مرا به خاطر بسپار        بازیابی رمز عبور    ثبت نام در سایت
برچسب ها : سانسور + ( نتایج : 50 لینک )
پخش غیر رسمی فيلم سنتوری شکست آشکار ممیزی است
دست‌‌به‌دست شدن سي‌دي «سنتوري» داريوش مهرجويي نشان داد مميزي در ذات خود بي فايده است؛ اقدامي است اداري و ناكارآمد؛ اقدامي كه حتي به هدف بي واسطه‌ى خود كه سد كشيدن بين مخاطب و فيلم است, دست نمي‌يابد، ولي سينماي ايران را در زير پاي مصلحت‌انديشي‌های سليقه‌اي و بي‌مضمون ذبح و از نظر اقتصادي، آنرا له مي‌كند. خواستن از تماشاگر هم كه «اين فيلم را نبينيد»، آن هم در شرايطي كه امكان اكران آن فراهم نشده است، نه تنها هيچ حاصلي ندارد بلكه مميزي را در تداوم عملكردش مصر مي‌كند. بنظر مي‌رسد بايد اين فرصت را به تماشاگر داد تا هم خود را از تماشاي يك اثر سينمايي محروم نسازد و هم بتوانند وجدان خود را از طريق ياري اقتصادي به تهيه‌كنندگان فيلم آرام كند. بنظر مي‌رسد راهكارهاي اين همراهي را مي‌توان يافت و تبديل به يك رويه كرد. وقتي اثري پشت راه بندان نظام اداري گرفتار مي‌شود منتقد به ناچار بجاي گفت و گوي صريح و بي‌پرده در باره‌ی اثر خود را موظف مي‌بيند تا ازحق يك فيلمساز در نمايش فيلمش دفاع كند. مميزي قدرت نقد را سترون مي‌كند. اجازه نمي‌دهد رابطه‌ى ديالكتيكي اثر و واقعيت مورد ارزيابي قرار گيرد. نگاه انفعالي و عكس بردارانه‌ی آن با پرسش‌هاي جدي روبرو شود. اين وضعيت تلخ سال‌هاست سينماي ما را در حلقه‌ی مسدودي گرفتار كرده است. فيلمي كه در دايره‌ی منع قرار مي‌گيرد تبديل به اسطوره مي‌شود. همه از قبل عاشق آن مي‌شوند و با بغضي در گلو در مورد آن سخن مي‌گويند. در حالي كه ممكن است اين فيلم از نظر مضمون، زبان هنري و پيشنهادي كه ارائه مي‌دهد فاقد ارزش‌هايي باشد كه دوستداران آن به ديگران به سادگی تحميل مي‌كنند. و آنهايي هم كه فيلم را بر نمي‌تابند مجبورند سكوت كنند و حتي مجبور می‌شوند از فيلمي دفاع كنند كه در حالت عادي با پتك واژه‌هايشان بايد افشا مي‌شد.
  سنتوری , ممیزی , سانسور , نقد , منتقد , حق , اسطوره ,

میرم به جای بی سانسور
کاریکاتوری از نیک آهنگ کوثر در مورد مرحوم بورقانی
  کاریکاتور , بورقانی , سانسور ,

سه تصویر از شبیه سازی حمله دانشجوی ایرانی به دانشجوی کانادایی در آسانسور!
لحظه وقوع جرم
  آسانسور , دانشجوی ایرانی , سینه زن , بوسه ,

مصاحبه با یک جوان ایرانی: یک بوسه کوچولو در آسانسور (طنز ملا حسنی)
اخیرا باخبر شدیم یکی از داشجویان عزیز که برای ادامه تحصیل به کانادا آمده بخاطر یک بوسه کوچولو در آسانسور٬ به سه ماه زندان محکوم شده. برای اطلاع از کم و کیف قضیه٬ خبرنگار ما با این جوان رعنا مصاحبه کوتاهی انجام داده است که ملاحظه میفرمایید: - ای جوان رعنا! چی شد که اینجوری شد؟ آیا این درست است که شما ممه یک خانم را در آسانسور ماچ کرده‌اید؟ - بسم الله الرحمن الرحیم. رب الشرح لی صدری و یسرلی امری والحلل عقده من لسانی یفقه قولی. با درود به روان پاک بنیانگذار جمهوری اسلامی و با درود و سلام به مقام عظمای ولایت و با عرض تبریک بمناسبت دهه مبارکه فجر و پیروزی حق بر باطل٬ راستش اینها همه پروپاگاندای رسانه‌های غربی است تا نام ایران اسلامی را خراب کنند و با ایجاد جنگ روانی و تبلیغات منفی زمینه صدور قطعنامه تحریم در شورای امنیت را فراهم نمایند. - ببخشید. ما خبرنگار صدا و سیما نیستیم. راحت باشید. لطفا بفرمایید اون ممه‌های استکباری چجوری بود؟ بادمجونی بود یا دلمه‌ای؟ - نه آقاجان! اصلا بدرد نمیخورد. مالی نبود. مزه خاک اره میداد. - مگر خوردی؟ - نه بابا. فقط یک ماچ کوچولو کردم........
  ملا حسنی , ایرانی , ماچ , بوسه , ممه , زندان , دانشجو , کانادا , آسانسور ,

ماهنامه عصر پنجشنبه پس از ۹ سال فعالیت و انتشار بیش از یک صد شماره توقیف شد
پس از آریا و زنان ماهنامه عصر پنجشنبه، یکی از جدی‌ترین نشریه‌های فارسی‌زبان در حوزه‌ی ادبیات داستانی، پس از ۹ سال فعالیت و انتشار بیش از صد شماره توقیف شد.
  ماهنامه عصر پنجشنبه , توقیف , نشریات , سانسور , مطبوعات ,

پخش سريال «بزنگاه» ادامه مي‌يابد
روابط عمومي سازمان صدا و سيما اعلام كرد پخش مجموعه تلويزيوني «بزنگاه» از شبكه سوم سيما ادامه خواهد يافت. در اين اطلاعيه آمده است نظرات شوراي محترم نظارت بر سازمان صدا و سيما دلسوزانه بوده و همواره مورد توجه مديران و برنامه‌سازان رسانه ملي قرار خواهد گرفت.
  صدا و سینا , سانسور , سریال بزنگاه , رضا عطاران ,

حذف نوشته دهخدا درباره صادق هدايت
علامه دهخدا، علاقه بسيار زيادی به صادق هدايت و نوشته های او داشت. ايشان در اواخر عمر پس از خواندن چند مجموعه ی داستان از هدايت، به محمد معين گفته بود: "هدايت در نثر از من هم بهتر می نويسد." دهخدا به خاطر همين علاقه، به سيد جعفر شهيدی دستور می دهد زير حرف «ص» شرح زندگی صادق هدايت را بنويسد، در قسمت پايانی اين شرح حال که در چاپ ۱۳۳۰ صفحه ی ۶۳ زير حرف «ص» منتشر شده، دهخدا چنين می نويسد: "صادق نابغهء از نوابغ جهانی است و بتازگی فرانسويان بعظمت مقام وی پی برده و ميتوان گفت که در آن مملکت کمتر کسی از اهل ادب هست که با نظر تحسين و اعجاب در اين داهيهء ايرانی بيند و ببزرگی فکر و روح او اعتراف نکند." اما در چاپ جديد لغت نامه (سال ۱۳۷۷، جلد ۱۰، صفحه ی ۱۴۷۸۶) چه می بينيم؟ می بينيم جملاتی که شخص دهخدا درباره ی نبوغ صادق هدايت نوشته، -لابد به دستور "بالا"- بی هيچ توضيحی حذف شده است. اين جملات، جملات عادی نيست، بل که برای اهل علم و ادب، ارزش تاريخی دارد. حذف آن مسلماً خيانت است به فرهنگ و ادب اين سرزمين. اين خيانت تنها به همين يک مورد خلاصه نمی شود. به تدريج اين تحريف و حذف ها را در آينده معلوم خواهيم کرد.
  دهخدا , لغت نامه , صادق هدایت , حذف , سانسور ,

عکسی سانسور شده از راهپیمایی های دوران انقلاب، عکس مصدق و تختی در دستان مردم
پلاکارد تختی،مصدق و خمینی در پیشاپیش صف.
  انقلاب , سانسور , مصدق , تختی , راهپیمایی ,

صفار (وزیر سانسور): عوامل فیلم سنتوری در قاچاق آن نقش داشته اند!
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: شواهد و قرايني در دست است كه بر پايه آن، مي‌توان نقش عوامل فيلم سنتوري در توزيع قاچاق آن را مورد بررسي جدي قرار داد. محمد حسين صفارهرندي، شامگاه چهارشنبه، پس از افتتاح فرهنگسراي شهيد آويني بندرعباس در جمع خبرنگاران رسانه‌هاي جمعي افزود: نسخه قاچاقي كه هم‌اكنون در كشور پخش شده، از روي نسخه‌اي تكثير شد كه تنها در اختيار عوامل دست‌اندركار اين فيلم بوده است. وي تصريح كرد: در حالي كه عوامل سنتوري فيلم را به صورت غيرقانوني از كشور خارج و آن را به نمايش گذاشته‌اند، مسئولان دولتي را متهم مي‌كنند كه به لحاظ قضايي و حقوقي قابل پيگيري است. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ادامه داد: هم اكران اين فيلم در خارج از كشور و هم فرستادن آن روي شبكه اينترنت از طريق يكي از كشورهاي همسايه تخلف بوده، به همين دليل از دستگاه‌هاي قضايي و امنيتي مي‌خواهم عوامل آن را شناسايي و مجازات كنند. وي با دفاع از عملكرد معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در صادر نكردن مجوز اكران به اين فيلم تأكيد كرد كه اين تصميم امري قانوني و مسبوق به سابقه بوده است. صفار هرندي با ستايش از عملكرد جعفري جلوه به عنوان يك مدير توانمند فرهنگي و داراي سابقه طولاني در اين حوزه، از كساني كه با موضعگيري در برابر مديران به گونه‌اي وانمود مي‌كنند كه مديران فرهنگي در ساحتي جداي از اهالي هنر و فرهنگ قرار گرفته‌اند، انتقاد كرد. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي افزود: از اصحاب فرهنگ انتظار مي‌رود با بلوغ فرهنگي خود را در برابر اين گونه امواج منفي فرهنگي محافظت كرده و از چيزي دفاع كنند كه نقطه عزيمت فرهنگ و هنر براي رسيدن به اوج و تعالي فرهنگي است.(کل خبر)
  سنتوری , صفار , سانسور , قاچاق فیلم , سنگ پای قزوین ,

بیهوده میخ بر سنگ نکوبید (در حاشيه نامه‌ی اعتراض اتحادیه‌ی ناشران به وزیر ارشاد)
از وزیر ارشاد که سال‌ها در روزنامه‌ی کیهان مشغول «رصد فرهنگی» بوده، نخواهید که دغدغه‌های فرهنگی یا صنفی شما را درک کند؛ او با بینش کامل و مأموریتی که به آن پایبند و متعهد است، بر صدر نشسته است. پس بیهوده میخ بر سنگ نکوبید. بهتر این است که در میخ و سنگ خویش بازنگری کنید و عمق فاجعه را در گسستِ جامعه‌ی روشنفکری ایران درک کنید؛ جامعه‌ای که با ترفندهای گوناگون، به هزارجزیره‌ی پاره پاره و بی‌خاصیت تبدیل شده و جز سکوت و قهر و دشنام زیرلبی کاری دیگر در ذهن‌اش جا نمی‌گیرد، یا می‌گیرد و گمان می‌کند توان‌اش را ندارد. آن‌چه ذهن مرا به خود مشغول کرده این است که این همه انرژی منفی، در سکوت، چگونه و چه‌قدر و تا کجا تلنبار و فشرده خواهد شد؟ و مقتدران کنونی ِ عرصه‌ی فرهنگ (و سیاست) این روندِ ظاهراً امنیتی، اما به‌راستی بیمار و خطرناک برای منافع ملی را تا کی ادامه خواهند داد؟ از گسستِ عمیق و روزافزون قشرهای گوناگون جامعه با حکومت، به‌خصوص گروه‌های مرجعی چون دولت‌مردان سابق، استادان، روشنفکران، دانشجویان و فعالان عرصه‌ی فرهنگ و هنر، بیش‌ترین آسیب در درازمدت متوجهِ کجا خواهد شد؟ بر شاخه نشستن و بُن بریدن تا کِی؟
  سانسور , حذف , مجوز , اصلاحيه , نشر , كيهان , انديشه , وزارت ارشاد ,

قسمت کوچکی از بازی بی نظیر بهرام رادان در فیلم سنتوری
این فیلم که در ایران توفیف شده است هم اینک در سینماهای آمریکا و کانادا در حال اکران است
  سنتوری , بهرام رادان , داریوش مهرجویی , توقیف , سانسور ,

گزارش صدا و سيما از استفاده ايرانيان از اينترنت
بدون شرح!
  صدا و سیما , اینترنت , سانسور , فیلتر ,

جشنواره فجر يا آزمايشگاه سانسور! - جعفر پناهي
هر جشنواره‌اي كه در دنيا برپا مي‌شود، دست‌اندركاران آن سعي مي‌كنند با تجربه‌اي تازه شرايط فيلمسازي و حضور فيلم در جشنواره را آسان سازند، اما اين مساله در كشور ما كاملا‌ برعكس است. هر سال شرايط براي فيلمسازان به بهانه‌هاي گوناگون سياسي و غيرسياسي دشوارتر مي‌شود. گويي جشنواره فجر آزمايشگاهي شده است براي ارزيابي اعمال سانسور بيشتر و سنجش مقاومت فيلمسازان و در نهايت از پاي درآوردن آنها. آنچه كه براي آقاي فرمان‌‌آرا اتفاق افتاد، مسلماً اولين و آخرين نخواهد بود
  جشنواره فجر , جعفر پناهي , سانسور ,

احياي "طرح ساماندهي سايت ها" از سوی وزارت ارشاد و تلاش جديد دولت براي کنترل اينترنت
وزارت ارشاد تلاش مي کند تا آيين نامه ساماندهي سايت هاي اينترنتي را، دوسال پس از شکست آن، بار ديگر به ‏اجرا در آورد. در همين راستا،‏‎ ‎محمد حسين صفار هرندي وزير ارشاد اخيرا از تدوين مجدد اين آيین نامه خبر داده ‏است.‏ به نوشته روزنامه دولتي ايران، وزير ارشاد با اشاره به اين که "آيين نامه ساماندهى سايت هاى اينترنتى تدوين ‏شده‎ ‎است"، اين آئين نامه را جداي از مصوبه هاي شورای عالي انقلاب فرهنگي در خصوص سايت هاي اینترنتي ‏عنوان کرده و گفته: "البته قبل از اين آيين نامه قوانين و مصوباتى در شوراى عالى انقلاب فرهنگى‎ ‎درباره ‏سايت هاى اينترنتى وجود داشت‎.‎‏"‏ مهم ترين مصوبه مورد اشاره صفار هرندي، مصوبه تشکیل "کمیته تعيين مصاديق" است. مصوبه اي که بنابر ‏آن، کميته اي متشکل از نمایندگان وزارت اطلاعات، وزارت ارشاد و وزارت ارتباطات اجازه یافته اند که به ‏تشخيص خود سايت هاي اینترنتي و وبلاگ ها را غیر مجاز اعلام کنند. کميته تعيين مصاديق طی 4 سال گذشته ‏دستور فیلتر شدن هزاران سايت و وبلاگ فارسي يا غیر فارسي، برخورد قضايي با چندين سايت اینترنتي و تعقيب ‏ده ها وبنگار را صادر کرده است.‏ وزير ارشاد در اظهارات اخير به جزئيات تغييرات جدید در آئين نامه ساماندهي سايت هاي اينترنتي اشاره اي ‏نکرده، اما مدعي شده که "با تدوين آئين نامه‎ ‎ساماندهى سايت ها، پيدا كردن آمار رسمى از سايت ها آسان تر ‏مى شود‎.‎‏"‏ وي با اشاره به اين که هيچ آماري از سايت هاي اینترنتي و وبلاگ هاي فارسي وجود ندارد، گفته: "با توجه به اين ‏اقيانوس بيكران عرصه اينترنت و در‎ ‎جايى كه هر دقيقه عنصر جديدى وارد مى شود و فعالان تازه پيدا مى كند، ‏نمى توان‎ ‎موضوع آمار را مطرح كرد‎.‎‏"‏ صفار هرندي همچنين، با اظهار نظري که حکايت دارد وي احتمالا "وبلاگ" را صفحه اي مي داند که مرتب به ‏روز نمي شود، کاربرد وبلاگ ها را نيز مانند سايت هاي اينترنتي دانسته و گفته: "در حال حاضر بعضى از‎ ‎وبلاگ ها شبيه سايت ها عمل مى كنند و در همان حد فعالند و به صورت روزمره به روز‎ ‎مى شوند‎.‎‏"‏ وزير ارشاد اسلامي در عين حال تاکيد کرده: "ما با مقدورات فعلي، كاري كه مي توانستيم انجام دهيم‎ ‎اين بود كه ‏بگوييم سايت ها به ثبت برسد. همين كه سايت ها خود را به ثبت برسانند و‎ ‎از آئين نامه مصوب دولت تبعيت كنند، ‏يك پيشرفت است‎.‎‏"‏
  سایت , اینترنت , محدودست , سانسور , فیلتر , وزارت ارشاد ,

فیلتر شدن پنجمین و ششمین آدرس خبرنامه امیرکبیر همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید
خبرنامه امیرکبیر: همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید آدرس های خبرنامه امیرکبیر بار دیگر فیلتر شدند. از آغاز هفته جاری فیلتر کردن آدرس های www.autnews.eu و www.autnews.biz به تمامی خدمات دهندگان اینترنت در کشور ابلاغ شده است. فیلترینگ خبرنامه امیرکبیر و تلاش دولت برای ممانعت از انعکاس اخبار دانشجویی کشور در حالی توسط مسئولین مربوطه انجام می شود که دولت ادعای برقراری آزادی در کشور را دارد. طی ماه های گذشته سایت های مختلف خبری جدید با حمایت دولت و در راستای تمجید از دولتمردان به وجود آمده است و بسیاری از سایت ها نیز با استفاده از انواع رانت ها از نهادهای مختلف به کار خود برای حذف منتقدین ادامه می دهند ولی با این وجود شواهد نشان می دهند که دولتمردان تحمل انعکاس انتقادات دانشجویی را ندارند. لازم به یاد آوری است پیش از این نیز چهار آدرس خبرنامه امیرکبیر با آدرس های www.autnews.com ، www.autnews.org ، www.autnews.net و www.autnews.info فیلتر شده بودند.
  فیلتر , سانسور , خبرنامه امیر کبیر ,

وقتی جمهوری اسلامی، نجس را «معلول» دوبله می کند!
امروز از شبکه ی سوم فیلمی پخش شد که باج نام داشت، این فیلم محصول سینمای ِ هندوستان بود. نکته ی جالب این فیلم این بود که در قسمتی از فیلم، هنرپیشه ی اصلی فیلم از جوان ِ معلولی که دستش ناقص بود دعوت کرد تا در تیم کریکت ِ آن ها بازی کند اما همه ی بازیکن های تیم با آمدن ِ این جوان مخالفت کردند، در دوبله ی فیلم گفته شد که به علت ِ معلول بودن ِ این جوان بقیه حاضر نیستند که وی در تیم بازی کند. اما بنده نسخه ی اصلی این فیلم را دیده ام. درست خاطرم نیست که دین ِ این جوان ِ معلول چه بود اما هر چه که بود هندوها وی و دینش را نجس می دانستند و اعلام کردند که به سبب ِ نجس بودن ِ وی حاضر نیستند با وی هم بازی شوند. بسیار برای من جالب بود که جمهوری اسلامی واژه ی نجس را سانسور کرد و به جای آن از واژه ی ناقص و معلول استفاده کرد. انگار واژه ی نجس فقط در انحصار ِ مسلمانان است و فقط آن ها می توانند دیگران را نجس خطاب کنند.
  جمهوری اسلامی , هند , هندی , فیلم هندی , تلویزیون , سانسور , دوبله , نجس , اسلام , مسلمان ,

"ایسنا " خبر مرگ دختر ۹ ساله( درشهر تهران) بر اثر وبا را حذف کرد!!
اين خبر از روی سايت ايسنا برداشته شده به دنبال مرگ يك دختر بچه 9 ساله بر اثر بيماري وبا، بازپرس ويژه قتل تهران دستور اطلاع موضوع را به اداره بهداشت صادر كرد. به گزارش خبرنگار حقوقي ايسنا، قاضي محمدحسين شاملو بازپرس كشيك قتل پايتخت دقايقي قبل از طريق گزارش ماموران كلانتري يافت آباد در جريان مرگ مشكوك دختري افغان با هويت «مريم. م» در يكي از بيمارستان‌هاي جنوب تهران قرار گرفت و بلافاصله دستورات قضايي لازم را صادر كرد. در بررسي‌هاي اوليه مشخص شد متوفي بر اثر ابتلا به بيماري وبا جان باخته است كه به همين دليل بازپرس جنايي دستور داد علت مرگ دختر به اداره بهداشت تهران اطلاع داده شود.
  ایران , تهران , ایسنا , مرگ دختر ۹ ساله , بیماری وبا , حذف خبر , سانسور خبری ,

حکومت دیوانه ، دیوانه ، دیوانه ، گزارش وضع هوا را نیز سانسور میکند!
فشار برای حذف گزارش «گرد و خاك مرگ آور در خوزستان» روند اعمال فشار به مراکز علمی برای عدم اعلام نظر در مورد وقایعی که با جان شهروندان مرتبط است مذموم ، محکوم و از سوی مراجع ذیصلاح قضایی قابل پیگرد قانونی است.
  سانسور , گزارش , هوا شناسی , جمهوری , پلید , اسلامی ,

روزبه ميرابراهيمي: چرا با "پرس تی وی" مصاحبه نکردم
خبرنگار پرس تی وی آمد و دعوت کرد تا در یکی از برنامه های شبکه از نیویورک شرکت کنم و شروع کرد به توضیح برنامه هایی که دارند! گفتم از آشنایی با شما خوشحالم اما حاضر نیستم در برنامه های پرس تی وی شرکت کنم. گفتم مطمئن باشید بهتر از من سیستم جمهوری اسلامی را نمی شناسید و سیاست های رسانه ای اش را نمی دانید.من حاضر نیستم وارد یک بازی سراپا دروغ شوم. اولین دلیل که مهمترین دلیل است این بود که معتقدم جمهوری اسلامی با پرس تی وی و شبه آزادی کم و بیشی که در آن اعمال می کند سعی دارد به مخاطبان انگلیسی زبان نشان دهد یک رسانه که توسط جمهوری اسلامی اداره می شود در آن دیدگاه های مختلفی مطرح می شود و تضارب ارا وجود دارد و باصطلاح بگوید همه رسانه های ما ( جمهوری اسلامی) آزادند.در حالی که در شبکه های فارسی خود حداقل های انصاف در آزادی بیان را رعایت نمی کند وبه شکل شدیدی سانسور و هدایت رسانه ای و حتی قلب واقعیت را تحقق می بخشد.مخاطب انگلیسی که فارسی نمی داند یا رسانه های فارسی داخلی را نگاه نمی کند وقتی پرس تی وی را می بیند تصور می کنند پس لابد بقیه شبکه ها هم مانند همین شبکه است (هرچند در همین شبکه هم آزادی رسانه با محدودیت هایی مواجه است اما نسبت به شبکه های فارسی بازتر عمل می کند). با این تحلیل صریحا چندین بار به این دوستان یادآور شدم که من حاضر نیستم در این نمایش سراسر دروغ که قصد فریب خارجی ها را دارد سهیم باشم.اگر راست می گویند در همان شبکه های فارسی داخلی فضای عادلانه ای برای همه دیدگاه ها ایجاد کنند.... اما در کنار این تحلیل و دلیل کلی برای عدم مصاحبه با پرس تی وی ، یک دلیل شخصی هم داشتم. اگر یادتان باشد پس از آن بازداشت کذایی و انتشار آن اعترافات، تلویزیون جمهوری اسلامی در شبکه های مختلف آن مصاحبه اجباری در دفتر دادستانی را با آب و تاب بسیار در بخش های مختلف پخش کرد. اما چند روز بعد حاضر نشد تکذیب و افشاگری های ما را پخش کند. حتی خبری از جلسه رسمی دادگاه ما و تکذیب های پیاپی ما در مورد آن اعترافات و ماجراهای دردناک زندان پخش نکرد. از همان موقع با خودم عهد کردم که تا روزی که این صدا و سیما یا به تعبیر دکتر سروش این "بنگاه بانگ و رنگ" حاضر نشود تکذیب های ما را منتشر کند، حتی اگر آسمان به زمین بیاید و همه سیاست های تلویزیون صدرصد تغییر کند در هیچ برنامه ای از این صدا و سیما شرکت نکنم.به همین خاطر نیز اصلا به پرس تی وی که جزئی از همان سازمان است فکر نمی کنم و نخواهم کرد....
  روزبه ميرابراهيمي , پرس تی وی , مصاحبه , آزادي بيان , فريب , سانسور ,

سانسور در آستانه انتخابات بالا مي‌گيرد: پنج سایت اینترنتی به اتهام تخلف انتخاباتی مسدود مي شوند
دادستان تهران این سایتها را به مسموم کردن فضای انتخاباتی متهم کرده و گفته دستور مسدود شدن این سایتها پس از آن صادر شده که گردانندگان سایتها به تذکراتی که به آنها داده شد اعتنا نکردند. وی بی آنکه اسامی سایتهای مسدود شده را اعلام کند هشدار داده است: "برخی از پایگاههای اطلاع رسانی بی ‌نام و نشان و افرادی که مشی آنها شایعه‌ سازی علیه برخی نامزدها و تهمت و افترا به آنان و ناسالم کردن فضای انتخاباتی است، شناسایی و این پایگاهها را فیلتر می ‌کنیم". همزمان، وزیر ارشاد ایران نیز به سایتهای اینترنتی هشدار داده که در ایام انتخابات، خودشان نظارت کافی بر فعالیتهای خود داشته باشند، وگرنه "اقدامهای لازم در مورد آنها انجام می شود"
  انتخابات مجلس , اصلاح طلبان , سانسور ,

دانلود رایگان کتاب مشهور روسپیان سودازده من (توقیف شده توسط وزارت ارشاد)
در اعتراض به سانسور اعمال شده توسط وزارت ارشاد و جمع آوری کتاب روسپیان سودا زده ی من (آخرین اثر گارسیا مارکز) از کتاب فروشی های سراسر کشور, سایت iranianbook اقدام به پخش نسخه پی دی اف ترجمه این کتاب به صورت "رایگان" نموده است. با کلیک کردن روی لینک، نسخه پی دی اف این کتاب را مجانا دانلود نمایید. حجم کل فایل تنها 350 کیلو بایت است.
  گارسیا مارکز , سانسور , دانلودکتاب ,

کناره‌گیری تهمینه میلانی از داوری جشن خانه سینما
در حالی که کم تر از ۱۰ روز به اعلام برگزیدگان جشن خانه سینما باقی مانده است، تهمینه میلانی کارگردان ایرانی که عضو هیات داوران این جشن بود، در اعتراض به حذف برخی از فیلم ها از داوری این جشن از داوری انصراف داد.
  تهمینه میلانی , جشن خانه سینما , سانسور , حذف فیلم ها , داوری جشن خانه سینما ,

مصاحبه بی‌بی‌سی با عبدی بهروانفر و گروه راک ماد (لینک دانلود- حجم فایل ۱۴ مگابایت)
فایل صوتی مصاحبه بخش روز هفتم بی‌بی‌سی (مصاحبه‌گر فرناز قاضی زاده) با اعضای گروه ماد. (گروه راک ماد همان گروهی است که محسن نامجو را به موسیقی ایران معرفی کرد) مصاحبه‌ای که به نقل از سایت این گروه توسط بی‌بی‌سی سانسور شده است. مصاحبه در مورد چگونگی شکل‌گیری گروه ماد ــ آلبوم شلمرود ــ نظرات عبدی‌ بهروانفر در مورد موسیقی راک ــ آینده این گروه در ایران و .... می‌باشد- زمان مصاحبه ۱۵ دقیقه
  مصاحبه , موسیقی , بی‌بی‌سی , سانسور , راک , محسن نامجو , مجوز , روز هفتم , عبدی بهروانفر , شلمرود , گروه راک ماد , فرناز قاضی زاده , نوید اربابیان , علی باغفر ,

ره آورد پخش مستقیم بازی های جام ملت های اروپا از تلویزیون: چندین میلیون رکعت نماز قضا!
یکی از معدود کارهای مثبت ِ تلویزیون ِ جمهوری اسلامی پخش مستقیم مسابقه های فوتبال است....... مسابقه های جام ملت های اروپا به تازگی به اتمام رسید، زمان ِ انجام بازی ها به وقت ما در ساعت های پایانی شب بود و با احتساب زمان ِ تفسیر بازی پس از اتمام بازی توسط گزارشگران و مفسرین، این ویژه برنامه ی جام ملت های اروپا هر شب در ساعت دو بامداد به پایان می رسید. تا این جای کار مطلب مهمی دیده نمی شود اما سری می زنیم به روزنامه ی یالثارات ِ روز چهارشنبه 29 خرداد هشتاد و هفت صفحه ی هشت. این روزنامه مطلبی درج کرده است با عنوان «شب های فوتبال سحر ندارد» نویسنده ی مطلب سخت بر مدیران تلویزیون تاخته است که با پخش بازی ها و یکی دو ساعت تفسیر پس از آن چندین ساعت از وقت مردم را تلف کرده و با توجه به این که این ویژه برنامه حول و حوش ساعت دو بامداد به پایان می رسد امکان این که بینندگان برای نماز سحر از خواب برخیزند بسیار کم است. متوجه شدید؟ اوج تعصب کور و بیجا را می بینید، این نویسنده می گوید مسابقه های فوتبالی که در ساعت های پایانی شب برگزار می شوند را نباید نمایش داد زیرا مردم از نماز سحرشان جا می مانند. نویسنده ی مطلب اظهار نگرانی می کند که ستارگان فوتبال جای ِ امامان و پیامبران را در دل های مشتاقان فوتبال گرفته اند، وی اضافه می کند که بسیاری از مشتاقان فوتبال زندگی نامه ی تمام فوتبالیست ها را می دانند اما اگر بگویی یکی از دلاورهایی که در جنگ هشت ساله برای کشور افتخار آفرید را نام ببرد، نمی داند.
  فوتبال , تلویزیون , پخش فوتبال , جمهوری اسلامی , سانسور , نماز سحر , نماز قضا ,

شاهکار تازه ی الهام:مخالفت باسانسور ویژگی برجسته دولت نهم!
سخنگوی دولت گفت: یکی از ویژگی های برجسته دولت نهم استقبال از امر گسترش آزاد اطلاعات و مخالفت بنیادی با امر سانسور در کشور است. به گزارش خبرنگار مهر، غلامحسین الهام که در دومین همایش ملی روابط عمومی دستگاه های اجرایی که با عنوان خدمات دولت مردمی و چالش های اطلاع رسانی از سوی شورای اطلاع رسانی دولت برگزار شد، طی سخنانی با اشاره به ویژگی های دولت نهم در عرصه اطلاع رسانی گفت : حفاظت از اصل آزادی رسانه ای، پرهیز از سیطره و انحصار رسانه ها در خدمت دولت، اجتناب از امر مرید پروری و متملق پروری، حمایت جدی از اصل آزادی بیان و انتقاد در برابر دولت از ویژگی های برجسته دولت نهم در امر اطلاع رسانی است. وی با اشاره به ویژگی امروز عرصه اطلاع رسانی گفت: این ویژگی در دولت نهم حساس تر و ممتازتر و ازچند جهت قابل تامل است اول اینکه خاستگاه دولت و ارتباط مستقیم آن با بدنه جامعه و مردم باعث شده است که کارکرد ویژه ای به رئیس دولت و اعضای دولت نهم در عرصه های ملی، استانی و منطقه ای بدهد. رئیس شورای اطلاع رسانی دولت ادامه داد: ما به جز دو سال اول انقلاب تا آغاز سال 60 که با وضعیت ویژه ای در عرصه رسانه های مکتوب مواجه بودیم و در دوره های ممتدی با رسانه های مکتوب محدود درعرصه اطلاع رسانی نیز سپری شد، عبور از این جریان با نزدیک به یک دهه ما را وارد فضای گسترده ای از رسانه ها کرد. الهام تصریح کرد: توسعه فناوری اطلاعات امروز هر فرد را در منزل و محل کار خود به یک رسانه تبدیل کرده است و اندیشه های فردی هم در این قالب به سرعت به عنوان پیام به عرصه های مختلف جامعه و حتی به عرصه های جهانی منتقل می شوند. وی افزود: تکثر رسانه های رسمی مکتوب و توسعه بخش های مختلف سیمایی و صدایی در عین تمرکز مدیریت، وجود نگرش های مختلفی را حتی در رسانه ملی ایجاد کرده است.
  سخنگویی دولت , غلامحسین الهام , سانسور , دولت نهم , مخالفت با سانسور ,

حفره‌های سکوتی که در دیواره‌هایی از استعاره پنهان شده اند
روزنامه‌نگارانی را که در سانسور زندگی می‌کنند، می‌توان به دو گروه تقسیم کرد: یکی گروهی که می‌داند در سانسور می‌نویسد و گروهی دیگر آنان که می‌پندارند رها از سانسور می‌نویسند چون به سراغ موضوعاتی که مشمول سانسور می‌شود نمی‌روند یا شگرد‌هایی برای فرار از مقررات سانسور پیدا کرده‌اند. گروه دوم، رمز اصلی موفقیت در کار خود را تداوم در نوشتن می‌دانند. به باور آن‌ها، ما از طریق نوشتن در بارهء چیزهایی که می‌توانیم بنویسیم مخاطب را به چیزهایی که نمی‌توانیم بنویسیم متوجه می‌کنیم. این گروه همچنین به تدریج زبان خاصی را شکل می‌دهند که به تدریج کلمات دیگری را جانشین کلمات و مفاهیمی می‌کنند که باید «واقعاً» به کار برود. در این حالت نوعی زبان استعاری شکل می‌گیرد که جایگزین زبان واقعی می‌شود که در زندگی کاربرد روزمره دارد. به یاد دارم زمانی یکی از دوستان روزنامه‌نگار در تهران به دوستان جوان‌تر یاد می‌داد که هرقت می‌خواهند کلمه «حکومت» را بنویسند برای آن که به آن‌ها گیر ندهند بنویسند «جامعه». وقتی یکی از جوانان پرسید اگر واقعاً بخواهیم بنویسیم جامعه آن وقت چی، او بلافاصله پاسخ داد خواننده پس از مدتی خودش می‌فهمد کدام جامعه است و کدام حکومت. آن دوست روزنامه‌نگار ما هنوز در ایران زندگی می‌کند و نامش را نمی‌برم - چون آن وقت ممکن است به سراغ مقالاتش بروند و با قراردادن حکومت به جای جامعه دوباره مقالاتش را بخوانند- و همینطور از بقیه شگردهایش نمی‌گویم که کمابیش اغلب روزنامه‌نگارانی که در ایران زندگی می‌کنند با آن آشنا هستند اما با پوزش از او باید بگویم که این روش، خود برخاسته از سانسور است
  فريدون آديمت , روزنامه‌نگاري , سانسور , سكوت , زبان استعاري ,

قوی تر از آنیم که به زمین خوردنمان فکر کنید
سرکوب کردند و به بند کشیدند و کشتند و در خیالشان می پنداشتند که نسل مبارز را از میان برده اند ، ولی نا اگاه از اینکه این جوانان در ایران و در همین خاک برای آزادی و عدالت مبارزه می کنند . در این راستا همزمان با شروع سال جدید باری دیگر کمیته مبارزه با سانسور در ایران برای مقابله با سانسور و فیلترینگ فعالیت های خود را دو چندان کرده و با بازوانی قویتر آماده اند تا در سال جدید در برابر دیوار استبداد جمهوری اسلامی بایستند و در گردش آزادنه اطلاعات و اطلاع رسانی آزاد نقش خود را ایفا نمایند .
  سرکوب , جوانان , سانسور , مبارزه ,

گفت‌و‌گو با منيژه حکمت:سانسور در ايران بيداد مي‌کند
منيژه حکمت: "نسل جوان ايران راهش را پيدا کرده است. در اين فراز و نشيب عجيب و غريب، توی اين قايقی که در دريای پرامواج است، مي‌داند که مي‌تواند خودش را به ساحل بکشاند و آگاه است به آن کاری که دارد مي‌کند." • مصاحبه فيلم سينمايی "سه زن" که در پنجاه و هشتمين دوره‌ی جشنواره‌ی بين‌المللی فيلم برلين، چندين بار در بخش "پانورامای ويژه"ی اين فستيوال به‌نمايش درآمد، با زنگ‌های پايان‌ناپذير يک تلفن دستی آغاز مي‌شود. اولين چهره‌ای که در کادر دوربين (داريوش عياری) قرار مي‌گيرد، چهره‌ی مينو (نيکی کريمی) است که با نيسان بنفش رنگی در ترافيک شلوغ شهر تهران با مادرش در راه مطب دکتر است. با دومين گفت‌وگوی تلفني، دومين مسئله‌ی اين شخصيت اصلی فيلم با تماشاگر در ميان گذاشته مي‌شود: ناپديد شدن دختر دانشجويش، پگاه (پگاه آهنگرانی). مينو هنوز از حل اين مشکل فارغ نشده که سومين مسئله هم رخ مي‌دهد: مسئله‌‌ی پيچيده‌ای که به يک قاليچه‌ی عتيقه مربوط مي‌شود. در فيلم "سه زن" همه چيز با يک قاليچه آغاز مي‌شود و همه چيز هم با همين گنجينه‌ی پرارزش که نماد فرهنگ ملی ايراني‌‌ها را يدک مي‌کشد، پايان مي‌يابد. منيژه حکمت در اين فيلم، سه رشته‌ی روايتی را که از سرنوشت سه زن از سه نسل مايه مي‌گيرد، درهم مي‌بافد و آن را با گره‌های سه برش زمانی گذشته، حال و آينده درهم مي‌تند. با اين کارگردان متعهد، نه تنها درباره‌ی نکات نمادين فيلم‌اش "سه زن"، بلکه پيرامون وضعيت سانسور سينمايی در ايران هم به‌گفت‌و‌گو نشسته‌ايم: دويچه‌‌وله: به نظر مي‌آيد که در فيلم "سه زن"، روی نسل جوان تاکيد بيشتری داشته‌ايد. چون در شخصيت‌پردازی شخصيت‌های جوانتان، سايه‌‌روشن‌های اين شخصيت‌ها را هم مشخص کرده‌ايد. مثلاً دختر که نامش پگاه است، احتمالاً سمبل جوان‌هايی است که در جست‌وجوی راهشان هستند و هنوز تصور مشخصی از آينده‌ی خود ندارند. يا شخصيت ديگر، بابک، را احتمالاً سمبل جوان‌هايی گرفته‌ايد که مي‌دانند راهشان به کجا مي‌انجامد. بابک روی فرهنگ ملی خيلی تاکيد مي‌کند. در حالی که دو نسل ديگر، بيشتر در حاشيه مطرح شده‌اند. يعنی در فيلم، اين‌طور مشخص شده است که ما مي‌دانيم چه سرنوشتی داشته‌اند. يا بيننده مي‌داند که مادربزرگ چه زندگي‌ای را پشت سر گذاشته، وقتی که اين قاليچه را مي‌بافته و همين‌ جور مادر پگاه که درگير مسايل روزمره و حل مشکلات روزانه و در عين‌حال حفظ ميراث فرهنگی است. آيا خواسته‌ايد بيشتر روی جوان‌ها تأکيد کنيد يا سه نسل را به طور مساوی در اين‌جا مطرح کنيد؟ منيژه حکمت: ببينيد، نسل گذشته به‌خاطر عدم حافظه‌ی تاريخی ملت ايران و روشنفکر ايرانی و کلاً ايرانيانی که روزگار سپری مي‌کنند، هميشه تنهاست. اگر ببينيد، نسل گذشته را ما همه‌جا تنها مي‌بينيم. چون هيچ کس رجوع به گذشته نمي‌کند. اگر رجوع به گذشته بکند، اتفاقات ديگری مي‌افتد برای ما. اتفاقات خوبی خواهد افتاد. به همين خاطر نسل گذشته را من تنها مي‌بينم و تنها دارد باری که روی دوش‌اش است مي‌کشد. هيچ کسی نيست کمک‌اش کند. آن کمک، آن حافظه‌ی تاريخي‌ست که درس بگيريم از گذشته و مدام تکرار نشويم و تکرار نکنيم. نسل مياني، نسل ماست. نسل آرمان‌خواه، نسل مسئوليت‌پذير، نسلی که فقط چهل‌­ پنجاه‌سال زندگی نکرده، نسلی ا‌ست که هزارسال زندگی کرده، نسلی ا‌ست که جنگ را ديده، انقلاب را ديده، تحريم را ديده و.... به نظر من نسل ما، جزو نسل‌های خاص دوران‌های مختلف تاريخ ايران است. اين نسل، نسل مسئوليت‌پذيری است، نسل آرمان‌خواهی است، ولی باز بدون نگاه به گذشته، حرکت رو به آينده را هم محکوم مي‌کند. با نسل جوان نمي‌تواند ارتباط برقرار کند. همان آرمان‌خواهی را که خودش مي‌خواهد و دارد را مي‌خواهد نسل جوان داشته باشد. نمي‌تواند باور کند که يک نسل گذشته و دنيا، دنيايي‌ست که خيلی تغيير کرده و نسل جوان راه خودش را مي‌گردد و پيدا مي‌کند. حالا افت و خيز دارد.... اين مشکل نسل ميانی است که نه از گذشته درس مي‌گيرد، نه به آينده کمک مي‌کند که حرکت درست رو به جلويش را داشته باشد. نسل جوان، آينده‌ی ايران است، نسل جوان من خيلی بهش اعتقاد دارم. برعکس بقيه‌ی هم‌نسل‌های خودم که اصلا به نسل جوان ايرانی اعتقاد ندارند. من فکر مي‌کنم خوب بلد است چه کار دارد مي‌کند. راهش را پيدا کرده است. در اين فراز و نشيب عجيب و غريب، توی اين قايقی که در دريای پرامواج است، مي‌داند که مي‌تواند خودش را به ساحل بکشاند و آگاه است به آن کاری که دارد مي‌کند. من چون اعتقاد دارم به نسل جوان و به جوان‌های ايراني، شديداً اعتقاد دارم و فکر مي‌کنم آينده‌ی ايران را درست رقم خواهند زد... . به‌هرحال آن نماد فرهنگي‌ای که در فيلم به شکل فرش خودش را به نمايش گذاشته، روی دوش نسل جوان در ته فيلم حرکت مي‌کند و برمي‌گردد. در فيلم "سه زن" مي‌بينيم که شما خيلی ماهرانه پيوندی زده‌ايد به مسايلی که در شهر اتفاق مي‌افتند، آن‌هم شهر بزرگی مثل تهران، و سرگذشت‌هايی که در دهات در جريان است. مي‌توانيد بگوييد چطور اين دو قطب را به هم متصل کرده‌ايد؟ به‌هرحال کار سختی بود. يعنی اين فيلم از فيلم ,زندان زنان, هم بسيار سخت‌تر بود و به‌هرحال بايستی مهم‌تر مي‌شد و جذاب‌تر. به‌هرحال من لايه‌های مختلف ايران را خواستم ببينم؛ روستايی که محل امنی برای خوابيدن يک دختر جوان است. اين‌ها لايه‌های مختلف فرهنگی اين مملکت هستند. ايران، فقط تهران نيست. در اين لايه‌های فرهنگی من مي‌خواستم حرکت کنم و ببينم و مجموعه اين لايه‌های فرهنگی را تا آن‌جايی که مي‌توانم به تصوير بکشم. و فکر مي‌کنم که با کمک همين عوامل توی مونتاژ که زمان يادی برد، خوشبختانه درآمده است. چرا فرش را به عنوان سمبل فرهنگی ايران انتخاب کرده‌ايد؟ در اين رابطه شما به جنبه‌های ديگر مسئله هم پرداخته‌ايد: سنت فرش‌بافي، مدرن‌شدن آن، به اضافه‌ی سودجويي‌هايی که دست‌اندرکاران و مسئولان از اين ميراث فرهنگی مي‌‌برند؟ من خيلی گشتم که يک نماد پيدا کنم، نمادی که ريشه دارد، پيوند مي‌خورد با خود ايران. دنبال سراميک و سفال بودم. وقتی به فرش پرداختم، متوجه شدم که چقدر پيوند نزديکی دارد. فرش وقتی پهن مي‌شود، جای امنی است برای پاگذاشتن و پر از زيبايي‌ست، پر از رنگ است، پر از گل است، پر از باغ است، پراز گره است. هر گره، يک زندگی است به نظر من. هر گره‌ای که زده مي‌شود به يک فرش، يک زندگی است باز. مجموعه‌ی اين تمثيل‌ها بود و مجموعه‌ی اين حضور تاريخی فرش ايرانی بود که من فرش را انتخاب کردم. بهرحال در بستر تاريخ هميشه به يغما برده‌اند. هميشه تکه تکه شده است. اگر جوانی مادربزرگ را ببينيد، زمانی که هجوم مي‌آورند به روستايشان، تنها چيزی که از دارش مي‌برد و فرار مي‌کند از آن روستای آتش گرفته، باز فرش است و باز مادربزرگ مثل گذشته است که اين يکی فرش هم، قاليچه را هم که دارد به يغما مي‌رود، باز نجات مي‌دهد.... ما اگر حواسمان به آن دوران گذشته باشد، اجازه نمي‌دهيم فرش‌مان به يغما برود و فرهنگ‌مان به يغما برود. چون مدام در حال يغمای فرهنگ ما هستند... . فيلم‌نامه‌ی فيلم "سه‌ زن" را سه نفر نوشته‌اند. ممکن است بفرماييد که چرا مي‌بايست اين فيلم‌نامه از قلم سه نويسنده بيرون بتراود و اين که همکاری بين اين سه چگونه بوده؟ من هميشه فيلم‌نامه را جمعی مي‌نويسم. من قائل به فردی نوشتن فيلم‌نامه نيستم. معمولاً من خط کلی فيلم‌ام را اول توی ذهنم آماده مي‌کنم. دوستانی که هم‌فکرند با من، نزديک‌اند يا من را خوب مي‌فهمند، جمع مي‌شوند و شروع مي‌کنيم روی فيلم‌نامه کار مي‌کنيم. يک‌ نفر مسئول مي‌شود. خانم نغمه ثمينی در اين فيلم مسئول بود. نغمه مسئوليت کل فيلم‌نامه را داشت. ما هر هفته جلسه داشتيم. او مي‌نوشت و مي‌آورد، روتوش مي‌شد يا جابه‌جا مي‌شد، عوض مي‌شد و اين شکلی فيلم‌نامه نوشتيم. خب، فيلم‌نامه‌ی سختی بود. فيلم‌نامه‌ای نبود که يک قصه را دنبال بکند، چون اين نوع کارها جزو کارهايي‌ست که توی فيلم‌نامه خيلی خيلی مشکل دارد. چون سه بخش را تو بايد دنبال کنی. کجا، چه جوری و اين خط قصه، پيوند قصه بهم نخورد و ازهم گسسته نشود و تماشاچی را تا آخر با خودش بکشاند. و آن مفهوم کلي، آن مسئله‌ی بزرگی که توی ذهن‌ات داری هم، توی اين فيلم‌نامه بنشيند و در عين‌ حال جذاب باشد. يعنی آن جذابيت فيلم‌نامه را داشته باشد و تو توی نسل جوان يک بخشی را بايد ببيني، توی نسل ميانه، هم‌نسلي‌هايش را مي‌بيني، نسل گذشته را هم که تک و تنهاست، مي‌بينی. اين مجموعه بود که به‌هرحال کار فيلم‌نامه‌نويسی را بسيار سخت مي‌کرد. دو نفر کارشان بسيار مشکل بود. يکی مونتور بود، چون بايد بر مي‌زد اين‌ها را و درست‌ مي‌چيد. يکی فيلم‌نامه‌نويس که... چه کسانی بودند؟ آقای خرقه‌پوش، مونتور فيلم بودند که البته در فيلم‌نامه هم نقش بسزايی داشتند، نمي‌توانم منکر اين قضيه بشوم و خيلی کمک کردند. ما سه نفر نوشتيم، ولی کليت‌اش‌، به‌هرحال مشاورهای زيادی داشتيم. اين سه‌گانگي، يعنی نشان‌دادن سه‌گانگی اين سه نسل در گفت‌وگوهايی که در فيلم جريان دارند، هم ديده مي‌شود. يعنی زبان جوان‌ها، زبان پگاه، به کلی با زبان مادرش تفاوت دارد. اين را چطوری توانسته‌ايد از آب دربياوريد، چون اين زبان جوانانه، فکر مي‌کنم، برای کسانی که سال‌هاست در خارج از کشور زندگی مي‌کنند، زياد مفهوم نيست. مثلا معنی اين‌که مادرم پاره‌کرده است ... به اين زبان جوانانه چگونه رسيده‌ايد؟ همانطور که، نمي‌دانم چقدر اطلاع داريد، ادبيات جوان ما هيچ ربطی به ادبيات دوران ما ندارد. ادبيات دوران ما، ادبيات خاص خودش را داشت و يک نوع شخصيت داشت. اين ادبيات جوانانه به نظر من از يک فضای بسته مي‌آيد. يعنی جوانان توی اين فضای بسته مي‌توانند حرف‌هايشان را به هم بفهمانند. ۹۰ درصد اين ادبيات را هنوز من هم نمي‌شناسم، با اين‌که دنبالش هم بودم، ضبط کردم و حتا نوشتم. جوانان، ادبيات خاص خودشان را پيدا کرده‌اند که شامل زمان و دوران خاص خودشان است. خب، بچه‌های جوان توی فيلم هم بودند و اولی هم که نوشتيم، ديالوگ‌ها و اين ادبيات را از خودشان کمک گرفتيم. بچه‌های جوان، بابک و پگاه، صابر، رهبر و بچه‌های نسل جوان خيلی کمک کردند. يعنی ديالوگ‌ها را درآوردند و خوشبختانه توی فيلم هم نشست. ولی خب يک ادبيات کاملا متفاوت است که مي‌شود سال‌ها رويش تحقيق و بحث کرد که الحمدالله توی ايران هيچ کس اين کار را نمي‌کند. اين ادبيات ريشه تو چی دارد، از کجا دارد مي‌آيد که ما نسل ميانه، اصلا اين زبان و اين ادبيات را نمي‌شناسيم، حتا، معنی کلماتش را هم نمي‌دانيم. اين شامل کسانی که توی ايران زندگی مي‌کنند، هم مي‌شود؟ نسل جوان خوب مي‌شناسد، ولی نسل‌های ديگر نمي‌شناسند اين ادبيات را. در واقع اين هم نمادی از اين است که اين دو نسل همديگر را نمي‌توانند بفهمند و نمي‌توانند با همديگر رابطه برقرار کنند. يعنی از نظر زبانی هم شما خواسته‌ايد اين مفهوم را که دو نسل نمي‌توانند به همديگر نزديک شوند، تجلی داده‌ايد. کاملا درست است، هيچ‌کدام زبان آن ديگری را نمي‌فهمد. چون هرکدام ادبيات خودشان را پيدا کرده‌اند، و اين خيلی بد است. شما فيلم‌تان را در جشنواره‌ی فجر که تقريبا هم‌زمان با جشنواره‌ی برلين برگزار شده است، شرکت نداده‌ايد. علت اين که خواستيد در جشنواره‌ی برلين شرکت کنيد و از دادن فيلم‌تان به جشنواره‌ی فجر خودداری کرديد، چيست؟ من، قبل از اين‌که اصلا برلين فيلمم را انتخاب کند، اعلام کردم که آن را به فجر نمي‌دهم. گفتم تو رقابت نابرابر شرکت نمي‌کنم. از عوامل خوب فيلمم که بسيار درخشان توی اين فيلم کار کردند، بازيگرها و عوامل پشت صحنه، معذرت‌خواهی کردم که ديده نمي‌شوند، در اعتراض به سانسور. در اعتراض به شرايط نابرابر توليد فيلم. من و همفکرانم، بخش سينمای مستقل ايران، بخشی که دغدغه‌های سينما را دارند، دغدغه‌های سينمای اجتماعی را دارند، دغدغه‌های سينمای ناب را دارند، اين‌قدر دچار سانسور شده‌اند در اين دوران و آن‌قدر دچار مشکلات عديده‌ شده‌اند که من نمي‌فهمم چرا بايد فيلمم را بدهم. و متاسفانه رقابت نابرابر است، چون يک بخش از فيلم‌سازان ايران با شرايط درخشان فيلم مي‌سازند، با امکانات زياد فيلم مي‌سازند که اصلا قابل رقابت با ما نيستند.... ديروز در روزنامه‌ها خواندم که جايزه‌ها را هم به همين‌ها دادند. ما آن امکانات را اصلا نداريم که بخواهيم برابری کنيم يا رقابت کنيم با آن‌ها و به همين خاطر، چند مورد بود که يکی سانسور بود، يکی شرايطی که برای سينمای ايران ايجاد کرده‌اند، بسيار بد است و يکی هم اين رقابت نابرابر. و بابت اين هم من فيلمم را به جشنواره‌ی فجر ارائه نکردم که بعد برلين خواست، که دادم. شما قبل از اين‌که به برلين بياييد، همراه با دست‌اندرکاران سينمای متعهد ايران، نامه‌ای به مسئولين نوشتيد و از شرايط فيلم‌سازی در ايران انتقاد کرديد. مي‌توانيد بگوئيد، اين‌ها چه شرايطی بوده‌اند؟ به‌هرحال آن يک نامه‌ی صنفی بود. ولی مسئله‌ی ما مسئله‌ی اين مملکت است، مسئله‌ی ايران است، مسئله‌ی فرهنگ ايران است و شرايط متاسفانه ناهموار و مشکلی که بچه‌های هنرمند دارند در آن به‌سرمي‌برند. توهين، تحقير، سانسور و دوران‌هايی که ما نديده‌ايم توی سينمای ايران ... ما در شرايط مختلف بسر برده‌ايم در سينمای ايران، ولی شرايط به اين اسفناکي، ما تا حالا نداشتيم و نديديم که اين‌قدر راحت اعلام بکنند، سانسور بکنند، بدون اين‌که کوچکترين احترامی به سينمای فرهنگی بگذارند و به همين راحتی ادعای اين کار را دارند. حتما خوانده‌ايد در روزنامه‌هايشان که سانسور را جزو شرايط توليد فيلم دانسته‌اند. يعنی اين‌که فيلم پيش توليد دارد، پس توليد دارد، فريم دارد، لابراتوار دارد، سانسور هم بايد داشته باشد. اين‌ها را توی جدول اين‌جوری چيده‌اند. هميشه سانسور بوده، ولی هميشه با احترام دو طرف بوده است. صدا مي‌کردند بچه‌ها را، به يک تعادل مي‌رسيدند و به‌هرحال سانسور مي‌کردند. ولی اين‌جوری را، ما تا حالا شاهدش نبوديم و اين خيلی خيلی دردناک است و بهرحال شرايط بدی که ما الان داريم در آن بسر مي‌بريم، شرايط سختی که ما در آن بسر مي‌بريم و متاسفانه شاهديم که از آن‌طرف نامه مي‌آيد که شما ايادی استکباريد، ايادی صهيونيسم‌ايد، يا پول مي‌گيريد. نمي‌دانم. ما فقط نگران ايرانيم، همين! مي‌توانيد برای اين تضييقات و تبعيضاتی که در حال حاضر در جريان‌اند، مثال مشخص بزنيد؟ اين اولين بار است که در جشنواره‌ی فجر، تمام فيلم‌ها را سانسور کردند و به‌جای هيات انتخاب، هيات گزينش، نشست فيلم را ديد، هيات مميزی نشست فيلم را ديد و به خودشان اجازه دادند، نه تنها ابعاد هنری فيلم‌ها را نبينند، فقط از نگاه سانسور فيلم را ببينند و انتخاب کنند... . به اين خاطر پنج‌­ شش‌تا فيلم‌، حتما مي‌دانيد، کشيده شد بيرون، بخاطر سانسورهای زياد، يا اين‌که سانسور شد.... برای چی جشنواره برگزار مي‌کنيد؟ خب فيلم‌ها را مثل هميشه ما مي‌دهيم وزارت ارشاد، آن‌جا بخش مميزی شورای بازبيني، مي‌بيند.... اين تعريف تو جشنواره نمي‌گنجد، جشنواره تعريف خودش را دارد. قرار نيست، هيات مميزی بيايد فيلم‌های جشنواره را ببيند، بعنوان هيات انتخاب و همه را مميزی بدهد. فيلم‌ها مي‌بايست چه معيارها، ضوابط و چارچوب‌هايی که هيات گزينش برای آن‌ها تعيين کرده بود، رعايت کنند؟ چه فيلم‌هايی توانستند از صافی اين مميزی بگذرند؟ همين فيلم‌هايی که توی جشنواره فجر جايزه گرفتند. اين به خوبی مشخص است. همين‌ها هم، خط مشی دارند تعيين مي‌کنند و من متاسفم، همين. کارگردان تعريف خودش را دارد، سينماگر تعريف خودش را دارد، ولی متاسفانه مي‌بينيم دوستانی که سينماگرند، همفکر با اهالی سينما نيستند، و البته اندک‌اند، خيلی اندک‌اند. ولی خب جايزه‌های فجر را بردند، و خوش بحالشان. فکر مي‌کنيد شرايط سختی که به آن اشاره کرديد، بعد از روي‌کارآمدن وزير فرهنگ، آقای صفارهرندی بوده؟ آيا بخشنامه‌ای هم برای صنف شما صادر شده که چارچوب آزادي‌های سينمايی را مشخص کند؟ به‌هرحال کاش بخشنامه مي‌شد، باز يک چيز سکرتی بود. متاسفانه اعلام شد، اعلام مطبوعاتی شد در زمانی که برنامه‌های جشنواره را مي‌خواستند اعلام کنند. ولی من آقای صفارهرندی را دخيل نمي‌دانم. نمي‌دانم چقدر دخيل‌اند يا چقدر دخيل نيستند در مسايل و از نزديک با ايشان آشنايی ندارم. حتا من معاونت سينمايی را هم دخيل نمي‌دانم. اين را خيلی راحت بگويم. توی اين چندگانگی است که ما داريم آسيب مي‌بينيم. آدم‌های بيرون از مديريت سينما هستند که دارند دستور مي‌دهند، بيانيه صادر مي‌کنند و لاپورت مي‌دهند. من فکر مي‌کنم که معاونت سينمايي، يا حتا نظارت ارزش‌يابی هم اصلا دخيل نيست. يک کسانی از بيرون هستند که نمايندگان دولت‌اند بيشتر، تا نمايندگان سينما. آن‌ها هستند که دارند حکم برای ما صادر مي‌کنند. بيانيه‌ی آقای شورجه نماد اين بود. آقای شورجه، جزو هيات بازبيني‌ است. به چه حقی بيانيه مي‌دهد عليه ما که شما عوامل صهيونيسم‌ايد يا دولت را مي‌خواهيد تضعيف کنيد يا دولت آقای احمدي‌نژاد ال است. اصلا ما به اين چيزها کاری نداريم. اصلا به ما ربط ندارد، ما فيلمسازيم و داريم توی اين مملکت فيلم‌مان را مي‌سازيم... اين بيانيه نشان مي‌داد که قدرت از دست معاونت سينمايی هم خارج است. اصلا دست آن‌ها نيست. و سينماگرها با کسانی بيرون از حوزه‌ی سينما روبه‌رو هستند که حالا يکي‌­ دوتاشان عينيت پيدا مي‌کنند و بقيه، آن پشت‌ها هستند. ما آن‌ها را خيلی دوست داريم بشناسيم، که کي‌‌اند. شما از اول فستيوال برلين اين‌جا بوديد و شاهد بودم که فيلم‌های زيادی را هم ديديد. مي‌توانيد بگوييد که حال و هوای اين فستيوال را چگونه مي‌يابيد؟ من قبلا هم برلين آمده بودم. هفت يا هشت سال پيش. فيلم ,دختری با کفش‌های کتانی, در بخش کودک نشان داده مي‌شد. اين حال و هوای خوبی است. يعنی من به‌عنوان کارگردان، به‌عنوان تهيه‌کننده، حالم خوب مي‌شود وقتی مي‌آيم. مي‌بينم من يک احترام دارم، به من حرمت مي‌گذارند، برايم احترام قائل‌اند، برای تفکرم احترام قائل‌اند. خب اين چيزي‌ست که من توی ايران ندارم، واقعا ندارم. يعنی وقتی مي‌آيم اينجا به‌عنوان کارگردان، مي‌بينم با سرويس‌هايی که مي‌دهند، با احترام‌هايی که مي‌گذارند، واقعا خودم را پيدا مي‌کنم و فکر مي‌کنم، ا ، من يک کارگردانم، چقدر خوب است. ولی توی ايران اصلا اين‌طور نيست. توی ايران کارگرداني، تهيه‌کنندگی مصادف است با بيچارگي، سروکله‌زدن، اعصاب‌خردکنی. اصلا شرايط اسف‌انگيز، واقعا اسف‌انگيز. يعنی خيلی خسته‌ايم ما الان. يعنی واقعا وقتی ايرانيم، خسته‌ايم، خيلی خسته‌ايم. انرژی برای کار نداريم، در حالی که مي‌دانيم بايد کار کنيم. و اين خستگی را اين فستيوال‌ها از تن آدم خارج مي‌کنند. و اين خيلی شيرين است.
  ایران , گفت‌و‌گو ب , منيژه حکمت , سانسور ,

پاسخ خشمگينانه جمال شورجه (فیلمساز ارزشی!) به سينماگران معترض
پس از اعتراض مکتوب 45 سينماگر به سياست هاي فرهنگي و سينمايي کشور و حذف چند فيلم از جشنواره و اعلام حمايت تعدادي از چهره هاي مطرح سينمايي از جمله بهرام بيضايي، داريوش مهرجويي و رخشان بني اعتماد از اين نامه، ديروز جمال شورجه يکي از اعضاي مهم هيات انتخاب فيلم هاي ايراني بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر در نامه يي سرگشاده به اين اعتراض ها پاسخ داد. «باز هم در جو و هواي نزديک به انتخابات، فيل هنرمندان سينماگر ما، هواي هندوستان تساهل و تسامح کرده است. با ديدن اين نامه ياد نامه شبيه به همين در کوران مبارزات انتخابات گذشته افتادم که نام و رسم خيلي از همين افراد که نگران فرهنگ کشورند، در زير آن نامه هم بود و عليه دولت خدمتکار و رئيس جمهوري مردمي و ولايي و عدالت گستر فعلي جناب آقاي احمدي نژاد تبليغات کردند که اگر ايشان بيايد چنين مي شود و چنان و بهمان، نمي دانم اين بزرگواران در عرض اين نزديک به سه سال و سه دوره از جشنواره فيلم فجر چرا صدايشان درنيامد و حالا نگران فرهنگ شده اند؟ نمي دانم کي و کجا اين بزرگواران فيلم هاي جشنواره بيست و ششم را ديده اند و با هم مقايسه کرده اند و ساعت ها پاي آنها وقت گذاشته اند که حالا اينقدر قاطعانه و بدون تحقيق و تعمق لازم اينگونه قضاوت مي کنند آيا دعوت به قيام و حضور در ميدان مبارزه عليه نظام، فيلم فرهنگي است که اين بزرگواران نديده زير آن را امضا مي کنند و براي آن سينه مي زنند؟ ميلياردها سرمايه نظام متاسفانه تزريق به همين فيلم هاي فرهنگي شده و از طرف نظام و مجاري فرهنگي، چقدر از همين امضاکنندگان نامه، حمايت و قدرداني شده اند. دولت ها با سياست هاي مختلف و گاه متضاد با هم آمده اند و رفته اند اما همين ها در هر دوره يي از بيشترين امکانات اين کشور و بيت المال حمايت شده اند. سال هاست که سينماي مردمي، ملي و اسلامي ما که مي توانست رسانه يي قدرتمند براي صدور انقلاب و ارزش هاي اسلام عزيز باشد، توسط سياست بازان فرهنگي يا فرهنگيان و هنرمندان مزدور امريکا و اسرائيل که در کاخ هاي جشنواره هاي مختلف اروپايي و امريکايي نشسته اند، عقيم، ناتوان و نابارور شده است و با اختصاص هدايا و جوايز مختلف به همين فيلم هاي به ظاهر فرهنگي، نه تنها بخش تاثيرگذاري از سينماگران نسل اول انقلاب را از دامن ما گرفته اند و آنها را غيرمستقيم و مستقيم در استخدام مقاصد و انديشه هاي خود درآوردند بلکه به زيبايي و به بهترين شيوه براي نسل هاي دوم و سوم سينماگران انقلاب هم تور پهن کردند و مي کنند تا کي بايد خود را به خواب خرگوشي بزنيم؟ تا کي بايد خود را فريب بدهيم که سينماي فرهنگي داستاني ما بوده که توانسته اين موفقيت ها را کسب کند و چنين و چنان...
  جمل شورجه , صدور انقلاب , سینما , شانتاژ , سانسور , حذف , انقلاب ,

ارائه آمار توسط مسئولان استان مركزي ممنوع شد
اراك- خبرنگار خراسان: استاندار مركزي در جلسه شوراي اداري استان از مسئولان دستگاه هاي دولتي خواست از ارائه آمار بدون هماهنگي با استانداري خودداري كنند. «شعباني فرد» با اشاره به اين كه در اين رابطه دبيرخانه اي در معاونت عمراني استانداري مركزي ايجاد شده است، تصريح كرد: اين دبيرخانه آمارهاي ارائه شده توسط مسئولان را پيش از اعلام، بررسي مي كند و فقط در صورت تاييد، ارائه آمارها امكان پذير خواهد بود. وي با تاكيد بر لزوم ارائه آمار صحيح در جامعه گفت: مسئولان بايد پيش از هرگونه اعلام رسمي با اين مركز هماهنگ شوند. وي همچنين از مديران دستگاه هاي دولتي استان خواست بدون تاييد اين دبيرخانه به مردم وعده ندهند. (کل خبر)
  سانسور , جمهوری اسلامی , استان مرکزی , استانداری , وزارت کشور , دولت نهم ,

وقتی mbc Persia به نفع آمریکا سانسور می کند!
دیشب داشتم از شبکه ی تازه تاسیس ِ mbc persia فیلم ِ هتل روآندا “HOTEL RWANDA” رو می دیدم، در صحنه ای از فیلم عده ای از شورشی ها به هتل روآندا حمله کردند و قصد داشتند تا عده ای از به زعم خودشان خائنین رو بکشند، مدیر هتل تماسی با صاحب هتل گرفت و صاحب هتل نیز با چند تماس تلفنی باعث شد شورشی ها دست از سر آن ها بر دارند. نکته ی جالب این که صاحب هتل در فیلم گفت که جان مردم روآندا برای آمریکایی ها و انگلیسی ها و فرانسوی ها هیچ ارزشی نداره اما در زیر نویس فارسی فیلم فقط نوشته شد انگلیسی ها و فرانسوی ها.
  آمریکا , سانسور , فیلم , هتل روآندا , هتل رواندا , hotel rwanda , ام بی سی پرشیا , mbc persia ,

مشکلی به نام کتاب: سانسور دولتی و اعتراض ناشران
اتحاديه ناشران و کتابفروشان تهران در نامه ای که به وزير ارشاد نوشته به آنچه «افزايش فشار بر ناشران و تشديد سانسور کتاب» از سوی اين وزارتخانه خوانده، اعتراض کرده است. در اين نامه ازمحمد حسين صفار هرندی خواسته شده تا همچنين «برای معطل ماندن کتابهای ناشران در اداره کتاب» چاره جويی کند. نامه اعتراضی اتحاديه ناشران و کتابفروشان تهران، تشکل صنفی و با سابقه ۵۰ ساله که از سال ۱۳۳۶ تاکنون به فعاليت های خود ادامه داده، در خبرنامه صنعت نشر ارگان داخلی اين اتحاديه و روزنامه همشهری منتشر شده است. / اين اتحاديه در ابتدای نامه خود ضمن انتقاد از شيوه متداول در اعمال نظارت پيش از چاپ بر کتاب، «الگوی صحيح» چنين نظارتی را بررسی محتوای کتاب پس از انتشار و در صورت شکايت خصوصی در دادگاه اعلام کرده و خواستار پاسخ گويی وزارت ارشاد اسلامی در قبال شرايط فعلی نشرکتاب شده و تاکيد کرده است: «حال که بناست شيوه متداول در يکی دو دهه اخير ادامه پيدا کند، لااقل همکاران ناشر ما بتوانند در صورتی که احساس تضييع حقی کرده باشند، از طريق ساز و کار مشکل خود را پيگيری و احقاق حق کنند.» حسن کيائيان، رييس اتحاديه يازدهمين دوره اتحاديه ناشران و کتاب فروشان تهران در اين نامه با اشاره به نشست های مکرر اعضای هيئت مديره اتحاديه ناشران و کتابفروشان تهران با مسئولان معاونت فرهنگی و اداره کتاب در باره چگونگی نظارت بر کتاب، نوشته است: «متاسفانه در اين فاصله زمانی به نظر می رسد که تحولی در اين حوزه اتقاق نيفتاده يا اينکه اگر تغييراتی صورت گرفته انعکاسی در ميان صنف نداشته است.» در اين نامه که بيش از ۴۵ روز پس از تاريخ ارسال آن برای وزير ارشاد در ۳۰ بهمن ۸۶ منتشر شده است، مشکلات فعلی ناشران برای اخذ مجوز چاپ کتاب از اين وزارتخانه به ۷ دسته تقسيم شده است. «معطل ماندن کتاب هايی که ماه ها و بلکه بيش از يک و نيم سال پيش برای دريافت مجوز انتشار به اداره کتاب تحويل داده شده است» و«مواردی از گمشدن کتاب های تحويلی جهت دريافت مجوز، آن هم پس از هفته ها و ماه ها انتظار برای دريافت پاسخ» دو مورد از موارد مشکل ساز برای ناشران است که بنابر اين نامه در اداره کتاب وزارت ارشاد رخ داده است. . . .
  سانسور , کتاب , مجوز , نشر , وزارت ارشاد ,

خط زدن عشق و آغوش و بوسه
سال‌ها پیش از کسی این شوخی را شنیده بودم که کارشناسان سانسور کتاب، عبارت "روی هم رفته" را به این دلیل که ممکن است تداعی کننده یک رفتار جنسی باشد سانسور و حذف کرده‌اند. آن وقت‌ها به این شوخی می‌خندیدم ولی آن‌چه به نظر ما شوخی می‌رسید در واقع مایه‌های پر رنگی از واقعیت داشت و معلوم شد ذهن بیمار یک کارشناس ممیزی کتاب می‌تواند این شوخی مسخره را به واقعیتی مستند تبدیل کند. اما به یمن انتشار کتابی به نام "ممیزی کتاب" در سال 80 فهمیدیم آنچه که در آن سال‌ها سوژه شوخی ما بوده حقیقت داشته است. این‌طور که اسناد بررسی شده در این کتاب نشان می‌دهد اصولا واژه‌های مربوط به عشق و عاشقی، عشق و زیبایی و روابط زن و مرد از مواردی بوده است که ممیزان به آنها حساس بوده‌اند و حتی دستور حذف آنها از کتاب‌های فرهنگ لغت را هم صادر کرده‌اند. مثلا عبارت I am crazy about it از فرهنگ اصطلاحات حذف شده است. در فرهنگ جامع آلمانی- فارسی عبارت "بوسه کوچک" از عبارات حذف شده است. "ماتیک"، "عشوه"، "والس"، "جاز"، " رقص دو نفره" از کلماتی هستند که در برخی فرهنگ‌های دیگر دستور به حذف آنها داده شده است. کلمات دوست پسر boy friend و دوست دختر girl friend، عشق love، دلباخته love sick، عزیزم darling در کتاب‌های آموزش زبان انگلیسی حذف شده است. نگاه ممیزان به ادبیات کهن هم مهربانانه نبوده است. مثلا از مثنوی شیرین و فرهاد این بیت حذف شده است: تنت سیم است یا مرمر ندانم ندیده وصفی از آن چون توانم؟
  سانسور , ممیزی , کتاب , عشق , بوسه , آغوش , عشوه , دوست دختر , دوست پسر , والس , رقص ,

اعتراض ۱۲۰ نفر از اساتید دانشگاه و شخصیت‌های علمی و فرهنگی جهان به لغو مجوز ماهنامه زنان
دهها تن از اساتید دانشگاه و شخصیت‌های علمی و فرهنگی از آمریکا و دیگر نقاط جهان، در نامه‌ای به نماینده‌ی دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل، با ابراز تاسف عمیق از لغو مجوز ماهنامه‌ی «زنان»، خواستار رفع هرچه سریع‌تر موانع انتشار این ماهنامه‌ی معتبر شدند. در این نامه‌ که به امضا حدود ۱۲۰ نفر رسیده، آمده است که ماهنامه‌ی زنان در ۱۶ سال انتشار خود نقشی بسیار مهم در انعکاس مسائل و دغدغه‌های زنان ایران و راه‌کارهای حل مشکلات آنان داشته است. گزارش‌های مداوم این ماهنامه درباره‌ی زندگی زنان ایران به درک متعادل جامعه‌ی بین‌المللی از جامعه‌ی ایران کمک فراوانی می‌کرد. لغو مجوز انتشار این ماهنامه‌ی موجب از بین رفتن یک مرجع مهم درباره مسائل زنان و تعطیلی یک نشریه‌ی دیگر در یک شرایط بحرانی حیات کشور است. در ادامه‌ی این نامه گفته شده است، ما از تصمیم هیات نظارت بر مطبوعات در لغو مجوز ماهنامه‌ی زنان عمیقا ناراحتیم و این اقدام را خارج از مسئولیت این هیات می‌دانیم. ما خواستار رفع هرچه سریع‌تر موانع انتشار این ماهنامه‌ی معتبر هستیم. لغو مجوز زنان نقض حق آزادی بیان و از نظر استانداردهای بین‌المللی غیرقابل قبول است. رونوشت این نامه‌ی به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه، محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور و غلامعلی حداد عادل، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز ارسال شده است.
  عتراض , اساتید دانشگاه , شخصیت‌های علمی و فرهنگی , لغو مجوز , ماهنامه زنان , توقیف , سانسور , سازمان ملل ,

جوانان امروز ما، و روزی که «شاه رفت» (رضا علامه‌زاده)
بیش از هیجده سال از اولین نمایش فیلم مستند «شب بعد از انقلاب» که در رابطه با تاریخ دردناک سانسور در ایران ساخته‌ام می‌گذرد و هنوز روزی نیست که صدها نفر نسخه فارسی آن را در صفحه‌ی خودم در یوتیوب نبینند. آنچه در ماه‌های اخیر، یعنی پس از یک سال و نیم که این فیلم در اینترنت قرار دارد، توجه مرا جلب کرده است طیف تازه‌ای از بیینندگان ایرانی است که میانگین سنشان ۲۵ سال بیشتر نیست و طبعا شاهد هیچیک از وقایع تاریخی که در فیلم از آن‌ها یاد می‌شود نبوده‌اند. روزی نیست که یکی دو نظر تازه از طرف این دسته از بینندگان به مجموعه نظرات اضافه نگردد. گرچه اگر مایل باشید خودتان می‌توانید عین نظرات را در یوتیوب بخوانید ولی من فکر کردم در بیست و هشتمین سالگرد روزی که شاه از ایران رفت، یعنی همین امروز، به عنوان نمونه چند نظر را که تنها در دو روز گذشته ارسال شده و معمولا به انگلیسی یا «فارسانگلیسی» نوشته شده‌اند برایتان بیاورم تا ببینید نسل تازه‌ی جوانان ما که تشنه‌ی دانستن از گذشته‌ی نزدیک خویش هستند نسبت به دو رژیم حال و گذشته‌ی ایران چگونه می‌اندیشند:
  انقلاب , جوانان , 25 سال , سانسور , رضا علامه‌زاده , تاریخ ,

فیلتر پنج میلیون سایت اینترنتی در ایران!
خبرنامه امیرکبیر: مشاور قضایی دادستانی کل کشور در سخنانی به فیلتر کردن گسترده سایت های اینرتنتی در کشور اذعان کرده و گفت: ” هم‌اکنون بیش از پنج میلیون سایت اینترنیتی فیلتر شده است.” عبدالصمد خرم‌آبادی در سخنان خود گفت: ” دشمنان با سوء‌استفاده از شبکه اینترنت، تلاش می‌کنند تا هویت دینی ما را مورد تهاجم قرار دهند.” به گفته وی، این شبکه در بخش‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و اخلاقی آسیب وارد می‌کند که نگران‌کننده است. مشاور قضایی دادستانی کل کشور افزود: “آسیب‌های اجتماعی ناشی از شبکه‌های ارتباطی اینترنت را بیشتر از شبکه ماهواره است.” خرم آبادی با اشاره با سایت های فیلتر شده گفت که بیشتر این سایت‌ها دارای مطالب غیراخلاقی و ضداجتماعی بوده که بر پایه قانون فیلتر شده‌اند، اما صحبتی از فیلتر کردن سایت های خبری و سیاسی به میان نیاورد. وی خاطرنشان کرد: اکنون افرادی روزانه ساعت‌های بسیاری از وقت خود را در سایت‌های اینترنتی می‌گذرانند که این کار، پیامدهای زیانباری دارد.
  اینترنت , فیلتر , سانسور ,

انیمیشن WALL-E ساخته جدید پیکسار در هنگام پخش در ایران با سانسور خلاقانه ای روبرو شد و شخصیت مونث آن به مذکر تبدیل شد!!!
دیروز انیمیشن WALL-E از شبکه دو سیما پخش شد . اما در این انیمیشن تغییرات عجیب و غریبی بوجود آمده بود. از همه مهم‌تر، تغییر جنسیت روبوت دخترنمای این انیمیشن به نام «ایو» و تبدیل اسمش به روبوتی با جنسیت مذکر به نام «ایوان» بود تا از این رهگذر از نمایش یک عشق ممنوع احتراز شد و احیانا در ذهن کودکان، شبهه‌ای ایجاد نشود و بدآموزی‌ای اخذ نشود! رخداد دیگر، تغییر موزیک ویدئوی رمانتیکی بود که WALL-E آن را تماشا می‌کرد. این موزیک ویدئو که متأسفانه روبوت را عاشق‌پیشه کرده بود و از راه راست منحرف کرده بود و باعث پرورانده شدن عشق و عاشقی غریبی با ایو در او شده بود، به یک موسیقی سنتی ایران تغییر یافته بود ....
  انیمیشن , WALL-E , شبکه دو , عشق ممنوع , سانسور ,

اعمال 23 مورد مميزى ( سانسور سابق!!) در يك كتاب كودك ، از سوى وزارت ارشاداسلامی!!
زهرا برقانى ، قبول اين مساله كه نويسندگان بنام، كمتر مايلند در حوزه‌ى كودك و نوجوان دست به قلم شوند را اجحاف آشكار توصيف كرد، گفت: نويسندگان ما مشروط به برخوردارى از آزادى قلم و انديشه مي‌توانند آثار موفقى را خلق كنند. اما در شرايطى كه من ناشر نمي‌توانم مجوز چاپ حرف‌هاى زيباى آن‌ها را به‌دست آورم، نويسندگان كودك ناگزير به خود سانسورى هستند.زهرا برقانى با انتقاد از سياست‌هاى مميزى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در حوزه‌ى كتاب كودك گفت: وقتى براى يك كتاب كودك 23مورد مميزى از سوى مسوولان ارشاد وضع شده است و برداشت‌هاى سياسى از يك اثر ادبى كودكان مي‌شود، چه انتظارى از مولفان در تاليف آثار ماندگار مي‌توان داشت
  ایران , سانسور , کتاب , نویسنده , وزارت ارشاد ,

جنجال ادبی بر سر انتشار کتاب زندگی زنان پيامبر
رندوم هاوز که از معتبرترين ناشران آمريکايی است اخيراً از انتشار کتاب جواهر مدينه نوشته خانم شری جونز که در باره زندگی عايشه و ديگر همسران پيامبر اسلام است، خودداری کرده‌است. رندوم هاوز دليل عدم انتشار اين کتاب را محتوای توهين‌آميز آن نسبت به پيامبر اسلام دانسته و از اين نظر آن را کاری مشابه آيات شيطانی سلمان رشدی ارزيابی کرده است. به اعتقاد اين ناشر، انتشار کتاب جواهر مدينه می‌توانست، خشم و اعتراض مسلمانان را به دنبال داشته باشد و زندگی کارکنان اين نشر را به خطر اندازد. اما شری جونز نويسنده جواهر مدينه، مدعی است که هدف او از نوشتن اين کتاب، تکریم نقش همسران پیامبر اسلام در شکل گیری این دین بوده است. موسسه لانگوم طی بيانيه‌ای، تصميم انتشارات رندوم هاوز مبنی بر عدم انتشار کتاب جواهر مدينه را تهديدی برای جهان ادبيات اعلام کرد. بر اساس اين بيانيه: « هيچ کس انتظار ندارد که ناشران بايد هر آشغالی را که به دستشان می رسد چاپ کنند و جواهر مدينه شايد از نظر تاريخی يا ادبی کتاب خوبی نباشد اما مسئله اين است که رندوم هاوز از اول در باره انتشار آن با نويسنده توافق کرده و مبلغ ۱۰۰ هزار دلار به عنوان پيش پرداخت به نويسنده آن داده است اما بعد به خاطر خودسانسوری سياسی و ترس از توهين به مسلمانان يا ايجاد بلوا و خشونت از انتشار آن خودداری کرد.» در اين بيانيه همچنين آمده: «ما نمی‌توانيم تظاهر کنيم که اين نوع بزدلی بدون يک واکنش جدی از بين خواهد رفت. ما اين اقدام(يعنی قرار دادن رندوم هاوز در ليست سياه) را با اکراه انجام می دهيم چرا که رندوم هاوز اخيرا برنده جايزه بهترين رمان تاريخی آمريکايی بوده اما ما ناچاريم با اين موضوع برخورد کنيم.»
  زنان پیامبر , کتاب , رندوم هاوز , شری جونز , جواهر مدینه , سانسور ,

دستور وزیر بهداشت به اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها قبل از انجام مصاحبه با حراست هماهنگ كنید!
كامران باقری لنكرانی وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشكی در دستورالعملی، كارمندان و اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها را موظف كرد تا قبل از انجام هرگونه مصاحبه با حراست و روابط عمومی هماهنگ كنند.از آنجا كه اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها از طریق پژوهش‌ها و تحقیقات خود به آمارهایی دست پیدا می‌كنند به نظر می‌رسد این تصمیم وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشكی بر این اساس است كه راه دسترسی به آمارها مسدود شود. این دستورالعمل‌ها خطاب به معاونت‌های پژوهشی دانشگاه ‌ها صادر شده است. این اقدام در حالی صورت می‌گیرد كه چندی پیش نیزشنیده شد پژوهشكده دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی كه اعضای هیأت علمی دانشگاه در آن عضویت داشتند و فصلنامه رفاه را منتشر می‌كردند در آستانه انحلال قرار دارد.
  سانسور خبري , جريان آزاد اطلاعات , وزير بهداشت , دولت نهم ,

آمار هر روز در حال افزايش است: ادامه حذف کتاب از نمايشگاه
همزمان با سخنان معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در روز دوم برگزاري بيست و يکمين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران و پس از جمع آوري و توقيف بيش از 300 عنوان کتاب، مبني بر اينکه "جمع آوري و توقيف کتاب تنها مختص ايران نيست و اين کار در همه جاي دنيا انجام مي شود" ، ماموران اجرايي وزارت ارشاد و نمايشگاه کتاب در چند روز اخير با فشار بيشتري به کنترل و جمع آوري کتاب هاي داراي مجوز در نمايشگاه کتاب پرداخته اند. به گزارش خبرگزاري ايسنا و بنابر گفته ناشران و مسولين غرفه ها جدااز 300 عنوان کتاب توقيف و جمع آوري شده تا پايان روز دوم نمايشگاه، کتاب هايي مانند "داستان‌هاي اوالونا" اثر ايزابل آلنده با ترجمه‌ي علي آذرنگ ، "شيطان و دوشيزه پريم" نوشته‌ي پائولو كوئليو با ترجمه‌ي آرش حجازي (انتشارات كاروان) و "انحرافات اخلاقي سياستمداران جهان" نوشته‌ي کري سيگريو با ترجمه‌ي سيدحبيب گوهري راد (انتشارات توسن دانش) از نمايشگاه كتاب جمع‌آوري شده‌اند. همچنين بنا بر خبرهاي منتشر شده کتاب هايي از صادق هدايت ، سه کتاب از صادق چوبک و يک کتاب از فرخنده حاجي زاده نيز در روزهاي گذشته از نمايشگاه کتاب جمع آوري شده اند.كتاب‌هاي "مهپاره"، "روز اول قبر" و "تنگسير" نوشته‌ي صادق چوبك، "فوايد گياهخواري" و "نوشته‌هاي پراكنده"، "ديوار"، "زند و هومن يسن"، "زنده به گور"، "سگ ولگرد"، "سه قطره خون"، "گروه محکومين" و"وغ وغ ساهاب" اثر صادق هدايت و "زن عجم خوبه يا تي.ان.تي" نوشته‌ي فرخنده حاجي‌زاده ( انتشارات جامه دران)، "سه قطره خون"، "سگ ولگرد" و "زنده به گور" نوشته صادق هدايت نيز از غرفه هاي نمايشگاه جمع آوري و توقيف شده اند. همزمان با جمع آوري اين کتابها از نويسندگان ايراني، 16 عنوان كتاب خارجي نيز به دليل آنچه که "داشتن تصاوير غير اخلاقي" عنوان شده است از بخش كتاب‌هاي لاتين نمايشگاه كتاب تهران جمع‌آوري شده اند.
  نمایشگاه کتاب , تهران , سانسور , حذف کتاب ,

جمع‌آوری آثار کوئیلو، آلنده و صادق چوبک از نمایشگاه کتاب تهران
جمع آوری کتاب نیز در نمایشگاه تمامی ندارد و ظرف دیروز و امروز نیز دنبال شده است. دیروز کتاب های پائولو کوئیلو، ایزابل آلنده و صادق هدایت و صادق چوبک از برخی غرفه ها جمع آوری شد که مسئولان نمایشگاه علت جمع آوری این کتاب ها را مسائل محتوایی نمی دانند و معتقدند به علت عدم رعایت آیین نامه نمایشگاه (مانند فروش کتابی یک ناشر دیگر توسط ناشر یا فروش کتاب های تاریخ قبل و...) است، اما امروز از جمع آوری سه کتاب از بخش ناشران خارجی خبر رسید که علتش توهین به پیامبر اسلام و تشیع اعلام شده است.
  نمایشگا کتاب تهران , سانسور ,

تاريخ سانسور نشده اسلام
يك مشت گدای عرب از راه رسيدند در ميهن پررونق ما خانه گزيدند با روضه و با روزه در اين باغ پراز گل چون گاو دويدند و چريدند و خزيدند ------------------------------------------------------------------------------------------------------- وقت آن رسيده كه ماجرای واقعی پيدايش اسلام را از ابتدا با مدارك تاريخی بشنويم. اين فايلهای شنيدنی شامل مطالب مستندی است كه يك عمر از ما پنهان نگاه داشته اند. سعی شده كه در اين فايلها بيشتر به نكات سانسور شده پرداخته شود . ازهمگی شما خوانندگان عزيز خواهش ميكنم كه فايلهای صوتی اين پست را كه بسيار بسيار از نظر تاريخي ارزشمند و شنيدنی است در ميان دوستان متعصب مسلمان خود پخش كنيد و اطمينان داشته باشيد كه شنيدن فايلهای زير در بيداری هم ميهنانتان بسيار بسيار موثر خواهد بود...
  تاريخ , سانسور , اسلام ,

بیل گیتس: سانسور اینترنت موفق نخواهد بود / هیچ خطری بزرگتر از محدود کردن جریان آزاد اطلاعات نیست
بيل گيتس طي يك سخنراني كه در جمع دانشجويان دانشگاه استنفورد انجام شد، اظهار كرد: تلاش‌هايي كه از سوي كشورهايي مانند چين براي محدود كردن تبادل اطلاعات در اينترنت صورت مي‌گيرد در نهايت محكوم به فناست. او افزود : هيچ خطري بزرگتر از محدود كردن جريان آزاد اطلاعات در اينترنت نيست
  اینترنت , سانسور , گیتس , خطر ,

با هنر نمي‌شود كشتي گرفت (یادداشت داریوش مهرجویی درباره جشنواره فجر)
. مشكل ديگر، حذف و سانسور بي‌سابقه‌اي است كه امسال در مورد فيلم‌ها اعمال شده است. اين برمي‌گردد به همان توهم آشنا كه هرچه از گذشته آمده نادرست و اشتباه بوده و بايد حذف شود تا بتوان جهان، فرهنگ وهنر تازه‌تري ارائه داد؛ در حالي كه مسوولا‌ن و مديران فرهنگي خودشان هم نمي‌دانند كه اين جهان و هنر تازه چه چيزي است. حرف‌هايي كه آقاي شورجه هفته گذشته زد تاسف‌برانگيز و خنده‌دار بود، چرا كه نمي‌شود با هنر كشتي گرفت، نمي‌‌توان آن را مچاله يا پهن و دراز کرد...... بدترين چيزي كه اين روزها مي‌بينيم، عدم وجود گوش شنواست اين همه هر روز در روزنامه‌ها از بي‌نظمي برنامه‌ها انتقاد كردند، يك نفر نبايد جواب درست و حسابي بدهد كه چرا
  جشنواره ی فیلم فجر , سانسور , داریوش مهرجویی , جمال شورجه , کو گوش شنوا ,

اصغر فرهادی کارگردان ایرانی در نامه‌ای سرگشاده نسبت به وضعیت سانسور در جشنواره فجر :از چه در هراسید؟
او این نامه سرگشاده را در حالی می‌نویسد که وزارت ارشاد ایران از تهیهکنندگان فیلم «دایره زنگی» خواست تا تغییرات تازه ای را به اصلاحات قبلی اضافه کنند و تهیه کنندگان دایره زنگی در اعتراض به سانسور از حضور در جشنواره فجر انصراف دادند. فیلمنامه دایره زنگی را اصغر فرهادی نوشته و همسرش پریسا بخت آور آن را کارگردانی کرده است.به گزارش فردا نیوز اصغر فرهادی در این نامه نوشته است:« آقایان تازه از راه رسیده، سرتان را از زیر برف بیرون بکشید، اطرافتان را نگاه کنید تا ببینیم باز روی این برایتان باقی می‌ماند که در مصاحبه‌ها و گپ و گفت‌هایتان اعلام کنید، ما در کشوری آزاد زندگی می‌کنیم،
  جشنواره فجر , اصغر فرهادی , سانسور ,

حذف فیلم بهمن فرمان‌آرا از جشنواره فیلم فجر در آخرین روزهای ممیزی
باز هم یكی از كارگردانان بزرگ از جشنواره حذف شد. این بار نوبت بهمن فرمان‌آرا بود كه فیلم <خاك آشنا>ی او به دلا‌یل تكراری این روزها از برنامه جشنواره حذف شود. مسوولا‌ن پیش‌شرط حضور فیلم را در جشنواره، حذف صحنه‌ای از فیلم قرار دادند كه از نظر كارگردان ركن فیلم است. صحنه‌ای كه «بهمن نامدار» نقاشی كه از جامعه فرار كرده است و در دهی زندگی می‌كند، پس از شنیدن خبر مرگ دوستش بر پله‌ها می‌نشیند و از ته دل گریه می‌كند. گریه‌ای كه با جملا‌تی دردآور همراه است: <دیشب دوستم بر این در زد و من باز نكردم.> این دوست در چهل سال گذشته فقط قلم در دست داشته است. برای كارگردان آنچنان كه می‌گوید و قبل‌تر هم با مسوولا‌ن بارها صحبت كرده است، این صحنه بسیار مهم و كلیدی است. آنچنان كه فیلم به آن وابسته است و البته كلمات نمی‌تواند این تاثیر را نشان دهد. این تصویر است كه توانسته تاثیر خود را برجا بگذارد و فیلم را متفاوت كند. ‌ به گزارش روزنا، فرمان‌آرا تایید می‌كند كه به خاطر تن ندادنش به حذف پاره‌هایی از فیلم، فیلم از جشنواره حذف شده است، در حالی كه نام فیلم به عنوان یكی از فیلم‌های بخش مسابقه اعلا‌م شده بود. پیش از این فیلم‌های دیگری نیز به دلا‌یل غیرفنی از جشنواره حذف شده‌اند كه یكی از آنها نیز «آتشكار» به كارگردانی محسن امیریوسفی است. همچنین فیلم‌های دیگری نیز دچار مشكل و حذف و اصلا‌ح شده است، فیلم‌هایی مانند دایره زنگی، دیوار، همیشه پای یك زن در میان است و...در جشنواره‌های دوره گذشته نیز فیلم‌های <سنتوری> به كارگردانی داریوش مهرجویی و <آفساید> به كارگردانی جعفر پناهی علی‌رغم نمایش در جشنواره، امكان نمایش عمومی پیدا نكردند، اما در این دوره گویی وزارت ارشاد سیاست دیگری را پی گرفته است تا هزینه‌ای را كه برای توقیف سنتوری پرداخت كرد، پرداخت نكند. ‌
  فرمان آرا , سانسور , فیلم فجر , فرهنگ ,

رابطه بین نماز و آسانسور!
جهت اقامه نماز آسانسورها 20 دقیقه تعطیل می باشد!
  نماز , آسانسور ,

سانسور سخنان امام جمعه مشهد توسط خبرگزاری ایسنا
خبرنامه امیرکبیر: واحد مرکزی خبرگزاری ایسنا بخشی از سخنان امام جمعه مشهد را که در آن گفته بود: “در رستورانی وابسته به یک نهاد دولتی یک دفعه چراغ خاموش می‌شود و با ایجاد فضای دیسکو یک عده جوان دست به رقص می‌زنند و در این میان یک دفعه جوانی دست یک دختر را می‌گیرد و دختر فریادش بر می‌آید.” را سانسور کرد. این سخنان که توسط واحد خراسان خبرگزاری ایسنا منعکس شده است، توسط واحد مرکزی خبرگزاری ایسنا به صورت ” در رستورانی وابسته به یک نهاد دولتی، یک دفعه چراغ خاموش می‌شود و فضای دیسکو ایجاد می‌شود، یک عده جوان دست به رقص می‌زنند و…” منعکس شده است. علم الهدی امام جمعه مشهد، همچنین در سخنان خود در روز گذشته صدای موزیک تحریک کننده دختر و پسر در پارک ها را غیرقابل تحمل دانست. وی با بیان اینکه به جرات می‌گویم بعضی از نهادهای فرهنگی حتی در توسعه فساد هم موثر هستند، تصریح کرد: پخش موزیک در پارک‌ها به گونه‌ای است که آقا با خانواده متدین خود وارد پارک می‌شوند و از طرفی صدای موزیک تحریک کننده دختر و پسر، قابل تحمل نیست. علم الهدی افزود: “با بیان این‌ که اگر دولت نمی‌تواند چنین مسایلی را جمع کند، بگوید تا مردم جمع کنند، عنوان کرد: در این زمینه نیروی انتظامی با کمال شهامت طرح ارتقاء امنیت اجتماعی و اخلاقی را اجرا می‌کند، ولی دستگاه‌های فرهنگی هیچ حمایتی نکرده، گاهی اوقات حرف‌های تضعیف کننده هم بیان می‌کنند.” وی همچنین افزود: افزود: رمضان ماه خداست و فیلم ضد خدایی نباید در آن پخش شود و مردم را دچار غفلت نکند.
  سانسور , سخنان , امام جمعه مشهد , خبرگزاری ایسنا ,

افزایش 400 در صدی حوادث آسانسور در تهران، واحد مركزی خبر
مشاور شهردار تهران، از افزایش 400 درصدی حوادث آسانسور در تهران به علت قطع برق در چند ماه اخیر خبر داد . به گزارش واحد مركزی خبر، محمد ایازی در مراسم افتتاح پایگاه امداد و نجات كوهستان در ایستگاه 5 تله كابین توچال افزود : كار امداد كاری سخت است و خطر همیشه ماموران امداد و نجات را تهدید می كند و افزایش حوادث آسانسوری عملیات ماموران امداد و نجات به خصوص در سازمان آتش نشانی را بسیار سخت تر و بیشتر كرده است. وی با اشاره به ویژگی نزدیكی تهران به كوهستان گفت :‌ این ویژگی حوادث خاص خود را نیز دارد ، بنابراین راه اندازی پایگاه امداد و نجات كوهستان برای افزایش ضریب ایمنی در این مناطق ضروری است . ایازی در ادامه گفت : آتش نشانی در استخدام نیروهای آموزش دیده و كیفی بسیار موفق عمل كرده است و باید با تلاش برخی از عقب ماندگی ها و چالش های كاری خود را برطرف كند و در این راه نیز مسئولان خدمات شهری از هیچ گونه كمكی دریغ نخواهند كرد .
  آسانسور , حادثه , قطع برق ,

موضوعات مورد بحث