تولد دوباره باله ایراننيما کيان، هنرمند جواني ايراني باله ايران راکه بعد ازانقلاب اسلامي ممنوع شناخته و از صحنه خارج شده بود، در لندن به تولدي ديگر فرا خواند. او که "سازمان باله ايران" رادر سال 2002 ميلادي تاسيس کرده، روز يکشنبه در سالن لوگان هال لندن، نمايشي در ستايش از تلاش براي صلح روي صحنه برد.................
............سال لوگان هال لندن، يکشنبه گذشته شاهد اجراي يکي از باله هاي اين سازمان بود که ازمتن فرهنگ ايراني استخراج شده است..........

باله ,
نیما کیان ,
فوری !_ الو... ببین سریعا خودتو برسون بیمارستان خانومت
رو دارن می برن آی سی یو.../
_ باشه باشه، 10 دقیقه ی دیگه بازی اس اس آث میلان
با ابومسلم تموم می شه میام!

فوری , اضطراری , طنز , می
نیمال , قره قوروت ,
زندگینامه نیمایوشیجکودکی
نیما در سال ۱۲۷۴ هجری خورشیدی به دنیا آمد. پدرش ابراهیمخان اعظامالسلطنه متعلق به خانوادهای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گلهداری مشغول بود.[۳] پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسبسواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی در دل طبیعت زندگی کرد.[۴]
نیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از او نداشت چون او را شکنجه میداد و در کوچه باغها دنبال نیما میکرد.[۵]
اقامت در تهران
دوازده ساله بود که به همراه خانواده تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچهها کنارهگیری میکرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار میکرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد.
پس از پایان تحصیلات در مدرسه سنلویی نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد.[۶] بیکاری وی باعث شد تا افکار گوناگون به ذهنش هجوم آورد از جمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود. [۷] در همین زمان (سال ۱۳۰۵) با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خود از افکار پریشان رهایی یابد.[۸]
درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت.[۹] در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد.[۱۰] وی که در این زمان به دلیل بیکاری خانهنشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی میاندیشید اما چیزی منتشر نمیکرد.[۱۱]
ترک تهران
به سال ۱۳۰۷ خورشیدی محل کار عالیه جهانگیر همسر نیما به آمل انتقال پیدا کرد. نیما نیز با او به این شهر رفت. یک سال بعد آنان به رشت رفتند. عالیه در اینجا مدیر مدرسه بود و نیما را سرزنش میکرد که چرا درآمدی ندارد.[۱۲]او مدتی نیز در دبیرستان حکیم نظامی شهرستان آستارا واقع در مرز شوروی سابق به امر تدریس مشغول بود.
تغییر نام
علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضا میکرد. در نخستین سالهای صدور شناسنامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده است.

زندگینامه ,
نیمایوشیج ,
داستان کوتاهنازنينم!
نامه ي تازه ات رسيد.
پستچي که زنگ مي زند؛ قبل از اينکه پايين بروم مي پرسم از کجا آمده؟ نشاني تورا که مي گويد، گوشي آيفون را نگذاشته، بال روسروي آويزان از جارختي دم در را مي کشم و توي راه پله سرمي کنم. کارت شناسايي مي خواهد. برمي گردم شناسنامه ام را ازکشو ميزم برمي دارم. با عجله از پله ها سرازير مي شوم. دفترش را که امضا مي کنم. مي گويمش منتظر بماند. اسکناسي برمي دارم و از پله ها سرازير مي شوم.
گفته بودي نامه اي نرسيده. نبايد رسيده باشد. نفرستادم. گفته بودي شک داري نامه هايت را مي خوانم يا نه.
شک نکن. نمي خوانم.
ماهزاده امیری

داستان کوتاه , می
نیمال , عشق , نامه ,
بهشتخنده می کنم به آنکس گفت :”بهشت را به بها دهند،نه به بهانه”.
چون او خبر نداشت که در مملکت ما،همه را به زور به بهشت
میبرند.چه ارزشش را داشته باشی چه نداشته باشی.

بهشت , می
نیمال , داستانک ,
فروغ فرخ زاد ، انسان مدرن ایرانی« انسان فروغ نه آن انسان کلی و سمبولیک نیما و اخوان ست ، نه انسان رمانتیک توللی و مشیری و نادرپور ، نه انسان اسطوره ای سپهری و نه آن شیرآهنکوه مرد شاملو که میدان خونین سرنوشت به پاشنه ی آشیل در می نوردد6. انسان فروغ ، انسانی عادی و ساده است که در میان کوچه و بازار می گردد و با تمام عیب و نقص ها و خوبی و بدی و سستی و کمال و زشتی و زیبایی اش انسان است »

فروغ فرخ زاد ,
نیما , اخوان , توللی , مشیری , نادرپور , سپهری , شاملو , انسان سمبولیک , انسان رمانتیک , انسان اسطوره ای , شیرآهنکوه , انسانی عادی ,
نیما از چشم نيمامجموعه ای به نمایش در نیامده از عکسهای گرفته شده توسط نیما یوشیج به صورت فایل فلش
نیما یوشیج , كيومرث درمبخش ,
انيشتن ايراني در دانشگـاه تل آويو اسرائيل جايزه علمي مي گيردپروفسور نيما اركاني حامد كه تنها 36 سال دارد، و بسياري او را «انيشتن قرن بيست و يكم» مي نامند، در دانشگاه تل آويو مورد تجليل قرار مي گيرد و براي ايرانيان مقيم اسرائيل و ديگر كشورهاي جهان افتخار مي آفريند.مبلغ جايزه نقدي كه بطور سمبليك به او هديه مي شود، 50 هزار دلار است. نيما از 14 سالگي در نظريه و قوانين نيوتون تحقيق كرده است.در سال 2001 در دانشگاه پرآوازۀ هاروارد ، با هوارد جورجي و آندرو كهن به كار عملي به روي ذرات فوق العاده ريز پرداخت. تئوري HIGGS نتيجۀ كشفيات او در اين عرصه است.از سال 2002 تا 2008 او استاد ارشد دانشگاه هاروارد بوده است.وی در سال 2005 برندۀ جايزۀ PHIL BETA KAPPA از دانشگاه هاروارد براي تعليمات عالي خود گرديد. پس از سال 1979 و فروپاشي پادشاهي پهلوي، والدين نيما به ايران بازگشتند زيرا فكر مي كردند كه دوران آزادي واقعي فرا رسيده است. اما نيما مي گويد: آنها خيلي زود پي بردند كه به چه خيال واهي دچار بوده اند و زندگي در تهران و سراسر ايران هزار بار بدتر از كابوس هاي دهشتناك بود.هنگامي كه نيما تنها 9 سال داشت، والدين وي او را برداشته و با خود از ايران بردند. .او مي افزايد: حاكمان ايران، مرتجعين سيه دلي هستند كه انديشه هاي قرون وسطي را حاكم كرده اند.

ايران , دانشگـاه , تل آويو , اسرائيل , جايزه , علم ,
نیما , ارکانی ,
سالشمار زندگی و آثار نیما یوشیج + دستخط +دانلود و عکسهمه چیز در مورد نیما.
.
.
بیست و یکم آبان ماه امسال صد و دوازدهمین سالروز تولد نیما یوشیج شاعر نوسرای ادبیات فارسی است . سال گذشته همین روزها مطلبی را اینجا نوشتم که دیدنش خالی از لطف نیست .
1276 تولد در دهکده ی یوش مازندران ، 21 آبان برابر 15 جمادی الثانی 1315 قمری ، 11 نوامبر 1898.
نیما و پسرش شراگیم ، شهریار و دخترش - کلیک کنید
نیما و پسرش شراگیم ، شهریار و دخترش
1296 دریافت تصدیق نامه از مدرسه ی عالی سن لویی تهران .
1298 کار در وزارت مالیه .
1300 انتشار « قصه ی رنگ پریده » . ناشر خود شاعر . تهران مطبعه ی سعادت .
1301 انتشار قسمتی ...
.
.
.

سالشمار , زندگی , آثار ,
نیما , یوشیج , دستخط , دانلود , عکس ,
نیما یوشیج ,
استفاده از «لنگ» ایرانی در طراحی فشناستفاده از «لنگ» ایرانی در طراحی فشن، نیما نیویورک

فشن ,
نیما , نیویورک , لنگ ,
دخترانه ها /سه داستانک
بچه دومش هم دختر بود .یکی برگشت و گفت :
- اشکال ندارد .دختر هم خوب است .
گفت : هم خوب نه .خیلی خوب است .
2
باز هم دختر زایید.اسمش را گذاشتند “ماه بس”.
3
باز هم دختر .همه گریه می کردندجز بابا که می خندید.

داستانک , داستان کوتاه , می
نیمال ,
من شاعرم و زبانم تاتي استسال ها پيش، جمله اي از نيما خواندم به اين مضمون كه: «من شاعر زبان تاتي(۱) هستم.» اين جمله، آن زمان براي من زياد قابل لمس و به نوعي باوركردني نبود. اول از زبان تاتي به شك افتادم كه در پي نوشت همان جمله آمده بود كه منظور نيما از زبان «تاتي» زبان تبري است و نيما آورده بود كه «تات اسم علم شده براي تپوري هاي قديم است.» با توجه به شناختي كه از اشعار و اشتهار نيما داشتم، براي من اين سوال پيش آمده بود كه چرا «نيما شاعر زبان تاتي است؟» زيرا نيما شاعر شهير زبان فارسي است كه بي ترديد از كوچك و بزرگ او را مي شناسند، اما بعد از مدتي، وقتي فراغتي دست داد و اشعار _ به قول نيما _ تاتي او را خواندم، ديدم پيرمرد چه سخن زيبايي گفته است و اصلاً او شاعر زبان تاتي يا تبري است تا شاعر زبان فارسي؛زيرا شاعر خود را بهتر از ديگران مي شناسد. شايد يكي از موضوعاتي كه باور مرا نسبت به اين جمله سست مي كرد نقش و تأثير نيما بر زبان فارسي بوده است كه البته اين امر واقعيتي غيرقابل انكار است. تحولي كه نيما در شعر فارسي پديد آورده
نیما شاعری تات زبان یا تبری زبان ,
دانلود آلبوم جدید نیما به نام ببخشید دانلود این آلبوم جدید نیما با دو کیفیت
نیما ,
تبلیغات قرص ویاگراچون پیر شدی حافظ
پیش ِ ما بیا ...

ویاگرا , طنز , می
نیمال , تبلیغات ,
مینیمال : حسادت رو صندلی نشسته بودم و پشتم به ساحل بود. دستش رو رو شونه هام گذاشت و گفت: اگر روزي کسی به تو حسادت کرد، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي!

می
نیمال , حسادت ,
تجربه/ داستان کوتاه مینی مال افغانییک داستان کوتاه مینی مال افغانی در افغان پرس

تجربه , داستان , کوتاه , می
نیمال , افغانی ,
ببخشید : آلبوم نیما دانلود آلبوم بصوت يکجا

موسیقی , آلبوم
نیما ,