شکنجه دانشجویان در بند ۲۰۹ همچنان ادامه دارددر حالی که طی ۳ هفته گذشته، بیش از ۳۰ تن از دانشجویان چپ گرا در ایران از زندان آزاد شده اند، شماری در همین حدود از آنان کماکان در زندان به سر می برند.
تعدادی از دانشجویان آزاد شده به رادیوفردا گفته اند که در زندان و تحت فشار، مجبور به اعتراف تلویزیونی شده اند.
روند بازداشت گسترده دانشجویان چپگرا موسوم به آزادی خواه و برابری طلب، از حدود ۳ ماه پیش و در پی فراخوان آنها برای تجمع اعتراض آمیز نسبت به محدودیت ها در دانشگاه آغاز شد.
شماری از دانشجویان چپ آزاد شده از زندان که نخواسته اند نامشان فاش شود، در گفت و گو با رادیوفردا تایید کرده اند که از برخی دانشجویان در زندان اوین اعتراف گرفته شده است.
بینا دراراب زند یکی از اعضای «کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند» که مساله این دانشجویان را از نزدیک دنبال می کند، در خصوص مضمون اعتراف هایی که از دانشجویان گرفته شده، به رادیو فردا می گوید : «البته دانشجویان از من خواسته اند در گفت و گو با رسانه ها زیاد وارد جزئیات نشوم اما تا این حد می توانم بگویم که جدی ترین آنها، اعتراف به انجام عملیات مسلحانه بوده است و یا همکاری با سازمان هایی که از قدیم خواهان براندازی جمهوری اسلامی بوده اند و اکنون در خارج از ایران فعالیت می کنند.»...
شکنجه , دانشجو , زندان اوین , بند 209 ,
به دنبال انتقاد از ردصلاحيت ها و مرگ يک دانشجو: امام جماعت مسجد سنندج ناپديد شد!امام جماعت مسجد قباي سنندج از دو هفته پيش و بدنبال سخنراني انتقادآميزش در خطبه هاي نماز جمعه اين شهر، ناپديد شده و هيچ کس از سرنوشت وي اطلاعي ندارد...به گفته ي سوران حسيني فعال دانشجويي ساکن سنندج، ايوب گنجي در آخرين سخنراني اش در خطبه هاي نماز جمعه، نسبت به رد صلاحيت گسترده ي کانديداهاي مجلس هشتم، مرگ مشکوک ابراهيم لطف اللهي در بازداشتگاه و نيز افتتاح بنياد الغدير دركردستان ـ که گفته مي شود ترويج فرهنگ مهدويت در بين مردم سني مذهب سنندج را دنبال مي کند ـ انتقاد کرده بود.
مراجع امنيتي و انتظامي بازداشت اين روحاني جوان را رد کرده اند. اين تکذيب، نگرانيهاي زيادي را در ميان فعالان مذهبي سنندج دامن زده است و برخي فعالان از آن بيم دارند که ايوب گنجي سرنوشتي مشابه ابراهيم لطف اللهي پيدا کند؛ابراهيم لطف اللهي دانشجوي 27 ساله اي بود که در بازداشتگاه سنندج به طور مشکوکي جان سپرد و سپس نيروهاي امنيتي جنازه ي او را بدون اطلاع خانواده اش دفن کردند.

امام جماعت , سنندج , ایوب گنجی , ابراهین لطف اللهی , دستگیری ,
شکنجه , کردستان , زندانی سیاسی , سرکوب ,
شکنجه های وحشیانه علیه زندانیان زندان اصفهانبنابه گزارشات رسیده از واحد 2 زندان مرکزی دستگرد اصفهان ،یکی از زندانیان بنام حبیب باقریان 27 ساله روز جمعه 10 آبان ماه به سلول انفرادی که احتمالا جهت اجرای حکم اعدام است منتقل گردید.
آقای حبیب باقریان در حدود 3 سال پیش دستگیر و به زندان اصفهان انتقال یافت.حکم اعدام او اخیرا تایید شده است.و انتقال او به سلولهای انفرادی باعث نگرانی سایر زندانیان شده است.
او روز جمعه 10 آبان ماه به ضن اینکه قصد فرار از زندان را دارد به سلولهای انفرادی واحد 2 این زندان انتقال یافت.او توسط مامورین حفاظت و اطلاعات زندان به شدت در سلولهای انفرادی مورد شکنجه قرار داشت که در اثر این شکنجه ها از ناحیه سر آسیب جدی دیده است و دچار خونریزی شده،ولی آنها تا به حال از انتقال به بهداری و تحت درمان قرار داد وی خوداری می کنند .
شدت شکنجه آقای باقریان به حدی بود که در طی ساعات شب صدای ناله ها و زجه های او در بند شنیده می شد.
آقای حبیب باقریان بنابه گفتۀ خانواده اش ورزشکار می باشد و به دلیل ایستادگی و درگیری با بسیجهای محل سکونتش باعث شده که به او حکم اعدام بدهند.
حبیب باقریان به دستور بنائی و گرجی رئیس و معاون حفاظت و اطلاعات زندان به سلولهای انفرادی انتقال یافت و توسط همین افراد مورد شکنجه وحشیانه قرار گرفت.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، صدور احکام اعدام که هدفی جزء ایجاد رعب و وحشت در جامعه می باشد را محکوم می کند و از تمامی سازمانهای بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن اعدامها در ایران است.
13 آبان 1387 برابر با 3 نوامبر 2008
گزارش وضعیت زندانی فوق به سازمانهای زیر ار سال گردید
1-عفو بین الملل
2- شورای حقوق بشر سازمان ملل
3- کمیسر عالی حقوق بشر
4- دیدبان حقوق بشر
5. سازمان جهانی علیه شکنجه

زندانیان زندان اصفهان ,
شکنجه ,
اعدام، شکنجه، تجاوز جنسی؛ گزارش از نقض گسترده حقوق بشر در ايران گزارش ماهانه (ارديبهشت 1387) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر در ايران

اعدام،
شکنجه، تجاوز جنسی؛ گزارش ارديبهشت ماه از نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر در ايران ,
دانشجويان چپ گرا؛ اعتراف تحت شکنجهدر حالی که طی ۳ هفته گذشته، بيش از ۳۰ تن از دانشجويان چپ گرا در ايران از زندان آزاد شده اند، شماری در همين حدود از آنان کماکان در زندان به سر می برند.
تعدادی از دانشجويان آزاد شده به راديوفردا گفته اند که در زندان و تحت فشار، مجبور به اعتراف تلويزيونی شده اند. / شماری از دانشجويان چپ آزاد شده از زندان که نخواسته اند نامشان فاش شود، در گفت و گو با راديوفردا تاييد کرده اند که از برخی دانشجويان در زندان اوين اعتراف گرفته شده است./ بينا دراراب زند يکی از اعضای «کميته تلاش برای رهايی دانشجويان در بند» که مساله اين دانشجويان را از نزديک دنبال می کند، در خصوص مضمون اعتراف هايی که از دانشجويان گرفته شده، به راديو فردا می گويد : «البته دانشجويان از من خواسته اند در گفت و گو با رسانه ها زياد وارد جزئيات نشوم اما تا اين حد می توانم بگويم که جدی ترين آنها، اعتراف به انجام عمليات مسلحانه بوده است و يا همکاری با سازمان هايی که از قديم خواهان براندازی جمهوری اسلامی بوده اند و اکنون در خارج از ايران فعاليت می کنند.»/ . . .

دانشجويان , چپ , اعتراف ,
شکنجه ,
ویدئو،افشاگری معاون سابق وزارت اطلاعات در مورد شکنجه زندانیان سیاسیدر اين ويدئو معاون سابق وزارت اطلاعات افشاگري ميکند:رضا ملک (ملکيان) معاون سابق تحقيقات و بررسي وزارت اطلاعات در زمان تصدي گري علي فلاحيان که ارتباط و همکاري با سعيد امامي ، معاون اسبق آن وزارتخانه داشت پس از واقعه قتلهاي زنجيره اي و مرگ مشکوک سعيد امامي اقدام به نگارش و انتشار جزوه اي بالغ بر هشتاد صفحه در افشاي پشت پرده قتلهاي زنجيره اي و مرگ سعيد امامي نمود.

افشاگری , مامور ,
شکنجه , جمهوری اسلامی ,
فرزاد کمانگر معلم کــُــرد شکنجه و به مرگ محکوم شدسازمان ديدهبان حقوق بشرروز 27 فوریه اعلام کرد که قوه قضاييهی ايران بايد حکم اعدام معلم کــُــرد، فرزاد کمانگر را لغو کند. کمانگر در شماری از سازمانهای جامعه - مدنی فعال بوده است.
مقامات مسئول همچنین موظفند دربارهی اظهارات کمانگر مبنی بر اين که وی در حين بازداشت شکنجه شده است، تحقيق به عمل آورند و هر ماموری را که در اين آزار و اذيت فيزیکی شرکت داشته است مسئول بدانند.
بنا بر اظهارات وکيل کمانگر، اين دادگاه التزامهای قانونی ايران را که منوط به محاکمهی علنی اين قبيل پروندهها با حضور هيئت منصفه است را نقض کرده است. وی همچنين به سازمان ديدهبان حقوق بشر اظهار داشت که مقامات دادگاه درخواست ايشان برای متابعت از الزامات قانونی آيين دادرسی را به سخره گرفتهاند.

فرزاد کمانگر , معلم , کــُــرد ,
شکنجه , مرگ , محکوم ,
گفت و گو با همسر اسانلو: فشارهاي عصبي اسانلو را به اين روز انداختهمنصور اسانلو، رئيس هيئت مديره سنديکاي شرکت واحد اتوبوس راني تهران، به دليل عمل سنگين جراحي چشم و فشارهاي عصبي در روزهاي اخير، در بخش ويژه مراقبت هاي قلبي، سي سي يو، بيمارستان لبافي نژاد تهران بستري شد.
پروانه اسانلو، همسر اين فعال سنديکايي ديشب درگفت و گو با روز با تاييد اين مطلب اظهار داشت: "يکي ازدلايل بستري شدن آقاي اسانلو در سي سي يو، عمل سنگين جراحي چشم او بود که در آن، استفاده زيادي از داروي بيهوشي شد."
رييس هيات مديره سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوس راني تهران چند هفته قبل براي انجام عمل جراحي بر روي چشم چپ او که در جريان بازداشتش در سال گذشته آسيب ديده بود، از زندان اوين به بيمارستان لبافي نژاد منتقل شده بود.
اين فعال سنديکايي در تير ماه سال گذشته بازداشت و به اتهام اقدام عليه امنيت ملي، به پنج سال زندان محکوم شد. اتهام و حکمي که اعتراض منصور اسانلو، خانواده، وکلا و تشکل هاي کارگري درايران و سازمان هاي کارگري جهان را در پي داشت.
پروانه اسانلو علت ديگر بستري شدن و تشديد وخامت وضعيت جسماني همسرش را فشارهاي عصبي اخير بر وي ذکر کرد و گفت: "حضور ماموران ويژه در جلوي اتاق بخش سي سي يو و اصرار آنان مبني بر اينکه دستور دارند که با حضور بر بالاي سر منصور اسانلو، مراقب او باشند، باعث شده است که آقاي اسانلو در اين شرايط، فشار عصبي زيادي را متحمل شود."
اين دوعامل، به گفته خانم اسانلو، باعث افزايش ضربان قلب همسرش شده است.

منصور اسانلو , زندانی سیاسی ,
شکنجه , زندان ,
شکنجه های وحشیانه علیه یک زندانی سیاسی در زندان گوهردشتبنابه گزارشات رسیده از زندان گوهرداشت کرج، روز پنجشنبه 2 خرداد ماه بهروز جاوید طهرانی در اثر شدت شکنجه های وحشیانه که علیه او بکار برده بودند به بهداری زندان منتقل شد.
آقای جاوید طهرانی در حالی که 2 پاسدار زیر بغل او را گرفته بودند ، به بهداری زندان منتقل گردید. او شدیدا شکنجه شده بود و آثار شکنجه ها بر سمت راست جهره اش و گردنش که در حال خونریزی بود مشهود بود. آقای جاوید طهرانی در اثر این شکنجه ها قادر به راه رفتن نبود و شرایط ......
شکنجه های وحشیانه علیه یک زندانی سیاسی در زندان گوهردشت ,
اطلاعيه مطبوعاتی فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه در مورد یعقوب بنی نهاد "فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر" (FIDH) و "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" (OMCT) مراتب نگرانی شديد خود را نسبت به صدور حکم مرگ آقای يعقوب مهرنهاد، ساکن زاهدان، روزنامه نگار روزنامه "مردم سالاری" و رييس انجمن "صدای عدالت"، اعلام می دارد.
روز ۱۹ فوريه ۲۰۰۸، سخنگوی قوه قضاييه در يک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که آقای يعقوب مهرنهاد به دليل مشارکت در گروه تروريستی "جند الله" به مرگ محکوم شده. آقای يعقوب مهرنهاد هيچ اطلاعی درخصوص تاريخ و شرايط محاکمه خود دريافت نکرده و دادگاه او بدون حضور وکيل مدافع و خانواده اش انجام شده است.
آقای مهرنهاد روز ۶ مه ۲۰۰۷ به همراه ديگر اعضای اين انجمن بازداشت شد. اعضای ديگر مدتی بعد آزاد شدند، در حالی که آقای مهرنهاد زندانی و سپس به مرگ محکوم شد. به گفته سخنگوی قوه قضاييه، اين پرونده اکنون در مرحله تجديدنظر است، ولی در اين زمينه، اطلاعات بيشتری ارائه نشد.
"فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر" و "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" صدور اين حکم که نتيجه يک دادرسی پرهياهو و ناعادلانه است را شديدا محکوم می کنند. سازمان های ما از دولتمردان جمهوری اسلامی می خواهند که تحت هر شرايطی سلامت روحی و جسمانی آقای يعقوب مهرنهاد را تضمين کنند و امکان برگزاری يک محاکمه عادلانه، بی طرف و بدون تأخير را در جريان دادگاه تجديدنظر مهيا سازند. خاطرنشان می سازد که برگزاری چنين دادگاهی کاملا براساس عهدنامه ها و موازين بين المللی حقوق بشر است که از سوی جمهوری اسلامی نيز مورد تأييد قرار گرفته اند.

فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر سازمان جهانی مبارزه با
شکنجه یعقوب بنی نهاد سیستان بلوچستان جوانان صدای عدالت ,
حکم سنگین زندان فعال حقوق بشر تائید شدسازمان حقوق بشر کردستان
دادگاه تجدیدنظر انقلاب اسلامی تهران، سرانجام با تائید رای شعبه 15 دادگاه انقلاب محکومیت ده سال حبس بنیانگذار حقوق بشر کردستان را قطعی نمود.
آقای محمدصدیق کبودوند موسس سازمان حقوق بشر کردستان، مدیر مسئول و سردبیر هفته نامه «پیام مردم» در اوایل تابستان سال گذشته دستگیر، و به اتهام تشکیل جمعیت مدافع حقوق بشر و دعوت از جمهوری اسلامی به پایبندی به تعهدات حقوق بشری و دفاع از حقوق بشر و افشای موارد نقض آن در گفتگو با رسانههای عمومی، به یازده سال حبس توأم با شکنجه محکوم گردید.
با احتساب حبس اتهام مطبوعاتی رئیس سازمان حقوق بشر کردستان میزان محکومیت قطعیت یافته ایشان در حال حاضر ده و نیم سال است. گفته میشود با توجه به اینکه میزان حبس آقای کبودوند بیش از ده سال است در هیچ مرجعی قابل تجدیدنظر نمیباشد. علاوه بر این پروندههایی با اتهام تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام برای ادامه فشار بر وی در جریان است.
دبیرخانه سازمان حقوق بشر کردستان درنظر دارد پیرو این اطلاعیه متن کامل حکم دادگاه را جهت قضاوت وجدان عمومی و بررسی حقوقدانان و مدافعان حقوق بشر منتشر نماید.
سازمان حقوق بشر کردستان همچون خود آقای کبودوند و خانواده ایشان انتظاری بیش از این از دستگاههای امنیتی و قضایی نداشتند اما از سازمانها و نهادها و مجامع و محافل حقوق بشر انتظار دارد که موقعیت آقای کبودوند را به عنوان بزرگترین زندانی وجدانی در ایران و خاورمیانه و بعنوان مدافع حقوق بشر زندانی با بالاترین میزان محکومیت حبس در جهان، برای وجدان عمومی جهانیان افشا نماید و علاوه بر این امید است که حکومت جمهوری اسلامی بعنوان بزرگترین ناقض حقوق مدافعان حقوق بشر در جهان شناخته شود.
یادآور میگردد آقای کبودوند طی 16 ماه گذشته تنها یک بار با خانواده و فرزندانش ملاقات دیداری داشته و در حال حاضر برغم بیماری و تشدید آن ممنوع الملاقات شده و هم اکنون در وضعیت نگرانکننده تحمل حبس مینماید.

حکم , زندان ,
شکنجه , اعدام ,
نقض حقوق بشر در ايران به روايت تصوير ( 16+)نقض حقوق بشر در ايران به روايت تصوير , خود گويا تر از هر سخنی است . اين تصاوير بيش از هر گزارشی ابعاد گسترده پايمال شدن حقوق بشر درايران را در معرض ديد همگان قرار می دهد

حقوق بشر , ایران ,
شکنجه ,
شکنجه تکان دهنده یک کودک 9 سالهديشب پدر و مادرم مرا به شدت کتک زدند و به من گفتند وقتي به مدرسه رفتي ديگر حق نداري به خانه برگردي. در راه رفت يا برگشت کنار خيابان بايست و وقتي ماشيني با سرعت زياد در حال عبور بود، خودت را جلوي آن پرت کن.
شکنجه , کودک ,
يک جوان زندانى در کلانترى خود را حلق آويز کرد!بنا به خبر دريافتى٬ روز دوشنبه ٢۵ شهريورماه٬ یکی از زندانیان جوان در بازداشتگاه کلانتری ١٣٨ جنت آباد تهران٬ بر اثر شکنجه و انواع فشارهای شديد که ماموران کلانتری به وی اعمال نمودند٬ خود را حلق آويز کرد. اين زندانى که ظاهرا فقط جرمش سرقت یک دستگاه رادیو ضبط اتومبیل بود و فقر پاى او را به کلانترى کشانيده بود٬ در کلانترى آنچنان زير فشار و آزار قرار ميگيرد که با استفاده از پتوی موجود در سلول بازداشتگاه و برای خلاص شدن از تداوم شکنجه و فشارهای روانی خود را حلق آویز نمود و متاسفانه جان سپرد!
اين تنها مورد نيست که در بازداشتگاههاى متفرقه افراد دستگير شده را وحشيانه شکنجه ميکنند. در چند روز گذشته نیز ماموران کلانتری ١٣٣ شهر زیبا٬ دختر و پسر جوانی را که به جرم دوستی با یکدیگر دستگیر نموده بودند٬ در محوطه بازداشتگاه کلانتری مورد وحشیانه ترین شکنجه های جسمی و روانی قرار دادند. وقتی خانواده این دو جوان برای نجات فرزندانشان به کلانتری مراجعه کردند و با سر و روی خونين و بدنهای درهم شکسته عزیزانشان روبرو شدند٬ آنچنان به خشم آمدند که در حالیکه به خامنه ای و دیگر سردمداران حکومت اسلامی فحش میداند٬ به کتک کاری مفصل چند تن از مزدوران کلانتری پرداختند. در اثنای این درگیریها و داد و فریادها٬ عده ای از جوانان و اهالی محل به نشانه اعتراض در برابر کلانتری دست به تجمع زدند. مزدوران خود فروش کلانتری که از تجمع و اعتراض مردم بشدت ترسیده و وحشت زده شده بودند فورا اقدام به آزادی این دو جوان و تشویق خانواده هایشان به ترک کلانتری نمودند!
با توجه به اعمال فشارهای روز افزون از جانب اوباش و نیروهای سرکوبگر حکومت جهل و جنایت اسلامی٬ و به دنبال اعتراضات چند روز گذشته٬ ستاد فرماندهی نیروی انتظامی طی ابلاغ بخشنامه محرمانه ای به کلیه کلانتریهای تهران٬ از مزدوران انتظامی خواسته است ضمن انجام وظیفه بشدت مواظب رفتار خود بوده و از هر اقدامی که خشم و اعتراضات مردمی را تحریک میکند بپرهیزند!
اين بخشنامه نشان درک حکومت و نيروى سرکوبش از نبض جامعه است. آنها ناچارند براى سرپا ماندن جنايت کنند و همزمان ميدانند اين روش بى پاسخ نميماند. در سيماى جلادان وحشت موج ميزند و مردم نيز اين را ميدانند. دراين جنگ روزمره که در کارخانه و دانشگاه و خيابان و محله جريان دارد٬ عقب نشينى بيشتر آنها تنها درگرو تعرض بيشتر است. هرجا و همه جا بايد با تعرض متقابل و درس دادن به نيروهاى سرکوب٬ مهمترين ابزار و رکن اصلى حکومتشان را خنثى و فلج کرد.
حزب کارگر

فقر ,
شکنجه , حلق آویز ,
زندانیان زندان «رجاییشهر» را فراموش نکنیم
حتما وصف زندان اوین را شنیدهاید. بازجوییهای نیمهشب و سلولهای انفرادی، بندهای مخوف 209 و 325، و تمامی شرایطی که در بندهای عمومی آن گذشته و زندانیان آن را تا مرز جنون برده؛ و علاوه بر آن، دچار انواع بیماریها کرده است. اما «اوین» دیگر سالهاست که در میدان خوف و عذاب زندانیان سیاسی ایران، «یکهتاز» نیست؛ در زندان رجاییشهر (گوهردشت کرج) چه میگذرد.(1)
سال گذشته، ولیالله فیض مهدوی، پس از تحمل 9 روز اعتصاب غذا در بدترین و سختترین شرایط، در اندرزگاه 2 زندان رجاییشهر کرج جان خود را از دست داد؛ و این در حالی است که یکی از خواستهای او، بازگشت و انتقال به زندان اوین بود. اما با توجه به وضعیت اوین، که آن هم در نوع خود میتواند غیرانسانیترین و بدترین شرایط را پیش چشم آورد، در رجاییشهر چه میگذرد که برای زندانیان آن، اوین را چون «بهشت» جلوهگر ساختهاست؟
شرایطی را که بر این زندان حکمفرماست، میتوان بر پایهی سخنان کسانی که از آن جان سالم بهدر بردهاند، متصور شد؛ اما تا زمانی که خود را در آن شرایط قرار ندهیم، نمیتوانیم به عمق فاجعهی در حال وقوع در آن پی ببریم؛ زندانی که تهدید به فرستادن بدان جا، برای زندانیان دیگر زندانها، همچون تهدید به مرگ، وحشتناک است؛ زندانی که بر اساس آمار با گنجایش 1122 نفر بهصورت عادی اکنون بیش از این تعداد و در حدود 5500 نفر را در خود جای داده است.
گویا به زودی، ریاست سازمان زندانهای کشور را به رییس زندانرجاییشهر خواهند داد؛ و علت آن را، سختگیری این زندانبان اعلام کردند که مانع خروج اطلاعات از این زندان شدهاست. چنین به نظر میرسد که شاید این تنها زندانی باشد که توانسته تاحدودی از چشم مدافعین حقوق بشر دور نگاه داشته شود؛ هرچند در سالهای اخیر، خوشبختانه خبرهای بسیاری از آن توانست به بیرون درز کرده و باعث نجات بسیاری شود.
شناختهترین مشخصهی این زندان عدم تفکیک زندانیان است که در سالهای اخیر بیش از پیش خود را نشان داده است؛ بدین صورت که زندانیان در آن براساس جرایم جدا نشدهاند. این موضوع بیشتر درمورد زندانیان سیاسی حساسیت برانگیز و قابل تشخیص بوده است؛ زیرا زندانیان عقیدتی و سیاسیای که غالبا به این زندان آورده شدهاند در اندرزگاههای پرجمعیت 1 و 5 که مربوط به زندانیان خطرناک است، فرستاده میشوند.
نکتهی باعث تاسف این است که زندانیانی که به دلیل ابراز عقیده یا به دلیل فعالیتهای اجتماعی و سیاسی دستگیر میشوند، در صورت تشخیص دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی، روانهی این زندان میشوند تا بهدرجات مختلف تحت فشار قرار گیرند و در فضای وهمآلود این زندان دست از هرگونه مقاومت و تلاش برای نجات خودشان از زندان، بردارند. البته این تنها روی «خوش» ماجراست؛ و همانطور که اشاره شد، دیده میشود که زندانیان سیاسی در آن حتی جانشان را از دست میدهند و مسئولان زندان هیچگونه مسئولیتی را در قبال آن برعهده نمیگیرند.
همین موضوع، یعنی «عدم رعایت اصل تفکیک جرایم» در زندان، بارها باعث شده تا بسیاری از زندانیان سیاسی در زندان دست به اعتصاب غذا بزنند و خواستار جداسازی آنها از بندهای محکومین خطرناک شوند. نمونهی این مورد، خبری غیررسمی در مورد شش زندانی است که دست به اعتصاب غذا میزنند تا بندهای زندانیان سیاسی از زندانیان عادی جدا شود. در واقع، حضور زندانیان سیاسی وعقیدتی در کنار دیگر زندانیان، شرایطی بهشدت دشوار و فلاکتبار به این افراد تحمیل میکند. در این زندان، زندانیانی هستند که بهدلیل حضور سالهای متوالی در آن دچار بیماریهای پوستی و گوارشی یا ایدز و هپاتیت و دیگر بیماریهای واگیر میشوند؛ و حتی دچار حالات روانی شده و بهکلی کنترل خود را از دست میدهند. ترس ناشی از شرایط زندان، ترس از گامهایی که شبهنگام ممکن است سراغت بیاید تا با چاقو یا هر وسیلهی برندهای تو را مورد حمله قرار دهد، سبب شده تا اغلب زندانیان عقیدتی، علاوه بر انواع بیماریها، شبها را به بیداری بگذراند تا بتواند جانش را از خطر محفوظ بدارد. تداوم این وضعیت، بیشک زندانی

زندان ,
شکنجه , رجایی شهر , اوین , نقض حقوق بشر ,
شکنجه شش فعال مدنى در اداره اطلاعات شهر سنندج سه معلم کاميارانى به نامهاى حسن قرباني، کاوه رستمى ،احمد قربانى بهمراه سه فعال حقوق بشر به نامهاى سما بهمنى (از بندرعباس) ، حبيب بهمنى (از بندرعباس) و فرزاد حسن ميرزائى (از بوکان) به دليل پيگيرى وضعيت و حمايت از فرزاد کمانگر ، معلم محکوم به اعدام از تاريخ 2/5/87 در منطقه کامياران بازداشت و به اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل گرديدند.
اين افراد از روز بازداشت به سلولهاى انفرادى منتقل و مورد بدرفتارى قرار گرفتند ، خانواده هاى اين افراد مکرراً از سوى اداره هاى اطلاعات شهرهاى سنندج ، کامياران ، خرم آباد و بندرعباس جهت پيگيرى وضعيت بستگان بازداشت شده خود به ستادهاى خبرى احضار ، بازجويى و تحت فشار و تهديد قرار گرفتنده اند .
بر اثر پافشارى خانواده ، سما بهمنى فعال حقوق بشر بازداشت شده ، تماس تلفنى کوتاهى داشته است که در تماس مذکور نامبرده تنها و مکررا خواستار عدم پيگيرى وضعيت خود و بازگشت خانواده خود شده است ، خانواده اين فعال حقوق بشر ضمن نگران کننده خواندن گفته هاى خانم بهمنى معتقد هستند که گفته هاى نامبرده تحت فشار بيان شده است .
شکنجه شش فعال مدنى اداره اطلاعات شهر سنندج ,
مرگ یک فعال دیگر کرد در زندان بنابر گزارشها، کاوه عزیزپور، فعال کرد در ایران بر اثر سکته مغزی در زندان درگذشته است.
کاوه عزیزپور به جرم عضویت در یکی از احزاب مخالف جمهوری اسلامی در حال گذراندن دوره محکومیت حبس سه ساله اش در زندان مهاباد در استان آذربایجان غربی بوده که در پاییز سال گذشته دچار بیماری و سپس سکته مغزی می شود و به بهداری زندان انتقال می یابد.
به دنبال وخامت وضع جسمی، آقای عزیزپور در دهم آذر (اول دسامبر) سال گذشته در بیمارستانی در ارومیه تحت عمل جراحی مغز گرفت اما در وضعیت او بهبودی حاصل نشد، وی به زندان ارومیه انتقال یافت و یک بار دیگر نیز در بیمارستانی در این شهر تحت عمل جراحی مغز گرفت اما سرانجام در بامداد جمعه شانزدهم مه (27 اردیبهشت) پس از آنکه حدود بیست روز را به حال اغما گذراند، در زندان درگذشت.
کاوه عزیز پور که هنگام مرگ ۲۵ سال داشت در بهمن 1384 پیش همراه با برادرش کیوان و شماری دیگر در روستای دریاز (دریاس) در شهرستان کردنشین مهاباد به دست مأموران اداره اطلاعات این شهرستان دستگیرشد. وی به اتهام ارتباط با احزاب کرد مخالف جمهوری اسلامی در دادگاه انقلاب محاکمه و به سه سال زندان محکوم شد.
درباره مرگ کاوه عزیزپور، از برادر او اسعد نقل شده که پس از عمل جراحی، پزشک معالج او اخطار داده بود که بیمار باید پس از عمل دو ماه در استراحت مطلق به سر ببرد اما مأموران اطلاعاتی بی اعتنا به توصیه پزشک، 48 ساعت پس از عمل کاوه را به زندان بازگردانده اند.

کاوه عزیز پور , فعال سیاسی , کرد , وزارت اطلاعات ,
شکنجه , مرگ , نقض حقوق بشر ,
محمود احمدی نژاد مسئول شکنجه دانشجویان استخبرنامه امیرکبیر: شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در اعتراض به سرکوب فعالین مدنی و احکام سه دانشجوی آزادی خواه امیرکبیر بیانیه ای صادر کرد که متن آن به شرح زیر می باشد:
محمود احمدی نژاد مسئول شکنجه دانشجویان است
تاریخ چندهزار ساله این کشور بازگو کننده این حقیقت تلخ است که هر زمان افرادی بی کفیات در راس امور قرار گرفته اند و بی تدبیری و ناکارآمد ی بیشتر شده به همان میزان آزار و شکنجه منتقدان نیز فزونی یافته است. شاهد نزدیک این واقعیت در دوران نه چندان دور پادشاهان قاجارند که از یکسو آب و خاک این کشور را بر باد می دادند و از سوی دیگر منتقدان خود را به وحشیانه ترین شیوه شکنجه می نمودند تا چندروزی بیشتر بر اریکه قدرت بنشینند و متاسفانه چندسال اخیر نیز شاهد دیگری بر این واقعیت تلخ است.
بیکاری و تورم کاسه صبر ملت را لبریز نموده است، فساد دولتی و سلطه نهادهای امنیتی و نظامی بر منابع این کشور بیداد می کند، حاکمان دریای خزر را به روسها، نفت و گاز را به چینیها و اروپائیان و سایر منابع کشور را تا بدانجا که امکان دارد به ملل مختلف پیشکش می نمایند تا چند روز بیشتر بر اریکه قدرت بمانند و در این میان برای جلوگیری ازهر اعتراضی نسبت به اعمال خفت بار حاکمان منتقدان دستگیر، آزار و اذیت و روانه زندان می شوند.
زندانی نمودن باقی و قابل، احضار و بازجویی فعالین عرصه زنان و کارگران و هویت طلبان قومی، سرکوب دگراندیشان و در نهایت موج سرکوب در دانشگاههای کشور که هرروز ابعاد گسترده تری می یابد حکایت از عزم حاکمان در سرکوب منتقدان دارد و به حق باید سال جدید را سال نوآوری در شیوه های برخورد با منتقدان دانست. در دانشگاههای کشور نیز از یکسو شاهد صدور احکام سنگین کمیته انضباطی در شیراز، علامه و تهران هستیم و ازسوی دیگر دستگاه قضایی با برگزاری دادگاههای نمایشی در حال صدور احکام سنگین قضایی برای فعالین دانشجویی است که نمونه بارز آن تمدید قراربازداشت غیرقانونی هانا عبدی و روناک صفارزاده از دانشجویان فعال در کمپین زنان، تداوم بازداشت یاسر گلی و چند تن دیگر از فعالین دانشجویی کردستان و همچنین صدور حکم زندان برای آرمان صداقتی، عابدتوانچه، زینب پیغمبرزاده و احضار بیش از ۱۰ تن از دانشجویان در روزهای اخیر است. اما در این میان ظلمی که بر دانشجویان دانشگاه امیرکبیر روا می شود خود حدیثی مفصل است.
۱- ازهمان زمان که دانشجویان امیرکبیر در برابر احمدی نژاد شعارهای اعتراضی سردادند همگان با توجه به ساختار امنیتی کابینه و خصلت رئیس دولت در عدم تحمل منتقدان می دانستند که به زودی از این دانشجویان انتقام گرفته خواهد شد و تنها گذشت چند ماه کافی بود که این پیش بینی محقق شود. امروز بر هر انسان منصفی مسجل شده است انتشار نشریات جعلی در دانشگاه امیرکبیر پروژه ای برای انتقام گیری از دانشجویان امیرکبیر بوده است. متهم نمودن دانشجویان منتقد به انتشار این مطالب از سوی مسئولین وزارت علوم و برخی از وزرا پیش از مشخص شدن ابعاد قضیه، حضور برخی از مشاوران جوان احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر همزمان با انتشار این مطالب، پشتیبانی تشکلهای حامی دولت برای آمدن به تهران و محکوم کردن دانشجویان منتقد و هزاران نکته دیگر همگی شواهدی روشن دال بر بی گناهی دانشجویان دربند است. این مساله تا بدانجا پیش می رود که در دادخواست صادره از سوی دادستان نیز به شرکت سه دانشجوی امیرکبیر در اعتراض به احمدی نژاد اشاره می شود و جای این سوال باقی است که اگرمساله انتشار مطالب موهن است چرا دادستان باید به این مساله بپردازد؟
۲- در تمام این مدت هیچ دلیل محکمه پسندی مبنی بر انتشار این نشریات توسط دانشجویان ارائه نشده است تا جایی که قاضی در حکم دادگاه عمومی اظهارات دادستان را فاقد مدرک و دلیل می داند و دستگاه امنیتی که از ارائه هرگونه مدرکی عاجز است به شکنجه دانشجویان روی می آورد تا اعتراف نمایند این مطالب را آنها منتشر کرده اند. این مساله به حدی است که در حکم دادگاه عمومی به صراحت ذکر می شود که “حتی یکی از نامه ها، که طبق گزارش اداره اطلاعات به عنوان مدرک تشکیلاتی ذکر شده، حکایت از روند غیرصحیح بازجویی…دارد.” همچنین دادگاه عمومی اعلام می دارد ” و توجه به مراتب فوق الذکر و توصیف معموله در خصوص مورد چنین اقراری به لحاظ عدم برخورداری از شرایط شرعی مربوط به کیفیت صحت اقرار از نظر حقوق فاقد منشا اثر و اعتبار قانونی است.” ودرنهایت نیز دادگاه عمومی این دانشجویان را تبرئه می نماید. حال جای این سوال باقی است که چرا در حالی که دادگاه عمومی اعترافات را فاقد اعتبار می داند دادگاه تجدید نظر تنها با اتکا به این اعترافات دانشجویان را محکوم می نماید؟ هر چند در جریان این پرونده بارها نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی شکنجه دانشجویان را منکر شدند اما شواهد و قرائن چیز دیگری را حکایت می کند. اشاره صریح قاضی دادگاه عمومی مبنی بر روند ناصحیح بازجویی و باطل دانستن اعترافات همگی حکایت از غیرقانونی بودن اقدامات انجام شده درمراحل بازجویی دارد. قاضی دادگاه عمومی به صراحت اعترافات دانشجویان را فاقد ارزش و اعتبار می داند. به راستی کدام انسان عاقلی اگر تحت فشار و شکنجه نباشد به اقدام نکرده اعتراف می کند؟ چرا در حالی که دادگاه عمومی روند بازجویی را ناصحیح می داند هیچکدام از بازجوها مواخذه نمی شوند و چرا به جای محاکمه شکنجه گران این دانشجویان شکنجه شده هستند که باید محاکمه شوند؟
۳- روند صدورحکم در دادگاه تجدید نظر به خوبی از نقض استقلال دستگاه قضایی حکایت می کند. در حالی که بر اساس قانون حکم دادگاه تجدید نظر باید ظرف مدت بیست روز صادر شود و سخنگوی قوه قضائیه نیز این مساله را اعلام نمود صدور حکم به دلایل واهی مانند ارائه مدارک جدید از سوی وزارت اطلاعات به تعویق افتاد و در نهایت نیز دستگاه قضایی با خواست وزارت اطلاعات و حامیان دولت همراهی نمود. صدور این حکم و احکام مشابه در روزهای اخیر بیش از هر چیز نمایشی بودن قوانینی مانند قانون حقوق شهروندی را آشکار نمود و نشان داد که دستگاه قضایی عاجزتر از آن است که در برابر فشارهای غیرقانونی نهادهای گوناگون مقاومت نماید.
۴- از آنجایی که در تمام این مدت دانشجویان در اختیار وزارت اطلاعات بوده اند، بی شک روند ناصحیح بازجویی این دانشجویان نیز توسط آنها انجام گرفته است و از آنجا که این وزارتخانه تحت نظارت رئیس دولت اداره می شود و قانون اساسی رئیس دولت را پاسخگوی اقدامات وزیران و وزارتخانه های تحت امرش می داند، بی شک احمدی نژاد مسئول شکنجه این دانشجویان است. البته این تنها مورد از رفتارهای خلاف قانون در دوران دولت نهم نمی باشد. مرگ ابراهیم لطف اللهی که در بازداشتگاههای اطلاعات کردستان و دستگیری بیش از ۱۵۰ دانشجو در سال ۱۳۸۶ توسط وزارت اطالاعات همگی از موارد نقض حقوق بشر است که در یکسال اخیر روی داده است و رئیس دولت باید پاسخگوی آن باشد. از سوی دیگر با توجه به روحیه انتقام گیری که در احمدی نژاد وجود دارد ومثال بارز آن حمله های مکرر وی به منتقدان و حتی همفکرانش است، باید این نکته بررسی شود که وی به چه میزان در طراحی این پروژه نقش داشته است.
نمونه های فراوانی از دخالت مستقیم دیکتاتورهای جهان در طراحی سرکوب و شکنجه منتقدان وجود دارد که استالین، پینوشه، باتیستا، فرانکو از نمونه های بارز آن هستند و با توجه به روحیه احمدی نژاد باید نقش وی در این باره مورد بررسی قرار گیرد. در واقع این خصوصیت بارز رئیس دولت نهم آن است که از منتقدان خود انتقام می گیرد و نوشتن نامه ای در حمایت از جان سرکار خانم عبادی یا حمایت از مظلومان جهان نه از سر میل به آزادی بیان بلکه در جهت میل به جلب توجه بیشتر و کسب وجه برای سرکوب بیشتر منتقدان است. به راستی چه کسی می پذیرد رئیس دولتی از آزادی بیان و حمایت از جان منتقدان دم زند و آنگاه در وزارتخانه های تحت امرش - و احتمالا به امر خودش - دانشجویان منتقدان شکنجه شوند؟
در پایان دفتر تحکیم وحدت برخوردهای صورت گرفته با فعالین مدنی در عرصه های گوناگون را محکوم می نماید و ضمن تاکید بر بی گناهی و آزادی هرچه سریعتر سه دانشجوی دربند امیرکبیر تاسف خود را از همراهی دستگاه قضایی در سرکوب منتقدان اعلام می نماییم. همچنین خواستار مجازات شکنجه گران سه دانشجوی امیرکبیر هستیم و معتقدیم با توجه به برخوردهای صورت گرفته با منتقدان، باید کمیته ای بی طرف نقش مستقیم احمدی نژاد در این مسائل را بررسی نماید.

محمود احمدی نژاد ,
شکنجه , دانشجویان , شورای مرکزی دفتر تحکیم ,
کلیه مستندات دادستانی و وزارت اطلاعات علیه سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر منتشر شداین مستندات که هفته گذشته نسخه ای از آن در اختیار خبرنامه امیرکبیر قرار گرفت، به علت غیرعلنی بودن کلیه دادگاه های برگزار شده، تاکنون منتشر نشده و برای اولین بار به صورت کامل منتشر می شود. مستندات موجود در پرونده حکایت از ضعف دادستانی و دستگاه امنیتی در اثبات اتهامات وارده به دانشجویان دارد. به نظر می رسد به همین علت سه دادگاه مختلفی که تاکنون برای این دانشجویان برگزار شد، هر سه حالت غیرعلنی داشت.
بررسی مستندات موجود در پرونده حکایت از آن دارد علیرغم آن که دادستانی و دستگاه های ذی ربط سعی کرده اند موارد مختلفی را به عنوان سند اثبات اتهام این سه دانشجو به دادگاه تحویل دهند، اما در نهایت همگی آن ها متکی بر اعترافات ساختگی و دروغینی است که تحت فشارهای فراوان و شکنجه های غیرانسانی از این دانشجویان در بند ۲۰۹ زندان اوین اخذ شده است. مستندات موجود در پرونده به شرح زیر است:

خبرنامه امیرکبیر , اتهامات , اعترافات ساختگی , دروغینی ,
شکنجه , غیرانسانی , مجید توکلی , مجید توکلی , احسان منصوری ,
ناله های زنده یاد اکبر محمدی وقتی برادرش را جلوی چشمانش شکنجه میکردند_ویدئو سه دقیقه آخر این کلیپ را حتما ببینید لطفا, دل هر انسان آزاده ا ی را به درد میاورد

اکبر محمدی , منوچهر محمدی ,
شکنجه , استبداد , آزادی ,
آیا فولادوند زیر شکنجه کشته شده است ؟آیا فرود فولادوند و همراهان او براستی توسط ماموران اطلاعات جمهوری اسلامی در ترکیه ربوده شده و به ایران منتقل شده اند ؟ و اگر چنین است چرا جمهوری اسلامی در این رابطه روشن و گویا از دادن اطلاعات خودداری میکند ؟ در حالی که مدافعان حقوق بشر در ایران و خانواده آقای فولادوند ، شواهدی را دال بر زندانی بودن ایشان و همراهان ایشان را تائید نمودند .
شکنجه ,
یک زن جوان کرد در بند 209 اوین تحت شکنجه استفعالان حقوق بشر در ايران
در تاريخ 8/3/87 نيروهاي امنيتي در شهر تهران اقدام با دستگيري دختري جوان با نام "روناهي روکان"، فعال سياسي کرد از اهالي شهر ماکو نمودند . پس از بازداشت وي که به وسيله تعداد زيادي از نيروهاي امنيتي و لباس شخصي در شهر تهران صورت گرفت اطلاعات نگران کننده اي از سرنوشت نامبرده به اين مجموعه ارسال گرديد . وي هيچگونه تماسي با آشنايان و خانواده خود تاکنون برقرار ننموده است.
منابع موثقي از انتقال نامبرده به بند 209 زندان اوين خبر ميدهند و گزارش رسيده است که نامبرده در سلول انفرادي و تحت شکنجه فزاينده جسمي و روحي قرار دارد. هر چند منابعي بازداشت وي را مرتبط با انفجار 6/3/87 تهران عنوان مينمايند اما تا کنون هيچ منبع موثقي اين موضوع را تائيد ننموده است.

بند 209 اوین ,
شکنجه , روناهي روکان ,
محکوميت دو مامور آگاهی به دليل شکنجه يک زن برای اعتراف گيریقضات شعبه ۲۲ دادگاه تجديد نظر استان تهران دو مامور اداره آگاهی تهران را که متهم به شکنجه زنی جوان بودند، محکوم کردند. گزارش شکنجه شدن مريم غلامعلی زن ۲۲ ساله يی که به اتهام قتل شوهرش بازداشت شده بود، يک روز پس از وخامت حال وی يعنی ۱۹ مردادماه سال ۸۲ به بازرسی ناجا اعلام شد. مطابق شکايت مريم يکی از افسران بازجو برای گرفتن اعتراف، وی را به شدت کتک زده و با وارد آوردن ضربات جسم سخت، فرق سر وی را شکافته بود.
شکنجه , زندانی , حقوق زن , ناجا ,
شکنجه های طاقت فرسا و گرفتن اعترافات تلویزیونی از دانشجوی زندانی بنابه گزارشات رسیده از زندان سپیدار اهواز آقای جواد علیخانی 27 ساله دانشجوی دکترای دامپزشکی دانشگاه چمران اهواز که در تاریخ 28 مهر ماه 1386 در کیانپارس اهواز دستگیر و به یکی از زندانهای مخفی وزارت اطلاعات در اهواز منتقل شد. ..
شکنجه , طاقت فرسا , گرفتن اعتراف , تلویزیون , دانشجوی , زندانی ,
نامه معلم زندانی کرد منتظر اعدام در مورد وضعیت خویش و جزئیات شکنجه هائی که بر روی او اعمال شده است
رنج نامه زندانی سياسی و فعال حقوق بشری، فرزاد كمانگر...................

نامه , معلم زندانی کرد , منتظر اعدام ,
شکنجه ,
مرگ براثر حلق آویز چگونه رخ میدهدشکنجه ای که همراه دارزدن و حلق آویز کردن به قربانی اعمال میشود تا کنون مورد توجه هیچیک از مقامات قضائی و حقوقدانان کشور ما قرار نگرفته است. از آنجایی که «اعدام» بالاترین مجازات است، شکنجههای ضمن به قتل رسیدن قربانی قوه قضائیه اصلا به حساب نمی آید. انتخاب شیوه قتل توسط قانون به عهده قاضی گذاشته شده است تا به میل خویش تیرباران، حلق آویز، یا به صلیب کشیدن را اختیار کند. درد و عذابی که ناشی از شیوه مشخص اجرای قتل است، شکنجهای است که در سیستم مجازات قضایی – و متاسفانه در میان حقوقدانان نیز - اصلا به حساب نمی آید. این در حالی است که معمولترین شیوه اعدام در ایران حلق آویز است و بیش از یک قرن است که شیوه ساده حلق آویز بسیار سریع و بدون عذاب خفگی برای قربانی روشن و مشخص و تدوین شده است.سالانه بیش از ۳۰۰ نفر درایران اعدام میشوند، بیش از سیصد فقره قتل زیر عنوان «قصاص» و «اعدام» توسط قوه قضائیه انجام می گیرد. و سخنگوی قوه قضائیه، آقای علیرضا جمشیدی، میگوید که این رقم «زیاد نیست»! (۱). شاید به این دلیل که با تصویب لایحه مجازات اسلامی که مجازات «اعدام» را برای ارتداد و جادوگری و ... در نظر گرفته است پیش بینی می شود که این رقم افزایش یابد.در مبارزه با اعدام باید با همه جنبههای آن مبارزه کرد: هم با قتل برنامه ریزی شدهای به نام «اعدام»، و هم با شکنجهی همراه قتل...

اعدام ,
شکنجه , حلقاویز , قوه قضاییه , حقوق بشر ,
قربانعلي دری نجف آبادی:ايران پرچمدار حقوق بشر در دنياست.مراسم روز جهاني شکنجه، روز گذشته در شرايطي در تبريز برگزار شد که دادستان کل کشور نه تنها اشاره اي به موارد نقض حقوق بشر در ايران نکرد بلکه در پيامي جمهوري اسلامي ايران را "پرچمدار حقوق بشر در دنيا" خواند. پيام دري نجف آبادي در حالي قرائت شد که امروزه سازمان هاي حقوق بشري جمهوري اسلامي رااز جمله اصلي ترين حکومت هاي ناقض حقوق بشر مي دانند.

قربانعلی دری نجف آبادی ,
شکنجه , حقوق بشر , تبریز ,
مادر هانا عبدی: حال دخترم خوب نیستتغير براي برابري : مادر هانا عبدی در گفت و گو با سایت تغییر حکم 5سال زندان در تبعید برای دخترش را ناعادلانه توصیف کرد و گفت فرزندش از درد استخوان و ناراحتی دیسک کمر در عذاب است.
مادر هانا هر هفته با دختر خود ملاقات دارد و می گوید:«هانا هم این حکم را قبول ندارد و می گوید مستحق این حکم سنگین نیست».
هانا عبدی از فعالان کمپین 1میلیون امضا، دختر کرد 21 ساله ای است که بیش از 8ماه است در زندان سنندج به سر می برد و در صورت تائید حکم باید 5سال محکومیت خود را در زندان شهرستان مرزی گرمی به عنوان تبعیدی بگذراند.
پیش از این محمد شریف وکیل عبدی این حکم را متناقض با محتوای پرونده و نگران کننده خوانده بود.
مادر هانا عبدی در پایان خاطر نشان کرد:«تا جایی که من اطمینان دارم هانا درباره مسائل زنان فعال بود و برای تغییر قانون امضا جمع می کرد و با توجه به جوان و بیمار بودن دخترم از مقامات قضایی تقاضا می کنم این حکم را بشکنند تا هانا دوباره به خانه و زندگی خود بازگردد

هانا عبدی , کردستان , دانشجو ,
شکنجه , زندان , تبعید ,
جان 2 زندانی سیاسی در حال اعتصاب غذا در معرض خطر جدی قرار داردبنابه گزارشات رسیده از زندان قرون وسطائی گوهرداشت کرج، زندانیان سیاسی در بندهای مختلف این زندان تحت شرایط غیر انسانی و طاقت فرسای قرار دارند.در حال حاضر 2 زندانی سیاسی در بند 4 و 6 این زندان در اعتصاب غذای طولانی بسر می برندو جان آنها در معرض خطر جدی قرار دارد و یک زندانی سیاسی دیگر چندین هفته است که در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های وحشیانه قرار دارد. سایر زندانیان در بندهای مختلف با سرکوبهای وحشیانه با طرق مختلف مواجه هستند.
دکتر مصطفی علوی پژوهشگر زندانی ....

زندانیان سیاسی , گوهردشت کرج ,
شکنجه های وحشیانه ,
در رژیم اسلامی زنان تنها در زندان، شکنجه، اعدام و سنگسار حق برابر دارند هر سال تابستان رژیم اسلامی بر دامنه فشار و سرکوب مردم بویژه زنان می افزاید تا از این طریق با ایجاد رعب و وحشت مردم را مجبور به رعایت عقب مانده ترین، واپس مانده ترین و غیر انسانی ترین قوانین و نظم اجتماعی نماید. قوانین حقوقی، سیاسی و چارچوبهای فرهنگی که نابرابری، سرکوب، توهین و تحقیر آن برای مردم بویژه زنان ثابت شده است.

رژیم اسلامی زنان زندان،
شکنجه، اعدام سنگسار حق برابر ,
شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامیدر نظام جمهوری اسلامی شکنجه در سه مرحله و به سه منظور انجام میگیرد: ۱- برای دست یابی به اطلاعات و تشکیل پرونده (اعتراف نزد بازجو و محافل قضایی رژیم)؛ ۲- برای اعتراف به گناه و جرم در برابر جمع ( زندانیان، رادیو و تلویزیون، مطبوعات و دیگر رسانههای جمعی)؛ ۳- توبه و بازگشت به دامان "اسلام" و نشان دادن و اثبات آنچه بر زبان آورده شده از طریق مشارکت در شکنجه، بازجویی، جاسوسی، زدن تیرخلاص و یا همکاری در حلق آویز کردن یاران و دوستان پیشین. برای نیل به چنین اهدافی، انواع شکنجه، آزار و اذیت و اقدامهای خودسرانهی دیگر توسط عوامل رژیم اعمال میشود که پارهای از آنها در اینجا آورده میشوند. در این راه تلاش کردهام تنها به ذکر مواردی بپردازم که خود به چشم دیدهام. در پارهای موارد محدود نیز ، با رعایت دقت و وسواس زیاد، فقط موردهایی را ثبت کردهام که از چندین منبع موثق شنیدهام. با این همه میدانم که تنها بخشی از واقعیت شکنجه و آزار و اذیت و اقدامهای وحشیانهی روزمره در زندانهای جمهوری اسلامی را عنوان کردهام.
شکنجه , جمهوری اسلامی , نقض حقوق بشر ,
ديده بان حقوق بشر: چهار دانشجوی بازداشتی توسط مامورين و بازجويان وزارت اطلاعات شکنجه شده اندديده بان حقوق بشر گفته است: مقام های ايران بايد هر چه سريعتر گزارش های مربوط به شکنجه چهار دانشجوی بازداشتی توسط مامورين و بازجويان وزارت اطلاعات را مورد تحقيق قرار دهند و مسئولينی را که عامل اين آزاررسانی ها بوده اند تنبيه کنند. به گفته منابع مطلع، دانشجويان در هنگام بازداشت تحت آزار و اذيت های جسمی و روانی قرار گرفته اند. سه تن از دانشجويان همچنان در بازداشت هستند، و نفر چهارم در تاريخ ۵ آوريل از تخت بيمارستان به محل نامعلومی برده شده است.مقام های ايران اين چهار دانشجو را متهم به دست داشتن در "عمليات مسلحانه" و "تشکيل گروه هايی معاند" کرده اند. وکلای اين دانشجويان هنوز به موکلين و يا پرونده آنها دسترسی نداشته اند. ديده بان حقوق بشر نگران است که مسئولين ممکن است دانشجويان را تنها به دليل استفاده از حق اجتماع مسالمت آميز و نيز حق بيان دگرانديشی دستگير کرده باشند.
جو استورک مدير بخش خاورميانه ديده بان حقوق بشر گفت: "ايران بايد اين دانشجويان را يا متهم به ارتکاب جرمی کند و يا آزاد کند." وی افزود: "مقام های ايران بايد درباره شکنجه های گزارش شده تحقيق کنند و هر کسی که مسئول اين اقدامات شناخته شد را مجازات کنند."
اين چهار دانشجو که عبارتند از بهروز کريمی زاده، پيمان پيران، علی کانتوری و مجيد پورمجيد فعالان سازمان دانشجويان آزادی خواه و برابری طلب هستند. اين گروه اعلام کرده که بدنبال مقاومت مسالمت آميز در برابر اشکال گوناگون نابرابری و استثمار است. گروه ياد شده در دانشگاه های سراسر ايران شعبه و عضو دارد. از دسامبر ۲۰۰۷ تاکنون مسئولين ايران بيش از ۴۰ دانشجوی مرتبط با اين گروه را دستگير کرده اند. همه آنها به جز چهار نفر ياد شده آزاد هستند؛ برخی از دانشجويان آزاد شده گفته اند در هنگام بازداشت توسط بازجويانشان مورد شکنجه و بدرفتاری قرار گرفته اند.

ديده بان حقوق بشر , دانشجو , بازجو , وزارت اطلاعات ,
شکنجه , استثمار , بهروز کريمی زاده , پيمان پيران , علی کانتوری , مجيد پورمجيد , سازمان دانشجويان آزادی خو ,
دیده بان حقوق بشر: مسئولین باید گزارش های شکنجه دانشجویان را مورد تحقیق قرار دهنددیده بان حقوق بشر گفته است: مقام های ایران باید هر چه سریعتر گزارش های مربوط به شکنجه چهار دانشجوی بازداشتی توسط مامورین و بازجویان وزارت اطلاعات را مورد تحقیق قرار دهند و مسئولینی را که عامل این آزاررسانی ها بوده اند تنبیه کنند. به گفته منابع مطلع، دانشجویان در هنگام بازداشت تحت آزار و اذیت های جسمی و روانی قرار گرفته اند. سه تن از دانشجویان همچنان در بازداشت هستند، و نفر چهارم در تاریخ ۵ آوریل از تخت بیمارستان به محل نامعلومی برده شده است.
مقام های ایران این چهار دانشجو را متهم به دست داشتن در “عملیات مسلحانه” و “تشکیل گروه هایی معاند” کرده اند. وکلای این دانشجویان هنوز به موکلین و یا پرونده آنها دسترسی نداشته اند. دیده بان حقوق بشر نگران است که مسئولین ممکن است دانشجویان را تنها به دلیل استفاده از حق اجتماع مسالمت آمیز و نیز حق بیان دگراندیشی دستگیر کرده باشند.
جو استورک مدیر بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر گفت: “ایران باید این دانشجویان را یا متهم به ارتکاب جرمی کند و یا آزاد کند.” وی افزود: “مقام های ایران باید درباره شکنجه های گزارش شده تحقیق کنند و هر کسی که مسئول این اقدامات شناخته شد را مجازات کنند.”
این چهار دانشجو که عبارتند از بهروز کریمی زاده، پیمان پیران، علی کانتوری و مجید پورمجید فعالان سازمان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب هستند. این گروه اعلام کرده که بدنبال مقاومت مسالمت آمیز در برابر اشکال گوناگون نابرابری و استثمار است. گروه یاد شده در دانشگاه های سراسر ایران شعبه و عضو دارد. از دسامبر ۲۰۰۷ تاکنون مسئولین ایران بیش از ۴۰ دانشجوی مرتبط با این گروه را دستگیر کرده اند. همه آنها به جز چهار نفر یاد شده آزاد هستند؛ برخی از دانشجویان آزاد شده گفته اند در هنگام بازداشت توسط بازجویانشان مورد شکنجه و بدرفتاری قرار گرفته اند.
به نظر می رسد که این دستگیری ها بدنبال برنامه ریزی برای انجام تظاهرات در چند دانشگاه برای بزرگداشت روز دانشجو در ۷ دسامبر سال ۲۰۰۷ انجام شده باشد. شانزده آذر که مطابق تقویم ایران روز دانشجو می باشد سالگرد کشته شدن سه دانشجوی معترض به ضرب گلوله پلیس در دانشگاه تهران است که در سال ۱۹۵۳ رخ داد. مسئولین چند روز پیش از برگزاری این مراسم برنامه ریزی شده، اعضای سازمان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را هدف قرار دادند و در ماه های بعد نیز به آزار و اذیت اعضای کلیدی آن ادامه دادند. به نظر می رسد که این سرکوب متمرکز بر سازمان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب باشد.
شکنجه , دانشجویان , دیده بان حقوق بشر ,
دادستان زنجان: عدم اعلام حکم مددی، محکومیت دختر دانشجو، محاکمه دانشجویان به اتهام آبروریزی، تشکیل پرونده برای متحصنین، عدم احراز شکنجه کود...گل محمدی در ادامه با بیان این که گناه کردن یک بحث و افشای آن بحثی دیگر است، ادامه داد: بردن آبروی یک فرد امری ناپسند و بدتر از آن بردن آبروی بستگان فرد است و در این جریان افرادی با غرضهای سیاسی و غیرسیاسی به دنبال کشف و افشای آن در سطح استان، کشور و خارج از مرزها بودند و در این زمینه تعدادی از دانشجویان و غیردانشجویان احضار و حتی بازداشت شده و تفهیم اتهام شدهاند که هنوز پرونده آنان تکمیل نشده است و در صورت تکمیل به داداگاه ارائه میشود.
گل محمدی اشاره نکرد در ماجرای دانشگاه زنجان آبروی کدام یک از بستگان افراد درگیر در این ماجرا به خطر افتاده است. لازم به ذکر است در حوادث مشابه در دانشگاه کرمانشاه، سهند و… دانشجویان از سوی مسئولین به نشر اکاذیب متهم شدند و تخلف مدیران دانشگاه ها هیچ گاه رسیدگی نشد. اما در مسئله دانشگاه زنجان که دانشجویان به دنبال مدرکی جهت اثبات تخلفات گسترده مددی بودند در نهایت بازداشت و متهم شدند.
دادستان عمومی و انقلاب زنجان گفت: تا به امروز هیچ دانشجویی را به خاطر شرکت در تحصن و اعتراض به وقوع حادثه دانشگاه زنجان تحت تعقیب، بازجویی و حتی کسب اطلاعات قرار ندادهایم. در جریان تحصن و اعتراض نیز پروندههایی تشکیل شده و در حال پیگیری است؛ از جمله هتک حرمتهایی که ممکن است از سوی برخی دانشجویان به برخی افراد دیگر صورت پذیرفته باشد.
جالب آن که تا پیش از این اعلام می شد تنها برای چند دانشجویی که در جریان نجات دختر قربانی حادثه از دست معاون متخلف دانشگاه زنجان بوده اند، پرونده تشکیل شده است اما گویا قرار است دانشجویان معترض و متحصن نیز به دادگاه فراخوانده شوند. لازم به ذکر است طبق توافق دانشجویان با رئیس دانشگاه زنجان قرار بود برای هیچ یک از دانشجویان معترض در داخل دانشگاه مشکل انضباطی رخ ندهد اما از ابتدای سال تحصیلی جاری رئیس دانشگاه زنجان از ثبت نام واحدی، هاشمی و فیروزی جلوگیری به عمل آورده است.
جالب آن که گلمحمدی در زمینه پرونده یکی از مراکز بهزیستی زنجان در رابطه با کودکآزاری نیز حق را به جانب مدیران دولت داد و گفت: تعبیر شکنجه یا کودکآزاری در این خصوص تعبیر مناسبی نیست بلکه فردی با یک نگاه

دادستان زنجان , مددی , دانشگاه زنجان محکومیت دختر دانشجو , اتهام آبروریزی , تشکیل پرونده , متحصنین
شکنجه , کودکان در بهزیستی ,
آثار شکنجه های وحشیانه بر روی بدن معلم کاميارانیفعالان حقوق بشر در ايران
ساسان بابايي معلم کامياراني که در شهريور ماه سال 85 به اتهام ارتباط با احزاب کردي محکوم به تحمل 5 سال حبس تعزيري گرديده بود ، در تاريخ 21/4/87 به دليل کشف نامه اي از وي که در حمايت از فرزاد کمانگر نگاشته بود به بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل گرديد ، وي مدت 45 روز را بدون داشتن حق تماس در سلول انفرادي به سر برد ، بي خبري مطلق از سرنوشت نامبرده موجب نگرانيهاي متعددي در بين زندانيان و خانواده وي گرديده بود.
سرانجام آقاي بابايي در تاريخ 8/6/87 به زندان مرکزي سنندج منتقل گرديد ، خانواده وي پس از حدود دوماه بي خبري از وي به تازگي موفق به ديدار وي گرديدند ، وضعيت بسيار بد جسمي و آثار مشهود ضرب و شتم در سراسر بدن نامبرده را روئيت نموده اند. همچنين لرزش دستان و بدن وي که نشان از عدم تعادل جسمي وي داشته است . وي از ناحيه دست چپ نيز دچار آسيب گرديده است به طوريکه حرکت دادن دست براي وي مشکل است.
آقاي بابايي همچنين به علت شرايط بد محيطي بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج دچار عفونت دستگاه گوارشي گرديده است که عملا تغذيه نامبرده را با مشکلات عديده اي رو به رو ساخته است. آقاي بابايي نيازمند رسيدگي پزشکي مي باشند . اين زنداني سياسي قصد اعلام شکايت از وزارت اطلاعات مبني بر شکنجه خود را دارد.
شکنجه , وحشیانه , بدن , معلم , کاميارانی ,
جواد علیخانی فعال دانشجوئی ۴۵ روز تحت شکنجه در سلولها انفرادی وزارت اطلاعات بنابه گزارشات رسیده از زندان سپیدار اهواز آقای جواد علیخانی دانشجوی دکترای دامپزشکی دانشگاه چمران خردادماه به سلول های انفرادی زندان وزارت اطلاعات منتقل گردید.
آقای علیخانی بدون هیچ دلیلی از 30 خرداد ماه به مدت 45 روز به سلولهای انفرادی یکی از زندانهای مخفی وزارت اطلاعات برده شد او در طی این مدت تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار داشت. علیرغم گرمای زیاد در اهواز او در سلولی قرار داشت که فاقد هرگونه امکانات تهویه و وسائل برودتی بود و بازجویان برای تحت فشار قرار دادن او پنجره کوچک سلول را می بستند تا از جریان یافتن هوا در سلولش جلوگیری کنند. آقای علیخانی در ابتدای دستگیری مدتی را در این بازداشتگاه مخفی وزارت اطلاعات بسر برد که تحت شکنجه های وحشیانه مانند شوک الکتریکی و ضربات با کابل و موارد متعدد دیگربرای گرفتن اعترافات مد نظر آنها قرار داشت. آقای علیخانی نزدیک به 10 ما است که در بلاتکلیفی بسر می برد........

جواد علیخانی فعال دانشجوئی ۴۵ روز
شکنجه سلولها انفرادی وزارت اطلاعات ,
چه کسی شکنجه میکند؟ و چرا؟/ سهیلا وحدتیچگونه انسانی حاضر می شود که انسانی دیگر را شکنجه کند؟
آیا درست است که شکنجه گران در زندانهای جمهوری اسلامی افرادی بی سواد و عقده ای بودند؟
آیا شکنجه گران افرادی بدون شعور سیاسی و آگاهی اجتماعی بودند که تازه از روستا به شهر آمده و با اعتقادات حزب اللهی به بسیج و سپاه پاسداران پیوسته بودند؟
شکنجه گرها چگونه آدم هایی هستند؟ چه تفاوتی با آدمهای معمولی دارند؟برخی از ما که شاهد شکنجه های دولتی دهه شصت بودهایم شاید در ذهن خود به دنبال تصویری از ذهنیت و شخصیت یک شکنجه گر باشیم و حتی شاید شکنجه گرها را به عنوان دسته خاصی از آدم ها در ذهن خود طبقه بندی کنیم. اما پیش از آنکه در مورد آدم هایی که شکنجه می کنند به قضاوت بنشینیم، ابتدا باید ببینیم که آیا این ویژگیهای شخصیتی یک فرد است که از او یک شکنجه گر می سازد، یا موقعیت او در جامعه ای که در آن زندگی می کند، و یا مجموعهای از این عوامل؟
آزمایش استانلی میلگرام (Stanley Milgram) نشان می دهد که شکنجه گر انسانی عادی است که در پیروی از دستور مقام مافوق خویش چنین می کند. در این تجربه می بینیم ...
شکنجه ,
شکنجه گر , انسان , وجدان , عقل , انسانیت ,
نگرانی عفو بینالملل نسبت سرنوشت یک دختر دانشجوعفو بینالملل روز پنجشنبه ۶ ژوئن با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد، یک دختر دانشجوی ۲۱ ساله به نام «ناهید کهلر»، روز اول ژوئن (۱۲ خرداد) توسط اداره اطلاعات شهر قم اظهار ، سپس بازداشت شده است.عفو بینالملل در اطلاعیه خود نوشته است، این دانشجو در معرض خطر بدرفتاری و شکنجه قرار دارد. محل نگهداری او مشخص نیست و تماسی با خانوادهی خود و یا یک وکیل مدافع ندارد. ناهید کلهر دانشجوی زیستشناسی است و در شهر قهم تحصل میکند. او تلفنی به اداره اطلاعات احضار شده است. فردی که به او زنگ زده خود را معرفی نکرده، اما تهدید کرده اگر هر چه زودتر در اداره اطلاعات حاضر نشود، خانوادهاش را بازداشت خواهد شد. ناهید کلهر ماجرای احضار خود را تنها به برادرش اطلاع داده و به همراه وی به ادارهی اطلاعات قم مراجعه میکند. اما در آنجا بازداشت میشود. گفته میشود کلهر را متهم به تماس با گروههای مخالف حکومت در خارج از کشور کردهاند. عفو بینالملل از اعضای خود و دیگر فعالین حقوق بشر در سراسر جهان خواسته است، با ارسال نامه به مقامهای حکومت ایران از آنها دربارهی سرنوشت ناهید کلهر، علت بازداشت و محل نگهداری او جویا شوند.

ناهید کلهر , دانشجوی زیستشناسی , قم , وزارت اطلاعات , عفو بینالملل ,
شکنجه ,
کاوه عزیز پور فعال سیاسی کرد بدنبال شکنجه های وارد شده در زندان درگذشت (همراه با عکس)صبح امروز جمعه 27 اردیبهشت ماه، کاوه عزیز پور زندانی سیاسی کرد، در گذشت.
کاوه عزیز پور 25 ساله و ساکن مهاباد، دو سال پیش به اتهام ارتباط با احزاب اپوزیسیون کرد از سوی اداره اطلاعات مهاباد بازداشت و روانه زندان شده بود. وی از مدتی پیش بر اثر آنچه که از سوی اطرافیان وی ........

کاوه عزیز پور , فعال سیاسی , کرد ,
شکنجه , در زندان , درگذشت , ایران , حقوق بشر ,
محکومیت دو مامور آگاهی به دلیل شکنجه یک زن برای اعتراف گیریقضات شعبه ۲۲ دادگاه تجدید نظر استان تهران دو مامور اداره آگاهی تهران را که متهم به شکنجه زنی جوان بودند، محکوم کردند. گزارش شکنجه شدن مریم غلامعلی زن ۲۲ ساله یی که به اتهام قتل شوهرش بازداشت شده بود، یک روز پس از وخامت حال وی یعنی ۱۹ مردادماه سال ۸۲ به بازرسی ناجا اعلام شد. مطابق شکایت مریم یکی از افسران بازجو برای گرفتن اعتراف، وی را به شدت کتک زده و با وارد آوردن ضربات جسم سخت، فرق سر وی را شکافته بود.
مریم غلامعلی گفت: از زمان بازداشت یکی از بازجویان با من بدرفتاری می کرد و سعی داشت القا کند که من علی را کشته ام در حالی که این طور نبود و تحت هیچ شرایطی حاضر به پذیرش اتهام قتل نشدم. «م» و «الف» که بازجو و مامور هدایت من بودند برای گرفتن اعتراف در آخرین جلسه بازجویی مرا کتک زدند به گونه یی که پس از اتمام بازجویی وقتی دوباره به بازداشتگاه وزرا منتقل شدم مامور بند نسوان حاضر به پذیرش من نشد، شرایطم آنقدر وخیم بود که مرا به بیمارستان انتقال دادند و به خاطر جراحات سرم چند روز در قسمت اورژانس بستری شدم. در حالی که این شکایت در بازرسی ناجا در حال رسیدگی بود و متخصصان پزشکی قانونی نیز ۲۷ مورد کبودی و جراحت و شکستگی دندان و پاره شدن فرق سر مریم را تایید کرده بودند، مرد بازجو و مامور همراه مریم به بازرسی احضار و مدعی شدند مریم خودزنی کرده است.
در نهایت پرونده برای رسیدگی به دادگاه فرستاده شد. مریم که در یک پرونده به عنوان متهم به قتل شوهرش و در یک پرونده به عنوان شاکی نامش ثبت شده بود، ابتدا در دادگاه عمومی جنایی به عنوان متهم به قتل شوهرش تحت محاکمه قرار گرفت و به رغم محکوم شدن به مرگ حکم وی در دیوان عالی کشور نقض شد و پرونده به شعبه هم عرض رفت. این بار برای بار دوم محاکمه و به اتهام معاونت در قتل بدون اینکه قاتل اصلی شناسایی شود، به ۱۵ سال حبس محکوم شد و این بار نیز حکم نقض و در سومین محاکمه مریم تبرئه و برای همیشه آزاد شد.
زن جوان که شکواییه خود را دنبال می کرد این بار در دادگاه عمومی به عنوان شاکی حاضر شد و دو مامور را متهم به شکنجه کرد، اما آنها باز هم اتهام شان را انکار کردند و مدعی شدند مریم خودزنی کرده است. دادگاه بدوی حکم بر برائت دو مامور صادر اما مریم به حکم این رای اعتراض کرد و پرونده در شعبه ۲۲ دادگاه تجدید نظر دوباره به جریان افتاد. این بار مریم و وکیلش در دادگاه با ارائه لایحه یی خواستار محکومیت متهمان شد و پس از انجام تحقیقات پرونده سرانجام رای بر محکومیت بازجو و مامور همراه صادر کرد.
شکنجه , مامور آگاهی , اعتراف گیری ,
بعد از ماه ها زندان و شکنجه ؛ حکم اعدام براي سه فعال کرددادگاهي در تهران، سه فعال کرد به نامهاي"فرزاد کمانگر"، "علي حيدريان" و "فرهاد وکيلي" را به اتهام "اقدام عليه امنيت ملي" و "محاربه" به اعدام محکوم کرد.
صبح روز دوشنبه- ديروز- قاضي شعبه 30 دادگاه انقلاب تهران، فرزاد کمانگر، علي حيدريان و فرهاد وکيلي سه شهروند کرد را که از 17 ماه پيش در زندان بسر مي بردند به اتهام "اقدام عليه امنيت ملي" از طريق "برنامه ريزي جهت بمب گذاري" محارب دانست و براي هر سه حکم اعدام صادر کرد.علاوه بر اين حکم، علي حيدريان و فرهاد وکيلي به اتهام "جعل شناسنامه" هم به 10 سال زندان هم محکوم شدند.
فرزاد کمانگر، معلم آموزش و پرورش شهرستان کامياران و عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان آن شهر بوده و با برخي تشکلهاي مدني کردستان همکاري داشته است. گفته مي شود فرهاد وکيلي معاون جهاد سازندگي سنندج بوده و علي حيدريان هم عضو يک حزب مخالف جمهوري اسلامي بوده است.نيروهاي امنيتي 17 ماه پيش هر سه را در تهران دستگير کردند و سپس بعد از بازجويهاي فراوان و طولاني در بازداشتگاههاي امنيتي شهرهاي سنندج، کرمانشاه و تهران، هر سه به زندان رجايي شهر کرج منتقل شدند.
سازمانهاي حقوق بشري پيشتر خبر داده بودند که نيروهاي امنيتي، فرزاد کمانگر را به شدت شکنجه داده اند تا اقرار کند به همراه دو تن ديگر قصد بمبگذاري در يکي از شهرهاي ايران را داشته اند اما به گفته خانواده اين زنداني، او اين اتهامات راهمواره رد کرده است.
در همين ارتباط فرزاد کمانگر چند ماه پيش رنجنامه اي از زندان رجايي شهر کرج نوشت و در آن به شرح شکنجه هايي پرداخت که در بازداشتگاههاي امنيتي شهرهاي سنندج، کرمانشاه و اوين در مورد وي اعمال شده بود تا "به جرمش اعتراف کند".
فرزاد کمانگر در رنجنامه اش مي گويد: "اينجانب فرزاد کمانگر معروف به سيامند معلم آموزش وپرورش شهرستان کامياران با ۱۲ سال سابقه تدريس که يکسال قبل از دستگيري در هنرستان کارودانش مشغول به تدريس بودم و عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان شهرستان کامياران شاخه کردستان بودم و تا زمان فعاليت اين انجمن و قبل از اعلام ممنوعيت فعاليتهاي آن مسئول روابط عمومي اين انجمن بودم. همچنين عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي - آموزشي رويان (نشريه آموزش و پرورش کامياران) بودم که بعدها بوسيله حراست آموزش و پرورش اين نشريه نيز تعطيل شد. مدتي نيز عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي کامياران (ئاسک) بوده ام و از سال ۱۳۸۴ نيز با آغاز فعاليت سازمان حقوق بشر به عضويت خبرنگاران اين سازمان درآمدم. در مرداد ۱۳۸۵ براي پيگيري مسئله درمان بيماري برادرم که از فعالين سياسي کردستان مي باشد به تهران آمدم و دستگير شدم. در همان روز به مکان نامعلومي انتقال داده شدم. مرا به زيرزميني بدون هواکش، تنگ و تاريک بردند، سلولها خالي بود نه زيرانداز نه پتو و نه هيچ شي ديگري آنجا نبود. آنجا بسيار تاريک بود. بعد مرا به اتاق ديگري بردند. هنگامي که مشخصات مرا مي نوشتند از قوميتم مي پرسيدند و تا مي گفتم "کرد" هستم بوسيله شلاق شلنگ مانندي تمام بدنم را شلاق ميزدند. به خاطر مذهب نيز مورد فحاشي، توهين و کتک کاري قرار ميدادند. بخاطر موسيقي کردي که روي گوشي موبايلم بود تا مي توانستند شلاقم مي زدند. دست هايم را مي بستند و روي صندلي مي نشاندند و به جاهاي حساس بدنم … فشار وارد مي کردند و لباسهايم را از تنم به طور کامل خارج مي کردند و با تهديد به تجاوز جنسي با چوب و باتوم آزارم مي دادند".
وي در بخش ديگري از رنجنامه اش مي نويسد: "در ۵ شهريور ماه ۱۳۸۵ بعلت شکنجه هاي بسيار ناچاراً مرا نزد پزشک بردند که در طبقه اول و در مجاورت اتاق هاي بازجويي قرارداشت که پزشک آثار کبودي و شکنجه و شلاق زدن ها را ثبت کرد که آثار آن در کمر، گردن، سر، پشت، ران، پاها کاملاً مشهود بود. مدت دوماه شهريور و مهرماه در سلول انفرادي شماره ۴۳ بودم. که چون شدت شکنجه ها واذيت و آزار خارج از تصور و بسيار زياد بود مجبور شدم ۳۳ روز اعتصاب غذانمايم و هنگامي که خانواده ام را تهديد و احضار مي کردند براي رهايي از شکنجه و اعتراض به اذيت و فشار بر خانواده ام خودم را از پله هاي طبقه ي اول پرت کردم تا خودکشي نمايم. مدت نزديک به يکماه نيز در سلول انفرادي کوچک و بدبويي در انتهاي طبقه اول (۱۱۳) حبس بودم که در اين مدت اجازه ي ملاقات و تلفن با خانواده را نداشتم. در مدت ۳ ماه انفرادي اجازه هواخوري را هم نداشتم و سپس به سلول چند نفره شماره ۱۰ (راهرو) منتقل شدم و ۲ ماه نيز در آنجا بودم. اجازه ملاقات با وکيل يا خانواده را نيز نداشتم. در اواسط ديماه از ۲۰۹ تهران به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه واقع در ميدان نفت انتقال داده شدم در حاليکه نه اتهامي داشتم و نه تفهيم اتهام شدم. بازداشتگاهي تنگ و تاريک که هرگونه جنايتي در آن مي شد".

ایران , تهران , زندان ,
شکنجه , دادگاه , اعدام , فعال کرد ,
درخواست سازمان نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر درباره دستگیری راحله عسگری و نسیم خسروی برنامه نظارت بر حمایت مدافعان حقوق بشر، به عنوان برنامه ای مشترک از “سازمان جهانی مبارزه با شکنجه” و “فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر” اطلاعات جدیدی را دریافت کرده است و از شما درخواست می کند که سریعا درخصوص وضعیت پیش آمده ذیل در جمهوری اسلامی ایران اقدام نمایید.
شرح مختصری از وضعیت پیش آمده: برنامه نظارت از سوی جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران مطلع شده که خانم راحله عسگری زاده و خانم نسیم خسروی، دو تن از اعضای کمپین “یک میلیون امضاء”، به شکلی خودسرانه دستگیر و بازداشت شده اند. هدف این کمپین، اعمال فشار بر دولتمردان جمهوری اسلامی به منظور تغییر قوانین تبعیض آمیز در قبال حقوق زنان است.
با توجه به اطلاعات به دست آمده، خانم عسگری زاده و خانم خسروی روز ۱۴ فوریه ۲۰۰۸ (۲۵ بهمن ۱۳۸۶) در حین جمع آوری امضاء برای عریضه کمپین، در پارک دانشجو دستگیر و به کلانتری ۱۲۹ تهران (جامی) منتقل شدند. این دو سپس برای بازجویی به بند ۸ اداره آگاهی و پس از آن به منکرات وزرا منتقل شدند.
صبح روز ۱۵ فوریه ۲۰۰۸، خانم عسگری زاده و خانم خسروی به دادگاه انقلاب منتقل و به جرم “تبلیغ برضد دولت” محکوم شدند. برای آزادی این دو وثیقه ای به مبلغ ۲۲ هزار دلار تعیین گردید، ولی با توجه به عدم توانایی آنان برای پرداخت این مبلغ، هر دو را به زندان اوین منتقل کردند. خانم عسگری زاده و خانم خسروی در زمان انتشار این درخواست فوری همچنان در زندان بسر می برند.
برنامه نظارت مراتب نگرانی شدید خود را نسبت به ادامه سرکوب های خشونت آمیز دولتمردان جمهوری اسلامی در قبال مدافعان حقوق بشر، به ویژه فعالان حقوق زنان در کمپین “یک میلیون امضاء”، اعلام می دارد و مجدداً یادآوری می کند که بیش از ۱۰۰ تن از فعالان حقوق زنان دستگیر شده، مورد بازجویی قرار گرفته یا طی دو سال گذشته محکوم شده اند و اینکه دولت با تعیین وثیقه برای آزادی زندانیان، تاکنون بیش از یک میلیون یورو دریافت کرده است.
به علاوه، برنامه نظارت مصرانه بر روی این حقیقت تأکید می کند که ایران با ارائه نامزدی خود در انتخابات شورای حقوق بشر سال ۲۰۰۶ متعهد شده “بالاترین سطح استانداردها را در ارتقاء و حمایت از مقوله حقوق بشر رعایت و حفظ کند” (۱). قابل ذکر است که ایران مصرانه روی این نکته تأکید نمود که “تلاش هایی را به طور مستمر در زمینه حفظ شئونات انسانی و ارتقاء و حمایت از مقوله حقوق بشر و آزادی های اصلی انجام خواهد داد”.(۲) برنامه نظارت به منظور اطمینان بخشیدن به واقعیت ادامه این تلاش ها، از جمهوری اسلامی ایران می خواهد تا براساس عهدنامه های بین المللی حقوق بشر عمل کند.
اقدامات مورد درخواست: از شما خواهشمندیم که هر چه سریعتر دولتمردان جمهوری اسلامی را از درخواست های زیر باخبر سازید:
۱. تحت هر شرایطی، سلامت روحی و جسمانی خانم راحله عسگری زاده و خانم نسیم خسروی و همچنین دیگر فعالان کمپین “یک میلیون امضاء” را تضمین کنند.
۲. هر چه سریعتر و بدون هیچ گونه قید و شرطی خانم راحله عسگری زاده و خانم نسیم خسروی را آزاد کنند، زیرا دستگیری و بازداشت آنان کاملا خودسرانه می باشد و مشخص است که اتهام وارده بر آنها صرفا به دلیل فعالیت هایشان در زمینه حقوق زنان است.
۳. اطمینان دهند که هرگونه اتهام خودسرانه در قبال خانم عسگری زاده و خانم خسروی و همچنین تمامی مدافعان حقوق زنان که در کمپین “یک میلیون امضاء” فعالیت دارند رفع خواهد شد.
۴. سریعا به هرگونه اقدام تهدیدآمیز و آزاردهنده، از جمله در سطوح قضایی، بر ضد مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند.
۵. به مواد اعلامیه مدافعان حقوق بشر، تصویب شده توسط مجمع عمومی سازمان ملل در ۹ دسامبر ۱۹۹۸، احترام گذاشته و آن را رعایت کنند. به ویژه ماده اول آن که می گوید: “هر شخصی به صورت فردی یا گروهی این حق را دارد که در سطوح ملی و یا بین المللی اقدام به حمایت از حقوق بشر کند و آزادی های اصلی را تحقق بخشد” و همچنین ماده ۶ قسمت دوم که می گوید: “هر شخصی این حق را دارد (…) تا به شکلی آزادانه به افشا، اشاعه یا نشر نظریات دیگران و اطلاعات مربوط به حقوق بشر و آزادی های اصلی اقدام کند”. و به علاوه، ماده ۱۲.۲ که می گوید: “دولت باید کلیه تدابیر لازم را انجام دهد تا حمایت فردی و گروهی همه کس نسبت به خشونت، تهدید، اقدامات تلافی جویانه، فشار، تبعیض های منفی شخصی و یا قانونی و هرگونه اقدام مستبدانه دیگری، توسط مراجع ذیصلاح تضمین گردد”.
۶. به طور کلی، تحت هر شرایطی اطمینان دهند که مفاد حقوق بشر و آزادی های اصلی در ایران مطابق با اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر عهدنامه های بین المللی و منطقه ای که ایران نیز آنها را به رسمیت شناخته رعایت خواهند شد.
رونوشت:
- رهبر انقلاب اسلامی، جناب آیت الله سیدعلی خامنه ای.
- ریاست جمهوری، جناب آقای محمود احمدی نژاد.
- ریاست قوه قضاییه، جناب آقای محمود هاشمی شاهرودی.
- وزیر امور خارجه، جناب آقای منوچهر متکی.
- رییس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه، جناب آقای محمد جواد لاریجانی.
- نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سوئیس.
- سفیر ایران در فرانسه، جناب آقای علی آهنی.
لطفا رونوشت این نامه را به دیگر نمایندگان دیپلماتیک جمهوری اسلامی در دیگر کشورها نیز ارسال نمایید.
پاریس - ژنو، ۲۰ فوریه ۲۰۰۸

حقوق بشر , زنان , سازمان جهانی مبارزه با
شکنجه ,
شکنجه دانشجویان چپ در بند ۲۰۹ زندان اوینبا گذشت ۲۱ روز از بازداشت ۱۰ دانشجوی طیف چپ، هنوز هیچ گونه اطلاعی در مورد اتهامات این دانشجویان در دست نیست. خانواده تعدادی از دانشجویان امروز برای اولین بار موفق به ملاقات با فرزندان خود شدند.
سروش ثابت، سروش دشتستانی ، بیتا صمیمی زاد، آناهیتا حسینی، محمد پورعبدالله، بیژن صباغ و بهزاد باقری، مرتضی خدمتلو، امین قضایی، ۹ دانشجویی هستند که روز ۲۶ دی ماه در منزل یکی از دانشجویان بازداشت و روانه بند ۲۰۹ زندان اوین شدند. مرتضی اصلاحچی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه علامه نیز در همین روز در منزلش بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
شکنجه , دانشجویان , چپ ,
فرهاد حاج میرزائی در شرایط بسیار بد جسمی در بند 209 زندانی استشکنجه های که بازجویان وزارت اطلاعات علیه آقای حاج میرزائی بکار می بردند عبارت بود از شوک الکتریکی، شکنجه با کابل، با دست بند به مدت چند روزدر سلول انفرادی نگه داشتن، تهدید به شکنجه جنسی،تهدید به مبتلا کردن به بیماری ایدز و هیپاتیت و سایر شکنجه ها. بازجویان وزارت اطلاعات سعی داشتند که با شکنجه فرهاد را وادار به اعترافات که خود مد نظر داشتند مانند سرقت اتومبیل، جعل اسناد،و داشتن اسلحه نمایند،که فرهاد با تحمل این شکنجه ها و شرایط طاقت فرسا حاضر به تن دادن به خواسته های بازجویان نشد.
فردی که آقای حاج میرزائی را تحت شکنجه های وحشیانه جسمی قرار میداد بنام حاج سعید که این لقب را معمولا به سعید شیخان از سر بازجویان وزارت اطلاعات اطلاق می شود.
آقای حاج میرزائی در اثر این شکنجه ها دچار ناراحتیهایی مانند قلب و بینائی گردیده است . و مدت زیادی قادر به راه رفتن نبود و با صندلی چرخدار برای ملاقاتهای کابینی آورده می شد. و علیرغم گذشت 7 ماه هنوز در بند 209 اوین بسر می برد.
پرونده آقای حاج میرزائی در شعبه 2 امنیت دادگاه انقلاب در دست آخوندی بنام موسوی می باشد.خانواده آقای حاج میرزائی بارها به این شعبه مراجعه کردند ولی این فرد از روبرو شدن با این خانواده خوداری می کند و فقط از طریق تلفن که توسط فردی بنام ضرغامی معاون موسوی که از دستیاران لاجوردی معروف به جلاد اوین بوده جواب داده می شود که با برخوردی توهین آمیز و غیر انسانی است و هنوز به این خانواده علت دستگیری و زندانی بودن فرزندشان گفته نشده.

فرهاد حاج میرزائی , زندان , اوین ,
شکنجه , نقض حقوق بشر , وزارت اطلاعات , سنندج ,
پیام بان کی مون به مناسبت روز بین المللی حمایت از قربانیان شکنجه : شکنجه تجاوزی عمیق به حقوق بشر استاعتماد: در نشست تخصصی بررسی شکنجه پیام دبیر کل سازمان ملل توسط نماینده مقیم سازمان ملل در تهران خوانده شد. متن این پیام را در پی می خوانید.
شکنجه تجاوزی عمیق به حقوق بشر و گمراهی مهیب وجدان بشری است. ماده پنجم اعلامیه جهانی حقوق بشر، که بنیاد قانون بین المللی حقوق بشر است، آن را اکیداً تحت هر شرایطی منع می کند؛ «احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه یا برخلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد.» با این همه، پس از گذشت ۶۰ سال از تصویب اعلامیه، شکنجه برقرار مانده، میلیون ها قربانی و خانواده هایشان را به نابودی می کشد. در هر یک از موارد، جای زخم های روحی و روانی عمیق و التیام آنها دشوار است.
روز بین المللی حمایت از قربانیان شکنجه مناسبتی است تا از آنانی که از شکنجه رنج برده اند و حتی جان خود را از دست داده اند، یاد کنیم. همچنین فراخوانی است تا از سوی آنان و علیه همه کسانی که مرتکب شکنجه و تمامی اشکال رفتار بی رحمانه، غیرانسانی و اهانت آمیز می شوند، صحبت و اقدام کنیم. با وجود چارچوب حقوقی جامعی علیه شکنجه، کشورهای عضو باید اقدام بیشتری انجام دهند تا یقین حاصل شود چارچوب منع شکنجه با رفتاری حساس به جنسیت به کار گرفته می شود. اشکال مسلمی از خشونت ویژه جنسیتی به شکنجه منجر می شود به گونه یی که در کنوانسیون منع شکنجه تعریف شده است. من جامعه بین المللی را فرا می خوانم چارچوب حقوقی بین المللی را تقویت کنند تا از حمایت بهتر از زنان، شامل دسترسی به کمک های بین المللی یقین حاصل شود. بقیه کشورهای عضو را که تا کنون چنین نکرده اند قویاً ترغیب می کنم الحاق به کنوانسیون منع شکنجه را تسریع کنند و پیوستن ٣۵ کشور عضو به پروتکل های اختیاری کنوانسیون را مدنظر داشته باشند که شامل بازرسی اعمال شکنجه در محل های بازداشت از طریق دیدارهای بین المللی یا محلی می شود. همچنین تمامی دولت ها را فرا می خوانم که به حمایت خود از صندوق داوطلبانه برای قربانیان شکنجه ادامه دهند. صندوق مزبور یکی از بزرگ ترین وجوه سپرده بشردوستانه است و به سازمان های غیردولتی بی شماری در فراهم آوری مراقبت های دارویی و روانشناختی، کمک های حقوقی و اجتماعی و حمایت مالی برای قربانیان کمک می کند. اینجانب از کمک دهندگان برای حمایت مستمرشان سپاسگزاری می کنم و تمامی جامعه بین المللی را ترغیب می کنم سخاوتمندانه همکاری کنند.

حقوق بشر , 26 ژوئن , روز بین المللی حمایت از قربانیان
شکنجه , بان کی مون , دبیر کل سازمان ملل ,
منصور اسانلو در بخش سی سی یو بستری شدمنصور اسانلو، رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، به دلیل عمل سنگین جراحی چشم و فشارهای عصبی در روزهای اخیر، در بخش ویژه مراقبت های قلبی، سی سی یو، بیمارستان لبافی نژاد تهران بستری شد.
پروانه اسانلو، همسر این فعال سندیکایی دیشب درگفت و گو با روز با تایید این مطلب اظهار داشت: “یکی ازدلایل بستری شدن آقای اسانلو در سی سی یو، عمل سنگین جراحی چشم او بود که در آن، استفاده زیادی از داروی بیهوشی شد.”
رییس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران چند هفته قبل برای انجام عمل جراحی بر روی چشم چپ او که در جریان بازداشتش در سال گذشته آسیب دیده بود، از زندان اوین به بیمارستان لبافی نژاد منتقل شده بود.
این فعال سندیکایی در تیر ماه سال گذشته بازداشت و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، به پنج سال زندان محکوم شد. اتهام و حکمی که اعتراض منصور اسانلو، خانواده، وکلا و تشکل های کارگری درایران و سازمان های کارگری جهان را در پی داشت.
پروانه اسانلو علت دیگر بستری شدن و تشدید وخامت وضعیت جسمانی همسرش را فشارهای عصبی اخیر بر وی ذکر کرد و گفت: “حضور ماموران ویژه در جلوی اتاق بخش سی سی یو و اصرار آنان مبنی بر اینکه دستور دارند که با حضور بر بالای سر منصور اسانلو، مراقب او باشند، باعث شده است که آقای اسانلو در این شرایط، فشار عصبی زیادی را متحمل شود.” این دوعامل، به گفته خانم اسانلو، باعث افزایش ضربان قلب همسرش شده است.

منصور اسانلو , زندانی سیاسی ,
شکنجه , زندان , سی سی یو , بمارستان ,
بی اطلاعی از وضعیت یک فعال آذربایجانی در تبریز ادوارنیوز:بنا براخبار دریافتی، فرهاد محسنی از فعالین هویت طلب تبریزی، بیست روز قبل توسط نیروهای امنیتی بازداشت و تاکنون از سرنوشت و محل نگهداری وی اطلاعی در دست نمیباشد.
بستگان فرهاد محسنی، از اینکه نتوانسته اند هیچ اطلاعی در مورد سلامت و محل نگهداری او بدست بیاورند بسیار نگران هستند.
مقامات امنيتی همچنين خانواده این فعال آذربایجانی را تهديد کرده اند که در صورت پيگيری وضعيت فرزندشان و رسانه ای شدن موضوع، با آنان برخورد خواهند کرد.
بر اساس همین گزارش این تنها فعال تبریزی نیست که در مکان نامعلومی بسر می برد بلکه علیرغم گذشته نزدیک به بیست روز از دومین سالگرد تظاهرات ۱ خرداد ۱۳۸۵ آذربایجان هنوز هم تعدادي زيادي از فعالان هویت طلب در مکان نامعلومی به سر مي برند.
لاذم بذکر است سازمان عفو بين الملل، روز پنج شنبه ۵ ماه ژوئن۲۰۰۸، نسبت به «شکنجه» صدها فعال حقوق مدنی آذربايجان، ابراز نگرانی کرده است.