مرا به خاطر بسپار        بازیابی رمز عبور    ثبت نام در سایت
برچسب ها : روش + ( نتایج : 50 لینک )
با افکار یک جوان که می خواهد آخوند شود آشنا شویم.
من امروز با لینکی که یکی از دوستانمان در دنباله داده بود به وبلاگی رسیدم به نام "دست نوشته های یک ذوب شده در ولایت" در نگاه اول این تیتر به نظر کمدی می آید. بعد که وارد شدم دیدم خیر با یک جوان برومند طرفم که می خواهد آخوند شود. این لینک را بخوانید تا شرایط آخوند شدن را برایتان در قسمت نظرات بنویسم.
  جوان شستشوی مغزی آخوند دین روشنفکری سلامت روانی ناهنجاری حکومت دینی دروغ ریا خودفریبی و سه نقطه ,

«مرغ سحر ناله سر کن» گفتگو با سحر یکی از قربانیان نظام زن ستیز و شادی گریز اسلامی
با عزیزی دیگر به گفت‌وگو می‌نشینم. این نازنینان را باید دریافت، قربانیان نظام زن ستیز و شادی گریز «اسلامی»‌اند اینان. «سحر» و خواهر خوانده‌هایش، سالهاست که از رنج بی‌حقوقی در تبعیدگاه‌های «مردانه» ایرانی، در تبعید مضاعف روزگار می‌گذرانند. محیط‌های اجتماعی موج سوم پناهجویان ایرانی مورد نظر است. تشکل‌های زنان ایرانی باید به خود آیند... * فرار کردی؟ - آره دیگه، ساکم را بستم و از خونه زدم بیرون. * کجا رفتی؟ رفتم مشهد. چند روز توی یکی از مسافرخونه‌های اطراف حرم بودم و از همون جا یاد گرفتم که چه جوری می‌شه صیغه شد... * گفتی فهمیدی که چه طوری می‌شه صیغه شد؟ - آره دیگه، زن تنها تو مسافرخونه باشه، هزار تا چشم دنبالشه. اصلاً میان بهت می‌گن که می‌خوای صیغه بشی یا نه. * مگه برای صیغه شدن نباید «عده» نگه داشت و از این چرت و پرت‌ها؟ - (پوزخند) این حرفها واسۀ لای کتابه، چه عده‌ای؟ هیچکس به این چیزا کاری نداره که. هر کی می‌خواد دو ساعت با یکی بخوابه و بره پی کارش. * یعنی همون تن فروشی، منتها با کلاه شرعی؟ - آره دیگه، صد برابر بدتر. * بعد از مشهد کجا رفتی؟ - برگشتم تهران. چند روزی توی یکی از پارکها موندم و با یه تعدادی آشنا شدم. بعدش هم «کار» کردن را شروع کردم. * که این بار دیگه صیغه نبود؟ - قبلاًش هم نبود. * می‌تونم سوالهای خصوصی‌تری ازت بپرسم؟ - مثلاً چی؟ * از تجربه‌های شخصی‌ت در «کار» می‌خوام بدونم، مثلاً آیا هیچوقت بهت تجاوز شد؟
  سحر , قرباني , اسلام , نظام اسلامي , صيغه , فحشا , تن‌فروشي , مهاجرت , تبعيد ,

بازار خريد و فروش کليه در تهران!
تجارت اعضاي بدن به خوبي در ايران جا افتاده و حتي گاهي جنبه ثواب الهي نيز بدان اطلاق مي شود. اين در حالي است که ميزان "پيوند اعضاي بدن" در ديگر نقاط جهان رو به افول است. چند صد متر دورتر از هياهوي ميدان وليعصر در تهران، کوچه اي به چشم مي خورد که نام آن "حسين" است. تقريباً در جاي جاي ديوارهاي اين کوچه کاغذهايي به رنگ هاي مختلف به ديوار چسبيده شده: روي آنها شماره تلفن و گروه خوني متقاضيان يا دهندگان کليه ديده مي شود. اينها اکثراً بيماران کليوي هستند که به دنبال يک دهنده براي پيوند اعضا مي گردند؛ يا برعکس، دهندگاني هستند که بدين طريق مشخصات خود را به بيماران مي دهند، به طوري که گاهي تعداد دهندگان بيشتر از گيرندگان است. بنياد بيماران کليوي در اين خيابان قرار گرفته: يک اتاقک نگهباني، يک حياط و يک ساختمان سه طبقه. در اينجا تقريباً هر ساله 2000 پيوند کليه انجام مي شود. اين بنياد رابط بين اعطا کنندگان عضو پيوندي و گيرندگان آن است که اکثراً يکديگر را نمي شناسند. نرخ يک کليه در حدود 3000 يورو است، يعني حداقل يک سال و نيم حقوق يک کارمند. دولت يک چهارم اين هزينه را مي پردازد و مابقي به عهده بنياد و شخص گيرنده است. اينجا از "فروش" کليه صحبت نمي شود: به دهنده عضو پيوندي تبريک مي گويند که در برابر خداوند يک کار ثواب انجام داده و جان شخصي را نجات داده است. آنها نيز مايل نيستند اين حرکت را صرفاً از جنبه مالي نگاه کنند.
  بازار خريد و فروش کليه در تهران ,

مدیرکل امور بانوان استانداری تهران با رد چادر رنگی: پوشش زنان چادر مشکی است
مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری تهران گفت: رنگ مشکی و سنتی چادر در ایران به عنوان نماد لباس ملی زنان ما محسوب می‌شود و مطرح کردن رنگ های جدید برای چادر ناشی از عدم اطلاع از فرهنگ زنان و پوشش‌های زنانه در ایران است. فرحناز قندفروش روز چهارشنبه در پاسخ به اظهار نظر دبیر جشنواره عفاف و حجاب افزود: این نوع اظهار نظر در خصوص تغییر رنگ چادر زنان ایران ، بازتاب‌ها و واکنش‌هایی از سوی برخی مجامع مذهبی ، مراکز اسلامی و سایت‌های خبری داشته است. وی با اظهار تاسف از این سخنان تصریح کرد: احساس می‌کنم دبیر جشنواره عفاف و حجاب از روی بی‌تجربگی و عدم اطلاع از فرهنگ و پوشش زنان ایران این حرف‌ها را زده است. قندفروش اظهار داشت: طی سه دوره برگزاری جشنواره زنان سرزمین من هیچگاه مطرح نشد که رنگ چادر از مشکی باید تغییر کند بلکه اعلام کردیم که پوشش زن ایرانی باید با طرحها و رنگ‌های متنوع ارایه شود تا پاسخگوی نیاز سلایق مختلف زنان باشد. وی تاکید کرد: اصلی‌ترین پوشش زنان ایرانی همین چادر مشکی و سنتی است و هرگز رنگ آن تغییر نخواهد کرد بنابراین باید از ذکر چنین نکاتی که غیر مسوولانه است پرهیز شود. قندفروش گفت: امیداوریم این گونه اظهار نظرها و بی‌تجربگی‌ها باعث نشود که جشنواره عفاف و حجاب را به بی‌راهه ببرند که این امر موجب ایجاد مخالفت‌های بیشتر شده و روند برگزاری آن را با مشکل مواجه می‌کند. وی افزود: زن ایرانی خود رنگ چادر خود را در طول تاریخ انتخاب کرده و مدهایی هم که اخیرا ارایه شده برای علاقه مندان و کسانی است که خواستار تنوع هستند ولی این اقدام به منعی نفی سنت‌های جامعه ایران اسلامی نیست. دبیر جشنواره عفاف و حجاب در روزهای اخیر در گفت وگو با خبرنگاران از تغییر رانگ چادر از مشکی به سایر رنگ‌های متنوع خبر داده بود که این امر با واکنش‌های زیادی مواجه شده است.
  چادر مشکی , رنگی , حجاب , زنان , فرحناز قندفروش ,

لطفا اين پوستر را تکثير کنيد
لطفا اين پوستر را تکثير کنيد و در مقابل موزه ها يا کتابخانه ها و يا دانشگاه های های شهرتان به مردم بدهيد به خودمان کمک کنيم تا مردم جهان بدانند ما از فرهنگي متمدن و باورمند به حقوق بشر می آييم
  کوروش کبیر ,

اعتراض روشنفکران ایران و جهان به لغو امتیاز مجله زنان
زار وپانصد چهره سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران با صدور بیانیه‌ای نسبت به لغو امتیاز مجله زنان اعتراض کردند. مجله زنان پس از 16سال انتشار، 8 بهمن ماه سال‌جاری از سوی هیات‌نظارت بر مطبوعاتِ وابسته وزارت ارشاد به اتهام "اخلال در حقوق عمومی" و "تضعیف نهادهای نظامی و انقلابی" لغو امتیاز شد. صادر کنندگان این بیانیه با انتقاد از اطلاعیه دبیرخانه هایت نظارت که مجله زنان را "نشریه تند فمینیستی" خوانده است، اعلام کرده‌اند:"بر اساس قانون مطبوعات فعلی که همه ما انتقادهای جدی بر آن داریم، لغو امتیاز نشریات جزو شرح وظایف هیئت نظارت بر مطبوعات نیست." در بخش دیگری از این بیانیه اعتراضی، از کاهش سقف تحمل مسئولان نسبت به طرح مطالبات زنان انتقاد شده است.
  روشنفکران , مجله زنان ,

نامه ۳۰۰ دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف به رییس قوه قضاییه
بيش از ۳۰۰ تن از دانش آموختگان دانشگاه صنعتی شريف تهران با امضای طوماری از آيت الله هاشمی شاهرودی، رييس قوه قضاييه جمهوری اسلامی، خواستند دستور آزادی فوری کيوان اميری الياسی، مهدی اللهياری و سروش ثابت، سه دانشجوی زندانی اين دانشگاه را صادر کند. بسياری از برندگان المپيادهای جهانی، رتبه های ممتاز کنکور و دانشجويان دانشگاههای برتر اروپا و آمريکا اين طومار را امضا کرده اند. در اين طومار با اشاره به بازداشت اين سه دانشجو در ماه های آذر و دی سال جاری آمده است: سروش ثابت، مهدی اللهياری و کيوان اميری الياسی، بر خلاف اصول ۳۲ و ۳۵ قانون اساسی، بدون تفهيم اتهام و دسترسی به وکيل، از هفته ها پيش در بازداشت به سر می برند.
  دانشگاه صنعتی شریف , دانشجويان , سروش ثابت , مهدی اللهياری , کيوان اميری الياسی ,

روانشناسی تبلیغات در انتخابات آمریکا
از زمان پیروزی لیندون جانسون و ظرف حدود نیم قرن گذشته آمریکا تنها دو رئیس جمهور دموکرات به خود دیده که اولی جیمی کارتر و دومی بیل کلینتون بوده است. ظرف همین مدت تنها یک رئیس جمهور دموکرات یعنی بیل کلینتون، دوبار پی در پی انتخاب شده و تنها یک رئیس جمهور جمهوریخواه یعنی جورج بوش پدر از انتخاب دوباره بازمانده است. مطالعات انجام شده نشان می دهد که یکی از دلائل عمده توجیه کننده این آمار ساده و اعجاب آور روشهای تبلیغاتی متفاوتی است که دو حزب قدرتمند آمریکا در جریان مبارزات انتخاباتی خود بکار گرفته اند....
  آمریکا , انتخابات , سیاست , روش انتخاباتی , عقل , احساسات , دموکرات , جمهوری خواه , شهیربلاگ ,

خوشا به بشریت که کورش دارد
هر ملتی در تاریخ دور و نزدیکش الگوهایی دارد که سرمایه ی آن ملت بشمار می رود. اما از میان ِ همه ی این الگوها همیشه یکی از همه برجسته تر و تابناک تر است. بطوریکه همه الگوها در مقیاس ِ ارزشها، در زیر مجموعه ی آن قرار می گیرند و یا از وجود آن هویت می یابند. ایران در میان کشورهای کهنسال از فرهنگ و تاریخ ِ ممتازی برخوردار است. تاریخ و فرهنگی که امروز نه فقط ایرانیان بلکه جهانیان به آن افتخار می کنند. بی سبب نیست که امروز خانه ی ملل جهان با منشور کسی مزین شده است که بنیان گذار پادشاهی هخامنشی در پهن دشت ایرانزمین است.
  کوروش کبیر ,

هخامنشيان به زبان ساده
هم چنين هرودوت مكرر از مواردي صحبت مي كند كه ايرانيان از اسيران مجروح يوناني پرستاري مي كردند و با سرداران شجاع يوناني با احترام فراوان رفتار مي كردند . بر خلاف يونانيان كه اسيران ايراني را قرباني بت هاي خود مي كردند و يا نمايندگان هخامنشيان را مي كشتند . اسپارتي ها پس از آن كه دو نماينده ي خشايارشا را زجر داده و به چاه انداختند از ترس حمله ي ايران ، دو نفر از بزرگان اسپارت را به ايران فرستادند تا شاه از آنان انتقام بگيرد . خشايارشا اين اسپارت ها را رها كرد ه و مي گويد : « اگر من با شما همانطور كه اسپارتي ها با نمايندگان من رفتار كردند رفتار نمايم ، اخلاق پارسي را تا حد اخلاق اسپارتي پايين آورده ام » . حتي ايرانيان پلي را كه براي حمله به يونان با مشقت هاي بسيار روي داردانل ساخته بودند باز كردند تا كشتي هايي كه از درياي سياه آذوقه به يونان مي بردند بگذرند و يونانيان گرفتار قحطي نشوند . ( ايرانيان نمي خواستند با مرگ كودكان و زنان يوناني تخم كينه در دل آنها برويد ).......
  تاريخ , ايران , هخامنشيان , هرودوت , كوروش , داريوش , كمبوجيه , خشايارشا , يونان , آتن , معبد , كاهن , دورانت , پارس , كاهن , تورات , زرين كوب , الهه , برتراند راسل ,

پیش فروش جسم!
چگونه بغض فروخورده اش را فرياد خواهد زد؟و كي؟ «امين» را مي گويم. پسر ١٢ ساله اي كه برايم از خصوصي ترين راز دردناك زندگيش گفت. غالبا"اين منم كه بدنبال خبر و ماجرا مي روم ولي گاهي هم خبر و ماجرا به سراغم مي آيد!مثل اين ماجرا كه با يك s.m.s اشتباهي به سراغم آمد! ده دوازده روز قبل پيامكي روي تلفن همراهم گرفتم كه «فوري با من تماس بگير! مهمه!» شماره آشنا نبود اما بهتر ديدم تماس بگيرم.پسركي جواب داد و قبل از هر چيز حرفهايش را قطار كرد.گفت:«من امين پسر سيمين هستم. (اسامي را تغيير داده ام). اين s.m.s رو براي همه اسمهايي كه توي موبايل مامانم بود فرستادم تا به همه مشترياش بگم تو رو خدا ديگه بهش زنگ نزنيد.» راستش فكر كردم شايد مادرش،فروشنده يكي از مغازه هاي محل باشد! اما يادم نمي آمد شماره ام را به فروشنده اي داده باشم.پرسيدم:« مادر شما چي ميفروشن پسرم؟»كمي مكث كرد.بعد با خجالت و آرام گفت: «تنش رو!» اول شوك شدم.اما زود مسلط شدم و كمي آرامش كردم و بهش اطمينان دادم مادرش را نمي شناسم و شماره را اشتباه گرفته است.اما از چيزي كه پسرك درباره مادرش گفته بود،هنوز بهت زده بودم.«تنش رو مي فروشه»! باقي حرفهايش را ديگر نمي شنيدم. اما دست آخر چيزي گفت كه يقين كردم بايد او را ببينم! *** امين يك پسر «ايراني» است.ايراني. اين را حتي براي «يك لحظه» هم فراموش نكنيد.هنوز نمي دانم اين پسر، چرا اينقدر زود بمن اطمينان كرد؟ گرچه اطمينانش بيجا نبود و من واقعا" به قصد كمك به ديدنش رفتم. و اگرچه بعد از حدود ٩ روز،هنوز هيچ كمكي نتوانسته ام به او و خانواده اش بكنم.با اجازه خودش، ماجرا و اسامي را با مختصري «ويرايش و پوشش» نقل مي كنم تا نه اسمها و نه مكانها،هويت او را فاش نكند.پس امين يك اسم مستعار است براي پسري كه مرا «امين» خود و امانتدار رازهايش دانست.پسري كه بعدا"دليل اعتمادش را گفت:«صداي شما، يه طوري بود كه بهتون اعتماد كردم.با اينكه چندتا مرد ديگه اي كه بهم زنگ زدن،فحش دادن و داغ كردن، اما شما عصباني نشدين و آرومم كردين.همون موقع حس كردم نياز دارم با يك بزرگتر حرف بزنم!يكي كه مثل پدر واقعي باشه.بزرگ باشه نه اينكن هيكلش گنده شده باشه!» حس كردم پسرك بايد خيلي رنج كشيده باشد كه اينطور پخته و بزرگتر از سنش بنظر مي آيد. امين حدود ٢ ماه پيش فهميد مادرش، شروع به «تن فروشي» كرده است! مادرش كه «يك تنه» سرپرستي او و خواهر كوچكترش را برعهده دارد و زن جواني است كه امين مي گويد «زني معصوم مثل يك فرشته» است.اما اگر شما جزو جمعيت پانزده ميليوني فقير اين مملكت نيستيد، لابد اينجا و آنجا «شنيده ايد» كه در اين سرزمين، «خط فقر» به چنان جايي رسيده كه فرشته هاي بسياري به تن فروشي مجبور شده اند! امين از روز اولي كه مادرش بالاخره مجبور شد خودفروشي كند و به خانه دو پسر پولدار و نشئه رفت،خاطره سياهي دارد.مي گويد «خاطره سياه»! و اين تركيبي نيست كه يك بچه ١٢ ساله به كار ببرد، حتي اگر مثل او «باهوش و معدل عالي» باشد! اما غم، هميشه مادر شعر است.اندوه،مادر سخناني است كه گاه به شعر شبيه اند! و گاه خود شعرند... *** امین گفت آن روز مادرش ديگر ناچار بود، زيرا «هيچ هيچ هيچ راهي براي سير كردن من و خواهر ٨ ساله ام سراغ نداشت»! مادر بيچاره و مستأصل،پيش از رفتن به خيابان و شروع فحشاء، حتی نماز هم خوانده
  خودفروشی , فقر , فحشا ,

فیلمی غم انگیز از زنانی که به خاطر فقر و بی پناهی تن به خودفروشی می دهند
از کجا بیاریم؟ مجبوریم هر جور شده پول کرایه خونمون رو جور کنیم. یکی ماشین داره یکی موبایل داره منم دلم میخواد یک اتاق تکی برای خودم داشته باشم. منم دوست دارم برم مدرسه, برم دانشگاه, برم باشگاه. یکی آرزوشه هفته ای یک دفعه غدای خوب بخوره.
  فقر , فحشا , بی پناهی , خود فروشی , زنان , ایران , جمهوری اسلامی , جنوب شهر , شمال شهر ,

دوگانه مجید مجیدی !(امير فرشاد ابراهيمي )
دلم نمی خواست به دیدن فیلمی بروم که کارگردانش افتخارش این هست که هر از گاهی تعدادی سینماگر را جمع میکند و به دست بوس رهبر می برد ، کسی که افتخار می کند با رهبر بر سر سفره نشسته است و با او نهار خورده است ! به نظر من فیلمش ارزشی ندارد اما به هر حال تعدادی از بچه های گروه مشتاق بودند فیلم را ببینند و من هم با ایشان رفتم ، آواز گنجشکها دروغ زیبایی بود !..........
  سروش مجید مجیدی آواز گنجشکها امير فرشاد ابراهيمي ,

"كلاورفيلد" پرفروش‌ترين فيلم سينماي جهان شد ‌
فيلم "كلاورفيلد" به كارگرداني جي جي آدامز در صدر جدول پرفروش‌ترين فيلم هفته سينماي جهان ايستاد. ‌‌ ‌‌ به ‌گزارش ايسنا، در تعطيلات آخر هفته گذشته، فيلم تريلر "كلاورفيلد" موفق شد در 3 هزار و 174 سالن سينما در ‌33‌ كشور فروش 6/18 ميليون دلاري به‌دست آورد تا پرفروش‌ترين فيلم سينماي جهان لقب بگيرد‌‌ .‌ اين فيلم در ‌انگلستان، ايتاليا و اسپانيا بيشترين حجم فروش را داشت‌‌ .‌..
  كلاورفيلد , پرفروش‌ترين , فيلم , سينما , جهان ,

افزایش زنان دستفروش درواگن های مترو
اگر خانه داشتم دستفروشی نمی‌كردم.... پوران 53 ساله و مستاجر. دو فرزند دختر دارد هر دو دانشجو هستند. همسرش جانباز و اسیری بوده كه چند سالی است شهید شده. در ماه 340هزار تومان از ارتش پول می‌گیرد و 200هزار تومان هم از كار در مترو عایدش می‌شود. او كار می‌كند تا فرزندانش در رفاه و آسایش زندگی كنند و كمبودی نداشته باشند. می‌گوید: «اگر خانه و حقوق كافی داشتم هیچ وقت كار نمی‌كردم.» چندین بار در واگن‌های شلوغ مترو كیفش را دزد زده، چند بار هم ماموران وسایلش را گرفته‌اند. مسافران خانمی كه بعضا از حضور این دستفروش‌ها استقبال هم می‌كنند، خوشحال می‌شوند كه برخی مایحتاجشان را بدون صرف وقت اضافی و پیمودن هیچ مسیری انتخاب می‌كنند و می‌خرند. درگزارش "هم صدا"آمده است : در مقابل بعضی از مسافران هم از این وضع چندان رضایتی ندارند. آنها عقیده دارند رفت و آمد و حضور این افراد فروشنده، ظاهر مترو را زشت می‌كند. فروش لوازم آرایش و شهریه دانشگاه ساناز 21 ساله، دانشجوی حسابداری است. ساكن بریانك است؛ یكی از محله‌های متوسط تهران. غیر از خودش شش فرزند دختر دیگر به همراه مادرش، اعضای خانواده‌اش را تشكیل می‌دهند و پدرش را هم از دست داده. او در ماه حدود 150 هزار تومان از فروش لوازم آرایش زنانه كسب درآمد می‌كند. این درآمد به سختی می‌تواند پاسخگوی تمام مخارج دانشگاه و تحصیل او باشد. ساناز هم مانند دستفروش‌های دیگر از ماموران مترو می‌ترسد. اوایل شروع كارش خجالت می‌كشیده اما حالا دیگر اهمیت نمی‌دهد. می‌گوید: «از نگاه و برخورد مسافران دلگیر نمی‌شوم، این تنها راه كسب درآمد من است پس اگر قرار باشد از این نگاه‌ها ناراحت شوم نمی‌توانم كار كنم.» او این‌طور ادامه می‌دهد: «یك بار یكی از مسافران مترو وقتی تبلیغ وسایل فروشی‌ام را می‌كردم به من گفت، تو با این كارت زن‌ها رو بدنام می‌كنی!» ساناز دلیل به كار بردن چنین جمله‌ای را از طرف آن خانم متوجه نشده است. مونا، دیپلم، 35 ساله. 2فرزند دارد یك دختر و یك پسر. همسرش بیشتر از یك سال است كه بیكار است. آنها در شهرزیبا زندگی می‌كنند و مدت‌هاست تامین مخارج زندگی به عهده مونا است كه به طور میانگین 200 هزار تومان در ماه از این طریق به دست می‌آورد. او ترجیح می‌دهد به جای كار كردن در خانه باشد و وقتش را صرف تربیت درست كودكانش بكند و به جای او همسرش كار مناسبی داشته باشد. نداشتن خرجی و گرانی موجب شده تا مونا از این قطار به آن قطار برود و گل سر و كلیپس و گیره مو بفروشد. البته تا به حال چند بار هم ماموران مترو تمام وسایلش را گرفته‌اند و این موضوع باعث ترس او هنگام دیدن مامور مترو می‌شود. مونا در روز پنج ساعت كار می‌كند و می‌گوید: «جنس‌هایم را نقد می‌خرم و آن مقدار جنس برمی‌دارم كه پول دارم. دوست ندارم جنس قسطی بخرم. او روزهای اول كارش گاهی آنقدر از نگاه مردم خجالت می‌كشیده كه چیزی نفروخته و از مترو خارج شده.» 100 تومان حقوق ارزش جان‌كندن ندارد نسیم 43 ساله، فوق‌دیپلم ادبیات در یك اتاق كوچك در خیابان سبلان با دو پسرش زندگی می‌كنند. به دلیل بیكاری و اعتیاد از همسرش جدا شده و در مترو گوشواره و دستبند و زینت‌آلات می‌فروشد. در ماه به طور متوسط 150 هزار تومان سود می‌كند تا مخارج خانواده سه نفره را تامین كند. البته بیشتر دوست دارد شرایطی باشد كه مجبور نباشد كار كند. دو پسر 17 و 19 ساله‌اش ترك تحصیل كرده‌اند آنها عقیده دارند ماهی 100 هزار تومان حقوق ارزش جان كندن ندارد. نسیم می‌گوید: «بدی این كار این است كه چون كسی مجبورم نمی‌كند بیایم سر كار،تنبلی می‌كنم و نمی‌آیم تا پولم تمام می‌شود و باز مجبور می‌شوم بیایم.» او بعضی مواقع از ترس مامورهای مترو وسایلش را در واگن‌ها جا می‌گذارد یا دست مسافران می‌دهد و یادش می‌رود پس بگیرد. روزهایی كه سر كار می‌آید سه یا چهار ساعت كار می‌كند. از اول كه كارش را در واگن‌های مترو شروع كرده مسافران را دوست داشته اما اوایل گاهی هم خجالت می‌كشیده. الان با تمام مسافرانی كه از او خرید می‌كنند دوست می‌شود و با تمامشان بسیار مهربان برخورد می‌كند. نسیم می‌گوید: «من الان فقط با حمایت برادرهایم كار می‌كنم. اگر آنها نبودند نمی‌توانستم ادامه دهم.» اگر خانه داشتم دستفروشی نمی‌كردم پوران 53 ساله و مستاجر. دو فرزند دختر دارد هر دو دانشجو هستند. همسرش جانباز و اسیری بوده كه چند سالی است شهید شده. در ماه 340هزار تومان از ارتش پول می‌گیرد و 200هزار تومان هم از كار در مترو عایدش می‌شود. او كار می‌كند تا فرزندانش در رفاه و آسایش زندگی كنند و كمبودی نداشته باشند. می‌گوید: «اگر خانه و حقوق كافی داشتم هیچ وقت كار نمی‌كردم.» چندین بار در واگن‌های شلوغ مترو كیفش را دزد زده، چند بار هم ماموران وسایلش را گرفته‌اند. او از ماموران می‌ترسد و این‌طور ادامه می‌دهد: «در طول این مدت كه كار می‌كنم 2 بار از دلهره اینكه مامور وسایلم را بگیرد زیر سرم رفته‌ام.» در ضمن او معتقد است برخورد مردم در مترو بسیار صمیمانه است و آنها خوشحالند كه می‌توانند اجناس مورد نیازشان را در مسیر رفت و آمدشان در مترو تهیه كنند. پوران در روز چهار ساعت، بعدازظهر‌ها كار می‌كند. جنس را قسطی نمی‌خرد و به قول خودش پایش را از گلیمش دراز نمی‌كند مبادا قسطی بخرد و بعد نتواند پول كافی فراهم كند، آن وقت آبرویش در خطر است. فرشته 45 سال دارد. دیپلم قدیم و ساكن میدان خراسان. دو فرزند پسر دارد و از همسرش به دلیل اعتیاد جدا شده است. در ماه بین 400 تا 500 هزار تومان از فروش لباس‌های زنانه در مترو عایدش می‌شود كه خرج تحصیل فرزندانش و مایحتاج زندگیشان می‌شود. او به كارش عادت كرده و وابسته شده. در عین حال راضی‌تر بود اگر برای كار كردن اجباری نداشت. مسئله‌ای كه ناراحتش می‌كند برخورد رعب‌انگیز ماموران و خشونت آنهاست. فرشته چند بار توسط ماموران مترو گیر افتاده. او را به پلیس مترو تحویل داده‌اند، از آنجا به كلانتری نزدیك ایستگاه مترو منتقل شده و تعهد داده. وسایلش هم به شهرداری منطقه مربوطه فرستاده‌اند. او در این مدت تا بازپس‌گرفتن اجناس بیكار بوده. به تازگی هم پلیس مترو ماموران خانم به واگن‌ها می‌فرستد جهت شناسایی و دستگیری دستفروش‌ها. «تمام این اقدامات نمی‌تواند ما را از كاری كه می‌كنیم منصرف كند، زیرا ما راه دیگری برای كسب مخارج خود نداریم.» اینها را فرشته می‌گوید، سپس ادامه می‌دهد: «الان به بركت این كار از زندگیم راضی هستم. نسبت به وضعیت سابقم به نظر خودم حالا پادشاهی می‌كنم.» او از نگاه و برخورد مسافران ناراحت نمی‌شود، زیرا اگر این كار نبود باید در خانه غریبه‌ها مستخدمی می‌كرد. اما حالا چه اشكالی دارد مسافران آن طوری كه دوست دارند راجع به او و كارش فكر كنند. فرشته قبل از این در باشگاه‌ها و آرایشگاه‌های زنانه اجناسش را می‌فروخته كه اصلا سود خوبی نداشته. او این روزها تقریبا هشت ساعت كار می‌كند.
  زنان , دستفروش ,

دانشجویان بسیجی : پوشش دختران دانشجو ما را تحریک کرده است
8 دانشجوي دختر دانشگاه صنعتي شيراز از سوي كميته انضباطي دانشگاه صنعتي شيراز به اتهام بدحجابي در محيط دانشگاه به يك ترم محروميت از تحصيل محكوم شده‌اند.
  بسیجی , نوکر , برده حلقه بگوش , وطن فروش , جمهوری اسلامی ,

جنده، جاکش... ج. اسلامی (گفتگویی که نباید منتشر شود)
گفتگویی انجام می‌شود، امّا اجازه‌ی انتشار آن را از مصاحبه شونده سلب می‌کنند. به زبان ساده او را تهدید می‌کنند، آن هم در قلب اروپا. فشرده‌ای از مصاحبه را خواهم نوشت، و سپس توضیح می‌دهم که چرا انتشار یک گفتگو در جامعه‌ی ایرانی خارج کشور می‌تواند عواقب خطرناکی برای مصاحبه شونده داشته باشد. بهار سال گذشته با تعدادی پناهجوی ایرانی آشنا می‌شوم. ارتباط با دو تن از آنها ادامه پیدا می‌کند. یکی، زن جوانی‌ست که یک سال و نیم گذشته را در انگلستان به‌طور «غیرقانونی» زندگی کرده است. در یکی از تماس‌های تلفنی می‌گوید که از راه تن‌فروشی امرار معاش می‌کند. در یکی از ملاقات‌های حضوری می‌گوید که از کارش متنفر است و از روی جبر به آن روی آورده، با کمک دوستان و تلاش خود وی کاری برایش فراهم می‌شود، و محیط جدیدی که در آن احساس امنیت کند. با این حال تا ماهها بعد او را به حال خود نمی‌گذارند و مدام مزاحم‌اش می‌شوند. اولین مشتری این زن جوان، که بعداً جاکش او می‌شود، کارگردانی اغلب آزار و اذیت‌ها را به عهده دارد. تا این‌که در اواخر پائیز گذشته در تماس تلفنی می‌گوید که بالاخره از شرشان خلاص شده است. تا این‌که اواسط اوت امسال پیام تلفنی از او دریافت می‌کنم، که قرار ملاقات می‌خواهد. در روز ملاقات زنی را در مقابلم می‌بینم، که انگار او را تا به حال ندیده‌ام. ژولیده و به هم ریخته است، و با رنگ و رویی پریده مدام به سیگار پک می‌زند و به اعماق خیره می‌شود. آرام کنارش می‌نشینم و منتظر می‌مانم. ربع ساعتی بعد می‌گوید: بنویسید! حالا تغییر عقیده داده و نمی‌خواهد صدایش ضبظ شود. در حالی که هنوز گیج هستم و به کاغذهایم ور می‌روم، شروع به گفتن می‌کند. درد دل او که با خشم و نفرت و هق هق و فریاد همراه است، بیش از دو ساعت طول می‌کشد. قبل از رفتن تأکید می‌کند که همه چیز و همه‌ی اسم‌ها را باید بی‌کم و کاست بنویسید. و سپس با گونه‌های برافروخته به راه خود می‌رود و من می‌مانم با آواری که بر سرم خراب شده است. از فشار عصبی تا دو روز قادر به روبرو شدن با دست نوشته‌هایم نیستم. نوشته‌هایی که سرگذشت 4 سال از زندگی زن جوانی را در خود جای داده است. در دومین شبی که با مصاحبه کلنجار می‌روم، پیام تلفنی کوتاهی از او دریافت می‌کنم، که دوباره ملاقات می‌خواهد. ساعت 7 بعد از ظهر فردا او را در همان مکان قبلی ملاقات می‌کنم. این بار هم همان آدم سابق است، منتهی غرور دیدار گذشته را در او نمی‌بینم. اصلاً شکسته‌تر از گذشته می‌نماید. با حالتی توأم با شرم می‌خواهد بخش‌هایی از گفتگو را حذف کنم. تهدیدا‌ش کرده‌اند. به او پیغام داده‌اند که تو را نمی‌کشیم، امّا با صورت و تن‌ات کاری می‌کنیم که مرد هفتاد ساله هم رغبت دیدن‌ات را نداشته باشد. قبل از رفتن (که تا این تاریخ از او بی‌خبرم) این جمله را از زبان او می‌شنوم: جاکش‌های ایرانی این‌طوری انتقام می‌گیرند! در ورای ادای این جمله، زنی را می‌بینم که برای کشتن یا کشته شدن آمادگی صد در صد دارد.
  جاکش , جنده , جمهوری اسلامی , تهدید , جامعه ایرانی , شهر نو , پناهنده , تن‌فروشی , مزاحمت , آزار ,

آموزش زبان فارسی به کماندوهای آمریکایی فرود آمده در طبس!
تصویری که مشاهده میکنید تکه کاغذی بود که به کماندوهای آمریکایی داده شده بود که برای فرود در طبس و آزاد سازی گروگانها تعلیم دیده بودند و چون فرصتی برای آموزش زبان فارسی به این کماندوها نبود کلماتی که احتمال میرفت موردی برای استفاده داشته باشد در این یادداشت به آنها تحویل داده شده بود که در مواقع لزوم از آن استفاده کنند !
  آموزش زبان فارسی , طبس , گروگان , روشول , عکس ,

تقدیم به مهیار عزیز
از طرف روشول+هیچ+کیا ارین-ایرانشهر+امرداد+آرش ها+علیرضا رضایی+تیر تکنه!+آرارات+دوپروگرمنت و بقیه که اسمشون یادم نیست اگه خواستید زودی بگید که اسمتونو اضافه کنم!!
  مهیار , مهیار , مهیار , مهیار , مهیار , مهیار , مهیار , مهیار , روشول ,

حق با فرج سرکوهی بود (نقلی از رضا براهنی از عبدالکریم سروش)
پیشتر، موقع مرخص شدن از زندان بود که دادیار شعبه از من خواست یا من رضایت شاکیان خود را جلب کنم و یا کسی با قباله بیاید به اوین. من پرسیدم شاکیان من چه کسانی هستند، گفتند آقایان جلال الدین فارسی و دکتر عبدالکریم سروش . من ضمن اینکه بسیار تعجب می کردم، گفتم من به این اشخاص دسترسی ندارم. گفتند اینها از استادان هستند. گفتم من از استاد بودن اینها هم خبری ندار...آقای سروش چه وقتی، حتی یک بار به عنوان نمونه، خواستار آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا در کشور خود شده است؟ کی به عنوان نمونه به دستگیری نویسندگان اعتراض کرده است؟ کی از عرش علیین پایین آمده تا در کنار اشخاصی که با او اختلاف دارند پای بحث بنشیند؟...وضع دیگری پیش می آمد که آقای دکتر سروش از آن بزرگ ترین درس دموکراسی را می گرفت. خط امروزین آقای دکتر سروش در ادامه همان خط سابق، با فرق هایی است که مجال گفتن آن در این جا نیست. صریح تر بگوییم: اگر آقای عبدالکریم سروش می خواست به جایی مثل انجمن قلم برود، چرا قدم رنجه نکرده، راه کانون نویسندگان ایران در کشور خود را در پیش نگرفته است؟ انگار کسر شأن است که آدم در مقابل آزادیخواهان کشور خود تواضع نشان دهد، اما در برابر آزادیخواهانی از همان نوع در اروپا شیوه ی معکوس آن را در پیش گیرد.
  فرج سرکوهی , رضا براهنی , عبدالکریم سروش ,

نگرانی ها از افزايش رطوبت در اطراف آرامگاه کوروش و پاسارگاد
نم و رطوبت پيرامون آرامگاه کوروش و پاسارگاد آنقدر افزايش يافته که مسوولان محلي آن را "بي سابقه" عنوان کرده اند ‏با اين حال مسوولان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كشور در قبال اين خبر واکنش هاي مختلف نشان ‏داده اند. برخي هرگونه اظهار نظر در اين خصوص را "غير كارشناسانه" مي دانند و برخي ديگر اعلام کرده اند اگر ‏رطوبت ناشي از سد سيوند روي مقبره كوروش و پاسارگاد تاثير بگذارد، درياچه سد سيوند را خشك مي‌كنند.‏ به گفته شهردار پاسارگاد، افزايش رطوبت در اطراف آرامگاه کوروش و پاسارگاد تا حدي است که هيچ يک از ساکنين اين ‏منطقه تا کنون چنين افزايش رطوبتي را به خاطر نمي آورند و بوي نم و رطوبت شديد از سوي تنگه بلاغي به سوي دشت ‏روان است.در بخش جنوب غربي آرامگاه هم که در آرامگاه محسوب مي شود، آب هاي زير زميني بالا زده و سنگ هاي ‏اين بخش نيز رگه رگه شده است.
  ایران , نگرانی ها , افزايش رطوبت , آرامگاه کوروش , پاسارگاد ,

سيزدهم اسفند: روز تلخي كه «كوروش بزرگ» درگذشت.
بنابه‌نظر مورخان، سيزدهم اسفند روزي است كه كورش بزرگ، بنيان‌گزار امپراتوري‌ي ايران در جنگ با قوم مهاجم شرقي (سكاها)، كشته‌شد. درباره‌ي مرگ او روايت‌هاي متعددي آمده‌است، اما آنچه مشخص است اين‌كه چون كوروش بنابه عادت هميشگي در جنگ‌ها ميان سربازان خويش بوده ( چرا كه باورداشت نبايد سرباز جان بركف نهد و بجنگد و افتخار پيروزي نصيب شاهي شود كه دور از ميدان جنگ آسوده مانده‌است)در ميدان جنگ سنگي به سوي او پرتاب مي‌شود كه باعث مرگ‌اش شد. و بدين سان عمر پادشاهي به‌سرمي‌رسد كه امپراتوري‌ي ايران را بنانهاد، حقوق بشر را معنا كرد و مرزهاي ايران را از شرق تا غرب گستراند. پيكر او بنا به وصيت‌اش كه پيش از آن در بابل كرده‌بود، به پاسارگاد منتقل‌شده و دفن‌گرديد. بر آرامگاه او نوشته‌شده بود كه "اي رهگذر! من كوروش هستم. من امپراتوري ی جهان را به پارسيان دادم. من بر آسيا فرمانروايي كردم. بر اين گور رشك مبر "
  كوروش , ايران , هخامنشيان , بابل , انحطاط ايران ,

ویترین قدیمی !
تصویر از دست فروشی است که در کنار خیابان جهت ارائه کالایش ( انگشترها ) از انگشتانش دستش به عنوان ویترین و گالری استفاده کرده است .این تصویر آنالوگ است و از نگاتیو اسکن شده است .مستند. مشهد ( ۱۳۷۳) . عکاس احسان صباغی
  انگشتر , دست , فروشنده , دوره گرد , ویترین ,

از زبان كورش
بی‌گمان، كورش كبير برجسته‌ترين شخصيت تاريخ ايران و يكي از بزرگ‌ترين شهرياران تاريخ جهان است كه با برآمدن وی، سير تمدن خاورميانه از گونه‌اي ديگر شد. كورش به پشتوانه‌ي هوش‌مندي و دانايي خويش و خصلت‌هاي برتر قومي خود، در اندك زماني، از خاستگاهي كوچك، امپراتوري پهناوري را برآورد كه مرزهاي آن از آسيا‌ي ميانه تا شرق اروپا گسترده بود. دولتي كه او بنيان‌گذارد، ديرزماني، ‌صلح و امنيت را بر قلمرو گسترده‌‌ي خود حاكم ساخت و آزادي و مدارا و تساهل را در ميان اتباع خويش برقرار نمود؛ امري كه بدين شيوه و گستردگي، در آن برهه از تاريخ، شگرف و بي‌سابقه بود. ويژگي‌ها و روش‌هاي ممتاز و بي‌بديل مردم‌داري و كشورداري كورش كبير كه بعدها به صورت الگويي اخلاقي- سياسي، ديگر شهرياران هخامنشي نيز از آن پيروي كردند، ‌عبارت بود از: برقراري آزادي مذهبي و فرهنگي براي همه‌ي اقوام زير فرمان و به رسميت شناختن مناسك، سنت‌ها و مقررات داخلي آنان؛ سپردن اداره‌ي سياسي ملل تابعه به مقامات محلي و بومي، پرهيز از هر گونه كشتار و ويرانگري به نام خدا و دين، اهتمام به تداوم و ارتقاي فعاليت‌هاي اقتصادي و اجتماعي در ميان اقوام زيرفرمان و…
  کوروش بزرگ ,

سفر به آخرت(قسمت سوم)
در همین لحظه نادر شاه افشار خطاب به کوروش بزرگ گفت: اگه اعلیحضرت اجازه بدهند عنقریب با صد مرد جنگی میروم و سر این ملعون را برایتان می آورم کوروش بزرگ گفت: وقتی از سر کلاس های اینترنت فرار می کنی نتیجه اش همین میشه دیگه، مگه میخوای به هند لشکر کشی کنی، بابا یارو اف 14 داره، میدونی یعنی چی؟ نادر شاه گفت: قربان گمان نکنم این حیوانی را که نام بردید از فیل های ِ هندوستان قوی تر و نیرومند تر باشد، وقتی من از پس لشکر هند با اون همه فیل بر اومدم دیگه این جانور اف 14 که عددی نیست کوروش بزرگ گفت: ببینم تو چی میزنی؟...................................................................................محمدرضاشاه گفت: البته سیستم هواپیما با جت فرق داره اما از کار انداختن اون تخصص ِ چندانی نمی خواد کوروش بزرگ گفت: فکر کنم تو همیشه آرزو داشتی که اون اشتباه ِ سال پنجاه و هفتت رو یه جوری جبران کنی، من امروز به تو این فرصت رو میدم که اشتباه خودت رو با از کار انداختن ادوات نظامی دشمن جبران کنی، خوب آیا این مسئولیت رو قبول می کنی؟ محمد رضاشاه گفت: قربان من با جان و دل مطیع تصمیم شما هستم اما یک مشکلی این وسط هست و اون اینه که اون ملعون و خیلی از افرادش من رو می شناسن کوروش بزرگ گفت: خوب شما باید تغییر قیافه بدین، فکر کنم با یه ریش طالبانی قیافه ی شما صد در صد عوض بشه...................................... ادامه داد: حوری های ِ ما رو گرفتند اینها، شیرهای شتر ِ ما رو بردند اینها، نهرهای عسل ما رو بردند اینها، اینها هـَمـَـهَ چیز ما رو بردند، ما هـَـمَهَ را پس خواهیم گرفت، ما به شما حوری خواهیم داد آن هم حوری های دائم الباکرهَ، حوری هایَ مولتی سیستم با کنترل سپس رو به خلخالی کرد و گفت: یک نمونه از آن حوری های َ مولتی سیستم را بیاور خلخالی تعظیمی کرد و رفت و پس از چند دقیقه با یک حوری فوق العاده زیبا رو برگشت، آب از لب و لوچه ی همه آویزان شده بود؛ خلخالی ریموتی را به دست ِ داد و رفت نشست گفت: این حوری که می بینید محصول ِ سال ِ دوهزار و هشت َ، این حوری برایتان همه کار می کند و هیچ نازی هم ندارد، مثلا با این دکمَـه برایتان می رقصد
  بهشت , جهنم , آخرت , حوری , خداوند , الله , ایزد , شیطان , کوروش بزرگ , فردوسی , اردشیر بابکان , یعقوب لیث , لطفعلی خان زند , شاپور ساسانی , یزد گرد سوم ,

كوروش كبير كه بود؟
ظهور كوروش را در نيمه قرن ششم قبل از ميلاد، بايد از معجزات حوادث تاريخ، لااقل براي بقاي نژاد آريايي، برشمرد. در اين سال‌ها، دو حكومت بسيار مقتدر و قوي و در عين حال متجمل ثروتمند، در آسياي صغير و دشت‌هاي غربي ايران وجود داشت كه يكي دولت ليدي و ديگري دولت بابل بود.
  كوروش , تاريخ , نژاد آريايي ,

كورش آسوده بخواب كه امام سجاد بيدار شد!
شماري از علما و حقوقدانان كشورهاي اسلامي با اشاره به اهتمام كتاب «رساله حقوق »امام سجاد(ع)، خواستار نامگذاري روز شهادت ايشان به نام روز جهاني حقوق بشر شدند! در اين بيانيه كه به امضاي شخصيتهاي بزرگي مانند حجة الاسلام والمسلمين سيدمحمدباقر مهري از كويت و حجة الاسلام والمسلمين شيخ حسن عالي از بحرين رسيده است، با اشاره به كتاب «رساله حقوق» امام سجاد(ع) كه حدود 50 حق از حقوق انسان را ذكر كرده است، اهتمام اين امام همام به حقوق بشر را 1300 سال پيش از اعلام روز جهاني حقوق بشر توسط سازمان ملل اعلام كردند...
  کوروش , حقوق بشر , آزادی , امام سجاد , ایران ,

قل سوم محمود پسته فروش از آب در اومد! ......................... فیلم
شباهت یک پسته فروش به احمدی نژاد!
  شباهت , احمدی نژاد , پسته فروش ,

در جست‌وجوی مجرم اصلی
آغاز رمان درخشان اشتیلر (ماکس فریش، علی اصغر حداد، نشر ماهی)، آغازی تکان‌دهنده است، نیهیلیسمی ریشه‌ای و ویرانگر که نظیرش را فقط در آثار ادبی هم‌تراز کافکا و بکت می‌توان یافت: مردي آلماني ـ امريكايي كه مستر وايت نام دارد، در ايستگاه راه آهن زوريخ دستگير مي‌شود، به اين دليل كه يكي از مسافران گمان كرده همسفرش همان اشتيلر معروف است. در رمان فريش، اشتيلر مجسمه‌ساز مشهوري در سوييس بوده كه مدتي است مفقودالاثر شده و پليس سوييس دربه‌در به دنبال او مي‌گردد، اما موفق نمي‌شود اثري از او بيابد. به محض اين كه شباهت ظاهري مستر وايت با اشتيلر محرز مي‌شود، تمام پليس و نظام قضايي منظم و دقيق سوييس دست به كار مي‌شوند تا او را اشتيلر بنامند، تا خلئی را كه در دل جامعه‌شان به واسطه‌ی گم شدن اين مجسمه‌ساز مشهور ايجاد شده، با غريبه‌اي پر كنند كه تنها به لحاظ ظاهري به اشتيلر شبيه است. حال و روز جامعه‌ی امروز ایران چنین چیزی است. پس از سال‌‌های ریاست جمهوری خاتمی، ناگهان گویی چیز بزرگی از دست رفته است، انگار ناگهان خلئی به وجود آمده که به هر قیمت باید آن را پر کرد، وگرنه همه چیز از هم می‌پاشد. اشتیلر گم شده است و برای آن که تصویر جامعه به هم نریزد، باید جایگزینی برای او یافت، باید کاری کرد که جای خالی‌اش احساس نشود و سوییس، که به قول قهرمان فیلم مرد سوم پانصد سال دموکراسی در آن حاصلی جز ساعت‌سازی نداشته است، به حال اول بازگردد. اما خلئی که ایرانیان از دوران پس از خاتمی در خود حس می‌کنند از جنس گم شدن فرد نیست، چاره‌ی آن نیز به دست مأموران قضایی و پلیس نیست. این که در بلبشوی مملکت ما اشتیلر را چه کسی باید پیدا کند بحثی دیگر است، در این‌جا فقط به دنبال نشان دادن این نکته‌ام که آن شخص، هر که باشد، مسلماً روشنفکر نیست.
  پوپوليسم ادبي , روشنفكران ,

نتایج آخرین تحقیق صورت گرفته در تهران نشان می دهد: رشد زنان خود فروش تحصیلکرده و متاهل
روسپیگری در ایران ، اگرچه هیچگاه به رسمیت شناخته نشده، اما موضوع بحث های آکادمیک و تصمیم گیرانه بسیاری بوده است. این تناقض بیش از آنکه ناشی از حساسیت ذاتی معضلی به نام تن فروشی باشد نشات گرفته از انگاره های ایدئولوژیک تصمیم سازانی است که در معادل سازی های ذهنی خود تن فروشی را نشانه ای از ناکارآمدی حکومت دانسته و ناگزیر چاره را در انکار جستجو می کنند. در مقابل اما کسانی قرار دارند که از این معضل به عنوان یک مسئله مبتلا به جهان یاد کرده و با توجه به رشد سریع آن در جوامع در حال توسعه از جمله ایران خواهان به رسمیت شناختن این پدیده در راستای حل آن و برنامه ریزی های کلان برای آن هستند. در مورد تن فروشی در ایران تا به امروز کمتر از انگشتان یک دست پژوهش میدانی صورت گرفته است که به زعم کارشناسان مهمترین دلایل آن عبارتند از، دشواری تحقیق در این موضوع به دلیل ویژگی های خاص این حرفه و دوم، تمایل نداشتن نهادهای حکومتی برای طرح و یا حمایت از چنین موضوعاتی. اما با این وجود اخیرا سعید مدنی یکی از صاحب نظران عرصه مسائل اجتماعی ایران با اتمام یک تحقیق میدانی گسترده تغیرات گسترده ای را در بین جامعه تن فروشان شهر تهران چه از باب جمعیت و چه سن و ویژگی های اجتماعی و فرهنگی نشان داد که در همین رابطه گفتگوی زیر را با این پژوهشگر می خوانید.
  نتایج , تحقیق , تهران , زنان خود فروش , تحصیلکرده , متاهل ,

ضرب و شتم مردم در پاسارگاد توسط پلیس ضد شورش رژیم (وبلاگ شایگان)
امسال تصمیم گرفتم روز کوروش بزرگ رو در پاسارگاد جشن بگیرم. حدود ساعت هشت صبح جمعه بود که رسیدم، بارون خیلی شدیدی می بارید. کلا دیروز هوای استان فارس کاملا بارانی بود.اولین چیزی که توی ذوق میزد پارکینگ پاسارگاد بود که زیبایی! اون در تصویر به وضوح دیده میشه. ساعت نه بود که در رو به روی بازدیدکننده ها باز کردند. در همان بدو ورود دوربین عکاسی من رو ازم گرفتند. یه مرد ریشو که دائم با بیسیم در حال صحبت بود در جواب اعتراض من گفت که امروز به هیچ وجه کسی اجازه ی بردن دوربین عکاسی و فیلم برداری به داخل محوطه رو نداره البته بعدا یک اتوبوس حامل جهانگردان چینی(دقیقا نمی دونم چینی بودند یا نه اما چشم هاشون بادومی بود)اومد که بیش از چهل توریست رو با خودش حمل می کرد. این توریست ها هر کدوم به جای یه دوربین دو تا دوربین دستشون بود، اینجا بود که فهمیدم خون چینی ها از ما رنگین تره. به هر حال رفتم بلیط بگیرم که فروشنده ی بلیط گفت: «کارت شناسایی» از تعجب خشکم زد، تا به حال ندیده بودم برای فروش بلیط یک مکان تاریخی از آدم کارت شناسایی بخوان، گفتم چیزی همرام ندارم، فروشنده ی بلیط ازم اسم و فامیل و نام پدر و شماره شناسنامه و شماره ی موبایل رو درخواست کرد که این اطلاعات رو توی یک برگه ی آ-چهار می نوشت. مثل بچه کلاس اولی ها، یه خط کش دستش بود و مثلا برای زیبایی کارش کاغذ رو خط کشی می کرد.
  پاسارگاد , روز کوروش بزرگ , روز کورش بزرگ ,

مرگ بنزین فروش / وبلاگ بلوچ
چند روز قبل مأمورین انتظامی در نزدیکی زاهدان به طرف وانتی که بنزین فروشی می‏کرده رگبار می‏گشایند و در نتیجه باعث قتل جوانک بنزین فروش می‏شوند. حالا یک عده زانوی غم در بغل گرفته‏اند که چرا زندگی‏ها در این استان به حکم تیر بسته است. این آقایان معتقدند مأمورین باید به لاستیک‏ها شلیک کنند! مگر لاستیک‏های بدبخت بنزین فروشی می‏کرده‏اند؟ مأمورین ما در ماه مبارک رمضان آنهم در یک کشور اسلامی آنهم در یک منطقه‏ی سنی نشین بزنند چهار تا لاستیک گران قیمت را داغان کنند که چه بشود؟ بعد آن ماشین که صد البته مصادره خواهد شد به چه درد می‏خورد؟ اصولاً وانت یک بنزین فروش چند می‏ارزد که بخواهی لاستیک‏های نازنینش را تیکه پاره کنی؟ حالا این چیزی نیست بعضی ها می‏گویند مأمورین باید طوری تیر بیندازند که مجرم زخمی بشود و نتواند فرار کند! خوب دستگیر که شد با آن دمپایی‏های پاره و چهار تا پیت بنزین جناب سرهنگ چکارش بکند؟ مملکت ما در حال جنگ است. این قاچاقچیان باید بدانند خلاف قانون رفتند صاف سرشان را هدف قرار می‏دهیم. مگر کسی هم هست که تخممان را بخورد یا بکشد؟
  بنزین فروشی , تیراندازی ,

در جستجوی غرب زدگان
غربزدگی، به معنی علاقمندی و گرايش به «برخی» از مظاهر تمدن غرب، چماقی است که بخصوص بر سر نسل جوان ايران فرود می آيد و خيابان ها و بازار های کشورمان را به صحنهء برخورد نيروهای انتظامی با جوانانی تبديل کرده است که ظاهرشان از «مصاديق غربزدگی» محسوب می شود. فهرست اين مصاديق را فقط گردانندگان رژيم اسلامی می توانند بصورتی کاملاً دلبخواه تهيه کنند. قوای سه گانه داشتن، انتخابات کردن، هيئت وزرا براه انداختن، پروتکل ديپلماتيک را رعايت کردن، بخش خصوصی و دولتی داشتن، بيمه داشتن، دبستان و دبيرستان و دانشگاه و فرهنگستان بپا کردن، همه بر اساس نسخه برداری از تمدن غرب بوجود آمده اند. حتی کوشش برای دستيابی به اورانيوم غنی شده.من اما هيچ کدام اينها را (چه در ليست «مصاديق» باشند و چه نه) نشانهء غربزدگی نمی دانم و هر يک را نتيجهء طبيعی روند انتخاب چيزهای آسان تر و بهتر و کاراتر ارزيابی می کنم.اما اين سخن من به معنی نفی پديده ای با نام «غربزدگی» نيست. من نيز معتقدم که پديده ای به نام «غربزدگی» وجود دارد.اينکه فکر کنيم «مذهب گرائی» در ذات فرهنگ شرقيان است و خردمداری در گوهر غربی بودن وجود دارد، چيزی جز توهمی ذاتی پندارانه نيست...
  شرق , کورش , کوروش , غرب , شهود , اسماعیل نوری علا , اشراق , غرب زدگی , غرب زده , خردگرایی , نسخه برداری , مدل گیری ,

کشاندن یک ملت به لبه پرتگاهی سهمگین
روزی که گزارش NIE منتشر شد من درمقاله ای نوشتم: "با توجه به این شرایط، با قطع امید نئوکان ها از استفاده از برگ هسته ای برای حمله و تغییر رژیم در ایران آنان بی شک به دنبال "طرح ب" (Plan B) خواهند رفت.برژینسکی چنین گفت: "یک سناریوی پذیرفتنی برای ایجاد برخورد نظامی با ایران عبارت است از متهم کردن ایران به عنوان عامل شکست آمریکا در عراق و سپس با توسل به یک اقدام تحریک آمیز در عراق و یا یک اقدام تروریستی در خاک آمریکا، ایران را در مظان اتهام قرار داده و عملیات نظامی 'تدافعی' (آن چنانکه حکومت آمریکا از آن یاد خواهد کرد) علیه ایران آغاز گردد."
  آمریکا , ایران , جنگ , جنگ طلبی , وطن فروشی , خیانت , سلطه , تروریسم , خاورمیانه , نفت , برژینسکی , شهیربلاگ ,

یک روش علمی - اقتصادی جدید ؛ وزارت بازرگانی اعلام کرد : دعا می‌کنیم گوشت ارزان شود!!
روز گذشته دومین اعتراض صنفی به شیوه تنظیم بازار دولت از سوی یكی دیگر از روسای اتحادیه‌های صنفی تهرانی بیان شد. در حالی كه یك هفته پیش رئیس اتحادیه فروشندگان گوشت در اعتراض به دولت اعلام كرده بود كه زیر بار قیمت‌گذاری‌های دولتی نخواهند رفت، ‌روزگذشته نیز رئیس اتحادیه قنادان تهران بیان داشت كه وزارت بازرگانی اعمال فشارهای مدام بر صنف متبوع او را متوقف سازند و نیروی خود را برای كنترل قیمت گوشت و مرغ صرف كنند. او همچنین سعی داشت به جلسات پی‌درپی وزارت بازرگانی و اتحادیه قنادان پایان دهد ولی رئیس اتحادیه قنادان در حالی چنین مشی را پیش گرفته بود كه رئیس سازمان بازرگانی استان تهران به صراحت بیان داشت كه برای وزارت جهادكشاورزی دعا خواهد كرد تا آنان در كنترل قیمت‌ها موفق باشند.
  ایران , روش علمی - اقتصادی , وزارت بازرگانی , دعا , گوشت , ارزانی , جمهوری اسلامی ,

فرتور كوروش بزرگ و ملكه كاساندان – اثر استاد شكيبا
بدون شرح
  کوروش , ملكه كاساندان , استاد شكيبا ,

آقای دادستان در پایان راه
با مستندات زاکانی معلوم شد پرونده های فروش سئوالات کنکور بدون توجیه حقوقی خاصی به یک نفر ختم شده است: آقای دادستان! بیانیه اهانت آمیز سعید مرتضوی دادستان تهران ، که در آن دکتر علیرضا زاکانی نماینده مردم تهران با سخیف ترین ادبیات مورد هجمه قرار گرفته است ، بیش از آنکه نشان دهنده عصبانیت آقای دادستان باشد از به پایان خط رسیدن لجنه خاصی در پیکره قوه قضائیه حکایت دارد که در چند سال اخیر تلاش می کردند تا حیثیت این قوه گرانسنگ نظام را قربانی ارتباطات خاص خود با دانشگاه آزاد و مدیریت حاکم بر آن کند.بعد از آنکه نمایندگان ملت در مجلس هفتم طرح تحقیق و تفحص از نظام آموزش عالی کشور را تصویب کردند ، دکتر علیرضا زاکانی در راس کمیته تحقیق و تفحص قرار گرفت و بی هیچ ملاحظه ای روند کار را آغاز نمود تا نابسامانی های سیستم آموزش عالی کشور روشن شود.اما در این مسیر ، مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی که طی ربع قرن بواسطه حمایت های ویژه از جانب برخی چهره های سیاسی قدرتمند هیچ گاه پرونده عملکرد خود را به صورت شفاف در معرض قضاوت نهادهای داور قرار نداده بود با گاردی بسته در مقابل هیات تحقیق و تفحص ظاهر شد و به انحاء مختلف تلاش کرد تا از زیر ذره بین نظارت بگریزد.
  فروش سوالات کنکور , کنکور , دانشگاه آزاد , دادستان , قاضی مرتضوی , علیرضا زاکانی , سعید مرتضوی , فساد ,

تن فروشی با عروسکی در بغل
دختربچه های سياه پوست که به سختی می توان نوجوان ناميدشان، به جای عروسک بازی وپشت ميز مدرسه نشستن، در مناطق مدرن شهر به دنبال مشتري اند تا با عرضه تن کوچکشان علاوه برنان خود، نان خواهر و برادر کوچکتر وگاه مادر از کار افتاده اشان را نيز در بياورند. هر جا که فقر خانه شومش را بر پا سازد تن فروشی دختر بچه ها، فارغ از هر رنگ و نژادی عادی جلوه می کند فرقی هم نمی کند کجای دنيا باشد.کم نيستند مردانی که در شب راه بر روسپيان می بندند و پول آنها را به زور و گاه با تهديد می ربايند. کم نيستند مردانی که بعد از همخوابگی با تن فروشان به عوض پرداخت پول، چاقو بر گلوی زنان می گذارند و يا آنان را زير مشت و لگد خود می گيرند .بعد از تمام شدن کارشان راه خود می گيرند و می روند
  تن فروشی ,

تصویر: تنبیه گرانفروش به نصب پارچه بر سر در مغازه
بدون شرح!
  گرانفروش , مغازه ,

نمایی با شکوه از پرسپولیس پایتخت ایران زمین
تصویر...
  پرسپولیس , تخت جمشید , هخامنشیان , کوروش ,

عجیب ولی واقعی ؛ رانت 700 ميليارد توماني بابت فروش مواد اوليه محصولات پتروشيمي!!!
رئيس كار گروه مبارزه با مفاسد اقتصادي مجلس هفتم گفت: رسيدگي به پرونده رانت 700 ميليارد توماني ايجاد شده براي سال 1384 و چهار ماهه اول سال 1385 بابت فروش مواد اوليه محصولات پتروشيمي به نتيجه رسيد. بيشترين پرونده‌هاي مفاسد اقتصادي مربوط به بانكها و كمترين آن را مربوط به حوزه قضايي و امنيتي است و از مجموع بيش از 50 پرونده مفاسد اقتصادي، 24 پرونده مربوط به تخلفات بانك‌ها ، 13 پرونده مربوط به تخلفات حوزه زمين، 18 پرونده مربوط به حوزه صنايع، 11 پرونده مربوط به نفت و گاز و پتروشيمي، 7 مورد مربوط به حوزه فرهنگي واجتماعي و 4 پرونده مربوط به حوزه قضايي و امنيتي است. از ابتداي تشكيل مجلس هفتم تاكنون شكايات زيادي به اين كميسيون واصل شده است اما آنچه كه به عنوان پرونده‌هاي مفاسد اقتصادي در دستور كار وجود دارد همان 50 پرونده‌اي است كه اشاره شد.
  ایران , رانت , 700 ميليارد توماني , فروش مواد اوليه محصولات پتروشيمي ,

عکس زير نمونه اي از فروش زنان شرافتمند ايراني است که به دست مسالمانان عرب در بازارهاي برده فروشي فروخته ميشدند(برداشته از موزه لوور پاريس)
عکس زير نمونه اي از فروش زنان شرافتمند ايراني است که به دست مسالمانان عرب در بازارهاي برده فروشي فروخته ميشدند(برداشته از موزه لوور پاريس)
  عکس زير نمونه اي از فروش زنان شرافتمند ايراني است که به دست مسالمانان عرب در بازارهاي برده فروشي فروخته ميشدند(برداشته از موزه لوور پاريس) ,

آيت‌الله «جعفر سبحاني» اظهارات سروش درباره قرآن را توجيه‌ها و تفسيرهاي ابوجهلي و ابوسفياني‌ می‌داند
آيت‌الله جعفر سبحاني اظهار اميدواري كرده‌اند كه سروش بار ديگر به آغوش امت اسلامي بازگردد.متن اين يادداشت به اين شرح است: در اوج اسلام‌ستيزي غربيان، كه ديروز رسانه‌هاي هلندي، و امروز رسانه‌هاي دانماركي جلودار آن هستند گزارش مي‌رسد كه گروهي در كشور دوم، از طريق هنرهاي تجسمي به اسلام‌ستيزي برخاسته و مي‌خواهند از طريق كاريكاتورهاي موهن و نمايش فيلم، پيامبر و قرآن را در انظار جهانيان نازيبا سازند، در شرايطي كه ملحدان غرب كمر به اسلام‌ستيزي و منزوي ساختن مسلمانان بسته‌اند، فردي كه در محيط اسلامي و در ميان علما و دانشمندان پرورش يافته و مدت‌ها سخنان او زينت‌بخش رسانه‌هاي ايراني بوده، سخناني به زبان آورد كه نتيجه آن اين است كه قرآن موجود، ساخته و پرداخته ذهن پيامبر است! و پيامبر در آفرينش قرآن، نقش محوري داشته است!
  عبدالکریم سروش , جعفری سبحانی , قرآن , کلام محمد , کلام خدا , قرآن ستیزی , اسلام ستیزی ,

تجارت پرسود مواد مخدر در زندانها
فعالان حقوق بشر در ايران : یکی از افتخاراتی که معمولاً و در سطح بین المللی و کشور در مورد آن صحبت میشود ، مبارزه با سوداگران مرگ یا همان بازرگانان مواد مخدر است ، مبارزه ای که تنها با شعار و حرف به نتیجه نمیرسد ، بلکه رو به رو شدن با این معضل بزرگ اجتماعی ، مبارزه ای جدی و عملی میطلبد . زیرا اگر سری به زندانها بزنید آمار بالای مصرف مواد مخدر و معتادان را بنگرید پی خواهید برد که سیستم قضائی و انتظامی در زندانها در حالی که توانایی حفظ و کنترل دروازه 5 متری زندانی مثل زندان رجایی شهر را ندارند چگونه میتوانند هزاران کیلومتر مرز را کنترل کنند . مواد مخدری که روزانه مرتباً وارد زندان میشود و قیمت مواد مخدر که فروشندگان آن مرتباً با صدای بلند قیمت آن را هر روز صبح فریاد میزنند اینگونه است : 1- کراک هر گرم 80 هزارتومان 2- تریاک هر گرم 20 هزارتومان 3- شیشه هر گرم 300 هزارتومان 4- هروئین هر گرم 60 هزار تومان 5- کوکائین هر گرم از 300 تا 400 هزارتومان 6- حشیش هر گرم 15 هزارتومان 7- قرص لوراسپام هر ورق 10 هزارتومان 8- قرص کلوناسپام هر ورق 10 هزارتومان وحشتناک تر از همه اینکه قرصی مانند "هیوسینگ" مانند هروئین مصرف میشود که اثرات توهم زائی و مخرب فراوانی دارد ، شماره حساب فروشندگان مواد مخدر کنار تلفنهای زندان نوشته شده است .از بیرون پول به حساب فروشندگان واریز میشود که ماهیانه در زندان میلیونها تومان درآمد دارند. لازم به توضیح است مواد مخدر که به طور عادی چندین برابر قیمت بیرون از زندان هست در مواقع بازار سیاه که آنهم بعضاً تصنعی ایجاد میگردد تا 8 و 10 برابر قیمت نیز به فروش میرسد . همچنین جوانان و نوجوانان کم سن و سال در زندان برای تهیه مواد مخدر مجبور به خودفروشی میشوند که از آنها نیز بیشتر به عنوان کالا ، سند ، پول و یا هر چیز دیگری که در نظر بگیرید استفاده میشود .
  زندان , موادمخدر , خودفروشی ,

بار ديگر: كوروش كبير و پان تركيسم
حسين فيض الهي وحيد، نظريه‌باف شناخته شده‌ي مكتب جعل و جهل و فريب (پان‌تركيسم)، كه تخصصي ويژه در افسانه‌سازي دارد، پس از تلاش‌هايي بيهوده و نافرجام در مصادره‌ي برخي از مظاهر تمدن ايراني، هم‌چون رستم، سيمرغ (!)، نظامي گنجوي، ابوريحان بيروني، اشكانيان و غيره، به نفع قوم ترك (كه سرنوشت و سرگذشت آن ربطي به ايرانيان آذري ندارد)، به منظور پر كردن خلاء بي‌فرهنگي اين قوم و جبران بي‌بهرگي آن از هر گونه شخصيت برجسته‌ي تاريخي و ادبي، اين بار با درك اين كه امكان مصادره و تصاحب كوروش بزرگ به نفع اين قوم وجود ندارد، با لحن و ادبياتي در خورد شأن خود و هم‌مسلكان‌اش، كورش بزرگ را آماج انواع هتاكي‌هاي وقيح و دشنام‌گويي‌هاي قبيح ساخته است. با خواندن نخستين سطور نوشته‌اي كه ح. فيض الهي وحيد (داراي دكتراي افتخاري از دانشگاهي نامعلوم در ماوراء قفقاز!) در اين باره به هم بافته است، بي‌درنگ آشكار مي‌شود كه يكي از دلايل نفرت و كينه‌ي او نسبت به كوروش بزرگ، آن است كه فيلم‌سازي سوئدي قصد ساخت فيلمي سينمايي درباره‌ي اين شخصيت نام‌دار جهاني دارد، اما در مقابل، هيچ كس تاكنون درباره‌ي شخصيت‌هاي نام‌دار قوم ترك (كه نمي‌دانيم چه كساني هستند!) فيلمي نساخته است! ح. فيض الهي وحيد، بنابر شيوه‌ي رايج در ميان همه‌ي پان‌ترك‌هاي تجزيه‌طلب، در جاي جاي نوشته‌ي خود پاي حكومت پهلوي را به ميان آورده و آن را دشنام باران كرده است، بدين منظور كه با سياسي كردن موضوعات تاريخي و فرهنگي و القاي اين تصور كه آگاهي‌هاي تاريخي كنوني برساخته‌ي پهلويان است، هر كسي را كه به آگاهي‌هاي تاريخي كنوني باورمند باشد، وابسته و طرفدار حكومت پهلوي جلوه دهند و اورا مرعوب سازند! ح. فيض الهي وحيد در ادامه‌ي نوشته‌ي خود، كوروش بزرگ را «جوانك دزد فاسد الاخلاق بدخوي و سگ پروده» مي‌خواند و استدلال‌هايي را – به خيال خود – پشت‌بند آن مي‌كند كه خواندن آن‌ها، تنها احساس ترحم و رقت انسان را نسبت به وضعيت روحي و عقلي ح. فيض الهي وحيد برمي‌انگيزد.
  كوروش كبير ,

منشور کوروش در ایران به نمایش در می‌آید
منشور کوروش، شاه هخامنشی قرار است پس از حدود یک قرن خروج از ایران طبق توافق موزه ملی ایران و موزه بریتانیا در ایران به نمایش درآید. طبق گزارش خبرگزاری های ایرانی، مدیر موزه بریتانیا که به تهران سفر کرده در دیدار با رئیس موزه ملی ایران، آمادگی این موزه را برای نمایش منشور کوروش در ایران اعلام کرده است. گفته شده که این منشور 130 سال پیش از ایران به خارج از کشور منتقل شده است....
  منشور کوروش ایران نمایش ,

سوزش خبرگزاری فارس از نحوه ی توضیحات راهنمایان مقبره ی کوروش بزرگ
راهنما مي‌گفت، محلي كه مشاهده مي‌كنيد مقبره كوروش است كه البته در آن جنازه‌اي وجود ندارد. در اين زمينه دو احتمال وجود دارد، يكي اين كه در زمان حمله اسكندر، جنازه كوروش توسط سربازان وي از مقبره خارج گرديده و ديگر اين كه هنگام «حمله اعراب» ايراني‌ها براي در امان ماندن جنازه، آن را به محل نامعلومي منتقل ساخته‌اند. پرسيدم: همان‌گونه كه مي‌دانيم در اسلام، تعرض به «جنازه» كاملا مذموم است. مسلمانان به هنگام ورود به سرزمين ايران، در مسير پيشروي خود، به هيچ جنازه‌اي تعرض نكردند. بنابراين ايراني‌هاي آن هنگام براساس چه تجربه‌اي، اقدام به انتقال جنازه كوروش كردند تا از خطر تعرض مسلمانان در امان بماند؟ راهنماي مزبور جز سكوت پاسخي نداشت. وي اظهار داشت: راهنما مي گفت، نام بنايي كه ملاحظه مي‌كنيد، در دوران پس از حمله اعراب، مقبره مادر سليمان بوده است و علت تغيير نام اين مقبره از مقبره كوروش به مقبره مادر سليمان اين بوده كه ايراني‌ها خواسته‌اند اين بنا هم تخريب نگردد. لذا با توجه به اين كه مي‌دانستند نام حضرت سليمان در قرآن است، نام اينجا را به مقبره مادر سليمان تغيير داده‌اند. پرسيدم: اين كه مي‌فرماييد ايراني‌ها مي‌خواستند اين بنا «هم» تخريب نشود، ممكن است بفرماييد مسلمانان در مسير پيشروي خود چه تعداد ا زبناهاي حكومتي و باستاني در مسير خود را تخريب كرده بودند كه ايراني‌ها براي جلوگيري از تخريب اين بنا، چنان ترفندي را به كار بردند؟ راهنماي مزبور پاسخي نداشت.
  کوروش بزرگ , پاسارگاد , تازی , تازیان , اعراب , بدوی , حمله , یورش , تخریب , ویران , نابود , قتل , کشتار , مسلمان , اسلام ,

تاریخ ما و سکولاریسم
اگر تعريف واقعی، منطقی و «به روز شده» ی سکولاريسم عبارت باشد از «دخالت ندادن ايدئولوژی قدرتمندان و حاکمان (که مذهب نمونه ای از آن است) در امور دنيائی مردمان و تحميل نشدن عقايد حاکمان بر مردم تحت حاکميت شان»، بی شک اين مفهوم نمی تواند کلاً امری نو و مدرن باشد و ما می توانيم اعتقاد به اين مفهوم و کوشش برای اعمال آن را از حوزهء زندگی مدرن بيرون کشيده و آن را در سراسر تاريخ انسان جستجو کنيم.کوروش کبیر مردی است که 25 قرن پيش کوشيد تا شاهنشاهی خود را بر اساس حقوق همهء آدميان قلمرو خويش بنيان نهاده و آن را از تسلط يک مذهب خاص بدور دارد. از اين منظر که بنگريم، در می يابيم که او نخستين انسان مقتدر تاريخ است که با صدور منشور حقوق بشر، فکر حکومت سکولار را از دل همين حقوق بيرون کشيده و مطرح ساخته است، و بر اساس آن هيچ مذهبی را بر مذهب ديگر تفوق نداده است، مذهب خود و دودمان شاهی خويش را بر ديگران تحميل نکرده است، و از مسلط شدن دينکاران زرتشتی و مهری و يهودی و غيره بر جان و مال و ناموس مردم جلوگيری کرده است.
  سکولاریسم , مذهب , حکومت , ایدئولوژی , دیکتاتوری , کوروش کبیر , اسماعیل نوری علا ,

«قشریون مطلق‌زده, اندیشه‌ آزادی را دشمن می‌دارند» سرمقالهء نخستين شمارهء «کتاب جمعه»، 1358، به سردبيری احمد شاملو
روزگار سیاهی در پیش است, روزهای پر ادباری که, گرچه منطقاَ عمری دراز نمی‌تواند داشت, از هم اکنون نهاد تیره خود را آشکار کرده است و استقرار سلطه‌ خود را در زمینه‌‌یی از نفی دموکراسی, نفی ملیت, نفی دستاوردهای مدنیت و فرهنگ و هنر می‌جوید. این چنین دورانی به ناگزیر پایدار نخواهد ماند, جبر تاریخ, بدون تردید آن را زیر غلتک سنگین خویش در هم خواهد کوفت, اما نسل ما و نسل آینده, دراین کشاکش اندوهبار زیانی متحمل خواهد شد که بی‌گمان سخت کمرشکن خواهد بود. چرا که قشریون مطلق‌زده, هر اندیشه‌ آزادی را دشمن می‌دارند و کامکاری خود را به جز به شرط امحاء مطلق فكر و انديشه غير ممكن مي‌شمارد. پس نخستين هدف نظامي كه هم‌اكنون مي‌كوشد پايه‌هاي قدرت خود را به ضرب چماق و دشنه استحكام بخشد و نخستين گامهاي خود را با به آتش كشيدن كتابخانه‌ها و هجوم علني به هسته‌هاي فعال هنري و تجاوز آشكار به مراكز فرهنگي كشور برداشته، كشتار همه‌ متفكران و آزادانديشان جامعه است.
  احمد شاملو , كتاب جمعه , آزادي , هجوم , قشريون , روشنفكران , كفن‌پوش ,

فروش دختر بچه های ایرانی در دبی؟! آیا واقعا ممکن است؟!
لعنت بر رژیم آخوندی
  ایران , فروش , دختر بچه های ایرانی , دبی , رژیم آخوندی ,

  آمار سایت
بازدید امروز : 5979
بازدید دیروز : 52747
کل بازدیدها : 3710647
کاربران آنلاین : 14 نفر
مهمانان آنلاین : 26 نفر
کل کاربران : 4600 نفر
جدیدترین کاربر : remish60
از دنباله حمایت کنید
donbaleh
<a href="http://www.Donbaleh.com"> <img src="http://donbaleh.com/style/logo2.gif" style="border:0" alt="Donbaleh" title="donbaleh"/> </a>