جواد رضویان که در بیشتر سریالهای مهران مدیری حضور داشته است نوروز سال 87 رقیب او خواهد بود.جواد رضویان که در بیشتر سریالهای مهران مدیری حضور داشته است نوروز سال 87 رقیب او خواهد بود.
رضویان سال گذشته سریالی به نام «قرارگاه مسکونی» را برای عید نوروز کارگردانی کرده بود که به دلیل سیاستهای صدا و سیما پخش نشده و به نوروز 87 موکول شد.گفتنی است؛ عید نوروز این سریال از شبکه پنجم سیما پخش خواهد شد و رقیب سریال «مرد هزار چهره» ساخته مهران مدیری به حساب میآید زیرا آن هم از ژانر طنز برخوردار است.

جواد رضویان ,
مهران مدیری , سینما ,
مهران مدیری و نشان دادن سیستم کلنگی مدیریت ما!اين شخص كه با نام مسعود شصت چي بازي ميكند ناخودآگاه در مسئوليتهاي بزرگ و حساسي قرار ميگيرد و خوشبختانه به خوبي از پس آن بر مي آيد نه اينكه دران حرفه تبحري داشته باشد بلكه از اسم و شباهت افراد مشهوردر آن حرفه استفاده ميكند و مسوليتهاي جديد را به عهده ميگيرد.در اين طنز مديري به خوبي توانسته سيستم معيوب و كلنگي مديريت در ايران را به نمايش بگذارد .در كشور ما متاسفانه مسئوليتها و پستهاي حساس بر اساس تخصص و كارآيي فرد نيست بلكه به علت رانت و پارتي و...است .كارآيي افراد در كشور به صورت آزمون و خطا صورت ميگيرد .بودجه ها خرج ميشود تا فعلي به سرانجام برسد در اين راه بهره وري مهم نيست ...

اجتماعی , مدیریت کشور ,
مهران مدیری , مرد هزار چهره ,
مردم ايران به اين انتخابات کنترلشده رضايت نميدهند و سکوتشان هم علامت رضايت نيست (مهرانگیز کار)مردم در فضاي سياسي موجود دچار سرگيجه شده اند و در شرايطي قرار گرفته اند که متقاعد شدهاند همچنان حق انتخابشان محدود است به بد و بدتر. دشواري کار اين است که ديگر نميدانند چه کسي بد است و چه کسي بدتر؟ فقط اين را مي دانند که دولت کنوني کارها را از آن چه بوده خراب تر کرده است. البته اين را هم مي دانند که مديران رده بالاي سياسي مدت 29 سال است درون يک چرخ فلک نشسته اند و پياپي بالا و پايين مي روند. هيچ يک از آنها اطاقک مخصوص خود را در چرخ فلک قدرت ترک نمي کند و حتا تن به بازنشستگي نمي سپارد. براي اين سلسله از مديران حفظ اطاقک مهم است و نه لزوما برنده شدن در انتخابات. مردم نمي دانند با کدام سنگ ترازو مي توانند اين بار بد و بدتر را از هم جدا کنند. داوطلبان ورود به مجلس به آنها ياري نرسانده اند تا بدانند به کدام برنامۀ تدوين شده مي خواهند رأي بدهند. داوطلبان نگفته اند با بي کاري، فقر، فساد، بحران در روابط با امريکا، بحران هسته اي و نقض گستردۀ حقوق بشر چه خواهند کرد. آنها نگفته اند موانع قانوني در برابر ضوابط حقوق بشر را چگونه رفع مي کنند. آنها نگفته اند مجازات هايي مانند قطع اعضاي بدن، از کوه پرت کردن، سنگسار و انواع واقسام مجازات اعدام را چگونه از چهرۀ قوانين جزايي کشور پاک خواهند کرد. آنها نگفته اند با وجود موانع سليقه اي به وظيفۀ خود در امر تحقيق و تفحص در تمام امور کشور که خواست قانون اساسي است چگونه عمل خواهند کرد. آنها نگفته اند با کدام ابزار به جنگ قوانين تبعيض آميز بر ضد زنان و غير مسلمانان مي روند. آنها نگفته اند چگونه چراغ دل مردم را به پرتو اميدي روشن مي کنند.
در شرايطي که مردم نمي دانند داوطلبان ورود به مجلس که دل در گرو قدرت دارند چگونه مي خواهند به نابساماني ها پايان دهند، چنانچه جمعيتي راهي انتخابات بشود لابد با اين يقين پا پيش مي گذارد که اوضاع از اين که هست بدتر نمي شود و رأي او چيزي را تغيير نمي دهد. اين شيوه از مشارکت سياسي که در کمال بي تفاوتي مردم به آن تن مي دهند به مفهوم آن است که مهر خوردن شناسنامه تنها هدف رأي دهنده از اين مشارکت است و شناسنامه هايي که مهر انتخابات خورده خاصيت هايي دارد سواي تغيير چهرۀ سياسي کشور.

انتخابات , ساختار سیاسی , تحریم , شرکت , بد و بدتر ,
مهرانگیز کار ,
مهران عباس زاده دانشجوی دانشگاه تربیت معلم و دبیر انجمن اسلامی این دانشگاه بازداشت شد امروز صبح (پنجشنبه ۹ آبان) مهران عباس زاده دانشجوی دانشگاه تربیت معلم و دبیر انجمن اسلامی دانشجویان (تاسیس ۱۳۴۹) دانشگاه تربیت معلم و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت در منزل پدریش توسط نیروهای اطلاعات بازداشت شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر نیروهای وزارت اطلاعات که حکم تفتیش از منزل و انتقال مهران عباس زاده به زندان اوین را در دست داشتند بعد از تفتیش منزل مهران عباس زاده را با خود می برند و در اعتراض خانواده که به چه علت و کجا می برید گفته اند که برای پیگیری وضعیت فرزندتان به دادگاه انقلاب شعبه معلم مراجعه کنید.
یاد آوری می شود که در راستای برخورد با دانشجویان دانشگاه تربیت معلم، مهران عباس زاده در شهریور ماه سال جاری توسط بازپرس حسینی به دادگاه انقلاب شعبه کرج احضار شده بود که به علت احضار شفاهی مراجعه نکرده بود. همچنین در ۲۰ مهر ماه امسال نیز برای دومین بار به کمیته انضباطی احضار شده بود.
مهران عباس زاده , دانشجو , دانشگاه تربیت معلم , دبیر انجمن اسلامی , دانشگاه , بازداشت ,
مهران مديري دو فيلم سينمائی مي سازد + يك سريال 13 قسمتي براي تلويزيون
«مهران مديري» قصد دارد امسال دو فيلم سينمايي را كارگرداني كند. به گزارش فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني سينماي ايران، مهران مديري با حضور دربرنامه شبهاي روشن شبكه جام جم در پاسخ به سوالي درباره برنامههاي آينده اش، از ساخت دو فيلم سينمايي خبر داد.
وي دراين برنامه گفت: ديگر بههيچقيمتي حاضر به ساخت سريال نود شبي نيستم، چون اضطراب و نگراني دراين نوع كار زياد است و من بارها سر سريالهاي نود شبي از حال رفتهام.
مديري تاكيد كرد: من واقعا تصميم دارم روزي كار كمدي را كنار بگذارم و عرصه جدي را تجربه كنم. همه اين سالها مقدمهاي براي ورود به اين عرصه بوده است.
«مهران مديري» همچنين از ساخت يك سريال 13 قسمتي ديگر براي تلويزيون خبر داد.
مهران مديري , فيلم سينمائی , سريال 13 قسمتي , تلويزيون ,
مگر زورتان کردهاند که حتما حتما باید به نیروی انتظامی گیر بدهید؟ (وبلاگ ققنوس)قسمت نهم سریال «مرد هزار چهره» خیلی زود خوشبینی من نسبت به تغییر نگرش «سیما» به دستگاههای «مقدس» را با تردید جدی مواجه کرد. شخصا امیدوار بودم که «مدیری» پس از آن انتقاد کمرنگی که در قسمت هشتم به عملکرد نیروی انتظامی وارد کرد، با دور شدن از سوژه نیروی انتظامی، درجای دیگری فرود آید و به زخم دیگری از زخمهای اجتماع توجه نماید. اما در قسمت نهم دیدیم که هنوز در به همان پاشنه سابق میگردد و اگر برنامهسازی بخواهد ۲۰ درصد از دستگاهی دولتی انتقاد کند، ناچار است باجی ۸۰ درصدی در جای دیگر بپردازد.
اگر میبینید که گیردادن به نیروی انتظامی شما را ناچار میکند که بعدا با نگاهی زشت و حقیر، بازماندگان فرهنگ و هنر کشور را به باد تمسخر بگیرید، خوب گیر ندهید. مگر زورتان کردهاند که حتما حتما باید به نیروی انتظامی گیر بدهید؟ یک مشت آدم -بقول شما مشنگ مافنگی- که دور هم جمع میشوند و در عوالم خودشان سیر میکنند اینقدر «مشکل» و «معضل» جامعه هستند که باید همردیف «بازداشت خودسرانه» و «شکنجه» و «اعتراف تحت فشار» در قسمت بعدی سریال مطرح گردند؟ جامعهای که چهارتا و نصفی شعرخوان و مو وزوزی بتوانند پایههای آن را تکان بدهند و مردمش را به بیراهه ببرند باید خودش فکری بحال خودش بکند تا اینقدر خاک بر سر و بیچاره نباشد که با شعرخوانی و حلقه ادبی مشتی آدم بدبخت و نیمهبدبخت منحرف بشود.

مرد هزار چهره ,
مهران مديري , انتقاد , نيروي انتظامي , شعر و ادب , تقدس ,
ارسال ايميل جعلي به نام روزنامه نگاران فشار بر روزنامه نگاران ايران، به شکل عجيب تري کليد خورده است: ارسال ايميل هاي جعلي به نام روزنامه نگاران! در ايميل ها از روزنامه نگاران خواسته مي شود تا اطلاعات شخصي مديران مسئول و همچنين نقاط ضعف اخلاقي آنان را گزارش کنند.
اولين بار مهران کرمي، عضو سابق تحريريه روزنامه شرق و سردبير فعلي روزنامه کارگزاران بود که اين مساله را افشا کرد. کرمي در وبلاگ خود نوشت: "اخيراً يكي از دوستان به من اطلاع داد كه ايميل هايي از طرف من به ايشان شده و با امضاي من از او خواسته شده كه در پروژههايي محرمانه براي انتخاب مدير مسئول سال شركت كنند كه طرف قرار داد آن وزارت ارشاد است. در اين ايميلها پرسشهايي از امور شخصي مديران مسئول، روابط آن ها با خبرنگاران، نحوه چينش و گزينش آنان، بر خورد با خبرنگاران آقا و خانم و... شده كه اميدوارم فقط يك شوخي زشت باشد و نه چيز ديگري از نهاد يا نهادهايي مسئول يا غير مسئول."
اما اين همه ماجرا نبود. غير از کرمي، پاي شخص ديگري هم در ميان بود: محمد قوچاني سردبير روزنامه هاي شرق، هم ميهن و هفته نامه شهروندامروز. کرمي نوشت: "با پيگيري كه كردم متوجه شدم كه شبيه چنين نامههايي با امضاي من و محمد قوچاني براي ديگران هم فرستاده شده است. در حالي كه آقاي قوچاني ايميل هم ندارند ولي ظاهراً براي ايشان ايميل سازي شده."

ارسال , ايميل جعلي , روزنامه نگاران ,
مهران کرمي , محمد قوچاني ,
مرد هزار چهره، تقلیدی از کتاب «پخمه» استاد عزیز نسین!یادم هست بچه که بودم یک کتاب نارنجی را توی خانه عمه بزرگم پیدا کردم که اسمش «پخمه» بود و بعد فهمیدم مال نویسندهای است به نام «محمد نصرت» مشهور به «عزیز نسین». تا مدتها اسمش را اشتباهی «نسرین» میخواندم و به خاطر شباهت فضای داستان با جامعه ایران طبیعی بود که فکر میکردم این نویسنده یک ایرانی است اما بعدتر بود که با دیدن اسم مترجم (رضا همراه) روی جلدش، فهمیدم که این یک ترجمه از کتاب نویسنده ترکیهای است و برایم جالب بود که فضای روستاها و شهرهای ترکیه (حداقل در آن زمان) چقدر شبیه به ایران است.
حالا که سریال «مرد هزار چهره» مهران مدیری را دنبال میکنم، میبینم که چقدر فضای این سریال مشابه پخمه عزیز نسین است. همان اتفاقات و همان بدبیاریها. بهتان پیشنهاد میکنم که این کتاب را بخوانید (یک نسخه از کتاب به صورت تصویر اینجا وجود دارد).
در مقدمه این کتاب نوشته شده است: «عزیز نسین تا کنون سه داستان بزرگ نوشته که به نظر خودش «پخمه» از همه جالبتر و شیرینتر است و شما در خلال مطالب آن خیلی چیزها یاد خواهید گرفت. اسم اصلی این داستان «تک دلیک» است و به دلایلی که بحث آن موجب طول کلام میگردد، نام «پخمه» را که کاراکتر قهرمان این کتاب است برای آن انتخاب کردیم. به جهاتی قسمت اول این داستان کمی تغییر داده شده و از ترجمه قسمتی از آن صرف نظر گردید».
هیچوقت دلیل این دخل و تصرف در متن اصلی را متوجه نشدم. شما فهمیدید به من بگویید.

عزیز نسین , مرد هزارچهره , پخمه ,
مهران مدیری ,
"افشای گناه و گناه ِ افشا"مرد ظاهرالصلاحی درمسجدی مشغول اعمال منافی ِ عفت بود.فرد دیگری وارد مسجد می شود و وقتی چشمش به این صحنهی زننده می افتد با خشم می گوید: تف بر تو ای مرد که در مکانی مقدس این اعمال شنیع را انجام می دهی.مرد مقدس نما با فریاد می گوید:در خانهی خدا تف می کنی؟ای ملحد!
این حکایت دانشجویان دانشگاه زنجان و وزیر علوم و استاندار زنجان و جریدهی کیهان است.وزیر علوم می فرمایند:فیلم واقعهی زنجان،غیر شرعی و اشاعهی فحشا بود و دادستان زنجان نیز افاضه فرمودند که افشای گناه از خود گناه مهم تر است. صدها دانشجو به بهانه های واهی توسط کمیته های انظباطی مرد مواخذه قرار می گیرند و بعضا از تحصیل محروم می شوند. دختران و پسران بسیاری در کوی و برزن توسط آمرین به معروف و ناهیان از منکر بازداشت می شوند چرا که یونیفرم های مورد پسند حکومت را بر تن نکرده اند. اینها هیچ کدام افشای گناه نیست، آن وقت اگر فردی منصوب دولت و در عنوان معاون دانشگاه در روز روشن به قصد اغفال دختری مرتکب بزه آشگار شود، باید چشم پوشید و ستارالعیوب بود. اگر چشم پوشی بر خطای دیگران از محاسن اخلاقی است که هست، چرا دولتیان با مردم خود اینگونه رفتار نمی کنند؟نه تنها از خطا چشم نمی پوشند بلکه حق مسلم شهروندان این دیار که انتخاب نوع پوشش و نحوهی معاشرت است را نیز نادیده می انگارند و اجحاف فراوان روا می دارند.
دادستان محترم زنجان! اینکه طرح به اصطلاح امنیت اجتماعی ، حریم ِ خصوصی انسانها را مورد تاخت و تاز قرار می دهد، موجبات نا امنی اقتصادی و اجتماعی را فراهم نمی سازد؟
وزیر محترم علوم! چگونه به خودتان که رسیده است به دنبال مستندات ِ مستدل می گردید ، اما آن زمان که به دانشجویان افترا می بندید و آن ها را از حق مسلم تحصیل محروم می سازید، سراغی از دلایل و مدارک نمی گیرید؟
دیری نخواهد گذشت که وزیر محترم علوم و روزنامهی کیهان و همسویان ِ دیگر، سخن از حرمت ِ حریم ِ خصوصی بر زبان برانند و سرک کشیدن در این حریم را جرم تلقی نمایند و دانشجویان را خاطی دانسته و آنها را محاکمه کنند.استدلال خواهند فرمود که دانشجویان وارد حریم خصوصی معاون دانشگاه شده اند و دق الباب نکرده اند و ایجاد اغتشاش نموده اند و موجبات ِ تشویش اذهان عمومی را فراهم آورده اند.
داستان معاون دانشگاه زنجان و سردار زارعی و دیگرانی از این دست،جریان ِ همیشهی تاریخ ماست. واعظانی که در محراب و منبر جلوتی دارند و در نهان، خلوتی دیگر. توبه فرمایانی که خود هیچ گاه آب ِ توبه بر خود نمی ریزند. افشای گناه معاون دانشگاه ، افشای تجاوز به حریم مقدس دانش و دانشگاه است. این افشا یک عمل سیاسی نیست و تنها یک حرکت صنفی است و دانشجوی بیچاره چه کند که سیاست و قدرت در تمامی ِ شئونات ِ فردی و جمعی شهروندان درازدستی می کند وهیچ منطقه الفراغی را به رسمیت نمی شناسد؟ دانشجو می خواهد در محیطی امن و به دور از گزمه و عسس ، دانش بیاندوزد و نادیده گرفتن این مهم از بزرگ ترین گناهان ِ قدرتمداران است. افشای خطاهای قدرت نه تنها مذموم نیست بلکه امری پسندیده است. دانشجویان افشای گناه کرده اند و از گناه افشا مبرا هستند.
آیا اگر همین کار ِ ناپسند معاون دانشگاه را یک استاد ِسکولار،انجام می داد از طرف اصحاب قدرت با همین مقدار سعهی صدر مواجه می شد؟ یک بام و دو هوا قصهی پر غصهی دولتمردان ماست.
دانشجو را به صرف ِ بیان عقیدهی سیاسی از تحصیل محروم کردن و او را رهسپار سلول های تنگ و تاریک نمودن گناه نیست و آن گاه اگر کسی سخن از این نا حقی بر زبان آورد مرتکب اشاعهی کبیره شده است؟ از زبان حافظ باید به این گونه متشرعین گفت:
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر منه چون دگران قرآن را

بهزاد
مهرانی ,
مهران مديري : من هيچ وقت موضوع 2 زنه بودن را در هيچ کارى دستمايه طنز قرار نخواهم داد. هر بازيگرى با خودش نوع بازى خاص خودش را آورد . کار من نزديک کردن جنس بازى بازيگران به نوع کار خودم بود که اين کار گاهى در حد رد وبدل کردن چند جمله انجام مى شود. من فقط هماهنگ کننده بودم” کارگردان مجموعه مرد هزار چهره افزودن حواشى مانند حضور سياهى لشکر زياد، انفجار ماشين و حضور حيوانات در سکانس هاى مختلف مجموعه را باعث جذابيت بيشتر کار دانست و گفت: دلم مى خواست کارى بسيار عظيم تر نسبت به کارهاى گذشته ام بسازم. او در مورد بازى اش در نقش مسعود شصت چى گفت: “بازى اين نقش خيلى سخت بود،چون هم کارگردان مجموعه بودم و هم جزئيات شخصيت اين آدم بسيار زياد بود. سعى کردم تا يک شخصيت يکنواخت از شخصيت شصت چى در طول سريال ارائه کنم
مهران مديري , مرد هزار چهره ,
پخمه ای که هزار چهره داشت ( روایت بازتاب متضاد رسانه ها نسبت به سریال «مرد هزار چهره»، آخرین ساخته مهران مدیری - مجله زیگزاگ )ماجرا زمانی جدی تر می شود که که مسعود، از ترس لو رفتن، ساک مردی که در تصادف اتوبوس مجروح شده را بر می دارد و به داخل اتاقی می رود لباس مرد را می پوشدو بیرون می آید. آن گاه، افسری در برابرش احترام می گذارد و او تا به خود بیاید، در کسورت فرمانده یک کلانتری در تهران رفته است. ابتدا برخورد او از روی پخمگی، سادگی و دل رحمی است اما متوجه می شود برخی افسران پلیس از او می خواهند مقتدر تر باشد. کمی نمی گذرد که کشف می کند اگر چای داغ بر روی پایش بریزد عصبانی می شود. با این روش، او ناگهان به افسری خشن تبدیل می شود که قصد دارد امنیت را در محل اجرا کند ولی راه درست را نمی داند.
از این بخش به بعد، سریال مدیری جنجال بر انگیز می شود و حتی شمار بالای لینک ها در دو سایت بالاترین و دنباله، آن را به بحث داغی تبدیل می کند که با پایان یافتن تعطیلات نوروزی همچنان ادامه دارد. به عنوان نمونه . . .
مهران مدیری , مرد هزار چهره , نوروز , پخمه ,
...راه و رسم شکستن سکوت را به من آموخت / خاطره ی مهرانگیز کار...به خاطر می آورم روزی را که پنج ساله شده بودم و می خواستند گوش هایم را سوراخ کنند. یکی از زن های محل سوزن خیاطی را داغ کرد و نخ دولا را که در هم تابیده بود، از نرمۀ گوش گذراند. سپس نخ را گره زد تا سوراخ هم نیاید. با آن که از درد و ترس اشک می ریختم اما در دل ذوق زده بودم. یک جفت گوشواره یاقوت، به زودی، زیب گوش هایم می شد. اهل خانه در شادمانی من شریک بودند و هر یک به شیوۀ خود این واقعه را، که پیش در آمد ورود به زنانگی بود، مبارکباد می گفت. آن روز مادرم در آتشدان اسپند دود می کرد و مادربزرگ برایم عروسک پنبه ای می دوخت. ظهر که فریدون، برادرم، پا به خانه گذاشت، اوضاع دگرگون شد. همین که چشم های گریان مرا دید و خونابه های را پیرامون نرمۀ گوش، سخت برآشفت. اهل خانه را نفرین کرد و هق هق گریه را سر داد. فریدون زار می زد و اخطار می کرد:
«دارید رسم بردگی را به خواهرم می آموزید. دارید خواهرم را کنیز حلقه به گوش بار می آورید. دارید ... »
مادر و مادربزرگ زیر لب به فریدون می خندیدند. من نیز از آنچه می گفت چیزی نمی فهمیدم. چند روز گذشت، زخم گوش التیام یافت. فریدون هم آرام گرفت. پیش از آن که گوشواره های یاقوت جایگزین نخ خیاطی بشود، فریدون مرا با خود به سینما برد. در شهر ما فقط یک سینما دایر بود که فیلم هایش یا عربی بود یا هندی. سینما رفتن هم برای دختر بچه ها خواب و خیال بود. فریدون بعد از تماشای فیلم مرا به یک داروخانه برد و با پنبه الکلی نرم و آهسته نخ های چرک را از نرمۀ گوش بیرون کشید. سپس با هم به قنادی رفتیم. یک میز دو نفره انتخاب کرد. مرا روی یک صندلی نشاند، خودش هم روبه رویم نشست. آن وقت، با من مثل آدم های بزرگ صحبت کرد. برایم قصه هایی از بردگی گفت و در پایان از من قول گرفت تا گوشواره های یاقوت را برای همیشه فراموش کنم. طعم خوش نان خامه ای مجال نمی داد تا همۀ حرف هایش را بشنوم اما آن شب یک تصویر کلی و تاریک از کنیز حلقه به گوش و نظام بردگی روی ذهنم فرو افتاد که ماندگار شد. فریدون، بعد از آن که با من دست داد و به شیوۀ مرسوم از من قول گرفت تا هرگز عهد را نشکنم، مرا به تنها عکاسی مدرن شهر برد. آنجا کروات عکاس را از گردنش باز کرد و با آن موهای
مهرانگیز کار , خاطره , گوشواره , بردگی , اختیار , انسان بالغ ,
در پي درخواست اعدام انقلابي دستگيرشدگان: ادامه بازداشت بهايي هادر حالي که برخي مقامات مذهبي از تريبون هاي رسمي جمهوري اسلامي ايران درخواست "اشد مجازات" براي بازداشت شدگان بهايي رادارند و حتي پيشنهاد "اعدام" آنها را داده اند، بر شدت برخورد با پيروان اين آيين افزوده شد و در روزگذشته دامنه اين بازداشت ها به استان هاي ديگر کشور نيز رسيد. در همين راستا مسوولان جامعه بهايي ويلاشهر در استان اصفهان نيز بازداشت شدند.
پايگاه خبري "فعالان حقوق بشر در ايران" اعلام کرد بر اساس آخرين گزارشات دريافتي، روزگذشته مسئولين جامعه بهائي ويلاشهر (اصفهان) به نام هاي هوشمند طالبي و مهران زيني به همراه يكي ديگر از اعضاي اين جامعه با نام فرهاد فردوسيان بازداشت شده اند. فعالان حقوق بشر در ايران تاييد کرده است که اين افراد توسّط نيروهاي انتظامي ـ امنيتي بازداشت و به زندان اين شهر منتقل شده اند و وضعيت آنان نامعلوم است.
از سوي ديگر، در حالي از بازداشت سه پيرو اين آيين در شهر شمالي قائمشهر به نامهاي علي احمدي، چنگيز درخشانيان و خانم سيمين ذکر رفته است که پيش از اين در هفته پاياني ارديبهشت ماه، شش نفر از رهبري جامعه بهائيان ايران، موسوم به محفل ملي ايران به نامهاي فريبا کمال آبادي، جمال الدين خانجاني، عفيف نعيمي، سعيد رضايي، بهروز توکلي و وحيد تيزفهم بازداشت شدند تا به همراه مهوش ثابت نفر هفتم عضو رهبري جامعه بهائيان ايران که از ۱۵ اسفند ماه گذشته در مشهد بازداشت شده، جملگي هفت عضو رهبري جامعه بهاييان ايران در بازداشت باشند.

بهاییان , نقض حقوق بشر , بازداشت , زندان اوین , وشمند طالبي ,
مهران زيني , فرهاد فردوسيان ,
درگذشت مبتکر قانون حمایت از خانواده در ایرانمهرانگيز دولتشاهی٬ که به عنوان مبتکر و پيشگام قانون حمايت از خانواده٬ شناخته می شود٬ در سن ۹۱ سالگی٬ در پاريس با زندگی وداع گفت
مهرانگيز دولتشاهی ,
آدم اشتباهی : آخرین دفاعیه مرد هزار چهرهچه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی؟ من ...بیدفاعم. من شریف تربیت شدم. من شریف بزرگ شدم. نه کسی من رو میشناخت نه کسی بنده رو میدید... نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگه. همهی سهم بنده از زندگی... کار کردن در زیرزمین ادارهی بایگانی بود، لای پروندهها. من ساده بودم من همه چیز رو باور میکردم. من با هیچ کس مخالفت نمیکردم. سرم به کار خودم بود و شریف بودم. من نمیخواستم به بانک برم من نمیتونستم طبابت کنم من نمیتونستم سرهنگ باشم من نمیخواستم شعر بگم. من مقاومت کردم تا حد توانم... اما من توانم کم بود. بنده ضعیف بودم ...و من به همه احترام میگذاشتم. من به همه احترام میگذاشتم. و من شروع کردم به بازی کردن... و من شروع کردم به سرگرم شدن... و بعضی وقتها یادم رفت کجام و همهی اینهایی که میگن، مال من نیست... حق من نیست و من اشتباهیام. من از اولش هم اشتباهی بودم ...بله من یادم رفت که اینها مال من نیست و من اشتباهیام. تقصیر من بود تقصیر دیگران هم بود.

مرد هزار چهره ,
مهران مدیری , شصتچی , شستچی ,
نویسنده طنز جنجالی "مرد هزار چهره" در گفتگو با عصرایران: اشتباه برداشت کرده اند!اکثریت جامعه ادبی و فرهنگی کشور ما این طور نیستند و این را به خودشان نمی گیرند و حتما چنین آدم هایی که ما در این سریال به آنها اشاره کرده ایم را کنار خود دیده اند و با دیدن این طنز یاد آنها می افتند و می خندند. در کل آنهایی که شبیه اینها نیستند که نباید بهشان بربخورد و آنها که شبیه اینها هستند هم بهشان بر بخورد!...«مرد هزار چهره» مثل سایر کارهای مدیری از قسمت چهارم به بعد تبدیل به سوژه داغ محافل خبری شد. در چندسال اخیر مدیری و تیم نویسندگانش نشان داده اند که خروجی کارگاه آنها چیزی شبیه طنزهای ساده آپارتمانی نیست.
اما اینبار موضوع کمی متفاوت بود، طنز در تعطیلات نوروز پخش شد، قاعدتا در هنگام پخش سریال محافل خبری رسمی برای تحلیل و نقد آن حضور ندارند از طرف دیگر در یکی از موقعیت های این سریال مرد هزارچهره به جای یک سرهنگ نیروی انتظامی قرار می گیرد. از آنجا که در جامعه ما کمتر هنرمند و خصوصا طنازی جرات ورود به محدوده نیروی های نظامی را دارند این کار مدیری مورد توجه بسیاری از محافل غیر رسمی و به خصوص وبلاگستان فارسی قرار گرفت.
به طوری که برخی این کار او را عبور از خط قرمز های نظام دانستند! این در حالی است که اصولا به لحاظ فضای خاص نظارتی سازمان صدا و سیما هنرمندان در چارچوب خاصی می توانند فعالیت کنند...

مرد هزار چهره , نیروی انتظامی , طنز جنجالی ,
مهران مدیری ,
ایران و آمریکا: سه دهه وضعیت فوقالعادهجرج بوش با تمدید وضعیت فوقالعاده در مورد ایران، بار دیگر این کشور را تهدیدی بزرگ برای امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد آمریکا نامید. یک تحلیلگر سیاسی، این اقدام را کمک به موضع آمریکا در مذاکرات احتمالی با ایران میداند.
فرمان وضعیت فوقالعاده در زمان کارتر و پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۹۷۹ میلادی صادر شد. با این فرمان، صدور اسلحه و جنگ افزار به ایران ممنوع شد و واردات نفت ایران به آمریکا نیز متوقف گردید.
موضوع گفتوگوی دویچهوله با دکتر مهران براتی کارشناس روابط بینالملل، کاربرد این فرمان در مذاکرات احتمالی ایران و آمریکاست:
...
مهران براتی ,
ضرب و شتم مهران فرجی، از فعالان دانشجویی دانشکده خبر
خبرنامه امیرکبیر: روز یکشنبه، مسئول دفتر رییس دانشکده خبر، مهران فرجی را که با تماس قبلی از سوی معاونت آموزشی، به این بخش مراجعه کرده بود، بدون هیچ دلیلی، مورد ضربو شتم قرار داد و با فحاشی او را بیرون انداخت. این اقدام بهدنبال درج یادداشتی از سوی این دانشجو در یکی از رسانهها که در آن فرجی نسبت به اقدامات رییس تندرو و حامی دولت دانشکده خبر انتقاد کرده بود، صورت گرفت.
به دنبال این اتفاق و ایجاد تشنج در دانشکده ماموران کلانتری ۱۰۴ عباسآباد در محل حاضر شدند و پروندهای در دادسرای ناحیه هفت تهران تشکیل شد و محمدخانی، وکیل پایه یک دادگستری، وکالت این فعال دانشجویی را پذیرفت.
پرونده از دادسرا به شورای حل اختلاف فرستاده شد و متهم این پرونده که مسئول دفتر رییس دانشکده خبر است، طبق ابلاغیهای که تحویل حراست دانشکده خبر شد، باید ساعت ۱۵ سیزدهم مهرماه در شعبه ۲۸۰ شورای حل اختلاف حاضر شود.
در صورت ندادن رضایت از سوی شاکی، پرونده ضربوشتم و فحاشی به این دانشجو در محیط دانشگاه، بار دیگر به دادسرا فرستاده میشود.
هماکنون وکالت این دانشجو را آقای محمدخانی پذیرفته است و با توجه به غیرعادی بودن رفتار سفیدابی، متهم این پرونده، احتمال شربخمر یا مصرف قرصهای روانگردان و یا مشکل روانی از سوی این مسئول دانشکده خبر، در دادسرای ناحیه هفت پیگیری خواهد شد.
ضرب و شتم یک دانشجو آن هم در محیط دانشگاه، اقدامی بوده که از سه سال پیش تا کنون چندین بار در برخی دانشگاهها نیز رخ داده و با اعتراضات دانشجویان همراه بوده است.
گفتنیاست، دانشجویان دانشکده خبر تصمیم دارند، در هفته دوم مهرماه و همزمان با شروع کلاسها، پاسخ این اقدامات مسئولان دانشکده و همچنین احضارهای فعالان دانشجویی این دانشکده به کمیته انضباطی که از نیمه شهریورماه آغاز شده است را با قدرت بدهند.

ضرب و شتم ,
مهران فرجی , فعال دانشجویی , دانشکده خبر ,
لطفا ذوق زده نشوید ــــــ در حاشيه ستايش اين روزها از مهران مديريمهران مدیری پس از آخرین سریال نود قسمتی اش که با آگهیهای تبلیغاتی فراوان آش شوری را به طرفدارانش داده بود و شکستی سخت را تحمل کرد، این بار نه با یک چهره بلکه با هزاران چهره آمد تا حرفهایی نو بزند.
"مرد هزار چهره" قرار است ایران امروز را نمایندگی کند. ایرانی که خصوصیات آن را می توان در بازی تک تک بازیگرانش دید. مهران مدیری را اگرچه این روزها به خاطر شباهت مظلومانه شصت چی و کرباسچی میستایند، اگرچه سخره های او به نظام اداری، طرح امنیت اجتماعی و پزشکان می ستایند اما نباید از یاد برد که او همیشه موج سواری را خوب بلد است.
هنگامی تحصن نمایندگان مجلس ششم آنها را در برنامهاش به سخره گرفت و اگر تا پایان همین سریال بنشینید متوجه خواهید شد که او چگونه سریالش را به پایان می برد تا تبدیل به فرزاد حسنی 2 نشود. اصولا مدیری شناگر ماهری است که همیشه آب هم برای او مهیاست. لطفا ذوق زده نشوید.

مرد هزار چهره ,
مهران مديري , کرباسچی , فرزاد حسنی 2 , شناگر ماهر , ذوق زدگي ,
مسعود شصت چی امشب فقط با فرزاد حسنی مصاحبه نکرد!زدن مجرم بد است؟ خلاف قانون است؟ دستگیری فله ای احمقانه است؟ کتک زدن متهم در اتاق بازجویی جرم است؟ در ملع عام چطور؟ اعتراف تحت فشار ارزش قضایی (یا شاید هم غذایی) ندارد؟ می شود طبق آن آدمها را فله ای اعدام کرد؟......محاکمه کردن متهمین توسط ضابطین نیروی انتظامی خلاف قانون است؟ انفرادی انداختن متهمان چطور؟ قطع حقوق شهروندیشان چطور؟ این که همه سرهنگها و سرداران این مملکت دکتر هم هستند، آن هم از نوع من درآوردیش مسخره است؟
مهران مدیری , تلویزیون , فرزاد حسنی , نیروی انتظامی , مرد هزار چهره , امنیت اجتماعی ,
سريال تلویزیونی ایام عید نوروز «مهران مديري» مرد هزار چهره ( عکس )ندارد.
مهران مديري , مرد هزار چهره , عید نوروز ,
مهران مديري: دوست داشتم زيستشناس شوممهران مديري در سال 1340 در ميدان بروجردي در سرآسياب دولاب منطقهاي در جنوب تهران به دنيا آمد، او سه برادر دارد و ثمره ازدواجش دو فرزند به نامهاي فرهاد و شهرزاد است، فعاليتهاي هنري خود را از نوجواني آغاز كرد و تا قبل از ورود به دانشگاه در رشته تئاتر، در چندين اثر نمايشي بازي كرد، اما تحصيلات آكادميك او در رشته تئاتر به دليل حضور در جبهههاي جنگ ناتمام ماند. اما عشقش به هنر، او را بار ديگر به تئاتر و سپس به راديو كشاند، به طور حتم از فعاليتهاي مديري در سالهاي اخير اطلاعات كاملي داريد، همچنين از آلبومي كه در سال 79 منتشر و كنسرتي هم در بهمنماه 83 در تهران برگزار كرد، براي شما از زندگي اين هنرمند مطرح ايران، مطالبي را جمعآوري كردهايم كه خواندنش هيجان زيادي در شما به وجود ميآورد...
علاقه به زيستشناسي
«دوست داشتم زيستشناس شوم، هنوز هم دوست دارم، در كودكي كتابهاي برادر بزرگم كه زيستشناسي خوانده بود را مطالعه ميكردم، شايد بهترين آرزويم اين بود كه كارهاي تحقيقي درباره زندگي حيوانات داشته باشم. هنوز هم علاقهمندم، بيشتر فيلمهاي مورد علاقهام، همين فيلمهاي مستند است.»
مهران مديري سال 65 به دانشگاه رفت، اما حضور در جبهههاي جنگ باعث شد كه درس را نيمهتمام رها كند، ميگويد: «در خيلي از جبههها بودم، مرصاد، حلبچه و...»
تقديم به محمد نوري
«آلبوم موسيقيام را به «محمد نوري» تقديم كردم، چون عاشق صداي او بودم، شعرها و آهنگهايم خيلي نزديك به صداي نوري بود.» مهران مديري يك كنسرت هم در سال 79 در دبي اجرا كرد.
برادر موسيقيدان
برادربزرگم، همان كه زيستشناسي خواند، پيانيست بود، هميشه موسيقي كلاسيك در خانه، شنيده ميشد، صداي قطعات موسيقي باخ، صداي روياي دوران كودكيام است. تاثير باخ تا به امروز هم پايانناپذير و بينهايت است.
كودكي من
كودكي من برايم از پنج سالگي قابل يادآوري است، پيش از آن را به ياد ندارم، آن چيزهايي كه در ذهنم به صورت يك لكه مانده، يك خانه دو طبقه كوچك و معمولي، طبقه پايين زندگي ميكرديم و طبقه بالا اتاق پذيرايي بود، مهمترين وسيله در آن اتاق، يك پيانو بود، تعداد زيادي موسيقي كلاسيك و مقدار زيادي كتاب، كودكي من شبيه ديگر بچهها نبود، دوست داشتم توي اتاق بنشينم و كتابهاي برادرم را ورق بزنم و اسمهايشان را حفظ كنم، يك روز يكي از دوستان برادرم به من گفت: اسم اين كتاب چيه؟ گفتم: فلسفه هگل، تعجب كرد، من هم شروع كردم به صورت طوطيوار چيزهايي كه در ذهنم اندوخته بودم را براي او تعريف كردم. اما درباره برادرم... صداي همسايهها در آمده بود، صبح تا شب از خانه ما صداي پيانو درميآمد، به خصوص اينكه او هميشه يا شوپن يا باخ يا راخمانينف ميزد... براي همين وقتي من تو كوچه با بچهها تيلهبازي و لاستيكبازي ميكردم، مثل بقيه بودم، اما وقتي به مهمانخانه يا همان پذيرايي ميرفتم، وارد دنياي دوستداشتني خودم ميشدم، احساس تنهايي ميكردم، چون دوستانم اين چيزها را متوجه نميشدند. مديري ميگويد: «من هنوز كارنامهها يا پروندههاي دوران مدرسهام را دارم، توي تمام آنها نوشته شده: فعال است، باهوش و مدير است.»
اهل شوخي نيستم
در جمع آدم جدي است، ميگويد: تا دوره نوجواني فكر ميكردم، شاد بودن، آواز خواندن و هر كاري كه انسان را سرخوش نشان دهد، كاري است به شدت جلف، به نظرم هيچ چيز بهتر از متانت نبود، حالا هم تفكرم عوض نشده، تنها شكلش عوض شده، حالا به اين نتيجه رسيدم كه شادي اساس يك چيز دروني است، ميتوان متين بود و در عين حال از درون هم شاد بود و احساس خوشبختي كرد.
از رياضي متنفرم
من در دبيرستان دلگشا، درس خواندم، در دوران تحصيل شاگرد خيلي خوبي بودم، برادر بزرگترم در ايران است و سالها در ادبيات و موسيقي فعاليت ميكند، دو برادر ديگرم در سوئد زندگي ميكنند. هميشه نمرات ادبيات و زيستشناسيام عالي بود، يادم ميآيد كه گاهي اوقات معلم ادبيات كلاس را در اختيار من ميگذاشت و ميرفت. در رياضيات ضعيف بودم، من هنوز كه هنوز است علت رياضيات در جهان را نميدانم، يعني به نظرم بيهودهترين و پوچترين درس است و هيچ وقت نمره خوبي از آن درس نگرفتم. من درس رياضي را به جز جمع و تفريق درك نميكردم.
گرفتاريهاي شهرت
گرفتاريهاي شهرت باعث آزار او ميشود، «تو ديگر زندگي شخصي نداري، آزاد و راحت نيستي و محدود ميشوي و همراهانت را هم محدود ميكني، شهرت مثل سرطان است، وقتي هر روز در تلويزيون نشان داده ميشوي، طبيعي است كه مشهور ميشوي. اما آن چيزي كه تو را از ديگران متفاوت ميكند، آگاهي و تفكر پشت قضيه است و كسي كه متفكرانه نگاه ميكند، ديگر شهرت برايش مهم نيست.»
مدير بودم
بچه كه بودم مثل نام خانوادگيام، هميشه مدير بودم، يعني هميشه من بودم كه ميگفتم چي بازي كنيم و يا چه جوري بازي كنيم، رييس پليسها يا رييس دزدها، من بودم، اغلب مواقع هم گناهها را خودم به گردن ميگرفتم، خيلي از موارد وقتي يكي «لو» ميرفت، من همه چيز را قبول ميكردم و ميگفتم گناهكار من هستم. اين حس هنوز هم در من مانده و هيچ وقت عادت ندارم كه راز كسي را فاش كنم.
مهران مديري: دوست داشتم زيستشناس شوم ,
مهران مديري: جامعه روشنفكري بايد ظرفيت نقدپذيري و شوخي را داشته باشد كارگردان مرد هزار چهره گفت: متاسفانه بخشي از جامعه روشنفكري ما آدم هاي منفعل بي مصرف هستند. آدمهايي كه صبح تا شب يك گوشه نشسته اند، خوب حرف مي زنند ولي به هيچ دردي نميخورند....
مهران , مديري , جامعه ,
اسباب خجالتنمی خواستم برنامه های نوروزی تلویزیون را ببینم تا چهار شب پیش که با اصرار دوستان برای تماشای "سریال طنز" مهران مدیری مقاومتم درهم شکست و از شما چه پنهان دو قسمت بعدی "مرد هزار چهره" را با میل و رغبت نگاه کردم.
امروز به عنوان یک بیننده ی سابق تلویزیون، کسی که کارهای مهران مدیری را سال ها دنبال کرده و هنوز به توانایی او در کارش ایمان دارد، از دیدن تصویر مخدوشی که او در دو شب پیاپی از فضای فکری و اجتماعی شاعران، نویسنگان و هنرمندان ایرانی ترسیم کرد احساس انزجار می کنم.
گویا فیلمنامه ی این دو قسمت را امیرمهدی ژوله نوشته است؛ سوژه ی اصلی یعنی بـُر خوردن یک نفر در جمع شاعران و روخوانی از لیست خریدی که در جیب دارد برگرفته از یکی از داستان های نویسنده ی معروف ترک "عزیز نسین" است که سال ها پیش به فارسی ترجمه شده؛ اقتباس از کتاب های معروف در تمام دنیا متداول است و اهمیتی ندارد اما به سخره گرفتن شاعران بزرگ و سرشناسی مثل "م. آزاد" و ... در مملکتی که تیراژ کتاب و سرانه ی مطالعه عددی نزدیک به صفر است و القای این تفکر که شاعران و هنرمندان ما آدم هایی بی سواد و اهل دود و دم هستند که در توهم مبارزه به سر می برند و مجلاتی منتشر می کنند که ارزش خواندن ندارد و آن قدر ساده اند که هر آشغالی را می توان به عنوان مجسمه، شعر و اثر هنری به آن ها قالب کرد چه فایده ای برای بینندگان این مجموعه دارد جز آن که مردمی را که دچار بیماری مهلک "نخواندن" هستند مطمئن می کند چیزی از دست نداده اند؟

توکای مقدس ,
مهران مدیری , مرد هزار چهره , هنرمندان , نویسندگان , شاعران , طنز , سیمای جمهوری اسلامی ,
مرد هزار چهره آخرین کار مهران مدیری در صداوسیما!؟ .........تقریبا مطمئنم که مجموعه " مرد هزار چهره" آخرین کار مهران مدیری در صداوسیما خواهد بود! دلیلش هم واضح است دیگر مدیریت و مهار و تحمل پیامدهای این نوع " طنز حرفه ای" برای صداوسیما و در چارچوب های موجود ممکن نیست و هزینه های بسیار سنگین و گزافی دارد. کسانی که فکر می کنند این مجموعه و پیامدهای خواسته و ناخواسته اش در چارچوب طنز به اصطلاح "سوفاف اطمینان گل آقایی" می گنجد، به زودی به اشتباه خودشان پی خواهند برد و هیچ بعید نیست که طوری زیراب مهران مدیری بخورد که او هم سرنوشتی مثل "شادمهر عقیلی" پیدا کند و یا حتی مشمول پدیده " اماراتیزه شدن" شود و مثل خیلی از هنرمندان اخراجی صداوسیما برود دوبی(اخیرا فیلم سنتوری هم چنین سرنوشتی یافت)بهرحال قدر مسلم این است که " مرد هزار چهره" برای مهران مدیری، حساسیت و دردسر بسیار زیادی آفریده است................
مهران مدیری , مردهزار چهره , سریال , طنز , صدا و سیما , انتقاد , ظرفیت , فرزاد , حسنی ,
آقای مدیری بی خیال فرهنگ سازی شوید ـــــــــ درباره باغ مظفر و البته كمي ديرباغ مظفر تمام شد، منتظر بودم هرچه زودترتمام شود تا درباره اش بنویسم. اگر قرار باشد مهران مدیری برای نشاندن خنده بر لبان بینندگانش کلی آگهی به خورد مردم بدهد، بی انصافی است. بی انصاف تر از همه تهیه کنندگان و سازمان صداوسیما هستند که از پول بیت المال برنامه می سازند و به جای افزایش آگاهی عمومی به طور مستقیم انواع کالاها را تبلیغ می کنند.
اگرصداوسیما خصوصی بود اشکالی نداشت می گفتی: خرج دارد بایستی با آگهی جبرانش کنیم. اما تلویزیونی که روی قبض برق از مردم مالیات می گیرد و از بودجه جاری نیز سهم دارد و به علت انحصار تصویریری، از راه پخش آگهی های بازرگانی هم درآمد دارد، چرا باید تبلیغ گچ و خامه در وسط سریال داشته باشد. من بین تبلیغاتی که برای فرهنگ سازی می شود فرق می گذارم مثل(تبلیغ کارت هوشمند و صرفه جویی در مصرف گاز) اما تبلیغ در وسط سریال و با وجود تبلیغات 7 دقیقه ای میان برنامه ای واقعا شرم آور بود.
نکته دیگر شیوه بیان تبلیغات است که آنقدر لوس و بیمزه بود که حال آدم را به هم می زد. مثلا(تبلیغ گچ، ماکارونی و فرش)شیوه تبلیغ مستقیم دستوری که مثلا( گاز کمتر مصرف کنید در یک جای دیگه بچه های مردم ازسرما نلرزن) هم اصلا برای فرهنگ سازی مناسب نیست و حتی بیننده را دچار کسالت می کند.
مهران مديري , باغ مظفر , تبليغات مستقيم , پخش آگهي ,
انتقاد توهینآمیز از یک دین جهانی کجا و انتقاد طنزآلود از پلیس یک کشور کجا؟ (وبلاگ ققنوس)امروز نشسته بودم و داشتم به این فکر میکردم که این روزها کارهای دو نفر فیلمساز توانسته توجه زیادی از ایرانیان داخل و خارج کشور را به خود معطوف کند. ایرانیان خارج کشور نگاههایشان معطوف فیلم «فتنه» ساخته «گیرت وایلدرز» در هلند است. در درون کشور هم نگاهها دوختهشده به سریال «مرد هزار چهره» کار «مهران مدیری».
در این عصر و روز که مسلمانان به دنبال سلمان رشدی و تسلیمه نسرین و این و آن هستند تا خرخرهشان را به جرم توهین به مقدسات بجوند و همین چند سال پیش بود که نواده وانگوگ را در همان هلند به همین جرم چاقو زدند و کشتندش، در یک سر دنیا کسی هست که باکی از ساخت فیلمی که به مسلمانان گیر میدهد نداشته باشد و در این سر دنیا کسی که کمی به پلیس کشورش بابت رفتار اجتماعیش و طرز برخوردش انتقادی طنزآلود کند سرش را دستی دستی زیر طناب اخراج و ممنوعالتصویر شدن و فراخوانده شدن به فلان شعبه دادگاه و ازاین دست برده.
انتقاد توهینآمیز از یک دین جهانی کجا و انتقاد طنزآلود از پلیس یک کشور کجا؟ لطفا موقع مقایسه ایران با کشورهای دیگر نگوئید «اونا یکی ما هم یکی» چرا که «یک» آنها زمین تا آسمان با «یک» ما فرق دارد. هر «یک»ی «یک» نیست همانطور که هر گردی گردو نیست، تفاوت میان ماه من تا ماه گردون هم که معرف حضورتان میباشد و بقول مولانا «آن یکی شیر است کادم میخورد—وان یکی شیر است کادم میدرد». قبل از هرگونه اظهار نظری درباره «انتقاد»، «توهین»، «دین»، «آزادی»، «سوء استفاده» و امثال اینها یک لحظه به تفاوت بار معنائی این کلمات در آن سر دنیا با این سر دنیا فکر کنید.

انتقاد , طنز , خیرت ویلدرز ,
مهران مدیری , فتنه , مرد هزار چهره , ماه گردون ,
تيتراژ سريال های مرد هزار چهره و قرارگاه مسکونی / (لینک دانلود)تیتراژ سریال نوروزی قرارگاه مسکونی با صدای جواد رضویان برای اولین بار در نت با دو کیفیت و همچنین تيتراژ سريال مرد هزار چهره ابتدايي و پاياني و بدون كلام با آهنگ سازي بهرام دهقانيار

مرد هزار چهره , قرارگاه مسکونی , تيتراژ , جواد رضویان ,
مهران مدیری , بهرام دهقانيار ,
مردی که کارگردان شد تا بازیگر شود : مهران مدیریبه جرات میتوان گفت بزرگترین کارگردان طنز در تلویزیون ایران مهران مدیری است , بسیاری از کارگردانان دیگر در این عرصه پای گذاشتند ولی خیلی زود متوجه شدند که ” خنداندن ایرانیان کار ساده ای نیست ”
مهران مدیری ,
«دايرهزنگي»بالاخره براي اکران نوروز مجوز گرفت«دايره زنگي» داستان فيلم درباره دختري است كه صبح روز جمعه خودرو پدرش را برميدارد و همراه محمد به گردش در شهر ميرود، اما طولي نميكشد كه تصادف ميكنند. آنها فقط تا بعد از ظهر فرصت دارند هزينههاي تعمير و صافكاري را تامين كنند، پس به خانهاي در شمال شهر ميروند تا با انجام كاري پول مورد نياز را به دست بياورند.
مهران مديري، امين حيايي، محمدرضا شريفينيا، صابر ابر، باران كوثري، حامد بهداد، بهاره رهنما، مهدي پاكدل، نيلوفر خوشخلق و اكرم محمدي از جمله بازيگراني هستند كه در «دايره زنگي» به ايفاي نقش پرداختهاند

دايره زندگي , پريسا بختآور , سيدجمال ساداتيان , اكران نوروزي , هدايت فيلم , گروه سينمايي قدس ,
مهران مديري , امين حيايي , محمدرضا شريفينيا , صابر ابر , بار ,
پايان مسابقه ياد قلم و امتداد غم مرگ هاي زنجيره اي (از وبلاگ مسيح علي نژادسي ام بهمن ماه ، آخرين روز ارسال مطالب ارسالي از سوي شركت كنندگان مسابقه ياد قلم بود . مسابقه اي كه به ياد يار سفركرده اصحاب مطبوعات، مهران قاسمي نطفه اش بسته شد و سپس با روزهاي تلخ از سفر يار ديگري از جمع غمگنانه اهالي خبر و نظر در زمستان سرد امسال همراه شد و آنچنان كه همكار نازنين مان در قطعه مختص روزنامه نگاران در بهشت زهراي تهران تنها نماند براي گرامي داشت يادش نيز احمد بورقاني را به همراهي خواهد...
مهران قاسمی , روزنامه نگار , مسابقه , یاد , قلم ,
بی جنبه ها به بهشت نمیروندمجله فیلم در ویژه نامه بهار (شماره ۳۷۸) مصاحبه تقریبا مفصلی با مهران مدیری انجام داده بود که بیشتر مصاحبه پیرامون مجموعـــه مرد هزار چهره که نوروز امســال پخش شد میچرخید.در چند جای این مصـاحبه ی چند صفحــه ای, صحبت از تحمل و بردباری مسئولین صـــدا و سیــما و نیـــــــروی انتـــــظامی در برابر انتقاد و شوخی های مطرح شده در سریال بود.مصاحبه کننــــده و مدیری به شدت از این بردبـــاری و جنبـــه به شعف آمده بودند و مجلس پاچه خـــواری به راه بود تا جایـــــی که مصاحبه کننـــــده تیتر “تولـــد یک دولت” رو بجـــــا وبرازنده این مصــــــــاحبه برشمرد .البته نمیشه از مدیری خرده گرفت.حرکــت کردن روی خط قرمــــــــز و راضــی نگه داشتن بیننده کار راحتـــــی نیســـــت و باید قبــــول کرد مرد هزار چهره سبــــــک جدید از طنز تلوزیونی رو ارایه کرد. اما ما باید اینقدر سطح توقعات خودمون رو پایین نگـــه داریم که با دیدن لباس نیروی انتظامی در برنامه طنز اینهـــــــمه پشــتک و وارو بزنیم و از همه تشکر کنیم؟ بایداینقدر سطح مطالبــــــات مون رو پایین بیاوریم که پرسش و انتقاد که هیچ ولی بابت اینـــــکه اجازه دادند از دیـــد شوخی و طنز به نیروی پلیس نگاه شود اینهمه ممنون و متشکر باشیم؟
حالا حتما میپرسید چرا الان بعد از دو ماه یادم اومده راجع به این موضوع بنویسم.به دو دلیل. اول مصاحبه جدید مدیری با مجـــــــله فیلم بود که بعد از سریــال سکوت کرده بود و دوم مقایسه ناخواســــــته ای که بعد از دیدن سریال هــــــــای اون طرف آب تو ذهنم شکل گرفت. قبلا راجــــــع به سریال Prison Brea

مرد هزار چهره ,
مهران مدیری ,
سال نو آوری و شکوفایی و شعبده بازیهای جدید (خسن آقا)حالا برویم سر آقای مهران مدیری. در این فیلم آقای مهران خان با مصاحبههای اول فیلم، اول از همه دارد به مردم القاء میکنه که اجرای احکام شدید مثل اعدام و ... در جامعه خواسته جامعه (شهروندان) است و این خود جامعه است که یک چیزیش میشه و حکومت فقط دارد خواست اقشار جامعه رو اجرا میکنه.....//در ادامه فیلم در گوشه گوشه این فیلم همه انتقادها متمرکز شده روی مردم عادی و فرهنگ آنها و همه وقت میخواهد القاء کند که اگر این مرد هزار چهره توانسته به این آسانی به چنین مقامهایی برسد، همه بخاطر رفتار مردم است و الخ. همه این اشارهها به رفتار و کردار عوام در این فیلم اگر در یک جامعه آزاد و دموکراتیک اتفاق میافتاد میشد آنرا توجیه کرد، ولی وقتی در جامعه ایران یکی میآید و همه گناهان را گردن مردم عادی میاندازد آنجا باید از این آدم (آقای مهران مدیری) پرسید پس این وسط آقایان حکومت گر چه کاره هستند؟ آیا آنها همگی در رفتار شان بی گناه هستند!؟ اینها همه تحمیق کردن مردم عادی است تا به وسیله آن، همه گناهان و مشکلات جامعه را به گردن مردم عادی بیندازند، تا بدینوسیله دست اندر کاران و حکومت گران را بی تقصیر جلوه دهند. چرند گویی و چسنالههای آقای مدیری در بخشهایی که مرد هزار چهره نقش سرهنگ را بازی میکند دیگر شورش را در آورد. با این بخش ایشان میخواهند به جامعه اول از همه القاء کنند که اگر کسی در نیروی انتظامی مشکلی برای جامعه ایجاد میکند اول از همه به این دلیل است که این نوع افراد افراد خودسر و دزد و شیاد هستند و ربطی به حکومت و نیروهای متمدن! و مامانی! رژیم ندارد و از همه بدتر آنجای داستان است که ایشان همه بی قانونیهایی که در این فیلم به وسیله سرهنگ هزار چهره اجرا میشود را به حساب نیروهایی از نوع سرهنگ هزار چهره....

مرد هزار چهره ,
مهران مدیری , خسن آقا , مردم , ایران , سریال , تلویزیون ,
بعد از جوالدوزی که دیشب به نیروی انتظامی زدیم، سوزن امشب مهران مدیری را به خودمان بپذیریم! استادان بزرگ، خراب، عزلت و چه را دیدید؟ حرکاتشان خنده دارد بود. نه؟ به چند نفر ما برخورد که این نوع اشعار به سخره گرفته شد؟ اگر به شما هم برخورد، از مهران مدیری خرده نگیرید. خود شکنید که آینه شکستن خطاست. این کافه نشینیها، به به گفتن به خزعبلات همدیگر، جوزدگی سیاسی، شعرهایی که بوی گند سیاست زدگی می دهند، بی سوادی در لفاف به اصطلاح نوگرایی، مسخره بازی به نام مدیتیشن و هزار و یک درد که دامان روشنفکری این جامعه را گرفته است، برایتان آشنا نیست؟ چندین سال پیش استاد عزیز نسین، امروز مهران مدیری و چند دقیقه بعدش بنده، سعی کردیم این تلنگر را به خود و بقیه بزنیم. حرف ما سه نفر را جدی بگیرید :دی

شعر ,
مهران مدیری , موسیقی , مرد هزار چهره , روشنفکری , عزیز نسین , موخوره ,
تنها سفیر زن ایران درگذشت
مهرانگیز دولتشاهی اولین و تنها زن ایرانی که به عنوان سفیر ایران منصوب شده بود، در سن ۹۱ سالگی در پاریس درگذشته است.
خانم دولتشاهی در دوره ای که عباسعلی خلعتبری وزیر خارجه ایران بود، به عنوان اولین سفیر زن عازم سفارت ایران در دانمارک شد و تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی به این ماموریت ادامه داد.
رضا قاسمی از سفیران ایران پیش از انقلاب اسلامی، به بخش فارسی بی بی سی گفت که خانم دولتشاهی از کادر رسمی وزارت خارجه نبود اما به دلیل پیشینه درخشانش انتصاب وی به سمت سفیر ایران در دانمارک با استقبال بدنه وزارت خارجه ایران همراه شد.
او می گوید که این انتصاب از تبعات انقلاب سفید محمد رضا شاه بود که در جریان آن از برابری حقوق زن و مرد نیز سخن می گفت.
به گفته آقای قاسمی در دوره ماموریت خانم دولتشاهی در دانمارک بسیاری از رسانه های اروپایی به آن واکنش مثبت نشان می دادند.
خانم دولتشاهی پس از انقلاب راهی پاریس شد و تا هنگام درگذشت در این شهر اقامت داشت.
وی متولد سال ۱۲۹۶ در اصفهان و از یک خانواده قاجار بود. پس از اتمام دوره ابتدایی، تحصیلات دانشگاهی خود را در آلمان گذراند و موفق به کسب مدرک دکترا در رشتۀ علوم اجتماعی شد.
مهرانگیز دولتشاهی بخش عمده ای از عمر خود را صرف بهبود امور زنان ایرانی کرد. از جمله فعالیت های وی تلاش برای سواد آموزی به زنان در جنوب شهر تهران است.
خانم دولتشاهی پس از پایان تحصیلات در آلمان و بازگشت به ایران، در سال ۱۳۲۵ در سازمان خدمات اجتماعی و انجمن حمایت از زندانیان مشغول به کار شد و در همین ایام "جمعیت راه نو" را تاسیس کرد.
این گروه اولین نمایشگاه بین المللی "فعالیت زن" را با شرکت سی کشور آسیایی و اروپایی در ایران برگزار کرد.
وی یکی از مبتکران "قانون حمایت خانواده " بود که حق طلاق را برای زنان به رسمیت می شناخت و اختیار همسر دوم را توسط مرد منوط به اجازۀ همسر اول کرد.
او همچنین سه دوره به عنوان نماینده کرمانشاه در مجلس شورای ملی حضور داشت.
کتاب "جامعه، دولت و جنبش زنان ایران
مهرانگیز دولتشاهی , سفیر زن ,
داروی رشد قد اختراع شد!!! ( آیتمی از جنگ 77 ساخته مهران مدیری)فیلم

داروی رشد قد ,
مهران مدیری ,
15 سال پیش مهران مدیری نقش احمدی نژاد را بازی کرده بود( فيلم )تماشائی ، دیدنی و باورنکردنی!

ایران , فيلم , 15 سال پیش ,
مهران مدیری , نقش , احمدی نژاد , بازی کردن ,
« کمدي کارخانه اي » شگردهای مهران مديري و فتحعلي اويسيماجراي سگ پاولوف براي همه آشنا است. تجربه اي که در آن پاولوف فهميد مي توان با استفاده از محرکهاي گوناگون به پاسخ هاي مشخص رسيد. تنها روان شناسان نبودند که از اين قاعده در کار خود بهره بردند. بلکه بسيار کسان ديگري نيز از آن استفاده کردند از جمله هنرمندان. و صد البته که يکي از نمونه هاي بارز استفاده از آن را مي شود در کارهاي همين دو هنرمند ديد. شايد بتوان گفت راز موفقيت اين دو در نسبت با ديگر همکارانشان در قدرت آنها در انجام اين قاعده نهفته است که اين خود هنريست جدا.
مهران مدیری ، فتحعلی اویسی ,
ویدئو از بازی خوب مهران مدیری در صحنه دفاع مسعود شصت چیبیانصافی است که از بازی و دیالوگ خوب مهران مدیری در صحنه دفاع مسعود شصتچی یادی نکنیم.
مهران مدیری , مسعود شصت چی , شصت چی , شست چی , مرد هزار چهره ,
مصاحبه با مدير توليد مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره»...مهران مديري با مرد هزار چهره دوباره متولد شد
مدير توليد مجموعه «مرد هزار چهره» در ادامه گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:مهران مديري يكي از شاهكارهاي خود را با بكارگيري نيروهاي خوب و حرفهاي سينمايي ساخت و او با مرد هزارچهره دوباره متولد شد.يك كارگردان زماني ميتواند موفق باشد كه هر كارش با ديگري متفاوت باشد. مثلا مرحوم علي حاتمي هر كارش با ديگري فرق ميكرد و اينها نشانه پيشرفت فيلمساز است و مخاطبان خود را هم داشت همانطور كه «مرد هزار چهره» در ايام نوروز بيش از 90 درصد مخاطب داشته است.
وي اظهار داشت:اگر آقاي مديري در همان ساخت پلاتو و برنامههاي 90 شبي باقي ميماند مطمئن باشيد كسي از او تشكر نمي كرد و همه ميگفتند او كارگردان 90 شبي است و كار خود را انجام ميدهد.ولي همين قدر كه به خود جسارت داده تا با بازيگران سينما كار كند و قصهاي بسازد كه آخرش مشخص نيست، ريسك بزرگي بود.
شهباززاده تصريح كرد: او از جمله افرادي است كه حداقل كارگرداني را به نحو احسن ميشناسد و بازي گرفتن از بازيگر را بلد است. مثلا عليرضا خمسه در بازيهاي آخر خود، خمسه باقي مانده بود اما در «مرد هزار چهره» به «قذاقهمنديان» تبديل شد و تفاوت بسياري با نقشهاي قبلياش داشت كه نحوه ارائه كار و بازي گرفتن مهران مديري را نشان ميدهد.اين مجموعه پروژهاي بود كه مهران مديري آن را به درستي هدايت و ثابت كرد كه ميتواند....

مردهزار چهره ,
مهران مدیری ,
اسرار زندگی مهران مدیریمهران عشق منه
مهران مدیری ,
نام هایی که در "مرد هزار چهره" غایب شدنددر بخشی از تیتراژ سریال "مرد هزار چهره" از چند بازیگر- مجری نامبرده شده بود که ما در سریال تصاویری از آن ها ندیدیم یا برخی از تصاویر مربوط به ان ها حذف شده بود . محمدرضا حسینیان و رضا رشیدپور افرادی بودند که اگر چه در تیتراژ از حضور آن ها به صورت افتخاری تشکر شده بود اما مخاطب هیچ پلانی از حضور آن ها مشاهده نکرد یا برخی از آن تصاویر را ندید . نخستین پرسشی که در این شرایط مطرح می شود این است که چه مساله ای باعث حذف یا سانسور برخی تصاویر آن ها شده است . برخی منابع اطلاع دادند دلیل حذف مجری – بازیگران نامبرده این بود که مثلا در یکی از سکانس ها رضا رشید پور در دفتر قزاق مندیان (علیرضا خمسه) حاضر می شود و می گوید:«غرض، دست بوسی شماست»، که این بخش در طول سریال پخش نشد .

مرد هزار چهره ,
مهران مدیری , شصتچی , رضا رشیدپور , رضا رشید پور , محمدرضا حسینیان , دست بوسی ,
مهران مدیری از تهیهکنندگی و کارگردانی برنامههای تلویزیونی محروم شد.درحالی اعلام میشود که از دو روز قبل، زمزمههای مبنی بر شکایت نیروی انتظامی و برخورد رییس سازمان با مدیری به گوش میرسید. ظاهراً، استفادهی ابزاری از رسانه برای تمسخر طرح امنیت اجتماعی، توهین به داریوش فرهنگ و همچنین استفادهی توهینآمیز یکی از شخصیتهای زن مجموعهی مردهزارچهره از نام کوچک دکنر احمدینژاد، رییسجمهور کشورمان به جای نام “مسعود شصتچی”، (شخصیت اول سریال ، که مدیری نقش وی را بازی میکند) از علل اصلی این تصمیم بوده است. این خبر در حالی اعلام میشود که پخش سریال هنوز به اتمام نرسیده است.
گفتنی است، سازمان ثبتاحوال شیراز نیز شکایتنامهای را علیه سازندگان مجموعه تنظیم کرده است . هنوز مشخص نیست، پخش این خبر، چه بازتابی را در بین علاقهمندان به مجموعههای طنز مهران مدیری ایجاد کند. سریال مردهزارچهره، یکی از پربینندهترین سریالهای سالهای اخیر تلویزیون بوده که در ایام عید از این رسانه پخش شده و نقدها و بحثهای زیادی را در بین اهالی اینترنت به همراه داشته است. تحلیلهای بعضاً موشکافانهای این کاربران، جای خالی رسانههای جمعی را در روزهای تعطیلات عید به خوبی پر کرده است.
مهران مدیری , تهیهکنندگی , کارگردانی , برنامههای تلویزیونی , محروم , دروغ سیزده ,
هزاران چهره نیروی انتظامی/سرهنگ غفاری بدل حقیقی سرداران است(ساسان آقایی)مهران مدیری باز هم ما را میخکوب کرد،...«سرهنگ غفاری» او آیینهی تمام قد نیروی انتظامی اجتماع ماست،نیرویی که قرار بود «حافظ امنیت» ما باشد اما بیش تر به "مزاحم آسایش" جوانان ایرانی شبیه است و رکنی که از پس طرحهایی موسوم به «امنیت اجتماعی» بیشتر به سلب امنیت روانی جامعه کمک کرده است.مدیری دقیقن همین جا را نشانه می رود؛سرهنگ غفاری او خودش میگیرد،جرم میسازد و حکم می دهد...آن چه که مدیری ساعتی پیش در «مرد هزار چهره» به نمایش گذاشت،صحنههای بکر و هوشمندانهای از حقایق اجتماعی ایران را در خود جا داده بود؛متهم "بیسوادی" که پس از شکنجهی شدید صدها صفحه اعتراف مینویسد،نوجوان دستفروشی که در راستای برقراری امنیت به 11 سال زندان محکوم میشود،پیرزنی فرتوتی که تنها به جرم بیرون آمدن در ساعت 11 شب به بازداشتگاه میرود و بازداشتگاههایی که با انفجار جمعیتی متشکل از بیگناهان رو به رو هستند.مرد هزار چهره حتا از این هم پیشتر رفت و آگاهانه طرحهای موسوم به «ارتقای امنیت اجتماعی» را به سخره گرفت...
مهران مدیری , تلویزیون , نیروی انتظامی , مرد هزار چهره , امنیت اجتماعی ,
بازرسی های شرم آور زائران ایرانی در مرز مهران تنها چند هفته بعد از انتشار خبری مبنی بر انجام برخی بازبینی های زننده از مسافران ایرانی یکی از پروازهای دبی، خبرنگار عصرایران از تکرار این رویداد در مرز مهران خبردار شد.
نماینده ایلام در مجلس شورای اسلامی به خبرنگار عصرایران گفت: روز گذشته زایران ایرانی عتبات عالیات در مرز مهران به دلایل واهی مورد بازبینی های غیر متعارف ماموران عراقی مرزی قرار گرفتند و ماموران عراقی زنان زایر را به صورتی زننده مورد بازرسی بدنی قرار داده اند.
داریوش قنبری افزود: ماموران مرزی عراق علاوه بر این اقدام زنان ایرانی را مجبور کرده اند لباس های خود را از تن در آورند.

بازرسی های شرم آور , زائران ایرانی , مرز
مهران ,
اکبر گنجی: باید پرسید چرا در ایران ترور قانونی استنشست مطبوعاتی برخی از فعالان حقوق بشری ایران در هتل «میلینیوم سازمان ملل» در شهر نیویورک: در این نشست که با همکاری «کمپین بینالمللی برای حقوق بشر در ایران» و «سازمان دیدهبان حقوق بشر» برگزار شد، مهرانگیز کار، فعال حقوق بشر و حقوقدان، اکبر گنجی، فعال حقوق بشر و روزنامهنگار زندانی سابق و هادی قائمی، هماهنگکننده کمپین بینالمللی به پرسشهای خبرنگاران رسانهها پاسخ دادند.هادی قائمی، هماهنگکننده ایرانی «کمپین بینالمللی برای حقوق بشر در ایران» وضعیت حقوق بشر در ایران را «شرمآور» خواند و گفت: «ایران به خواستهها و معاهدههای سازمان ملل توجه نمیکند. آمار اعدامها در ایران بالا رفته است به گونهای که ایران پس از چین بالاترین رتبه اعدام را دارد.»مهرانگیز کار وکیل حقوق بشری افزود: «هر چند زنان در جامعه ایران در کارها و فعالیتهای مختلف حضور فعالی دارند اما از حقوق برابر برخوردار نیستند. این نابرابری حقوقی که در قانون اساسی خود را نشان میدهد از آن جهت است که برآمده از شریعت است.»اکبرگنجی این زندانی سیاسی سابق با تاکید بر اینکه «در ایران ترور قانونی است» افزود: «ما در کشوری زندگی میکنیم که ترور در آن قانونی است. شما میتوانید از آقای احمدینژاد این سوال را بپرسید که چرا در آنجا ترور قانونی است؟»...

کمپین حقوق بشر , اکبرگنجی ,
مهرانگیرکار ,
فیلم/ مهران مدیری در مثلت فیلم
مهران مدیری , مثلث ,
پاسخ كارگردان «مرد هزار چهره» به برخي انتقادات پس از گذشت حدود يك ماه از پخش سريال «مرد هزار چهره»، مهران مديري، كارگردان اين سريال، به انتقادات صورت گرفته از اين مجموعه تلويزيوني پاسخ داد.
وي در گفتوگو با شماره اخير ماهنامه فيلم در خصوص واكنش مربوط به بخش حلقه ادبي كه مربوط به روشنفكران و شخصيتهاي مهم فرهنگي و ادبي كشورمان بود گفت: شوخي كردن با يك قشر به معناي اجحاف كردن به آنها يا ضعيف نشان دادنشان نيست. اتفاقا آنهايي كه دارند چهار نفر آدمي را كه معتادند و به هيچ دردي نمي خورند و حتي نمي توانند يك شعر خوب را از فهرست خريد تشخيص دهند با روشنفكران قياس مي كنند به جامعه روشنفكران توهين مي كنند. يعني كسي كه اين مقايسه را مي كند معتقد است جامعه روشنفكري ما فرق شعر خوب و فهرست خريد را نمي داند.
كارگردان مرد هزارچهره ادامه داد: ولي ما معتقديم كه جامعه روشنفكري اين طور نيست و اين بلاهت و آلودگي براي 4 كاراكتري است كه ساخته ذهن ما هستند تا ما با خودمان هم شوخي كرده باشيم. چطور مي شود با پزشكان شوخي كرد با نيروي انتظامي شوخي كرد كسي چيزي نمي گويد اما به محض اينكه پاي چنين بحث هايي پيش مي آيد عده اي واكنش نشان مي دهند.
مهران مدیری , مرد هزار چهره , جامعه روشنفکری ,
مهران مدیری - توهم توطئه علیه روشنفکرانچیزی که ترغیبم میکند به سیاه کردن این سطرها، یادداشتی است که امروز در روزنامهی کارگزاران دیدم با عنوانِ مهران مدیری و روشنفکران.
این یادداشت با رویکردی مارکسیستی و نئومارکسیستی میخواهد بگوید، کار مهران مدیری و امثال او در تلویزیون، نهایتن منجر به بازتولید ایدئولوژی نظام سیاسی حاکم میشود. میخواهد بگوید، روشنفکران خیال میکنند مدیری در جبههی آنهاست، اما به زعم نویسندهی کارگزاران دقیقن بر عکس است و سازمان دارد به نحو زیرکانهای از مدیری برای تحکیم پایگاه اجتماعی نظام و تضعیف گروههای حاشیهایِ روشنفکران استفاده میکند. او معتقد است، بر فرض محال هم که مدیری آدمی باشد مخالف وضع موجود، ساختار حاکم بر سازمان صدا و سیما و سیاستهای آن نمیگذارند کسی کوچکترین حرکتی از خودش نشان دهد.
نویسندهی کارگزاران اعتقاد دارد باید توطئهای در کار باشد. او نوشتهاست: «کاری که مدیری در صدا و سیما میکند جز پیروی از سیاستهای کلی این سازمان نیست، و میتوان گفت تمام برنامههای تلویزیون (به استثنای نود) در این راه گام برمیدارند. تلویزیون، رسانهای برای تولید ایدئولوژی است، و ایدئولوژی چیزی نیست جز همین تعریف رابطه خیالی مردم با زندگی واقعیشان».
اولش شدیدن تاکید میکنم که نمیخواهم از مدیری دفاع کنم.
من قبلن دربارهی جایگاه حاشیهایِ جمعی در ایران، که فکر میکنم مورد توجه نویسندهي این یادداشتهم باشد، نوشتهام و گفتهام.
این همه غوغا که بعد از پخش سریال نوروزی مهران مدیری، برپا شد، فقط و فقط به خاطر پخش دو قسمت این سریال راجع به یک محفل ادبی و روشنفکری بود. و الا تا قسمت قبلی که مربوط به نیروی انتظامی میشد، همه مدیری را دوست داشتند و روی سرشان میگذاشتند. این قسمتها روشنفکران را رنجاند. همانطور که پیش از آن، ادارهی ثبت احول شیراز و پزشکان و پلیس را رنجانده بود. مرگ خوب است، اما وقتی که نصیب همسایه شود. آیا چیزی مشابه این تصویر طنزآمیز، در جامعهی ادبی و هنری و روشنفکری ایران به وفور پیدا میشود یا نه؟
مسئلهی مهم دیگری که وجود دارد این تاکید و اصرار نویسنده بر سیاستهای سازمان است که میخواهد روشنفکران را ذلیل کند تا پایههای نظام مستحکمتر شوند!
من نزدیک یک سال است، با ادارهای در ارتباط هستم که قرار است برای سازمان طرح و برنامهریزی کند. اصلن چنین چیزی خندهدار است به نظرم در سازمان. شما فکر میکنید این سازمان بیدر و پیکر با این مدیران پخمه که سرشان با تهشان عمومن بازی میکند، نشستهاند فکر کردهاند که بیاییم به مردم بگوییم روشنفکران بدند؟ و نشستهاند برای این برنامهریزی کردهاند؟ اصلن مگر من و شمایی که خودمان را مدعی روشنفکری در این مملکت میدانیم، مزاحم چه چیزی و چه کسی هستیم؟ یا اصلن چقدر مورد توجه مردمیم که بخواهند خرابمان کنند؟ بگذریم...
سازمان چند نهاد نظارتکننده و ارزیابیکننده از تولیدات رادیویی و تلویزیونیاش دارد که مهمترینش مرکز نظارت و ارزیابی است. اینها سالهاست که برنامهها را میبینند و میشنوند و اشکالاتش را مینویسند و برای برنامهسازها ارسال میکنند و برنامهسازها هم سالهاست که دارند کار خودشان را میکنند. این مرکز هم مثل مرکز طرح و برنامهریزی، در عمل یک نهاد تزیینی است. جالب است بدانید که اشکالاتی هم که توسط مراکز نظارتی گرفته میشود بر اساس هیچ برنامهی مدون یا «سیاستهای کلی» که گفتهاند نیست. کاش بود.
در سازمان، حرف اول و آخر را برنامهسازها میزنند و با این وضعی که من دیدهام، استفاده از حماقت زایدالوصف بیشتر مدیران برای این برنامهسازان، کار خیلی سادهای است. وگرنه هیچ طرح و توطئه و نقشهی از پیش تعیین شده ای برای انجام یک کار سازمان یافته آنگونه که میگویند وجود ندارد. این بیبرنامگی و بیقصدی همچنین شامل جنسگرایی در برنامههای کودک میشود که در وبلاگ «نقد» بهش اشاره شده.
مهران مدیری ,
ها این مرد هزار چهره که وگفتی یعنی چه؟؟؟!!!!یکی از خوش شانسی های من امسال این بود که از 29 اسفند تا پنجم فروردین رو تو مسافرت بودم و از دیدن شاهکارهای بی بدیل و بی مثال سیمای جمهوری اسلامی بی نصیب بودم و چقدر هم از بابت این اتفاق فرخنده شاد بودم. اما این خرسندی دوامی چندانی نداشت. تو این مدت مجبور شدم بیشتر خودم رو با تلویزیون مشغول کنم و بیشتر برنامه های اونو نگاه کنم. اما چیزی که بیشتر از همه برام جالب توجه بود سریال «مرد هزار چهره» بود سریالی که به ظاهر متفاوت تر از بقیه بود ولی در واقعیت همان آشی بود که قبلا تلویزیون برای این ملت پخته بود و فرقی نداشت.
مهران مديري، مرد هزار چهره ,