به جای تو از فردا گلوی ما و مادر است که می درد از درد. تو به کودک نازنینی مانند شده ای که روی دست همه ما و کسانی که مرگت را نمی خواستند، جان داده ای. حالا آرام بخواب و بگذار این پریشان حالی بماند برای تمامی مدعیان مسلمانی و حقوق بشر خواهی تا ببینیم آیا سردمداران یک کشور اسلامی به مرگ عادتمان می دهند یا ما آنها را به عزای اندیشه پلاسیده شان می نشانیم........................ دیانت من کفر من است وقتی در سرزمین متدین من، برادرم را به جرم اندیشه ای اصلا بر فرض هم اندیشه ای غلط، از دار آویزان می کنند تا وقتی بی تاب و بی طاقت، تاب خورد بر چوبه دار، آنان ایمان و اقتدار و حکومت شان مستحکم تر شود. احسان فتاحیان را نه من دیده ام و نه هیچ یک از کسانی که دور از آن خانه خراب شده ، در دنیای مجازی برایش بی تابی و بی قراری را تا خود صبح تجربه کرده اند. از کودکی و نوجوانی و تا زمانی که هنوز خودمان خوب را از بد تشخیص نمی دادیم آنقدر این کردها را وحشی خوانده اند که شاید تا خود صبح تضادی در درون همه می جوشید که مگر ممکن است یک کرد«وحشی»، چنین در دادم گربه ای ذلیل و ضیعف گرفتار آید و خورشید بر نیامده، این گربه های ریقوی شهر، برای شیر درنده، چنگ و دندان تیز کنند و سر آخر جان اش را بستانند. نه نمی شود حتما این گربه های هار و ترس خورده یک جایی از هراس به پا خاستن کردستان غم دیده ، جا می زنند . از هراس آتشی که ممکن است بر خیزد از قومی که عمری به ما به عنوان قوم غیر قابل کنترل معرفی شان کرده اند . حتما این گربه های ولگرد بیابانگردی که چند صباحی خانه مان را به لجن کشیده اند عقب نشینی می کنند و ما و باقی اهالی این خانه غریب را به عزای برادر بی پناه مان نمی نشانند.......................دارم روز به روز کافر تر می شوم به ایمان تان. وقتی باور دارم که اگر ماموران مرگ، مردانه و مومنانه خود را به پای احسان می رساندند و عذر می طلبیدند حتی اگر دیگر چشمان او بسته و قلبش از کار ایستاده بود اما او باز می بخشید تا شاید آنان که به نام خدا و دین دستور اعدام صادر می کنند، شرمنده بخشندگی و بزرگی مومنانه احسان شوند که دست هایش در ساعات پایانی مرگ نلرزید و برای تمامی ملت بی قرار و دولت های به خواب رفته دنیا، نامه بدرود و نه حتی دادخواهی نوشت اما هیچ کس نتوانست به...
  مسیح علی نژاد حکم اعدام احسان فتاحیان ,

مهدی کروبی با کج فهم خواندن حسین بازجو خطاب به او گفت: محکمه الهی شنود و بازجو ندارد
مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی نسبت به عواقب اتهام افکنی های روزنامه کیهان به مخالفان و منتقدان دولت،هشدار داد و خطاب به حسین شریعتمداری گفت محکمه الهی شنود و بازجو ندارد و به او یادآور شد که در محکمه الهی نه مدیریتی است و نه قدرتی،آنجا سید و غیر سید روحانی و غیر روحانی همه در برابر عدل الهی باید پاسخگوی عملکرد گذشته خود باشند.اظهارات کروبی پس از آنکه روزنامه کیهان در چند شماره اخیر خود اتهامات و حملاتی متوجه عملکرد و مواضع کروبی کرد ایراد میشود.دبیر کل حزب اعتماد ملی با کج فهم نامیدن حسین شریعتمداری خطاب به او گفت اجازه ندارید کسانی که شما را قبول ندارند صهیونیست و منافق بنامید.کروبی همچنین به مسئولان روزنامه کیهان گفت که برداشتی که وی از اسلام و خمینی دارد با آنها متفاوت است.کروبی گفت برخی چنان به خود مینگرند که گویی نماینده خدا بر روی زمین شده اند برای خود چنین امتیازی فرض میکنند و سپس به نام رضایت خدا دست به هر کاری میزنند و هرگونه که خواستند عمل میکنند.کروبی در چند ماه گذشته به خاطر افشای تجاوز به برخی دختران و پسران در بازداشتگاهها در جریان حوادث پس از انتخابات از سوی محافظه کاران نزدیک به احمدی نژاد زیر شدیدترین حملات قرار داشته است.
  مهدی کروبی , حسین بازجو , روزنامه کیهان , محکمه الهی , اعتماد ملی , تجاوز به پسران و دختران , انتخابات ریاست جمهوری ,

حکم اعدام بهنود شجاعی فردا اجرا خواهد شد !
فعالان حقوق بشر در ایران بر اساس اخبار رسیده، حکم اعدام بهنود شجاعی که پیش از این متوقف شئه بود، فردا اجرا خواهد شد. به گزارش خبرگزاری هرانا، طبق گفته‌ی محمد مصطفایی، وکیل بهنود شجاعی، نوجوانی که در ۱۷ سالگی در جريان يک نزاع خيابانی در تهران مرتکب قتل شده بود، پس از گذراندن حدود چهار سال در زندان و با وجود این‌که خبرها حاکی از متوقف شدن اجرای حکم اعدام برای او بود، فردا اعدام خواهد شد. محمد مصطفایی در وبلاگ خود، در این‌باره چنین می‌نویسد: " دیروز برای پیگیری پرونده بهنود شجاعی به دفتر اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران رفتم. وقتی سراغ پرونده بهنود شجاعی را گرفتم آقای جابری دادیار اجرای احکام گفت که برای اجرای حکم بهنود شجاعی وقتی تعیین نشده و حکم ایشان متوقف شده است. امروز صبح شنیدم که بهنود شجاعی را به قرنطینه زندان برده اند مجددا به اجرای احکام رفتم و در مورد پرونده بهنود سئوال کردم که ایشان خبر اجرای حکم بهنود را تایید کردند. گفتند که قرار است فردا حکم قصاص بهنود اجرا شود." این در حالی‌است که سن وی در هنگام ارتکاب جرم زیر 18 سال بوده و اولیای دم در حضور آقایان عرت الله انتظامی، پرویز پرستویی، پوراحمد، سیدمحمد مجابی ، دکتر گلزاری و چند نفر دیگر صراحتا از قصاص نفس بهنود گذشت کرده و وی را عفو کرده‌اند. وی در ادامه‌ اضافه‌ می‌کند: " پس از این‌که موضوع گذشت را به اجرای احکام اعلام کردم، پرونده به شعبه صادر کننده رای رفت و قضات شعبه 74 دادگاه کیفری استان با این استدلال که رضایت شفاهی، درحضور عده ای از گواهان تعرفه شده، منجز نیست، پرونده اتهامی موکل را برای اجرا به دایره اجرای احکام ارسال کرد." هم‌چنین در استفتائی که از آیت‌الله مکارم شیرازی در این مورد صورت گرفته آمده است: "هرگاه شهود معتبر شهادت دهند که آنها عفو کرده اند بازگشت آنها اثری ندارد." صدور و اجرای حکم اعدام برای مجرمان زير ۱۸ سال که خلاف کنوانسيون حقوق کودک برآورد می شود، همواره مورد اعتراض نهادهای حقوق بشری قرار داشته است. ايران با آن‌که از امضاکنندگان اين ميثاق جهانی است، اکنون جزو کشورهای انگشت شماری است که نوجوانان در آن در معرض خطر اعدام قرار دارند. جمهوری اسلامی، سن تکليف قانونی را بر اساس شرع اسلام، ۱۵ سال قمری برای پسران، و ۹ سال قمری برای دختران می داند.
  حکم اعدام , بهنود شجاعی , اجرا ,

امروز تبریزی ها سیلی محکمی به کودتا زدند
در حالي كه با توجه به تبليغات گسترده و تشكيل ستاد استقبال از احمدي نژاد در تبريز براي سازماندهي استقبال از وي ،انتظار ميرفت كه كودتاگران بتوانند جمعيتي در حدود 30 تا 50 هزار نفر را براي پذيرايي از رييس دولت كودتا سازماندهي كنند ، حاميان دولت كودتا در اين اقدام ظاهري هم ناكام ماندند.جمعيت گردآوري شده در ورزشگاه در حدود 8 الي 10 هزار نفر بود كه حداقل 75 درصدشان را دانش آموزان تشكيل مي دادند كه از مدرسه به آنجا آورده شده بودند. كارمندان برخي ادارات دولتي نيز در جمعيت ديده مي شدند.البته تعدادي از دانش آموزان پيش از آغاز سخنراني احمدي نژاد، ورزشگاه تختي را ترك كرده و فرار كردند.با توجه به جمعيت 1ميليون و 400هزار نفري تبريز ، افراد گردآوري شده در ورزشگاه كمتر از يك درصد مردم شهر را تشكيل مي دادند.پيش از آغاز سخنان احمدي نژاد ، مجتهدشبستري (امام جمعه تبريز) به سخنراني پرداخته و در سخنانش ادعا كرد كه در اعتشاشات ! پس از انتخابات ، مردم تبريز هيچ شركتي نداشتند.اين در حالي است كه پس از اعلام نتايج ، تبريز سه روز ناآرام را تجربه كرد و در جريان تظاهرات نيز دو نفر در اين شهر كشته شدند.عدم استقبال مردم تبريز از رييس دولت كودتا اوج خشم و نفرت مردم اين شهر را از دولت تقلبي آشكار كرد
  تبریزی ها , سیلی محکم , کودتا ,

کلينتون: صدور حکم اعدام برای متهمان ناآرامی های ايران تاسف بار است
هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه ایالات متحده آمريکا، روز پنجشنبه صدور احکام اعدام برای پنج تن از متهمان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ايران را تاسف بار و ناراحت کننده خواند و از این اقدام مقام های تهران علیه شهروندان ایرانی انتقاد کرد. رسانه های دولتی ايران روز سه‌شنبه ۲۶ آبان ماه به نقل از دادگستری کل استان تهران اعلام کردند که ۸۹ نفر از متهمان حوادث پس از انتخابات رياست جمهوری ايران محاکمه شده و از این جمع برای پنج نفر از آنها حکم اعدام صادر شده است. دادگستری تهران در اطلاعيه ای با اشاره به محاکمه بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات در دادگاه های انقلاب، اتهام های آنها را «اقدام بر ضد امنيت کشور»، «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرايم بر ضد امنيت کشور»، «تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی ايران» و «اخلال در نظم عمومی و آسايش و آرامش عمومی» عنوان کرده است.
  کلينتون , حکم اعدام , متهمان , ناآرامی , ايران , تاسف بار ,

حکم اعدام برای ۶ نفر از متهمان روز عاشورا
دادستان تهران تعداد محکوم به اعدام شدگان در حوادث روز عاشورا را شش نفر اعلام کرد و گفت: هم‌اکنون احکام این شش نفر در دادگاه تجدید نظر است و طبیعتا بعد از قطعیت درباره آنها تصمیم‌گیری می‌شود. عباس جعفری دولت‌آبادی یکشنبه شب در دیدار قضات دادسرا و محاکم انقلاب تهران با ‌همدانی طی سخنانی با اشاره به حوادث بعد از انتخابات اظهار داشت: حوادثی که در سال جاری در کشور از جمله در تهران رخ داد موجب تأثر همه مردم به ویژه علما شد. ی تصریح کرد: امروز نظام اسلامی در کمال قدرت و اقتدار مخالفان و معارضان را بر جای خودشان نشانده است و مردم دیگر اجازه نمی‌دهند این حوادث در کشور تکرار شود. وی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: امیدواریم با پایان یافتن این حوادث دستگاه قضایی در سایر حوزه‌های مربوط به خود مانند فساد‌های اخلاقی و اجتماعی وارد شود و به وظایف محوله عمل کند. جعفری دولت‌آبادی در پایان از نوری همدانی به عنوان مدافع جدی ولایت تقدیر کرد و گفت: مواضع و روشنگری‌های نوری همدانی موجب دلگرمی قضاتی است که پای نخست مبارزه با مخالفان نظام به شمار می‌روند.
  حکم , اعدام , متهمان , عاشورا ,

حکم اعدام برای جوان 26 ساله به خاطر سر دادن شعار "مرگ بر اصل ولايت فقيه"
روشنگری: بيدادگاه اسلامی جوان 26 ساله اميد دانا را به خاطر شرکت در راهپيمايی روز عاشورا و سر دادن شعار مرگ بر اصل ولايت فقيه به اعدام محکوم کرده است. فيلم از بيدادگاه را در لينک زير ببينيد: اميد دانا؛جوان 26 ساله محکوم به اعدام جرم : شر...
  حکم اعدام برای جوان 26 ساله به خاطر سر دادن شعار "مرگ بر اصل ولايت فقيه" ,

تأیید حکم اعدام برای زن کردی که قصد دفاع از خود را داشت تا بهش تجاوز نکنن
حکم قطعی اعدام محبت محمودی، پس از تحمل 9 سال حبس، توسط دیوان عالی ایران تایید شد. به گزارش سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، خانم محمودی در سال 1379 در پی قتل مردی که قصد تجاوز به وی را داشت، پس از معرفی خود به اداره‌ی آگاهی بازداشت شد. محبت محمودی اهل روستای صورمان آباد (حوالی ارومیه) است و در سن 12 سالگی به عقد پسر دایی‌اش درآمد. او مادر پنج فرزند است. وی در نامه‌ای در مورد قصد تجاوز مقتول به وی و چگونگی ماجرا نوشته است: "... سر و کله‌ی یک مرد مزاحم در همسایگی ما پیدا شد... روزی در منزل ما را زد. یکی از پسرهایم که هشت سال بیشتر نداشت در را برایش باز کرد. او به سرعت وارد خانه شد و با یک چاقوی دو سر مشکی به سمت من حمله‌ور شد. صدای فریادهای مرا کسی نمی‌شنید. او می‌گفت هر کاری که دلش بخواهد می‌تواند انجام دهد و هیچ کس هم نمی‌تواند علیه او اقدامی نماید. با چاقو ضرباتی را به سر، گوش و دستانم زد که هنوز آثار آن بر روی بدن من باقی است. لذا برای حفظ آبرویم و ترساندن او اسلحه‌ای را که در خانه داشتیم برداشتم و به سمت او گرفتم اما ناگهان گلوله شلیک شد و به سرش اصابت نمود." وی در مورد دادگاهش افزود: "قاضی اصلا به من فرصت صحبت کردن نمی‌داد. آنجا فقط شاکیان پرونده اجازه‌ی حرف زدن داشتند." او در نامه خود از مردم و سازمان‌های حقوق بشر خواسته است به او و خانواده‌اش یاری رسانند
  حکم اعدام , زن کرد , دفاع , تجاوز ,

مهدی کروبی: محکمه واقعی در میان مردم است
سحام نیوز: مهدی کروبی نامه ی سرگشاده ای را خطاب به ملت ایران نوشت. وی در این نامه با اشاره به شرح مختصری از فجایع صورت گرفته در طی حوادث بعد از انتخابات به روند رسیدگی نامه خود در هیئت ویژه اعتراض کرد. متن کامل این نامه بدین شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم ملت شریف و تاریخ ساز ایران آنچنانکه می دانید خادم شما در روزهای پس از انتخابات و در تندباد حوادثی که در سه ماهه گذشته از سر این مملکت و نظام گذشته است، نامه های هشدار دهنده و آگاه کننده پی درپی و متناوبی را خطاب به مسئولین امر نوشته است بدین امید که گشایشی حاصل گردد و مبادا که حقی ضایع شود و ظلمی صورت بگیرد و ظلم و آه مظلومان دامان ما را بگیرد و رها نسازد؛ چه آنکه به توصیه دین و تجربه تاریخ می دانیم که: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم. سه ماه از سر مملکت ما گذشت، اما چگونه سه ماهی؟ اگر در انتخابات ریاست جمهوری نهم ما ساعتی به خواب رفتیم و بیدار که شدیم، گویا که به خواب اصحاب کهف فرو رفته باشیم، همه چیز را دگرگون شده دیدیم؛ در انتخابات ریاست جمهوری اخیر اما همانطور که پیشتر هم گفته ام دیگر بیدار ماندن تا صبح هم کارساز نبود؛ چراکه قبح دزدیدی شبانه ریخته و این بار کار به رهزنی رسیده بود. این اما تازه اول ماجرا بود. هیچ گاه برای من قابل پیش بینی نبود که یک روز در جمهوری اسلامی به تظاهرات آرام و مسالمت آمیز مردم چنین پاسخ دهند که دادند. پرسش و ابهام مردم درباره سرنوشت رایی که داده بودند را پاسخ دادند اما نه با برهان و منطق که با گلوله و باتوم و چماق و ضرب و شتم. در کوچه و خیابانها هر آنچه را که دور از انتظار بود دیدم؛ صحنه هایی که خاطرات دوران جوانی ما را زنده می کرد. به مرور زمان و در گذر حوادث اما خبرهایی دیگر رسید از شکنجه و انجام اعمال حیرت آور از درون بازداشتگاههای بی نام و نشان؛ خبرهایی که بر حیرت من و هر ناظر و بیننده ای می افزود. افرادی می آمدند و نقل می کردند یا با سند و شهادت نشان می دادند در ایام محبس چه از سر آنها که نگذشته است؟ خدایا مهدی کروبی چه می دید و چه می شنوید؟ یا للعجب؛ کاش او زنده نبود و نمی دید که روزی در جمهوری اسلامی شهروندی نزد او بیاید و شکوه کند که در ساختمانی بی نام و نشان، توسط افرادی بی نام و نشان تر،هر عمل قبیح و غیر معمولی بر او صورت گرفته است: از لخت و عریان کردن افراد و نشاندن آنها در مقابل یکدیگر تا فحاشی های وقیحانه و ادرار کردن در صورت آنها و رها کردن چشم و دست بسته دختران و پسران در بیابان. اینها کم نبود که خبر از تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها نیز رسید. با خود گفتم که سه دهه پس از انقلاب و دو دهه پس از فوت امام به راستی ما به کجا رسیده ایم؟ طبیعی بود که رگهای غیرت به جوش آیند. که مگر می شد با شنیدن این اخبار و گزارش ها آرام نشست و سر راحت بر بالین گذاشت؟ اینچنین بود که دست به نوشتن نامه ای خطاب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بردم. نوشتم که خبر از تجاوز و شکنجه و انجام اعمال غیر معمول می رسد و من بی هیچ داوری از شما می خواهم که تحقیق کنید و دریابید که آیا چنین فجایعی رخ داده است یا نه؟ این نامه که منتشر شد اما پاسخ آن، هیاهوهای بسیار بود که آغازیدن گرفت و بارانی از دشنام و تهدید بود که بر سر من باریدن گرفت. خطیبان جمعه در اقدامی هماهنگ و برآمده از دستورالعمل های اداری، از تریبون نمازجمعه هرآنچه توانستند علیه من گفتند و به من نسبت دادند. اینچنین بود که تردیدهای من جدی تر شد. با خود گفتم که اگر چنین فجایعی رخ نداده بود می گفتند که رخ نداده است، اما حملاتی بدین صورت غیر معمول از تریبون های کوچک و بزرگ نماز جمعه و فحاشی هایی چنین نامعمول از سوی برخی مطبوعات نشان از آن دارد که آتشی به خرمن عده ای افتاده است. خود را مکلف دیدم که بایستم و از میدان به در نشوم. نامه ای که به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشته بودم برای بررسی در اختیار رئیس قوه قضاییه وقت قرار گرفت و آیت الله شاهرودی نیز دستور پیگیری ماجرا را به دادستان کل کشور،آقای دری نجف آبادی، داد. آقای دری تماسی با من گرفت و مقرر شد تا نماینده ای را نزد من بفرستد. آن نماینده آمد و من از باب نمونه، فردی را که مدعی بود علاوه بر شکنجه مورد تجاوز نیز قرار گرفته است، به ایشان معرفی کردم. نماینده اقای دری نیز تاکید کرد که کسی از ماجرا باخبر نشود تا خللی در روند رسیدگی پدیدار نگردد و حتی در خواست کرد که بازجویی خارج از محل دفتر من و در مکانی دیگر صورت پذیرد که کاملا محفوظ بماند. تا اینجای کار برخوردها معقول بود. تا اینکه پای دادستان اکنون معزول تهران به ماجرا گشوده شد. او تماسی با من گرفت و گفت که نماینده ای را برای بررسی ماجرا به ملاقاتم می فرستد. آن فرد آمد و از من شاهد و نمونه خواست. صحیح آن بود که من مطابق قراری که با نماینده آقای دری گذاشته بودم، می گفتم که به دستور آقای شاهرودی، اکنون آقای دری و نماینده ایشان درحال پیگیری ماجرا هستند و از من خواسته اند که اطلاعات خود را با فرد دیگری درمیان نگذارم. اما از انجا که درکار خود مشکلی نمی دیدم و بنا را بر احقاق حق و تعامل با مسئولان می دیدم، به نماینده دادستان معزول تهران این فرصت را دادم که در اتاقی در دفتر کارم با همان شاهدی که نماینده آقای دری نیز پای سخنش نشسته بود ملاقات کنند و شرح شکوه و شکایت او را بشنوند. گفتم که اگر می خواهید مکان دیگری را برای ملاقات با آن شاهد معین کنید که نماینده دادستان تهران اما برخلاف نماینده آقای دری گفت انجام ملاقات در دفتر خود من را مناسبتر تشخیص داد. بر خلاف ملاقات اول که به خوبی انجام شد این ملاقات اما صورتی دیگر به خود گرفت. آنچنانکه در اثنای جلسه آن پسر بیرون آمد و گفت که اینها به دنبال چیز دیگری هستند و دعوی پیگیری قضایی ندارند، بلکه در اندیشه برخورد سیاسی و پاک کردن صورت مساله اند. گفت که نماینده دادستان تهران می خواهد که همراه او به پزشکی قانونی بروم. او را مجاب کردم که همراه آنها برود. در راه اما آنها به بازجویی سیاسی خود ادامه داده و به او گفته بودند که تو باید به خاطر خدا و به خاطر خانواده و آبرویت سکوت می کردی و نباید آلت دست سیاست بازان می شدی و بسیاری سخنان دیگر از این دست که اکنون مجال شرح آن نیست. آن روز گذشت و فردای آن، همان پسر، وحشت زده نزد من آمد و گفت که رفته اند و در محله از خانه و همسایه درباره او تحقیق کرده اند. گفتم وحشت نکن، هدف آنها کشف حقیقت است. پسر اما باری دیگر به من مراجعه کرد و گفت که آنها ماجرا را به پدر او گفته اند و آبرویش رفته است و پدر او مدام گریه می کند. از پسر خواستم که پدرش را نزد من آورد تا با او سخن بگویم و آرامش کنم. آن پسر اما رفت و دیگر خبری از او نشد. پس از مدتی سه شنبه گذشته پدر به سراغ من آمد درحالیکه نگران فرزندش نیز بود. مردی بیش از هفتاد ساله و محترم را دیدم که اندوه از چهره و سخنش می بارید. می گفت ما مسلمان و مذهبی هستيم و چرا با ما چنین کردند؟ عکس هایی را از جیب خود درآورد و نشانم داد تا از سابقه شان گفته باشد. تصویرهایی از زمان جنگ که پسر مجروحش را خوابیده بر تخت بیمارستان نشان می داد، درحالیکه رهبری فعلی – رئیس جمهور وقت- در عیادت از مجروحین بر سر تخت او ایستاده و درحال بوسیدن فرزند مجروح اوست و فرزندش نیز دست خود را بر گردن ایشان انداخته است. می گفت که سابقه ما آن بوده است و امروز ما نیز چنین است. شکوه و شکایت داشت که آبروی ما را در محله برده اند و از کسبه محله نیز درباره ما پرسیده اند. می گفت که من در خانه مان وحشت دارم. او را در ماشینی سوار کرده و درباره پسرش سوال پیچش کرده اند و او هم توضیح داده بود که فرزندش دانشجو و صادق و راستگو است. با این حال به این نیز بسنده نشده بود. می گفت که بعد از این به خانه آمدم و ساعتی بعد زنگ خانه به صدا درآمد. پایین آمدم و در را باز کردم اما کسی نبود، بالا که آمدم دوباره زنگ خانه به صدا درآمد و دوباره در را باز کردم و کسی را ندیدم. این اتفاق برای بار سوم هم افتاده بود و این بار که او در را گشوده بود با موتورسواری روبرو شده بود که در مقابل خانه آنها قرار گرفته و فردی نیز با چهره مهیب بر ترک آن درحال عکس برداری از خانه آنها و داد و فریاد و بدگویی علیه شان در محله بود. پدر می گفت که با این اتفاقات ما در این خانه دیگر امنیت و آرامش نداریم. گویا اینها ماموران تحقیق بودند که برای کشف حقیقت و دستیاری قضاوت آمده بودند. واین نتیجه و دستاورد ما بود از اولین سندی که در اختیار دستگاه قضایی قرار دادیم. دستگاه قضایی در نظام اسلامی که خود را با رویه حضرت امیر مقایسه می کند، برای تحقیق قضایی به هدف تهدید، موتورسوار مسلح سراغ شاکیان فرستاده بود. شرم است از بردن نام حضرت امیری که برای کندن خلخال از پای یک زن یهودی به خود می پیچید و اسوه عدالت بود و باری نیز که در دادگاه به شکایت یک یهودی حاضر شد و قاضی نام ایشان را به کنیه برد، به اعتراض گفت که در پیشگاه قضاوت، من و این یهودی با هم برابریم. و من امروز شرح این ماجراها را می گویم تا مردم بدانند و چنین اتفاقاتی را با رفتار علوی قیاس نگیرند. می گویم، تا در تاریخ بماند که چگونه عده ای در این مملکت چادر حیا را دریدند و غیرت دین و کشور را جریحه دار کردند و آیندگان نگویند که این ظلم ها بر فرزندان این آب و خاک رفت اما صدایی برنخواست و کسی فریاد خود را به اعتراض حیایی که دریده شده بود بلند نکرد. بدین ترتیب حوادثی که از سر یکی از شهود ما گذشت درسی شد تا بقیه شهود را دست و پا بسته در اختیار دادستان معزول تهران قرار ندهیم. دادستان کل کشور آقای دری نیز از سمت خود برکنار شده و بنابراین تمام درها بسته شده بود. این درحالی بود که فحاشی ها علیه مهدی کروبی از تریبون های رسمی و توسط مطبوعاتی که از پول بیت المال ارتزاق می کردند نیز هر روز فزونی می گرفت. اینچنین بود که نامه ای به ریاست جدید قوه قضائیه نوشتم و درخواست دادخواهی و رسیدگی به ماجراها را کردم. در نتیجه ی این نامه بود که کمیته ای سه نفره به دستور ریاست جدید قوه قضاییه تشکیل و مسئول پیگیری حوادث بعد از انتخابات و رسیدگی به شکایات خانواده مصدومین روحی و جسمی شد. جلسه اول تشکیل شد که جلسه خوبی هم بود. در این جلسه علاوه بر سندی که پیشتر در اختیار دادستان تهران و دادستان کل کشور قرار داده بودم، دو سند دیگر نیز ارائه کردم که اکنون بر خود می بینم شرح کامل تری از آنها را برای شما مردم گزارش دهم. سند دوم که با مدارک کامل نیز همراه بود شرح ماجرای رفته بر خانمی بود که در تظاهرات خیابانی بازداشت شده و آنچنانکه خودش می گفت در ماشین با برآمدگی های جسمی او ور رفته بودند و وقتی که به محل مورد نظر رسیده از او خواسته بودند شلوارش را از پایش درآورد که او نپذیرفته اما آنها او را درحالی که به زمین نیز افتاده بود مجبور به درآوردن شلوارش کرده بودند. در همین اثنا مسئول بالاتری آمده و اعتراض کرده بود که اینجا چه خبر است و ماموران گفته بودند که او از بی حیایی لباسش را درآورده و خود را بر زمین انداخته است تا آبروی ما را ببرد؛ حال آنکه آن زن نیز فریاد می زده و داد و بیداد می کرده است که آنها به زور با او چنین کرده اند. والله اعلم! سند سوم نیز مربوط به جوانی بود که عضو یکی از گروههای سیاسی قانونی هم بود و مادرش با من تماس گرفته و او را نزد من فرستاده بود.او خودش مدارک پزشکی قانونی و همچنین یک سی دی به همراه داشت که نشانگر ضرب و شتم شدیدش بود. این فرد مدعی نبود که مورد تجاوز قرار گرفته است اما عکس ها نشانگر التهاب و قرمزی مقعد او نیز بود.می گفت که در زیر شکنجه و کتک بیهوش بوده و نمی داند که با او چه کرده اند و اگر مورد تجاوز قرار گرفته نیز نفهمیده است. پزشکی قانونی نیز در این خصوص با تایید التهاب مقعدی، بررسی بیشتر را نیازمند نامه جدید و حکم قضایی دانسته بود. او پنج روز در بازداشت به سربرده بود اما در این چند روز آنچنان به صورت پی در پی مورد ضرب و شتم سنگین قرار گرفته بود که ماموران تصور کرده بودند او مردنی است و بنابراین گفته بودند که می خواهیم تو را به اوین منتقل کنیم اما در نهایت چشم و دست بسته در بیابان رهایش کرده بودند. یاللعجب! اینها سه سند کتبی بود که در جلسه اول ارائه کردم و درباره دو سند دیگر نیز به صورت شفاهی صحبت کردیم و گفتم که این دو مورد نیز مطرح است اما سندی کتبی در خصوص آنها وجود ندارد. یکی از آنها ترانه موسوی واقعی بود که گفتم خانواده اش به ما راه نمی دهند و بهتر است که شما خود با هدف تحقیق، ماجرا را دادخواهی و پیگیری کنید. شاهد صحت ماجرا هم تلاش مذبوحانه ای بود که عده ای برای ساختن ترانه موسوی قلابی انجام داده بودند. کمیته اگر کارش تحقیق بود باید به سراغ محفل نشینانی می رفت که آن فیلم کذایی را برای پخش در رسانه ملی ساخته بودند؛ همانهایی که به خانواده ترانه موسوی قلابی گفته بودند "شما کاری با ترانه واقعی نداشته باشید، آن را خودمان حل می کنیم". گویی مهدی کروبی همه جرمش این بود که اسرار ماجرای «ترانه» را هویدا کرده و از سناریویی مشابه با سناریوی قتل های زنجیره ای پرده برداشته بود. زبان سرخ او سر سبز روزنامه اعتماد ملی را نیز بر باد داد که به محض افشای این ماجرا روزنامه نیز تعطیل شد. ماجرای ترانه واقعی را آنچنانکه شنیده بودم به صورت شفاهی برای کمیته بازگو کردم. ترانه موسوی به همراه یک دختر و چند پسر دیگر در مقابل مسجد قبا در روز مراسم سالگرد آیت الله بهشتی بازداشت شده بودند. دخترها پس از بازداشت شماره تلفن خانه شان را ردوبدل می کنند تا هریک که آزاد شد خانواده دیگری را از بی خبری بیرون آورد. آنها در همان روزهای بازداشت و درمیانه ضرب و شتم ها و به هنگام انتقال از یک مکان به مکانی دیگر متوجه غیبت ترانه موسوی می شوند. بدین ترتیب آن دختر دیگر وقتی که آزاد می شود با خانواده ترانه و همچنین با کمیته پیگیری تماس گرفته و گفته است که ترانه با ما بوده و مفقود شده است. مادر ترانه اما که گویا بسیار می ترسید گفته بود که دیگر با او تماس نگیرند. این دختر در کمیته پیگیری اینجانب و آقای موسوی نیز حاضر شده و تمام توضیحات لازم را در خصوص ترانه واقعی داده بود. از هیات سه نفره خواستم که حقیقت یابی در خصوص این سند شفاهی را نیز انجام دهند و از آنجا که هویت سناریونویسان درباره ترانه قلابی روشن بود، راههای حقیقت یابی نیز در دسترس و آسان به نظر می رسید. من بر این تصور بودم که در دستگاه قضایی علوی، از ما اشارتی کافی است تا آنها به سر بدوند. والله اعلم! سند شفاهی دومی که در همان جلسه اول ارائه کردم مربوط به خانمی بود به نام سعیده پورآقایی. گفتم که درباره فردی به این نام هم به من خبرهایی داده اند و می گویند فرزند جانباز است که البته چون خود در خصوص آن خبر نداشتم و خانواده او را ندیده بودم درخصوص او محکم صحبت نکردم و خیلی سطحی از کنار آن گذشتم و در همین حد اشاره کردم که به هرحال برای او در تهران مجلس ختمی هم برگزار شده است. این سست ترین موردی بود که در جلسه اول ما با کمیته سه نفره بدان اشاره شد و خیلی سریع نیز از آن گذشتیم. دو روز بعد از این جلسه اما در ادامه پیگیری هایم در خصوص این مورد خاص که اطلاع شخصی ام در موردش کمتر بود ملاقاتی داشتم با خانمی که خواهر ناتنی خانم پورآقایی بود. او گفت که پدرشان جانباز نبوده و شش سال پیش فوت کرده است. او از من آدرس محل سکونت مادر سعیده را می خواست که زن پدرش بود و می گفت رابطه شان با آنها قطع است و او از محل سکونت آنها خبری ندارد. من نیز از آنجا که آدرسی از خانواده سعیده نداشتم از آقای مقیسه در ستاد آقای موسوی که این گزارش را به ما داده بود آدرس خانواده آنها را طلب کردم که ایشان ندادند از آن رو که روند تحقیقاتشان خراب نشود و آن خانواده نترسند. تلفنی نتوانستم از آقای مقیسه آدرس محل سکونت را بگیرم و درنهایت او را قاتع کردم که شنبه هفته گذشته درجلسه ای با حضور خواهر ناتنی سعیده شرکت کند. بدین ترتیب آقای مقیسه و خواهر سعیده را روبروی هم نشاندم و به سعیده گفتم که انشاءالله خواهرت کشته نشده است که او گفت این عکس منتشر شده متعلق به خواهر اوست و او قطعا کشته شده است. از آقای مقیسه خواستم که آدرس محل سکونت خانواده سعیده را به خواهر ناتنی او بدهد که اگر چنین نکند ابهامی برای خواهر او ایجاد خواهد شد. آقای مقیسه اما در اینجا به من گفت که ماجرای مرگ سعیده و آنچه تاکنون روایت شده بود کمی شک برانگیز است چراکه ما فهمیده ایم پدر او جانباز نبوده و شش سال پیش فوت کرده و سعیده چندبار نیز سابقه فرار از خانه داشته است. من گفتم که شما کاری با این نکات نداشته باشید و برای رفع ابهام آدرس را به خواهر ناتنی سعیده بدهید که در نهایت نیز اقای مقیسه آدرس را به ایشان دادند. این ماجرا گذشت و روز دوشنبه هفته پیش بود که آقای محسنی اژه ای در تماسی از من خواست که در جلسه ساعت دوبعدازظهر کمیته حاضر شوم و بدین ترتیب جلسه دوم کمیته نیز برگزار شد. اعضای کمیته در ابتدای جلسه با اشاره به اینکه می خواهند به بررسی هایشان ادامه دهند بدون آنکه درباره سندهای کتبی ارائه شده و ترانه موسوی هیچ بحثی انجام دهند یکباره از من پرسیدند که آیا گزارش و سخن جدیدی درباره سعیده پورآقایی دارم یا نه؟ که من شرح ماجرای دیدار خود با خواهر او را بازگو کردم و گفتم که نه تنها برخلاف آنچه گفته بودند پدر سعیده جانباز نبوده که شش سال پیش فوت نموده و سعیده چند بار از خانه فرار نیز کرده است و اینکه می گویند در هنگام الله اکبر گفتن به او تیراندازی شده هم صحت ندارد. و نقل کردم که این نکات را آقای مقیسه نیز به من گفته اند و شرح دیدار خود با خواهر ناتنی سعیده و سخنان آقای مقیسه را هم بازگو کردم. جالب اما آنجا بود که در این جلسه به جز این موضوع که از ابتدا نیز من به عنوان سند شفاهی و نه چندان محکم به آن اشاره کرده بودم، صحبتی درباره آن سه سند کتبی نشد و درباره ترانه هم صرفا بحث کوتاهی درگرفت. در ادامه این جلسه البته بحثی طلبگی هم در گرفت درباره سخنانی که آقای رئیسی در میانه جلسه اول و دوم با خبرنگاران درمیان گذاشته و گفته بود:«اظهارات کروبی باید بررسی شود.» البته آقای خلفی متفاوت از آقای رئیسی از «بررسی اظهارات و مستندات» سخن گفته بود. من بدین ترتیب در جلسه گفتم که آنچه ما با شما درمیان گذاشته بودیم صرفا اظهارات و مدعیات نبود بلکه مستندات بود و درقالب سی دی ارائه شده بود. گفتند سی دی که سند نمی شود و من نیز گفتم که مگر در حین ارتکاب تجاوز می توانسته ام فیلمبرداری کنم که اکنون فیلم آن را در اختیار شما قرار دهم، و مگر من در محل ارتکاب جرم حاضر بوده ام و نخ انداخته ام که اکنون به شما بگویم چقدر فاصله میان آنها بوده است و آیا شما توقع دارید که من آلات جرم و تجاوز را هم ضمیمه پرونده می کردم؟ گفتم که من به دنبال سند آوردن هم نیستم و اینجا محکمه من نیست و اگر هم سندی به شما ارائه کرده ام برای آن بوده است که سرنخی باشد تا بروید و پیگیری کنید و نگذارید که حقی ضایع شود و ظلم کردن، رایج گردد. بدین ترتیب در این جلسه تنها به دادن یک سند دیگر اکتفا کردم که مربوط بود به خانمی که در خیابان بازداشت شده و همانجا در داخل ماشین ون به او و دختری دیگر تجاوز شده بود. به آنها گفتم که این خانم بسیار وحشت زده ونگران است و گفته است که اگر پدر و مادرم از ماجرا باخبر شوند و بی آبرو شوم خودکشی خواهم کرد. از حساسیت ماجرا آنها را آگاه کردم و گفتم که بر آنهاست تا مراقبت لازم صورت بگیرد و مبادا درخصوص این شاهد نیز همچون سندی برخورد شود که در اختیار دادستان معزول تهران قرار دادم واسباب بی آبرویی یک فرد را در خانواده و محله ایجاد کردند. اسناد کتبی این تجاوز را هم در اختیار هیات قرار دادم و البته گفتم که مورد دیگری نیز هست که مربوط به خانم پرستاری است که بازداشت شده و عکس های او را من به دلیل حرمت با دقت نگاه نکرده ام اما همینقدر دیده ام که تمام بدن او در اثر ضرب و شتم سیاه شده بود و او نیز مدعی است که مورد تجاوز قرار گرفته است و اسناد آن را هم جهت تحقیق فردا برایتان می فرستم. و سپس تاکید کردم که ماجرای سند آوردن را در همینجا خاتمه می دهم و همین مقدار سند ارائه شده برای بررسی و روشن شدن ماجرا کفایت می کند. درحالیکه این جلسه نیز به خوبی پایان یافت اما فردای ان روز به یکباره ورق برگشت. دفتر من و دفتر حزب اعتماد ملی پلمپ و آقایان بهشتی و الویری و داوری بازداشت شدند. هیات سه نفره نیز به جای پیگیری ماجرا گزارشی شتابزده را منتشر کرد. و اکنون که من به گزارش شتاب زده کمیته پیگیری که روز شنبه منتشر شد نگاهی می اندازم یقین پیدا میکنم که اعضای این کمیته نیز دستور داشته اند که سروته ماجرا را جمع کنند و آنها نیز چنین شتابزده ماجرا را جمع کرده اند.اما دو نکته در خصوص گزارش آنها: در این گزارش سخنانی از زبان من روایت شده است که من نگفته ام و درمقابل، در این گزارش هیچ اشاره ای به بعضی مطالب که من از زبان برخی شاهدان گفته بودم و بسیار وقیحانه بود همچون سخناني كه فاعل در هنگام تجاوز برزبان مي آورده، نیز نشده است. نويسندگان شتابزده اين گزارش مدعي شده اند كه اينجانب هيچ مدرك و سندي مبني بر تجاوز وانجام اعمال خلاف عرف در بازداشتگاهها تا پيش از نوشتن نامه ام به رئيس مجمع تشخيص دردست نداشته ام. ياللعجب كه آقايان از زبان ما سخن مي گويند و براي خود مي برند و مي دوزند. مهدي كروبي آنگاهي نامه به رئيس مجمع تشخيص نوشت كه بسياري چهره هاي موجه به او مراجعه كرده و برخي بازداشت شدگان نيز به او پناه آورده و از آنچه بر آنها و ديگران گذشته بود خون گريستند. اگرچه اين چهره ها شجاعت بسيار به خرج دادند كه در سيلاب تهديدها و فحاشي ها و در ميانه ارعاب هاي گسترده حاضر شدند نزد فرد بي پناهي همچون مهدي كروبي بيايند و من همينجا شجاعت آنها را مي ستايم. در حالی که در اين گزارش به اولین سند کتبی ارائه شده صرفا به اندازه پانزده سطر روزنامه ای و به دومین سند کتبی در حد هفت سطر روزنامه ای و به سومین نیز در حد پنج خط اشاره شده و کوچکترین اشاره ای نیز نشده است به چهارمین سند کتبی که در جلسه دوم ارائه گشت و درحالیکه درباره اولین سند شفاهی یعنی ترانه موسوی نیز فقط چهار خط روزنامه ای در این گزارش آمده است، بیش از دویست سطر روزنامه ای این گزارش که بخش اعظم آن را تشکیل می دهد مربوط به دومین سند شفاهی ما یعنی سعیده پورآقایی است که از قضا خود تشکیک کامل را بر آن وارد کرده بودیم. حال اگر بگوییم که این جنازه را کدام مقام دولت جمهوری اسلامی در اختیار خانواده آنها گذاشته است و اجازه دیدن جنازه را حتی به نماینده ستاد آقای موسوی نیز نداده بودند آیا ساختگی بودن کل ماجرا جهت انحراف پیگیری ها را به اذهان متبادر نمی شود؟ این ظن آنگاهی تقویت می شود که می بینیم همین ماجرای مشکوک، ملاک نوشتن کلیت گزارش شتابزده هیات سه نفره نیز قرار گرفته است. البته باید در همینجا اشاره کنم که چه خوشحالم این کمیته به سراغ سند کتبی چهارم که در اختیار آنها قرار داده بودم نرفتند و حقیقت یابی خود را به همین مقدار محدود کردند و حداقل زندگی یک فرد دیگر و آبروی او را به بازی نگرفتند. جای شکرش باقی است و خدا را شاکرم. کمیته سه نفره در پایان گزارش شتاب زده خود خطاب به ریاست قوه قضائیه خواستار برخود عادلانه و قاطع با اینجانب شده است. و بدین ترتیب نتیجه حق جویی قوه قضائیه چوبی شد که بر سر مهدی کروبی فرود آمد. من اما بسیار خوشحالم و از این فرصت استقبال می کنم و آن را هدیتی الهی می دانم؛ باشد که امکانی پیش آید تا بتوانم به صورت مبسوط پرده از جزئیات این اسناد و اسناد دیگری که موجود است بردارم و بازگو کنم آنچه را که تا امروز نگفته ام و صدایی باشم برای حق خواهی. خرسندم اگر فرصتی دیگر به وجود آید تا من دامن جمهوری اسلامی را از این فجایع و بسیاری حوادث دیگر که بعد از رحلت امام پیش آمد و بر این مملکت گذشت پاک کنم. مهدی کروبی امروز می داند و به یقین فهمیده است که انگشت بر جای خوبی گذاشته است. آنچنانکه از این هیاهوها و شتابزدگی ها برمی آید مشخص است که قبای آقایان لای در مانده است. توصیه حضرت امیر بود به مالک اشتر که به گونه ای حکومت کن که یک مظلوم حق خود را بدون لکنت زبان از ظالم بگیرد. ما کجا و توصیه های حضرت امیر کجا؟ فرزند مرحوم مطهری می گوید که خانمی به خانه ملت آمده و نزد او شکایت آورده که بر پسر او در بازداشتگاه چه گذشته است و بعد از آن، چنان با آن خانواده برخورد کرده اند که آن زن، خود تماس مجدد گرفته و گفته است که ما هیچ شکایتی نداشته ایم و به قول ما لرها "خر ما از کره گی دم نداشت". این همان گرفتن حق بدون لکنت زبان است که توصیه حضرت امیر به مالک بود! مشخص است که تدبیر امور چه سمت و سویی به خود گرفته است. هیاهوها و هتاکی های آغشته به تهدید در هفته های گذشته تا آنجا فزونی گرفت که خانواده هایی نیز نزد من آمدند و خواستند که پیگیری ها را ادامه ندهیم و از عاقبت خود می ترسیدند و می گفتند که تو نه فقط برای خود که برای ما نیز دردسر ایجاد خواهی کرد. البته وقتی دختر یک زندانی را بازداشت می کنند و سپس این دختر عفیفه را شبانه، چشم بسته در بیابان رها می کنند تا آنجا که صدای یک روزنامه مستقل اصولگرا هم در می آید و می نویسد که این دختر را با چادر پاره در بهشت زهرا رها کرده اند، باید فهمید که تدبیر ملک و عدل در این مملکت به دست چه کسانی افتاده است و باید حق داد به آنهایی که نگران آینده خود هستند. وقاحت اما به آنجا رسیده است که به جای مجرمان و مباشران و مسبان این مظالم، مهدی کروبی را می خواهند محاکمه کنند. غافل از آنکه محکمه واقعی در میان مردم است و باید به میان مردم رفت و دید که آنها چه کسی را محکوم می کنند و چه کسی را صدای حق خواهی خود می دانند. خدایا به تو پناه می برم از این فجایعی که جمعی مسبب آن بوده اند و نه تنها مایه ننگ جمهوری اسلامی که مایه ننگ ایران شده است و از این آبرویی که از عدالت و قضای اسلامی رفته است. هیات سه نفره کار خود را پایان داد و خواستار برخورد قضایی با اینجانب شد و من اما قضاوت درباب خود را به داوری مردم و محکمه الهی وامی گذارم و نامه نگاري هاي خود در اين خصوص را در همينجا پايان مي دهم. اگرچه این توصیه را نیز با ریاست محترم قوه قضائیه باید درمیان بگذارم که مبادا در مسیر قاضی القضاتی، تحت تاثیر اراده های تحمیلی و بیرونی قرار بگیرند و از مسیر عدالت خارج شوند. چه آنکه ایشان در قیاس با دو رئیس پیشین این قوه از امتیازی ویژه برخوردارند و آن فرزندی آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی و دامادی آیت الله العظمی وحید خراسانی است. امیدوارم که کارنامه قضایی آیت الله لاریجانی به گونه ای نباشد که در پایان دوران ریاست ایشان بر قوه قضا لطمه ای به ساحت مرجعیت وارد شود. والله اعلم بالذات الامور مهدی کروبی
  کروبی , محکمه , مردم ,

تشدید فشارهای امنیتی بر خانواده محمدامین ولیان برای تکذیب خبر صدور حکم اعدام
ندای سبز آزادی : در حالی که برخی رسانه ها و جریان های وابسته به دولت کودتا در تلاش هستند حکم اعدام محمدامین ولیان را خبری دروغ جلوه دهند و به شک و شبهات در این زمینه بیفزایند یکی از نزدیکان محمدامین ولیان ضمن تایید صدور حکم اعدام برای وی در مصاحبه با ندای سبز آزادی گفت:"خانواده امین به شدت تحت فشار هستند که از مصاحبه با رسانه ها ی مستقل خودداری کنند." یکی از نزدیکان محمد امین ولیان ضمن تایید صدور حکم اعدام برای وی به ندای سبز آزادی گفت :" خانواده امین به شدت تحت فشار هستند که از مصاحبه با رسانه ها ی مستقل خودداری کنند." وی در گفتگویی کوتاه با ندای سبز آزادی گفت: " مقامات اطلاعاتی به خانواده وی قول داده اند که درصورتی که این موضوع را رسانه‌ای نکنند، به نحوی عفورهبری را برای فرزندشان بگیرند." این منبع آگاه که از نزدیکان خانواده محمد امین ولیان هم هست همچنین از فشارهای غیر قابل تحمل نهادهای امنیتی برخانواده ولیان برای تکذیب حکم اعدام خبر داد و گفت: "پدرمحمد امین ولیان از مصاحبه خودداری می کند و به کسانی که با او برای خبر تماس می گیرند میگوید شماره اشتباه است. وزارت اطلاعات به پدرولیان فشار آورده که خبر صدور حکماعدام را در گفتگو با یکی از خبرگزاری های طرفدار دولت تکذیب کند. " پیش از این نیز یکی از همکلاسی های محمدامین ولیان و از فعالان دانشجویی که به دلایل امنیتی نخواسته بود نامش فاش شود، از پیگیری ها و دادخواهی های خانواده ولیان خبر داده و گفته بود:" خانواده ولیان برای دادخواهی طیروزهای گذشته به افراد متعددی مراجعه کردند. در بین این افراد شخصیت های برجسته مذهبی و دینینیز به چشم می خورند. خانواده ولیان امیدوارند که با انجام آنچه وزارت اطلاعات ازآنها خواسته است بتوانند حکم اعدام فرزندشان را بشکنند." این دوست محمد امین ولیان در نهایت اظهار امیدواری کرد که هر چه سریع تر و به هر طریق ممکن ،چه عفو رهبری ، دستور رئیس قوه قضائیه و یا قضات دیوان عالی حکم اعدام امین لغو گردد و او زودتر آزاد شود.
  خانواده محمدامین ولیان , حکم اعدام ,

لغو حکم اعدام یکی از بازداشت شدگان (حامد روحی نژاد)
دادگاه تجدید نظر استان تهران حامد روحی نزاد را به 10 سال زندان محکوم کرد. خبرگزاری هرانا - حقوق زندانیان: حکم اعدام زندانی سیاسی، حامد روحی نژاد از متهمان وقایع اخیر در دیوان عالی کشور به ده سال حبس تعزیری کاهش یافت.
  لغو حکم , اعدام , بازداشت , حامد روحی نژاد ,

تایید حکم اعدام از زبان محمد مصطفایی و نصراله نصری وکلای مدافع احسان فتاحیان ( فایل صوتی )
احسان فتاحیان، جوان 28 ساله ای که چندی قبل در دادگاه بدوی به اتهام محاربه و عضویت در احزاب مسلح اپوزیسیون به ده سال حبس و سپس در دادگاه تجدید نظر به مرگ محکوم شده بود صبح امروز بیستم آبان ماه اعدام شد. نصراله نصری، وکیل مدافع احسان فتاحیان با اعلام خبر اعدام این جوان سنندجی گفت: با توجه به اینکه در دو مرحله برای این جوان تقاضای عفو کرده بودم اما با طی مراحل قانونی هیچ یک از این تقاضاها مورد قبول واقع نشد و احسان فتاحیان با تایید مراجع قضایی ، 7 صبح امروز ، چهارشنبه در زندان سنندج به دار آویخته شد. گفتنی است صبح دیروز ورمزیار ، مدیر روابط عمومی سازمان زندان های استان کردستان از اجرایی نشدن این حکم خبر داده بود. محمد مصطفایی، وکیل پایه یک دادگستری که صبح امروز این خبر را در وبلاگ خود منتشر کرده بود نیز ضمن تایید حکم اعدام در مورد روند رسیدگی به پرونده توضیحاتی را بیان کرد که در صوت خبر قابل دسترسی است .گفتنی است آقای پروین ، معاونت سازمان زندان های استان کردستان در اینباره جواب روشنی به ایصدا نداده و از بیان جزییات خودداری کردند.
  تایید حکم اعدام از زبان محمد مصطفایی و نصراله نصری وکلای مدافع احسان فتاحیان ( فایل صوتی ) ,

تایید حکم اعدام محمد امین ولیان
خبرگزاری هرانا - حکم اعدام یکی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه دامغان تایید شد. به گزارش ندای سبز آزادی، در پرونده محمد امین ولیان، به سخنان آیت‌الله مکارم شیرازی در خصوص محارب بودن حرمت‌شکنان روز عاشورا استناد شده است و این سخنان به عنوان یک فتوای شرعی تلقی گشته و بر اساس آن حکم اعدام صادر گشته است و در دادگاه تجدید نظر تایید شده و هر لحظه امکان اجرای آن وجود دارد. دادستانی انقلاب طی اطلاعیه‌ای تأیید حکم اعدام این جوان ۲۰ ساله در دادگاه تجدید نظر را اعلام کرد. محمدامین ولیان، عضو فعال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دامغان و ستاد انتخاباتی دانشجویی میرحسین موسوی در این شهر، برآمده از خانواده‌ای مذهبی است، همواره مواضعی در چارچوب قانون اتخاذ کرده است و هیچ‌گونه وابستگی فکری و تشکیلاتی به گروه‌های معاند نظام و تشکل‌های غیرقانونی ندارد و تنها با اتهام در دست داشتن سنگ در روز عاشورا بازداشت شده است.
  حکم , اعدام , محمد , امین , ولیان ,

افزایش صدور حکم اعدام برای فعالان کرد
به دنبال صدور احکام اعدام برای زندانیان سیاسی کُرد، طی روزهای اخیر ۳ اسم دیگر به لیست فعالان کُرد محکوم به اعدام افزوده شد. بدین ترتیب تعداد زندانیان سیاسی کُرد که از سوی دادگاه‌های انقلاب جمهوری اسلامی به اتهام محاربه حکم اعدام دریافت کرده‌اند به ۲۱ تن رسید. کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی کُرد با اعلام اسامی این ۳ نفر اعلام کرد: قادر محمدزاده و محمدامین عبدالهی پیش از این به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق همکاری با احزاب اپوزیسیون کردستان در دادگاه بدوی به ۳۲ و ۲۰ سال حبس محکوم شده بودند. اما شعبه‌ی دوم دادگاه تجدیدنظر ارومیه احکام فوق را به اعدام ارتقاء داد. عزیز محمدزاده، جوان ۲۶ ساله‌ی کُرد نیز از سوی دادگاه بدوی شهر سقز به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد. وی ۲۱ مهرماه سال جاری توسط مأموران امنیتی بازداشت و مدت ۳ ماه را تحت شرایط سخت در بازداشت‌گاه اداره‌ی اطلاعات سقز گذراند و سپس به زندان مرکزی این شهر انتقال یافت. گفته می‌شود پس از صدور این حکم اموال عزیز محمدزاده از طرف اداره‌ی اطلاعات شهر سقز توقیف شده است. در پی صدور این احکام، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران طی بیانیه‌ای نگرانی جدی خود را از افزایش صدور احکام اعدام برای زندانیان سیاسی کُرد که حاصل دادگاه‌های ناعادلانه هستند ابراز داشت. این کمپین با اعلام هشدار نسبت به خطر اعدام فعالان کُرد از شورای حقوق بشر سازمان ملل خواست قبل از وقوع یک فاجعه‌ی حقوق بشری، مسوولیت خود را برای پاسخ‌گوکردن ایران به انجام برساند. از سوی دیگر با انتقال حبیب‌الله لطیفی به سلول انفرادی، نگرانی‌ها نسبت به خطر اجرای حکم وی افزایش یافت. سازمان عفو بین‌الملل با انتشار اطلاعیه‌ای در مورد اعدام قریب‌‌الوقوع این زندانی سیاسی کُرد و هم‌چنین شیرکو معارفی دیگر فعال کُرد محکوم به اعدام هشدار داد. مادر حبیب‌الله لطیفی هم در مصاحبه‌ای از مسوولان قضایی خواست تا احکام اعدام را متوقف کنند. وی خطاب به نهادهای حقوق بشری گفت: «در برابر احتمال اجرای این احکام سکوت نکنید.» فدراسیون بین‌المللی آموزش که بیش از ۳۰ میلیون معلم از ۱۷۱ کشور جهان در آن عضو هستند در بیانیه‌ای که منتشر ساخت از احتمال اجرای حکم اعدام فرزاد کمانگر ابراز نگرانی کرد و از حکومت ايران خواست تا ضمن رعايت حقوق بشر، این معلم کُرد را آزاد کند. اين اتحادیه‌ی بين‌المللی معلمان هم‌چنين از تمامی سازمان‌های عضو خود خواست تا با ارسال نامه برای مقام‌های جمهوری اسلامی خواستار آزادی فرزاد کمانگر شوند.
  حکم , اعدام , فعالان , کرد , زندانیان , سیاسی , دادگاه‌های , انقلاب , بازداشت , حبیب‌الله لطیفی , سلول , انفرادی ,

حکم جلب علی کروبی، فرزند مهدی کروبی صادر شد.
به گزارش خبرنگار سياسی فارس، به دنبال شکايت مسئولان شرکت ايرانسل از شرکت خدماتی پرشين تاگام، دادسرای عمومی و انقلاب تهران حکم جلب مديران اين شرکت را صادر کرد. پس از بازداشت يکی از مديران شرکت پرشين تاگام، وی در اعترافات اوليه اعلام کرد: شرکت پرشين تاگام توسط علی کروبی فرزند مهدی کروبی مديريت می شود و بنده تنها مسئوليت عقد قراردادها را بر عهده داشته‌ام. برپايه اين گزارش، شرکت پرشين تاگام قرار بوده در قبال دريافت مبلغی هنگفت بخشی از کارهای تبليغاتی شرکت ايرانسل را انجام دهد که به علت عدم تحقق اين مسئله،‌ شرکت ايرانسل از علی کروبی مدير پرشين تاگام به اتهام تصرف غيرقانونی بيش از ۲ ميليارد تومان شکايت کرده است. اين گزارش می افزايد: اين مدير شرکت در حال حاضر با سپردن وثيقه آزاد است اما دستگاه قضايی حکم جلب سيار علی کروبی فرزند مهدی کروبی را صادر کرده است. گفته می‌شود شرکت ايرانسل که يکی از اسپانسرهای مهدی کروبی در انتخابات رياست جمهوری بوده، حدود ۲ميليارد و چهارصد ميليون تومان کارت های اعتباری ايرانسل به شرکت خدماتی _ تبليغاتی پرشين تاگام تحويل داده اما اين شرکت از برگشت پول حاصل از فروش اين کارت ها خودداری کرده است.
  حکم جلب ,

احکام متهمان دانشگاه زنجان صادر شد
رييس دادگستري استان زنجان گفت: معاون وقت دانشگاه زنجان به 30 ضربه شلاق تعزيري و 30 ضربه شلاق تعليقي و دختر دانشجوي دانشگاه زنجان نيز به 30 ضربه شلاق تعزيري محکوم شدند. جمال انصاري در گفت‌‏وگو با خبرنگار"ايلنا" افزود: از سوي دادگاه بدوي معاون وقت دانشگاه زنجان به تبعيد نيز محکوم شده بود که دادگاه تجديدنظر اين مجازات را لغو کرد. رييس دادگستري زنجان همچنين در مورد بخش دوم پرونده دانشگاه زنجان، گفت:‌براي هشت نفر از افرادي که در تشکيل تجمع، اعتصاب و بر هم زدن آرامش دانشگاه دخالت داشتند، کيفرخواست آنها صادر شده و پرونده به دادگاه انقلاب زنجان ارجاع شده است.
  دانشگاه زنجان , حکم , مددی ,

تایید حکم اعدام برای محمد امین ولیان
رهانا: در پرونده محمد ولیان، دانشجوی ۲۰ ساله محکوم به اعدام به سخنان آیت‌الله مکارم شیرازی در خصوص محارب بودن حرمت‌شکنان روز عاشورا استناد شده است و این سخنان به عنوان یک فتوای شرعی تلقی شده و بر اساس آن حکم اعدام صادر گشته است و در دادگاه تجدید نظر تایید شده و هر لحظه امکان اجرای آن وجود دارد. به گزارش ندای سبز آزادی، روز گذشته دادستانی انقلاب طی اطلاعیه‌ای تأیید حکم اعدام این جوان ۲۰ ساله در دادگاه تجدید نظر را اعلام کرد. محمدامین ولیان، عضو فعال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دامغان و ستاد انتخاباتی دانشجویی میرحسین موسوی در این شهر، برآمده از خانواده‌ای مذهبی و انقلابی است، همواره مواضعی در چارچوب قانون اتخاذ کرده است و هیچ‌گونه وابستگی فکری و تشکیلاتی به گروه‌های معاند نظام جمهوری اسلامی و تشکل‌های غیرقانونی ندارد و تنها با اتهام در دست داشتن سنگ در روز عاشورا بازداشت شده است. لازم به ذکر است که این خبر تا ابن لحظه از سوی منابع رسمی و قوه‌ی قضاییه تایید نشده است.
  اعدام , تایید حکم اعدام , محاربه‌ ,

دانشجوی ستاره دار،نفر سوم المپیاد کامپیوتر،رتبه دوم خوارزمی و عضو بنیاد ملی نخبگان،رتبه یک کنکور،به2سال حبس محکوم شد
حکم ۲ سال حبس تعزیری سروش ثابت، دانشجوی ستاره دار، از فعالان دانشجویی طیف چپ و فارغ التحصیل رشته‌ی علوم کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، توسط شعبه‌ی 36 دادگاه تجدید نظر به ریاست قاضی زرگر تأیید شد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر سروش ثابت که در موج دستگیری دانشجویان آزادیخواه و برابری‌طلب در سال 86 دستگیر و به مدت 45 روز در بازداشت به سر برده بود، آبان ماه امسال در شعبه‌ی 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به اتهام اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت کشور به دو سال حبس تعزیری محکوم شده بود. اکنون پس از چندی حکم حبس تعزیری این دانشجوی محروم از تحصیل تایید شده است. سروش ثابت در کنکور کارشناسی ارشد سال گذشته با وجود کسب رتبه‌ی 1 در دو گرایش علوم اجتماعی، ستاره‌دار شده و از تحصیل منع شده بود. از دیگر سوابق علمی این دانشجو کسب مدال برنز المپیاد کامپیوتر، رتبه‌ی دوم جشنواره‌ی جوان خوارزمی و عضویت در بنیاد ملی نخبگان بوده است. نکته‌ عجیب در حکم دادگاه تجدیدنظر این است که قاضی پس از تأیید رأی دادگاه بدوی، به وزارت اطلاعات این امکان را داده است که بنا به اشراف اطلاعاتی‌اش برای این دانشجو تقاضای تغییر حکم کند، که اینگونه احکام ناقض استقلال دستگاه قضایی است. گرچه پیش از این نیز عدم استقلال قوه قضائیه و وابستگی آن به افراطیون دولت مشخص بوده است، اما اکنون قضات قوه قضائیه آشکارا این وابستگی و هماهنگی با دولت را به نمایش می گذارند.
  حکم , ۲ سال , حبس , تعزیری , سروش , ثابت , تایید , شد ,

تبعید زیدآبادی پابند برای زندانی دیگر
صدور حکم سنگین حبس، تبعید و محرومیت از فعالیت های سیاسی برای احمد زیدآبادی، دیروزجامعه خبری و سیاسی ایران را در بهت فرو برد. صدور این احکام سنگین در حالی ادامه داردکه هر روزتعداد دیگری از فعالان سیاسی و مطبوعاتی بازداشت می شوند. همزمان خانواده زندانیان سیاسی و مطبوعاتی، دیروز با تجمع در مقابل ساختمان دادستانی کل کشور خواهان آزادی عزیزان دربند خود شدند. براساس گزارش ها ماموران امنيتي ابتدا از تجمع اين عده ممانعت به عمل آوردند امامدتی بعد برخي از خانواده ها را به داخل ساختمان راهنمايي كردند تا آنها بار ديگر خواسته های خود رابا مسوولان در میان گذارند. سنگین ترین حکم دادگاه انقلاب، حکم احمد زیدآبادی، روزنامه نگار سرشناس ایرانی و دبیر کل سازمان ادوار تحکیم وحدت را صادر کرد. مهدیه محمدی، همسر آقای زیدآبادی در گفتگو با "روز" از صدور این حکم خبر داد و گفت: "آقای زیدآبادی به شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت دائمی از فعالیت‌های سیاسی محکوم شده است". به گفته خانم محمدی "این حکم هنوز به طور رسمی به وکیل آقای زیدآبادی ابلاغ نشده است". خانم زیدآبادی افزود: "امروز آقای شریف، وکیل احمد، برای پی گیری این قضیه به دادگاه مراجعه خواهد کرد". 18 آبان ماه وثیقه ای معادل 250 میلیون تومان برای احمد زیدآبادی تودیع شده بود، اما تاکنون از آزادی این روزنامه نگار جلوگیری به عمل آمده است. اینک گزارش ها از افزایش قرار وثیقه احمد زیدآبادی از 250 میلیون به 350 میلیون تومان حکایت دارد. حکم صادره برای احمد زیدآبادی، سنگین ترین حکم صادر شده برای بازداشت شدگان بعد از انتخابات 22 خرداد است. بازداشت مهرنوش اعتمادی مهرنوش اعتمادي از فعالان حقوق زنان و عضو كمپين يك ميليون امضا دراصفهان، روز گذشته در منزل خويش بازداشت شد. مینا جعفری، وکیل مهرنوش اعتمادی با غیرقانونی خواندن بازداشت موکلش خبرداد که بازداشت او بدون ارسال احضاريه و بنا به دستوردادستان اصفهان صورت گرفته است.وی با بیان اینکه اطلاعات درستي ازاتهام و يا اتهامات موکلش در دست نيست افزود: بنا به گفته ماموران اطلاعاتي، علت دستگيري وي فعاليتهايش در كمپين يك ميليون امضاست. به گفته خانم جعفری، اموال شخصي اعتمادي نيز توسط ماموران ضبط شده است. سرگردانی خانواده اسدی زیدآبادی خانواده حسن اسدی زیدآبادی موفق به ملاقات با این فعال دانشجویی نشدند. همسر حسن اسدي زيدآبادي در این مورد به سایت ادوار نیوز گفت: ما از ساعت 9 صبح تا حدود 2 بعداز ظهر منتظر ملاقات بوديم ولي متاسفانه بدون اينكه از قبل اطلاعي به ما بدهند و علي رغم اينكه ما از بازپرس پرونده آقاي اسدي نامه ملاقات كابيني داشتيم موفق به انجام ملاقات با همسرم نشديم. وی افزود: تاسف برانگيزست كه براي به دست آوردن حق قانوني خود در خصوص ملاقات با همسرم كه به جرم و گناه ناكرده بيست روز است در بازداشت به سر مي‌برد اينگونه سرگردان باشيم و هيچ مقامي خود را موظف به پاسخ‌گويي نداند. حتي هيچ مسوولي هم نبود كه خانواده ها بتوانند پول و لباسهايي را كه براي زندانيان آورده بودند تحويل دهند و بايد تا هفته آينده از وضعيت عزيزان خود بي‌خبر باشیم. این در حالیست که محمد صادقي و حسن اسدي زیدآبادی، دو عضو شوراي مركزي سازمان دانش‌آموختگان ايران دیروز جهت تفهيم اتهام به دادگاه انقلاب منتقل شدند. به گفته خانم موسوي؛ وكيل محمد صادقي، دادگاه به موکل وی اتهامات "اجتماع و تباني عليه نظام" و تبليغ عليه نظام از طريق مصاحبه با رسانه ها" را تفهيم كرده است. بر اساس گفته صادقی به وکیل خود، او به مدت 14 روز در سلول انفرادي بند 240 بوده و هم‌اكنون به همراه سه تبعه بلژيكي در بند 209 نگه‌داري مي‌شود. حسن اسدي زیدآبادی نيز از سلول انفرادي به سلول‌هاي چند نفره بند 209 انتقال يافته است. این دو فعال دانشجویی دیروزبا دست‌بند به دادگاه آورده شده بودند. صادقي گفته است:" زماني كه به اين امر اعتراض كردم كه ما زنداني سياسي هستيم و نبايد دست‌بند داشته باشيم، ماموران نه تنها توجهي نكردند بلكه به من پابند هم زدند". احضار مهدی عربشاهی مهدی عربشاهی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت در آستانه 16 آذر، روز دانشجو به دادگاه احضار شد. به گفته این فعال دانشجویی روز گذشته احضاریه ای از سوی شعبه 1053 دادگاه عمومی جزایی مجتمع قضایی عدالت تهران به منزل وی فرستاده شده است. براساس گزارش سایت امیرکبیر، در این احضاریه علت احضار گزارش علیه وی به اتهام اخلال در نظم عمومی از طریق تجمع غیرقانونی اعلام شده است. این در حالی است که هفته گذشته عباس حکیم زاده دبیر سیاسی این اتحادیه دانشجویی نیز با حضور ماموران امنیتی در منزل مسکونی وی بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود. بی خبری از سلمان سیما از سوی دیگر در مراجعه ای که خانواده سلمان سیما، عضو کمیته سیاسی سازمان دانش آموختگان روز یکشنبه به دادگاه داشتند، قاضی بیگی از آنها خواسته هفت روز دیگر برای پیگیری وضعیت فرزندشان مراجعه کنند. این در حالی است که سلمان سیما از زمان بازداشت تا کنون هیچ تماسی با خانواده خود نداشته است. آزادی دو فعال دانشجویی موسی ساکت، دبیر شعبه آذربایجان شرقی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی، پس از 20 روز بازداشت در اداره اطلاعات نیروی انتظامی تبریز، روز گذشته با سپردن وثیقه آزاد شد. علی مشمولی از فعالین دانشجویی اصفهان نیز که در 13 آبان دستگیر شده بود با صدور قرار وثیقه پنجاه میلیونی، بعد از سه هفته بازداشت آزاد شد. اخباری نگران کننده از زوج زندانی کبری زاغه‌دوست از بازداشت‌شدگان مراسم چهلم شهدای انتخابات، پس از 4 ماه بازداشت دربند 209 دیشب به بند عمومی نسوان زندان اوین منتقل شد. این زندانی سیاسی که در این مدت جهت اعترافات دروغین تحت فشار قرار داشته، نزدیک به 4 ماه است در شرایط بلاتکلیفی در زندان نگهداری می‌شود. براساس گزارش سایت کمیته گزارشگران حقوق بشر، قرار وثیقه 50 میلیون تومانی صادر شده برای وی، هنوز به اجرا در نیامده و بازپرس پرونده به پدر وی اعلام کرده تنها در صورتی وثیقه را می‌پذیرد که او از همسرش- مصطفی اسکندری- طلاق بگیرد. کبری زاغه‌دوست می‌گوید: "اواخر شهریور ماه، زمانی که هم‌سلولی‌هایم را به بند متادون انتقال دادند، مرا به بازجویی بردند و در آن‌جا دو نفر مرا مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و مرتب می گفتند: باید هر چه ما می‌گوییم، بنویسی". او اضافه می‌کند: "بارها، همسرم را مقابل من و من را در برابر وی کتک زدند، تا به آنچه وجود نداشته، اعتراف کنیم". اعمال فشارهای سنگین علیه کبری، در شرایطی صورت گرفته است که وی و همسرش هیچ‌گونه فعالیت سیاسی در گذشته نداشته‌ و در اعتراضات پس از انتخابات نیز شرکت نکرده اند. به گفته زاغه دوست، وی به اتفاق همسرش در اواخر مراسم چهلم شهدای انتخابات در بهشت زهرا حاضر شدند که توسط ماموران وزارت اطلاعات مورد بازداشت قرار گرفتند. این زن و شوهر، سپس به بند 209 انتقال یافتند.
  احمد زیدآبادی , پابند , زندانی دیگر , حکم سنگین , تبعید ,

سخنان نسنجیده دو چهره‌ی موسوم به "اصلاح‌طلب" زمینه‌ساز ایجاد یک جریان خطرناک علیه آقاجری شده است
خرداد: سخنان نسنجیده و نابخردانه دو چهره‌ی موسوم به "اصلاح‌طلب" زمینه‌ساز ایجاد یک جریان خطرناک علیه روشنفکر ارزنده و دلیر ایران، "هاشم آقاجری" شده است. توطئه‌ی کانون‌های قدرت علیه این نواندیش دینی پس از آن شکل گرفت که آقاجری در خانه‌ی "عبدالله نوری" بار دیگر با برخی استدلال‌ها توانست نشان دهد که حادثه‌ی کربلا می‌تواند درس بزرگی برای رهایی ملت‌ها باشد. آقاجری یک ماه پیش در نشست بهمن‌ماه خانه‌ی نوری درباره‌ی «عاشورا و اخلاق رهایی» سخن گفته بود و سخنان وی با تمجید بسیاری از حاضران رو‌به‌رو بود. با این وجود تریبون‌های دستگاه قدرت بار دیگر به تکاپو افتاده‌اند تا سناریویی دیگر را علیه جریان نواندیشی دینی و دگراندیشان مستقل طراحی کنند. پس از آن که یک تریبون حکومتی آقاجری را متهم به «شرک خواندن ولایت فقیه» کرد، دیگر بلندگوهای تبلیغاتی دستگاه قدرت نیز به انتشار این نسبت‌های نادرست پرداختند تا بلکه بتوانند صدای هاشم آقاجری را خاموش کنند. طراحی سناریوی مشابهی در سال 82 سبب پرداخت هزینه‌ای گزاف از سوی دستگاه قضایی و حاکمیت ایران شد و پس از چند ماه جوسازی و صدور حکم اعدام برای هاشم آقاجری و به التهاب کششیده شدن دانشگاه‌های و جامعه، سرانجام طراحان سناریو دست از ادامه‌ی آن کشیدند و روشنفکر برجسته‌ی ایرانی از زندان آزاد شد. گویا ناکامان آن سال، بار دیگر دست به کار شده‌اند تا انتقام خود را از آقاجری بگیرند و متاسفانه برخی افراد ساد‌ه‌اندیش نیز در ورطه‌ی بازی رسانه‌ای سناریونویس‌ها افتاده‌اند. "ميرموسوی" و "ذاکری" دو عضو حزب "اعتماد ملی" هستند که روشن نیست با استناد به کدامین سوابق دینی، فلسفی و علمی از با سخیف‌ترین واژه‌ها در مخالفت با سخنان اندیشمند ایرانی درآمده‌اند حال آن‌که هیچ کدام آن‌ها نه در خانه‌ی نوری حاضر بوده‌اند و نه سخنان آقاجری را شنیده‌اند. این دو مهره‌ی "دست چندم" اعتماد ملی که به آسانی فریب بازی رسانه‌های بی‌مقدار حکومتی را خورده‌اند، در انتقاد بی پایه‌ و اساس از آقاجری چنان تاخته‌اند که بلندگوهای دستگاه قدرت در روزهای اخیر با آب و تاب فراوان این سخنان را نقل هر محفل خبری و رسانه‌ای کرده‌اند و در ادامه راه را هموار می‌بینند که از «موج» خیالی «اعتراض به سخنان آقاجری» خبر دهند و فضا را آماده‌ی برخورد کنند. استفاده‌ی از واژه‌هایی چون «کج‌فهم، فرصت‌طلب، مبتذل و سطحی‌نگر» درباره‌ی یک اندیشمند برجسته‌ی علوم دینی از سوی کسانی که از بد روزگار صفت «اصلاح‌طلبی» را بر خود گذارده‌اند، نه تنها جای بسی شگفتی دارد که به نظر می‌رسد حزب اعتماد ملی باید صلاحیت این افراد برای عضویت در حزب خود را مورد بررسی مجدد قرار دهد. چه، زیانی که سخنان نابخردانه‌ی چنین افرادی به اصلاح‌طلبان حق‌گوی این کشور وارد می‌سازد، به پای حزب شناخته‌شده و قابل احترام اعتماد ملی نوشته می‌شود و این مایه‌ی خسران است. هنوز هیچ‌کس دفاع موثر "مهدی کروبی" از هاشم آقاجری را در سخت‌ترین روزها از یاد نبرده که با «ننگین» خواندن حکم اعدام وی، دستگاه قضایی را به لرزه درآورد اما چگونه است که در حزب زیر نظر وی، چنین افرادی پیدا می‌شوند که پرچم هجمه علیه نواندیشان را به دست می‌گیرند و جلوتر از همه افترا و تهمت می‌بندند!؟ آیا دبیرکل گرامی حزب که احترام او به جریان نقد و بحث و دگراندیشی آشکار است، نباید به مقابله با "اصلاح‌طلب‌نمایانی" برخیزد که اعتبار اصلاحات و اعتماد ملی به عموم اصلاح‌طلبان را خدشه‌دار کرده‌اند و "نشنیده و نخوانده و نفهمیده" دست‌به‌کار کاردآجین کردن اندیشه‌ی دگراندیشی چون هاشم آقاجری می‌شوند!؟
  حکم اعدام , اصلاح‌طلب , آقاجری ,

حکم اعدام احسان فتاحیان را متوقف کنید
احسان فتاحیان، زندان سیاسی کرد روز چهارشنبه در زندان مرکزی سنندج اعدام خواهد شد. فشار برای اعدام او از تهران صورت می گیرد. تلاش های وسیعی از سوی فعالین حقوق بشر برای جلوگیری از این اعدام در جریان است. مدافعان حقوق بشر می گویند اعدام فتاحیان می تواند آغاز اعدام های بیشتری در کردستان باشد
  حکم اعدام ,

حکم محاربه برای محمد ملکی، احمد زيدآبادی هم چنان در بند زندانيان عادی محکوم به اعدام است، ايلنا
ايلنا:يک وکيل دادگستری آخرين وضعيت موکلان خود را تشريح کرد. محمد شريف در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا در خصوص آخرين وضعيت پرونده بدرالسادات مفيدی گفت: با توجه به ملاقات‌هايی که خانواده وی با ايشان داشته و پيگيری‌های به عمل آمده توسط وکلا، به نظر می‌رسد از زمانی‌که ايشان به بند عمومی منتقل شدند تاکنون بازجويی مجددی در مورد اتهامات انتسابی به وی به عمل نيامده و بر اين اساس علی‌الاصول تحقيقات مقدماتی خاتمه يافته شمرده می‌شود.اين وکيل دادگستری ادامه داد:در خصوص تبديل قرار موکلم تاکنون اقدامی صورت نگرفته و اينجانب و خانواده ايشان در انتظار اتخاذ تصميم قضايی جهت تبديل قرار به سر می‌بريم و اميدوارم طبق رويه معمول پرونده اتهامی ايشان تا زمان رسيدگی در دادگاه به تبديل قرار مناسب منتهی شود. شريف که وکالت احمد زيد آبادی و مسعود باستانی را بر عهده دارد در خصوص پرونده‌های آنها نيز اظهار داشت: امروز طی مراجعه‌ای به دادگستری تلاش کردم جهت پرونده‌های زيدآبادی و مسعود باستانی با رياست دادگستری استان ملاقات داشته باشم که اين امر تحقق نيافت. وکيل زيد آبادی افزود: اميدوارم با توجه به اينکه محل نگهداری موکلم در بندی است که تمامی محبوسين به لحاظ اتهامات عادی محکوميت يافته‌اند و بخش قابل توجهی از آنان منتظر اجرای حکم اعدام هستند امکان تبديل محل تبديل حبس زيدآبادی مهيا شود. وی درباره پرونده محمد ملکی که رياست دانشگاه تهران در دولت موقت بر عهده داشت با اعلام اينکه موکلش در هفته گذشته با قرار کفالت يک ميليارد ريالی آزاد شده است گفت: طبق کيفرخواست صادره موکلم به اتهام ارتباط با يکی از سازمان‌های غيرقانونی و به استناد ماده ۱۸۶ قانون مجازات اسلامی به محاربه متهم شده است. وی اتهام ديگر ملکی را توهين به امام خمينی، مقام معظم رهبری و تبليغ عليه نظام عنوان کرد و ادامه داد: وقت رسيدگی به پرونده موکلم ۲۴ فروردين ماه سال آينده اعلام شده که با توجه به وخامت وضع جسمانی موکلم اميدوارم در روز اعلام شده جهت رسيدگی قادر به حضور در دادگاه شود. وی در پايان درخصوص پرونده شيوا نظر آهاری گفت: اقدامات لازم جهت تبديل قرار صورت گرفته که تاکنون به کوچک‌ترين نتيجه‌ای منتهی نشده است.
  حکم محاربه , محمد ملکی , بند زندانیان عادی , محکوم به اعدام زید آبادی ,

مهدی کروبی خواستار لغو حکم اعدام محمد ولیان شد
روز گذشته جمعی از اعضای هیات مدیره کانون زندانیان سیاسی قبل از انقلاب با مهدی کروبی دیدار و گفتگو کردند. به گزارش خبرنگار سحام نیوز، مهدی کروبی در این دیدار به برخی مسائل اشاره نمود.کروبی در این دیدار گفت:من قبلا در پیامی به تغییر مفهوم محاربه در وضعیت کنونی اشاره کرده و از مسئولان قضائی درخواست لغو آن را نمودم. کروبی اظهار داشت: برخی مسئولان سنجیده یا نسنجیده و حتی عامدانه حرکت های خیابانی و اعتراضات را محاربه اعلام کردند که این امر مایه تاسف است. متاسفانه برخی مسئولان قضائی خوراک برای دشمنان و برخی رسانه های خارجی تهیه و دوستان را در سطح جهان منفعل میکنند. شیخ اصلاحات افزود:در هر کجاکه موقعیتی همچون دستگیری عبدالمالک ریگی که جای تقدیر دارد؛ بدست میآورند، سعی دارند بی جهت یک نقطه منفی همچون حکم اعدام جوان ۲۰ساله به دلیل حضور در تظاهرات خیابانی را ایجاد کنند. اما آنان نمیدانند که آبروی ایران با این حرکات در جامعه بین الملل از میان میرود. دبیر کل حزب اعتماد ملی با بیان اینکه این حکم عکس العمل مراجع تقلید، علما، سازمان های حقوق بشر، دانشجویان و گروه های سیاسی داخل و خارج از کشور را به همراه داشته است؛ از مسئولان خواست تا به این نگرانی ها پایان دهند.
  کروبی , لغو حکم اعدام , محمد ولیان ,

استعفای روح‌الله حسینیان از نمایندگی مجلس
روح‌الله حسینیان، نماینده اصولگرای تهران در مجلس در نامه‌ای به هیئت رئیسه مجلس، از نمایندگی استعفا کرده و از «مرگ سیاسی» خود خبر داد. این نماینده حامی محمود احمدی‌نژاد در متن استعفای خود که امروز پنجشنبه منتشر شد، نوشته‌است: «من خود را سرخورده و شکست خورده می‌بینم هنگامی که کسانی در دفاتر مسئولان نظام جمهوری اسلامی حاکم شده‌اند که ۱۸۰ درجه با رهبری زاویه دارند.» وی در این نامه نوشته‌است پس از ۱۲ سال مبارزه با اصلاح‌طلبان امروز می‌بیند که هر اقدامی را برای سرکوب اصلاح‌طلبان آغاز کرده، «پارلمان‌تاریست‌های حرفه‌ای» نقش برآب کرده‌اند. وی در این نامه نوشته‌است: «امروز خود را ناتوان‌تر از همیشه می‌یابم.» حجت‌الاسلام روح الله حسینیان (با نام مستعار خسرو در دستگاه اطلاعاتی)، قاضی و از مقامات اطلاعاتی و سیاسی جمهوری اسلامی است. سمت مشاور سیاسی و امنیتی محمود احمدی‌نژاد از جمله سمت‌های او است. روح‌الله حسینیان از اعضای سابق نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی، در نامه امروز خود همچنین گفته‌است نیروهای بسیج و انتظامی به «بهانه‌های مختلف در دادگاه‌های نظامی مورد تحقیر و ظلم قرار گرفته‌اند.» «هر اقدامی را برای سرکوب اصلاح‌طلبان آغاز کرده‌ایم، پارلمان‌تاریست‌های حرفه‌ای نقش برآب کرده‌اند» به گزارش خبرگزاری فارس، وی در ادامه این استعفانامه آورده‌است: «جناح اصلاح‌طلب نزد رئیس عزیزتر و ارزشی‌تر شدند و هر روز ما مطرودتر و بی‌خاصیت‌تر. من خود را موجودی شکست خورده و سرخورده می‌بینم وقتی می‌بنیم ریاست کمیته دفاع مجلس یکی از فتنه‌گرانی است که از بانیان اتهام تقلب در انتخابات بود. وقتی می‌بینم مجلس اصولگرا نماینده‌ای را برای این کمیته انتخاب می‌کند که تا دیروز علناً از یکی از سران فتنه دفاع می‌کرد و یک روز از عمرش را در راه مبارزه نگذرانده و تنها با تاجران کویتی می‌نشیند و برمی‌خیزد و رسالتش توزیع آدامس در بین نمایندگان است.» اشاره آقای حسینیان به «بانیان اتهام تقلب در انتخابات» می‌تواند به علی‌اکبر محتشمی‌پور ریاست ستاد صیانت از آرای میرحسین موسوی باشد. علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی با وجود فشار نمایندگان اصولگرا، تاکنون آقای محتشمی‌پور را از سمت خود برکنار نکرده‌است.
  استعفا , حسینیان , حکم اعدام محارب , مجلس , نماینده ,

حکم 10 سال زندان و تبعید حسن طرلانی تائید شد.
خبرگزاری هرانا - حقوق شهروندی، اندیشه و بیان: هفته گذشته شعبه 31 دیوان عالی کشور رای صادره توسط شعبه 22 دادگاه انقلاب تهران مبنی بر تحمل 10 سال حبس و تبعید به زندان کرمان برای حسن طرلانی را مورد تائید قرار داد. به گزارش واحد اندیشه و بیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زندانی سیاسی حسن طرلانی اسفند ماه سال 87 به دلیل عضویت برخی از اعضای خانواده اش در سازمان مجاهدین خلق بازداشت و پس از طی مراحل بازجویی و تفتیش اعقاید به بند امنیتی 350 منتقل شد، نامبرده از سوی شعبه 22 دادگاه انقلاب تهران به اتهام ارتباط با جریانات معاند نظام به 10 سال زندان و تبعید به زندان کرمان محکوم شد.هفته گذشته با مراجعه قاسم طرلانی پدر نامبرده به شعبه 31 دیوان عالی کشور حکم دادگاه بدوی تائید شد. لازم به ذکر است زندان مرکزی کرمان عموما محل نگهداری زندانیان با جرایم خطرناک می باشد که تا کنون محلی برای نگهداری زندانیان سیاسی و وجدانی در آن در نظر گرفته نشده است و زندانیان بدون رعایت اصل تفکیک جرایم در کنار زندانیان عادی با جرایمی چون قتل و مواد مخدر نگهداری می شوند.
  حبس , زندان , حکم دادگاه انقلاب , زندانیان سیاسی ,

برای احمد زیدآبادی: "حاشا که احمد به زانو درآید!"
برای کسانی که صدور حکم “۶ سال حبس و ۵ سال تبعید و محرومیت مادام العمر از فعالیت های اجتماعی” برای دکتر احمد زیدآبادی را شنیدند سخت نبود که ریشه های صدور حکم او را پیدا کنند. قاضی صادرکننده این حکم خود خوب می داند که کیست و چه می کند. وزن او بی شک در حدی نبوده که اقدام به صدور چنین حکمی کند؛ مگر آنکه به او حکم شده باشد. او محکوم است نه قاضی؛ او پیش از آنکه احمد را محکوم کند خود محکوم بود که چنین حکمی صادر کند. او موظف شده است که آنچه را بازجویان و امنیتی ها در طول ۶ ماه گذشته آزموده بودند دوباره بیازماید. آنانی که در ۶ ماه گذشته یک آسمان به هزار ریسمان دوختند تا احمد به زانو درآید و ناتوان بودند، چاره را در ید با عدالت قاضی جستجو کردند!! قاضی مامور شده با صدور حکمی بی سابقه تلاشی دوباره را برای شکستن احمد زیدآبادی آغاز کند. او تمام تلاشش را کرد و تا آنجا که ممکن بود حکم را سنگین کرد تا شاید احمد بشکند. ولی دستشان کوتاه و احمد استوار!!!! برای من بسیار جالب است که بدانم آیا در این سیستم عریض و طویل امنیتی قضایی روانشناس وجود دارد یا خیر؟ آیا کسی پیدا می شود که تحلیل صحیحی از شخصیت احمد زیدآبادی به آقایان ارائه دهد؟ برای ما که احمد را می شناسیم مثل روز روشن است است که این حکم بسیار کوچک تر از بزرگی احمد زیدآبادی است. آیا کسی نیست که به آقایان تصمیم ساز بگوید آب در هاون می کوبند؟ کسی در میان عقلایشان پیدا می شود که بگوید: آقایان شما که در این ۵ ماه به هر شیوه ای آویختند تا احمد کوتاه بیاید و نشد؛ چرا این طبل توخالی را محکمتر می کوبید؟ میان خواست شما مبنی بر اینکه احمد باید بشکند تا آنچه در واقعیت رخ می دهد فاصله ایست به بزرگی اراده احمد زیدآبادی! شما تصمیم گرفته اید احمد را بشکنید تا کسی جرات نکند نامه نصیحت آمیز بنویسد. احمد باید بشکند چون این حد محبوبیت برای یک چهره سیاسی زیاد است!! احمد زیدآبادی جسارت کرده و از الفاظ درست استفاده نکرده ! پس باید به زانو درآید! اما نکته در اینجاست که احمد زیدآبادی بسیار بزرگ تر از آن است که در پیش پایتان به زانو درآید! نه ۶سال حبس برای او سخت است نه ۵سال تبعید. احمد زیدآبادی استاد آن است که از سخت ترین شرایط بهترین فضا را بسازد. این جمله طلایی احمد را همه شنیده اند که می گوید: “حالا اونقدرها هم بد نیست!!” یادم می آید هر وقت با احمد برای دیدن علمای عظام به قم می رفتیم؛ ما از مسیر خشک و بی آب و علف اتوبان قم گله می کردیم ولی او می گفت: “یکی از لذت بخش ترین کارها برای من دیدن این جاده زیباست!”. آری احمد بزرگ است. روح او پرورش یافته کویر است و به سادگی زمین نمی خورد. وقتی به دنبال تصویری از احمد در ذهنم می گردم ناخودآگاه صحنه ای را می بینم که در کنار همسر صبورش رو صندلی های حسینیه ارشاد نشسته و زیر لب دعای جوشن می خواند و در برابر قادر بی همتا اشک می ریزد. احمدی که ما می شناسیم بسیار بزرگ است. حاشا که او به زانو درآید!!
  احمد زیدآبادی , مقاومت , حکم دادگاه , حبس , تبعيد , مردانگی ,

فیگارو : نظامِ محکومِ تهران ، متهمان را به اعدام محکوم میکند
ژرژ مالبرونت ، نویسنده و روزنامه نگار فیگارو روزنامه بزرگ صبح فرانسه در مقاله ای که در شماره 10 اکتبر نوشته است به احکام افسارگسیخته تهران درباره متهمان حوادث اخیر تهران به خصوص سه متهمی که در روزهای اخیر به اعدام محکوم شده اند پرداخته است . مالبرونت مینویسد : تهران در روزهای اخیر به طرز جنون آمیزی به صدور و اجرای احکام اعدام پرداخته است . صدور حکم اعدام برای سه نفر از کسانی که بعد از انتخابات ایران دستگیر شدند ، تهران را در بحران مشروعیت از آنچه هست ، فروتر برده است . محمد علی زمانی یکی از کسانی است که به اعدام محکوم شده است ، اما تهران از دیگر محکومان اعدان فقط با نامهای اختصاری یاد کرده است . محمد علی زمانی به جرم عضویت انجمن پادشاهی و اتهامهایی همچون جاسوسی برای سازمانهای امنیتی آمریکا ، ملاقات یا دو افسر نظامی آمریکا و اقدام و شورش علیه حکومت در حکمی عجیب به اعدام محکوم شده است ، هرچند این حکم ، حکم نهائی نخواهد بود و حکم اصلی بعد از فرجام خواهی صادر خواهد شد . فیگارو به جزئیات دادگاههای نمایشی برگزار شده در ماه اخیر اشاره میکند و مینویسد در این دادگاه نمایشی همه جور متهمی یافت میشد ، نویسنده ، روزنامه نگار، معاون رئیس جمهور ، وزیر، کارمند سفارت ، دانشجو و استاد نمونه هایی از متهمان دادگاه تهران بود. بعد از اعلام صدور حکم اعدام که یکی از سایتهای اصلاح طلبان به نام "موج سبز" آن را انتشار داد ، وزارت امور خارجه فرانسه بلافاصله موضع گیری کرد و به شدت به محکوم کردن پرداخت . نویسنده فیگارو در آخر نتیجه میکند که ، تهران همانگونه که از دستگیر شدگان به عنوان گروگان استفاده کرده است ، میخواهد با صدور احکام اعدام ، از آن به عنوان برگ برنده در امتیاز گیری از مخالفان خود و کشورهای جهان استفاده کند .
  محمد علی زمانی , حکم اعدام , فیگارو , برگ برنده ,

پاسخ محکم مردم شجاع و آگاه ایران به خامنه ای: "مرگ بر دیکتاتور"
یک روز بعد از خط و نشان کشیدن های خامنه ای و نهیب زدن به مردمی که او و رژیمش آنها را سالهاست فریب داده و بازیچه قرار داده است، امروز شنبه سی خرداد 1388 هزاران هزار مردم ایران از همه اقشار به خیابانها ریخته و با شجاعت بی نظیرشان نشان دادند که در مبارزه برای رسیدن به آزادی مصمم هستند. اگر چه بسیاری از مردم آماج گلوله و چماق نیروهای سرکوبگر علی خامنه ای قرار گرفتند و اگر چه جای تاسف و غم و اندوه فراوان دارد که امروز بسیاری از مردم آزادی خواه کشته شده و دیگر در بین ما نیستند، اما باید دانست که شجاعت مردم در مقابله مستقیم با خامنه ای و اوباش او نیز همان قدر جای شعف و افتخار دارد. افتخار به مردمی که به جای سکوت و سر تسلیم فرود آوردن، نشان دادند که دیگر نیازی به "ولی" و قیم ندارند.
  پاسخ محکم مردم شجاع و آگاه ایران به خامنه ای: "مرگ بر دیکتاتور" ,

خبر فوری؛ حُکم مجید توکّلی
(نَقل از صفحه ی فیس بوک علی توکّلی، برادر مجید توکّلی) روز سه‌ شنبه شعبه ی 15 داد گاه انقلاب حُکم مجید توکّلی را اعلام کَرد: در مجموع 8 سال و نیم زندان (5 سال برای اجتماع و تبانی، 1 سال برای تبلیغ علیه نظام، 2 سال برای توهین به رَه بَری، 6 ماه برای توهین به رییس‌جمهور)، 5 سال ممنوعیت فعالیت سیاسی، 5 سال ممنوع‌ الخروج از کشور.
  مجید توکلی , حکم , دادگاه انقلاب ,

۱۵ ماه حبس برای نویسنده ی کرد
خبرگزاری دیده‌بان حقوق بشر کردستان: عباس جلیلیان، نویسنده و پژوهشگر کُرد اوایل هفته جاری برای گذراندن حکم ۱۵ ماه حبس خود راهی زندان دیزل آباد کرمانشاه شد. حکم ۱۵ حبس تعزیری برای عباس جلیلیان در فروردین ماه امسال از سوی دادگاه انقلاب کرمانشاه صادر شد. این حکم هفته‌ی گذشته در دادگاه تجدید نظر استان نیز مورد تایید قرار گرفت. اتهام این نویسنده و پژوهشگر کُرد "شناسایی و جذب جاسوس و معرفی آن به کشور بیگانه" عنوان شده است. اما عباس جلیلیان در تمامی مراحل بازجویی و طی جلسات دادگاه اتهام نسبت داده شده به خود را قویاً رد کرده و خواهان ارائه‌ی اسناد و مدارکی در اثبات این اتهام ساختگی شده بود. دادگاه بدوی این فعال ادبی و فرهنگی بدون حضور وکیل برگزار شد. رأی دادگاه تجدیدنظر نیز مبنی بر تایید حکم بدوی در همان آغاز جلسه‌ی دادگاه به عباس جلیلیان و وکیل وی اعلام گشت. عباس جلیلیان متخلص به "ئاکو" از چهره‌های ادبی سرشناس کُرد و مولف آثاری چون فرهنگ باشوور، رمان رنگامه، مجموعه‌ی زرینه و سیمینه است. وی دی ماه سال گذشته در شهر اسلام آباد استان کرمانشاه توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت و پس از دو ماه به قید وثیقه‌ی ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
  زندان , حکم , نویسنده‌ کرد , عباس جلیلیان , زندان کرمانشاه ,

حکم اعدام احسان فتاحیان را متوقف کنید
اخبار روز: احسان فتاحیان، زندان سیاسی کرد که به «افدام علیه امنیت ملی» و «محاربه از طریق عضویت در گروه های سیاسی مسلح» متهم شده است، قرار است روز چهارشنبه در زندان مرکزی سنندج اعدام شود. بنا به گزارش ها فشار برای اعدام او از سوی مسئولین قوه ی قضائیه در تهران صورت می گیرد. تلاش های وسیعی از سوی فعالین حقوق بشر برای جلوگیری از این اعدام در جریان است. مدافعان حقوق بشر می گویند اعدام فتاحیان می تواند آغاز اعدام های بیشتری در کردستان باشد. سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و همچنین خانواده ی احسان فتاحیان در نامه های سرگشاده ای به رئیس قوه ی قضائیه خواهان توقف حکم شده اند.
  حکم اعدام , احسان فتاحیان , استان کردستان ,

صدور حکم تعلیق برای ۴ دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف
گزارش های رسیده از افزایش فشارها بر دانشجویان داشنگاه صنعتی شریف حکایت می کند. در همین زمینه تاکنون دست کم ۶ دانشجوی این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار و برای ۴ تن از آنان حکم یک ترم محرومیت از تحصیل صادر شده است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر اتهام این دانشجویان شرکت در تجمع اعتراض به حضور وزیر علوم، کامران دانشجو، است که هفتم مهر ماه برگزار شد. بنابر حکم کمیته انضباطی، این دانشجویان ضمن آن که برای یک نیم سال از تحصیل محروم شده اند، در این مدت حق ورود به دانشگاه را ندارند. مرجع صادر کننده این حکم اعلام کرده حکم یاد شده «اولیه» بوده و قابل تجدید نظر خواهی است. نکته جالب توجه در مورد احکام صادره این است که در روز هفتم مهرماه و درحالی که تجمع یاد شده درحال برگزاری بود، خبرگزاری فارس و سایت رجانیوز در اقدامی هماهنگ انجمن اسلامی دانشگاه شریف و اعضا آن را متهم به سازماندهی این تجمع کرده و خواستار برخورد با فعالان و اعضا این انجمن شدند. فارس و رجا نیوز، انجمن اسلامی دانشگاه شریف را «دارای رابطه تشكیلاتی با طیف علامه دفتر تحکیم وحدت» دانسته و خواستار انحلال این انجمن شدند. انجمن اسلامی دانشگاه شریف سازماندهی تجمع هفتم مهر توسط اعضا خود را تکذیب کرده است. این دو رسانه حامی دولت همچنین با ذکر نام مخفف برخی از اعضا انجمن اسلامی دانشگاه شریف، خواستار برخورد امنیتی با آنان شدند. نکته جالب این است که افرادی که هم اکنون از کمیته انظباطی حکم محرومیت از تحصیل دریافت کرده اند، همان افرادی هستند که این دو رسانه افراطی حامی دولت احمدی نژاد خواستار برخورد با آنان شده بودند.
  صدور , حکم , تعلیق , برای , ۴ , دانشجوی , دانشگاه , صنعتی , شریف ,

مهدی کروبی خواستار لغو حکم اعدام محمد ولیان شد
روز گذشته جمعی از اعضای هیات مدیره کانون زندانیان سیاسی قبل از انقلاب با مهدی کروبی دیدار و گفتگو کردند. به گزارش سحام نیوز، مهدی کروبی ،دبیرکل حزب اعتماد ملی در این دیدار گفت:من قبلا در پیامی به تغییر مفهوم محاربه در وضعیت کنونی اشاره و از مسئولان قضائی درخواست لغو آن را کردم. کروبی اظهار داشت: برخی مسئولان سنجیده یا نسنجیده و حتی عامدانه حرکت های خیابانی و اعتراضات را محاربه اعلام کردند که این امر مایه تاسف است. وی ادامه داد:متاسفانه برخی مسئولان قضائی خوراک برای دشمنان و برخی رسانه های خارجی تهیه و دوستان را در سطح جهان منفعل میکنند.
  حکم اعدام جوان ۲۰ساله به دلیل حضور در تظاهرات خیابانی ,

صدور حکم برای "مجید توکلی"
دادگاه انقلاب شهر تهران برای مجید توکلی از فعالان برجسته دانشجویی اقدام به صدور حکم کرد. به گزارش واحد دانشجویی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مجید توکلی از فعالان برجسته دانشجویی که روز ۱۶ آذرماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود برای اولین بار از زمان بازداشت اجازه تماس تلفنی با خانواده خود را پیدا کرد. وی عنوان داشت ابتدای هفته جاری در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی مورد محاکمه بر اساس چهار اتهام “توهین به رهبری، توهین به ریاست جمهوری، اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام” قرار گرفته است. از جزئیات دادگاه آقای توکلی که بدون داشتن وکیل مدافع و در پشت درهای بسته برگزار شده است اطلاعی در دست نیست اما این دادگاه با اعتراض مجید توکلی همراه بوده است....
  دادگاه انقلاب , مجید توکلی , صدور حکم ,

تایید حکم احمد زیدآبادی در دادگاه تجدید نظر
دادگاه تجدیدنظر حکم دادگاه بدوی در خصوص محکومیت احمد زیدآبادی را تایید کرد. این روزنامه نگار از سوی دادگاه بدوی به ۶ سال حبس تعزیری، ۵ سال تبعید به گناباد و محرومیت مادام العمر از فعالیت های اجتماعی و سیاسی محکوم شده است که اکنون به گفته همسرش ، دادگاه تجدید نظر نیز این حکم را تایید کرده است. مهدیه محمدی ، همسر احمد زیدآبادی به ادوار نیوز گفته است: “رای دادگاه تجدیدنظر همسرم به وکیل ایشان ابلاغ شده است و این دادگاه اعلام کرده است که مفاد حکم دادگاه بدوی را به طور کامل تایید کرده و دفاعیات آقای زیدآبادی و وکلایشان را نپذیرفته است”. احمد زید‌آبادی دبیرکل سازمان ادوار تحکیم وحدت، پیش از این از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادام‌العمر از هر گونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی محکوم شده بود. درحالی که چندی پیش احمد زیدآبادی از سوی انجمن جهانی روزنامه نگاران و ناشران خبر به عنوان برنده جایزه قلم زرین آزادی معرفی شد، حقوقدانان مجازات اعلام شده برای وی را “شگفت آور” و از نظر عدم رعایت موازین قانونی و نوع مجازات “بی سابقه” توصیف کرده اند.
  احمد زیدآبادی , جنبش سبز , دادگاه تجدید نظر , تایید حکم زندان ,

به مناسبت چهلم اعـــــدام احســـان فتاحیان / ۱۸ زندانی سیاسی کرد در انتظار اعدام
شب یلدای امسال دومین سالگرد شهادت حسن حکمت دمیر و چهلمین روز شهادت احسان فتاحیان و سومین روز اعدام مصلح زمانی بود. آیا این ژنوساید نیست؟! چشمان مادران کردستان تا کی باید گریان باشند؟ مردمان این مرز و بوم تا کی در برابر ابن پدیده ی وحشیانه, آرام خواهند ماند؟ هدف از این کشتارها چیست؟ بیگمان این روش های خونین به منظور ریشه کن کردن (جرم!) صورت نمی پذیرد و هدف از آن حذف فیزیکی مخالفان رژیم و چنگ و دندان نشان دادن به سایرین است. اما این روش وحشیانه که اغلب دیکتاتوران جهان آن را آزموده اند, تاکی ماندن بر تخت سلطنت را تضمین خواهد نمود؟! متاسفانه دیکتاتوران بر تکرار تاریخ مصرند و هیچ گاه از پیشینیان عبرت نمی گیرند. که راه حل مسئله ی دیرینه ای چون کردستان, جنگ و خونریزی نبوده و نخواهد بود بلکه آتش آن را شعله ورتر خواهد نمود. کشتن احسان ها نه تنها صدای مخالفان را خفه نمی کند, بلکه انگیزه ای خواهد شد برای مبارزه با ایمانی راسخ تر. بی گمان اعدام احسان و عگید و...
  اعدام , احسان فتاحیان , مصلح زمانی , حسن حکمت دمیر , کردستان , کرمانشاه , سنندج , زندانیان سیاسی ,

5 کشته و ده ها زخمی در درگیری امروز سیرجان // مراسم اعدام در ملاء عام در سیرجان به صحنه خونین تظاهرات ضد حکومتی تبدیل شد
صبح امروز در سيرجان در حالي که قرار بود حکم دو محکوم به اعدام در ملاء عام اجرا شود بستگان آنان با تجمع و متشنج کردن فضا و فحاشي هنگام اجراي حکم، محل را سنگباران کردند. ماموران انتظامي هم با شليک تير هوايي و گاز اشک اور قصد متفرق کردن تجمع کنندگان را داشتند که بستگان اين دو اعدامي از اين فرصت استفاده کردند و آنان را ربودند. دو اعدامي ربوده شده در سيرجان، ظهر امروز در حال خروج از سیرجان در روستای اکبر آباد، زنده دستگير شدند. مدير روابط عمومي دادگستري کل استان کرمان اعلام کرد: اين دو اعدامي که صبح امروز هنگام اجراي حکم در ملاء عام بوسيله بستگانشان ربوده شده بودند، حدود ساعت 12 ظهر دريکي از روستاها ي اطراف سيرجان زنده دستگير شدند. به گفته آقاي خالقي بنا بر حکم استانی مراسم اعدام دستگير شدگان عصر امروز در ملاء عام در سیرجان اجرا شد. همزمان با اعلام خبر دستگیری دو اعدامی ربوده شده و انتشار خبری نسبت به احتمال اجرای حکم اعدام در محل قبلی، جمع کثیری از مردم سیرجان در محل حضور یافتند. به دنبال حضور مردم در محل اعدام (بهشت زهرای سیرجان)؛ نیروهای ویژه دادکستری و همچنین نیروی ضد شورش استان از شهر کرمان عازم سیرجان شدند. به گفته شاهدان عینی همزمان با ورود کامیون حمل دو اعدامی و ورود دادستان و فرمانده نیروی انتظامی سیرجان مردم به خودروی آنها و همچنین کامیون حمله کرده و مسئولین شهرستان و مامورین نیروی انظامی را مورد ضرب و شتم قرار دادند. همزمان با این حرکت، نیروی انتظامی و گارد ضد شورش اقدام به پرتاب گاز اشک آور به سوی مردم کردند که موجب درگیری فیزیکی و خشن میان مردم شد. به دنبال این درگیری ها مامورین نیروی انتظامی اقدام به شلیک تیر هوایی و سپس شلیک مستقیم به سوی مردم کردند. به گقته منابع آگاه از سیرجان در این درگیری ها ده ها تن زخمی و 5 نفر کشته شده اند. بنا بر گزارش شاهدان عینی تعدادی از خودروهای نیروی انتظامی توسط مردم به آتش کشیده شد. همچنین به گزارش مردم هم اکنون در سیرجان وضعیت قرمز اعلام شده است و بیمارستانهای شهر مملو از مجروحین و کشته شدگان است. بر اساس گزارش های رسیده دادستان و فرمانده نیروی انتظامی سیرجان از محل اعدام فرار نموده و به محل نا معلومی منتقل شده اند. گزارش های تکمیلی نتعاقباً اعلام خواهد شد. Posted by جنبش سبز سیرجان at 6:48 AM
  ماموران انتظامي , شليک تير هوايي و گاز اشک , اجرای حکم اعدام ,

نگرانی از «تکرار فاجعه دهه شصت»
عاطفه نبوی شب ۲۵ خرداد پس از راهپیمایی بزرگ معترضان به همراه هفت تن دیگر از دوستان و اقوامش در منزل یکی از آنان بازداشت شد. اولین جلسه رسیدگی به اتهامات او نزدیک به پنج ماه پس از بازداشتش روز چهارشنبه ۲۵ آبان در شعبه ۱۲ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. نسرین ستوده وکیل وی می‌گوید موارد متعدد نقض قانون در پرونده موکلش وجود دارد. وی همچنین از نحوه‌ی غیرعادی صحبت کردن قاضی دادگاه با متهم می‌گوید. به گفته‌ی خانم ستوده قاضی به متهم گفته می‌توانیم حکم اعدام برایت صادر کنیم و وقتی با اعتراض متهم روبرو شده، پاسخ داده که این را برای شوخی گفتم. عاطفه نبوی به قاضی دادگاه می‌گوید: «آیا تا به حال کسی در مورد اعدام با شما شوخی کرده است؟» دویچه‌وله: خانم ستوده روز چهارشنبه ۲۰ آبان دادگاه رسیدگی به اتهامات موکل شما عاطفه نبوی برگزار شد. در این دادگاه چه گذشت؟ نسرین ستوده: عاطفه نبوی در روز ۲۵ خرداد بعد از انجام آن راهپیمایی بزرگ در تهران، به اتفاق هفت نفر دیگر در منزل یکی از دوستان خانوادگی‌شان بدون ارائه‌ی قرار بازداشت و به طور غیرقانونی بازداشت می‌شوند. این بحث غیرقانونی بازداشت ایشان تا امروز هم ادامه دارد. چون به هیچ وجه این روند که پایان هر ماه قرار بازداشت ایشان دوباره تمدید شود، به ایشان ابلاغ شود و ایشان فرصت اعتراض داشته باشد، این‌ها هیچ کدام طی نشده بنا بر این، ادامه بازداشت ایشان غیرقانونی است. چون به موجب قوانین ایران این عمل جرم است، من اول از همه به رئیس دادگاه این موضوع را اعلام کردم وگفتم سریعاً می‌خواهم قرار بازداشت ایشان فک (فسخ) شود و ایشان آزاد شوند. ثانیاً قاضی باید حداقل علیه بازپرس مربوطه و همین طور رئیس زندان اعلام جرم کند یا می‌تواند به موجب اعلام من وارد رسیدگی شود. متأسفانه این هردو که از حقوق اساسی موکل من بوده، با بی‌توجهی دادگاه مواجه شده است. اما به دلیل لوایح متعددی که من در پرونده قرار داده‌ام، انتظار دارم که قاضی به مسئولیت قانونی خودش عمل کند و نسبت به این بازداشت غیرقانونی سریعاً اقدام کند. اتهام موکل شما «محاربه از طریق ارتباط با سازمان مجاهدین خلق» ذکر شده است. آیا این خبر درست است؟ بله. متأسفانه آنچه به لحاظ مدرک در پرونده وجود دارد و موکل من هم می‌پذیرد شرکت در راهپیمایی ۲۵ خرداد است و می‌گوید هر مجازاتی دارد من آن را تحمل می‌کنم به دلیل اعتقاداتی که دارم. اما ایشان به دلیل شرکت در همین راهپیمایی به «محاربه» متهم شده‌اند که کاملاً غیرقانونی است و من امیدوارم که دادگاه با بیطرفی و انصاف رسیدگی کند. اما یک نکته‌ی خیلی مهمی در این پرونده وجود دارد. طبق اطلاعات موثقی که ما به دست آورده‌ایم، بازپرس این پرونده از تاریخ ۱۴ شهریور یا از محل کار خودشان منتقل و یا از خدمت در دستگاه قضایی منفصل شدند. اما از تاریخ ۱۴ شهریور حق صدور حکم نداشتند. طبق آنچه نقل و انتقالات موکلم از زندان به بازپرسی نشان می‌دهد، ایشان در اواخر شهریور یا در اوایل مهرماه به بازپرسی آورده‌شده‌ و آخرین دفاع از ایشان گرفته شده است. اما تاریخ قرار مجرمیت ایشان مردادماه صادر شده است. اگر قاضی عملاً بعد از صدور قرار انتقال یا انفصال از خدمتش مبادرت به صدور چنین قراری به تاریخ ماقبل کرده باشند، به موجب قانون این کار غیرقانونی و قابل تعقیب قصایی هم هست. حق موکل من برای تحقیق در این مورد کاملاً محدود است. Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: عاطفه نبوی ۲۵ خرداددر منزل دستگیر شده و اتهام او محاربه اعلام شده است اما آنچه مهم بود در تمام مراحل بازجویی و هم در جلسه‌‌ی دادگاه مداوماً سوابق خانوادگی موکلم مورد سؤال قرار می‌گرفت که این امر مورد اعتراض من واقع شد. همین طور در این جلسه متأسفانه قاضی موضع سیاسی‌شان را در قبال انتخابات اعلام کردند که باز مورد اعتراض من واقع شد. ولی بلافاصله ایشان گفتند من موضع سیاسی‌ام را در صدور این حکم هیچ دخالت نمی‌دهم. من در این پرونده ضمن این که از هرگونه پیشداوری نسبت به قاضی خودداری می‌کنم، ولی امیدوارم استثناً قاضی استقلال خودش را حفظ کند و بدون این که از نهادهای اطلاعاتی و امنیتی استعلام کند و با توجه به مدارک محکمه پسندی که در پرونده وجود دارد، این حکم را صادر کند. در این صورت و چنانچه نهادهای اطلاعاتی در پرونده‌ی موکل من مداخله نکنند، قطعاً برای موکل من حکم برائت صادر می‌شود. در خبرها آمده است که قاضی در جلسه‌ی دیروز دادگاه به موکل شما گفته که بازجو برایت تقاضای پنج سال حبس تا اعدام را کرده است. آیا این درست است؟
  عاطفه ی نبوی , حکم , محاربه ,

چقدر بی غیرتیم ما . دستگیری در مراسم دعا . بچه ها چرا نشستیم .؟
چقدر بی غیرتیم ما . دستگیری در مراسم دعا . چرا نشستیم . دولت کودتا هرکاری دلش می خواد انجام میده ما هم بی تفاوت . بهنود رو اعدام کردند، حکم سنگین زندان اعلام کردند و حالا هم که جسارت به خانواده اسرای اصلاحات . اینقدر میگیم انقلابی هستیم . سبز هستیم .ما هستیم ما هستیم . کوش ؟ اینطوری ؟ شما این خانواده های اسرای سیاسی رو هم به جای خانواده های خودتون بگذارید . واقعا اینطوری بی تفاوت بودید ؟ بابا همین چند روز پیش بود مگه نبود حکومت یک حکم سنگین چندین ساله برای چند تا از بچه های جبهه مشارکت صادر کرد . اگر ناراحت نشید باید گفت به خاطر سکوت ما سبزها این ها به خودشون جسارت میدهند که اینچنین امشب به خانواده این عزیزان جسارت کنند . یاد صحبت " بابک داد" عزیز افتادم .آقای به من چه ! یادتونه . نکنه دچار همچنین وضعیتی بشیم بچه ها . خوب دولت کودتا هم اینو میخواد که ما بی تفاوت باشیم . بچه ها ما 30 سال بی تفاوت از یکدیگه زندگی کردیم . آیا الان وقته سکوت جنبش سبزه ؟ به انتظار موسوی نشینیم . خوب خود موسوی هم اینو می خواد . موسوی می خواد هممون رهبر باشیم . شاید هم بنده خدا موسوی نتونه کاری کنه . آیا ما هم باید بی تفاوت باشیم . ؟ وقتش نشده بلند شویم و اعتراضی به این وضعیت بکنیم و همراه خانواده این عزیزان باشیم ؟ باور کنید تمام دلخوشی این عزیزان بودن در صحنه ما سبز هاست اما نه بدین شکل . یا علی .
  دستگیری در مراسم دعا , حکم سنگین زندان , اسرای سیاسی , جبهه مشارکت ,

تایید حکم اعدام حبیب الله لطفی، دانشجوی دانشگاه آزاد ایلام
دادگاه رسیدگی به اتهامات حبیب الله لطیفی به‌ صورت غیر علنی و پس از گذشت ۸ ماه از بازداشت وی، در در دهم تیرماه ۱۳۷۸ در دادگاه انقلاب سنندج برگزار گردید واین دادگاه وی را به اعدام محکوم کرد. دادگاه تجدید نظر روز سه شنبه ۲۹بهمن تایید حکم اعدام را به وکیل ایشان نعمت احمدی ابلاغ نمود. گفتنی‌ست حبیب الله لطیفی فعال سنندجی و دانشجوی دانشگاه آزاد ایلام آبان ماه سال گذشته در سنندج بازداشت شد. بنا بر گزارش‌های منتشره و تائید خانواده وی در بازداشت‌گاه اداره اطلاعات شهر سنندج مورد شکنجه قرار گرفته است. اتهام این فعال کُرد محاربه از طریق عضویت در یکی از احزاب اپوزیسیون کردستان عنوان شده است.
  حکم اعدام ,

حکم اعدام شیرین علم هولی را لغو کنید
۲۱۰۰ نفر از فعالان حقوق بشر با انتشار بيانيه ای خواستار لغو حکم اعدام شيرين علم هولی، زندانی ۲۸ ساله کردی شده اند که بر اساس حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب ، در تاريخ ۲۸ آذر ماه محکوم به اعدام شد. آسيه امينی، فعال حقوق بشر و از امضاء کنندگان اين بيانيه در اينباره با رادیو فردا گفت وگو کرده است.
  حکم , اعدام , شیرین , علم هولی , را لغو کنید ,

دادگاه چهارم برگزار شد ؛ از حکم محاربه برای سنگ پراکنی تا حضور در خیابان ها برای خدمت به مملکت -
مدعی العموم: امروز ديگر كساني كه به خيابان‌ها مي‌آيند معترض نيستند بلكه معاند هستند شبکه جنبش راه سبز (جرس): چهارمين جلسه رسيدگي به متهمان و دستگیر شدگان عاشورای خونین تهران صبح امروز از طرف شعبه 15 دادگاه انقلاب در سالن اجتماعات امام خميني و با رياست صلواتي برگزار شد. به گزارش فارس‌، در ابتداي اين جلسه قاضي صلواتي با بيان اينكه متهمين نمي‌توانند از ذكر نام افرادي كه در جلسه حضور ندارند، نام ببرند گفت‌، افزود: خبرگزاري‌ها، رسانه‌ها نبايد از متهمين نام و يا عنواني كه معرف فردي متهم باشد را منتشر كنند و در صورت اينكار در حكم افترا محسوب مي‌شود. حکم محاربه به علت سنگ پراکنی در ابتدا نماينده مدعي‌العموم در بخشي از كيفرخواست اين متهم اينچنين عنوان كرد؛ متهم متولد سال 1368 و دانشجوي رشته كامپيوتر و با نام مستعار امين مي‌باشد كه اتهاماتي همچون محاربه و افساد في‌الارض، اجتماع و تباني عليه امنيتي كشور، فعاليت تبليغي عليه نظام و توهين به مسئولان نظام را در پرونده دارد. اين متهم يكي از فعالان روز عاشورا بوده و با توجه به اينكه وي فعاليت سياسي دانشجويي هم داشته حكايت از آگاهي متهم نسبت به اقدامات انجام شده دارد. در نماز جمعه‌اي كه آقاي هاشمي رفسنجاني خواندند و آشوب‌هاي پس از آن و البته آشوب‌هاي روزهاي ديگر نيز حضور داشته به نحوي كه تصاوير وي در اين آشوب‌ها هم اكنون موجود است. عليرغم ريزش‌هايي كه در تجمعات اخير نسبت به تجمعات و اغتشاشات اوليه ايجاد شده بود متهم نه تنها از ادامه اقدامات خود منصرف نشده بلكه مصمم‌تر از قبل هم به اين اقدامات دست زده ‌است. عملكرد متهم اجابت خواسته‌هاي ضد انقلاب بوده هر چند كه وي معترف به اقدامات خود است ولي اگر كمترين ترديدي در اين اقدامات داشت، اين چنين وارد اغتشاشات نمي‌شد. در بخش ديگري از سخنان نماينده مدعي‌العموم آمده حضور متهم در سنگ‌پراكني‌هاي روز عاشورا محرز بوده لذا محاربه هم عبارت است از استفاده از اسباب براي ايجاد وحشت و سلب امنيت عمومي. متهم ردیف اول : با انگیزه خدمت به مملکت در خیابان ها خاضر می شدم تا با باند فاسد دولت مقابله کنم در ادامه جلسه متهم پرونده اول در بيان دفاعيات خود نسبت به اتهامات وارده گفت: بنده با طيف غيرقانوني دفتر تحكيم وحدت، طيف علامه مرتبط بودم و در اغتشاشات روزهاي متعددي از جمله اغتشاشات روز به اصطلاح چهلم كشته‌شدگان پس از انتخابات حضور داشتم. وي افزود: پيش از حضور در اين تجمعات غيرقانوني در جريان خبرهاي اغتشاشات بودم ولي براي اولين بار بود كه از نزديك شعارهاي ساختارشكنانه اين عده را مي‌شنيدم. البته روز نماز جمعه‌اي كه آقاي هاشمي آن را مي‌خواند به همراه پدر و برادرم نيز حضور داشته ولي پس از مدتي در اين روز ديدم كه مسير جمعيت نسبت به نمازگزاران تغيير يافته لذا با برادر كوچكم با معترضين همراه شدم البته در همين حين فيلم و عكس نيز از اعتراضات و اغتشاشات تهيه مي‌كردم ولي در عين حال پس از اينكه مامورين نيروي انتظامي در صحنه حاضر شدند محل را ترك كرده و به جمع نمازگزاران پيوستم ولي مجددا در پس از آرام شدن اوضاع به جمع شعار دهندگان پيوستم. وي با اشاره به حضور خود در تجمع روز قدس نيز تاكيد كرد: روز قدس براي مشاهده اوضاع به ميدان انقلاب آمده و ديدم عده‌اي در حمايت از آقاي صانعي شعار مي‌دهند البته همان عده شعار "نه غزه نه لبنان " را سر مي‌دادند. اين متهم پرونده اول ادامه داد: روز عاشورا هم خبر داشتم كه در هر مراسمي قرار است كه تجمع باشد، لذا با دوستان در ميدان وليعصر قرار گذاشتم به همراه جمعيتي كه در يكي از كوچه‌ها جمع شده بودند، به سمت چهار راه وليعصر حركت كرده البته در اين حين فيلم هم مي‌گرفتم و زماني كه اوضاع متشنج شد بنده هم جزو آن كساني بودم كه به سمت ماموران سنگ‌پراكني كردم ولي اين در حالي است كه وقتي اوضاع به هم ريخت به يكي از خانه‌هاي اطراف رفته و زماني كه فضا آرام شد، تصميم گرفتم به منزل بازگردم ولي در همين حين چند نفر را مشاهده كردم كه مجروح شده‌اند لذا به همراه تعدادي آنها را به بيمارستان منتقل كرديم. متهم پرونده اول در چهارمين جلسه دادگاه رسيدگي به اتهامات متهمين حوادث روز عاشورا در ادامه بيان دفاعيات خود، خاطرنشان كرد: پس از انتقال مجروحان به بيمارستان تصميم گرفتم كه مجددا به صحنه خوادث بازگردم تا از نزديك اوضاع را مشاهده كنم. ولي اتفاقات روز عاشورا بيشتر شبيه جنگ خياباني بود تا اعتراض. لذا در عين ناباوري فقط اقدام به تهيه فيلم مي‌كردم. اين فيلم‌ها را تنها به خانواده و برخي دوستان نشان دادم البته براي چند نفر هم اين فيلم‌ها را ارسال كردم. وي با اشاره به گرايش خود به جناح اصلاحات اظهار داشت: از همان اوايل دانشجويي به سمت اصلاح‌طلبان گرايش داشتم؛ البته اين گرايش خانوادگي است لذا تصميم گرفتم كه براي ادامه فعاليت به سمت احزاب بروم. از اين رو در دانشگاه ميزگردي را با حضور نمايندگان كانديداها تشكيل دادم كه از ميان نمايندگان كانديداها فقط نمايندگان موسوي و كروبي در ميزگرد شركت كردند. كه در اين بين نماينده موسوي، تاجزاده بود و نماينده كروبي هم سخنگوي حزب اعتماد ملي يعني گرامي‌مقدم در ميزگرد شركت كرد. متهم پرونده اول در ادامه با اشاره به فعاليت رسانه‌ها پيش از انتخابات تصريح كرد: 15 ماه قبل از انتخابات احزاب اصلاح‌طلب به شدت فعال شده و سايت‌هايي كه دو هفته يك بار هم به روز نمي‌شد، هر روز خبر توليد كرده و در خروجي قرار مي‌دادند. از اين رو اين بمباران خبري روي ما تاثير گذاشت. ماهواره بدترین چیز در کشور است وي افزود: البته بنده در ستاد نسيم 88 ميرحسين موسوي نيز فعاليت داشتم كه اين فعاليت هم شامل جمع‌آوري امضا و شركت در مراسمات بود. ولي در كل بمباران‌هاي خبري مرا با خود برد. چرا كه به ما تلقين مي‌شد كه مقام معظم رهبري در مورد انتخابات در اشتباه هستند و حق را فداي مصلحت مي‌كنند. از طرفي اينچنين به ما تلقين مي‌شد كه صدا و سيما دروغ مي‌گويد لذا امروز هم اغلب جامعه به سمت ماهواره گرايش پيدا كرده و اين ماهواره و شبكه‌هاي ضد انقلاب فارسي زبان در كشور بدترين چيز است. وي در ادامه بيان دفاعيات خود تاكيد كرد:‌ در زندان در جوي آرام و سالم توانستم فكر كرده و البته گوش دادن به شايعات را كنار گذاشته و به نتيجه رسيدم. ولي اين را هم بايد در كل بگويم كه سانسور روزنامه‌ها باعث مي‌شد كه ما به سمت سايت‌ها و منابع غيررسمي برويم از اين رو جو ايجاد شده به ما اجازه فكر كردن در مورد اقدامات خود را نمي‌داد. متهم پرونده اول در ادامه با اشاره به فعاليت خود در ستاد يكي از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري عنوان كرد: در ستادي فعاليت داشتم كه با بمباران خبري مي‌گفتند كه ميرحسين موسوي پيروز انتخابات است، البته در ستاد استان سمنان ميرحسين موسوي هم حضور داشتم و در آنجا نظرسنجي‌هايي به نقل از وزارت اطلاعات، وزارت كشور و ديگر نظرسنجي‌ها براي ما ارسال مي‌شد كه همه آن نظرسنجي‌ها ميرحسين موسوي را پيروز انتخابات اعلام مي‌كرد. وي در ادامه با اشاره به جو ايجاد شده در خصوص پيروزي ميرحسين در انتخابات رياست جمهوري اظهار داشت: اين جو به نحوي پيش رفته بود كه در جلسه پرسش و پاسخ موسوي با دانشجويان، دانشجويي پشت تريبون رفته و وي را رئيس‌جمهور موسوي خطاب كرد و پس از بيان اين جمله،‌ جلسه به هم ريخت و همه در خوشحالي بيان اين جمله كف و سوت مي‌زدند از اين رو همه بايد بدانند كه چه جوي در آن زمان حاكم شده بود و ما با اين توهم در انتخابات شركت كرديم. متهم پرونده اول دادگاه رسيدگي به اتهامات اغتشاشگران روز عاشورا با اشاره به حوادث پس از انتخابات تاكيد كرد: پس از انتخابات وقتي ديديم ميرحسين موسوي 30 درصد از مجموع آرا را كسب كرده و همه آن نظرسنجي‌هايي كه آراي وي را بالاي 50 درصد اعلام كرده بودند،‌ دروغ بوده است لذا اين فكر به ذهن‌مان آمد كه در انتخابات تقلب شده است. البته بيانيه‌ها و مصاحبه‌ها نيز اذهان همه را به همين امر سوق مي‌داد. وي افزود: اين جو به نحوي شده بود كه برخي خواص هم حتي در مراسم تنفيذ و تحليف رئيس‌جمهور شركت نكردند البته جو ديگري هم وجود داشت و آن اينكه مي‌گفتند در ايران كودتاي سياسي صورت گرفته و به ما اين موضع را القا كرده و از ما مي‌خواستند كه شما بايد حق خودتان را بگيريد. متهم پرونده اول ادامه داد: ما به كساني اعتماد كرديم كه منافق نبودند بلكه مسئولان سابق همين نظام بودند البته هيچ كدام از دوستان من هم نمي‌دانستند كه آيا در انتخابات تقلب شده يا نه، لذا به كساني اعتماد كرديم ولي امروز آن‌ها پشت ما را خالي كرده و ما اينجا در دادگاه هستيم. وي با اشاره به اتهام اقدام عليه نظام نيز گفت: تا اين حد عقل دارم كه نظام اسلامي حداقل چيزي كه برايم فراهم كرده، امنيت است لذا چه دليلي دارد عليه نظام اقدام كرده باشم. متهم پرونده اول در ادامه جلسه با طرح ادعايي عجيب گفت: با انگيزه خدمت به مملكت در خيابان‌ها حاضر مي‌شدم و با استفاده از سايت سازمان مجاهدين كه درون نظام فعال است، مي‌توانم ادعاهايم را اثبات كنم. البته براي مقابله با باند فسادي كه به من القا شده بود و با مركزيت دولت اين باند فعاليت مي‌كرد، سنگ به دست مي‌گرفتم. وي در ادامه گفت: بنده چند بيانيه هم از مجموع بيانيه‌هاي ساختارشكنانه دفتر تحكيم وحدت طيف علامه را نيز امضا كردم ولي در كل پس از پرتاب سنگ‌هايي كه به كسي هم نمي‌خورد به دليل تخليه احساسات، حتي احساس راحتي هم مي‌كردم. صحبتهای وکیل مدافع متهم اول در ادامه جلسه وكيل مدافع اين متهم در طي سخناني در دفاع از موكل خود، اظهار داشت: براي تحقق جرم سه ركن وجود دارد و در بزه افساد في‌الارض اعلام شده در مورد موكلم اين سه ركن وجود ندارد. لذا آيا موكلم كه دانشجو است، با توجه به مطالب ارائه شده انگيزه ايجاد رعب و هراس و سلب امنيت مردم را داشته‌ است. وي افزود: جواني كه به وي القاي تقلب در انتخابات را كرده‌اند هيچ گاه قصد ايجاد رعب و وحشت را نداشته و صرفا به قصد اعتراض وارد تجمعات غيرقانوني شده و هيچ دشمني با نظام هم ندارد. وكيل مدافع پرونده متهم اول در ادامه تصريح كرد:‌ با توجه به سن و سال موكلم كه تحت تاثير شرايط به وجود آمده قرار گرفته استدعا دارم با در نظر گرفتن شرايط مذكور با عطوفت همراه با عفو در مورد وي رفتار شود. در ادامه جلسه متهم مجددا در بيان آخرين دفاعيات خود اين چنين گفت: ‌بنده اشتباهاتي كرده و اين اشتباهات را قبول دارم چرا كه در مورد منابع خبري خود تحقيق جامعي نكردم به طور مثال موسسه‌اي كه به نام امام پس از اهانت به ايشان بيانيه داد و ما را به بيراهه برد‌، شما هم مي‌توانيد ببينيد چه كساني در اين موسسه هستند. من فكر مي‌كردم رهبري در مورد انتخابات اشتباه مي‌كند ولي امروز مي‌فهمم و مي‌دانم كه ما اشتباه كرديم لذا از ايشان عذرخواهي مي‌كنم. مدعی العموم :معترض نیستند معاندند در ادامه جلسه نماينده مدعي‌العموم طي سخناني در خصوص اتهامات وارده نسبت به اين متهم تاكيد كرد:‌هر حكومتي حق دارد از خود دفاع كند و اگر ما بخواهيم اين متهم را به عنوان معترض بناميم بله مي‌توان وي را در همان هفته‌هاي اول معترض ناميد ولي تا چه زماني حكومت مي‌تواند يك نفر را معترض بنامد. وي افزود: امروز ديگر كساني كه به خيابان‌ها مي‌آيند معترض نيستند بلكه معاند هستند و نبايد با اصطلاحات حقوق بشري غرب فريب خورد لذا قابل قبول نيست كه اين متهم را معترض بناميم. نماينده دادستان اضافه كرد: متهم خود مي‌گويد كه ما با فراخوان ضد انقلاب وارد صحنه شديم، همان رسانه‌هايي كه شما را دعوت به آزادي كردند ببينيد كه امروز با فلسطين و برخي كشورهاي ديگر چه طور برخورد مي‌كنند. متهم پرونده دوم: اهل خشونت نیستیم در ادامه رسيدگي به اتهامات تعدادي ازدستگیرشدگان روز عاشورا به پرونده متهم دوم نيز رسيدگي شد و بنا به درخواست نماينده دادستان فيلم ارتكاب جرم اين متهم در دادگاه پخش شد. متهم پرونده دوم كه به گفته دادستان به اجتماع و تباني براي اتخاذ جرم عليه امنيت ملي، تخريب و آتش‌زدن اموال عمومي و شركت در اغتشاشات روز عاشورا به دعوت رسانه‌هاي بيگانه متهم است به دستور قاضي صلواتي براي دفاع از خود در جايگاه قرار گرفت و اظهار داشت: جناب آقاي قاضي در انتخابات اخير 80 الي 90 درصد مردم هيجاني شده بودند و اين در همه مردم محسوس بود من هم در حوادث بعد از انتخابات هيجاني شده بودند. وي با بيان اينكه از طريق BBC از اجتماع و اغتشاش در روز عاشورا مطلع شده بوده است، گفت: ساعت 11:15 از خانه بيرون آمده و در زير پل كالج اقدام به شعار دادن كردم اما حقيقت اين است زماني كه زير پل كالج رسيدم و ديدم كه عده‌اي در حال حمله به ماموران امنيتي هستند سعي كردم وضعيت را آرام كنم و به سمت نيروهاي امنيتي رفتم و خطاب به مردم گفتم كه ماموران را نزنيد. اين متهم پرونده دوم ادامه داد: در اين حادثه زخمي شدم و سرم دچار خونريزي شد در حالي كه به سمت پارك دانشجو در حال حركت بودم يكي از كلاه‌هاي ماموران امنيتي را كه زمين افتاده بود برداشته و روي سرم گذاشتم و به سمت خيابان رودكي رفتم و در بين راه يك پارچه سبز پيدا كرده و دور گردنم انداختم. اين متهم تصريح كرد:زماني كه اغتشاشات را در روز عاشورا ديدم برايم قابل تصور نبود كه وضعيت اينگونه بشود اما نتوانستم خودم را كنترل كنم و در حقيقت، جو زده شدم. وي كه حوادث روز عاشورا را همچون شب چهارشنبه سوري توصيف مي‌كرد، خاطر نشان كرد: اي كاش دستم قطع مي‌شد و اقدام عليه ارزش‌هاي خودم نمي‌كرد. اي كاش به جاي آنكه سطل آشغال را آتش مي‌زدم خودم را آتش مي‌زدم. وي گفت: در آن مكاني كه من اقدام هنجارشكنانه انجام داده بودم ده‌ها سال بود كه شربت نذري براي امام حسين پخش مي‌كردم كه اين براي من غيرقابل قبول است و من امروز شرمنده امام‌حسين هستم. اين متهم پرونده دوم با بيان اينكه كانديداي مورد حمايت وي و برخي نخبگان به وي ستم كرده‌اند، اظهار داشت: آقاي قاضي در همه جاي دنيا رسم بر اين است كه صندوق‌هاي رأي نتيجه انتخابات را مشخص مي‌كند اما برخي كانديدا به اين صندوق‌ها اعتماد نكردند تا ما نيز به فضاي جامعه بدبين شويم. وي افزود: من مي‌خواستم بدانم كه معترضين چقدر هستند و براي همين در خيابان حاضر شده‌ام. اين متهم در پاسخ به اين سئوال قاضي صلواتي كه تصاوير حاكي از حمله شما به ماموران امنيتي دارد اما شما ادعا مي‌كنيد كه در حال كمك به ماموران امنيتي بوده‌‌ايد، گفت: آقاي قاضي من قسم مي‌خورم كه اهل دست بلند كردم نيستم، اهل خشونت نيستم و فقط به اين مامور امنيتي كمك كردم لطفا اين را نفرماييد. قاضي صلواتي خطاب به اين متهم گفت: شما چهارشنبه‌سوري را با روز عاشورا قياس مي‌كنيد آيا تفاوت اين دو روز را نمي‌دانيد كه متهم گفت، آقاي قاضي من قصد اهانت نداشتم. فقط مي‌خواستم شرايط را براي شما توصيف كنم. وكيل مدافع متهم پرونده دوم براي دفاع از موكل خود در جايگاه قرار گرفت و ضمن تشكر از قاضي و نماينده دادستان اظهار داشت: آقاي قاضي موكل من كه مواردي كه نماينده دادستان به آن اشاره كرده است اعتراف كرده اما بايد قبول كنيم كه وي تحت تاثير شرايط قرار گرفته است و بدون قصد قبلي اين اعمال را انجام داده است. وي افزود: موكل من هيچ فعاليت حزبي بر عليه نظام نداشته و با هيچ گروه ضد انقلاب همكاري نكرده است بر همين اساس از شما مي‌خواهم تا مراعات ماده 22، 25 و 728 قانون مجازات اسلامي را در خصوص موكلم مراعات كنيم. متهم پرونده دوم بنا به در خواست قاضي صلواتي براي ايراد آخرين دفاعيات خود گفت:‌ آقاي قاضي در ابتداي جلسه گفتيد كه بالاتر از قاضي تنها خداست و به خاطر خدا به من لطف كنيد. من هيچي جزء اينكه بگويم اشتباه كردم را ندارم كه بگويم. وي خطاب به قاضي گفت: آقاي قاضي كانديداي شكست خورده اطرافيان و طرفداران آنها و حتي كساني كه راهشان را ادامه مي‌دهند ما را تحت تاثير قرار داده‌اند و البته بايد بگويم كه من اشتباه كردم. متهم پرونده سوم: صداي آمريكا فريبم داد! در ادامه دادگاه پرونده متهم سوم نيز رسيدگي شد و فراهاني نماينده دادستان به درخواست قاضي صلواتي كيفر خواست اين متهم را قرائت كرد و گفت: مقابله با اسلاميت نظام و اصل ولايت فقيه اقدام عليه نظام از طريق شركت در اجتماعات غيرقانوني و همچنين اهانت به مقام معظم رهبري و استفاده از تجهيزات ماهواره از جمله اتهامات متهم پرونده سوم است. متهم پرونده سوم كه به درخواست قاضي براي دفاع از خود در جايگاه قرار گرفته بود در دفاعيات خود، اظهار داشت: آقاي قاضي در انتخابات اخير به اين دليل كه نمي‌دانستند كدام جريان در مناظره درست مي‌گويد شركت نكردم. وي با اشاره به حضور در اغتشاشات بعد از انتخابات تصريح كرد: در اجتماعات و اغتشاشات اخير شركت كرده‌ام اما بعد از اينكه مقام معظم رهبري فرمودند كه در تجمعات غيرقانوني شركت نكنيد از ادامه حضور در اغتشاشات و تجمعات صرف نظر كرده‌ام. متهم پرونده سوم با بيان اينكه در اغتشاشات 13 آبان حضور نداشته است، يادآور شد: آقاي قاضي، احساس مي‌كردم كه عده‌اي مردم را مي‌زنند و اين از طريق صداي آمريكا به من القا شده بود بر همين اساس تصميم گرفتم تا در روز عاشورا در تجمعات شركت كنم. وي افزود: خانم باردار من سعي مي‌كرد كه جلوي من را بگيرد اما من وي را هول دادم و به سمت خيابان حركت كردم. اين متهم پرونده سوم خاطر نشان كرد: زماني كه به ميدان امام‌حسين رسيدم از آن تجمعي كه صداي آمريكا گفته بود خبري نبود بر همين اساس به سمت ميدان سپاه رفتم، 30 نفر در آنجا حضور داشتند كه به نظر 20 نفر آنها مثل من تحت تاثير قرار گرفته بودند. من عليه نظام شعار ندادم و فقط عليه مقامات نظام شعار مي‌دادم. به جان همسرم قسم نمي‌دانم كه چه شد عليه اصل ولايت فقيه شعار دادم. اين متهم پرونده سوم افزود: زماني كه به خانه آمده‌ام و تصوير خودم را در تلويزيون ديدم ناراحت شدم و به خودم گفتم كه من مشكلي با دين نداشتم چرا در اغتشاشاتي كه عليه دين شعار دادم شركت كرده‌ام. وي ادامه داد: بعد از اغتشاشات روز عاشورا مو و ريش خود را كوتاه كردم تا شناخته نشوم و به سمت ساري متواري شدم و چندين شب در شهرهاي آمل، قائم‌شهر و آستارا ماندم و در نهايت به تهران آمدم. متهم پرونده سوم گفت: زماني كه به منزل خودم آمدم احساس مي‌كردم كه ديگر ماموران امنيتي با من كاري ندارند اما آنها به مقابله در ما آمدند تا من را دستگير كنند در همين زمان به سرعت متواري شدم و با يكي از دوستان خود تماس گرفته و درخواست كمك كردم، اين دوستم به من گفت به كرمان بروم و با يكي از اعضاي كموله ،آشنا شوم تا وي من را نجات دهد. وي ادامه داد: به دليل وابستگي شديدي كه با همسرم داشتم با وي تماس گرفتم تا به منزل دوستم بيايد كه من او را ببينم. اما در اين حين دستگير شدم. متهم پرونده سوم با بيان اينكه قبل از دستگيري ذهنيت منفي از دستگاه قضايي و نيروهاي امنيتي در ذهن وي متبادل شده بود، خاطر نشان كرد: بعد از دستگيري برخورد خوب نيروهاي امنيتي با من موجب تغيير اين ذهنيت شد به طوري كه حتي من با بازجوهايم در يك مكان غذا مي‌خوريم. وي در خصوص انگيزه‌اش از شركت در اغتشاشات روز عاشورا گفت: آقاي قاضي من احساس مي‌كردم كه در منزل نشسته‌ام اما زن و بچه مردم در خيابان‌ها كتك مي‌خورند اما زماني كه در اغتشاشات شركت كرده‌ام باورم شد كه اين احساس من درست نبوده است. متهم پرونده سوم در پاسخ به اين سئوال قاضي كه آيا شما از حضور فرقه ضاله بهايي است، منافقين و سلطنت‌طلبان در اغتشاشات باخبر بوديد يا نه، گفت: آقاي قاضي صداي آمريكا مي‌گفت كه مردم در تجمعات شركت مي‌كنند و من حرف‌هايي آنها را باور مي‌كنم. وكيل مدافع متهم پرونده سوم بنا به درخواست قاضي صلواتي به جهت دفاع از موكل خود در جايگاه حاضر شد و گفت: هدف قانون‌گذار اين بوده است كه متهم و يا مجرم تربيت و اصلاح شود. وي افزود: موكل من هيچ فعلي كه مشمول محاربه باشد را انجام نداده و با ماموران امنيتي درگير نشده است. وي خطاب به قاضي گفت: آقاي قاضي با عنايت به توبه شرعي موكلم، جوان و متاهل بودن وي از شما نمي‌خواهم كه ماده 25 قانون اساسي را در خصوص موكلم اعمال كنيد. متهم پرونده سوم در آخرين دفاعيات خود گفت:‌ من امروز شرمنده هستم به اين خاطر كه عروسك خيمه‌شبازي صدا و آمريكا بوده‌ام بر همين اساس از مقام معظم رهبري و ملت ايران عذر مي‌خواهم و از شما مي‌‌خواهم فرصتي دوباره براي بازگشت من به جامعه بدهيد. نماينده دادستان نيز در پايان گفت: اين متهم عالمانه و عامدانه در اغتشاشات وجود داشته و به اين مسئله اذعان دارد و اعتراف مي‌كند كه به دعوت رسانه‌هاي بيگانه در خيابان‌ها حاضر شده‌اند و اين يك تباني نانوشته است كه ماده 610 در خصوص وي محرز است.
  حکم محاربه ,

حکم محمدرضا نوربخش در دادگاه تجدیدنظر به سه سال حبس قطعی تغییر یافت
محمدرضا نوربخش سر دبیر روزنامه فرهیختگان و عضو ارشد شورای سردبیری سایت جمهوریت که از روز ۱۳ مرداد در بازداشت به سر می برد در دادگاه بدوی به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده بود که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به سه سال حبس قطعی تغییر یافت. گفته می شود دو سال از این محکومیت سه ساله به دلیل شرکت وی در راهپیمایی آرام چند میلیون نفری معترضان به نتیجه انتخابات در روز ۲۵ خرداد است که به راهپیمایی سکوت مشهور شده است. براساس اصل۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است.
  حکم , نوربخش , دادگاه , تجدیدنظر , حبس ,

اجرای ۲ حکم اعـــــدام دیگر در سيرجان / ۷ اعدام در ۷ روز گذشته!
خبرگزاری هرانا- علي نخعي مسئول دادگستري شهرستان سيرجان امروز در گفتگو با خبرنگر فارس در اين شهرستان اظهار داشت: اين دو نفر به نام‌هاي اسماعيل-ف و محمد-االف هستند كه در سرقت‌هاي مسلحانه، آزار و اذيت مردم و همچنين سرقت از بانك نجف‌شهر طي يك سال گذشته اقدام كرده‌اند. به گزارش فارس، وي افزود: حكم اعدام اين دو نفر به تائيد ديوان عالي كشور رسيده است و فردا اجرا مي‌شود/ این اعدامها در حالی است که‌ به‌ گزارش خبرگزاریها، چهارشنبه‌هفته‌ قبل نیز3 تن دیگر در زاهدان اعدام شدند و پس از آن خبر اعدام فرد...
  اعدام , حکم اعـــــدام , سيرجان , کرمان , زاهدان , کردستان , اعدام ,

حکم اعدام برای ريحانه به جرم دفاع در برابر تجاوز
رژيم اسلامی ايران نه تنها خود به حقوق زنان تجاوز ميکند، بلکه دختران و زنان ايرانی را موظف ميداند در صورتيکه مردی قصد تجاوز و حتی قتل آنها را داشت به او تسليم شوند. تازه بعد از تجاوز هم معلوم نيست از شر رژيم جان به در ببرند. بيدادگاهی که برای ريحانه تشکيل شد و حکم صادره از آن شاهد ديگری است بر اين حقيقت که قبلا هم مصداق داشته است. به راستی که ديگر حتی يک روز دوام اين نظام جنايتکار جايز نيست. رژيم ثانيه های عمرش را با قتل مردم از هرقشر و طبقه و دسته و با آويزان شدن به هرنوع بهانه اي، تامين ميکند و ما با ثانيه ها برای سرنگونی رژيم بی تاب تر ميشويم. در گزارش اعتماد سن ريحانه 19 سال ذکر شده است. معلوم نيست اين سن زمان حادثه است که دو سال پيش بود يا زمان حاضر. متن گزارش اعتماد را بخوانيد.
  حکم اعدام برای ريحانه به جرم دفاع در برابر تجاوز ,

اجرای اعــــدام 3 شهروند در استان فارس
خبرگزاری هرانا: خبرگزاری فارس امروز در گزارشی از اعدام چندین نفر از جمله 3 محارب در شهر شیراز خبر داده است ، در این گزارش نام اعدام شدگان و تاریخ دقیق اعدام آنان اعلام نشده است ، اتهام برخی از این اعدام شدگان، قاچاق مواد مخدر عنوان شده است ، در این گزارش همچنین گفته شده سه تن از اعدام شدگان به اتهام محاربه اعدام شدند. (کل خبر)
  اعدام , اجرای حکم , ایران , نقض حقوق بشر ,