مرا به خاطر بسپار        بازیابی رمز عبور    ثبت نام در سایت
برچسب ها : شهر + ( نتایج : 50 لینک )
ای کاش همه جای ایران آریاشهر بود...
این خبر خیلی هیجان ‌زده‌ام کرد. "شنبه ساعت ۷ بعد از ظهر در فلکه دوم آریا شهر (روبروی برج گلدیس) در پی دستگیری دختر جوانی توسط گشت ارشاد به دلیل نا معلوم باعث به وجود آمدن درگیری بسیار شدید میان پلیس و مردم شد. زمانی که خودروی ون گشت ارشاد قصد حرکت داشت با مقاومت مردم روبرو شد. و مردم از حرکت کردن خودروی گشت جلوگیری کردند. در همین حین مردم که اکثر آنها پسر و دختر های جوان بودند شعار هایی بر علیه نیروی انتظامی دادند. در مجتمع گلدیس دیگر کسی حضور نداشت و همگی روبروی درب این مجتمع تجمع کرده بودند. پلیس که وضعیت را بسیار بحرانی میدید محل را به سرعت ترک کرد اما دو سرباز گشت ارشاد را به دلیل عجله فراوان با خود نبردند که با حمله شدید مردم به این دو سرباز.آنها نیز پا به فرار گذاشتند." اعتراض به دستگیری و کتک زدن دخترای ایرانی به خاطر پوشششون(چند تا شین داشت!) کوچکترین خواسته‌ی ما می‌تونه باشه. وقتی من به مأمورا برای دستگیری اون دختر اعتراض کردم. تنها یک مرد مسن به طرفداری اومد جلو و ما دونفری هیچکاری نتونستیم بکنیم و اون دخترو بردن. اما اگه همه با هم همبستگی و اتحاد داشته باشیم همینطوری تا ناکجاآباد فراریشون می‌دیم... حالا شاید این جریان یه بدعتی باشه برای اینکه ما مردم احساس مسئولیت کنیم بر اونچه که داره بر سرمون میاد و نمی‌دونیم بی‌خیالیمون چه بر سر ما و مملکتمون داره میاره!.. فیلمشو ببینید و کیف کنید
  آریاشهر , تظاهرات , مقاومت , مردم , جوانان , تهران , ایران , ماموران , شعار ,

گرافیتی: اشعار حافظ بر دیوارهای بزرگترین شهر آمریکا
"خورشید هرگز به زمین نمی‌گوید تو به من بدهکاری" بخشی از پروژه‌ی بهسازی فضاهای شهر مینپولیس به اشعار شاعر پرآوازه‌ی ایرانی تعلق دارد.
  حافظ , شهر , گرافیتی , دیوار ,

چند ساعت تا افتتاح سینما آزادی ...
مجموعه فرهنگی سینمایی آزادی با آماده‌سازی پنجمین و آخرین سالن مجموعه در کمتر از 24 ساعت آینده برای بهره‌برداری در جشنواره فیلم فجر کاملا آماده می‌شود.
  سینما آزادی , شهرفرنگ ,

فیلم سکسی رئیس ستاد اقامه نماز تویسرکان هم در آمد!
حجه السلام والمسلمین حسن گلستانی رئیس ستاد اقامه نماز شهرستان تویسرکان و از اعضای هیات امنای ستاد ائمه جمعه و جماعات استان همدان (نهادی که منصوب مستقیم مقام رهبری است ) در هفته گذشته به یکی از خبر سازترین روحانیت کشور تبدیل شده است ، البته ایشان نه هاله نور دارند و نه از کرامات رهبر و رئیس جمهور ولایی سخن گفته اند ، نه درباره امام زمان حرف زده اند و نه همچون سردار زارعی اقامه نماز جماعت آنچنانی کرده اند که اینبار ایشان با حرکات موزونشان و به صورت فرادا و تک نفره خالق یکی از منحصر به فرد ترین فیلمهای س ک س ی در بستر نظام جمهوری اسلامی شده اند بطوریکه سردار زارعی و آن مداح چاپلوس رهبری عبدالرضا هلالی باید حالا حالاها بیایند در محضر این استاد بزرگ شاگردی و تلمذ نمایند . ماجرا از این قرار است که ایشان یک دل نه صد دل شیفته همسر یکی از کارکنان ستاد اقامه نماز تویسرکان نهادی که زیر نظرش اداره می شده ، شده اند و همسر بخت برگشته را برای ماموریت کاری به همدان می فرستند (شما بخوانید نخود سیاه ) و همسر خودش را هم طبق فرمایش خودشان در فیلم می فرستند خانه والده برای صله ارحام و خانم مربوطه را به منزل خودشان که اینبار حکم مکان را داشته است دعوت می نمایند و می گویند : هیچ کس نیست منو که میشناسی قرار نیست با هم نصاصی بکنیم ! و مابقی را هم خودتان می توانید حدس بزنید دیگر ... متاسفانه فیلم موجود آنقدر شرم آور بود که من فقط در همین صفحه دقایق اولش را آورده ام و دیدن ادامه اش را البته توصیه نمی کنم اما برای آن دسته از افراد که همیشه پیشاپیش اعلام می کنند نه این ساختگی است دروغ است و ... درست مثل همانهایی که همیشه چشمشان را دوست ارند برای واقعیات ببندند و جمهوری اسلامی و عمالش را معصوم و معصوم زاده بشمارند در اینجا می گذارم که بروند ببینند.
  حجه السلام والمسلمین , حسن گلستانی , رئیس ستاد اقامه نماز , شهرستان تویسرکان , هیات امنای ستاد ائمه جمعه ,

زنان روسی نیروگاه بوشهر بدون حجاب تردد میکنند !
خبرگزاری فرانسه بیست و هشتم ژانویه 2008 تصویری را از یک تکنسین زن روسی شاغل در نیروگاه اتمی بوشهر مخابره کرد که مدعی است کارمندان زن روسی در داخل محوطه این نیروگاه بدون حجاب و پوشش موی سر فعالیت می‌کنند!
  نیروگاه بوشهر , زنان روسی , حجاب ,

فیلمی غم انگیز از زنانی که به خاطر فقر و بی پناهی تن به خودفروشی می دهند
از کجا بیاریم؟ مجبوریم هر جور شده پول کرایه خونمون رو جور کنیم. یکی ماشین داره یکی موبایل داره منم دلم میخواد یک اتاق تکی برای خودم داشته باشم. منم دوست دارم برم مدرسه, برم دانشگاه, برم باشگاه. یکی آرزوشه هفته ای یک دفعه غدای خوب بخوره.
  فقر , فحشا , بی پناهی , خود فروشی , زنان , ایران , جمهوری اسلامی , جنوب شهر , شمال شهر ,

سد سلمان فارسی؛ این بار یک شهر غرق می شود
آبگيری کامل سد سلمان فارسی، شهر ساسانی «يرج» را که قدمتی دوهزار و دويست ساله دارد، به زير آب می برد. برای اولين بار اين خبر را، خبرگزاری ميراث فرهنگی، در فروردين ماه روی خروجی خود فرستاد. در اين خبر آمده است که « کاوش های باستان شناسی بطور کامل در اين منطقه انجام نشده است». اين خبر همچنين تاکيد دارد که بخشی از شهر، بدون اين که عمليات کاوش روی آن انجام شود، کاملا" به زير آب رفته است. همين خبرگزاری، در ارديبهشت ماه، در خبر ديگری نوشت که «سنگهای قيمتی، مربوط به دوران هخامنشی، در شهر «يرج» به دست آمده است». بنابر گزارش اين خبرگزاری، آب گيری اين سد، بدون هماهمنگی با سازمان ميراث فرهنگی انجام شده است. ساخت اين سد از چهارده سال پيش، يعنی در دوران رياست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، بر روی رودخانه قره آقاج، در محل تنگه کارزين آغاز شد و اکنون آماده بهره برداری است. اما «يرج» کجا است و چرا باعث اختلاف شده است؟ در پنجاه کيلومتری جهرم و ده کيلومتری قيروکارزين، شهری بسيار قديمی وجود دارد که، هزاران سال قبل بر اثر زلزله از بين رفته، اما کوچ نشينان و عشاير، در بقايای اين شهر همچنان زندگی می کنند و اين روستا «يرج» خوانده می شود. «يرج» ،بنابر کشف باستان شناسان، يکی از مدرن ترين شهرهای دوران ساسانی است که با توجه، به نوع معماری شهر، وسايل کشف شده و حکاکی های به دست آمده، باستان شناسان فرصت شناسائی حلقه گم شده تاريخ ايران، يعنی دوران فراهخامنشی را دارند. «يرج» از فراهخامنشی تا پايان دوران ساسانی دکتر عليرضا جعفری زند، سرپرست تيم تحقيق شهر «يرج» در گفت وگو با راديو فردا ازيافته هايشان اين طور می گويد:«يک محوطه مذهبی را کار کرديم که اين محوطه را بعدا" نام گزاری کرديم، زيرا بقايای آتشکده ای را در اينجا شناسائی کرديم که متعلق به اوائل دوره ساسانی هست و از نظر معماری، شبيه به آتشکده فيروز آباد يا کاخ معروف اردشير است». وی می افزاید:«قسمت ديگری که در اين شهر کار کرديم، بخش صنعتی شهر بود، که دارای کوره های متعدد پخت سفال بود و اين کارگاه ها بسيار منظم و در يک خيابان قرار گرفته بودند و تمام مسائل دقيق در آنها رعايت شده بود».آقای جعفری زند اضافه می کند:«ازدقيق، منظورم اين است که، به عنوان مثال باد اين منطقه از شرق به غرب می وزد، کارگاه ها دقيقا"، طوری بر خلاف اين جهت باد، ايجاد شده بودند که اگر آتش سوزی اتفاق می افتاد، آتش به شهر سرايت نکند». سرپرست تيم تحقيق شهر «يرج» می گوید:« قسمت ديگری که ما در اين شهر کار کرديم، منطقه فراهخامنشی بود که ساختمان چهارگوش از خشت به دست آورديم، که پلان اين ساختمان چهارگوش دقيقا" شبيه بناهای تخت جمشيد است، يک تالار ميانی و اتاقها و انبارها در پيرامون آن. قسمت ديگری که ما در اين شهر کار کرديم و متوجه شديم، که بايد قاعدتا" اين شهر دارای گورستان بزرگ باشد و اين گورستان را در ارتفاعات بخش جنوبی يافتيم، که حدود يکصد و هشتاد هکتار وسعت اين گورستان است و قبوری که در اينجا وجود دارد، ازدوران فراهخامنشی هست تا پايان دوران ساسانی». به گفته عليرضا جعفری زند، اين شهر از آن جهت اهميت دارد، که ايران شناسان معتقد هستند که در ايران باستان شهر وجود نداشته، اما آقای جعفری زند می گويد که «يرج» با معماری زيبا و مدرنی که دارد، خلاف اين ادعا را ثابت می کند. وی می گوید:«اين پديده جديدی بود درمعماری و شهرسازی ايران، زيرا تا الان کليه کسانی که صاحب نظر بودند، راجع به گذشته شهرسازی در ايران معتقد بودند که ايرانيان شهرنشين نبودند و مثلا" در اطراف تخت جمشيد يا پاسارگاد يا شوش، مردم در چادر زندگی می کردند». سرپرست تيم تحقيق شهر «يرج» می گوید: «در زمان ساسانيان، حفظ فواصل طبقاتی به شدت در جامعه رعايت می شد و به دستور شاهان، شهرهايی نظير جندی شاپور بيشاپور و يا اردشيرخاره، ويژه اعيان ساخته می شد که به آنها شهرهای سلطنتی می گفتند».. اما آيا شهر کشف شده «يرج»نيز چنين ويژگی را دارد؟ آقای جعفری زند می گوید:«شهر مورد نظر ما، که در آن کاوش کرديم، اينطور نيست. اين نشان می دهد، که افراد مختلف با سطح طبقاتی مختلف، در اينجا زندگی می کردند. از واحدهای بزرگ که دارای حياط های بزرگ، اتاق های متعدد، تا واحدهای کوچکی که حتی مثلا" حدود هشتاد يا هشتاد و پنج متر، وسعت اين خانه های مسکونی است، يعنی در بخشی از شهر خانه ها، فضاهای بيشترو وسعت بيشتری دارد ودر بخش غربی شهر، خانه ها کوچکتر هستند و اين نشان می دهد که مسئله طبقاتی در اينجا وجود داشته» . هفتاد و پنج روز کاوش در تاريخ دوهزار و دويست ساله، اگرچه امکان کشف همه يافته ها را به راحتی فراهم نمی کند، اما می توان، به اهميت هر آنچه در همين مدت کوتاه به دست آمده پی برد. «زمان آب گیری به تعویق بیفتد» دکتر رضا مرادی غياث آبادی، در باره اهميت کشف شهر«یرج» به راديو فردا می گويد:« شهر «یرج» ،چون محوطه باستانی بسيار بزرگی است، بيشتر ازسيصد هکتار وسعت دارد و تاکنون هم کاوش نشده بود، اولين بار در همين چند سال اخير کاوش ها در آنجا شروع شده، با توجه به اطلاعاتی که به دست آمده، به نظر می آيد که شايسته است، اگر زمان آب گيری
  سد سلمان فارسی , شهر یرج , تخریب , میراث فرهنگی , باستانشناسی ,

آقای شهردار این تصاویر را دیده اید؟
در خبرها آمده بود که شهردار محترم تهران مبلغ 3 میلیارد تومان را برای بازسازی لبنان اختصاص دادن. آقای شهردار این تصاویر را قبلا دیده اید؟ تصاویر کودکانی که بخاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این شکل افتادن ... آیا ما کم حافظه شده ایم؟ آیا جناب شهردار یادی از این عزیزان کرده اند؟ آیا کمک به مردم روستایی و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش برای کشورهای دیگه واجب تر نیست؟ و خیلی پرسش های بی پاسخ دیگر ...
  قالیباف , شهرداری تهران , شورای شهر تهران , کمک به لبنان ,

ساتراپی یک سوزن به خودش می‌زند یک جوالدوز به مردم ( شهرنوش پارسی‌پور )
امروز به مرجان ساتراپی یکی از موفق‌ترین و جذاب‌ترین چهره‌‌های خارج از کشور به‌عنوان نویسنده و نقاش می‌پردازیم. بدون شک همه شما درباره کتاب‌های معروف مرجان ساتراپی شنیده‌اید. دو کتاب به نام‌های «پرسپولیس» و «توردوزی» و بالاخره آخرین اثر این نویسنده «خوراک مرغالو» یا خورش مرغالو یا به زبان ساده‌تر مرغ و آلو. / اثر دیگری که بعد از پرسپولیس‌ها چاپ کرد، به نام توردوزی یکی از طنزهای فوق‌العاده زیبایی است که من در زندگی‌ام، خوانده‌ام. اینجا مرجان ساتراپی به اتفاق مادربزرگ و مادرش دور هم جمع شده‌اند و مهمانی داده‌اند. خانم‌های مختلفی آمده‌اند و مرجان با استعداد غریبی انواع تیپ‌های زنان ایرانی را در این مجلس زنانه جمع کرده و حرف‌های آنها به قدری خنده‌دار است و نشاط در آدم ایجاد می‌کند که در نوع خودش بی‌نظیر است. / اما خوراک مرغ‌آلو تم بسیار ظریف‌تر و به نظر من نزدیک به یک شاهکار را دارد. این کتاب وقف زندگی «ناصر علی‌خان» شده که ظاهرا عموی مرجان باید باشد. این ناصرعلی‌خان مردی است که تار می‌زند، موسیقی‌دان بزرگی است و همه او را تشویق و تمجیدش می‌کنند و در زمان خودش برای خودش مرد بی‌نظیری است. / . . . / در سال 1337 فاجعه بزرگی در زندگی او رخ می دهد / . . .
  ساتراپی , شهرنوش پارسی پور ,

جنده، جاکش... ج. اسلامی (گفتگویی که نباید منتشر شود)
گفتگویی انجام می‌شود، امّا اجازه‌ی انتشار آن را از مصاحبه شونده سلب می‌کنند. به زبان ساده او را تهدید می‌کنند، آن هم در قلب اروپا. فشرده‌ای از مصاحبه را خواهم نوشت، و سپس توضیح می‌دهم که چرا انتشار یک گفتگو در جامعه‌ی ایرانی خارج کشور می‌تواند عواقب خطرناکی برای مصاحبه شونده داشته باشد. بهار سال گذشته با تعدادی پناهجوی ایرانی آشنا می‌شوم. ارتباط با دو تن از آنها ادامه پیدا می‌کند. یکی، زن جوانی‌ست که یک سال و نیم گذشته را در انگلستان به‌طور «غیرقانونی» زندگی کرده است. در یکی از تماس‌های تلفنی می‌گوید که از راه تن‌فروشی امرار معاش می‌کند. در یکی از ملاقات‌های حضوری می‌گوید که از کارش متنفر است و از روی جبر به آن روی آورده، با کمک دوستان و تلاش خود وی کاری برایش فراهم می‌شود، و محیط جدیدی که در آن احساس امنیت کند. با این حال تا ماهها بعد او را به حال خود نمی‌گذارند و مدام مزاحم‌اش می‌شوند. اولین مشتری این زن جوان، که بعداً جاکش او می‌شود، کارگردانی اغلب آزار و اذیت‌ها را به عهده دارد. تا این‌که در اواخر پائیز گذشته در تماس تلفنی می‌گوید که بالاخره از شرشان خلاص شده است. تا این‌که اواسط اوت امسال پیام تلفنی از او دریافت می‌کنم، که قرار ملاقات می‌خواهد. در روز ملاقات زنی را در مقابلم می‌بینم، که انگار او را تا به حال ندیده‌ام. ژولیده و به هم ریخته است، و با رنگ و رویی پریده مدام به سیگار پک می‌زند و به اعماق خیره می‌شود. آرام کنارش می‌نشینم و منتظر می‌مانم. ربع ساعتی بعد می‌گوید: بنویسید! حالا تغییر عقیده داده و نمی‌خواهد صدایش ضبظ شود. در حالی که هنوز گیج هستم و به کاغذهایم ور می‌روم، شروع به گفتن می‌کند. درد دل او که با خشم و نفرت و هق هق و فریاد همراه است، بیش از دو ساعت طول می‌کشد. قبل از رفتن تأکید می‌کند که همه چیز و همه‌ی اسم‌ها را باید بی‌کم و کاست بنویسید. و سپس با گونه‌های برافروخته به راه خود می‌رود و من می‌مانم با آواری که بر سرم خراب شده است. از فشار عصبی تا دو روز قادر به روبرو شدن با دست نوشته‌هایم نیستم. نوشته‌هایی که سرگذشت 4 سال از زندگی زن جوانی را در خود جای داده است. در دومین شبی که با مصاحبه کلنجار می‌روم، پیام تلفنی کوتاهی از او دریافت می‌کنم، که دوباره ملاقات می‌خواهد. ساعت 7 بعد از ظهر فردا او را در همان مکان قبلی ملاقات می‌کنم. این بار هم همان آدم سابق است، منتهی غرور دیدار گذشته را در او نمی‌بینم. اصلاً شکسته‌تر از گذشته می‌نماید. با حالتی توأم با شرم می‌خواهد بخش‌هایی از گفتگو را حذف کنم. تهدیدا‌ش کرده‌اند. به او پیغام داده‌اند که تو را نمی‌کشیم، امّا با صورت و تن‌ات کاری می‌کنیم که مرد هفتاد ساله هم رغبت دیدن‌ات را نداشته باشد. قبل از رفتن (که تا این تاریخ از او بی‌خبرم) این جمله را از زبان او می‌شنوم: جاکش‌های ایرانی این‌طوری انتقام می‌گیرند! در ورای ادای این جمله، زنی را می‌بینم که برای کشتن یا کشته شدن آمادگی صد در صد دارد.
  جاکش , جنده , جمهوری اسلامی , تهدید , جامعه ایرانی , شهر نو , پناهنده , تن‌فروشی , مزاحمت , آزار ,

چرا قم از همه جا فاسد تر است؟
محمد نوري زاد در "گاه نوشت" نامه اي مفصل و طولاني به آيت‌الله مکارم شيرازي نوشته و در بخشي از آن ‏پرسيده است چرا شهر قم، به رغم حضور آن همه روحاني و مرجع تقليد و مدارس علميه، از همه جهت فاسدترين ‏شهر ايران است. که در نوع خود پرسش به جائي است:‏ شهر قم، ناب ترين شاهد اين آشوب است كه مي توان آن را به ساير بخش هاي كشور نيز تعميم داد. حضور اين ‏همه روحاني و مرجع و مراكز علمي و اسلامي در اين شهر مذهبي، و تاثيرپذيري مسئولين اين شهر از سفارش ها ‏و توصيه ها و بايد نبايد هاي علما و مراجع، اولين كاركرد و محصولش اين است كه شهر قم را به شهري نمونه و ‏بهره مند از عالي‌ترين وجوه ايماني بدل كند. چرا كه مخاطب روحانيان مگر نه اينكه مردمند؟ و مگر نه اينكه مردم ‏قم، چه شقي چه سعيد، اولين مخاطبان بلافصل شمايانند؟ ‏ پس چرا اين شهر كه شب و روز در معرض و متاثر از مراقبت هاي ايماني شمايان است، شمايي كه داعيه هدايت ‏جهانيان را داريد، شمايي كه براي مردمان آمريكا و آفريقا و اروپا و همه اقوام و ملل چيزي جز هدايت، آنهم جز ‏از ناحيه خودتان متصور نيستيد، چراهمين قم، به روزي در آمده است كه در آمارهاي نيروي انتظامي خودمان، ‏اول شهر آسيب ديده از معضلات و مفاسد اجتماعي است؟ ‏ مدينه فاضله علماي ما كجاست؟ چرا بايد مثلا شهر اردستان و تهران و كرج و شيراز، پاك تر و سالم تر و متعادل ‏تر از قم باشند؟ مسئوليت اين نقيصه آشكار درشهر قم با كيست؟ مردم؟ دستگاه هاي دولتي ؟ دستگاه هاي ‏خصوصي؟ و يا نه، دخالت هاي خارج از تعادل علما درحوزه هاي اجتماعي شهر، باعث بروز آنچنان خفقان و ‏تنگنا و نفس بريدگي مردمان شده است كه بدنه جمعيتي شهر، بي خيال از خط و نشان اين و آن، سر به كارخود ‏برده اند؟ صميمانه بگويم كه اگر بخواهند در حوزه آسيب شناسي شهر قم، مقصرين رديف اول آن را شماره كنند، ‏حتما و حتما روحانيان شهر قم، از آن جمله اند. ‏
  قم , فساد اخلاقی , شهر مذهبی , فساد جنسی ,

به خاطر استفاده از وانت‌بار به جاي سرويس مدرسه 21 دانش‌آموز به دره سقوط كردند
کل خبر: به گزارش خبرگزاري فارس از اردبيل، به خاطر استفاده از وانت‌بار به جاي سرويس مدرسه در اين حادثه ناگوار كه صبح‌ امروز روي داد، دانش‌آموزان منطقه به‌دليل نداشتن سرويس با وانت‌بار جابجا مي‌شدند، بر اثر بي‌احتياطي راننده به ته دره‌اي در منطقه زيوه از توابع انگوت سقوط كرده و به‌شدت مجروح شدند. خوشبختانه اين حادثه تلفات جاني نداشت و به‌سرعت با كمك نيروهاي امدادي مصدومان حادثه به بيمارستان ولي‌عصر (عج) مشكين‌شهر منتقل شدند. به گفته مسئول اورژانس بيمارستان ولي‌عصر (عج) مشكين‌شهر هم‌اكنون حال چهار نفر از مصدومان وخيم است كه اميدواريم اتفاق خاصي رخ ندهد. اما در يك حادثه تلخ رانندگي در محور اردبيل ـ مشكين‌شهر، يك دستگاه وانت نيسان به همراه چهار سرنشين با يك خودرو تريلي برخورد كرده و همه سرنشينان آن زخمي و به بيمارستان منتقل شدند.
  تصادف , اردبيل , وانت‌بار , سرويس مدرسه , مدرسه , مشكين‌شهر ,

سه زندانی در زندان رجايی شهر به دار آويخته شدند
فعالان حقوق بشر در ايران سه زنداني محکوم به قصاص به نامهاي ادريس نظري ،32 ساله پس از تحمل 8 سال زندان ، حسن کلاني ،28 ساله پس از تحمل 8 سال زندان و داود محمدي ، 27 ساله که مدت 6 سال را در زندان سپري نموده بود سرانجام صبح امروز در زندان رجايي شهر کرج به دار آويخته شدند . محل اعدامهاي استان تهران بطور عرف در زندان اوين ميباشد بطوريکه زندانيان در آستانه اجراي حکم به زندان اوين منتقل و سپس به دار آويخته ميشوند اما در طي ماههاي اخير اعدام در زندان رجايي شهر کرج رشد چشمگيري داشته است ، مسئولان قصد دارند اعدامهاي اين زندان را به علت امنيتي بودن آن در همان زندان انجام دهند . همچنين قابل توجه است از لحاظ آمار تعداد اعدامي بي توجه به جمعيت و گستره ، کشور ايران پس از کشور چين رتبه دوم در اعدام و رتبه اول در اعدام کودکان را در دنيا دارا ميباشد . تاريخ :19/2/87
  رندانی , اعدام , رجایی شهر ,

بهترین (و امن ترین) شهرهای جهان برای زندگی
لیستی از 50 شهر امن جهان برای زندگی: 1- زوریخ 2-وین 2- ژنو 4- ونکوور 5- اوکلند 6- دوسلدورف (بدیهی است که تهران در لیست نیست)
  امن ترین شهرهای جهان ,

مقررات شهروند شدن در بریتانیا تغییر می کند
براساس طرح های تازه مهاجرانی که می خواهند شهروند بریتانیا شوند باید آزمون های بیشتری را برای "اثبات ارزش خود" به این کشور پشت سر بگذارند. برخی مهاجران همچنین ممکن است مجبور شوند هزینه ای به یک صندوق خدمات اجتماعی بپردازند و یک دوره "شهروندی زیر نظر" را طی کنند. گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا، گفت که این کشور باید از شهروندان بالقوه انتظار "نشان دادن تعهد" را داشته باشد و اینکه شهروند شدن باید فرآیندی "دقیق تر و سختگیرانه تر" باشد.
  شهروند بریتانیا ,

صدا و سیما یا شهر نو ؟
یک بار یکی از مدیران کل ما یکی از گویندگان خانم و متاهل رو به اتاقش برد و وقتی جواب “نه” شنید، بعد از یکی دو هفته با علم کردن ”گزینش” عذر او رو خواست. طفلک هم ممنوع التصویر شد و هم بی کار! از این حرف و حدیث ها پشت سر این مدیرکل زیاد بود ولی نه تنها اتفاقی نمی افتاد که هر روز بالاتر هم می رفت. الان هم جاش خیلی خوبه. یکی دیگر از مدیران کل که اتفاقا داماد یکی از علمای جلیل القدر بود، به خانمی که معلم زبان بود پیشنهاد داده بود که گوینده اخبار انگلیسی بشه. ولی تا زمانی که شرایط برای گویندگی خانم فراهم بشه، از او خواسته بود که منشی دفترش باشه. یک بار این خانم از من خواست ازش تست گویندگی انگلیسی بگیرم. بعد از تست بهش گفتم “همه شرایط رو برای گویندگی داری، ولی نه برای انگلیسی. حاج آقا بهتره شما رو برای گویندگی فارسی معرفی کنه!” مدتی گذشت و گندش در اومد که قضیه گویندگی او این حرفا نبوده. آقای مدیرکل کار دیگری با این خانم داشته و یک خونه مجردی هم اجاره کرده. گندش داشت به بالاها هم می کشید و یکی از معاونین سازمان رو گرفتار می کرد که به خاطر نزدیکی انتخابات مجلس هفتم، قضیه مسکوت ماند. معاون مربوطه به کارشون ادامه دادن، مدیرکل مربوطه با حفظ سمت به یک سازمان دیگر منتقل شد و خانم منشی به کلاس زبان برگشت.
  صدا و سیما , شهر نو ,

شهروند امروز توقيف شد
بنابر گزارش خبرنگار تابناك، هفته نامه خبري- تحليلي شهروند امروز در حالي هفتادمين شماره خود را روي گيشه مطبوعات عرضه كرد كه تا كنون چندين بار زمزمه‌هايي مبني بر توقيف اين نشريه شنيده شده است. شنيده هاي خبرنگار تابناك حاكي از آن است كه در آخرين جلسه هيئت نظارت مطبوعات اين نشريه از ادامه فعاليت بازماند و توسط اين هيئت توقيف شد. برخي گمانه زني ها دليل توقيف اين نشريه را عدم معرفي مدير مسوول برشمرده اند. علي رغم پي گيري هاي خبرنگار تابناك هنوز اطلاعي از صحت و سقم اين خبر كسب نشده است.
  شهروند امروز , توقيف ,

اهل کجا هستی ؟
چندین سال قبل به خانه دوستی دعوت شده بودم در اهواز. موضوعی که بسیار جالب بود و در همان دقایق اول باعث توجه ام شد این بود که هر کس در خانواده با لهجه ای متفاوت صحبت می کرد. پدر خانواده اهل رشت و مادر اهل اصفهان بود و هر دو لهجه غلیظ شهر خود را داشتند ولی بچه ها همه با لهجه غلیظ اهوازی صحبت می کردند...امروزه معیار اهل کجا بودن با آنچه که بیش از یک قرن قبل وجود داشت بسیار متفاوت است...حال اگر از یک فرد مهاجر که مدتی است تابعیت یک کشور جدید را بدست آورده است بپرسیم اهل کجا هستی واقعا باید انتظار داشته باشیم که او چه جواب بدهد؟ آیا باید ملیت اصلی و اولیه خود را بگوید یا ملیت جدید خود را ...در حال حاضر اهل کجا هستی از بعد حقوق بین المللی بیشتر به این معنا است که از حقوق شهروندی کدام کشور بر خوردار هستی و از نظر اجتماعی به این معنا که با فرهنگ زندگی در کدام شهر بزرگ شده ای برای همین بچه ای که در شهری مدرسه می رود بیشتر اهل آن شهر حساب میشود و اما بدست آوردن حقوق شهروندی یک کشور جدید هرگز به معنای نفی هویت ملی اصلی فرد و تبار و نژاد او نیست ....
  تابعیت , ملیت , حقوق شهروندی , تبار , حقوق اجتماعی , مهاجرت , نسل دوم ,

یک پزشک جوان از قم: «شهری که باید نماد راستین پاکی و ایمان باشد به کانون فسادهای اخلاقی و جنسی مبدل شده است»
آیا شهر مذهبی قم دارای بالاترین ابعاد فساد اخلاقی و جنسی در ایران است؟ یکی از کاربران اینترنت، که خود را "دکتر سینا" می نامد، در پیامی که برای ما فرستاده به این پرسش پاسخ مثبت می دهد و ادعا می کند که این چنین بی بندوباری جنسی و فساد اخلاقی حتی در تهران که ظاهرا امروزی ترین شهر ایران است، دیده نمی شود. این کاربر درباره هویت خود می نویسد: این جانب پزشک جوانی هستم که چند سال در قم شاغل بوده ام واخیرا از این شهر خارج شده ام. از دیگر کاربران همدمی، به ویژه در شهر قم درخواست داریم اطلاعات و دیدگاه خود را در مورد میزان درستی این گزارش برای ما بفرستند. این پزشک در پیام خود تاکید کرده می نویسد: تمام مواردی که در این گزارش آورده ام بر اساس مشاهدات شخصی خود این جانب ویا اطلاعات حیطه کاری من بوده و آمارها وسایر موارد کاملا مستند ودقیق است وتاکید می کنم به هیچ عنوان جنبه شایعه یا اغراق یا شنیده ها... ندارد. . این پزشک جوان به شیوه جداسازی زن و مرد در قم و ابعاد آن اشاره می کند و می نویسد: نمونه هائی از این جداسازی ها عبارتند از جداسازی مراکز آموزشی دانشگاهها، بانکها، فروشگاهها، رستوران ها واغذیه فروشیها، مراکز درمانی و بیمارستانها، پارکها، اتوبوسها وتاکسی ها، ادارات، کافی نت ها و...حتی اخیرا باجه های تلفن عمومی! همه تحت لوای قانون جداسازی قرار گرفته اند.وبا متخلفین به شدت برخورد می شود... اما نکته جالب توجه اینکه در تمامی این مراکز جداسازی شده، ظاهرا آخوندها یک استثنا هستند زیرا می توانند آزادانه در تمامی مراکز نامبرده حضور داشته باشند!! نمونه این مساله حضور وتدریس آخوندها در مراکز آموزشی دخترانه است. در حالی که در این شهر هیچ استاد مردی حق تدریس در این مراکز راندارد، آخوندها می توانند در هر مدرسه دخترانه که بخواهند به تدریس بپردازند. همچنین در مراکز درمانی وحتی تفریحی که مختص خواهران ! می باشد شاهد حضور آزادانه اخوندها هستیم - بدون انکه کوچکترین مشکلی برای انها پیش بیاید . این پزشک جوان در ادامه گزارش خود می نویسد: ظاهرا آخوندها خود باور کرده اند که به همه زنان محرم هستند (حتی محرم تر از پزشکان مرد!) ولابد قداست روحانی دارند. با وجود همه این تعصبات وفوانین طالبانی و بدوی...امروز قم دارای بالاترین میزان فساد و فحشا در سطح کشور است که البته همه انها بصورت مخفی و در زیر پوششی از مذهب صورت می گیرد! در این شهر نسبت به شهرهای ديگر درصد بالایی از زنان شوهر دار دوست پسر دارند - چیزی که حتی درشهری مثل تهران به ندرت دیده می شود.
  قم , فساد اخلاقی , شهر مذهبی , فساد جنسی ,

دانش آموزي كه به خاطر ۲۰۰ تومان سود بيشتر زير چرخ قطار پارك باغ ابريشم له شد
درحالي كه طي هفته جاري و روزهاي گذشته اردوگاه موسوم به باغ ابريشم محل ورود خسارات جاني و جسمي به دانش آموزان مختلف بود ، بار ديگر بي دقتي و عدم رعايت ايمني موجب ورود خسارت به خانواده اي ديگر شد. به گزارش البرز به نقل از عبرت ,دانش آموزان يكي از مدارس ابتدايي ناحيه 2 اصفهان حادثه زماني رخ داد كه مسئولان دبستان ناطقي تعدادي از كودكان مقطع ابتدايي را براي انجام اردوي تفريحي به اردگاه باغ ابريشم اصفهان برده بودند. شاهدان عيني به عبرت گفتند : قطار پارك بازي اين مكان از هر نفر مبلغ 200 تومان گرفت و تعداد 30 نفر را سوار بر مركب نمود و در شرايطي كه ميزان ظرفيت اسمي قطار بسيار كمتر بود شروع به حركت كرد. اما لحظاتي بعد و بعلت ازدحام و فشار بچه هاي شلوغ محمد بيچاره از ديواره قطار آويزان شده و به رويل ريل سقوط كرد. بچه ها شروع به فرياد كردن نمودند و از پيرمرد لوكوموتيو ران خواستند كه متوقف شود اما سر و صداي فراوان مانع از اين امر شد و وي به راهش ادامه داد. محمد درشرايطي تكان دهنده درميان چرخها و ريلها بشدت دچار آسيب گرديد و به بيمارستان منتقل شد اما در مان ها برروي او نتيجه نداد و لحظاتي بعد جانسپرد. پدر محمد در گفتگويي با اشاره به چگونگي وقوع حادثه گفت:محمد صبح پنج شنبه و در حالي كه خوشحال ، دست از پا نمي شناخت به همراه ساير دوستانش به اردو رفت اما ديگر باز نگشت . وي ادامه داد: زماني كه او را ديدم مانند گلي پر پر شده بود و با لباسهاي خون آلود روي تخت بيمارستان الزهرا قرار گرفته بود ,بدن فرزندم تكه تكه شده بود و ديگر بيدار نشد . او از كسي شاكي نبود و هيچ نمي خواست اما مسئولان را مورد خطاب قرار داد كه چگونه وقتي قادر به تامين ايمني بچه ها نبودند آنها را به چنين مكاني بردند .
  دانش آموز , اردو , حادثه , قطار شهر بازی , پارک باغ ابریشم ,

گزارش تصویری بندر امام خمینی ماهشهر
تمام این محموله ها از دوبی وارد کشور می شوند . یعنی نمیشه که کشورها به جای اینکه در حاشیه جنوبی خلیج فارس بارشون را تحویل دوبی بدهند و بعد ما با واسطه از دوبی اون اجناس را وارد کنیم ما مستقیما با خود اون کشورها معامله کنیم و اونها محموله ها را مستقیما در حاشیه شمالی خلیج فارس و در بنادر خود ما تحویل بدهند ؟ علت این سیاست که چه از نظر اقتصادی به ضرر ماست و چه از نظر استراتژیکی باعث کم اهمیت شدن ایران در خلیج فارس شده است چیست ؟
  خلیج فارس , دوبی , امارات , بندرماهشهر , واردات ,

آهو خانم....... (آهنگ)
ترانه زیبای آهو از شهرام صوتی(فایل صوتی.)...شاعر : جهانبخش پازوکی آهنگ ساز : کاظم عالمی....امیدوارم لذت ببرید...توی حریم عشق من شکار اهو نکنین ...اهو فقط مال منه میل به این سو نکنین ...رقیب حسودو خسته هرجاکه میرم باهام میاد ...رقیب بلا گرفته میدونه که اون منو میخواد ..میدونه که هیچ نصیبشه بازم میاد بازم میاد
  آهو , روباه , شهرام صوتی , رقیب , زیبا , قشنگ , ترانه , دنباله ,

امروز در پارک ملت مشهد چه خبر بود؟ (پیرامون تظاهرات هفتم تیر در شهر مشهد)
افتادم و یک دوری حومه پارک ملت زدم ببینم اوضاع از چه قراره … هر چه که به چشم میخورد نیروهای انتظامی بود که دور پارک ملت رو به محاصره در اورده بودن ! داخل خیابونهای فرعی اتوبوس های مملو از نیرو پارک شده بود ! ساعت پنج نیروها قبل از اینکه شعار ها شروع بشه شروع به بازداشت کردند ! ماشین ها پر میشد از بازداشت شده ها و راه می افتاد … تجمع کم کم شکل گرفت و شلوغ شد …نیروهای لباس شخصی همه جا پر بودند و هر کس رو که میگرفتند کتک میزدند ! یه لباس شخصی بود این پفیوز فک کنم بوکسور بود … چنان هر کس رو که میگرفتن زیر مشت و لگد میگرفت که انگار دشمن خونیشه ! مردم که شروع کردند به شعار دادن و سوت زدن یکدفعه نیروهایی با جلیقه سبز حمله کردند و بلافاصله نیروهای لباس پلنگی که مسلح به اسلحه هایی بودن که تا حالا ندیدم بودم ! اسلحه ها تقریبا شبیه سیمینوف بود اما با لوله هایی بزرگتر و جلیقه های ضد گلوله و سپر که به تجمع حمله کردند ! چیزی که برام جالب بود نیروهایی بودند که لباس هاس فرم سر تاسر مشکی پوشیده و کلاه های کش باف مشکی به سر مجهز به کلت کمری و کارد با دستکش های چرمی بی انگشت و قیافه های سوخته و البته ورزیده ! جوانی رو گرفته بودند و داشتند میزدند و میبردند که مادرش رسید و دست پسرش را کشید که یکی از این مامورها با باتوم زد روی دست مادرش و پسر رو بردن ! نیروهای زن چند نفری به زنان حمله میکردند و یک نفر اونها رو که میگرفتن نیروهای لباس شخصی دست هاشون رو به هم دور اونها حلقه میکردند و به طرف ماشین نیروی انتظامی میبردند تا مردم برای ازادی اون زن نتونن کاری بکنن ! یک پیر مرد رو گرفتن و نمیدونم چی دیده بودن ازش که خیلی بهش سخت گرفتن و بازجویی بدنی کردند ازش و وقتی اعتراض کرد زدن توی دهنش که بنده خدا دندون مصنوعی بالاش از تو دهنش افتاد و اون رو از روی زمین برداشت …با اینکه ماشین جا نداشت این پیرمرد رو به زور هل دادن و توی ماشینش کردن و ماشین راه افتاد !
  مشهد , تظاهرات , پارک ملت , شهرام همایون ,

آقا شما شهردار تهرانی یا شهردار لبنان ؟
امروز خوندم شهرداری تهران سی میلیارد ریال به شیعیان لبنان کمک کرده ! تازه از شورای شهر تهران هم اقای چمران با یکی دیگه رفته اونجا برای ابادانی و نمدونم ساخت و ساز و طرح های شهری ! بدبختی اینه که فرمودن این مبلغ ها ناچیزه و کمک به شیعیان لبنان از وظایف ماست ! نچ ..نچ ...نچ ...نچ ...! اخ ...اخ ....اخ ...! روز روشن پول بی زبون مردم رو میبرن میدن به شیعیان لبنان ! اقای شهردار ... همولایتی طرقبه ای ! مگه در امد شهرداری از کجایه ؟ مگه همین مردم بدبخت نیستن که عوارض میدن ؟ اونوخ شما دو دستی میبری میدی لبنان ؟ اقا هر کی گفته از نخورده بگیر بده به خورده غلط کرده ! این پولایی که میبخشی از کیسه ملته بدبخته نه کیسه خلیفه ! ای مرده شوره اون مدیریت رو ببره که از مردم بیچاره بگیره ببره بده به لبنان و امثالهم ! اقای چمران که میری لبنان طرح های عمرانی اجرا کنی بیا چارتا مستراح درست و حسابی توی همین تهرون بساز که هی نرینن اینور اونور ! والله ثوابش بیشتره ! هزار تا سوراخ سمبه خراب با میلیونها دهن باز داریم خودمون عمو ! بخدا ماها همون خونه بی چراغیم !
  شهرداری , کمک به لبنان ,

منظره ای زیبا از یک شهر مه گرفته(عکس)
مه در اکثر اوقات باعث اختلال در ترافیک شهری و رفت و آمد کشتی ها می شود ولی این پدیده در اردو ترکیه حال و هوایی دیگر دارد.
  مه , ترافیک , شهر , زیبایی طبیعت , ترکیه ,

انها كه مي گويند رفسنجاني در جريان قتلها نبود اين كليپ را بينند حسين موسويان به همراه سيروس ناصري سفراي رفسنجاني درالمان وسويس بودند
انها كه مي گويند رفسنجاني در جريان قتلها نبود اين كليپ را بينند حسين موسويان به همراه سيروس ناصري سفراي رفسنجاني درالمان وسويس بودند كه هم قرادادهاي نفتي را امضا مي كردند وپورسانتهاي ميليون دلاري مي گرفتندوهم با مطرح كردن قرار دادهاي اقتصادي با اروپايها ترورهاي خارج از ايران را مسكوت مي گذاشتند. سيروس ناصري با هالبرتون ديك چني هم درعسلويه قرارداد بست اگرناصري و موسويان كه فاميل محلوجي وزير فاسد صنايع رقسنجاني است در ايران در سال اخير دستگير شدند تنهابه دليل باندهاي مافياي رقسنجاني است. 56 ترور با موفقيت انجام شده است. جالب است اين ليست با شروع انقلاب شروع شد وكشورهاي اروپايي يا به دليل مماشات يا به دليل قراردادهاي اقتصادي با جمهوري اسلامي واكنش جدئي به ان نشان ندادند حتي در خيلي از موارد تروريستها را به سرعت ازاد كردند. تنها زماني اين ترورها متوقف شد كه قاضي الماني با جديت پرونده كردهاي ايراني را در رستوران ميكنوس برلين به سرانجام رساند. اين لينك زير هم در تاييد ليست فوق 108 ترور را شرح داده كه 56 تا از انها با موفقيت همراه بود اين تعداد را اگر به قبل از مرگ خميني وبعد از مرگ خميني تقسيم كنيم مي بينيد كه تعداد قربانيان مساوي است بنا براين اشتباه هست كه ترور ها را تنها به يك گروه از جمهوري اسلامي نسبت دهيم چه در زماني كه حجاريان نفر اول اطلاعات به ريشهري بود چه زماني كه امامي نفر اول اطلاعات به فلاحيان بود. چه در زمان رهبري خميني ودولت موسوي-خامنه اي چه در زمان رهبري خامنه اي ودولت رفسنجاني تعداد قربانيان مساوي است
  خمینی , خامنه ای , رفسنجاني , ترور , میکونوس , قربانیان ترور , شاپوربختیار , فریدون فرخزاد , بیژن فاضلی , تیمساراویسی , شهریارشفیق , قاسملو , شرفکندی ,

به روح اعتقاد داری ؟
+ به روح اعتقاد دارى؟/ - ميشه گفت آره! چطور مگه؟/ + پس ريدم به روحت!!/ - ديوونه شدى؟ چرا آخه؟/ + چرا چند لحظه قبل پوست موز رو از شيشه ماشين انداختى تو خيابون؟/ - برو بابا تو هم دلت خوشه! شهر رو گه برداشته تو به پوست موز من گير ميدى؟/ + امثال تو اند كه شهر رو خراب ميكنند ديگه! يا فكر كردى آشغال از آسمون نازل ميشه؟!!/ - برو بابا اينقدر اين شهر به لجن كشيده شده كه پوست موز به حساب نمياد!/ + تو جون خودت خارج از كشور هم زندگى كردى نه؟.......
  زندگی شهری , فرهنگ شهرنشینی , تمدن , بهداشت , روح , گوسفند , ‌ شعور ,

نگرانی جهانی از وضعیت جسمی ارژنگ داوودی، زندانی سیاسی در زندان رجایی شهر
نهادها و سازمانهای حقوق بشر درایران در روزهای اخیر طی اطلاعیه هایی از وضعیت جسمانی ارژنگ داوودی زندانی سیاسی درزندان رجایی شهر کرج، که در اعتصاب غذا به سر می برند، ابراز نگرانی کردند. هادی قائمی از اعضای پیشین سازمان دیده بان حقوق بشر و یکی از سخنگویان «کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران» در اینباره به رادیو فردا می گوید: «وضعیت زندانی های بسیاری در زندان های ایران در چند ماه اخیر بر اساس گزارش ها بسیار وخیم بوده و اخرین نمونه ان آقای ارژنگ داوودی است. که بر اساس گزارشات و خانواده ایشان در اعتصاب غذا به سر می برد. حکم ناعادلانه و بسیار طولانی پانزده ساله ای دارند. حدود پنج سال هست که در زندان می باشند در شرایط بسیار دشوار و وضعیت جسمانیشان وخیم است. و با این اعتصاب غذا جانشان در خطر است.» ارژنگ داوودی که از تاریخ سی ام فروردین ماه دست به اعتصاب غذا زده، در هفته گذشته در پی وخیم شدن وضع جسمانیش به بهداری زندان منتقل شد. همسر او نازنین داوودی می گوید در آخرین ملاقات او با همسرش وضع سلامتی او را بسیار نامناسب دیده است. ارژنگ داوودی درآبان سال هشتاد دو از سوی شعبه بیست و شش دادگاه انقلاب تهران به پانزده سال حبس و هفتاد ضربه شلاق متهم شد. از جمله اتهامات او، اقدام به تشکیل گروهی به نام «جنبش آزادی ایرانیان» و تهیه فیلم مستند« ایران ممنوع است».
  ارژنگ داوودی , زندانی سیاسی , زندان رجایی شهر ,

برق شهروندان تهرانی 'چهار ساعت' قطع می شود
وزارت نیروی ایران جدول خاموشی های برق در تهران را منتشر کرده که بر اساس آن، برق شهروندان تهرانی از اول تیر در طول شبانه روز چهار ساعت قطع خواهد شد. بر اساس جدول منتشر شده تهران به یازده منطقه تقسیم شده و برق این مناطق در دو نوبت دو ساعته قطع خواهد شد. جدول خاموشی های برق در دیگر نقاط ایران هنوز منتشر نشده اما بر اساس گزارش ها، برق مناطق دیگر ایران نیز به همین میزان قطع خواهد شد. وزارت نیرو، خشکسالی و کاهش شدید آب پشت سدها را علت کاهش تولید برق عنوان کرده که باعث شده تا تولید نیروگاه های برق-آبی به شدت کاسته شود. ظرفیت نیروگاه هایی که با نیروی آب کار می کنند (برق آبی) ایران، حدود شش هزار و پانصد مگاوات است که ده درصد تولید برق ایران را تامین می کنند اما به دلیل کمبود آب، ظرفیت تولید این نیروگاه ها به کمتر از نصف کاهش یافته است....
  برق شهروندان تهرانی چهار ساعت قطع ,

۴۶ روز اعتصاب غذا: جان ارژنگ داودی در خطر است
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران: زندانی سیاسی ارژنگ داودی در چهل و ششمین روز اعتصاب غذای خود به سر میبارد . وی از تاریخ ٣۰/۱/٨۷ در پی تحقق خواسته های خود که عبارتند از : پایان روند غیرقانونی برخوردها ، اعمال فشارها و تبعید وی و همچنین بازگرداندن وسایل شخصی ضبط شده توسط زندان و دراختیار گذاشتن کپی از حکم محکومیت خود دست به اعتصاب غذا زده است . این اعتصاب غذا که در زندان اوین آغاز شد با برخورد بد مدیریت زندان و انتقال آقای داودی به واحد ۶ زندان رجایی شهر کرج ادامه یافت ، عدم استمرار خبررسانی پیرامون وضعیت آقای داودی نیز به لحاظ محدودیتهای ارتباطی واحد ۶ زندان رجایی شهر کرج میباشد . در هفته گذشته به همسر وی ملاقاتی جهت صحبت با آقای داودی برای پایان دادن به اعتصاب غذا داده شد ، وی در این ملاقات به شدت از لحاظ جسمانی ، وزن بدن ، فشار خون و بینایی رو به تحلیل رفته بود . بر اساس گزارشات دریافتی وی علیرغم وضعیت خطرناک خود همچنان در اعتصاب غذا به سر میبرد . بهداری زندان اعلام نموده است تداوم این وضع منجر به کما رفتن آقای داودی در طی روزهای آتی خواهد شد. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران اعتصاب غذای زندانیان سیاسی که به خطر افتادن سلامت و جان آنان است را وسیله ای غم انگیز برای رسیدن زندانیان به حقوق خود میداند و بستر این نوع اعتراضات را سیستم امنیتی زندانها و بی توجهی تعمدی سیستم زندانبانی به زندانیان سیاسی و حقوق آنان میداند . از اینرو مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن اعتراض به بی توجهی مدیریت زندانها نسبت به حقوق و جان زندانیان بدینوسیله از وضعیت وخیم جسمی آقای ارژنگ داودی نگرانی عمیق خود را ابراز مینماید و خواستار توجه نهادهای حقوق بشری و رسانه های عمومی به وضعیت بغرنج وی میباشد.
  ارژنگ داودی , اعتصاب غذا , زندانی سیاسی , زندان اوین , رجایی شهر کرج ,

داربی با طعم وحشت؟!استیلی از این بازی چه می خواهد؟!
داربی یا شهرآورد چه فرقی دارد اگر برای برخی آخرین شانس برای اثبات خودشان باشد. استقلال با فیروز کریمی و پرسپولیس با افشین قطبی مطمئناً با نگاهی ویژه به این دیدار می نگرند. بنظر می رسد اگر فیروز داربی را واگذار کند چندان اهمیتی برای آینده شغلی اش در استقلال نخواهد داشت، او ویرانه های دوران حجازی را تحویل گرفت و اصلاحاتش را قدم به قدم اجرا نموده و توانسته تا حدودی روح به خواب رفته تیمش را بیدار کند و همین برای فصل نتیجه خوبی است اما این دیدار برای پرسپولیس و مجموعه کادرفنی، بازیکنان و مدیران، ارزشی صد چندان دارد که نقش بسیار مهم و استراتژیکی برای آینده حرفه ایشان خواهد داشت. یقیناً در فوتبالی که نتایج تاثیر مستقیمی بر عملکردها خواهد داشت نتیجه داربی می تواند اتفاقات جدیدی را رقم بزند و جای بسیاری از مهره ها را تغییر دهد. حاج حبیب خیلی وقت است سکوت کرده و پاسخگوی اتفاقات مجموعه تیمیش نیست، گویی او دیگر چندان حوصله ای برای دعواهایی که در اردوگاه قرمز رخ می دهد بخرج نمی دهد و از آن پادرمیانی و استعفای نمایشی و سخنان حکیمانه خبری نیست. حبیب کاشانی شاید صبرش طاق شده و نتیجه داربی تاثیر مستقیمی در نوع رفتارش در آینده نزدیک داشته باشد. اگر پرسپولیس ببرد که او برای قهرمانی تیمش سخنان مهمی ایراد خواهد نمود و البته مصرانه پرده را بر اختلافات داخلی تیم می اندازد و اگر تیمش شکست بخورد یقین بدانید که او اختیار از کف داده و خیلی از مسائلی که نباید اتفاق بیفتد را رقم خواهد زد. مدیریت کاشانی پس ازکسر شش امتیاز از پرسپولیس دچار استحاله رفتاری و عملکردی شده و این پیام خوبی برای فوتبال ایران ندارد.
  استقلال , پرسپولیس , داربی , شهرآورد , تهران , لیگ برتر , شصت و چهارم ,

هفته‌نامه "شهروند امروز" با تصميم هيئت نظارت بر مطبوعات توقيف شد.
خبر كوتاه اما چون هميشه تلخ وناگوار/ توقف و بازماندن يكي از مجلات روشنفكري ايران
  هفته‌نامه شهروند امروز , توقیف مطبوعات , نصرت درویشی ,

تهران، شهر ورشکسته با شهردار نمونه و مردم غیر شهروندش
تهران از دیدگاه مدیریت شهری یک شهر ورشکسته است و هیچ چیزی ندارد که بخواهد به دیگران نشان دهد. این با وجودی است که تهران شهری است که نسبت به بسیاری از شهر های اروپایی توپولوژی مدرنی دارد و در آن بسیار راحت تر از لندن و پاریس می توان زیرساختارهای لازم را ایجاد کرد. خیابان های مستقیم و به نسبت پهن و عمود بر هم کار را بسیار راحت می کند؛ خانه هایی که همه بر خلاف شهری چون وین که خانه های 300-400 ساله دارد که میراث فرهنگی اجازه هیچ گونه تغییری نمی دهد، چه رسد به تخریب، پس از بیست سال کلنگی محسوب می شوند و به راحتی می توان آنها را خرید و خراب کرد و خیابانی را ساخت یا پهن کرد. اما مشکلات تهران کماکان همان مشکلات چهل سال پیش است. چهل سال است مترو می سازند. چهل سال است که می شنویم که تهران وسایل نقلیه عمومی کم دارد. چهل سال است می گویند هوای تهران آلوده است. ولی چه دستاوردی دیده ایم؟ به جز دو خط مترو چیز قابل توجهی ندیده ایم. 7،74 میلیون نفر در این شهر زندگی می کنند و هیچ گونه دشواری غیر قابل حلی برای گسترش زیرساختار وسایل نقلیه عمومی وجود ندارد. نگاهی به استانبول 17 میلیون نفری بیاندازید یا لندن، پاریس، آمستردام یا سائو پاولوی 20 میلیون نفری. همه این شهرها یا متروی پیشرفته دارند و یا تراموا و شبکه اتوبوس رانی تنگاتنگ به همراه مترو؛ آن هم با آن خیابان هایشان تنگ و پر پیچ که به ویژه در شهرهای قدیمی اروپایی چون لندن یا پراگ و وین عمرشان به چند صد سال می رسد و خیابان هایشان از دوران درشکه است، اکنون به اندازه کافی اتوبوس، تاکسی و حتی درشکه رفت و آمد می کنند. حالا نگاهی به تهران 50-60 ساله بیاندازید. یک مدیریت لایق می تواند به سرعت قطار سبک شهری را راه بیاندازد، مترو را گسترش دهد و اتوبوس ها را افزایش دهد. اما این شهر پیرو فساد عمومی کشور، در چنان فسادی فرو رفته است که در شهرداری تهران 300 میلیارد تومان پول گم می شود و تا زمانی که احمدی نژاد در آنجاست، کسی بویی نمی برد. قالیباف آن را آن هم در جریان خرده حساب های سیاسی فاش می کند. ولی نه کمیسیونی تشکیل شده و نه کسی مورد بازخواست قرار گرفته است. جریان هم در حال حاضر مسکوت گذارده شده است. وقتی چنین چیزی توجه افکار عمومی را نیز آن چنان جلب نمی کند و همه نسبت به آن کمابیش بی تفاوت هستند، چگونه می توان انتظار داست که مثلا در مورد آلودگی هوا حساسیت ایجاد شود؟ یک تحقیق دانشگاهی که روزنامه شرق چند سال پیش منتشر کرده بود، آورده بود که %70 مردم تهران شهرنشین هستند ولی شهروند نیستند. آنها روش زندگی شهری را نمی دانند. این از دید من بزرگترین دشواری این شهر است. کسی که اصول زندگی در شهر را نمی داند، نه وظیفه خود را می داند و نه به قانون احترام می گذارد. توقعی هم ندارد و از حقوق خود نیز خبر ندارد که آن را از ارگان هایی که خود آنها را انتخاب کرده است، بخواهد. آن ارگان ها را هم بر اساس نیاز مدنی و شهروندی خود انتخاب نکرده است. این است که نتیجه این می شود که 7،5 میلیون نفر در هم می لولند، با این ترافیک زندگی می کنند که تنها بخشی از آن ناشی از کمبود وسایل نقلیه عمومی است و بخش دیگرش رفتار (اگر بگویم وحشیانه ناراحت نشوید) راننده های تهرانی که رعایت هیچ چیز را نمی کنند، نه ادب اجتماعی می دانند و نه حتی به پلیس احترام می گذارند و کارشان تعرض به حقوق دیگران است. با آلودگی هوایی زندگی می کنند که بخش بزرگ آن بدون دلیل منطقی به وجود می آید و مقصر آن خودشان هستند. تا به حال دیده اید که در یک پایانه اتوبوس رانی که همیشه تعدادی اتوبوس در ابتدای خط ایستاده اند، حتی یک اتوبوس خاموش باشد؟ من سال هاست که هر بار راهم به تهران می افتد، به این مورد ویژه دقت می کنم و هنوز این را ندیده ام. در عوض بارها دیده ام که رانندگان همان اتوبوس ها پشت اتوبوس روشن در کنار دود چند نفری ایستاده و گرم نوشیدن چای و گفتگو هستند. هوش را می بینید؟ در گذشته در دپوهای شرکت واحد در غرب و شرق تهران اتوبوس ها حتی در طول شب نیز روشن می ماندند چون می گفتند که اگر آنها را خاموش کنینم، دیگر روشن نمی شوند. همیشه بر فراز دپوهای شرکت واحد در آریا شهر و نارمک یا شاید جای دیگر که نمی شناسم، ابر سیاهی در هوا بود. هوش را ببینید! آن هم در شهری که از سه سو در میان کوهها قرار دارد و جریان هوا در آن محدود است. تهران حدود 300 کیلومتر بزرگراه دارد که همه شش بانده هستند. در هر چند صد متر پل عابر پیاده وجود دارد که در مناطق مسکونی فاصله کمتر هم هست. اما تقریبا هر روز می توانید مردمانی را ببینید که در سایه پل عابر از عرض بزرگراه رد می شوند ولی از روی پل نمی روند. با وجودی که زیر این پل ها تا دویست متر این طرف و دویست متر آن طرف پل در میان بزرگراه نرده بلند گذاشته اند که عابر پیاده نتواند رد شود، ولی همیشه کسانی را می بینید که یا در امتداد نرده می روند که رد شوند و یا اگر ورزشکار باشند از نرده می پرند. روشن است که تعداد کسانی که زیر ماشین می روند نیز زیاد است. این داستان سر درازی دارد و می توان از رفتار تهرانی ها در مورد زباله ریختن در خیابان ها، عدم رعایت آیین نامه رانندگی به خشن ترین شکل آن، ایجاد سروصدا و مزاحمت برای همسایه ها، دشواری های همزیستی در آپارتمان ها و غیره گفت که البته تهرانی ها خود بیشتر از این مشکلات می دانند. در تهران مردمانی زندگی می کنند که از روستا
  تهران , مدیریت شهری , شهردار ,

گزارش قتلهای ناموسی و خودسوزیهای اخیر غرب ایران
گزارش خودسوزی، خود کشی و قتلهای ناموسی در مهاباد، مریوان، سردشت و پیرانشهر.
  خودکشی , خود سوزی , قتل ناموسی , مهاباد , مریوان , سردشت , پیرانشهر , حقوق زنان ,

مخالفت وزارت امور خارجه با تغییر نام خیابان ایتالیا
وزارت امور خارجه در پاسخ به استعلام شورای شهر تهران با اشاره به اینکه شهرداری رم هنوز اقدام به نامگذاری خیابان ۱۸ تیر در رم نکرده است توصیه کرده بهتر است شهرداری تهران با دعوت از نمایندگان شهرداری رم به تهران و گشایش باب مذاکره در این زمینه سوءتفاهم ایجاد شده را برطرف کند.تغییر نام خیابان ایتالیا از زمانی در دستور کار شورای شهر تهران قرار گرفت که یکی از روزنامه های ایتالیایی پیشنهاد قراردادن نام ۱۸تیر بر یکی از خیابان های رم را به شورای شهر رم داد که با موافقت این شورا این موضوع به تصویب رسید. بعد از آن برخی از اعضای شورای شهر و شهردار تهران ایتالیا را تهدید کردند که نام خیابان ایتالیا را از تهران حذف خواهند کرد.روز گذشته اعضای شورای شهر در حالی موارد نامگذاری تعدادی از خیابان های تهران را به دقت بررسی کردند که تاکنون کمتر چنین دقتی در خصوص نامگذاری ها صورت می گرفت. بازگشت نام «بخارست» به تهران با توجه به اینکه نام «تهران» بر یکی از خیابان های پایتخت رومانی نشسته است حاصل این توجه بود. البته به نظر می رسد طرح نامگذاری «خیابان مصدق» که در هفته های آینده در شورا مطرح خواهد شد نیز باعث توجه بیشتر اعضای شورا به نامگذاری ها در تهران شده است.
  بخارست , خیابان مصدق , رومانی , شورای شهر تهران , رم , ایتالیا , خیابان ۱۸ ,

عکس العمل های مصباح و دوستان به اظهارات پالیزدار
نایب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: اگر بخواهیم نام یکی از شخصیت های علمی و سرمایه های ملی را بر زبان جاری کنیم، بی شک آن شخص کسی جز آیت الله مصباح نیست که تمام هستی خود را وقف دین و انقلاب کرده است. حجت الاسلام حسینی بوشهری در گفتگو با رجانیوز تأکید کرد: آیت الله مصباح کسی است که بیش از نیم قرن با تلاش و جدیت در عرصه های مختلف به عنوان یک خدمتگزار صادق نسبت به مکتب و شریعت فعالیت کرده است. بوشهری با ابراز تأسف شدید از اهانت صورت گرفته به آیت الله مصباح تأکید کرد: با اهانت به چنین شخصیت بزرگواری تنها دشمنان انقلاب سود می برند. وی با بیان اینکه گاهی اینگونه رفتارها و اقدامات نسنجیده منجر به جلب نظرات به سمت شخصیت اهانت شده می شود، ابراز امی
  پالیزدار , مصباح , مصباح یزدی , حسینی , بوشهری , رجانیوز ,

امروز باید مشکلات مسکن ِ مردم حل بشود، باید هر ایرانی صاحب ِ یک خانه باشد
خامنه ای در دیدار با احمدی نژاد:امروز باید مشکلات مسکن ِ مردم حل بشود، باید هر ایرانی صاحب ِ یک خانه باشد............ احمدی نژاد در دیدار با وزیر مسکن: همان طور که مقام معظم رهبری فرموده اند امروز باید مشکلات مسکن ِ مردم حل بشود، باید هر ایرانی صاحب ِ یک خانه باشد............. وزیر مسکن در دیدار با روسای ِ مسکن و شهرسازی ِ استان ها: رییس جمهور ِ محترم، برنامه های روشنی برای خانه دار شدن مردم دارند، اخیرا در دیداری که با ایشان داشتم فرمودند امروز باید مشکلات مسکن ِ مردم حل بشود، باید هر ایرانی صاحب ِ یک خانه باشد.............. رییس مسکن و شهرسازی هرمزگان در دیدار با رییس مسکن و شهرسازی بندرعباس: خوشبختانه وزیر مسکن و شهرسازی نگاه روشنی به مقوله ی مسکن دارند، اخیرا در دیداری که با ایشون داشتم این مژده را دادند که به زودی مشکلات تمام می شود و فرمودند که امروز باید مشکلات مسکن ِ مردم حل بشود، باید هر ایرانی صاحب ِ یک خانه باشد............ رییس مسکن و شهرسازی بندرعباس در دیدار با روسای تعاونی ها : بنده اخیرا جلسه ی مهمی را با رییس مسکن و شهرسازی استان داشتم، ایشان شخص بسیار روشنفکر و مدیری لایق هستند، برنامه ی ایشان این هست که امروز باید مشکلات مسکن ِ مردم حل بشود، باید هر ایرانی صاحب ِ یک خانه باشد...........
  مسکن , خانه , صاحبخانه , مستاجر , اجاره , مسکن و شهرسازی , وزیر مسکن و شهرسازی , خامنه ای , احمدی نژاد ,

دومين مرگ در درگيري شهرک ربط: از کمر به بالا شليک کنيد!
نيروهاي انتظامي يکشنبه پيش با تعقيب يک خودروي حامل سوخت قاچاق در خيابان اصلي شهرک ربط، با تيراندازي به سوي خودرو مورد نظر آن را توقيف کردند و سرنشينان آن را پس از دستگيري به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. به دنبال اين ماجرا، مردم ضمن تجمع در محل، به تيراندازي نيروي انتطامي در خيابان اصلي شهرک و ضرب و شتم سرنشينان خودروي توقيف شده اعتراض کردند. اين تجمع و اعتراض به مدت چندين ساعت در مقابل پاسگاه اصلي نيروي انتظامي ادامه يافت. تجمع کنندگان خواهان آزادي خودروي توقيف شده و سرنشينان آن بودند که با واکنش تند فرماندهان نيروي انتطامي و تهديد روبرو شدند. بعد از آن تجمع کنندگان عليه نيروي انتظامي شعار دادند و به اين ترتيب درگيري هاي لفظي بين حاضرين و ماموران شدت گرفت. در همين حال فرمانده نيروي انتظامي بوسيله بلندگو به ماموران دستور شليک از "کمر به بالا" را داد. به دنبال اين دستور و در اثر شليک هاي اوليه دوتن زخمي و بقيه متفرق شدند. اما مامورين در تعقيب تجمع کنندگان و به منظور دستگيري آنان، به پارک اين شهرک يورش بردند و يک جمع شش نفره را هدف گلوله قرار دادند...
  نیروی انتظامی , شهر ربط , درگیری , شلیک , سردشت , آذربایجان غربی , تیر اندازی ,

حادثه خونين در شهر بازی مشهد، کودک ۵ ساله زير ريل قطار بازی جان باخت
به گزارش خبرنگار سرويس حوادث سايت خبری قدس پسر بچه ای ۵ ساله به نام محمد به طور بسيار تاسف بار و فجيعی در شهر بازی پارک ملت مشهد جان باخت. اين کودک که سوار بر قطار شده بود به علت بی احتياطی خانواده کودک حين حرکت قطار به پايين سقوط کرد و در زير قطار جان باخت. بررسی های ماموران بيانگر ان بود که اين کودک ۵ ساله به نام "محمد جوانمرد" هنگام حرکت قطار بازی به علت رعايت نکردن نکات ايمنی و نبود نرده محافظ ايمنی برای کودکان از داخل واگن به زير قطار سقوط کرده و به دليلی شدت صدمات وارده جان خود را از دست داده است.
  حادثه , كودك , شهربازي , مشهد ,

چهارشنبه سوری، دستگیری دهها نفر در بوشهر
فرمانده انتظامي استان بوشهرگفت:‪ ۶۱‬نفر درآيين آتش بازي چهارشنبه سوري آخرسال دراين استان كه باعث برهم زدن نظم عمومي شده بودند، دستگير شدند. سرهنگ رضا محمدي يگانه افزود: علاوه براين دو دستگاه خودرو نيز توقيف شد كه با اخذ تعهد از دستگيرشدگان و مالكان خودروها آزاد شدند. وي اظهارداشت: در شهرستان دير اين استان هيچگونه مراسم چهارشنبه سوري برگزار نشد و در شهرستان‌هاي ديلم ، دشتستان ، دشتي ، كنگان اين مراسم كاملا معمولي برگزار شد. محمدي يگانه يادآروشد: در شهر بوشهر بيشترين برنامه در نقاط مختلف شهر آيين چهارشنبه سوري برگزار شد كه با تمهيدات لازم و كنترل امور وضعيت در مقايسه با سال‌هاي قبل از روند مطلوب تري برخوردار بود. فرمانده انتظامي استان بوشهراضافه كرد:همكاري مطلوب مردم، دستگاههاي دولتي ، آتش نشاني و هلال احمر و حضور محسوس پليس باعث شد تا چهارشنبه سوري در اين استان با كمترين خسارت برگزار شود. محمدي يگانه افزود:در راستاي اقدام‌هاي پيشگيرانه از ورود و توزيع مواد محترقه در چهارشنبه آخر سال تهميدات لازم از دو ماه قبل در اين استان فراهم شده بود بطوريكه بيش از دو ميليون انواع مواد محترقه كشف شده بود. وي گفت:همچنين افراد سابقه داري كه در سال‌هاي قبل ايجاد مزاحمت براي خانواده‌ها و برخي اماكن كرده بودند، شناسايي و با دعوت و اخذ تعهد از آنان زمينه كاهش مشكلات اجتماعي فراهم شد.
  ایران , چهارشنبه سوری , دستگیری , دهها نفر , بوشهر ,

شیخ حسین بوشهری (از فقهای مشروطه) اطمینان داشت که مشروطه خواهان افسار حکومت در دستشان را به دست شخص امام زمان خواهند سپرد
مساله ی ظهور منجی آخرالزمان بارها در کشور شیعی ایران مطرح شده است. چه آن زمان که مشروطه نشانه ی ظهور بود و وعده ی دیدار نزدیک و چه اینک لابد بحران مالی ایالات متحده و فساد غرب(!) نشانه های نزدیکی اند. مقاله ی لینک شده نظر روحانیت زمان انقلاب مشروطه است که حکومت ایجاد شده را حکومت امام زمان می دانست.
  مشروطه , آخرالزمان , امام زمان , شیخ حسین بوشهری ,

توقیف هفته‌نامه شهروند امروز
امروز به صورت بسیار شوک آوری اطلاع پیدا کردم که هفته‌نامه وزینِ شهروند امروز توقیف شده است، هنوز از شوک این خبر خارج نشده‌ام و این امر برایم قبول کردنی نیست. قبول کردنی نیست که چرا بهترین هفته‌نامه خبری – تحلیلی تاریخ مطوباعت ایران را که به نوعی «تایمزِ ایرانی» محسوب می‌شد را توقیف کرده‌اند؟ نمی‌دانم که این خبرها درست است یا نادرست، اما اگر درست باشد واقعا اُف بر آن هیات نظارت بر مطبوعاتی که تاب و تحمل یک هفته‌نامه حرفه‌ای، پر محتوا و جذاب را در این بازارِ کسادِ مطبوعاتی ایران ندارد.
  شهروند امروز , شهروند , هفته نامه , توقیف مطبوعات ,

طولانی ترین ساندویچ دنیا در پارک ملت(تصویری)
طولانی ترین ساندویچ دنیا به همت اداره کل امور بانوان شهرداری تهران صبح امروز در پارک ملت آماده شد.
  پارک ملت , ساندویچ , شهرداری ,

ایران می تواند از سوخت مصرف شده بمب اتمی بسازد(طی مدت یک سال 30-60 عدد بمب هسته ای)
يک سازمان غير انتفاعی آموزشی با عنوان «اتحاد عليه ايران هسته ای» در وب سايت خود ويدئويی درباره برنامه هسته ای ايران قرار داده است. در اين ويدئو، ادعاهایی عليه برنامه هسته ای ايران مطرح شده است. از جمله توليد اورانيوم با غلظت بالا و اينکه ايران قادر است يک سال بعد از راه اندازی نيروگاه بوشهر ۳۰ تا ۶۰ بمب هسته ای بسازد.
  بمب هسته ای , غنی سازی , نیروگاه بوشهر , سوخت مصرف شده در نیروگاه , توليد اورانيوم با غلظت بالا ,

فیلم شهر موشها نوستالوژی کودکی
بیاد کپل عزیز ، نارنجی، گوشدراز، دمدراز ، آقا معلم ، موشیرو میشونه و ترسناکترین موجود کودکی من "اسمشو نبر"
  فیلم شهر موشها , نوستالوژی کودکی ,

هجوم شهر به روستا
از حدود یک ماه پیش در اتوبان های تهران تابلوهای بزرگی به چشم می خورد که حکایت از فروش آپارتمان های "جواهر شهر" دارد. این به اصطلاح جواهر شهر همان "جواهر ده" است که حقیقتا تا زمانی که شکل روستایی داشت چون جواهر در ارتفاعات رامسر می درخشید. اما وقتی شهر شود که حالا در تابلوهای تبلیغاتی چنین عنوان می شود، دیگر معلوم نخواهد بود به چه شکلی در خواهد آمد. ناحیۀ رامسر و کلاچای در شمال ایران دارای دو ده است که پیشوند جواهر دارند. یکی جواهر ده و دیگری جواهر دشت. هر دو پای کوه سومام واقع اند. جواهر ده در سمت شرق سومام و جواهر دشت در سمت شمال آن. معنی سومام روشن نیست اما « سوماموز » یعنی همان چیزی که محلی ها می گویند به معنی کوه سومام است. موز به معنی کوه و قله است و قله سومام پس از قله دماوند و قله توچال بلندترین قله البرز. موضوع جواهر ده یا آنطور که حالا در تبلیغات نوشته می شود جواهر شهر، یک موضوع اساسی تر را به خاطر می آورد و آن این که چهرۀ روستاهای ایران، به ویژه چهرۀ روستاهای کوهستانی و ییلاقی ایران هر روز بیشتر تغییر می کند و این یکی دیگر از تغییرات اساسی است که در ایران بعد از انقلاب به سرعت خود را گسترش می دهد. هر چند این تغییرات پیش از انقلاب شروع شده بود اما هرگز به این وسعت نبود. تازه در آن زمان این همه کوشش برای نگهداری روستائیان در روستا به عمل نمی آمد. اساس این تغییر این است که روستاها یا خالی می شوند یا تغییر ماهیت می دهند. چنان که روستاهای کویری یا خالی و متروک شده اند یا اگر نزدیک به شهرها بوده اند، رشد کرده به شهرک هایی با جمعیت زیاد بدل شده اند. این کاملا طبیعی است که روستا بزرگ و بدل به شهر گردد اما تغییر ماهیت چنانکه در روستاهای ییلاقی پیش آمده طبیعی نیست. روستاهای کوهستانی و ییلاقی، خالی نشده اند، از حالت روستایی خارج شده اند. روستاییانش به شهر کوچیده اند و کمتر در آنها زندگی می کنند؛ و برای جبران اندوه دورماندگی، خود یا فرزندانشان خانه های قدیمی را خراب کرده اند و خانه های تازه ای در آنها ساخته اند که شباهتی به خانه های پیشین ندارد؛ خانه هایی هستند با تمام امکانات شهری که در ییلاق واقع اند و هر از گاهی در ایام تعطیل و فراغت مورد استفاده قرار می گیرند. به این ترتیب ظاهرا ده آبادتر شده است اما در واقع خصلت روستایی ندارد. زیرا قبلا ده محل تولید بود و کالا از ده به شهر می آمد ولی حالا برعکس از شهر به ده می رود. حتا نان و کیسه های آرد که همواره در طول تاریخ، مسیر ده به شهر را طی می کرد، اکنون از شهر به ده می رود. در پایان دهۀ ٤٠ خورشیدی، زمانی که مهاجرت از ده به شهر به شکل عظیمی گسترش یافته بود، یک نوع میل بازگشت به روستا یا در واقع نوستالژی بازگشت به روستا در روشنفکران ایران قوت گرفت. قصه ها و شعرها میل به زندگی روستایی را تقویت می کرد. بسیاری از قصه نویسان سعی داشتند آداب و عادات روستایی را به نحو حسرت برانگیزی شرح دهند و شاعران هم حسرت می خوردند که روستا را گذاشته اند و به شهر آمده اند. حتا اگر شاعری مانند شاملو، اساسا از مردم شهر بود و از روستا به شهر نیامده
  شهر , ده , روستا , مهاجرت ,

زندانیان زندان «رجایی‌شهر» را فراموش نکنیم
حتما وصف زندان اوین را شنیده‌اید. بازجویی‌های نیمه‌شب و سلول‌های انفرادی، بند‌های مخوف 209 و 325، و تمامی شرایطی که در بندهای عمومی آن گذشته و زندانیان آن را تا مرز جنون برده؛ و علاوه بر آن، دچار انواع بیماری‌ها کرده است. اما «اوین» دیگر سال‌هاست که در میدان خوف و عذاب زندانیان سیاسی ایران، «یکه‌تاز» نیست؛ در زندان رجایی‌شهر (گوهردشت کرج) چه می‌گذرد.(1) سال گذشته، ولی‌الله فیض مهدوی، پس از تحمل 9 روز اعتصاب غذا در بدترین و سخت‌ترین شرایط، در اندرزگاه 2 زندان رجایی‌شهر کرج جان خود را از دست داد؛ و این در حالی است که یکی از خواست‌های او، بازگشت و انتقال به زندان اوین بود. اما با توجه به وضعیت اوین، که آن هم در نوع خود می‌تواند غیرانسانی‌ترین و بدترین شرایط را پیش چشم آورد، در رجایی‌شهر چه می‌گذرد که برای زندانیان آن، اوین را چون «بهشت» جلوه‌گر ساخته‌است؟ شرایطی را که بر این زندان حکمفرماست، می‌توان بر پایه‌ی سخنان کسانی که از آن جان سالم به‌در برده‌اند، متصور شد؛ اما تا زمانی که خود را در آن شرایط قرار ندهیم، نمی‌توانیم به عمق فاجعه‌ی در حال وقوع در آن پی ببریم؛ زندانی که تهدید به فرستادن بدان جا، برای زندانیان دیگر زندان‌ها، همچون تهدید به مرگ، وحشتناک است؛ زندانی که بر اساس آمار با گنجایش 1122 نفر به‌صورت عادی اکنون بیش از این تعداد و در حدود 5500 نفر را در خود جای داده است. گویا به زودی، ریاست سازمان زندان‌های کشور را به رییس زندان‌رجایی‌شهر خواهند داد؛ و علت آن را، سخت‌گیری این زندانبان اعلام کردند که مانع خروج اطلاعات از این زندان شده‌است. چنین به نظر می‌رسد که شاید این تنها زندانی باشد که توانسته تاحدودی از چشم مدافعین حقوق بشر دور نگاه داشته شود؛ هرچند در سال‌های اخیر، خوشبختانه خبر‌های بسیاری از آن توانست به بیرون درز کرده و باعث نجات بسیاری شود. شناخته‌ترین مشخصه‌ی این زندان عدم تفکیک زندانیان است که در سال‌های اخیر بیش از پیش خود را نشان داده است؛ بدین صورت که زندانیان در آن براساس جرایم جدا نشده‌اند. این موضوع بیشتر درمورد زندانیان سیاسی حساسیت برانگیز و قابل تشخیص بوده است؛ زیرا زندانیان عقیدتی و سیاسی‌ای که غالبا به این زندان آورده شده‌اند در اندرزگاه‌های پرجمعیت 1 و 5 که مربوط به زندانیان خطرناک است، فرستاده می‌شوند. نکته‌ی باعث تاسف این است که زندانیانی که به دلیل ابراز عقیده یا به‌ دلیل فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی دستگیر می‌شوند، در صورت تشخیص دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی، روانه‌ی این زندان می‌شوند تا به‌درجات مختلف تحت فشار قرار گیرند و در فضای وهم‌آلود این زندان دست از هرگونه مقاومت و تلاش برای نجات خودشان از زندان، بردارند. البته این تنها روی «خوش» ماجراست؛ و همان‌طور که اشاره شد، دیده می‌شود که زندانیان سیاسی در آن حتی جانشان را از دست می‌دهند و مسئولان زندان هیچ‌گونه مسئولیتی را در قبال آن برعهده نمی‌گیرند. همین موضوع، یعنی «عدم رعایت اصل تفکیک جرایم» در زندان، بارها باعث شده تا بسیاری از زندانیان سیاسی در زندان دست به اعتصاب غذا بزنند و خواستار جداسازی آن‌ها از بند‌های محکومین خطرناک شوند. نمونه‌ی این مورد، خبری غیررسمی در مورد شش زندانی است که دست به اعتصاب غذا می‌زنند تا بند‌های زندانیان سیاسی از زندانیان عادی جدا شود. در واقع، حضور زندانیان سیاسی وعقیدتی در کنار دیگر زندانیان، شرایطی به‌شدت دشوار و فلاکت‌بار به این افراد تحمیل می‌کند. در این زندان، زندانیانی هستند که به‌دلیل حضور سال‌های متوالی در آن دچار بیماری‌های پوستی و گوارشی یا ایدز و هپاتیت و دیگر بیماری‌های واگیر می‌شوند؛ و حتی دچار حالات روانی شده و به‌کلی کنترل خود را از دست می‌دهند. ترس ناشی از شرایط زندان، ترس از گام‌هایی که شب‌هنگام ممکن است سراغت بیاید تا با چاقو یا هر وسیله‌ی برنده‌ای تو را مورد حمله قرار دهد، سبب شده تا اغلب زندانیان عقیدتی، علاوه بر انواع بیماری‌ها، شب‌ها را به بیداری بگذراند تا بتواند جانش را از خطر محفوظ بدارد. تداوم این وضعیت، بی‌شک زندانی
  زندان , شکنجه , رجایی شهر , اوین , نقض حقوق بشر ,

شکنجه شش فعال مدنى در اداره اطلاعات شهر سنندج
سه معلم کاميارانى به نامهاى حسن قرباني، کاوه رستمى ،احمد قربانى بهمراه سه فعال حقوق بشر به نامهاى سما بهمنى (از بندرعباس) ، حبيب بهمنى (از بندرعباس) و فرزاد حسن ميرزائى (از بوکان) به دليل پيگيرى وضعيت و حمايت از فرزاد کمانگر ، معلم محکوم به اعدام از تاريخ 2/5/87 در منطقه کامياران بازداشت و به اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل گرديدند. اين افراد از روز بازداشت به سلولهاى انفرادى منتقل و مورد بدرفتارى قرار گرفتند ، خانواده هاى اين افراد مکرراً از سوى اداره هاى اطلاعات شهرهاى سنندج ، کامياران ، خرم آباد و بندرعباس جهت پيگيرى وضعيت بستگان بازداشت شده خود به ستادهاى خبرى احضار ، بازجويى و تحت فشار و تهديد قرار گرفتنده اند . بر اثر پافشارى خانواده ، سما بهمنى فعال حقوق بشر بازداشت شده ، تماس تلفنى کوتاهى داشته است که در تماس مذکور نامبرده تنها و مکررا خواستار عدم پيگيرى وضعيت خود و بازگشت خانواده خود شده است ، خانواده اين فعال حقوق بشر ضمن نگران کننده خواندن گفته هاى خانم بهمنى معتقد هستند که گفته هاى نامبرده تحت فشار بيان شده است .
  شکنجه شش فعال مدنى اداره اطلاعات شهر سنندج ,

گزارشی تکاندهنده از شهر یزد ؛ فروش مواد مخدر و انواع صیغه با دختر بچه ها
از صیغه شرطی صحبت کرد و توضیح داد صیغه یکشبه به مبلغ 50 تومن با دختران 14 یا 15 ساله را صیغه شرطی میگویند. اغلب دختران فاحشه در اینجا از روستاهای دور و نزدیک میآیند و تنها علت تن فروشی آنان فقر و بی فرهنگی است. بسیاری از آنان را پدرانشان میفروشند! و توضیح داد اغلب دختر ها به بهای 100 تا 200 تومان به صیغه یا حتی عقد دلالان در میآیند متاسفانه اکثر مشتریان موقتی پیرمردانی هستند که با پوند و دلار و یورو و از خارج آمده اند و دلال مطمئن است متاع را از دست نداده بلکه تن وی را به مدت معینی اجاره داده است. گفت همین سه هفته پیش دختری 13 ساله شمالی را بقیمت 3000 دلار به صیغه شرطی مرد مسنی دادند که ظاهرا برای دیدن اقوام و سر زدن به املاک اجاری خود به یزد آمده بود ولی در واقع از 4 ماه قبل با دلالان در تماس بود که فقط دختر سفید و باکره برایش فراهم کنند! پولهای باد آورده و فقر فرهنگی و به جهالت کشیدن مردم و از همه بدتر نبود آزادی فردی و اجتماعی باعث وجود فحشا شده و با 50 تومان میتوان زنی جوان را یکشبه صیغه نمود که البته ماست مالی شرعی هم شده و مشکلی برای هیچکس فراهم نمیکند. تفریح جوانان پولدار سیگار و مشروب قاچاق وارداتی و مواد مخدر و چاشنی آنهم لذت های گذراست. کار به جایی کشیده که زنان شوهر دار هم به این خیل بزرگ فاحشگان شرعی پیوسته اند.
  ایران , گزارشی تکاندهنده , شهر یزد , فروش مواد مخدر , انواع صیغه , دختر بچه ها ,

حمله ور شدن پلیس به مردم در نوشهر!
نمیدونم جریان چی بوده. به هر حال همه مردمی که اونجا هستند ناراضی هستند و اعتراض می کنند پس نمیتونه مزاحمت بوده باشه!
  نوشهر , پلیس , ضرب و شتم ,

   بهترین لینک های امروز