مرا به خاطر بسپار        بازیابی رمز عبور    ثبت نام در سایت
برچسب ها : رجایی + ( نتایج : 12 لینک )
سه زندانی در زندان رجايی شهر به دار آويخته شدند
فعالان حقوق بشر در ايران سه زنداني محکوم به قصاص به نامهاي ادريس نظري ،32 ساله پس از تحمل 8 سال زندان ، حسن کلاني ،28 ساله پس از تحمل 8 سال زندان و داود محمدي ، 27 ساله که مدت 6 سال را در زندان سپري نموده بود سرانجام صبح امروز در زندان رجايي شهر کرج به دار آويخته شدند . محل اعدامهاي استان تهران بطور عرف در زندان اوين ميباشد بطوريکه زندانيان در آستانه اجراي حکم به زندان اوين منتقل و سپس به دار آويخته ميشوند اما در طي ماههاي اخير اعدام در زندان رجايي شهر کرج رشد چشمگيري داشته است ، مسئولان قصد دارند اعدامهاي اين زندان را به علت امنيتي بودن آن در همان زندان انجام دهند . همچنين قابل توجه است از لحاظ آمار تعداد اعدامي بي توجه به جمعيت و گستره ، کشور ايران پس از کشور چين رتبه دوم در اعدام و رتبه اول در اعدام کودکان را در دنيا دارا ميباشد . تاريخ :19/2/87
  رندانی , اعدام , رجایی شهر ,

نگرانی جهانی از وضعیت جسمی ارژنگ داوودی، زندانی سیاسی در زندان رجایی شهر
نهادها و سازمانهای حقوق بشر درایران در روزهای اخیر طی اطلاعیه هایی از وضعیت جسمانی ارژنگ داوودی زندانی سیاسی درزندان رجایی شهر کرج، که در اعتصاب غذا به سر می برند، ابراز نگرانی کردند. هادی قائمی از اعضای پیشین سازمان دیده بان حقوق بشر و یکی از سخنگویان «کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران» در اینباره به رادیو فردا می گوید: «وضعیت زندانی های بسیاری در زندان های ایران در چند ماه اخیر بر اساس گزارش ها بسیار وخیم بوده و اخرین نمونه ان آقای ارژنگ داوودی است. که بر اساس گزارشات و خانواده ایشان در اعتصاب غذا به سر می برد. حکم ناعادلانه و بسیار طولانی پانزده ساله ای دارند. حدود پنج سال هست که در زندان می باشند در شرایط بسیار دشوار و وضعیت جسمانیشان وخیم است. و با این اعتصاب غذا جانشان در خطر است.» ارژنگ داوودی که از تاریخ سی ام فروردین ماه دست به اعتصاب غذا زده، در هفته گذشته در پی وخیم شدن وضع جسمانیش به بهداری زندان منتقل شد. همسر او نازنین داوودی می گوید در آخرین ملاقات او با همسرش وضع سلامتی او را بسیار نامناسب دیده است. ارژنگ داوودی درآبان سال هشتاد دو از سوی شعبه بیست و شش دادگاه انقلاب تهران به پانزده سال حبس و هفتاد ضربه شلاق متهم شد. از جمله اتهامات او، اقدام به تشکیل گروهی به نام «جنبش آزادی ایرانیان» و تهیه فیلم مستند« ایران ممنوع است».
  ارژنگ داوودی , زندانی سیاسی , زندان رجایی شهر ,

۴۶ روز اعتصاب غذا: جان ارژنگ داودی در خطر است
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران: زندانی سیاسی ارژنگ داودی در چهل و ششمین روز اعتصاب غذای خود به سر میبارد . وی از تاریخ ٣۰/۱/٨۷ در پی تحقق خواسته های خود که عبارتند از : پایان روند غیرقانونی برخوردها ، اعمال فشارها و تبعید وی و همچنین بازگرداندن وسایل شخصی ضبط شده توسط زندان و دراختیار گذاشتن کپی از حکم محکومیت خود دست به اعتصاب غذا زده است . این اعتصاب غذا که در زندان اوین آغاز شد با برخورد بد مدیریت زندان و انتقال آقای داودی به واحد ۶ زندان رجایی شهر کرج ادامه یافت ، عدم استمرار خبررسانی پیرامون وضعیت آقای داودی نیز به لحاظ محدودیتهای ارتباطی واحد ۶ زندان رجایی شهر کرج میباشد . در هفته گذشته به همسر وی ملاقاتی جهت صحبت با آقای داودی برای پایان دادن به اعتصاب غذا داده شد ، وی در این ملاقات به شدت از لحاظ جسمانی ، وزن بدن ، فشار خون و بینایی رو به تحلیل رفته بود . بر اساس گزارشات دریافتی وی علیرغم وضعیت خطرناک خود همچنان در اعتصاب غذا به سر میبرد . بهداری زندان اعلام نموده است تداوم این وضع منجر به کما رفتن آقای داودی در طی روزهای آتی خواهد شد. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران اعتصاب غذای زندانیان سیاسی که به خطر افتادن سلامت و جان آنان است را وسیله ای غم انگیز برای رسیدن زندانیان به حقوق خود میداند و بستر این نوع اعتراضات را سیستم امنیتی زندانها و بی توجهی تعمدی سیستم زندانبانی به زندانیان سیاسی و حقوق آنان میداند . از اینرو مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن اعتراض به بی توجهی مدیریت زندانها نسبت به حقوق و جان زندانیان بدینوسیله از وضعیت وخیم جسمی آقای ارژنگ داودی نگرانی عمیق خود را ابراز مینماید و خواستار توجه نهادهای حقوق بشری و رسانه های عمومی به وضعیت بغرنج وی میباشد.
  ارژنگ داودی , اعتصاب غذا , زندانی سیاسی , زندان اوین , رجایی شهر کرج ,

زندانیان زندان «رجایی‌شهر» را فراموش نکنیم
حتما وصف زندان اوین را شنیده‌اید. بازجویی‌های نیمه‌شب و سلول‌های انفرادی، بند‌های مخوف 209 و 325، و تمامی شرایطی که در بندهای عمومی آن گذشته و زندانیان آن را تا مرز جنون برده؛ و علاوه بر آن، دچار انواع بیماری‌ها کرده است. اما «اوین» دیگر سال‌هاست که در میدان خوف و عذاب زندانیان سیاسی ایران، «یکه‌تاز» نیست؛ در زندان رجایی‌شهر (گوهردشت کرج) چه می‌گذرد.(1) سال گذشته، ولی‌الله فیض مهدوی، پس از تحمل 9 روز اعتصاب غذا در بدترین و سخت‌ترین شرایط، در اندرزگاه 2 زندان رجایی‌شهر کرج جان خود را از دست داد؛ و این در حالی است که یکی از خواست‌های او، بازگشت و انتقال به زندان اوین بود. اما با توجه به وضعیت اوین، که آن هم در نوع خود می‌تواند غیرانسانی‌ترین و بدترین شرایط را پیش چشم آورد، در رجایی‌شهر چه می‌گذرد که برای زندانیان آن، اوین را چون «بهشت» جلوه‌گر ساخته‌است؟ شرایطی را که بر این زندان حکمفرماست، می‌توان بر پایه‌ی سخنان کسانی که از آن جان سالم به‌در برده‌اند، متصور شد؛ اما تا زمانی که خود را در آن شرایط قرار ندهیم، نمی‌توانیم به عمق فاجعه‌ی در حال وقوع در آن پی ببریم؛ زندانی که تهدید به فرستادن بدان جا، برای زندانیان دیگر زندان‌ها، همچون تهدید به مرگ، وحشتناک است؛ زندانی که بر اساس آمار با گنجایش 1122 نفر به‌صورت عادی اکنون بیش از این تعداد و در حدود 5500 نفر را در خود جای داده است. گویا به زودی، ریاست سازمان زندان‌های کشور را به رییس زندان‌رجایی‌شهر خواهند داد؛ و علت آن را، سخت‌گیری این زندانبان اعلام کردند که مانع خروج اطلاعات از این زندان شده‌است. چنین به نظر می‌رسد که شاید این تنها زندانی باشد که توانسته تاحدودی از چشم مدافعین حقوق بشر دور نگاه داشته شود؛ هرچند در سال‌های اخیر، خوشبختانه خبر‌های بسیاری از آن توانست به بیرون درز کرده و باعث نجات بسیاری شود. شناخته‌ترین مشخصه‌ی این زندان عدم تفکیک زندانیان است که در سال‌های اخیر بیش از پیش خود را نشان داده است؛ بدین صورت که زندانیان در آن براساس جرایم جدا نشده‌اند. این موضوع بیشتر درمورد زندانیان سیاسی حساسیت برانگیز و قابل تشخیص بوده است؛ زیرا زندانیان عقیدتی و سیاسی‌ای که غالبا به این زندان آورده شده‌اند در اندرزگاه‌های پرجمعیت 1 و 5 که مربوط به زندانیان خطرناک است، فرستاده می‌شوند. نکته‌ی باعث تاسف این است که زندانیانی که به دلیل ابراز عقیده یا به‌ دلیل فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی دستگیر می‌شوند، در صورت تشخیص دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی، روانه‌ی این زندان می‌شوند تا به‌درجات مختلف تحت فشار قرار گیرند و در فضای وهم‌آلود این زندان دست از هرگونه مقاومت و تلاش برای نجات خودشان از زندان، بردارند. البته این تنها روی «خوش» ماجراست؛ و همان‌طور که اشاره شد، دیده می‌شود که زندانیان سیاسی در آن حتی جانشان را از دست می‌دهند و مسئولان زندان هیچ‌گونه مسئولیتی را در قبال آن برعهده نمی‌گیرند. همین موضوع، یعنی «عدم رعایت اصل تفکیک جرایم» در زندان، بارها باعث شده تا بسیاری از زندانیان سیاسی در زندان دست به اعتصاب غذا بزنند و خواستار جداسازی آن‌ها از بند‌های محکومین خطرناک شوند. نمونه‌ی این مورد، خبری غیررسمی در مورد شش زندانی است که دست به اعتصاب غذا می‌زنند تا بند‌های زندانیان سیاسی از زندانیان عادی جدا شود. در واقع، حضور زندانیان سیاسی وعقیدتی در کنار دیگر زندانیان، شرایطی به‌شدت دشوار و فلاکت‌بار به این افراد تحمیل می‌کند. در این زندان، زندانیانی هستند که به‌دلیل حضور سال‌های متوالی در آن دچار بیماری‌های پوستی و گوارشی یا ایدز و هپاتیت و دیگر بیماری‌های واگیر می‌شوند؛ و حتی دچار حالات روانی شده و به‌کلی کنترل خود را از دست می‌دهند. ترس ناشی از شرایط زندان، ترس از گام‌هایی که شب‌هنگام ممکن است سراغت بیاید تا با چاقو یا هر وسیله‌ی برنده‌ای تو را مورد حمله قرار دهد، سبب شده تا اغلب زندانیان عقیدتی، علاوه بر انواع بیماری‌ها، شب‌ها را به بیداری بگذراند تا بتواند جانش را از خطر محفوظ بدارد. تداوم این وضعیت، بی‌شک زندانی
  زندان , شکنجه , رجایی شهر , اوین , نقض حقوق بشر ,

يک زنداني سیاسی خود را در حمام حلق آويز کرد
فعالين حقوق بشر در ايران : بنا بر گزارشات رسیده آقای محمد حسین بهشتی زندانی امنیتی در سالن 14 اندرزگاه 5 در حمام زندان خود را حلق آویز کرد. آقای محمد حسین بهشتی زندانی امنیتی محبوس در زندان رجایی شهر کرج که به اتهام محارب به اعدام محکوم شده است به دلیل فشارهای روحی و روانی که در زندان بر وی تحمیل شده است روز چهارشنبه مورخ 17/11/86 خود را در حمام حلق آویز کرد که با دخالت زندانیان در واپسین لحظات از مرگ نجات یافت ، وضعیت جسمی نامبرده نا مساعد گزارش شده است . مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نسبت به وضعیت وخیم زندانیان زندان رجایی شهر اعلام نگرانی می کند و خواهان اقدام عاجل در خصوص قتل ها و خودکشی ها در این مسلخ انسانی می باشد. (کل خبر)
  زمدانی سیاسی , زندان رجایی شهر , محارب , محکوم به اعدام , خودکشی , محمد حسین بهشتی ,

نامه ارژنگ داودی در پنجاه و ششمين روزاعتصاب غذا
نامه ارژنگ داودی در پنجاه وششمين روزاعتصاب غذا خطاب به افکار عمومي: با ياد خدا. با نام انسان ، به نام عشق ، به نام خرد ، به نام آزادي و به نام اخلاق. آزاديخواهان جهان ، هم ميهنان گرامي اي آدمهايي که بر ساحل بساط ... من قربانی ستمبارگی فقيه خونخوارم، به استحضار همگان ميرسانم که پس از پنج سال پيگيريهاي بي حاصل به ناچار در اعتراض به رفتارهاي غيرانساني نيروهاي امنيتي - اطلاعاتي رژيم به سرکردگي آدمخوار معروف حسن حداد ، معاونت امنيت از روز جمعه 30/1/87 در سلول انفرادي زندان اوين (ابوقريب) اعتصاب غذاي نامحدود خود را اعلام نمودم . همانطوري که انتظار ميرفت زندانبانان اوين به جاي انعکاس دلايل اعتصاب غذا که دقيقاً با قوانين رژيم انطباق کامل دارد ، مکرراً مرا تهديد کرده و نهايتاً در تاريخ 8/2/87 بر اساس يک دستور کتبي بدون نام و نشان و امضاء ؟! با غل و زنجير به زندان مخوف زندان رجايي شهرکرج که شکل دخمه هاي قرون وسطايي را در ذهن آزادگان تداعي ميکند انتقال دادند . سه تن از سرکردگان معلوم الحال و قانون ستيز اين زندان به نامهاي آجير ، علي محمدي و ترابي پس از بي نتيجه يافتن تهديدهاي پيشين زندانبانان اوين بدون توجه به طرح طبقه بندي جرايم و تفکيک زندانيان مرا به بند 6 سالن 16 فرستادند که ظرفيت آن براي نگهداري 34 زنداني ميباشد ولي 210 نفر در آن به طرز رقت آوري در هم مي لولند. علاوه بر اين بر اکثريت زندانيان اين بند را جانيان بالفطره و منحرفان اخلاقي ، قاتل و سارق مسلح تشکيل ميدهد بلکه يکي از مسئولان آن به نام علي بخشي معروف به حاجي بخشي است که در قتل زنده ياد زهراکاظمي نقش مستقيم داشته است!؟
  ارژنگ داودی , اعتصاب غذا , زندانی سیاسی , زندان اوین , رجایی شهر کرج ,

ضرب و شتم زندانی سیاسی علی حیدریان توسط پاسداران زندان رجایی شهر کرج
بنا بر اخبار رسیده از زندان رجایی شهر کرج ( گوهردشت ) زندانی سیاسی علی حیدریان توسط پاسداران زندان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است . آقای علی حیدریان زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج ( گوهردشت ) که به اتهام عضویت در پ ک ک به اعدام محکوم شده است ساعاتی پیش توسط پاسداران بند مورد ضرب وشتم قرار گرفته است و قسمتی از صورت وی بر اثر ضربات وارده شکافته شده است ، مسئولین زندان تا این لحظه از مدوای نامبرده سرباز زده اند .
  ضرب و شتم , زندانی سیاسی , علی حیدریان , پاسداران , زندان , رجایی شهر , کرج , حقوق بشر , ایران ,

آقای دادبخش همسر جوان شما چشم انتظارشما ست و کودک سه ساله شما ديدن پدر شجاعش را لحظه شماری می کند
نامه حسام فيروزی پيرامون وضعيت زندانی اعتصابی بابک دادبخش.............. ديروز ۴/۱۲/۱۳۸۶ چهل و چهارمين روز اعتصاب غذای بابک دادبخش، ۲۸ ساله، زندانی سياسی که در زندان رجايی شهر کرج دوران زندانی خود را سپری می کند می باشد. وزن ايشان در زمان قبل از اعتصاب غذا در تاريخ ۲۱/۱۰/۸۶ حدود ۹۰ کيلو گرم بوده و اکنون وزن ايشان به ۶۷ کيلو کاهش يافته. همچنين وی در شروع اعتصاب غذا، لبهای خود را با نخ های نايلونی وسوزن معمولی غير استريل به نشانه اعتراض دوخته است. در طول اين مدت نامبرده بجز آب آنهم با نی چيز ديگری نخورده است. چندين روز است که لبهای او متورم گشته و از محل عبور نخها مايع چرکی که نشان دهنده عفونت است خارج می گردد. به گزارش سايت مجموعه فعالان خقوق بشردر ايران از دو روز پيش نيز آقای دادبخش دچار تب و لرز گرديده که نشان دهنده انتشار عفونت به ساير نقاط بدن (عفونت سيستميک) می باشد. با توجه به اينکه ايشان ۴۴ روز است که در اعتصاب غذا به سر می برند و ذخايرمواد غذايی و املاح مورد نياز بدن همينطور ويتامينها کاهش چشمگيری داشته و سيستم ايمنی بدن بشدت دچار ضعف گشته است، امکان انتشار عفونت به خون هر لحظه شدت می يابد. همينطور بدليل بهم خوردن تعادل يونی احتمال حمله قلبی در ايشان شدت يافته است. با توجه به گزارشی که از مجموعه فعالان خقوق بشردر ايران در مورد ايشان منتشر گرديده، بالا رفتن ضربان قلب و افت فشار خون هر لحظه خطر مرگ را برای ايشان جدی ترخواهد نمود. در آن گزارش آمده است که بهداری زندان از پذيرش ايشان خودداری کرده است. در اينجا به عنوان يک پزشک و يک فعال حقوق بشر از مسئولين زندان رجايی شهر می خواهم تا دير نشده جلو اين فاجعه انسانی را بگيرند و اين زندانی که حربه ای جز جان خويش برای رسيدن به حقوق از دست رفته خويش نيافته را نجات دهند. همينظور از پزشکان محترم زندان و همکاران عزيز می خواهم که فارغ از تمام مسائل و جنجال های سياسی، به ياد بياورند که تنها وظيفه ما به عنوان يک پزشک متعهد درمان بيماران است ولاغير و به اين مهم توجه داشته باشند که نجات جان يک انسان، نجات جان بشريت است. به نظر می رسد آقای دادبخش اکنون دچار سپسيس (عفونت خون) شده اند و تا کار از کار نگذشته بايد تمام توان جان او را نجات دهيد. در پايان نيز از خود آقای بابک دادبخش می خواهم که به اعتصاب غذايش پايان دهد و با پزشکان زندان برای بهبود وضعيتش همکاری کند. همه ما اين رشادت او را پاس می داريم. آقای دادبخش همسر جوان شما چشم انتظارشما ست و کودک سه ساله شما ديدن پدر شجاعش را لحظه شماری می کند. و يقين است ايران فردا به داشتن جوانانی چون شما به خود خواهد باليد. به اميد فردايی روشن پاينده ايران دکترحسام فيروزی ۴/۱۲/۱۳۸۶
  حقوق مدنی , ایران , حقوق بشر , زندان شهید رجایی , زندانی سیاسی ,

«اگر اعتراف نامه را امضا نکنی، همسرت را عریان خواهیم کرد»
ساعت ها مرا از دست یا پا می آویختند و اجاق گاز زیر پایم روشن میکردند ، طی این مدت 4000 ضربه شلاق بر بدنم زدند و چند دنده قفسه سینه ام را شکستند …..هر دو دست و یک پایم به مدت 7 ماه فلج موقت گردید و بیش از شش بار مجبور شدند از طریق اورژانس اصفهان مرا احیا کنند …….. همسرم را بازداشت نمودند و در حضور من چادر و روسری از سر او برداشتند ؛ سرگرد مختاری شخصا مبادرت به این شکنجه شنیع و فجیع نمود و تهدید کرد اگر زیر برگه اعتراف نامه ای را که خود آنان تنظیم کرده بودند امضا نکنم ، همسرم را عریان خواهند نمود لذا برای نجات او و دفاع از ناموسم مجبور به امضای اعتراف نامه فرمایشی و دیکته شده آنها گردیدم و بعد از آن 23 ماه در سلول انفرادی ، بدون ملاقات و بدون تلفن نگهداری شدم ….25 صفحه شکایت رسمی به تمام مقامات جمهوری اسلامی با ذکر تمامی جزئیات و شکنجه ها نوشتم از جمله بیت رهبری ، حفاظت اطلاعات قوه قضائیه ، دادستان کل کشور، دادسرای انتظامی ، حفاظت اطلاعات ناجا ؛ و لیکن کو گوش شنوا و دادرسی و فریادرسی ! …….. با محاکمه ای 15 دقیقه ای محکوم به 18 سال حبس نمودند ، این همان عدالتی است که جمهوری اسلامی ایران داعیه گسترش جهانی آن را دارد …… ناصر خیراللهی زتدان رجایی شهر
  اعتراف نامه , امضا , شکنجه , ناصر خیراللهی , زتدان رجایی شهر ,

افشاگری زندانیان اوین، رجایی شهر، قزل حصار،ندامتگاه مرکزی کرج، خورین ورامین و چرمشهر
افشاگری زندانیان اوین، رجایی شهر، قزل حصار، ندامتگاه مرکزی کرج، خورین ورامین و چرمشهر در کدام کشور جهان امنیت ملی در این همه زندان و بازداشتگاه تعریف می شود؟
  زندان , اوین , رجایی شهر , قزل حصار , افشاگری , امنیت ملی , بازداشتگاه ,

سعید جزى، نوجوانى دیگر به پاى چوبه دار خواهد رفت
سعید جزى نفر سومى که آقاى شاهرودى با اجراى حکم قصاص نفس (اعدام) وى موافقت نمودند. پرونده‌ی سعید جزى که در سن ۱۷ سالگى به اتهام قتل عمد دستگیر و سپس با طى تشریفات قانونى توسط شعبه ۱۱۸۳ به قصاص نفس محکوم شد، جهت اعمال ماده‌ی ۲۰۵ قانون مجازات اسلامى از سوى اجراى احکام دادسراى امور جنایى تهران جهت استیذان به دفتر ریاست قوه قضاییه ارسال شده بود که متاسفانه ایشان با اجراى حکم موافقت نمودند. با این وصف سعید جزى محکوم به اعدام زیر ۱۸ سال در صورتى که اولیاء دم رضایت ندهند به زودى اعدام خواهد شد. سعید جزى که در هنر مجسمه سازى در کانون اصلاح و تربیت فعالیت داشته، و اکنون در زندان رجایى شهر کرج به سر مى برد در تاریخ ۲۳/۳/۱۳۸۲ ناخواسته و بدون آنکه سؤ نیتى در ارتکاب قتل عمد داشته باشد در یک درگیرى بچگانه با چاقویى که در دست مرتضى جان زمین ( مقتول ) بود وى را به صورت غیر عمد به قتل مى رساند. موکل در هنگام وقوع جرم فاقد رشد عقلانى بوده و سن و سال وى به میزانى نبوده تا قتلى را به عمد رقم زند مضافاً به اینکه مقتول پنج سال از موکل بزرگتر بوده و با اقدامى ناشیانه و غیر معقول علیه خود این جنایت را به بار آورده است به هر حال امروز آن پسر ۱۷ ساله به سن ۲۱ سالگى رسیده و پشت میله هاى زندان ، تنها امیدش به ریاست محترم قوه قضاییه بوده که ایشان هیچگونه ترتیب اثرى به ایرادات پرونده نداند و حال امیدش به اولیاء دم مقتول و فعالین حقوق بشر است تا وى را به زندگى برگردانند. در ساعت بیست مورخ ۲۳/۳/۱۳۸۲ ، به دلیل آنکه اعضاى خانواده‌ی موکل در مسافرت به سر مى بردند، وى به اغذیه فروشى یکى از دوستانش که در محله‌ی خودشان واقع بود مراجعه مى نماید در آن زمان دوست موکل حضور نداشت و مرحوم مرتضى جان زمین به تازگى استخدام و مشغول به کار بود موکل از روى پیش خوان، ساندویچى برداشته و شروع به خوردن مى نماید مرتضى چون موکل را نمى شناخت شروع به فحاشى کرده و در حالى که لقمه در دهان وى بود ، با مشت به صورتش زده و درگیرى ایجاد مى شود مقتول که در دستش چاقوى آشپزخانه بود از پشت پیش خوان بیرون آمده و تهدید به ضربه زدن با چاقو مى نماید موکل از بیم جانش، مقتول را به سمت دیوار هل داده و چاقو از دستان مقتول جدا مى شود موکل از ترس چاقو را بر مى دارد و در حالى که قصد ترساندن مقتول را با چاقو داشت مقتول به سمت موکل رفته و ناخودآگاه لبه‌ی چاقو به شکم مقتول اصابت مى کند و در نهایت با رساندن مرحوم به بیمارستان وى جان مى سپارد. موکل در تمام مراحل دادرسى به جزء واقعیت مطلبى دیگرى عنوان نکرده و تمام سعى و توان خود را به کار بسته تا مرتضى از مرگ نجات یابد. سن و سال موکل به قدرى اندک بود که متصدى ساندویچى ، موکل را دلدارى داده و چاقوى آشپزخانه را پنهان مى کند. در این پرونده نکاتى حائز اهمیت است و آن اینکه : اولاً - موکل هیچگونه قصد و سؤ نیتى در ارتکاب جرم قتل عمد نداشته و برخلاف بند ب ماده‌ی ۲۰۶ قانون مجازات اسلامى عمداً کارى را انجام نداده که نوعاً کشنده باشد.
  سهید جزری , زندان رجایی شهر , قتل , قصاص , هاشمی شاهرودی , اعدام , نوجوان ,

اعتراض زندانیان سیاسی زندان اوین به انتقال ارژنگ داوودی به زندان رجایی شهر
روزگاریست که هم گفتن مشکل است و هم نگفتن، و سکوت، بغض های در گلو شکسته مان را فریاد می زند، بازهم دوباره ها دوباره شد، بازهم انسانی آزاداندیش و این بار یک زندانی سیاسی، ارژنگ داوودی، در اعتراض به وضعیت نابسامان زندانیان سیاسی و احکام ناعادلانه ی صادره از سوی بیدادگاه های انقلاب، پس از گذراندن مدتی در سلول انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین، در حالت اعتصاب غذای نامحدود در تاریخ ۸/۲/۸۷ به زندان رجایی شهر منتقل شد و این در حالی است که انتقال زندانیان سیاسی به بندهای مختلط از لحاظ جرایم و نگهداری آنان در شرایط سخت از سال گذشته و با مدیریت جدید زندان اوین شدت بیشتری به خود گرفته است، به طوری که تعداد زیادی از زندانیان سیاسی به دلیل اعمال سلیقه ای قانون در زندان های مختلط از نظر نوع جرم نگهداری می شوند. حال آنکه بر اساس دستورالعمل سازمان زندان ها در مورد تفکیک جرایم، متهمان سیاسی باید در محیطی جداگانه نگهداری شوند. ما زندانیان سیاسی، ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت آقای ارژنگ داوودی از تمامی آزادیخواهان و آزاداندیشان جهان و تمامی سازمان ها و فعالان و مدافعان حقوق بشر تقاضا داریم، تمام تلاش خود را در راستای محکوم کردن اعمال غیرانسانی و ضدحقوق بشری و احقاق حقوق پایمال شده ی زندانیان سیاسی به کار گیرند.
  زندانی سیاسی , اوین , رجایی شهر , ارژنگ داوودی ,

  آمار سایت
بازدید امروز : 5911
بازدید دیروز : 52747
کل بازدیدها : 3710613
کاربران آنلاین : 14 نفر
مهمانان آنلاین : 33 نفر
کل کاربران : 4600 نفر
جدیدترین کاربر : remish60
از دنباله حمایت کنید
donbaleh
<a href="http://www.Donbaleh.com"> <img src="http://donbaleh.com/style/logo2.gif" style="border:0" alt="Donbaleh" title="donbaleh"/> </a>