«مرغ سحر ناله سر کن» گفتگو با سحر یکی از قربانیان نظام زن ستیز و شادی گریز اسلامیبا عزیزی دیگر به گفتوگو مینشینم. این نازنینان را باید دریافت، قربانیان نظام زن ستیز و شادی گریز «اسلامی»اند اینان. «سحر» و خواهر خواندههایش، سالهاست که از رنج بیحقوقی در تبعیدگاههای «مردانه» ایرانی، در تبعید مضاعف روزگار میگذرانند. محیطهای اجتماعی موج سوم پناهجویان ایرانی مورد نظر است. تشکلهای زنان ایرانی باید به خود آیند...
* فرار کردی؟
- آره دیگه، ساکم را بستم و از خونه زدم بیرون.
* کجا رفتی؟
رفتم مشهد. چند روز توی یکی از مسافرخونههای اطراف حرم بودم و از همون جا یاد گرفتم که چه جوری میشه صیغه شد...
* گفتی فهمیدی که چه طوری میشه صیغه شد؟
- آره دیگه، زن تنها تو مسافرخونه باشه، هزار تا چشم دنبالشه. اصلاً میان بهت میگن که میخوای صیغه بشی یا نه.
* مگه برای صیغه شدن نباید «عده» نگه داشت و از این چرت و پرتها؟
- (پوزخند) این حرفها واسۀ لای کتابه، چه عدهای؟ هیچکس به این چیزا کاری نداره که. هر کی میخواد دو ساعت با یکی بخوابه و بره پی کارش.
* یعنی همون تن فروشی، منتها با کلاه شرعی؟
- آره دیگه، صد برابر بدتر.
* بعد از مشهد کجا رفتی؟
- برگشتم تهران. چند روزی توی یکی از پارکها موندم و با یه تعدادی آشنا شدم. بعدش هم «کار» کردن را شروع کردم.
* که این بار دیگه صیغه نبود؟
- قبلاًش هم نبود.
* میتونم سوالهای خصوصیتری ازت بپرسم؟
- مثلاً چی؟
* از تجربههای شخصیت در «کار» میخوام بدونم، مثلاً آیا هیچوقت بهت تجاوز شد؟

سحر , قرباني , اسلام , نظام اسلامي , صيغه , فحشا , تن
فروشي , مهاجرت , تبعيد ,
بازار خريد و فروش کليه در تهران!تجارت اعضاي بدن به خوبي در ايران جا افتاده و حتي گاهي جنبه ثواب الهي نيز بدان اطلاق مي شود. اين در حالي است که ميزان "پيوند اعضاي بدن" در ديگر نقاط جهان رو به افول است.
چند صد متر دورتر از هياهوي ميدان وليعصر در تهران، کوچه اي به چشم مي خورد که نام آن "حسين" است. تقريباً در جاي جاي ديوارهاي اين کوچه کاغذهايي به رنگ هاي مختلف به ديوار چسبيده شده: روي آنها شماره تلفن و گروه خوني متقاضيان يا دهندگان کليه ديده مي شود.
اينها اکثراً بيماران کليوي هستند که به دنبال يک دهنده براي پيوند اعضا مي گردند؛ يا برعکس، دهندگاني هستند که بدين طريق مشخصات خود را به بيماران مي دهند، به طوري که گاهي تعداد دهندگان بيشتر از گيرندگان است. بنياد بيماران کليوي در اين خيابان قرار گرفته: يک اتاقک نگهباني، يک حياط و يک ساختمان سه طبقه.
در اينجا تقريباً هر ساله 2000 پيوند کليه انجام مي شود. اين بنياد رابط بين اعطا کنندگان عضو پيوندي و گيرندگان آن است که اکثراً يکديگر را نمي شناسند. نرخ يک کليه در حدود 3000 يورو است، يعني حداقل يک سال و نيم حقوق يک کارمند.
دولت يک چهارم اين هزينه را مي پردازد و مابقي به عهده بنياد و شخص گيرنده است. اينجا از "فروش" کليه صحبت نمي شود: به دهنده عضو پيوندي تبريک مي گويند که در برابر خداوند يک کار ثواب انجام داده و جان شخصي را نجات داده است. آنها نيز مايل نيستند اين حرکت را صرفاً از جنبه مالي نگاه کنند.

بازار خريد و
فروش کليه در تهران ,
مدیرکل امور بانوان استانداری تهران با رد چادر رنگی: پوشش زنان چادر مشکی استمدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری تهران گفت: رنگ مشکی و سنتی چادر در ایران به عنوان نماد لباس ملی زنان ما محسوب میشود و مطرح کردن رنگ های جدید برای چادر ناشی از عدم اطلاع از فرهنگ زنان و پوششهای زنانه در ایران است.
فرحناز قندفروش روز چهارشنبه در پاسخ به اظهار نظر دبیر جشنواره عفاف و حجاب افزود: این نوع اظهار نظر در خصوص تغییر رنگ چادر زنان ایران ، بازتابها و واکنشهایی از سوی برخی مجامع مذهبی ، مراکز اسلامی و سایتهای خبری داشته است.
وی با اظهار تاسف از این سخنان تصریح کرد: احساس میکنم دبیر جشنواره عفاف و حجاب از روی بیتجربگی و عدم اطلاع از فرهنگ و پوشش زنان ایران این حرفها را زده است.
قندفروش اظهار داشت: طی سه دوره برگزاری جشنواره زنان سرزمین من هیچگاه مطرح نشد که رنگ چادر از مشکی باید تغییر کند بلکه اعلام کردیم که پوشش زن ایرانی باید با طرحها و رنگهای متنوع ارایه شود تا پاسخگوی نیاز سلایق مختلف زنان باشد.
وی تاکید کرد: اصلیترین پوشش زنان ایرانی همین چادر مشکی و سنتی است و هرگز رنگ آن تغییر نخواهد کرد بنابراین باید از ذکر چنین نکاتی که غیر مسوولانه است پرهیز شود.
قندفروش گفت: امیداوریم این گونه اظهار نظرها و بیتجربگیها باعث نشود که جشنواره عفاف و حجاب را به بیراهه ببرند که این امر موجب ایجاد مخالفتهای بیشتر شده و روند برگزاری آن را با مشکل مواجه میکند.
وی افزود: زن ایرانی خود رنگ چادر خود را در طول تاریخ انتخاب کرده و مدهایی هم که اخیرا ارایه شده برای علاقه مندان و کسانی است که خواستار تنوع هستند ولی این اقدام به منعی نفی سنتهای جامعه ایران اسلامی نیست.
دبیر جشنواره عفاف و حجاب در روزهای اخیر در گفت وگو با خبرنگاران از تغییر رانگ چادر از مشکی به سایر رنگهای متنوع خبر داده بود که این امر با واکنشهای زیادی مواجه شده است.

چادر مشکی , رنگی , حجاب , زنان , فرحناز قند
فروش ,
پیش فروش جسم!چگونه بغض فروخورده اش را فرياد خواهد زد؟و كي؟ «امين» را مي گويم. پسر ١٢ ساله اي كه برايم از خصوصي ترين راز دردناك زندگيش گفت.
غالبا"اين منم كه بدنبال خبر و ماجرا مي روم ولي گاهي هم خبر و ماجرا به سراغم مي آيد!مثل اين ماجرا كه با يك s.m.s اشتباهي به سراغم آمد!
ده دوازده روز قبل پيامكي روي تلفن همراهم گرفتم كه «فوري با من تماس بگير! مهمه!» شماره آشنا نبود اما بهتر ديدم تماس بگيرم.پسركي جواب داد و قبل از هر چيز حرفهايش را قطار كرد.گفت:«من امين پسر سيمين هستم. (اسامي را تغيير داده ام). اين s.m.s رو براي همه اسمهايي كه توي موبايل مامانم بود فرستادم تا به همه مشترياش بگم تو رو خدا ديگه بهش زنگ نزنيد.»
راستش فكر كردم شايد مادرش،فروشنده يكي از مغازه هاي محل باشد! اما يادم نمي آمد شماره ام را به فروشنده اي داده باشم.پرسيدم:« مادر شما چي ميفروشن پسرم؟»كمي مكث كرد.بعد با خجالت و آرام گفت: «تنش رو!»
اول شوك شدم.اما زود مسلط شدم و كمي آرامش كردم و بهش اطمينان دادم مادرش را نمي شناسم و شماره را اشتباه گرفته است.اما از چيزي كه پسرك درباره مادرش گفته بود،هنوز بهت زده بودم.«تنش رو مي فروشه»! باقي حرفهايش را ديگر نمي شنيدم. اما دست آخر چيزي گفت كه يقين كردم بايد او را ببينم!
***
امين يك پسر «ايراني» است.ايراني. اين را حتي براي «يك لحظه» هم فراموش نكنيد.هنوز نمي دانم اين پسر، چرا اينقدر زود بمن اطمينان كرد؟ گرچه اطمينانش بيجا نبود و من واقعا" به قصد كمك به ديدنش رفتم. و اگرچه بعد از حدود ٩ روز،هنوز هيچ كمكي نتوانسته ام به او و خانواده اش بكنم.با اجازه خودش، ماجرا و اسامي را با مختصري «ويرايش و پوشش» نقل مي كنم تا نه اسمها و نه مكانها،هويت او را فاش نكند.پس امين يك اسم مستعار است براي پسري كه مرا «امين» خود و امانتدار رازهايش دانست.پسري كه بعدا"دليل اعتمادش را گفت:«صداي شما، يه طوري بود كه بهتون اعتماد كردم.با اينكه چندتا مرد ديگه اي كه بهم زنگ زدن،فحش دادن و داغ كردن، اما شما عصباني نشدين و آرومم كردين.همون موقع حس كردم نياز دارم با يك بزرگتر حرف بزنم!يكي كه مثل پدر واقعي باشه.بزرگ باشه نه اينكن هيكلش گنده شده باشه!» حس كردم پسرك بايد خيلي رنج كشيده باشد كه اينطور پخته و بزرگتر از سنش بنظر مي آيد.
امين حدود ٢ ماه پيش فهميد مادرش، شروع به «تن فروشي» كرده است! مادرش كه «يك تنه» سرپرستي او و خواهر كوچكترش را برعهده دارد و زن جواني است كه امين مي گويد «زني معصوم مثل يك فرشته» است.اما اگر شما جزو جمعيت پانزده ميليوني فقير اين مملكت نيستيد، لابد اينجا و آنجا «شنيده ايد» كه در اين سرزمين، «خط فقر» به چنان جايي رسيده كه فرشته هاي بسياري به تن فروشي مجبور شده اند! امين از روز اولي كه مادرش بالاخره مجبور شد خودفروشي كند و به خانه دو پسر پولدار و نشئه رفت،خاطره سياهي دارد.مي گويد «خاطره سياه»! و اين تركيبي نيست كه يك بچه ١٢ ساله به كار ببرد، حتي اگر مثل او «باهوش و معدل عالي» باشد! اما غم، هميشه مادر شعر است.اندوه،مادر سخناني است كه گاه به شعر شبيه اند! و گاه خود شعرند...
***
امین گفت آن روز مادرش ديگر ناچار بود، زيرا «هيچ هيچ هيچ راهي براي سير كردن من و خواهر ٨ ساله ام سراغ نداشت»!
مادر بيچاره و مستأصل،پيش از رفتن به خيابان و شروع فحشاء، حتی نماز هم خوانده

خود
فروشی , فقر , فحشا ,
فیلمی غم انگیز از زنانی که به خاطر فقر و بی پناهی تن به خودفروشی می دهنداز کجا بیاریم؟ مجبوریم هر جور شده پول کرایه خونمون رو جور کنیم. یکی ماشین داره یکی موبایل داره منم دلم میخواد یک اتاق تکی برای خودم داشته باشم. منم دوست دارم برم مدرسه, برم دانشگاه, برم باشگاه. یکی آرزوشه هفته ای یک دفعه غدای خوب بخوره.

فقر , فحشا , بی پناهی , خود
فروشی , زنان , ایران , جمهوری اسلامی , جنوب شهر , شمال شهر ,
"كلاورفيلد" پرفروشترين فيلم سينماي جهان شد فيلم "كلاورفيلد" به كارگرداني جي جي آدامز در صدر جدول پرفروشترين فيلم هفته سينماي جهان ايستاد. به گزارش ايسنا، در تعطيلات آخر هفته گذشته، فيلم تريلر "كلاورفيلد" موفق شد در 3 هزار و 174 سالن سينما در 33 كشور فروش 6/18 ميليون دلاري بهدست آورد تا پرفروشترين فيلم سينماي جهان لقب بگيرد . اين فيلم در انگلستان، ايتاليا و اسپانيا بيشترين حجم فروش را داشت ...

كلاورفيلد , پر
فروشترين , فيلم , سينما , جهان ,
افزایش زنان دستفروش درواگن های مترواگر خانه داشتم دستفروشی نمیكردم....
پوران 53 ساله و مستاجر. دو فرزند دختر دارد هر دو دانشجو هستند. همسرش جانباز و اسیری بوده كه چند سالی است شهید شده. در ماه 340هزار تومان از ارتش پول میگیرد و 200هزار تومان هم از كار در مترو عایدش میشود. او كار میكند تا فرزندانش در رفاه و آسایش زندگی كنند و كمبودی نداشته باشند.
میگوید: «اگر خانه و حقوق كافی داشتم هیچ وقت كار نمیكردم.» چندین بار در واگنهای شلوغ مترو كیفش را دزد زده، چند بار هم ماموران وسایلش را گرفتهاند.
مسافران خانمی كه بعضا از حضور این دستفروشها استقبال هم میكنند، خوشحال میشوند كه برخی مایحتاجشان را بدون صرف وقت اضافی و پیمودن هیچ مسیری انتخاب میكنند و میخرند.
درگزارش "هم صدا"آمده است : در مقابل بعضی از مسافران هم از این وضع چندان رضایتی ندارند. آنها عقیده دارند رفت و آمد و حضور این افراد فروشنده، ظاهر مترو را زشت میكند.
فروش لوازم آرایش و شهریه دانشگاه
ساناز 21 ساله، دانشجوی حسابداری است. ساكن بریانك است؛ یكی از محلههای متوسط تهران. غیر از خودش شش فرزند دختر دیگر به همراه مادرش، اعضای خانوادهاش را تشكیل میدهند و پدرش را هم از دست داده. او در ماه حدود 150 هزار تومان از فروش لوازم آرایش زنانه كسب درآمد میكند. این درآمد به سختی میتواند پاسخگوی تمام مخارج دانشگاه و تحصیل او باشد. ساناز هم مانند دستفروشهای دیگر از ماموران مترو میترسد. اوایل شروع كارش خجالت میكشیده اما حالا دیگر اهمیت نمیدهد.
میگوید: «از نگاه و برخورد مسافران دلگیر نمیشوم، این تنها راه كسب درآمد من است پس اگر قرار باشد از این نگاهها ناراحت شوم نمیتوانم كار كنم.»
او اینطور ادامه میدهد: «یك بار یكی از مسافران مترو وقتی تبلیغ وسایل فروشیام را میكردم به من گفت، تو با این كارت زنها رو بدنام میكنی!» ساناز دلیل به كار بردن چنین جملهای را از طرف آن خانم متوجه نشده است.
مونا، دیپلم، 35 ساله. 2فرزند دارد یك دختر و یك پسر. همسرش بیشتر از یك سال است كه بیكار است. آنها در شهرزیبا زندگی میكنند و مدتهاست تامین مخارج زندگی به عهده مونا است كه به طور میانگین 200 هزار تومان در ماه از این طریق به دست میآورد.
او ترجیح میدهد به جای كار كردن در خانه باشد و وقتش را صرف تربیت درست كودكانش بكند و به جای او همسرش كار مناسبی داشته باشد. نداشتن خرجی و گرانی موجب شده تا مونا از این قطار به آن قطار برود و گل سر و كلیپس و گیره مو بفروشد. البته تا به حال چند بار هم ماموران مترو تمام وسایلش را گرفتهاند و این موضوع باعث ترس او هنگام دیدن مامور مترو میشود.
مونا در روز پنج ساعت كار میكند و میگوید: «جنسهایم را نقد میخرم و آن مقدار جنس برمیدارم كه پول دارم. دوست ندارم جنس قسطی بخرم. او روزهای اول كارش گاهی آنقدر از نگاه مردم خجالت میكشیده كه چیزی نفروخته و از مترو خارج شده.»
100 تومان حقوق ارزش جانكندن ندارد
نسیم 43 ساله، فوقدیپلم ادبیات در یك اتاق كوچك در خیابان سبلان با دو پسرش زندگی میكنند. به دلیل بیكاری و اعتیاد از همسرش جدا شده و در مترو گوشواره و دستبند و زینتآلات میفروشد. در ماه به طور متوسط 150 هزار تومان سود میكند تا مخارج خانواده سه نفره را تامین كند. البته بیشتر دوست دارد شرایطی باشد كه مجبور نباشد كار كند. دو پسر 17 و 19 سالهاش ترك تحصیل كردهاند آنها عقیده دارند ماهی 100 هزار تومان حقوق ارزش جان كندن ندارد.
نسیم میگوید: «بدی این كار این است كه چون كسی مجبورم نمیكند بیایم سر كار،تنبلی میكنم و نمیآیم تا پولم تمام میشود و باز مجبور میشوم بیایم.» او بعضی مواقع از ترس مامورهای مترو وسایلش را در واگنها جا میگذارد یا دست مسافران میدهد و یادش میرود پس بگیرد. روزهایی كه سر كار میآید سه یا چهار ساعت كار میكند. از اول كه كارش را در واگنهای مترو شروع كرده مسافران را دوست داشته اما اوایل گاهی هم خجالت میكشیده.
الان با تمام مسافرانی كه از او خرید میكنند دوست میشود و با تمامشان بسیار مهربان برخورد میكند.
نسیم میگوید: «من الان فقط با حمایت برادرهایم كار میكنم. اگر آنها نبودند نمیتوانستم ادامه دهم.»
اگر خانه داشتم دستفروشی نمیكردم
پوران 53 ساله و مستاجر. دو فرزند دختر دارد هر دو دانشجو هستند. همسرش جانباز و اسیری بوده كه چند سالی است شهید شده. در ماه 340هزار تومان از ارتش پول میگیرد و 200هزار تومان هم از كار در مترو عایدش میشود. او كار میكند تا فرزندانش در رفاه و آسایش زندگی كنند و كمبودی نداشته باشند.
میگوید: «اگر خانه و حقوق كافی داشتم هیچ وقت كار نمیكردم.» چندین بار در واگنهای شلوغ مترو كیفش را دزد زده، چند بار هم ماموران وسایلش را گرفتهاند.
او از ماموران میترسد و اینطور ادامه میدهد: «در طول این مدت كه كار میكنم 2 بار از دلهره اینكه مامور وسایلم را بگیرد زیر سرم رفتهام.» در ضمن او معتقد است برخورد مردم در مترو بسیار صمیمانه است و آنها خوشحالند كه میتوانند اجناس مورد نیازشان را در مسیر رفت و آمدشان در مترو تهیه كنند.
پوران در روز چهار ساعت، بعدازظهرها كار میكند. جنس را قسطی نمیخرد و به قول خودش پایش را از گلیمش دراز نمیكند مبادا قسطی بخرد و بعد نتواند پول كافی فراهم كند، آن وقت آبرویش در خطر است.
فرشته 45 سال دارد. دیپلم قدیم و ساكن میدان خراسان. دو فرزند پسر دارد و از همسرش به دلیل اعتیاد جدا شده است. در ماه بین 400 تا 500 هزار تومان از فروش لباسهای زنانه در مترو عایدش میشود كه خرج تحصیل فرزندانش و مایحتاج زندگیشان میشود.
او به كارش عادت كرده و وابسته شده. در عین حال راضیتر بود اگر برای كار كردن اجباری نداشت. مسئلهای كه ناراحتش میكند برخورد رعبانگیز ماموران و خشونت آنهاست. فرشته چند بار توسط ماموران مترو گیر افتاده. او را به پلیس مترو تحویل دادهاند، از آنجا به كلانتری نزدیك ایستگاه مترو منتقل شده و تعهد داده. وسایلش هم به شهرداری منطقه مربوطه فرستادهاند. او در این مدت تا بازپسگرفتن اجناس بیكار بوده.
به تازگی هم پلیس مترو ماموران خانم به واگنها میفرستد جهت شناسایی و دستگیری دستفروشها. «تمام این اقدامات نمیتواند ما را از كاری كه میكنیم منصرف كند، زیرا ما راه دیگری برای كسب مخارج خود نداریم.» اینها را فرشته میگوید، سپس ادامه میدهد: «الان به بركت این كار از زندگیم راضی هستم. نسبت به وضعیت سابقم به نظر خودم حالا پادشاهی میكنم.»
او از نگاه و برخورد مسافران ناراحت نمیشود، زیرا اگر این كار نبود باید در خانه غریبهها مستخدمی میكرد. اما حالا چه اشكالی دارد مسافران آن طوری كه دوست دارند راجع به او و كارش فكر كنند.
فرشته قبل از این در باشگاهها و آرایشگاههای زنانه اجناسش را میفروخته كه اصلا سود خوبی نداشته. او این روزها تقریبا هشت ساعت كار میكند.

زنان , دست
فروش ,
دانشجویان بسیجی : پوشش دختران دانشجو ما را تحریک کرده است 8 دانشجوي دختر دانشگاه صنعتي شيراز از سوي كميته انضباطي دانشگاه صنعتي شيراز به اتهام بدحجابي در محيط دانشگاه به يك ترم محروميت از تحصيل محكوم شدهاند.

بسیجی , نوکر , برده حلقه بگوش , وطن
فروش , جمهوری اسلامی ,
جنده، جاکش... ج. اسلامی (گفتگویی که نباید منتشر شود)گفتگویی انجام میشود، امّا اجازهی انتشار آن را از مصاحبه شونده سلب میکنند. به زبان ساده او را تهدید میکنند، آن هم در قلب اروپا. فشردهای از مصاحبه را خواهم نوشت، و سپس توضیح میدهم که چرا انتشار یک گفتگو در جامعهی ایرانی خارج کشور میتواند عواقب خطرناکی برای مصاحبه شونده داشته باشد.
بهار سال گذشته با تعدادی پناهجوی ایرانی آشنا میشوم. ارتباط با دو تن از آنها ادامه پیدا میکند. یکی، زن جوانیست که یک سال و نیم گذشته را در انگلستان بهطور «غیرقانونی» زندگی کرده است. در یکی از تماسهای تلفنی میگوید که از راه تنفروشی امرار معاش میکند. در یکی از ملاقاتهای حضوری میگوید که از کارش متنفر است و از روی جبر به آن روی آورده، با کمک دوستان و تلاش خود وی کاری برایش فراهم میشود، و محیط جدیدی که در آن احساس امنیت کند. با این حال تا ماهها بعد او را به حال خود نمیگذارند و مدام مزاحماش میشوند. اولین مشتری این زن جوان، که بعداً جاکش او میشود، کارگردانی اغلب آزار و اذیتها را به عهده دارد. تا اینکه در اواخر پائیز گذشته در تماس تلفنی میگوید که بالاخره از شرشان خلاص شده است.
تا اینکه اواسط اوت امسال پیام تلفنی از او دریافت میکنم، که قرار ملاقات میخواهد.
در روز ملاقات زنی را در مقابلم میبینم، که انگار او را تا به حال ندیدهام. ژولیده و به هم ریخته است، و با رنگ و رویی پریده مدام به سیگار پک میزند و به اعماق خیره میشود. آرام کنارش مینشینم و منتظر میمانم. ربع ساعتی بعد میگوید: بنویسید! حالا تغییر عقیده داده و نمیخواهد صدایش ضبظ شود. در حالی که هنوز گیج هستم و به کاغذهایم ور میروم، شروع به گفتن میکند. درد دل او که با خشم و نفرت و هق هق و فریاد همراه است، بیش از دو ساعت طول میکشد. قبل از رفتن تأکید میکند که همه چیز و همهی اسمها را باید بیکم و کاست بنویسید. و سپس با گونههای برافروخته به راه خود میرود و من میمانم با آواری که بر سرم خراب شده است.
از فشار عصبی تا دو روز قادر به روبرو شدن با دست نوشتههایم نیستم. نوشتههایی که سرگذشت 4 سال از زندگی زن جوانی را در خود جای داده است.
در دومین شبی که با مصاحبه کلنجار میروم، پیام تلفنی کوتاهی از او دریافت میکنم، که دوباره ملاقات میخواهد. ساعت 7 بعد از ظهر فردا او را در همان مکان قبلی ملاقات میکنم. این بار هم همان آدم سابق است، منتهی غرور دیدار گذشته را در او نمیبینم. اصلاً شکستهتر از گذشته مینماید. با حالتی توأم با شرم میخواهد بخشهایی از گفتگو را حذف کنم.
تهدیداش کردهاند. به او پیغام دادهاند که تو را نمیکشیم، امّا با صورت و تنات کاری میکنیم که مرد هفتاد ساله هم رغبت دیدنات را نداشته باشد.
قبل از رفتن (که تا این تاریخ از او بیخبرم) این جمله را از زبان او میشنوم: جاکشهای ایرانی اینطوری انتقام میگیرند! در ورای ادای این جمله، زنی را میبینم که برای کشتن یا کشته شدن آمادگی صد در صد دارد.

جاکش , جنده , جمهوری اسلامی , تهدید , جامعه ایرانی , شهر نو , پناهنده , تن
فروشی , مزاحمت , آزار ,
ویترین قدیمی !تصویر از دست فروشی است که در کنار خیابان جهت ارائه کالایش ( انگشترها ) از انگشتانش دستش به عنوان ویترین و گالری استفاده کرده است .این تصویر آنالوگ است و از نگاتیو اسکن شده است .مستند. مشهد ( ۱۳۷۳) . عکاس احسان صباغی

انگشتر , دست ,
فروشنده , دوره گرد , ویترین ,
نتایج آخرین تحقیق صورت گرفته در تهران نشان می دهد: رشد زنان خود فروش تحصیلکرده و متاهل روسپیگری در ایران ، اگرچه هیچگاه به رسمیت شناخته نشده، اما موضوع بحث های آکادمیک و تصمیم گیرانه بسیاری بوده است. این تناقض بیش از آنکه ناشی از حساسیت ذاتی معضلی به نام تن فروشی باشد نشات گرفته از انگاره های ایدئولوژیک تصمیم سازانی است که در معادل سازی های ذهنی خود تن فروشی را نشانه ای از ناکارآمدی حکومت دانسته و ناگزیر چاره را در انکار جستجو می کنند.
در مقابل اما کسانی قرار دارند که از این معضل به عنوان یک مسئله مبتلا به جهان یاد کرده و با توجه به رشد سریع آن در جوامع در حال توسعه از جمله ایران خواهان به رسمیت شناختن این پدیده در راستای حل آن و برنامه ریزی های کلان برای آن هستند. در مورد تن فروشی در ایران تا به امروز کمتر از انگشتان یک دست پژوهش میدانی صورت گرفته است که به زعم کارشناسان مهمترین دلایل آن عبارتند از، دشواری تحقیق در این موضوع به دلیل ویژگی های خاص این حرفه و دوم، تمایل نداشتن نهادهای حکومتی برای طرح و یا حمایت از چنین موضوعاتی.
اما با این وجود اخیرا سعید مدنی یکی از صاحب نظران عرصه مسائل اجتماعی ایران با اتمام یک تحقیق میدانی گسترده تغیرات گسترده ای را در بین جامعه تن فروشان شهر تهران چه از باب جمعیت و چه سن و ویژگی های اجتماعی و فرهنگی نشان داد که در همین رابطه گفتگوی زیر را با این پژوهشگر می خوانید.

نتایج , تحقیق , تهران , زنان خود
فروش , تحصیلکرده , متاهل ,
قل سوم محمود پسته فروش از آب در اومد! ......................... فیلمشباهت یک پسته فروش به احمدی نژاد!

شباهت , احمدی نژاد , پسته
فروش ,
مرگ بنزین فروش / وبلاگ بلوچ
چند روز قبل مأمورین انتظامی در نزدیکی زاهدان به طرف وانتی که بنزین فروشی میکرده رگبار میگشایند و در نتیجه باعث قتل جوانک بنزین فروش میشوند. حالا یک عده زانوی غم در بغل گرفتهاند که چرا زندگیها در این استان به حکم تیر بسته است. این آقایان معتقدند مأمورین باید به لاستیکها شلیک کنند! مگر لاستیکهای بدبخت بنزین فروشی میکردهاند؟ مأمورین ما در ماه مبارک رمضان آنهم در یک کشور اسلامی آنهم در یک منطقهی سنی نشین بزنند چهار تا لاستیک گران قیمت را داغان کنند که چه بشود؟ بعد آن ماشین که صد البته مصادره خواهد شد به چه درد میخورد؟ اصولاً وانت یک بنزین فروش چند میارزد که بخواهی لاستیکهای نازنینش را تیکه پاره کنی؟ حالا این چیزی نیست بعضی ها میگویند مأمورین باید طوری تیر بیندازند که مجرم زخمی بشود و نتواند فرار کند! خوب دستگیر که شد با آن دمپاییهای پاره و چهار تا پیت بنزین جناب سرهنگ چکارش بکند؟ مملکت ما در حال جنگ است. این قاچاقچیان باید بدانند خلاف قانون رفتند صاف سرشان را هدف قرار میدهیم. مگر کسی هم هست که تخممان را بخورد یا بکشد؟

بنزین
فروشی , تیراندازی ,
کشاندن یک ملت به لبه پرتگاهی سهمگینروزی که گزارش NIE منتشر شد من درمقاله ای نوشتم: "با توجه به این شرایط، با قطع امید نئوکان ها از استفاده از برگ هسته ای برای حمله و تغییر رژیم در ایران آنان بی شک به دنبال "طرح ب" (Plan B) خواهند رفت.برژینسکی چنین گفت: "یک سناریوی پذیرفتنی برای ایجاد برخورد نظامی با ایران عبارت است از متهم کردن ایران به عنوان عامل شکست آمریکا در عراق و سپس با توسل به یک اقدام تحریک آمیز در عراق و یا یک اقدام تروریستی در خاک آمریکا، ایران را در مظان اتهام قرار داده و عملیات نظامی 'تدافعی' (آن چنانکه حکومت آمریکا از آن یاد خواهد کرد) علیه ایران آغاز گردد."

آمریکا , ایران , جنگ , جنگ طلبی , وطن
فروشی , خیانت , سلطه , تروریسم , خاورمیانه , نفت , برژینسکی , شهیربلاگ ,
آقای دادستان در پایان راه با مستندات زاکانی معلوم شد پرونده های فروش سئوالات کنکور بدون توجیه حقوقی خاصی به یک نفر ختم شده است: آقای دادستان!
بیانیه اهانت آمیز سعید مرتضوی دادستان تهران ، که در آن دکتر علیرضا زاکانی نماینده مردم تهران با سخیف ترین ادبیات مورد هجمه قرار گرفته است ، بیش از آنکه نشان دهنده عصبانیت آقای دادستان باشد از به پایان خط رسیدن لجنه خاصی در پیکره قوه قضائیه حکایت دارد که در چند سال اخیر تلاش می کردند تا حیثیت این قوه گرانسنگ نظام را قربانی ارتباطات خاص خود با دانشگاه آزاد و مدیریت حاکم بر آن کند.بعد از آنکه نمایندگان ملت در مجلس هفتم طرح تحقیق و تفحص از نظام آموزش عالی کشور را تصویب کردند ، دکتر علیرضا زاکانی در راس کمیته تحقیق و تفحص قرار گرفت و بی هیچ ملاحظه ای روند کار را آغاز نمود تا نابسامانی های سیستم آموزش عالی کشور روشن شود.اما در این مسیر ، مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی که طی ربع قرن بواسطه حمایت های ویژه از جانب برخی چهره های سیاسی قدرتمند هیچ گاه پرونده عملکرد خود را به صورت شفاف در معرض قضاوت نهادهای داور قرار نداده بود با گاردی بسته در مقابل هیات تحقیق و تفحص ظاهر شد و به انحاء مختلف تلاش کرد تا از زیر ذره بین نظارت بگریزد.
فروش سوالات کنکور , کنکور , دانشگاه آزاد , دادستان , قاضی مرتضوی , علیرضا زاکانی , سعید مرتضوی , فساد ,
تن فروشی با عروسکی در بغل دختربچه های سياه پوست که به سختی می توان نوجوان ناميدشان، به جای عروسک بازی وپشت ميز مدرسه نشستن، در مناطق مدرن شهر به دنبال مشتري اند تا با عرضه تن کوچکشان علاوه برنان خود، نان خواهر و برادر کوچکتر وگاه مادر از کار افتاده اشان را نيز در بياورند. هر جا که فقر خانه شومش را بر پا سازد تن فروشی دختر بچه ها، فارغ از هر رنگ و نژادی عادی جلوه می کند فرقی هم نمی کند کجای دنيا باشد.کم نيستند مردانی که در شب راه بر روسپيان می بندند و پول آنها را به زور و گاه با تهديد می ربايند. کم نيستند مردانی که بعد از همخوابگی با تن فروشان به عوض پرداخت پول، چاقو بر گلوی زنان می گذارند و يا آنان را زير مشت و لگد خود می گيرند .بعد از تمام شدن کارشان راه خود می گيرند و می روند

تن
فروشی ,
تصویر: تنبیه گرانفروش به نصب پارچه بر سر در مغازهبدون شرح!

گران
فروش , مغازه ,
عجیب ولی واقعی ؛ رانت 700 ميليارد توماني بابت فروش مواد اوليه محصولات پتروشيمي!!!
رئيس كار گروه مبارزه با مفاسد اقتصادي مجلس هفتم گفت: رسيدگي به پرونده رانت 700 ميليارد توماني ايجاد شده براي سال 1384 و چهار ماهه اول سال 1385 بابت فروش مواد اوليه محصولات پتروشيمي به نتيجه رسيد.
بيشترين پروندههاي مفاسد اقتصادي مربوط به بانكها و كمترين آن را مربوط به حوزه قضايي و امنيتي است و از مجموع بيش از 50 پرونده مفاسد اقتصادي، 24 پرونده مربوط به تخلفات بانكها ، 13 پرونده مربوط به تخلفات حوزه زمين، 18 پرونده مربوط به حوزه صنايع، 11 پرونده مربوط به نفت و گاز و پتروشيمي، 7 مورد مربوط به حوزه فرهنگي واجتماعي و 4 پرونده مربوط به حوزه قضايي و امنيتي است.
از ابتداي تشكيل مجلس هفتم تاكنون شكايات زيادي به اين كميسيون واصل شده است اما آنچه كه به عنوان پروندههاي مفاسد اقتصادي در دستور كار وجود دارد همان 50 پروندهاي است كه اشاره شد.

ایران , رانت , 700 ميليارد توماني ,
فروش مواد اوليه محصولات پتروشيمي ,
عکس زير نمونه اي از فروش زنان شرافتمند ايراني است که به دست مسالمانان عرب در بازارهاي برده فروشي فروخته ميشدند(برداشته از موزه لوور پاريس)عکس زير نمونه اي از فروش زنان شرافتمند ايراني است که به دست مسالمانان عرب در بازارهاي برده فروشي فروخته ميشدند(برداشته از موزه لوور پاريس)

عکس زير نمونه اي از
فروش زنان شرافتمند ايراني است که به دست مسالمانان عرب در بازارهاي برده
فروشي فروخته ميشدند(برداشته از موزه لوور پاريس) ,
تجارت پرسود مواد مخدر در زندانها
فعالان حقوق بشر در ايران : یکی از افتخاراتی که معمولاً و در سطح بین المللی و کشور در مورد آن صحبت میشود ، مبارزه با سوداگران مرگ یا همان بازرگانان مواد مخدر است ، مبارزه ای که تنها با شعار و حرف به نتیجه نمیرسد ، بلکه رو به رو شدن با این معضل بزرگ اجتماعی ، مبارزه ای جدی و عملی میطلبد . زیرا اگر سری به زندانها بزنید آمار بالای مصرف مواد مخدر و معتادان را بنگرید پی خواهید برد که سیستم قضائی و انتظامی در زندانها در حالی که توانایی حفظ و کنترل دروازه 5 متری زندانی مثل زندان رجایی شهر را ندارند چگونه میتوانند هزاران کیلومتر مرز را کنترل کنند . مواد مخدری که روزانه مرتباً وارد زندان میشود و
قیمت مواد مخدر که فروشندگان آن مرتباً با صدای بلند قیمت آن را هر روز صبح فریاد میزنند اینگونه است :
1- کراک هر گرم 80 هزارتومان
2- تریاک هر گرم 20 هزارتومان
3- شیشه هر گرم 300 هزارتومان
4- هروئین هر گرم 60 هزار تومان
5- کوکائین هر گرم از 300 تا 400 هزارتومان
6- حشیش هر گرم 15 هزارتومان
7- قرص لوراسپام هر ورق 10 هزارتومان
8- قرص کلوناسپام هر ورق 10 هزارتومان
وحشتناک تر از همه اینکه قرصی مانند "هیوسینگ" مانند هروئین مصرف میشود که اثرات توهم زائی و مخرب فراوانی دارد ، شماره حساب فروشندگان مواد مخدر کنار تلفنهای زندان نوشته شده است .از بیرون پول به حساب فروشندگان واریز میشود که ماهیانه در زندان میلیونها تومان درآمد دارند.
لازم به توضیح است مواد مخدر که به طور عادی چندین برابر قیمت بیرون از زندان هست در مواقع بازار سیاه که آنهم بعضاً تصنعی ایجاد میگردد تا 8 و 10 برابر قیمت نیز به فروش میرسد .
همچنین جوانان و نوجوانان کم سن و سال در زندان برای تهیه مواد مخدر مجبور به خودفروشی میشوند که از آنها نیز بیشتر به عنوان کالا ، سند ، پول و یا هر چیز دیگری که در نظر بگیرید استفاده میشود .

زندان , موادمخدر , خود
فروشی ,
فروش دختر بچه های ایرانی در دبی؟! آیا واقعا ممکن است؟!لعنت بر رژیم آخوندی

ایران ,
فروش , دختر بچه های ایرانی , دبی , رژیم آخوندی ,
نظام جمهوری اسلامی عامل بالا رفتن آمار تنفروشی در ایران اسلام و قوانین شریعت خود یکی از عوا مل دامن زدن به این وضعیت هستند. نمیشود با قوانین متحجر 1400 پیش جامعه انسانی امروز را سازمان داد. قوانین ویژه خانواده مثل چند همسری ، صیغه، حق طلاق، حضانت کودکان، حقوق زنان ، بیکار عظیم در میان زنان ، همه و همه عوامل اصلی ایجاد تضاد در جامعه ایران هستند. ناهنچاری های مختلف را بوجود میاورد . این نکته را هم نباید فراموش کنیم که چامعه بشری بیش از هر وقت دیگری به هم نزدیک شده است.ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. مردم در ایران هم؛ خواستشان و توقعاتشان از خود و از زندگیشان تغییر کرده است. در چنین اوضاعی است که میتوان دید چگونه اسلام بعنوان ایدئولوژی حاکم بر جمهوری اسلامی نه تنها عامل اصلی بوجود آموردن این اوضاع است بلکه به مانع اصلی تغییرات هم تبدیل شده است. تغییر این تصویر تنها با کنار زدن جمهوری اسلامی ممکن است. تامین یک زندگی انسانی در ایران تنها با برقراری یک جامعه برابر و آزاد متکی بر اراده بشر امکان پذیر است.

نظام جمهوری اسلامی , عامل , بالا رفتن , آمار , تن
فروشی , ایران ,
علت قطع برق : بدهی 2100 میلیارد تومانی دولت به پیمانکاران ؛ پول فروش نفت کجا هزینه میشود؟! علت خاموشي هاي برق را بدهي کلان دولت به پيمانکاران احداث نيروگاه هاي برق اعلام کرده اند. دولت رقم کل اين بدهي را 1700 ميليارد تومان مي داند، اما پيمانکاران اين رقم را 2100 ميليارد تومان اعلام مي کنند. با وجود خاموشي 50 درصدي معابر، احتمال کاهش ساعات کار اصناف، ابلاغ جداول خاموشي شهرهاي کشور از اول تيرماه، کاهش ساعات کار کارخانجات و جلو انداختن تعطيلات تابستاني يا تعميرات دوره يي ضروري به دو ماه تير و مرداد، باز هم کمبود برق کشور حدود پنج هزار مگاوات تخمين زده مي شود.

ایران , علت قطع برق , بدهی 2100 میلیارد تومانی , دولت , پیمانکاران , پول
فروش نفت ,
افزایش شصت درصدی قیمت مرغ گرم/ مرغ سر کوچه ما کیلویی دو هزار و هفتصد تومان
سالی که نکوست از بهارش پیداست، این هم از سال نوآوری و شکوفایی، لابد نوآوری در روش های سرکیسه کردن خلق الله
شبی عیدی ما مرغ رو گرفتیم کیلویی هزار و ششصد تومان، دیشب که رفتم بگیرم شده بود کیلویی دو هزار و هفتصد تومان، با خودم گفتم لابد این مرغ فروشی سر کوچه ما به خاطر این که کمی پرته خواسته سوءاستفاده بکنه و گرونتر مرغ هاش رو بفروشه اما هر جا که رفتم و قیمت کردم همین قیمت بود.
آخه انصاف هم خوب چیزیه، چه خبره بابا، هزار و صد تومان افزایش قیمت در هر کیلو مرغ اون هم ظرف مدت سیزده روز؟
این فرآورده گوشتی هم رسما از امروز از سر سفره های ما رفت، خدایا خودت به خیر کن فکر می کنم تا آخر سال مجبوریم توی جوی آب دنبال موش بگردیم.

مرغ گرم , مرغ , مرغ
فروشی , گرانی , افزایش قیمت ,
رشد زنان خود فروش تحصیلکرده و متاهل در ایرانكانون زنان ايراني- مهدي افروزمنش: روسپیگری در ایران ، اگرچه هیچگاه به رسمیت شناخته نشده، اما موضوع بحث های آکادمیک و تصمیم گیرانه بسیاری بوده است. این تناقض بیش از آنکه ناشی از حساسیت ذاتی معضلی به نام تن فروشی باشد نشات گرفته از انگاره های ایدئولوژیک تصمیم سازانی است که در معادل سازی های ذهنی خود تن فروشی را نشانه ای از ناکارآمدی حکومت دانسته و ناگزیر چاره را در انکار جستجو می کنند.
در مقابل اما کسانی قرار دارند که از این معضل به عنوان یک مسئله مبتلا به جهان یاد کرده و با توجه به رشد سریع آن در جوامع در حال توسعه از جمله ایران خواهان به رسمیت شناختن این پدیده در راستای حل آن و برنامه ریزی های کلان برای آن هستند. در مورد تن فروشی در ایران تا به امروز کمتر از انگشتان یک دست پژوهش میدانی صورت گرفته است که به زعم کارشناسان مهمترین دلایل آن عبارتند از، دشواری تحقیق در این موضوع به دلیل ویژگی های خاص این حرفه و دوم، تمایل نداشتن نهادهای حکومتی برای طرح و یا حمایت از چنین موضوعاتی.
اما با این وجود اخیرا سعید مدنی یکی از صاحب نظران عرصه مسائل اجتماعی ایران با اتمام یک تحقیق میدانی گسترده تغیرات گسترده ای را در بین جامعه تن فروشان شهر تهران چه از باب جمعیت و چه سن و ویژگی های اجتماعی و فرهنگی نشان داد که در همین رابطه گفتگوی زیر را با این پژوهشگر می خوانید.
در اوج حساسیت و تابو سازی پیرامون مسائل جنسی در کشور تحقیق در مورد روسپیگری خیلی جسورانه به نظر می رسد؟
البته قطعا پژوهش در اين زمينه خصوصا برای يک محقق مرد بسيار دشوار است .به علاوه با توجه به جرم بودن تن فروشی مطالعه در مورد اين جمعيت پنهان کار را دشوارتر هم می کند. می دانيد زنی که به جرم تن فروشی بازداشت می شود مجازاتی معادل دو ماه حبس تا سنگسار و قتل در انتظار اوست .پس متقاعد سازی اين زنان برای همکاری با يک پژوهش و جلب اعتماد آنها درست مثل مطالعه در باره معتادان در خيابان بيست سال پيش است. البته همين گرفتاری در مورد ارائه خدمات بهداشتی به اين زنان هم وجود دارد.اما اجازه دهيد اين گفت و گو را بايک اصلاح و تذکر آغاز کنيم و آن عدم کاربرد کلمه روسپی در مورد اين زنان است. در واقع اين کلمه واجد بار معنايي منفی برای اين زنان است که اخلاق پژوهش حکم می کند از کاربرد آن خودداری کنيم .شايد کلمه تن فروش اصطلاح مناسب تری باشد ،اگرچه در سطح جهانی و خصوصا در ادبيات پژوهشی از کلمه کارگر جنسی (Sex Worker) استفاده می شود که بنده شخصا با آن موافق نيستم زيرا بکارگيری آن مستلزم قائل شدن مشروعيت برای اين روش کسب درآمد است که پايه نظری آن ليبراليسم و ليبرتاريانيسم (Libertarianism)است
به همین خاطر است که کمتر مستندی در این حوزه در اختیار داریم، آنقدر که هنوز بهترین پژوهش در این حوزه مربوط به سال 1347 است؟
البته تحقیقات آقای توريکیان در سال 1357 وآقای دکتر صديق سروستانی در سال 1372 را نبايد ناديده گرفت . مطالعه سرکار خانم دکتر فرمانفرمائيان هنوز پس از 40 سال آموزه های خوبی در اختيار پژو هشگران قرار می دهد.
شاید به این خاطر است که تحقیقات بعد از انقلات بیشتر متمرکز روی نمونه های حاضر در زندان ها یا مراکز حمایتی بود که بالطبع نتایج آنها نیز مغایرت هایی با واقعیت داشت؟
به همین دلیل است که تحقیفق خانم دکتر فرمانفرمائيان یکی از برجسته ترین پژوهش های اجتماعی در ایران به شمار می آید. تحقیقی جامع که به صورت همزمان موارد بسیاری اعم از الگوهی تن فروشی، ویژگی های فردی و چگونگی روش کار و .... را مورد تجزیه و تحلیل قرار دارد . با اهمیت تر اینکه این مطالعه در مورد زنان تن فروش آزاد و در حال فعالیت انجام شد. پس از انقلات تا سالها برای مطالعه در اين مورد محدوديت بسيار وجود داشت و به همين دليل جامعه آماری چند پژوهش ديگر انجام شده منحصرا زنانی بودند که بازداشت شده و در زندان يا مراکز بهزيستی نگهداری می شدند.
ظاهرا هنوز اين محدوديتها پابرجاست و متاسفانه همچنان در ذهن مدیران ما ارتباط تناتنگی بین اثبات هر معضل اجتماعی و ضعف سیاسی حکومتی برقرار می شود؟
خوب نبايد منکر اين شد که ارزيابی وضعيت اجتماعی می تواند ملاکی برای ارزيابی عملکرد حاکميت باشد. اشتباه دولت ها در اين است که تصور می کنند همه ماموريت آنها پنهان نگه داشتن و نفی وجود اين مسايل است. البته حساسيت ها خصوصا تا قبل از استقرار دولت نهم کم تر شده بود. اما به دليل همين محدوديت ها پس از انقلاب اولين پژوهش جدی در سال 1372 به سفارش نیروی انتظامی توسط آقای دکتر صديق کلید خورد و سپس با انجام دو تحقیق در سال 1384 وارد فصل تازه ای شد.
با این دو پژوهش عملا وارد مرحله ای شدیم که در سال 1347 یکبار تجربه شده بود. بررسی روی زنان تنفروش خارج از زندان و مراکز حمایتی. اما گذشته از این همواره این ابهام را داشته ام که چرا تمامی تحقیقات ما متمرکز روی تهران است و گمان نمی کنم به غیر از دو پژوهش شیراز و تبریز ما کار مشابه دیگری در کشور داشته باشیم؟
تا حدود زیادی این روند منطقی است به هر حال اینجا بزرگترین شهر کشور است، بالاترین نرخ جمعیت را داشته و به نوعی مقصد بسیاری از سفرهاست.ضمن اینکه در نظر داشته باشید تحقیق در زمینه جمعیت های پنهان که فعالیت شان به دلایل مختلف جرم تلقی شده یا مذموم است تا حدودی در شهر های کوچک بسيار دشوار است. به خصوص اگر مطالعه بر شناخت وضعيت زنان تن فروش آزاد باشد.
اما با این وجود به نتایج بسیار جالبی دست یافتید که با توجه به نتایج پژوهش سال 1347 سند معتبری است برای سنجش کارایی سیاست های اجتماعی کشور در 40 سال گذشته ؟
واقعیت این است که مطالعات پیرامون تن فروشی در ایران و نتایج آن را از زوایای مختلفی می توان مورد بررسی قرار داد. اما با این وجود باز هم تغییرات به وجود آمده از سال 47 تا به امروز برای خود من هم جالب توجه بود. ویژگی های فردی و خانوادگی این زنان تفاوت های چشمگیری با گذشته پیدا کرده است. میانگین سنی شان کاهش یافته و گروه های جوانتری وارد این حرفه شده اند. در سال 1347 یافته ها از میانگین سنی 31 سال زنان روسپی خبر می داد اما در سال 1387 ما به میانگین 27-26 سال دست پیدا کردیم.
سن شروع چه سالی است ؟
میانگین مدت تن فروشی در تهران 5 سال است که با این حساب باید از ميانگين سن شروع 22 -21 سالگی برای شروع سخن گفت.
پیش از این سنین پایین تری عنوان نمی شد؟
بله اما توجه داشته باشید که این سنین داده تحقیقاتی بود که نمونه هایشان از مراکز بهزیستی یود. معمولا زنان یا دخترانی به مراکز بهزیستی منتفل می شوند که برای اولین بار بازداشت شده باشند و از آنجا که امکان ندارد کسی سالها در این حرفه باشد و بازداشت نشود معمولا دختران جوانی را به مراکز بهزیستی می برند که سن های پایینی دارند بنابراین میانگین سنی نیز در این شرایط پایین تر ارزيابی می شود. البته فراموش نکنيد که ما از ميانگين سن شروع صحبت می کنيم بنابراين گروههايي از دختران سنين پايين تر هم حتما در گروه زنان تن فروش قرار دارند.
در همایش آسیب های اجتماعی ، از رواج روسپیگری متاهلان نیز به عنوان یک چالش نام برده شد آیا تاییدیه بر این نکته در دست داریم؟
در واقع می توان گفت برخلاف دهه 40 که عمده زنان تنفروش کسانی بودند که پس از شکست در ازدواج به این حرفه کشیده می شدند ، در حال حاضر با حضور نسبت قابل توجه دختران مجرد و زنان متاهل دربين زنان تن فروش مواجه هستیم.
برای ورود دختران مجرد به این عرصه تا حدودی توجیهاتی وجود دارد اما برای زنان متاهل آن هم با اطلاع و همکاری همسر موضوع پیچیده و البته دردناک می شود. آنها برای چه به این عرصه وارد می شود آن هم به این روش؟
خوب همان طور که شما هم اشاره کرديد موضوع هم پيچيده و هم در دناک است. اين پديده که در گذشته هم به ندرت گزارش شده از يک الگوی واحد تبعيت نمی کند. از يک سو گروههای مختلفی از شوهران در ميان اين خانواده ها قرار دارند .مثلا يک گروه مردان معتاد هستند که برای تامين هزينه مواد مصرفی شان ابتدا زنان خود را معتاد و سپس آنها را وادار به تن فروشی می کنند.اما دسته ديگر هم مردانی هستند که در آمد کافی برای تامين هزينه زندگی ندارند به همين دليل هم زنان آنان در مواردی با اطلاع آنان و در مواردی بدون اطلاع آنها اقدام به تن فروشی می کنند. اما آيا به نظر شما اين رفتار خيلی زشت تر از الگوی ازدواج با فاصله سنی بيش از 20 سال بين زوجين برای دست يابی به زندگی و درآمد بيشتر است؟
آیا افزایش آمار مربوط به تن فروشی متاهلی می تواند ارتباطی با افزایش طلاق های جنسی در کشور داشته باشد. به عبارتی وقتی نتایج از کمرنگ شدن عامل اقتصادی یا مهاجرتی « نیازهای اولیه» برای ورود دختران به این حرفه خبر می دهد می توانیم به همان میزان از اهمیت یافتن انگیزه ها یا نیازه های ثانویه در زنان برای ورود به این عرصه سخن بگوییم ؟
ببينيد ،فراموش نکنيد که بنا بر تعريف تن فروشی(Prostitution) عبارت است از عرضه خدمات جنسی بدون رعايت ضوابط و موازين قانونی يا شرعی در قبال دريافت پول يا کالا. بنابراين انگيزه تن فروشی فقط و فقط کسب در امد است و نه لذت جنسی .اتفاقا زنان تن فروش از اين روابط نه تنها لذت نمی برند بلکه اغلب از آن تنفر هم دارند.بنا براين در تن فروشی هميشه انگيزه اقتصادی است ،حال يا برای رهايي از فقر و گرسنگی خود و خانواده يا دست يابی به زندگی بهتر. آنچه نبايد با اين مفهوم خلط شود بی مبالاتی جنسی(Promiscuity) است.يعنی داشتن شرکای جنسی متعدد برای کسب لذت .بنا براين وقتی از نياز های اوليه و ثانويه به عنوان انگيزه تن فروشی صحبت می کنيم منظور به طور مشخص باز هم نياز های مادی است . نيازهای اوليه اشاره دارد به گروهی که برای رهايي از فقر مطلق تن فروشی می کنند و نياز های ثانويه تاکيد دارد بر زنان و دخترانی که برای فرار از فقر نسبی و کاهش فاصله زندگی خود با ديگر زنان و دخترانی که زندگی بهتری نسبت به آنها دارند ، اقدام به اين کار می کنند .يکی در شرايط اضطرار قرار دارد و ديگری نه.
در سال 1347 خانم فرمانفرمائيان اشاره دارد که 90 درصد زنان تن فروش بی سواد و یا کم سواد هستند؟
همان طور که گفتم الگوی تن فروشی در حال حاضر در مقايسه با گذشته به شدت تغيير کرده ، در واقع اين تغيير شامل حال همه مشکلات اجتماعی می شود.در مورد ترکيب سنی زنان تن فروش هم اکنون وضعيت کاملا تغيير کرده است، بيش از 90 درصد زنان تن فروش در حال حاضر با سواد هستند و ما با زنانی مواجه شدیم که از تحصیلات دانشگاهی نیز برخوردار بودند، حتی بالاتر از کارشناسی هم در میان ایشان بود.جالب اینکه این جابجایی سرعت بالایی هم داشته والبته هم راستا با تغییرات سواد در سطح کلی جامعه است. نکته دیگری که جای تامل دارد این است که حدود 70 درصد زنان مورد بررسی در این پژوهش یا در تهران متولد شده اند و یا اینکه مدت زیادی است که در تهران زندگی می کنند. این روند نیز تقریبا عکس نتایج سال 1347 و پزوهش خانم فرمانفرما است در آن دوره اکثريت زنان تن فروش کسانی بودند که به تهران مهاجرت کرده بودند.
این نتایج نشانگر حضور عامل آگاهی در ورود به این حرفه است، به عبارتی متاسفانه دختران ما با آگاهی دست کم نسبی این حرفه آن را انتخاب می کنند و از همین رو باید اعتبار افسانه های دختری مهاجر، فقیر و بی سواد را که از سر ناچاری و ناآگاهی به تن فروشی روی می آورد را در حد همان سریال های تلویزیونی و فیلم های فارسی بدانیم ، درست است؟
نه تنها این افسانه ها را بلکه این تصور را که عمده این افراد از اختلالات روانی یا شخصیتی رنح می برند.البته هنوز هم مواردی از الگوهای سابق ملاحظه می شود. هنوز تن فروشی در اغلب موارد تنها راه کسب در آمد در برابر زنان و دختران نيازمند است. با تشديد بحران اشتغال و افزايش نرخ بيکاری خصوصا برای زنان اين شرايط باز هم وضعيت دشوار تری را پيش روی زنان قرار می دهد. ظاهرا سياست های دولت هم به سمت تسهيل اين روند است .مثلا همين لايحه خانواده زمينه ساز تن فروشی رسمی و قانونی است .
در برخی از پزوهش ها، اشاره شده که این دسته زنان در گروه های دارای IQ پایئن طبقه بندی می شوند؟
شواهد زيادی برخلاف اين يافته وجود دارد ، در هر حال وجود برخی زنان با بهره هوشی پايين به معنای وجود یا شیوع اختلالات روانی در بین این زنان نیست. مطالعه ما هم این فرضیه را تایید کرد که اختلالات شخصیتی در این گروه به هیج وجه بالاتر از میانگین جامعه نیست. البته این مسئله در مورد وضعیت خانوادگی متفاوت است . مطالعات متعددی نشان داده است که کودکان دختر که در خانواده مورد آزار جنسی قرار می گیرند در بزرگسالی تمایل بیشتری به تن فروشی پیدا می کنند. در مطالعه ما نیز 30 درصد زنان تایید کردند که در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته اند.
در یک بررسی مشابه هم 48 درصد این زنان از کمبود محبت در خانواده های خود شکایت داشتند؟
اصولا سوابق خانوادگی در گرایش به این حرفه موثر است، از جمله حضور زن تن فروش در خانواده يا حتی بين دوستان.
با فراموشی افسانه دختران مهاجری که از سرناآگاهی و فقر یا اسیر شدن در دستان یک انسان پلید به تن فروشی روی می آورند و همزمان با افزودن عنصر انتخاب که ناشی از آگاهی در بین این دختران است گمان می کنم باید انگیزه های جدیدی هم شکل گرفته باشد؟
ما متوجه شدیم بخش بزرگی از این زنان برای گریز از نابرابری تن به این کار می دهند. يعنی همان طور که گفتم از يک سو اين گروه زنان از وضع خود ناراضی هستند و از سوی ديگر راههای متعارف و قانونی برای دست يابی به يک زندگی بهتر در برابر آنان وجود ندارد.مثلا تمايل به ادامه تحصيل دارند و موفق به ورود به دانشگاههای دولتی هم نشده اند لذا برای تامين هزينه دانشگاه غير دولتی تن فروشی می کنند.البته اميدوارم هرگز چنين استنباط نشود که هر دختری در دانشگاه آزاد از اين طريق هزينه هايش را تامين می کند.
این همان عامل اقتصادی برای گریز از فقر نیست؟
خیر. این انگیزه بیش از انکه به رفع فقر نظر داشته باشد به رفع نابرابری و بی عدالتی معطوف است . در واقع چون ساختار اقتصادی- اجتماعی امکان فرصت های برابر را برای زنان و مشارکت آنها در زندگی اجتماعی فراهم نمی کند ،آنها ناچار می شوند از هر طريق ممکن راه خود شان را به سوی زندگی بهتر باز کنند، اگر چه عده ای تصور کنند که اين سراب است و راه به جايي نخواهد برد.
کمی به تحلیل جامعه شناسان چپ که ریشه های هر معضلی را نابرابری و فاصله اقتصادی می دانند نزدیک نشدیم؟
نقش فاصله طبقاتی اتفاقا در این گروه از هرگروه دیگری ملموس تر است. اصولا زنان تن فروش را به سه دسته می توان تقسیم کرد، تن فروشان جنوب شهری که بیشتر به خاطر رفع نیازهای اصلی و یا حتی تنها جایی برای خوابیدن این کار را انجام می دهند، تن فروشان بالای شهری یا به قول سيمون دوبوار زنان تن فروش متشخص که قدرت تعیین شرایط مثل میزان دستمزد و نوع مشتری را در اختیار دارند و روسپیان میانه که تقریبا حد وسط قرار دارند. حال به فاصله دو دسته اول توجه کنید، در صورتی که دسته اول ناگزیر است در هر شرایطی کار کند و حتی در برخی از روزها چندین رابطه برقرار کند، زنان تن فروش متشخص همه ابزارها را در اختیار دارند که مشتری خود را انتخاب کنند، به او بگویند چقدر هزینه کند و حتی به او بگویند نه. صریحتر بگویم. فرهنگ تن فروشی در تهران چندان تفاوتی با فرهنگ عمومی ندارد. بخشی از پروسه جمع آوری اطلاعات ما در مطالعه اخیر با ایام محرم مصادف شد و جالب اینکه در همین مدت با کاهش شدید فعالیت این زنا ن در سطح شهر مواجه بودیم. آنها در این مدت کار نمی کردند، آنهایی هم که کار می کرند می گفتند در صورت اختیار چنین کاری را نمی کردند.
باور می کنید؟
شما کمتر زنی را پیدا می کنید که از این کار لذت ببرد.
قبول دارم و حتی آمارها نشان می دهد بیش از 70 درصد این زنان پس از آغاز تن فروشی خودارضایی را نیز آغاز می کنند که نشانگر لذت نبردن از روابط متعدد خود است اما با این وجود آیا با رفع نابرابری، تن فروشی هم رفع می شود؟
رفع این عامل به این سادگی که شما می گویید میسر نیست اما گمان می کنم بخش بزرگی از مسئله برطرف شود. ارزیابی های نشان می دهد آرزوی مشترک همه این زنان خروج از این حرفه است. روزی که بتوانند از طریق ازدواج و یا برخوردار شدن از امکانات مالی مناسب تن فروشی نکنند و جالب اینکه این رویا گهگاه چنان واقعی جلوه می کند که خود مسئله ساز است.
چگونه ؟
دخترانی هستند که با وجود فعالیت در این حرفه به دلیل این رویا يعنی ازدواج و ايجاد زندگی متعارف می خواهند بکارت خود را حفظ کند. از همین رو تن به روابط جنسی نا متعارفی می دهند که احتمال ابتلا به بیماری های مقاربتی و ایدز را افزايش می دهد. . می بینید که این گروه در رفتارها و خدمات جنسی شان نیز تلاش می کنند رویای خود را محقق کنند.
به نمونه ای هم از این تحقق برخوردید؟
این فقط یک رویاست. کمتر کسی چنین شانسی می آورد.انها تنها زمانی از این حرفه خارج می شوند که دیگر نتوانند کار کنند.
مشتریان این زنان غالبا چه مردانی هست?
بايد تاکيد کنم که مطالعه در باره مشتريان بسيار دشوارتر از پژوهش در باره زنان تن فروش است ،زيرا علاوه بر مخاطرات حقوقی که متوجه آنهاست از نظر خانوادگی و اجتماعی هم حيثيت آنها در معرض تهديد قرار می گيرد. احتمالا به همين دليل هم لااقل بنده هيچ مطالعه مستقلی در باره مشتريان زنان نديده ام. اما در مطالعه ای که انجام شد از زنان تن فروش در باره ويژگيهای مشتريان خودشان سئوال شد که نتايج جالبی به دست آمد. مثلا يک خانم تن فروش 38 ساله مشتريان خودش را به شش گروه تقسيم کرد: « اول مرداني كه از طرف زنان خود تأمين (جنسی) نمي شوند.
دوم مرداني كه نيازهاي جنسي شان فراتر از عقايد همسرشان است
.سوم پسرهايي كه اول سكس بازيشان است و با دوستاني رقم خورده اند كه اين كار را تشديد ميكند.
چهارم و مهمتر از همه مرداني كه داراي پول زياد هستند و نمي دانند چطور پولشان را خرج كنند.
پنجم مرداني كه خيلي خوشگذران و رفيق باز هستند و با خانواده تفريح و حال نمي كنند.
ششم مرداني كه در مذهبي بودن فيلم بازي مي كنند و زنشان بايد طبق الگوي آنها رفتار كند، بالطبع زنانشان از مد و سكس و جامعه عقب مي مانند و مردانشان در جاي ديگر تخليه مي شوند.»
شايد اين طبقه بندی دقيق نباشد اما تصوير جامعی از مشتريان ارائه می دهد.در اين مطالعه به نظر زنان تن فروش مشتريان بيشتر در گروه سنی 30-50 سال قرار دارند يعنی ميانسالان بيش از نيمی از مشتريان را شامل می شوند ، پس از اين گروه سنی جوانان (گروه سنی 18-29سال) قرار ذارند.به گفته زنان بيش از نيمی از مشتريان متاهل هستند و اغلب تحصيلات متوسطه و عالی دارند.
نکته جالب در اين يافته ها آن بود که اغلب قضاوت اخلاقی زنان تن فروش در باره مشتريان منفی بود. در چند مورد وقتی پرسشگر به اشتباه اصطلاح روسپی را در سئوال بکار برده بود آنها معترض شده بودند که اين نسبت شايسته مشتريان ما خصوصا متاهلين است.

زنان خود
فروش ,
تشديد مجازات خريد و فروش مشروبات الكلي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مجازات سازنده، خريدار و فروشنده مشروبات الكلي را تعيين كردند.
به گزارش روزنامه کيهان كيهان، نمايندگان در نشست علني ديروز لايحه اصلاح قانون مجازات اسلامي را مورد بررسي قرار دادند كه موارد ذيل به تصويب وكلاي ملت رسيد.
بر اين اساس هر كس مشروبات الكلي را بسازد يا بخرد يا بفروشد يا در معرض فروش قرار دهد. يا نگهداري كند يا در اختيار ديگري قرار دهد به ششماه تا يكسال حبس و تا 74 ضربه شلاق و نيز پرداخت جزاي نقدي به ميزان 5 برابر ارزش عرفي (تجاري) كالاي ياد شده محكوم مي شود.
همچنين هرگاه مشروبات الكلي مكشوفه به ميزان بيش از 20 ليتر باشد وسايلي كه براي حمل آن مورد استفاده قرار مي گيرد چنانچه با اطلاع مالك باشد به نفع دولت ضبط خواهد شد. در غير اين صورت مرتكب به پرداخت معادل قيمت وسيله نقليه محكوم خواهد شد. آلات و ادواتي كه جهت ساخت يا تسهيل ارتكاب جرايم مذكور مورد استفاده قرار مي گيرد و وجوه حاصله از معاملات مربوطه به نفع دولت ضبط خواهد شد. طبق تبصره اين مصوبه هرگاه كاركنان دولت يا شركتهاي دولتي و شركت ها و موسسات وابسته به دولت، شوراها، شهرداري ها يا نهادهاي انقلاب اسلامي و بطور كلي قواي سه گانه و اعضاي نيروهاي مسلح و ماموران خدمات عمومي درجرايم فوق مباشرت، معاونت و يا مشاركت نمايند علاوه بر تحمل مجازات هاي مقرر به انفصال موقت از يكسال تا پنج سال در خدمات دولتي محكوم خواهد شد.
براساس تبصره ديگر مصوبه مذكور دادگاه نمي تواند تحت هيچ شرايطي حكم به تعليق اجراي مجازات مقرر در قانون را صادر نمايد.

خريد و
فروش مشروبات الكلي ,
ورشكستگي كارخانهها و دست فروشي مردم براي امرار معاششهردار بهشهر گفت: متاسفانه به دليل تعطيلي و ورشکستگي کارخانههاي بهشهر تعداد بي شماري از مردم اين شهرستان دست فروشي را براي امرار معاش خود انتخاب كردهاند و بايد با ساماندهي مناسب وضع معيشت اين شهروندان مشخص شود.
قاسم جعفري در گفتوگو با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه مازندران، افزود: افزايش روزانه دست فروشان در سطح شهر و ازدحام آنان در مناطق پرجمعيت و پرتردد شهر فعاليت روزانه مردم را با کندي مواجه ساخته که به زودي با احداث بازار اين معضل برطرف خواهد شد.
وي گفت: ساماندهي دست فروشان يكي از اولويتهاي اصلي شهرداري است که به زودي انجام خواهد شد.
شهردار بهشهر ادامه داد: اگر چه ساماندهي اين افراد، وظيفه شهرداري نيست اما براي حل اين معضل، دست فروشان را تشويق به تاسيس شركت تعاوني كردهايم.
جعفري همچنين يادآور شد: اين شركت تعاوني در حال حاضر با 300 عضو، در حال خريد زميني به مساحت 12 هزار متر مربع براي تاسيس بازارچه دائمي است كه به زودي كلنگ احداث آن به زمين زده خواهد شد.
شهردار بهشهر همچنين به مشكل نبود پايانه مسافربري در بهشهر اشاره كرد و به ايسنا گفت: براي حل اين مشكل، پس از رايزنيهاي فراوان زميني به مساحت 8 هزار متر مربع براي احداث ترمينال در نظر گرفته شد كه با صدور مجوز تاسيس آن، به زودي عمليات اجرايي آن آغاز مي شود.
وي ادامه داد: در حال حاضر 3 شركت حمل و نقل مسافر در بهشهر فعاليت مي كنند كه به دليل موقعيت نامناسب و واقع شدن در نقاط مركزي شهر ، همواره با مشكل پاركينگ مواجه بوده و متحمل جرايم و خسارات فراواني شدهاند.
شهردار بهشهر خاطرنشان كرد: اين پايانه مسافربري با سرمايه 20 ميليارد ريالي بخش خصوصي احداث خواهد شد و تاثير بسزائي در کاهش ترافيک جادهيي و بروز تصادفات داخل شهري خواهد داشت.

دست
فروشي ,
برای دومین روز پی در پی بازار اصفهان تعطیل بودبرای دومین روز پی در پی بخش عمده ای از بازار اصفهان تعطیل و سوت و کور بود. عده ای از طلافروشان گفته اند تا دولت تکلیف را روشن نکند آن ها مغازه هایشان را باز نخواهند کرد و در صورتی که اجباری باشد از این شغل دست خواهند کشید تا مسوولان مملکت را متوجه وضعیت نگران کننده خود کنند.
ماجرا بعد از آن آغاز شد که به مغازه داران بازار خبر رسید که قانون مالیات بر ارزش افزوده اجرائی شده و از ابتدای مهرماه بر اساس آن مالیات وصول خواهد شد. بازاریان ابتدا این موضوع را در اصناف خود مطرح کردند و بعد با مقامات دولتی به بحث نشستند و چون کسی متوجه اهمیت ماجرا نشد اصناف اصفهان شروع به کاهش فعالیت و در نهایت در یک اعتراض جمعی اقدام به اعتصاب و تعطیلی بازارهای خود کردند.
در پی این اعتراض، صبح شنبه صنف لوازم خانگی اصفهان به نشانه اعتراض خود بازار بزرگ هندوها را تعطیل کرد.
این صنف معتقد است، مصرف کننده این مالیاتها را قبول ندارد، زیرا با اجرای این قانون ناچار است برای پرداخت سه درصد مالیات خود، این رقم را اضافه بر قیمت کالای مورد استفاده خود پرداخت کند که در نهایت منجر به کاهش قدرت خرید و کسادی بازار میشود.
روز گذشته نیز بازار زرگرها که از پررونقترین و پردرآمدترین بازار اصفهان است، به عنوان اعتراض حاضر به انجام هیچ معامله اعم از خرید و فروش نداشت.
طلافروشان از هشت روز پیش متوجه شدند که امکان وارد کردن طلا و شمش طلا ندارند. گفتنی است که درآمد اصلی طلافروشان اصفهانی به واردات طلا و خرد کردن و شکل دادن آن است که با قانون جدید این فرایند دچار صدمه شدید خواهد شد. با ادامه این وضعیت طلا فروشیهای کوچک نیز ناچار به اعتصاب شدند.
عباسی یکی از بازرسان اتحادیه طلای اصفهان در ارتباط با این اعتصاب گفت: با اعمال این قانون از این به بعد هر کیلو طلا باید ۷۵۰ هزار تومان گرانتر فروخته شود تا فروشنده امکان پرداخت مالیات موضوعه را داشته باشد. این رقم به دوش مصرف کننده می افتد اما مهم این است که به علت بالارفتن قیمت مشتری پیدا نخواهد شد.

بازار , اعتصاب , اصفهان , طلا
فروشان ,
نویسنده ای که فروشنده شد: مردی که با فروش کتاب نخست خود، مخارج خانواده اش را می پردازدکتاب از نویسنده بخرید.» از راه پله های «کتابسرا» (بزرگ ترین مرکز فروش کتاب در اصفهان) که گذر کنی، آهنگ صدای مردی در گوشت می پیچد که با چند کتاب یک شکل در دست، در کنج پاگرد ایستاده و خطاب به رهگذران می گوید: «کتاب از نویسنده بخرید.»
هر روز از روستا به شهر می آید تا کنج آسوده ای برای ارائه کارش بیابد، راه بهتری برای گذران زندگی نمی شناسد و مصمم است تا باقی کتاب هایش به فروش نرسیده، به این کار ادامه دهد.
«علی رضا محمدی» ۳۷ ساله، متولد و ساکن روستای «حسن آباد» اصفهان، بیش از یک دهه از عمرش را به نگارش داستان و ساخت فیلم های کوتاه و مستند اختصاص داده است. به تازگی اولین سری از داستان های کوتاهش با عنوان «آیینه مردگان» به چاپ رسید و همین بهانه ای شد برای گرایش او به شغل جدیدش: «کتابفروشی سیار»
نگاهش را به دوردست می دوزد و در حالی که لبخند بر چهره اش نقش می بندد، از روزهای شروع کارش می گوید: «اولش خیلی سخت بود، شاید به خاطر این که این یک کار معمولی نیست؛ شرمی مانع ایستادنم میشد، مدام تو خیابون می چرخیدم تا این که بالاخره یک جا ثابت شدم، هنوز پنج دقیقه نگذشته بود که یکی اومد جلو و گفت: اینا چین؟»
از مجموعه «آیینه مردگان» که دربرگیرنده هفت داستان از پانزده داستان کوتاهی است که علی رضا تاکنون نوشته، سیصد جلد از آنِ ناشر شده و او می خواهد بقیه کتاب ها را خودش در خیابان های اصفهان به علاقه مندان کتاب عرضه کند تا در کنار کسب درآمد، ارتباط بیشتری با مخاطب احتمالی نخستین اثر مکتوبش داشته باشد. گذشته از این، او معتقد است با این روش به روند فروش کتاب سرعت بیشتری می بخشد: «معمولاً کتاب اول هر شخص نیاز به زمانی طولانی دارد تا کسی عاشق جلد و اسم و... اثر شود و آن را بخرد.» در حالی که او در کمتر از یک سال توانسته بیش از نیمی از کتاب هایش را بفروشد و با پول آن زندگی روزمره خانواده چهار نفره اش را بگذراند.

نویسنده , کتاب , علی رضا محمدی , کتاب
فروشی ,
گزارشی تکاندهنده از شهر یزد ؛ فروش مواد مخدر و انواع صیغه با دختر بچه ها از صیغه شرطی صحبت کرد و توضیح داد صیغه یکشبه به مبلغ 50 تومن با دختران 14 یا 15 ساله را صیغه شرطی میگویند. اغلب دختران فاحشه در اینجا از روستاهای دور و نزدیک میآیند و تنها علت تن فروشی آنان فقر و بی فرهنگی است. بسیاری از آنان را پدرانشان میفروشند! و توضیح داد اغلب دختر ها به بهای 100 تا 200 تومان به صیغه یا حتی عقد دلالان در میآیند متاسفانه اکثر مشتریان موقتی پیرمردانی هستند که با پوند و دلار و یورو و از خارج آمده اند و دلال مطمئن است متاع را از دست نداده بلکه تن وی را به مدت معینی اجاره داده است. گفت همین سه هفته پیش دختری 13 ساله شمالی را بقیمت 3000 دلار به صیغه شرطی مرد مسنی دادند که ظاهرا برای دیدن اقوام و سر زدن به املاک اجاری خود به یزد آمده بود ولی در واقع از 4 ماه قبل با دلالان در تماس بود که فقط دختر سفید و باکره برایش فراهم کنند!
پولهای باد آورده و فقر فرهنگی و به جهالت کشیدن مردم و از همه بدتر نبود آزادی فردی و اجتماعی باعث وجود فحشا شده و با 50 تومان میتوان زنی جوان را یکشبه صیغه نمود که البته ماست مالی شرعی هم شده و مشکلی برای هیچکس فراهم نمیکند. تفریح جوانان پولدار سیگار و مشروب قاچاق وارداتی و مواد مخدر و چاشنی آنهم لذت های گذراست. کار به جایی کشیده که زنان شوهر دار هم به این خیل بزرگ فاحشگان شرعی پیوسته اند.

ایران , گزارشی تکاندهنده , شهر یزد ,
فروش مواد مخدر , انواع صیغه , دختر بچه ها ,
فاطمه آجرلو تهديد کرد که اسناد تخلفات در رسيدگي به پرونده هاي فروش سوالات کنکور را منتشر مي کند فاطمه آجرلو نماينده اصولگرايان از حوزه انتخابيه کرج تهديد کرد اسناد تخلفات در رسيدگي به پرونده هاي فروش سوالات کنکور را منتشر مي کند. وي اين خبر را در گفت وگو با يکي از خبرگزاري هاي حامي دولت و در واکنش به تفتيش خانه اش مطرح کرد. روز سه شنبه ماموران قضايي در راستاي تکميل پرونده پاليزدار به منزل وي رفته و از آنجا که او دعوت کننده پاليزدار به مجلس بود، منزل او را مورد بازرسي قرار دادند. اما در حالي که گفته مي شد اين بازرسي با مسووليت همسر آجرلو در دادستاني کرج مرتبط است، وي در گفت وگو با رجانيوز ضمن رد اين مطلب اظهار داشت؛ حکمي که براي تفتيش منزل صادر شده بود، به نام من بود.وي در پايان با بيان اينکه بخشي از اسناد تخلفات در رسيدگي به پرونده هاي فروش سوالات کنکور را در اختيار داريم، وعده داد؛ به زودي اين اسناد منتشر مي شود

ایران , فاطمه آجرلو , تهديد , اسناد تخلفات در رسيدگي , پرونده هاي
فروش سوالات کنکور ,
مسوولان ياهو: اگر ماکروسافت ، 47.2 ميليارد دلار بپردازد یاهو را میفروشیم !مسوولان ياهو اعلام كردند در صورتي كه مايكروسافت 2.6 ميليارد دلار به پيشنهاد سابقش اضافه كند و مبلغ قرارداد به 47.2 ميليارد دلار برسد با واگذاري موافقت مي كنند. یاهو اين تصميم را در پي پيشنهاد داخلي مايكروسافت تحت عنوان 33 دلار براي هر سهم به جاي 31 دلار براي هر سهم اتخاذ كرده است اما اين در حالي است كه يك منبع موثق روز گذشته به وال استريت ژورنال اعلام كرده بود كه مايكروسافت به هيچ عنوان پيشنهاد خود را افزايش نخواهد داد. " اينفورميشن ويك " نيز در پي اعلام اين خبر نوشت: اكنون رسانه هاي فناوري اطلاعات در سردرگمي به سر مي برند و مشخص نيست كه اين بازي به كدامين سو هدايت مي شود ، ياهو چيزي متفاوت از مايكروسافت مي گويد و مايكروسافت هم چيزي متفاوت از ياهو مي گويد؛ گاهي همه چيز كاملا منتفي مي شود و گاهي هم از سر گرفته مي شود و اين بار هم تصميم جديدي گرفته شده است و 44.6 ميليارد به 47.2 ميليارد دلار افزايش يافته است در حالي كه تا دو روز پيش هيچ خبري نبوده است. در هر حال مديران ياهو اعلام كرده اند كه قرار است 10 ميليارد از اين مبلغ به صورت نقدي پرداخت شود و ما بقي نيز از طريق سهام مبادله شود.

یاهو , ماکروسافت , ماکرو سافت ,
فروش یاهو ,
فروش یاهو به ماکروسافت , مایکروسافت , مایکرو سافت ,
آگهی فروش کلیهکلیهام را برای پول نمیفروشم، برای نجات زندگی ام می فروشم....(ای رای دهندگان بشتابید!)

کلیه
فروش ایران ,
ژيلا ... دختر دست فروشبه نظر من دنیا خوشرنگه. آرزوهای من رنگارنگند.از خدا می خوام تا دیگه من رو اینجا نفرسته تا این کارها رو بکنم :(

کودکان کار , دختر دست
فروش ,
تبلیغ زیبای یک فروشگاه بیکینی(16+)بدون شرح!

تبلیغ ,
فروشگاه , بیکینی ,
پاياننامه دكتري پنج ميليون، كارشناسي ارشد دو ميليون تومان!خريد و فروش پاياننامههاي كارشناسي ارشد و دكترا پديدهاي خطرناك است كه آموزش عالي و آينده و پيشرفت همهجانبه به ويژه علمي و اقتصادي كشور را تهديد ميكند.يكي از عوامل اين «پيشه علمي»! در گفتوگو با خبرنگار «تابناك» ميگويد: بستگي به اين دارد كه شما چه نوع پاياننامهاي را بخواهيد؛ از فصلي 350 هزار تومان داريم تا چهارصد هزار تومان.
ميپرسم: قيمت شما بالاست؟ با لحن حق به جانب ميگويد: پاياننامه دكترا، فصلي ششصد تا هفتصد هزار تومان. ثانيا براي اين ترم وقت نداريم، از شهريور به بعد ميتوانيم در خدمت شما باشيم!
چشم اميد هر جامعه خواهان ترقي و توسعه اقتصادي، به دانشگاهيان خود است تا با توليد روزافزون علم، بنگاههاي اقتصادي و صنعتي را از فناوريهاي كارا بهرهمند كنند تا در يك فرايند اقتصادي، ارزش افزوده كالاها و محصولات بنگاهها، توسعه و پيشرفت و به دنبال آن، رفاه اجتماعي را براي مردمان خويش به ارمغان آورند.
اما گويا، حكايت ديگري در راه است. اگر كمي در اينترنت جستجو كنيد، ميبينيد كه شركتها و گروههايي در سايت يا وبلاگهايي، تجارت مقاله و پاياننامه را پايهگذاري كردهاند.
دكتر نياسري، يكي از مديران پژوهشي دانشگاه تهران در اينباره ميگويد......
فروش پاياننامه دكتري ,
گزارشی از یک مرد تن فروش تهرانی!عرفان را در یکی از پارکهای شمال شهر تهران میبینم. پسر 28 سالهای که کتابی از "کافکا" به دست گرفته و مشغول نت برداری از کتاب است. عرفان 5 سال است که به زنانی که مشتری او هستند خدمات جنسی ارائه میدهد......

تن
فروش ,
سوسك، پيتزافروشي را پلمپ كرد.چندي قبل زني با مراجعه به دادسرا از اغذيه فروشي که داخل پيتزاي تهيه شدهاش سوسک بوده، شکايت کرد. او در حال خوردن پيتزا بوده که متوجه سوسکي در داخل آن شده است.

سوسک , اغذیه
فروشی , پیتزا ,
کودکان گل فروش - عکس کودکان در حاشیه اتوبانهای تهران گل می فروشند

گل , گل
فروشی , کودکان , کودکان کار , اختلاف طبقاتی , عدالت اجتماعی ,
روسري فروشي امروزي و مدرن در تهرانبدون شرح

روسری , تهران , روسری
فروشی ,
فیلم جدید جکی چان در صدر پرفروش های آمریکا'پادشاهی ممنوعه'، فیلمی که برای اولین بار جکی چان و جت لی را در کنار هم قرار داده در صدر پرفروش ترین فیلم های آمریکا قرار گرفت....

فیلم , جکی چان , پر
فروش , آمریکا ,
چرا فاحشه شدم ؟ .. پدرم مرا فاحشه كرد !! آخه وقتي مادر من دختري نوجوان بود ، به عقد پدرم در امده بود .. طفلك مادرم سيستم تناسلي اش طوري بود كه از كودكي پرده بكارت نداشت .. و همين مسئله هنوز هم با گذشت چندين سال ، مرتب سوژه دعواهاي خانوادگي ماست .. پدر .. مادرم رو متهم مي كنه كه پيش از او با كسي رابطه داشته است !! و هر چه او سوگند مي خوره كه والله به پير به پيغمبر سوگند دست احدي به بدن من نخورده است ، ولي او قانع نشده و بقدري حرص مي خورد كه چيزي نمي ماند سكته كنه ...

روسپي , فاحشه , تن
فروشي , بهروز مدرسي ,
عمده فروشی لباس زیر زنانه در بازار تهران! /عکس...

عمده
فروشی , لباس زیر ,
ازسوی رييس پليس آگاهی تهران بزرگ اعلام شد: خريد و فروش و اجاره کودکان امری رايج است ايسنا: رييس پليس آگاهى تهران بزرگ، از دستگيرى پدر و مادرى كه براى گدايي، قصد فروش كودك يكساله خود را داشتند، خبر داد.
سرهنگ محمديان اظهار كرد: در پى دريافت گزارشى درباره خريد و فروش يك كودك يك ساله در نهم مهرماه امسال، ماموران اداره يازدهم پليس آگاهى تهران، به محل فروش كودك در ميدان ونك اعزام شدند.

رييس پليس آگاهی تهران بزرگ خريد و
فروش اجاره کودکان امری رايج ,
از دخترك دست فروش داروخانه ۱۲ فروردين جوراب بخريددختركم از درد گوش به خود مي پيچيد.هنوز پاسي ازنيمه شب نگذشته بود كه ورم گلويش نگرانم كرد. او را به بيمارستان كودكان تهران بردم.بيمارستان خصوصي كه هزينه درمانگاه آن با ويزيت پزشكان متخصص هيچ تفاوتي ندارد.مرد جواني در حالي كه كودكي در آغوش داشت در پياده رو خيابان خيره به آسمان نشسته بود.با صدايي كه به نجوا شباهت داشت٬ساعت پرسيد.پاسخ دادم و به داخل بيمارستان رفتم.وقتي برگشتم هنوز آنجا نشسته بود.نگاهش محجوب تر از آن بود كه كمك بخواهد اما شايد چاره اي ديگر نداشت.مي دانستم كه هزينه هر شب اقامت در اين بيمارستان براي كودكان ۱۲۰ هزارتومان است و هر بيمه اي راهم نمي پذيرد.وقتي سوئيچ را در ماشين مي چرخاندم كودكش از خواب پريد.چه فرقي به حال او داشت كه آن لحظه يك بامداد است يا هر ساعت ديگر.
فكر كودك بيمارش در تمام طول راه آزارم داد.دختركم را فراموش كرده بودم.مقابل داروخانه شبانه روزي ۱۲ فروردين در نزديكي ميدان حر صحنه اي تلخ تر ديدم. كودكي تقريبا" ۹ ساله در مقابل داروخانه بساط پهن كرده بود و دست فروشي مي كرد

دخترک دست
فروش , جوراب , بیمارستان , فقر ,
گزارش تصويري بازداشت اراذل و اوباش و مواد فروشاناحمدرضا رادان ساعت 30/11 شب گذشته با حضور در مركز پيام فرماندهي انتظامي تهران بزرگ دستور دستگيري اراذل و اوباش و مواد فروشان پايتخت را صادر كرد.
سردار احمدرضا رادان فرمانده انتظامي تهران بزرگ نيز گفت : اكيپهاي مختلف از پليس پيشگيري، يگان امداد و پليس مبارزه با مواد مخدر و پليس امنيت عمومي اين عمليات را انجام دادند.
وي ادامه داد : اين عمليات از ساعت 30/23 دقيقه آغاز و تا رسيدن به اهداف كامل پليس ادامه خواهد داشت.
بر اساس مشاهدات خبرنگار ما پليس خانه اي را در منطقه ميرداماد تهران كه محل خريد و فروش سلاح بود شناسايي و مقايري سلاح و مهمات جنگي نيز كشف كرد. همچنين تعداد 4 نفر كه دو نفر زن و دو مرد بودند توسط پليس دستگير شدند.
در ادامه طرح، نيروي انتظامي خانه اي كه محل توليد مواد مخدر صنعتي و محل توزيع آن بود را شناسايي كردند. پليس پس از ورود به محل مورد نظر مقادير قابل توجه از پيش سازه هاي مواد مخدر را كشف كردند. همچنين مقدار 120 ميليون تومان پول نقد و ابزار شرب خم به همراه وسايل قمار نيز كشف شد. ماموران نيروي انتظامي تعداد 7 نفر متهم را نيز در اين محل دستگير كردند.

احدی رضا رادان , سعید مرتضوی , نیروی انتظامی , اراذل و اوباش , زندان , مواد
فروشان ,
جلوگیری از ادامه پخش یک آگهی بدلیل 'تداعی اسلامگرایی'مقامات فروشگاه زنجیره ای "دانکین دوناتز" آمریکا بدنبال شکایاتی که دریافت کرده اند از ادامه پخش یکی از آگهی های این فروشگاه خودداری کرده اند.
برخی شکایت کرده اند که در یکی از آگهی های این فروشگاه، دستمال گردنی که شخصیت این این آگهی به هنگام تبلیغات محصولات فروشگاه پوشیده، حمایت سمبلیک از تندروی اسلامی است.
شخصیتی که در این آگهی که تبلیغ "قهوه یخی" است، در آن ظاهر می شود، "راشل ری" آشپز معروف برنامه های تلویزیونی آمریکاست.
دستمال گردنی که خانم "ری" در این آگهی از آن استفاده می کند، شبیه "چفیه" عربی است.
یک بلاگر درباره استفاده این دستمال گردن در این آگهی نوشته که این آگهی ویدیوهای بنیادگرایان را در ذهن تداعی می کند.
فروشگاه , زنجیره ای , " , دانکین , دوناتز , " , آمریکا ,
با کلاه یا بی کلاه.. مسئله این است!یه تبلیغ دیدنی

پوستر تبلیغات کلاه
فروشی ,
رانند تاکسیيكي از دوستان صميمي من تاكسي داره و با ماشين كار ميكنه هر موقع همديگرو ميبينيم و صحبت مي كنيم در مورده اتفاق هايي كه حين كار براش اتفاق ميافته صحبت مي كنه يه بار تعريف مي كرد يه شب طرفهاي ساعت يك نيمه شب يكي از اقوامشون رو به ترمينال مي رسونه و در حال برگشت به منزل بوده كه يك مرد وزن رو كنار خيابون ميبينه كه منتظر ماشين بودن اون شب قصد كار نداشته اما به خاطر زنه سوارشون ميكنه مرد مسافر كه معتاد به نظر ميومده يك ريز صحبت مي كرده و دوست ما هم گاها جوابش رو ميداده كمي كه جلوتر مي رن زن و مرد با هم شروع به پچ و پچ مي كنن قضيه هر چي بوده زن حاضر نميشده و قبول نمي كرده ولي مرد پي در پي اصرار مي كرده و كوتاه نميومده چند دقيقه اي مي گذره وهمچنان در حال بحث بودن تا اين كه مرد با دست چند ضربه به صورت زن مي زنه و زن ساكت ميشه و آرام شروع به گريه كردن ميكنه دوست من خيلي ناراحت ميشه اما سعي ميكنه دخالتي نداشته باشه وچيزي نگه مرد مسافر باز شروع به صحبت كردن مي كنه
* دوستم ميگفت در بين صحبتاش يكدفعه برگشت و گفت اگر امشب با اين زن بخوابي چقدربهم ميدي؟.....

زن , تاکسی , تن
فروشی , معتاد ,
پیرزن زرشک فروش / عکاس : مریم شیروانیاندوست داشتم سرم را بر سینهاش بگذارم و قصهها و غصههای دیرینهای که بر این مردم رفته و میرود را برایاش زار زار گریه کنم. دوست دارم در بوی چارقدش محو شوم. در بوی دستهای حنا بستهاش. در چشمهایاش تمام اسطورههای این سرزمین خفتهاند. میفهمی ؟ ( لینک از طریق سوشیانت هزارم )

پیرزن زرشک
فروش , پیرزن , زن , زنان , کار , اشتغال , فقر ,