در جهت "گسترش آگاهی ها" کدام روش با توجه به فضای کنونی ایران موثرتر است؟
(شامل 548 رای و 24 نظر) موضوعات مورد بحث
انجام شد
|
برچسب ها : رزم + مشترک ( نتایج : 100 لینک ) همرزمان سبز انديش راهكاري براي مقابله با زره پوش ضدشورش وارداتي براي سركوب ارائه دهيد
قرار بعدي ما 40 ام شهداي عاشورا و دهه زجر و22 بهمن نبايد بگذاريم سركوبمان كنند همرزمان , سبز انديش , راهكاري , براي , مقابله , با زره پوش , ضدشورش , وارداتي , براي , سركوب , ارائه , دهيد , ضرب و شتم رئیس پلیس تهران توسط زن رزمی کار شبکه جنبش راه سبز (جرس): سایت جهان نیوز وابسته به علیرضا زاکانی از چهره های حامی دولت محمود احمدی نژاد طی از "کم کاری نیروی انتظامی " در برخورد با معترضین در روز عاشورا انتقاد کرد. به گزارش جرس، این سایت در ادامه مطلب خود آورد:"آزادی عمل اغتشاش گران در روز عاشورا تا حدی بود که علاوه بر تخریب اموال نیروی انتظامی و حمله وحشیانه به پرسنل آن، یک زن رزمی کار به فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ حمله نموده و به شدت وی را از ناحیه صورت زخمی کرده است.ظاهرا نیروی انتظامی این کماندوی زن! را بازداشت نکرده است." پلیس , زن رزمی کار , ضرب و شتم , نامهی سرگشاده جمعی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس به خامنهای بسمه تعالی حضورمحترم رهبرمعظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنهای با سلام واحترام تلقی ما تا کنون از ولایت فقیه دست کم براساس آنچه در آموزههای بنیانگذار جمهوری اسلامی مرحوم امام (ره) و برخی فرمایشات حضرتعالی و همچنین نص قانون اساسی دیدهایم ، حاکمیت بندهای صالح بر جامعه است که به دلیل داشتن شرایط لازم صلاحیت رهبری پیدا میکند و درعین حال از طریق خبرگان مقبولیت عامه را هم به دست میآورد. و به همین دلیل مرز مشخصی را بین نظام ولایت فقیه ونظام سلطنت خود کامه قائلیم ، بنا براین وقتی با شما به عنوان مقام رهبری سخن میگوییم درنظرخود بندهای از بندگان خدا مجسم میکنیم که کمر به خدمت به خلق خدابسته است ؛ وهمین تلقی به ما به عنوان کسانی که سالها در جبهههای نبرد علیه دشمن متجاوز در خدمت اهداف انقلاب اسلامی بود ه ایم جسارت میدهد که با شما سخن بگوییم ، درغیر این صورت جای مواخذه داشتیم که چرا پا از گلیم خود درازتر کرد ه ایم و بالاترین مقام نظام را مخاطب قرارداده ایم ، که البته اگر خدای ناکرده چنین بود دیگر نه با یک نظام اسلامی و مردمی بلکه با یک نظام خودکامه سلطنتی مواجه بودیم . درعین حال اگر این امکان برای امثال ما به وجود میآمد که بدون هیچگونه مانعی با شما سخن بگوییم و مورد ایذاء و آزار برخی متملقان فرصت طلب قرار نمیگرفتیم ، ترجیح میدادیم که حرفها و درددلهای خود را به صورت مستقیم با حضرتعالی در میان بگذاریم تا مبادا بدخواهان از آن سوء استفاده کنند؛ با این حال گفتن این حرفها را آن هم در شرایط کنونی که کشور در موقعیت حساسی قرار دارد بهتر از سکوت میدانیم . حماسه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری که در نوع خود بی نظیرترین اتفاق سیاسی در انقلاب اسلامی بوده است که دوست و دشمن به عظمت آن اعتراف کردند اکنون قربانی اختلافاتی شده که با تدبیر قابل پیشگیری بود. در حال حاضر با شرایطی مواجه شده ایم که دست کم بیش از نیمی از جامعه در بهت و حیرت فرو رفتهاند که ماجرای پیش آمده چگونه رقم خورده است و چرا باید کار به جایی برسد که پای نیروی نظامی به میان بیاید و رقابت سالم جای خود را به کینه توزی و دشمنی بدهد و بدتر از همه آن که خون تعدادی از هموطنان مسلمان بر زمین ریخته شود.اکنون برای ما به عنوان بسیجیانی که سالها در میادین جنگ پنجه در پنجه دشمن متجاوز افکنده بودیم هیچ چیز دردناکتر ازآن نیست که در میان بخش مهمی از جامعه سپاهی و بسیجی به عنوان چماقداران و سلاح بدستان مزدبگیری تلقی میشوند که درازای دریافت مستمری وپاداش حاضربه سرکوب مردم و به تعبیر دقیق ترمعترضان به نتیجه انتخابات هستند.ما فراموش نمیکنیم سالهایی را که بسیجیان در شهر و روستا با سلام و صلوات و قربانی راهی جبهههای نبرد میشدند و مردم آنها را چشم و چراغ خود میدیدند. ما فراموش نمیکنیم سالهایی را که بسیجی نماد ایثارگری و دفاع از ارزشهای اسلام و انقلاب شمرده میشد و درهمان حال که در جبههها چون شیر بر دشمن میتاختند در برابر مردم چون مشتی خاک متواضع و فروتن بودند و حتی بسیاری فعالیتهای خود را پنهان میکردند تا مبادا عملشان به تزویر و ریا آلوده شود. وحال اوضاع چنان شده که نام مقدس بسیجی مترادف چماقداران رژیم شاه و میلیشای منافقین گشته و ملعبه بازیهای جناحی شده است. اکنون پای بچههای پاک طینت بسیجی و رزمنده به معرکهای کشیده شده که در شکل گیری آن دخیل نبودهاند و در حالی آنان تاوان این شرایط را میپردازند که در به وجود آمدن آن نقشی جز فرمان بر رزمندگان هشت سال دفاع مقدس , خامنهای , شارون استون ستاره سکسی آمريكايي با حجاب اسلامي در ايران + عکس خبردسته اولي بود وقتي شبكه خبري صداي آمريكا با نشان دادن جديدترين تصوير خانم شارون استون ستاره آمريكايي با حجاب اسلامي در ايران، پرده از همكاري وي با بهمن قبادي كارگردان كرد و معناگراي سينماي ايران برداشت. شارون استون بازيگر فيلم هايي چون غريزه اصلي و متخصص كاملا در سكوت خبري يك سفر 48 ساعته به ايران داشته تا مذاكرات مقدماتي با بهمن قبادي براي بازي در فيلم سرزمين باباي من كه در عراق فيلمبرداري خواهد شد داشته باشد. تصویر شارون استون و بهمن قبادی اين درحاليست كه بهمن قبادي در ديداري با خانم آنجلينا جولي در بغداد خواستار نقش آفريني او نيز در فيلم جديد خود شده بود. بنظر مي رسد عزم قبادي براي استفاده از يك ستاره زيباي هاليوودي در فيلمش چنان راسخ است كه اگر در نهايت شنيديم مونيكا بلوچي در فيلم او بازي خواهد كرد، نبايد تعجب كنيم. ولي جدا اين مرد چه سليقه ي قشنگ و چه اعتماد به نفس بالايي دارد ! فيلم هاي لاك پشت ها هم پرواز مي كنند و زماني براي مستي اسب ها دو فيلم مطرح بهمن قبادي در فستيوال هاي جهاني سينما بوده كه با استقبال كمي در داخل كشور مواجه شده بودند اما بسياري از منتقدين سينماي بين الملل همچون شارون استون بر اين باورند كه اين فيلم ها آنها را مسخ كرده است. توجه داشته باشيد كه سفر ستاره هاي زن سينماي دنيا به ايران اولين بار با سفر ژوليت بينوش بازيگر فرانسوي به دعوت عباس كيارستمي آغاز شد و اين سنت جديد انگار ادامه مي يابد و بزودي در اخبار از دعوت پاملا اندرسون توسط مسعود ده نمكي نيز خواهيم شنيد!!! شارون استون ستاره سکسی آمريكايي حجاب اسلامي ايران عکس بهمن قبادي فيلم سرزمين باباي من آنجلينا جولي ژوليت بينوش عباس كيارستمي پاملا اندرسون , من مخالف نظام هستم! برام جالبه سینه چاک دادن خاتمی برای حفظ نظام و اینکه بازم مخالفین نظام باید خفه بشن. مگه نمیگید حامی دمکراسی هستید؟ خوب دمکراسی مخالفین نظام رو هم در بر میگیره جناب آقای خاتمی - یا نه این اپیزود چندم لحاف ملانصرالدین هست که براش دارید سینه چاک میکنید؟ میدونید چیه؟ من مخالف نظام هستم، چیکارم میخواهید بکنید اگه باز کارهای باشید؟ آقای رییس جمهور اسبق بنده گول آخوند چه از نوع عبایی و چه از نوع مکلاییاش رو نمیخورم. جمهوری فقط جمهوری ایرانیست برای من، نه کم بلکه هم بیش. شما هم بهتره انقدر سنگ جمهوری اسلامی رو دیگه به سینه نزنید چون سرنوشت خودتون هم به همین زودیها نامعلومه. اون ممهی پر از ناز و نعمت رو لولوی آگاهی و دانش ملت برد، برو این دام بهر مرغ دگر نه! اینها رو به رفقای دیگهتون هم میگیم نگران نباشید. خدانگهدار احتجار، سلام دمکراسی. پ.ن. حالام جدا" از آخوندی که ادعای روشنفکری داره بد میشه. یا در عمل نشون بده مثل منتظری یا غلاف کن عزیز. چند سال با حرف و قولهای پوچ و عبای شکلاتی شیک ملت رو بازی دادی دیگه کافیه جون شما. منتظری , خاتمی , جمهوری ایرانی , سرزمین آفتاب , همرزمانم با صدای فریدون فرخزاد همرزمانم انسان بودند و آزاده// مردان و زناني باغيرت و ساده// در طغيان وطن خود را جلا داده// همرزمانم، همرزمانم// كفن هاشان پرچم سه رنگ ايران// در ذهنشان نه چيزي جز عهد و پيمان// پيماني كه آنها را مي برد به ميدان// همرزمانم، همرزمانم آنها لبريز از عشق وطن بودند// دور از وسوسه هاي روح و تن بودند// سرسبزي صداقت سخن بودند// همرزمانم، همرزمانم// همرزمانم , فریدون فرخزاد , نامه تکان دهنده پدر سورنا هاشمی: هم رزمان دیروز، شکنجه گران امروز شده اند؟ پدر سورنا هاشمی، که خود از رزمندگان و اسیران دوران جنگ 8 ساله ایران و عراق بوده، با انتشار نامه سرگشاده ای، این روزها را "تلخ تر" از آن روزها خوانده و نوشته است: "بیش از یک ماه می گذرد و نشانی جز اسارت تو ندارم… وای بر من! نکند اسارت را از من به ارث بردی؟! چرا تنها ماندم؟ هم رزمانم کجایند؟ پدر سورنا هاشمی , رزمندگان , جنگ تحميلي , جنگ 8 ساله ایران و عراق , اسارت , دانشگاه زنجان , جنبش سبز , دانشجويان , اين همه رزمايش برای مقابله با "حداکثر 4 هزار " نفر که با دستان خالی فرياد آزادی سر ميدهند!! (عکس) عکس : رزمایش امنیت و آرامش پلیس استان تهران اين همه رزمايش برای مقابله با "حداکثر 4 هزار " نفر که با دستان خالی فرياد آزادی سر ميدهند اين همه رزمايش برای مقابله با "حداکثر 4 هزار " نفر؟! رئيس پلیس امنيت اجتماعی تهران در مورد تعداد سرکت کنندگان تظاهرات 13 آبان در تهران گفت که حداکثر 4 هزار نفر در تظاهرات شرکت داشتند! رزمایش , مقابله , دستان خالی , فریاد آزادی , تظاهرات 13 آبان , پلیس استان تهران , فراخوان به حذف خشونت در سالگرد قتل فروهرها در آستانهی یازدهمین سالروز قتل فروهرها، گروهی از تلاشگران اجتماعی با انتشار بیانیهای خواستار کنار گذاشتن «دور باطل خشم و حذف» و جایگزینی آن با «گفتوگو و رعایت قانون» شدند. داریوش فروهر، متولد ۱۳۰۷، دبیر کل حزب ملت ایران بود که همراه با همسرش پروانهاسکندری (فروهر) که او نیز عضو این حزب بود در اول آذر ۱۳۷۷ با ضربات چاقوی عوامل وزارت اطلاعات ایران کشته شد. مرگ او و همسرش حلقهای از قتلهایی را تکمیل کرد که بعدها از آن به نام قتلهای زنجیرهای یاد شد. از دیگر قربانیان قتلهای زنجیرهای سال ۷۷ میتوان محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، شاعر و مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران، مجید شریف، شاعر و نویسنده، و پیروز دوانی، نویسنده و مترجم، را نام برد. در بیانیهی ۳۳۶ تلاشگر اجتماعی از «داستان مظلومانه غرقه در خونشدن» فروهرها و چند تن دیگر از دگراندیشان به عنوان «جنایت»هایی یاد شده که «روح و روان جامعه» را مشوش و «اذهان عمومی درون و بیرون کشور را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.». نقش خاتمی در برملا شدن قتلها در این بیانیه با اشاره به اعتراض عمومی به این قتلها به طور تلویحی از تلاشهای محمد خاتمی، رئيسجمهور وقت، برای برملا شدن و پیگرد عاملان تقدیر به عمل آمده وگفته شده که اگر کوشش وی و «تلاشهای آگاهیبخش مطبوعات نبود این زنجیره همچنان افسارگسیخته به قربانی گرفتن ادامه میداد.». وزارت اطلاعات در سال ۷۷ با صدور اطلاعیهی بیسابقهای عوامل قتلها را عناصری «خودسر» از درون وزارت اطلاعات نامید و محمد خاتمی کمیتهی ویژهای را مامور پیگیری این پرونده کرد. این تیم پس از یک ماه تحقیق اعلام کرد که مقامهای بلندپایهی وزارت اطلاعات در این قتلها دست داشتهاند. پس از انتشار گزارش کمیته، قربانعلی دری نجفآبادی، وزیر وقت اطلاعات، برکنار و علی یونسی جایگزین او شد. ۳۳۶ کنشگر اجتماعی در بیانیهی خود تأکید میکنند که این قتلها از آن جهت بیشتر نفرتانگیز بود که برخی از «عوامل حاکمیت مرتکب این جنایت شده و مأمورانی که مطابق شرح وظایف قانونی و عرفی و اخلاقی میباید از حقوق شهروندی افراد جامعه دفاع کنند، از شهروندانی عادی و بیدفاع قربانی گرفتهاند. قتلهای زنجیرهای اگر چه که سالها پیش از سال ۷۷ آغاز شد اما در این سال با به قتل رسیدن چهار نویسنده و دو فعال سیاسی ظرف کمتر از دو ماه به طور جدی فضای سیاسی ایران را تحت تاثیر قرار داد. در بیانیهی یادشده گفته میشود، خشونتهای پس از انقلاب که «آسیبهای جدی به گفتمان سیاسی ایران» وارد کرده پس از انتخابات ۲۲ خردادماه نیز در برخورد با «اعتراضهای مسالمتآمیز یا در بازداشتگاههایی همچون کهریزک، ترورهای خیابانی در مناطق مرزی یا اعدامهای شتابزدهی خارج از قانون» نمود پیدا کرده است. از تجربیات تاریخی باید درس گرفت کنشگر اجتماعی خشونت را تقبیح کرده و به کارگیری و پشتیبانی از آن را عاملی میدانند که جز خشونت، کینهتوزی و عقبماندگی حاصل دیگری در بر ندارد. در این بیانیه تصریح شده که اگر «منطق خشونت جای مسالمت و گفتوگو، قانون و رعایت حقوق دیگران» را بگیرد «دور باطلی از خشم و حذف» به وجود میآید که «راه به هیچ بیراههای» نخواهد برد. نویسندگان بیانیه در پایان با «ارج نهادن به آرمانهای ایران و آزادیخواهی» هر گونه خشونت اعمال شده چه در درون و چه در بیرون قدرت سیاسی را «خلاف منافع ملی و مصالح کشور» دانسته و به عاملان و آمران آن هشدار میدهند که از تجربیات تاریخی درس بگیرند. حذف خشونت , سالروز شهادت فروهرها , انقلاب سبز , رژیم اشغالگر سرزمین پارسیان , شیطنت احمدی نژاد در زندگینامه اش! (دكتر مهدي خزعلي) احمدی نژاد در زندگینامه نیمه تمام خود در سایتش، با زرنگی خود را قاطی رزمندگان جا زده است، در واقع به نوعی می خواهد به مخاطب بگوید من هم از کسانی بودم که در جبهه ها از کیان کشور دفاع کردم، می دانستم که او جبهه نبوده است اما احتیاطاً از فرمانده سپاه پاسداران در جنگ تحمیلی - برادر محسن رضایی - سئوال کردم و ایشان هم عدم حضور نامبرده را در جبهه تایید فرمودند! البته سران دو قوه دیگر هم رنگ جبهه را ندیده اند! اما لااقل تظاهر به جنگ و رزمنده بودن هم ندارند، آنچه دردناک است دروغ است، دروغ! یک روز هاله نور می بینند، یک روز مدرک دکترای جعلی ارائه می کنند و یک روز رزمنده جبهه ندیده می شوند و از کیان کشور دفاع می کنند. یادش بخیر، به بازجوی خود می گفتم، سران سه قوه رنگ جبهه را ندیده اند، آن موقع که ما می جنگیدیم، خیلی ها دنبال تثبیت پست و مقام بودند، بازجو می گفت: این ملاک نیست! به او گفتم : اگر عراقی ها به تهران آمده بودند و ناموستان در اختیار آنها بود می فهمیدید که ملاک هست یا نیست، در ثانی؛ مگر پیامبر آن سه نفر(فراه و هلال و کعب) که از جنگ تبوک تخلف کردند را بایکوت نکرد تا جایی که زنانشان هم با آنان سخن نمی گفتند، و آنقدر زندگی بر آنها تنگ شد که خود نیز برای توبه با یگدگر سخن نگفتند و آیه 118 سوره توبه نازل شد و توبه آنها پذیرفته شد. \"وعلى الثلاثة الذين خلفواحتى إذا ضاقت عليهم الأرض بما رحبت وضاقت عليهم أنفسهم وظنوا أن لا ملجأ من الله إلا إليه ثم تاب عليهم ليتوبوا\" بازهم می گویم، نرفتن به جنگ در حالی که 8 سال کشور ما مورد تجاوز صدام جنایتکار بود یک مسئله و رندانه خود را در صف رزمندگان جا زدن مسئله ای مجزاست، این پاراگراف از زندگینامه آقای احمدی نژاد را بخوانید: \" در ابتداي جنگ 25 سال داشتم. مادر و همسرم و تمامي مادران و همسراني كه جوانان و همسرانشان در جبهه ها از كيان كشور خويش دفاع مي كردند صبورانه به تربيت نسلي مقاوم، شجاع و مومن اهتمام داشتند. جوانان توانمند امروز ثمره همان تلاشها و به جان خريدن سختي ها هستند. \" ببینید اینکه مادر و همسر ایشان به تولید نسلی مقاوم اهتمام داشتند به جای خود و ان شاءالله مقبول درگاه حق واقع شود ! اما عبارت \" و تمامی مادران و همسرانی که جوانان و همسرانشان در جبهه ها از کیان کشود دفاع می کردند\" زاید است و غرض خود را رزمنده خواندن است، باید گفت حاج محمود عزیز؛ جا نزن، تو کجا جبهه بودی، کدام لشگر، کدام گردان، کدام محور، کدام عملیات، نه جان من تو آنروز هم پشت جبهه دنبال پست بودی، حتی بعد از آن هم مسئول ستاد انتخاباتی هاشمی در محله خودتان شدی تا در دولت هاشمی پستی بگیری! تو آنروز به دستبوسی آقایان نائل می شدی تا دستی به پشتت بزنند و ...بیا و خودت باش، به دنبال هاله و جبهه جعلی نباش. احمدي نژاد , خزعلي , زندگي نامه , رزمنده , ای سرزمین من، من در کجای زمین ایستادهام (خسرو گلسرخی) به یاد خسرو گلسرخی ای , سرزمین , من , ، من , در , کجای , زمین , ایستادهام , (خسرو گلسرخی) , آقای کیارستمی عزیزچگونه میتوانیم آسوده بخوابیم؟ (نامه بهمن قبادی به کیارستمی) جايي که شب ها ميتوانم آرام بخوابم، خانه ام است..." چطور می توانی در شرایطی که همه ی دنیا می دانند هرروز چه بر سر جوانان ایران می آید، آسوده بخوابی؟ چطور میتوانی درحالی که مردم ایران خواب خوش ندارند و در بیم آینده ای تاریک برای فرزندانشان به سر می برند، شبها آرام بخوابی؟ چه می دانی فیلمسازی با ترس و هراس و بدون مجوز یعنی چه؟ چه می دانی زندانی شدن به خاطر موفقیت فیلمت در کن و بازجویی شدن به خاطر حرف هایی که در خارج از کشور زدی یعنی چه؟ من این ها را با گوشت و پوستم حس کرده ام و به همین دلیل است که مثل شما خواب راحت ندارم. برای همین است که جامعه ایران، امروز برایم مهمتر از سینما است. برای کمک به هموطنانم که در رنج و بی عدالتی به سر می برند حتی حاضرم سینما را رها کنم و وظیفه ام را در قبالشان انجام دهم. دلم برای آپارتمان یک خوابه کوچک ام که زمانی در آن شبها راحت می خوابیدم و روز ها پذیرای دوستان و همکارانم بودم تنگ شده. مدت ها است که دیگر در آنجا خواب راحت نداشتم. اما شما راحت بخواب. حتما می توانی. بهمن قبادی , کیارستمی , کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد , زمانی برای مستی اسبها , آوازهای سرزمین مادر ام , بهترین آلبوم سال فرانسه: موسیقی متن «کسی از گربه های ایرانی خبرندارد»! ...این فیلم عنوان پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران در خارج از کشوررا به دست خواهد آورد. موسیقی متن فیلم «کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد» هم اکنون به عنوان بهترین آلبوم سال در فرانسه شناخته شده است و به دلیل استقبال بی نظیری که از آن به عمل آمده ، این آلبوم هم اکنون در صدرجدول های پرفروش ترین ومحبوب ترین ترانه های این کشور قرار گرفته و آلبوم گروه معروف موسیقی جهانی Black Eyed Peas را در ردیف دوم پس از موسیقی متن فیلم تازه بهمن قبادی قرار داده است. بهمن قبادی با فیلم نیمه مستند «کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد» با موضوع موسیقی زیرزمینی ایران جایزه ویژه «نوعی نگاه» و جایزه منتقدان فرانسوی جشنواره کن۲۰۰۹ را دریافت کرد. نشریات فرانسوی در طول اکران فیلم «کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد» در هفته های گذشته با عناوین مختلف از این فیلم استقبال کرده و آن را ستایش کرده اند. از جمله مجله «استدیوم» می نویسد: «بهمن قبادی دوربینش را همچون چریكی به كار میبرد تا فیلمی بزرگ و تأثیر گذار بسازد به گونهای كه تماشاگران را منقلب كند.» روزنامه لیبراسیون، گربههای ایرانی را شوک بزرگ جشنواره كن و اكران آن را یک «واقعه پرشكوه»خوانده است. ماهنامه سینمایی «یوجی سی» نوشته است: «بهمن قبادی به شکلی بدیع و تازه که تا کنون در سینمای ایران سابقه نداشته فیلمی پرقدرت و تاثیر گذار می سازد و تماشاگر خود را در بهت و ناباوری شبیه به برق زدگی فرو می برد. فیلم کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد شاهکاری است که در صحنه سینمای جهان ماندگار خواهد بود.» روزنامه لوموند می نویسد: «بهمن قبادی در بهترین زمان ممكن فیلمی متفاوت از سینمای ایران را به جهان عرضه می كند.» این مجله در ادامه این مطلب می نویسد: «فیلم گربه های ایرانی قبادی به تنهایی معادل تمام فیلمهای موزیكال اروپایی است.» مجله «پوزیتیو» درباره فیلم «کسی ازگربه های ایرانی خبر ندارد» می نویسد: «این فیلم قوی و جسورانه درباره جوانان ایرانی کاری متفاوت از دیگر فیلمهای بهمن قبادی در سینمای ایران است.» شرکت پخش کس از گربه های ایرانی خبر ندارد , فیلم , بهمن قبادی , موسیقی زیرزمینی , سینمای فرانسه , موسیقی متن , رکورد فروش , آقاي خامنهاي, آيا خود شما شفافسازي كردهايد؟ (حسین علوی, ندای سبز آزادی) ...مردم پرسش دارند. آقاي لطفيان پس از عزل از نيرو انتظامي در دفتر آقاي خامنهاي مشغول به چه كاري است؟ آقاي نظري چه كار ميكند؟ آقاي ط/تائب ( ميثم ) در آن مدت كه در دفتر ايشان مشغول بود، چه سنگي را از جلوي پاي حركت مملكت بر ميداشت؟ جلوي كدام توطئهها را ميگرفت؟ آقاي ولايتي كه مشاور ايشان در سياست خارجي است دقيقاً كدام مشورتها را و در چه زماني به ايشان داده است؟ مبناي انتخاب اعضاي مجمع تشخيص مصلحت چيست؟ كدام ترجيح علمي / فقهي / سياسي باعث شده است اين شش نفر به عنوان فقيه شورا برگزيده شوند و نه فيالمثل آقاي مجتهدشبستري و محققداماد و موسوي بجنوردي؟ ميگويند آقاي خامنهاي درس خارج فقه ميدهد. همه آقاياني كه در قم درس خارج ميدهند امكان حضور در درس خارجشان براي همه فراهم است. حال فرض كنيم مسائل امنيتي باعث گزيش مشتاقان درس خارج آقاي خامنهاي است اما از سوي ديگر درس خارج برخي آقايان كه از طريق اينترنت هم قابل دنبال كردن است. الحمدلله ايشان سايتهاي اينترنتي خوبي دارند. چرا صوت و فيلم درسهاي خارجشان را روي سايتشان نميگذارند؟ اين همه روحاني با سوابق درخشان و فراوان و از جهت سياسي اصولگرا در قوه قضائيه كار ميكنند؛ چه چيز باعث ميشود ايشان يك آدم بيتجربه در امر قضا را براي رياست قوه قضاييه انتخاب كند؟ واقعيت آن است كه بسياري از بغضهايي كه امروز عليه آقاي خامنهاي وجود دارد بيش از آنكه واقعي باشد از گلآلود بودن و كدر بودن فضاي اطراف ايشان پديد آمده است. اگر ايشان به شفافسازي خود و اطرافيانشان از جهت شيوه و مشي زيست بپردازد و اگر ايشان مردم را صغير نبيند بلكه علت دستورات و فرامينش را در ملاء عام حتي مختصر توضيحي هم بدهد مطمئن باشند كه از عداوتها كاسته و بر محبتها نسبت به ايشان افزوده ميشود. يادمان باشد شفافسازي در جهان امروز ابزار و لوازم خودش را دارد. روشهايي مثل همراه كردن چند قلمبهمزد روزمزد در سفرها و نوشتن سفرنامه و يا كوه رفتن با لباس ورزشي و ديدن اتفاقي خبرنگاران ورزشي نخنما شده است. اصلاً از ابتدا هم برد كمي داشت. بهتر است آقاي خامنهاي به جاي اين رفتارها و روشها مثل بقيه روساي كشورهاي جهان هر از گاهي كنفرانس خبري برگزار كند، هر از گاهي با روزنامه و مجلهاي مصاحبه بكند. فرزندانش را از اختفا درآورد و... در يك كلام هرچقدر آقاي خامنهاي عاديتر باشد برخورد مردم هم با ايشان عاديتر خواهد بود. آقاي خامنهاي در دوران رياستجمهوري به نرمخويي و عقلانيت شهره بودند. به نظر ميرسد برخي افراد امنيتي مثل آقاي حجازي كه در دوران زعامت و رهبري دور ايشان را گرفتهاند برايشان فضايي را ايجاد كردهاند كه آقاي خامنهاي مصلحت خويش را در مخفي و پنهان بودن از چشم مردم ميبيند. شفافسازي , در زيرزمين , حسین علوی , حسین علوی , نقدی! ای به گور باباش اونی که بهت گفت تو هم مهم هستی! ....قدی گفته است تهران در زمان شاه پر از حلبی آباد بود ما آمدیم حلبی آبادش رفت. این نقدی خدابیامرز مثل کسی شده که میره قمصر به قمصریها گلاب بفروشه! یا مثلا میره آبادان جلوی آبادانیا لاف میزنه! یا مثل حمید رسائی میره قزوین هی خم میشه بند کفششو می بنده! نقدی جان اون حلبی آباد اسمش تهران نبود, احتمالا می خواستی بگی نجف زبونت نچرخید. تازه همون حلبی آبادهای نجف رو هم تا حالا کسی آباد نکرده, اینجا هم سوتی دادی دمدار. اون نجفه که آدم هوس میکنه پاشه بره کشور همجوار و موقعه رفتن بگه داره میره مردم عراق رو از دست صدام نجات بده, بعد که میرسه به کشور همجوار نقدی میشه و یادش میاد که باید نظام رو از دست مردم ایران نجات بده… حالا تو و حلبی آبادهای اونموقع تهران رو سننه؟ در گوزینه دوم نقدی گفته است قاتل ندا انگلیسی بوده و از انگلیس به آمریکا رفته. این یکی گوزینه هم با توجه به آن یکی گوزینه خودبخود منتفی است. اصولا فرق گوزینه با گزینه در همین است. گزینه می تواند صحیح و یا غیر صحیح باشد حال اینکه گوزینه همیشه یک دروغ شاخدار است, بوی بدی هم می دهد. در این زمینه بهترین منبع موجود ننگ ما یا همان صدا و سیمای ما است. احمد خاتمی هم در یکی از جدیدترین گوزینه ها گفته است: دشمن هنوز رزمایش واقعی ولایتی ها را ندیده است. من این احمد خاتمی رو درک می کنم. اصلا تجربه های مشابه, یکسان و موازی را با او داشته ام. یادم می آید در اوایل سال 2007 به کشور کویت سفر کردم. آنجا از سوی شرکت ایتالیائی لوگزوتیکا به من پیشنهاد کاری شد که هیچ سر رشته ای از آن نداشتم, بلکه بلعکس این حرفه با تمامی حرفه هائیکه می توانستم استعداد خود را در آن شکوفا کنم مغایرت و تازگی داشت. آنجا باید مدیر یکی از شعبه های Sun Glass Hut می شدم و بعد هم مدیر یکی از شعبه های آپتوماتریستی لوگزوتیکا! آنها هم در این وسط به زحمت افتادند و کلی برایم دوره های آموزشی گذاشتند و بعد از آن من دو سال تمام را بکوب در همان شغلی که حتی به آن فکر هم نکرده بودم سپری کردم. حالا با این وصف من می فهمم این احمد خاتمی چه می کشد. همین احمد خاتمی می تواند بدون گریم و طراحی لباس یکی از موفقترین هنرپیشه های فیلمهای وحشتناک باشد. باور بفرمائید جدی می گویم. مثلا همین هیچکاک اگر یکی مثل احمد خاتمی داشت الان برای خود یه کاکی بود. حال شما دریابید که به این بنده خدا چه ظلمی شده که باید بجای شکوفائی استعداد خود در دیگر زمینه ها هی الکی الکی امام جمعه باشد و پشت تریبون برود و سخنرانی هم بکند… بگذریم. خب احمد خاتمی جان, دش.... نقدی , حلبی آباد , احمد خاتمی , رزمایش , آخرین اخبار از استادیوم آزادی و داربی سبز . امروز جمعه برادر و دوستان سبز من الان از استادیوم آزادی زنگ زدند . 80 هزار نفر تا 11:15 دقیقه در استادیوم حضور دارند . استادیوم فوق العاده نظامی شده و بازرسی بدنی چند لایه و کمابیش توسط بسیجی های جیره خوار هیت رزمندگان غرب تهران ناحیه مقداد انجام میشه .به ازای هر یک نفر تماشاچی دو نفر لباس شخصی جیره خور هستند . انگار به خاطر جو این بازی بازم خیابانی دستمال به دست می خواد گزارش این بازی رو کنه . در استادیوم شایعه شده که اگر بازی مساوی بشه مردم می ریزند بیرون و شعار سیاسی میدهند . برای همین یکی باید این بازی رو ببره . که انگار این بار قرعه به نام پرسپولیس افتاده تا پیروز از زمین بیاد بیرون . راستی امروز حمید سوریان هم قراره بره استادیوم این بازی رو ببینه . ایکاش بچه ها یک گوش مالی ار نوع پذیرایی ار مموتی ازش بکنند . راستی یک چیز جالب انگار پلیس خانم هم امروز به استادیوم بردند که این ازون کاراست . کسی به اون ها اونجا با اون جو رحم نمی کنه که .ببخشید خوب واقعیته دیگه . به هر حال . چند تا بادکنک سبز هم در استادیوم در آسمان به پرواز در آمده که با سوت تماشا چی ها پر حاشیه شده . دمشون گرم . بعد از بازی سبز ها در میادین بزرگ تهران . اطلاع رسانی کنید .فرصت خیلی مناسبی هست آخرین اخبار از استادیوم آزادی و داربی سبز . امروز جمعه , بسیجی های جیره خوار هیت رزمندگان غرب تهران ناحیه مقداد , نخست وزیر ترکیه "اردوغان" در سخنرانی اش در سازمان ملل، ابن سینا، خوارزمی و فارابی را دانشمندان ترک خواند ؟ ساعاتی قبل "رجب طیب اردوغان" نخست وزیر ترکیه، ضمن دفاع از مسئله فلسطین و مردم غزه با لحنی ملایم و گلایه از جامعه جهانی، در بخشی از سخنانش "فارابی"، "خوارزمی"، "ابن سینا" و چند دانشمند دیگر ایرانی را "ترک" خواند و علاوه بر آن ضمن دفاع غیر مستقیم از حق دارابودن انرژی غیر نظامی اتمی برای ایران، از دنیای عاری از سلاحهای اتمی نیز سخن گفت. وی ترکهیه را سردمدار گفتگوی تمدنها(به همراه اسپانیا) خواند و از آشتی جهانی و صلح و تلاش برای آن گفت از دیالوگ میان ملل گفت و گله از اسرائیل و شورای امنیت و بدین ترتیب در سخنرانی اش سعی کرد "نی سیخ بسوزد نه کباب"... احمدی بژاد آبروی ایران را و اردوغان تاریخ ایران را میبرد و ما مانده ایم و حکومتی دیکتاتور و رئیس جمهوری کوتوله "اردوغان , ابن سینا , خوارزمی , فارابی , رژیم اسلامی دست به کاری زد که مردم ایران هرگز نخواهند بخشید تغیر رنگ پرچم ایران عزیز مردم ایران دیدید که چه کسی با این سرزمین دشمنی دارد، آیا هنوز کسی است که از این رژیم دیکتاتوری حمایت کند ، دیگر نمانده خاک کشور را بفروشد، مردم با چشمان باز نگا ه کنید ، این رژیم جمهوری اسلامی است ، همین رژیمی که پدر و مادر های ما ۳۱ سال پیش رای دادند تا این رژیم سر کار باشد ، کشور ما در حال هزار اشغال یک مشت عرب است، و نباید به هیچ قیمتی ۲۲ بهمن را از دست دهیم، حتی تا پایه جان ، کشور را باید بسازیم برای نسله جوان و نسله آینده ، مردم ۲۲ بهمن این رژیم اسلامی باید سرنگون شود، ما دیگر از این رژیم حمایت نمیکنیم ، چه بخواهد احمدی نژاد سر کار باشه چه نباشه، ما انقلابی دیگر میخواهیم، ایران من این نیست ، ما ایران خود را باید پس بگیریم . سرزمین دشمن , تغیر رنگ پرچم ایران , رژیم اسلامی , ۲۲ بهمن , عرب , در برابر آنچه که بر کردهای سرزمینمان رفته است باید قصه ها نوشت و گریه ها کرد//پیرامون مسئله ی اعدام احسان و نوشته ی آرش سیگارچی او مامور بود تا مرا در ترکیه از مرز بگذراند و به روستایی کردنشین برویم.من برای زنده بودنم مدیون یک کرد هستم .او که با لهجه ی شیرین کردی اش حرف می زد و وقتی حرف میزد، عضله های صورت اش کشیده می شد و زخم روی صورت اش بیشتر چال می انداخت.گفت پدرم گارگر ساختمان بود. نه از سیاست چیزی می دانست و نه به اینکه چه کسی الان حاکم است و در مملکت چه می گذرد. عشق اش ما بودیم. من و خواهرم و مادرم.می گفت پدرم با اینکه سواد آنچنانی نداشت اما سینه به سینه اشعار زیادی را از بر بود و پر از متل بود و مثل. پدرم در خانه اساحه ی شکاری هم حتی نداشت . منصور دستهایش می لرزید و سعی می کرد که پنهانشان کند.گفت که 5 ساله بود که سپاهی ها به روستا یشان حمله کردند و خانه ها را بازرسی می کردند.گفت پدرم در خانه نبود . گفت که چطور درب حانه را شکستند و به مادرش که اعتراض کرده بود حمله بردند . گفت که در روستا جوانها انگشت شمار شده بودند و پیرمرد ها مانده بودند و چپق هایشان.گفت که خواهرش زیبا بود و گفت آن سپاهی که ریش زیادی داشت و بوی بدی می داد دستان خواهر نوجوان اش را محکم گرفته بود و او فریاد می زد و ... گفتم منصور لازم نیست بیشتر برای ام توضیح بدهی .گریه کرد.گفتم پدرت چه شد؟ گفت پدرم یک هفته در خانه ماند و باهیچکس حرف نمی زد و بعد از آن رفت و بعد از یک سال خبر آوردند که مرده است .پدرم با کومله رفته بود.گفت شاهین رفتی آن ور ما را از یاد نبری .من هم گریه کردم کردهای , سرزمینمان , قصه ها , گریه ها , اکونومیست: دانشجویان شورشی زیر زمینی می شوند هفته نامه اکونومیست چاپ لندن در شماره 11 ژوئیه مطلبی را به پیش بینی روند تحولات سیاسی ایران در پی نا آرامی های اخیر اختصاص داده است. این گزارش با عنوان "دانشجویان شورشی ایران زیر زمینی می شوند" چاپ شده و در آن آمده است که اگرچه در ظاهر امر، وضعیت در ایران به شرایط عادی باز می گردد، اما ممکن است اوضاع در زیر زمین متفاوت باشد. این نشریه می نویسد که با وجود تجدید سرکوب دانشجویان توسط نیروهای امنیتی، آنان در جستجوی راه های هوشمندانه ای برای ادامه تلاش در راه دسترسی به دموکراسی هستند اما چنین اقدامی مستلزم مبارزه ای سخت است زیرا دولت تقریبا تمامی روزنامه نگاران خارجی، به استثنای معدود خبرنگاران آژانس های خبری، را از ایران اخراج کرده، وبسایت هایی مانند بی بی سی و فیس بوک را مسدود کرده و سیستم مبادله پیامک گاه در دسترس است و گاه نیست با این هدف مجاری ارتباطی قطع شود. اکونومیست می افزاید که دولت گاه به گاه تعطیل عمومی اعلام می کند و به مردم می گویند تا به دلیل خطرات ناشی از آلودگی هوا، به خیابان ها نیایند، لباس شخصی های دولتی رهگذران، به خصوص جوانان را در چهار راه ها متوقف و آنان را تفتیش و برگه هویتشان را بازبینی می کنند، ارتباط بین تهران و سایر شهرهای این کشور با اختلال مواجه است و گفته می شود دهها تن از دانشجویان در شهر اصفهان بازداشت شده اند. در ادامه این مطلب آمده که دولت، دانشگاه تهران را، که محل آغاز انقلاب سال 1979 (1357) بود، بسته و ماه گذشته این محل شاهد برخورد خونین پلیس با دانشجویان بود و در حال حاضر هم، ماموران امنیتی با چهره هایی مانند سنگ در برابر در ورودی دانشگاه قراول می دهند و به درهای دیگر دانشگاه هم قفل زده اند و تنها به معدود معلمان و استادان مورد علاقه مقامات اجازه ورود و خروج داده می شود. اکونومیست می نویسد که امتحانات نهایی دانشگاه تهران تا پائیز به تعویق افتاده و دیوار نوشته های حمایت از میر حسین موسوی، نامزد معترض انتخابات، از دیوار ها پاک شده و جای آن را یک نقاشی سفارشی دولت شامل تصویر مجسمه آزادی گرفته که به سوی زنان و کودکان بی پناه سنگ پرتاب می کند، و البته درهای سایر مراکز علمی تهران، مانند دانشگاه امیر کبیر و شریف هم قفل شده است. دانشجویان در مسیر جنبش زیر زمینی این هفته نامه می افزاید که بسیاری از دانشجویان معتقدند که همه چیز از دست رفته و به نقل از یک دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی می نویسد "اول کار، عصبانی بودم، بعد سرخورده شدم و حالا فقط احساس تهی بودن می کنم" و یکی از فارغ التحصیلان تازه دانشگاه شریف هم گفته است که او و همکلاسی هایش امیدشان را از دست داده اند. اکونومیست: چهلم ندا می تواند بهانه از سرگیری تظاهرات باشد به نوشته اکونومیست، بدتر از همه اینکه نوعی رعب روانی است که فضا را پر کرده و از آنجا که شمار قابل توجهی از دانشجویان به عنوان پاداش خدمت در بسیج به دانشگاه راه یافته اند، محیط دانشگاهی پر از خبرچین های رژیم است و به همین دلیل، دانشجویان از گفتگو با خارجیان هراس دارند و بعضی حتی از نگاه کردن به آنان هم بیم دارند. در ادامه این گزارش آمده است که دولت هم با تهدید به توسل به استفاده از تهاجم مرگبار در مقیاس گسترده، بر اعصاب جوانان اثر گذاشته و اکونومیست , دانشجو , زیرزمین , پرشکوه ترین مراسم خاکسپاری تاریخ ایران برگزار خواهد شد با حضور خود یکی از اعضای این سوکواری سبز باشید و در خاطر تاریخ این سرزمین همیشه سربلند جاویدان شوید پرشکوه ترین , مراسم خاکسپاری تاریخ ایران , ایران سرزمین همیشه سربلند جاویدان , مانور یا "فارت" بلند نظام؟ الانه توی یاهو نیوز این خبر را خواندم : Iran begins war games to protect nuclear sites مرا یاد ماجرائی انداخت بد نیست براتون بگویم یکی از دوستان امریکائی من برادری معتاد داشت که با زن معتادی در فلاکت و کثافت زندگی میکرد و کودکی هم داشتند زنک را که فاحشگی هم میکرد کشتند و مردک را دستگیر و کودک را به خانواده مرد دادند مردک مدتی در زندان و بعد در مراکز ترک اعتیاد بود و بعد با ضمانت خانواده پدریش به این شهر آمد و کاری برایش یافتند و خانه ای اجازه کردند و کودک را به او دادند او که مانند نظام ایران ماورای کمک بود دوباره شروع کرد و یک روز صبح در آشپزخانه خود در مقابل چشم کودک دو ساله با پوشک افتاد و مرد کودک گویا از سوراخی به بیرون خزیده و پابرهنه با پوشک در میان خانه های میگشته که او را یافته اند و جسد پدرش را کشف کرده اند کودک را که نامش برایان بود روزی یک سال بعد در آغوش گرفته بودم و نوازش میکردم ناگهان رو به من کرد و گفت : ددی من اول یک فارت خیلی بلند داد بعد به خودش رید و بعد خوابید این عملیات نظام همون فارت بلند است یام یام یام ......... مانور , رزمایش , زور آخر , فارت , 'کیوسک' شرقی در باغ وحش جهانی کم نیستند کسانی که گروه "کیوسک" را نوک پیکان جنبش موسیقی زیرزمینی ایران می دانند؛ عنوانی که با انتشار سومین آلبوم این گروه در خارج از مرزهای ایران، بیش از گذشته جالب توجه می شود. "باغ وحش جهانی" عنوان سومین آلبوم کیوسک است که به تازگی منتشر شده و این گروه با برپایی چندین کنسرت، معرفی آن را آغاز کرده است. این گروه پنج نفره که اخیرا به دعوت تلویزیون فارسی بی بی سی به لندن سفر کرده بود، در روز هفتم اسفندماه در سالن بوش هال در غرب لندن به روی صحنه رفت و برای نخستین بار برای ایرانیان ساکن بریتانیا مجموعه ای از آهنگ های قدیمی و جدیدش را اجرا کرد. کیوسک یک گروه پنج نفره است که از سال 1384 و با آلبوم "آدم معمولی" به هواداران موسیقی غیرمتعارف ایرانی معرفی شد. خاکستر "راز شب" کیوسک برای بسیاری از هواداران خود با متن اشعارش آغاز شد. آرش سبحانی که تا پیش از انتشار آلبوم "آدم معمولی"، به عنوان ترانه سرا و گیتاریست گروه پیشروی "راز شب" شناخته شده بود، با انتشار "آدم معمولی" روی دیگری از خلاقیت خود را به شنوندگان معرفی کرد که کمتر کسی انتظارش را داشت. گروه "راز شب" با انتشار آلبوم "دار قالی" با مجوز وزارت فرهنگ، در راه تبدیل شدن به جدی ترین گروه راک بعد از انقلاب ایران، با تحول آرش سبحانی از حرکت باز ماند، اما در عوض گروهی بسیار موفق تر از خاکستر "راز شب" شکل گرفت: "کیوسک". کیوسک , موسیقی زیرزمینی , باغ وحش جهانی , ایرانی ها ظلم را برنمی تابند موضوع دیگر مفهوم مظلومیت و برنتابیدن ظلم است؛ موضوعی که بسیار آشکار است. نیازی ندارد که ما بخواهیم نشان بدهیم ایرانی ها ظلم را برنمی تابند. اگرچه ممکن است ایرانی ها حتی جایی رندانه سکوت کنند اما این به آن معنا نیست که ظلم را پذیرفته یا تسلیم آن شده اند. این مساله یی است که هرگز کمرنگ نمی شود و ایرانی ها نمی گذارند این کوره خاموش شود. اعتماد:آنهایی که دستی بر آتش فرهنگ دارند با نام محمدبهشتی آشنایند. به اعتقاد او توجه ایرانی ها به «عاشورا» بیش از آنکه به شیعی بودن آنان بازگردد به «ایرانی» بودن آنان برمی گردد. «ایرانی »هایی که به روایت او همیشه وجوه معنوی دین را پذیرفته اند با عاشورا نیز اینچنین برخورد کرده اند. — -عاشورا در ایران از ارزش های ویژه یی برخوردار است؛ ویژگی هایی متفاوت و متمایز از سایر کشورها و ملیت های دیگر شیعه. شما این نگاه متفاوت را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیین های سوگواری در ایران برای حضرت سیدالشهدا به یک آیین ایرانی تبدیل شده و این موضوع از اهمیت بسیاری برخوردار است که یک آیین تا این حد در فرهنگ دیگری ریشه پیدا کند و به یکی از آیین های آن فرهنگ تبدیل شود. در این آیین نشانه هایی وجود دارد که این نشانه ها، نکته بسیار مهمی را شهادت می دهند؛اینکه در طول عمر ۳۰ساله انقلاب جمهوری اسلامی ایران و حتی قبل از انقلاب، همواره بحث جدا بودن ایرانیت و اسلامیت به شکل رسمی یا غیررسمی مطرح بوده است. گروهی که به فرهنگ ایرانیت گرایش دارند، اسلامیت را مغایر ایرانیت می بینند و به عکس افرادی که گرایش اسلامی دارند، ایرانیت را مغایر با فرهنگ اسلامی می دانند و به نحوی برای تضعیف فرهنگ ایرانی تلاش می کنند. اما آیین سوگواری حضرت سیدالشهدا این مساله را ثابت می کند که فرهنگ ایرانی و اسلامی از یکدیگر جدا نبوده بلکه یکی هستند. در واقع فرهنگ ایرانی و اسلامی درهم عجین شده است. حال ممکن است این سوال مطرح شود که فرهنگ ایرانی پیش از اسلام وجود داشته است و چطور می توانیم ادعای یکی بودن این دو را مطرح کنیم؟ در حقیقت واقعه کربلا و تعلق خاطری که ایرانی ها نسبت به این واقعه دارند، حکایت از درست بودن این ادعا دارد و سوال دیگری مطرح می شود که مقصود ما کدام جنبه اسلام است و چرا در فرهنگ ایرانی واقعه کربلا تا این حد اهمیت دارد یا چرا شخصیت علی (ع) تا این حد مورد توجه قرار می گیرد؟ و همه اینها فقط در حوزه فرهنگی ایران اتفاق می افتد و در خارج از ایران شاهد اینها نیستیم. از جمله ویژگی های واقعه کربلا این است که دین به وجه معنویت ظهور می کند نه به وجه ظاهری. در این باره می بینیم که حتی اهل تسنن به حسین (ع) خرده می گیرند که چرا چنین کاری انجام داده است زیرا بنا به ظواهر دینی قیام حسین بن علی را حتی مغایر با شرع اسلام می دانند. سنی ها این مسائل را حتی در متون شان آورده اند، به طور مثال ابن خلدون اشاره می کند «محرم خارج شدن از مکه خلاف شرع است» یا از آیه صریح قرآن شاهد مثال می آورند که می گوید «خودتان را به هلاکت نیندازید»، پس از نظر ظاهری باز هم حرکت حسین (ع) حرام بوده است یا حتی در احکام فقهی ما گفته شده است اگر کسی جانش در خطر بود و شما در حال خواندن نماز بودید، وظیفه دارید نمازتان را بشکنید و جان آن شخص را نجات دهید. در صورتی که در ظهر عاشورا شاهد این هستیم که نماز ظهر عاشورا خوانده می شود و تعداد کثیری کشته می شوند تا این نماز برپا شود. در واقع دین در واقعه کربلا به وجه معنوی ظاهر شده یعنی تلالو معنوی دین تجلی یافته است، در حالی که در بسیاری از موقعیت های دیگر این تلالو پوشیده بود. در واقع در فرهنگ ایرانی همواره وجه معنوی دین به وجوه دیگر اولویت داشته است. از همین رو وقتی ایرانی ها با اسلام آشنا شده اند، اسلام را به وجه معنوی به جا آورده اند، درحالی که وقتی اسلام به خیلی از سرزمین های دیگر هم رفت وجه ظاهری آن پذیرفته شد. برای نمونه یکی از ویژگی هایی که در اهل تسنن وجود دارد، این است که پیرو سنت پیامبر هستند. منظورشان از سنت پیامبر هم صورت ظاهر رفتاری است که پیامبر داشته اند، بنابراین برای وجه ظاهری اسلام اولویت قائل می شوند تا به وجه معنوی آن. باید به این نکته توجه داشت که این به این معنا نیست که اهل تسنن وجه معنوی ندارند، بلکه مقصود این است که اولویت آنها به وجه ظاهری است، اما در فرهنگ ایرانی اولویت به وجه معنوی دین است. ما شاهد این هستیم که ایرانی ها تمام شخصیت ها، رویداد ها و ویژگی های اسلام را به وجه معنوی در آغوش می گیرند و از همین رو شاهد آن هستیم که تمام مذاهب و تمام شاخه های مذهبی که بعدها در اسلام پدید می آید، در ایران رشد یافته و می بالند. گویی ایران سرزمین حاصلخیزی بود تا این بذر در آن رشد کند. به طور مثال محل رشد تمام شاخه های تصوف یا فرقه شافعی ها که به اهل بیت ارادت بیشتری دارند، در ایران است. بنابراین وقتی می گوییم واقعه عاشورا با فرهنگ ایرانی پیوند دارد به آن دلیل است که عاشورا با وجه معنوی قد کشیده است و ایرانی ها آن را به جا آورده اند. -به نظر شما آیا این مساله که ایرانی ها نمی خواستند پذیرای حکومت اعراب بر خودشان باشند، بر پذیرش عاشورا و اهمیت آن موثر بوده یا دلیل دیگری وجود دارد؟ دین را اینگونه نگاه کردن یعنی دین را فقط برای دنیا دانستن در حالی که دین به وجه معنوی برای آخرت است. البته این به آن معنا نیست که دین به دنیا توجه ندارد، چرا که دنیا هم باید آباد شود ولی اصل این است که انسان به آن جایگاه واقعی خودش برسد. اگر به تاریخ دین اسلام توجه کنید، شاهد این هستید که ایرانی ها همیشه حامل وجه معنوی دین بوده اند. یعنی هرجای جهان که دین اسلام به وجه معنوی عرض اندامی داشته، یک ارتباطی با ایران وجود دارد. مثلاً در هنر که وجه معنوی دین محور توجه است ایرانی ها نقش پررنگی دارند یا در عرفان و تصوف که فقط وجه معنوی دین را در نظر دارد، ایرانی ها بیشترین نقش را در معرفی این وجه داشته اند. مثل مولانا، حافظ، عطار، سنایی و غیره که اسلام را به وجه معنوی معرفی کرده اند، زیرا این وجه برای ایرانی ها آشنا بوده است. -این نگاه به واقعه عاشورا چگونه بود؟ ایرانی ها قبل از اسلام طبع پذیرش وجه معنوی دین را داشته اند یعنی در مواجهه با هر دینی یا وجه معنوی آن دین را قبول کرده اند یا پناهگاه آن دین ایران بوده است. برای نمونه به مسیحیت در سه قرن اول میلادی نگاه کنید. آن زمان مسیحیت یک دین مخفی بود و اگر می فهمیدند شخصی مسیحی است، او را می کشتند یا وقتی مسیحی بودن اصحاف کهف آشکار شد، مجبور به فرار و پنهان شدن در غار شدند. یعنی مسیحی ها در تمام سرزمین ها به سختی زندگی می کردند به جز در ایران که می توانستند مسیحیت خودشان را آشکار کنند تا جایی که قدیمی ترین اثر مسیحیت که کلیسای ننه مریم متعلق به قرن اول میلادی است در ارومیه قرار دارد چراکه ایران پناهگاه معنویت بوده است. حتی خود حضرت مسیح می فرمایند شریعت، شریعت موسی است و من آمده ام تا معنویت دین را احیا کنم و در حقیقت عیسی برای مسیحی ها معرف معنویت آیین یهود بود. از همین رو به ایران پناه می آورند یا پیروان حضرت یحیی که پیرو شریعت موسی بوده اند، پس از کشته شدن حضرت یحیی به ایران پناه می آورند. همچنان صائبین در ایران ساکن هستند. حتی خود قوم یهود وقتی کوروش بابل را فتح و یهودی ها را آزاد می کند به سه گروه تقسیم می شوند. گروهی که ظاهر دین را داشته اند به فلسطین می روند، گروهی که اهل مادیات بوده اند در بابل می مانند و گروهی که دنبال وجه معنوی آیین یهود بوده اند، مثل دانیال نبی به ایران می آیند. در حقیقت وجوه معنوی ادیان با همدیگر تفاوت عمده یی ندارند و تفاوت در وجه ظاهری است به همین دلیل در قرآن واژه ادیان وجود ندارد، بلکه واژه دین است، چون یک دین بیشتر وجود ندارد، زیرا دین به وجه معنوی یکی است اما به وجه ظاهری متفاوت است. وقتی اسلام به ایران می آید، به اعتبار اینکه رویکرد ایرانی ها به دین یک رویکرد معنوی بوده و با معنویت ادیان آشنا بوده اند ایرانی ها وجه معنوی اسلام را به جا می آورند. ایرانی ها حتی در سه قرن اول بعد از هجرت خیلی تحت فشار مسلمان شدن نیستند چون برای خلافت اموی این مساله اهمیت صرف نداشته است و در واقع ایرانی ها در زمان سلجوقیان برای مسلمان شدن تحت فشار قرار می گیرند ولی عموم ایرانی ها مثل طاهریان، سامانیان، علویان و حتی آل بویه قرائتی که مثلاً صفوی از دین داشته را نداشتند و قرائت خودشان را که یک رویکرد معنوی به اسلام بوده است، حفظ کرده اند. نکته دیگری که در واقعه کربلا می توان دید، گرایشی است که ایرانی ها به اهل بیت دارند و واقعه کربلا هم حکایت از آن دارد که اهل بیت هم یک عنایتی به ایرانی ها داشته اند. ما خیلی وقت ها وقتی از ایران صحبت می کنیم، ایران فعلی را در نظر می گیریم در صورتی که خارج از این تعاریف یک حوزه فرهنگی به اسم ایران وجود دارد و بخشی که ما به اسم ایران می شناسیم مرکز آن ایران بزرگ و حوزه فرهنگی است و این حوزه فرهنگی از رودخانه سند تا رود دجله و فرات ادامه دارد. حضرت سیدالشهدا وقتی مکه را ترک می کنند، به حوزه فرهنگی ایران می آیند یا امام علی (ع) پایتخت خلافت را در حوزه فرهنگی ایران قرار می دهند و از امام موسی کاظم به بعد، اهل بیت در حوزه فرهنگی ایران هستند، یعنی اکثریت اهل بیت یک توجه خاصی به حوزه فرهنگی ایران داشته اند. بنابراین فقط توجه ایرانی ها به اهل بیت نبوده، بلکه یک توجه متقابل بوده است، چرا که آنها می دانستند ایران سرزمین حاصلخیزی برای رشد و نشر وجه معنوی دین است. یکی از مسائلی که واقعه کربلا روشن می کند، یگانگی فرهنگ ایرانی با فرهنگ اسلامی است و عاشورا نشان می دهد اینکه عده یی از روی نادانی و جهل فکر می کنند ایرانیت مغایر با اسلامیت یا اسلامیت مغایر با ایرانیت است اشتباه است و موضوع را نقض می کند. -کدام پیام عاشورا به این واقعه چنین اهمیتی داده است؟ می توان گفت در واقعه عاشورا مفهوم عشق به تمام و کمال ظهور می کند. در واقعه کربلا خیلی از یاران سیدالشهدا هستند که در کربلا حضور ندارند، در عین حال کسانی هستند که به قصد کشتن سیدالشهدا حاضر شده اند اما در نهایت به حضرت می پیوندند. در کربلا همه پرده های ظاهری کنار می رود و به ما نشان می دهد افرادی که فکر می کردیم بسیار دیندار هستند موقع عمل امام شان را رها می کنند بالعکس کسی که تا دیروز فکر می کردیم کافر است، چون روی امامش شمشیر کشیده در نهایت جزء یاران سیدالشهدا می شود. یعنی همه پرده های ظاهری کنار می رود و چون عشق به تمام قد ظهور کرده است، قصه چیز دیگری می شود. در واقع عشق مثل نوری است که تمام سکه های تقلبی و واقعی را نشان می دهد. چون همه در تاریکی ادعای اصل بودن دارند، اما عشق این پرده را کنار می زند و حقیقت را آشکار می کند. وقتی مفهوم عشق با این کیفیت ظاهر می شود، معنای هر چیزی تحت تاثیر این تلالو تغییر می کند، حالا دیگر حتی عطش سیدالشهدا اهمیت فوق العاده یی پیدا می کند، در صورتی که اگر مفهوم عشق را کنار بگذارید، حتماً خیلی های دیگر در تاریخ بوده اند که تشنه تر از سیدالشهدا کشته شده اند، اما وقتی مفهوم عشق به میدان می آید، کسی که تمام یارانش او را رها کرده اند و فقط هفتاد و دو تن با او مانده اند اهمیت فوق العاده یی پیدا می کند اما وقتی از مفهوم عشق صرف نظر کنیم، می بینیم خیلی های دیگر بوده اند که در بزنگاه های سخت تنها ماندند ولی ما برای آنها اینچنین سوز و گداز نداریم. یا مثلاً می بینیم در یکی از همین بزنگاه های دینی و تاریخی فقط موسی و برادرش می مانند، پس چرا ما برای او سوز و گداز نداریم؟ یا صحنه های بسیار دیگری که کاملاً اطراف پیامبر یا ائمه دیگر خالی می شود. موضوع دیگر مفهوم مظلومیت و برنتابیدن ظلم است؛ موضوعی که بسیار آشکار است. نیازی ندارد که ما بخواهیم نشان بدهیم ایرانی ها ظلم را برنمی تابند. اگرچه ممکن است ایرانی ها حتی جایی رندانه سکوت کنند اما این به آن معنا نیست که ظلم را پذیرفته یا تسلیم آن شده اند. این مساله یی است که هرگز کمرنگ نمی شود و ایرانی ها نمی گذارند این کوره خاموش شود یا حتی از حرارت آن کم شود، آن هم به صفت حقیقتش نه به صفت ظاهر قضیه یعنی ایرانی ها فریب ظاهر را نمی خورند و آن حقیقت همچنان هیزم در این کوره می گذارد تا آتشش روشن و حتی پرحرارت تر شود ایرانی ها ظلم را برنمی تابند , آیین های سوگواری در ایران , ایران سرزمین حاصلخیزی برای رشد و نشر وجه معنوی , بهمن قبادی در مصاحبه با کوریر انترناسیونال: این حکومت از ما نیست از امروز 23 دسامبر نمایش فیلم گربه های ایرانی بهمن قبادی در سینماهای فرانسه آغاز می شود. مجله کوریر انترناسیونال مصاحبه ای با وی منتشر کرده است با تیتر «در ایران برای کشف حقیقت باید زمین را حفر کرد». در بخشی از مصاحبه قبادی می گوید: «این کشور متعلق به ماست. اما این حکومت از ما نیست. این حکومت بریده از مردم است. معمولاً دولت جهت و مسیری را که مردم تعیین می کنند دنبال می کند. اما در ایران اینطور نیست.» و در بخش پایانی می گوید: «چرا باید من یک تبعیدی شوم، یک فرد مخفی؟ این کشور متعلق به من است... بهمن قبادی , کوریر انترناسیونال , کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد , زمانی برای مستی اسبها , آوازهای سرزمین مادری ام , لاکپشت ها هم پروزا میکنند , اینجا سرزمین عبدالمالک ریگى است! اینجا هائیتی نیست، اینجا روستای کپرنشین کهوم در استانم" سیستان و بلوچستان" است. اینجا زلزله خانهها را خراب نکرده است. در اینجا مردم به خاطر زلزله نیست که از بهداشت و آب آشامیدنی محرومند. اینجا روستایی درسیستان و بلوچستان است که در آن ۴۰ خانوار سالها بدون آب آشامیدنی و محروم از مدرسه و بهداشت و سقفی محکم بر آشیانههاشان زندگی میکنند سرزمین , عبدالمالک , ریگى , است , ما را هم زنداني کنيد ، وقتي همرزمانمان در زندانند ديگر اينجا جاي نفس کشيدن نيست! الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم زندانی , همرزم , من ایرانم، من همیشه جاودانم کوروش و کاوه ،سهراب و نداها همواره سبزند از خاکم ایران , سرزمین , سبز , جاودان , کوروش , کاوه , سهراب , ندا , آهای برادر ؛ تو یک بسیجی نیستی ؛ بلکه یک ولگرد بی سر و پایی!! یادمان نمی رود ایامی که پدرمان لباس بسیجی می پوشید و ما را در خانه می گذاشت و خود با دستان خالی به نبرد حق علیه باطل می رفت . همان زمانی که حتی نطفه های این اراذل و اوباش و چماق داران به اصطلاح بسیجی منعقد نشده بود. پدر برگشت ؛ اما بدون پا ؛ پدر ما با دو پا رفت و با ویلچر بازگشت. اما اکنون این پدر مبارز و رزمنده و جانباز ما به جرم دفاع از آزادی و آزادگی و سمبل آن میرحسین موسوی گوشه زندان است و همان نطفه های ناپاک ؛ همان اراذل و اوباش و چماق داران به اصطلاح بسیجی در خیابانها اربده می شکند , راه می بندند ؛ در زندانها تجاوز می کنند. بلی برادر تو یک بسیجی نیستی؛ تو یک حرامزاده چماق داری که به زودی چماقت با اراده خداوند متعال و با دعای خانواده شهدا و به برکت خون شهدا خواهد شکست. بسیج میرحسین موسوی خامنه ای چماقدار رزمنده مبارز , انتقاد موسوی از ادعای تولید انرژی هستهای توسط دختر جوان در زیرزمین آفتاب: مهندس میرحسین موسوی، امنیت را دغدغه اصلی همه نخبگان کشور دانست و تاکید کرد که اجماعی برای تغییر در میان نخبگان و همه جامعه مشاهده میشود. به گزارش گروه سیاسی آفتاب، کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری در دیدار با جمعی کثیر از استادان دانشگاه و نخبگان آذربایجان شرقی، بازنشستگی استادان و اظهارات غیرعلمی را از جمله مصادیق به مخاطره انداختن امنیت نخبگان کشور برشمرد و بیان کرد: «وقتی اظهاراتی نظیر اینکه دختر جوانی در زیرزمین خانه خود به انرژی هستهیی دست پیدا کرده است، میشنویم همه میدانیم که این مساله چه تاثیر نامناسبی در قلب و روح یک دانشمند اتمی یا فیزیکدان میگذارد». وی با تاکید بر اینکه دولت باید یک فهم درونی نسبت به اندیشمندان داشته باشد و بتواند با آنها ارتباط برقرار کند، اظهار کرد: «علت اینکه در دولت فعلی هیچ طرح مهم استراتژیک فرهنگی، اقتصادی و سیاسی نمییابیم که عمر آن فراتر از دولت فعلی باشد، به دلیل وجود همین نبود ارتباط است». وی با بیان اینکه امروز اجماعی برای تغییر در میان نخبگان و همه جامعه میبینیم، ادامه داد: «این مساله به معنای یکی بودن افکار همه افراد نیست و ما به دنبال یکسان سازی افکار اقشار مختلف نیستیم چرا که همین تکثر و تفاوت آرا بسیار زیباست». موسوی گفت: «اگر وضع عوض نشود، نیروی انسانی ما تهدید خواهد شد و شاهد این مساله وجود پدیده فرار مغزها از کشور است. جوانان ما کشور را دوست دارند و اگر احساس کنند در این کشور آیندهای وجود دارد صددرصد مطمئنم که حاضر هستند با حقوق و مزایای کمتر در کشور بمانند و کار کنند». موسوی , انرژی هستهای , دختر جوان , زیرزمین , باز دوباره گر می گیره . رزمگاه پلی تکنیک پلی تکنیک به خون کشیده شد . به بهانه شهید و شهادت . و در حقیقت با هدف ضایع کردن فرهنگ شهید و شهادت . اینان که به نام شهید خر مراد می رانند و از خون شهید تغذیه می کنند ، هدفی جز ضایع کردن این فرهنگ ندارند . می خواهند و در تلاش اند که این فرهنگ در قبضه خودشان باشد . چه اگر این فرهنگ عظیم و انسان ساز منتشر گردد ، ریشه نظامشان و منافعشان و اقتصادشان زده می شوند . آخورشان کور می گردد . باید این گونه تلاش کنند برای ضایع کردن این فرهنگ و در قبضه در آوردن آن . در همین راستاست که تلاش می کنند باز به بهانه شهید دانشگاه را پاتوق کوردلان خود کنند . اینان به دیگران نسبت منافق می دهند .اما خود از هر منافقی منافق تر اند . با نام شهید و شهادت به جان فرزندان مردم ایران افتاده اند و نامش را عمل ارزشی می گذارند . دانشگاه نباید دانشجو به خود ببیند که از بستر ان حنیف نژاد ها و محسن ها و بدیع زادگان ها و جزنی ها و احمدزاده ها و عزت ابراهیم نژاد ها و اکبر محمدی ها و جان بر کفان راه آزادی و برابری خلق ایران در آید . باید فرومایگانی از دانشگاه خارج شوند که در برابر رژیم ولایی سر کرنش فرود آورند . شاه هم دانشگاهی می خواست که بر برابرش تعظیم کند و دیدید نتیجه اش چه شد رزمگاه پلی تکنیک , دفن شهید , دانشجو , سرکوب , بازداشت , فیلم «گربههای ایرانی» ساختهی بهمن قبادی یکصدو هفده هزار تماشاگر فرانسوی را مبهوت كرد فیلم سینمایی «كسی از گربههای ایرانی خبر نداره» آخرین ساختهی بهمن قبادی بعد از گذشت سه هفته از اكرانش، تاكنون بیش از 170 هزار تماشاگر فرانسوی این فیلم را بر روی پرده سینماها دیدهاند. به گزارش اختصاصی بخش هنری خبرگزاری پیامنیر كوردستان در تهران، بعد از گذشت سه هفته از اكران فیلم سینمایی «كسی از گربه های ایرانی خبر نداره» به كارگردانی هنرمند كورد بهمن قبادی، «مارس فیلم» پخش كننده فرانسوی آن اعلام كرد كه؛ تاكنون بیش از 170 هزار تماشاگر فرانسوی این فیلم را بر روی پرده سینماها دیدهاند و به خاطر این استقبال «مارس فیلم» تعداد كپیهای این فیلم را از 85 كپی به 110 كپی افزایش داده است. ناشر این فیلم امیدوار است كه فروش آن از مرز 300 هزار تماشاگر نیز بگذرد تا ركورد پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران در خارج از كشور شكسته شود. بهمن قبادی , کسی از گربه های ایرانی خبر نداره , فرانسه , اکران عمومی , استقبال گسترده , لاکپشت ها هم پرواز میکنند , آوازهای سرزمین مادر ام , زمانی , رزمایش ایران برای دفاع از تاسیسات هسته ای به گزارش سایت رسمی سپاه پاسداران (سپاه نیوز) سردار امیر علی حاجی زاده فرمانده نیروی هوا فضای سپاه گفته است هدف از این رزمایش تامین امنیت فضای کشور و "مقابله با هواپیماهای دورایستا و سیستم های موشکی کروز که در ارتفاع کم پرواز می کنند" است. مانور "مدافعان آسمان ولایت" در حالی برگزار می شود که ایران هنوز موشک های پیشرفته روسی "اس 300" را دریافت نکرده است. مقام های ایران طی چند روز گذشته از عدم تحویل این موشک ها توسط مسکو به شدت انتقاد کرده اند.... مانور , مدافعان آسمان ولایت , رزمایش , سیستم موشکی , اس 300 , سپاه , رزمایش پدافند هوایی با تجهیزاتی کهنه فرمانده نیروی پدافند هوایی جمهوری اسلامی روز شنبه از رزمایش موسوم به آسمان ولایت -۲، که به نظر میرسد به منظور اعلام آمادگی برای دفاع در مقابل هجوم احتمالی هوایی از خارج تدارک شده است، خبر داد. برگزاری رزمایشهای نظامی طی چند سال اخیر در ایران بیشتر به نوعی ابزار تبلیغاتی تبدیل شده، تا فرصتی برای آزمایش سلاح، و یا افزایش قابلیتهای رزمی. به این دلیل، همواره بعد از افزایش تنش در مناسبات خارجی ایران، بخصوص مسائل مرتبط با برنامههای اتمی، دولت ایران با سرعت مانور تازهای را تدارک دیده و از شلیک چند موشک جدید و یا آزمایش چند زیر دریایی ساخت داخل و یا پرواز هواپیمای جت جنگنده تازهساز خبر میدهد. آخرین نوع این مانورها ، به نام رزمایش موشکی نبی اکرم، در ماه مهر و در فاصله کوتاهی از تشکیل اجلاس قبلی گروه ۱+۵ انجام شد. خبر انجام مانور پدافند هوایی تازه نیز که دومین مانور دفاع هوایی از این نوع پس از ایجاد واحد مستقل پدافند هوایی در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، و گستردهترین آن محسوب میشود، در شرایطی انتشار یافته که اجلاس گروه ۱+۵ در بروکسل تشکیل و در بیانیه پایانی آن بار دیگر از ایران خواسته شده با خروج ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده در نطنز و ارسال آن به کشور ثالث موافقت کند. علیرغم تاکید مسئولان دولتی ایران بر این نکته که امکان هجوم نظامی به ایران و جود ندارد، یکی از نگرانیهای عمده دولت ایران استفاده اسرائیل از اصل غافلگیری در حمله و هجوم پیشبینی نشده هوایی به تاسیسات اتمی و نظامی بخصوص در مناطق جنوب و غرب کشور است. اظهارات احمد میقانی، فرمانده پدافند هوایی جمهوری اسلامی، پیش از آغاز مانور روز یکشنبه، که قرار است به مدت پنج روز ادامه یابد، و همچنین انتخاب مناطق تحت پوشش مانور، حاکی از تشدید نگرانی در قبال هجوم احتمالی خارجی نزد مسئولان جمهوری اسلامی است. مناطق برگزاری مانور، مناطق جنوب، غرب، و شمال غرب ایران معرفی شده و بیتردید مناطق مرکزی نظیر اراک، اصفهان و یزد نیز که محل استقرار پارهای از مهمترین تاسیسات اتمی ایران است در شمول آن قرار میگیرند. انتخاب مناطق شمال غرب ایران برای تمرین دفاع هوایی حاکی از این انتظار است که در صورت واقعیت یافتن حمله هوایی، جمهوری اسلامی انتظار دارد که علاوه بر مسیر خلیج فارس و آسمان عراق و عربستان سعودی، آسمان ترکیه و حتی تاسیسات هوایی جمهوری آذربایجان نیز مورد استفاده نیروهای مهاجم قرار گیرد. طی مانور یاد شده که قرار است در سه مرحله به موقع اجرا گذاشته شود، ابتدا هواپیماهای بدون سرنشین و یا با سرنشین، بعنوان تیم نارنجی و مهاجم به آسمان کشور نفوذ میکنند، و بعد از مشاهده و شناسایی این هواپیماها، پدافند هوایی بعنوان تیم آبی، با هدف گرفتن و قفل کردن آنها، شلیک به هدفهای واقعی را به صورت فرضی تمرین میکند. تنها مشکل عمده در این تمرین، نابرابر بودن سرعت و قدرت هواپیماها و موشکهای مهاجم با ابزار فرضی مورد استفاده در هجوم نمایشی است. در هجوم هوایی احتمالی علیه ایران ۳ یا ۴ اسکادران کامل از هواپیماهای اف-۱۶ و اف -۱۵ ساخت امریکا با امکان سوختگیری در هوا و هواپیماهای اسکورت و دست کم ۹۰ تا ۱۲۰ موشک کروز مورد استفاده قرار خواهد گرفت. انتظار میرود که تعداد کافی از هواپیماهای مجهز برای جنگ الکترونیک نیز در عملیات هجوم احتمالی، با هدف خنثی ساختن موشکهای ضد هوایی و اختلال در رادارها، مورد استفاده قرار گیرند. برای مقابله با این تجهیزات که در نوع خود از جمله مدرنترین و کارآمدترین سلاحهای موجود در جهان به شمار میروند، ایران مجبور به استفاده از معدود هواپیماهای کهنه باقی مانده از دوران پیش از انقلاب است که سالها پیش حتی در فقیرترین کشورهای جهان نیز از رده خارج شدهاند. بعلاوه، ایران تعدادی هواپیمای روسی نوع سوخوی ۲۵، هواپیماهای قدیمی میگ و هواپیماهای ترابری سنگین ایلوشین و سبک آنتونوف ساخت روسیه نیز در اختیار دارد که قابلیت رزمی آنها در مقایسه با هواپیماهای مهاجم احتمالی، بسیار اندک است. سیستم رادار ایران نیز با و جود انجام نوسازیهایی که در آن صورت گرفته بسیار قدیمی است. قابلیت ایران برای مقابله با هواپیماهای مهاجم مجهز به ادوات جنگ الکترونیکی، فراتر از مرزهای ایران، نزدیک به صفر و عملکرد دفاعی آنها در داخل مرزها نیز پس از انجام تخریب، بینتیجه است. رزمایش , پدافند , هوایی , تجهیزات , کهنه , دعوت رزمندگان دفاع مقدس بوشهر از مهندس میرحسین موسوی برای سفر به این شهر در این فضای وهمآلود، روشنفکران و کسانی که درد واقعی دین را دارند و راه امام را به خوبی شناختهاند، ساکت ننشستهاند و با ایجاد کوچکترین فرصتی ادای دین نموده و به تکلیف عمل مینمایند. جمعي از گزوههاي سياسي استان بوشهر از نخست وزير محبوب دوران دفاع مقدس براي حضور در اين استان دعوت به عمل آوردند. دعوت , رزمندگان , بوشهر , میرحسین موسوی , ایران سرزمین همیشگی آریایی ها بیشتر منابع تاریخی، مردمان امروزه ایران را بازماندگان آریاییانی میدانند كه از سرزمینهای دوردستِ شمالی به سوی جنوب و سرزمین فعلی ایران كوچ كردهاند و مردمان بومی و تمدنهای این سرزمین را از بین برده و خود جایگزین آنان شدهاند.تاریخ این مهاجرتها با اختلافهای زیاد در دامنه وسیعی از حدود 3000 سال تا 5000 سال پیش؛ و خاستگاه اولیه این مهاجرتها نیز با اختلافهایی زیادتر، در گستره وسیعی از غرب و شمال و مركز اروپا تا شرق آسیا، حوزه دریای بالتیك، شبهجزیره اسكاندیناوی، دشتهای شمال آسیای میانه و قفقاز، سیبری و حتی قطب شمال ذكر شده است. دامنه وسیع این اختلافها، خود نشاندهنده سستی نظریهها و كمبود دلایل و برهانهای اقامه شده برای آن است. اغلب متون تاریخی معاصر، این خاستگاهها و این مهاجرت بزرگ را تنها با چند جمله و عبارت كوتاه و مبهم و غیر دقیق به پایان رسانده و این مبادی مهاجرت را دقیقاً معرفی نكرده و آنرا بطور كامل و كافی مورد بحث و تحلیل قرار ندادهاند. در این متون اغلب به رسم نقشهای با چند فلش بـزرگ اكتفا شده است كه از اقصی نقاط سیبـری و از چپ و راست دریای مازندران به میانه ایران زمین كشیده شده است. از آنجا كه میدانیم مهاجرتهای انسانی و جابجایی تمدنها در طول تاریخ همواره به دلیل دستیابی به «شرایط بهتر برای زندگی» بوده است، در دوران باستان این «شرایط بهتر» بویژه عبارت از آب فراوانتر و خاك حاصلخیزتر بوده است. اگر چنانچه بتوانیم دلایلی برای این گمان فراهم سازیم كه در روزگار باستان ویژگیهای آبوهوایی و چشمانداز طبیعی در فلات ایران مناسبتر از روزگار فعلی بوده است؛ و از سوی دیگر مشخص شود كه خصوصیات آبوهوایی در سرزمینهای شمالی ایران نامناسبتر از امروز و حتی روزگار باستان بوده است؛ میتوانیم مهاجـرت بـزرگ آریـاییـان به ایـران امروزی را با تردید مواجه كنیم و حتی احتمال مهاجرتهایی از ایران به نقاط دیگر جهان را مطرح سازیم. از آنجا كه رشد و ازدیاد جمعیت همواره در زیستبومهای مناسب و سازگار با انسان رخ داده است، بعید به نظر میرسد كه جوامع كهن، سرزمینِ با اقلیم مناسب و معتدل ایران را نادیده گرفته و در سرزمینهای همیشه سرد و یخبندان سیبری، روزگار بسر برده و پس از آن متوجه ایران شده باشند. و همچنین میدانیم كه در تحقیقات میدانی نیز سكونتگاههایی نیز در آن مناطق پیدا نشده است. ما در این گفتار به این فرضیه خواهیم پرداخت كه ایرانیان یا آریاییان «به ایـران» كوچ نكردند، بلكه این آریاییان از جمله همان مردمان بومی ساكن در ایران هستند كه «در ایـران» و «از ایـران» كوچ كردند و پراكنش یافتند. شواهد باستانزمینشناسی میدانیم كه آخرین دوره یخبندان در كره زمین، در حدود 14000 سال پیش آغاز شده و در حدود 10000 سال پیش پایان یافته است. دورههای یخبندان موجب ایجاد یخچالهای بزرگ و وسیع در قطبها و كوهستانهای مرتفع شده و در سرزمینهای عرضهای میانی و از جمله ایران به شكل دورههای بارانی و بینبارانی نمودار میشود. دورههای بارانی همزمان با دورههای بینیخچـالی و دورههای بینبـارانی همزمان با دورههای یخچالی دیده شدهاند. رسوبهای چالههای داخلی نشان میدهد كه ایران در دورههای گرم بینیخچالی شاهد بارندگیهای شدیدی بوده كه موجب برقراری شرایط آبوهوایی مرطوب و گسترش جنگلها در نجد ایران شده و در دورههای سرد یخچالی به استقبال شرایط آبوهوایی سرد و خشك میرفته است. بدین ترتیب در حدود 10000 سال پیش، با پایان یافتن آخرین دوره یخبندان، شرایط آبوهوایی گرم و مرطوب در ایران آغاز میشود. شواهد باستانزمینشناسی نشان میدهد كه با آغاز دوره گرم و مرطوب و عقبنشینی یخچالها به سوی شمال، به مرور بر میزان بارندگیها افزوده میشود. بطوریكه در حدود 6000 سال تا 5500 سال پیش به حداكثر خود كه 4 تا 5 برابر میزان متوسط امروزی بوده است، میرسد. متعاقب آن آب دریاچههای داخلی بالا میآید و به بالاترین سطح خود میرسد و تمامی چالهها، كویرها، درهها و آبراههها پر از آب میشوند. این دورهای است كه در اساطیر ملل مختلف با نامهای گوناگون و از جمله توفان عصر جمشید و توفان نوح یاد شده است. افزایش بارندگی و طغیان رودخانهها یكبار دیگر در حدود 4500 سال پیش شدت میگیرد، اما بزودی بارندگیها پایان یافته و در حدود 4000 سال پیش خشكسالی و دوره گرم و خشكی آغاز میشود كه در 3800 سال پیش به اوج خود میرسد و همانطور كه پس از این خواهیم دید، این زمان مصادف با جابجایی بزرگ تمدنها در فلات ایران و افول و خاموشی بسیاری از سكونتگاهها و شهرها و روستاهای باستانی ایران است. آبوهوای گرم و مرطوب دوران میان 10000 تا 4000 سال پیش، پوشش گیاهی غنی و جنگلهای متراكم و انبوهی را در سرزمین ایران و حتی در صحاری امروزی خشك و بیآب و علف ترتیب داده بوده است. در آن دوران گسترش جنگلها و عقبنشینی صحراهای گرم، سرزمین سبز و خرمی را در ایران بزرگ شكل داده بود و دشتهای شمال افـغانستان امروزی از سـاوانـاهای وسیع (جنگلهای تُـنك) و علفزارهای مرطوب پوشیده بوده است. فراوانی دار و درخت در شمال افغانستان و بخصوص بخش غربی آن كه بادغیس (در اوستا «وَئیتیگَئِس») خوانده میشود, در متن پهلوی بندهش گزارش شده است: ‘‘واتگیسان جایی است پر از دار و پر از درخت’’. این وضعیت اقلیمی شمال افغانستان در متون تاریخی عصرهای میانه نیز آمده است؛ مسعودی در مروجالذهب از بلخ زیبا با آب و درخت و چمنزارهای فراوان، یاد میكند؛ واعظ بلخی در فضائل بلخ از صد هزار درخت بلخ نام میبرد؛ نظامی عروضی از قول شهریار سامانی آنجا را به جهت خرمی و سرسبزی از بهشت برتر میداند؛ و فریه سیاح، مراتع بادغیس را بهترین مراتع تمام آسیا میداند. امروزه بخشهای وسیعی از بادغیس و بلـخ از صحاری خشك و شنهای روان تشكیل شده است. این شنهای روان و بیابانهای سوزان بویژه در پیرامون كرمان و سیستان با گستردگی هر چه بیشتر دیده میشوند؛ در حالیكه در متو ایران , سرزمین , آریایی , زنان سرزمین من مادران----- تمام مردان---- این سرزمین---- مادران همیشه داغدار---- مادران همیشه عزادار---- مادران قبرهای بی نام---- مادران نامهای بی قبر---- مادران لباس آرزو---- در تشت خون شستن---- مادران قابهای حسرت---- بر سر طاقچه عمر گذاردن---- مادران عشق و---- مرگ و---- اشک---- مادران تمام مردان در خاک---- تمام مردان در راه---- زنان سرزمین من---- مادران تمام سرزمین من---- مادران , سرزمین , گزارش تکمیلی از حرکت اعتراضی مادران و برخوردهای وحشیانه مامورین ولی فقیه فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران : امروز شنبه 7 آذر ماه تعداد زیادی ازمادران و دختران جوان از ساعت 17 در پارک لاله به نشانه اعتراض گرد هم آمدند. تمام محوطه پارک توسط نیروهای انتظامی و افراد لباس شخصی کنترل می شد مادران شروع به حرکت به دور میدان آب نما را کردند در دور دوم یک اتومبیل نیروی انتظامی در چندمتری مادران ایستاد و 6 مامور نیروی انتظامی با دو لباس شخصی از جلو و 5 مامور نیروی انتظامی از پشت سر به مادران نزدیک شدند و با داد و فریاد سعی می کردند مادران را متفرق کنند اما مادران به حرکت خود ادامه دادند. یکی از ماموران از جلو مانع حرکت مادران شد و با داد و فریاد گفت چکار می کنید؟ یکی از مادران گفت در پارک قدم می زنیم! که دوباره داد و بیداد کرد دسته جمعی در پارک قدم می زنید! سردسته شما کیست؟ که مادران گفتند ما سردسته نداریم بچه های ما را کشته اید داریم با این حرکت اعتراض می کنیم. همین مامور باتوم خود را در آورد و بالای سر یکی از مادران گرفت و گفت: تو سردسته آنها هستی و به ماموران دیگر گفت بازداشتش کنید که صدای اعتراض دیگر مادران بالا رفت.همین مامور داد زد شما دیگه کی هستید؟ که یکی از دختران گفت ایرانی! که باتوم خود را بلند کرد وبا فریاد گفت ایرانی ما را مسخره می کنید. امروز ماموران نیروی انتظامی و لباس شخصی ها با وحشی گری هر چه تمام تر فریاد می زدند تا مادران را از پارک بیرون کنند. حتی به خانم هایی که با همسران خود آمده بودند و نشسته بودند برخورد می کردند و با فحاشی و فریاد آنها را بیرون می کردند . مادران به درب مقابل پارک لاله رسیدند و همچون هفته گذشته در خیابان به حرکت خود ادامه دادند و در حالی که دستها را به نشانه پیروزی بالا گرفته بودند سرود ای ایران و یار دبستانی را خواندند ماموران در پشت مادران حرکت می کردند و وقتی دیدند مادران مصمم به حرکت خود ادامه می دهند. یکی از مامورانشان از یک فروشگاه بیرون آمد و با اسپری فلفل به جان مادران افتاد در پایان مادران و دختران با روشن کردن شمع به حرکت اعتراضی خود پایان دادند. حکومت کودتا , نیروهای وحشی اشغالگر سرزمین پارسیان , مبارزه بدون خشونت , مادران داغدار , هنگامه شهیدی در واکنش به تهدیدهای صورت گرفته از سوی مسولان اوین: مگر كساني كه در زيرزمين اوين مرا كتك زدند به كميته انضباطي معرفي شدند؟! مسئولان حفاظت اطلاعات زندان از هنگامه شهيدي خواستند تا اعتصاب غذاي خود را بشكند درغير اينصورت به كميته انضباطي زندان معرفي خواهد شد. هنگامه شهيدي روزنامهنگار و فعال حقوق زنان در آخرين تماس خود از زندان با اعلام اين خبر به نوروز گفت: مگر كساني كه در زيرزمين زندان اوين مرا به باد كتك گرفتند به كميته انضباطي معرفي شدند؟ شهيدي كه به بند عمومي منتقل شده و با 3نفر ديگر در يك سلول به سر مي برد، در ادامه افزود: دو شب پيش با خدعه و نيرنگ و با وعده آزادي مرا تا درب زندان اوين بردند، اما پس از تحمل فشار عصبي شديد بجاي آزادي، وزارت اطلاعات مرا تحويل سازمان زندان ها داد و الان در اندرزگاه اوين هستم. به گزارش نوروز، اين روزنامه نگار از دو شب قبل دست به اعتصاب غذا و دارو زده است. اين درحالي است هنگامه شهيدي از بيماري قلبي و افسردگي رنج مي برد تا جايي كه روزي 28 عدد قرص مصرف ميكند. ادامه اعتصاب غذاي او با توجه به وضعيت روحي و جسمي اش خطرناك است. از سوي ديگر آزاده شهيدي، خواهر هنگامه شهيدي در گفتگو با نوروز گفت: از دو هفته قبل تاكنون امکان ملاقات حضوري با هنگامه را نداشتيم؛ ديروز نیز با او به صورت كابيني ملاقات كردیم. او كه به شدت نگران وضعیت سلامت خواهرش بود، به نوروز گفت كه متاسفانه هنگامه به بند مناسبي منتقل نشده و به هيچ وجه از انتقال به بند عمومي راضي نيست. هنگامه شهيدي، نزديك به 5 ماه است كه دربند كودتاگران اسير است. او كه مشاور امور زنان ستاد انتخاباتي مهدي كروبي بود، در تاريخ 24 تيرماه و پس از كودتاي انتخاباتي بازداشت شد. هنگامه , شهیدی , زیرزمین , زندان , اوین , فعال حقوق زنان , روزنامه نگار , رزم مختلط زن و مرد! ----- (تقویم تبعید) در مانور نیروهای انتظامی ، پرسنل نیروی انتظامی ، زنان و مردان ، مشترکا نمایشی رزمی را انجام دادند که صدای آخوندها و آخوندک ها درآمد: وامصیبتا ، اسلام به خطر افتاد ، زن مرد یکدیگر را لمس کردند ! یکی نیست بپرسد وقتی در رزم نمایشی و مانور ، زن و مرد اجازه ندازند یکدیگر را لمس کنند ، پس.... مانور , نیروی انتظامی , نمایش رزمی , مختلط , وامصیبتا , جنبش سبز میباید به خواستهایش برسد آقای موسوی گفت: «زیبایی این پدیده در این است که ایرانیان بسیاری گرد هم آمدهاند که اختلاف نظرهایشان را کنار نگذاشتهاند، به رسمیت شناختهاند.» زیبایی دیگر این پدیده در پایبندی مسیر مبارزه به ارزشهای اخلاقی است، روحیۀ سرشار زنانهای که ارزشهای اخلاقی جنبش را همراه دستاوردهای سیاسی آن بالا میکشد تا راه مبارزه به اندازۀ هدف ارزشمند بماند. روحیهای که هشت ماه است نگران هر لغزش احتمالی حرکت بوده است. جنبش سبز میباید به خواستهایش برسد. سرزمین ما هرگز با نسل جوانی این گونه آگاه و پیشرو و این اندازه بیشمار رو به رو نبوده است. اگر این حرکت اعتراضی به خشونت و بی رحمی نظام حاکم ببازد و به کژراهه افتد، اگر این نسل به هر دلیل ناامید شود، واپس رفتن هر تلاش آزادی خواهانه و نوگرا بر خاک ما چنان چشمگیر خواهد بود که شاید نسلها بگذرد و فرصتی برای مرور حکایت تلخ افول جان و روان و اندیشه و عاطفۀ انسانهایی که در یک قلمرو جغرافیایی به نام ایران، رواداریشان را به بی اخلاقی جمعی سیاست باز باختند، باقی نماند. جنبش سبز , خواسته , موسوی , سرزمین ما , اینجـا ســرزمیـن مهــــر اسـت.... آن که خونین بر خاک افتاد/ مادرم بود و مرامم/ پدرم بود و پناهم/ همسرم بود و راهم/ فرزندم بود و فرازم/ خواهرم بود و حرمتم/ برادرم بود و دردم/ آموزگارم بود و روزگارم/ محبوبم بود و محبتم/ دوستم بود و دستانم/ همسایه ام بود و سایه ام/ آن که خونین بر خاک افتاد/ و جان سپرد/ من بودم.....( ادامه ...) شعر , ادبیات فارسی , خشونت , سرزمین مهر , تعقل , عشق , واکنش یک رزمنده به شهامت بانوان سبز و اظهار شرم و شکایت از جنایت های سخیف مزدوران کودتا دختری سبزی که از راه پیمایی 13 آبان بر می گردد و با دل نگرانی های مادرش مواجه می شود خاطره ای را در اینجا نوشته است. یک رزمنده با خواندن آن در سایت بالاترین و با توجه به دلیری های بی پایان دختران و زنان شیردل در این چند ماه نظری می نویسد که هم کرنشی است به بانوان سبز و هم شکایتی است از جنایت های حیوانی کودتاچیان. او می نویسد: وقتی که هنوز 16 سالم نشده بود رفتم جنگ و جنگیدم چون از دشمن نمیترسیدم، چون میدونستم رو در رو مردونه داره باهات میجنگه، اگه اسیرت کنه و هر بلایی سرت بیاره لااقل بهت تجاوز نمیکنه، تازه میگفتیم اونا دشمنن و ادعایی نداشتن در این رابطه. اما این روزا طرفمون خیلی نامردن که اصلاً نمیدونن مردونگی چی هس. کسایی هستن که اصلا ناموس و مروت حالیشون نیست. شرمنده نیستم بخاطر اینکه تو اون سن و سال رفتم جنگ که واسه مملکتم رفتم نه واسه چیز دیگهای. شرمنده ازینم که چرا وقتی سالها قبل صحبت از اعدام، شکنجه، تجاوز... میشد هیچی نمیفمیدم، شرمندم از اینکه چرا وقتی 8 سالم بود میرفتم رو پشت بوم و شعار میدادم، احساس حماقت میکنم که چشامو به ماه میدوختم تا عکسشو تو ماه ببینم. کاش منم دل و جراتشو داشتم اما چه کنم که از چند تا چیز میترسم و اونا روبرو شدن با: آدم دیوانه، نامرد، بیشرف، احمق متعصب، دزد رذل و بیناموسه رزمنده , بانوان , سبز , جنایت , کودتا , کودتاگران هم با زندانی کردن مبارزان "اقتدار" نشان میدهند، هم با آزاد کردن آنها ! رژیم کودتا سالها در تدارک اعمال "اقتدار" در جنگ روانی بوده است. بخشی از این جنگ روانی را رژیم در نحوه برخورد با زندانیان سیاسی نشان می دهد... رژیم نمی گذارد زندانیان به عنوان قهرمان زندان را ترک کنند... زندانیانی كه بعد از تحمل شکنجه های جسمی -روانی "آزاد" می شوند، دیگر آنی نیستند، كه بودند. رژیم با سیستم اعتراف گیری خود، چنان زندانیان را له می کند، كه سالها طول می کشد تا آنها بتوانند خود را جمع و جور کنند... در واقع رژیم ترور، زندان را دو قسمت کرده است: سلول زندان، سلول خانه...رژیم با شکنجه و اعتراف گیری، از زندانیان چیزی میسازد، که دیگر از لحاظ سیاسی بدرد نخور میشوند. اعتماد به نفس آنها گرفته میشود و باور پذیری جامعه هم نسبت به آنها متزلزل میشود... رژیم کودتا با آزاد کردن آنها سعی در متفرق کردن ما دارد. رژیم میکوشد با به سخره گرفتن مبارزان، نفس مبارزه را مسخره کند. زندانیان "آزاد" شده تابلوهای متحرکی می شوند برای ایجاد ترس و اشاعه یأس و بی اعتمادی در دیگران... معلوم است که باید برای آزاد کردن زندانیان تلاش کرد، ولی همزمان باید با ترفندهای جنگ روانی رژیم مقابله کرد. نباید گذاشت زندانیان آزاد شده آلت دست رژیم قرار گیرند... بهترین کار برای رسیدن به این هدف، ادامه بی وقفه مبارزه و افشاگری در صحنه های مختلف است. رژیم را باید مدام مشغول داشت. با شرکت هر چه گسترده تر در اعتراضات و تظاهرات، می شود به رژیم نشان داد، که با تحقیر زندانیان نمی تواند اراده همرزمان را متزلزل کند. مبارزه و افشاگری , اعتراضات و تظاهرات , تحقیر زندانیان , جنگ روانی , کودتاگران , اقتدار , شکنجه , اعتراف , اراده همرزمان , فاجعه ای آموزشی در ادامه ی تاريخ زدايی هفته ی گذشته ايميلی داشتم از يکی از اساتيد سرشناس تاريخ ايران که به دلايلی امنيتی نخواسته اند نامشان فاش شود. ايشان که سال ها جزو گروهی بوده اند که بر نوشتن کتب درسی مدارس نظارت داشتند، در اين ايميل خبر از «فاجعه ای آموزشی» داده و نوشته اند: «با اين اميد که هر چه بيشتر نوشته و گفته شود تا شايد که از عملی شدن اين فاجعه که دور نيست جلوگيری نمايند». ايشان نوشته اند که اگرچه مسئولين امور خبر «حذف بخش های وسيعی از تاريخ ايران تحت عنوان «حذف نام شاهان» را انکار کرده اند، اما اين انکار نيز، همچون همه ی انکارهای ديگرشان، دروغ محض است چرا که: «اتقاقی که نبايد بيفتد افتاده است. يعنی اکثر کتاب هاي تاريخی که قرار است در سال های آينده در دبستان ها و دبيرستان ها تدريس شوند تغييرات زيادی کرده و به زودی از زير چاپ خارج خواهند شد. در اين کتاب های تازه نه تنها که نام شاهان بلکه بيشتر تاريخ ايران ـ جز بخش های اسلامی آن ـ تقريباً حذف شده است.» اين استاد ارجمند ريز اين تغييرات را برای من فرستاده اند که خلاصه ی آن اين گونه است: «تمام دوره های قبل از اسلام به چند بخش کوچک و مغشوش تبديل شده، با عنوان هايي چون ايلامی ها، مادها، هخامنشی ها، اشکانی ها، ساسانی ها و بدون نام شاهان و بدون شرح وقايع. و تنها به مختصری اطلاعات کلی و بی محتوا درباره هر کدام از سلسله ها اکتفا شده است. مثل اين که مطالب را درباره ی کشوری دورافتاده در آن طرف دنيا نوشته باشند. ولی، در عوض، تمام دوران پس از اسلام، حتی دوران مغول ها، با جزييات و قصه پردازی های اغلب دروغ نوشته شده است. در عين حال، در دوران پس از اسلام نيز به دوره هایی مثل سامانيان، زياريان، و خوارزمشاهيان، و نيز سلسله ی پهلوی، به شکلی مختصر پرداخته شده». خواندن نامه اين تاريخدان نه تنها هر ايرانی با فرهنگی را اندوهگين می کند بلکه هر انساندوستی را که به دانش بشری احترام می گذارد و آموزش درست و کامل تاريخ را از حقوق بشری هر انسانی می داند رنجور می سازد. اما ببينيم که خبر اين حذف چگونه به نشريات راه يافت و چگونه انکار شد: ماجرای حذف سلسله هاي شاهنشاهی ماجرا از مهرماه و همزمان با باز شدن مدارس شروع شده است. در گزارشی که در نشريات داخلی منتشر شده بود، حجت الاسلام محمدیان، معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش، در گفتگويي اعلام کرد که «سلسله های شاهنشاهی از کتابهای درسی تاریخ حذف شده اند». او در توضيح اين حذف به خبرنگاران گفت که «در کتابهای درسی و آموزش تاریخ، توجه به رویکرد تحلیلی مطرح است در حالی که کتاب های درسی رويکردی توصيفی دارند و دانشآموزان ناچارند که تاریخهای مختلف، از قبیل تاریخ تولد و مرگ پادشاهان و وقوع یک حادثه تاریخی را به خاطر بسپارند». تاريخ , اسلام , سامانيان , زياريان , خوارزمشاهيان , پهلوی , از سرزمین های شمالی زود پیر می شویم لامصب. تا چشم به هم می گذاری چند روزی را که فرصت داشته ای از زندگی نکبتی توی این خراب آباد جهان فرصت ببری، حرام مرافعه هایی کرده ای که جز برای جبروت گندیده ی حضرات، برای کسی از نمدش کلاهی نمی شود. زود پیر می شویم لامصب. دور نبود زمانی که یکی از معدود دلخوشی های کوچکمان همین موزیک تیتراژ "از سرزمین های شمالی" بود، اگر برق نمی رفت و سیاست مدار پفیوزی هوس نمی کرد خانه مان را برای هوس های ابلهانه مضحکش بی آژیر قرمز بمالد روی زمین سیاه. /// دلم بد جوری گرفت از شنیدن این آهنگ و خاطره های خاک گرفته ی روزهای رفته.// ---- گور بابای سیاست و بی خیال "توضیح نامناسب" پیشکش کودکی سوخته ی خودم و تمام بچه های آخر دهه پنجاه که پدرانمان برای گند زدن به آن از هیچ کوششی دریغ نکردند ): از سرزمین های شمالی , نوستالژی , نامه ی یکی از هم رزمان شهید احسان فتاحیان به مناسبت روز تولد ایشان (۱۲ اسفندماه / ۳ مارس) : احسان جان سلام. امیدوارم حالت خوب باشه. خوش که میگذره؟! راستی، چه خبر از وضعیت آن دنیا؟ گویند که در آن جا از جنگ و کشتار و اعدام و شکنجه خبری نیست!! انسان ها آزادند و هر کاری که دلشان بخواهد می کنند! اثری از زندان و سلول انفرادی نمی توان مشاهده کرد! گویند بی عدالتی، یعنی آنچه که در حق تو روا داشتند در آن جا نیست! قاضی عادل است و حقوق هیچ کس را تضییع نمی کند! راستی، راست می گن در آن جا شمیم بهاری و طراوت و شادابی دائمی است؟! شنیده ام نان به وفور یافت می شود و آب همیشه روان است! نامه ی , هم رزمان , شهید , احسان فتاحیان , روز تولد , غرق شده در سکوت هندوستان ، سرزمین رنگ ها غرق , هندوستان , سرزمین , رنگ , سکوت , دلیل واقعی خودکشی صادق هدایت چه بود؟ هدایت در آخرین سفر با امید فراوانی به پاریس گام میگذارد تا از فضای خفه کننده ایران دور شده و بقیه عمر را بدور از لکاته ها و خنزر پنزری ها بگذراند و از طرفی کتابهای خود را در فرانسه چاپ نموده و به شهرت و جایگاهی که شایسته آن است برسد و با درآمد حاصل از آن زندگی مستقل تشکیل دهد تا زیر دین خانواده اش نباشد.هدایت با ویزای پزشکی دو ماهه و به عنوان بیمار روحی!!!برای معالجه رهسپار پاریس میشود.شمارش معکوس دو ماهه شروع شده اما در پاریس دوستش حسن شهید نورائی که در چاپ کتابهای هدایت کمک میکرد در بستر بیماری است و کاری از دستش ساخته نیست.هدایت حتی به دنبال ویزا برای رفتن به ژنو یا لندن است تا نزد دوستان خود یعنی جمالزاده یا فرزاد برود اما به هر علتی جور نمیشود.مدت مرخصی کم کم رو به اتمام است و اگر هدایت دست خالی و بدون مدارک پزشکی به تهران بازگردد شغل خود را در دانشکده هنرهای زیبا از دست میدهد و از دست رفتن شغل هم یعنی بی پولی و هدایت بیش از پیش سربار خانواده میشود و او از این موضوع متنفر است!حال حسن شهید نورائی هم روز به روز بدتر میشود و اما تیر خلاص،رزم آرا1 در تهران ترور میشود و امید هدایت به سفارت که قبل از ترور رزم آرا به واسطه نسبت خانوادگی اش با او هدایت را بسیار تحویل میگرفتند و احتمال آن بود که کار اقامتش را ردیف کنند و اکنون جواب سلامش را به زور میدهند نقش برآب میشود.ایده خودکشی که مدت زیادی با او بوده دوباره جان میگیرد صادق هدایت , حسن شهید نورایی , جمالزاده , رزم آرا , مدارک پزشکی , خودکشی , مقام شتر در سرزمین مادری (بررسی قانون بيضه در اسلام) - هادی خرسندی « ماده 300 – قانون مجازات اسلاي – ديات: خونبهاي يک زن مسلمان خواه اين قتل عمدا صورت گرفته باشد، خواه غير عمد، 50 شتر است. ماده 435- خونبهاي قطع بيضه چپ يک مرد مسلمان 66 شتر است و خونبهاي قطع بيضه راست او 34 شتر و خونبهاي قطع هر دو بيضه چپ و راست يک مرد مسلمان 100 شتر است. ». کتاب تازهی آقای شجاعالدین شفا در بارهی قانون بیضه و بمب اتمی، بار دیگر اهمیت شتر را در قوانین اسلامی در ذهنم زنده کرد. این سرودهی تازه را با احترام، به آقای شفا تقدیم میکنم. مقام شتر در سرزمین مادری: ارج و قربي را که در ايران ما دارد شتر/ در زمين و آسمان ديگر کجا دارد شتر؟ (هادی خرسندی) شتر , اسلام , دیه , بیضه , هادی خرسندی , قانون مجازات اسلامی , مقام شتر در سرزمین مادری , همبستگی و روحیه بخشی جنبش سبز با زنگ موبایل مشترک: "ای ایران، ای مرز پر گهر" / همراه شو عزیز همبستگی و پایداری، رمز پیروزی ما تا به امروز بوده است. ای ایران مرز پر گهر! سرودی زیبا با آهنگی خاطره انگیز و به یاد ماندنی که به گوش همه ما آشناست. موزیک شروع این سرود را به نشانه همبستگی و روحیه بخشی، برای زنگ تلفن همراه خود انتخاب کنیم. از این به بعد، در مغازه و مدرسه، در خیابان و دانشگاه، در اداره، در مترو و در خانه، این نوای دل انگیز را بارها و بارها خواهیم شنید و بر عقیده و هدف خود که همانا آبادی و آزادی ایران عزیزمان است، استوارتر خواهیم شد. آنرا می شنویم و به گوش دیگران نیز می رسانیم. اگر این موزیک را در اختیار ندارید، قسمت شروع آنرا از این آدرس دریافت کنید. http://www.mediafire.com/?ynzizyyjjnk ای ایران، ای مرز پرگهر همبستگی , روحیه , بخشی , جنبش , سبز , زنگ موبایل , مشترک , ای ایران، ای مرز پر گهر , دعوت مشترک موسوی و کروبی برای شرکت در تشییع پیکر آیت الله منتظری؛ دوشنبه روز عزای عمومی میر حسین موسوی و مهدی کروبی در بیانیه مشترکی ضمن اعلام عزای عمومی در روز دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸(فردا) از عموم ایرانیان در خواست کردند در مراسم تشییع پیکر آیت الله منتظری، فقیه عالیقدر که فردا ساعت ۹ صبح از مقابل بیت معظم ایشان در قم (بلوار شهید محمد منتظری، کوچه دوازدهم) تا حرم مطهر حضرت معصومه (س) برگزار می شود شرکت کنند. به گزارش سایت کلمه متن کامل اطلاعیه میرحسین موسوی و مهدی کروبی از این قرار است: بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون پیرو فراخوان تعدادی از مراجع عظام تقلید، برای سوگیاد درگذشت مرجع گرانپایه تشیع، فقیه عالیقدر و مجاهد آزاده، حضرت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری فردا – دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸- را عزای عمومی اعلام می کنیم و از مومنان عزادار آن فخر جهان تشیع دعوت می نماییم در مراسم تشییع پیکر پاک آن اسطوره مجاهدت، فقاهت و معنویت شرکت نمایند. میرحسین موسوی و مهدی کروبی دعوت مشترک , موسوی و کروبی , تشییع جنازه , آیت الله منتظری , عزای عمومی , آیت اللهی که مورد احترام مخالفین بود / پیرامون درگذشت آیت الله منتظری آیت الله منتظری روحانی هشتاد و هفت ساله درگذشت، در شرایطی که مردم ایران در مبارزه ی ازادی خواهانه ای خود، بیش از همیشه به وجود او احتیاج داشتند. «حکومت روحانیون» در برابر مرگ او، یکی از مشهورترین و به نام ترین روحانیون ایران، سکوت کرده است، اما موج عظیمی از سوی مردم به حرکت درآمده است تا از این روحانی سالخورده همان طور تجلیل کند که شایسته اوست. ایت الله منتظری می توانست مثل یکی از صدها روحانی باشد که می آیند و می روند و نه آمدنشان و نه رفتنشان، با اعتنای مردم مواجه نمی شود. اما آیت الله منتظری به ویژه در دو دهه ی آخر زندگی خود، مواضعی اتخاذ کرد که او را از انبوه روحانیونی که کمر به خدمت حکومت سفاک اسلامی بسته بودند، جدا ساخت و نشان داد می توان روحانی بود و به خدمت جمهوری اسلامی و استبداد در نیامد. آیت الله منتظری در اوج اقتدار و قدرت، در حالی که می توانست جانشین بی رقیب و بی بدیلی برای آیِت الله خمینی باشد، به مخالفت با استبداد روزافزون در جمهوری اسلامی برخاست و با اعتراض به کشتار و قتل عام زندانیان سیاسی در زندان ها و انتقاد از آیت الله خمینی، گوشه نشینی، زندان خانگی و انواع فشارها و توهین ها را پذیرفت اما صدای آزادی خواهی خود را خاموش نکرد. آیت الله منتظری در زمانی که آقای خمینی در اوج قدرت بود، در برابر او ایستاد و ... دعوت مشترک , موسوی و کروبی , تشییع جنازه , آیت الله منتظری , عزای عمومی , مخالفان , فراخوان جنبش سبز : استفاده از سرود ای ایران به عنوان زنگ موبایل مشترک دانلود سرود ای ایران اثر "استاد بنان" به عنوان زنگ تلفن همراه,تقدیم به جنبش سبز ایران جنبش سبز , ای ایران , موبایل , مشترک , خواسته های حداقلی جنبش سبز در بیانیه ی ۵ تن از روشنفکران شش ماه پیش میلیون ها نفراز مردم ایران به خیابان ها آمدند تا حق پایمال شده خود در انتخابات خیانت آلود را مطالبه کنند و به تحقیر و توهین مستمر ملت توسط حکومت اعتراض نمایند. دستگاه های امنیتی و نظامی به این مطالبات آرام و مسالمت آمیز، با خشونت و قساوت پاسخ دادند و کوشیدند از حضورمردم در فضای عمومی جلوگیری کنند و جنبش سبز را مرتبط با کشورهای بیگانه و سیاست دولت های غربی معرفی کنند. تمامیت طلبان تصور می کردند با سرکوب خونین این قیام قانونی، می توان حرکت اعتراضی مردم را همچون گذشته متوقف کرد، اما به رغم همه محاسبات، آتش آگاهی افروخته تر و آهنگ اصلاحات رساتر شد وجنبش را روز به روز بالنده تر و بارورتر ساخت. درگذشت فقیه عالیقدر آیت الله منتظری که در پنج دهه گذشته، به خصوص شش ماهه اخیراز حقوق اساسی ملت دفاعی جانانه کرده بود و اینک در حساس ترین شرایط آنان را ترک می کرد، چون "رهبر معنوی جنبش" درخشید و جان تازه ای به جنبش بخشید و ظلم هائی که بر او رفته بود زبانه های خشم ملت را در آستانه ماه محرم، ماه حق طلبی و قیام علیه استبداد و ستم، بلندتر کرد. اعتراضات مردم، طبق سنت طولانی تاریخ در فرهنگ تشیع، در روز عاشورا به اوج خود رسید و ملت آگاه با درس گرفتن از پیام حسینی ظلم زمانه را نشانه گرفت. استبداد دینی که مشروعیت خود را با خشونت و کشتار مردم در روز عاشورا پاک از دست داده بود، از ترفندی نخ نما شده برای تحریک احساسات دینی مردم استفاده کرد و به کمک صدا و سیمای دولتی و بسیج همه نیروهای تحت فرمان کوشید صحنه قیام را وارونه کرده جنبش سبز را متهم به توهین به مقدسات و انکار اعتقادات دینی نماید و با آماج حمله قرار دادن رهبران و چهره های شاخص جنبش سبز و دستگیری احتمالی آنان، این حرکت را به گمان خود به کلی خاموش سازد. پوشیده نیست که بخشهای ا فراطی حاکمیت ایران به این دلیل به خونریزی و خشونت متوسل می شوند که خود را فاقد پایگاه وسیع اجتماعی و آینده امن می دانند. آنها می خواهند رویارویی نهایی و"روز واقعه "را تسریع کنند تا هم نیروهای مردد درون حاکمیت را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند، هم نیروی عظیم مردمی و خواستاران دموکراسی و حقوق مدنی و سیاسی را به شورشیانی خشونت ورز تقلیل دهند . عملکرد این رژیم، اقشار بسیار متنوعی از جوانان، زنان، گروه های قومی و مذهبی، روشنفکران، روحانیون، دانشگاهیان، کارگران و فعالان سیاسی را به شدت آزرده کرده است. گفتمان "توطئه دشمن" که ولیّ جائر در طول 20 سال گذشته ترویج و از طریق آن دشمن سازی و ایجاد تفرقه میان ملت می کند (مثل: مطبوعات پایگاه دشمن اند، روشنفکران مزدوران دشمن اند، جنبش سبز توطئه رنگی دشمنان برای براندازی است)، بخش عظیمی از ملت را به جبهه ی دشمن تبدیل کرده که سازمان های سرکوب باید تکلیف آنان را یکسره کنند. کینه و نفرتی که در سی سال گذشته در سطوح مختلف جامعه انباشته شده، بسیار عمیق و ریشه دار است. این نارضایتی ژرف توان تخریبی عظیمی دارد که در صورت فوران، موج گسترده ای از خشونت را در سطوح مختلف جامعه ایران دامن خواهد زد. افراطیون حاکم بر دستگاه های سرکوب، تعلق خاطری به ایران ندارند و نگران ریخته شدن خون هزاران ایرانی هم نیستند. آن ها به اقلیت بسیار محدودی ازجامعه ی ایران اتکا دارند و تنها ضامن بقای شان اسلحه، شکنجه و ارعاب مردم است. تخصص آن ها خشونت است و خشونت را به مهمترین ابزار نزاع های سیاسی تبدیل کرده اند. خشم وخشونتی که امروز شاهد آنیم، اگر به زبان اصلی سیاست در ایران تبدیل شود، عقلانیت و دموکراسی و تحقق آزادی های مدنی و سیاسی را به حاشیه خواهد راند. زمامداران خودکامه البته کوشش میکنند خشونت را به تظاهرات مسالمت آمیز و پرشکوه میلیون ها ایرانی آزادیخواه تزریق کنند تا چهره دموکراتیک جنبش مخدوش شود، ولی ملت نباید فریب خورده و وارد بازی سازمان های نظامی امنیتی شود. جنبش سبز ایران در لحظه ی حساس کنونی به طرح مطالبات مشخص و مقدور، طولانی کردن فرآیند اعتراض و جلب مشارکت گسترده اقشار متنوع جامعه در تعیین سرنوشت خود نیاز دارد. سید عطاءالله مهاجرانی , عبدالکریم سروش , اکبر گنجی , محسن کدیور , عبدالعلی بازرگان , بیانیه مشترک , بیانیه مشترک اتحادیه اروپا و ایالات متحده امریکا –محکومیت نقض حقوق بشر توسط رژیم ایران بروکسل ۸ فوریه ۲۰۱۰ اتحادیه اروپا و ایالات متحده امریکا نقض مستمر حقوق بشر در ایران بعد از انتخابات ۱۲ ژوئن را محکوم میکنند. دستگیریها در ابعاد گسترده و دادگاههای دستجمعی, تهدید به اعدام تظاهرکنندگان، ارعاب اعضای خانواده های دستگیرشدگان و استمرار در انکار حق ابراز بیان مسالمت آمیز به شهروندان, با معیارهای حقوق بشر در تعارض است. نگرانیهای ما بر پایه تعهد ما به مراعات جهانی حقوق بشر است. ما به طور خاص نسبت به پتانسیلی که برای خشونتهای بیشتر و سرکوب در روزهای آینده وجود دارد نگران هستیم. بخصوص در دوران سالگرد تاسیس جمهوری اسلامی در ۱۱ فوریه. ما از دولت ایران می خواهیم تا به تعهدات بین المللی حقوق بشری خود پایبند بوده, به تجاوزات علیه حقوق مردم خویش پایان دهد, کسانی را که مرتکب این تجاوزات شده اند، تحت حسابرسی قرار بدهد و کسانی را که بر اساس حقوق خودشان عمل کرده اند، آزاد کند. بیانیه مشترک اتحادیه اروپاوآمریکا , فیگارو : مانور گارد اسرائیل در برابر حملات موشکی ( گزارش فیگارو از مانور اسرائیل و آمریکا) مارکم هنری گزارشگر فیگارو در اورشلیم گزارشی را از مانور مشترک اسرائیل و آمریکا فرستاده است .مارک هنری ینویسد ، مانور نظامی و نگرانی اسرائیل در ارتباط با موشکهای دوربرد ایران انجام میشود ، این مانور در تاریخ مانورهای دو کشور بی نظیر بوده است . مارک هنری تیتر گزارش خود را به آمادگی اسرائیل در برابر حملات موشکی احتمالی ایران اختصاص داده و مینویسد آزمایش بی نظیرضد موشکی اسرائیل و آمریکا که دیروز با شرکت 2000 نظامی، از دو کشور برگزار شد، برای امتحان قابلیت دفاعی در مقابل موشکهائی صورت گرفت که احتمالاً از طرف ایران، سوریه و یا لبنان به سمت اسرائیل پرتاب می شوند و به کلاهک های اتمی یا شیمیائی و یا میکروبی مجهز هستند. اجرای این مانور برای رهگیری موشکهای شلیک شده احتمالی از سوی ایران ، سوریه ، حزب الله در یک واحد زمانی تعریف شده است . در این مانور نیروهای دو گشور به آزمایش چهار سیستم جدید دفاع ضد موشکی همزمان پرداخته اند مه از این چهار سیستم ، سه سیستم آن آمریکائی و یک سیستم آن اسرائیلیست که به نوشته مارک هنری از پیچیدگی خاصی برخوردار است که برای آزمایش بر روی هفده ناو جنگی آمریکائی که در حال گشت زنی در امتداد سواحل مدیترانه هستند نصب شده است . این سیستم جدید برای مقابله با موشکهای ایران به خصوص شهاب سه مورد آزمایش قرار میگیرند . مقاله با اشاره به آزمایش های موشکی اخیر ایران، مسابقه تسلیحاتی موجود را نشان می دهد و از کمک های فنی آمریکا و رابطۀ تنگاتنگ دفاعی آنان از زمان جرج بوش می نویسد و این رابطه را در دورۀ اوباما نیز دنبال می کند. بعضی از مسئولین سیاسی، بصورت خصوصی همکاری نیروهای آمریکائی را در این مانور، با هدفی دوجانبه می بینند. به این معنی که آمریکا ضمن اطمینان دادن به اسرائیل می خواهد یادآوری کند که نباید اسرائیل بدون چراغ سبز آمریکا، به ایران حمله کند و به این ترتیب، او را در مقابل عمل انجام شده قرار ندهد. مانور مشترک , اسرائیل , آمریکا , سواحل مدیترانه , موشک شهاب سه , پدر سه فرزندش مردهای مختلف از آب درآمدند! در آلمان یک مهندس برق که نامش فاش نشده است زمانی که زنش بعد از بیست و یک سال زندگی مشترک و دارا بودن سه بچه از وی او را ترک کرد تصمیم گرفت که تست دی . ان . ای بر روی فرزندانش انجام دهد.مهندس بیچاره المانی بعد از اینکه نتایج آزمایشات به دستش رسید فهمید که هیچ کدام از بچه ها از وی نبوده اند! تازه معلوم شد هرکدام از بچه ها متعلق به مردان متفاوتی بوده اند. آلمان , زندگی مشترک , مهندس برق , تست دی . ان . ای , برادر حسين راست مي گويد اين بنده کمترين، با اينکه بارها و بارها موردلطف برادر حسين وهمکاران ايشان قرار گرفته، انواع دشنام هاي سياسي را دريافت کرده و به عضويت در سازمانهاي جاسوسي همه بلاد عالم مفتخر شده ام، بايد شرط انصاف بجا بياورم و بعنوان يک "شاهد" بگويم: - برادرحسين راست مي گويد...دهه شصت بود. معروف به دهه وحشت بزرگ. دهه اي که اين روزها دارند استخوان هاي قربانيان آن را هم ازخاوران مي برند. سحرگاه 17 بهمن 1361نوبت به من رسيد. درست در شب سالگرد ازدواجم. مرا ابتدا به مرکز سپاه بردند درميدان عشرت آباد که از قضا در روز آزادي پادگانش، تفنگ در دست، همراه مردم بودم. دستگير شدگان بسيار بودند که بعدها راهشان به آشويتس اوين ختم شد و آنان را از ميله هاي شوفاژخانه اوين يا دارهاي مسجد رجائي شهر آويختند. ساعتي بعد خود را در "کميته مشترک " يافتم. جايم در راهروي بند يک و روي يک پتو بود. سلول ها لبالب و راهروها پر بود. کميته مشترک نام شکنجه گاه مخوف زمان شاه بود که حالا "بند 3000" و "زندان توحيد" ناميده مي شد. در زمان شاه باآقاي خامنه اي و کروبي درهمين زندان بودم. حالا- سال 61- زندان بطور کامل دراختياراطلاعات سپاه پاسداران قرار داشت و ميهمان هايش گروههاي سلطنت طلب و چپ بودند. اين زندان سالهاي بعد به " موزه عبرت" تبديل شد با مجسمه هاو تصاوير شکنجه گران زمان شاه تا آيندگان از آنان "عبرت" بگيرند. سازندگان موزه، جانشينان شکنجه گران ساواک بودند، معروف به "سربازان گمنام امام زمان". از همان شب اول، سربازان گمنام امام زمان بي وقفه به کار "تعزير" پرداختند که چون باحکم مجتهدي اجرا مي شد ديگر نه تنها نامش شکنجه نبود، انجامش "ثواب" هم داشت. ثوابي که دريغا برادر حسين از آن محروم ماند و نتوانست درکنار برادرها "حميد"، "مجتبي"، "محمود"، "رحيم" و.... راه بهشت را هموار کند.... برادر حسين , اوین , شکنجه , کمیته مشترک , عبرت , دریاسالار مولن: توانایی حمله به مراکز اتمی ایران را داریم دریاسالار مایک مولن، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، برنامه اتمی ایران را نظامی و مسبب افزایش بی ثباتی خاورمیانه دانسته، ولی درباره پیامدهای "ناخواسته" چنین اقدامی هشدار داده است. دریاسالار مولن این سخنان را روز دوشنبه (۲۲ فوریه) در کنفرانس خبری مشترکی با رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا بیان کرد. او گفت: "من بر این اعتقادم که ایران در مسیر دستیابی به سلاح اتمی قرار دارد. نفس این اقدام منطقه را بیشتر بی ثبات می کند." ایران برنامه اتمی اش را صلح آمیز می داند. مقام های ارشد ایران حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه را مسبب بی ثباتی منطقه می دانند. دریاسالار مولن تاکید کرد، نیروهای مسلح آمریکا آمادگی حمله به مراکز اتمی ایران را دارند، با این همه، او گفت که بسیار نگران پیامدهای "ناخواسته" چنین حمله ایست. این مشاور ارشد رئیس جمهوری آمریکا بر اهمیت استفاده از اهرم های اقتصادی و دیپلماتیک علیه ایران تاکید کرد و گفت: "هر حمله ای هرچند موثر، نمی تواند قاطع ... دریاسالار مولن , رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا , برنامه هسته ای ایران , مراکز اتمی , حمله , سلاح اتمی , من «سبز» مشترکام؛ مرا فرياد کن! یکی از مهمترین قابلیتهای جنبش سبز این است که به دلیل محبوس نبودناش در چهارچوب محاسبات قدرت، توانايی نقدِ درونی دارد و قابلیتِ خود-تصحيحگری مهمترین قابليتِ آن است. یکی از مهمترین درسهایی که میتوان از ۲۲ بهمن ۸۸ گرفت، جدای مشاهداتی که همه میتوانند دربارهی نوع برخورد قدرتِ سیاسی، آرایش تبليغاتی و خاموش کردن صدای «دیگری» داشته باشند، این است که هم سبزها متکثرند و هم غیرسبزها. زبانِ تحقیر همان زبانی است که جنبش سبز در واکنش به آن و انواعِ دیگر آن پدید آمد. این نادیده گرفتن دیگران، به هیچ گرفتنِ آنها، هتاکی کردن به آنها، به آسانی به دیگران تهمت زدن و به سوی ابتذال زبانی و فکری غلتیدن، همان چيزی است که سبزها میتوانند با نگاه در آینهی مخالفان قدرتمدار خود از آن درس بگیرند. اما پرسش اين است: آیا ما حق داریم کسانی را که به میل و رغبت در راهپيمایی حکومتی ۲۲ بهمن شرکت کردند، به آسانی با برچسب «سانديسخور» تحقیر کنیم؟ این پرسش مهمی است که از نگاه بعضی از سبزها دور افتاده است. این که مخالفان سبزها هم عدهای قابل اعتنا دارند، واقعیتی غیرقابل انکار است (همچنانکه سبزها هم شمارهای قابل اعتنا اما نادیده گرفته شده دارند). اما اختلافنظر هرگز بر سر شماره و عدد نیست. اختلاف بر سر روش است. اختلاف بر سر بیاخلاقی و انحصارگرايی غالبی است که در لايههای قدرت و در دستگاههای رسانهای طرف مقابل ريشه دوانده است. مشکل ما، مردم نيستند. مشکلِ ما توزیع نابرابر و تبعیضآميز قدرتی است که بخش ديگری از جامعه را هیچ میانگارد. اما اگر قرار باشد خودِ ما نیز دچار همين بلیه شويم، چه فرقی با آنها داریم؟ موسوی از همان روزهای اولی که پا به صحنهی رقابتهای انتخاباتی گذاشت، از بخشی از مردم سخن گفت که عنوان روشنشان «مستضعف» بود. این تعبیر البته به مذاق عدهای گران آمد، اما نباید از یاد برد که بخش قابل اعتنايی از مردمِ ما که قربانی سیاستهای انحصارگرای قدرت شدهاند، دقیقاً در همین طبقه قرار دارند. جنبش سبز گاهی اسیر بادهای موسمی بورژوازی بیملاحظهای میشود که به آسانی انسانها را تقسیم به خودی و غيرخودی میکند (و جنس این تقسیمبندی تفاوت چندانی با جنس انحصارگری حکومتی ندارند؛ هر دو از يک جنساند با صورتهای متفاوت). این بخش مستضعف جامعه همان بخشی است که قربانی نابخردیها و ندانمکاریهای دولتی شده است که لاف عدالتورزی و مهرگستری زده است اما دیدهايم که این لافها طبلی میانتهی بوده و جز نکبت و نظامی کردن فضای کشور، چیزی عايد مستضعفان نکرده است. هنوز بخش بزرگی از جامعهی ما مشکل آموزش، بهداشت و مسکن دارد. در پنج سال گذشته، نه سبزی در کار بوده است و نه اصلاحطلبی در مصدر قدرت. سبز بودن معنایاش استخر شنا و جکوزی داشتن، سونا رفتن، برای تفريح اسکی کردن، کنسرت موسيقی رفتن یا تئاتر ديدن نيست. جنبش سبز، فراگیرتر از آن است که بخواهد در خواستههایی از اين جنس خلاصه شود. شاید طرف مقابل دوست داشته باشد خود را به خواب بزند و فکر کند سبز بودن یعنی این. ما هم باید بازی همين تبلیغات را بخوریم؟ ما هم باید بخش بزرگی از جامعهمان را ناديده بگیریم؟ اشکالی ندارد اگر حکومت میخواهد از این به بعد جشن تولدش را با لشکر و سپاه و در فضایی بسته، آرايشديده، هدايتشده و «خودجوش» (!) برگزار کند. اما اینها مشکل را حل نمیکند. هیچ کدام از اینها پاسخ ویرانی اقتصاد و وضعِ اسفبار صنعت کشور را نمیدهد. این بازیها شکم کسی را سير نمیکند. خاصهخرجی کردن و وامهای بیحساب دادن به اسم اعتنا به مستضعفان و نابود کردن بنیهی اقتصادی کشور که عاقبتاش گداپروری و مستضعفتر کردن بخش مستضعفِ جامعه است، دردی را دوا نمیکند. اتفاقاً بخش مهمی از سبزها در همین طبقهای هستند که بعضی به سادگی نامشان را «ساندیسخور» گذاشتهاند. معنا ندارد کسانی را که با اعتقادشان در آن راهمپيمایی شرکت کردند، «فریبخورده» بناميم. وقتی موسوی میگويد این نزاع بازنده ندارد و همه باید آخر کار برنده باشند، معنایاش دقیقاً اين است که رفع تبعیض، نبرد با قانونشکنی، به مصاف رياکاری و دروغ رفتن، چیزی است که منفعتاش به همه میرسد، حتی به کسانی که فکر میکنند ما خطا میکنیم. اختیار کردن زبان تحقیر، با طعنه و متلک سخن گفتن از کسانی که مثل ما فکر نمیکنند، شيوهی سيئهی من «سبز» مشترکام؛ مرا فرياد کن! , قدرت، توانايی نقدِ درونی , قانونشکنی، رياکاری و دروغ , فرم تعهد نامه مخابرات جهت ارائه سرویس ADSL مخابرات به مشترکان ! اخیرا شرکت مخابرات اقدام به ارائه سرویس ADSL خود در بعضی شهرها کرده است و به متقاضیان سرویسADSL مجبور به پر کردن فرم زیر به متقاضیان سرعت بالای 128 کیلو بایت با عنوان آئین نامه نحوه ارائه خدمات اطلاع رسانی و اینترنت می کند ! فرم , تعهد , نامه , مخابرات , جهت , ارائه , سرویس , ADSL , مخابرات , به , مشترکان ! , مانور مشترک اسرائيل و امريکا برای مقابله با حمله موشکی ايران دو روز پس از اعلام لغو مانور هوايی «آناتولی» در ترکيه که قرار بود در آن نيروی هوايی اسرائيل نيز شرکت داشته جويد، نيروهای آمريکائی تمرين دفاع موشکی گسترده ای را در خاک اسرائيل آغاز کرده اند. هدف تمرين موشکی ياد شده که جنيفر-کبرا-۲۰۰۹ نام گرفته، دفع حمله فرضی موشکی ايران و دفاع در مقابل اقدامات مشابه از خاک سوريه و لبنان معرفی شده است. محل برگزاری مانور ياد شده که گسترده ترين مانور هوايی مشترک امريکا و اسرائيل تاکنون محسوب ميشود، صحرای نقب است که در آن دولت امريکا سال گذشته مبادرت به نصب سيستم های رادار هشدار دهنده موسوم به اف-بی-اکس، بمنظور ره گيری اوليه موشک های تهاجمی نمود. در ماه سپتامبر سال جاری، ابتدا آمريکا اعلام داشت که طرح نصب سيستم دفاع ضد موشکی و رادار هشدار دهنده را که قرار بود در جمهوری چک و کشور لهستان نصب شود اجرا نخواهد کرد. اين دو سيستم بنا به گفته دولت قبلی امريکا قرار بود بمنظور مقابله با آنچه خطر موشکی ايران معرفی شده بود مورد استفاده قرار گيرد. دو هفته پس از آن ، طی آنچه ايران «مانور موشکی پيامبر -۴ » خواند، ابتدا دو فروند موشک برد کوتاه تندر و فتح ۱۱۰ را در مناطق مرکزی ايران مورد آزمايش قرار داد و سپس در روز دوم يک فروند موشکی ميانبرد شهاب -۳ را به آسمان پرتاب کرد. ظاهرا وجه مشخصه موشک شهاب -۳ مورد استفاده قرار گرفته، نصب بمب خوشه ای در کلاهک آن بوده است. بمب های خوشه ای که از سوی آمريکا قبلا در ويتنام بصورت گسترده مورد استفاده قرار گرفته بود، بدليل گستردگی شعاع عمل آن، قادر به وارد آوردن تلفات چشمگير عليه انسان ها است. ايران تلاش می کند، بمنظور موثر تر ساختن سلاح های موشکی خود و استفاده از آن بعنوان يک عامل بازدارنده و در غياب فرصت استفاده از کلاهکهای غير متعارفی نظير بمب شيميائی، کاربرد تخريبی آنها را افزايش بدهد. پس از لغو اجرای طرح دفاع موشکی آمريکا در جمهوری چک و لهستان، که بنوبه خود زمينه تفاهم های بيشتری را مابين آمريکا و روسيه در عرصه بين المللی فراهم ساخت، واشنگتن اعلام داشت که با تجديد نظر در طرح ياد شده، خطوط دفاع ضد موشکی، بصورت متحرک طراحی خواهند شد. مطابق شواهد موجود، قرار است در اجرای اين طرح تازه علاوه بر کشورهای همسايه و همجوار ايران، منجمله جمهوری آذربايجان و اوکراين، کشتی های مستقر در منطقه نيز مورد استفاده قرار بگيرند. به اين ترتيب، مانور صحرای نقب در اسرائيل اولين آزمون طرح تازه برای مقابله با خطر های موشکی در منطقه است. با توجه به حضور بيش از ۲۵۰ هزار سرباز امريکايی در منطقه خليج فارس، عراق و افغانستان، تدارک دفاع موثر از اين نيروها در برابر حملات موشکی، از اهميت فوق العاده بر خور دار است. مانور , مشترک , اسرائيل , امريکا , مقابله , ايران , فراخوان مشترک جمعی از احزاب و سازمانهای کردستان ایران به مناسبت 22 بهمن مردم مبارز کردستان! خلقهای تحت ستم ایران! هم میهنان آزادیخواه! امسال بیست و دوم بهمن ماه، یادروز سرنگونی نظام 2500 ساله شاهنشاهی در نتیجه مبارزه یکپارچه خلقهای ایران در شرایط ویژهای گرامی داشته میشود. امسال در حالی یاد و خاطره این روز تاریخی را ارج مینهیم که جنبش آزادیخواهی علیه سه دهه دیکتاتوری، ستم و تبعیض و سرکوب وارد مرحله نوینی شدهاست. مرم ایران در پی انتخابات 22 خرداد امسال متمدنانهتر و پیگیرانهتر از همیشه به خیابانها آمده و خواهان خاتمه یافتن حاکمیت گروه تمامیت خواه سرکوبگر هستند. بیش از هفت ماه است که تصمیم و اراده مردم ایران برای پایان بخشیدن به سیستم ولایت فقیهی و توتالیتاریزم و تبعیضات ملی، جنسی و مذهبی به شیوه تظاهرات مردمی کم نظیر خود را نشان میدهد. از 22 خردادماه گذشته تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران در هر مناسبت و فرصتی شاهد به خیابان آمدن دهها و صدهاهزار نفری مردم بپاخاسته بودهاند که به شیوه مسالمت آمیز و با دستان خالی اما با شعار مرگ بر دیکتاتوری، قاطعیت خود را به منظور ایجاد تغییر و رسیدن به آزادی، دمکراسی و حقوق بشر تکرار کردهاند. علیرغم آنکه ابراز نارضایتی مسالمت آمیز مردم هر بار در اوج درندهخویی سرکوب گردیده و هر تظاهراتی چندین شهید، دهها مجروح و صدها بازداشت را در پی داشتهاست، اما مردم بپاخاسته دگربار به شیوهای گستردهتر و قاطعانهتر به میدان آمده و شعارهای رادیکالتر از پیش را مطرح ساختهاند. شکوفایی جنبش آزادیخواهی در تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران در حالیست که مردم کردستان 30 سال است در حال مبارزه علیه رژیم دیکتاتور جمهوری اسلامی هستند. خلق کرد در همان حال که افتخار میکند پیشاهنگ و پیشرو مبارزه علیه این نظام مرتجع، دیکتاتور و خونخوار بودهاست، خوشحال است که امروز هموطنانمان در سراسر ایران علیه حاکمیت این نظام به میدان آمدهاند. اکنون که در آستانه یادروز 31مین سالروز پیروزی انقلاب ایران و به سر کار آمدن جمهوری اسلامی هستیم، دست اندرکاران جمهوری اسلامی از هر طریق میکوشند مانع استفاده مردم بپاخاسته ایران از این مناسبت جهت به خیابان آمدن و ابراز نارضایتی گردند. آنها قصد دارند در این مناسبت نشان دهند که جنبش آزادیخواهی مردم را در هم شکسته و نظامشان کماکان برقرار و پابرجاست. اما از دیدگاه ما این مناسبت باید به فرصت دیگری بدل گردد تا مردم ایران مجددا اتحاد و قاطعیت خود را در مبارزه برای دمکراسی و پیگیری خود را در خصوص پایان بخشیدن به دیکتاوری و استبداد به نمایش بگذارند. بیست و دوم بهمن امسال فرصتی است تا دگربار تودههای مردم در کردستان و سراسر ایران به صدای بلند به دست اندر کاران رژیم اسلامی ایران بگویند دیگر بیش از این حاکمیت جهنمی شما را تحمل نخواهیم کرد. مردم مبارز کردستان! ما جمعی از احزاب و سازمانهای سیاسی کردستان ایران با درک اهمیت و سرنوشت ساز بودن موقعیت و شرایط سیاسی ایران و با توجه به لزوم اتحاد و همبستگی خلق کرد و دیگر خلقهای ایران از شما مردم هوشیار و مبارز کردستان میخواهیم روز بیست و دوم بهمن ماه را به فرصتی برای گفتن "نه" دیگری به جمهوری اسلامی بدل ساخته و در این مناسبت یکبار دیگر ضمن حمایت از جنبش آزادیخواهی در تهران و دیگر بخشهای ایران، خواستههای ملی و دمکراتیک خود را مطرح سازید. بگذار در این روز خواست آزادی زندانیان سیاسی، لغو احکام اعدام زندانیان سیاسی، رفع سانسور از رسانههای گروهی و پایان یافتن ستم و تبعیض ملی و نقض ابتداییترین حقوق و آزادیهای مردم در کردستان با شعار علیه دیکتاتوری و استبداد در هم آمیخته و رهبران رژیم جمهوری اسلامی دریابند که با سرکوب و ارعاب و شکنجه و جنایت و اعدام نمیتوانند جنبش آزادیخواهانه را در کردستان و ایران به عقب نشینی وادارند. سرانجام اراده مردم بپاخاسته ایران، طومار حاکمیت آنها را نیز نظیر طومار رژیم پادشاهی درهم خواهند پیچید. سلام بر شهدای انقلاب پر شکوه خلقهای ایران سلام بر 22 بهمن، روز پیروزی مبارزه یکپارچه خلقهای ایران علیه دیکتاتوری رژیم پادشاهی پیش بسوی تحقق دمکراسی و آزادی و حقوق مللی برای همه خلقهای ایران کومله زحمتکشان کردستان سازمان خبات کردستان ایران پارت آزادی کردستان حزب دمکرات کردستان 21 بهمن ماه 1388 10 فوریه 2010 اعتراض حق شماست !! فراخوان , مشترک , جمعی , احزاب , سازمانهای , کردستان , ایران , 22 بهمن , در دفاع از استقلال جنبش سبز مردم ایران: ما درد مشترک را فریاد زدهایم تابستان را يادتان رفته حتما كه افتاديد به قلدري كردن . ما يادمان نرفته . يادمان نمي رود . داغ گذاشتيد روي دلمان كه فراموش مان نشود . هي اسم روي اسم تلنبار كرديد . هي خاطره پشت خاطره. بعد رد كه مي شوي از ونك يك هو از خاطرت مي گذرد همين جا بود كه اولين بار ، اولين باتوم ها آمد پايين و شكافت تن نحيف مان را . پوست كلفت نشده بوديم هنوز . نمي دانستيم قرار است روزهاي بعدش ، هر روزمان همين باشد . هي باتوم و گاز اشك آور . نمي دانستيم ونك شروع روزهاي تازه است . چه تابستاني را از سر گذرانديم ... و آزادي را هميشه همين جوري يادم مي ماند . تا آخر دنيا . بعد از كلي راه رفتن و نفس زدن و گرما ، يكي كه قد بلند تر بود مي گفت ؛ « دارم مي بينمش ! » و ما روي پاشنه هاي پاهامان ، دنبالش مي گشتيم و اگر نبود مي رفتيم بالاي نرده هاي وسط خيابان ! بالا خره رسيديم . قبل از انتخابات كه خوش خيال بوديم كه مي رسيم . بعد از انتخابات كه فكر مي كرديم راهي نمانده . همين جوري كه دهان به دهان مي گشت رهنورد گفته بمانيد خانه هاتان . كه مي گفتند موسوي مي آيد تا مردم را نكشند . كه مي گفتند دستور تير داده اند . كه داده بودند . كه اولين گلوله همان جا شليك شد ، اولين قرباني ... و همهمه اي كه پيچيد توي توپخانه ؛ « يا حسين ! مير حسين ! » فكر مي كرديم اگر همه پاهامان را بكوبيم زمين ، زمين مي لرزد بس كه زياد بوديم . زمين مي رود پايين بس كه عصباني بوديم ؛ « موسوي موسوي ! راي منو پس بگير » و امير آباد را با آن چماق به دست هاي حيدر گوي غول پيكر و در خانه هايي كه باز بود به روي مان . بطري هايي كه پر آب مي شد . مادرهايي كه دعاشان و لبخندشان پشت سر مان بود پيش از آن كه برگرديم توي خيابان . و نگاه نگران مهربان شان ؛ « مراقب خودتان باشيد ! » بوديم . هستيم . تازه داشتيم ياد مي گرفتيم مراقب خود مان و انسانيت مان باشيم . مراقب حق مان و شرف مان باشيم . و بلوار كشاورز را پيش از وليعصر ؛ « سعيد حجاريان ، آزاد بايد گردد ! » بهشت زهرا را با تمام گرد و خاكش ، باتوم هايي كه پايين نيامدند . ون هايي كه خالي رفتند . دست هايي كه تا آخر افراشته ماند ، بغض هايي كه فرياد شد ؛ « سي سال جرم و جنايت ... » من اولين بار ، اولين دست بند سبزم را توي هفت تير از دستم باز كردم . اشك آور را كه زدند و پشتش هجوم آوردند به سمت مان . باز نمي شد بس كه محكم بسته بودمش . بس كه هميشه دستم بود . با فندك سوزاندمش . گذاشتم توي جيبم . ماند يادگاري تا بهارستان كه گمش كردم . وليعصر را روز تنفيذ ؛ « اي رهبر كودتا ! اين آخرين پيام است ... » و اولين بار صداي تپش قلبم را شنيدم وقتي جواب تمام در زدن هام ، درهاي بسته بود . و آن قدر زنگ ها را زدم تا كوچه خالي شد از موتور ها و بسيجي ها . گلوله هايي كه پشت سرمان شليك مي شد و ما دست هاي هم را مي فشرديم از ترس . و ما تمام پل كريم خان بوديم . از اول تا آخرش . و خيلي قبل ترش و خيلي بعد ترش ... انقلاب را كه نگو . خود زندگي ست . هي نرسيدن است . هي رسيدن و كتك خوردن . از حفظ شديم تمام كوچه پس كوچه هاش را بس كه روزهاي تابستان مان شب شد توي پياده روهاش . نه به اين راحتي كه مي نويسم و مي خوانيد . سخت تر . غمگين تر . خوني تر . جنبش سبز , نازیسم , میر حسین موسوی , نئو ناری های ایران , استقلال , درد مشترک , سازمان های اطلاعاتی پاکستان و نکات مبهم طرح مشترک دستگيری ريگی بی ترديد وزارت اطلاعات و سازمان های ضد اطلاعات جمهور ی اسلامی که بخصوص طی پنج سال اخير در نتيجه تصفيه های درون سازمانی بسيار ضعيفتر از پيش شده اند، بدون همکاری تنگاتنگ سازمان های اطلاعاتی هم عرض در منطقه قادر به تله گذاری و دستگيری ريگی نميشدند. اگرچه مسئولان ايران مشارکت کشور های ديگر را در دستگيری ريگی انکار کرده اند، تمام شواهد موجود منجمله بيانيه سفارت پاکستان در تهران حاکی از همکاری جمعی در اجرای طرح است. بی شک کشور های مبداء و مقصد ريگی در پرواز مستقيم مابين قرقيزستان و امارات ( دوبی ) ، در جريان سفر او و در نتيجه عمليات مربوط به دستگيری وی قرار گرفته اند. اگرچه هنوز زمان واقعی دستگيری عبدالمالک ريگی روشن نيست، مطابق اظهارات مسئولان ايران دستگيری در ساعات اوليه بامداد سه شنبه به وقت محلی در ايران صورت گرفته است. در ساعات نزديک به زمان اعلام شده دستگيری در آسمان ايران، پروازی از دبی عازم قرقيزستان نبوده، حال آنکه در غروب روز دوشنبه ۲۲ فوريه ( روز قبل از دستگيری ) در ساعت ۶.۱۵ شب پرواز شماره کيو-اچ-۴۵۳ ( بوئينگ ۷۳۷ از از بشکيک- قرقيزستان عازم دبی بوده است. اين پرواز از مسير شرق ايران خراسان و سيستان و بلوچستان به سمت بندر عباس حرکت و پس از عبور از خليج فارس در دوبی بزمين مينشيند. طول پرواز ياد شده در حدود ۴.۳۰ ساعت است. پرواز ياد شده بعد از ۴ ساعت تاخير ۳۶ دقيقه بعد از نيمه شب بامداد روز ۲۳ فوريه در فرودگاه دبی بزمين مينشيند. تاخير بسيار غير معمول و افزايش طول پرواز از ۴.۳۰ به بيش از ۸ ساعت تنها ميتواند در نتيجه توقف اجباری بعد از فرود در يکی از فرودگاههای ايران صورت گرفته باشد. در شرايط عادی، تاخير در پرواز ياد شده هرگز ۲۲ دقيقه فراتر نرفته است. پرواز قبلی همين هواپيما در روز ۱۹ فوريه بدون تاخير انجام و در ساعت ۸.۴۵ دقيقه همان روز در دبی بزمين نشسته است. همين هواپيما در روز بعد و با شماره کيو- اچ ۴۵۴ از مسير دبی و از فراز خاک ايران به قرقيزستان باز گشته است. پرواز بازگشت از دبی به بيشکيک در قرقيزستان پس از اعلام دستگيری ريگی در ايران صورت انجام شده. با و جود ناپديد شدن يک هواپيمای مسافری بمدت ۴ ساعت، هيچيک از دو کشور قرقيزستان و امارات نسبت به مفقود شدن هواپيما و يا به زمين نشستن اضطراری آن در ايران، پيش از اعلام خبر دستگيری ريگی، اطلاعيه ای انتشار نداده اند. قرقيزستان تنها ۳۶ ساعت پس از اعلام دستگيری ريگی اعلام داشته که يک پرواز مسافری آن کشور در مسير دبی به بيشکيک در ايران فرود آمده است. با توجه به حساسيت فوق العاده حريم هوايی خليج فارس در نزديکی مرزهای ايران و حضور ناوهای جنگی آمريکا در منطقه و آماده باش کشورهای جنوبی بخصوص امارات، نظريه پرواز جنگنده های ايران برفراز آبهای خليج فارس بمنظور تعقيب يک هواپيمای مسافری و مجبور ساختن آن به فرود اجباری در خاک ايران ( فرودگاه بندر عباس) ، آنطور که مسئولان وزارت اطلاعات ايران مدعی شده اند قطعا مردود و اسکورت کردن آن تنها در خاک ايران امکان پذير بوده است. با توجه به زمان دو ساعت پرواز هواپيمای قرقيزستان بر فراز خاک ايران، چنانچه پرواز از بيشکک به دبی انجام ميشد هواپيماهای نظامی ايران ميتوانستند بدون روبرو بودن با خطر بر خورد با نيروهای نظامی آمريکا در آبهای خليج فارس، با فرصت کافی عمليات تعقيب و بزمين نشاندن هواپيمای مسافربری ياد شده را بموقع اجرا بگذارند. در اين صورت فرود آوردن هواپيمای ياد شده در فرودگاه مشهد و يا بندر عباس آسانتر و عملی تر از تعقيب آن بر فراز خليج فارس مينمود. در هر دو فرودگاه ياد شده نيروی هوايی ايران هميشه هواپيماهايی را آماده پرواز دارد. عدم اعتراض قرقيزستان به ايران پيرامون فرود آوردن اجباری هواپيمای مسافری آن کشور، و سکوت طولانی قرقيز ها پيرامون اين ماجرا تا بعد از اعلام دستگيری ريگی توسط ايران يکی از نشانه های در جريان قرار داشتن مقامات قرقيز در اجرای طرح است. در صورت پرواز ريگی از دبی به قرقيزستان، توجه به کشور مبداء او، پيش از عزيمت وی به دبی، طول مدت اقامت او در دبی و علت سفر او به امارات از نکات قابل تامل در حادثات منجر به دستگيری او است. محل عمليات گروه جندالله در در داخل ايران نزديک به بلوچستان پاکستان و حوالی سيستان بوده و خود او نيز در اين مناطق حضور يافته و اغلب در پاکستان بسر ميبرده است . بی شک غيبت ريگی از منطقه نمی توانسته از نگاه سرويسهای اطلاعات نظامی پاکستان مخفی بماند. سفر او به قرقيزستان نيز بی شک با استفاده از گذرنامه، و در نتيجه با اطلاع و هماهنگی ماموران رسمی در پاکستان، قرقيزستان و کشور ( اسما ) صادر کننده گذرنامه او ( افغانستان ) از هدف، مسير و طول زمان سفر او انجام شده است. استفاده از شرکت هواپيمايی قرقيزستان توسط ريگی و قصد عزيمت او از دبی به بيشکيک، مبداء حرکت او يعنی قرقيزستان را نيز تا حدود زيادی مشخص ميسازد. به اين ترتيب در صورت انجام پرواز ريگی از دبی به بيشکيک، او در حال استفاده از قسمت دوم بليط پرواز دو سره از بيشکيک به دبی بوده است. در چنين صورتی، سئوال اينجا است که با وجود عمليات ادعايی پنج ماهه ماموران اطلاعاتی ايران برای بدام انداختن ريگی، و اطلاع از محل اقامت او در يک پايگاه امريکايی در منطقه، ۲۴ ساعت پيش از دستگيری، چگونه ماموران جمهوری اسلامی در جريان پرواز قبلی او از قرقيزستان به دبی قرار نگرفته اند؟ چنانچه سرويس های اطلاعاتی ايران از پرواز اوليه ريگی از قرقيزستان به دبی مطلع بوده اند، چرا عمليات دستگيری او در مسير اوليه پرواز که بسيار کم خطر تر و ضريب اطمينان اجرای آن بسيار بالاتر از دستگيری ريگی در مسير دبی-بيشکيک مينمايد صورت نگرفته است؟ با توجه به اجرای طرح ترور يکی از رهبران حماس در دبی، و انعکاس خبری گسترده مشارکت سرويس های جاسوسی اسرائيل در آن، بی شک حساسيت محلی در دبی در قبال اجری طرح عمليات ديگری از سوی يک سرويس ضد اطلاعاتی ديگر ، ميتوانست دشواری های اجرای طرح دستگيری ريگی در پروازی از مسير دبی به قرقيزستان را بيش از هر زمان ديگری افزايش دهد. گذشته از آن، امکان لو رفتن اجرای طرح در نتيجه مداخله سرويسهای ضد جاسوسی ساير کشور های که در اجرای طرح مداخله ای نداشته اند نيز هميشه و جود داشته است. از اين رو عمليات دستگيری ريگی ميتوانست و ميبايد در بخش اول پرواز و بجای مسير دبی به بيشکيک از مسير بيشکيک به دبی صورت گيرد. در منطقه آسيای مرکزی سرويسهای اطلاعاتی روسيه، آمريکا، بريتانيا و پاکستان فعال اند. در صورتی که اجرای اين طرح با اطلاع آمريکا صورت گرفته باشد، تعامل بزرگتری مابين ايران و امريکا ميبايد انگيزه اصلی اين مبادله را فراهم آورده باشد. در شرايط موجود، مناسبات رو به تيرگی بيشتر تهران و واشنگتن منطق انجام چنين تعاملی را توجيه نميکند. روسها نيز در انجام اين معامله نميتوانند نفع مستقيمی داشته باشند. به اين ترتيب، گذشته از ايران، منافع مستقيم پاکستان قوی تر از ساير کشورهای درگير در ماجرا است. طرح مقابله نظامی با طالبان افراطی و همزمان با آن، تلاش گسترده سياسی برای جلب و جذب عوامل معتدل تر طالبان و مشارکت دادن آنها در حکومتهای محلی و دولت مرکزی افغانستان، حساسيتهای فراوانی را در پاکستان و بخصوص مابين عوامل نظامی و اطلاعاتی آن کشور بوجود آورده است. همکاری پاکستان با ايران برای تله گذاری و لو دادن مسير حرکت ريگی و نهايتا دستگيری او، چنانچه دعاوی ايران را داير بر حمايت امريکا از ريگی بپذيريم، ضمن توجيه اقدامی که راضی ساختن ايران و توسعه مناسبات دوستانه مابين تهران و اسلام آباد را مد نظر داشته، ميتواند تلافی جويی و نارضايتی نظاميان پاکستان را در قبال بخش هايی از عمليات نظامی و فعاليتهای سياسی آمريکا در منطقه را نيز به اثبات برساند. پاکستان مايل است که در مذاکرات امريکا و ميانجی های دولت کابل با طالبان مشارکت مستقيم داشته و در طرح پاکسازی و جايگزينی عناصر فعال و فرماندهی محلی آنها در بلوچستان و وزيرستان و مناطق نزديک پيشاور نقش مهمتری ايفا کند. لو دادن ريگی ميتواند هشداری از سوی نظاميان پاکستان برای خنثی ساختن ساير عمليات امريکا و ناتو در منطقه در صورت برنيامدن خواسته های بيشتر آنها تلقی شود. سازمان , اطلاعاتی , پاکستان , طرح مشترک , دستگيری , ريگی , قرقيزستان , جندالله , فراخوان مشترک ۵ گروه اپوزیسیون برای حضور در راهپیمایی 22 بهمن اخبار روز: پنج حزب و سازمان سیاسی مخالف حکومت اسلامی ایران، بیانیه ی مشترکی به مناسبت سالگرد انقلاب ۲۲ بهمن منتشر کردند. در این اعلامیه که به امضای حزب دمکرات کردستان ایران، حزب کومهله کردستان ایران، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران، سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) و شورای موقت سوسیالیستهای چپ ایران رسیده است، گفته شده با حضور در تظاهرات ۲۲ بهمن و گسترش مبارزه علیه استبداد مذهبی حاکم، یاد انقلاب بهمن را گرامی داریم. حدکا , فراخوان مشترک , ۵ گروه اپوزیسیون , 22 بهمن , واحد پول مشترک کشورهای مسلمان به گزارش سایت خبری TRT، "محمود احمدی نژاد"، که برای شرکت در 25 مین اجلاس عالی اقتصادی کمیته دائمی همکاریهای اقتصادی و بازرگانی سازمان کنفرانس اسلامی به ترکیه سفر کرده است، گفت: "در این کنفرانس ایجاد " واحد پولی مشترک " بین کشورهای مسلمان را پیشنهاد خواهم کرد." TRT , پول مشترک , ترکیه , وطن درد مشترک " وطن درد مشترک " نام کتابی است که به همت انتشارات " آن " در سال ۱۳۸۰ منتشر شد . این کتاب شامل اشعار شاعران نام آشنای ایران زمین است که در مدح و درد وطن سروده اند . اشعاری که جان را فراز می کند و خون را به غلیان می کشاند و اندوه میهن دوستان را در اشگ هایی خود جوش روان می سازد. موجب افسوس است که این کتاب تجدید چاپ نشد و نمونه هایی از این دست در سال های اخیروافر نبود. ازمیان سروده ها شعری از ابوالقاسم قزوینی را برگزیدم . وی که به عارف قزوینی شهره است ، نامداری خود را مدیون سرودن اشعار و ترانه های میهنی ست ، ترانه ها و تصنیف هایی که کمک ارزنده ای به جنبش مشروطه کرد: ناله ی مرغ اسیر این همه بهر وطن است/ مسلک مرغ گرفتار قفس همچو من است / فکری ای هموطنان در ره آزادی خویش / بنمایید که هرکس نکند مثل من است / خانه ای کو شود از دست اجانب آباد / ز اشگ ویران کنش آن خانه که بیت الحزن است / جامه ای کو نشود غرقه به خون بهر وطن / بدر آن جامه که ننگ تن و کم از کفن است / .................................. .................................. وطن درد مشترک , کتاب , شعر , بیانیه مشترک مخملباف، سازگارا، نوری زاده: مردم ایران هشدار ! حکومت کودتا به زودی قصد دستگیری آقایان مهندس موسوی و کروبی را دارد تا به خیال خود کودتا را کامل کند و به رهبری جنبش سبز ضربه بزند. در این صورت مردم ایران تا آزادی همه زندانیان سیاسی به خیابان ها خواهند ریخت و رهبری جنبش سبز در غیاب آقایان موسوی و کروبی و خاتمی به خارج از کشور منتقل خواهد شد، تا خواب راحت را از استبداد بگیرد. 17 شهریور، سه شنبه، ساعت 12 شب علیرضا نوریزاده محسن سازگارا محسن مخملباف بیانیه مشترک مخملباف، سازگارا، نوری زاده: مردم ایران هشدار ! , "این دردهای مشترک ما را به هم پیوند می دهد و صدای آزادی و دادخواهی رساتر می شود "منصوره بهكیش ۴۶ساعت زندگی مشترک در بند(از ۵ بعد از ظهر شنبه ۱۴آذر تا ۳ بعدازظهر دوشنبه ۱۶ آذر) شنبه حدود ساعت ۵ وارد پارک لاله شدم. یکی از دوستان قدیمی را دیدم و با هم مشغول قدم زدن شدیم. از ابتدای پارک وضعیت غیرعادی بود و ماشین های گشت و لباس شخصی همه جای پارک را اشغال کرده بودند ولی امنیتی کردن پارک لاله و سایر پارک ها را قبلاً نیز دیده بودیم "این دردهای مشترک ما را به هم پیوند می دهد و صدای آزادی و دادخواهی رساتر می شود "منصوره بهكیش , الشرق الأوسط : دهها هواپیما و ناو جنگی آمریکا برای اجرای بزرگترین مانور مشترک نظامی وارد سواحل حیفا در اسرائیل شدند روزنامه الشرق الأوسط چاپ لندن در شماره امروز 7 اکتبر ،بر اساس گزارش روزنامه نگار خود "نظیر مجلی" در تل آویو نوشت : پانزده فروند ناو جنگی و دهها هواپیمای نظامی که برای اجرای بزرگترین مانور مشترک نظامی آمریکا – اسرائیل ،وارد سواحل حیفا در اسرائیل شدند . بنابراین گزارش دهها هواپیمای ترابری از نوع گالاکسی ، تجهیزات سنگین نظامی و تعداد زیادی از کارشناسان نظامی را به بندر حیفا منتقل کرده اند. این روزنامه مینویسد نام این عملیات بزرگ نظامی "جونیفر کبرا " میباشد .قرار است در این عملیات نیروی هوایی اسرائیل در کنار نیروی هوایی آمریکا و همچنین نیروهای دریایی و پدافندی دو کشور در کنار یکدیگر به نجام این مانور بپردازند ،....ادامه مطلب در کامنتها مانور مشترک آمریکا-اسرائیل , سواحل حیفا , ناوهای جنگی , دفاع ضد موشکی , ایران , سوریه , وظایف و اختیارات رهبر سکولاریسم نو:اصل یکصد و دهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران 1- تعیین سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی. (خود همین یک اختیار کافی است تا رئیس جمهور را هیچ و پوچ کند) 2- نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام. 3- فرمان همه پرسی ( پس رئیس جمهور یا هر نهاد دیگر حق برگزاری همه پرسی را به هر منظوری که باشد ندارد) 4- فرماندهی کل نیروهای مسلح.(پس اختیار نیروهای انتظامی و لاجرم گشت های گوناگون با اوست نه دیگری) 5- اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها. 6- نصب و عزل و قبول استعفای الف- فقهای شورای نگهبان ب- عالی ترین مقام قوه قضائیه ج- رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی. د- رئیس ستاد مشترک. ه- فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. و- فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی 7- حل اختلاف و تنظيم قوای سه گانه 8- حل معضلات نظام که از طریق عادی قابل حل نیست،از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام. ( اعضای این مجمع نیز از سوی رهبری تعیین می شوند. یعنی صورتی بیش نیست بر چهره رهبر). 9- امضای حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم. صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می آید، باید قبل از انتخابات به تائید شورای نگهبان و در دورهء اول به تائید رهبری برسد. 10- عزل رئیس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم. 11- عفو یا تخفیف مجازات محکومین در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قو وظایف و اختیارات رهبر , سکولاریسم نو , رئیس جمهور , نظام جمهوری اسلامی , فرمان همه پرسی , قوه قضائیه , شورای نگهبان , ستاد مشترک , آنکس که حقیقت را می داند و انکار می کند، جنایتکار است-جعفر بهکیش سپس یکی از مسئولین موزه در مورد تاریخچه کمیته مشترک ضد خرابکاری گزارشی کوتاه در اختیار بازدید کنندگان قرار داد. بر اساس این اطلاعات کارهای ساختمانی زندان در سال 1310 با نظارت مهندسین آلمانی آغاز و در سال 1316 پایان یافت....این زندان از سال 1350 در اختیار کمیته مشترک ضد خرابکاری قرار داشت. در 7 سالی که کمیته مسترک ضد خرابکاری فعال بود هزاران زندانی سیاسی در این زندان شکنجه که برخی از آنها در زیر شکنجه جان باختند. در ابتدا اطاقهای بازجوئی و شکنجه نشان داده شد. زندانیان را در دفتر کار بازجویان استنطاق می کردند و در همان جا مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند. مجسمه هائی را از زندانیان شکنجه شده و بازجویان در اطاقهای قرار داده بودند که خوب درست نشده بودند. حسینی، شکنجه گر معروف، هم اطاق خودش را داشت در یکی از اطاقهای شکنجه از راهنمایمان پرسیدم که در چه تاریخی آخرین زندانی در این زندان شکنجه شده است؟ با خونسردی پاسخ داد که از سال 56 فشار بر زندانیان کاهش یافت و شکنجه های شدید خاتمه یافت. نمی دانم هیچ کدام از بازدید کنندگان می دانستند که هزاران زندانی سیاسی در زمان جمهوری اسلامی در این زندان شکنجه شده و بسیاری از آنان از جمله خواهرم زهرا در این زندان جان باختند کمیته مشترک ضد خرابکاری , بیانیه مشترک آمریکا و اروپا علیه جمهوری اسلامی اتحادیه اروپا و دولت آمریکا با صدور یک بیانیه مشترک ادامه نقض حقوقبشر در ایران را محکوم و نسبت به احتمال خشونت در روز ۲۲ بهمن ابراز نگرانی کردند. این بیانیه بعد از ظهر روز دوشنبه (۸ فوریه) انتشار یافت. در بیانیه مشترک اتحادیه اروپا و آمریکا، بازداشتهای گسترده، محاکمههای گروهی، اعدام معترضان، ترساندن خانوادههای دستگیرشدگان و ادامه جلوگیری از آزادی بیان در ایران، مخالف هنجارهای حقوق بشر اعلام شده است. در این بیانیه آمده است:«ما از دولت ایران میخواهیم به حقوقبشر پایبند باشد، به بدرفتاری با مردم کشور خود خاتمه بدهد، کسانی را که مسئول این بدرفتاریها هستند محاکمه و کسانی را که در پی دفاع از حقوق خود بودهاند آزاد کند.» آنچه بیش از همه سیاستمداران اروپا وآمریکا را نگران کرده، گسترش موج دستگیریها در روزهای آستانه سالگرد انقلاب است که پیشبینیمیشود تا روز ۲۲ بهمن ادامه یابد. سایت کلمه روز دوشنبه از بازداشت سه روزنامه نگار به اسامی حسن ظهوری، امیر صادقی و احسان مهرابی، خبر داد. در همین گزارش، از علی کلایی عضو کمیته گزارشگران حقوقبشر نیز به عنوان یکی دیگر از بازداشت شدگان این روز نام برده شده است. بیانیه , مشترک , آمریکا , اروپا , جمهوری , اسلامی , زهرا رهنورد :مساوات مخوف سرکوب مشترک زنان و مردان! در روزهای گذشته، هنگامیکه زنان و مردان مطالبات خود را بیان کردند ... به طور مساوی، زنان و مردان دستگیر شدند، زندان شدند، بازجویی شدند، و در سلولهای انفرادی و نمور پوسیدند ... یا در کهریزکهای متنوع به شهادت رسیدند. زنان و مردان در روز عاشورا، زیر ماشین له شدند، یا به تیر کین گلوله به شهادت رسیدند ... امروز - باز هم مثل سی سال پیش - بازخوانی مسائل زنان جز در چارچوب مطالبات اساسی و سیاسی مردم ایران بسیار دشوار است. اگر مباحثی چون دیه مساوی زن و مرد، حضانت مادران، حذف تعدد زوجات، لزوم وزارت و مدیریت و اشتغال زنان را در اولویت قرار نمیدهیم، به دلیل آرمانهای بلندی است که مغفول مانده و فعلاً از حذف آزادیهای سیاسی و دموکراسی و قانونگرایی سخن میگوییم که بر تارک همه آنها، تحقق یک مساوات عجیب و مخوف، حیرت همگان را برانگیخته است مساوات , مخوف , سرکوب , مشترک , زنان , و مردان , رینگتون ای ایران برای فراخوان بزرگ زنگ مشترک موبایل بگذار نغمه ای دلکش و غرور آفرین ، چون تیر آرش ، مرزهای نامتناهی این موج را مشخص کند . نغمه ای که یاد آور عشق مام میهن است و عزت بخش سرزمین پدری . بیایید در حرکتی هماهنگ ، با هر زنگ موبایل ، سرود ملی ایران را به گوش هم برسانیم و بودن را برای هم تعریف کنیم .(هراس من مردن در سرزمینی است که ساندیس هایش شیرین تر از آزادی باشد)همراه شو عزیز. رینگتون , فراخوان , مشترک , مشترکات جنبش سبز (گفتاری از هادی قابل) جنبش اعتراضی مردم که پس از انتخابات ریاست جمهوری در خردادماه 1388 به صورتی گسترده و فراگیر، خود را نشان داد، گوناگونی بسیاری از نظر اهداف و رویکردها داشته و دارد. این گوناگونی چندان آشکار است که انکار آن به انکار آفتاب در روزی آفتابی می ماند. روشن است که اصرار بر تمامی خواسته های گوناگون مردمی، می تواند به رویارویی های ناخواسته بیانجامد و چندپارگی مردم و جنبش را درپی داشته باشد. تنها راه خردمندانه برای ماندگاری و ستبری جنبش، پافشاری همه ی گروه ها و افراد، بر مشترکات و گزاره های پذیرفته شده و همگانی است. پس هرگاه کسی به نام کل جنبش می خواهد سخن بگوید، تنها بر مشترکات تأکید کند و از بیان مسایل و نظریات اختصاصی خود، پرهیز کند. به عبارت دیگر، نظریات اختصاصی خود را تنها به عنوان دیدگاه شخصی خود و توصیه هایی از دیدگاه خویش ارائه کند و «از نسبت دادن مسایل شخصی و نظریات فردی و گروهی، به کلیّت جنبش سبز، پرهیز کند». اگر این دقت در بیانات افراد و گروه های پیوسته به جنبش سبز مورد توجه جدی باشد، برای هیچ فرد و گروهی ایجاد نگرانی نمی کند و گام نخست در «تمرین دموکراسی» را با استواری برخواهیم داشت. برای پرهیز از درازی سخن، چند گزاره را به عنوان «گزاره های مشترک و خواسته های همگانی» که از بیانیه ها، مقالات، شعارها، پلاکاردها، مصاحبه ها و سخنرانی های افراد و گروه های گوناگون جمع آوری کرده ام، در دید مردم و صاحب نظران قرار می دهم «تا چه قبول افتد و چه در نظر آید». از سایر دوستان نیز انتظار دارم تا در این خصوص، دیدگاه خود را به اطلاع مردم برسانند. 1-نخستین خواسته ی مشترک مردم در خیزش کنونی، چیزی نیست جز «نفی استبداد و تحقق حاکمیت ملی مبتنی بر دموکراسی». بیش از صدسال است که ملت ایران در پی «مشروطه خواهی و نفی حکومت و ولایت مطلقه و استبدادی شاه و فقیه» بوده اند. هرچه در این راه کوشیده اند کمتر به مقصد رسیده اند. دلیل عمده ی آن هم چیزی نیست جز اعتماد به ادعاهای خیرخواهانه برخی افراد یا گروه ها، که در نهایت به افزودن «قیود و شروطی نامشخص نسبت به دموکراسی» انجامیده و عملا ملت را به استبدادی جدید گرفتار ساخته است. این بار بنا نیست که به هیچ قید و شرطی در کنار دموکراسی(مردم سالاری) رضایت داده شود. دموکراسی خواهی و «حاکمیت مطلقه ی ملت» تنها از راه «مشروطه شدن قدرت و نهادهای قدرت» امکان پذیر است. 2- مبنای تمامی قوانین کشور را باید بر «حقوق بشر» قرار داد. مراعات حقوق بشر، به عنوان یک معاهده ی بین المللی و پدیرفته شده از سوی حاکمیت های گوناگونی که هم اکنون بر جوامع اسلامی مسلط اند و داعیه دار شریعت بوده و اکثر فقیهان نیز آن را برتافته اند، برای تمامی کشورهای عضو سازمان ملل، الزامی است. این تعهد بین المللی(به هردلیلی که اتفاق افتاده باشد) برای مسلمانان نیز «الزام شرعی وفای به عهد و پیمان» را درپی دارد. بنا بر این نه تنها شریعت محمدی(ص) از این امر ممانعت نمی کند که آن را «واجب شرعی» می داند و نه تنها با برداشت های علمی از آن مخالفتی ندارد که به آن فرامی خواند. متشرعان و متدینان نیز از جنبه های نظری و عملی زیانی نمی بینند. این حقیقت را دیر یا زود، فقیهان و متکلمان شریعت خواهند دانست و تا فرا رسیدن آن زمان، نمی توان مردم «حق طلب» را منتظر گذاشت و حقوق آنان را همچون سالیان دراز سیطره ی استبداد (چه از نوع سکولار یا از نوع دینی) نادیده گرفت. 3- حق «آزادی بیان» که از طرق گوناگونی چون؛ «آزادی ایجاد رسانه های مکتوب، صوتی و تصویری خصوصی» و «آزادی اطلاع رسانی» و «آزادی اجتماعات و راهپیمایی های اعتراضی به سیاست های حاکمان» و «ایجاد تشکل های سیاسی و صنفی» و ... استیفا می شود را باید به صورتی خاص و برجسته مورد تأکید قرار داد. به گونه ای که بیان آزادانه ی تمامی اطلاعاتی که برای آگاهی مردم ضروری است، را در همه ی زمان ها فراهم ببینیم و امکان تعطیلی مطبوعات و رسانه ها را برای همیشه از حاکمیت سلب کند. در دنیای امروز، پاسداری از «اهداف و منافع ملی» بدون وجود «رسانه های آزاد و مستقل از حکومت» هرگز امکان ندارد. تجربه ی ناموفق نظام های سلطنتی و ولایی، و قربانی شدن مکرر مطبوعات مستقل در پای استبداد، باید درس لازم را به ایرانیان داده باشد. بهانه هایی چون؛ «اهانت به مقدسات، بسط بی بندوباری، توهین و تعرض به افراد و ...» نباید آنقدر برجسته شود که «گمان محدودیت رسانه ها» را برانگیزد. طبیعی است که قوانین منطقی و خردمندانه ی قانونگزاران در پارلمان، می تواند این موارد را از تعرضات نابخردانه ی افراد شاغل در رسانه ها، دور نگهدارد، آنچنان که در سایر جوامع قانونمند جهان، این موارد با خردورزی متقابل اصحاب رسانه و قانونگزار، حل شده است. برجسته کردن مشکلات احتمالی، تاکنون به سلب حقوق قطعی مردم و اصحاب رسانه منجر شده است، و آنگاه که رسانه ها به «مسلخ» رفتند، چشم و گوش مردم بر واقعیت های مملکت بسته شد و استبداد، در کمال آرامش و دور از چشم مردم، به کشور بازگشت. هشدار که این بار به «بستن گوش و چشم ملت» به هیچ عنوان راضی نشویم، تا در حکومت اکثریت(که طبیعت دموکراسی است) نه تنها حقوق اقلیت ها، نادیده گرفته نشود، بلکه از اینکه اندک اندک «اقلیت های زیاده طلب و مستبد» به نام اکثریت ملت، بر دوش مردم سوارشوند و کشور را به فساد کشند و «حقوق اکثریت را نادیده گیرند» نیز پیشگیری شود. 4- تمامی تلاشهای سیاسی اجتماعی جنبش سبز ملت ایران، درچارچوب «اتحاد ملی و یکپارچگی سرزمین ایران» است. باید همگان بپذیریم که تمامی اقوام ایرانی از آذری و کرد و لر و بلوچ و عرب و ترکمن تا پارس، در کشوری متحد و سرزمینی یکپارچه به نام ایران و با فرهنگی ایرانی و مبتنی بر دموکراسی، هم در سطح منطقه ای و هم در سطح ملی، حاکم بر سرنوشت خویش خواهند بود. مسئولان اجرایی استان ها باید نماینده ی اکثریت مردم همان استان باشند و شوراهای شهری و استانی، در محدوده ی تصمیمات ملی، حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را به صورت منطقه ای تجلی بخشند. 5- آخرین نکته ی مشترک، چیزی جز «نفی خشونت» نیست. جنبش سبز اگر کمترین بهره از خشونت را چاشنی رفتار خویش سازد، شکست خود را تضمین کرده است. اگر آن خشونت(اگرچه حداقلی باشد) جنبش را به پیروزی رساند، تبدیل به ابزاری مقدس خواهد شد که پس از آن نیز «ارزشمند» دانسته خواهد شد. آغاز ماجرا از همین جا است. خشونتی که ارزشمند دانسته شد، تعمیم خواهد یافت و اندک اندک به ابزار اصلی پیش برد اهداف پیروزمندان تبدیل خواهد شد و حکومت را در آینده ی ایران نیز مبتنی بر «خشونت ورزی» قرار خواهد داد و این به معنی «بازگشت استبداد» است. همین داستان در انقلاب 57 اتفاق افتاد و راهبران کنونی آن پس از طی مراحل تدریجی خشونت در برابر گروه های مخالف مسلح و یا برخی افراد مخالف غیر مسلح، امروز با «خشونتی نهادینه» در برابر همایش های غیر مسلحانه و مسالمت آمیز ملت قرارگرفته و به روی آنان سلاح کشیده اند. جنبش سبز نباید از «ابزار سرخ» بهره گیرد. ابزار او نیز باید سبز سبز باشد و در خیال بهره گیری از خشونت نیافتد که «دام شیطان استبداد» است و همرنگی با مستبدان، آدمی را به چاه استبداد و ستم فرو می افکند. افرادی که سابقه ی نظریه پردازی خشونت، اقدامات تروریستی و یا قلع و قمع مخالفان خود و یا تبلیغ خشونت ورزی در هر دو جناح «حاکمیت و مخالفان حاکمیت» را داشته و دارند، هیچ نسبتی با جنبش سبز نخواهند داشت. البته راه بازگشت از تصورات نادرست و جبران گذشته(اگر ممکن باشد) و نفی خشونت در گفتار و کردار، برای همگان باز است و آغوش پرمهر همراهان جنبش سبز، برای بخشش گناهان و خطاهای افراد و گروه ها، گشوده است. تمرین «پرهیز جدی از خشونت» برای همه ی ما، گونه ای تمرین برای پذیرش «دموکراسی و حقوق بشر» است که باید مصرانه درپی این رویکرد باشیم. از آنجا که مشترکات را نباید چندان گسترش داد که خود منشأ اختلاف نظر گردد، به همین کلیات بسنده می کنم و یادآوری می کنم که؛ خدای سبحان به هنگام دادن مأموریت «اتحاد با غیر مسلمانان» به پیامبر گرامی اسلام(ص) می گوید: «قل یا اهل الکتاب، تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم، ألانعبد الا الله و لانشرک به شیئا و لایتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله=ای اهل کتاب، بیایید به سخن مشترک بین ما و شما توافق کنیم، که هیچ موجودی جز خدای یگانه را نپرستیم و شریک برای او قرار ندهیم و هیچکدام از ما، خود را ارباب دیگری نگیریم و فقط خدا را ارباب خود بدانیم». می بینیم که هیچ سخنی از مسایل اختلافی چون؛ «پذیرفتن نبوت محمدبن عبدالله(ص) یا شریعت او» در این دعوت به اتحاد، مطرح نشده است و تنها بر «کلمة سواء=سخن مشترک» تأکید شده است. این درس «اتحاد» است که صرفا بر «مشترکات» می توان بنای «وحدت» را برپا کرد. پس هرگاه سخن ما در دایره ی مشترکاتمان بود، می توانیم سخن خود را به عنوان «خواست مردم و جنبش سبز ملت» بیان کنیم و هرگاه بیش از آن را می خواهیم مطرح کنیم، دیدگاه های شخصی خود را از گرایشات عمومی مردم، جدا ساخته و «مصادره به مطلوب» نکنیم. بلکه دیدگاه های اختصاصی خود را به عنوان توصیه هایی به ملت و خیرخواهی برای جنبش سبز آنان و یا انتقاد علمی از سایر همراهان در جنبش سبز، بدون اصرار و توهین به دیگران، مطرح کنیم. طبیعی است که سخنان مستدل و منطقی، هرچند به نفی برخی عقاید و باورها و یا رویکردهای سیاسی پرداخته باشند، توهین آمیز تلقی نمی شود. همه می دانیم که طعنه زدن، مسخره کردن، تحقیرکردن و بکاربردن کلمات زشت در بحث های جدی سیاسی و اجتماعی و نظری، شایسته ی کسانی که ادعای علم و فضیلت دارند نیست. هر نویسنده و یا گوینده ای(در مسایل جدی) با واژگانی که به کار می برد، نخست خود را به مخاطب خویش می شناساند و سپس مقصود خود را به وی می رساند. هشدار که خود را «هتک» نکنیم. خدایا چنان کن سرانجام کار//تو خوشنود باشی و ما رستگار احمد قابل ...................... 12 آذر 1388 ....................... فریمان خواستهای مشترک جنبش , سند تاريخی اعلاميه مشترک حزب توده ايران و سازمان فداييان خلق ايران اکثريت براى رياست جمهورى اسلامى ايران به حجت الاسلام سيد على خامنه اى راى مي دهيم ... حزب توده , رياست جمهورى , سند تاريخي , اعلاميه , مشترک , فداييان اکثريت , خامنه اى , آمریکا و اتحادیه اروپا در بیانیه ای مشترک به تداوم نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کردند ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا با صدور بیانیه ای مشترک تداوم نقض حقوق بشر در ایران را که از انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ ۲۲ خرداد (۱۲ژوئن)، آغاز شده است، محکوم کردند. در این بیانیه آمده است بازداشت های بی شمار و محاکمه های گروهی، تهدید به اعدام تظاهرکنندگان بازداشت شده، ارعاب خانواده بازداشت شدگان و سلب آزادی شرکت در تجمعات صلح آمیز با هنجارهای حقوق بشر در تناقض است. نویسندگان بیانیه مشترک میان آمریکا و اتحادیه اروپا می نویسند: «ما بر اساس تعهدمان در مقابل احترام جهانی به حقوق بشر، نگران وضعیت حاکم بر ایران هستیم. ما به ویژه نگران پتانسیل موجود برای اعمال خشونت های بیشتر علیه شهروندان ایرانی طی روزهای آتی، و خصوصا روز ۲۲ بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی هستیم.» شهروندان منتقد دولت و گروه ها و رهبران اپوزیسیون در روزهای گذشته در وب سایت های اینترنتی و بیانیه های خود به حضور در خیابان ها در روز ۲۲ بهمن و ابراز انتقاد نسبت به عملکرد دولت تأکید کرده اند. آمریکا و اتحادیه اروپا در بیانیه مشترک اخیر خود می نویسند: ... آمریکا و اتحادیه اروپا در بیانیه ای مشترک به تداوم نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کردند , براي آنان كه ايستادهاند - ( 13 آبان دگر بار در رزم مشترک ، درد مشترک را فریاد میکنیم ... ) امروز دست ِ صاحبان ِ قدرت در ايران رو شده است. هرچند پيش از انتخابات در ميان مردمان اين اميدواري وجود داشت كه آنان كه بالاتر نشسته اند بارديگر به خواسته ي جمهور تن ميدهند و"ميزان" را "راي ملّت" مي دانند، امّا آن چه پس از انتخابات رخ داد آن چنان اميدسوز بود كه مردمان را نسبت به آينده ي مردمسالاري در ايران بيش از پيش بيمناك كرد. در شرايطي كه دولتمردان مي توانستند تنها با اندكي تدبير حمايت اكثريت را از آن ِخويش كنند، با بي تدبيري ِ تمام آتش افروختند، طغيان كردند و خانه سوختند. اين روزها عرف ِ مديريت ِ سياسي آن است كه آن هنگام كه نتيجه ي انتخاباتي براي رقباي ِ حاضر در آن مشكوك باشد و در امانتداري ِ متوليّان آن شبهه به وجود آمده باشد، آراي ماخوذه بازشماري مي گردد شايد كه اعتماد ِ از دست رفته بازگردانده شود. حتي مردمسالاري ِ نيم بند ِ افغانستان هم اين چنين انعطاف پذير است و از عهده ي چنين كاري بدرميآيد. ولكن صاحب منصبان در ايران نه تنها چنين نكردند بلكه بر مردمان تاختند و حقوق اساسي ايشان را مورد تعرض قرار دادند و بر ستمگري افزودند. اين همه قصه ي پرغصه است و بازگويي ِ آن دردي را درمان نمي كند. امّا پرسش اينجاست كه پس از اين چگونه با ارباب ِ قدرت در ايران بايد معامله كرد. ايشان هيچ گونه انتقادي را پس از اين بر نمي تابند و بر كج روي هاي خويش پياپي مي افزايند و هزينه ي ندانم كاري هاي خويش را بر مردمان تحميل خواهند كرد. چگونه مي توان در چنين شرايطي مسئوليت پذير بود و با خردمندي حق طلبي كرد؟ صاحب اين قلم نه از سياست چيزي مي داند، نه جامعه شناس است و نه از اقتصاد سردرمي آورد. ولكن آنقدر هوش و ذكاوت دارد كه بداند آن كس كه بر مردماني كه پاي صندوق هاي راي رفته اند آتش مي گشايد، شهروندان ِ معترض به نتايج را به انقلاب ِ رنگين متهم مي نمايد، پير و جوان و زن و مرد ِايشان را در بند مي كند و حقوق ايشان را مورد تعدّي قرار مي دهد، بي گمان جايي خطايي بزرگ مرتكب شده و سخت بي آبرو شده كه توان ِ پنهان كردن ِآن را ندارد. اگر نه چه نيازي ست به اين همه گردن كشي؟ در چنين زمانه اي ست كه ديگرباره نام ِ "رسول" در ميانه ي اين همه بيدادگري زنده مي شود. امروز، روزگار ِ "نبي" ست ... هر روز، روزگار ِ "نبي" ست! درست است كه آنان كه بر صدارت امور نشسته اند در پي شنيدن نقد مردمان نيستند. امّا شيوه و خواسته ي پيامبران همواره اصلاح گري ست. چرا كه "اِن اُرِيدُ اِلَّا الاِصلَاحَ مَا استَطَعتُ. وَمَا تَوفِيقِى اِلَّا بِاللّٰهِ. عَلَيهِ تَوَكَّلتُ وَاِلَيهِ اُنِيبُ" (تا آنجا كه بتوانم قصدي جز اصلاح ندارم؛ و توفيق من جز به اراده ي خداوند نيست؛ كه بر او توكل كرده ام و به او روي آورده ام / سوره ي يازدهم. آيه هشتادوهشتم – ترجمه ي خرمشاهي). در ايران ِ امروز آنان كه در برابر سركشي ِ حكمرانان ايستاده اند بي گمان ياري گران ِ پيامبران اند. چرا كه پايداري كرده اند؛ با مردمان از در ياري درآمده اند؛ لبخند بر لب داشته اند و از خشونت دوري كرده اند؛ حقوق ِ مردمان و مخالفان را محترم شمرده اند؛ در برابر گردن كشي ها مردانه ايستاده اند؛ و شكيبايي پيشه كرده اند ... خداوندگار هم فرمود "وَاصبِر وَمَا صَبرُكَ اِلَّا بِاللّٰهِ وَلَا تَحزَن عَلَيهِم وَلَا تَكُ فِى ضَيقٍ مِّمَّا يَمكُرُونَ" ( شكيبايي پيشه كن! و شكيبايي تو جز به توفيق الهي نيست. و بر آنان اندوه مخور و بر نيرنگي كه مي ورزند دلتنگ مباش / سوره ي شانزدهم. آيه ي يكصد و بيست و هفتم – ترجمه ي خرمشاهي) در ديگر سوي امّا صاحب منصبان برخلاف ِ گفته هايشان عرصه را بر مردمان تنگ تر از پيش كرده اند. صدور ِ احكام ِ اخير در پي برگزاري دادگاه هاي غيرقانوني، دستگيري هاي شب ِ جمعه اي كه گذشت، ادامه ي بازداشت ِ غير قانوني ِ فعالان انتخاباتي واز همه مهمتر عدم پيگيري تخلفات ِ پس از انتخابات همه نشانه هايي آشكار هستند از عدم ِ اراده ي اصلاح گري در سوي حكمرانان. آنان كه بالا نشسته اند نه علاقه اي به جبران ِ بيدادگري ها، خطاها و ستمگري ها دارند و نه در هراس اند از زنهار علي ابن ابي طالب كه " مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اَللَّهِ كَانَ اَللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ وَ مَنْ خَاصَمَهُ اَللَّهُ أَدْحَضَ حُجَّتَهُ وَ كَانَ لِلَّهِ حَرْباً حَتَّى يَنْزِعَ أَوْ يَتُوبَ وَ لَيْسَ شَيْءٌ أَدْعَى إِلَى تَغْيِيرِ نِعْمَةِ اَللَّهِ وَ تَعْجِيلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَةٍ عَلَى ظُلْمٍ فَإِنَّ اَللَّهَ سَمِيعٌ دَعْوَةَ اَلْمُضْطَهَدِينَ وَ هُوَ لِلظَّالِمِينَ بِالْمِرْصَادِ " ( و آن كه بر بندگان خدا ستم كند خدا را به جاى بندگانش دشمن او بود ، و آن را كه خدا دشمن گيرد ، دليل وى را نپذيرد و او با خدا سر جنگ دارد ، تا آنگاه كه بازگردد و توبه آرد ، و هيچ چيز چون بنياد ستم نهادن ، نعمت خدا را دگرگون ندارد ، و كيفر او را نزديك نيارد ، كه خدا شنواى دعاى ستمديدگانست و در كمين ستمكاران / نهج البلاغه . نامه ي پنجاه و سوم – ترجمه ي شهيدي) در اين ميان است كه از آنان كه در بندند گرفته تا آنان كه بيرون از ديوارهاي زندان اسير ِ خويش مداري ِ حاكمان اند، جمله ي مردمان حاكميت را به نيكي فرا ميخوانند و از كجي باز مي دارند. بگذريم كه حاكمان را گوش شنوا نيست، امّا اين مردمان ياريگران پيامبراناند در روزگار ِ جديد. فرقي نمي كند كه "هم عصر" انبياء هستند يا نه؛ مهم آن است كه "هم راه" انبياء شده اند. توگويي بار ديگر نداي عيسي ابن مريم در گوش ِ انسان ِ عصر ِ جديد طنين انداخته كه "مَن أَنصَارِىٓ إِلَى ٱللَّهِ" (چه كساني در راه {دين} خدا ياوران ِ مناند؟) و اين بار نيز چونان دوران ِ نبي هستند حواريوني كه در پاسخ بگويند: "نَحنُ أَنصَارُ ٱللَّهِ" (ما ياوران ِ {دين} خداوند ايم!). خوشا به حال ايشان! چرا كه خداوند فرموده اند كه "فَأَيَّدنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ عَلَىٰ عَدُوِّهِم فَأَصبَحُواْ ظَـٰهِرِينَ" (پس آن هنگام مومنان را در برابر دشمنانشان ياري داديم و پيروز گردانيديم / سوره شصت و يكم . آيه ي چهاردهم / ترجمه ي خرمشاهي) فيض روح القدوس ار باز مدد فرمايد دگران هم بكنند آنچه مسيحا مي كرد! براي آنان كه ايستادهاند - ( 13 آبان بار دیگر جنبش سبز در رزم مشترک ، درد مشترکرا فریاد میکند ... ) , «منافع مشترک ایران و آمریکا در افغانستان» / نیکآهنگ کوثر . . . با توجه به نقش و اهمیتی که مسألهی افغانستان و ظهور مجدد نیروهای طالبان در افغانستان برای آمریکا دارد، استراتژی آقای اوباما در این راستا قرار گرفته که با این ظهور مجدد مقابلهی جدی شود. اینجا حوزهی مشترکی با ایران پدیدار شده که ایران هم به شدت از ظهور مجدد طالبان احساس خطر میکند و آن را خطری متوجهی امنیت ملی خودش میداند. بنابراین دو کشور منافع بسیار مشترک و نزدیک دیگری دارند که مسألهی ثبات در افغانستان و مقابله با طالبان را در دستور کار قرار بدهند. علاوه بر این، هم آمریکا و هم ایران به مسألهی افزایش تولید مواد مخدر در افغانستان توجه دارند و آن را متوجهی امنیت و مسایل اجتماعی خودشان میدانند. بنابراین این موضوع دومی است که به هر حال در حال رسیدگی است. آمریکا به خوبی میداند که وضعیت پاکستان شکننده است. بنابراین نیرویی که میتواند برای مسألهی افغانستان روی آن تکیه کند همانند جنگ اول آمریکا علیه القاعده ایران است و ایران هم به خوبی میداند برای اینکه افغانستان به صلح و ثبات برگردد همکاری نیروهای آمریکایی و ناتو را لازم دارد. بنابراین بعد از فترتی که ایجاد شده، به نظر من دو کشور آماده هستند که حداقل در مورد افغانستان با هم تعامل نزدیکتری را داشته باشند. و این شاید به طور کلی روزنهای در افق حوزهی روابط ایران و آمریکا باشد. . . . منافع مشترک , ایران , آمریکا , افغانستان , نیکآهنگ کوثر , حیف است کسی تمام شود قبل از همسفری... آدمها تمام میشوند. دیر و زود دارد، اما بالاخره تمام میشوند. تمام شدن بعضیها فقط بند یک کلمه، یک جمله است. کسی حرفی را میزند و تو میدانی که همان لحظه برای تو تمام شد. احتمالا مبارزه میکنی و تلاش میکنی که فراموش کنی آن کلمه را، آن جمله را، ولی خودت هم میدانی که تمام شد. اینها از این حرفهایی است که همیشه ته دل طرف، پشت نقابش بوده اما یکبار بی احتیاطی کرده و گفته. قسم و آیه و از دهانم در رفت بعدش هم فایده ندارد. دردناکی اینطور تمام شدن ها مبارزه آدم با خودش است که حالا فراموش کنم یا نه. اما بالاخره دیر یا زود یک جور دیگر خودش را نشان می دهد. بعضیها هم به آرامی تمام میشوند. دیگر حرف مشترک نمی ماند. چقدر مگر آدم میتواند بنشیند و خاطرهها را مرور کند. یک جایی میبینی دیگر نمی توانی بشینی با طرف حتی حرف ساده بزنی. به خودت میگویی حالا بگویم که چه شود.میبینی حوصله حرف زدن هم نداری. این است که هی لبخندهای بیرنگ میزنی و دعا میکنی خودش بفهمد. بعضیها هم از اول تمام بودند. خودت را گول زده بودی همه این مدت. آنها هم اصلا داخل بازی نیستند. چیزی که هست اینها شهامت میخواهد. این تمام کردنها شهامت میخواهد. در هر حال تنها ماندن کار سادهای نیست، و فقط هم تنها ماندن نیست. هزار و یک جور برچسب خوردن هم دارد که فلانی با همه همین است و یک مدت خوب است و بعد میرود و یحتمل بشنوی که خودت را میگیری و لابد با از ما بهتران میپری که دیگر با آنها نمیپری و از این حرفها که خب البته به تخم انسان بالغ هم نباید باشد. خودمان هم تمام میشویم برای بقیه. آدم که نباید فقط به بقیه لبخند کمرنگ بزند، باید لنزهایش را بکند توی چشمهایش و لبخندهای کمرنگ بقیه را هم ببیند. پینوشت: حیف است کسی تمام شود قبل از همسفری. سفر یا این تمام شدن را به تعویق میاندا تنهایی , دوری , خاطره , حرف مشترک , دوستی , «احتمال همکاری روسیه و آمریکا برای مقابله با ایران» رئيس کميته نيروهای مسلح سنای آمريکا میگوید زمان آن است که واشينگتن و مسکو برای مقابله با ایران «ساخت سامانه مشترک دفاع موشکی» را آغاز کنند. به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس کارل لوين، سناتور دموکرات و رئيس کميته نيروهای مسلح سنای آمريکا روز جمعه در واشینگتن به خبرنگاران گفت که دستيابی به پيشرفتی غيرمنتظره در مناسبات آمريکا و روسيه امکانپذیر است اما این امکان به خاطر برنامه استقرار سامانه دفاع موشکی در اروپای شرقی متوقف شده است. ب آقای لوين گفت در باره اين مسأله با برخی از مشاوران باراک اوباما، رئيس جمهوری، و همچنين هيلاری کلينتون، وزير خارجه آمریکا، سخن گفته است. به گفته اين سناتور آمريکايی، تلاش برای آغاز همکاری ایالات متحده و روسیه در اين مورد، یکی از اولويتهای اصلی کميته نيروهای مسلح سنای آمريکا در سال جاری ميلادی خواهد بود. يکی از وظايف اصلی کميته نيروهای مسلح سنای آمريکا نظارت بر بودجه وزارت دفاع، پنتاگون، است که حدود ۶۰۰ ميليارد دلار برآورد میشود. به گزارش آسوشيتدپرس، کارل لوين گفت که يک جبهه مشترک بين آمريکا و روسيه میتواند از دستيابی ايران به بمب اتمی جلوگيری کند. به گفته آقای لوين، «روسيه بروشنی میداند که به نفعش نيست که ايران به سلاح هستهای دست يابد.» ايالات متحده بارها سعی کرده است تا روسيه را به همکاری در ساخت سامانه دفاع موشکی، که قرار است در جمهوری چک و لهستان مستقر شود، تشویق کند اما روسیه همواره با چنین پیشنهادهای مخالفت کرده است. آمريکا هدف از استقرار سامانه دفاع موشکی را جلوگيری از حملات موشکی کشورهايی مانند ايران و کره شمالی میداند اما روسيه میگوید هدف نهایی این طرح روسيه است. مسکو پيش از این تهديد کرده بود که در صورت اصرار آمريکا بر استقرار این سامانه، روسیه نیز موشکهای اسکندر خود را در نزديکی مرز لهستان مستقر خواهد کرد. کارل لوين در اين باره گفت از اخباری که هفته گذشته مبنی بر احتمال انصراف روسیه از این تصمیم منتشر شد استقبال میکند. رابرت گيتس، وزیر دفاع آمریکا، گفته است که در مذاکرات با مقامهای روسی پيشرفتهايی صورت گرفته ولی «آنها نظری غيرواقعی در مورد توان موشکی ايران دارند». سامانه مشترک دفاع موشکی , آمریکا و روسیه , برنامه هسته ای ایران , اجرای تصنیف رزم مشترک بدون ساز / همراه شو عزیز همراه شو عزیز ... تنها نمان به درد کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود - گروه آوازی تهران همراه شو عزیز , رزم مشترک , گروه آوازی تهران , منابع ناتو: عملیات مشترک علیه طالبان، موفقیتآمیز اما با تأخیر بوده است با وجود موفقیتآمیز توصیف شدن عملیات مشترک نیروهای ناتو و افغان به رهبری آمریکا در منطقه تحت کنترل طالبان در جنوب افغانستان، گزارشها حاکی است که بمبهای جاسازی شده و تلههای انفجاری باعث تأخير در پيشروی نيروهای ناتو و ارتش افغانستان در مرکز ولايت هلمند شده است.فرماندهان ناتو عملیات گسترده علیه یکی از اصلیترین مناطق تحت نفوذ طالبان در جنوب افغانستان را موفقیتآمیز ارزیابی کردهاند و مقامات افغان نیز میگویند که در نخستین ساعات این عملیات، که به عملیات مشترک شهرت یافته است، دستکم ۲۰ تن از افراد مسلح طالبان کشته شدهاند. مقامهای ناتو همچنین اعلام کردهاند که که نيروهای آمريکايی و افغان در شهر مارجَه و نيروهای بريتانيايی در منطقه نادعلی با مقاومت چندانی از جانب ستيزهجويان طالبان مواجه نشدهاند. در عین حال همین منابع اعلام کردهاند که در روز نخست این عمليات يک سرباز آمريکايی و يک سرباز بريتانيايی کشته شده اند. ناتو , عملیات , مشترک , طالبان , موفقیتآمیز , حفظ نهادینه ی جان و حرمت انسان بهترین محور وحدت ایرانیان ( یادداشت روز کورش عرفانی ) در ورای مرزهایی که نیروهای تغییر طلب را در داخل و خارج از کشور از هم جدا می کند یک عنصر مشترک باید باشد که بسیاری را به هم نزدیک سازد و از ما جمع های پراکنده، یک قدرت واحد بر علیه استبداد حاکم بسازد. آن عنصر مشترک چه می تواند باشد؟ برخی معتقدند که این، پرچم شیرو خورشید نشان ایران است، بعضی دیگر معتقدند که این، نظام جمهوری است، گروهی بر این باورند تاکید بر ملیت و ایرانیت مفید است، عده ای بر این باورند که این عنصر می تواند «لائیسیته»- یا همان جدایی دین از حکومت - باشد،... هریک از این عوامل بی شک می تواند بخشی از نیروهای آزادیخواه ایرانی را گردهم آورد، اما این از آن قدرت همسویی که قرار است رژیم متشکل از مثلث روحانیت-بازار-پاسدار، یا همان مثلث جهل-فقر-ترس، را از میهن ما براند دور است. پس به چیز دیگری نیاز است. سالهاست که عده ای در جستجوی این حلقه ی مفقوده می باشند، جلسات علنی و غیر علنی تشکیل داده اند، مشورت کرده اند، نوشته اند، مصاحبه کرده اند، سمینار و گردهم آیی ترتیب داده اند، اما هیچکدام از اینها نتوانسته است مشکل را حل کند. آیا این بدان معنی است که هیچ عنصری نیست که بتواند ایرانیان تغییرگرا را گردهم آورد؟ نگارنده بر این باورست که جستجوی این پدیده ی نایاب در عرصه ی سیاست و تاریخ معمول به احتمال زیاد ره به جایی نمی برد؛ نه برای این که این عرصه ها تهی از عناصر وحدت آفرین باشد، بلکه به این دلیل که آن چه ما ایرانیان برای نزدیک شدن به هم نیاز داریم از اموری است سخت زیربنایی، دیرین و ریشه ای. زیرا عواملی که در طول قرن ها ما را اسیر استبداد ساخته اند چنان عمیق و بنیانمند هستند که نمی توان برای دردی تا این حد کهن و مستحکم، درمانی سطحی و روبنایی یافت. بسیاری از ما می پنداریم که این فقط تاریخ کهن ماست که نادیده انگاشته شده، که این فقط فرهنگ غنی ماست که به فقر کشیده شده، یا شاید این فقط سرزمین و ثروت های ماست که به یغما رفته است؛ همه این ها بی شک روی داده، اما آنچه دورتر از این موارد تلخ می رود، «انسانیت» ایرانی است که پایمال شده است. ...... «انسانیت» ایرانی , عنصر مشترک , بهترین محور وحدت ایرانیان , جان و حرمت انسان , حفظ نهادینه , نیروهای آزادیخواه ایرانی , کورش عرفانی , پیشنهادی برای روز «ایران سبز» (قدس سابق) تصنیف همراه شو عزیز رو که شنیدین؟ همان که بزرگ مرد آواز ایران می خواند: همراه شو عزیز / تنها نمان به درد / کین درد مشترک / هرگز جدا جدا / درمان نمی شود دوستان همین شعر رو تا روز جمعه 27 شهریور 1388 توی خیابونها زمزمه کنید یا از طریق تلفن همراهتون پخش کنید.بنظر میرسه تاثیر مناسبی در جذب مخاطب و تشویقشان به حضور در راهپیمائی داشته باشه. روز قدس , جنبش سبز , ایران سبز , همراه شو عزیز , پیشنهاد , رزم مشترک , رسوایی جدید رژیم و پرونده سازی مشترک برای دختران بازداشتی و کروبی آیا اگرپرونده ,ناموسی, ساخته شده برای ترانه یا سعیده یا هردختر دیگر درست باشد، جنایات ماموران رژیم و لاپوشانی آنها مجاز میشود؟ آیا لشکر بسیج و حزب الله حق دارد به هر دختری که از خانه فرار کرده تجاوز کند؟ روشنگری.رسانه های امنیتی در اقدامی همزمان برای خفه کردن صدای مهدی کروبی و دستگیری احتمالی او و سرپوش گذاشتن بر جنایات رژیم ,اتهاماتی, را علیه قربانیان شکنجه و تجاوز توسط مامورین خود سرهم بندی کرده اند که مچ خودشان را باز میکند و بعلاوه با توجیه ,ناموسی, تجاوز جنسی و قتل و سوزاندن اجساد قربانیان تجاوز، ماهیت پلید خود را بیش از پیش افشا میکند. قضیه از این قرار است که نخست کیهان برای یکی از زنان قربانی سرکوب بدون ذکر نام یک پرونده ,ناموسی, درست کرد به شرح زیر: ,برخى اطلاعات دریافتى کیهان نشان دهنده آن است بررسى ها نشان مى دهد که یکى از زنان مورد ادعاى کروبى سابقه 6 بار فرار از خانه، 4 بار دستگیرى توسط نیروى انتظامى و یک بار محکومیت در دادگاه به ازدواج اجبارى دارد! این زن، همان فردى است که کروبى در نامه دیروز خود به آیت الله لاریجانى مى پذیرد که اسناد وى درباره او ,نقص, داشته و سپس تلویحاً ادعاى خود درباره او را پس مى گیرد., بعد رسانه امنیتی دیگر رژیم یعنی خبرگزاری فارس که وابسته به سپاه پاسداران است این پرونده سازی تیپیک سربازجوهای اوین را از قول ,سرویس مجازی, و کیهان زیر عنوان ,سابقه یکى از زنان مورد ادعاى کروبی؛6بار فرار از خانه، 4 بار دستگیرى و یک بار محکومیت به ازدواج اجبارى, بازتاب داد .......ادامه رسوایی جدید رژیم و پرونده سازی مشترک برای دختران بازداشتی و کروبی , عندالمطالبه يا طبق قوانين ايران، حق طلاق با مرد است و زن، در صورت تقاضاي جدايي، جز با طي مراحل بسيار دشوار براي اثبات بدرفتاري شديد همسر يا مبتلا بودن وي به مشکلات مهم رواني يا جسمي، امکان جدايي از شوهرخود را ندارد. مراحلي که طي آنها به قدري سخت است که بخش بسيار بزرگي از زناني که قادربه زندگي با شوهر خود نيستند، به ناچار مجبور مي شوند تا ساليان دراز و بلکه تا پايان عمر، به زندگي سخت با همسر ناسازگار ادامه دهند. در چنين شرايط حقوقي تبعيض آميزي، تنها امکاني که تاکنون براي بسياري از زنان براي رهايي از زندگي مشترک دشوار وجود داشته، عبارت بوده از مطالبه مهريه خود. بدين معني که زن، با توجه به "عندالمطالبه" بودن مهريه در قباله هاي ازدواج، مي توانست براي الزام شوهر به پرداخت مهريه خود به دادگاه مراجعه کند و در صورتي که وي قادر به اين کار نبود، زن قادر بود در قبال صرف نظر کردن از دريافت مهريه، شوهر را راضي يا مجبور به طلاق کند (عبارت معروف: "مهرم حلال، جانم آزاد"). البته حتي اين شيوه هم، براي بسياري از زناني که به دلايل مختلف مايل به شکايت از همسر براي دريافت مهريه نبودند يا از اين کار مي ترسيدند، راه حلي براي رهايي از يک زندگي مشترک سخت محسوب نمي شد. اما در هر حال، روش ذکر شده براي بخش قابل توجهي از زناني که از زندگي مشترک خود ناراضي و فاقد حق طلاق بودند، تنها راه ممکن براي رها شدن از همسر محسوب مي شد. به بيان ساده، "عندالمطالبه" بودن مهريه، تنها امکاني بود که زنان مي توانستند، در فقدان حق طلاق، براي جدا شدن از شوهر خود مورد استفاده قرار دهند. متاسفانه، تغييري که اخيراً در قباله هاي ازدواج داده شده، همين امکان و حق اندک را نيز از زنان سلب کرده است. در قباله هاي جديد، پس از ذکر ميزان مهريه، ذکر مي شود که اين مهريه، "عندالاستطاعه" (به جاي "عندالمطالبه" که قبلاً وجود داشت) از سوي مرد به زن پرداخت مي شود. اين بدان معني است که شوهر، بر خلاف سابق که "هر زمان که زن مي خواست" بايد مهريه او را مي داد، اکنون بايد "هر زمان که امکانش را داشت" مهريه را پرداخت نمايد. يعني اگر زني از همسر خود متنفر بوده و امکان ادامه زندگي با وي را نداشته باشد، نه تنها از حق طلاق گرفتن برخوردار نخواهد بود، که حتي با مراجعه به دادگاه و مطالبه مهريه خود نيز امکان جدايي از شوهر را نخواهد داشت. چرا که شوهر مي تواند به دادگاه عنوان نمايد که استطاعت يا امکان پرداخت مهريه را ندارد. اين شيوه، به ويژه در شرايطي که وضعيت اقتصادي اقشار وسيعي از جامعه دشوار است و اکثر مردان مي توانند با استناد به دلايل مختلف اثبات کنند يا مدعي شوند که امکان پرداختن مهريه همسر خود را ندارند، امکان ايده آلي را براي مردان بدرفتاري فراهم مي کند که مايلند به زور همسر درمانده را مجبور به ادامه زندگي مشترک نمايند. مهریه , ازدواج , طلاق , حقوق , زندگی مشترک , شیرین احمدنیا , ازدواج , جدا می شویم تا زندگی کنیم زرق و برق زندگی های امروزی چشم برخی جوانان را می زند و باعث شده دوام و قوام خانواده های تازه شکل گرفته در معرض تهدید قرار گیرد و لاجرم با معضل "جدایی" زوجین جوان مواجه شویم.ازدواجهای بدون مطالعه و تحقیق که بعضا بر اساس دوست داشتن های زودگذر و آنی در جامعه اتفاق می افتد، از استحکام کمتری برخوردار است و گاه شاهد طلاق هایی هستیم که زوجین جوان بر اساس توافق، تصمیم می گیرند و هیچ توجهی به تبعات این جدایی ها ندارند. به طوری که مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان حاکی از آن است که وقوع دو سوم از طلاق ها در کشور توافقی است. بررسی ها و مطالعات سازمان ملی جوانان نشان می دهد، طول مدت زندگی مشترک 15،2 درصد از کل طلاق های واقع شده در سال 85، کمتر از یک سال بوده و 28،9 درصد کمتر از 2 سال، 39،4 درصد کمتر از 3 سال، 47،2 درصد کمتر از 4 سال و 72 درصد کمتر از 10 سال بوده است. طلاق , جامعه , زندگی زناشویی , زندگی مشترک , جدایی , تظاهرات 27 آذر در بیانیه مشترک صفحه حامیان میرحسین موسوی و گروه انقلاب سبز : سبز ها در تظاهرات 27 آذر شرکت خواهند کرد جمعه 27 آذر 88 ، بعد از نماز جمعه، محل تظاهرات دولتی: مقابل سر در اصلی دانشگاه تهران///بیانیه مشترک گروه انقلاب سبز و صفحه حامیان میرحسین موسوی در فیسبوک آخرین حربه کودتاچیان را از آنان بگیریم ملت بزرگ ایران طی 6 ماه گذشته در برابر خشونت وحشیانه دولت دروغ و تجاوز مقاومت کرده است و اینک در آستانه ماه محرم به حساس ترین مرحله از مبارزات مدنی خود رسیده ایم. در این مدت کودتاچیان تمام ابزارهای خشونت و سانسور و سرکوب را به کار بردند تا مشعل سبز حق طلبی و آزادی خواهی ملت ایران را برای همیشه ... بیانیه مشترک , حامیان میرحسین موسوی , گروه انقلاب سبز , تظاهرات , 27 آذر , ۴۶ ساعت زندگی مشترک در بند (از ۵ بعد از ظهر شنبه ۱۴آذر تا ۳ بعدازظهر دوشنبه ۱۶ آذر) شنبه حدود ساعت ۵ وارد پارک لاله شدم. یکی از دوستان قدیمی را دیدم و با هم مشغول قدم زدن شدیم. از ابتدای پارک وضعیت غیرعادی بود و ماشین های گشت و لباس شخصی همه جای پارک را اشغال کرده بودند ولی امنیتی کردن پارک لاله و سایر پارک ها را قبلاً نیز دیده بودیم و به همین دلیل خیلی عادی به راه خود ادامه دادیم. در خیابان اصلی پارک، خوش خوشک به سمت بالا قدم می زدیم که دو ماشین ون را در حال خروج از پارک دیدیم ولی مشخص نبود که درون آن ماشین ها کسی دستگیر شده یا نه، چون شیشه ماشین ها سیاه بود. به میدان آب نما نزدیک شدیم و مردانی ایستاده، نشسته و در حال حرکت بودند. تعداد آنها زیاد بود و می شد حدس زد که لباس شخصی باشند ولی این احتمال را می دادیم که مردم عادی نیز در میانشان باشند. دیگر یقین حاصل کردیم که اوضاع کاملاً غیرعادی است ولی نمی توانستیم عکس العملی از خود نشان دهیم و به راهمان ادامه دادیم. به میدان آب نما رسیدیم. چند ماشین دور میدان بود یکی سمت چپ و یکی سمت راست، مردانی با لباس شخصی در وسط میدان ایستاده بودند و به ناگاه مردی با دوربین اش شروع به فیلم برداری کرد. ما بی توجه به راه خود ادامه دادیم و خواستیم از میانشان عبور کنیم که یکی از آنها گفت: یک فرم نظرسنجی است و می خواهیم آن را پر کنید. پرسیدیم فرم نظرسنجی برای چی؟ گفت چیزی نیست فقط می خواهیم نظر شما را راجع به موضوعی بدانیم. ما را به سمت ماشین ون بردند و چند خانم چادری نیز دوره مان کردند. پرسیدیم قضیه چیست؟ آنها گفتند هیچ، فقط چند سؤال داریم! با دروغ و نیرنگ ما را سوار ماشین کردند. ما هر چه اعتراض کردیم نتیجه ای نداد. در ماشین دو نفر خانم هم نشسته بودند و آنها نیز تصور می کردند که فقط سؤال و جوابی در کار است و گفتند چیزی نیست سوار شوید. چند نفر دیگر را نیز سوار کردند و ماشین پر شد و به راه افتاد. ما دایم اعتراض می کردیم که این کار شما دزدی انسان است. آخر به چه دلیل ما را دستگیر کرده و می برید؟ به کجا می برید؟ و مأمورین زن می گفتند که می خواهیم همین نزدیکی ها ببریم و چند سؤال از شما بکنیم. ابتدا فکر کردیم که به کلانتری همان محل می برند و بعد فکر کردیم شاید می خواهند ما را جایی دور از پارک پیاده کنند. شاهدی می گفت" قبلاً هم شده بود که در پارک قدم می زدیم و نیروهای امنیتی حضور داشتند و ما از جلویشان رد می شدیم و کاری نداشتند. بخصوص در چند هفته قبل دقیقاً همین حالت پیش آمده بود. آن روز وقتی به میدان آب نما رسیدیم باز به همین شکل ردیفی ایستاده بودند و راه را سد کردند و ما را به زور به خیابان های فرعی فرستادند و تا بیرون پارک ما را بدرقه کردند و ما هم از خیابان وصال پیاده به سمت درب جنوبی پارک حرکت کردیم و ...." بالاخره به بازداشتگاه وزرا رسیدیم و تعجبمان بیشتر از این بود که چرا ما را به آنجا برده اند. در داخل پیاده مان کردند، سپس به طبقه پایین بردند و دیدیم که خانم های دیگری را نیز به همین شکل دستگیر کرده و به آنجا آورده اند. بعد از ما نیز خانم هایی را آوردند. بیشتر خانم ها میانسال و سن بالا بودند و چند دختر جوان نیز در میان ما بود. آنها خیلی ناراحت بودند و بی تابی می کردند. جمعاً 28 نفر خانم بودیم و ظاهراً یک نفر آقا را نیز از پارک دستگیر کرده بودند. ساعتی ما را در آنجا به حال خود رها کردند و ما توانستیم با موبایل هایمان با خانواده های خود تماس بگیریم و هر کسی که نیاز به دارویی داشت به خانواده اش اطلاع داد. هیچ کدام همدیگر را نمی شناختیم ولی خیلی زود با هم آشنا شدیم و شروع به صحبت کردیم و شکل دستگیری را از همدیگر جویا شدیم و معلوم شد که دقیقاً همه را به همین شکل و با دروغ و نیرنگ و از مکان های مختلف پارک؛ از خیابان اصلی، از کنار دستشویی، از روی نیمکت ها، از خیابان های فرعی، و هر کجا که خانمی را دیده بودند دستگیر کردند. هر کدام از مأمورها که وارد اتاق می شدند علت دستگیری خود را جویا می شدیم و با این جواب مواجه می شدیم که " ما هم نمی دانیم، ما که شما را دستگیر نکرده ایم". بعد از مدتی ما را تک تک به اتاق دیگری بردند و به شکلی غریب که تا به حال نه دیده و نه شنیده بودیم توسط مأموران زن تفتیش بدنی شدیم. گفت"بلوز و لباس زیرتان را بالا بزنید و پشت به ما کنید و شلوارتان را پایین بکشید و بنشید و بلند شوید". از اینکار امتناع کردم و گفتم قصد تجاوز که ندارید؟! گفت "این دستور است و فقط می خواهیم داخل لباس تان را کنترل کنیم". روسری، شال، جوراب و هر چه را که احتمال می دادند بتوانیم با آن خودکشی کنیم از ما گرفتند. گفتم نگران نباشید، ما خیال خودکشی نداریم ما زندگی را خیلی دوست داریم و هنوز کارها داریم که بایستی انجام دهیم. گفتند "ما مأموریم و معذور!" و دایم این جمله را تکرار می کردند. و دوباره ما را به اتاق قبلی فرستادند. بعد از مدتی دو تا دوتا ما را صدا کردند و گفتند که می خواهند چند سؤال و جواب کنند و به اتاق بغلی بردند. وقتی برگشتند فهمیدیم از آنها بازجویی کرده و فیلم گرفته اند. سپس تصمیم گرفتیم که از این کار امتناع کنیم چون دلیلی ندارد که از ما فیلم برداری کنند. گفتند می خواهیم برای قاضی بفرستیم و قاضی تصمیم بگیرد. گفتیم قاضی اینجا بیاید و رو در رو صحبت می کنیم. هر چه اصرار کردند ما زیر بار نرفتیم. بعد از مدتی گفتند که می خواهند انگشت نگاری کنند و باز چند نفر را بردند و بقیه تصمیم گرفتیم که از این کار هم امتناع کنیم چون دلیلی برای انگشت نگاری نبود. خیلی مسخره بود که ما را در حال قدم زدن در پارک دستگیر کرده بودند و حالا نیز می خواستند برایمان پرونده سازی کنند. بالاخره با مقاومت ما از این کار هم صرف نظر کردند. بعد از مدتی کیف و موبایل هایمان را تحویل گرفتند و روسری هایمان را دوباره به ما دادند که سرمان کنیم و به طبقه بالا برویم. یک اتاق کنفرانس بزرگ بود و میزی پشتش و خواستند که دور آن بنشینیم. چند نفر مأمور مرد با لباس شخصی نیز در میز پشتی نشسته بودند و چند پسر جوان قلدر هم دور و بر ما می چرخیدند. برگه هایی جلوی ما گذاشتند و گفتند که آن را تکمیل کنیم. یکی از دستگیرشدگان از نوشتن امتناع کرد و گفت من چیزی را پر نمی کنم و گفت شما بدون اینکه دلیل دستگیری ما را بگویید از ما می خواهید چه چیزی را پر کنیم!؟ من اسم و فامیل ام را نوشتم ولی شک داشتم که پر کردن برگه درست است یا نه. سؤال ها را مروری کردم و دیدم چیز مهمی نیست و هیچ تعهد و تضمینی در میان نیست و با پاسخ های بلی و خیر و بدون تفصیل پاسخ دادم. در این برگه ابتدا مشخصات عادی فردی را خواسته بودند و سپس چند سؤال. بیشتر سؤال ها حول این مسأله بود که در پارک چه می کرده اید؟ علت دستگیری تان چه بوده است؟ در جریان های اخیر کسی از خانواده شما کشته شده است؟ و در انتها نیز نوشته بودند که از قاضی چه درخواستی دارید. نوشتم" من می خواهم که علت دستگیری خود را بدانم و همچنین نسبت به این شیوۀ دستگیری شکایت دارم و انتظار دارم که قاضی به این امر رسیدگی کند". بعد از اتمام این مرحله از بازجویی، ما را دوباره به پایین بردند. ما را به داخل سلول های سمت چپ جای دادند. در یک سلول که بزرگ تر بود، حدود ۱۶ نفر و در دو سلول دیگر که کوچکتر بود در هر کدام ۷ نفر جای گرفتیم. ما را به داخل فرستادند و درب سلول ها را برویمان بستند. با هم مشغول صحبت بودیم و نگران از آینده ای که هیچ از آن نمی دانستیم. همه ناراحت و عصبانی بودیم بخصوص از شیوۀ دستگیری و دروغ هایی که از ابتدا تا به انتها تحویلمان داده بودند. چند دختر جوان نیز خیلی ناراحت بودند و می گفتند که ما به خانواده هایمان چه بگوییم. ما فقط داشتیم از پارک عبور می کردیم. چند خانم سن بالا نیز در میان ما بودند مابین ۶۰ تا ۷۵ سال. البته بیشتر ما سن بالای چهل سال و نزدیک به ۵۰ سال داشتیم و بنده که ۵۱ ساله ام. بالاخره کمی آرام گرفتیم. یکی از هم سلولی ها، شعر زیبایی را خواند. من هم شروع به خواندن کردم و بقیۀ هم سلولی ها نیز با هم شروع به خواندن ترانه های قدیمی کردیم و به یکدیگر روحیه می دادیم. بعد از مدتی در سلول باز شد و چند تایی را که سن بالاتر داشتند و یا داروهایشان را خانواده شان آورده بودند صدا کردند و به بیرون بردند. داروهای من را نیز تحویل دادند. دکتری آمده بود که ما را معاینه کند و استفاده از داروها را اجازه دهد. ما را به طبقه بالا بردند و در آنجا نشاندند و گفتند که منتظر بمانید. سپس یکی آمد و گفت شماها که سن بالاتری دارید و بیمار هم هستید، می توانید با گرو گذاشتن کارت ملی و یا شناسنامه خود و همچنین کارت یکی از وابستگان خود، موقتاً به خانه بروید و برای دادگاه خبرتان می کنیم. چشمم به مردی افتاد که در اتاق کنفرانس پشت سر من نشسته بود. گفتم بالاخره به ما نگفتید که به چه دلیل ما را دستگیر کرده اید؟ کسی نمی خواهد پاسخ ما را بدهد؟ گفت: برخی از شما را به اشتباه دستگیر کرده اند ولی برخی هر هفته به آنجا می روید و می خواهید شلوغ کنید. گفتم مگر مردمی که به پارک و یا خیابان می روند چه می خواهند؟ مگر رفتن به خیابان، پارک، سر خاک و یا مکان های عمومی دیگر جرم است؟ مگر بسیاری از مردم پس از انتخابات چه می خواستند؟ جز این که می گفتند رأی من کو؟ گفت: مسأله فقط آمدن در پارک و یا در خیابان نیست، مشکل زمانی است که اموال عمومی را تخریب می کنند. گفتم: خودتان بهتر می دانید که مردم هیچ وقت اینکار را نمی کنند. مردم حق شان را می خواهند. بالاخره رفتیم و منتظر نشستیم. سپس یکی آمد و گفت شما که می گویید رأی من کو، بیایید و به پایین بروید. شما نبایستی به خانه بروید. بلند شدم و راه افتادم. من را به مأمور زنی تحویل دادند. گفتم من که نگفتم رأی من کو؟ من اساساً رأی نداده ام. او در پله ها گفت تو نمی توانی جلوی زبانت را بگیری، خوب هیچ نمی گفتی و به خانه ات می رفتی. گفتم مگر می شود هیچ نگفت و خفقان گرفت. پس بقیه چه می شوند. آن دختران جوانی که اصلاً روح شان هم از برنامه های پارک مطلع نبوده است چه می شود؟ پایین هم که آمدم مأمور زن دیگری گفت من خودم به موسوی رأی داده ام و همه اینها می دانند، ولی با خراب کردن اموال عمومی مخالفم. گفتم یعنی تو این را نمی دانی که خراب کردن اموال عمومی کار مردم نیست، مردم تنها کاری که می کنند سطل های زباله را آتش می زنند و آنهم برای برای محافظت از گازهای اشک آوری است که شما مأمورین به میان مردم می اندازید. خودتان خوب می دانید که این کارها به دست خود مأمورین(لباس شخصی و یا سایر مأمورین) انجام می شود. من به چشم خودم در خیابان نواب دیدم که نیروهای گارد ویژه راه افتادند و شیشه های یک ساختمان را می شکستند. من را به سلول اولی که بزرگتر بود انداختند و کلی هم با این دوستان آواز خواندیم. هنوز یکی از دختران جوان گریه می کرد و به راحتی نمی شد او را آرام کرد. بعد از مدتی ما را به سلول های سمت راست بردند. راهروی سمت راست دارای ۱۲ سلول(حدود ۲x۲) و یک دستشویی با دو توالت و در حقیقت یک توالت قابل استفاده بود. هر چند تای ما را داخل یک سلول انداختند و درب های آهنی را برویمان بستند و قفل کردند. در هر سلول حدود 8 نفر به صورت کتابی جای گرفتیم. به ما شام هم ندادند و گفتند که جزو لیست نبوده اید و از فردا به شما غذا داده خواهد شد. ولی چند تن از خانواده ها برای زندانی خود غذا گرفته بودند و آن غذاها را با هم خوردیم. از شیشه های نوشابه و یا دوغ هم برای خوردن آب استفاده می کردیم. اتاق ها که موزاییک شده بود را با پتوی سربازی فرش کردیم و رویمان نیز از همان پتوها انداختیم و شب را به صبح رساندیم. تا صبح درب سلول ها قفل بود. خیلی از ما مشکل داشتیم و مجبور بودیم که شب هم به دستشویی برویم ولی اجازه نمی دادند. حتی رعایت مادری 60 ساله که مرض قند داشت را نکردند. او به خاطر همراهی با دخترش مانده بود. شب اول به سختی گذشت و هیچ نمی دانستیم که چه بلایی قرار است سرمان بیاورند. دایم نیز اعتراض می کردیم که ما را به چه جرمی دستگیر کرده اید ولی هیچ پاسخی به ما نمی دادند و فقط می گفتند "ما که شما را دستگیر نکرده ایم". بایستی قاضی بیاید و تکلیفتان را روشن کند و قرار بود که صبح قاضی بیاید. بالاخره صبح شد و هر چه صبر کردیم از قاضی خبری نشد. شیفت نگهبانها باز عوض شد. مأموری آمد با قد بلند و صدای کلفت، معلوم بود که برای همین کار تربیت شده است و از نیروهای قدیمی است. ابتدا خواست با داد و بیداد و صدای بلند همه را بترساند و ساکت کند. ما هم صدایمان را بالا بردیم و گفتیم تا کی می خواهید ما را در بلاتکلیفی نگه دارید؟ او پس از اعتراض همگی مجبور شد صدایش را پایین بیاورد. در سلول ها را باز کرد تا به دستشویی برویم. صبح مجبور بودیم به نوبت به دستشویی برویم. چون فقط یک دستشویی قابل استفاده بیشتر نبود و دستشویی دیگر هم که بسیار کثیف و پر از مدفوع بود. گفتم لااقل آن دستشویی را تمیز کنید تا اینقدر اینجا بوی گند ندهد و بتوان از آن یکی هم استفاده کرد. گفت متهمین بایستی تمیز کنند. گفتم منظورت ما هستیم؟! ساکت ماند و خجالت کشید. گفتیم صبحانه و چای نمی خواهید به ما بدهید؟ دیشب گفتید جزو لیست نبوده اید، حالا چی؟ بالاخره مقداری نان و مربا آوردند ولی هنوز از چای خبری نبود. تا 22 ساعت چای و آب خوردن ندادند و گفتند که می توانید از آب دستشویی استفاده کنید. لیوال نیز در اختیارمان نگذاشتند و ما با چند شیشه آب که در اختیار چند نفر بود آب می خوردیم. صبح درب سلول ها را باز گذاشته بودند و فقط می گفتند که از سلول هایتان بیرون نیایید. تا نزدیکی های ظهر صبر کردیم. همان نگهبان آمد و گفت که قاضی حکم داده است که تا فردا صبح بایستی منتظر بمانید و فردا وضعیت تان روشن می شود. همه صدایشان بلند شد و بسیار ناراحت و شاکی بودند. گفتند در یک بازداشتگاه موقت حداکثر می توان ۲۴ ساعت نگهداشت. چرا دیشب قاضی نیامده است؟ و خواستیم که حکم قاضی را بیاورد تا ببینیم و او هم مجبور شد رفت و حکم قاضی را که لیست زندانیان نیز در زیر آن بود آورد و به ما نشان داد. سپس ما تصمیم گرفتیم که تا فردا هم صبر کنیم، چون امروز عیدشان بود و بایستی به سور و ساتشان بپردازند. ما در داخل و خانواده هایمان در بیرون انتظار می کشیدیم. برخی که هیچ اطلاعی از اصل ماجرا نداشتند خیلی بی تابی می کردند، بخصوص چند دختر جوان که تا به حال هیچ چیزی از مادران عزادار نشنیده بودند. ما تلاش می کردیم که روحیه همدیگر را حفظ کنیم و مرتب شعر و ترانه و آواز می خواندیم، از شاد گرفته تا غمگین. بالاخره توانستیم این دختران را نیز آرام کنیم. روحیه ها اکثراً بالا بود با اینکه فکر می کردند که آنها را بی دلیل آورده اند. برای خیلی از ما مهم بود که بیرون چه خبر است و چقدر از ما حمایت می شود. خبرهایی که می رسید گاهی می گفتند که بیرون شلوغ است و همگی خوشحال شده و روحیه می گرفتیم و گاهی می گفتند که خبری نیست و ناراحت می شدیم. همه انتظار داشتیم که به غیر از خانواده های خودمان، مادران داغدار و سایر مادران و همچنین فعالین حوزه زنان، دانشجویان و سایرین نیز از ما حمایت و این دستگیری را محکوم کنند. ولی بعداً مطلع شدیم که فقط تنی چند به صورت فردی حمایت کرده و یا در آنجا حضور یافته اند و یا فقط به عنوان یک خبر آن را در برخی سایت ها درج کرده اند. اگر پیگیری و پایداری و حمایت مستمر خانواده های ما نبود، شاید همچنان در زندان بودیم. یکشنبه عصر دیگر تحمل برخی از زندانیان تمام شده بود و صدای تنی چند از زندانیان بلند شد و به دنبال آن، چند تن از مأمورین هجوم آوردند و یکی از مأمورین زن با باتوم به ما حمله ور شد که جلویش را گرفتیم و اوضاع آرام شد. اسم این مأمور را پرسیدیم و بعد او دایم تلاش می کرد که جلوی ما چرب زبانی کند و خودش را از کاری که کرده مبرا کند تا از او شکایت نکنیم. گاهی دلمان به حال آنها می سوخت. آنها نیز زندانیانی مادام العمر بودند که شاید از اسارت خود بی خبر بودند ولی به چشم خود تنفر زندانیان را از خود می دیدند و مسلم است که همین تنفر، هیچ وقت خواب راحتی برایشان نخواهد گذاشت. چند دختر جوان نیز که جزو زندانیان عادی بودند نیز در آن بند حضور داشتند و در سلول های جلویی بودند. دو نفر به خاطر مشکوک بودن ظاهرشان، دو نفر به خاطر رشوه، چند نفر به خاطر رابطه نامشروع و .... برخی از آنها ابتدا با ما نمی توانستند رابطه برقرار کنند و برایشان عجیب بود که چطور روحیه ما اینقدر خوب است و با هم می گوییم و می خندیم و شعر می خوانیم. آنها خودشان را عقب می کشیدند و وقتی از آنها سؤال می کردیم که به چه دلیل شما را آورده اند بیشتر سعی می کردند که به ما پاسخی ندهند و از ما دوری می کردند. حتی یکی از آنها شب اول به خواندن ما اعتراض کرد. ولی وقتی داستان ما را شنیدند از همدلی ما لذت می بردند و از ما خواستند که برایشان بخوانیم تا روحیه شان خوب شود. یکی از آنها که با دوست پسرش دستگیر شده بود، خیلی ناراحت بود و دایم گریه می کرد. ما سعی کردیم با او نیز صحبت کنیم و به او روحیه بدهیم. یکی دیگر می گفت که از مستأجرش مواد گرفته اند و او را هم بی دلیل به زندان انداخته اند و گفته اند تو هم با آنها همدستی و الان پسر کوچکم در خانه تنهاست و معلوم نیست چه بلایی به سرش خواهد آمد و گاهی داد می زد و گاهی آرام می شد. ظهر شد و ناهار برایمان قرمه سبزی آوردند. زیاد خوب نبود و خیلی ها نتوانستند بخورند. یکی گفت که از بیرون آورده اند و رویش نوشته بود هدیه به مادران داغدار. ولی مطمئن نبودیم که این غذا کار خانواده ها باشد. شب هم اولین غذای زندان را که ماکارونی ماسیده بود، نصفه نیمه خوردیم. دختری که جزو زندانیان عادی بود از ما پذیرایی می کرد. دختر خوبی بود و می گفت همسرش را هنگام هم خوابی با زنی دیده و کتک شان زده است و حالا همه شان به زندان افتاده اند. ده روزی می شد که آنجا بود. بالاخره شب دوم نیز گذشت و صبح شد. شب دوم را راحت تر خوابیدیم. صبحانه برایمان مربا با نان آوردند و همان دختر برایمان چای آورد. نفهمیدیم که مرباها را هم خانواده ها گرفته اند یا خود بازداشتگاه داده است. گفتند که لیوان هایش را خانواده ها گرفته اند. یکی از خانواده ها روز قبل نیز به تعداد نفرات برایمان بیسکویت گرفته و فرستاده بود، لیوان و دستمال و نوار بهداشتی نیز فرستادند. شب با هم قرار گذاشتیم که صبح دوشنبه تا ساعت ۹ صبح صبر می کنیم و اگر وضعیت مان روشن نشد، اعتراض می کنیم. ساعت ۹ شد و هیچ خبری نشد و اعتراض کردیم، ولی هیچ پاسخی به ما ندادند و گفتند تا ظهر وضعیت تان مشخص می شود و قاضی قرار است بیاید. تا ظهر نیز صبر کردیم و سپس گفتند لباس هایتان را بپوشید. روسری هایمان را سر کردیم و دو تا دو تا به دستمان دستنبند زدند و به بالا بردند. به حیاط که رسیدیم بیشتر خانم ها سوار شده بودند. سر و صدای اعتراض از بیرون به گوش می رسید. بسیاری از خانواده ها بیرون جمع شده بودند. و چند نفری مانده بودیم که سوارمان کنند که یک مأمور از بالا گفت صبر کنید. قاضی گفته است که او به اینجا می آید. ما متعجب که این چه وضعیتی است چرا هر لحظه تصمیم تان را عوض می کنید ما می خواهیم خانواده هایمان را ببینیم. ما را از ماشین بیرون آوردند و به پایین بردند. ظاهراً خانواده ها بیرون شلوغ کرده بودند و تصمیم داشتند که به دنبال ما راه بیفتند. قرار بود که ما را به دادگاه انقلاب ببرند. ابتدا گفته بودند که می خواهند به اوین ببرند و یک ون بیرون رفته بود و چند تن از خانواده ها نیز دنبالش رفته بودند و دیدند که در چند کوچه پایین تر دور زده و برگشته است. یعنی می خواستند که خانواده ها را دنبال نخود سیاه بفرستند و بدون سر و صدا ما را به دادگاه انقلاب و یا جای دیگری ببرند. وقتی فهمیدند که خانواده ها شدیدآً مراقب اوضاع هستند و نمی شود دیگر آنها را فریب داد، پشیمان شدند. بخصوص که آن روز مصادف با ۱۶آذر بود و ممکن بود همین مسأله کلی سر و صدا به راه بیاندازد و به دنبال خود تظاهراتی داشته باشد. سپس ما را به پایین بردند و دستبندها را باز کردند و به سلول ها فرستادند. در همین هنگام دیدیم که در سلول های سمت چپ نیز تعداد زیادی زندانی زن جدید آورده اند. درب کمی باز بود و پرسیدم که شما را از کجا آورده اند و گفتند جلوی دانشگاه تهران دستگیر شده اند. تنی چند می خواستند که به خانواده هایشان خبر بدهیم . فکر کنم حدود 15 نفر بودند. ما را به سمت سلول های خودمان بردند. ولی دیگر نمی توانستند ما را به داخل سلول ها بیاندازند. همینطور بیرون سلول ها و در راهرو، روبروی هم روی زمین نشستیم و باز هم شروع به خواندن کردیم و منتظر قاضی شدیم. دیگر انتظار و بی خبری برای برخی غیرقابل تحمل شده بود. برخی سردردهای عصبی گرفته بودند. برخی فشارشان بالا رفته بود و... چند ساعت گذشت، شاید حدود ساعت ۱ بعدازظهر بود که چند تا چند تا صدایمان زدند و به بالا بردند. ابتدا یک مأمور مرد لباس شخصی پرونده را باز می کرد و اسم و فامیل را می پرسید و از برخی نیز می خواست که توضیحاتی را جع به نحوۀ دستگیری خود بدهد و اگر کسی از او سؤالی می کرد، می گفت از قاضی بپرسید. قاضی پشت میزی انتهای اتاق نشسته بود. و ما را یک به یک به نزد او می فرستادند و او هم از بیشتر زندانیان اصلاً چیزی نمی پرسید و فقط می نوشت که بی گناه هستند و آزاد می شوند و از زندانی می خواست که حکم قاضی را امضاء کنند. از من شرح ماجرا و نحوۀ دستگیری را پرسید و من هم توضیح دادم و سپس دلیل دستگیری خود را از او جویا شدم. گفت خودت بهتر می دانی ولی دیگر چیزی نپرس. چیزهایی که گفته بودم را نوشت و از من خواست که زیر حکم قاضی را امضا کنم. من هم این را اضافه کردم که من از نحوۀ دستگیری خود شکایت دارم و طبق قانون عمل خواهم کرد و امضا کردم. هیچ تعهد و تضمینی نیز از کسی نخواستند. سپس ما را به پایین آوردند و بعد از مدت کوتاهی نیز وسایلمان را تحویل دادند و آزادمان کردند. مشخص بود که می خواهند خیلی سریع موضوع را جمع و جور کنند. شاید یکی از دلایل اش مصادف بودن این روز با ۱۶آذر بود و همچنین اعتراض هایی که خانواده ها در جلوی درب بازداشتگاه کرده بودند. اصلاً نمی خواستند که هیچ سر و صدایی بشود. ما همگی با هم تصمیم گرفتیم تا زمانی که همه از در بیرون نیامدهاند، از جلوی زندان نرویم و همینطور هم شد. بالاخره انتظار به سر رسید و همگی بیرون آمدیم. وقتی سری اول را بیرون فرستادند، خانواده ها را دیدیم که با چشمانی اشکبار از شوق و درد، بیرون در انتظارند. فقط دو نفر از خانواده ها کسی به دنبالش نیامده بود. هر کدام چند نفری برای استقبالش آمده بودند. خانواده ها دسته جمعی غذا خریده بودند و میان ما تقسیم کردند. حدود ساعت ۳ اولین سری بیرون آمدند و تا ساعت حدود ۳۰/۴ منتظر بقیه شدیم. نتیجه اینکه، ما هیچ کدام همدیگر را نمی شناختیم ولی این اتفاق، باعث شد که دوستان جدیدی پیدا کنیم و از مشکلات و دردهای هم باخبر شویم و هر کجا که همدیگر را ببینیم، از دیدن هم شاد و در غم های یکدیگر شریک شویم و با هم درد مشترک را درمان کنیم. منصوره بهکیش ۲۰ آذر ۱۳۸۸ زندگی مشترک , بند , آذر , پاک لاله , لباس شخصی , پلیس , میدان آب نما , هشدار مشترک کانون نویسندگان و انجمن قلم ایران (در تبعید) به مناسبت ١٦ آذر روز دانشجو ١٦ آذر، روز دانشجو و روز اعتراض به سرکوب آنان در رژیم شاه و جمهوری اسلامی است و همه شواهد از این حکایت می¬کند که جمهوری اسلامی خود را آماده کرده است تا اعتراضات دانشجوئی امسال را به مناسبت فرارسیدن ١٦ آذر به شدیدترین شکل سرکوب کند. رژیم همه اعتراضات مردمی را توطئه، و وابسته به نیروهای خارجی نامیده و از روزها پیش، دستگیری فعالان دانشجوئی را در تمام دانشگاه¬ها و مراکز آموزشی کشور آغاز کرده است و مرتب در رسانه¬های تبلیغاتی خود از سرکوب هرگونه اعتراض و مخالفت سخن می¬گوید. شدت سرکوب در زمینه¬های دیگر، سیاست مشابهی برای ایجاد وحشت در جامعه و جلوگیری از دیگر حرکت اعتراضی مردم است؛ دستگیری، شکنجه، محکومیت¬های سنگین و دادن حکم اعدام به خاطر اعتراضات کوچک و مسالمت¬آمیز، از دیگر اقداماتی¬ست که نشانه وحشت رژیم از مخالفت مردم به شمار می¬آید. جمهوری اسلامی، می¬کوشد تا از جامعه ما گورستان بسازد و تنها سیاستی که در برابر خواست¬های برحق مردم اِعمال می¬کند سرکوب، سرکوب و سرکوب هرچه بیشتر است. هشدار , مشترک , کانون , نویسندگان , انجمن , قلم , ایران , در تبعید , مناسبت , ١٦ آذر , روز دانشجو , انسانیت و درد مشترک سعدی در بوستان روایتی دارد به نام "حکایت در معنیِ رحمت با ناتوانان در حالِ توانایی"، که در آن به مقولهی خشکسالی و درد مشترک ناشی از آن برای تمامی انسانها میپردازد. از نظر سعدی انسانها به اعضای یک پیکر میمانند و چنانکه انسانی به درد دیگری بیتفاوت باشد، از انسانیت به دور است. شهرزادنیوز: سعدی (606ـ 691 ه.ق.) در بوستان روایتی دارد به نام "حکایت در معنیِ رحمت با ناتوانان در حالِ توانایی". آغاز زیبا و پُراوج شعر در همان نخستین بیت اینگونه تصویر میگردد: چُنان قحط شد سالی اندر دمشق / که یاران فراموش کردند عشق دیگر باران نمیبارد، سرچشمهها خشک میشوند و اگر از آبی سخن میرود، آن اشک یتیمان است. بیوهزنان آه میکشند و درویشان لختاند چون درختان بیبرگ و مردم از گرسنگی به خوردن ملخهایی روی میآورند که بوستانشان را خوردهاند. در این میان راوی از دوستی ثروتمند میگوید که بسیار تکیده به نظر میرسد و چون راوی علت درماندگی او را میپرسد، دوست میغرّد که مگر خشکسالی را نمیبینی. چون راوی به امنیت و ثروت دوست اشاره میکند، دوست نگاه فقیه اندر سفیهای به راوی میافکند که خود گویای غم وی از درد دیگری است. چو بینم که درویشِ مسکین نخَورد / به کام اندرم لقمه زهرست و درد حکایتی کوتاه و گویا تنها در شش بیت شدت قحطسالی به زیبایی تصویر میشود و در این تصاویر زبانی خشکسالی در ابعاد گوناگون تجسم مییابد. از کوه و باغ و درخت بیبرگ و چشمههای بیآب تا مردم گرسنه و فقیر. در این میان سعدی تنها به تن و پیکر نزار و گرسنه نمیپردازد، بلکه نخستین مقولهای که طرح میکند، به فراموشی سپاردن عشق از سوی عشاق است. نه آبی برای جسم روان است و نه برای روح، چراکه دل و جان تشنه است. شانزده بیت دیگر دو نگاه متفاوت به رنج و درد دیگران را به چالش میگیرد. اگر راوی گرسنگی دیگری را درد دیگری میبیند، دوست غم را مشترک میبیند و چهرهی درماندهاش فریادی از این درد مشترک است. زاویهی چالش حکایتها اغلب نقش پند و آموزش را دربردارند. در این حکایت راوی نقشی منفی دارد و میان راوی و نویسنده فاصلهی بیشتری ایجاد میکند. این زاویهی نگاه، نهتنها دلنشینتر به نظر میرسد، بلکه بیش از اندرز مستقیم خواننده را به اندیشه وامیدارد. آی آدمها در پاسخ راوی، دوست از جمله چنین میگوید: که مرد ار چه بر ساحل است، ای رفیق / نیاساید و دوستانش غریق خواننده با خواندن این بیت به یاد شعر ماندگار "آی آدمها" علی اسفندیاری، معروف به نیما یوشیج (1274ـ 1338) میافتد که بر آدمیانی که بر ساحل امن نشستهاند، بانگ برمی زند که کسی در آب غرق میشود. آی آدمها ، که بر ساحل نشسته شاد و خندانيد، يک نفر در آب دارد میسپارد جان يک نفر دارد که دست و پای دائم میزند روی ِ اين دريای ِ تند و تيره و سنگين که میدانيد،... سعدی و نیما در حکایت سعدی هنوز دوستی بر گرسنگان دل میسوزاند و بسیار طبیعی به نظر میرسد که درد دیگری درد "من" نیز باید باشد. در شعر نیما اما، انسانی در آب فریاد میزند، دست و پا میزند، کمک میخواهد و مردم بر ساحل امنِ خود به تماشا نشستهاند، میخورند و مینوشند و ککشان هم نمیگزد. شعر نیما، شعری است مدرن که واقعیت تلخ را با تمام سیاهی آن به نمایش میگذارد. راوی بر انسانها بانگ میزند، اما نه صدای غریق شنیده میشود و نه امیدی به شنیدن آن است. زنجیرهی حکایات در رشته اشعاری که در این مبحث "بوستان" میآید، سعدی حکایاتی زنجیرهوار میآورد که هر یک از زاویهای به مقولهی غم و درد دیگری میپردازد. در حکایتی دیگر شهر بغداد میسوزد و دکانداری تنها به فکر دکان خود میباشد. اما جهاندیدهای او را تحقیر میکند که تنها غم خویشتن را دارد و پایانبخش آن سخن سعدی است که : گر خار کاری سمن ندرَوی بدینگونه سعدی خودخواهی سعدی , بوستان , درد مشترک , تجری: متهمین آزاد نمی شوند تا نتوانند اغتشاش كنند - ( 13 آبان پاسختان را خواهید گرفت ، درد مشترک فریاد سبز است) تجری در پی انتشار اخباری مبنی بر اینکه متهمینی که حکمشان نهایی شده است با تأمین وثیقه آزاد می شوند، گفت: قطعاً متهمین اغتشاشات اخیر که مرتکب جرائم مهم در ناآرامی های پس از انتخابات شده اند، با تکمیل تحقیقات هم آزادی آن ها ممکن نیست چرا که احتمال دارد اغتشاشات دیگری را در آینده رقم بزنند. 13 آبان پاسختان را خواهید گرفت ، درد مشترک فریاد سبز است , ۱۸ تیر در پیش است - دعوت به عمل مشترک «اگر با مسببین جنایت کوی دانشگاه در ۱٨ تیر ۱٣۷٨ به گونهای مناسب و قانونی برخورد میشد، امروز شاهد تکرار آن فجایع در ابعادی وسیعتر و وارونه جلوه دادن واقعیتها به گونهای جسورانهتر نبودیم.» میرحسین موسوی، بیانیه شماره ٨، پنجشنبه ۴ تیر ۱٣٨٨ آنچه در هفتههای پس از انتخابات ۲۲ خرداد گذشت، خونهایی که بر زمین ریختند، و جانهای پاکی که به زندان و زیر شکنجه بردند، هرگز از خاطر ما پاک نخواهند شد. این جنایتها خود بزرگترین دلیل بر دروغگویی حاکمانی است که، با دزدیدن رای مردم، میخواستند برای جهانیان نمایشی از مشروعیت و قدرت خود برپا کنند. حیلههای دروغگویان اما همیشه کارگر نیست. ده سال پیش، جنایتی به وقوع پیوست که به درستی میتوان آن را سرآغاز همه جنایتهای امروز نامید. حمله لباسشخصیها و نیروی انتظامی به خوابگاه دانشجویان در ۱٨ تیر ۱٣۷٨ نخستین یورش آشکار و قدرتنمایی جنایتبار در برابر خواستهای قانونی مردم پس از آغاز دوران اصلاحات بود. جانیانی که پیش از آن نویسندگان و روشنفکران را در خفا به قتل رسانده بودند تا ترس افکنند، اینبار درصدد برآمدند تا دهشتافکنی خود را با یورش وحشیانه به خوابگاه دانشجویان تکمیل کنند. دانشجویانی که تنها به بسته شدن غیر قانونی روزنامه سلام اعتراض کرده بودند. به راستی اگر آن روزها برخوردی جدی با یورشگران صورت میگرفت، امروز شاهد کودتا و جنایتهای خونبار پس از آن نبودیم. روز ۱٨ تیر را باید به روز فریاد علیه کودتاگران و جنایتکاران تبدیل کنیم. تا آن روز مسلماً برنامههای مردمی فراوانی پیشنهاد خواهد شد، و امیدواریم موسوی هم در شرایطی باشد که بتواند در حرکت اعتراضی مردم حاضر شود. بر ما است که به همه در پیش بودن روز ۱٨ تیر را یادآوری کنیم، برای سازمان دادن اعتراضات آمادگی خود را حفظ کنیم، و خلاقیت خود را برای پیوسته نگاه داشتن صدای آزادیخواهی و قانونطلبی تا آن روز و پس از آن به کار گیریم. در هر کجای ایران باشید، حتی اگر نتوانید به برنامههای اعلام شده بپیوندید، کمترین کاری که میتوانید در روز ۱٨ تیر بکنید این است که از ساعت ۷ تا ٨ عصر به همراه خانوادهتان به خیابانها و میدانهای نزدیک به محل خود بیایید، از نمادهای عزاداری استفاده کنید، و با سلام کردن به دیگر شهروندانی که به اعتراض بیرون آمدهاند، همبستگی خود را نشان دهید. به امید پیروزی بر دیکتاتوری ۱۸ تیر در پیش است , دعوت به عمل مشترک , بیانیه مشترک حامیان میرحسین موسوی و گروه انقلاب سبز: شرکت در راهپیمایی ٢۷ آذر در این فرصت کوتاه نیاز به بسیج همه ابزارهای ارتباطی و اطلاع رسانی وسیع داریم. فرصت کوتاه است و رسانه شمایید!!جمعه 27 آذر 88 بعد از نماز جمعه، مقابل سر در اصلی دانشگاه تهران. بیانیه مشترک صفحه حامیان میرحسین موسوی در فیسبوک و گروه انقلاب سبز آخرین حربه کودتاچیان را از آنان بگیریم ملت بزرگ ایران طی 6 ماه گذشته در برابر خشونت وحشیانه دولت دروغ و تجاوز مقاومت کرده است و اینک در آستانه ماه محرم به حساس ترین مرحله از مبارزات مدنی خود رسیده ایم. در این مدت کودتاچیان تمام ابزارهای خشونت و سانسور و سرکوب را به کار بردند تا مشعل سبز حق طلبی و آزادی خواهی ملت ایران را برای همیشه خاموش کنند و هر بار با هوشیاری و اتحاد ملت شکستی سخت را متحمل شدند. اما در 16 آذر ماه، آخرین و کثیف ترین نمایش خود را تدارک دیدند تا ملت حق طلب ایران را به کینه توزی و انتقام جویی متهم ساخته و به این بهانه منتخبان واقعی ملت را حذف کنند. اما آگاهی شهروندان و هوشیاری منتخبان ملت سبب شد این نیرنگ به خودشان برگردد و جمعه 27 آذر ماه فرصتی دیگر برای حضور میلیونی ملت آزادی خواه ایران در خیابانها فراهم شود. نمایش قرآن بر نیزه کردن کودتاچیان به فرصتی تبدیل شد که یک بار دیگر با حضور عظیم خود چشم جهانیان را خیره سازیم. ما همچون روز قدس سبز، روز 13 آبان و روز 16 آذر به خیابان می آییم که اثبات کنیم که با هیچ اندیشه ای سر ستیز نداریم. اما اجازه نمیدهیم که تحت هیچ عنوانی رای و سرنوشت مان را از ما بدزدند. هیهات که سرنوشت ما این نیست که تحت حاکمیت دروغ و وقاحت زندگی کنیم! به خیابان می آییم که فریاد بزنیم میزان رای ملت است و هیچ کس حق ندارد خود را قیم این ملت رشید بداند. به خیابان می آئیم تا اجازه ندهیم دیکتاتوری خود را به نام دفاع از مذهب و روحانیت توجیه کنند. این بار هم مانند تجمع خودجوش 7 تیر، محتاج حمایت و همدلی تک تک شهروندان هستیم. فرصت کوتاه است و رسانه ها محدود شده اند، اما شب پرستان مخفیانه مشغول جمع آوری نیروهای خود برای نمایش قدرت در روز جمعه هستند. این بار هم رسانه شمائید. دراین ساعات حساس باقی مانده، نیازمند اطلاع رسانی وسیع تک تک شهروندان مسئول و آگاه ایرانی هستیم جمعه 27 آذر 88 ، بعد از نماز جمعه، محل تظاهرات دولتی: مقابل سر در اصلی دانشگاه تهران برای حضوری عظیم و میلیونی نیازمند بسیج تمام امکانات برای اطلاع رسانی هستیم؛ رســانـه شــمایید. بیانیه مشترک , حامیان , میر حسین موسوی , گروه انقلاب سبز , شرکت در راهپیمایی 27 آذر , پيوند ناگسستني فرهنگ ارمني با فرهنگ و تمدن ايران بزرگ بنا بر سروده هاي شاهنامه و كتب تاريخي ، سرزمين نخستين و زادگاه ارمنيان ميان درياي مازندران و آمودريا و درياچه آرال بوده است ، و بنابر ونديداد(بخشي از اوستا) همين سرزمين خاستگاه آرياييان است، و از همين روي ارمنيان يكي از تيره هاي آريايي هستند. به قولي در اوايل هزاره دوم پيش از ميلاد گروه كثيري از اقوام آريايي از شمال درياي مازندران به سوي جنوب به حركت درآمدند. بخشي از آنان كه ارمنيان بودند، چون به سرزميني رسيدند، كه بعدها، ارمنستان ناميده شد، در آن سرزمين اقامت گزيدند، دسته ديگر به حركت خود به سوي جنوب ايران ادامه دادند. ارمنيان امروزه در بسياري از شهرهاي ايران منجمله اروميه و اصفهان و اهواز و . . . سكونت دارند. اميد بسياري بر اين است كه فرزندان ايران زمين بارديگر اين مرزهاي غير حقيقي و استعماري را بردارند و ايران بزرگ با همه مردمانش در كنار يكديگر زندگي نمياند. در كتيبه هاي آشوري سده نهم پيش از ميلاد ، از اقوام «پارسواش» ياد گرديده است كه در حوالي درياچه اورميه زندگي مي كردند. سپس در اوايل سده هفتم پيش از ميلاد در سالنامه هاي آشوري از مردم «پارسواش» نام برده مي شود، كه با مردم انزان، به ايلامي هايي كه بر عليه آشور مي جنگيدند، ياري داده اند. در اواخر سده هفتم پيش از ميلاد ارمنيان به رهبري باروير به دولت ماد در براندازي دولت آشور ياري دادند ، و به پاس آن، باروير رهبر ارمنيان، به عنوان پادشاه ارمنستان تاجگذاري كرد. در نظام حكومتي ايران ، در روزگار هخامنشيان ، سومين جايگاه بعد از پارس ها و مادها، از آن ارمنيان بود. سرداران ارمني، فرماندهي سپاهيان ايران را به عهده داشتند پس از كشته شدن كمبوجيه، ارمنستان شورش كرد. چون سلطنت بر داريوش مسلم گرديد، يكي از سرداران ارمني خود به نام دارشيش را مامور فرونشاندن شورش ارمنستان كرد. در نبرد داريوش هخامنشي با اسكندر مقدوني، جناحين راست و چپ سپاه ايران را سپاهيان ارمني به فرماندهي سرداران ارمني تشكيل مي دادند. شش فرمانده جناح راست يرواند(داماد شاهنشاه هخامنشي) و فرمانده جناح چپ ميترا اوستس (Mitra – ustes) بود. پس از پيروزي مقدونيان، يرواند در ارمنستان ادعاي استقلال كرد و به سلطنت پرداخت. خاندان يروانديان كه بر ارمنستان فرمان مي راندند، سياست ضد سلوكي داشتند، و تا حدودي توانستند استقلال ارمنستان را حفظ كنند. فرهنگ , تاریخ , ارمني , ایرانی , جشنهاي مشترك ارمني ايراني , زبان پهلوي , زبان فارسي كنوني , زبان ارمني , مشترکات فرهنگی , مقامات افغان: تلفات عملیات "مشترک" به ۲۹ تن رسید مقامات محلی افغان در هلمند، در جنوب افغانستان گفته اند که شمار تلفات عملیات "مشترک" به ۲۹ تن رسیده است. داوود احمدی، سخنگوی والی هلمند به بی بی سی گفت که در این عملیات که وارد دومین روز خود شده، ۲۷ شورشی و و دو سرباز ناتو کشته شده اند. یکی از این سربازان بریتانیایی و یک سرباز دیگر آمریکایی بوده است. این دو سرباز در پی انفجار بمب های کنار جاده ای کشته شده اند. گلاب منگل، والی هلمند از پیشرفت عملیات در این ولایت ابراز خرسندی کرده است. آقای منگل گفت: "سربازان ما شب تقریباً آرامی را پشت سر گذاشتند. آنان دستاوردهای زیادی در این عملیات داشتند. امروز عملیات از سرگرفته شد و تا حال به خوبی به پیش رفته است. ما انتظار پیشرفت های زیادی را داریم." مقامهای ناتو گفته اند که بخش اول این عملیات برای بیرون راندن طالبان از منطقه "مارجه"، در مرکز ولایت هلمند با موفقیت به پایان رسیده است. مقام های افغان نیز از نتیجه عملیات ابراز رضایت کرده و می گویند هفتاد درصد مارجه را از وجود طالبان پاک کرده اند. مقامات , افغان , تلفات , عملیات , مشترک , |


هم