تبلیغات در دنباله
جستجو
آخرین نظرسنجی
انجام شد
بهترین لینک‌های روز
پربحث‌ترین لینک‌های روز
انجام شد
برچسب ها : رومانس ( نتایج : 4 لینک )
بانوی سرخ پوش
دکتر رودرانر این ها را از رویترز نقل کرده بود:‌"مردان زنانی را که قرمز می پوشند از نظر سکسی جذاب تر ارزیابی می کنند حتی اگر عکس زن در یک قاب قرمز نمایش داده شود از نظر مردان از وقتی که در قابی به رنگهای دیگر نمایش داده شود جذاب تر به نظر می آید. روانشناسی که این مطالعه را انجام داده است گفته این میتواند به برداشت اجتماع از رنگ قرمز باشد که بیشتر با رومانس و عشق وابسته است ولی از طرفی هم ممکن است ریشه های ابتدایی تری در بیولوژی انسان داشته باشد." یاد ترانه ی زبیایی افتادم از کریس دی برگ. شنیدنش برای خیلی هامان تجدید خاطره ای خواهد بود. "بانوی سرخ پوش"// هرگز تو را این اندازه دوست داشتنی ندیده بودم که امشبی ----
  بانوی سرخ پوش , رومانس , عشق , کریس دی برگ , روانشناسی رنگها ,

عشقــولانـه پـرزیـدنتـی
رومانس در کاخ سفید ( 13 عکس )
  آمریکا , رئیس جمهور , عشقولانه , کاخ سفید , ریاست جمهوری , همسران , رومانس , بانوی اول , پرزیدنت ,

9 علامت که او در حال خیانت کردن به شماست
1 - دیگر مانند سابق نمی‌توانید با هم یک مکالمه‌ی رومانتیک داشته باشید و او مدام نق می‌زند و از هر حرف شما ایراد می‌گیرد • 2 - یک دوست قدیمی یا یک همکار جدید وارد بازی می‌شود و او مایل نیست که شما جزییات زیادی در مورد او بدانید • 3 - جواب ساده‌ترین سوالات را به سادگی به شما نمی‌دهد و وقتی از او سوالی می‌پرسید به جای جواب دادن، سوال شما را تکرار می‌کند، ذهن او در این هنگام در حال جست و جو برای یافتن یک دروغ است! • 4 - قرارهای سینما رفتن شب‌های پنج شنبه به طور ناگهانی کنسل می‌شوند • 5 - شما از تیپ و قیافه و فرم لباس پوشیدن او راضی هستید اما بدون این که به او گفته باشید، ناگهان تصمیم می‌گیرد تا شیوه، مد و فشن جدیدی را انتخاب کند [ بقیه در بخش نظرات ]
  خیانت , رومانس , زن , شوهر ,

ماجرای همبرگر، چیپس و نوشابه!
پیرمرد یک همبرگر، یک چیپس و یک نوشابه سفارش داد… همبرگر رو به‌آرومی از توی پلاستیک در آورد و اون رو با دقت خیلی زیاد به دو قسمت تقسیم کرد… یک نیمه‌اش رو برای خودش برداشت و نیمه ی دیگه رو جلوی زنش گذاشت… بعد از اون، پیرمرد با دقت خیلی زیاد چیپس‌ها رو دونه دونه شمرد و اون‌ها رو دقیقآ به دو قسمت تقسیم کرد و نصفی از اون‌ها رو جلوی زنش گذاشت و نصفه دیگه رو جلوی خودش… پیرمرد یک جرعه از نوشابه‌ای که سفارش داده بودن رو خورد… پیرزن هم همین کار رو کرد و فقط یک جرعه از نوشابه رو خورد و بعدش اون رو دقیقآ وسط میز قرار داد… پیرمرد چند گاز کوچک به نصفه‌ی همبرگر خودش زد… بقیه‌ی افرادی که توی رستوران بودن فقط داشتن اون‌ها رو نگاه می‌کردن و به راحتی می‌شد پچ پچ‌هاشون رو در مورد پیرمرد و پیرزن شنید: “این زوج پیر و فقیر رو نگاه کن…طفلکی‌ها پول ندارن واسه خودشون دو تا همبرگر بخرن…” پیرمرد شروع کرد به خوردن چیپس‌ها… [ادامه‌ی داستان]
  همبرگر , پیرمرد , پیرزن , رومانس , رومانتیک , چیپس , نوشابه , فقیر , دندان , دندان مصنوعی , شریک , شریکی ,