مرا به خاطر بسپار        بازیابی رمز عبور    ثبت نام در سایت
برچسب ها : شاملو + ( نتایج : 50 لینک )
از برگزاری مراسم يادبود احمد شاملو جلوگيری شد
ماموران انتظامی ايران، با محاصره کردن امامزاده طاهر و گورستان واقع در آن، روزچهارشنبه دوم مردادماه، مانع از برگزاری مراسم هشتمين سالگرد درگذشت احمد شاملو، شاعر نامدار ايرانی، شدند. فرخنده حاجی زاده، نويسنده، شاعر، و ناشر، که تصميم به شرکت در مراسم روز چهارشنبه را داشت، به راديو فردا گفت: «بعد از ظهر امروز، از ساعت از پيش اعلام شده برای آغاز گردهمايی بر سر آرامگاه احمد شاملو، انبوهی از خودروهای متعلق به نيروهای امنيتی و انتظامی مانع از ورود مردم و نيز هر گونه وسيله نقليه ای به محوطه امامزاده طاهر می شدند». در همین حال، خبرگزاری فارس گزارش داده است که نيروی انتظامی حاضر در اطراف امامزاده طاهر گفته است «اين مراسم فاقد مجوز قانونی است». این خبرگزاری بدون اشاره به تعداد کسانی که برای حضور در این مراسم به امامزاده طاهر رفته بودند، اضافه کرده است: عده‌ای که طبق هماهنگی قبلی با اتوبوس از تهران به کرج رفته بودند پس از مدتی سرگردانی به تهران بازگشتند. مراسم يابود احمد شاملو را کانون نويسندگان ايران سازماندهی کرده بود...
  شاملو , سالگرد , مراسم يادبود , نیروی انتظامی , امامزاده طاهر ,

ضرب و شتم شدید و بازداشت حداقل 4 نفر در سالگرد شاملو
در مراسم سالگرد احمد شاملو نیروهای امنیتی به ظرب و شتم مردم پرداخته و حداقل 4 نفر بازداشت شده اند.
  زنده یاد , احمد شاملو , سالگرد , ماموران انتظامی , جمهوری اسلام وحشت , از تجمع ,

رهایی از سنت در وصف‌های فروغ فرخزاد (دکتر شفیعی کدکنی)
فروغ اگر خالص ترين و برجسته ترين چهره روشنفكرى ايران در نيمه دوم قرن بيستم نباشد، بى گمان يكى از دو سه تن چهره هايى است كه عنوان روشنفكر به كمال بر آنان صادق است.فروغ، در هنر خويش، زلال است و خالص. همان است كه احساس مى كند و همان است كه مى گويد. در نگاه او، كه يك باره از مجموعه سنّت گسيخته و هنوز به هيچ چيز ديگرى نپيوسته است، «وَصْف»ها از لحاظ معنى شناسى خبر از «ناپايدارى» و «شتاب» و «ابهام» و «دوردست»ها مى دهند. اگر «سنّت» را كه در مركزِ آن نوعى «ايستائى و ثبات» وجود دارد با ويژگى «سكون» و «اطمينان» و «يقين» بشناسيم كه از چنين شناختى ناچاريم، سنّت گريزى او را و مدرنيّت او را در اين «وَصْف»ها به خوبى مشاهده مى كنيم. سنّت پديده اى است «ايستا» و نگاه سنّتى نگاهى است «مطمئن» اما نگاه فروغ از دريچه «وَصْف»هايش، نگاهى است كه در آن، همه چيز، «مغشوش» و «سرگردان» و «مشوّش» و «مضطرب» و «گيج» و «گذران» و «درهم» و «پريده رنگ» و «نامعلوم» و «بى اعتبار» و «فرّار» و «دوردست» و «پريشان» و «بى سامان» و «بى تفاوت» و «منقلب» و «بيهوده» و «لرزان» و «گنگ» و «سرگردان» و «گمشده» و «نشناخته» و «مرموز» و «بى قرار» و «عاصى» و «نامسكون» و «غربت بار» و «تاريك» و «رخوتناك» و «مشكوك» و «نامفهوم» و «پرتشنّج» و «ترسناك» و «ولگرد» و «مه آلود» و «سست» و «خسته و خواب آلود» و «مخدوش» و «پيچاپيچ» است. از منظر معنى شناسى، در مركز تمامى اين «وَصْف»ها نوعى «ابهام» و «بى قرارى» وجود دارد و اين «ابهام و بى قرارى» درست نقطه مقابل آن چيزى است كه سنّت بدان دعوت مى كند يعنى: «اطمينان و ثبات و يقين».
  فروغ فرخزاد , صادق هدایت , بوف کور , احمد شاملو , اخوان ثالث , سنت , مدرنیته , وصف , گسیختگی از سنت , سنت ستیزی ,

تصویر قبر تخریب شده فریدون فروغی و احمد شاملو به دست برادران حزب اله
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
  قبر , فریدون فروغی , احمد شاملو , حزب اله ,

«قشریون مطلق‌زده, اندیشه‌ آزادی را دشمن می‌دارند» سرمقالهء نخستين شمارهء «کتاب جمعه»، 1358، به سردبيری احمد شاملو
روزگار سیاهی در پیش است, روزهای پر ادباری که, گرچه منطقاَ عمری دراز نمی‌تواند داشت, از هم اکنون نهاد تیره خود را آشکار کرده است و استقرار سلطه‌ خود را در زمینه‌‌یی از نفی دموکراسی, نفی ملیت, نفی دستاوردهای مدنیت و فرهنگ و هنر می‌جوید. این چنین دورانی به ناگزیر پایدار نخواهد ماند, جبر تاریخ, بدون تردید آن را زیر غلتک سنگین خویش در هم خواهد کوفت, اما نسل ما و نسل آینده, دراین کشاکش اندوهبار زیانی متحمل خواهد شد که بی‌گمان سخت کمرشکن خواهد بود. چرا که قشریون مطلق‌زده, هر اندیشه‌ آزادی را دشمن می‌دارند و کامکاری خود را به جز به شرط امحاء مطلق فكر و انديشه غير ممكن مي‌شمارد. پس نخستين هدف نظامي كه هم‌اكنون مي‌كوشد پايه‌هاي قدرت خود را به ضرب چماق و دشنه استحكام بخشد و نخستين گامهاي خود را با به آتش كشيدن كتابخانه‌ها و هجوم علني به هسته‌هاي فعال هنري و تجاوز آشكار به مراكز فرهنگي كشور برداشته، كشتار همه‌ متفكران و آزادانديشان جامعه است.
  احمد شاملو , كتاب جمعه , آزادي , هجوم , قشريون , روشنفكران , كفن‌پوش ,

وسایل شخصی احمد شاملو به مزایده گذاشته شد
روز دوم تیرماه، در زیرزمین دادگستری کرج، وسایل شخصی احمد شاملو شاعر معاصر به درخواست پسرش سیاوش شاملو به مزایده گذاشته شد تا این وسایل به قیمت ۵۵۰ میلیون تومان توسط خود سیاوش شاملو خریداری شود.اشیایی که در میان آن از تابلوی اهدایی ایران درودی و طرح صورت احمد شاملو با قلم علیرضا اسپهبد تا زیر سیگاری و فندک احمد شاملو به چشم می خورد. اگرچه همسر شاملو، آیدا سرکیسیان روز گذشته درخواست قانونی خود را برای توقف این مزایده تسلیم دادگاه کرده بود اما طبق گفته حاضران و آگاهان به این پرونده ظاهرا این درخواست مورد موافقت دادگاه واقع نشده بود.سیاوش شاملو هدف خود را از این کار احداث موزه ای برای پدرش عنوان کرد و گفت: "چون تا کنون خانم سرکیسیان در راه اندازی این موزه اهمال کرده اند تصمیم گرفته ام شخصا وارد عمل شوم." بر اساس توافق نامه بین همسر و پسر احمد شاملو قرار بر این بوده که بعد از فوت آیدا سرکیسیان این موزه تاسیس گردد.
  موزه , احمد شاملو , مزایده , سیاوش شاملو , آیدا سرکیسیان ,

دانلود باغ آیینه احمد شاملو
احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت که تبار او به گفته شاملو در شعری از مجموعه‌ی مدايح بی‌صله، به اهل کابل برمی‌گشت؛ مادرش کوکب عراقی است. دوره‌ی کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هرچند وقت را در جایی به مأموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند
  شعر , ادبیات , دانلود , شاملو , باغ آیینه ,

راسيسم، ناسيوناليسم، دين (در سه پرده)
سروده اى از احمد شاملو
  احمد شاملو , سه پرده , راسيسم , ناسيوناليسم , دين ,

ابلها مردا عدوی تو نیستم من انکار توام
شعری از احمد شاملو
  شعراحمد شاملو ,

گفتگوی مسعود بهنود با آیدا ، همسر احمد شاملو درمورد او
این مصاحبه در سال 1347 خورشیدی انجام شد.چیزی نمانده چهل ساله شود. در آن زمان بسیار با احمد و آیدا بودم و روزی گفتم می خواهم مصاحبه کنم و این حاصلش شد. خودم نداشتم چاپ شده اش را، به نظرم در مجله روشنفکر چاپ شد. هر کس آن دو را یک آن با یکدیگر نگریسته باشد، خود این حقیقت را در می یابد. خانه شان تلفیق صمیمیت و صداقت است، خانه ای که هر گوشه اش اثری از انگشتان ظریف آیدا بر خود دارد.بر دیوار اتاق تصویر بزرگی از احمد با چشمانی نافذ و رویی که از نشاط جوانی بی بهره نیست، به چشم می خورد و در زیر این تصویر مردی نشسته است با چهره ای شکسته و مایوس که از دستیابی اندوه، شیارهایی بر آن نقش بسته. مردی با موهای سپید، چشمانی نافذ، پیشانی بلند و در کنار او، آیدا بلند و کشیده و اثیری با موهای سیاه. اول بار همدیگر را چگونه دیدید و چطور محبتی این چنین در دل تان لانه کرد؟
  آیدا , احمد شاملو , شاملو ,

هاچین و واچین، زنجیرو ورچین- نگاهي به اشعار كودكانه فروغ فرخزاد و احمد شاملو
با اين که فروغ و شاملو در شعرهاي كودكانه ظاهرا به هم نزديك مي‌شوند، اما تفاوت‌هاي عميقي كه بين شعر آن دو وجود دارد، در شعر كودكانه نيز، تفاوت‌هاي ظاهري حتا در زبان را كنار مي‌زند و دو گونه شعر كودكانه متفاوت را عيان مي‌كند. با اين حال پرداختن به اشتراكات ديد آن دو از اين منظر كه چگونه شيوه، بيان و ذهنيت شعري خويش را در شعر كودكانه نيز متبلور مي‌كنند و نيز از اين نظر كه شعر كودكانه چگونه در راستاي جهان شعري آن دو تعريف مي‌شود، هم داراي نكات قابل تاملي است و هم در فهم تفاوت‌هاي آن دو در اين گونه شعر ياري¬دهنده است. اين يادداشت كوتاه تلاشي است براي اشاره به برخي نشانه‌ها و رويكرد‌ها در شعر كودكانه اين دو شاعر، و بررسي دقيق‌تر اين موضوع نياز به كار پژوهشي گسترده‌اي دارد. دهه سی و چهل خورشيدي، زمانه‌اي است كه مدرنيته مي‌خواهد خود را به گذشته تحميل كند، آن را كنار بزند و افق‌هاي جديد را پيش روی زندگي شهرنشينان رو به تزايد ايران باز كند. زمانه‌اي كه شاملو و فروغ در خط مقدم اين جبهه نبرد هستند. اگر شاملو علاوه بر شعرش، در تمام زندگي‌ فرهنگي‌اش به جنگ تن به تن با سنت‌گرايان مي‌پردازد، فروغ نيز زندگي و شعر خود را چون نوعي زيستن نوين، در فضاي فرهنگ ايران گسترش مي‌دهد. شاملو با هر سخن و نظر و با هر شعر، سنگري جديد را فتح مي‌كند و قدرت شعر فروغ وجب به وجب خاكريز‌هاي شعر فارسي را در مي‌نوردد. هر دو هم‌زمان در چند جبهه مشغول‌اند. شاملو شعر جديد را از زهدان جامعه بيرون مي‌كشد، نقد مي‌كند، مجله چاپ مي‌كند و متون كلاسيك را بازخواني مي‌كند. و فروغ شعر را در دل شهر مي‌نشاند، فيلم مي‌سازد و در نهايت زندگي مي‌كند. شعر كودكانه در شعر اين دو به نوعي در راستاي اين تلاش‌هاي هر دو شاعر است. نه شاملو و نه فروغ، هيچكدام شعر كودكانه را شيوه و رويكرد اصلي شعر خويش قرار نداده‌اند. اما هر دو گوشه‌چشمي به اين شيوه نشان مي‌دهند كه از قضا اين گوشه‌چشم‌ها از بهترين نمونه‌هاي شعر كودكانه مدرن ما مي‌شوند. در واقع تجربه كردن و آزمودن شعر كودكانه نزد اين دو شاعر نيز مي‌تواند و بايد در راستاي ديگر تلاش‌هاي آنان ارزيابي شود. توجه آشكار به گسترش مدرنيزم و دغدغه پروراندن شعر مدرن و افق‌هاي جديد در شعر و هنر، بخشي از دغدغه كلي‌تر و آرمان‌خواهانه آن دو است. نبرد براي تثبيت شعر و هنر مدرن براي اين دو شاعر، بخشي از تفكر و دغدغه اجتماعي آن‌ها است كه اگر در فروغ به دليل مرگ نابهنگامش، تكامل خود را در جنبه‌هاي ديگر نشان نداد، در شاملو همراهي‌اش را با دغدغه‌ها و آرمان‌هاي سياسي نيز عيان كرد. فرم و مضامين شعر آن‌ها و نيز انسان در شعر آن‌ها، مويد اين است كه اين شعرها بخشي از يك نبرد اجتماعي بزرگ است براي عقب زدن ارتجاع و حركت به سوي آينده و فردايي كه در آن، انسان خود سازنده دنياي خويش است. شوق به آزادي، به رهايي انسان، و
  اشعار کودکانه , فروغ فرخ زاد , احمد شاملو ,

جمله سازي خاتمي که «شاملو» هم در آن باشد!(هادی خرسندی )
به پرزيدنت خاتمي سابق گفتند هشت سال پيش شاملو رفت و شما رئيس‌جمهور بودي. کمترين اشاره‌اي به درگذشت مطرحترين، سرشناسترين، و پرطرفدارترين شاعر معاصر ايران نکردي. شما که در مرگ اسدالله لاجوردي جلاد سوگواري نشان دادي و رفتي زير تابوت حافظ اسد را هم گرفتي .... گفت: شاملو مرا انکار کرده، من هم متقابلاً ... گفتند: نه‌خير. لطفاً سعي نکن اشتباه کني! و ترا، انکار هم نميکرد! منظورش نو نبودي. بيخود به خودت نگير. پرسيد: حالا ميگوئيد چکار کنم؟ گفتند: حالا که رئيس‌جمهور نيستي و نيروهاي انتظامي هم با علاقمندان شاملو خشونت کرده‌اند، شما يک خودي نشان بده. يک غيرتي، همتي، صفتي، جنمي. حداقل از خامنه‌اي فاصله بگير و يک جمله بگو که شاملو در آن باشد. گفت: ديشب در خدمت مقام معظم رهبري، شام لوبيا پلو خورديم!
  جمله سازي خاتمي شاملو هادی خرسندی ,

شعر" پریا" ساخته هادی خرسندی ، به مناسبت یورش پلیس به برگزار کنندگان مراسم سالگرد احمد شاملو
غصه‌دار گريه ميکردن پريا ....... یکی بود یکی نبود زیر چشماشون کبود تو کمیته‌ی کرج ست‌تا پری نیشسته بود زار و زار گریه میکردن پریا واسه رفتن به مزار گریه میکردن پریا نیروی انتظامی اومد جلو پریا شدن ولو - بسمه تعالا. گم‌شین پریا آی پری سراغ شاملو نریا ! (کل شعر در قسمت نظرات )
  ایران , هادی خرسندی , یورش پلیس , سالگرد , احمد شاملو ,

ضرب و شتم شدید شرکت کنندگان و بازداشت حداقل 4 نفر در مراسم سالگرد شاملو
در مراسم سالگرد احمد شاملو نیروهای امنیتی به ظرب و شتم مردم پرداخته و حداقل 4 نفر بازداشت شده اند. در این مراسم که از ساعت 5 عصر دوم مرداد در کرج برگزار شده است و تا این لحظه نیز ادامه دارد، نیروهای امنیتی با حضور در این مراسم اقدام به برهم زدن آن کرده و ضمن درگیری بسیار خشونت آمیز با مردم تلاش در متفرق کردن آن دارند، بنا به گزارشات دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب که در این مراسم حضور دارند اتوبوس های حامل اعضای کانون نویسندگان قبل از پیاده شدن اعضا توسط ماموران توقیف و به نقطه ی نامعلومی انتقال داده شدند، لازم به ذکر است این چهار بازداشت در حضور مردم اتفاق افتاده است و هنوز از بازداشت های دیگر خبر موثقی در دست نیست
  ایران , ضرب و شتم شدید , شرکت کنندگان , بازداشت , مراسم سالگرد شاملو ,

راز مرگ نویسنده شازده کوچولو اعلام شد
یک خلبان آلمانی زمان جنگ جهانی دوم گفته است که او احتمالا مسئول سقوط هواپیمای آنتوان دوسنت اگزوپری، نویسنده سرشناس فرانسوی است. هواپیمای آنتوان دوسنت اگزوپری، در سال 1944 ناپدید شد و علت سقوط هواپیمای حامل او برای مدت های طولانی نامعلوم بود. هرست ریپرت، خلبان آلمانی گفته است که هواپیمایی که او به طرف آن شلیک کرده، متعلق به اگزوپری بوده است. او تاکید کرده که اگر می دانست سرنشین این هواپیما چه کسی است، به طرف آن شلیک نمی کرد. آنتوان دوسنت اگزوپری نویسنده کتاب شازده کوچولو است که یکی از پرفروش ترین کتاب ها در دنیا است. این کتاب توسط محمد قاضی، احمد شاملو و ابوالحسن نجفی به زبان فارسی ترجمه شده که هر کدام از کتاب ها بارها تجدید چاپ شده اند. نویسنده شازده کوچولو در سال 1900 در لیون فرانسه به دنیا آمد. در بیست و یک سالگی خدمت نظامی خود را آغاز کرد و به عنوان خلبان تعلیم دید. . . .
  آنتوان دوسنت اگزوپری , نویسنده , شازده کوچول , مسافر کوچولو , محمد قاضی , احمد شاملو , ابوالحسن نجفی ,

هنوز هیچی نشده کار «عدل» مورد ادعا را چنین به اختناق کشیده‌اند (بخشی از نامه‌ی احمد شاملو در مورد روزنامه كيهان)
گفت وگوهایی که خبرنگاران کیهان و اطلاعات، حدود بیست روز پیش با من انجام داده بودند، خیلی ساده، ”به چاپ نرسید” ! کیهان در نهایت امر چاپ آن را مشروط کرد به “پس گرفتن یکی از سئوال های خبرنگار خود“ و در نتیجه، خذف پاسخ مربوطه، و اطلاعات صریحا اعلام کرد که مصاحبه از طرف یکی از آیات عظام که به ”سرپرستی اطلاعات“ منصوب شده است مورد سانسور کامل قرار گرفته و چاپ نمی شود! دوستان اطلاعاتی با شکایت از موضعی، که در آن دستگاه مطبوعاتی . پیش آورده اند، چیزهایی در حدود این معنی می گفتند که “فشار ، جان ما را به خرخرممان رسانده است و اگر ملاحظاتی در میان نبود تاکنون این سنگر را رها کرده بودیم“ کدام ملاحظات، دوستان؟ - آیا تاریخ مبارزه ای بیست و پنجساله، در آستانه نخستین پیروزی می تواند به همین سادگی فدای تعصبات مشتی خام اندیش شود که توانسته اند به تحریک میراث خواران رژیم گذشته دست و پای شما را از هم اکنون در پوست گردو بگذارند؟ - نه شما بودید که زیر فشار نظامیان شاه خم به ابرو نیاوردید و چنان به استقامت دست به بزرگترین اعتصاب مطبوعاتی سراسر تاریخ زدید؟ ما را گرفتار ” پاره ئی ملاحظات“ کرده اند و هنوز هیچی نشده کار”عدل“ مورد ادعا را چنین به اختناق کشیده اند. پس باش تا صبح دولتش بدمد!- اسباب تاسف است: منی که در شرایط اختناق سال ۵۰ آن قدر آزادی داشته ام که در همین روزنامه کیهان بنویسم که ” لیس خور چکمه ظالم به پنهانی زبان چکمه لیس ها است و قدرت ظلم آنها با طاقت تحمل مظلومان برآورده می شود“ اکنون فقط در فاصله چند روز که از ”نخستین مرحله انقلاب“ می گذرد آن قدر آزادی ندارم که از مفهوم این انقلاب برداشتی به دست بدهم، آیا این بوته خاری نیست که مستقیما از “پاره ئی ملاحظات“ شما آب خورده است
  احمد شاملو , اصلاعات , کیهان , روزنامه , اختناق , سانسور , آزادی , انقلاب ,

آیا مادر ِ احمدی نژاد برای شرکت در سالروز ِ درگذشت ِ همسرانش از وزارت ِ کشور مجوز می گیرد؟
تعدادی از نویسندگان و فرهیختگان ایرانی که قصد شرکت در مراسم ِ سالروز درگذشت احمد شاملو را داشتند توسط عوامل ِ مزدور رژیم دستگیر شدند. حکومت علت ِ دستگیری نویسندگان را عدم داشتن مجوز اعلام کرده است حال آن که در هیچ کجای دنیا برای برپایی مراسم سالروز ِ درگذشت، کسی احتیاجی به دریافت مجوز ندارد. گویا مادر ِ محمود احمدی نژاد پس از فوت پدر ِ محمود با شخص دیگری ازدواج کرده که البته شوهر دومش هم چندی پیش فوت کرد. حال این سوال پیش می آید که مادر احمدی نژاد برای شرکت در مراسم ِ سالروز ِ درگذشت ِ همسرانش از بخش داری ِ آرادان یا فرمانداری گرمسار یا استانداری سمنان یا وزارت کشور مجوز می گیرد؟ آخه چرا این قدر مسئولین این رژیم احمق هستند و مردم رو مثل خودشون احمق فرض می کنند؟ آخه کی واسه ِ سر ِ خاک رفتن مجوز می گیره؟
  احمدی نژاد , محمود احمدی نژاد , شاملو , احمد شاملو , وزارت کشور , مجوز , دستگیری , جمهوری اسلامی , مادر احمدی نژاد ,

امروز زندگی را آغاز کن / شعری از پابلو نرودا
به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی.. اگر سفر نكنی، اگر كتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نكنی./ به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی.. زماني كه خودباوري را در خودت بكشی، وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند./ به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی.. اگر برده‏ی عادات خود شوی، اگر هميشه از يك راه تكراری بروی … اگر روزمرّگی را تغيير ندهی اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی، يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.....
  پابلو نرودا , احمد شاملو , شعر , زندگی , مردن ,

آیدا در آینه اثر احمد شاملو
لبان‌ات// به ظرافت ِ شعر// شهوانی‌ترین ِ بوسه‌ها را به شرمی چنان مبدل می‌کند// که جان‌دار ِ غارنشین از آن سود می‌جوید// تا به صورت ِ انسان درآید// و گونه‌های‌ات// با دو شیار ِ مورّب،// که غرور ِ تو را هدایت می‌کنند و// سرنوشت ِ مرا// که شب را تحمل کرده‌ام// بی‌آن‌که به انتظار ِ صبح// مسلح بوده باشم،// و بکارتی سربلند را// از روسبی‌خانه‌های ِ دادوستد// سربه‌مُهر بازآورده‌ام// هرگز کسی این‌گونه فجیع به کشتن ِ خود برنخاست که من به زنده‌گی// نشستم//
  احمد شاملو , كتاب عاشقانه ها , آيدا در آينه , اثر نياز يعقوبشاهي , گزيده ي سروده هاي شاعران امروز ايران ,

ناصر زرافشان و چند عضو دیگر کانون نویسندگان بازدشت شدند
خبرنامه شیراز: دکتر ناصر زرافشان وکیل برجسته و از اعضای کانون نویسندگان ایران، طی مراسم سالگرد درگذشت احمد شاملو در کرج دستگیر شد. شنیده ها حاکی از این است که به همراه وی تعداد دیگری از اعضای کانون نویسندگان نیز بازداشت شده اند.بنا به گزارشات رسیده به خبرنامه شیراز، دکتر زرافشان و چند نفر دیگر از اعضای کانون نویسندگان پس از بازداشت به زندان اوین منتقل شده اند.
  ناصر زرافشان , سالگرد احمد شاملو , حقوق بشر , زندان اوین ,

تعهد در مقابل زبان نیمی از تعهدات اجتماعی
نوشتهای از « احمد شاملو » درباره‌ی زبان، اهمیت آن و این موضوع که تعهد در برابر زبان نیمی از تعهد اجتماعی است: مردی به شیدایی عاشق زبان مادریِ خویش‌ام. زبانی که در طول قرن‌ها و قرن‌ها ملتی پُرمایه رنج و شادی خود را بدان سروده است. زبانی ترکیبی و پیوندی که به هر معجزتی در قلمروِ کلام و اندیشه راه می‌دهد. حتا عربی که در فارسی وارد شد فارسی فارسی ماند. مشتی مفهوم را که لازم داشت از زبان عربی به نفع خودش مصادره کرد اما ساختارش را از دست نداد. زبانی که در پیرانه‌سری نیز ظرفیت‌های عظیم تازه‌یی در آن می‌یابم و برخوردم با آن برخورد با چیزی مقدس است. ...
  زبان، زبان فارسی، احمد شاملو، تعهد اجتماعی ,

صدای مصاحبه احمد شاملو با رادیو فرانسه
بسیار ساده و خودمانی است. محاحبه آیدا و همچنین قناری با صدای شاملو نیز هست.
  احمد شاملو ,

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی×××اگر سفر نكنی،×××اگر كتابی نخوانی،×××اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،××× اگر از خودت قدردانی نكنی.
  مردن , شاملو , پابلو نرودا ,

بخشی از زندگی و عشق احمد شاملو با صدای آیدا
به همراه تصاویری کمیاب به صورت فلش.
  احمد شاملو آیدا ,

آیت‌الله خامنه ای و اصحاب قلم
آیت الله خامنه ای، زبان شاملو در شعر "پریا" را زبان ابتذال تشخیص داده است اما زبان شاعر مکتبی علی معلم را زبانی می‌پندارد که "کارهرکس نیست" و فقط شعرای "گردن کلفتی" مثل علی معلم (یوسفعلی میر شکاک و موسوی گرمارودی و دیگر" گردن کلفت"های شعر) می‌توانند ازعهده‌اش بر بیایند! /// ولی فقیه, آیت‌الله خامنه‌ای, "بحر العلومانه" آثاری منتشر کرده است که همان ویژگی‌های آثار امام‌اش را دارد. در عرصه فرهنگ و هنر خامنه‌ای اما با خمینی تفاوت‌هایی دارد. یکی از تفاوت‌ها این است که خامنه‌ای "شاعر" نیست اما " اهل هنر و ادب" می‌نماید. در رابطه با قلم و اهل قلم نیز در حرف مثل امام‌اش نمی‌نماید ولی در عمل راه همان "شاعر"ی که قاتل قلم و اهل قلم بود را رفته و می‌رود. به هنگام کاندیداتوری ریاست جمهوری گفته می‌شد که آیت‌الله خامنه‌ای اهل موسیقی‌ست و حتی تار می‌نوازد. گفتند که "طبع هنر پرورانه" ای نیز دارد و با شعرا, به ویژه برخی شعرای همولایتی‌اش, همچون زنده یاد مهدی اخوان ثالث, حشر و نشری داشته است. و وقتی اخوان از شاعر گرانقدر اسماعیل خویی خواست تا اجازه دهد او نزد خامنه‌ای برود و شفیع‌اش شود تا شاعر بزرگ تبعیدی بتواند به ایران بر‌گردد و" مثل بچه‌ی آدم " برود فلسفه درس بدهد , وجود حشر و نشرهای " هنر پرورانه" رهبر تقویت شد. البته به یاد داریم پاسخ زیبا و قاطع اسماعیل خویی به اخوان ثالث را. اسماعیل خویی ضمن رعایت احترامی سزاوارانه نسبت به استادش اخوان ثالث, همراه با رد پیشنهاد او نوشت: "این ما هستیم که باید آخوند‌های آدمخوار را ببخشیم نه آن ها ما را".
  خامنه‌اي , شعر , ولي فقيه , اصحاب قلم , شاملو , اخوان ثالث , اسماعيل خويي , علي معلم دامغاني ,

فروغ فرخ زاد ، انسان مدرن ایرانی
« انسان فروغ نه آن انسان کلی و سمبولیک نیما و اخوان ست ، نه انسان رمانتیک توللی و مشیری و نادرپور ، نه انسان اسطوره ای سپهری و نه آن شیرآهنکوه مرد شاملو که میدان خونین سرنوشت به پاشنه ی آشیل در می نوردد6. انسان فروغ ، انسانی عادی و ساده است که در میان کوچه و بازار می گردد و با تمام عیب و نقص ها و خوبی و بدی و سستی و کمال و زشتی و زیبایی اش انسان است »
  فروغ فرخ زاد , نیما , اخوان , توللی , مشیری , نادرپور , سپهری , شاملو , انسان سمبولیک , انسان رمانتیک , انسان اسطوره ای , شیرآهنکوه , انسانی عادی ,

نامه شاملو به آیدا و میزان خوشحالی مردم دنیا به روایت تصویر!
ببینید
  شاملو ,

"شكاف" شعر احمد شاملو در ستايش خسرو گلسرخي
احمد شاملو این شعر را درستایش وسوگ خسرو گلسرخی سروده است
  احمد شاملو , شعر معاصر ایران , خسرو گلسرخی , نصرت درویشی ,

شاملو شاعر بامداد
و عشق را کنار ِ تيرک ِ راه‌بند تازيانه مي‌زنند.
  شاملو ,

چهرهای ادبی و هنری به روایت کاریکاتور
مجموعه کارکاتورهایی از چهره های ادبیات، سیاست، هنر و... ایران و جهان ( فروغ فرخزاد، صادق هدایت، احمد شاملو،... فردریش ویلهم نیچه، ساموئل بکت ... ) . اثر «هژبر میرتیموری»
  کاریکاتور , فروغ فرخزاد , صادق هدایت , احمد شاملو , فردریش ویلهم نیچه , ساموئل بکت , هژبر میرتیموری ,

چه کسی فيلم شاملو را ساخت؟
انتشار فیلم‌نامه فیلم‌های مستند نه تنها در ایران بلکه در غرب نیز امر رایجی نیست. کمتر ناشری حاضر است فیلم‌نامه یک فیلم مستند، هرچند از نظر سینمایی برجسته را منتشر کند. چرا که سینمای مستند مخاطبان خاص و محدودی دارد و سرمایه‌گذاری در این زمینه سود چندانی برای ناشران ندارد. در چنین شرایطی انتشار فیلم‌نامه فیلم مستند «احمد شاملو، شاعر بزرگ آزادی» به‌ وسیله انتشارات شرکت کتاب در لوس‌آنجلس، اقدامی شایسته و درخور توجه است. فیلمی که بهمن مقصودلو، منتقد فيلم و تهيه‌کننده فيلم‌های کوتاه و مستند آن را در سال ۲۰۰۰ با کمک برادرش بهروز مقصودلو و به کارگردانی مسلم منصوری تهیه کرد و تنها فیلم مستندی است که درباره‌ی احمد شاملو در زمان حیاتش ساخته شده است.
  فيلم شاملو ,

شعری از احمد شاملو (به یاد یعقوب مهرنهاد)
برای آنان که انسانیت خود را فراموش کرده اند و سکوت کرده اند.
  یعقوب مهرنهاد , احمد شاملو ,

فاجعه در زبان فارسی در سخنان شاملو
این دردی که گفتنش زبانم را می سوزاند و نگفتنش مغز استخوانم را
  شاملو , زبان فارسی ,

ترانه جدید شاهین نجفی به مناسب سالگرد درگذشت احمد شاملو
"طرف ما شب نیست چخماق ها کنار قبیله بی طاقتند ..."
  ترانه شاهین نجفی , احمدشاملو ,

سالگرد احمد شاملو ------- کاریکاتوری از نیک آهنگ کوثر
بدون شرح
  احمد شاملو , کاریکاتور , نیک آهنگ کوثر ,

تکه تکه شدن اموال شاملو در برابر چشمان دیگران
به فروش رفتن وسایل و لباس تنش در دادگستری کرج لکه ننگی است که باعث و بانی اش وارثان ژنتیک شاملو هستند و نه وارثان معنوی او. شاملو مدتها پیش از مرگش به این موضوع پی برده بود. احمد شاملو سالها پیش از آشنایی با آیدا آنقدر در زندگی زناشویی اولیه خود، سرخورده شده بود که رفت و عمل جراحی کرد و خود را عقیم کرد تا دیگر به صورت ژنتیکی تولید مثل نکند. کسانی که در سالهای آخر به دور شاملو خزیدند و خود را فرزندان او خواندند در سالهای فقر و تنگدستی با شاملو شریک نبودند. آیدا بود که کنار شاملو ایستاد و با "کیمیای محبت" خود او را از گزند بسیاری از لاشخوران و پول خواران و کلاشان در امان نگاه داشت.
  شاملو , اموال , کرج ,

بامداد در مزایده
هزار و پانصد یک هزار و پانصد دو هزار وپانصد سه .....احمد شاملو فروخته شد به این آقا
  شاملو ,

دیدار با آن غول زیبا بر صندلی چرخدار (رضا علامه زاده)
دیروز داشتم به شعر «زخم و مرگ» از فدریکو گارسیا لورکا که با صدای خودش از یک رادیو اینترنتی به نام «رادیو سر وانتس» پخش می‌شد گوش می‌دادم که به یاد ترجمه شیوای شاملو از همین شعر افتادم. بعد، برای ساعت‌ها ذهنم از شاملو جدا نشد. یاد تماس‌های تلفنی‌ام با او، دو سالی پیش از مرگش، وقتی با آن همه شور و اشتیاق در آرزوی ساختن فیلمی از او بر مبنای فیلمنامه‌ام، «وصیت‌نامه ققنوس» بودم افتادم؛ به یاد آن همه ناسزا که در روزنامه‌ی کیهان و رسالت و حتی مجلس شورای اسلامی به خاطر همین طرح به من و شاملو داده شد؛ به یاد آن همه افترا که هم‌دهنان کیهان و رسالت در خارج از کشور به من زدند. و باز از زخم بی‌پروائی که نادوستانی چند در همین رابطه بر من وارد آوردند دلم گرفت. اما همان لحظه به یاد ویدیوئی کوتاه که در همان زمان «کلارا خانز»، شاعره‌ی اسپانیائی، از شاملو و خودش از ایران برایم به ارمغان آورده بود افتادم و دردم فراموشم شد. چرخی در توده‌ی بی‌شکل ویدئوهایم زدم و تا پیدایش نکردم قرار نگرفتم. دستی به سر و روی آن کشیدم و بی‌آنکه تدوینش کنم (چرا که جای تدوین نداشت) این ویدیوی خانگی را که پنج دقیقه بیشتر نیست برای دیدن شما در صفحه‌ام در یوتیوب گذاشتمش که با کلیک روی عکس زیر می‌توانید آن غول زیبا را پس از بریده شدن پا، بر صندلی چرخدار ببینید.
  احمد شاملو , کیهان , جمهوری اسلامی , توهین , ناسزا , فیلم , صندلی چرخدار , فدریکو گارسیا لورکا , رضا علامه‌زاده ,

درختی فراسوی سکوت/ شعري براي احمد شاملو ( شعر جهان)
کلارا خانس، این شعر را پس از دیداری در سال ۷۸ با احمد شاملو نوشته است.
  احمد شاملو , کلارا خانس , شعر معاصر , شعر جهان , نصرت درویشی ,

هرگز مگو هرگز
پارسال قبل از سفرم به مالزی، سریالی از شبکه یک پخش می شد با عنوان مدار صفر درجه. کار بسیار خوش سختی و گیرایی بود. از جمله گیرایی هایی که برایم داشت شعر هایی بود که در سریال خوانده می شدند و فلسفه هایی بود که از آنها سخن می رفت. در آخرین قسمتی که من مشاهده کردم شعری از پل الوار از سوی جبیب به معشوق یهودی اش تقدیم شد با این شرح: سپيده که سر بزند در اين بيشه زار خزان زده شايد دوباره گلی برويد شبيه آنچه در بهار بوييديم پس به نام زندگی هرگز مگو هرگز ... من این شعر آن زمان برای همه ی دوستانم فرستادم ولی در نقطه ای دیگر، در اوج نا امیدی و غربت دوستی آن را برایم فرستاد. قسمت و یا شعر دیگری هم در اعدام دو تن از دوستانشان خوانده شد:
  پل الوار , مدار صفر درجه , شعر , احمد شاملو ,

با يك تلفن از ضیا’ آتابای ، من را متهم به جاسوسي كردند !
هرگاه شخصي به موبايلم زنگ مي زد ، آن دختر خانم سريع كارش رو رها كرده و به بهانه بازي با گوشي ام ؛ آن ها رو يادداشت مي كرد !! و يا با ترفندي خاص از من در باره شبكه تلويزيوني NITV مي پرسيد !! من ساده هم با آب و تاب در باره آن كانال تلويزيوني و مزاياي خبرنگار بين المللي هي وراجي مي كردم ..! و گاهي هم وارد محدوده قمپز شده والكي از ارسال خبرهاي رنگارنگ و گزارش هاي فرهنگي به ضياء جون چاخان مي كردم ! و به قدري جو گير مي شدم كه دامنه تخيلاتم رو افزايش داده و از دستمزد و حقوق و مزاياي كلان به دلار و دعوت به هونولولو و فلوريدا سخن مي گفتم ..!!
  ضياء آتاباي , حاج آقا پورمحمدي , شبكه تهران , حراست , جاسوسي , شاملو ,

قصه دختراي ننه دريا
یکی از زیباترین اشعار شاملو
  شاملو , دختری ننه دریا ,

نکته پوشیده​ست و آدم واسطه
آدم‌ها متفاوتند، بعضی حاضرند سنگی را ببوسند و هرچه دارند در راه ایدیولوژی خود فدا کنند، برخی در برابر ظالم‌ترین حاکم هم سر فرو نمی‌آورند و دل قوی می‌دارند. بعضی هر چه بگویند بوی کهنگی و منفی‌نگری می‌دهد، زبانشان تلخ است. بعضی تلخ‌ترین داستان‌های تاریخ را شیرین و شنیدنی تعریف می‌کنند. بعضی اگر مخاطب رازی مگو باشند در یک شب بارانی، در دلت شک نداری صندوقچه‌ی دل تودرتوشان آنقدر امن هست تا رازت را نهان کند. بعضی به هر تخته‌پاره‌ای چنگ می‌زنند تا رازت را بدانند و هزار قسم می‌خورند، تا بشنوند. اما از فردا معلوم نیست در کدام کوی و کدام برزن جار خواهند زد. چه اگر تو مرده باشی و نتوانی جواب سختی به رفیق فراموش‌کارت بدهی. (( نکته پوشیده​ست و آدم واسطه / خیمه​ها بر ساحل اعظم زنیم )) - (( چون به تخت آید سلیمان بقا / صد هزاران بوسه بر خاتم زنیم )) - مولانا
  شاملو , یداله رویایی , یدالله رویایی , عباس معروفی , احمد شاملو , ایدا , آیدا ,

شعری از شاملو با صدای شاعر
آه ، امیرزادهء کاشیها با اشکهای آبی ات ( واقعا زیباست )
  شعر , شاملو , صدای , شاعر ,

به آرامی آغاز به مردن می کنی اگر.....
اگر سفر نکنی، اگر چيزی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی به آرامی آغاز به مردن ميکنی زمانيکه خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری ديگران به تو کمک کنند به آرامی آغاز به مردن ميکنی اگر برده عادات خود شوی، اگرهميشه از يک راه تکراری بروی... اگر روزمرگی را تغيير ندهی اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی، يا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی به آرامی آغاز به مردن ميکنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش، و از چیزهايي که چشمانت را به درخشش وا ميدارند و ضربان قلبت را تندترمی کنند، دوری کنی... به آرامی آغاز به مردن ميكني اگر هنگاميکه با شغلت نيستی، آنرا عوض نکنی اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی اگر ورای روياها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل يکبار در تمام زندگيت ورای مصلحت انديشی بروی. امروز زندگی را آغاز کن! امروز کاری بکن! امروز مخاطره کن! نگذار که به آرامی بميری... شادی را فراموش نکن!
  پابلو نرودا , احمد شاملو ,

قصه مردی که لب نداشت ( شعر بلند وآهنگين )
خنده‌ی بي‌لب کي ديده؟/ مهتاب ِ بي‌شب کي ديده؟/ لب که نباشه خنده نيس/ پَر نباشه پرنده نيس
  شعر معاصر ایران , احمد شاملو , نصرت درویشی ,

احمد شاملو می خواهد بخنداند!
طنزی از بامداد شعر فارسی با صدای او درباره ی آلودگی زبان.....
  احمد شاملو بخنداند ,

دکلمۀ شعر با صدای خود شاعر و برخی دکلمه گویان آشنا
مهدی اخوان ثالت،فروغ فرخزاد ، احمد شاملو ،خسرو شکیبایی، مازیار، مریم حیدر زاده ، حسین پناهی ، خلیل جوادی و .... + داستان های صوتی برای کودکان+دانلود
  مهدی اخوان ثالث , فروغ فرخزاد , احمد شاملو , خسرو شکیبایی , مازیار , مریم حیدر زاده , حسین پناهی , خلیل جوادی و .... , داستان های صوتی برای کودکان , دانلود , دکلم ,

شازده کوچولو
شازده کوچولو اثر آنتوان دو سن‌تگزوپه‌ری برگردان احمد شاملو ...........شهریار کوچولو گفت: -بیا با من بازی کن. نمی‌دانی چه قدر دلم گرفته… روباه گفت: -نمی‌توانم بات بازی کنم. هنوز اهلیم نکرده‌اند آخر. شهریار کوچولو آهی کشید و گفت: -معذرت می‌خواهم. اما فکری کرد و پرسید: -اهلی کردن یعنی چه؟ روباه گفت: -تو اهل این‌جا نیستی. پی چی می‌گردی؟ شهریار کوچولو گفت: -پی آدم‌ها می‌گردم. نگفتی اهلی کردن یعنی چه؟ روباه گفت: -آدم‌ها تفنگ دارند و شکار می‌کنند. اینش اسباب دلخوری است! اما مرغ و ماکیان هم پرورش می‌دهند و خیرشان فقط همین است. تو پی مرغ می‌کردی؟ شهریار کوچولو گفت: -نَه، پیِ دوست می‌گردم. اهلی کردن یعنی چی؟ روباه گفت: -یک چیزی است که پاک فراموش شده. معنیش ایجاد علاقه کردن است. -ایجاد علاقه کردن؟ روباه گفت: -معلوم است. تو الان واسه من یک پسر بچه‌ای مثل صد هزار پسر بچه‌ی دیگر. نه من هیچ احتیاجی به تو دارم نه تو هیچ احتیاجی به من. من هم واسه تو یک روباهم مثل صد هزار روباه دیگر. اما اگر منو اهلی کردی هر دوتامان به هم احتیاج پیدا می‌کنیم. تو واسه من میان همه‌ی عالم موجود یگانه‌ای می‌شوی من واسه تو. شهریار کوچولو گفت: -کم‌کم دارد دستگیرم می‌شود. یک گلی هست که گمانم مرا اهلی کرده باشد. روباه گفت: -بعید نیست. رو این کره‌ی زمین هزار جور چیز می‌شود دید........
  شازده کوچولو , شاملو ,

گزارش
حمالان پوچی مرزهای دشوار تحمل را شکستند. - تکبیر برادران! همسرایان وحدت با حنجرهای بی‌اعتقادی حماسه‌های ایمان خواندند. - تکبیر برادران! کودکان شکوفه افسانه دوزخ را تجربه کردند. - تکبیر برادران! و ما با نگاه ناباور فاجعه را تاب آوردیم. هیچ‌کس برادر خطابمان نکرد. و به تشجیع ما تکبیری بر نیاورد. تنهایی را تاب‌آورده‌ایم و خاموشی را، و در اعماق خاکستر میتپیم. مدایح بی‌صله – احمد شاملو چاپ آرش - استکهلم
  احمد شاملو ,

  آمار سایت
بازدید امروز : 26535
بازدید دیروز : 53935
کل بازدیدها : 3672362
کاربران آنلاین : 9 نفر
مهمانان آنلاین : 12 نفر
کل کاربران : 4586 نفر
جدیدترین کاربر : saead817
از دنباله حمایت کنید
donbaleh
<a href="http://www.Donbaleh.com"> <img src="http://donbaleh.com/style/logo2.gif" style="border:0" alt="Donbaleh" title="donbaleh"/> </a>