در رثای احمد بورقانی------------ مجموعه مقالات مسعود بهنودمنتظر ماندم یکی زنگ بزند و بگوید خبری که با پیامک رسیده بود نادرست است و یک شوخی است. اما کسی زنگ نزد. منتظر ماندم کسی بگوید نه بابا، همین چند دقیقه پیش با او حرف زدم. اما کسی نگفت. دنبال سهام هم گشتم که از زبان او بشنوم که بابام خوبه اما فقط تو فکرست این روزها. اما سهام الدین هم نگفت. حالا به شما بگویم خبر درست است، احمد بورقانی فوت شده است...
مسعود بهنود , فوت , احمد بورقانی , مجموعه مقالات ,
و اين تازه اول موبايل است!/مسعود بهنودآن چه پريروز در زنجان اتفاق افتاد، بايد از خوابمان بيدار کند. نه دفعه اولي است که يک صاحب مقام دست به دامن يک دختر زده است، نه مخصوص ايران است، و نه رياکاري در امثال معاون دانشگاه زنجان يا آن فرمانده نيروي انتظامي خلاصه شده است که خود را متعبد و مومن، دلخون و فدائي نهي از منکر نشان دهند اما چون به پنهان مي رود آن کار ديگر مي کند. سابقه اين تزوير اگر از همان زمان حافظ شروع شده باشد هم دست کم ششصد سال تاريخ رياکاري است.
حتي بهره گرفتن گروه هاي سياسي از اين گونه حوادث براي کوبيدن رقيبان هم تازه نيست اما آن چه تازه است اين که يکي با موبايلي که همه در دست هايشان هست از صحنه فيلم بگيرد و يکي آن را با فشار دادن دکمه اي در يوتيوب قرار دهد و به مدت چهار ساعت سي هزار نفري تماشا کنند. يعني حاج آقا تير از کمان گذشت. گير افتادن مچ جناب معاون دانشکاه منصوب آقاي زاهدي وزير علوم دولت احمدي نژاد عالمگير شد. اگر بپرسيد متهم را چرا اين گونه نشاني دادم در حالي که آقاي زاهدي و آقاي احمدي نژاد را در اين ماجرا تقصيري نيست، پاسخم اين است: چون همين ها هستند که الهي بودن دولت و هزينه کردن در راه امام زمان را به رخ مي کشند و دنيا را به علت شيوع فساد به سخره مي گيرند. چون همين ها هستند که خود را مرکز دايره امکان گرفته اند و تا کسي با آنان هست از همه بدي ها برکنارست و اعتبارنامه اش را امام زمان امضا کرده اما چندان که برگشت آقاي جوانفکر براي همين است که قلم را بگرداند و شبانه دانش جعفري جاه طلب بي سوادي شود که براي نزديک شدن به دشمن امام زمان را رنجانده است. پورمحمدي هم دست کم از او ندارد. تازه چه بگوئيم از کساني مانند طهماسب مظاهري که هنوز هم مقاومت مي کنند و دل امام زمان را خون. از اين روست که نام اينان آورده شد در ماجرائي که به ظاهر تقصيري در آن ندارند.
مسعود بهنود , تجاوز , موبایل , دانشگاه زنجان ,
مثل بانجي از دور زيبا.... (مسعود بهنود )انقلاب چيزي مانند پرواز، مانند بال زدن بر فراز آسمان ها بود. و لذت نهفته در آرزوي آن، بيش از آن بود که به وصف آيد. اما براي آن نسل امروز انديشه بال گشودن و تن رها کردن از بلندي، با تصور برخورد استخوان با زمين ترساننده است و وهم انگيز.
بخش زيبائي از تبليغات سياحتي کشور نيوزلند، بانجي است. و آن ورزشي است که فرد را به طنابي حساب شده و به اندازه، محکم مي بندند تا بتواند از بالاي صخره يا نوک کوهي در هوا شيرجه بزند. چند هزارمتر پائين تر از او، رودي خروشان و يا درياچه اي آرام است و يا دشتي گسترده. آن بندها که شخص را نگهبان مي شود گرچه در نهايت نمي گذارد که پرواز کننده به زمين يا سطح آب برخورد کند، و پيش از رسيدن او را حفظ مي کند اما ترس را چاره نمي شود. بانجي از دور و در خيال زيباست چنان که هر سال گروها گروه آدميان به شوقش به نيوزلند مي روند. به هواي رها شدن پرنده وار در هوا. اما در جائي خواندم که حدود هفتاد درصد از کساني که اين همه راه آمده و پول بليت داده و نوبت را گذرانده اند وقتي که طناب به کمر و پاي آن ها بسته مي شود و مي روند به لب سکو تا تن و جان را رها کنند، پشيمان مي شوند. به چشم ديدم تازه آن ها که بر ترس پيروز مي شوند و مي روند تا انتها، يعني شيرجه مي زنند در هوا، به محض رها شدن چنان فريادي مي کشند که صدايشان در دره مي پيچد و تا فرسنگ ها شنيده مي شود. اين فرياد براي غلبه بر ترس است يعني ديگر پشيماني سودي ندارد، امکان بازگشت نيست.
مسعود بهنود , روز آنلاین ,
افزايش قيمتها به كلي تكذيب شدوزير بازرگاني در پاسخ به سؤال نمايندگان در خصوص نقش دولت در گرانيها، خواستار جلسه غيرعلني مجلس شد. ميركاظمي اين درخواست را پس از آن مطرح كرد كه در پاسخ اصرار نمايندگان تهران، مجبور شد به نقش اصلي تحريمهاي بينالمللي در افزايش قيمتها اشاره كند. وي همزمان در جمع خبرنگاران، هرگونه گراني كالاها در ماه رمضان را به كلي تكذيب كرد.
مسعود ميركاظمي، وزير بازرگاني دولت احمدينژاد، ديروز به صحن علني مجلس احضار شد تا به سؤال سه نماينده اصولگراي تهران درباره "گراني برخي كالاها و همچنين دلايل واردات گندم، قطع يارانه پودرهاي شوينده و آشفتگي بازار" پاسخ دهد.
وي در شرايطي مورد سؤال نمايندگان قرار گرفت كه بر اساس آخرين گزارش رسمي بانك مركزي، ميزان تورم اقتصاد ايران به 27.6 درصد رسيده و كارشناسان پيشبيني كردهاند كه نرخ تورم در نيمه دوم سال جاري از 30 درصد هم بيشتر ميشود.
دولت احمدينژاد مدعي است كه تورم جهاني، خشكسالي، افزايش قيمت نفت و برخي عوامل ديگر باعث گراني شده، اما منتقدان مستقل و حتي اصولگراي دولت معتقدند كه مهمترين عوامل مؤثر در افزايش مداوم تورم در سه سال فعاليت دولت نهم، سياستهاي اقتصادي دولت، بخصوص در زمينه افزايش نقدينگي، و نيز سياست خارجي اين دولت است كه به تحريم اقتصادي ايران از سوي مجامع بينالمللي منجر شده است.
بدين ترتيب روز گذشته يكي از اعضاي تيم اقتصادي دولت، وقتي در برابر سؤل نمايندگان در خصوص علت گرانيها قرار گرفت، اعتراف كرد كه علت اصلي تورم، تحريم است. وي در عين حال خواستار غيرعلني شدن جلسه مجلس براي بيان توضيحات بيشتر در اين باره شد.
مسعود ميركاظمي , وزير بازرگاني , گرانی , تورم ,
مسعود کردپور به مصاحبه با رسانه های بیگانه متهم گردید.
وکیل مسعود کردپور در گفتگو با سایت کمپین ضمن اعلام این خبر گفت : “اتهام مسعود کردپور فعالیت تبلیغی علیه نظام در طی ۱۰ سال اخیر از طریق تهیه گزارش و ارسال خبر و انجام مصاحبه با رادیوها و رسانه های بیگانه و دشمن از جمله ۱- صدای آمریکا (فارسی و کردی ) ۲-رادیو آزادی و فردا ۳-دویچه وله ۴-رادیو فرانسه ۵- رادیو بی بی سی و رسانه ها و تلویزیونهای کردی می باشد.
وی افزود : مصاحبه با رسانه های خارجی در قانون مجازات جمهوری اسلامی جرم نبوده و به نظر بنده ، مسعود کردپور بی گناه بوده و تنها وظیفه خبرنگاری خود را که انعکاس رویدادها و تحولات منطقه کردستان در رسانه ها بوده انجام داده است.
شایان ذکر است مسعود کردپور در ۱۷ مرداد ماه سال جاری همزمان با روز خبرنگار در منزل شخصی خود درشهر بوکان بازداشت و پس از حدود یک ماه بازجویی در اداره اطلاعات بوکان به زندان مرکزی مهاباد منتقل گردید.
مسعود کردپور , روزنامه نگار , فعال حقوق بشر , معلم بازداشتی , مصاحبه با رسانه های بیگانه ,
احضار سه دانشجوی پزشکی شیراز به دادگاه انقلاب
خبرنامه امیرکبیر: سه دانشجوی دیگر دانشگاه علوم پزشکی شیراز نیز به دادگاه انقلاب احضار شدند.
بر اساس اخبار به دست آمده مسعود خیراتی، سخنگوی سابق انجمن اسلامی دانشگاه های شیراز و علوم پزشکی، مهدی امیریان، دبیر و نادر دیناری، دبیر کمیته سیاسی این انجمن به دادگاه انقلاب احضار شدند.
گفتنی است این سه دانشجو به همراه محمد مهدی احمدی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه های شیراز و علوم پزشکی آن شهر، در اسفندماه سال گذشته، با ممانعت نیروهای امنیتی و انتظامی از برگزاری برنامه قانونی بزرگداشت ملی شدن صنعت نفت، دستگیر شده و مدتی را توسط اداره اطلاعات شیراز در باداشت به سر بردند.

دادگاه انقلاب ,
مسعود خیراتی , مهدی امیریان , نادر دیناری , محمد مهدی احمدی , انجمن اسلامی , دانشگاه شیراز ,
بازداشت مسعود کردپور روزنامه نگار سرشناس کرد آژانس خبری موکريان:
مسعود کردپور روزنامه نگار سرشناس کرد و دبير آموزش و پرورش در کردستان روز گذشته همزمان با روز خبرنگار از سوی نيروهای امنيتی در منزل خود در بوکان بازداشت و روانه زندان گرديد.
منزل مسعود کردپور از سوی نيروهای امنيتی مورد بازرسی قرار گرفت و ماموران امنيتی کيس کامپيوتر ، موبايل ، پاسپورت و تعدادی از کتاب ها و جزوه هايی که در کتابخانه شخصی وی نگهداری می شد را با خود بردند.
تاکنون از اتهام و محل نگهداری مسعود کردپور هيچ اطلاعی در دست نيست.
ياد آور می گردد که در زمستان سال گذشته نيز مسعود کردپور از سوی دادگاه رسيدگی به تخلفات اداری استان آذربايجان غربی به اتهام تحريک معلمان به نرفتن به کلاسهای درس و مصاحبه با رسانه های داخل و خارج از کشوردر اين زمينه ، به شهرستان تکاب تبعيد شده بود.
مسعود کردپور , روزنامه نگار , نقض حقوق بشر ,
مسعود كيميايي : دوست دارم بوف كور صادق هدايت را بسازممسعود كيميايي تازه از كلاسِ درسِ سينمايش بيرون آمده بود كه رسيديم به «كارگاهِ آزادِ فيلم» ش و شاگردانِ «مدرسه سينمايي» اش، سرگرمِ پُرسيدنِ سئوالهايي بودند كه در طولِ كلاس، فرصتش را پيدا نكرده بودند. پوسترِ بزرگِ «داش آكُل» ي كه در پلّههايِ «كارگاه» ، رويِ ديوار نصب شده بود، موضوعِ اصليِ اين مُصاحبه بود، هرچند پيش از آنكه ضبطصوت را روشن كنيم، درباره چيزهايِ ديگر هم حرف زديم؛ مثلاً اينكه «كيميايي» تلفّظِ «آكُل» را درست ميداند و «نجف دريابندري» در مُصاحبه بلندش با «ناصر حريري» ، ميگويد درستش «آكَل» است، يعني مخفّفِ «كربلايي» و «كيميايي» هم گفت «ابراهيم گلستان» هم همين «آكَل» را ميگويد، هرچند «آكُل» معنايِ «كوتاه» را ميدهد و ربطي به «كربلايي» ندارد. و همين اشاره كوتاه كافي بود تا چند كلمهاي هم درباره «گلستان» و گُفتوگويِ اختصاصيِ او با «شهروندِ امروز» حرف بزند. بعد از اين بود كه رسيديم به خودِ «هدايت» و داستانهايي كه در سينمايِ ايران، نقشِ پُررنگي ندارند. سينمايِ ايران، فاصلهاش را، در همه اين سالها، با ادبيات حفظ كردهاست و معمولاً سُراغي از مشهورترين و مُهمترين داستانهايِ ادبي نگرفتهاست. «داش آكُل» ، آنطور كه خودِ «كيميايي» تلفّظ ميكند، عملاً نخستين اقتباسِ سينماييست از يك داستانِ «هدايت» و درواقع، تنها فيلميست كه هم شيفتگانِ «هدايت» آنرا ديدهاند، هم آنها كه صرفاً تماشاگرِ سينما هستند و كاري به «هدايت» و نوشتههايش ندارند. و همه اينها، در ابتدايِ دهه ۱۳۵۰ اتّفاق افتاده است؛ در سالهايي كه «موجِ نو» يِ سينمايِ ايران، تازه به بار نشستهاست...
مسعود کیمیایی , بوف کور , صادق هدایت , فیلمسازی ,
احمدی نژاد در سال 1388 (کاریکاتوری از هادی حیدری)احمدی نژاد اشتباهی بود !

احمدی نژاد , اشتباهی , جو گیر ,
مسعود شصت چی , مرد هزار چهره ,
مسعود بهنود پدیدهای که از نو باید شناخت بهنود بعداز حضور در خارج از کشور، چند سالی است با راهاندازی سایت «روز آنلاین» به همراه تنی چند از وابستگان رژیم مانند حسین باستانی( عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت) سیدابراهیم نبوی( دستیار سابق ناطق نوری در وزارت کشور و از عوامل به وجود آوردن «انقلاب فرهنگی» در شیراز)، هوشنگ اسدی (ساواکی، عضو سابق حزب توده و یکی از توابان فعال زندانهای اوین، قزلحصار و گوهردشت) و نوشابه امیری همسر هوشنگ اسدی، ضمن آن که از بودجهی مالیات دهندگان هلندی بهره مند میشوند، تلاش میکنند کاسه کوزه جنایتهای رژیم در سه دههی گذشته را سر احمدینژاد بشکنند و پروندهی جنایتکاران قبلی را پاک یا قابل قبول جلوه دهند. بهنود میگوید بعد از نشان دادن عکس خمینی٬ بهشتی به من زنگ زد و گفت: «به هر حال کاری که شما کردید... ما به نوفل لوشاتو گزارش دادیم و ایشان شما را دعا کردآیا شکی در این هست که خمینی در ۱۲ مهرماه ۱۳۵۷ با ترک عراق به فرانسه رفت؟ تازه چند روز اول در آپارتمان غضنفر پور در پاریس اقامت داشت و بعد به نوفل لوشاتو رفت. چگونه بلافاصله بعد از نمایش عکس خمینی در ۱۶ شهریور ۵۷ از سوی بهنود، بهشتی میتواند موضوع را به نوفل لوشاتو خبر دهد و خمینی او را دعا کند؟
مسعود بهنود , ایرج مصداقی ,
قصد توهین به احمدی نژاد نیست، اما ایشان بیمار روانی است(مسعود نقره کار)گفتار و کردار آقای احمدی نژاد, به ويژه هنگام کانديداتوری رياست جمهوری ,ترديد آفرين و سؤال بر انگيز تر شد, و بيش از هر کس نظرروانشناسان و روانپزشکان را به خود جلب کرد. البته معنای اين سخن اين نيست که بيماری ايشان از آن هنگام آغاز شد, زمينه های بيماری آقای احمدی نژاد را می بايد در سال های پيش از رياست جمهوری اش جستجو کرد . در دوران انتخابات, بربستر زمينه ها ی پيشين , علايم اندک اندک شدت ياقتند .در واقع حضور ايشان در سخنرانی های انتخاباتی , ويژگی های گفتاری و رفتاری ايشان را بر ملا تر کرد . "پيشگويی" ايشان مبنی بر اينکه رييس جمهور خواهد شد, آنهم درست در شرايطی که در نظر سنجی ها حدود ۱ در صد از سؤال شوندگان از رياست جمهوری او حمايت می کردند , بروز علايم را هشدارمی داد. پيشگويی ای که درآن پای امام زمان به ميان کشيده شد, و تلاوت " دعای تعجيل" برای زمينه سازی ظهور آن حضرت پشتيبان اش بود. بعد ها هم ايشان به معجزات ريز و درشت دورو برشان در زمان انتخابات اشاره داشتند وخامت حال رياست جمهورهنگامی اوج خود را نشان داد که پيرامون سخنرانی اش در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال۱۳۸۴ اظهار نظر کرد , و ماجرای " هاله نور" و جذابيت شگفت انگيز و " ميخ و مات " کننده اش را ثبت " تاريخی" کرد

احمدی نژاد , بیمار روانی ,
مسعود نقره کار ,
در رثای احمد بورقانی (مسعود بهنود).....راستي هم انگار باز شوخي كرد، انگار باز هم با آن اضافهوزن لعنتي، سخن درشت گفت و خنداند. چندي قبل بود كه چراغم لابد روشن بود، سهام سلام و عليكي كرد و چت كرديم. گفتم بابا؟ گفت آقاي بهنود، خيلي دلمرده و دلسردست، همهاش كتاب ميخواند و هيچي نميگويد. گفتم برايشان بخوان هزار باده ناخورده در رگ تاك است آقا، خبري نشده. و خودم برايش خواندم روز و شب را همچو خود مجنون كنم... روز و شب را كي گذارم روز و شب.....شايد از همين رو بود كه وقتي فشار بيروني فراوان شد، و اولپيامها هم بابت آن بود كه چرا اين همه مجوز دادهايد و چرا كار دادگاه را دشوار كردهايد، بورقاني نجيب از مقام معاونت وزارت ارشاد برخاست و نشان داد كه مقام را جز براي خدمت به خلق نميخواهد و گفت معامله نه. روزي كه جلسه توديع او در وزارت ارشاد برپا شد، يا فردايش بود، يكي از احبا در حضور جمع از دكتر مهاجراني گله كرد كه .....وقتي گفت نه، خطا نكنيد، دكتر هدف اصلي است، اما هر روز كه بماند دري و يا پنجرهاي بازميماند كه بي او بازنخواهد بود.....و ما روزنامهنگاران دوم خرداد فراموشمان نشود كاري كه احمد بورقاني و عيسي سحرخيز كردند در ابتداي وزارت دكتر مهاجراني و در آغاز دولت آقاي خاتمي، بازگرداندن روح بود به رسانهها. از همين رو وقت انتخابات مجلس ششم كه شد، بايد ديني را كه به او داشتيم ادا ميكرديم. وقتي......

احمد بورقانی , درگذشت ,
مسعود بهنود ,
در برابر فيلمنامه تازه مسعود کيميايي (شریک)فيلمنامه «شريک»، فيلم آخر مسعود کيميايي، جاي هيچ بهانه يي را باقي نمي گذارد. همه چيز در اجرا مشخص خواهد شد. اين همان فيلم جمع و جوري است که داستانش بين دو رفيق در جنوب شهر مي گذرد. زيادي ندارد. از برج سازي و پنت هاوس و مهماني هاي بزرگ و دار و دسته گنگسترهاي يهودي هم خبري نيست؛ يک جور بازگشت به ريشه ها. جاه طلبي فيلمساز حالا و در شکل و شمايل ديگري مشخص خواهد شد. انگار مارتين اسکورسيزي با رابرت دونيرو برگردد به خيابان هاي پايين شهر، يا مايکل مان که با جيمز کان و گيتار الکتريک هاي تنجرين دريم سري به شيکاگوي اوايل دهه1980 مي زند. اين همان چيزي است که کيميايي بلد است. همه اين سال ها از استاد خواسته ايم چنين فيلمنامه يي بنويسد و بسازد...

فیلم , سینما ,
مسعود کیمیایی , فیلم جدید , شریک ,
نگاه آسیبشناسانه
جناب «کار-گردان» دهنمکی میفرمایند مردم خسته شدهاند از افشاگریها، از این کی بود کی بود من نبودم. ایشان تأکید دارند که این احتیاج به یک نگاه آسیبشناسانه دارد.
یک نگاه آسیبشناسانه:
چماق از زمانهای قدیم یک چیز خوب بوده است و میباشد، اگر عدهای این چیز خوب را حمل بکنند و یکی سردسته آنها باشد آن چیز خوب که بد نمیشود. ای افشاگران ما خسته شدیم از دست شما که هی میگویید آن چیز خوب بد است. ما از این کی بود کی بود من نبودم هم خسته شدیم محبت کرده ما را با همان یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود تنها بگذارید. ما وقتی متوجه شدیم که این احتیاج به یک نگاه آسیبشناسانه دارد، رفتیم نگاه آسیبشناسانه خودمان را وصل کردیم تازه متوجه شدیم که شماها نمیخواهید بگذارید جناب دهنمکی فسمت دوم اخراجیها را بسازد. ما در قسمت اول آنقدر خندیدیم که اگر لازم باشد صبر میکنیم که ایشان آن عدهای را که آن چیز خوب را حمل میکنند به سمت شما سرپرستی کرده و شما را بگریاند و سپس بیاید ما را بخنداند.

نگاه آسیبشناسانه ,
مسعود ده نمکی , افشاگری ,
اين چشمها (رهبر يک قوم که در يک ديدار کوتاه باليدن جوانهاش را تعريف میکند)من دو بار يادداشت روزانه نوشتهام. بار اول يادداشتهای بعد از انتشار سمفونی مردگان بود تا آخرين روزی که در کانون نويسندگان ايران فعال بودم. يعنی متن «ما نويسندهايم»، يعنی تا پاييز 1373 که در فشار گازانبری قرار داشتم؛ از يکطرف گروه هشت نفرهی جمعآورندگان امضای متن که میخواستند امضا و نام يک نويسنده و عضو قديمی کانون را حذف کنند، و از طرفی بازجوهای دادستانی انقلاب و وزارت اطلاعات.
در يک غروب جمعه تمامی آنها را بر بام خانهمان سوزاندم. سوزاندم و اشک ريختم. ...«امروز مسعود بارزانی آمده بود اينجا. چند باديگارد بيرون ايستاده بودند و چندتايی هم در کتابفروشی پخش شدند.
سکوت بود، حتا موزيک هم خاموش بود. و او از قفسهها کتاب جدا میکرد و به دست همراهش میداد. براش چای ريختم و چند دقيقهای فرصتی دست داد تا با هم حرف بزنيم.
برام جالب بود. تصور من از رهبر يک قوم چيز ديگری بود، نه آدمی ساده و مهربان که مثلاً کتابهای مرا خوانده. و با خوشحالی از دانشگاه کردستان حرف میزد، و درست در همين لحظه چشمهاش مثل الماس میدرخشيد: «میدانيد؟ ما در کردستان بيست و شش هزار و پانصد دانشجو داريم.»...«من يک بار در عمرم گردنم را کج کردم، آن هم بهخاطر همين دانشگاه...» و لبخند زد. با شرم و غرور لبخند زد.
آفرين. رهبر يک قوم که در يک ديدار کوتاه باليدن جوانهاش را تعريف میکند

عباس معروفی ,
مسعود بارزانی ,
يك پايگاه عراقي از دستگيري "مسعود رجوي" در اردن خبر دادبه گزارش خبرگزاري فارس، پايگاه خبري "الجوار" در تيتري تحت عنوان شايعه يا حقيقت به نقل از منابع كرد از دستگيري مسعود رجوي سركرده گروهك تروريستي منافقين در اردن خبر داد. هنوز اين خبر از سوي ديگر منابع خبري تائيد نشده است.
بنابراين گزارش، تعدادي از مقامات بلند پايه مجاهدین خلق به دليل مشاركت در سركوب ملت عراق و احتمال دستگيري آنها توسط دولت عراق، عراق را به مقصد اردن ترك كردند و به مسعود رجوي در اردن پناه بردند.
پيش از اين منابع آگاه از حضور رجوي در اردن خبر داده بود و ديك چني معاون رئيس جمهور آمريكا نيز اعلام كرده بود كه رجوي در يكي از كشورهاي خاورميانه اقامت دارد.
منابع آگاه چند روز پيش فاش كردند كارمندان امنيتي در فرودگاه بينالمللي بخشنامهاي از وزارت كشور دريافت كردند كه در آن از آنها خواسته شده بود تسهيلات لازم براي اعضاي مجاهدين خلق (منافقين) كه داراي پاسپورت عراقي و شناسنامه خارجي هستند به اين كشور، فراهم كنند.
مسعود رجوي , الجوار ,
بهرام رادان و عزت الله انتظامي، در جديدترين فيلم ابوالحسن داوودي به نام "زادبوم" بازي خواهند کرد( کل خبر ) ؛ بهرام رادان در بهار سال 87، راهی آلمان می شود تا در کنار عزت الله انتظامی، بازی در فیلم زادبوم به کارگردانی ابوالحسن داوودی را آغاز کند. تمام صحنه های دو بازیگر مذکور در شهر هامبورگ فیلمبرداری خواهد شد. پیش بینی می شود زادبوم برای بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر آماده شود. دیگر بازیگران زادبوم عبارتند از: مسعود رایگان، رویا تیموریان، پگاه آهنگرانی و مهدی سلوکی. فیلمبرداری فیلم بر عهده فرج حیدری است و بیتا منصوری به عنوان مجری طرح با این پروژه همکاری می کند.

بهرام رادان , ابوالحسن داوودي , عزت الله انتظامي , زادبوم , هامبورگ ,
مسعود رايگان , رويا تيموريان , پگاه آهنگراني , مهدي سلوکي ,
سینمای ایران: بودن و نبودن سال هاست که حاتمی و شهید ثالث در خاک آرمیده اند. مخملباف ونادری از ایران رفته اند. بیش از یک دهه است که کیمیاوی و بیضایی و تقوایی، فیلم نساخته اند. فیلم های کیمیایی، نشانی از سال های گوزن ها ندارد. "ده" کیارستمی به شرط هفت شدن قابل اکران است و مهرجویی که سال ها با زیرکی از هفت خوان ممیزی گذشته بود، با توقیف آخرین ساخته اش سنتوری خانه نشین شده است.
دراتحادِ ممیزی سخت گیرانه ، بخش خصوصی نگران سرمایه، سریال های تلویزیونی میلیاردی وسوسه کننده و تل فیلم های سهل و ساده، پرده سینما ها جولان گاه عروس خوش قدم، قلقلک، تردست ، بی وفا و عاشق شده اند. کپی رنگی فیلم فارسی های دهه سی و چهل.
دربیست و ششمین جشنواره فیلم فجر هم، اجازه نمایش به فیلم های متفاوتی هم چون آتشکار (محسن امیر یوسفی)، ترانه تنهایی تهران ( سامان سالور) و سه زن (منیژه حکمت) داده نمی شود.
اما فیلم بین های حرفه ای، برای دیدن رفقای قدیمی و به امید تجدید دیدار با نوستالژی آن سال ها، در صف می ایستند و امیدوارند فیلم هایی چون، آواز گنجشک ها (مجید مجیدی)، آتش سبز (محمد رضا اصلانى) و کنعان (مانی حقیقی) خردک شرری برای روشن شدن آتش اشتیاق آن ها باشد. مگر در این سرمای استخوان سوز تهران، چراغ دلشان روشن شود.
شاید حکایت آن ها، همان حکایتی باشد که سال ها پیش، آیدین آغداشلو درباره امیر نادری گفته بود: "حالا مانده ام معطل که امیروی دونده، درآن غوغای نیویورک چه می کند؟ راهش را تا خیابان چهل و دوم چطوری پیدا می کند؟ چه می خورد؟ کجا می خوابد؟ و بچگی گم شده اش را در کجا جستجو می کند؟"

سینما , سینمای ایران , ناصر تقوایی ,
مسعود کیمیایی , داریوش مهرجویی , بهرام بیضایی , پرویز کیمیایی , علی حاتمی , سهراب شهید ثالث , کیانوش عیاری , عباس کیارستم ,
مقاله ای از مسعود بهنود در1357علیه همکاران سابق خودش (جعفریان ونیکخواه)که زمینه سازاعدام نیکخواه وجعفریان توسط خلخالی شدمردم نقش مسعود بهنود را می شناسند از مشاورت هویدا در رژیم گذشته ودر گروه جعفریان ونیکخواه و... در اطلاعات واخبار تلویزیون ملی ایران تا روزهای نزدیک به پایان رژیم گذشته/ اعلام جرم علیه آن دو به قصد رهایی خودش( کیهان 4 شنبه 5 مهر1357) بعد ممنوع الخروج شدن، وبعد نفوذ در دستگاه آخوندها ودفتر رفسنجانی/ ماموریت برای کنترل ماهنامه آدینه (کتاب یاس وداس ازفرج سرکوهی )بعدزندان عاقبت ساز، وخروج مجاز از کشور ونفوذ بیشتردر بی، بی، سی، وایجاد سایت روز/، سرانجام یکی از مجریان پروژه گنجی و اعتصاب غذای ناکام( اما چرا در این 29 سال آقای بهنود علیه تئورسین های ج. اسلامی که درخدمت سانسور واختناق رژیم ولایت فقیه بوده اند نتنها اعلام جرم نکرده بلکه با قلم مخملینش حامیشان هم بوده است؟)
مسعود بهنود , نیکخواه , جعفریان , خلخالی , سایت روز ,
ایافلاسفه خردگرایی که وحی -معاد-قیامت-برزخ-عصمت رانفی می کنندهمان کافرانی هستند که خونشان بایدتوسط مسلمین ریخته شود؟ایافلاسفه خردگرایی که وحی -معاد-قیامت-برزخ-عصمت رانفی می کنندهمان کافرانی هستند که خونشان بایدتوسط مسلمین ریخته شود؟

قران , زبور مزامیر14 , خمینی , اسلام , خامنه ای , بوش , فلاسفه , نوام چامسکی ,
مسعودانصاری , ریچاردداوکینز , اعظم کم گویان , جیمزرندی , تسلیمه نسرین ,
سینماهای توی ارگُ و تُخمه خَربُزه و بچه بازای نامَرد…!بچه که بودُم گاهی بابام ماره مُبرد سینما…امیر ارسلان بود و بیک ایمانوردی و فیلمای هندی…گاهی هم که پول مولی دستُم میامَد جیبامه پر از تُخمه خربزه مِکردُم مِرفتُم سینما… اول مِرَفتُم سینما دیاموند که نزدیک خانَمان بود .. اونجه عکس فیلمای سینما شهر فرنگ و سینما اریا هم به شیشه زده بودن… هر کدوم که بزن بزنش بیشتر بود مِرفتُم همونجه! خوبیش ای بود فیلم که تموم مِرَفت ادماره بیرون نِمِکردَن! مویَم مِنشَستُم سه چهار سیانس هَمو فیلمه نگاه مِکِردُم تا خوب کیف کُنُم! یادش بخیر اوموقع ها تو سینما یک جعبه هایی به گِردَنشان مِنداختَن که توش سیگار و ساندویچ کالباس و ...
مسعود مشهدی , ارگ , فیلم ,
بازگشت مسعود مرادی ؛ او بازی استقلال - ملوان را داوری میکند
اسامي داوران قضاوت كننده در بازي هاي ليگ برتر از سوي كميته داوران اعلام شد.
كميته داوران اسامي داوران هفته چهاردهم را به شرح زير اعلام كرد:
پنجشنبه:16/8/87
ملوان انزلي - استقلال تهران، ساعت 14:15
مسعود مرادي -حسين خانبان-محمد رضا ابوالفضلي- غلامرضا جباري
پرسپوليس-صبا قم، ساعت 16:20
رحيم رحيمي مقدم- داوود رفعتي -عليرضا يزداني -فرشيد افشار

فوتبال , لیگ برتر ,
مسعود مرادی , استقلال , ملوان , داور ,
بارزانی در تهران از پیمان امنیتی بغداد- واشنگتن دفاع کرد
مسعود بارزانی، رییس منطقه نیمه خودمختار کردستان عراق، می گوید پیمان امنیتی بغداد و واشنگتن حاکمیت عراق را نقض نمی کند.
بارزانی این سخنان را در ایران و در دیار با منوچهر متکی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، عنوان کرد.
آژانس های خبری کردستان عراق گزارش می دهند که مسعود بارزانی در راس یک هیات بلند پایه و برای بحث در خصوص منافع مشترک وارد تهران شده است.
انتظار می رود بارزانی با محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری اسلامی، و دیگر مقامات بلند پایه ایران ملاقات کند./ پایان خبر

توافق نامه امنیتی آمریکا و عراق ,
مسعود بارزانی ,
فيلم سازدهني در برنامهء صدفيلمديشب فيلم زيبا و نوستالژيك "سازدهني" بار ديگر در برنامهئ صدفيلم به نمايش در آمد.
”یک دو سه چار پَن شیش هَف هش نه ده...“
حکایت استعمار و استثمار و استحمار؟ از این حرفها که زیاد زده شده در مورد فیلم ”سازدهنی“، اینکه آن پسر سازدار، چطور با داشتن چیزی که دیگران ندارند کاری میکند که آنها به هر سازی که او میزند برقصند.
میشود آن ساز را به نشانهء هر چیز تک٬ منحصر به فرد و رشکبرانگیزی گرفت؛ تکنولوژی٬ نفت٬ واسطهء خدا بودن٬ قدرت حقوقی یا عرفی٬ قدرت بدنی٬...؟ نکند اصلاً سازدهنی نماد ابزار قدرت است؟
”عبدالله تو رو خدا سوار مو شو!“
آیا اصولاً و ذاتاً بعضیها پذیرای اِعمالِ قدرتند؟ امیرو با آن هیکلش مسلماً قویتر از عبدالله است پس چرا آنقدر به خاری و ذلالت تن میدهد؟ چرا از همان اول به زور سازدهنی را تصاحب نمیکند؟ چرا از همان اول٬ کاری را که آخر کرد نمیکند؟ آیا زیادی اخلاقگرا است؟ از انزجار دیگران واهمه دارد؟ فروتن است و نمیخواهد زور بازویش را به رخ بکشد؟
نه٬ به نظر من تصویر ذهنی امیرو از خودش است که مانع وی میشود. او خودش و خانوادهاش (مادر تنهایش) را که در آن خانهء حصیری در تنگدستی زندگی میکنند را کمتر از عبدالله و خانوادهاش میبیند و به همین دلیل اساساً از مخیلهء کودکانهاش هم نمی گذرد که میتواند از زور و هیکلی که دارد استفاده کند و جلوی ظلم و استثمار را بگیرد. فیلم سازدهنی تصویرگر یک تحول و بلوغ شخصیتی است. کسی میفهمد که کار دیگری هم میشود کرد.
ای کاش میشد ساز هر که مانند عبدالله را گرفت پرتاب کرد وسط دریا تا از شرش خلاص شد.
پ.ن: راستی چرا ديشب اواخر فیلم کیفیت فیلم ناگهان افت کرد و گاهی هم طبق معمول آگراندیسمانهای ممیزی صورت میگرفت؟
نقل است از مسعود کیمیایی که: تو گیر و دار آماده کردن یکی از صحنهها، یکهو یکی پرید وسط که ”آقای کیمیایی من امیر نادری هستم. میخوایید عکسهای فیلمتونو من بگیرم؟ گفتم: بگیر. گفت: خب، پس ششصد تومن بدید برم یه دوربین بخرم.“ + لینکهای روز

بلوغ , سينماي ايران ,
مسعود كيميايي , استثمار , امير نادري , صدفيلم , سازدهني ,
مقالهاي از روزنامه كيهان؛ چرا منتقدان سينمايي از منتقدان ادبي موفقتر و نامدارترند؟ 1-در عالم سينما، نيروهاي باسواد، صاحب قلم و صاحب انديشه اي كه كارشان فقط پوشش تخصصي رسانه اي اين حوزه است، كم نداريم. اين نيروها تمام توانشان را معطوف به پوشش رسانه اي سينما كرده اند. نقد مي نويسند. يادداشت مي نويسند، مصاحبه مي كنند و كارهايي از اين دست. بي هيچ تمايلي براي ساخت فيلم. مثال ها هم كم نيستند. جواد طوسي، ادعاي فيلم سازي ندارد، اما در حوزه نقد سينما كم نمي گذارد و هر روز پخته تر مي شود و دانشش فربه تر. به نوع گرايشات و خوب يا بد بودن عقايدشان كاري ندارم كه شايد حتي مخالفشان باشم، اما در توان و سوادشان شكي نيست. يا امير قادري كه چنان پر جنب و جوش و توانمند در حوزه رسانه اي سينما حركت مي كند كه ناچاريم به تحسنيش- حتي اگر نظرمان با عقايد او همسان نباشد. مسعود فراستي مثال و نمونه ديگري است و نام هاي ديگري كه مي شود آورد تا دليلي باشند بر اين مدعا. اما در حوزه ادبيات: هرچقدر در حوزه سينما آدم هاي پرتوان و با دانش و با تخصص رسانه اي زياد است در حوزه ادبيات تا دلتان بخواهد، فقر است و تا چشم كار مي كند، برهوت. .....3-در حوزه سينما، وقتي رسانه اي هاي قدرتمند وجود دارند ديگر نيازي نيست، سينماگرها وارد ميدان شوند و در جايگاه منتقد و يادداشت نويس و ساير جايگاه هاي رسانه اي بنشيند. با اطمينان خاطر از اين كه سنگر رسانه اي خالي نيست به كار خودشان مشغولند و هر كدام بخشي از ساخت يك فيلم را به عهده مي گيرند. اما در حوزه ادبيات، سنگر رسانه خالي است، روي همين حساب، انتظار مي رود، نويسنده ها و شاعرها وارد ميدان شوند كه چنين اتفاقي هم كمتر مي افتد. چرا كه در حوزه ادبيات خط كش ها و جناح بندي ها بسيار پررنگ تر از حوزه سينماست. ذكر مثال شايد به وضوح بحث كمك كند؛ ده نمكي بدون هيچ ممانعتي در فيلمش از طيف وسيعي بازيگر استفاده مي كند. از شريفي نيا تا سيدجواد هاشمي. فرمان آرا هم بدون هيچ حرف و حديثي تمام عوامل فيلمش را بسته به توان و لياقت افراد انتخاب مي كند و همه عوامل با هر ديدگاهي به ساخته شدن يك اثر كمك مي كنند...... ( انقلاب شده؟)

کيهان , نقد فيلم , نقد ادبي , امير قادري ,
مسعود فراستي , کيوان امجديان , جواد طوسي , سيد جواد هاشمي , بهمن فرمان آرا , محمد رضا شريفي نيا , منتقد سينما , منتقد ا ,
گذر ایرانی ها بر انتخابات آمریکا....( مسعود بهنود )
انقلاب ايران زلزله يي بود که به ارکان حکومت امريکا افتاد. تمام دولت کارتر را از خود پر کرد. اشغال سفارت امريکا و گروگانگيري پنجاه امريکايي با دولت جيمي کارتر همان کرد که جنگ ويتنام با جانسون، و افتضاح واترگيت با جمهوريخواهان و جرالد فورد.
صحنه برگشت. ايران که کارتر از دستش داده بود و به همين گناه هم دوباره انتخاب نشد، جاي حکومت پادشاهي هم پيمان امريکا را به يک حکومت استقلال طلب و بيگانه ستيز داده بود. ايرانيان آنقدر صبر کردند که شصت هزار مستشار نظامي امريکايي با خانواده هايشان با عجله تهران را به قصد قبرس و استانبول و ابوظبي ترک کنند و بعد به سفارت امريکا ريختند. و چنين بود که انقلاب دوم هشت ماه بعد از پيروزي انقلاب اول شکل گرفت و حادثه يي جهاني شد. اين حادثه يک جابه جايي کوچک در دل تاريخ بود. انتخابات بعدي رياست جمهوري امريکا که نتيجه آن گمان مي رفت مانند همه آن بيست سال بر سرنوشت ايران و ايراني ها اثر بگذارد، اين بار اعجابي کرد. زير تاثير ايران و انقلابش کارتر انتخابات 1980 را باخت و در کتاب خاطراتش نوشت من نه به رونالد ريگان که به روح الله خميني باختم.

انتخابات آمریکا ,
مسعود بهنود ,
میوه اصلاحات/ مسعود بهنود می پرسد چرا اصلاح طلبان در انتقاد از دولت و بلائی که بر سر کشور آمده کار چندانی نمی کنند و دور را سپرده اند به دست جناح راست تا همصدا با مردم، قهرمان نجات کشور از دست ترکان بدمست شوند. به زبان دیگر شروع کرده اند به فغان از شوری آشی را که خود پخته اند – یا دست کم وقتی پخته شد خود را وسط انداختند و دست هایشان را بالا بردند به علامت پیروزی – اما حالا که آششان چنین از آب در آمده، فریاد برداشته اند و زبان به مذمتش گشوده اند تا علمدار رهائی مردم هم باشند، و کاپ پیروزی در مسابقه نجات کشور را هم به دست آورند.
جواب دادم این جا میدانی است که به قول مولانا می ربایند از کله داران کلاه، زبانی به کارست که کار هیچ آبروداری نیست ماندن در مسیر آن، توپخانه مهیاست که کار هیچ گنجشگ نیست نشستن در برابر لوله اش. اصلاح طلبان با کدام وسیله به چنین میدان مهیبی درآیند. روزنامه شان کو، که صدایشان را به گوش خلق برساند. اصلا آیا مطمئن هستید که جامعه ایران قصد اصلاحات دارد. نکند در دوم خرداد هم به خیالی دیگر رفته بودیم شکار.
می گوید تو که چنین نومید نبودی هرگز، پس چنین شد، دل امیدوار تو هم گم شد در این راه.
جواب می دهم اگر شده بود هم شکایتی نداشت اما چنین نیست. من هنوز هم راهی جز صندوقی و رای دادنی به آرامش و ملایمت و مردمی برای تغییر سرنوشت جامعه نمی شناسم. و هیچ از دست آنان که می شناسید غم ندارم، آنان اگر در دوران پادشاهی بودند همان ها هستند که چه فرمان یزدان چه فرمان شاه می گفتند، بر منبر فغان سر می دادند که زنبورها هم شاه و ملکه دارند. اگر چپ بودند همان ها بودند که نه آرمانخواهی و عدالتجوئی مارکسیسم و آن علم بی تردید، بلکه قدرت و هیبت استالین مطلوب و منظورشان بود. اگر راست بودند در گوش سفیران آمریکا و انگلیس می خواندند که این ملت قابل دموکراسی نیست. ساده اید شما، شرقی را اگر بر سر نزنی همه چیز را به هم می ریزد پس از چوب هم شده دیکتاتور می ساختند

میوه اصلاحات ,
مسعود بهنود ,
شبکه لابی رژیم ایران و پروژه هستهای (حسن داعی) شیرین عبادی:در حالیکه اکثریت ملت ایران با تندروهای ایران مخالف بوده و خواهان برکناری آنان هستند، با اینحال همین اکثریت عظیم مردم از برنامه هسته ای رژیم حمایت میکنند زیرا گذشته از به صرفه بودن اقتصادی آن، این برنامه هسته ای تبدیل به دلیلی برای غرور یک ملت با تاریخی پرافتخار گردیده است.... بجز یک رژیم دست نشانده توسط غرب، هیچ رژیمی با هر گرایشی در ایران جرئت متوقف کردن برنامه انرژی هسته ای ایران را ندارد.»این مقاله را خانم عبادی مشترکآ با فردی بنام "محمد سهیمی" نوشته است. نامبرده کسی است که در فوریه امسال بهمراه "مسعود بهنود" و "فرخ نگهدار" در باره سیاست های اتمی رژیم و چشم انداز جنگ به سخنرانی در کالیفرنیا پرداخت. مسعود بهنود گزارش این جلسه را برای خبرگزاری رژیم موسوم به "انتخاب"، چنین توصیف میکند: «بايد گفت اين جا يکی از پرشورترين جلسات بود و حساسيت زمانی باعث شده بود که ايرانیان مقيم لوس آنجلس با علاقه ای بسيار خود را به دانشگاه رسانده بودند. تشویق و ابراز علاقه شان به بعضی از سخنرانان فوق العاده بود.

حسن داعی , شیرین عبادی ,
مسعودبهنود , هوشنگ امیراحمدی ,
مسعود كیمیایی و خاطراتي از پرویز دوایی، علی شریعتی و مدیریت شبكه دوبخشهایی از یك مصاحبه با «مسعود كیمیایی»ست كه در كنار سخنگفتن از «دوایی»، بهاجمال، به «دكتر علی شریعتی» و البته ماجرای انتخاب خودش به ریاست شبكه دو تلویزیون در سالهای آغازین انقلاب پرداخته است
مسعود کیمیایی , سینمای ایران , پرویز دوایی , نصرت درویشی ,
آنهاکه دیگران را با نشان دادن انگشت تهدید می کنند!درعصرخردگرایی وگفتگودیگرجایی برای تهدید وخط ونشان کشی وجودندارد وچنین نمودارهایی نشان ضعف ودرماندگی است.

عثامه بن لادن ,
مسعودرجوی فراری , محموداحمدی نژاد , مریم قجر ,
اين راي نگرفت( مسعود بهنود)يکي را مي شناسم که در عالم فرنگ دانشگاه رفت - نه در دانشگاه آکسفورد که آقاي کردان گمان مي کند در لندن است اما نيست و در شهري ديگرست به همان نام، بلکه در دانشگاه معتبري در آلمان . او در دوره دکترا پذيرفته شد، تز نوشت و فرستاد، استاد راهنما تز را رهنمايي و تصحيح و تصويب کرد، اما وقت دفاع از تز دکترايش، در وطن جنگ بود و گرفتاري، نرفت. اين «يکي» 17 سال بعد وقتي همه دکترش خطاب مي کردند، با يک خبر کوتاه روبه رو شد در روزنامه رسالت، مدير روزنامه گفته بود اين «يکي» دکترا ندارد. آن «يکي» فوراً اعلام داشت راست مي گويد. زمان انتخابات بود، پوستر ها نوشته و ساخته شده بود و فرم ها و نوشته ها آماده بود در عين بي پولي، همه را جمع کردند. و راي گرفت.

راي ,
مسعود بهنود , کردان , مدرک , دکترا ,
انتشار ترجمه انگلیسی رمان 'خانوم'رمان 'خانوم' نوشته مسعود بهنود، روزنامه نگار و نویسنده ایرانی مقیم لندن، قصه زندگی پرماجرای یک زن از خانواده قاجار است.
داستان با تولد یک شازده خانوم ساده و معصوم در اوایل قرن بیستم آغاز می شود و با ماجرای یازدهم سپتامبر در آغاز قرن بعد در نیویورک پایان میگیرد.
بهنود در این قصه تاریخی، تاریخ ایران را از اواخر سلطنت مظفرالدین شاه از دید زنی که که از کاخهای سلطنتی تهران به اروپا تبعید میشود، شرح می دهد
مسعود بهنود , خانوم ,
مظلوم نمايي مسعود مرادي پس از انتقادات تند/انصراف از قضاوت در جام جهاني!به نظر می رسد این اقدام مرادی مظلوم نمایی کاملاً هوشمندانه باشد. او در جام جهانی 2006 هم جزء 54 داوری بود که فدراسیون برای آنها کلاس مربیگری می گذاشت و درنهایت نیمی از آنها را برای قضاوت رقابت ها انتخاب می کرد. مرادی سال 2006 حذف شد و در جام جهانی قضاوت نکرد. او ترجیح داده است بعد از این اتفاق پر سر و صدا یک شکست دیگر را برای خودش رقم نزند. او دیشب به سوئیس رفت تا به صورت کتبی انصرافش را به فیفا تحویل دهد.
مسعود مرادی , داور , جام جهانی , فیفا , پرسپولیس , مس کرمان ,
من، ایرانی اباد و ازاد ، زیر پرچم امریکا و اسرائیل نمیخوام !مقاله ای از (تلخ نوشته ها ، با مسعود مشهدی) : "اگر واقعا اسرائیل یا امریکا با موشک ، مثلا از مرزهای ابی و خشکی حمله کنند ، من چکار میکنم" ؟.......(بد نیست نظر ها را هم بخوانید و اگر مایل بودید ، خودتان هم نظر بدهید !)

مطلبی از وبلاگ تلخ نوشته ها ، نگارش
مسعود مشهدی , اگرایران زیر پرچم امریکا و اسرائیل قرار بگیرد ,
ویدئو از بازی خوب مهران مدیری در صحنه دفاع مسعود شصت چیبیانصافی است که از بازی و دیالوگ خوب مهران مدیری در صحنه دفاع مسعود شصتچی یادی نکنیم.

مهران مدیری ,
مسعود شصت چی , شصت چی , شست چی , مرد هزار چهره ,
خاطرات مسعود کیمیایی از پرویز دوایی شریعتی و مدیریت شبکه دو سیمایادم هست منتقدان «ستاره ی سینما» كه «پرویز دوایی» ، «پرویز نوری» ، «منوچهر جوانفر» ، «ناصر نویدر»، نامه ی بلندبالایی به «رضا قطبی»، كه آنوقتها رییس تلویزیون ملّی بود، نوشتند و گفتند «قیصر» سینمای ملّی ماست. كاركنان تلویزیون شما هرچند خودشان سینما خواندهاند، ولی نمیتوانند این سینمای ملّی را ببینند. اگر تلویزیونی كه شما رییس اش هستید، تلویزیون ملّیست، باید از كارگردان یك فیلم ملّی دعوت كند و درباره فیلم اش با او حرف بزند. چون آنها زیر اسمشان را «دكتر» امضا میكردند، منتقدان «ستاره ی سینما» هم قبل از اسمشان یك «دكتر» گذاشتند! شوخی بامزّهای بود.
بهخاطر همین نامه از من خواستند به تلویزیون بروم و در برنامهای راجع به «قیصر» شركت كنم. اوّلش قبول نكردم، ولی بعد رفتم و آن برنامه را هم داده بودند «هژیر داریوش» (خدابیامرزدش) و «هوشنگ كاووسی» سوییچ كنند! «پرویز دوایی» ایننوع سینمایی را كه من میساختم، دوست داشت، چون هردو ما از یكجا میآمدیم. از فیلمهای وسترن، از سینمای امریكا، علاقه ی مشترك داشتیم و گاهی هم سینما میرفتیم و باهم فیلم میدیدیم.
یادم هست یكی از آخرین فیلمهایی كه با هم در سینما دیدیم، «جنگیر» [ساخته ویلیام فریدكین] بود. در این سیوچندسالی كه «پرویز دوایی» از ایران رفته، نبودنش را در نقد فیلم ایران واقعاً احساس میكنم. فارسیِ «دوایی» فارسیِ درخشانی بود و به حسّش درباره سینما خیلی كمك میكرد. كسی نمیتوانست مثل «دوایی» درباره سینما بنویسد، چون دانستههایش بیرون از سینما هم زیاد بود. فقط سینما نبود. دیگران هم فیلم میدیدند و نقد مینوشتند، ولی هیچكدام «پرویز دوایی» نشدند.
وقتی مینوشت، واقعیت با او بود، هستی با او بود. دلم میخواهد كه فارسیِ «دوایی» را به سینما تبدیل كنم. دوست دارم یكی از داستانهایش را بسازم. داستانهایش واقعن زیبا هستند، اما سینمای حالا، اجازه این كار را نمیدهد. اصلن ایننوع تفكر جزء «تهِ صندوقی»هاست، نمیخواهم بگویم «نوستالژیك»، چون بهنظرم «تهِ صندوقی»ست. برای همین هم دوستش دارم.
دکترعلی شریعتی
من دكتر «علی شریعتی» را از كتاب و سخنرانیهایش میشناختم و گاهی با هم در تماس بودیم. برای همین، دیدار من با «دكتر شریعتی» خیلی قبلتر از نمایش «قیصر» اتفاق افتاده بود. اما خیلیها این ماجرا را نمیدانند. «دكتر شریعتی» را چندینبار دیده بودم، اما شب نمایش «قیصر» بود كه از دور ایشان را دیدم و سلاموعلیكی كردیم. اینكه میگویند «كیمیایی» هیچوقت «دكتر شریعتی» را ندیده و با او حرف نزده، حرف درستی نیست.
یادم هست او «قیصر» و «گاو» را دیده بود و میگفت بین ایندو، فیلم مورد نظرما «قیصر» است. چون معتقد بود «قیصر» فیلم «نر» و «پرحركتی» از كار درآمده است. خیلی هم «قیصر» را دوست داشت و ابراز لطف میكرد، اما من هیچوقت درباره این فیلم با او حرف نزدم، یعنی هیچوقت فرصت اش پیش نیامد. «شریعتی» درباره ی فیلم با «عباس شباویز» مفصل حرف زده بود و برای او از خوبیهای فیلم گفته بود. آنوقتها، «دكتر» دوستان و مریدانی در «حسینیه ی ارشاد» داشت كه پای حرفهای او مینشستند.
من البته همیشه به «حسینیه ی ارشاد» نمیرفتم، اما «شریعتی» را میشناختم. از آن جمعی كه در «حسینیه ی ارشاد» پای حرفهای «دكتر شریعتی» مینشستند، آقایان «فخرالدین انوار» و «سید محمد بهشتی» و «محمدعلی نجفی» بعدها همه گی نخستین مدیران سینمایی بعد از انقلاب شدند. یادم میآید آنها، در سالهای اول دهه 1350، یكبار تئاتری را براساس فیلم «رضا موتوریِ» من آماده كردند و در «حسینیه ی ارشاد» روی صحنه بردند. البته پایان آنرا تغییر داده بودند.
یكروز «دكتر شریعتی» با من تماس گرفت و گفت «اجازه میدهی پایان فیلم را در این اجرایی كه برای تئاتر میكنیم، تغییر بدهیم؟» آنها میخواستند جایی را كه «عباسقراضه» میآید، عوض كنند. بههرحال میخواستند آن را در «حسینیه ی ارشاد» اجرا كنند و بهنظرشان باید تغییراتی در داستان میدادند.
من هم مخالفتی با كارشان نكردم. كارگردان آن نمایش بهنظرم «فخرالدین انوار» بود و باقی، یا روی صحنه بازی میكردند، یا اینكه در پشت صحنه بودند. اما به طور کلی میدانستم كه دیدگاههای من و «شریعتی» با هم منطبق نیستند. برای همین هم بود كه تماسهای دایمی نداشتیم. هرازگاهی همدیگر را میدیدیم و حرف میزدیم. اگر چه این اتفاق در شب نمایش «قیصر» نیفتاد كه او هم در سینما حاضر بود.
مدیریت شبكه ی دو سیما
رفتن من به تلویزیون و قبول مدیریت شبكه ی دو، درواقع ایده ی دوستان «كانون نویسنده گان» بود. یادم هست یكشب ساعت سه آمدند در خانه و من را بردند به جایی كه تقریبن همه اعضای «كانون نویسنده گان» حاضر بودند. آنجا گفتند كه من به تلویزیون بروم و مدیریت شبكه ی دو را قبول كنم و «احمد شاملو» هم به اداره نگارش وزارت فرهنگ برود. آنوقتها همه در آن جمع بودند. یعنی هم «غلامحسین ساعدی» بود، هم «باقر پرهام» ، هم «اسماعیل خویی» و هم خیلیهای دیگر.
در جوابشان گفتم «مگر میشود من به تلویزیون بروم؟ اصلن غیرممكن است!» اما فردای آنروز آقایی مرا به «قطبزاده» معرفی كرد كه رییس رادیو و تلویزیون شده بود. اما او اعتنای چندانی به من نكرد و طوری رفتار كرد كه فهمیدم دلش نمیخواسته من آنجا باشم. این بود كه من هم دیگر به شبكه ی دو نرفتم. دو روز بعد، دوباره دنبالم آمدند و منرا پیش «قطبزاده» بردند. اینبار او بیش تر توجه كرد و سعی كرد رفتارش با دفعه قبل فرق داشته باشد.
اما در همان مدت دوماه و نیمی كه من در شبكه ی دو بودم، فهمیدم كه نمیشود كاری انجام داد. همان وقتها بود كه نامهای نوشتم و در روزنامهها منتشر شد. در آن نامه گفته بودم كه چهقدر فضای كار در تلویزیون محدود و بسته است. سال 1359 بود كه من از فضای بسته ی كار در آنجا نوشته بودم. بعد از آن دیدم كه دیگر كار در تلویزیون هیچ فایدهای ندارد، این بود كه قیدش را زدم و دیگر به شبكه ی دو نرفتم.

خاطرات
مسعود کیمیایی از پرویز دوایی شریعتی و مدیریت شبکه دو سیما ,
یکی مدتی است نیست / مسعود بهنودحالا نقل ماست. من بی آن که پیرو و مقلدی، منبر و مامومی داشته باشد، دلم برای یکی تنگ است. او که مدتی بود به همه دشنام می داد. یعنی نگرانش شده ام. چند روزی است صدای بدمستی هایش نمی آید. درست است که این اواخر قبل از آن که سفر کند دیگر از حد گذرانده بود عربده کشی و بدگوئی از این و آن را. درست است که خواسته بود کسی دلتنگش نشود. اما به فرمان او که نیست.. به خصوص که در توتیوب فیلم بچگی اش را دیدم با خود گفتم نکند یکی سرش را شکسته باشد. شکستن در و پنجره دکانش عیبی ندارد، لابد پدر محترمش سرمایه ای می دهد که کار آبرومندی دست و پا کند.
مسعود بهنود , حسین درخشان ,
با يکي مانند اوباما/ مسعود بهنودحسنعلي خان را بر سر تقسيم ارث، با برادري که سه سالي از او کوچک تر بود اختلاف افتاد. اختلاف هم بر سر آلاچيقي بود که هر دو آن ها زير آن کودکي خود را طي کرده و خاطره ها داشتند. وقتي اين آلاچيق داخل حياط سهمي حسينعلي خان افتاد، برادر بزرگ داد طرف شرقي حياطش را ديوارکي کشيدند و شاه نشين خود را کور کرد تا ديگر آن سمت و آن ها را نبيند. و چراغ رابطه تاريک شد.
کسي نمي داند آيا حسنعلي خان ديد يا نديد که در خيابان يا بازار، برادر کوچک هر گاه به او بر مي خورد، کلاه به احترام از سر بر مي داشت. کسي نمي داند حسنعلي خان مي دانست يا نمي دانست که چرا هر سال برادرش پيش از عيد نوروز به سفر مي رفت و قبل از رفتن کارتي مي فرستاد هم کسب اجازه مي کند و هم عذر تقصير مي خواست. چهل و چهار سال هميشه نوروز در تهران نبود برادر کوچک تر.
تا گرد پيري بر سرشان نشست. ديوارکي که حسنعلي خان کشيده بود خود فروريخت در يک زمستان. اما ديگر نه حسنعلي خان در شاه نشين غربي مي نشست و نه حسينعلي خان پاي رفتن به اتاق هاي طبقه بالا داشت که مشرف بودند. دو سال بعدش حسينعلي خان سکته کرد و به مريضخانه دولتي برده شد. اميدي به ماندنش نبود. گفته بود کفنش را که از مکه آورده بود به مريضخانه ببرند. به کفن پاکتي سنجاق بود که رويش درشت نوشته بود اجازه برادر بزرگ. آيا اصلا چيزي در آن پاکت بود.

با يکي مانند اوباما
مسعود بهنود ,
دوم خرداد آمریکا( مسعود بهنود)خبرنگاران تلویزیون فارسی بی بی سی از آمریکا گزارش های انتخابات را می فرستادند. مهرنوش پورضیائی ناگهان هیجان زده فریاد زد این دوم خرداد آمریکاست. او خود از نسل جوان دوم خردادی است که در آن شب تابستانی هر جای کشور که بودند نخوابیدند از هیجان آن که داشتند برای اول بار می رفتند تا نقش خود بر زمانه بزنند. و زدند.
مرد انگلیسی چشم از تلویزیون برگرفته و رها کرده بود اخبار گذرای بحران اقتصادی و سقوط سهام مارک اند اسپنسر را، و دل سپرده بود به اعلام اولین نتایج رای گیری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا. همان طور که داشت برای همپالگی های خود داد سخن می داد و یا سخن آن ها را می شنید، لابد چون چشمش به یک ایرانی افتاد که گفت آمریکائی ها این سرمستی را از ایرانی ها دارند.

دوم خرداد , آمریکا ,
مسعود بهنود , اوباما ,
درخواست برای پایان اعتصاب غذاى خبرنگار العالم
سازمان گزارشگران بدون مرز روز جمعه، ۲۶ مهرماه، با انتشار بيانيه اى از اعتصاب غذاى محمد حسن فلاحيه زاده، روزنامه نگار زندانى و خبرنگار العالم ابراز نگرانى كرده و خواهان پايان دادن به اين اعتصاب غذا شد.
گزارشگران بدون مرز همچنين از محكوميت مسعود كردپور، روزنامه نگار كرد به يك سال زندان انتقاد كرده و خواهان آزادى او شده است.
رضا معينى، مسئول بخش فارسى گزارشگران بدون مرز در گفت و گو با «راديو فردا» اعلام كرد كه محمد حسن فلاحيه زاده از بيمارى حاد تالاسمى و كم خونى رنج مى برد كه شرايط زندان و تغذيه نامناسب، اين بيمارى را تشديد مى كند.
وى افزود: اينك كه او دست به اعتصاب غذا زده است، بيم آن مى رود كه وضعيت سلامت ايشان بدتر شود.
محمد حسن فلاحيه زاده، خبرنگار تلويزيون العالم، شبكه عرب زبان راديوتلويزيون دولتى ايران، و همكار بسيارى از رسانه هاى عرب از جمله راديو دبى، تلويزيون ابوظبى و روزنامه المستقبل بوده كه نزديك به دو سال است به اتهام جاسوسى در زندان جمهوری اسلامی ایران به سر مى برد.
آقاى فلاحيه زاده روز نهم ارديبهشت سال جاری از سوى دادگاه انقلاب اسلامى تهران در پشت درهاى بسته و بدون حضور وكيل به سه سال زندان و پرداخت ۳۰ هزار دلار جريمه محكوم شد.
وى مى گويد: تا زمانى كه با وكيل خود صالح نيكبخت ديدار نكند به اعتصاب غذاى خود ادامه خواهد داد.
رضا معينى، از گزارشگران بدون مرز با بيان اينكه «دادگاه آقاى فلاحيه زاده و حكم صادره غير قانونى است» خواهان ملاقات او با وكيل مدافع و رسيدگى مجدد به اتهاماتش شد.
آقاى معينى همچنين با اشاره به حكم يك سال زندان براى مسعود كردپور خواهان آزادى اين دو روزنامه نگار شد و تاكيد كرد كه ساير روزنامه نگاران و وب نگاران ايرانى هم كه در بازداشت به سر مى برند، بايد آزاد شوند.
وى اظهار داشت: مسئولان قضايى و زندان در قبال جان آقاى فلاحيه زاده مسئول هستند و چنانچه براى او در زندان اتفاقى رخ دهد آنان پاسخگو خواهند بود.

سازمان گزارشگران بدون مرز , محمد حسن فلاحيه , اعتصاب غذا , خبرتگار العالم , جاسوسی ,
مسعود کردپور ,
عکس هایي از فیلم اخراجی ها 2 به کارگردانی مسعود ده نمکیدر این فیلم بازیگرانی چون اكبر عبدی، محمدرضا شریفی نیا، ارژنگ امیرفضلی، فخرالدین صدیق شریف، مهران رجبی، جواد رضویان، امین حیایی، مهراوه شریفی نیا،نرگس محمدی، رامین پرچمی،نگار فروزنده،شیلا خداداد، بیوك میرزایی، امیر نوری،میرطاهرمظلومی و شهره لرستانی ایفای نقش خواهند داشت.... (لينك عكس هاي بيشتر در بخش نظرات)

اخراجي ها 2 ,
مسعود ده نمكي ,
چماق و هویجسیاست جمهوری اسلامی در سفر اخیر احمدی نژاد به نیویورک و قطعنامه جدید شورای امنیت در مورد ایران

آمریکا , احمدی نژاد , اسراییل , جمهوری اسلامی ,
مسعود بهنود , نیویورک , هویج , چماق , قطعنامه , شورای امنیت ,
درخواست فوری "برنامه نظارت بر حمايت مدافعان حقوق بشر" در مورد رسيدگی به وضعيت مسعود کردپور
شرح مختصری از وضعيت پيش آمده:
برنامه نظارت از سوی جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران (LDDHI) مطلع شده که آقای مسعود کردپور، يکی از بنيانگذاران سازمان دموکراسی و حقوق بشر کردستان ايران و يکی از فعالان مدنی که درخصوص حقوق بشر و مسايل زيست محيطی فعاليت می کند، درحال حاضر در حبس بسر می برد و مکان آن مشخص نيست.
با توجه به اطلاعات به دست آمده، آقای مسعود کردپور در تاريخ ۸ اوت ۲۰۰۸ در منزلش در شهر بوکان (استان کردستان) به جرم "جاسوسی برای قدرت های خارجی" و انجام مصاحبه با رسانه های خارجی که به زبان های فارسی و کردی منتشر می شوند دستگير شده است. در زمان صدور اين درخواست فوری هيچ گونه اطلاعی از مکان حبس او و محکوميت های احتمالی که بر ضد او وارد است در دست نيست.
برنامه نظارت مراتب نگرانی عميق خود را نسبت به حبس نامعلوم آقای مسعود کردپور اعلام می دارد و خاطرنشان می سازد که اين قيبل اقدامات کاملاً نشان دهنده ادامه سرکوب های شديد از سوی دولتمردان به جانب مدافعان حقوق بشر، به ويژه مدافعانی است که در مناطق اقليت نشين فعاليت می کنند.
برنامه نظارت مصرانه بر روی اين حقيقت تأکيد می کند که ايران با ارائه نامزدی خود در انتخابات شورای حقوق بشر سال ۲۰۰۶ متعهد شده "بالاترين سطح استانداردها را در ارتقاء و حمايت از مقوله حقوق بشر رعايت و حفظ کند". قابل ذکر است که ايران مصرانه روی اين نکته تأکيد نمود که "تلاش هايی را به طور مستمر در زمينه حفظ شئونات انسانی و ارتقاء و حمايت از مقوله حقوق بشر و آزادی های اصلی انجام خواهد داد". برنامه نظارت به منظور اطمينان بخشيدن به واقعيت ادامه اين تلاش ها، از جمهوری اسلامی ايران می خواهد تا براساس عهدنامه های بين المللی حقوق بشر عمل کند.
اقدامات مورد درخواست:
از شما خواهشمنديم که هر چه سريعتر دولتمردان جمهوری اسلامی را از درخواست های زير باخبر سازيد:
۱. تحت هر شرايطی، سلامت روحی و جسمانی آقای مسعود کردپور را تضمين کنند.
۲. سريعا محل حبس آقای مسعود کردپور را به صورت عمومی اعلام کنند و اطمينان دهند که وی هرچه سريعتر و بدون هيچ گونه قيد و شرطی آزاد خواهد شد. کاملاً مشخص است که حبس وی خودسرانه بوده و صرفاً به دليل فعاليت های او در زمينه حقوق بشر است.
۳. هر چه سريعتر به هرگونه اقدام تهديدآميز و آزاردهنده، حتی در سطوح قضايی، در قبال تمامی مدافعان حقوق بشر در ايران پايان دهند.
۴. به مواد اعلاميه مدافعان حقوق بشر، تصويب شده توسط مجمع عمومی سازمان ملل در ۹ دسامبر ۱۹۹۸، احترام گذاشته و آن را رعايت کنند. به ويژه ماده اول آن که می گويد: "هر شخصی به صورت فردی يا گروهی اين حق را دارد که در سطوح ملی و يا بين المللی اقدام به حمايت از حقوق بشر کند و آزادی های اصلی را تحقق بخشد" و همچنين ماده ۶ قسمت دوم که می گويد: "هر شخصی

حقوق بشر ,
مسعود کردپور ,
دستگيري \"مسعود رجوي\" در اردن يك پايگاه عراقي به نقل از منابع آگاه از دستگيري \"مسعود رجوي\" سركرده گروهك تروريستي منافقين در اردن خبر داد.
مسعود , رجوی , اردن ,
مسعود شجاعی به اوساسونا پیوست مسعود شجاعی، هافبک تیم ملی ایران با قراردادی سه ساله به باشگاه اسپانیایی اوساسونا ملحق شد.
به این ترتیب آقای شجاعی که 24 سال سن دارد، پس از جواد نکونام، دومین بازیکن ایرانی خواهد بود که در لالیگا، لیگ باشگاه های برتر اسپانیا، مشغول به کار می شود.
رضا فاضلی مدیر برنامه های مسعود شجاعی در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفت روند مذاکرات با باشگاه اوساسونا برای بکارگیری این هافبک نفوذی حدود یک سال و نیم به طول انجامیده است.
هرچند برخی منابع ایرانی مسعود شجاعی را "گرانترین بازیکن لژیونر ایران" لقب داده اند، اما آقای فاضلی این گزارش ها را رد کرد و با تاکید بر مخفی بودن مبلغ قرارداد، توضیح داد "این تعبیر اشتباه" به بند فسخ زودتر ازموعد قرارداد به واسطه انتقال بازمی گردد.
مسعود شجاعی اوساسونا ,
پاسخ خاتمي به پرسش در مورد كانديدا شدن خود در انتخابات+(فايل صوتي)اين فايل مربوط به هفته قبل است اما چون اهميت زيادي دارد و نظر خاتمي را در مورد اينكه در انتخابات رياست جمهوري كانديدا خواهدشد حائز اهميت است.
خاتمي در اين گفتگوي كوتاه تلويحا اعلام كرده است كه وارد انتخابات رياست جمهوري دهم خواهد شد.

سيد محمد خاتمي , انتخابات , جعبه خاطرات ضد مورچه ,
مسعود لواساني ,
عکس های پشت صحنه فیلم اخراجی ها 2عکس های زیبا از پشت صحنه فیلم اخراجی ها 2 ساخته مسعود ده نمکی

عکس , سینما و تلویزیون , اخراجی ها ,
مسعود ده نمکی , نصرت درویشی ,
صحنه هايی از بازی مسعود شجاعی در برابر تيم والنسيا در اين ديدار که در هفته سوم لاليگا برگزار شد, تيم والنسيا توانست با نتيجه يک بر صفر تيم فوتبال اوساسونا را در خانه شکست دهد. در اين ديدار جواد نکونام به طور کامل و مسعود شجاعی از دقيقه شست بازی کردند.(لينک کمکی در قسمت نظرات)

جواد نکونام ,
مسعود شجاعی , والنسيا , فوتبال , اوساسونا , هفته سوم لاليگا , ورزش , دريبل , تکنيک , ايران , ويديو ,
تا از آمريکا چه آورد....به نظر مي رسد همين جمله بهترين سرمايه براي کساني بود که در واشنگتن زمينه هاي مذاکره را فراهم مي کنند، جوابش هم بلافاصله رسيد. يهودي ها که موافقتشان شرط گام بعدي مذاکره با آمريکاست، گامي به جلو برداشتند و دعوت خود را از سارا پلين نامزد جمهوري خواهان براي معاونت رياست جمهور آينده براي شرکت در تظاهرات اعتراض به حضور احمدي نژاد در سازمان ملل لغو کردند.
مسعود بهنود , محمود احمدي نژاد , هولوکاست , رحيم مشائي ,
آهو خردمند و مسعود اسداللهیآهو خردمند رو كه مي شناسيد

آهو خردمند و
مسعود اسداللهي ,