در جهت "گسترش آگاهی ها" کدام روش با توجه به فضای کنونی ایران موثرتر است؟
(شامل 553 رای و 24 نظر) موضوعات مورد بحث
انجام شد
[ 21 ] Manouchehr78 | شامل 74 نظر | صفحه لینک [ 22 ] bozdelmirza | شامل 17 نظر | صفحه لینک [ 24 ] Green_power | شامل 8 نظر | صفحه لینک |
برچسب ها : مبارزه ( نتایج : 50 لینک ) سعيد مرتضوي رئيس ستاد مبارزه با قاچاق در دولت كودتايي ان متهم اصلي كهريزك شناخته شد
سرانجام پس از چند ماه بررسي دقيق، هيات ويژه مجلس براي بررسي ماجراي بازداشتگاه كهريزك عصر يكشنبه گزارش خود را نهايي و به اتفاق آرا تصويب كرد. براي تنظيم اين گزارش كه امروز چهارشنبه تقديم رييس مجلس شد، بازديدهاي مختلف از بازداشتگاههاي نيروي انتظامي صورت گرفت، بازداشت شدگان، عوامل انتظامي، مقامات قضايي گفتگو و مصاحبه انجام شده است. به گزارش الف، گزارش هيات تحقيق و تفحص مجلس، تقصير اصلي را متوجه سعيد مرتضوي؛ دادستان سابق تهران كه به دستور رييس وقت قوه قضاييه اختيار بازداشتگاه كهريزك را بر عهده داشته است، ميداند. قابل ذكر است كه دستور اعزام بازداشت شدگان 18 تيرماه 88 به كهريزك را مرتضوي شخصا صادر كرده بود. در اثر رفتارهاي خشونت بارماموران با بازداشت شدگان، محيط غيربهداشتي و ضرب و شتم بازداشتيها به دست ماموران و زندانيان شرور تحت امرشان؛ سه جوان به اسامي مرحوم محسن روحالاميني، مرحوم امير جواديفر و مرحوم محمد كامراني جان باختند. سازمان قضایی نیروهای مسلح در بيست و هفتم آذرماه در اطلاعیه ای کشته شدن سه نفر از دستگیر شدگان در بازداشتگاه کهریزک را قتل عمد به دلیل ضرب و جرح دانسته و از مجرم شناخته شدن 12 نفر از متهمان در پرونده کهریزک خبر داده بود. سعيد مرتضوي به درخواست دولت از قوه قضائيه به قوه مجريه منتقل و از امروز مسئول ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز شده است. انتظار ميرود گزارش هيات ويژه مجلس در هفته آينده در مجلس قرائت شود. اسامي اعضاي اين هيات عبارتند از: آقازاده (نماينده رشت)، اسداللهي ( تربت جام)، الهيان (تهران)، بروجردي ( بروجرد)، تجري (قصرشيرين)، جلالي (شاهرود)، رضايي (مسجدسليمان)، سروري (تهران)، سنايي (نهاوند)، عليخاني (قزوين)، كرمي(كرمان) و كرمي راد (كرمانشاه) سعيد , مرتضوي , رئيس , ستاد , مبارزه , قاچاق , دولت , كودتايي , متهم , اصلي , كهريزك , شناخته , تا کی باید کشته بدیم؟ من نمیدونم چی باید بشه که ما اعتصاب کنیم؟ تحریم , مبارزه مدنی , قبض , آب , برق , گاز , بانک , لوموند : شاید ماه محرم آخرین نبرد این مبارزه باشد بالاترین: ماری کلود دکامپ ، سرمقاله نویس روزنامه لوموند(عصر فرانسه ) ، در شماره دوشنبه 14 دسامبر ، به بررسی سخنان هشدار آمیز رهبر ایران در آستانه ماه محرم ، شایعه دستگیری قریب الوقوع رهبران سبزها و وضعیت اعتراضها در ماه محرم پرداخته است و مقاله خود را با تیتر " هشدار رهبر ایران به مخالفان " آغاز میکند . ماری کلود دکامپ مینویسد ،علی خامنه ای رهبر ایران روز یکشنبه بدون نام بردن از رهبران اپوزیسیون هشدار میدهد که کسانی که شعارهایی علیه امام خمینی داده اند ، دشمن انقلاب و اسلام هستند ، ماری کلود دکامپ سخنان دیروزآیت الله خامنه ای را اخطاری جدی و در عین حال " مبهم " خوانده است. برخی این سخنان را در راستای دراعمال فشار بیشتر برمعترضین می دانند ، هر چند بی اثر ! . از ماه ژوئن تا کنون نزدیک به 4 هزار نفر دستگیر، دها تن کشته و5 تن به مرگ محکوم شده اند. مقاله لوموند می افزاید ، در آخرین حرکت اعتراضی دانشجویان به مناسبت شانزده آذر، روز دانشجو دها هزار نفر در راهپیمائی های سراسری شرکت کرده بودند. مقامات نظام ایران در مورد چگونگی برخورد با این اعتراضات ، نظر واحد و مشترکی ندارند . سپاه پاسداران ، ارتش ایدئولوژیک دراطلاعیه ای خواستارمجازات آنچه آن را توطئه گران داخلی خوانده است ، شد. برخی ازسایتهای اینترنتی خبر داده بودند که بعضی ازمقامات ارشد ارتش ازاجرای خشنونت علیۀ مخالفان رژیم سرباز زده اند. ماری کلود دکامپ به شعار " یا حسین ، میر حسین " و ارتباطی که معترضان بر اساس احترام برای میر حسین موسوی وامام سوم شیعیان ایجاد کرده اند اشاره میکند و در سخنی با احمد سلامتیان پرسیده است که آیا رهبر جمهوری اسلامی حرف آخر را زده دراین جریان نقش داوررا ایفاء کرده است محرم , مبارزه آخرین , جنبش , 1388 , "يک روحانی تنها، با صدايی بلند، رهبران ايران را به مبارزه ميطلبد" - (مقاله نيويورک تايمز در مورد مهدی کرّوبی) مقاله بسيار جالب نيويورک تايمز در مورد مهدی کرّوبی و شجاعتش در مقاومت و ايستادگی برای گرفتن حق مردم. مقاله توضيحاتی در مورد اينکه کرّوبی کيست، چه جايگاه و مقامی در جمهوری اسلامی داشته و دارد ميپردازد و اينکه چرا حکومت با وجود اينکه طی ماههای اخير مورد شديدترين حمالات او قرار گرفته، ميترسد که يکی از بنيانگذاران جمهوری اسلامی را دستگير کند. مقاله همچنين به بالا گرفتن مشکلات و پيچيده شدن سياست داخلی در ايران بعد از انتخابات اخير ميپردازد. نيويورک تايمز , يک روحانی تنها , رهبران ايران , مبارزه , مهدی کرّوبی , اطلاعیه دفتر تحکیم وحدت :حاکمیت درسراشیبی سقوط است ، مبارزه تا انتها ادامه دارد شبکه جنبش راه سبز (جرس): دفتر تحکیم وحدت با صدور اطلاعیه ای کشتار و دستگیری دانشجویان از جمله بازداشت بهاره هدایت را محکوم کرد و خطاب به حاکمیت اعلام کردند که کشتار دانشجویان را متوقف کنید. به گزارش جرس، متن این اطلاعیه بدین شرح است: دانشگاه سرزمینی مظلوم است ،روزی به نام استبداد و روز دیگر به نام مذهب بر ان می شورند و از عنصر پرحیات اگاهی بخشی آن انتقام می گیرند. در طول تاریخ معاصر ایران دانشگاه ساده ترین و آسان ترین مکان برای عقده گشایی ها و لشگر کشی های عیادی وابسته به استبداد بوده است.از حادثه تلخ بهمن 1340 ،تا 18 تیر 1378 و نیز حملات مکرر بر حریم دانشگاه در فجایع بعد از انتخابات در امسال همگی بر تراژدی مظلومیت دانشگاه صحه می گذارند. اما خبر تلخ و درد آور کشتار دانشجویان در مشهد و نیز بازداشت گسترده دانشجویان و نیز بازداشت روزنامه نگاران و فعالان سیاسی چه توجیهی بجز بی ثباتی و سقوط مر گ آور دستگاه قدرت را در بر دارد؟ اینکه عده ای به نام مذهب و در دفاع از قدرت حریم دانشگاه را نشانه رفته اند و با نام حسین اقدام یزیدی در کربلای ایران یعنی دانشگاه می کنند مگر به جز زدن آخرین میخ بر تابوت این استبداد است؟ این که هر که با ما نیست بر ماست منطقی بجز استبداد فرعونی یزید را تداعی می کند؟ این ها سوالاتی است که پاسخ آن را در وجدان بیدار ملتمان جستجو می کنیم ،ملتی که در این روز ها داغدار کشتار بی رحمانه فرزندان خود در روز عاشورای حسینی می باشد. بازداشت خانم بهاره هدایت سخنگوی شجاع و صادق دفتر تحکیم وحدت به عنوان وجدان بیداردانشگاه مستقل و منتقد و نیز پیش از ان بازداشت مهدی عربشاهی دبیر تشکیلات این سازمان دانشجویی داستان تازه ای در شکستن حریم قانون و انصاف نیست ،عده ای در خیال خام خود بر این باورند که با کشتار و بازداشت و نیز تهدید مکرر دانشجویان می توانند مسئله عیان شده استبداد را به ورطه فراموشی تاریخ رهنمون کنند.در حالیکه عنصر اگاهی بخشی در میان میلیون ها ایرانی تکثیر شده است و مستبدان بدانند مقاومت برای آزادی تا انتها ادامه دارد، که ماجرا به پایان خود نزدیک است. و من الله الصابرین روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت 10/10/88 اطلاعیه , دفتر تحکیم وحدت , حاکمیت , سقوط , مبارزه , عاشورا , جنبش سبز , نشریه معتبر فوربس: رژیم ایران در حال سقوط است ( لینک در متن ) اعتراضات گسترده مردم ایران در روزهای اخیر، رسانه هایی چون CNN، BBC، EURO NEWS، AFP را به سمت گزارش های لحظه به لحظه ایران معطوف کرده است. همزمان روزنامه نیویورک دیلی نیز در گزارشی مفصل خاطرنشان ساخت، انقلاب یا دگرگونی در ایران، با جنبش مردمی آغاز شده است. و نشریه معتبر فوربس نیز در مقاله ای نوشته که رژیم ایران در حال سقوط است و روزهای آخر خود را سپری می کند. http://www.iranpressnews.com/source/070261.htm ایران , اعتراض , تهران , دیکتاتور , شعار , مبارزه , نیروهای گارد , ضد شورش , لوموند : شاید ماه محرم آخرین نبرد این مبارزه باشد ماری کلود دکامپ ، سرمقاله نویس روزنامه لوموند(عصر فرانسه ) ، در شماره دوشنبه 14 دسامبر ، به بررسی سخنان هشدار آمیز رهبر ایران در آستانه ماه محرم ، شایعه دستگیری قریب الوقوع رهبران سبزها و وضعیت اعتراضها در ماه محرم پرداخته است و مقاله خود را با تیتر " هشدار رهبر ایران به مخالفان " آغاز میکند . ماری کلود دکامپ مینویسد ،علی خامنه ای رهبر ایران روز یکشنبه بدون نام بردن از رهبران اپوزیسیون هشدار میدهد که کسانی که شعارهایی علیه امام خمینی داده اند ، دشمن انقلاب و اسلام هستند ، ماری کلود دکامپ سخنان دیروزآیت الله خامنه ای را اخطاری جدی و در عین حال " مبهم " خوانده است. برخی این سخنان را در راستای دراعمال فشار بیشتر برمعترضین می دانند ، هر چند بی اثر ! ...ادامه برگردان مقاله در کامنت زیر ماه محرم , مبارزه , سبز , میر حسین , لوموند , ماری کلود دکامپ , پیروزیی بزرگ تر از این؟ پرده چند متری عکس خامنه ای را در روز روشن پایین می کشند و لگ مال می کنند به شهادت دو فیلمی که در زیر می بیند شیردلان ایرانی (زن و مرد) در روشنایی روز پرده ی بزرگ علی خامنه ای را پاره می کنند، دست می زنند، سوت می کشند و در روزی که کودتاچیان می خواهند توجه ها را به بیرون از مرزها منحرف کنند هوشمندان سبز به سراغ دشمن داخلی رفته اند و عکس مسبب اصلی این ناآرامی ها و کودتای 22 خرداد را لگد مال می کنند. این کار را عراقی ها فقط زمانی با مجسمه ی صدام کردند که نیروهای آمریکایی پایتختشان را اشغال کرده بودند اما امروز جوانان ایرانی اند که پایتخت را به اشغال خود در آوردند. آیتی بهتر از این می خواهید برای رو به زوال بودن دیکتاتور؟ :::::::::::::::: جنبش سبز جنبش فتح کردن سنگر به سنگر است طوری که به زبان مهندس میرحسین رییس جمهور منتخب بعد از آن که دیکتاتور صحنه را ترک کرد باعث تخریب ایرانمان نشده باشیم. امروز نیروهای انتظامی با مردم مهربان بودند و فقط جیره خواران ویژه بوده اند که مردم را ضرب و شتم می کرده اند. این یک پیروزی است. امروز داشنگاه فردوسی مشهد بیدار شد و این به تنهایی می تواند یک پیروزی بزرگ باشد. امروز حدود 50 هزار کودتاچی در شهر حکومت نظامی راه انداخته بودند و مردم هر چه دلشان خواست گفتند و فریاد زدند که بت بزرگ شکسته است. مگر این پیروزی کمی است؟ می دانید وقتی هموطنان دیگر این فیلم ها را بینند چه دیوارهای فراوان ترس فرو می ریزد؟ واقعیت این است که ایران دارد صبورانه و با برنامه سبز می شود و این خبر خوبی است. 13 آبان , خامنه ای , مبارزه , دشمن داخلی , لگد مال , پیروزی , حرف حساب , مبارزه بدون خشونت و دفاع مشروع (سهرابستان) مبارزه بدون خشونت در عین حال که هرگونه خشونت را نفی می کند، اجازه استفاده از خشونت بر علیه خود را نیز نمی دهد. مبارزه بدون خشونت بر این نکته اصرار دارد که خشونت را بعنوان ابزاری برای رسیدن به هدف ندانسته و تنها راه نیل به یک جامعه دموکراتیک را مبارزه مدنی بداند. تلقی ناصحیحی که بعضاً از مبارزه بدون خشونت تبلیغ می شود در حقیقت به توسعه خشونت و کاربرد بیشتر آن از سوی حکومت منجر خواهد شد. اعلام اینکه جنبش سبز حتی در مقابل کاربرد خشونت از سوی حکومت، نباید پاسخ خشونت اعمال شده را بدهد، تنها به کم هزینه کردن سرکوب و تشویق حکومت به خشونت بیشتر خدمت می کند. دفاع مشروع، قدرتی بازدارنده است. دفاع مشروع، حقی است که انسان، بطور ذاتی و طبیعی از آن برخوردار است و در حقوق جزایی همه کشورها، قانونی بوده و به رسمیت شناخته شده است. دفع خشونت هیچ قرابتی با ایده مبارزه مسلحانه و مبارزه خشن ندارد. طرفداران مبارزه مسلحانه، دموکراسی را از مسیر لوله تفنگ قابل دستیابی می دانند ولی معتقدین به مبارزه مدنی، دموکراسی حاصل از اسلحه و خشونت را بدتر از استبداد حاکم دانسته و حاضرند مبارزه طولانی تر شود اما دست به خشونت نزنند. در عین حال جنبش سبز وظیفه دارد به استبداد حاکم بفهماند که کاربرد خشونت برایش گران تمام خواهد شد. «نفی خشونت» فقط از طریق «دفع خشونت» امکان پذیر است. جنبش سبز هرگز نباید با اندیشه درگیری و خشونت به خیابانها برود ولی در عین حال هرگز نیز نباید اجازه اعمال خشونت از سوی حکومت را بدهد. نهادینه شدن مقاومت در برابر خشونت، هم برای جنبش سبز و هم برای دیکتاتوری حاکم، مدتی طول خواهد کشید. زمان لازم است تا همه مردم بدانند که دست زدن به خشونت و شروع آن از سوی جنبش ننگ است و مبارزه بدون خشونت , دفاع مشروع , سهرابستان , آیا تاکنون در ماموریتهایت شکست خورده ایی ؟ نه هرگز . پس می بایست آدم خطرناک باشی ! این دیالوگ یک فیلم بود . ماموری که در تمامی ماموریتهایش پیروز شده بود ، و هرگز شکست نخورده بود ، و از همین روی خطرناک بود . چرا که تجربه شکست خوردن را نداشت . جنبش سبز در این چند ماه تجربیات زیادی از پیروزیهای پی در پی تبلیغاتی داشت . به نوعی که چشمان جهان را خیره کرد . برای بیست و دوم بهمن برنامه ریزی گسترده شد ، اما متاسفانه به دلیل ارائه طرحهای بد یا بهتر بگویم مشکوک ، باعث شد که در روز بیست و دوم بهمن پیروزی تبلیغاتی به دست نیاوریم . چیزی که مرا امیدوار کرد این بود که اغلب طرفداران جنبش سبز این واقعیت را پذیرفتند حالا بگذریم عده ایی نمیخواستند قبول کنند ، اما مهم این است که ما مثل کودتاچیان نیستیم که همه چیز را وارونه نشان دهیم . پیروزیمان را رسما پیروزی اعلام میکنیم ، اگر هم در زمینه ایی شکست بخوریم ابایی نداریم که آن را اعلام کنیم ، و همین نشان از صداقت طرفداران جبنش سبز در راه و هدفشان است . طرح معروف به اسب تروا شکست خورد ولی جنبش سبز شکست نخورد ، بالاخره ما که ظرف یک روز موافق حکومت و کودتاچیان نشدیم ، صرفا مسیری غلط رفتیم همه هم متوجه شدند که از لحاظ تاکتیکی اشتباه کردیم . اما این شکست تاکتیکی ، تجربه ایی بسیار بزرگ برای طرحهای آتی است . این مبارزه تمام شدنی نیست . با استبداد نمیتوان سازش کرد ، اصلا با ذات ما جور نیست . حالا صد بار هم که شکست بخوریم مهم نیست . اصلا هدف پیروزی نیست ، هدف مخالفت با حکومت غیر انسانی است . در طی تاریخ بابک خرمدین ها مبارزه کردند ، شکست خوردند ، ولی نمیتوانستند مبارزه نکنند . چرا که سازش با جنایتکاران ، نفی انسانیت است . نفی ذات پاک انسانی است . مبارزه متداوم حتی با شکستهای پی در پی بسی بهتر است تا کنار آمدن با سیستمی که پست است . سیستمی که انسانیت را نفی میکند . سیستمی که مشخصا شکنجه و تجاوز را قانونی کرده است . طرحها را اصلاح خواهیم کرد ، واقعیتهای تلخ را خواهیم پذیرفت ، ولی بعید میدانم کسی بتواند دست از مبارزه با دروغ ، با شکنجه ، با ترور ، بر دارد جنبش سبز , تاکتیک , تروا , ناکام , مبارزه , {{فوری-بسیار مهم}} برنامه سازماندهی سبزها در مراسم عزاداری محرم و طراحی تظاهرات عظیم تاسوعا و عاشورا! ""انقلاب سبز"" به سوی تاسوعا و عاشورا راهکارهایی ساده و عملی برای تظاهراتی بزرگ! کاری از گروه تحلیلگران انقلاب سبز لینک دانلود برنامه اغلب ما تصور میکنیم که تظاهرات عظیم 25 خرداد، فقط ناشی از اعلام نتایج دروغین و در واکنش به تقلب بود، که البته چنین هم بود، اما نباید فراموش کرد که اصولا یک تظاهرات میلیونی بدون سازماندهی و تلاش و ممارست کافی، امکانپذیر نیست. بنا براین سبزها باید روندی را که در هفته قبل از انتخابات و در روز 25 خرداد به صورت تصادفی اتفاق افتاد، در هفت روز باقی مانده به تاسوعا و عاشورا، به صورتی آگاهانه و برنامه ریزی شده، انجام دهند تا در تاسوعا و عاشورا، تظاهراتی عظیم و تاریخی و شاید بزرگتر از تظاهرات 25 خرداد برگزار شود. روند دوگانه فرسایش و آماده سازی چگونه باید صورت پذیرد؟ محرم سبز , مبارزه با رژیم اشغالگر کودتایی , خونی که ۵۵ سال است می جوشد ( نوشتهای از استاد محمد ملکی که اکنون در اوین است ) ...برای دانشگاهيان مهم اين نيست که چه کسی و در چه کسوتی استبداد پيشه می کند: شاه يا شيخ. می بينيم پس از سقوط رژيم شاهی ، دانشجويان پرتوان تر و مقاوم تر در برابر استبداد دينی ايستادند و با درس آموزی از حادثه ۱۶ آذر سال ۳۲ و يورش های وحشيانه ديگری که در زمان شاه به دانشگاهها صورت گرفت، هرگز شعار ((مرگ بر ديکتاتور و زنده باد آزادی)) را فراموش نکردند و ۲۵ سال دوران شاهی را به ۳۰ سال دوران شيخی پيوند زدند تا دانشگاه پايگاهی باشد برای مبارزهی هميشگی با استبداديان. عبرت آموز است که اگر شاه در آن ۲۵ سال استبدادگری جرات نکرد دانشگاهها را برای مدت طولانی بر روی دانشجويان و استادان ببندد، نظام ولائی بيش از يک سال و چند ماه (اسفند۵۷ – ارديبهشت۵۹) نتوانست دانشگاه مستقل و آزاد و معتقد به اداره شورائی و تکثرگرايی و آزادی عقيده و منتقد را تحمل کند و کوشيد ابتدا پرچم «آزادی و تحقيق» را به پرچم«تسليم و تقليد» تبديل نمايد . (وحدت حوزه و دانشگاه) وقتی اين ترفند را شکست خورده ديد، به روی دانشگاهيان شمشير کشيد و با نام انقلاب فرهنگی و اسلامی کردن دانشگاهها برای نخستين بار در تاريخ دانشگاه به مدت چند سال دانشگاهها را با يک کودتا به روی دانشجويان و استادان بست و هزاران دانشجو و استاد را به زندان و شکنجه و اعدام سپرد و در تابستان سال ۶۷ کثيری از دانشجويان مجاهد و مبارز را حلق آويز کرد. با اين پندار که با قطع درخت تنومند آزادی و ويران سازی سنگر آزادی، استبداديان بتوانند با خيال راحت بکار خود ادامه دهند. غافل که اين درخت ريشه در عمق خاک دارد و بزودی جوانه های نو و شاداب آن سر از خاک درخواهد آورد و با شتاب تبديل به شاخه های بارور خواهد شد و سر بر آسمان خواهد سائيد و چنين شد که امروز شاهديم. باری آن درختی که روز ۱۶ آذر سال ۳۲ در دانشگاه تهران ببار نشست، ريشه اش تا اقصا نقاط ايران گسترش يافت و هر روز از نقطه ای سر از خاک بر می آورد و رشد می کند و ببار می نشيند. اگر ديروز به زندان کشيدن و شکنجه و کشتار دانشجويان توانست به ويرانی اين سنگر بيانجامد ، امروز هم به زندان فرستادن دانشجويان دانشگاه علامه و دانشجويان پلی تکنيک، دانشجويان دانشگاه شيراز و ... می تواند مانع مبارزهی دانشجوئی و طنين فرياد «مرگ بر استبداد و مستبد»، «دانشجو می ميرد ،ذلت نمی پذيرد» و «ما زن و مرد جنگيم ، بجنگ تا بجنگيم» گردد . 17 آذر , آذر اهورایی , محمد ملکی , زندانی سیاسی , مبارزه با دیکتاتوری , بـســــــــــیــار مـهـــــــم...مثبت بدید لطفا! کتابی بسیار مفید برای جنیش سبز ما! دوستان عزیز لطفا مثبت بدین تا این لینک بیاد بالا. با این اوضاعی که بوجود اومده تنها چیزی که میتونه ما رو نجات بده بالا بردن اطلاعاتمون راجع به چگونگی مبارزه هست!!!! چند وقت پیش سازگارا کتابی معرفی کرد که به نظرم کتاب خوبی بود... اما کتابی که من دارم میذارم خیلی بهتر از اون کتابه !!! دوستان حتما این کتاب رو دانلود کنین و حتی اگه خودتون تنبل هستین و نمی خونیدش به کسای دیگه بدین! اگه عضو بالاترین هستید لطفا این کتاب رو تو بالاترین هم معرفی کنید... واقعا کتاب خوبیه... در مورد مبارزه ی مسالمت آمیز... نویسنده جوری نوشته که انگار فقط راجع به ایران و وضع موجود نوشته !!! فقط 600کیلوبایت هست... رو لینکهای مختلفی قرار داره: 198 روش مبارزه... از دیکتاتوری تا دمکراسی http://uploading.com/files/UNXAQVFZ/198 Raveshe Mobareze.pdf.html http://www.2shared.com/file/6553753/2391084a/198_Raveshe_Mobareze.html http://www.speedyshare.com/481137775.html http://www.easy-share.com/1906598436/198 Raveshe Mobareze.pdf http://rapidshare.de/files/47750956/198_Raveshe_Mobareze.pdf.html http://www.turboupload.com/xqrxo7dbe671/198_Raveshe_Mobareze.pdf.html http://www.mediafire.com/?sharekey=05b2463612e88c41d9d5c56d04dfa8b0e04e75f6e8ebb871 کتاب , مبارزه , مسالمت , سبز , جنبش , کردها و جنبش سبز هفت ماه از خیزش مردم ایران برای رسیدن به دموکراسی و عدالت خواهی می گذرد.برخی انتخابات ریاست جمهوری را هدیه ای الهی برای همه گیر شدن و پیشرفتن پروسه دموکراسی خواهی و نهادینه شدن قانون مدنی و رعایت کامل منشور حقوق بشر سازمان ملل در ایران دانسته اند. حرکتی که سالهاست از طرف دانشجویان و برخی گروهها و نخبگان در داخل کشور آغاز شده بود و پس از تقلب در انتخابات گذشته ریاست جمهوری همه گیر شد و به جنبشی مبدل گشت که امروز آن را جنبش سبز می نامیم. یکی از شاخصه های برجسته و منحصربفرد حرکت اخیر مردم ایران مسالمت آمیزبودن و پرهیز از خشونت است. خصوصیتی که مسبوق به سابقه نیست و به جرات می توان گفت که بزرگترین و یا یکی از بزرگترین دست آوردهای جنبش مدنی ایران در طی 20 سال گذشته است. جدای از علل دراز مدت و دلایل بوجود آمدن چنین حرکتی در جامعه ایرانی ، آنچه بارز و مبرهن است کانون و سرآغاز جنبش مسالمت آمیز مردم ایران شهر تهران و بتدریج شهرهای بزرگ کشور از جمله اصفهان، تبریز،مشهد و شیراز بود.اگر ناآرامی های نجف آباد را بیشتر متاثر از فوت آیت الله منتظری بدانیم تقریبا در شهرهای دیگر ایران اعتراضی مشاهده نشد. مطمئنا رشد طبقه متوسط چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی یکی از بزرگترین زمینه های تولد جنبشی به نام جنبش سبز است. کردها و جنبش سبز , کردها , مطالبات قومی , مبارزه بی خشونت , خامنه ای جنبش سبز را به مبارزه طلبید! 22بهمن فینال مبارزات شد. اضطراب و التهاب در سخنان خامنه ای موج میزند نگرانیهای او را انتهائی نیست اظهارات امروز او آماده باش به همه سازمانهای اطلاعاتی و رسانه ای نظام است تا از راهپیمائی 22 بهمن چیزی ساخته شود تا بیعت ملت ایران با او بیرون کشیده شود و صدای اصیل ملت ایران بگوش کسی نرسد . جنبش سبز که فاقد هرگونه ستاد برنامه ریزی و پشتیبانی است باید از همین سایتهای اطلاع رسانی برای هم آوائی و رفتار مشترک بهره بگیرند تا 22 بهمن را به کام استبداد جویان تلخ کند (عصر ایران) بیانات مهم رهبر معظم انقلاب درباره 22 بهمن: بايد با تمام قوا در صحنه بود ........... خامنه ای , جنبش سبز , مبارزه , 22بهمن , فینال , مبارزات , حجاب را به مبارزه بر علیه اجبار حجاب تبدیل کنیم! برگرفته از فیس بوک شاهین نجفی در پی آمد حرکت دیروز مردان جوان ( خودمانیم ، این بار هم من از مردان مسن تر همراهی ندیدم ، شاید بوده ، من ندیده ام )بحث هایی مطرح شد و یکی از مردان پیشنهادی کرده بود که به نظر قابل اجرا می آید. و آن این بود که مردان در حرکتی گسترده با حجاب به تظاهرات بپردازند ، حداقل در سطح دانشگاه ها. این مسئله چند نکته مهم را در بر می گیرد ، اول همراهی با زنان ( که حقیقتا در عرض دهه های گذشته در ایران پیشقراول اعتراض بودند ) دوم دید قدیمی مردسالارانه که تحقیر هر چه مرتبط با زن میشد را در بر داشت به چالش می گیرد و از آن فاصله میگیرد. علیرضا رضایی ، دوست طنز نویس عزیزم ،در وبلاگش به این ور و آن ئر پریده است .که من هم دقیقا نفهمیدم مشکلش چیست ، ولی در جایی سوال کرده است که چرا زنان پوشاندن لباس زنانه را به معنی تحقیر زنان برداشت کرده اند. دوست ِ من انگار فراموش کرده است جک هایی را که همیشه مردانگی را برتر و زنانگی را فرودست می داند و میخواند. انگار فراموش کرده است اگر مردی ، قصد تحقیر مرد دیگری را داشت ، به او میگفت برو سیبیلت را بتراش و ماتیک بزن. انگار فراموش کرده است که برای اینکه مردی را تحقیر کنند به او میگفتند و می گویند که از زن هم کمتر است و برای اینکه زنی را تشویق کنند به او میگفتند و همچنان می گویند که " یک پا مرد است ". دوست مرد همجنسگرایی دارم که سوئدی است. یک بار به من گفت که نمیدانم چرا مردها دامن نمی پوشند ، با توجه به آناتومی مردها ، دامن بسیار راحت تر از شلوار است . حجاب , مبارزه , علیه , اجبار , حجاب , تبدیل , {{مبارزه بدون خشونت}} از این به بعد در تمام راهپیمایی ها از "ساندیس" استفاده کنیم!... "خبررسانی وسیع" بسیجی های دلاور برای یه ساندیس آدم میکشن.پس از این به بعد نفری یه ساندیس میذاریم تو جیبمون و میریم تظاهرات. فقط کافیه یکیشو بندازی تو صد تا بسیجی تا همدیگه رو پاره کنند. خودتون ببینید لینک دانلود ساندیس , مزدوران رژیم اشغالگر اسلامی , مبارزه بدون خشونت , مبارزات بچه های جنوب شهر به شیوه « مسعود کیمیایی » است آنانی که در محله های جنوب شهر زندگی کرده اند « از جمله خود من » میدانند که این قشر چندان آشنایی با مبارزات مدنی ندارند . دنیای آنها « ما » دنیای فیلمهای گوزن ها و قیصر است . حتی خود مسعود کیمیایی ضرورت مبارزات مدنی را هرگز درک نکرد و در تمامی فیلمهایش حرف آخر را چاقوی ضامن دار و خشونت طلبی فردی میزند . این قشر از جامعه به تازگی دارد به جنبش سبز می پیوندد ، اما با همان شیوه های « مسعود کیمیایی » خودش . اغلب در جنوب شهر بسیار مذهبی هستند ، و با مبارزات مدرن و جدید آشنایی ندارند . اگر از کسی کتک بخورند حتما می بایست انتقام بگیرند ، کتک خوردن را شرم میدانند ، و کتک زدن یک نفر بسیجی یا نیروی انتظامی را افتخار میدانند . خیلی ها اصرار داشتند که بچه های جنوب شهر به جنبش بپیوندند اما هرگز فکر این را نکردند که فرهنگ جنوب شهر در مبارزات بیشتر انقلابی و مکتبی است تا مدنی و مسالمت جویانه . برخی شیوه های مبارزات فرهنگی و مدنی را « سوسولیزم » میدانند ، و متفخر هستند که می بایست با خشونت جواب حکومت را داد . انقلاب اسلامی را طبقه مذهبی جنوب شهر پیروز کرد ، جنبش سبز اما از بالای شهر شروع شد و آرام آرام دارد به پایین نیز میرسد . و نشانه هایش را دیروز دیدیم . قبل از دعوت گسترده از بچه های جنوب شهر ، می بایست ضرورت مبارزه مسالمت آمیز را برای آنها توضیح داد ، حضور ناگهانی تعداد زیادی از قشر جنوب شهر در جنبش ، بیشتر از آنکه به نفع جنبش باشد ، ممکن است به زیان آن باشد . این تحلیلها واقعیت جامعه ما می باشد . یک نفر در جنوب شهر ترجیح میدهد خودش انتقام بگیرد تا به قانون متوسل شود . و نماینده این نوع تفکر به شکل هنرمندانه « آقای مسعود کیمیایی » است . مبارزه , جنبش سبز , جنوب شهر , مسعود کیمیایی , قیصر , پول نویسی هنوز ادامه دارد... به لحظه لحظه این روز های سرخ قسم بوی سبزترین فصل سال می آید ...و این تازه اول راه است 13 آبان , مبارزه , پیروزی نزدیک است ولی پیش پامون نیفتاده... باید تلاشمون رو بیشتر کنیم مبارزه میکنیم..... اگر امروز را به شما مجال دادیم به این معنی است که یک روز از عمرتان کمتر شده چون یک روز زودتر از آنچه در نظر داشتیم نابودتان خواهیم کرد. ((پایان پیام)) مبارزه , پیروزی , تلاش , مگر چند روش مبارزه مسالمت آمیز را امتحان کرده ایم که فرمان حمله می دهید؟ تا کنون ما کدام مدل های مبارزه مسالمت آمیز را امتحان کرده ایم؟ با بی نظمی کمی شعار نویسی کردیم که آنچنان دولت را گرفتار کرده که عده ای را مامور کرده شعار پاک کنند . روی اسکناس نوشتیم که صدای عجز بانک مرکزی را در آورده و آنها را به هذیان گویی کشانده . روی بام ها گاهی و گداری شعاری گفتیم که بیچاره ها آنچنان به تکاپو افتادند که بعضی وقتها در بعضی محلات صدای موتور بسیجیان از صدای شعارها بلندتر می شود! و در نهایت تظاهرات خیابانی کردیم که رسوای خاص و عامشان کرد به طوریکه پریروز لاریجانی ،رضایی،واعظ طبسی و اینهایی را که منافق می خواندنشان را چنان تهدیدی کردند که لاریجانی و واعظ صریحا مجبور به موضع گیری شدند و سایت تابناک دوروزیست که به کل دری وری می گوید. خوب شما حساب کنید با همین چند کار ساده که آن هم نصف و نیمه و نادرست انجام شد این ها اینقدر دستپاچه شده اند اینها در شرایطیست که هنوز حاکمیت به جایی نرسیده تا زور بزند و هشتش را با نه برابر کند . هنوز اندک حقوقی به کارمندان میرسد و بازار کار نصفه و نیمه می چرخد ولی تا به کی؟ رمز مبارزه مسالمت آمیز همین استمرار و انسجامش است . تصور کنید همین شعار نویسی و شعار گویی ها را اگر همه جدی گرفته بودند وضع چقدر متفاوت بود؟ همین هایی که صحبت از مبارزه و جنگ خیابانی می زنند…عزیز آیا اندیشیده ای که در چه میدانی قرار است قدم بگذاری؟ایا امکانات را سنجیده ای؟ آیا لحظه ای فکر نکردی اگر خشونت فراگیر شود و طبقه متوسط اجتماعی کم کم از صحنه کنار برود یا جنبش شکست می خورد و یا به دست آنهایی می افتد که فرجامی بدتر از اینی که هست خواهد داشت؟ کمی بر خود مسلط باشیم . کسی نمی گوید نباید از خود دفاع کرد اما از آن طرف وارد فاز جنگی و حمله ای و پارتیزانی شدن هم از آن حرفهاست . به جای فکرهای آرمانی و محال کمی بهتر است آکسیون های محدودی که امتحان پس داده اند را جدی تر بگیریم .هنوز تا اعتصابات و دیگر روش ها راه زیادی در پیش است .هوشیار باشیم و استقامت داشته باشیم . پیروزی نزدیک است چند روش مبارزه مسالمت آمیز , امتحان , فرمان حمله , {مهم/خبررسانی} بیانیه شماره 3 انقلاب سبز در خصوص تظاهرات تاسوعا و عاشورا:تنها دو شب برای فرسایش نیروی سرکوب فرصت داریم اعلام مسیر و نحوه برگزاری تظاهرات بزرگ تاسوعا و عاشورا مورد استقبال عموم شهروندان قرار گرفته و اطلاع رسانی در این خصوص به بهترین نحو در حال انجام است. اما این به معنای محدود کردن حرکت اعتراضی جنبش سبز به این دو روز نیست. کودتاچیان تمام نیروی خود را برای مهار سبزها در روزهای تاسوعا و عاشورا متمرکز کرده اند و در شبهای قبل از آن، حتی الامکان از برخورد و سرکوب پرهیز میکنند. طبق گزارشهای واصله از بسیاری از شهرهای ایران، مراسم عزاداری بدون مداخله پلیس در حال انجام است و ادعاهایی که در مورد تعداد و سازماندهی نیروهای "همیار" عنوان میشد، جعلی و به قصد مرعوب کردن سبزهاست. کودتاچیان تنها مانده اند و هیچ پشتیبان و همیاری در میان مردم ندارند. از شب جمعه شور و حال مراسم افزایش می یابد و شمار زیادی از هیئت های عزاداری در شهرهای مختلف به حرکت در می آیند. باید هشیار بود و از فرصت مناسبی که در روزهای پنج شنبه و جمعه فراهم است جهت زمینه سازی تظاهرات شنبه و یکشنبه استفاده کرد. نیروی کودتاچیان بسیار محدود و شکننده است و آنها نمیتوانند چهار روز پیاپی به سرکوب مردم بپردازند. لذا از تمام فعالان و هوادارن محترم جنبش سبز تقاضا میشود که فعالیت خود را به روزهای تاسوعا و عاشورا محدود نکرده و در شبهای باقی مانده در تکایا و هیئت های عزاداری شرکت کنند. این مشارکت میتواند با حرکتهای زیر تکمیل شود: نشان دادن علامت پیروزی، بر افراشتن تصاویر آیت الله منتظری، موسوی، کروبی و شهدای جنبش، شعار نویسی و سر دادن شعار و از همه مهمتر اتصال شبکه های محلی و تشکیل شبکه های منطقه ای برای شرکت در تظاهرات روزهای تاسوعا و عاشورا. یادآوری میشود که این حرکتها را میتوان به صورت پراکنده و جنگ و گریز انجام داد تا ضمن جلوگیری از دستگیری و تلفات، نیروی سرکوب در تمام نقاط شهر به حرکت در آید و خسته و فرسوده گردد. در صورت عدم مداخله سرکوبگران میتوان یک تظاهرات محلی مسالمت آمیز برگزار و تصاویر آن را به رسانه های مستقل مخابره کرد. بهترین شیوه اطلاع رسانی و سازماندهی تظاهرات تاسوعا و عاشورا، حضور سبز در مراسم عزاداری شبهای هفتم و هشتم محرم است. قرار ما در روزهای تاسوعا و عاشورا: امام حسین تا آزادی! انقلاب سبز , مبارزه با رژیم اشغالگر اسلامی , محرم سبز , این سردفتر زن با چند همسری مردان مبارزه می کند ثريا خالدي تنها سردفتر زن در استان چهار محال و بختياري است. شغلي كه به نظر خيلي از همشهري هايش شغلي مردانه است و مناسب یک زن نيست .اما با اين همه او با تلاش هايش توانسته اين باور را تغيير دهد و به همه نشان دهد كه تقسيم مشاغل به زنانه و مردانه صحيح نيست و اين توانائي افراد است كه شغل شان را مي سازد. خالدي 29 ساله فارغ التحصيل رشته حقوق است او از سختي ها ؛ مشكلات و در عين حال تجربيات چهار سال كار سر دفتري اش در شهر لردگان ، يكي از شهرهاي كوچك اين استان مي گويد .در منطقه ای که تا حدودی چند همسری رواج دارد ، او می کوشد در حد توانش با آن مقابله کند. سردفتر زن , مبارزه با چندهمسری مردان , چهارمحال بختیاری , "محسن سازگارا" سه شنبه ۱ دی: حکومت در تاسوعا و عاشورا هیچ چاره ای جز تسلیم نخواهد داشت ...حرف اقای رادان که ما همیاران محرمو درست کردیم به نظرم همون تکنیک قدیمی است که اینا کمبود نبروشونو با ایجاد رعب و وحشت میخوان جبران کنن یا دستگیریهایی که باز شروع کردند، تکنیک مغولها در واقع که برای جبران کمبود جمعیتشون دست به ایجاد وحشت زدن برای اینکه ما به خوبی دیدیم که در مراسم جمعه گذشته حتی نتونستن چندهزارتا ادم بیارن بنابراین کمبود ادم دارن لذا برای تاسوعا و عاشورا که عنوان شده مسیرهای حرکت یکجا در تمام شهرها عنقریب اعلام خواهد شد این امکان رو خواهیم داشت که وقتی در سطح کشور که 16 اذر تمرینش رو کردیم همه بیایم توی خیابون و مثلا در تهران از میدون امام حسین تا ازادی و در همه شهرها حرکت بکنیم و خواهان عزل اقای خامنه ای در خیابانها بشیم و پیوستن نیروهای مسلح به مردم فکر میکنم که حکومت هیچ چاره ای جز تسلیم نخواهد داشت و امکان درگیری نخواهد داشت. راجع به این موضوع فردا صحبت میکنیم. سازگارا , تاسوعا و عاشورا , محرم سبز , مبارزه با رژیم اشغالگر اسلامی , حجاب تحمیلی ابزار تحقیر مردم توسط رژیم حال دیگر به خوبی معلوم می شود که رژیم ددمنش ولایت تام و تمام مبارزه خیابانی را به مردم باخته است. کارساز نبودن تهدیدهای سرکردگان اوباش مسلح و نرمش اهدای گل به دانشجویان اوج درماندگی پایوران رژیم ولایی را بارز کرد. در مقابل، حضور قدرتمند مردم در پیرامون دانشگاه های سراسر کشور در حمایت از دانشجویان و برگزاری پراکنده اعتراضات خیابانی در جای جای میهن نشان از عزم و اراده و قدرتمندی جنبش مردم دارد. روز 16 آذر روز به خاک مالیده شدن پوزه استبداد و بر افراشتن پرچم رشادت و شهامت زنان و مردانی بود که برای رسیدن به آزادی و دموکراسی، علی خامنه ای، ولی فقیه رژیم را سد راه خود می دانند. از بی شرمی سرکردگان گزمه های حکومتی همین بس که پاسدار عزیز رجب زاده، فرمانده نیروی انتظامی تهران بگوید که در اطراف دانشگاه بیش از دو هزار نیروی مسلح گمارده است. این آمار دهی بدون محاسبه کردن اطلاعاتیها و لباس شخصی و بسیجیهایی است که بنا بود گل به دانشجویان هدیه دهند. اما با همه این اوصاف رجب زاده می گوید که بیش از 204 نفر را دستگیر کرده است. این اوج دروغگویی و بی شرمی رجب زاده، گماشته علی خامنه ای است که ادعا می کند: "با توجه به گسترش واحدهاى پليس، به اين افراد كه حدود دو هزار نفر بودند، هيچگونه اجازه تجمع داده نشد."........... مبارزه خیابانی , 16 آذر , علی خامنه ای , آزادی , دموکراسی , رهبر من این کودک ۸ ساله ای است كه یک گردان سرکوب را به مبارزه میطلبد دلاورکودک ۸ ساله كه با لباس سبز گردان سرکوب مزدوران را به مسخره گرفته است. شجاعت را باید از این کودک آموخت . رهبر , من , بچه ۸ ساله ای , گردان سرکوب , مبارزه , میطلبد , پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت گرامیداشت هشتم ماه مارس، روز جهانی زن هم میهنان عزیزم، زنان آزادۀ ایرانی، هشتــم مـاه مارس، «روز جهانـی زن» را صمیمانــه بـه یکایـک شمـا شــادباش می گویم. این روز یادآور فلسفۀ ساده و در عین حال بسیار مهمی است مبنی بر اینکه جنسیت در برخورداری از حقوق تساوی انسان ها نباید اثر گذار باشد و به هیچ عـذر و بهانه ای نمی توان انسان هایی را که دارای سرنوشتی برابراند از حقوق حقۀ خود محروم کرد. انسان ها آزاد به دنیا می آیند و از ارج انسانی یگانــه ای برخــوردار هستند. از این فلسفۀ ســاده، حقـوق آزادی و برابــری زن و مرد ناشی می شود. حقوق آزادی بستر مساعدی را به دست می دهد که بذر رشد فکری و بلوغ عقلانی زنان در آن شکوفا می گردد. از اینرو نادانی است که بدلیل ترس از «بی بند و باری» با آن مخالفت شود. دفاع از نقش والای حقوق آزادی زنان است که به اجحافات قرون وسطایی و رسوم زن ستیزِ قبیله ای مسلط بر خانواده و جامعه پایان می دهد. متاسفانه حاکمین وقت بجای تعابیر امروزی و آزادیخواهانه از اسلام، مذهب را وسیلۀ ستم بر زنان و خصومت با حقوق برابر آنها قرار داده اند. از اینرو مبارزه برای دستیابی به حقوق حقۀ زنان با مبارزه علیه دولت مذهبی و استبدادی گره خورده است. نتیجه آنکـه به زنان ایــرانی نباید به چشم توده ای اسیر و در بند نگریست. بلکه بالقوه نیمی از سپاه عظیم آزادیخواهان اند که رهایی واقعی و شأن انسانی پایدار خود را در یک دولت غیرمذهبی یعنی در دموکراسی آزاد ایران جستجو می کنند. جنبش آزادیخواهانه و حق طلبانۀ زنان ایران در طول تاریخ تحسین برانگیز و گویای شجاعت و شهامت آنان در احقاق حقوق خود بوده است و در ایران امروز نیز پرچمدار مبارزه در راه آزادی هستند. خداوند نگهدار ایران باد رضا پهلوی مبارزه با رژیم اشغالگر اسلامی , مهم ××مهدی کروبی ۱۳ آبان، ساعت ۱۰:۳۰ و در میدان هفت تیر حاضر میشود×× پس از انتشار اخباری مبنی بر حضور مهدی کروبی در دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک) و همچنین گفتههای دیگری از مهدی کروبی در رابطه با سالروز ۱۳ آبان، به اطلاع میرساند که تمامی اخبار و گفتهها توسط شیخ مهدی کروبی تکذیب میگردد. یکی از نزدیکان مهدی کروبی خبر داد که ایشان در این روز قرار نیست به دانشگاه امیرکبیر برود و به تبع آن هیچ برنامه دیداری در این دانشگاه ندارد و هیچگونه صحبتی مبنی بر نوع راهپیمایی و شعارها ندادند. 13 آبان , مبارزه , دانشگاه زنده است تا جان استبداد را بگیرد .....شاید بزرگترین دست آوردهای جنبش سبز را بشود این گونه شمرد: 1. گذر اعتراضات از کوتوله ی سیاسی (احمدی نژاد) به علی خامنه ای همان کسی که امروز به انتخاب دانشگاه اسلو به عنوان "دیکتاتور سال" انتخاب شد (اینجا). از میان گزارش ها و فیلم های بیشماری که در سطح اینترنت و خبرگزاری های بین المللی پخش شد تنها در تعداد کمی شعارها متوجه احمدی نژاد بود. بیشتر فیلم ها معترضان خود خامنه ای را خطاب قرار می دهند و مرگش را آرزو می کنند مانند فیلم زیر که مردم فریاد می زنند: خامنه ای قاتله/ ولایتش باطله.(از دقیقه 1:20 به بعد) 2. با انتشار گسترده ی خبر راه پیمایی و اعتراضات پیگیر مردم در رسانه های جهانی دنیا به یقین رسیده است که روزهای دیکتاتور در ایران به شماره افتاده است و همبستگی بسیار بیشتری با جنبش آزادی خواهی ایران اعلام شد. (اینجا) 3. جنبش سبز به مدد دانشجویان در سراسر کشور اعلام وجود کرد: از کرمانشاه گرفته تا قزوین، از اهواز گرفته تا مشهد، و از یزد گرفته تا کرج. در زیر فیلمی از تظاهرات فشرده و گسترده ی دانشجویان دانشگاه قزوین را می بینید که شعارهایشان مستقیما به علی خامنه ای است: ما می گیم شاه نمی خوایم، اسمشو رهبر می ذارن. 4. اعتماد به نفس جنبش سبز به عنوان یک نیروی عظیم اجتماعی بسیار بالا رفت و وحشی گری های جدیدی از کودتاچیان بی رحم در برابر چشم جهانیان قرار گرفت در زیر فیلمی می بیند که در آن مواجب بگیران بی رحم کودتاچیان با ماشین به موتور سواران سبز که در حال گذر هستند می کوبند و نجات آن ها از مرگ فقط یک حادثه است. و دختران به راستی داد می زنند که «ببینید، ببینید، ا ین جمهوری اسلامیه»....... 16 آذر , جنبش دانشج.یی , مبارزه , دیکتاتور , استبداد , این گفتگوی کیهانی را بخوانید و باز از نمادهای اسلامی در جهت مبارزه با حکومت اسلامی استفاده کنید ! گفت: بعد از دستگيري يكي از عوامل آشوب كه قصد داشت با چادر و روسري و كيف زنانه فرار كند، تعدادي ديگر از هواداران موسوي براي نشان دادن حمايت خود از او، لباس زنانه پوشيدند. گفتم: اين هنر جمهوري اسلامي است كه مخالفانش را وادار مي كند به خواسته هاي نظام تن بدهند. گفت: يعني چي؟! گفتم: اول آنها را كه اهل شعارهاي اسلامي و انقلابي نبودند وادار كرد روي پشت بام ها شعار الله اكبر بدهند و بعد همين عده را كه اهل نماز نبودند به نمازجمعه كشاند و حالا هم كه حجاب آنها را اسلامي و كامل كرده است! گفت: ولي اين عده كه زن نيستند! مردان هم كه نبايد لباس زنانه بپوشند و چادر و مقنعه بر سر كنند! گفتم: وقتي جمهوري اسلامي مردان سبز اموي را باحجاب كرده است، حسابش را بكن كه براي زنان اين جماعت چه حجاب درست و درماني دست و پا كرده است! کیهان , نمادهای اسلامی , مبارزه , حکومت اسلامی , جنبش سبز , چرا زنان در صف اول مبارزه مدنی قرار دارند؟ ؛ گزارشی از سخنرانی شادی صدر در مراسم دریافت جایزه لاله حقوق بشر زنان در ایران در سی سال گذشته بیشترین میزان سرکوب و فشار را در زندگی شخصی و اجتماعی خود تجربه کرده اند و بیشترین لطمه را از مناسبات حاکم خورده اند؛ بدیهی است که در چنین شرایطی، ناراضی ترین و خشمگین ترین شهروندان باشند که چیز زیادی هم برای از دست دادن ندارند. اگر امروز از پلیس به دلیل شعارهای آزادیخواهانه خود کتک می خورند، دیروز هم به دلیل عدم رعایت حجاب، کتک می خورده اند، اگر امروز به خاطر حضور در تظاهرات برای دموکراسی بازداشت می شوند، دیروز هم به دلیل شرکت در تجمعات دفاع از حقوق زنان به زندان رفته اند، اگر امروز از سوی نیروهای امنیتی مورد تجاوز قرار می گیرند، سی سال است که جسم و روحشان هر روز حس تجاوز به حقوق و کرامت انسانی را تجربه می کند. و با همه اینها، آیا باز هم لازم است بپرسیم چرا زنان، امروز، در خط اول مبارزات مردم ایران قرار دارند؟" به اعتقاد شادی صدر جامعه جهانی باید به موازات پرونده هسته ای ایران به مسئله نقض حقوق بشر نیز توجه نشان دهد، زیرا ممکن است " این تصاویر و این مبارزات به فراموشی سپرده شوند. آری اگر با نقض حقوق بشر در ایران مقابله نشود و اگر از این مبارزات دفاع مشخص صورت نگیرد، مردم ایران حق دارند که بگویند ما را فراموش کرده اید. نگرانی من وقتی تشدید می شود که می بینم رسانه های غربی هر روز بیشتر از روز پیش، کمتر به نقض حقوق بشر در ایران می پردازند و سیاستمداران هم دست کمی از آنان ندارند." او در انتقاد از دولت ها و رسانه های غربی گفت: " انگار نه انگار که اتفاقاتی در ایران افتاده است و اتفاقاتی در حال وقوع است. همه چیز در عرصه سیاست جهانی با جمهوری اسلامی به گونه ای پیش می رود که پیش از اتفاقات تابستان امسال پیش می رفت. حتی وقتی بحث تحریمها علیه دولت ایران مطرح است، باز تحریم ها در مقابل پیشرفتهای ایران در عرصه تکنولوژی هسته ای قرار می گیرد؛ انگار نه انگار که حقوق ابتدایی شهروندان ایرانی به طور روزمره از سوی دولت ایران نقض می شود. حقوق بشر یک امر جهانی است و اگر دولتی ادعای طرفداری از آن را دارد، این ادعا، مسئولیتها و الزاماتی را نیز به همراه دارد. بی اعتنایی به این مسئولیتها، نه فقط مردم ایران را بیشتر و بیشتر در معرض سرکوب قرار می دهد بلکه منافع دراز مدت شهروندان دولتهایی که خود را طرفدار حقوق بشر می دانند نیز به مخاطره می اندازد. زیرا به همان اندازه که حقوق بشر جهانی است، بنیادگرایی به عنوان یکی از اصلی ترین دشمنان حقوق بشر نیز تبدیل به امری جهانی شده است." سرکوب زنان , زنان در صف اول مبارزه مدنی , جنبش دموکراسی خواهی , شادی صدر , دانشجويان خوابگاه سيستان شعارهايي عليه نظام سر دادند در دانشگاه سيستان چهارشنبه شب 5 اسفند, حدود ساعت 12 شب برق هاي كل اين دانشگاه قطع شد. بلافاصله بعد از قطع برق كليه دانشجويان با صداي بلند شعارهايي از قبيل:” مرگ بر ديكتاتور، محمود خائن آواره گردي، مرگ بر خامنه ايي ، رفراندوم رفراندوم اين است شعار مردم، توپ تانك بسيجي ديگر اثر ندارد،بسيجي حياء كن مفت خوري رو رها كن و ... ميدادند دانشجويان در محوطه خوابگاه حركت كردند و بسياري از دانشجويان از اتاقهاي خوابگاه بيرون آمده و به آنها ملحق ميشدند =========== آژانس ايران خبر مبارزه با رژیم اشغالگر اسلامی , دکتر مصدق :زنان و مردان بیداراین کشور مبارزه ملی را آنقدر دنبال می کنند تا به نتیجه برسد پیام دکتر مصدق : چه زنده باشم و چه نباشم امیدوارم و بلکه یقین دارم که این آتش خاموش نخواهد شد . زنان و مردان بیداراین کشور مبارزه ملی را آنقدر دنبال می کنند تا به نتیجه برسد . اگر قرار باشد در خانه خود آزادی عمل نداشته باشیم و بیگانگان بر ما مسلط باشند و رشته ای بر گردن ما بگذارند ، ما را به مسیری که می خواهند بکشند ، مرگ بر چنین زندگی ترجیح دارد و مسلم است که ملت ایران با آن سوابق درخشان تاریخی و خدماتی که به فرهنگ و تمدن جهان کرده است هرگز زیر بار این ننگ نمی رود .امروز مبارزه بزرگی را ملت شروع کرده است . هیچ کس از اهمیت آن غافل نیست . البته دراینگونه جنبشهای اجتماعی باید در مقابل هر گونه محرومیت ایستادگی کرد و در برابر آن آماده بود . هیچ مبارزه ای هر قدر کوچک و ناچیز باشد به آسانی به نتیجه نمیرسد . تا رنج نبریم گنج میسر نمی شود . در این راه نیزسعی نا کرده به جایی نتوان رسید . مصدق , استقلال , آزادی , ایران , جنبش , مبارزه ملی , روحیه خودتون رو نبازید روحیه خودتون رو نبازید ، اینا نمیتونن این نمایش رو از ما بدزدن،همین حالاشم تمام خبرگزاری ها دارن رو فضای امنیتی شدید مانور میدن نه روی حضور طرفدارای دولت. شاید ما هم این وسط یاد گرفتیم دست از این جو دادن ها و یک روز خاص رو هدف نهایی کردن برداریم و یه کم مبارزه رو روزمره زندگی کنیم ۲۲ بهمن , مبارزه , رادیو فرانسه: معترضین، توسط کنسول ایران و همسر سفیر مورد ضرب و شتم قرار گرفتند... {سفارت ایران در اشغال مزدوران رژیم اشغالگر کودتایی} رادیو فرانسه :چهارشنبه شب در جریان یک مراسم مذهبی در یکی از اماکن متعلق به سفارت جمهوری اسلامی ایران در شهری در حومۀ پاریس، برخوردی میان مخالفان رژیم جمهوری اسلامی و گروهی دیگر از ایرانیان در فرانسه رخ داد. یکی ازمنابع نزدیک به این پرونده که نخواست هویتش فاش شود، در توضیح حادثه به خبرگزاری فرانسه گفته است که حدود ده نفر از مخالفان که به خود شال و بازوبند سبز بسته بودند، بزور وارد محلی شدند که حدود صد ایرانی در آن جمع شده بودند. مخالفان که اعضای کمیتۀ مستقل ضد سرکوب و اختناق علیه شهروندان ایرانی بودند، درپی دعوا از محل خارج شدند اما سه یا چهار نفر از آنان تا ساعاتی بعد به زور در آنجا نگه داشته شدند و تنها پس از دخالت بیست پلیس، آزادی خود را باز یافتند. بدنبال این عمل این افراد شکایتی به کمیساریای محل تسلیم کردند. مقامات وزارت خانه های امور خارجه و کشور، در پاسخ به پرسش هائی در این مورد، از این ماجرا اظهار بی خبری کردند. خبرگزاری فرانسه همچنین از قول خبرنگاری که خود را "روزنامه نگار مستقل" معرفی می کند، اطلاع داد که حادثه در حین مراسمی که سفارت ایران در مسجدی واقع در ساختمان متعلق به این سفارت، بمناسبت محرم برپا کرده بود و در قسمتی که به بانوان اختصاص داشت، پیش آمده است. به گفتۀ این منبع، زن سفیر یکی از کسانی بود که چهار دختر معترض را به یکی از اتاق های ساختمان برده ودر آنجا باتفاق کنسول اول سفارت بمدت یکساعت و نیم آنان را مورد ضرب و شتم قرارداده است. تلفن این افراد ضبط واز مدارک شناسائی آنان فتوکپی گرفته شده و برای خروج مجبور به امضاء تعهدی مبنی بر عدم شرکت در تظاهرات عمومی شده اند. رادیو فرانسه , معترضین ایرانی , خشونت حکومتی , مزدوران رژیم , مبارزه با رژیم اشغالگر اسلامی , وفات آیت الله منتظری و ادامه راه سبز وفات آیت الله منتظری و وقایع مربوط به آن، موجب گشایش فصلی جدید در مبارزه مدنی ملت ایران شد. این امر به ویژه با توجه به تظاهرات فرمایشی هواداران رهبر نظام در روز 27 آذر، آرایش نیروهای اجتماعی و خطوط کلی مسیر پیش روی جنبش سبز را به صورتی شفاف نشان میدهد. در ادامه مهمترین نکات مربوط به وفات آیت الله منتظری و بازتاب بین المللی آن به اختصار عرضه میشود. مرجع آزادگی وفات آیت الله منتظری، دست کم برای کسانی که به آموزه های عرفانی نظر دارند، یک مرگ عادی نبود. منتظری کسی نبود که در تنگنای ضرورت بگنجد، او شاهد زمانه خویش بود و آن هنگام که بذر انسانیت و مدنیت را با روح خود بارور کرد، مرگ شهادت گونه خویش را انتخاب نمود و به ماوای ابدی خویش پر کشید. اینک با کرنش به مقام دست نایافتنی آن روح بزرگ و تاریخ ساز، به تحلیل مسائل بعد از وفات وی میپردازیم و کشف رمز و راز مرگ زیبای وی را به تاریخ نگاران نسل های بعد حوالت میدهیم. آیت الله منتظری , راه سبز , سبز , مبارزه مدنی , مردم از شعار مرگ بر ديكتاتور عبور كرده اند و با شعار مرگ بر خامنه اي براي {{چهارشنبه سوري}} آماده مي شوند خبرنگار آژانس ايران خبر: مردم خامنه ای را به مبارزه می طلبند.با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال و زمان برگزاری جشن چهارشنبه سوری مردم ایران در شعارهایشان به طور صریح تر خامنه ای را به مبارزه می خوانند.درودیوار شهرهای مختلف در استانه ی جشن بزرگ ملی چهارشنبه سوری پر شده است از شعار علیه خامنه ای.به طوریکه این روزها دیگر حتی مردم از مرگ بردیکتاتور نیز عبور کرده اند وتنها وتنها علیه شخص اول حکومت جمهوری اسلامی شعر سر می دهند وشعر می نویسند. مردم در این شعارها با نوشتن روز وساعت مبارزه مردم علیه دیو استبداد حاکم برکشور امادگی خود برای قیام همگانی در روز چهارشنبه سوری اعلام می کنند.بیست وپنجم اسفندماه وروزهای پیش وپس از ان روزهای عمومی اعتراض مردم به استبداد ودیکتاتوری حاکم عنوان شده است ودر این فراخوان ها که به شکل دیوارنوشته درآمده اندمردم علیه شخص خامنه ای شعار نوشته و وی را عامل اصلی استبداد معرفی کرده اند.به نظر می رسد رویارویی مردم در روز جشن چهارشنبه سوری تنها وتنها با شخص خامنه ای واصل ولايت فقيه باشد واین به معنی رادیکال تر شدن فضای اعتراضی جامعه است. مبارزه با رژیم اشغالگر سلامی , درسهایی از بیست و دو بهمن بیست و دو بهمن روز نمایان شدن پاشنه آشیل جنبش سبز بود. روزی که نشان داد "خوشخیالی" هر چه که باشد نمیتواند بعنوان یک تاکتیک مبارزاتی در نظر گرفته شود. بیست و دو بهمن نشان داد که هنوز در مورد تاکتیکهایمان انعطاف لازم را نداریم. این الفبای مبارزه است که نباید همیشه بر یک سبک و سیاق مبارزه کرد بلکه باید تمام حالات ممکنه مبارزه را در نظر گرفت. شیوهای که در فلان روز و فلان اوضاع مناسب بود نباید برای تمام روزها و وضعیتها مفید ارزیابی گردد. انعطاف در تاکتیکهای مبارزه امریست که گاهی فقدانش به گرانترین هزینهها میانجامد. در انتخاب نوع تاکتیک مناسب بودن و کارایی داشتن است که باید ملاک انتخاب آن باشد و نباید به این تاکتیکها همانند اموری ناموسی و تابوگونه نگریست. این ما نیستیم که به دلخواه تاکتیکهامان را انتخاب میکنیم بلکه اوضاع و احوال عمومی صحنه مبارزه است که این تاکتیکها را بما دیکته میکند. در بیست و دو بهمن ما از رژیم رودست خوردیم. خوشخیالیهای سبزمان، چنین روز مهمی را از چنگ ما بیرون کشید و در کارنامه رژیم قرار داد، با اینکه حتی در روزهایی پیش از آن هم میشد در هوا استنشاق کرد بوی سر در گمی ما و هشیاری آنان را. بیست و دو بهمن نشان داد که رژیم از تمام ظرفیتهایی که دارد بخوبی استفاده خواهد کرد و در موقعیتی نیست که بخواهد داوطلبانه و بدون جنگیدن تسلیم شود. اینکه روز به روز و گام به گام سرکوب مخفیانه را به سرکوب عیان و در پیش چشم دنیا تبدیل میکند، یعنی نه به موازین شرعی حکومت کردن پایبند است و نه به موازین عرفی. برایش ماندن در قدرت همه چیز است و از دست دادن آن معادل نابودیست، 22بهمن , استراتژی , نقد , مبارزه , اکونومیست: خامنه ای، ولی فقیهِ در تنگنا {منظور اکونومیست از واژه های "خامنه ای" (خ.ر) و "ولی فقیه" همان (ولی وقیح قاتل) است} علی خامنه ای با رشد تسلسلی و دامنه دار مخالفان مواجه می شود و در حال حاضر روشنفکران برجسته کشور هم، صدایشان را به این فریادها اضافه کرده و می کنند. مقاله زیر را در شماره اخیر اکونومیست و در تحلیل وضعیت کنونی ایران منتشر شده است. این مقاله ضمن اشاره به حوادث اخیر ایران، به بررسی چالش میان رهبر جمهوری اسلامی و رهبران جنبش سبز پرداخته و به بیانیه اخیر پنج تن از روشنفکران جنبش نیز رویکردی قابل توجه داشته و پیش بینی کرده که این بیانیه از جمله مهمترین سندهای تاریخی شود. در اواخر دهه ۱۹۷۰ و با نزدیک شدن ایران به لحظه انقلاب، محمدرضا شاه پهلوی مابین دو راه مصالحه یا سرکوب همه جانبه قیام ها، مردد و متزلزل بود. البته هر چه سخنان وی جسورانه تر می شد، وی بیشتر در معرض نقد و تذکر و حمله قرار می گرفت. محمدرضا شاه، نامه های سرگشاده ای* را که دریافت می کرد خوشبینانه تلقی می کرد و با تصور اینکه نگارندگان آن نامه ها از روی وفاداری آنرا نوشته اند، آنها را به دست فراموشی می سپرد و وی اینگونه تا جائی رسید که چراغ قدرتش خاموش شد. در حال حاضر نیز، با اینکه آیت الله خامنه ای بعنوان حاکم مطلق کشور، حلقه ای از مشاوران را گِرد خود آورده است، اما وی نسبت به همه این موارد بی اعتنا به نظر می رسد. از زمان آغاز درگیری های مربوط به انتخابات ریاست جمهوری، آقای خامنه ای خیلی سعی و تلاش نمود تا همه چیز ثابت و مستحکم بماند. البته او با حمایت از انتخاب دوباره محمود احمدی نژاد و ردّ تماس های موسوی –بعنوان برنده انتخابات در ذهن اکثریت مردم کشور- دستور بازشماری محدود چند صندوق رای را صادر کرد، اما این وقتی صورت پذیرفت که قدرت جنبش سبز در اعتراض به وضع موجود شکل گرفته و شروع به قدرت نمائی در مقابل حکومت و حامیان خامنه ای کرده بود. رهبر با کمک خواستن از شورای نگهبان، خواستار "ارفاق" به منتقدان بود تا آنها نیز به اصطلاح توبه کنند و در مقابل وی کرنش نمایند. انعطاف ناپذیری ولی فقیه ایران، هم اکنون به مثابه یک اشتباه است؛ چرا که او رفتاریهایش محافظه کاران میانه رو** را نیز کلافه کرده است، آنهائی که دریافته اند اتفاقات نیمه دوم امسال، ایران را برای همیشه تغییر داده است. اینها همان افرادی هستند که از موضوع "وحدت ملی" دفاع می کردند. از خرداد ماه امسال تا کنون، بارها روحانیون و سیاسیون محافظه کارِ جناح رهبری بر این باور بوده اند که این شکاف سیاسی با چند اقدام مانند "آزادی زندانیان سیاسی، تشکیل کمیسیون بی طرف انتخاباتی و بیطرفی صدا و سیما"، هم به نفع دولت بوده و از تنش و حرارت موجود می کاهد و هم می تواند میان طرفداران موسوی و اصلاح طلبان چند دستگی ایجاد کند. البته تمام این موارد را آقای خامنه ای تا کنون رد کرده و نادیده گرفته است. البته بزرگترین کمک به این مبحث، چیزی است که اخیرا بصورت یک بیانیه از سوی پنج روشنفکر جلای وطن کرده - یعنی عبدالعلی بازرگان، عبدالکریم سروش، محسن کدیور، عطا مهاجرانی و اکبر گنجی- منتشر شده است. این روشنفکران ایرانی، کسانی هستند که مسائل کشور خود را به خوبی درک کرده و آنرا بصورت واقع گرایانه و رئالیستی دیده و تحلیل می کنند. با یک استثناء -یعنی بازرگان که پدرش رئیس اولین دولت پس از انقلاب و رقیب جدی حکومت محسوب می شد و خودش سمبلیک در این جمع حضور دارد، مابقی امضا کنندگان این بیاینه از کسانی بودند که به قدرت یابی محمد خاتمی در خرداد ۷۶ کمک کرده بودند، که شاید بتوان گفت جنبش سبز کنونی ایران، از آن جنبش اصلاحی نشات گرفته است. بیانیه این پنج روشنفکر که بصورت مانیفست منتشر شده، ممکن است در آینده یکی از مهمترین سندهای تاریخی شود. این پنج نفر خواستار استعفای محمود احمدی نژاد از مقام ریاست جمهوری، برگزاری انتخابات مجدد و برداشتن محدودیت فعالیت های رسانه ای، دانشگاهی و سیاسی بوده و همچنین خواهان عدم دخالت سپاه در امور سیاسی - اقتصادی کشور و بازگشت آن به جایگاه اصلی خود شدند. بیشترین نگرانی و اشاره این بیانیه، استبداد رای آقای خامنه ای بوده و می توان گفت امضا کنندگان این بیانیه، هر کدام به نحوی از رهبری دچار آسیب شده اند. (بعنوان مثال وی مهاجرانی، وزیر اسبق ارشاد را مورد آزار قرار داد و همچنین باعث تبعید دکتر سروش شد.) امضا کنندگان این بیانیه همچنین خاطرنشان می کنند که ولی فقیه می تواند وجود داشته باشد، اما وی برای یک دوره مشخص انتخاب شود و نتواند برای جلوگیری از قانونگذاری، شورای نگهبان را مورد استفاده قرار دهد و همچنین عزل و نصب رئیس دستگاه قضائی در حیطه اختیارات وی نباشد. به دیگر سخن، رهبر بعنوان نماد و سمبل وحدت ملی و دموکراسی کشور که مردم ایران از زمان انقلاب مشروطه برای آن تلاش کرده اند، قرار گیرد. محسن کدیور، روحانی یی که دو دهه پیش بدلیل زیر سوال بردن شورای نگهبان، از سوی حکومت متهم شده بود، معتقد است بیاینه فوق الذکر می تواند "تحت قانون اساسی فعلی ایران اجرا گردد". این ممکن است برای کسانی مانند سلطنت طلب ها یا گروههای معتقد به براندازی جمهوری اسلامی که سالهاست در تبعید به سر می برند، به مثابه یک ضربه باشد. بر خلاف انتظار آنها، کدیور معتقد است "پروژه ساختنِ ایرانی جدید، بدست اصلاح طلبانی خواهد افتاد که ۱۵ سال اخیر را صرف تغییر مسالمت آمیز کرده اند." با اینکه ممکن است بیانیه پنج روشنفکرِ ایرانیِ جلایِ وطن کرده، با توجه به دستگاههای گسترده سرکوب و حضور چندین میلیون ایرانیِ سنتی مخالف اصلاحات و جنبش سبز، هنوز نارس باشد، اما نگاه عادلانه آن است که می بینیم این پنج تن تشخیص داده اند مطالبات این جنبش درونزا و از مقر اصلی خواهد بود. آنها همچنین خطراتی که ممکن است اقلیت افراطی و خشونت طلبانِ حامی دولت ایجاد کرده و خون هزاران تن از هم میهنان خود را برای "باقی ماندن در قدرت" بریزند، گوشزد کرده اند. یک جنبش گسترش یافته مراسم تشییع جنازه آیت الله العظمی منتظری در ماه گذشته میلادی و همزمان با ایام سوگواری مذهبی در ایران، با توجه اینکه ایشان از مخالفان برجسته مذهبیِ آقای خامنه ای محسوب می شد، می تواند نشانه ای از گسترش جنبش همانگونه که بیاینه پنج روشنفکر به آن اشاره کرده بود، می باشد. در روز تشییع جنازه منتظری، هزاران نفر از مردم طبقه متوسط و همگرایان ایشان، دژ روحانیون محافظه کار در قم را تسخیر کردند. در خیابان ها و در بیرون حرم بزرگ قم، آنها به هزاران تن از مردم محلی و پیروان تعالیم و مقلدین منتظری پیوستند و شعارهای تندی علیه برخی از مقامات برجسته حکومت سر دادند. یکی از شاهدان عینی در این مورد خاطرنشان کرده بود "این روز بزرگی برای شهر ما بود؛ چرا که کسی نمی توانست باور کند چنین شعارهائی از تمام نقاط شهر قم سر داده شود." البته آقای خامنه ای با نیتی بد و مشخص، برگزاری مراسم سوگواری برای آیت الله منتظری را در اکثر شهرها ممنوع اعلام کرد، که البته قابل ذکر است در چندین شهر منجر به تظاهراتی خشونت آمیز گردید. در عین حال مطبوعات اجازه نداشتند به پیشینه و دیدگاههای سیاسی آیت الله منتظری اشاره ای کنند و آنچه منتشر گردید، فقط پیام تسلیت کنایه آمیز رهبر جمهوری اسلامی بود. گرچه می توان گفت تظاهرات سوگواران منتظری در شهر قم، قوت قلب به جنبش سبز عطا کرد، ولی در عین حال ناآرامی های عاشورا، مشکلات عدیده و انضباط بیمار کشور را خاطرنشان کرد؛ چرا که تظاهر کنندگان متحمل خسارت سنگین شده و دست کم هشت نفر کشته و بسیاری مجروح و دستگیر شدند. اما دستکاری ماهرانه اخبار توسط حکومت و جعل گزارش های منتشره در رسانه های تحت امر آن، خشونت و بی رحمی لباس شخصی ها و بسیجیان حامی دولت را تحت الشعاع شعارهای تند معترضین قرار داد و همین بهانه ای دیگر بود برای تداوم خشونت علیه جنبش. همان جنبشی که زمانی به غیرخشونت آمیز بودن خود افتخار کرده و راهپیمائی های آرام ومسالمت آمیز برگزار می کرد، به نظر می رسید که اکنون در حال از دست رفتن است. در همین راستا روزهای بعد از عاشورا مقامات و رسانه های حکومت، جنبش اعتراضی مردم را مورد اتهام و حمله قرار داده و آنها را "کافر" و "منکر همه مقدسات" خوانده و معتقد بودند که آنها به روز مقدس شیعیان بی حرمتی کرده اند. تلویزیون دولتی ایران نیز تکه فیلمی را که معترضان مقابل یک ساختمان در حال سوختن شادمانی می کردند، مرتبا نمایش می داد و آنها را هوادار و عضو مجاهدین خلق و یا طرفداران فرزند شاه سابق ایران معرفی می کرد. بلافاصله در ۳۰ دسامبر (نهم دی ماه)، تظاهراتی سازمان یافته و دولتی انجام شد که حامیان دولت خواستار اعدام میرحسین موسوی و طرفداران وی شدند. برای مدتی به نظر می رسید نمی توان از دستگیری موسوی و کروبی اجتناب کرد و حتی برخی از اعضای مجلس و روحانیون تندرو و عناوین روزنامه های آنها، خواستار بازداشت و اعدام آنها باشند. تنها دلیل قانع کننده ای که خامنه ای را در دستگیری و مجازات آنها مردد کرد، البته "ترس وی از تبدیل شدن آنها به شهیدان جنبش بود. در هفته اول ژانویه سال نو میلادی اطلاعیه ای منتشر شد، که عزت الله سحابی یکی از چهره های قدیمی اپوزیسیون داخل کشور، طی نامه ای سرگشاده خاطرنشان کرد که جنبش سبز به سمت رادیکالیسم و خشونت طلبی نباید کشیده شود. او ایرانیان خارج از کشور و تبعیدیان را نصیحت و خاطرنشان کرد که "مخالف آرمانهای دست نیافتنی و غیرواقعی است." وی همچنین تاکید کرد که تحقق انقلاب در ایرانِ امروز نه ممکن است و نه مطلوب. سحابی پیش بینی کرد اگر روحانیون میانه رو و محافظه کار مجبور به انتخاب بین جنبش رادیکال و وضع موجود باشند، آنها ثبات را انتخاب می کنند. البته اینکه نامه سحابی به چه میزان ممکن است جنبش سبز را هشیارتر کرده باشد، در ۲۲ بهمن مشخص خواهد شد. زمانیکه معترضان و مخالفان قصد دارند از فرصتی که برای جشن پیروزی انقلاب پیش خواهد آمد، استفاده نموده و دوباره به خیابان ها بیایند. موسوی با اینکه ظاهرا همچنان در غیر قانونی بودن دولت محمود احمدی نژاد پافشاری می کند، اما وی خاطرنشان کرده است که نمی خواهد تمام مطالبات مخالفان یکجا و فورا پاسخ داده شده و برآورده شود. از منظر یکی از مخالفان، آقای خامنه ای بدلبل خیال پردازی و نفرتی که از خلاقیت هوادارانش دارد، نتوانسته است این خلاء پیش آمده را پر نماید و در عوض مخالفین توانسته اند آنرا جامه ی عمل بپوشانند. اینجا دیگر مخالفین تنها نمی گویند چه نمی خواهند، بلکه در مورد مطالبات خود نیز بحث دارند و اعلام کرده اند که چه می خواهند. عبای قدرت در حال افتادن است مردمی که رهبر [ایران] را می شناسند از سخت دلی او متعجب نیستند. او دورهٔ هشت سالهٔ ریاست جمهوری محمد خاتمی که تا به حال تنها رئیس جمهور اصلاح طلب ایران بوده است را، صرف جلوگیری از اصلاحاتی کرد که در مقایسه با آنچه اکنون مطالبه می شود بسیار بی ضرر بود. آنچه به نظر میرسد این است که به گمان آیتالله خامنه ای امتیاز دادن تحت فشار، بیش از این که نشان از خردمندی باشد نشان ضعف است. در نتیجه وی خود را به فراخوانیهای مبهم مردم به وحدت دلخوش کرده، در حالی که بسیج بر سر اعضای مخالفان [اپوزیسیون] ضربه وارد میکند و نگهبانان زندانهای کشور به عنوان شکنجه گر رسوا (بدنام) می شوند. آقای خامنهای که به مدت دو دهه در رأس ساختار قدرت ایران باقی مانده است، در حال حاضر به شدت ناراحت به نظر میرسد. ایشان با عدم پشتیبانی از انتخابات مجدد پس از اعتراضات بعد از انتخابات خرداد ماه، مقدار زیادی از خشمی که متوجه احمدی نژاد شده بود را متوجه خود کرد. تا چند ماه اخیر، اندک شهروند تهرانی به خود جرات می داد که "مرگ بر خامنهای" را پچ پچ کند. در حالیکه اکنون این شعار عادی شده است. هیچ کدام از این چیزها به این معنا نیست که آیتالله خامنه ای در معرض سقوط قرار دارد. اعتصابهایی که منجر به سقوط رژیم شاه شدند تا به حال محدود به تحریم امتحانات توسط دانشجویان شده است. هیچکدام از اعضای اپوزیسین در انتظار نتایج سریع نیستند. در اعلامیه پنج نفره عبدالکریم سروش، محسن کدیور، عطالله مهاجرانی، اکبر گنجی و عبدالعلی بزرگان، اعتراض و مخالفت برای مدتی طولانی پیش بینی شده است. اما شاید بسیاری از ایرانیان کمتر به دموکراسی و بیشتر به وجود رهبری عادل، که قدرت خود را با وکالت بدست آورده است، معتقدند. طی تابستانی که گذشت، عبای [قدرت] شروع به افتادن از روی شانهٔ آقای خامنهای کرد و او برای جلوگیری از افتادنش، نیازمند به مهارتی جدی خواهد داشت. مبارزه با رژیم اشغالگر سلامی , رژیم رو به فروپاشی , آیا اقای بابک داد راست میگوید یا روزنامه کیهان ؟ « سه ماه پیش کیهان گفت بابک داد خارج از کشور است و امروز بابک را در پاریس می بینیم ! » مطلبی که میخواهم بگویم حقیقتا برای خیلی از طرفداران جنبش سبز خوشایند نیست اما ما می بایست به نقد تن دهیم و می بایست بی طرفانه قضاوت کنیم . روزنامه کیهان در خبری ویژه میگوید : « دیدی در رفته بودی آقای پادو ! » . حدود سه ماه پیش روزنامه کیهان مدعی شد که آقای بابک داد از ایران خارج شده است ، و ایشان صرفا ژست مبارز پارتیزانی را میگیرند . در ادامه کیهان صحبتهایی از اقای داد را به شهادت میگیرد . « بابك داد با بيان اين كه بعد از دو ماه چرا خبري از سران دستگير نشده احزاب اصلاح طلب نيست تا محكم عليه اين نظام نامشروع حرف بزنند، مي نويسد: چرا آنها نقش خود را با جديت بيشتر و در اختفاء ايفا نكنند؟ چرا هزينه هاي كوچ براي فاش گويي را نپذيرند؟ چرا از خانه دل نمي كنند و كوچ سبز را تجربه نمي كنند؟ آنها با كوچ و اختفاء در همين سرزمين، افشاگري كنند. » . لحن صحبت اقای داد نسبت به دیگران طلبکارانه است . به گونه ایی است که از خود یک قهرمان ساخته اند و عده ایی را به نوعی ترسو خوانده اند . اما حالا ما می بینیم آقای بابک داد سر از پاریس در میاورد . آیا پیشگوییهای روزنامه کیهان اتفاقی درست از آب در آمد ؟ یا آیا در همان زمان که روزنامه کیهان گفت ایشان از کشور خارج شده ، واقعا ایشان خارج شده بود ؟ این سوالی است که می بایست بررسی شود و اقای بابک داد می بایست توضیح دهند . چرا که ادعاهای اقای بابک داد در مورد هفتاد بار اسباب کشی از این خانه به آن خانه ، حقیقتا به دور از منطق و عقل است . کیهان , بابک داد , مبارزه پارتیزانی , خروج از کشور , ادعای درست یا غلط , بحران عميقتر و کودتاگران منزویتر میشوند! فيلم آتشزدن تصوير آيتالله خمينی کاملا مشکوک است! با توجه به ادامهی فضای اعتراضی و گسترش جنبش سبز که در ۱۶ آذر شاهد آن بوديم کودتاگران برای پیگيری روشهای خود و همراهکردن بدنهی نيروهای نظامی با فرماندهان سرکوب بهدنبال بهانههايی میگردند که ادامهی سرکوبها را توجيه کند. عميقترشدن شکافهای حاکميت آنهم در شرايطی که جنبش سبز روزبهروز فراگيرتر میشود و هيچ نشانهای از تجزيه و شکاف در درون آن پديد نيامده، خامنهای را بهشدت نگران و وحشتزده کرده است. او دراين بازی اخير میکوشد هاشمی رفسنجانی و همنظران او را به حاشيه براند، در جنبش سبز شکاف ايجاد کند، امری که تاکنون در انجام آن شکست خورده است. در روز ۱۳ آبان، جوانان خشمگين، تصاوير علی خامنه ای را آتش زدند. آن حادثه هيچ واکنش مهمی در ميان روحانيون و آن بخش از مردمی که هنوز از نظام جمهوری اسلامی حمايت می کنند پديد نياورد. چرا؟ به اين دليل که اکثريت عظيم روحانيون و طرفداران سنتی جمهوری اسلامی نيز ديگر به خامنه ای اعتقاد ندارند. اقدامات و سخنان او از کودتای ۲۲ خرداد تا به امروز چنان رسوايی برانگيز است که در طيف اصولگرايان نيز بجز معدودی از عناصر بدنام و بی اعتبار کسی جرات حمايت از آن را ندارد. کم نيستند عناصری از اين طيف که کودتای انتخاباتی و سرکوب های خونين و فجايعی نظير کهريزک و ترور و ارعاب شواهد جنايات هولناک کهريزک را برای بقای نظام و حتی بقای روحانيت خطرناک و مهلک می دانند و هنوز آرزو دارند خامنه ای حساب خود را از احمدی نژاد جدا کند و از راه رفته بازگردد. اگر پيش از کودتای انتخاباتی کسی عکس خامنه ای را آتش می زد، بسياری از روحانيون و جريانات و عناصر طيف اصولگرا دراعتراض به چنين کاری به حرکت درمی آمدند و احتمالا می توانستند چندين ميليون نفری هم از ميان جمعيت کشور عليه اين اقدام بسيج کنند. اما پس از کودتا، چنين چيزی محال است! چرا که خامنه ای همه موجودی و اعتبار مقام ولايت را در اين بازی باخته و از مقام رهبری کل نظام به سطح يکی از سران کودتا که به آرای يک ملت خيانت کرده اند تنزل پيدا کرده است. او دراين ۶ ماهه علاوه بر رهبری کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد فرماندهی مستقيم جنايات زير را نيز برعهده داشته است: - سرکوب خونين تظاهرات مسالمت آميز مردم. - شکنجه زندانيان سياسی برای وادار کردن آنان به ابراز ندامت و برپا کردن دادگاههای نمايشی. - تلاش برای مرعوب کردن مراجع و روحانيون ناراضی. - جلوگيری از کار کميته های حقيقت ياب که قرار بود درباره فجايع کهريزک، تجاوز به زنان و مردان زندانی، و قتل زندانيان سياسی تحقيق کنند - و... با توجه به اين واقعيت ها، طبيعی است که مردم شعار مرگ بر خامنه ای را به شعارهای خود بيفزايند و در تظاهرات خيابانی کسانی از ميان جوانان خشمگين تصوير وی را آتش بزنند. اما همان گونه که اشاره شد پاره کردن و آتش زدن تصوير خامنه ای احساسات روحانيون و بدنه نيروهای مسلح را جريحه دار نساخت. و اين در حالی است که با توجه به ادامه فضای اعتراضی و گسترش جنبش سبز که در ۱۶ آذر شاهد آن بوديم کودتاگران برای ادامه روش های خود و همراه کردن بدنه نيروهای نظامی با فرماندهان سرکوب به دنبال بهانه هايی می گردند که ادامه سرکوب ها را توجيه کند. آتش زدن تصوير آيت اله خمينی آن برای چنين دستاويزی است. برهمين اساس است که در ۱۶ آذر صداو سيمای جمهوری اسلامی با آب و تاب زياد، فيلمی از به آتش کشيدن تصوير آيت اله خمينی را چندين بار به نمايش می گذارد. و بی درنگ همه رسانه ها و سخنگويان حکومت کودتا شروع به بزرگ نمايی اين حادثه می کنند تا از آن يک " پيراهن عثمان" برای توجيه اقدامات خود بسازند. آنها می دانند تا زمانی که نتوانند رهبران شاخص جنبش سبزرا از آن جدا کنند، تا زمانی که نتوانند با تزريق خشونت و راديکاليسم افراطی در اين جنبش در ميان فعالان آن شکاف ايجاد کنند. اولا، نخواهند توانست آن را از پويشی که روز به روز به نيرومندترشدن و فراگيرترشدن آن کمک می کند، باز دارند. و ثانيا آن که نمی توانند بدنه نيروهای نظامی را برای ادامه سرکوب مردم برای روزها و ماههای آينده با خود هم راه نگهدارند. براين اساس هدف از آتش زدن تصوير آيت اله خمينی و بزرگنمايی آن در صدا و سيما اين بوده است که : ۱- موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی را زير فشار بگذارند و آنان را ناچار به ايراد سخنانی کنند که موجب دلسردی و نوميدی و يا شکاف در جنبش سبز شود. ۲- بدنه نيروهای نظامی و انتظامی را با فرماندهان کشتارو سرکوب هم دل وهمراه سازند. ۳- روحانيون ناراضی و مردد را به همکاری وهمدستی با کودتا ترغيب کنند. اما بعيد است که کودتاگران از اين ترفند نيز طرفی ببندند. مردم دست خامنه ای و ايادی کودتا را خوانده اند و هرکاری که آنان با هدف سرکوب و ارعاب انجام می دهند و هر زهری که در جامعه می پاشند بالافاصله مردم پادزهر آن را پيدا می کنند و ايادی کودتا را از کرده خود پشيمان می سازند. جنبش روسری و چادر به سر کردن مردان پس از دستگيری اخير مجيد توکلی نمونه ای از واکنش های آگاهانه مردم در قبال همين گونه ترفندهای کثيف کودتاگران است. همه می دانند که جنبش سبز و فعالان و رهروان شاخص آن از هرگرايش فکری و عقيدتی با دين مخالف نيستند بلکه با ابزاری کردن دين مخالفند. همه می دانند که مساله عاجل و امروز جنبش سبز اعتراض به تقلب انتخاباتی و مخالفت با رهبران کودتا يعنی شخص علی خامنه ای است نه آيت اله خمينی. ممکن است در اين جنبش بزرگ معدودی جوانان خشمگين به اقداماتی که بهانه به دست سرکوبگران می دهد دست بزنند، اما گرايش عمومی چنين نيست و اکثريت عظيم فعالان جنبش سبز جوانان خشمگين را از توسل به اقداماتی که مايه دست و بهانه ساز برای سرکوبگران می شود برحذر می دارند. آنان که اقدام مشکوک آتش زدن تصوير آيت اله خمينی را بزرگنمايی می کنند و در جهت مقاصد خود از آن " پيراهن عثمان" درست کرده اند بايد به اين پرسش که در اذهان مطرح است پاسخ دهند که آيا اين اقدام زشت تر است يا جنايات کهريزک؟ آيا اين اقدام بدتر است يا به خون کشيدن تظاهرات مسالمت آميز ملتی که می پرسد رای من کجا است؟ آيا اين اقدام بدتر است يا قصه های هولناک تجاوز به زندانيان و کشتن و سوزاندن آنان؟ آيا اين حرکت بيشتر با دين و اخلاق و انسانيت ناسازگار است يا شکنجه زندانيان سياسی و پروژه های رسوای ندامت گيری؟ اگر به قول پيامبر اسلام " حرمت انسان از حرمت خانه کعبه بيشتر است"، آيا برهمين اساس، حرمت انسانهايی که به جرم سئوال از مسوولان به خاک و خون کشيده شده اند از حرمت تصوير آيت اله خمينی بيشتر است؟ واقعيت آن است که جنبش سبز در ادامه پايداری پيگير و هوشيارانه خود شکافهای درونی حاکميت را عميق تر کرده است. و اين درحالی است که هيچ يک از ترفندها و تلاشهای رژيم نتوانسته است در صفوف آن شکاف ايجاد کند. عميق تر شدن شکافهای حاکميت آنهم در شرايطی که جنبش سبز روزبه روز فراگيرتر می شود و هيچ نشانه ای از تجزيه و شکاف در درون آن پديد نيامده، کودتاگران و شخص خامنه ای را به شدت نگران و وحشت زده کرده است. چرا که اين روندها به مفهوم منزوی تر شدن کودتاگران و قدرتمندترشدن جنبش دموکراسی خواهی است. بهانه کردن اهانت به آيت اله خمينی و بزرگنمايی بيش از حد يک اتفاق مشکوک در گوشه ای از يک جنبش بزرگ و سراسری تازه ترين ترفند کودتاگران برای بازگرداندن انسجام دربالا و تجزيه جنبش سبز است. ترفندی که کودتاگران را بی اعتبارتر و منزوی تر می کند. خامنه ای دراين بازی می کوشد هاشمی را بيش از بيش به حاشيه براند و شرايط را برای دستگيری به زعم او سران فتنه يعنی موسوی و کروبی فراهم کند. اما او از اين اقدامات نيز طرفی نخواهد بست فقط ناتوانی او و حاکميت تحت رهبری او را در حل بحران به نمايش می گذارد و بحران درونی نظام را غيرقابل حل می کند.امری که ديريا زود به سود جنبش دموکراسی خواهی تمام خواهد شد. جنبش سبز دموکراسی خواهی در مسير خود بايد با هوشياری به سه مساله حياتی زير توجه اکيد مبذول دارد: ۱- از راديکاليسم و تندروی که مايه دور شدن نيروهای مردد و ناراضيان درون بدنه نظام خواهد شد اجتناب کند و به شعارهای حداقلی مثل ابطال انتخابات، آزادی انتخابات، پيگيری پرونده جنايات کهريزک و امثالهم و آزادی زندانيان سياسی قناعت کند. و از هرگونه شعار و اقدامی که انسجام دستگاههای سرکوب را سبب می شود بپرهيزد. ۲- به روش های مسالمت آميز و عدم خشونت پای بند بماند.و دربرابر کنش ها و ترفندهای تحريک آميز رژيم کودتا با هوشياری به واکنش هايی توسل جويد که انسجام و يکپارچگی آن را در مخاطره قرار ندهد. ۳- همچون شش ماهه گذشته ازهرگونه برخورد و روش دافعه پرهيز کند و ظرفيت خود را در همراه ماندن با همه مخالفان کودتا ازهر گرايش و عقيده ای گسترش دهد. ۲۳ آذرماه ۸۸ علی کشتگر مبارزه با رژیم اشغالگر اسلامی , بحران عمیقتر , حکومت کودتا , انتقاد شادی صدر از خشونتها علیه زنان شادی صدر، حقوقدان و فعال جنبش زنان، از بیتوجهی سیاستمداران به آنچه که خشونت «خصوصی و دولتی» علیه زنان در ایران نامید، انتقاد کرد. خانم صدر که روز گذشته شنبه، به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان در کلن آلمان سخنرانی میکرد، اظهار داشت ۷۰ درصد زنانی که در تجمعات پس از انتخابات مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند، در خانه هم «خشونت» را تجربه کردهاند. به گفته این حقوقدان، بسیاری از مردان در ایران، رفتارهای خشونتباری با همسران خود دارند که باید برای حذف مظاهر این خشونتها (خصوصی و دولتی) تلاش کرد. شادی صدر , روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان , خشونت , واردات انبوه راه مبارزه با تورم نیست دولت ایران میگوید که برای مهار تورم پیشبینیها و اقدامات لازم را انجام داده است. اما یک کارشناس اقتصادی سیاستهای دولت را ناکارا میداند.او در عین حال معتقد است که تحریم بنزین تاثیری بر سیاست هستهای ایران نمیگذارد. دویچه وله: آقای دکتر خاوند روزنامهی انگلیسی "فایننشال تایمز" گزارش داده که در آستانهی تحریمهای احتمالی علیه ایران، سه شرکت بزرگ ویتول، گلنکور و ترافیگورا صادرات بنزین به ایران را قطع کردهاند. تأثیر این کار در گرانیهای معمول در آغاز سال نو چه خواهد بود؟ فریدون خاوند: قطع صادرات بنزین به ایران از سوی شرکتهایی که تا به حال این عمل را در رابطه با جمهوری اسلامی انجام میدادند، طبعا دشواریهایی را در مورد به دست آوردن بنزین مورد نیاز مردم ایران بوجود میآورد. اما در مجموع من تصور نمیکنم که تأثیر این اقدامها آنچنان زیاد باشد. به این دلیل ساده که کشورهای دیگری هستند که میتوانند در فاصلهی نسبتاَ کوتاه این کاهش صدور بنزین را از سوی شرکتهایی که نام بردید، جبران کنند. واردات , انبوه , مبارزه , تورم , چرا سردار از اعتراضات مردم پایین شهر می ترسد؟ فیلمی از سخنرانی سردار قاسمی در جمع بسیجیان منتشر شده است که در آن وی می گوید: « ... از آن روزی باید بترسیم که دمپایی پوشها و کفش ملی پوشهای شوش و شاه عبدالعظیم و خیابان پیروزی... آن روز اگر قاط زدند و پشت ولایت نبودند. آن روز فرار کن برو خارج. اگر آنها ول کردند پشت خط را آن روز باید فرار کنی و بترسی. و الا آروغ زنی های یک سری که از زیر پل پارک وی و اینها بیایی پایین و اینها و عربده بکشی و فلان و اینها، آن روز خیالی نیست عزیز من، استقبال می کنیم. (خنده حضار) نهایت بریزید دانشگاه تهران چهارتا بادکنک سبز هوا کردید و اینها... » (1) به نظر من، تحلیل این بخش از سخنان سردار، می تواند گره گشایی یکی از مهمترین و داغ ترین بحث ها در جنبش سبز باشد....از زمانی که جنبش سبز به یک جنبش اعتراضی تبدیل شد، همواره این پرسش مطرح بوده است که آیا مشی نرم و مودبانه این جنبش میتواند موثر واقع شود یا به عبارت بهتر، در کشوری مانند ایران که حکومتی ایدئولوژیک دارد آیا شیوه ماندلا و گاندی ثمربخش است؟ (2)عده ای در پاسخ به پرسش فوق، این ادعا را مطرح میکنند که اگر معترضان روشهای مودبانه فعلی را رها کنند و به سمت شیوههای عملگرایانهتری پیش بروند، در جهت خواسته حکومت حرکت کردهاند زیرا حکومت با توجه به قدرت نظامی عظیمی که دارد، در برخورد رو در رو با مردم دست بالا را خواهد داشت و بازی کردن در این زمین قطعا به شکست و سرکوب مردم منتهی خواهد شد. بنابرین حکومت مایل است که مردم روشهای اعتراضی فعلی را رها کنند و وارد بازی جدی تری شوند. (3)اما آنچه در عمل رخ داد، چیز دیگری بود. روشهای اعتراضی مودبانه و بانزاکت فعلی، نه تنها مردم را از سرکوب و خشونت بی امان، حفاظت نکرد، بلکه دست حکومت را باز گذاشت تا شدیدترین توان خود برای سرکوب را به کار برد. حکومت در سرکوب خود عملا تفاوتی میان اعتراض نرم و سخت قایل نشد، بلکه حتی می توان گفت که معترضان فرهیختهتر و مودبتر را به مجازات های طویل المدتتری محکوم کرد. بدینترتیب، در عمل مشخص شد که این نظریه روشنفکرانه! از ابتدا فاقد واقع بینی لازم بوده است.ینک سخنان سردار قاسمی، به صریح ترین شکل ممکن، واقعیت را از نگاه طرف مقابل بیان می کند. او اعتراضات مودبانه طبقه متوسط جامعه را "آروغ زنی" مینامد و با اشاره به روشهایی مثل "بادبادک سبز هوا کردن"، اعتراضات آنها را به سخره میگیرد، در حالی که می داند که این معترضان اکثریت را در پرجمعیت ترین و استراتژیک ترین شهر ایران تشکیل می دهند و در مقابل از روز "قاط زدن" جنوب شهریها (هرچند اقلیت باشند) میترسد و تنها راه حل در مقابل آن را فرار به خارج از کشور می داند. به بیان دیگر، حکومت نه تنها از وارد شدن معترضان به رفتارهای جدیتر - مشابه رفتار افراد جنوب شهر-،استقبال نمیکند بلکه آن را خطری در حد نابودی و سقوط میداند. باید توجه داشت که از زمان انتخابات جنجالی خرداد 88 تاکنون، تنها یک بار صدای نماینده ای از معترضان از صداوسیما پخش شده است که آن هم پس از ماجرای عاشورا بود، یعنی زمانی که مردم اندک مقاومتی در عمل از خود نشان دادند. (4) واقعیت تلخ آن است که زور، مهمترین عامل بقای حکومت ها در ایران و بلکه خاورمیانه است و تا زمانی که شخص حاکم مصمم به استفاده از زور باشد و زورش از مخالفانش بیشتر باشد، بیهوده است که تصور کنیم با آبروریزی و مشروعیت زدایی از حکومت و روشهای دموکرات منشانه ای مثل بادبادک هوا کردن و راهپیمایی سکوت، می توان تغییری در ساختار سیاسی داد. حکومتی که اقتصادش را با فروش نفت می گذراند، جامعه را با نیروی نظامی کنترل می کند و خارجی ها را دشمن می نامد، بعید است که اعتنایی به مفاهیمی مثل آبرو و مشروعیت و ... داشته باشد. خلاصه کلام آنکه روشنفکران جامعه، باید بارها سخنان سردار قاسمی را گوش کنند؛ آنقدر که این تصویر واقعی جامعه و حکومت ایران در ذهن شان جایگزین تصویرهای خیالی ای شود که ناشی از خواندن کتابهای تاریخ سایر ملل هستند. باید به این درک واقع بینانه برسند که در ایران، و در سطح وسیع تر خاورمیانه، ملک به ظلم می ماند ولاغیر. (5) باید به یاد داشت که شناخت واقعیت پیش شرط تغییر آگاهانه آن است. _____________________________________________ 1- http://www.youtube.com/watch?v=jIbFpyXeEXg&feature=sub 2- http://www.nimnama.com/index.php?option=com_content&view=article&id=282 3- از جمله عزت الله سحابی در نامه خود به هموطنان خارج از کشور http://www.kaleme.org/1388/10/13/klm-7220 4- دکتر اطاعت در برنامه رو به فردا 5- ر.ک « الملک یبقی مع الظلم، دست کم در ایران» http://nimnama.com/index.php?option=com_content&view=article&id=203 مبارزه , بی خشونت , واقع بینی , آیین مزدک به روایت دینکرد(تنها متن بازمانده از گفتگوی مزدکیان با روحانیت زرتشتی) در نخستین سالهای آغاز پادشاهی ساسانیان و با پشتیبانی اردشیر بابکان، دین تازهای به نام «بهديني» یا «مزديسنا» (مزداپرستي) بدست موبد کرتير به وجود آمد که پس از حدود 1700 سال و در قرن اخیر به «دين زرتشتي» تغییر نام داده و ارتباطی با شخص زرتشت ندارد. نفوذ و دخالت موبدان زرتشتی عصر ساساني در هنجارهای دینی مردمان، تحریف و تباهی فرهنگ و تاریخ ایران زمین، کشتار و نابودی پیروان ادیان دیگر و نیایشگاههای آنان (که کرتیر در کتیبه معروف خود در نقش رستم به صراحت به آن اشاره کرده است)، موجب تضعیف هویت ملی، پیشینه تاریخی و همبستگی ایرانیان میشود و آنچنان بنیادهای فرهنگی و اجتماعی ایرانیان را تباه میکند که راه را برای غلبه مهاجمان آزمند به ایران هموار میسازد. در تمام مدت سلطهگری دینی عصر ساسانی، جنبشهای گوناگونی برای رهایی جامعه ایرانی از چنگال انحصارطلبان دینی و سرکوبگران آزادیهای اجتماعی و فردی روی داد که تمامی آنها با دو ابزار پر توان و نیرومندی که همواره در ایران و جهان روایی داشته، سرکوب و نابود شدند: نخست، بهرهگیری از قدرت نظامی و زور سرنیزه؛ دوم، بهرهگیری از قدرت دینی و اتهام ارتداد و بیدینی و کفر. یکی از چنین جنبشهایی، برنامه اصلاحات اجتماعی و اقتصادی مزدک و یاران پرشمار او بود که توانست در کوتاه زمانی، منافع ملی جامعه ایرانی را از تصاحب تمامیتخواهان خارج کند؛ اما در نهایت، جنبش مردمی آنان قربانی صاحبان قدرت، ثروت و نیرنگ شد. هر چند که مزدکیان پس از این رویداد خونبار که یکی از فجیعترین کشتارهای دستهجمعی و نسلکشیها در تاریخ بشریت و به فرمان انوشیروان عادل است، دیگر موفق به کوشش فراگیر دیگری نشدند، اما سایه آنان همواره در دورههای گوناگون تاریخ عصر اسلامی و در مبارزه با خلفای عرب و تمامیتخواهان تازه به دوران رسیده که ناهنجاریهای پیشین را با نامی تازه در پیش گرفته بودند، دیده میشود. جنبش رهاییبخش بابک خرمدین (که نام خود را از «خرمه» بانوی دلاور ایران زمین و همسر مزدک گرفته، نمونهای از آن است. منابع بررسی در تاریخ جنبش مزدک و باورهای آنان بسیار اندک است و همان شمار معدود نیز منابعی هستند که به دست دشمنان و بدخواهان او نوشته شدهاند و عملاً هیچ نوشتهای از آنان و یا از مدافعان آنان وجود ندارد تا محقق بتواند تنها به قاضی نرفته باشد. تنها اثری که در آن از مزدک به نیکی یاد شده و او را گرانمایه مردی با دانش و رای نامیده و در عینحال از زرتشتیگری ساسانی دفاع نکرده است، همانا شاهنامه فردوسی و چند بیت کوتاه، اما پرمعنای او است. اما یکی از مهمترین منابع در زمینه باورهای مزدکیان و اختلاف آنان با زرتشتیان، عبارت است از کتاب پهلوی «دینکرد» که بزرگترین متن بازمانده به زبان پهلوی بوده و دایرهالمعارف مزدیسنا شناخته میشود. در آغاز کتاب سوم دینکرد، پرسش و پاسخی میان کسانی که از سخنان آنان، باورهای مزدکی آنان دانسته میشود با روحانیت زرتشتی آمده است. با اینکه این منبع نیز از دید گروه دوم یعنی روحانیت زرتشتی تحریر شده، اما با این وجود آگاهیهای مفیدی در باره برخی واقعیتها و اختلافهای میان آنان را عرضه میدارد. از جمله از خلال همین پرسش و پاسخها است که دریافته میشود مفهوم و منظور واقعی از عبارت اشتراک زنان و اموال توسط مزدکیان، مخالفت آنان با ترویج ازدواج با محارم توسط موبدان و نیز یکتاپرستی مزدکیان در برابر ثنویت موبدان زرتشتی بوده است. در دینکرد، دوازده پرسش و پاسخ میان مزدکیان و روحانیت زرتشتی بازگو شده که دو پرسش نخستین از بین رفته و تنها پرسشهای سوم تا دوازدهم بازماندهاند. به همین دلیل دانسته نیست که این گفتگو در چه زمان و مکانی اتفاق افتاده است، اما از آنجا که مزدکیان در پرسشهای خود رعایت ادب و احترام را میکنند و سخن تندی بر زبان نمیآورند، اما موبدان زرتشتی آنان را با واژهها و توصیفهای زشتی بمانند: تباهخو، فریبگر و شهوتران خطاب میکنند، به نظر میآید که از پشتیبانی سرنیزه برخوردارند. همچنین در این متن، همگی مردمان به دو گروه «بهدین» (زرتشتی) و «بددین» (غیر زرتشتی) تقسیم شدهاند. به چکیده کوتاهی از این گفتگو میپردازیم: در پرسش سوم، شخصی مزدکی (که در همه جای کتاب آنان را «آشموغ» به معنای فریبکار و شرور نامیدهاند)، میپرسد که چرا شما مزداییان، ما را بخاطر آنکه تنها اهورامزدا را ستایش میکنیم و نه چیز دیگری را، نکوهش میکنید؟ موبد در پاسخ این پرسش و پس از چند توهین و خطابهای ناپسند، به بازگویی سخنانی در باره دیو و دروغ و تبهخویی و روان آلوده و غیره میپردازد و بجای پاسخ منطقی به موضوع پرسش، سؤالکننده را از مظاهر روان بد و بیمار میداند که میباید با او و دیوپرستان مبارزه کرد تا جهان قرین پاکی و آراستگی شود. این روشی در گفتگو و مناظره است که تا به امروز نیز همچنان ادامه دارد. در این روش، شخصی که از پاسخ منطقی و مستدل ناتوان میشود به شعاردادن بیمورد با واژههای زیبا، و نیز توهین و تخریب شخصیت طرف مقابل روی میآورد. چنانچه این شخص قدرتی کافی نیز داشته باشد، به کشتن طرفی که از پاسخ پرسش او ناتوان است، روی میآورد (بنگرید به پاسخ پرسش ششم). در پرسش چهارم، به بستن اجباری پوزهبند (پدام) در جلوی دهان که برای همه زرتشتیان واجب بوده است، انتقاد میشود و اینکار لازم دانسته نمیشود. موبد در پاسخ این پرسش و پس از اعتراض بر چنین خردهگیریهای کم ارزش، بدن و بازدم آدمی را نجس و کثیف میشمارد که لازم است با بستن جلوی دهان، مانع رسیدن نجاست و کثافت به هوا شد. او کسانی که پوزهبند نمیبندند را پیرو اندیشه بدِ آشموغی میداند. در پرسش و پاسخ پنجم، به بحثی پیرامون این نکته پرداخته شده است که اگر کسی با مردار آدم یا سگ نجس شده باشد. میباید که چند بار با گُمیز (ادرار) و آب شسته شود تا پاک شود. در پرسش ششم، شخص مزدکی از نهادن خوراک نزد آتش و محرومکردن مردم نیازمند به غذا انتقاد میکند و موبد در پاسخ، ضمن طفره رفتن از پاسخ منطقی و مرتبط با موضوع، میگوید که از بین بردن همه دیوپرستان آیین , مزدک , روشنفکری , مبارزه , کرتیر , زرتشتی , ضرورتِ فوری و فوتیِ {{تشکیلِ جبهة مشترک و فراگیر برای آزادی ایران}} درپیِ خوانشِ گفتگوی دکتر سروش ذیلِ عنوانِ «علوم انسانی، خونین ترین شهید پس از انقلاب بوده است»، نخستین مسئله یی که بدواً در شرایطِ حاضر فقدانِ آن حس میشود (نه فقط در رویکردِ دکتر سروش بلکه در رویکردِ قریب به اتفاقِ روشنفکران و فعالانِ سیاسی)، فقدانِ نظرگاهِ استراتژیک به وقایعِ سیاسیِ اخیر است؛ در یک کلام فقدانِ رهیافتی روشن به عملِ سیاسی. طرفه آنکه در رویکردِ غالبِ روشنفکران، چه دینی و چه غیرِ دینی، آنچه اغلب به بهای مفقودشدنِ عملِ سیاسی برجسته میشود، تبیینهای عقیدتیست. «سیاست، دانش / خواستِ توزیعِ اقتدارمندانة ارزشهاست». اگر این تعریف را برای دانشِ سیاسی و به تبعِ آن خواسته های سیاسیِ ناب بپذیریم و بدانیم که تمامیت خواهانِ حاکم در جمهوری اسلامیِ ایران با این تعریف سرِ عناد دارند، به سویی راه میسپاریم که به گمانِ ما راهِ درستِ مشارکت در امرِ سیاسی است. تمامیت خواهان ارزشهای خود را تولید میکنند و خود به توزیعِ آن ارزشها در جامعه همت میگمارند، و طیِ فرآیندی دوری و مضحک خودشان برداشت کنندة ارزشهای توزیع شده اند. همة جد و جهدِ دموکراسی خواهانة مردم در این نکته خلاصه میشود که میخواهند در تولید و توزیعِ ارزشها مشارکتِ فعال داشته باشند و از ارزشهای توزیع شده در فضایی باز بهره مند شوند. این اولویت برای مردم چنان ملموس و مشخص است که هر نوع بحثِ نظری را برنمیتابند مگر آنگاه که این بحثها نقطة حساسی از حاکمیت را نشانه رود. مثلاً مردم جدال بر سرِ مرجعیتِ دانش را تا آنجا پذیرا میشوند که حریفی چون سروش در برابرِ حریفی چون خامنه ای قد راست کند؛ اگر این جدال در میانِ گروههای اپوزیسیون درگیرد، مردم آگاهانه از طرفینِ درگیر دل میبرند و پس میزنند، چراکه از آن همان تمامیت خواهی را مراد میکنند که همگی درصددِ راندنِ آن از ساحتِ فکر و عملِ سیاسی و به طریقِ اولا زندگیِ اجتماعیِ ایرانیان هستیم. باری، و با این اندریافت، آنچه تدقیقِ آن ضرورتِ تام دارد، تمایزگذاری میانِ عملِ سیاسیِ دموکراسی خواهانه و عقایدِ سیاسیِ عاملانی است که دستی بر آتشِ گذارِ جامعة ایرانی به دموکراسی دارند. پُر واضح است که جنبشِ سبز، جنبشی یک دست با عقایدِ یکسویه نیست. سرِ آن داشتن که این عقاید را یک دست و یکسویه کنیم، راه را بر هرگونه عملِ سیاسیِ جمعی در هیئتِ جبهه یی مشترک میبندد و چه خوش که چنین شود چراکه یکسویه گردانیِ رویکردهای گوناگون همانگونه که دکتر سروش (آنجا که نقد میکند رویکرد رهبرِ ایران را دربابِ استخراجِ علومِ انسانی از قرآن)، به درستی اشاره کرده است، نتیجه یی ندارد جز زایشِ تمامیت خواهیِ خانمان براندازِ دیگری که اگر درست نبینیم و مدارا و تساهل را اصل قرار ندهیم، خودِ جنبشِ سبز را نیز ناقدِ وضعتی از این دست است، به سختی تهدید میکند. عمده ترین خطری که در حالِ حاضر جنبشِ سبز را تهدید میکند، نظام و بازیهای سیاسیِ آن نیست. خطری که بلاشک ویران کننده خواهد بود این است که با اتخاذِ موضعِ روش شناختیِ نادرست برای تقریبِ عقایدِ سیاسی عملاً به سمتی برویم که کوششها در این زمینه نه تنها به نزدیکیِ گروهها نینجامد، بلکه در نتیجة درگیرشدنِ بحثهای نه چندان ضروری دلهایی که تاریخ آنها را برای نزدیک شدن به هم مستعد کرده است، کژتابانه و کژاندیشانه از هم دور شوند. به نظر میرسد کوششها برای نزدیک کردنِ گروههای مختلف با دیدِ «تقریبِ عقایدِ سیاسیِ مشترک» انجام میگیرد و نه با دیدِ یافتنِ فصلهای مشترک در عملِ سیاسیِ ناب، و دقیقاً به همین دلیل، فرآیندِ تقریبِ عملیِ گروهها در شرایطِ حاضر با کندی و تردیدی جانکاه همراه است. بنابراین، شایسته است در کنارِ تبیینِ عقایدِ سیاسی، جد و جهدِ اصحابِ فکر و گروهها برای نیل به ایجادِ جبهة سیاسیِ مشترک با تمرکز بر عملِ سیاسی و اشتراکاتِ چون و چرا ناپذیرِ میانِ گروههای گوناگون در دستورِ کارِ همة گروهها قرار گیرد. ما نمیگوییم اصحابِ گروههای مختلف در جهتِ تبیینِ فلسفی یا کلامیِ رویکردِ سیاسیِ خود نکوشند؛ مسئله این است که این عقایدِ سیاسی نیست که میتواند جنبش را هدفمندانه به پیش برد. همة ما ایرانیان باید به خود ببالیم که در جبهة حق طلبیِ مردمِ ایران همة روش اندیشان از هر طیف و با هر رویکرد حضور دارند. این بنفسه به نفعِ جنبش است و فرصتی تاریخی است برای نفیِ تمام عیارِ هرنوع نگاهِ کینه توزانه و جذبِ حداکثریِ همة رویکردهای ممکن، فارغ از نظرگاهِ سیاسیِ آنها. نقد و نقادیِ گروهها از هم و مواضعِ هم به لحاظِ عقیدتی به نفعِ جنبش است. بیمِ ما آن است که نتیجة بحثهای عقیدتی دوریِ گروهها از هم و شکل نگرفتنِ جبهة مشترکی با محوریتِ نجاتِ ایران از منجلابِ فسادِ سیاسی و اقتصادی و اخلاقی یی باشد که به سببِ فقدانِ دموکراسیِ واقعی گریبانگیرِ همة ایرانیان است. اینکه نظامِ آیندة ایران چه باید باشد، نه ضروریست، نه در این مقطع اساساً محلی از اِعراب دارد. آیندة ایران را مردمِ ایران در فضایی دموکراتیک و از طریقِ همه پرسی تعیین خواهند کرد. آنجا و آن زمان است که گوشِ مردمِ ایران نقد و نقادیهای عقیدتیِ گروههای درگیر در انتخابات را برای رقم زدنِ آیندة خود میشنود. الآن و در وضعیتِ فعلی، مسئله توافق بر سرِ فصولِ اشتراک است و این حقِ مردم است که آشکارا ببینند این جریانهای سیاسیِ مدعیِ دموکراسی خواهی چه اندازه میتوانند در فضای مشارکت با غیر نفس بکشند. به عقیدة ما، راهِ برون رفت از چنین وضعیتی جداسازیِ عملِ سیاسی از عقایدِ سیاسی، و تأکید بر فصولِ مشترکِ خواسته های جریانهای مختلف است. به راستی، ما به دنبالِ چه هستیم اگر جنبشِ دموکراسی خواهیِ ایرانیان در سطحِ نخبگان نتواند طیِ عملکردی دموکراتیک وفاقی ایجاد کند؟ بر این مبنا، باید فصلهای مشترکِ خواسته ها برجسته شود و گروههای مختلف عملاً دستِ اتحاد به سوی هم دراز کنند. و اگر مهمترین خواستة همة ما نیل به دموکراسیست که هست، پُر بیراه نیست اگر قاطبة مردمی که خود را پویشگرِ راهِ جنبشِ سبز میدانند، مدام گوش به زنگ باشند و منتظر که چه روز و چه وقت گروهها از تخریبِ هم دست برمیدارند و جبهه یی مشترک تشکیل میدهند. مردم حتا بر این نظر نیستند که گروهها از بیانِ خواسته های طیفیِ خود دست بردارند. آنچه ضرورتِ آن را حس میکنند دقیقاً مبتنی است بر عملِ سیاسی. و بنابراین، حرفشان این است که بگذارید جنبش به پیروزی دست یابد، آنگاه انتخاب با اکثریت خواهد بود. و پس، در چنین فضایی، اینکه مبارزانِ راهِ آزادیِ ایران چه نقشی در حکومتِ آینده دارند، منوط است به تشخیصِ مردم، و انتخابِ آنها. اینک، و در این برهه اما مسئله نیل به فضای آزادیست، و شایسته و بایسته است برای نیل به این هدفِ مشترک، تبیینهای عقیدتی را معیارِ قُربِ گروهها به هم و تشکیلِ جبهة مشترک و فراگیرِ سیاسی قرار ندهیم. اما آیا به راستی تشکیلِ یک جبهة فراگیرِ سیاسی بر مبنای خواسته های مشترک و چون و چرا ناپذیر با هر تفسیری که از آن خواسته ها به کار باشد، یک ضرورتِ بنیادین هست؟ ما بر این نظریم که به دو دلیل ایجادِ چنین جبهه یی ضرورتِ بنیادین در بزنگاهی تاریخی است؛ دلیلِ اول اینکه اگر خواستِ مشترکِ گروهها را نیل به دموکراسی بگیریم که ظاهراً چنین است، اولین پایگاهی که این دموکراسی خواهی باید در آن جاری شود، پایگاهِ نخبگان است، و دوم اینکه ما با نظامی طرفیم که هرآینه ممکن است حذفِ فیزیکیِ رهبرانِ جنبش را در دستورِ کارِ خود قرار دهد؛ اگر این جنبشِ سبز به راستی یک جنبشِ جدیست، باید بتواند در صورتِ حذفِ رهبرانش به حرکتِ خود ادامه دهد، و این ممکن نیست مگر با وفاقِ دموکراتیک، مداراگرانه، و تساهل مدارانة گروهها با هدفِ یاری رساندن به رهبریِ پذیرفتة جنبش در حالِ حاضر، و به دست گرفتنِ رهبری در صورتِ حذفِ رهبری. ما نمیخواهیم رهبریِ جنبش و شخصِ میرحسینِ موسوی را مقدس جلوه دهیم. خودِ آقای موسوی هم بارها نشان داده است که از تقدیسِ نامِ خود به هر نحوِ ممکن پرهیز دارد. اما همة آنها که خود را پویندة راهِ جنبشِ سبز میدانند، باید بدانند که با هر عقیده و مسلک راهی ندارند و نداریم جز پذیرفتنِ موسوی به عنوانِ رهبریِ جنبش، و مجموع شدن زیرِ همین پرچم. مردم با عقاید و سلایقِ گوناگون این رهبری و خواسته های بیان شدة او را چونان بازتابی از خواسته یی جمعی پذیرفته اند. در طردِ نظراتِ ناهمسو با رهبریِ جنبش نیز، از آنجاکه خود آن نظرات را بر دهانِ رهبرانشان جاری میکنند، هیچ تردیدی به خود راه نمیدهند. و پس آنچه باید آویزة گوش کنیم، وفاق با همدیگر و پیوستن به موجِ آگاهِ سبز است. این همان موجی است که سی سالِ پیش دربرابرِ تحقیرِ پدرسالارانة شاهنشاهی به پا خاست و اینک باز به پا خاسته است تا تحقیرِ پدرسالارانة حاکمیتِ ولایتِ متوهمة فقیه را به عقب راند. خطابِ ما، چنانکه از عنوانِ مقاله برمی آید، دکتر سروش و یارانِ او نیست، گفتارِ او دربابِ وضعیتِ علومِ انسانی ما را بر آن داشت که نقطة بسیار مهمِ نظراتِ او را که همانا رودررویی با شخصِ آقای خامنه ای دربابِ مرجعیتِ علومِ انسانیست، برجسته کنیم و خود را و جنبشِ سبز را و گروههای مختلف را، و حتا شخصِ دکتر سروش را هشدارانه پرهیز دهیم از کشاندنِ این بحث به حوزة اختلافِ نظرهای عقیدتی میانِ گروههای مختلف. عملِ سیاسی حکم به سازش میدهد در جبهة مشترک ازبرای ستیز با خصمِ مشترک؛ عملِ سیاسی حکم میکند که هرچه سریعتر جبهة مشترکِ سیاسی با هدفِ آزادیِ ایران تشکیل شود. این یک فرصتِ تاریخیست تا همة مدعیانِ دموکراسی خواهی نشان دهند به رغمِ اختلافِ نظرهای صریح، با چه درجه یی از تساهل و مدارا قادر به پذیرفتنِ عقاید ناهمسو با یکدیگر هستند. 22 بهمن در راه است؛ یکصدا شوید و همصدا با موجِ سبز ابتکارِ عملِ سیاسی را از رژیم که خوابهای مزورانه یی برای جنبشِ سبز دیده است، با تشکیلِ جبهة فراکیرِ مشترک در دست بگیرید. نگذارید خونِ پویندگانِ راهِ سبز پایمالِ عقایدی شود که هرچه هم ضرورتِ طرح داشته باشد که دارد، معیاری نتواند بود ازبرای عملِ سیاسی. اینکه جبهة مشترک و فراگیرِ آزادیِ ایران با چه هدفی، تحتِ چه سازوکارهایی، چگونه و با چه سرمایه یی باید تشکیل شود، نیاز به تبیینِ استراتژیک دارد. یقیناً در همة گروههای روشنفکری شخصیتهایی هستند که میتوانند پای در میدان عمل گذارند و راههایی عملی برای تشکیلِ چنین جبهة مشترک و فراگیری پیشنهاد کنند. نویسنده متعرضِ این بحث نشد، چون هدفِ این نوشته تبیینِ استراتژیکِ راههای تشکیلِ چنین جبهه یی نبود. هدف گشودنِ بابی به بحث و تبادل نظر در اهمیتِ تشکیلِ جبهة مشترک و فراگیرِ آزادیِ ایران، دوریِ جریانها و گروهها از سخنانِ عقیدتیِ تحریک کننده، و الزام به اشتراکاتِ عملی بود. نویسنده معتقد است این پتانسیل در همة گروهها وجود دارد. همتی میطلبد قدم نهادن در این مسیر... مبارزه با رژیم اشغالگر اسلامی , ما ايرانی بی تبعيض می خواهيم (بيانيه «پشتيبانان سکولار جنبش سبز ایران») 1. پيشگفتار و فراخوان ايرانيان و هموطنان سرافراز! ما، امضاء کنندگان اين بيانيه، بخشی از پشتيبانان سکولار حامی جنبش سبز، دريافته ايم که در لحظاتی قرار داريم که بايد بر اساس وظيفه ی گريزناپذير تاريخی خود گزينه ای را که می پنداريم صلاح آينده ی سرزمين مان در تحقق آن نهفته است پيش روی ملت بزرگ ايران و شرکت کنندگان در جنبش غرور آفرين سبز ملت مان قرار دهيم. ما باور داريم که سی سال قانون شکنی، ايجاد خفقان، نابودی آزادی بيان، برقراری زندان های عقيدتی، اعمال شکنجه، انجام قتل های زنجيره ای و کشتارهای دسته جمعی، و بی اعتنائی به تک تک مفاد اعلاميه جهانی حقوق بشر و کنوانسيون های بين المللی، اين نکته را روشن ساخته است که نظام فعلی مسلط بر ايران، در تماميت ساختارها و قانون اساسی اش، مشروعيت و حقانيت خود را بکلی از دست داده است. ما، بی آنکه منکر احتمال ضروری شدن پذيرش دوران گذاری تدريجی و بی خشونت به سوی متحقق شدن خواست های خود باشيم، فکر می کنيم که هر گونه گذاری بايد دارای هدف مشخصی باشد که خواست های ما بر اساس آن تهيه شده و، در نتيجه، تنها راه چاره برای نجات سرزمين مان از انواع بحران های فعلی را انحلال کامل حکومت موجود و به رای گذاشتن نوع حکومت آينده، و گزينش نمايندگان مجلسين مؤسسان و شورا، و دولت آينده ی ايران از طريق يک سلسله انتخابات آزاد، و زير نظارت نهادهای بين المللی می دانيم. ما فهرست باورها و خواست های خود برای آينده ی کشورمان را به صورتی فشرده در بخش دوم اين نامه آورده و، با ايجاد يک دبيرخانه و سايت اينترنتی که فقط عهده دار مسئوليت ايجاد ارتباطات شبکه ای و تبادل افکار و ايده ها بوده و می کوشد تا همگان را در جريان فکرها و نظرهای نيروهای سکولار ايران قرار دهد، از همه ی ايرانيانی که خود را با ما همدل و همراه می يابند دعوت می کنيم تا با امضاء کردن اين بيانيه ـ حتماً با نام های حقيقی خود ـ به ما بپيوندند. http://www.seculargreens.com/ هموطنان! ما کم جمعيت و ناتوان نيستيم اما پراکندگی مان کارائی را از ما می گيرد. در اين راه هيچ نيازی به کنار گذاشتن عقيده و سليقه و مذهب و مکتب شخصی کسی وجود ندارد. مسلمانان شيعه و سنی، زرتشتيان، مسيحيان، بهائيان، کليمی ها، و بی دينان و منکران مابعد الطبيعه همگی می توانند، در راستای ايجاد فضای تساهل و تحملی که همزيستی همگانی را تضمين می کند، خود را سکولار دانسته و برای تحقق خواست های مندرج در اين بيانيه به صفوف ما بپيوندند. ما همچنين از صاحبان رسانه های مختلفی که خود را سکولار می دانند دعوت می کنيم تا با پيوستن به ما امکان ايجاد شبکه ی قدرتمندی از رسانه های طرفدار سکولاريسم را فراهم آورند تا بتوان به کمک آن صدای خواست های راستين ملت ايران در سراسر جهان منعکس ساخت. هموطنان! مقصد دور نيست اگر ما راه آينده را با دوستی و اعتقاد به همزيستی همدلانه طی کنيم. مبارزه با رژیم اشغالگر اسلامی , همبستگی , ایران , ما محاربیـم ، محارب النـور ، مبــارزان راه روشنــایـی محارب در عربی به معنای مبارزه و جنگیدن است... آزادی , نور , راه روشنایی , محارب , مبارزه , اعتصاب های دانشجویی در چندین دانشگاه کشور کلمه :جمعی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر با انتشار بیانیه ای نسبت به سرکوب خونین مردم در روز عاشورا و حملات روزهای گذشته به دانشگاههای مختلف واکنش نشان دادند و از آغاز اعتصاب و تعطیلی کلاس های دانشگاه تا آزدی کامل هم کلاسی های خود خبر دادند. اعتصاب , دانشگاه ها , مبارزه با رژیم اشغالگر اسلامی , مزدوران پلیس رژیم اشغالگر اسلامی قادر به کنترل معترضین نجف آباد نشدند {{نجف آباد یکپارچه برخاسته است}} درگیری های پراکنده ای که از شب گذشته در شهر نجف آباد آغاز شده بود امروز نیز ادامه یافت. به گزارش جرس، با وجود تدارک نیروهای نظامی در شهر نجف آباد، زادگاه آیت الله العظمی منتظری، شب گذشته بر اثر شدت درگیری ها و گستردگی اعتراض ها، پلیس موفق به کنترل اوضاع نشد. گفتنی است، وضعیت این شهر همچنان ناآرام است و درگیری های پراکنده بین مردم و نیروهای نظامی در جریان است و مردم به سردادن شعار علیه مقامات بلند پایه نظام ادامه می دهند. نجف آباد , مبارزه با رژیم اشغالگر اسلامی , مزدوران حکومتی , |


سعيد , مرتضوي , رئيس , ستاد ,