مرا به خاطر بسپار        بازیابی رمز عبور    ثبت نام در سایت
برچسب ها : زندگی + ( نتایج : 50 لینک )
پدر سه فرزندش مردهای مختلف از آب درآمدند!
در آلمان یک مهندس برق که نامش فاش نشده است زمانی که زنش بعد از بیست و یک سال زندگی مشترک و دارا بودن سه بچه از وی او را ترک کرد تصمیم گرفت که تست دی . ان . ای بر روی فرزندانش انجام دهد.مهندس بیچاره المانی بعد از اینکه نتایج آزمایشات به دستش رسید فهمید که هیچ کدام از بچه ها از وی نبوده اند! تازه معلوم شد هرکدام از بچه ها متعلق به مردان متفاوتی بوده اند.
  آلمان , زندگی مشترک , مهندس برق , تست دی . ان . ای ,

کسی جوابی برای این پرسش‌ها دارد؟
محمود من نمی دونم حرفمو چطوری شروع کنم که اون آتش فشانی که تو دورنمه رو درست بیرون بریزم،بحث ما بعد از دیدن فیلم سنتوری تو خونه علی پیش اومد و اونوقتی داغ شد که من گفتم جای ماها تو این مملکت نیست. محمود من این حرفو جدی می گم. / حمود جان، کدوم تئوری‌ای می تونه ظلمی که برما از همین صدا و سیما میره رو بیان کنه؟ چرا من و تو و هزاران نفر مثل ما، ده دقیقه نتونن از این لامصبی که با میلیاردها تومن از پول مردم داره میچرخه، لذت ببرن؟ . . . / محمود تو خودت میدونی که من دیگه برام چیزی به اسم ایران تقدس خاصی نداره ولی به خدا دلم خون میشه هر وقت یاد کارای اینا می افتم. خدا پدر خلخالی رو بیامرزه که جلو چشم همه با بولدوزر رفت سراغ کوروش و تخت جمشید؛ از اون روز به بعد هر روز رفتن سراغ اونا منتهی نه جلوی چشم ها. اصلا چه لزومی داره در یه مملکتی که همه چیزش دولتیه برای نابودی چیزی کاری کرد؟ . . . / می تونی یه جایی رو نشون بدی که تمام هم و غم سیستم آموزشی دولتیش این باشه که هرچی راجع به عظمت و زیبایی تمدن اون مملکت باشه رو از توی کتاب های درسی بچه‌ها حذف کنه یا ماجرا رو برعکس کنه؟ . . . / . . . / تو فکر کن من از شکم سیری حرف می زنم ولی محمود من متنفرم از جایی که نتونم با زنم یک ساعت برم یه جایی و تفریح کنم، متنفرم از مملکتی که تنها تفریح مجاز توش غذا خوردن باشه. تازه اونم به نکبت. . . . / . . .
  پرسش , آزادی , زندگی , مرگ , تفریح , زشتی ,

دین خانه خراب کن است!
چند روز پيش وقتي تك تك ما آسوده در منازل خود نشسته بوديم، خانه‌ي يكي از بهاييان آباده را بر سرش خراب كرده‌اند. شك نكنيد افرادي كه خانه‌ي اين خانواده‌ي بينوا را ويران كرده‌اند، آدمهاي بد و شروري نيستند. اما چه چيز باعث مي شود تا چنين جماعتي، اينگونه ناجوانمردانه خانه‌ي يك عده انسان ديگر را ويران كنند؟ جواب ساده است: دين! استيون واينبرگ، فيزيكدان بزرگ برنده‌ي جايزه‌ي نوبل، مي گويد: «دين توهين به شرافت انساني است، بدون آن، انسانهاي خوب همچنان كارهاي خوب مي كنند و انسانهاي شرور، كارهاي شرارت بار. اما براي اينكه انسانهاي خوب كارهاي شرورانه بكنند، به دين نياز است.»
  دین , زندگی ,

در جستجوی معنای زندگی(1) طعم شاد بودن
به من که رسید بعد از احوالپرسی بی مقدمه به دوچرخه اش(که تازه خریده بود) اشاره کرد و گفت: همین آلان خریدمش، قشنگه نه؟ گفتم: آره خیلی قشنگه، از کجا خریدی؟ با خوشحالی و در حالی که ذوق و لذت از وجودش بیرون می ریخت گفت که: دوچرخه قبلی ام 15 سال قدیمی شده بود و این دوچرخه را با 30% تخفیف خریده ام و... در طول صحبت مدام هم در حال نوازش کردن دوچرخه اش بود و لابلای صحبت می گفت: پدال اش رو دیدی؟ دنده اش رو چی؟ خیلی خوشحالم که خریدمش، منتظرم که پارتنرم بیاد، بهش نشون بدم. بعد خداحافظی کرد و به خانه اش رفت. ده دقیقه ای بیشتر نگذشته بود که دیدم دوباره دوچرخه در دست از خانه بیرون آمد. برای اینکه خوشحال اش کنم گفتم : هی، دوچرخه خوشگل داره،(اصطلاحی هلندی معادل" چطوری، صاحب اون دوچرخه خوشگل"). که دوباره با همان شوق و ذوق زدگی گفت: طاقت نیاوردم، گفتم برم یه دوری باهش بزنم، وای که چقدر خوشحالم و سوار دوچرخه اش شد و رفت. دوباره مثل اکثر این مواقع یاد مشکل خودم می افتم، در این سالها بارها و بارها این گونه صحنه ها را دیده ام، مردمی که با وجود توانایی مالی، از خرید یک دوچرخه، یک مسافرت کوتاه، یک شام در رستوران، یک هدیه تولد غرق در لذت می شوند و این خوشحالی خود را با لذت در جمع بیان می کنند...
  فرنگی , هلند , شادی , ذوق کردن , زندگی ,

درباره زندگی و علیه اندوه (وبلاگ کلنگ)
آقایان و خانم‌های عزیز همه ما می‌دانیم که زندگی کار بسیار مزخرفی‌ست. هیچ کس زندگی را انتخاب نکرده است، و همه می‌دانند این بلای هولناک در نهایت چیزی نیست به جز درد و رنج و ناتوانی. دست و پنجه نرم کردن با درد و رنجی که بدون هیچ منطق خاصی بر سر ما می‌آید، دیدن مرگ عزیزانمان، و فقر و نکبتی که اکثریت عظیم انسان ها از آن رنج می‌برند. به علاوه زندگی کردن به طور کلی عبارت است از یاد گرفتن تعدادی قرارداد که درست معلوم نیست از کجا آمده اند و چه ارزشی دارند—این یکی هم با پس‌زمینه‌ای از درد و رنج و ناتوانی. //// گذشته از همه این‌ها واقعیت ناگوار این است که زندگی یعنی سر و کله زدن با آدم هایی اکثرا ابله و بی‌شعور. ابله و بی‌شعور؛ ترکیبی بسیار دل به هم زن. مثلا به یاد بیاورید چطور آدم‌ها می‌توانند انقدر ابله باشند که مراسمی مثل «مردی با عبای شکلاتی» برگزار کنند و متن‌های ابلهانه برای یک سیاستمدار ابله قرائت بفرمایند و برای این سیاستمدار ابله ورد آیت الکرسی بخوانند و به سوی او فوت کنند، تا بعد سیاستمدار ابله مربوطه به صورت «اسلوموشن» وارد صحنه شود و مورد تقدیر قرار گیرد. و به علاوه همین آدم‌ها می‌توانند به اندازه کافی بی‌شعور باشند تا ترانه‌ای برای مراسم ابلهانه‌شان انتخاب کنند که تک تک پدیدآورندگان‌اش، اگر زنده بودند، اگر در تبعید نبودند، ازین کار ابراز انزجار می‌کردند. تصورش را بکنید ترانه‌ای با شعر احمد شاملو، موسیقی اسفندیار منفردزاده، و صدای فرهاد مهراد، آن هم ترانه‌ای با مضمونی که می‌دانیم.//// خانم‌ها و آقایان محترم، آیا گوشه‌ای افتادن و غصه خوردن و افسرده بودن در واکنش به پدیده ناخوشایندی به اسم زندگی ایده مناسبی‌ست؟ اگر تسلیم شدن به شرایط ناگواری که کار زیادی درباره آن ها نمی‌شود انجام داد هم اجتناب ناپذیر باشد، تسلیم کردن ذهن به این شرایط مسلما اشتباهی‌ست که هرگز و تحت هیچ شرایطی نباید مرتکب شد. رقص کنان و پای کوبان این مراسم اجباری و ناخوشایند را از سر گذراندن؛ این حداقل کاری‌ست که از دست ما بر می‌آید، دوستان عزیز.
  زندگی , اندوه , امید , غصه , رقص , پای‌کوبی , فقر , نکبت , ابله , بی‌شعور , مردی با عبای شکلاتی ,

لرد داود آلیانس، از محله درب زنجير كاشان تا مجلس اعيان انگلستان
داود آليانس كه ارديبهشت ماه سال 1383 به كسب عنوان «لرد» نائل شد، نخستين ايراني است كه به مجلس اعيان انگليس وارد شده است. لرد داود آليانس كه به لرد ديويد آليانس معروف است، در سال 1311 در محله درب زنجير كاشان در خانواده‏اي كليمي به دنيا آمد و تا 13 سالگي در آنجا ماند. پس از آن كه از ادامه تحصيل بازماند، راهي تهران شد و در يكي از حجره‏هاي بازار تهران به شاگردي پرداخت و تا 17 سالگي، همان جا مشغول فعاليت كاري براي امرار معاش خود بود. وي از آنجا كه نتوانسته بود به تحصيلات خود ادامه دهد، به ناچار شب‏ها سعي مي‏كرد از وقت آزاد خود، جهت آموختن دروس آكادميك بهره ببرد، به گونه‏اي كه دوستانش نقل مي‏‎كنند كه وي در رشته حسابداري، نسبت به ديگر همكارانش سرآمد بوده و توانايي زيادي در كسب علم از خود نشان مي‏داده است. در سال 1329، داوود آليانس به كشور انگلستان و شهر منچستر مهاجرت كرد. يكي از نخستين فعاليت‏هاي او، خريد پارچه براي ايران بود. او سپس با خريد يك شركت بزرگ سفارش كالا از طريق پست ميل اُردر (Mail Order) به نام اِن براون (N.Brown) و توسعه آن، دامنه فعاليت‏هاي خود را گسترش داد. وي شركت توليدي منسوجات «كوتز وايلا» را زماني پايه‏گذاري كرد كه صنعت منسوجات، رو به شكست مي‏رفت. طولي نكشيد كه اين شركت به بزرگ‏ترين موسسه توليد منسوجات در انگليس تبديل شد و بيش از 75 هزار كارگر و كارمند را در صدها كارخانه در 65 كشور جهان به استخدام خود درآورد.
  لرد داود آلیانس , مجلس اعيان , زندگینامه , یهودیان ایران ,

"بگذار جوان بمیریم یا تا ابد زندگی کنیم..." دانلود آهنگ Forever Young یا "جوان تا ابد " از گروه Alphaville
جوانی همچون الماسیست در زیر خورشید ، و الماسها جاودانه اند...
  موزیک , جوانی , زندگی , امید , تا ابد ,

به روح اعتقاد داری ؟
+ به روح اعتقاد دارى؟/ - ميشه گفت آره! چطور مگه؟/ + پس ريدم به روحت!!/ - ديوونه شدى؟ چرا آخه؟/ + چرا چند لحظه قبل پوست موز رو از شيشه ماشين انداختى تو خيابون؟/ - برو بابا تو هم دلت خوشه! شهر رو گه برداشته تو به پوست موز من گير ميدى؟/ + امثال تو اند كه شهر رو خراب ميكنند ديگه! يا فكر كردى آشغال از آسمون نازل ميشه؟!!/ - برو بابا اينقدر اين شهر به لجن كشيده شده كه پوست موز به حساب نمياد!/ + تو جون خودت خارج از كشور هم زندگى كردى نه؟.......
  زندگی شهری , فرهنگ شهرنشینی , تمدن , بهداشت , روح , گوسفند , ‌ شعور ,

چرخه زندگی
چرخه زندگی
  زندگی ,

گزارش تصویری مراسم اسکار ۲۰۰۸(بيش از ۲۰۰ عکس)
بهترین فیلم: پیرمردها سرزمین ندارند/بهترین کارگردان:جوئل و اتان کوئن برای پیرمردها سرزمین ندارند/بهترین بازیگر نقش اول مرد: دانیل دی لویس برای خون به پا خواهد شد/بهترین بازیگر نقش اول زن: ماریون کوتیلار برای زندگی بر وفق مراد است/بهترین بازیگر مرد نقش مکمل:خاویر باردم برای پیرمردها سرزمین ندارند/بهترین بازیگر زن نقش مکمل: تیلدا سوینتون برای مایکل کلیتون/بهترین فیلمبرداری:خون به پا خواهد شد/بهترین تدوین:اولتیماتوم بورن/بهترین موسیقی: داریو ماریانلی برای کفاره/بهترین چهره‌پردازی: زندگی بر وقف مراد است/بهترین تدوین صدا: اولتیماتوم بورن/بهترین میکس صدا: اولتیماتوم بورن/بهترین طراحی هنری:سویینی تاد/بهترین طراحی لباس: الیزابت: عصر طلایی/بهترین جلوه‌های ویژه بصری: قطب‌نمای طلایی/بهترین فیلمنامه اقتباسی:اتان و جوئل کوئن برای پیرمردها سرزمین ندارند/بهترین فیلمنامه اریژینال: دیابلو کودی برای جونو/بهترین ترانه: ترانه سقوط آرام از فیلم Once/بهترین انیمیشن بلند:برای راتاتویی/بهترین انیمیشن کوتاه:پیتر و گرگ به کارگردانی سوزی تمپلتون و هیو ولشمن/بهترین فیلم کوتاه:موتزارت جیب‌برها به کارگردانی فیلیپ پولت-ویلارد/بهترین مستند کوتاه: ملک طلق به کارگردانی سینتیا وید و منسا راث/بهترین مستند بلند: تاکسی برای نیمه تاریک به کارگردانی الکس گیبنی و اوا اورنر/بهترین فیلم خارجی:جاعل‌ها به کارگردانی استفان روزویتسکی از اتریش/
  پیرمردها سرزمین ندارند , جوئل کوئن , اتان کوئن , پیرمردها وطن ندارند , دانیل دی لویس , خون به پا خواهد شد , ماریون کوتیلار , زندگی بر وفق مراد است , خاویر ب ,

«زندگی نیم‌بها»ی زنان افغانی
الکا سادات و آرزو بوهرانی دو فیلمساز زن افغانستان هستند که با ساختن فیلم از زندگی روزمره‌ی زنان، قصد در هم شکستن کلیشه‌ها و سنت‌های زن‌ستیز را دارند. فیلم «زندگی نیم‌بها» یا Half Value Life حاوی تصاویری تکان‌دهنده است. دختری ۹ ساله که اشک خون از دیده می‌زداید و دستانش لکه دارد، لکه‌های داغ همسرش، در کانون دوربین فیلمساز جوان قرار می‌گیرد تا زندگی روزمره‌ی زنان افغان با تصویر روایت شود. چه روایتی می‌توانست از این حیرت‌آورتر باشد؟ آیا می‌توان از آنچه که آن را زندگی روزمره‌ی زنان افغان می‌نامند، از آن روزمرگی که نشان از خشونت جامعه‌ی مردسالار دارد، حیرت‌انگیزترین فیلم را برای بیننده ساخت. الکا سادات ۲۲ ساله همین کار را کرد.«زندگی نیم‌بها» حکایت زندگی یک زن وکیل است که با خشونت دیرینه‌ی جامعه‌ی مردسالار می‌جنگد. چرا او شخصیت اصلی فیلم است؟ الکا سادات پاسخ می‌دهد: «من خودم همیشه راجع به زنان افغانستان یک‌طرفه قضاوت می‌کردم. فکر می‌کردم زنان افغان به چادری خلاصه شده‌اند. این چیزی است که در فستیوال‌ها و مجلات خارجی دیده بودم. فقط یک چادر برقع بود و نوشته شده بود: زن افغان، که در چندین نمایشگاه آن را دیدم. می‌خواستم شخصیت دیگری را نشان بدهم، چون ما از این شخصیت‌ها هم در افغانستان داریم. بیشتر زنها برای بیرون آمدن از خانه مشکلاتی دارند، اما زنان شاغلی هم هستند، مثل زنی که وکیل است.»
  زندگی , نیم‌بها , زنان , افغان ,

افزایش چادرنشینی در شهر تهران
یک مقام ارشد در شهرداری تهران معتقد است که به دلیل بالا رفتن بی‌رویه اجاره بهای مسکن در شهر تهران امسال شاهد افزایش قابل ملاحظه بی‌خانمانان نسبت به سال گذشته خواهیم بود. این مقام ارشد به دسترنج گفت: در سال‌های گذشته عده‌ای از شهروندان که توان پرداخت اجاره بها را نداشتند به صورت پراکنده تحت پوشش‌های حمایتی شهرداری قرار می‌گرفتند و ما خود را مکلف می‌دانستیم که حمایت‌های اولیه را از آنان به عمل آوریم. وی تصریح کرد: پیش بینی اولیه ما این است که به دلیل افزایش قابل توجه بهای مسکن در تمامی محلات تهران، با معضل بی‌خانمان شدن برخی از شهروندان تهران مواجه باشیم که تحت پوشش قرار دادن ایشان توسط شهرداری نیز دشوار و حتی غیرممکن خواهد بود. یادآور می‌شود در حال حاضر در برخی از محلات جنوبی تهران، تعدادی از خانواده‌ها که فاقد سرپناه مناسب به دلیل افزایش اجاره بهای مسکن هستند، اقدام به برپایی چادر در کنار خیابان‌ها و زندگی در کنار محل رفت و آمد مردم کرده‌اند.
  فقر , تهران , کرایه , چادر , زندگی ,

جدا می شویم تا زندگی کنیم
زرق و برق زندگی های امروزی چشم برخی جوانان را می زند و باعث شده دوام و قوام خانواده های تازه شکل گرفته در معرض تهدید قرار گیرد و لاجرم با معضل "جدایی" زوجین جوان مواجه شویم.ازدواجهای بدون مطالعه و تحقیق که بعضا بر اساس دوست داشتن های زودگذر و آنی در جامعه اتفاق می افتد، از استحکام کمتری برخوردار است و گاه شاهد طلاق هایی هستیم که زوجین جوان بر اساس توافق، تصمیم می گیرند و هیچ توجهی به تبعات این جدایی ها ندارند. به طوری که مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان حاکی از آن است ‌که وقوع دو سوم از طلاق ها در کشور توافقی است. بررسی ها و مطالعات سازمان ملی جوانان نشان می دهد، طول مدت زندگی مشترک 15،2 درصد از کل طلاق های واقع شده در سال 85، کمتر از یک سال بوده و 28،9 درصد کمتر از 2 سال، 39،4 درصد کمتر از 3 سال، 47،2 درصد کمتر از 4 سال و 72 درصد کمتر از 10 سال بوده است.
  طلاق , جامعه , زندگی زناشویی , زندگی مشترک , جدایی ,

اختلاف زندگی ما با دیگران(وبلاگ فرنگی)
(بهمراه عکس)امروز وقتی داشتم اخبار ایران رو می دیدم، چند مطلب راجع به پلمب کردن آرایشگاه هایی که موی جوانان را به مدل های امروزی آرایش می کنند و آغاز مرحله جدید طرح امنیت اجتماعی خواندم. همزمان این نامه را دیدم که یک پسر جوان هلندی بهمراه عکس برای یکی از روزنامه های هلند فرستاده و آنها هم آن را به چاپ رسانده اند. از خودم می پرسم که تفاوت نحوه زندگی و رفتار انسانی تا چه اندازه می تواند بزرگ باشد و اینکه چه مدت طول خواهد کشید که ما هم شاهد این گونه برخوردها در ایران باشیم. با هم نامه را می خوانیم....
  هلند , فرنگی , اختلاف زندگی ,

ای رئیس جمهور، چشمهایت رو باز کن! (مقاله ای از علیرضا نجفیان به همراه عکس های تکان دهنده)
آقای رییس جمهور سلام!…. امیدوارم سفرهای استانی خوش گذشته باشد و فقر و نکبت، پشت قدمهای متبرکتان از این سرزمین رخت بربندد…. امروز به جایی رفتم که مطمئنم شما هرگز ندیده اید….چون بوی تبرک دولت کریمه تان آنجا استشمام نمی شد…..بوی عدالت نیز…. امروز در کنار جاده،چیزی دیدم که از بودن خود شرمسارم کرد….و از بودن شما…. خانواده ای را دیدم که کنار جاده، داخل کانتینر کامیون زندگی می کردند…البته اگر در لغت نامه شما اسمش زندگی باشد…. پدر و مادر و فرزندان، جایی زندگی می کردند که سقفی آبی و ابری داشت…. در نکبت مطلق….مثل طعمه هایی که عنکبوت فقر و اعتیاد آخرین قطرات خونشان را می مکید و با ولع بسیار منتظر به دام انداختن طعمه های کم سن و سال خانواده بود… چراغشان نور خورشید بی انصاف بود که در روزهای سرد ابری نمی تابید و در گرمی تابستان هلاکشان می کرد…و گرمای شبهای سرد را از خوابیدن کنار بزهایشان می گرفتند…. گوساله شان چند روز پیش مرده بود و چند متر آنطرف تر سوزانده بودنددش….و یکی از خرگوشهایشان را کنار آشپزحانه چال کرده بودند… آقای رییس جمهور!…. جایی که رفتم، در دارفور و کنگو و زیمباوه نبود….۵۵ کیلومتر از شهر تاریخی اصفهان فاصله داشت و در چند کیلومتری شهرهای صنعتی و کارخانه های مادر این سرزمین بود…. البته می دانم از سعدآباد و نیاوران خیلی دور است…. اما…. آقای رییس جمهور!…. پدر معتاد، مادر رنج کشیده و کودکان بی گناهی که حتی در این افتضاح، برنامه درسی شان را با دیوار چسبانده بودند، ایرانی بودند…. نه توطئه امریکا و اسراییل و نه بازمانده شاه منفور معدوم!….. اینها میهمانان رانده شده سفره دولت فخیمه اسلامیند….دولتی که آنقدر جهانی فکر می کند که ملتش را از یاد می برد….. آقای رییس جمهور!…. حیف اسلام که اینگونه ملامت می شود…دریغ از خدا که به خاطر سکوتش سرزنش می گردد…راستش اینها را که دیدم یاد علی افتادم….و خرماها ،کاسه های شیر و نان و نمکهایی که می گذاشت و می گدشت….یاد چاههای تنهایی که امروز آنقدر بوی نفت می دهد که خلیفه را میل درد دل با ایشان نیست! کاش فراموش نکرده باشید!…..
  رییس جمهور , احمدی نژاد , فقر , سفرهای استانی , زندگی ,

به شیوه ی خویش زیستن، شجاعت می خواهد
<به شیوه ی خویش زیستن، شجاعت می خواهد،/ دل و جرأت می خواهد.> <به شیوه ی خود زندگی کن، شبیه خودت باش و بس.> <نگران عوام نصیحت گو نباش.> <زندگی خود را ترسیم کن.> < از روی نقش کهنه ی دیگران نقاشی نکن.> <خلاق باش.> <اگر هم در شیوه ی خود بر خطا باشی، / بهتر از آن است که دیگران به جای تو زندگی کنند / و تو بر صواب باشی.> <زیرا کسی که شیوه ی دیگران زندگی می کند / و بر صواب است، / زندگی را به بطالت می گذراند، / و کسی که به شیوه ی خود زندگی می کند / و بر خطاست، / بالاخره دیر یا زود / از خطای خویش درس خواهد گرفت.> < او خطای خویش را / دست مایه ی تجربه های خویشتن خواهد بالید.> < تنها کسانی تجربه خواهند کرد / و خواهند آموخت که / آماده ی خطاها و اشتباهات خویش اند، / و بهترین راه اشتباه کردن، / آن نیشت که به دیگران گوش بسپاری، / بلکه آن است که به شیوه ی خود زندگی کنی / و با چشمان خو ببینی! >
  زندگی , شجاعت , خطا , اشتباه ,

20 نكته‌ جالب كه از جان مك‌كين نمي‌دانيم!
هميشه قلمي در جيب او قرار دارد كه معتقد است برايش خوش‌شانسي مي‌آورد//پدر و مادر او بعد از آشنايي با هم فرار كردند و در يك مغازه شراب‌فروشي كوچك در مكزيك با هم ازدواج كردند//مك‌كين هفت فرزند دارد كه از دو همسر وي متولد شده‌اند، يكي از فرزندانش را نيز از يتيم‌خانه گرفته//مك‌كين هيچ نامه الكترونيكي ارسال نمي‌كند و در شبكه اينترنت نيز جستجو نمي‌كند//همسرش مي‌گويد عدم توانايي وي در استفاده از دستگاههاي الكترونيكي و تكنولوژي‌هاي پيشرفته او را در زندگي آزار مي‌دهد//مجموعه حيوانات اهلي او دو سگ، دو لاك‌پشت، يك گربه، سه طوطي و 13 ماهي را شامل مي‌شود كه در آبهاي شيرين از آنها نگهداري مي‌كند.//وي در زمان اعياد ميلاد مسيح دوست دارد هزار شمع را در ميان دوستان و نزديكان خود در محل زندگيش روشن كند.//رزندانش رفتن به مرخصي با او را "اردوگاه نظامي با مك‌كين" مي‌نامند. //.....
  جان مک کین , نکات جالب زندگی ,

ورزش موجب کاهش ریسک برخی از انواع سرطان می شود
مطالعات نشان داده است که بزرگسالانی که فعال هستند چه با ورزش و چه زندگی فعالی و باتحرکی دارند کمتر احتمال دارد که به برخی از انواع سرطان مانند سرطان معده ، لوزالمعده( پانکراس) ، روده بزرگ و کبد مبتلا شوند. این اثر محافظتی بخصوص در افرادی که وزن طبیعی و متناسبی دارند بیشتر است. این مطالعات نشان داده است که نه تنها ورزش بلکه افزایش فعالیت فیزیکی روزانه هم اثر پیشگیرانه داشته است.ورزش موجب بهتر شدن فعالیت سیستم ایمنی بدن می شود ضمن اینکه باعث تغییر سطح برخی از هورمونهای مختلف در بدن می شود که میتواند در این موضوع موثر باشد
  سلامتی , بیماری , سرطان , ورزش , فعالیت , زندگی بی تحرک ,

زندگی سگی ما !
کاری از تپش 2012 و شاهین نجفی................
  زندگی سگی ,

معرفی و دانلود کتاب “بیست و سه سال” از شادروان علی دشتی
“بیست و سه سال” عنوان کتابی هست از “علی دشتی” که با نگاهی متفاوت به شرح زندگانی پیامبر اسلام از تولد تا وفات ایشان می پردازد.>>>>>>>>>>>>>>>> دوستان اگر این لینک فیلتر بود،در قسمت نظرات چند تا لینک دیگر هم گذاشتم....
  کتاب , بیست و سه سال , شادروان , علی دشتی , بررسی , زندگی , محمد , پیامبر , مسلمانان ,

چرخهای چرخنده زندگی ! ( کارتون)
بدون شرح!
  چرخ , زندگی , انسان , عمر , روند زندگی ,

نبض زندگی !
سرگشته در گورستانی متروک ...
  گورستان , دختر , زندگی , مرگ ,

۵ توصیه برای بهبود روابط
برای اینکه روابط سالم تر و شادتری داشته باشید روشی که با دیگران ارتباط برقرار می کنید را تغییر دهید. اگر می خواهید همه روابط زندگی شما از جمله ارتباط با رئیس، همکاران، اعضای خانواده، دوستان و همسر به خوبی پیش برود، یک نگاه عمیق و دقیق به طرز برخورد خود با دیگران بیندازید. از عاداتی که نادانسته و ناخواسته پیدا کرده اید تا طریقی که در محل کار خود به انتقادات پاسخ می گویید می توانند اثری عمیق روی توانایی ایجاد یک ارتباط موفق پایدار داشته باشند.1- شنونده بهتری باشید: اغلب گفته می شود که کلید یک رابطه سالم، گوش دادن است. اما این فقط به معنی باز نگاه داشتن گوش ها نیست....2-بدانید چه موقع ساکت شوید آیا تا حالا متوجه شده اید که شما دارید جملات دیگران را تمام می کنید؟! این کار را متوقف کنید....3- خواسته های خود را بیان کنید.خیلی خوب می شد اگر آدم ها به صورت شهودی می فهمیدند که طرف مقابلشون دقیقا چی می خواد و چه انتظاراتی داره اما در واقعیت اینطور نیست....4--اعتماد به نفس بیان حرف خود را داشته باشید: اگر شما از آن دسته افرادی هستید که از مقابله پرهیز می کنند، احتمال دارد که از کنار مشکلات بگذرید به این امید که خودشان برطرف شوند اما این خطر وجود دارد که این روش پرهیز از مقابله به صورت های اشتباه و مخربی تفسیر شوند....
  روابط , ارتباط , رفتار , رفتار اجتماعی , اعتماد به نفس , گفتگو , مکالمه , بهبود , تحسین , تمجید , تعریف کردن , گوش دادن , حرف زدن , زندگی , همسر ,

آیا حالتی مقدس تر از آبستنی(حاملگی) هست؟
آیا حالتی مقدس تر از آبستنی هست؟ هرچه می کنیم بر این باور ناگفته است که برای آن که درون ماست به نحوی مفید است! بر ارزش مرموز آن می افزاید، و فکر آن ما را مسرور می سازد! در حـالت زایمان بی آنکه زیادی به خود فشار بیاوریم از بسیاری چیزها پرهیز می کنـیم! خـــشم خود را فرو می بریم، از در آشتی در می آییم: نوزاد ما.......
  نیچه , خودخواهی آرمانی , فلسفه زندگی ,

زندگينامه احمد شاملو به مناسبت سالگرد درگذشت او
احمد شاملو در بيست و يكم آذر سال 1304 در خانه 134 خيابان صفي علي شاه تهران متولد شد. پدرش حيدر و مادرش كوكب عراقي بود. به دليل اينكه پدرش افسر ارتش بود و از اين شهر به آن شهر اعزام مي شد , شاملو هرگز نتوانست همراه خانواده براي مدتي در شهري ماندگار شود و تحصيلات مرتبي داشته باشد در سال 1322 براي اولين بار پايش به زندان هاي متفقين باز شد , اين در حقيقت نيز تير خلاصي بود به تحصيلات نامرتب او. شاملو در سال 1326 نخستين مجموعه شعرش را به نام "آهنگ هاي فراموش شده" منتشر كرد. "آهنگ هاي فراموش شده" مجموعه اي ناهمگون از شعر هاي كاملا سنتي تا اشعار نيمايي شاملو بود , حتي نوشته هاي كاملا بي وزن,قافيه و آهنگ كه بعد ها به نام شعر منثور يا شعر سپيد شهرت يافت در آن ديده مي شود. انتشار اين مجموعه ها در دنياي شاعري شاملو اهميت چنداني نداشت و همچنان كه خود او در مقدمه كتاب پيش بيني كرده بود كه اين نوشته هاي منظوم و منثور آهنگ هايي بود كه زود به دست فراموشي سپرده شد. اما اين مجموعه به جهت آنكه حاوي نخستين نمونه هاي شعر سپيد فارسي است نشر آن در اين سال قابل توجه است.
  زندگینامه , احمد شمالو , الف بامداد , 2 مرداد , سالروز درگذشت ,

ثروتمندان بیش از سایر افراد عمر می کنند!
محققان اعلام کردند با توجه به تحقیقات گسترده ای که در زمینه طول عمر صورت گرفت، مشخص شد ثروتمندان بیش از سایر مردم عمر می کنند. تحقیقات انجام شده توسط دانشمندان موسسه ملی افزایش سن در آمریکا از این امر حکایت دارد که ثروت بیش تر، طول عمر بیش تری را نیز به همراه خواهد داشت. این مجموعه بررسی ها که بر روی شهروندان آمریکایی بالای 65 سال صورت گرفت، نشان دارد بیش از 80 درصد این افراد جزء ثروتمندان این کشور به حساب می آیند. با آزمایشات بسیار گسترده ای که بر روی این افراد صورت گرفت، محققان پیش بینی می کنند که این افراد تا 19 سال دیگر نیز زنده باشند. پژوهشگران علت این افزایش طول عمر را در میان قشر ثروتمند، افزایش امکان تحصیل برای این افراد و در نتیجه افزایش آگاهی آنان در زمینه های مختلف از جمله چگونگی بهره مندی از تغذیه ای مناسب و به طبع آن حفظ بدنی سالم می دانند.
  ثروتمند , پول , عمر , زندگی , افزایش طول عمر , افزایش عمر , تغذیه , بدن ,

از تولید کردن لذت ببریم
...این رفتار چنان در وجودمان خانه کرده که در روابطمان هم همین گونه ایم: دوست داریم دیگران خوشبخت امان کنند و ما مصرف کننده خوش بختی باشیم. و چون این اتفاق نمی افتد به جان هم می افتیم و بد یکدیگر را می گوییم. تولید کننده ذاتا کم توقع است و سهمش از زندگی را می پردازد و چیزی به زندگی اضافه می کند در حالی که مصرف کننده تنها از ساخته ی دیگران استفاده می کند و پر توقع و سربار است...
  زندگی , مصرف کردن , تولید , خوشبختی , اشتباه ,

درس های زندگی
۱- یاد گرفته ام که نمی توانم دیگران را مجبور کنم که مرا دوست داشته باشند. تنها کاری که می توانم بکنم اینست که کسی باشم که بتوان او را دوست داشت. بقیه اش بستگی به آنها دارد. ۲- یاد گرفته ام که مهم نیست چقدر نگران و غمخوار دیگران باشم بعضی انسانها در پاسخش اصلا نگران و غمخوار من نخواهند بود. ۳- یاد گرفته ام که اگر بعضی ها مرا آنطور که می خواهم دوست ندارند به این معنی نیست که اصلا مرا دوست ندارند. ۴- یاد گرفته ام که سال ها طول می کشد تا اعتماد و اطمینانی ساخته شود و تنها در چند ثانیه می تواند از بین برود. ۵- یاد گرفته ام که آنچه در زندگیم به حساب می آید و ارزش دارد چیزهایی نیستند که دارم بلکه انسانهایی هستند که همراه من هستند. ...............................۹- یاد گرفته ام که بعضی وقتها که عصبانی هستم این حق را دارم که عصبانی باشم ولی این حق را ندارم که ظالم باشم..............۱۲- یاد گرفته ام صرف نظر از اینکه یک دوست چقدر خوب است بعضی وقتها آنها باعث آزار من خواهند شد و من باید آنها را ببخشم............۱۴- یاد گرفته ام که اگر دو نفر با هم بحث می کنند به این معنی نیست که یکدیگر را دوست ندارند و اگر دو نفر با هم بحث نمی کنند به مفهوم این نیست که یکدیگر را دوست دارند. ۱۵- یاد گرفته ام که اهمیتی ندارد که قلبم چقدر بد شکسته است چرا که دنیا به خاطر درد و غم من نخواهد ایستاد. ......................
  زندگی , شادی , درس , امید , لذت , درد , رنج , دوست , دوستی ,

جنگی با هم نداریم!
معمولاً کلاس های مبانی جامعه شناسی رو می گیرم برای برنامه تدریسم. به این کلاس ها و دانشجویانی که تازه میز و نیمکت مدرسه رو پشت سر گذاشته ن علاقه دارم. تمام سادگی و خلوص نیت بچه ها در کلام شون موج می زنه. اما چیزی که می خوام بهش اشاره کنم چیزیه که توی ذوق یکی از دانشجوهای دختر زده بود و امروز اومده بود پیشم درد دل کنه که دانشگاه کاملاً برخلاف اون چیزیه که انتظار داشته ... و حتی اینقدر براش غیر قابل تحمل شده که به فکرش رسیده رها کنه و بره ! وقتی علت اش رو جویا شدم گفت انتظار نداشته جو دانشگاه اینقدر فضای تخاصم و تفکر دگماتیک و "کم ظرفیتی" باشه. مثلاً این که پسرها و دخترها مدام منتظر این باشند که تا یکی شون چیزی بگه دیگران بهش بخندن، تمسخر کنن یا تحقیرش کنن. علیه کسی جبهه بگیرن فقط به خاطر این که از نوع نگاهش یا اعتقاداتش خوششون نمی آد. می گفت از اون پسری که خیلی ادعای روشنفکری می کنه و در مواردی هم خیلی بی تعصب به نظر می رسه انتظار نداشته که وقتی صحبت از زنان می شه اینطور با بی انصافی و عوامانه از برتری ذهنی پسران بر دختران حرف بزنه و تصورش این باشه که زنانی که پا به عرصه ی دانشگاه می ذارن ول معطلن . خندیدم و گفتم می دونم چی می گین! تحمل پیشداوری ها و تصورات قالبی و ساده انگاری ها سخته اما این بچه ها کجا قرار بوده یاد بگیرن که از این چیزها بری بشوند. تازه آمده اند اینجا که در کلاسهای جامعه شناسی همین چیزها را یاد بگیرن. کلاس جامعه شناسی برای همین است که یاد بگیرند در محیط علمی، مدارای شنیدن افکار متنوع و نه الزاماً موافق را کسب کنند و طی بحث و گفت و گو متوجه شوند هر کدام شان، چندین و چند عینک تعصب به چشم های شان دارند که باید اول از وجودش آگاه شوند و سپس به تدریج از شرشان رها شوند آنوقت است که به دنیا از دیدگاه نوینی خواهند نگریست. در دانشگاه است که افراد از پیشینه های متفاوت فرهنگی و اجتماعی کنار هم می نشینند و متوجه می شوند مرزهایی که تاکنون به دور خود کشیده بودند مرزهای ذهنی است که می توان خود را از حصار های نامرئی آن رها کرد. خیلی وقت ها سر کلاس، وقتی بچه ها مانند کودکانی که به هیئت سرخپوستان در می آیند به جنگ با هم می افتند و می خواهند با عالم و آدم مبارزه کنند تا ثابت کنند فقط ایشان اند که بر حق اند و تمامی کسانی که مانند آنها نمی اندیشند بر خطا، بگویم یادتان نرود که ما قرار نیست در جنگ باشیم، تمام تلاشم این است که به برخی بفهمانم ما این طرف خط و آن طرف خط نیستیم ! ما همه در کنار هم در یک جبهه قرار داریم. نگذاریم خط های فرضی نامرئی بین ما فاصله بیاندازد. بر ارزش های مشترک انسانی مان تاکید کنیم نه این ها که من جنسم چیست، سن ام چیست، مذهبم چیست، قومیت ام چیست ، محل تولدم کجاست، و ... اگر قرار باشد حرف هم را بفهمیم و مشکلات جامعه را بشناسیم اول باید دست دوستی بین خود دراز کنیم. یادشان می اندازم که بزرگی گفته است : بنی آدم اعضای یکدیگرند .... بنی آدم همگان اند !
  زندگی، تعامل، شهری و روستایی، شهرستانی، تهرانی ,

سوگند بکارت و آغاز زندگی مردانه
"پاشه ککی" روزی را در تقریبا شصت سال قبل به یاد می‌آورد که تصمیم گرفت مرد شود. موهای سیاه و بلندش را کوتاه کرد، پیراهن‌اش را با شلوار گشاد پدرش عوض کرد، یک تفنگ شکاری برداشت و قسم خورد هیچ گاه ازدواج نکند، بچه‌دار نشود و رابطه‌ جنسی نداشته باشد. این باکره‌ی 78 ساله که سوگند خورده بود تا آخر عمر باکره بماند تا بتواند مثل یک مرد حق تصمیم‌گیری درباره زندگی خود و مراقبت از خانواده‌اش را به دست آورد، می‌گوید، اگر امروز در آلبانی به دنیا آمده بود، ترجیح می‌داد زن بماند. ککی که صدای نیمه مردانه نیمه زنانه‌ای دارد، مثل مردها هنگام نشستن پاهایش را از هم باز می‌کند، مشروب "راکی"اش را جرعه جرعه می‌نوشد و سیگار می‌کشد، می‌گوید: "آن روزها بهتر بود یک مرد باشی، چون زن هم ارزش حیوان دانسته می‌شد. الان زن‌های آلبانی با مردان حقوق برابر دارند و حتا قوی‌تر هم هستند و فکر می‌کنم امروزه جالب است که آدم زن باشد."
  سوگند بکارت زندگی مردانه ,

گوگوش محبوب ترین خواننده زن تاریخ ایران
برخی نوشته اند که پدر او صابر و مادرش فائزه از آذربایجانی هایی بودند که از شوروی سابق مهاجرت کرده بودند اما برخی می گویند پدر او اهل سراب تبریز بود که به تهران آمد و ساکن شد. “گوگوش”کلمه ای است ارمنی و نام مرد است می گویند وقتی گوگوش خیلی کوچک بود یک خانواده ارمنی همسایه آنها بودند که پسری به نام گوگوش داشتند....
  گوگوش , محبوب , خواننده , زندگینامه ,

4 تصمیمی که آدم بیشتر از همه در موردشون ‍پشیمان می‌شه
۱ - ازدواج کردن با فرد نامناسب : الان بسیاری از ازدواجها به طلاق منجر میشه و از اون تعدادی هم که متاهل باقی می مانند تعداد بسیار زیادی از زندگی شون راضی نیستند اما باقی ماندن در زندگی که اعصاب خرد کن٬ محدود کننده و نامطلوب از نظر زناشویی است متاسفانه مثل اینکه یک قانون است ۲- انتخاب شغل نامناسب: شما بیشتر زمان بیداری خود را در سر کار خود به سر می برید برای یک لحظه هم که شده اینکه چقدر از این کار درآمد دارید را فراموش کنید اگه کارتون را دوست ندارید اون را رها کنید . سعی کنید هر کاری که دارید از اون و زندگی تون لذت ببرید. ( بقیه ترجمه در قسمت نظرات)
  پشیمانی , روش زندگی , کار , ازدواج , زندگی , سفر , مسافرت , غنیمت شمردن , تصمیم , لذت بردن , زندگی کردن ,

مرگ درد ندارد: در نقد دیدگاه فروید درباره ­ی مرگ
بر مبنای مجموعه ای از شواهد بالینی و زیست شناختی، می دانیم که فروید در مورد ارتباط مرگ و لذت، و گسست مفهوم درد و رنج از مرگ تا حدودی بر حق بوده است. شواهد بالینی -همراستا با شهود همگان- نشان می دهند که مرگ، نقطه ی پایان درد و رنج است. مرگ آن لحظه ایست که تقابل میان لذت و رنج از میان می رود، و برای کسانی که به بیماری های پیش رونده ی دردناک –مانند سرطان- مبتلا شده اند، لحظه ی رهایی از رنج محسوب می شود. داده های فیزیولوژیک هم نشان می دهد که بر خلاف تصور عمومی، لحظه ی مرگ با رنجی همراه نیست. یعنی "مرگ درد ندارد!" مرگ در شرایطی که به دنبال بیماری ای پیش رونده و زمینگیر کننده فرا برسد، همچون نوعی بی حسی و رهایی از درد تجربه می شود، و در شرایطی که در اثر سانحه ای ناگهانی و بر بدنی سالم و فعال عارض شود (مانند کسانی که در جنگ کشته می شوند) به دلیل ترشح افراطیِ آدرنالین و آندورفین ها، گاه با مقدمه ای شوق انگیز و هیجان آور همراه است. در هر حال این نکته آشکار است که بدنِ در حال مرگ، در صورتی که در اثر لطمه ای ناگهانی با مرگ روبرو شود، مجموعه ای از داروهای ضد درد و هیجان آور را در خود تولید می کند. دایره واژگان امروز ما، و قلمرو مجازِ گمانه زنیِ معاصرمان در مورد مرگ، بی تردید وامدار فروید و جنبش روانکاوی است.
  فروید , مرگ , زندگی , علوم تجربی , علوم انسانی , اهورامزدا , اهریمن , زئوس , هادس , آدرنالین , آندورفین ,

زندگینامه نیمایوشیج
کودکی نیما در سال ۱۲۷۴ هجری خورشیدی به دنیا آمد. پدرش ابراهیم‌خان اعظام‌السلطنه متعلق به خانواده‌ای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گله‌داری مشغول بود.[۳] پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسب‌سواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی در دل طبیعت زندگی کرد.[۴] نیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از او نداشت چون او را شکنجه می‌داد و در کوچه باغ‌ها دنبال نیما می‌کرد.[۵] اقامت در تهران دوازده ساله بود که به همراه خانواده تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچه‌ها کناره‌گیری می‌کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می‌کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلم‌هایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد. پس از پایان تحصیلات در مدرسه سن‌لویی نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد.[۶] بیکاری وی باعث شد تا افکار گوناگون به ذهنش هجوم آورد از جمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود. [۷] در همین زمان (سال ۱۳۰۵) با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خود از افکار پریشان رهایی یابد.[۸] درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت.[۹] در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد.[۱۰] وی که در این زمان به دلیل بی‌کاری خانه‌نشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی می‌اندیشید اما چیزی منتشر نمی‌کرد.[۱۱] ترک تهران به سال ۱۳۰۷ خورشیدی محل کار عالیه جهانگیر همسر نیما به آمل انتقال پیدا کرد. نیما نیز با او به این شهر رفت. یک سال بعد آنان به رشت رفتند. عالیه در این‌جا مدیر مدرسه بود و نیما را سرزنش می‌کرد که چرا درآمدی ندارد.[۱۲]او مدتی نیز در دبیرستان حکیم نظامی شهرستان آستارا واقع در مرز شوروی سابق به امر تدریس مشغول بود. تغییر نام علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضا می‌کرد. در نخستین سال‌های صدور شناس‌نامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده است.
  زندگینامه , نیمایوشیج ,

ناجا قصد كنترل زندگي شخصي شهروندان را ندارد
فرمانده نيروي انتظامي در نامه‌اي به رئيس جمهور گفت: ناجا با نصب دوربين‌هاي مدار بسته در سطح شهر قصد كنترل زندگي شخصي شهروندان را ندارد.
  زندگی شخصی ,

احمدمحمود ( قصه تنهایی کویر ما آسان نیست )
محمود دولت آبادی می گوید: « آخرین بار در بیمارستان به دیدارش رفتم. با یک شاخه گل آفتابگردان، وارد که شدم مرا صدا زد که بیا وشروع کرد از اوّل زندگی اش صحبت .................
  احمد محمود , زندگی نامه , بررسی آثار , داستان , شهرزاد ,

زندگی نامه شهیار قنبری از زبان خودش
با سبزترین آبی ترین درودها... در تهران به دنیا آمدم. هزار سال زیسته ام اما همچنان هفده ساله ام. حرف که نه، زندگی ام شعر است و واژه بازی؛ از پانزده سالگی. در دهه شصت میلادی به بریتانیای نه چندان کبیر می روم. اوج ترانه ی بیدار را شهادت می دهم. همه را می بینم ویاد می گیرم. سال۱۹۶۵است. نوجوانی من در موسیقی پاپ گره می خورد. سال۱۹۶۸. سال اعتراض به جنگ ویتنام. در تظاهرات بزرگ لندن شرکت می کنم.همه را می بینم. همه را می خوانم. همه را می شنوم. دیگر تردید ندارم که شاعر خواهم شد. ترانه خواهم نوشت. به ایران بر می گردم و درنشریه های هفتگی می نویسم. برای رادیو تهران، صبح های جمعه برنامه هایی به نام«آوای موسیقی» می سازم. در تلویزیون، گوینده و ترانه نویس برنامه«زنگوله ها» می شوم. جایی برای کشف استعدادها. صداهای نو. در هجده سالگی با «ستاره آی ستاره» و «دیگه اشکم واسه من ناز می کنه» به ردای ترانه می رسم. ترانه، شناسنامه ی من می شود. نوزده سالگی من،ترانه ی «قصه دو ماهی» است. سرآغاز ترانه نوین ایران زمین. و از آن پس: اگه بمونی... قصه بره و گرگ... حرف... ننفس... هجرت... جمعه... مردتنها... هفته ی خاکستری... کودکانه... آوار... نجواها... بوی خوب گندم... نفرین نامه... همیشه غایب... نیاز... سقوط... وچند صد ترانه! در بیست و پنج سالگی فیلم سینمایی «شام آخر» را با بازی «پرویز فنی زاده» می نویسم و کارگردانی می کنم. پیش از آن هم در فیلم«خانه خراب» کار نصرت کریمی بازی کردم. پیش از هجرت هم فیلم موزیکالی به نام «پاییز، ایستگاه آخر» برای تلویزیون ساختم که هرگز پخش نشد. در کنار سیمین بهبهانی، فریدون مشیری، ید الله رویایی، و عماد خراسانی؛ عضو شورای ترانه های روز رادیو ایران شدم. پیش از ترک وطن، یک مجموعه شعر خوانی به نام «یک دهان آواز سرخ» منتشر کردم. یک مجموعه شعر و ترانه هم به نام «پیشمرگانه» یا «اگر همه شاعر بودند» با صدای خودم در تهران ضبط کردم و در پاریس به بازار فرستادم. در این سالها دو کتاب منتشر کردم: - درخت بی زمین –دریا در من و شش آلبوم دیگر با صدای خودم: قدغن – سفر نامه – برهنگی – صدای درخت – بی زمین – در مهرآباد بیش از شش سال است که یک برنامه رادیویی به نام «قدغن ها» دارم. سفری تا بلندای زیبایی آفرینان ایران و جهان. بیش از همه ترانه نوشته ام؛ نمایش های رادیویی و تلویزیونی ساخته ام. کاری به عنوان غزلنمایش روی صحنه برده ام. سیزده آگوست ۱۹۹۹ هم به عنوان شاعر-ترانه خوان ایرانی در جشنواره ی جاز «سن خوزه»San Jose Jazz Festival که از مهمترین جشنواره های موسیقی آمریکاست حضور یافتم و چند ترانه به زبانهای فارسی، انگلیسی و فرانسه خواندم که تجربه ی درخشانی ست و پنجره یی دیگر بر منظره های تماشایی تر. و هنوز همچنان: شعر خوردن. شعر نفس کشیدن. شعر بوییدن. شعر نوشیدن. شعر گریستن. شعر خندیدن و شعر خوابیدن، تنها کار من است.
  زندگی نامه , شهیار قنبری ,

خیانت
تو کیش شدی با اینکه تمام مهر‌ه ها از رنگ خودت هستند!
  خیانت , شطرنج , humanbeing , زندگی ,

حاج خانوم این ریختش خوبه؟ می تونه بره؟
امروز بعد از ناهار که برگشتم تو دفترم گفتم یه زنگی به \\\"ز\\\" بزنم. همون که سلام کرد فهمیدم که پکره. وقتی ازش پرسیدم شروع به گفتن کرد که امروز کجا بوده. امروز \\\"ن\\\" می خواست بره دانشگاه امیر کبیر منم گفتم باهاش برم تا هم اون تنها نباشه هم اینکه من یادی از خاطره های گذشته با تو کنم. درب ولیعصر رو بسته بودن اینه که رفتیم تا از درب خیابون رشت بریم داخل. وارد اتاقی که جلوی درب ورودی هستش شدیم که یه خانومی از سر تا پامونم وارسی کرد و بعد چون \\\"ن\\\" کارت کتابخونه داشت با منت رفت داخل اما من به خاطر اینکه به جای مقنعه شال داشتم نتونستم برم داخل و قرار شد که من تو همون اتاق بمونم تا \\\"ن\\\" کارش تموم شه و برگرده. تا اینجای قضیه
  زندگی ,

امروز زندگی را آغاز کن / شعری از پابلو نرودا
به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی.. اگر سفر نكنی، اگر كتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نكنی./ به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی.. زماني كه خودباوري را در خودت بكشی، وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند./ به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی.. اگر برده‏ی عادات خود شوی، اگر هميشه از يك راه تكراری بروی … اگر روزمرّگی را تغيير ندهی اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی، يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.....
  پابلو نرودا , احمد شاملو , شعر , زندگی , مردن ,

زنده باد رنج دانایی
از قديم و نديم گفته اند كه دانستن، رنج كشيدن است و بی خبری در آسودگى زندگى كردن است. نه! اين جور نيست!! دانستن باعث رنج بردن از چيز هايى مي‌شود كه نادان نمي‌فهمد و نتيجتا رنجى از آن نمي‌برد. ولى نادان براى خودش مصايب و رنجهايى دارد كه دانا در دام آنها گرفتار نمى آيد. زنده باد رنج دانايى !
  دانایی , نادانی , رنج , دانستن , زندگی ,

طوری زندگی کن انگار که بهشت روی زمین است...
از هر دست که بدی از همون دست پس می گیری / جوری کار کن انگار که نیازی به پول نداری / عشق بورز، انگار که تا حالا قلبت نشکسته / برقص، انگار که کسی تو را تماشا نمی کنه / آواز بخوان، انگار که کسی گوش نمی دهد/ زندگی کن،انگار که بهشت روی زمین است .
  سخن نغز , عشق , زندگی , کار , انگیزه ,

زندگی یک زن تنها
پیرزن 70 ساله زن اول جان مک کین کاندیدای جمهوریخواهان است. وی در سال 1965 هنگامی که با سناتور مک کین ازدواج کرد یک مدل و شناگر ماهر بود. سالهای اولیه زندگی مشترکشان خوشبخت بودند و صاحب سه فرزند شدند
  زندگی , جان , مک کین ,

هورمونهای بدن ما چه کار میکنند؟عشق؟ترس؟...
آدرنالین (Adrenaline) مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد. دوپامین (Dopamine) یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک میل و رغبت در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید. نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه. سروتونین (Serotonin) یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید. اکسیتوسین (Oxytocin) اکسیتوسین هورمونی قدرتمند است که توسط زنان و مردان در حیم ارگا سم ترشح میشود. این هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه جنسی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه جنسی برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسیتوسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است. یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسیتوسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد. بطور عکس، تزریق اکستوسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است. این همان هورمونی است که در بدو زایمان مادردر بدن او ترشح می شود و عامل بوجود آمدن وابستگی عمیق مادر به نوزادش است. اکسیتوسین باعث می شود که طرفین رابطه، رفتارهای ناخوشایند یکدیگر را نبینند درست نظیر مادری که از گریه های نیمه شب کودک خود یا چنگ کشیدن او بر صورتش نمی رن...
  زندگی , عشق , ترس , بدن انسان , هورمونها ,

آثار منفی تورم بر زندگی جامعه‌ی کارگری ایران
محمود احمدی نژاد روز جمعه، ۳۰ مه در اجتماع فرماندهان بسيج سراسر كشور گفت که علي‌رغم همه فشارها ، تهديدها و تحريم‌ها، تمام شاخص‌هاي اقتصادي كشور جز تورم رو به بهبود داشته. تورمی که به گفته منتقدان دولت دارد به نقطه ای بحرانی می‌رسد و روزهای سختی درانتظار اقتصاد ایران است. این روزهای سخت برای بسیاری در ایران مدتهاست که آغاز شده. ...
  آثار منفی تورم زندگی جامعه‌ی کارگری ایران ,

پرسش روانشناسی از شما ٬ پاسخ از ما ! / مسافری در کویر
من پسری بودم سر به زیر و ساکت.نمازم سر وقت بود و یک روز نبود که با نام امام حسین(ع) شروع نکنم.تمام اهل محل مرا دوست دارند فقط به خاطر اینکه بچه ای ساکت مومن و به قول خودشان هیاتی هستم و مثبت.تا به حال نشده بود که به روی دختری نگاه کنم یا خدایی نکرده حرفی بزنم.کلا از این کارها خوشم نمی آید.راستش را بخواهی چند وقته از نماز و مسجد و هیات دیگر خبری نیست.به کل از اسلام و روحیه اسلامی خودم دور شدم.سوال میکنید چرا؟ چند وقتی از بخت بد من یکبار در زندگیم اشتباه کردم و به روی او نگاه کردم! آنچه که نباید می شد اما شد.دختری زیبا در همسایگی پدربزرگم زندگی میکند و با یک نگاه عاشقش شدم! متاسفانه با این اشتباه از نماز وهیات و حوصله و آن همه خوشرویی دیگر خبری نیست.شاید بخواهید بگویید او را رها کنم اما چندین بار این کار را کردم اما اگر فقط دو یا سه روز او را نبینم ٬ آسمان برایم تنگ می شود.تو را به خدا کمکم کنید. حالا جواب کارشناس یا همان روانشناس را بشنوید!
  روانشناسی , مجله صبح زندگی ,

در آغوش یکدیگر یا ... / عکس
هر روز غریب تر می شویم؟
  موبایل , زندگی مدرن ,

هوا سرد است ٬ سرد نه از زمستان ٬ از نامرادی ها ...
زندگی و دیگر هیچ...
  زندگی , تلاش ,

آیا حاضرید با کسی که رابطه جنسی با کسی دیگر داشته ازدواج کنید؟ به چه دلیل؟
صرفا” مي خواهيم نظر شما را در اين رابطه بدانيم. به درستي فكر كنيد و سپس جواب اين سوال را بدهيد. او قبلا” رابطه جنسي با فرد يا افراد ديگري داشته است. آيا شما با توجه به اين مسئله باز مي خواهيد با وي ازدواج كنيد؟ چرا؟
  خانواده , جنسی , جنسیت , زنان , زن , مردان , زندگی , ازدواج ,

زندگی دیگران فیلمی به نویسندگی و کارگردانی فلوریان هنکل فون دونرسمارک
این که فیلم به طرز زیبایی به مفهوم «دلباختن جلاد به قربانی» می پردازد و تغییرات بنیادین در افکار و کنش های یک مامور امنیتی را به تصویر می کشد و سرنوشت شخصیت های این فیلم به کجا می کشد مورد نظر این نوشته نیست. آن چه برای من جلب توجه می نمود، بی شرمی یک سیستم امنیتی، به بهانه ی امنیت، در خود را محق دانستن و مجاز دانستن تا جایی که خصوصی ترین جنبه ها و حوزه های زندگی شهروندانش را مورد مشاهده و تجسس قرار دهد. تا جایی که آن مامور و همکارش در بخش هایی از گزارش شان می نوشتند:« ....که به گمانم به رابطه ی جنسی مشغول شدند»
  زندگی دیگران , فون دونرسمارک ,

  آمار سایت
بازدید امروز : 26281
بازدید دیروز : 53935
کل بازدیدها : 3672235
کاربران آنلاین : 10 نفر
مهمانان آنلاین : 20 نفر
کل کاربران : 4586 نفر
جدیدترین کاربر : saead817
از دنباله حمایت کنید
donbaleh
<a href="http://www.Donbaleh.com"> <img src="http://donbaleh.com/style/logo2.gif" style="border:0" alt="Donbaleh" title="donbaleh"/> </a>