کشته شدن بازيگر تلويزيون ياسوج در حمله نيروی انتظامی!
يک بازيگر تلويزيونی در استان کهکيلويه و بویراحمد بر اثر شليک ماموران نيروی انتظامی کشته شده است.
اين بازيگر که «عطاء کشاورز» نام داشت نقش اول فيلمی به نام«کی لهراس» را بازی کرده که سال گذشته از شبکه تلويزيونی استانی دنا پخش شد.
بنا به گزارش سايت اخبار استان کهکيلويه و بویر احمد، عطاء کشاورز بازيگر نقش «کی لهراس» روز ۱۷ بهمن طی يک درگيری مسلحانه هدف شليک ماموران نيروی انتظامی قرار گرفت و کشته شد. به نوشته اين سايت خبری، «اين بازيگر تلويزيونی دوسال پيش زندانی شده بود اما برای مدتی به مرخصی اعزام شده و از بازگشت به زندان خودداری کرده بود.»... منابع غير رسمی در استان کهکيلویه و بویر احمد و در منطقه «دلی خليفه» محل سکونت عطاء کشاورز گفته اند که «محل سکونت وی از سوی ده ها مامور نيروی انتظامی به محاصره درآمده و ماموران از گاز اشک آور و شليک ده ها گلوله استفاده کردند که طی آن اين بازيگر تلويزيونی کشته شده است.»

کهکيلويه و بویراحمد ,
عطاء کشاورز , نیروی انتظامی , قتل , کی لهراس , بازیگر , تلویزیون ,
راوي "داستان زندگي" / مصاحبه ای با زنده یاد عطاءالله كاملي ، دوبلور
...
در اواسط دهه 1360 كه جمعه بعدازظهرها برنامه كودك و نوجوان و بلافاصله در ادامه پخش، فيلم سينمايي از تلويزيون مشتريهاي زيادي داشت سريالي استراليايي به نام اسكيپي پخش ميشد كه بينندههاي زيادي داشت و صداي استاد در تيتراژ اسكيپي به ياد ماندني است، هنگامي كه ميگفت: «و با شركت اسكيپي، كانگوروي بيشهزار» و استاد حرف «پ» را با قدرت و گويشي خاص تلفظ ميكرد. ورود عطاءالله كاملي به حرفه دوبلاژ كاملا اتفاقي بوده است.
«در سال 1335 براي ديدن داييام به استوديو سانترال رفتم. اين استوديو زير نظر مرحوم سيفالدين كامراني و با بهترين تجهيزات دوبله اداره ميشد. استاد علي كسمايي هم آن روز در سانترال بود و عدهاي متقاضي هم براي ورود به دوبله و انتخاب گوينده در آنجا حضور داشتند.
خلاصه در استوديو جمعيت زيادي رفت و آمد ميكردند. هنگام ملاقات با دايي گفتم: دايي جان! چرا ديگر سري به ما نميزني؟ در همين لحظه يكي از اعضاي استوديو صدايم را شنيد و پس از نيم ساعت كه به صرف چاي خوردن با دايي گذشته بود، آن فرد آمد و به دايي گفت كه ميخواهد من جملهاي را در استوديو برايش بگويم. دايي اصرار كرد كه برو جمله را بگو و در پاسخ گفتم كه براي اين كار اينجا نيامدهام.
بالاخره به اتاق ضبط رفتم و آن جمله را گفتم: «پوستوريس! اتومبيل رو روشن كن تا بيام.» وقتي جمله را گفتم، آن مسوول از اتاق بيرون آمدو به داوطلبان گفت: آقايان متشكرم، گويندهمان را انتخاب كرديم. بعدها زندهياد «ماني» كه آن روز جزو داوطلبان بود به شوخي ميگفت كه «تو در آن روز نگذاشتي ما تست صدا بدهيم.»
روند نقشگويي براي كاملي با آن ساختار صدايي منحصر به فرد و با صلابت در استوديو سانترال در فيلمهاي گوناگون طي ميشود كه ازجمله آنان بايد از دوبله فيلم فاتح ياد كنيم كه زندهياد نصرتالله محتشم به جاي جان وين در نقش چنگيز خان نقش ميگفت و كاملي به جاي برادر چنگيز خان (پدرو آرمنداريز) و پس از دوبله اين فيلم بود كه كاملي با استعداد و هوش فراوان و نيز بدليل آشنايي و علاقه به ادبيات، توسط كامراني براي آنونس گفتن و مدير دوبلاژي انتخاب ميشود.
به گفته كاملي، فيلم «ارزش براي پول» اولين تجربه مدير دوبلاژي و آنونس گويياش است. عطاالله عاملي را بايد پيشگام آنونس گويي در تاريخچه دوبلاژ ايران دانست. پيش از آن در آنونس فيلمها جملههايي از قبيل «اين فيلم را ببينيد» يا «اين فيلم بهترين است» و غيره را ميگفتند.
اما كاملي با سبكي خاص و گويش پر احساس، آغازگر آنونسگويي شد كه اين شيوه در سالهاي بعد توسط گويندگان تواناي ديگري مانند ابوالحسن تهامي و حسين باغي ادامه پيدا كرد. اما يكي از طلاييترين تجربههاي كاملي در زمينه نقش گويي در سال 1343 و در استوديو شهاب شكل گرفت: «فيلم اسپارتاكوس» را قرار بود زنده ياد محمد علي زرندي در استوديو شهاب دوبله كند.
فيلم را براي عوامل به نمايش درآوردند و من هم آنرا ديدم، پس از پايان فيلم از من پرسيدند چه نقشي را دوست داري؟ گفتم «اسپارتاكوس» جدال در اوكي كرال، هفت روز در ماه مي ، راههاي افتخار و دو هفته در شهر بيگانه از جمله آثاري است كه كاملي به جاي كرك داگلاس صحبت كرد، اما دوبله اسپارتاكوس بر آينده حرفهاي وي تاثير بسيار داشت، به طوري كه صدايش روي چهرههاي نظامي، خشك و با اقتدار بارها شنيده شد. در اواسط دهه 1340 كاملي در دوبله سريالهاي تلويزيوني نيز حضور مييابد كه از ميان آنها ميتوان به سريال تسخير ناپذيران و سريالهايي با حضور رابرت استاك اشاره كرد.
براي دوستداران دوبله شايد جالب باشد كه عطاالله كاملي تجربه نقشگويي به جاي بازيگران مشهوري را دارد كه بعدها براي صداي آنان دوبلورهاي ثابتي نقش گفتند، مانند همفري بوگارت (هرچه سختتر زمين ميخورند)، شون كانري (پنجه طلايي)، استيون بويد (سقوط امپراتوري روم)، گري كوپر (درخت اعدام) ، جك پالانس آتيلا و مارلون براندو (اينك آخرالزمان). از ديگر يادگارهاي به جا مانده از استاد، ميتوان به مدير دوبلاژي ماندگار فيلم بيليارد باز و نقشگويي به جاي شخصيتهانس ديتريش راينهارت (ترنسهارديمن) در دوبله فاخر سريال ارتش سري اشاره كرد.
يكي ديگر از شاهكارهاي كاملي اجراي دكلمهاي به قلم خودش در ابتداي تيتراژ سريال ژاپني روزهاي زندگي (مشهور به هانيكو) بود كه معياري هميشگي است براي سنجش كيفيت گويندگان نريش : «زندگي منشوري است در حركت دوار، منشوري كه پرتو پرشكوه خلقت با رنگهاي بديع و دلفريبش آنرا زيبا، دوست داشتني و خيال انگيز كرده است. اين مجموعه دريچهاي است به سوي داستان زندگي».
نمونه ديگر از وسواس و نوآوريهاي كاملي در حرفه دوبلاژ، دوبله سريال پوآروست كه بسيار مورد استقبال قرار گرفت و خود كاملي در ضمن اين كار به جاي پرسوناژ سربازرس جپ نيز نقشگويي كرد كه در جشنواره توليدات تلويزيون در ميانههاي دهه 70 مورد تقدير قرار گرفت.
عطاالله كاملي در كارنامهاش صحبت بهجاي بازيگران ايراني نيز وجود دارد، مثلا نقشگويي بهجاي فتحعلي اويسي (ناخدا خورشيد و مسيح)، محمد برسوزيان (پوتين) تعدادي از فيلمهاي زنده ياد منوچهر حامدي
عطاءالله كاملي , دوبله , دوبلور ,