احضار راحله عسگری زاده و نسیم خسروی,دو عضو کمپین یک میلیون امضاء, به دادگاه انقلابتغییر برای برابری: راحله عسگری زاده و نسیم خسروی ازاعضای کمپین یک میلیون امضا به دادگاه انقلاب احضار شدند. بر اساس این احضاریه آنها باید 30 تیرماه ه در شعبه 13 دادگاه انقلاب حاضر شوند.
این دو فعال زن، بهمن ماه سال گذشته به خاطر جمع آوری امضا در پارک دانشجو دستگیر شده و 13 روز در بند عمومی زندان اوین بازداشت بودند.

راحله
عسگری زاده , نسیم خسروی , کمپین یک میلیون امضاء , دادگاه انقلاب ,
اولين پست پس از آزادي از اوين - راحله عسگري زادهما برگشتیم . بعد از 13 روز دوری و تجربه . هنوز توی حال و هوای زندانم. صبح که از خواب بیدار شدم دونبال نسیم می گشتم که صداش کنم بیدار بشه . پر از قصه و حرفهای نگفته ام . از همه دوستانم متشکرم . دوستان خوبی که قبلا هم خوبی شونو بارها بهم ثابت کرده بودن .
خیلی زود میام و می نویسم ... از تجربه زنانی که خودشون هم نمی دونستن چطور اسیر قوانین نابرابر شدن ... کوتاه بود اما خوب بود.خیلی چیزها بهمون یاد داد . خیلی چیزها ...

راحله
عسگري زاده , كمپين , امضا , زنان , زن , اوين ,
معجزات امام حسن عسکری علیه السلامابو هاشم میگوید:
روزی خدمت امام حسن عسگری علیه السلام رفتم و دیدم مشغول نوشتن نامه است. پس از مدتی، وقت نماز فرا رسید. امام کاغذ و قلم را به زمین گذاشت و به نماز ایستاد. اما من دیدم قلم به نوشتن ادامه داد و تا آخر کاغذ را نوشت. من از دیدن این معجزه به سجده افتادم.
امام پس از نماز، قلم را به دست گرفت و به مردم اجازه ورود داد.
منبع:
بحار الانوار، ج 50، ص 304، ح 80

هری پاتر , امام
عسگری , پروفسور دامبلدور ,
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی, دو تن از اعضای کمپین یک میلیون امضا دستگیر شدند!کل خبر: دو تن از اعضای کمپین یک میلیون امضا امروز عصر در پارک دانشجو دستگیر شدند.
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی، که در حال جمع آوری امضا برای بیانیه کمپین بودند، پس از دستگیری به کلانتری 12 فروردین منتقل شدند.
این دو عضو کمپین ساعت 5 امروز، 25 بهمن ماه در حاشیه تئاتر خیابانی که حول محور حقوق زنان در جشنواره فجر اجرا می شد در حال جمع آوری امضا بودند .
پیگیری خانواده ها در مورد وضعیت ایشان هنوز به نتیجه نرسیده است.

راحله
عسگری زاده , نسیم خسروی , کمپین یک میلیون امضا , جنبش زنان , دستگیری , سرکوب ,
شعر : من مفسد فیالارضام - میرزاآقا عسگری (مانی) مفسد فیالارضام ××زیرا ××خانهام را بدون هیولاها دوست میدارم! ××در گذرگاه اشتر مست ××که×× سرزمینم را بیابان میکند ××دشنه میکارم. //عاشقم ××تغزل وغزل حافظ را ××با شراب اسپانیا در معاشقه میگنجانم ××
و به جای بسمالله میگویم : بسمالانسان! //من مفسدفیالارضام ××
چرا که صدای این قناری شکسته دهان را ××
از گلوی میهنم که میشنوم ××
پرندهها را از تیررس جانوران دورمیکنم. //نیای بزرگوارم فردوسی است ××
که زیر آسمان شکستهی حماسه ××
داربست و ستونهای پارسی میزد. //
حتا کودک هم که بودم ××
مفسدفیالارضی بیش نبودم ××
چرا که ××
فوارههای رنگی را ××
از فوارههای خون دوستتر میداشتم. ××
و از مردگان و مقابر «متبرک» میترسیدم. ××
و آواز مستان نیمشب را ××
از مویهی سیاه واعظان خوشتر میداشتم. // . . .

مفسد فیالارض , میرزاآقا
عسگری , مانی ,
راحله و نسيم، مهمانان تازه اوينچند وقتي است كه خبرهاي بازداشت و زندان زياد شده. چه فعالين زنان و چه دانشجويان و كارگران و غيره. يكي از نكات مهم و اساسي اين است كه مسئله بازداشت، بازجويي و اوين برايمان عادي نشود. طوري نشود كه وقتي در اينترنت گشت و گذار مي كنيم، اين خبرها ما را به فكر فرو نبرد. طوري نشود كه در ذهن ما اين سوال پيش نيايد كه اينها براي چه به زندان مي روند. براي چه بازجويي مي شوند. براي چه شكنجه مي شوند. حداقلش اينست كه تحقيق كنيم خواسته اينها، حرف حساب اينها چه بوده كه به مذاق بعضي ها خوش نيامده است.

راحله
عسگری زاده , نسیم خسروی , زن , زنان , كمپين , امضا ,
عسگراولادی با عصای شرعی در راهپیمایی عکسی از عسگراولادی در راهپیمایی 22 بهمن

راهپیمایی ,
عسگراولادی , 22 بهمن ,
عسگراولادی: اصولگرایان به اندازه یك دور تسبیح نامزد دارندحبیبالله عسگراولادی، مرد محوری جریان راست سنتی در سخنانی كه توسط برخی رسانههای اصولگرا و حامی دولت سانسور شد، اذعان كرد كه «اصولگرایان به اندازه یك دور تسبیح نامزد دارند.» عضو شورای مركزی حزب مؤتلفه اسلامی و دبیركل جبهه پیروان خط امام و رهبری كه مواضعش، فصلالخطاب تصمیمات و اقدامات اصولگرایان سنتی است، با هشدار نسبت به تعدد نامزدهای این جریان در انتخابات آینده ریاستجمهوری، تصریح كرد: «اصولگرایان به اندازه یك دور تسبیح نامزد دارند اما ما برای ریاستجمهوری فقط یك نفر را میخواهیم.» عسگراولادی كه در جمع طرفداران حزب مؤتلفه اسلامی سخن میگفت، سپس راهكار خود برای دستیابی به هدف پیشگفته را اینگونه تشریح كرد: «اصولگرایان باید با همكاری و توافق میان احزاب و گروههای اصولگرا به سمت وحدت حركت كنند.» دبیركل جبهه پیروان خط امام و رهبری در شرایطی بر لزوم همكاری و توافق میان گروههای مختلف اصولگرا تاكید میكند كه اخیرا طرح پیشنهادی این تشكل برای وحدت اصولگرایان و رسیدن آنها به تنها یك نامزد به جامعه روحانیت مبارز ارائه شده است. بر مبنای این طرح كه كلیات آن مورد موافقت این تشكل روحانی متنفذ قرار گرفته اما جزئیات آن با حرف و حدیثهایی مواجه شده كه عملیاتی شدن آن را با مشكل مواجه كرد، شورایی از شخصیتهای بانفوذ و كلیدی جناح راست تشكیل میشود كه وظیفه تعیین نامزد نهایی این جریان را برعهده خواهد داشت.
عسگراولادی , اصولگرایان , نامزد , انتخابات ریاستجمهوری ,
وبلاگ راحله عسگري زاده، عضو بازداشت شده كمپين يك ميليون امضاآخرين مطلب را ديروز نوشت...

راحله
عسگري زاده , كمپين , امضا , زنان , زن ,
احیــــا - داستان کوتاه ...مینویسم، نه که بخواهم داستانی از نو بنویسم، تنها مینویسم که اندکی لحظه را به بند کشم... ابدیت گذشته است و من هنوز میخواهم ابدیت را زنده کنم. آیا نوشتن میتواند دم مسیحایی آن باشد؟ یا نمیتواند؟ مهم نیست و من تنها به تمام این شب میاندیشم و مینویسم...
ظریف بود و بلندبالا، با انگشتهایی کشیده و پوستی نازک، بهتر است بگویم لطیف، یا شفاف... آنقدر شفاف که جویبارهای آبی زیر پوست را میدیدی، و جویبارهای آبی دور چشم را، و غم را، و شاید مرگ را...
اصلاً بهتر نیست از دو هفته قبل آغاز کنم؟ از آن کافیشاپ، از آن صندلی کنج، از آن دود سیگار، از آن حلقههایی که بالا میرفت و از نگاهی که به زیرسیگاری روی میز دوخته شده بود. و من که بر آستانه ایستاده، تماشاکنان، حتا نمیدانستم که چه شده که بعد مدتها گذرم به کافیشاپی افتاده، به ازدحام و سرخوشی حبابمانندی که در هوا چرخ میزند... اما او حتا نگاه نمیکرد به زوجهای خندانی که در گوشه و کنار، سرها را به هم نزدیک کرده بودند. تنها بود، انگار دیواری بین او و دیگران... تنها بود و انگار سالها آنجا نشسته بود... بیتفاوت، بیاعتنا به آمد و شد فصلها، بیانتظار... نشسته بود و در دایرهی زیرسیگاری طرح ابدیت را میجست. پشت میزی نشستم که هیچ مانعی جلویم نباشد. نشستم و به هالهی گرد او چشم دوختم.....

احیا , داستان کوتاه , ادبیات داستانی , ادبیات فارسی , پایگاه ادبی خزه , علی
عسگری ,
لاک پشت پیر ایرانلاک پشت پیر ایران
گاهی فکر می کنم انتقاد یا پرخاش به وطن، همانا انتقاد یا پرخاش فرزند به مادر خویش است. یکی از تندترین پیچهای نوشتن، پیچ انتقاد به میهن یا هم میهنان است. اما حقیقت این است که شاعر و نویسنده ای که به «مام میهن» یا مردم خود انتقاد می کند، پیش از همه به خود انتقاد دارد. چرا که اگر هریک از اهالی یک سرزمین ، محصول جامعه و تاریخ خود باشد، بسیاری از نیکی ها یا کاستی های زادگاه و فرهنگ نیاکانی را در خود متبلور کرده است. صد البته که همه ی افراد یک جامعه همانا آجرهای یکسان و یک شکلی که در کوره ای واحد و در حرارتی معین پخته شده باشند نیستند. فردیت و هویت فردی ، نقشی مهم دررفتار اجتماعی افراد دارد.
از فاصله ی یک قاره و پس از بیست سال دوری از میهن که به زادگاه می نگرم، منظره ی آن بسیار متفاوت تر از زمانی است که خود درون آن چشم انداز نشسته بودم و هرچه می خواستم آن منظره را به تمامی ببینم موفق نمی شدم. نمی دانم چرا به هنگام نوشتن شعر « لاک پشت پیر » ، ایران و بخشی وسیع از مردمش را - از مقطع تسلط تازیان تا به امروز - لاک پشتی خمیده (پیر) و شکسته سرنوشت می دیدم. لاک پشتی که به هویت ایرانی و فرهگ دیرینه اش پشت کرده، از رویکرد به فرهنگ امروزین جهان می ترسد، و در حالت سکون، روبروی سنگ سیاه کعبه زانو زده و زاری می کند. بهنگام نوشتن این شعر، ایران همچون لاک پشتی فروشده در شنهای کویر لوت و کویر نمک، و فرو شده در شنهای صحاری به نظرم می آمد. لاک پشتی که ناگزیر است به آب و برکه دسترسی داشته باشد، اما باران شن و تاریکی بر پوسته ی سختش فرومی ریزد. آنگاه، مثل همیشه، مثل همه ی شما، ذهنم به قیاس می پرداخت: چرا و چگونه غربی ها توانستند دوران لاک پشتیِ قرون وسطا را پشت سر بگذارند، اما ما کماکان در آن سوی خط برجا مانده ایم؟!
از ۵ تمدن دیرین جهانی (یونان، رم، چین، ایران و مصر) این دو تای اخیر از حوزه ی تمدن امروزین، از میدان آزادی، دموکراسی، لائیسیته و پیشرفت باز ماندند و به دو کشور درجه چندم تبدیل شدند، چرا که زیر لاک اسلام و فرهنگ بیابانی به اسارت کشیده شدند.
آنانی که ندای جامعه ای سکولار و لائیک سرداده اند، به خوبی دریافته اند که برای رسیدن به جامعه ای خورندِ شأن انسان معاصر، گزیری نیست مگر لاک سخت افتاده بر میهن را بشکنند.
لاﻙ ْﭘﺸﺖ ِﭘﻴﺮ
ﺧﻤﻴﺪﻩ ﭘﺸﺖ ﻭ ﺷﻜﺴﺘﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ،
ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﻯ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺴﺘﻪ،
لا ﻙْﭘﺸﺖِ ﭘﺎﺭﻳﻨﻪﺯﺍﺩ.
ﭼﺸﻢﺍﻧﺪﺍﺯﺵ ﺳﻨﮓِ ﺳﻴﺎﻩ
ﺩَﻡ ﻭ ﺑﺎﺯﺩَﻡﺍﺵ، ﻏﺒﺎﺭ ﻭ ﺁﻩ
ﻓﺮﻭﺗﺮ ﻣﻰﺭﻭﺩ ﺩﺭﻛﻮﻳﺮﺍﺵ.
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻧﻤﻰﺷﻮﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﺧﺰﻳﺪﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ.
ﺷﻦ ﺍﺯ گرﺩﻩﺍﺵ، ﻓﺮﻭﻧﻤﻰﺭﻳﺰﺩ.
ﻧﻮﺭ ﻧﻤﻰﭘﻴﭽﺪ ﺩﺭﮔﻨﺒﺪِ ﺗﺎﺭﻳﻚﺍﺵ.
ﺍﻓﻖ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﻧﻤﻰﮔﺮﺩﺩ ﺩﺭ ﺧﻔﺘﻨﮕﺎهش.
ﺩﺭ ﻧﺸﺎﻧﻰ ﺩﻳﮕﺮ
ﺍﺯ ﻛﻬﻜﺸﺎﻧﻰ ﺑﻪ ﻛﻬﻜﺸﺎﻧﻰ ﺩﻳﮕﺮ،
ﭘﺮﻧﺪﻩﺍﻯ ﺳﺘﺎﺭﻩﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﻰﺑﺎﻓﺪ
ﺳﻨﮓْْﭘﺸﺖِ ﭘﺎﺭﻳﻨﻪﺳﺎﻝ ﻣﻦ ﺍما،
لا ﻙِ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ
ﮔﻨﺒﺪِ ﮔﻴﺘﻰ ﻣﻰﺩﺍﻧﺪ
ﻭ ﺩﺭ ﻭﻃﻦِ ﻭﺍﺭﻭﻧﻪﺍﺵ
ﺧﻮﺍﺏِ ﺁﺏ ﻭ ﮔﺸﺖِ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﻰﺑﻴﻨﺪ!

لاک پشت پیر ایران , میرزاآقا
عسگری (مانی) ,
بی اطلاعی از وضعيت یک دانشجوی بازداشتی در اردبيل
انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان، « آداپ »، می گوید که «از سرنوشت و محل نگهداری عسگر اکبرزاده از فعالين دانشجويی اطلاعی در دست نيست.»
این انجمن گفته است که آقای اکبر زاده روز ۲۰ خرداد ۸۷ توسط نيروهای امنيتی در اردبيل بازداشت شده است.
سازمان عفو بين الملل در نوامبر سال ۲۰۰۶ و فوريه ۲۰۰۷ بيانيه های جداگانه ای را در باره عسگر اکبرزاده صادر کرده و نسبت به سلامتی او در زندان ابراز نگرانی کرد.
این سازمان اعلام کرد که وی به اتهام « تبلیغ علیه نظام» دستگیر شده است.
خانواده اکبر زاده، که نتوانسته اند هيچ گونه اطلاعاتی از وضعيت سلامت و محل نگهداری عسگر اکبر زاده به دست آورند، نگران آن هستند که او در زندان «تحت شکنجه و بد رفتاری» باشد.
واحيد قراباغلی، عضو انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان که در ترکيه به سر می برد در گفت و گو با راديو فردا می گويد: «عسگر اکبرزاده روز دوشنبه ۲۰ خرداد پس از خروج از دانشگاه پيام نور اردبيل توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده و هم اکنون در مکان نامعلومی به سر می برد.»
وی می افزاید: « تمامی تلاش های خانواده اين دانشجو برای آگاهی از محل و وضعيت نگهداری او با شکست مواجه شده است. عسگر اکبر زاده تنها هنگام بازداشت با خانواده اش تماس گرفت و به مادر خود گفت که به بازداشت ماموران اطلاعات در آمده است. »
به گفته انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان، «مقام های امنيتی، خانواده اين فعال هويت طلب را تهديد کرده اند که در صورت پيگيری وضعيت فرزندشان و رسانه ای شدن موضوع، با آنان برخورد خواهند کرد.»
بر اساس همين گزارش، «منزل مسکونی اين خانواده و کليه رفت و آمدها تحت کنترل است.»
واحيد قراباغلی می گويد که عسگر اکبرزاده هنوز تفهيم اتهام نشده و اتهام او نامشخص است.
«عسگر اکبر زاده روز دوشنبه ۲۰ خرداد پس از خروج از دانشگاه پيام نور اردبيل توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده و هم اکنون در مکان نامعلومی به سر می برد.»
عضو انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان
وی می افزاید:« هنوز هيچ گونه تفهيم اتهامی صورت نگرفته و مراجعه خانواده او به دادگاه انقلاب اردبيل برای آگاهی از اتهام ايشان بی نتيجه بوده است. اما من احتمال می دهم اين دستگيری هم در راستای فشاری است که طی ماه های گذشته بر فعالان هويت طلب در آذربايجان صورت گرفته است.»
آقای قراباغلی گفت: «در يک ماه گذشته در اردبيل چند فعال دانشجويی هويت طلب بازداشت و به مدت ۲۰ روز در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اردبيل مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفتند و از جمله از شوک الکتريکی در شکنجه عليه آنان استفاده شد.»
عسگر اکبر زاده پيش از اين نيز چند بار دستگير و زندانی شده و در دادگاهی «غيرعلنی» پس از محاکمه به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به پرداخت جريمه نقدی متهم شد.
واحيد قراباغلی می گوید: «عسگر اکبر زاده جزو افرادی بود که در اول مهر ۱۳۸۵ برگه ها و اطلاعيه هايی را در اردبيل منتشر کردند و خواستار تدريس زبان ترکی در مدارس شدند و اين امر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران نيز ذکر شده است. همچنين اين فعال دانشجويی در خرداد ۸۵ نيز هنگام پخش فراخوان برای تظاهرات متعاقب سلسله اعتراض های آذربايجان دستگير و زندانی شد و در دادگاهی غير علنی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به پرداخت ۶۰۰ هزارتومان جريمه نقدی محکوم شد.»
فشار حکومت و نهادهای امنیتی ايران بر فعالان سياسی در ميان اقوام و اقليت ها به خاطر آنچه که «فعاليت های جدايی خواهانه» خوانده می شود، صورت می گيرد.
آقای قراباغلی مي گويد که عسگر اکبرزاده در هيچ سازمان جدايی طلبانه در آذربايجان عضو نيست.
وی معتقد است:«در آذربايجان گروه هايی فعاليت می کنند که خواستار جدايی از ايران هستند اما اکثر فعالانی که در مراسم و فعاليت های مختلف شرکت می کنند شعارهايشان در راستای برآوردن نيازهای ابتدایی شان است از جمله تدريس زبان مادری در مدارس، راه اندازی تلويزيون به زبان مادری که در قانون اساسی هم ذکر شده و پايان دادن به تبعيض های اقتصادی که در مقايسه با مرکز، بر مناطق غير فارس نشين در ايران اعمال مي شود به خصوص آذربايجان ، کردستان و سيستان و بلوچستان.»
عضو انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان می گوید: «مطالبات اصلی اين فعالان پايان دادن به اين تبعيض ها است و اتهام تجزيه طلبی يا پان ترکيستی به حربه ای از سوی حاکميت برای سرکوب فعاليت های هويت طلبانه تبديل شده است.»
عسگر اکبرزاده , داشجو , هویت طلب , آذربایجان , ایران , بازداشت , زندان , مدافع حقوق بشر , واحيد قاراباغلی , قراباغلی ,
بی اطلاعی از وضعیت عسگر اکبرزاده، دانشجوی بازداشتی در اردبیل ساوالان سسی: بر اساس گزارشات رسیده از اردبیل، تاکنون از سرنوشت و محل نگهداری عسگر اکبرزاده از فعالین دانشجویی آذربایجان، که روز دوشنبه ۲۰ خرداد ۸۷ توسط نیروهای امنیتی در منزل پدری اش، در اردبیل بازداشت شده است اطلاعی در دست نمیباشد.
بستگان عسگر اکبرزاده، از اینکه نتوانسته اند هیچ اطلاعی در مورد سلامت و محل نگهداری او بدست بیاورند بسیار نگران هستند. آنها بیم دارند که او تحت شکنجه قرار گرفته یا به طور غیرقانونی با او رفتار شود.
مقامات امنيتی همچنين خانواده این فعال آذربایجانی را تهديد کرده اند که در صورت پيگيری وضعيت فرزندشان و رسانه ای شدن موضوع، با آنان برخورد خواهند کرد. بر اساس همین گزارش حتی ماموران اداره کل اطلاعات با کنترل منزل، کلیه رفت و آمدهای خانواده را تحت نظر دارند.
عسگر اکبرزاه دانشجوی شیمی دانشگاه پیام نور اردبیل می باشد. که قبلا" نیز چندین بار دستگیر و زندانی شده است. او اخیرا" (۲۸ فروردین ۸۷) بعد از تحمل چهار ماه حبس در ارتباط با اعتراضات ۱ مهر ۸۵ آذربایجان از زندان اردبیل آزاد شده بود.
لازم به ذکر است، این فعال دانشجویی آذربایجانی در خرداد ۸۵ نیز هنگام پخش فراخوان برای تظاهرات ، متعاقب سلسله اعتراضات آذربايجان در خرداد ماه 85، دستگير و زنداني شده و در يك دادگاه غير علني پس از محاکمه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به پرداخت ۶۰۰۰۰۰ تومان محکوم شده بود.
سازمان عفو بین الملل در تاریخهای ۲۶ مای ۲۰۰۶ ، ۱۷نوامبر ۲۰۰۶ و ۲ فوریه ۲۰۰۷ بیانیه های جداگانه ای در مورد عسگر اکبرزاده صادر کرده است.
عسگر اکبرزاده , داشجو , هویت طلب , آذربایجان , ایران , بازداشت , زندان , حقوق بشر ,
بازداشت یک دانشجو در اردبیل بر اساس گزارشات رسیده از اردبیل، "عسگر اکبرزاده" از فعالین هویت طلب دانشجویی در این شهر، روز گذشته دوشنبه ۲۰ خرداد ۸۷ ساعت ۵ بعد از ظهر، در منزل پدری خود توسط ماموران اداره اطلاعات اردبیل بدون ارائه حکم جلب دستگیر شده و تا کنون اجازه برقراری هیچ گونه تماسی با وکیل و خانواده اش را نداشته است.
نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش خانه، کتابها و دفترچه ی یادداشتهای شخصی وی را نیز با خود بردند.
عسگر اکبرزاه دانشجوی شیمی دانشگاه پیام نور اردبیل می باشد. که قبلا" نیز چندین بار دستگیر و زندانی شده است. او اخیرا" (۲۸ فروردین ۸۷) بعد از تحمل چهار ماه حبس در ارتباط با اعتراضات ۱ مهر ۸۵ آذربایجان از زندان اردبیل آزاد شده بود.
لازم به ذکر است، این فعال دانشجویی آذربایجانی در خرداد ۸۵ نیز هنگام پخش فراخوان برای تظاهرات، متعاقب سلسله اعتراضات آذربایجان در خرداد ماه ٨۵، دستگیر و زندانی شده و در یک دادگاه غیر علنی پس از محاکمه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به پرداخت ۶۰۰۰۰۰ تومان محکوم شده بود.
سازمان عفو بین الملل در تاریخهای ۱۷ نوامبر ۲۰۰۶ و ۲ فوریه ۲۰۰۷ دو بیانیه جداگانه در مورد عسگر اکبرزاده صادر کرده است.

آذربایجان , اردبیل , فعال دانشجویی آذربایجانی ,
عسگر اکبرزاده , اداره اطلاعات اردبیل , سازمان عفو بین الملل ,
انتقال راحله عسگری زاده و نسیم خسروی , دو عضو کمپین یک میلیون امضا, به زندان اوینتغییر برای برابری: راحله عسگری زاده و نسیم خسروی، دو عضو کمپین یک میلیون امضا که پنج شنبه 25 بهمن در پارک دانشجو دستگیر شده بودند، با اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام" و وثیقه 20 میلیون تومانی راهی زندان اوین شدند.
این دو فعال جنبش زنان که پس از یک تئاتر خیابانی درباره حقوق زنان، در حال جمع آوری امضا بودند، صبح امروز از بازداشتگاه وزرا به دادگاه انقلاب منتقل شدند.
راحله و نسیم به دلیل خرابی ماشینی که قرار بود آنها را به اوین منقل کند، فرصتی برای گفتگو با دوستان و خانواده شان بدست آوردند و از دو شب سپری شده در بازداشتگاه وزرا و طرح مطالبات کمپین برای زنان زندانی و زندانبان ها گفتند.
آنها که با دستان قفل شده با دستبند به دادگاه منتقل شده بودند؛ امروز صبح در پاسخ به سوالات قاضی که "به کدام قوانین اعتراض دارید؟" و "چرا فکر می کنید این قوانین تبعیض آمیز است؟" از تبعیض های قانونی که بر زنان اعمال می شود گفتند و عاقبت به جرم این برابری خواهی راهی زندان شدند.
با بازداشت راحله عسگری زاده و نسیم خسروی، تعداد فعالانی که از ابتدای فعالیت کمپین یک میلیون امضا راهی زندان شده اند به 43نفر رسید.
این در حالی است که مطالبات این کمپین در تضاد با هیچ کدام از قوانین کشور قرار ندارد و این خواسته ها از طریق مسالمت آمیزترین روشها دنبال می شود...

راحله
عسگری زاده , نسیم خسروی , کمپین یک میلیون امضا , زندان اوین ,
بازداشت دو عضو جنبش زنان"راحله عسگریزاده و نسیم خسروی" ساعت ۵ روز پنجشنبه ۲۵ بهمنماه در حاشیه تئاتر خیابانی که حول محور حقوق زنان در جشنواره فجر اجرا میشد، در حال جمعآوری امضا بودند که دستگیر و به کلانتری ۱۲ فروردین منتقل شدند. به گزارش رادیوزمانه این دو عضو کمپین هماکنون به قید وثیقه و کفالت آزاد هستند.

راحله
عسگریزاده , نسیم خسروی , زن , زنان , کمپین , امضا ,
آزادی عسگر اکبرزاده و حسین حسینی دو دانشجوی بازداشتی در اردبیل ساوالان سسی : بنا به گزارشات رسیده ”عسگر اکبرزاده “ و "حسین حسینی " از فعالین دانشجویی آذربایجانی دیروز ۱۸ تیرماه با قرار وثیقه به ترتیب ۳۰ و ۱۰میلیون تومانی از زندان اردبیل آزاد شدند.
عسگر اکبرزاده از تاریخ ۲۰ خرداد و حسین حسینی از تاریخ ۱ تیر توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات اردبیل انتقال داده شده بودند.
به گفته خانواده این فعالین « آنها تقریبا تمام مدت حبس را در بازداشتگاه وزارت اطلاعات تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داشته اند و در این مدت اجازه تماس با وکیل و خانواده به آنها داده نشد.»
عسگر اکبرزاده , حسین حسینی , داشجو , هویت طلب , آذربایجان , حقوق بشر , بازداشت , زندان , نقده (سولدوز) , اردبیل ,
انتقال عسگر اکبرزاده و حسین حسینی دو دانشجوی بازداشتی به زندان اردبیل ساوالان سسی:بنا به گزارشات رسیده از اردبیل، عسگر اکبرزاده و حسین حسینی از فعالین دانشجویی و هویت طلب آذربایجانی که در خرداد و تیر ماه سال جاری توسط ماموران امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات اردبیل منتقل گشته بودند روز دوشنبه ۱۰ تیر به بند ۷ زندان مرکزی اردبیل انتقال یافته اند.
به گفته خانواده این فعالین « آنها در طول مدت بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات اردبیل٬ بشدت شکنجه شده اند.»
طبق اطلاعات دریافتی، اعمال فشارها در زندان نیز با شدت بیشتری ادامه دارد.بطوریکه آنها ممنوع الملاقات شده و در شرایط نامطلوبی همراه با معتادان نگهداری می شوند.
عسگر اکبرزاده , حسین حسینی , داشجو , هویت طلب , آذربایجان , حقوق بشر , بازداشت , زندان , نقده (سولدوز) , اردبیل ,
روز عشق دربندرها(راحله) و نسیم در حال جمع آوری امضا در حاشیه تاتر خیابانی فجر در پارک دانشجو دستگیر شدند....این تاتر در مورد حقوق زنان بوده! همچنان به جمع آوری امضا و تلاش برای تغییر قانون تبعیض آمیز علیه زنان ادامه می دهیم همان طور که روناک و هانا، اعضای ۲۰ساله کمپین یک میلیون امضا که از مهر ماه در زندان سنندج هستند و بارها اتهامات مختلف بهشون زده شد در روزنامه های کیهان و سایت های معلوم الحال،از داخل زندان گفتند:امروز پس از گذراندن ماهها حبس در شرايط زجرآور به جرم ناكرده و اتهامات واهی كه به ما نسبت داده شده ذرهای از باورها و اعتقاداتمان كاسته نشده و چه بسا با مشاهده شرايط زندان و برخورد با زنان زندانی بيش از پيش به حقانيت خواستههایمان پی بردهايم.

زنان , زن , روز عشق , والنتاین , کمپین یک میلیون امضا , کمپین یک میلیون امضاء , راحله
عسگری زاده , نسیم خسروی , تغییر برای برابری , حقوق زنان ,
دهانت را می بویند، مبادا گفته باشی آزادی!یعنی شمایی که می خواهی حقوق برابری با مردان داشته باشید، شمایی که از قوانین تبعیض آمیز بیزارید ، همین شما که حقوق انسانی خود را طلب می کنید، مبلغین علیه نظام و اقدام کنندگان علیه امنیت ملی هستید.
مضحک است می دانم! لابد اگر مدافع بی عدالتی باشی، حقوق بشر را نادیده بگیری و آزادی را نکوهش کنی ، مبلغ نظام و مدافع منافع ملی نام خواهی گرفت. چه نمایش مضحکی.

راحله
عسگری زاده , نسیم خسروی , زن , زنان , كمپين , امضا , آزادي ,
دیگه تو رو ندارمترانه جدید و بسیار زیبای حمید عسکری به نام دیگه تو رو ندارم

حمید
عسگری , ترانه , دیگه تو رو ندارم ,
اسدالله عسگراولادی: جلب دوستی مردم کشورها برای کسی آب و نان نمی شودچون رهبر گفته از این دولت حمایت کنید، ما حمایت می کنیم، والا این دولت فشل است
بحث بر سر شرکت های وابسته به سپاه پاسداران که تحت عنوان شرکت های خصوصی، بخش های دولتی را با قیمت های کم از دولت می خرند و یا تشکیل شرکت های عظیم تجاری موازی با شرکت های تجاری که تاکنون موتلفه اسلامی و روحانیون آنها را در اختیار داشتند، می رود تا به چالش بزرگی در راس حاکمیت تبدیل شود. حرف های اسدالله عسگراولادی (برادر حبیب الله عسگراولادی پدر خوانده موتلفه) که روزگاری به سلطان زیره ایران معروفی بود، تنها در چارچوب این اختلاف و چالش اهمیت دارد و نه جان کلام او که جز سود خود و تجار بزرگ را در آن جستجو نمی کند.
اسدالله لاجوردی که در اتاق بازرگانی ایران نیز سرقفلی دارد، در مصاحبه با جام جم می گوید:
چون رهبر معظم انقلاب امر به حمایت همه از دولت احمدینژاد کردهاند، ما از دولت ایشان حمایت میکنیم، با اینکه معتقدیم این دولت و سیاستهای اقتصادیاش به تمام معنی فشل است.

اسدالله
عسگراولادی , جلب دوستی , مردم کشورها , آب و نان ,
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی آزاد شدندراحله عسگری زاده و نسیم خسروی ساعت 7روز سه شنبه هفتم اسفندماه آزاد شدند. این دو عضو کمپین یک میلیون امضا که در هنگام جمع آوری امضا در پارک دانشجو دستگیر و با وثیقه 20 میلیون تومانی و به اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام "راهی زندان اوین شدند، بعد از گذشت سیزده روز و با تبدیل این قرار به کفالت ده میلیون ریالی از زندان آزاد شدند.

راحله
عسگری زاده , نسیم خسروي , كمپين , امضا , اوين ,
توقیف نشریه دانشجویی سایان دردانشگاه پیام نور اردبیلنشریه دانشجویی سایان که در رمینه های فرهنگی، اجتماعی و دانشجویی و رابطه با مسئله ملی آذربایجان در دانشگاه پیام نور اردبیل منتشر می شد از سوی کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه توقیف گردید.
پس از فارغ التحصیلی مدیر مسئول ابن نشریه ومعرفی عسگر اکبر زداه بعنوان مدیر مسئول جدید نشریه در شهریور سال قبل کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی داشنگاه پیام نور اردبیل با مسکوت گذاشتن ۱۰ ماهه این نامه، مانع ادامه انتشار این نشریه گردید.
شماره اول نشریه دانشجویی سایان در سال ۸۱ منتشر گردیده بود. انتشار مداوم و منظم این نشریه موجب اثر گذاری در بین دانشجویان گردیده بود. این نشریه طی سالهای اخیر موفق به کسب عناوین مختلف در جشنواره های سراسری نشریات دانشجویی شده بود بطوریکه نشریه سایان جزو ۳ نشریه برتر دانشجویی کشور بوده است.

توقیف , نشریه دانشجویی , سایان , دانشگاه پیام نور اردبیل , آذربایجان ,
عسگر اکبر زداه ,
شاهزاده ای که من دوست می دارم! - میرزاآقا عسگری (مانی)....در چنین اوضاعی، دوست می داشتم دست کم یک شاهزاده می داشتم مانند کوروش که جان در کف دست بگذارد و برای برپائی یک حکومت انسانی و یک ایران شکوهمند و درخور احترام در صف مقدم سپاه اندکش برزمد،
یا شاهزاده ای که چون اردشیر اول پای در میدان رزم و سرنوشت بگذارد و ایران را از آشوب و بیچارگی برهاند،
یا شاهزاده ای مانند بهرام که تاج شاهی و فر پادشاهی را از میان شیران درنده و گرسنه بردارد و برسر نهد،
یا چون بابک خرمدین، جان برکف نهد و از قلعه ی بذ (درآمریکا) فرود آید و به نبرد دشمن رود،
یا چون سیاوش باشد، از آتش بگذرد تا دست کم پاکیزگی خود را به اثبات رساند.
دوست می داشتم، اکنون که جهان، رژیم تازی تبار اسلامی در ایران را به پستوی سیاست رانده،
روسها بخشی از کشور ایرانشهر را ضمیمه ی خود کرده اند،
حزب الله لبنان و فلسطینی ها و سوریه و ونزوئلا میهمان پر خرج سفره ی ایرانیان گرسنه شده اند،
یک شاهزاده می داشتم که بجای خور و خواب و صدور اعلامیه، جان برکف می گذاشت تا تقدیم تاریخ ایران و ایرانیان کند. دوست می داشتم خون این شاهزاده گرانتر از خون جوانان ایران در خیابانها و زندانهای ایران نباشد.
همه می دانند که من از «شهادت» بیزارم. اما شجاعت را می ستایم. آنان که باید بدانند می دانند که من از بیرون گود برای کسی نسخه نمی پیچم. با این همه، یک اهریمن بود که گفت «شاه باید برود!» پایش ایستاد، موفق هم شد. اما فرزند آن شاه که رفت هرگز نگفت «جمهوری اسلامی باید برود. پایش می ایستم و برای رفتنش مبارزه می کنم»
دوست می داشتم خون شاهزاده ی فرضی من گرانتر از خون زنان و دختران مبارز ایران که در خیابانها و زندانها سلاخی می شوند نباشد.

شاهزاده ای که من دوست می دارم! - میرزاآقا
عسگری (مانی) ,
بين ترور مغينه و فرار عسگري( مسؤول عالي رتبه سپاه پاسداران )رابطه وجود دارددکتر ماگنس رانستورپ، استاد کالج دفاع ملي سوئد و کارشناس مبارزه عليه تروريسم، دليل ترور عماد مغنيه را به فرار اخير يک مسؤول عالي رتبه ايراني به ايالات متحده مرتبط مي داند.
دليل اهميت عماد مغنيه براي حزب الله چه بود؟
او يک پايش در حزب الله لبنان و پاي ديگرش در ايران بود. مغنيه در برخي از عمليات حزب الله، مسؤوليت برقراري ارتباطات لجستيکي بين تهران و حزب الله را برعهده داشت. او همچنين يکي از مخفي ترين رهبران حزب الله بود. او با توجه به همکاري ها و خدمات ارزنده اش، به ويژه در حمايت از گروه مقاومت فلسطين در لبنان و عهده داري محافظت از شيخ حسن فضل الله [يکي از اولين رهبران حزب الله]، به طور مستقيم به شيخ حسن نصرالله، گزارش مي داد. برخي او را بسيار شبيه به جواد نورالدين، عضو مرموز شوراي اصلي تصميم گيري حزب الله، مي ديدند. به هر حال او هر که بوده باشد، فقدانش براي حزب الله بسيار سخت است، زيرا رهبري گروه امنيت ويژه را برعهده داشته.
نقش او در سال هاي اخير چه بود؟
مغنيه قبل از جنگ تابستان 2006 که بين اسراييل و حزب الله درگرفت و همچنين در خلال آن، در تدارک و رهبري برخي عمليات نظامي عليه نيروهاي مسلح اسراييل نقش مؤثر داشت. ولي از اواخر سال هاي 1990 مسؤوليت برقراري ارتباط ميان ايران، حزب الله و حماس را داشت. اين در حالي بود که در آن زمان حماس درگير انتفاضه دوم شده بود. مي توان گفت که مغنيه به گونه اي بين حزب الله و حماس ارتباط و همکاري لجستيکي برقرار مي کرد. معاون او در سال 2001 در اردن دستگير شد. مغنيه همچنين مسؤول ثبت نام و به کارگيري خارجيان در مأموريت هاي شناسايي در اسراييل و کشورهاي ديگر بود.
آيا ممکن است حزب الله به زودي دست به اقدامات تلافي جويانه بزند؟
در اين رابطه، نيروهاي ايراني و حزب الله بهترين زمان را انتخاب خواهند کرد و بي شک به طور نسنجيده و بدون تفکر دست به چنين اقداماتي نخواهند زد. ايران و متحدان شيعه لبناني اش پس از فرار عليرضا عسگري، شخصيتي ايراني که در تأسيس حزب الله در سال هاي 1970 نقش داشت، مهره بسيار مهمي را از دست دادند. فرار او يک موفقيت بسيار بزرگ براي سرويس هاي امنيتي امريکا محسوب مي شود. او مسايل زيادي را مي دانست و من معتقدم که بين فرار او به ايالات متحده و ترور مغنيه رابطه تنگاتنگي وجود دارد.
در مورد شيخ نصرالله که اکنون مدت 2 سال است مخفي شده بايد بگويم او بي شک پس از ترور مغنيه نسبت به امنيت شخصي اش نگران تر شده است.

مغينه ,
عسگري , مسؤول عالي رتبه سپاه پاسداران , ترور ,
شرکت هزاران تن در مراسم سالگرد جانباختگان نقده(سولدوز)
شنبه ۴ خرداد ۱۳۸۷مراسم دومین سالگرد جانباختگان چهارم خرداد ۱۳۸۵ ـ که در اعتراضات سراسری تورکهای آذربایجان جان خود را از دست دادند ـ با شرکت هزاران نفر در مساجد جامع و کؤهول نقده و مسجد محمدیار و همچنین بر سر مزار جانباختگان در نقده و محمدیار برگزار شد.
بیش از ۵۰۰۰ نفر از اهالی نقده٬ اورمیه٬ قوشاچای(میاندوآب)٬ تبریز و ... ساعت سه الی پنج بعد از ظهر پس از حضور در مساجد نقده٬ ساعت ۵ الی ۷ بعد از ظهر بر سر مزار توحيد آذريون٬ همت اسمزاده و حسین فتحي پور در قبرستان شهر نقده حاضر شده و از آنجا برای اجرای مراسم بر سر مزار عسگر قاسمی به سوی شهر محمدیار حرکت کردند. در این مراسم چند تن از فعالان مدنی آذربایجان از جمله دکتر پرویز محمدی٬ آشیق قنبر حقیری٬ ائلدار٬ بنی وند و ... سخنرانی کرده و چند شاعر اشعار خود را قرائت کردند.

آذربایجان , سالگرد جانباختگان , چهارم خرداد ۱۳۸۵ , نقده , سولدوز , اورمیه , قوشاچای , میاندوآب , فعالان مدنی آذربایجان ,
عسگر قاسمی , توحيد آذريون , همت اسمزاد ,
چگونه جد حاج حبيب عسگراولادى از دين يهود به اسلام مشرف شد.حاج حبیب، جدید الاسلام است و جد او وقتی از دماوند به عودلاجان نقل مکان کرد به علت فضای ضد یهودی که در اواخر سلطنت ناصر الدینشاه در بعضی محلات تهران حاکم شده بود اسلام آورد وپنجاه سال بعد که فرزندش ناچار شد شناسنامه بگیرد لقب «تازه مسلمان» در جوار اسمش نشست،

یهودی , سلطنت , یهود , دماوند , تازه مسلمان , عودلاجان , حاج حبيب ,
عسگراولادى , ناصر الدینشاه ,
شهید عباس پالیزدارقرار است ختم صلوات بگیریم در اینجا. ابتدا شادی روح شهید عباس پالیزدار صلوات جلی ختم کنید تا عرض کنم خدمتتان.
البت هنوز تا صدور حکم شهادت او فرجه ای بس کوتاه باقی است. لکن اتهام عباس خان به 44 شخصیت نظام که اکثر آنها در زمره روحانیون مکرم(صلوات!) و سیاسیون معزز(صلوات نمی خواهد .مبرهن است بر هر کس دیگر) به شمار می روند علی القاعده حکم شهادتش را تثبیت می کند. حکما سوری بازی های اخیر من باب تفتیش منزل چندی از نمایندگان محترم مجلس هم اقناع نمی کند این ملت شهید پرور را. فاطمه آلیا هم گل سر سبدشان بوده که ساعت 11 دیشب ، ریخته اند در خانه اش و تجسس کردند . نمی گویند جلسه غیر علنی دارد بنده خدا و باید زود بخوابد. 11 بدبخت فلک زده را هم که دستشان به جایی بند نبوده-همان زیر دست یا خرده فروش یا دله دزد یا ... خودمان- (که یحتمل همان مدیران بیچاره ایران خودرو بودند) بازداشت کردند.اما الباقی چه ؟
در مخیله ام نمی گنجد که چرا امامی کاشانی عزیز باید هنوز خطبه های نماز جمعه را بگوید و خودش و ما را دعوت کند به تقوای الهی!
همان کاری که آیت الله العظمی علم الهدی در مشهد می کنند.
روایت آیت الله یزدی و آیت الله مرعشی (مده ظلهما عالی و روحی ارواحنا فداکما) هم در نوبه خود معرکه است.باید داستان راستان نوشت در شانشان. اینکه کارخانه 600 میلیاردی را در زمان ریاست ایشان بر قوه قضاییه 126 میلیون قیمت گذاری می کنند و پس از طی مراحل قانونی(!) با مشارکت وزیر فعلی نفت (که دوست نمی دارمش به هیچوجه) به صورت رایگان در اختیار می گیرند... تاراج چوب های شمال را هم اضافه کنید به این ها تا کامل شود پرونده شان. کامل که نمی شود . باید یک شرکت ترابری را اجیر کنیم تا پرونده مفاسد آقایان را حمل کنند.
رفیق دوست عزیز ، عسگر اولادی محترم و معزی گرامی هم که جای خود دارند . دوستشان دارم. مخصوصا اسدالله خان عزیز . من هم البت چیز های خوبی در چنته دارم.لکن دریغا که ما را راه نمی دهند در کمیته تحقیق و تفحص و از این حرف ها .
معقوله ای دیگر اما ذهن را درگیر می کند. در سطح تیم ملی که مسابقات مرحله اول را به مثابه بازی های تدارکاتی خوانده اند. اگر به زور هم به خودمان بقلولانیم که ماجرای تصادف کریمی راد خدابیامرز(وزیر سابق دادگستری) طبیعی بوده ، انصافا از کشتن وزیر راه دولت خاتمی و چند نماینده مجلس که نمی توانیم بگذریم. سر آنها را هم مثل پالیزدار کرده اند زیر آب. البته مانده است هنوز تا پالیزدار شهید شود.
پ ن : اگر من هم شهید شدم روزی از برای شادی روحم صلواتی بفرستید قرا.

پالیزدار-افشا-امامی کاشانی-مرعشی-
عسگر اولادی-رفیق دوست ,
به بهانه دستگیر شدگان فعالان هویت طلب آذربایجان آقای حاکم!
محکومی برای به رسمیت شناختن هویتم
به بهانه دستگیر شدگان فعالان هویت طلب آذربایجان- حمید رضا عسگری نژاد
اویرنجی
www.oyrenci.com
امروزه دنیا در تکاپویی جدی است برای بازیافت فرهنگ ها و هویت های فراموش شده تاریخ و عجبا که میهن من در تکاپویی جدی است برای سپردن هویت ها و فرهنگ ها و زبان های قومی به دست باد فراموشی.
امروزه در آفریقا کیبوردهای کامپیوترها را تغییر می دهند تا 130 زبان فراموش شده و هویت به یغما برده شده را بازستانند و باز عجبا که دولتمردان این قاره پهناور دست به چنین کار سترگی می زنند و از هیچ امکان مادی و معنوی دریغ نمی ورزند. در تمام کشورهای جهان اول این حق به تمامی انسان هایی که به هر صورت و با هر دلیلی بدانجا مهاجرت کرده اند به رسمیت شناخته می شود و از هیچ حمایتی دریغ داشته نمی شوند، اما در میهن من آنان که دنبال نخستین حقوق خود هستند مهر ورزیده می شوند! با چماق و تو سری و تو دهنی و ای کاش می دانست آن که چنین می کند و ای کاش می فهمید که چماق را بر سر خو می زند و تو دهنی را بر دهن خود.
ما کجاییم و جهان کجاست؟
ملت بزرگ آذربایجان هرگز فراموش نخواهند کرد تابستان تلخ و زمستان زمخت سرکوب و زندان و شکنجه را و ای کاش ملت بزرگ ایران با این خواسته به حق و انسانی ملل بزرگ ترک و کرد و بلوچ همراه بود، نه این که بر آنها باشد.
حاکمیت تفرقه می اندازد و حکومت می کند و عجبا که ملت هم دامنی می زند بر این تفرقه و بر این نکبت ساختگی حاکمان دجال ایران. باور نمی کنید گوشی های موبایل خود را روشن کنید و به اس ام اس هایتان رجوعی دوباره داشته باشید، باور نمی کنید به ایمیلهای خود نگاهی دوباره بیندازید، باور نمی کنید به دوست بغل دستیتان بگوئید برایتان جکی تعریف کند، باز باورتان نشده به سایتهای خبری فارسی زبان داخل و خارج ایران مراجعه کرده و مقایسه ای کنید تعداد و کیفیت اخبار مربوط به زندانیاین سیاسی و فعالان حقوق زنان و فعالان کارگری را با فعالان قومی ایران.
نه اشتباه نکنید که من علیه هیچکدام نیستم و خود با همه اینان همراه و همدلم اما سوالم اینجاست کجای دنیا را سراغ دارید که مردمش اجازه نداشته باشند برای فرزندشان نامی را انتخاب کنند که به زبان مادریش باشد، کجای دنیا را می شناسید که نیمی از جمعیتش به زبانی دگر سخن گوید اما روزنامه و تلویزیون و کتابی بدان زبان نداشته باشد، کجای دنیا را سراغ دارید که مغازه داری اجازه انتخاب نامی را که دوست می دارد برای مغازه اش نداشته باشد؟ جک با مزه ای است، نه؟ اما من می شناسم، من می دانم نام آن دیار کهن را؛ "ایران"
"همراه شو عزیز"
و تو روشنفکر ایرانی! تا نامی از فعال قومی و هویت طلب برده می شود ذهنت می رود به تجزیه و چند پارچه شدن ایران. چرا نمی خواهی یکبار هم شده چشمانت را باز کنی و بیناییت را بازیابی، تا ببینی در دنیای امروز چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است و تو کجای کاری؟ چرا نمی خواهی یکبار برای همیشه حسابت را از حاکمیت گستاخ و مرتجع ایران تسویه کنی و پا به پای من ترک، من کرد، من عرب و من بلوچ فریاد زنی حق قومی مرا و چرا به جای لذت بردن از تنوع قومی و فرهنگی مرا به نقطه ای می بری که پایانش تنفر و جنگ باشد.
در این مقال فرصتی نیست برای آوردن هزاران هزار دلیل تا بدانی به گزاف نگفته ام آنچه گفته ام. تو می دانی همین دیشب دوباره انسانی پشت نرده های بلند اوین به اسارت برده شد؟ می دانی مادری را با فرزندانش دستبند و چشمبند زده اند - هر چند که بعد از چند ساعتی آزادشان کرده اند -؟ تو می دانی جرمشان چیست و به کدامین گناه ناکرده دربند و اسیرند؟ تو می دانی زبان چیست؟ فرهنگ چیست؟ هویت چیست؟ می دانم که حتما می دانی اما یا نمی خواهی اعتراف به دانستن کنی یا خسته ای یا ملتی را چونان همیشه به تمسخر گرفته ای؟
و اما تو آقای حاکم!
دیروز صدها و هزاران نفر را از مردمانم به اسارت بردی، شکنجه کردی، توهین و تحقیرشان کردی و گستاخیت تا بدانجا رسید که در روز روشن به اسلحه ات تکیه کردی تا بگویی قدرتمندی و توان کشتن دهها نفر را در روز روشن داری - کشتار مربوط به قیام مردم آذربایجان در جریان کاریکاتور روزنامه ایران به ویژه در سولدوز و کشتن یکی از فعالان قومی در تبریز هنگامی که بر موتور سیکلت خود سوار بود - و امروز باز روز از نو و روز از نو؛ علیرضا صرافی، حسن راشدی، اکبر آزاد، مهدی نعیمی اردبیلی، عباس نعیمی خویی، اووچو (صیاد محمدیان) قوشاچایلی، فرهاد رضایی قوشاچایلی، محمد عباسپور، یوسوف هشیار، حسین حیدری، سعید موغانلی، شهباز ابراهیم نژاد و حسن رحیمی اینان را دستگیر می کنی و دستبند می زنی که چه؟ که بگویی زور داری و قدرتمندی و قلدر؟ نه تو هیچکدامشان را نداری که پوچ و خالی و تهی هستی که اگر نبودی از یک مراسم افطار چنین بر خود نمی لرزیدی و چنین زنجیر و دستبند به آزاد اندیشانی چون صرافی ها نمی زدی. تو ترسویی بیش نیستی. بهتر است باز ارجاعت دهم به گذشته آن هم گذشته ای نه چندان دور به سی سال پیش که با یال و کوپالی پوشالی و به عاریت گرفته از سرمایه داری جهان پا از پلکان هواپیمایی به زمین نهادی و در گورستانی سخن گفتن آغاز کردی که به حق لیاقتی جز آنجا را نداشتی. یادت هست از ترس و بزدلیت دست به چه کارهایی که نزدی؛ در هر روز خدا صدها نفر را به جوخه اعدام بستی و دیدی که از چشم جهانیان دور نماند شروع کردی به نوع دیگری از بازی های بچه گانه ات و همه ملت ایران را انداختی به جان هم حالا هم وراث خلف تو آن می کنند که تو کردی تا راحت و آسوده باشی که راهت ادامه دارد! از چپ ها و فدائیان و اقلیت و اکثریت و راه کارگر و... که عبور کردی شروع به تسویه حساب های داخلیت کردی و همزمان شمشیر قدرتت را بر جسم و روح شاعران و نویسندگان و روزنامه نگاران میهن کشیدی، دانشجو را به جای حمایت در دانشگاه در زندان اوین چماق زدی، به جای اصلاح قانون غلط و مرتجعانه ات زن را به باد توهین گرفتی و روانه زندانش کردی، به جای به رسمیت شناختن سندیکاهای کارگری شلاق و شکنجه و زندانت را به آنان نشان دادی، به جای شنیدن صدای به حق معلمی که از فرط گچ خوردن دیگر فریادی از گلویش بیرون نمی آمد صدایش را در نطفه خفه کردی و حالا امروز نوبت رسیده به آن که فریاد می زند و می گوید:" هارای هارای من تورکم ". آری آقای قاضی و آقای حاکم و آقای ستاره به دوش مفتخر به زور بازویت هر آنچه زور ساختگی تو بیشتر صدای واقعی من رساتر و فریاد من بلندتر خواهد شد تا به زبان نفهمانی چون تو بفهمانم که من ترکم و به زبان و فرهنگ و هویتم افتخار می کنم، من فرزند ستار خان و باقر خان و بابکم، من زائیده سهند و ساوالانم، من بزرگ شده تبریز و زنجان و ارومیه و اردبیلم، من میهنم را دوست دارم حتی اگر تو بخواهی شلاقم زنی و زندانم افکنی اما میهنم را با زبان و هویت و فرهنگم می ستایم و امروز پر قدرت تر از هر روز دیگر فریاد می زنم که چاره ای نداری جز آزادی رفقای در بندم و من امروز رساتر از هر روز دیگر فریاد می زنم علیرضا صرافی را، حسن راشدی را، اکبر آزاد را، مهدی نعیمی اردبیلی را، عباس نعیمی خویی را، اووچو (صیاد محمدیان) قوشاچایلی را، فرهاد رضایی قوشاچایلی را،محمد عباسپور را، یوسوف هشیار را،حسین حیدری را، سعید موغانلی را، شهباز ابراهیم نژاد را و حسن رحیمی را.

به بهانه دستگیر شدگان فعالان هویت طلب آذربایجان- حمید رضا
عسگری ,
عسگر اولادی: امام زنده را عشق است! -------------- (بوی کباب)حبيبالله عسگراولادي گفته است:
" در رابطه با ورود نظاميان به سياست، مقام معظم رهبري بايد بگويند كه آنها ميتوانند شركت كنند يا خير؛ زيرا مساله حضور نظاميان در سياست را رهبري انقلاب در زمان و شرايط خاص فرمودهاند، اما در حال حاضر مقام معظم رهبري در اين باره بايد اظهارنظر كند."
این به زبان کلانتری یعنی: امام زنده را عشق است!
عسگراولادی , حضور نظامیان در انتخابات ,
مرحله نخست بازسازی حرمین عسگریین(ع) پایان یافتمهندس ناظر بر عملیات بازسازی حرمین امامین عسگریین(ع) در سامرا از پایان مرحله نخست بازسازی حرمین شريفين خبر داد.

حرمین
عسگریین , سامرا ,
:: گزارش تصویری :: بازساری حرمین عسگریین (2)هر چند به گفته امام جمعه کربلا عده ای مزدور در عملیات بازسازی حرمین عسکریین کارشکنی می کنند اما به لطف صاحبان این حرمین متبرکه مراحل بازسازی حرمین عسکریین در حال سپری شدن است.

بازساری , حرمین
عسگریین ,
عمليات بازسازي حرمين عسگریین(ع) در سامرا آغاز شددر نخستين مرحله از بازسازي حرمين عسگريين(ع) که در سال 2006 (اسفند 84) بر اثر بمبگذاري تخريب شده بود، خاکبرداري از اين حرم شريف آغاز شد و هماكنون ضريح موقتي نيز براي مزار امامان شيعه در سامرا نصب شده است.

حرمین
عسگریین(ع) , بازسازی , سامرا ,
فعالین جوان و دانشجوئی آذربایجانی در اردبیل به دادگاه انقلاب احضار شدندبنا به گزارشهای رسیده به اویرنجی نیوز 6 فعال جوان هویت طلب آذربایجانی بنامهای عسگر اکبرزاده، بهروز علیزاده، اردشیر کریمی خیاو، حسین حسینی، ودود سعادتی و رحیم غلامی به اتهام فعالیتهای هویت طلبانه و ضد تبعیض زبانی به دادگاه انقلاب اردبیل احضار شده اند.
دادگاه این فعالین جوان و شناخته شده قرار است روز شنبه 13 مهر 1387 به ریاست قاضی علائی برگزار گردد.

قاضی علائی , اویرنجی نیوز , هویت طلب , آذربایجان ,
عسگر اکبرزاده , بهروز علیزاده , اردشیر کریمی خیاو , حسین حسینی , ودود سعادتی , رحیم غلامی , فعالیتهای هویت ,