لرد داود آلیانس، از محله درب زنجير كاشان تا مجلس اعيان انگلستانداود آليانس كه ارديبهشت ماه سال 1383 به كسب عنوان «لرد» نائل شد، نخستين ايراني است كه به مجلس اعيان انگليس وارد شده است.
لرد داود آليانس كه به لرد ديويد آليانس معروف است، در سال 1311 در محله درب زنجير كاشان در خانوادهاي كليمي به دنيا آمد و تا 13 سالگي در آنجا ماند. پس از آن كه از ادامه تحصيل بازماند، راهي تهران شد و در يكي از حجرههاي بازار تهران به شاگردي پرداخت و تا 17 سالگي، همان جا مشغول فعاليت كاري براي امرار معاش خود بود. وي از آنجا كه نتوانسته بود به تحصيلات خود ادامه دهد، به ناچار شبها سعي ميكرد از وقت آزاد خود، جهت آموختن دروس آكادميك بهره ببرد، به گونهاي كه دوستانش نقل ميكنند كه وي در رشته حسابداري، نسبت به ديگر همكارانش سرآمد بوده و توانايي زيادي در كسب علم از خود نشان ميداده است. در سال 1329، داوود آليانس به كشور انگلستان و شهر منچستر مهاجرت كرد. يكي از نخستين فعاليتهاي او، خريد پارچه براي ايران بود. او سپس با خريد يك شركت بزرگ سفارش كالا از طريق پست ميل اُردر (Mail Order) به نام اِن براون (N.Brown) و توسعه آن، دامنه فعاليتهاي خود را گسترش داد. وي شركت توليدي منسوجات «كوتز وايلا» را زماني پايهگذاري كرد كه صنعت منسوجات، رو به شكست ميرفت. طولي نكشيد كه اين شركت به بزرگترين موسسه توليد منسوجات در انگليس تبديل شد و بيش از 75 هزار كارگر و كارمند را در صدها كارخانه در 65 كشور جهان به استخدام خود درآورد.

لرد
داود آلیانس , مجلس اعيان , زندگینامه , یهودیان ایران ,
۴۶ روز اعتصاب غذا: جان ارژنگ داودی در خطر است دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران: زندانی سیاسی ارژنگ داودی در چهل و ششمین روز اعتصاب غذای خود به سر میبارد . وی از تاریخ ٣۰/۱/٨۷ در پی تحقق خواسته های خود که عبارتند از : پایان روند غیرقانونی برخوردها ، اعمال فشارها و تبعید وی و همچنین بازگرداندن وسایل شخصی ضبط شده توسط زندان و دراختیار گذاشتن کپی از حکم محکومیت خود دست به اعتصاب غذا زده است .
این اعتصاب غذا که در زندان اوین آغاز شد با برخورد بد مدیریت زندان و انتقال آقای داودی به واحد ۶ زندان رجایی شهر کرج ادامه یافت ، عدم استمرار خبررسانی پیرامون وضعیت آقای داودی نیز به لحاظ محدودیتهای ارتباطی واحد ۶ زندان رجایی شهر کرج میباشد .
در هفته گذشته به همسر وی ملاقاتی جهت صحبت با آقای داودی برای پایان دادن به اعتصاب غذا داده شد ، وی در این ملاقات به شدت از لحاظ جسمانی ، وزن بدن ، فشار خون و بینایی رو به تحلیل رفته بود . بر اساس گزارشات دریافتی وی علیرغم وضعیت خطرناک خود همچنان در اعتصاب غذا به سر میبرد . بهداری زندان اعلام نموده است تداوم این وضع منجر به کما رفتن آقای داودی در طی روزهای آتی خواهد شد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران اعتصاب غذای زندانیان سیاسی که به خطر افتادن سلامت و جان آنان است را وسیله ای غم انگیز برای رسیدن زندانیان به حقوق خود میداند و بستر این نوع اعتراضات را سیستم امنیتی زندانها و بی توجهی تعمدی سیستم زندانبانی به زندانیان سیاسی و حقوق آنان میداند . از اینرو مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن اعتراض به بی توجهی مدیریت زندانها نسبت به حقوق و جان زندانیان بدینوسیله از وضعیت وخیم جسمی آقای ارژنگ داودی نگرانی عمیق خود را ابراز مینماید و خواستار توجه نهادهای حقوق بشری و رسانه های عمومی به وضعیت بغرنج وی میباشد.

ارژنگ
داودی , اعتصاب غذا , زندانی سیاسی , زندان اوین , رجایی شهر کرج ,
پدرم خشونت جنگ با عراق را بازگو می کند من خجالت مي كشم بنويسم پدر چه فحشهاي بدي به مادر مي دهد .پدر انگار تما شاگران را نمي بيند . هر چه مي خواهد يا نمي خواهد ، مي گويد . نمايش هنگامي براي تماشاچيان ديدني مي شود كه پدر از بد و بيراه گفتن خسته مي شود . رنگش قرمز مي شود . بخار مي كند . به صورت خود چنگ مي اندازد . فرياد مي كشد و سرش را به در آهني حياط مي كوبد .هيچ كس جلو نمي آيد . هيچ كس نمي خواهد كه جلو بيايد . چون به قول مادر ، درد نكشيده است . چون اگر بيايد نمايش تمام مي شود . چون مرد نيست .مادر نمي داند خود را از چشم نا محرمها بپوشاند يا مواظب پدر باشد كه سرش را به در آهني حياط نكوبد . چادر را به دندان مي گيرد و سعي مي كند دستهاي پدر را بگيرد . انگار تنها مرد معركه خود اوست .

مادر, چادر, پدر, جانباز,
داود رجبی ,
استمداد همسر مهندس ارژنگ داودی از سازمانهای حقوق بشری برای نجات جان همسرش باستحضار ميرساند آقای ارژنگ داودی ، مدير مجتمع علمی � فرهنگی پرتو حکمت در تاريخ 18/8/82 دستگير شده و باتهام !؟ تشکيل و اداره جنبش آزادی ايرانيان ، سازماندهی فعالان و محکومان سياسی کشور و نوشتن مانيفست جمهوری سکولار به چندين سال زندان محکوم گرديده اند . بکار بردن عبارت چندين سال به اين دليل می باشد که با وجود سپری شدن 5 سال از دوران محکوميت ، حکم صادره هنوز به ما ابلاغ نشده و درک ما از سالهای محکوميت ايشان به صحبتهای شفاهی قاضی و مدير دفتر وی مريوط ميشود که تا 20 سال نيز ذکر شده است .
نوشتن مصيبتها و شکنجه هايی که در حين بازجويی به ايشان وارد آمده است و نيز نگهداری در بين اشرار و قاچاقچيان ، مآلا" تبعيد به بندرعباس از درد جانکاهی ....

استمداد مهندس ارژنگ
داودی سازمانهای حقوق بشری نجات جان همسر ,
نامه ارژنگ داودی در پنجاه و ششمين روزاعتصاب غذانامه ارژنگ داودی در پنجاه وششمين روزاعتصاب غذا خطاب به افکار عمومي:
با ياد خدا.
با نام انسان ، به نام عشق ، به نام خرد ، به نام آزادي و به نام اخلاق.
آزاديخواهان جهان ، هم ميهنان گرامي اي آدمهايي که بر ساحل بساط ...
من قربانی ستمبارگی فقيه خونخوارم،
به استحضار همگان ميرسانم که پس از پنج سال پيگيريهاي بي حاصل به ناچار در اعتراض به رفتارهاي غيرانساني نيروهاي امنيتي - اطلاعاتي رژيم به سرکردگي آدمخوار معروف حسن حداد ، معاونت امنيت از روز جمعه 30/1/87 در سلول انفرادي زندان اوين (ابوقريب) اعتصاب غذاي نامحدود خود را اعلام نمودم .
همانطوري که انتظار ميرفت زندانبانان اوين به جاي انعکاس دلايل اعتصاب غذا که دقيقاً با قوانين رژيم انطباق کامل دارد ، مکرراً مرا تهديد کرده و نهايتاً در تاريخ 8/2/87 بر اساس يک دستور کتبي بدون نام و نشان و امضاء ؟! با غل و زنجير به زندان مخوف زندان رجايي شهرکرج که شکل دخمه هاي قرون وسطايي را در ذهن آزادگان تداعي ميکند انتقال دادند .
سه تن از سرکردگان معلوم الحال و قانون ستيز اين زندان به نامهاي آجير ، علي محمدي و ترابي پس از بي نتيجه يافتن تهديدهاي پيشين زندانبانان اوين بدون توجه به طرح طبقه بندي جرايم و تفکيک زندانيان مرا به بند 6 سالن 16 فرستادند که ظرفيت آن براي نگهداري 34 زنداني ميباشد ولي 210 نفر در آن به طرز رقت آوري در هم مي لولند. علاوه بر اين بر اکثريت زندانيان اين بند را جانيان بالفطره و منحرفان اخلاقي ، قاتل و سارق مسلح تشکيل ميدهد بلکه يکي از مسئولان آن به نام علي بخشي معروف به حاجي بخشي است که در قتل زنده ياد زهراکاظمي نقش مستقيم داشته است!؟

ارژنگ
داودی , اعتصاب غذا , زندانی سیاسی , زندان اوین , رجایی شهر کرج ,
مجوز كنسرت گروه موسيقي اندونزيايي - آمريكايي «دبو» چند ساعت مانده به اجراي برنامه در تالار بزرگ وزارت كشور لغو شدقرار بود گروه موسيقي اندونزيايي - آمريكايي «دبو» در روزهاي هشتم تا دهم مرداد ماه به مناسبت مبعث پيامبر(ص) به مدت سه شب ساعت 20:30 در تالار بزرگ كشور به اجراي كنسرت بپردازد كه مجوز اين برنامه ساعاتي قبل توسط دفتر موسيقي وزارت ارشاد لغو شد.
هنوز دليل لغو اين كنسرت ذكر نشده است و اين درحالي است كه مردم از مدتي قبل بليط كنسرت را تهيه كرده و در مقابل وزارت كشور حاضر شده بودند.
امروز نيز يكي از اعضاي گروه «دبو» در شبكه سوم سيما حاضر شده و يكي از قطعاتي را كه قرار بود در برنامه امشب اجرا كنند، بهصورت زنده در تلويزيون نواخته بود.
گروه موسيقي «دبو» به سرپرستي و آواز «كميل مصطفي بن داود» متشكل از برخي از هنرمندان مسلمان آمريكايي است كه 9 سال پيش به اندونزي مهاجرت كردند و تاكنون كنسرتهايي را به زبان فارسي، انگليسي، تركي، اسپانيايي، عربي و چيني در كشورهاي مختلف اجرا كردهاند.
آنها قرار بود در اين كنسرت قطعاتي را با مضامين عشق و صلح دوستي در آيين اسلام اجرا كنند.
انتهاي پيام/

كنسرت , موسيقي اندونزيايي - آمريكايي , دبو , كميل مصطفي بن
داود , تالار بزرگ وزارت كشور ,
اعدام يک متهم به جاسوسی در زندان اوینداود عبدالهي که در ارديبهشت ماه سال 1377 به اتهام جاسوسي از سوي دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده بود پس از سپري نمودن قريب به 9 سال زندان سرانجام در تاريخ 2/4/87 در محوطه زندان اوین اعدام گردید.
وي بعنوان يک نظامي در سالن 5 اندرزگاه 7 زندان اوين که با مشارکت دادسراي نظامي مديريت ميگردد نگهداري ميشد .
حکم اعدام نامبرده در حالي اجرا گرديد که حتي مقدماتي براي تخفيف و تقليل حکم نامبرده از سوي مراجع قضائي مطرح شده بود.

زندان اوین ,
داود عبداللهی ,
كاسه چيني / داستان کوتاهدست راستش را بالا آورد ، عينك ذره بيني را از روي صورتش برداشت و دوباره به آيينه خيره شد . آسمان چشمهايش رعدي زد و شروع به باريدن كرد .قناري سبز پا بزرگي كه در همه اين سالها ، كنار در اتاق ، سر ميخ ، همدم روزهاي بلند تابستان و شبهاي دراز زمستانش بود تركيد و زد زير آواز .امروز سر ظهر خودش آمد جلوي در و يك كاسه آش رشته نذري هم توي دستش بود . خدا مي داند چند دقيقه تو كوچه معطل شد تا كت و شلوار مشكي را از داخل كمد در آورد و روي لباس سفيد اتو زده يقه بلندش بپوشد و بعد از خالي كردن يك شيشه عطر روي آن بييايد دم در .وقتي در را باز كرد او را ديد كه يك كاسه چيني پر از آش مثل لرزانك تو دست لاغرش تكان مي خورد و با دست كم جان ديگر كه يك انگشتر عقيق قرمز كوچك تو انگشتش بود لبه چادر سفيد گلدار را با وسواس دور صورت گردش جمع كرده بود .كاسه آش را گرفته بود و از اينكه چشمهايش بي اختيار به چند تار مو كه دستشان را از بقيه جدا كرده بودند و جلوي چشمهاي آبي كم سويش تاب مي خوردند افتاده بود ، خجالت مي كشيد .قطرات اشك ، آرام آرام از پهناي صورتش پايين مي آمدند ومي افتادند رو لبه هاي كت مشكي كه از ظهر تا حالا يكسره تنش بود . اشكهايش را پاك كرد و خيره شد به كاسه چيني پر از آب لب پنجره كه تنها شاخه گل سرخ گلدان را قيچي كرده بود و داخل آن انداخته بود .از وقتيكه بي بي مرده بود چهار پنج سال مي گذشت . انگار همين ديروز بود ؛ بهشت زهرا ، شب هفت ، چهلم ، سالگرد و حالا او بود و اين همه سالهاي تنهاي

كاسه چيني , بي بي , جرعه ,
داود رجبی ,
انتقاد شديد وزير قبلی دولت احمدی نژاد از سياست هاي اقتصادي دولتوزير سابق اقتصاد گفت: با متوسط رشد فعلي اقتصاد کشور محال است به جايگاه چشمانداز20 ساله دست پيدا کنيم.
به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران، "دکتر داود دانش جعفري" در همايش بررسي ديدگاههاي اقتصادي شهيد بهشتي که در قزوين برگزار شد با بيان اين مطلب اظهار کرد: کشورهاي همسايه ايران در حال حاضر داراي رشد اقتصادي بيش از پنج درصد هستند و محال است ايران بتواند با وضعيت فعلي تا سال 1404 به کشور اول منطقه از نظر اقتصادي، علمي و فناوري تبديل شود.
وي افزود: ايران براي رسيدن به جايگاه مد نظر بايد متوسط رشد اقتصادي خود را به بيش از هشت درصد افزايش دهد!
داود دانش جعفري , سياست هاي اقتصادي دولت , احمدی نژاد ,
نامه سرگشاده ارژنگ داودی در 56- امين روز اعتصاب غذا با نام انسان ، به نام عشق ، به نام خرد ، به نام آزادى و به نام اخلاق
آزاديخواهان جهان ، هم ميهنان گرامى اى آدمهايى که بر ساحل بساط ...
من قربانى ستمبارگى فقيه خونخوارم ،

نامه سرگشاده ارژنگ
داودی 56- امين اعتصاب غذا ,
طعم گس خرمالو // داستان کوتاهآفتاب هيچ گرمايي نداشت و آرام از دستان درخت خرمالو پايين مي رفت . بچه ها در حياط نبودند . تنها گنجشكها بودند كه روي شاخه ها بالا و پايين مي پريدند و سرشاخه هاي نازك درخت را مانند سوزن در تن قرمز و تبدار آفتاب فرو مي كردند . آفتاب روي شيشه پنجره خون گريه مي كرد و استكان سرد چاي كنار بخاري به سياهي مي زد . دهان خشكش از طعم گس خرمالو بد مزه شده بود

گنجشك , گس , خرمالو ,
داود رجبی , طعم , طعم گس , خرمالو , جرعه ,
آلبوم جدید داوود بهبودی به نام ناز گلشاد و شنیدنی حتما دانلود کنید

نازگل ,
داود بهبودی ,
ارژنگ داودی در چهل و ششمین روز اعتصاب غذازندانی سیاسی ارژنگ داودی در چهل و ششمین روز اعتصاب غذای خود به سر میبرد. وی از تاریخ ۳۰/۱/۸۷ در پی تحقق خواسته های خود که عبارتند از: پایان روند غیرقانونی برخوردها ، اعمال فشارها و تبعید وی و همچنین بازگرداندن وسایل شخصی ضبط شده توسط زندان و دراختیار گذاشتن کپی از ...

زندانی سیاسی , اعتصاب غذا , ارژنگ
داودی ,
بازنشسته ها جایی برای زندگی ندارند / داستان کوتاه /بغض پيرمرد تركيد .
- پسرم… پسرمه .
- پسرت ! خب چي ميگه ؟
پيرمرد قفس سيمي ريز بافت را كه با مهره هاي رنگين تزيين شده بود در سينه اش جمع كرد و در حاليكه قطره هاي اشك روي مژه هاي كوتاهش سنگيني مي كردند جواب داد :
- مي خواد منو بذاره آسايشگاه.
- آسايشگاه ؟
دانه اشك درشتي روي شانه پرنده چكيد و او را تر كرد.
- زنش ميگه اگه من توي خونه باشم پسرشون خوب تربيت نميشه ؟ مي فهمي ؟
دوستش با چشمهاي گرد شده او را نگاه مي كرد و قبل از اينكه چيزي بگويد ، پيرمرد ادامه داد :
- تو هم فكر مي كني اگه من تو خونه باشم نوه ام بد بار مياد ؟ نوه خودم ، كه از پسرم هم بيشتر دوستش دارم !

نیمکت , پیرمرد , پدر , پرواز در قفس , جرعه ,
داود رجبی , سهره , بازنشسته , آسايشگاه , کهریزک ,
شادروان داود اسدی در یکی از قسمتهای سریال ساعت خوششادروان داود اسدی در یکی از قسمتهای سریال ساعت خوش. یادش گرامی باد.

شادروان ,
داود اسدی , سریال , ساعت خوش ,
طعم گس خرمالو // داستان کوتاهآفتاب هيچ گرمايي نداشت و آرام از دستان درخت خرمالو پايين مي رفت . بچه ها در حياط نبودند . تنها گنجشكها بودند كه روي شاخه ها بالا و پايين مي پريدند و سرشاخه هاي نازك درخت را مانند سوزن در تن قرمز و تبدار آفتاب فرو مي كردند .
آفتاب روي شيشه پنجره خون گريه مي كرد و استكان سرد چاي كنار بخاري به سياهي مي زد . دهان خشكش از طعم گس خرمالو بد مزه شده بود

گنجشك , گس , خرمالو ,
داود رجبی , طعم, , طعم گس خرمالو , جرعه ,
با ديگران آغاز کردم و با شما پايان می دهم استمداد برای رساندن یک پیام به دو زندانی که در اعتصاب عذا هستند
کمک کنیم تا ارژنگ داودی و مصطفی علوی به اعتصاب غذای طولانی خود پايان دهند
ارژنگ داودی عزيز زمان تنگ است و لازم است که تو کار را برای آنان آسان ننمايی. در اين سخن، خطابم به مصطفی علوی نيز هست. اميدوارم که هر دوی شما به زودی خوانندۀ اين نامه ام باشيد و من نيز به زودی خبر پايان غذای شما که پايان اعتصاب غذای من نيز خواهد بود بشنوم و متعاقباً آزادی شما را شاهد باشيم.

استمداد , پیام , زندانی , اعتصاب غذا , ارژنگ
داودی , مصطفی علوی ,
معاون اول رييس جمهوري : صبر انقلابي ملت ايران بزرگترين قدرتهاي جهان را به زانو درآورده است " پرويز داودي " معاون اول رييس جمهوري اسلامي ايران گفت : صبر انقلابي ملت ايران توانسته بزرگترين قدرتهاي حال حاضر جهان را به زانو درآورد

داخلي. سياسي. اجتماعي. سفر.
داودي. ,
خداحافظ بسیجی ! مواظب خواهرت باش !آبجی چشمهای خیسش را از مادر دزدید . سرش را به نشانه تایید حرفهای مادر تکان داد و همانطور که نگاه دلواپس مادر به قدم های لرزانش آویزان شده بود از کنار طاقچه دور شد . از پای سفره بلند شدم و آمدم کنار پنجره . هنوز به عملیات فکر می کردم که اولین بار از میان صحبتهای آبجی و جواد شنیده بودم . کلمه ای که جواد با آب و تاب از آن می گفت و آبجی با نگرانی می شنید . تازه فهمیدم چرا جواد اینقدر عجله داشت . شیشه پنجره سرد بود و آفتاب تند صبح که به سر شاخه های درخت بادام گیر کرده بود در چشم می نشست . آفتاب که از دستان درخت رها شد تنها به مژدگانی فکر می کردم . اولین شکوفه صورتی بادام پلکش را باز کرده بود و در هوای سرد و نمدار صبح چشمک می زد . از در نیمه باز اتاق آبجی سرک کشیدم . می خواستم فریاد بزنم آبجی مژده بده ، که دیدم آبجی روی فرش کوچک جلوی میزش نشسته و کتاب دعای کوچکش هم درون دستانش بالا و پایین می رود . آبجی دعا می خواند و یواش گریه می کرد .
داود رجبی , سینگر , شکوفه های بادام ,
كتاب ریاست محترم جمهور، آقای احمدي نژاد با نام "داوود در ميان خشم جهان جالوت" در اندونزي به چاپ سوم رسيددر مقدمه اين كتاب كه توسط گروه مولفان به زيور طبع آراسته شده است ، "روزيانا سيلالاحي" ، سردبير شبكه تلويزيوني خصوصي SCTVاندونزي ، احمدي نژاد را رهبري متواضع با شمايل شرقي، سخت كوش ، آرمانگرا و سادهزيست توصيف كرد. در بخشي از اين كتاب با اشاره به سوابق آقاي احمدي نژاد از وي به عنوان دانشجوي انقلابي در رژيم شاه ، رزمنده زمان دفاع مقدس ، استاندار اردبيل ، شهردار تهران و در نهايت بعنوان رييس جمهوري منتخب مردم ياد ميشود. متن كامل نامه رييس جمهوري اسلامي ايران به جورج بوش و مصاحبه احمدي نژاد با مجله اشپيگل ، بخشهاي ديگري از اين كتاب را تشكيل ميدهد..

احمدی نژاد , رئیس جمهور , کتاب ,
داود , صیهونیسم , جالوت ,
داود احمدي نژاد يكي از گمنامترين خادمان ملتدر سه سال گذشته كه آقاي داود احمدي نژاد هدايت دفتر بازرسي رياست جمهوري را بر عهده داشت امورات و كارهاي دفتر كاملا متاثر از روحيات وي، وضعيت خاصي پيدا كرده بود؛به طوري كه بدون هيچ ملاحظهكاري، انحرافات در دستگاهها را تحمل نمي كرد.

احمدی نژاد , بازرسی , ویژه ,
داود , خادم ,
احمدينژاد ، داوود در ميان خشم جالوت دنياچرا بايد درباره محمود احمدينژاد نوشت ؟ شايد اين سؤال براي بسياري از كساني كه تحولات خاورميانه را از نزديك پيگيري نميكنند ، مطرح باشد ولي ما براي صحبت

احمدي نژاد ,
داود , جالوت ,