نگاه فايننشيال تايمز به وبلاگ نويسان ايراني: ايران، دومين کشور جهان از حيث تعداد وبلاگ!وبلاگ نويسي براي محمد علي ابطحي، راه گريزي است از همه محروميت هاي مربوط به غيرخودي بودن. هر روز هزاران نفر از ايراني هايي که ذهنيت اصلاح طلبي دارند به وب سايت او سري مي زنند. اين يکي از منابعي است که آنها براي پيگيري اخبار فعل و انفعالات سياسي در اختيار دارند.
آقاي ابطحي در جديدترين نوشته وب سايت خود مي گويد: "هر کجا که مي رويم، همه مشغول صحبت از تعداد نامزدهاي رد صلاحيت شده هستند." او با اشاره به رد صلاحيت فله اي اصلاح طلب ها، از اميدها درباره انتخابات مجلس در ماه آينده مي گويد: "از زمان آغاز به کار دولت جديد، کنار گذاشتن مديران طيف هاي مختلف يک اصل بوده است."...
وبلاگ نويسی , فايننشيال تايمز , ایران , محمد علي ابطحي ,
اعتراض ها به صدور حکم اعدام یعقوب مهرنهاد ادامه دارد اعتراض ها به صدور حکم اعدام برای يعقوب مهرنهاد وبلاگ نويس، روزنامه نگار و فعال حقوق مدنی در استان سيستان و بلوچستان ايران، ادامه دارد و کانون وبلاگ نويسان ايران نيز، با انتشار بيانيه ای این حکم را محکوم کرده است.در ارديبهشت سال ۱۳۸۶ پس از بروز ناآرامی ها و درگيری هايی در استان سيستان و بلوچستان که بخشی از آن به گروه جندالله به رهبری عبدالمالک ريگی نسبت داده شد، نيروی انتظامی اين استان عده ای را دستگير کرد. در ميان بازداشت شدگان، نام چند تن از فعالان حقوق بشر و روزنامه نگاران نيز به چشم می خورد.
گزارش ها حاکي است که پس از مدتی، تعدادی از بازداشت شدگان آزاد شدند، اما يعقوب مهرنهاد به اتهامی که از سوی مقامات قضايی همکاری با گروه عبدالمالک ريگی عنوان شده، همچنان در بازداشت باقی مانده و به اعدام محکوم شده است.

اعدام یعقوب مهرنهاد سيستان , بلوچستان
وبلاگ نويس ,
دزدی روزنامهی ایران از وبلاگ سورئالیستصفحهی گزارش در روزنامه ایران مورخ پنجشنبه ۳۰ آبان را هم بخوانید.
خوب؟
قول میدهد بقیه مطالبِ این مقاله هم از جاهای دیگری به هم وصله پینه شده است.متاسفم برای روزنامهای که نامش ایران است اما کسانی همچون "علی حسینی" (نویسنده به اصطلاح مقالهی مذکور) همچون لاشخور از به هم چسباندن مطالب دیگران امرار معاش میکنند.
این ماجرای دزدی روزنامهها از مطالب و عکسهای وبلاگها به اینجاکشیده است که دیگر از گاهنوشتها و روزنوشتها و عکسهای وبلاگنویسان نیز نمیگذرند. حتی وقاحت تا اینجا که نمیگذارند لااقل بیش از یک ماه از تاریخ انتشار یک مطلب بگذرد.این مورد نه اولین مورد است و نه آخرینش! تازه بعضی وقتها که نوشتهها عینا کپی میشوند.باید فکر چاره بود....راهکار بدهید؟
پ.ن: حق جوابیه از طرف روزنامه ایران و یا علی حسینی در همین صفحه محفوظ است!

کپی رایت ,
وبلاگ , دزدی مطلب ,
آسیه امینی پاسخ میدهد: چرا از اعدام و سنگسار مینویسم"هر وقت به وبلاگتون سر می زنم،یه سوال همیشه ذهنم رو درگیر خودش می کنه. واقعا نمی تونم بفهمم یه شاعر، یه کسی که روحیات رومانتیکی داره - مقصودم از رمانتیک همون غلط مصطلحه- چطور می تونه یکی از بزرگترین دغدغه هاش اعدام باشه؟!
این نامه تورج عزیز به منه . در این یک سال و اندی گذشته، این ایراد رو خیلی از دوستان و خوانندگان وبلاگم به من گرفته ان.
اگر اینها رو می نویسم برای این که چاره دیگری جز نوشتن ندارم. وقتی شما قلم دستته و خبر جلوی چشمت، و وقتی به تو زنگ می زنن و دست از دنیا شسته، کمک می خوان چه جوری می شه ننوشت؟ امیدوارم این، یه جور تعریف کردن به نظر نیاد! من فقط دارم از ناگزیری چیزایی که می نویسم، حرف می زنم. و اینها هم بخشی از واقعیت زندگی من شده، چه کنم؟
سوم اینکه تورج عزیز، هفته گذشته زنی مهمان من بود که تقریبا همشهری (هم استانی) خودته. دو سال پیش، او هر شب " از وحشت مرگ از جگر بر می کشید فریاد"( ببخشید که یک "ی" اضافه کردم به می کشد) و حالا با خانواده اش میاد پیش من مهمونی، کلی می گردیم، پارک می ریم، خرید می کنیم و .... "زندگی می کنیم". او امروز آزاد و رهاست. دو سال پیش قرار بود به بدترین نوع ممکن اعدام بشه؛ سنگسار. البته اون این روزا مشکلات فراوانی داره. مثل همه ما، مگه ما نداریم!؟ ولی زنده است و داره سعی می کنه به زندگی برگرده. این اتفاق تو همین دو سالی افتاده که شما از این وبلاگ بوی مرگ استشمام می کنین!

آسیه امینی , اعدام , سنگسار ,
وبلاگ , زن , مرگ , آزادی ,
بررسی عملکرد دنباله (از وبلاگ دنباله)سال 1386 به پایان رسید و زمان بررسی عملکرد “دنباله” در سالی که گذشت. هر چند هنوز زمان زیادی از تولد “دنباله” نمی گذرد و این سایت تنها مدت کوتاهی از عمر خودش رو در سال 86 گذراند، اما سعی کرده تا در این مدت کوتاه بر اساس خواسته های کاربران خود قدم بردارد. همانطور که می دانید قسمتی با عنوان “انجمنهای سایت” وجود دارد که در آنجا کاربران در مورد مسائل مختلف از جمله “مسائل مربوط به سایت” گفتگو می کنند و مدیران سایت رو از ضعف ها و کمبودهای احتمالی آگاه می کنند. اگر تا امروز به این قسمت وارد نشدید حتما به این انجمن سر بزنید و انتقادها و پیشنهادهای خودتان را بیان کنید و مطمئن باشید که در صورت موافقت دیگر کاربران و در صورت قابل اجرا بودن حتما به آن ها توجه خواهد شد. هدف این نوشته این است که عملکرد این سایت را در قبال خواسته های شما بررسی کنیم و از نظرات همه کاربران، چه آنهایی که در بحث ها شرکت کرده اند و چه کاربرهایی که به هر دلیلی کمتر توانسته اند در سایت مشارکت کنند، آگاه شویم. مسلما ماهیت اینچنین سایتهایی بر اساس فعالیت کاربران آن شکل می گیرد و “دنباله” همیشه و در همه وقت، کاربران و نظرات آنها را مقدم بر مسائل دیگر می بیند. ”دنباله” منکر وجود ضعف ها و کمبود ها نمیشود اما در تلاش است که با ارتباط بیشتر با کاربران و بهبود مستمر در سایت، خود را به هدف اصلی که ساختن یک محیط مجازی ایده ال برای جامعه ایرانیان در سراسر دنیا است، نزدیک و نزدیکتر کند. در تلاشیم تا محیطی را بسازیم که در آن بتوانیم عقاید مخالف خود را تحمل کنیم و آن را محترم بشماریم و در این راه به همکاری همه شما نیازمندیم...

دنباله ,
وبلاگ , بررسی عملکرد , کاربران , نظرات , پیشنهادات , انتقادات ,
۱۰۰ وبسایت داغ به انتخاب وبلاگ نویسان ایرانیرادیو زمانه، بی بی سی فارسی، 1 پزشک ... آیا شما در این لیست هستید؟

100 , وبسایت , داغ ,
وبلاگ ,
گزارش ويژه مراسم با شکوه ۸ مارس در بلوچستان توسط کميسيون بانوان انجمن جوانان صداي عدالت(یعقوب مهر نهاد)آری ۸مارس در بلوچستان که فریاد زنان بلوچ بود گرامی داشته شدوصدها نفر از زنان ودختران نسل جدید بلوچ آمده بودند تا هر گونه تبعیض وبی عدالتی را فریاد بزنند وخواستار احقاق حقوق خود شوند حقوقی که رسیدن به آن هرگز با سکوت میسر نخواهد شد وفریاد وفریادگرانی می خواهد که صدای عدالت را فریاد بزنند وآن را در جامعه خویش تحقق بخشند .آری سالن آمفی تئاتر مجتمع فرهنگی هنری زاهدان مملو از زنان ودختران بلوچ بود ومقاله خانم مژگان ناروئی دبیر همایش فریاد وسخن زنان بلوچ بود که در این روز از حنجره زنان بلوچ به بیرون انعکاس می یافت وچه متاثرکننده بود .نمی دانم من به عنوان گزارشگر که قاصر از بیان شکوه وعظمت ومهمتر از همه بیان پیام این همایش هستم امابهر حال قرائت بیانیه همایش توسط خانم مریم خالقی خیلی مقتدرانه وبا شهامت وریزبینی بود که تحسین همه را برانگیخت . نکته جالب توجه که پرسش همه حضار را برانگیخت عدم حضور بزرگترین حامی و دبیرکل انجمن آقای مهرنهاد بود که در سفر به سر می بردند وحضور نداشتند اما پیامی از طرف ایشان توسط خانم منیره دانش ناروئی قرائت گردید که انگیزه وشور وحال خاصی به همایش داد. همچنین برنامه های فرهنگی وهنری متنوعی در این همایش توسط برگزار کنندگان اجرا گردید که بسیار قابل توجه وتحسین برانگیز بود
براي مطالعه پیام اقاي مهرنهاد ومقالات دیگر ومطالعه گزارش تکمیلی همایش
اينجارا كليك کنید.

یعقوب مهر نهاد ,
وبلاگ , سیستان , بلوچستان , فعال مدنی , انجمن , جوانان , صدای , عدالت , زنان , مریم خالقی , منیره دانش ناروئی ,
وبلاگ نویس عرب:ر اه اندازی ام بی سی فارسی چه ضرورتی داشت؟
ام بی سی یک شبکه تلویزیونی متعلق به عربستان سعودی است که به خاطر کانال های تفریحی و خبری دائمیش یعنی ”العربیه” دردنیای عرب مشهوراست. این شرکت در نهم ژوئیه 2008 یک کانال جدید به نام” ام بی سی فارسی” راه انداخته که در ان فیلمها با زیر نویس فارسی پخش می شوند. بلاگرعربستانی “محمد عبدالله الشهری” از خود می پرسد که ایا چنین ابتکارعملی واقعا ضرورت داشته است. او می گوید
همان روزی که ایران موشک های خود را آزمایش کرد و به این موضوع دامن زد که در روزهای بعد در منطقه شلوغمان چه اتفاقی می تواند بیافتد ام بی سی کانال جدیدش را به فارسی با نمایش فیلم های دوبله امریکایی راه انداخت،
این بلاگر می افزاید: این کانال جدید که فیلم های منتخب و معروف هالیوودی را با ترجمه فارسی پخش می کند می تواند نشانه یک دوره جدیدی
برای برقرار کردن ارتباط با ایران، در ابعاد خیلی وسیع تر و با تاثیر بیشتر باشد. با این همه اولین قدمی که بر داشته شده آنقدرها هم که ما انتظار داشتیم موثر نبوده است. چه پیامی ما انتظار داریم بفرستیم و به چه گونه ای ،آیا ما می توانیم امیدوارباشیم که ایرانیها با دیدن هریسن فورد درسریال ایندیا جونز یا جانی دیپ در دزدان کارائیب این پیام را بگیرند؟
ایران از 5 سال پیش، برای ارتباط برقرار کردن با عرب ها، چندین کانال خبری متقابل به زبان عربی راه انداخته است
این کشور در این کانال ها درباره رویدادهایی که اتفاق می افتد نظرش را بیان می کند و خبرهای سیاسی را در اولویت قرار می دهد وخبرهایی را که منطبق با عقایدش است، پخش می کند
چطور ما نمیتوانیم حتی یک کانال داشته باشیم برای ایرانی ها به زبان خودشان که به این طریق بتوانیم نظرمان را درباره وقایع رخ داده به آنها برسانیم ؟ به راحتی می توان گفت که کمبودی وجود دارد ونیز در ارتباط میان کشورهای عربی کرانه خلیج فارس با این کشور بزرگ ضعفی به چشم می خورد
امیدواریم که یک شرکت بزرگ رسانه ای مثل ام بی سی که به پتانسیل زیاد بینندگان فارسی زبانش معتقد است وفکر می کند که یک شبکه به این زبان میتواند سوداور باشد ، یک شبکه کاملا جدی و استراتژی را ...

ام بی سی فارسی ,
وبلاگ نویس , عرب ,
روز جهانی وبلاگ: چرا 31 آگوست؟سی و یکمین روز از آگوست روز جهانی وب لاگ است روزی که به پیشنهاد جمعی از وب لاگ نویسان تصویب شد و چند سالی است که وب لاگ نویسان جهان این روز را به عنوان یک روز برای معرفی وب لاگ های تازه و قابل تامل به مخاطبانشان انتخاب می کنند . شاید برای شما جالب باشد که چرا روز سی و یکم آگوست ؟
همانطور که می دانید آگوست ( اوت ) هشتمین ماه از سال میلادی است و می توانیم 31 آگوست را اینگونه نیز بنویسیم 3108 و این عدد بسیار شبیه کلمه ی لاتین بلاگ Blog است و این تشابه ساده تنها دلیل معرفی 31 آگوست به عنوان روز جهانی وب لاگ است .
سایت روز جهانی وب لاگ اطلاعات کاملی را در این خصوص به شما ارائه می کند . ضمن اینکه شما می توانید از این طریق و با استفاده از بنرهایی که در این سایت وجود دارد یک پست از وب لاگ خود را به این اتفاق جهانی اختصاص دهید .
البته تمام کار اینجا تمام نمی شود شما با مطالعه ی این سایت متوجه می شوید که قواعد و قوانینی هم وجود دارد که بهتر است که آنها را نیز رعایت کنید . با این کار شما حداقل پنج وب لاگ را که در طول سال مطالعه می کردید ( البته وب لاگ هایی که کمتر مورد توجه عموم است ) را معرفی می کنید تا بقیه علاقه مندان شما هم از محتوای آن استفاده کنند . البته توصیه می کنم که برای اینکه اطلاعاتتان در این خصوص کامل شود حتما این سایت را مطالعه کنید...

روز جهانی
وبلاگ ,
هشدار سپاه،نيروي انتظامي و آموزش و پرورش: اس ام اس و وبلاگ ويرانگر استوزير آموزش و پرورش و فرماندهان و مسئولين سپاه پاسداران و نيروي انتظامي طي روزهاي اخير «اينترنت»، «وبلاگ »،« وب سايت»، «اس ام اس» و «بلوتوث» را که در شکستن انحصار رسانه اي نقش مهمي داشته اند، «خطرناک تر از اعتياد»،« ويرانگر» و«ابزار تهاجم رسانه اي» ناميدند. مديرکل روابط عمومي نيروي انتظامي در همين ارتباط ديروز از برخورد قاطع پليس با بلوتوث بازان در اماکن عمومي در راستاي طرح امنيت اجتماعي خبر داد.
مهدي احمدي با ادعاي اينکه فناوري بلوتوث تلفن همراه در جامعه معضلاتي به وجود آورده است، گفت:«يکي از محورهايي که در راستاي اجراي طرح امنيت اجتماعي با آن برخورد خواهد شد،عوامل و افرادي هستند که اکثرا در مترو و اماکن عمومي، اقدام به انتشار بلوتوث هاي مخرب مي کنند.»
وي با اين ادعا که «بلوتوث هاي مخرب، امنيت اجتماعي را تحت تاثير قرار مي دهد» گفت: «از اين پس ماموران نيروي انتظامي در صورت مشاهده بلوتوث بازها با آنها برخورد قاطع خواهد داشت.»...

اس ام اس ,
وبلاگ , سپاه , اینترنت , بلوتوث ,
داغ ترین وبلاگهای/وبسایتها فارسی کدام ها هستند؟ قبلا نوشتم که هر چند روز یکبار نقاط داغ وبلاگستان رو اندازه می گیرم (ببینید: وبلاگ نویسان ایرانی پست های کدام وبلاگها و منابع خبری را بیشتر به اشتراک می گذارند؟ - گزارش اول “دیدیش؟”). امروز که این کار رو می کردم یک وبلاگ جدید به جمع وبلاگهای داغ پیوسته. همینطور اینجا دو نمودار جدید رو می تونید ببینید. این اطلاعات حاصل تحلیل ۳۰۳۲۷ لینک از ۱۷۱ منبع ه.

داغ ,
وبلاگ , وبسایت , منبع , فارسی ,
و حالا اول آذرماه وبلاگهای زنجیره ای من یکساله میشود ... / علیرضارضائیحالا همینطور برای خودم چمباتمه نشسته بودم داشتم بوق میزدم یهو یادم افتاد که اول آذرماه صفحاتم یکساله میشود ! خب الآن نیم ساعت است که شده اول آذر ! بعد اتفاق جالبی افتاد : بی اختیار چنان زدم زیر گریه که عین این بچه ریغونه ها انگار که مدتها بود برای اینکار دنبال بهانه میگشتم . و همچنان و هنوز هم چانه ام میلرزد و هق میزنم ولی گفتم اینرا اتفاقاً همین الآن بنویسم بهتر است . همینطور بیخود و بی جهت به خودم گیر داده ام دیگه !
در این طی حدود هزار پست و یا شاید کمی بیشتر نوشتم . اوائل که شده بود روزی هشت پست نوشته باشم . موقعی که عین حالا ریغم درنیامده بود ! اینرا هیچوقت نگفته ام ولی خدا میداند که چه پدری از من درآمده تا اینها را نوشته ام . من دقیقاً هیچکدام از چیزهائی را که یکنفر باید برای نوشتن داشته باشد ندارم و آنها که دارم دقیقاً در حداقل ممکن . اصغر لگن که معرف حضور هست ؟! کامپیوترم ! همینرا که بتپانی به یک اینترنت با سرعت دو کیلو بایت در ساعت میشود کل ابزار نوشتاری من ! تازه سر همان اینترنت 2 کیلو بایتی هنوز هزارتا اما و اگر دارم ! ولی حالا اینرا می بینم که اگر ابزار برای نوشتن ندارم ، دلیل دارم . یکی از مهمترین دلایلم شماهائید . خیلیها را میدانم که در کارشان این دلیل ، شماها را ، ندارند . احساس غرور میکنم و از اینکه این احساس را بمن میدهد خدا میداند که چقدر سپاسگزارتان هستم .

علیرضارضائی ,
وبلاگ ,
آرش سیگارچی در برنامه شباهنگ ٍ صدای آمریکا و صحبت پیرامون وبلاگ نویسی در ایراناین روزها اخبار بازداشت و دستگیری وبلاگ نویسان ایرانی با اعتراض سازمان های حقوق بشر مواجهه شده. آرش سیگارچی درباره نقش و اهمیت وبلاگ نویسی ایرانی و محدودیتهای آن ها می گوید
وبلاگ نویسی , آرش سیگارچی , صدای آمریکا , VOA , شباهنگ ,
وبلاگ یعقوب مهرنهاد دیگر بروز نمی شود!وبلاگ یعقوب مهرنهاد که دیگر به روز نخواهد شد را اینجا ببینید )):

یعقوب مهرنهاد , اعدام , بلوچ ,
وبلاگ ,
مازیار ناظمی: مسئولیت اشتباهم را میپذیرموقتی لینک یک فایل صوتی در وبلاگ شخصی مازیار ناظمی آپلود شد، کمتر کسی میتوانست باور کند در آن فایل صوتی 176 کیلو بایتی علی دایی تندترین حرف های ممکن را نثار محمد مایلی کهن کردهباشد. مازیار ناظمی درخصوص این فایل صوتی که حاوی گفتگوی تلفنیاش با علی دایی بود، گفت: «این فایل بخشی از گفتگوی شخصی من و دایی بود و تصور نمیکردم گذاشتن این فایل در وبلاگ شخصی و خصوصیام این همه حواشی را در پی داشتهباشد. به همین دلیل، سریع به اشتباه حرفهایام پیبردم و فایل را از روی وبلاگم برداشتم».

دایی , مازیار ناظمی , گفتگوی تلفنی ,
وبلاگ , انتشار , اشتباه , فایل صوتی ,
عمو پورنگ (داریوش فرضیایی) استریپ تیز می کند یه عمره که دارم با نقاب زندگی می کنم دروغ , تملق و ... خلاصه هر کاری که از دستم بربیاد انجام میدم تا موقعیت فعلی ام به خطر نیفته ..........می خوام استریپ تیز کنم آره درست خوندی استریپ تیز روح من تشنه این استریپ تیز است آدما همه شون مثل همن روز اول خلقت که لباسی در کار نبوده ...بوده ؟؟

نوستالژی , داریوش فرضیایی , استریپ تیز ,
وبلاگ داریوش فرضیایی ,
نامهای به کودکانی که همچنان اعدام میشوند
بچههای عزیز سلام علیکم
همانطور که میدانید اخیراً من بخشنامهای صادر کردم مبنی بر توقف صدور حکم اعدام شما. به اطلاع آندسته از شما عزیزانی که کمافیالسابق تیرباران یا حلق آویز میشوید اما تعجب میکنید، میرسانم که مبادا این عمل را با اعدام اشتباه بگیرید و فکر کنید که خدای نکرده دارید اعدام میشوید. شما اگر قصاص را با اعدام یکی بدانید در بارگاه الهی گناهکار خواهید بود. این همان چیزی است که کفار و ضد انقلاب به این امید که بین من و شما اختلاف بیندازند آن را تداعی میکنند. لذا از شما کودکان عزیز توقع دارم آسوده بمیرید چون نظام و خود اینجانب بیدار هستیم و هر زمان که لازم بشود در صدور بخشنامههای دیگر به نفع شما درنگ نخواهم کرد.
پدر بزرگ شما در قوه قضائیه- هاشمی شاهرودی عراقی

هاشمی شاهرودی , اعدام کودکان , بخشنامه ,
وبلاگ بلوچ ,
بیایید در روز جهانی وبلاگ به همدیگر هدیه دهیم!سی و یکم آگوست مصادف با روز جهانی وبلاگ! جا داره همینجا به تک تک وبلاگنویسان، چه اون هایی که تازه یک ساعته وبلاگنویسی رو شروع کردن و چه اون هایی که بعد از گذشت یک ساعت از رایج شدن وبلاگنویسی، وبلاگنویسی رو شروع کردن این روز مهم رو تبریک عرض کنم و امیدوارم بیش از پیش در وبلاگنویسی و البته در زندگیشون موفق و پیروز باشند.
خب، امروز روز بسیار بسیار مهمی هست، به حدی که یه سری هدیه ی کوچیک و ناقابل برای تمام دوستای عزیزی که چه از خوراک وبلاگ، مطالب رو دنبال میکنن و چه لطف میکنن و میان تو وبلاگ و من رو شرمنده میکنن، آماده کردم. {...}
وبلاگنویسی ,
وبلاگ , روز جهانی
وبلاگ ,
آنكه آهسته در خيابان گام بر مي دارد. خبر هولناك را نشنيده است* (به یاد یعقوب مهرنهاد) (وبلاگ کسروی)می خواستم به یاد یعقوب مهرنهاد مطلبی احساسی و سوزناک بنویسم. قطعه شعری یا داستان کوتاهی. اما فاجعه فجیع تر از آنی است که تنها برایش اشک ریخت، تاسف خورد و سر تکان داد.
با چند نفر در مورد این اعدام صحبت کرده ام. همگی آنرا محکوم کردند اما بعضی میگفتند حتی با استانداردهای ج.ا مجازات مهرنهاد حداکثر چند ماه تا چند سال زندان باید می بود. اینکه اگر در تهران بود اعدامش نمی کردند و هکذا. این سخنانان فارغ از درستی یا نادرستی معنی پنهان و خطرناکی نیز دارد و آن این است که ما هنوز باور نکرده ایم ج.ا استانداردی ندارد! هنوز مرگ را برای همسایه می بینیم و باور نداریم که ممکن است خود ما روزی مثلا بخاطر تشکیل یک NGO حقوق بشری به پای چوبه دار کشیده شویم. کافی است بقول فرنگی ها آدم اشتباهی ای باشی در جایی اشتباهی[1]! آنوقت است که خیلی زودتر از آنکه بفهمی چه شده خبر دستگیری، زندانی، شکنجه شدن و یا زبانم لال اعداممان میشود موضوع داغ بالاترین!

یعقوب مهرنهاد ,
وبلاگ کسروی ,
آرش كمانگير در تاكسي زمانه ما که شوفر تاکسی باشیم، با دیدن این آقا پاک وبلاغنویس شدیم! میگه یک سیستمی راه انداخته که سر در میاره کی به کی لینک داده و از این حرفها به اسم "دیدیش"... این روزا دیگه عمرا کسی بتونه خالی ببنده ۴۰ هزار تا بیننده داره اونوقت...هه هه هه بقیه ماجرا رو گوش بدین خودتون دیگه!

تاكسي , زمانه ,
وبلاگ نويس , آرش كمانگير , دیدیش , نيك آهنگ كوثر ,
وبلاگ نویسی در المپیک مجاز اعلام شدکمیته بین المللی المپیک برای اولین بار بطور رسمی به ورزشکاران اجازه داد در جریان المپیک پکن وبلاگ بنویسند.
کمیته بین المللی المپیک دستور العمل ویژه ای برای وبلاگ نویسی در حین برگزاری المپیک را منتشر کرده است تا شرایط نقض حقوق مولف را از بین ببرد.
از جمله این مجموعه دستورالعمل، ممنوعیت انتشار هرگونه صدا یا تصویر از مسابقات است.
این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که در جریان دوره های قبلی المپیک، به ویژه در المپیک 2004 آتن، و همچنین بازی های زمستانی تورین، انتشار مطالب در وبلاگ های غیر رسمی روندی افزایشی یافته بود.
کمیته بین المللی المپیک با صدور بیانیه ای اعلام کرد: "اگر نمایندگان قانونی کشورها مطلبی را درباره المپیک روی وبلاگ ها منتشر کنند، لازم است این مطلب تنها به تجربه شخصی خود این افراد از المپیک محدود شود.".....
وبلاگ المپیک ,
صنعتی شدن ما از قبرستان هم که شروع بشود عالی است!با فتواي مراجع ديني براي اولين بار در كشور، شست وشوي و تغسيل اموات در اصفهان به صورت مكانيزه انجام خواهد شد. ماشین مرده شور برقی را احتمالن صنعتگران مکتبی خودمان تولید کردهاند. کفار اگر هم ماشینی اختراع کرده باشند به درد نیازهای مردهی مسلمان نخواهد خورد. احتمالن این مرده شور برقی به این نحو کار میکند که مرحوم را از محلی که فلش نشان میدهد هول میدهند داخل بدون بسمالله گفتن. چون دستگاه خودش بسمالله را خواهد گفت. بعد با زدن دکمه زنانه یا مردانه نوع شستن را انتخاب کرده خودمان غمگین عقب رفته منتظر میمانیم. کیسه و لیف برقی کارش را میکند و واجبات و مستحبات غسل میت، اتوماتیک صورت میگیرد. وقتی قسمت غسل پایان گرفت دستگاه یک صلوات میفرستد اما بلافاصله قسمت کفن کردن آغاز میشود. در این قسمت شما باید رنگ کفن را با فشار دکمه برای ماشین تعیین کنید. ده دقیقهای بعد در قسمت انتهای ماشین روی یک ریل برقی مرده بیرون میآید. در این قسمت هر کس اوراد مخصوص خود را خودش باید بخواند. این دستگاه اولیه هست، در مدلهای تمام اتومات که در حال طراحی است احتیاج به هیچ کاری نیست شما حتی میتوانید یک فرد زنده را وارد دستگاه کرده غسل شده و کفن پیچ او را مرده دریافت کنید. صنعتی شدن ما از قبرستان هم که شروع بشود عالی است.

صنعتی شدن , مرده شور ,
وبلاگ بلوچ ,
نگذاريم ابراهيم را مثل يعقوب اعدام كنند
در روزهايي كه بلاگستان به خواب خرگوشي فرو رفته بود تا از جوان بلاگ نويسش، يعقوب مهرنهاد حمايت كند اينبار نوجواني ديگر كه برادر شانزده ساله همان يعقوب مهرنهاد است محكوم به پنج سال حبس شده است،آيا بارديگر بلاگستان به خواب خواهد رفت؟يا هر بلاگري با اختصاص يك مطلب در مورد ابراهيم مهرنهاد از او حمايتي بي سابقه خواهد نمود؟
مسلم است كه اين نوجوان كمسال تر از همكاري با گروه هاي محارب _البته به گفته رژيم_ در پرونده دارد وگرنه خيلي ساده او را از دم تيغ مي گذراندند.به هر حال دستگيري ابراهيم مهرنهاد پيامي واضح براي بلاگ نويس هاي سياسي_اجتماعي دارد و آن اينكه پيدا كردن درب منزل شما خيلي سخت نمي تواند باشد!
....

یعقوب مهرنهاد , ابراهیم مهرنهاد ,
وبلاگ نویس ,
وبلاگستان ,
دستکاری در وبلاگ یعقوب مهرنهاد،چرا؟(وبلاگ اکنون : شهرام رفیع زاده)یعقوب مهرنهاد در اولین پست وبلاگش نوشته بود؛
«در مدت چند سال فعالیت در سازمانهای غیرحکومتی وتشکلهای مردمی آموخته وتجربه نموده ام که هرشخصی نیاز به درد دل وسخن گفتن دارد و چه خوب است تا آدم حرفها وگفته هایش را با یک دنیا آدم وهمنوع خود بزند.یک دنیا آدمی که فارغ از هرگونه مرده باد وزنده باد و بدور از هرگونه تعصب زبان وقومیت ومذهب وسرزمین می توانی با آنها سخن بگوئی اما هرگز اصالت خود را از یاد نبری واما هرگز فکر نکنی که به تو می گویند شهروند درجه دو ویا شاید هم شهروند درجه سه. اما در مورد خودم اگر بخواهم یک سطر توضیح بدهم اینگونه باید بگویم که: از خطه کویری بلوچستانم وساکن شهر زاهدان و دبیر تشکل غیردولتی به نام انجمن جوانان صدای عدالت و ۲۵ بهار از عمرم را تاکنون سپری نموده ام . اما آمده ام تا به جمع شما وبلاگ نویسان بپیوندم شاید بگوئید که وبلاگ نویسی در کشور ما جرم محسوب می گردد و ممکن است خطراتی را تحمل نمایم اما من می گویم که آنهائی که وبلاگ نویسی را جرم می دانند خودم را هم شهروند درجه دو می پندارند واز لحاظ سیاسی نیز از بسیاری مناصب وموقعیت ها در کشور محروم هستم پس بهتر آن است که حداقل همانگونه آزاد به دنیا آمده ام آزاد نیز از دنیا بدون هرگونه تعلل وسکوت وقید وبند ومماشاتی هم بروم شاید اینگونه بهتر به رستگاری برسم ومهم مشکلات این چند روز زندگی نیست که چگونه می گذرد مهم آن است که خود را به بهاء اندک نفروشیم و بسان آزادمردان زندگی کنیم وخوشحال خواهم شد تا مرا به جمع خود پذیرا باشید.»
او طی شرحی در وبلاگ اصلی و اولیه اش (کلیک کنید و ستون چپ وبلاگ را بخوانید)باردیگر نوشته؛

یعقوب مهرنهاد ,
وبلاگ اکنون , شهرام رفیع زاده ,
کمانگیر دات نت یکساله شدچند روز پیش یک سالگی این دومین بود. پیش از اون البته دوسالی در وردپرس دات کام به انگلیسی می نوشتم. تجربه دومین شخصی اما جالب بود به دو جهت، یک اینکه دست آدم خیلی بازتره، دو اینکه آدم بوقی مثل من لازم بود سردربیاره از داستان های فنی این ماجرا. هنوز البته خیلی باید خوند. این پست نگاهی ه به بعضی آمار و ارقام این یک ساله.

کمانگیر ,
وبلاگ ,
داغ ترین نقاط وبلاگستان کجاست؟ / تحلیل لینکهای به اشتراک گذاشته توسط وبلاگ نویسان(کمانگیر) ده منبع برتر بر اساس لینکهای به اشتراک گذاشته شده توسط وبلاگ نویسان ایرانی کدام ها هستند؟وبلاگ نویسان کدام منابع خبری را بیشتر می پسندند؟
وبلاگ , تحیلیل آمار , اشتراک ,
پرش حضرت رهبر از پنجره قطار !
سالها قبل حضرت رهبر به زیارت مشرف شدند. هر کار کردند قطار برای نماز نایستاد. ایشان برای ادای نماز از پنجره به بیرون پریدند. بعضی از دوستان که ایمانشان ضعیف است میپرسند نیروی جاذبه زمین کجا رفته بود؟ اینها نمیدانند جاذبه که جزبه ببیند غلاف میکند. در آن زمان خود ایشان و ما نمیدانستیم که ایشان خلیفه مسلمین جهان خواهند شد اما خداوند و قطار و زمین میدانستند و خدایی که شاعر میفرماید شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد، صد البته رهبر را سالم بر روی دوپا بر زمین مینشاند. کافی بود سر مبارک ایشان به جایی اصابت بکند. آنوقت ما امروز از فرمایشات گهربار ایشان محروم میشدیم. ببینید و گوش بدهید و ایمان بیاورید به ولایت فقیه و جامعالشرایط بودن رهبر.

خامنه ای , قطار ,
وبلاگ بلوچ ,
سیستان و بلوچستان اول است!رئيس كل دادگستري استان ما میفرمایند: سيستان و بلوچستان در نيمه نخست امسال كمترين ميزان ورودي به زندان را در مقايسه با ديگر استانها داشته است. برای شما که رئیس کل دادگستری استان ما را نمیشناسید طبیعی است که متوجه نشوید ایشان شکر فراوان تناول میفرمایند. اما ارزش فرمایش ایشان برای من که علاوه بر اخبار استان شما، اخبار استان خودم را هم دنبال میکنم به دو پول سیاه افت میکند. تازه وقتی دستگیری بیش از هزار نفر در همین سه ماه گذشته ما را به این مقام میرساند شما باید بروید پیدا کنید تعداد دستگیر شدههای استان خودتان را. کسب این مقام در ایران اگر هم درست باشد راحت به دست نیامده، غزل خداحافظی خیلی از «مجرمان» ما را در همان محل ارتکاب «جرم» با گلوله میخوانند.
برای آنکه زیاد به این مقامی که ما در سطح ایران به دست آوردهایم حسودی نکنید به فرمایش ایشان این عرض بنده را هم اضافه کنید: سیستان و بلوچستان در سی سال گذشته کمترین میزان «خروجی» از زندان را در مقایسه با دیگر استانها داشته است.

سیستان و بلوچستان , مقام اول , زندان , مجرم ,
وبلاگ بلوچ ,
بی شرمی ماموران امنیتی دوبی و مظلومیت مسافران ایرانیدر سایت تابناک خواندم دیروز ماموران امنیتی دوبی با بی شرمی تمام پانزده نفر از مسافران ایرانی را جدا کرده و پس از انکه کاملا اونها رو برهنه کرده اند به بازجویی پرداختند و ضمن بازجویی از مسافران به اونها و مقامات ایران فحاشی و هتاکی کرده اند !
ببین کارمون به کجا رسیده که کشوری مثل امارات متحده عربی به خودش حق میده به ایران و ایرانی توهین کنه و کسی اخ نگه ! تا دیروز کشور های غربی و اروپایی و امروز کشور های کوچک عربی ! متاسفانه مقامات دولتی ایران در صحنه بین الملل طوری رفتار کرده اند که هر کس و ناکسی به خودش اجازه میده با ایرانی مثل دزد و تروریست برخورد کنه ! اون از عربستان که با زوار بر خورد های زشت و غیر انسانی داشت و این هم از امارات ! هر جا میخوای بری تا میفهمن ایرانی هستی انگشت نگاری و نمیدونم عکس گرفتن از تخم چشم و هزار جور بی احترامی دیگه ! انگار با دزد و جانی طرف هستن !
در کشور هایی که برای اتباع خودشون حرمت قایل هستند بخاطر بی احترامی به یک تبعه سفیر کشور مربوطه رو احضار و یا حتی اخراج میکنند ! اما به راستی ما در کشور خودمون چه حرمتی داریم که توقع داریم دیگران برای ما حرمت قایل بشن ! بابام تعریف میکنه میگه زمان شاه توی کشور های عربی برای ایرانی و پول ایرانی احترام خاصی قایل بودن ! میگفت اسکناسی که روش عکس شاه بود رو روی چشماشون میذاشتن و تا میفهمیدن ایرانی هستی بهت تعظیم و تکریم میکردند

توهین , مسافر , ایرانی , امارات ,
وبلاگ شاتوت ,
وبلاگ نویسی تا سر حد مرگشما در خانه خود، در مقابل کامپیوتر شخصیتان، نشستهاید و به راحتی از خواندن وبلاگهای مختلف و صفحات اینترنتی بهره میبرید، نویسندگان این وبلاگها اما ساعتهای طولانی، تا پای جان، کار میکنند. وبلاگنویسانی که همین تازگیها دو نفرشان از شدت کار زیاد از پای درآمدند.
این بلاگرها خیل عظیمی از متخصصین هستند که خانه را به عنوان دفتر کار برگزیدهاند. آنها به کامپیوتر و تلفنهای هوشمند متصل به اینترنت مجهزند و تحت فشار جسمی و روحی ناشی از اقتصاد دائماً متغیر اینترنت که جریان پیوستهای از اخبار و اطلاعات روز را میطلبد، کار میکنند
وبلاگ نویسی ,
کانون وبلاگ نویسان ایران حکم غیر انسانی اعدام برای یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ را به شدت محکوم میکندقوه قضاییه جمهوری اسلامی هفته گذشته یعقوب مهرنهاد نویسنده وبلاگ "مهرنهاد" و فعال مدنی بلوچ را پس از ده ماه بازداشت و شکنجه در دادگاهی بدون حضور وکیل و هیئت منصفه و اعضای خانواده او با اتهامات واهی به اعدام محکوم کرد.
آقای مهرنهاد مدیر کل انجمن جوانان صدای عدالت است که در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی برای جوانان بلوچ برنامه اجرا میکند. او پس از شرکت در یک جلسه پرسش و پاسخ که برخی از مقامات زاهدان نیز در آن شرکت داشتند بازداشت شد و دلیل دستگیری او اعلام نشد. خانواده و وکیل او پس از 5 ماه موفق به دیدار او شدند در حالی که از شدت شکنجه تعادل خود را از دست داده بود و 15 کیلو وزن کم کرده بود.
کانون وبلاگ نویسان ایران توجه همه مجامع بین المللی را به بدعت گزاری قوه قضاییه ایران برای اعدام وبلاگ نویسان به دلیل ابراز عقاید خود جلب میکند. در ایران هر گونه ابراز عقیده با مجازاتهای وحشیانه شلاق و قطع دست و پا و اعدام به جرمهای واهی اقدام علیه امنیت کشور و ارتباط با بیگانه و گروههای غیر قانونی جواب داده میشود.
کانون وبلاگ نویسان ایران خواهان لغو حکم اعدام آقای مهرنهاد است و مصرانه از همه حامیان حقوق بشر میخواهد که در برابر نقض وحشیانه حقوق بشر در ایران و سرکوب بیرحمانه وبلاگ نویسان و آزاداندیشان ساکت ننشینند و به هر شکل ممکن از اعدام یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس ایرانی جلوگیری کنند.

یعقوب مهرنهاد , کانون
وبلاگ نویسان ایران , اعدام , بلوچ , حقوق بشر , سركوب , شكنجه ,
بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران در محکومیت حکم اعدام مهرنهاد/ پنلاگکانون وبلاگ نویسان ایران مصرانه از همه حامیان حقوق بشر میخواهد که در برابر نقض وحشیانه حقوق بشر در ایران و سرکوب بیرحمانه وبلاگ نویسان و آزاداندیشان ساکت ننشینند و به هر شکل ممکن از اعدام یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس ایرانی جلوگیری کنند.

پنلاگ , مهرنهاد ,
وبلاگ ,
وبلاگ نویسان , آزادی , حقوق بشر ,
مهرنهاد: مدیران ناموفق ونالایق استان یا استعفا یا برکنار ی و یا قهر ملت را پذیرا باشند (وبلاگ مهر نهاد...ضعف مدیریتها و تعصبات مذهبی بسیاری از مدیران ودخالت دادن آن تعصبات در امور سیاسی همواره حل مسایل استان را پیچیده وگره های آن را کور نموده است وبرای برون رفت ازبسیاری از این مشکلات وتنها راه حل بازکردن این گره های کور اصلاح وتغییر مدیرانی است که علاوه بر آنکه نتوانسته اند مسایل استان را حل کنند بلکه به پیچیدگی وگستردگی آنها افزوده اند وخواست امروز مردم سیستان وبلوچستان بیش از هر زمان دیگر تغییر مدیران ناموفق وجایگزینی مدیران میانه رو وانعطاف پذیر به جای برخی مدیران متعصب وخشک مذهبی در استان می باشد . البته در صورت عدم توجه به این خواست مردمی باید سال86 را سال قهر مردم با مسئولین در این استان نامید قهری که قطعا مسئولین را در استان با چالش جدی مواجه خواهد کرد و در ادامه منجر به بحران مشروعیت مردمی دولت در سیستان وبلوچستان خواهد شد.اما عاقلانه ترین راه برای مدیرانی که وجاهت مردمی ندارند وانگشت اتهام مردم به سوی آنها می باشد آن است که قبل از آنکه اراده مردم مسئولین کشور را وادار به توجه به خواسته هایشان مبنی بر ؛ برکناری مسئولین ناموفق ونالایق نماید خود با استعفای خویش از بروز مشکلات بیشتر در استان جلوگیری نمایند چرا که اراده ملت قابل بی توجهی نیست وتوجه به خواست واراده مردم از حقوق مسلم آنهاست.

یعقوب مهر نهاد ,
وبلاگ , سیستان , بلوچستان , فعال مدنی , انجمن , صدای عدالت ,
پروژه اخبار محرمانه و وبلاگ های فارسیبخشی از سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا بنام "مرکز منابع باز" (Open Source Center) وظیفه ای جز این ندارد که در اینترنت، در سایت ها و وبلاگ های شخصی به جستجو پرداخته و پس از جمع آوری و ترجمه اطلاعات بدست آمده، آنها را آنالیز نماید...ما به جاهائی سر می زنیم که پنج سال پیش وجود خارجی نداشتند. ما به چت روم ها سر می زنیم و سعی می کنیم که از اوضاع جلوتر حرکت کنیم. گروههای کاری داریم که عکس هائی که مردم با تلفن های دستی خود گرفته اند بررسی می کنند. یکی از مهم ترین منابع اطلاعات ما بلاگ ها هستند. دو سال پیش برای اولین بار پی بردیم که بلاگ های ایرانی یکی از منابعی هستند که ارزش توجه خاص را دارند
وبلاگ , آمریکا , جاسوسی , سیا ,
وبلاگ فارسی , شهیربلاگ , اخبارمحرمانه , مرکز منابع آزاد ,
روایت داریوش فرضیایی از دیدار با مقام رهبری : چرا ما آدمها با نقاب زندگی می کنیم اوایل سال 67 بعد از بمباران شیمیایی حلبچه توسط صدام در هفت تپه اهواز مستقر شده بودیم که آقای رئیس جمهور سر زده از اتاق ما دیدن کردند و نماز و نهار را با هم بودیم من که وظیفه تصویربرداری از نماز جماعت را داشتم دوربین را روی سه پایه محکم کردم و پشت سر رئیس جمهور و در صف اول مشغول نماز شدم پس از نماز هم هنگام خوردن نهار هم دقیقا کنار رئیس جمهور نشستم و چون ایشان با یک دست غذا می خوردند خورشت غذایم را برای او گذاشتم ..یادم است که همان موقع حرفش را قطع کردم و گفتم : خوب اینایی که گفتی چی بهت اضافه شد ؟؟تو که دایم به دنبال ریاکاری بودی و خودشیرینی ..!!!خوبه چهره ی واقعی ات رو نشون ندادی.. ..

خامنه اي , داریوش , داریوش فرضیایی , رهبر , فرضیایی , نوستالژی ,
وبلاگ داریوش فرضیایی ,
دستگيري پدر وبلاگ نويسي ايرانآنچه من را متعجب مي کند اين است که دوسال پيش، زماني که در کافه اي در خيابان امک رفائيم اورشليم با حسين درخشان مصاحبه کردم دريافتم که اين تبعيدي خود خواسته که در جريان سفرش به ايران به اتهام جاسوسي براي اسرائيل اخيرا بازداشت شده است، کسي است که طرفدار ايران اتمي و حکومت مذهبي ايران است.
درخشان، روزنامه نگار سابق، با سفرش به اسرائيل و نوشتن درباره آن در وبلاگ فارسي اش که خوانندگان زيادي دارد، دولت رئيس جمهور ايران، محمود احمدي نژاد را به مبارزه طلبيد. درخشان گفت: "تصاوير ويدئويي منتشر شده در وبلاگش اولين تصاوير از زندگي روزمره در اسرائيل است که مردم ايران مي بينند". اما اين تبعيدي که ظاهرا مخالف حکومت ايران بود، قطعا يک وطن پرست ايراني است.
درخشان گفت که هدف از سفرش به اسرائيل نشان دادن چهره انساني از اسرائيل و تنش زدايي بين دو ملت بعد از اظهارات احمدي نژاد درمورد محو کردن اسرائيل، به هموطنانش است.
درخشان گفت: "من قصد دارم چهره اي انساني از اسرائيل به ملتم نشان بدهم و به آنها بگويم که برخلاف آنچه دستگاه تبليغاتي اسلامي مي گويد، اسرائيلي ها تشنه به خون مسلمانان نيستند. من قصد دارم به اسرائيل نشان بدهم که مردم عادي در ايران حتي به فکر ضربه زدن به اسرائيل نيستند. من مي خواهم مردم اسرائيل با ايرانياني که مثل احمدي نژاد نيستند، آشنا بشوند".
با اين حال درخشان مشخصا اعلام مي کند که او مخالف حکومت فعلي ايران است وبا وجود اينکه يک بي خداي تمام عيار است، موافق سيستم جمهوري اسلامي براي مسلمانان است. او گفت: "من از هر حکومتي که براي آشتي دادن دموکراسي و مذهب تلاش کند، حمايت مي کنم".
درخشان گفت: "اسرائيل نمونه موفقي است از تطبيق دموکراسي و مذهب در تار و پود مردم؛ درحاليکه ترکيه تلاش مي کند مذهب را تحت کنترل در بياورد، اما مذهب خودش را به زور وارد گود سياست مي کند".
همچنين حسين درخشان از ايران اتمي دفاع مي کرد. او گفت: "ما به سلاح اتمي بعنوان يک عامل بازدارنده نه برعليه اسرائيل بلکه بر عليه آمريکا احتياج داريم که باعث کودتاي سال 1953 شد و همچنان حضور پر قدرت نظامي در منطقه دارد. اما او از لحاظ زيست محيطي مخالف توسعه تاسيسات اتمي ايران است. او گفت که اگر جنگي بين ايران و آمريکا در بگيرد، او به کشورش باز مي گردد و براي وطنش مي جنگد".
حسين درخشان اولين بار در سال گذشته به اسرائيل رفت و پس از آن براي شرکت در کنفرانس "اصلاحات و مقاومت در خاورميانه" در دانشگاه بن گوريون دوباره به اين کشور دعوت شد. او طرفدار اصلاحات در ايران بود و نه مقاومت. او معتقد بود: "نظام حکومتي در ايران آنقدر دموکراتيک هست که بشود از طريق انتخابات تغيير ايجاد کرد. ما مي توانيم ايران را بتدريج تغيير بدهيم. ما در حال حاضر هم همين کار را مي کنيم".
دقيقا مشخص نيست که چرا درخشان با وجود اينکه در گذشته به او تذکر داده شده بود که به دليل مطالبي که در وبلاگش نوشته است ممکن است بازداشت بشود، به زادگاهش بازگشته است. اگرچه نوشته هايش در سال گذشته بشدت طرفدار ايران و ضد غرب بود.
او دو سال پيش در مصاحبه اي با جروزالم پست گفت که احمدي نژاد شعور مجاب کردن اهل فکر را ندارد. او گفت: "هوش او در حد مردم عامي است ولي روابط عمومي خوبي دارد. با اين حال قادر نيست به سووالات حساس پاسخ بدهد".
با اين وجود او دو ماه قبل در وبلاگش نوشت: "استراتژي درخشان احمدي نژاد در مورد ناکار کردن اسرائيل و لبخند زدن به آمريکا، باعث شده است تا بين احزاب مختلف در آمريکا جدايي بيافتد و اين يک موفقيت بزرگ در مقايسه با استراتژي ضعيف و شکست خورده خاتمي در مقابل آمريکاست که باعث شد ايران در دسته کشور هاي "محور شيطان" قرار بگيرد. حالا همان دولت بوش راه را براي آغاز روابط سياسي با ايران باز کرده است. خواهش مي کنم قيافه ژوليده و زبان ساده احمدي نژاد را فراموش کنيد و به اين موفقت ها فکر کنيد".
جهان نيوز، وب سايت ايراني که گفته مي شود وابسته به وزارت اطلاعات است، ادعا کرده است که درخشان در بازجويي هاي اوليه به جاسوسي براي اسرائيل اعتراف کرده است اما در عين حال اين اعترافات شامل "نکات پيچيده" بود.
حسين درخشان فرزند يک فرش فروش تهراني است که جزو اولين کساني است که وبلاگ نويسي را در ايران باب کرد. او در يک روزنامه اصلاح طلب ستوني درباره کامپيوتر داشت و در آن وبلاگ نويسي را آموزش مي داد که همين کار باعث بوجود آمدن هزاران وبلاگ شد. اينک حتي احمدي نژاد هم وبلاگ مي نويسد. به درخشان لقب "پدر وبلاگ نويسي" داده اند.
درخشان در جريان ديدارش از اسرائيل درباره ايجاد چت روم هايي به زبان انگليسي صحبت کرد که مردم ايران و اسرائيل بتوانند با هم در تماس باشند و وبلاگ هايي درست کرد که در آن تصاوير ويدئويي از دو کشور به نمايش در مي آمد. معلوم نيست که هيچ کدام از اين ايده ها اجرا شده باشد.
او دو سال پيش قبل از ترک کانادا، جايي که از سال 2000 ساکن آن بود، تولد 32 سالگي اش را در به قول خودش "باحال ترين بار در تل آويو" در حالي که تي شرت "من تهران را دوست دارم" را پوشيده بود و موفق شده بود که در ساعت 10 شب به سلماني برود، جشن گرفت. او درباره تل آويو گفت: "تل آويو شهري است که من مي توانم در آن زندگي کنم. اين شهر ترکيبي از روش زندگي در خاورميانه و اروپاست. اگر کمي آزادي در تهران بوجود بيايد و "بار" در آنجا باز شود، اين شهر مي تواند از تل آويو جلو بزند

پدر
وبلاگ نويسي ايران ,
ارواح علمی !
مدیر عامل آرامستان باغ رضوان اصفهان ( منظور همان قبرستان است-م) اطلاع داد صد عالم مشهور اصفهانی در باغ رضوان دفن هستند که كميتهاي متشكل از ده نفر از اساتيد علمي، فرهنگي و حوزوي تشكيل شده تا نحوه تجليل از ارواح علمي اين علما را مورد بررسي قرار دهند. اگر مشکل نحوهی تجلیل از ارواح مذهبی آنها بود احتمال داشت این کمیتهی ده نفره بتواند کاری بکند. ارواح علمی شوخی بردار نیست. حداقل یک سمینار بینالمللی لازم دارد.

ارواح علمی ,
وبلاگ بلوچ ,
تهدید یک وبلاگ نویس و همسرش توسط ماموراننیروهای امنیتی با تهدید و تحت فشار گذاردن، مجتبی سمیع نژاد وبلاگ نویس و زندانی سیاسی سابق، خواهان توقف فعالیت های وی شده اند.
به گفته این وبلاگ نویس، نیروهای امنیتی چندی پیش با بازداشت همسر وی در خیابان، اقدام به تهدید او کرده اند. آنها از همسر سمیع نژاد خواسته اند تا دادخواستی را علیه وی تسلیم دادگاه نماید و در آن از شوهرش به دلایل فساد اخلاقی شکایت نموده و طلاق بگیرد.همچنین این افراد طی یک ماهه گذشته به طور مدام این وبلاگ نویس را از طریق تلفن تهدید نموده اند.
مأموران امنیتی "شیدا جهان بین"، همسر سمیع نژاد را تهدید کرده اند که در صورتی که به خواسته ی آنان عمل نکند، او را دستگیر خواهند کرد.
سمیع نژاد در همین رابطه در وبلاگش نوشته است: " ماموران امنیتی که طبق معمول همیشه هیچ مجوز و نشانی از خود نشان ندادهاند همسرم را هنگام برگشت از محل کار، در خیابان متوقف میکنند و وی را سوار ماشین میکنند. آنها به وی می گویند که میخواهند مرا به دلیل فعالیتهای سیاسی و نوشتن وبلاگ بازداشت کنند. پرینت وبلاگام را نشاناش میدهند و بعد از وی میخواهند که از من جدا شده و به دلیل مسائل اخلاقی از من شکایت کند و وقیحانه از وی میخواهند که بر علیه من شکایت کند و میگویند که اگر اینکار را نکند خود وی راهی زندان میشود."
مجتبی سمیع نژاد، بلاگر وبلاگ " قمار عاشقانه" است، که در وبلاگش، به نوشتن دیدگاه های انتقادی خود نسبت به مسائل نقض حقوق بشر در کشور می پردازد. وی که پیش تر نیز صاحب وبلاگ های "من نه منم" و " استیچه" بوده است، در پرونده معروف به وبلاگ نویسان در سال 83 از سوی نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت و به مدت 3 ماه در سلول های انفرادی بند 2- الف زندان اوین به سر برد. وی سپس تا زمان آزادی خود، در روندی خلاف قانون به زندان قزل حصار که محل نگهداری مجرمین با جرایم شرارت، مواد مخدر و .. است، منتقل شده و به مدت 6 ماه در بند " قاتلان افغان" نگهداری شد.
لازم به یِادآوری است در طی شهریور تا آبان 1383 مدعی العموم تهران، سعید مرتضوی، بازداشت 21 وبلاگ نویس و دست اندرکاران سایت های خبری اینترنتی را در بازداشتگاهی مخفی همراه با شکنجه هماهنگی کرد. چهارتن از وبلاگ نویسان بازداشت شده، پس از چندی با قرارگرفتن در برابر دوربین، ناچار به اعتراف علیه خود شدند. این افراد پس از آزادی کلیه اعترافات خود را ناشی از فشارهای وارده در زندان دانسته و از شکنجه های جسمی و روانی خود در مدت بازداشت خبر دادند.
وبلاگ نویس ,
و بدینوسیله امروز یکم شهریورماه این وبلاگ نه ماهه شد ! / علیرضا رضایی
و بدینوسیله امروز یکم شهریورماه این وبلاگ نه ماهه شد ! حالا داشتم تاریخهای مشابه ماههای قبل را تو صفحه هام نگاه میکردم اینقدر دلم برای خودم سوخت که نگو ! ۵۵ روز دقیقاً از روز اول آذر پارسال در یک صفحه بنام نه طنز نوشتم که بلاگفا فیلترش کرد بعد رفتم تو صفحه دیگری به نام نه طنز+۱ (که یعنی نه طنز بعد از فیلتر !) در همان بلاگفا نوشتم دقیقاً سه ماه بعد ۲۵ فروردین آنهم روی اینترنت فیلتر شد اسمش را گذاشتم ۱+نه طنز+۱ (که یعنی نه طنز بعد از دوبار فیلتر !) و ادامه دادم دیدم سر و صدای همه در آمده که دسترسی ما به صفحه محدود شده و فلان رفتم صفحه دیگری بنام 1- نه طنز-1 (که یعنی نه طنز قبل از دوبار فیلتر !) و دوماهی آنجا نوشتم که خُسن آقا دست ما را گرفت آورد اینجا در بلاگر . ماه قبل در همین بلاگر که چند روزی دستم از صفحه کوتاه ماند نشد که بخاطر هشت ماهگی بگم لی لی لی لی حالا هم که این ! یعنی دیدم من این نه ماه را نشد که یکجا نوشته باشم و بگویم این صفحه نه ماهه شد ! مجموعاً تمام صفحاتم شامل فیلتر و فیتیله نه ماهه شده و من حالا یک کمی خوشحالم ! البته آن صفحه ۱-نه طنز-۱ هنوز هم برایم فعاله که بنام من گو له توش می نویسم و حرفهای پراکنده و عموماً نامربوط (!) را آنجا میزنم !
و داشتم فکر میکردم که من نه ماه است با تمام این اوصاف دارم با همه در دنیای مجازی حرف میزنم و نه ماه است که با هیچ کس در دنیای واقع کلامی حرف نزده ام . آن روز اولی که بعد از حدود ۱۵ سال دوباره یک چیزی نوشتم حتی دقیقاً نمیدانستم که وبلاگ یعنی چی و کجا و چگونه . من فقط تایپ بلد بودم و نوشتن بلد بودم و یک کامپیوتر متعلق به زمانی که هیتلر گروهبان ۲ بود داشته و دارم بنام اصغر لگن که برای روشن شدن دقیقاً باید در سرازیری بگذاری دنده ۲ بگی یا علی هل بدی و یک خط اینترنت دایال آپ که تمام این مجموعه با سرعت ۲ کیلومتر در ساعت در پشت صحنه همین صفحه ای که می بینید در حال انجام وظیفه است !
نبوی منرا آورد به وبلاگ . من آنموقع تازه آزاد شده بودم که میشد بعد از ۱۱۳ روز در کابین ۴ بند ۲۰۴ و هنوز داشتم دنبال خودم میگشتم . گاهاً می آمدم در نت پرسه میزدم و آنهم برای اینکه ببینم میتوانم پیدا کنم که نبوی الآن چه و کجا دارد می نویسد یا نه ؟ غیر از روزنامه دیگر نبوی را جای دیگری نخوانده بودم . به آدرسهائی برمیخوردم که پیام فیلترینگ رویش نوشته بود و من حتی نمیدانستم که فیلترینگ چی هست و فیلترشکن چی هست و اگر بهم میگفتی این صفحه اینجوری باز میشود میگفتم برو بابا ! یک شب ۲۸ آبان سر از صفحه ای بنام نبوی در بلاگفا درآوردم . دیدم نوشته ها جدیده و تاریخها به روز . چه حالی کردم ! سعی کردم از روی تمام جاهائیکه در صفحه با کلیک فعال میشد بفهمم چطوری میشه در همچین جائی نوشت ! یکی از آنها وبگذر بود . کلیک کردم و یک سری اطلاعات ثبت کردم به خیالم که حالا باید منتظر باشم تا یک صفحه برایم بفرستند بگویند بفرما اینجا بنویس ! من هنوز هم کسی را در عالم واقع برای اینجور مواقعم ندارم که ازش بپرسم حالا از اینجا به بعد باید چه غلطی بکنم ! بعد برای وبگذر نامه نوشتم که ببخشید حالا که اینهمه منرا تخلیه اطلاعاتی کردید من کجا باید بنویسم ؟! و دو شب بعدش اول آذرماه من تازه فهمیدم سه تا محل بالاتر از آدرسی بودم که دنبالش میگشتم . و کار شروع شد . من از این بابت به نبوی حتی خیلی بیشتر از آنی که خودش میداند مدیونم . با تمام اختلاف سلیقه هائی که حالا چون بزرگتر شده ام (!) ممکن است با او داشته باشم !
شاید خیلی خوب بود و خوب میشد که من حتی به سر سوزنی تصور اینرا داشتم که کار آنروز آغازین نوشتنم به امروز و اینجا خواهد کشید . اگر اینطور می بود بهرحال و لابد سعی میکردم حداقل امکان و امکانات بی وقفه نوشتن و متوقف نشدن را برای خودم فراهم کنم و یا اگر نمیشد اصلاً کار را به اینجاها نکشانم که به یکروز ننوشتن حتی خودم را مدیون دیگران بدانم . اینجا برای من که هیچ جائی را بجز آن ندارم هزینه دارد همانطوریکه من برای جریان حاکم در کشورم در اینجا هزینه دارم . من اگر به سیاق سال قبلم و درست در همین روزی که سه روز بعد یکسال میشود که به اسارت قوای اسلام درآمدم می بودم و من اگر بدون این صفحه و همان کسی که بزرگترین هنر آفرینی اش یادداشت نوشتن در ایستگاههای انوبوس شده بود میماندم و من اگر همان معتاد آدم زیر پا افتاده ای که آخری ها به مصرف کراک افتاده بود میماندم هیچ هزینه ای برای وضع حاکم نداشتم بلکه منفعت هم بودم اما حالا و اینجا برایش هزینه دارم .
من اولین کشیده خداوندی را وقتی خوردم که در ۱۸ سالگی گفتند سرطان داری برو بمیر ! رفتم ولی نمردم و از بعدش تازه همه چیز شروع شد و همه چیز را شروع کردم . یکسال بعدش شروع سریال دانشگاه رفتنهای من و اخراج شدنها و دوباره کنکور و دوباره رفتن و دوباره همان بود که ۱۲ سال در هزار رشته برایم طول کشید . همان سال پای من به ارشاد و دایره ادبی هنری باز شد که عندالورود به عنوانی هم منصوب شده بودم که خیلی بلندتر از قدم بود . مثلاً سرپرست انجمن نمایش بودم و فلان . بعد ادبی هنری بعد گروه نمایشم که با آن عرش را سیر میکردم بعد نمایشنامه هائی که می نوشتم بعد افتادن در جریانهای اجتماعی که پای منرا به جای جدیدی باز کرد که دادسرا داشت و بازداشتگاه داشت و اجرای احکام داشت و فلان . اولین باری که دستبند خوردم داشتم خودم را میکشتم که آزادی دستهایم را ندارم و اینقدر بی تابی و بیقراری بخاطر همان یک دستبند کردم و اینفدر شلنگ تخته انداختم که تا آخرش هم به دستبند خوردن عادت نکردم ! بعد بازداشتگاه برای من شد همان وصف . همیشه میگفتم تنها و بهترین راه برای نابودی
وبلاگ , علیرضا رضایی ,
ببخشید مگه پالیزدار هم وبلاگ پورنوگرافی داشته ؟!/ علیرضا رضایی
جناب آقای جنت مکان خلد آشیان !
اینجانبان تقریباً نصف مردم ایران میباشیم که الآن سی سال است که اصولاً با اصل چیزی مخالف نیستیم ولی به حاشیه های همه چیز اعتراض داریم ! اصلاً خیلی باحاله ! ما در جمهوری اسلامی از همه جا یاد میگیریم که چطوری وبلاگ بزنیم بعد خود جمهوری اسلامی می گوید چون وبلاگ داری پس بفرما برو اعدام هم بشو برای اینکه پورنوگرافی در امنیت روانی ما اخلال میکند و نمیگذارد ما درست به کار مملکت برسیم ! ما البته چون هنوز نمیدانیم وبلاگ داشتن ما اصل است یا اعداممان اینست که اینرا هم نمیدانیم که اعدام ما حاشیه وبلاگ داشتنمان است یا وبلاگ داشتنمان حاشیه اعدام ! خلاصه شما خودتان بی زجمت حالا که اینهمه زحمت میکشید این اصل و حاشیه را هم یکجوری برای ما تعیین بفرمائید تا ما بدانیم به کدامش اعتراض داریم ولی با کدامش مخالف نیستیم !
ما شنیدیم که بعد از افشاگری پالیزدار شکر خدا هیچکس در جمهوری اسلامی هیچوقت ناراحت نشد بلکه چون عموماً از روی شیر یا خط یک عده ای از مردم ایران باید هر هفته بروند زندان اینست که پالیزدار گفته بود شیر بعد خط آمد بعد در امنیت روانی شیر یا خط اخلال شد بعد آن بدبخت افتاد زندان ! ما البته اینرا خیلی خوب میدانیم که الآن سی سال است که دیگر شیر اصل نیست بلکه خط اصل است آنهم فقط خط امام ! فقط این وسط گیر کرده ایم که از این به بعد اعدام پالیزدار حاشیه است یا اعدام ماهائی که در وبلاگمان درباره پالیزدار چیز می نویسیم ؟! ببینم مگه پالیزدار در آنجایش از آن چیزها ندارد که اگر ما در وبلاگمان درباره اش بنویسیم پورنوگرافی کرده ایم و باید اعدام بشویم ؟! اصلاً نکند چون آنجای آدم در جمهوری اسلامی همیشه اصل است بعد پیراهن دکتر مددی و کون برهنه سردار زارعی حاشیه است برای همین شما با اصل مخالف نیستید ولی از حاشیه هم بدتان نمی آید و ما باید اعدام بشویم ؟! خب یکدفعه بفرمائید ما هم عینهو احمد باطبی سند بگذاریم فرار کنیم برویم در صدای امریکا که اصل است به حاشیه اعتراض کنیم دیگر !
غرض ما از نوشتن این نامه این بود که بگوئیم ما با خود شما که الحمدلله همیشه اصل همه چیز هستید مخالف نیستیم ولی بعضی وقتها به بعضی از حاشیه های شما مثل یزدی و امامی کاشانی و چندتای دیگر از رفقای شما از قبیل روم به دیوار اسبهای دختر رفسنجانی اعتراض میکنیم بعد اسبها میروند روزی صد هزار تومن هندوانه میخورند قاضی مرتضوی میرود سوال کنکور میفروشد امریکا میخواهد حمله بکند آن دختره بدبخت در زنجان بازداشت میشود مثلث شیشه ای با مجری و اثاثیه اش توقیف میشود احمدی نژاد سه هفته خفه میشود بعد تمام اینها که میشود چون همه عادت کرده اند که در جمهوری اسلامی اگر اینها نشود آنوقت اصل ماجرا لابد یک ایرادی دارد اینست که هیچکس با این چیزها مخالفت نمیکند بعد به همین راحتی تمام اینها دوباره میشود اصل بعد یک هفته بعد می بینند انگار حوصله شان دارد سر میرود می آیند وبلاگنویسها را اعدام میکنند بعد این میشود حاشیه تمام آنهائی که گفتیم ! خیلی باحاله ها

پالیزدار ,
وبلاگ , پورنوگرافی , علیرضا رضایی ,
حرف اضافی خاموش !ز خدا که پنهان نیست،از خلق خدا چه پنهان که حضرت باری تعالی یک قوهای به ما داده که ما جلو جلو از همه چیز خبردار می شویم. حالا شما که غریبه نیستید ولی اگر مناعت طبع و خویشتنداری ما نبود، لابد الان ما نیز صاحب دکان و دستکی بودیم و بی نیاز از نان بخور و بمیر کارمندی! چیزی شبیه به "علیاکبری" صاحب انرژی درونی و چه بسا عظیمتر. حالا اگر نگویید دچار توهم مالیخولیایی شده باید بگویم در حد نوسترآداموس!
حکایت عجیبه و غریبه خبردار شدن ما - جلو جلو - از وقایع، سرِّ مگویی بود که تا بحال با کسی در میان نگذاشته بودم الا همسر و تنی چند از دوستان و آشنایان و اقوام و تعدادی از اصحاب جراید و ارباب مطبوعات و قس علی هذا!

قطعی برق , اینترنت کند , امیر علی , فتاح , سلیمانی , درد دل ,
وبلاگهای برتر ,
همبستگی وبلاگ نویسان ایرانی: ۱۲ اردیبهشت روز معلم و روز همبستگی با معلم اعدامی فرزاد کمانگر گروهی از وبلاگ نویسان ایرانی تصمیم گرفته اند تا روز 12 اردیبهشت ماه به عنوان روز معلم در ایران را تبدیل به صحنه همبستگی وبلاگ نویسان ایرانی با معلم اعدامی فرزاد کمانگر نمایند.
به گزارش مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران، وبلاک نویسان با انتشار بیانیه ای در این مورد، خواهان حمایت و همبستگی تمام مدافعان حقوق بشر از این اقدام شده اند.
متن اطلاعیه
فرزادکمانگر، معلم کامیارانی، با 12 سال سابقه ی تدریس، عضو هیئت مدیره انجمن صنفی معلمان کامیاران، عضو شورای نویسندگان ماهنامه فرهنگی - آموزشی رویان، عضو هیئت مدیره انجمن زیست محیطی کامیاران
(ئاسک) و از اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر درایران است.
فرزاد، در مرداد ماه سال 1385، بدون هرگونه اتهامی، دستگیر و در زندانهای اوین و رجائی شهر تهران و بازداشتگاه های اطلاعات کرمانشاه و سنندج، تحت شدیدترین شکنجه های جسمی وروحی قرار گرفت که شرح آن در رنجنامه او مکتوب است. در پانزدهمین ماه بازداشت، در دادگاهی غیرعلنی و مغایر با قانون که فقط 7 دقیقه به طول انجامید، این معلم نازنین علیرغم تبرئه از تمامی اتهامات ناروای پیشین، نه تنها آزاد نگردید٬ بلکه بدون هرگونه سند و مدرکی به عضویت در یکی از گروههای معاند نظام متهم گردید و مجرم شناخته شد و به دلیل جرم ناکرده، محکوم به اعدام شد.
صحبت از آزاد مردیست که نه کوه را میتوان به استقامتش تشبیه نمود، نه خورشید را به نورافشانیش و نه دریا را به بیکرانگی اش. با این همه، بالا نشینان، تیشه میزنند قامت کوه را و پنهان میکنند پنجره خورشید را تا در همین سیاهی ها، مدفون کنند دریا را در کام خشک زمین.
مگر میشود بر دامنه کوه نشست و فرو ریختنش را تماشا کرد؟ مگر می شود در سیاهی ماند و خورشید را ازیاد برد؟ مگر می شود کویر را طی کرد بی آنکه امید رسیدن به دریا باشد؟ نه، نمیشود. ما نیز از بین می رویم زیر بار فرو ریختن کوه، گم می شویم در شبهای تاریک و بلند بی فردا و هلاک می شویم تشنه در امتداد سراب. باید فکری کرد برای او، برای من و برای ما.
با تو هستم. تویی که هنوز می توان دید بیداری وجدانت را در رد اشکی که بر گونه هایت همیشگی است، در فریادی که بر سکوت معنادار نوشته هایت طنین انداخته و در دستانی که با تمام جراحت هایش باز هم دستان نیازمندان را به گرمی می فشارد .
فرزاد، مردی از تبار باران، محکوم به مرگ است. بر ماست که خاموش ننشینیم و همچون همیشه یکصدا فریاد شویم. روز 12 اردیبهشت، بهانه زیبائی است برای دوباره یکی شدن. بیائید یکدل و یکزبان با اعلام این روز به نام روز "همبستگی با معلم رنجدیده فرزاد کمانگر" حمایت خود را از این آزاد مرد به نمایش بگذاریم وتا لغو حکم اعدام وی، از پای ننشینیم...

12 اردیبهشت , فرزاد کمانگر , روز معلم , همبستگی ,
وبلاگ نویسان ,
هیچ کس در جوات بودن به من نمی رسد!تمام تندروی های ایرانی را یک جا داشتم. سلول های خاکستری سرم حسابی جوات بود: رییس جمهور خود خوانده ی تمام دنیا بودم. باید همه چیز را یک جا عوض می کردم: تمام کارهای بزرگ منتظر بودند که من ظهور کنم و آن ها عملی کنم (چیه چرا همه یاد احمدی نژاد افتادین؟) فکر می کردم هنر نزد ایرانیان است و بقیه ی ملت ها و تمدن ها پوست خربزه اند! در عجب بودم که چرا غرب همه فاسد این قدر عقل ندارد که از جاده ی تباهی باز گردد و به اسلام ناب و انقلابی ایران و بنگلادش و ملا عمر و شیخ فهد نمی گرود. (نخیر این ها خطبه های نماز جمعه هم نیست.) :::::
فکر می کردم دختر و پسر حکم آتش و پنبه را دارند که هیچ وقت نباید کنار هم باشند (اخیرا کاشف به عمل آمد که اگر دخترها چندتا چند تا باشند و لخت باشند به صف مشغول نماز جماعت باشند ا شکالی ندارد. ظاهرا در این قسمت حسابی عبدالله بودم!) ::::::
آن وقت ها فکر می کردم چقدر به ایرانی بودن خودم مفتخرم و در شگفتی بودم که چرا جهانیان از ایرانی نبودنشان سرافکنده نیستند و فوج فوج تغییر ملیت نمی دهند. ::::::
و از این داستان ها زیاد بود تا احمدی نژاد ظهور کرد و بعد از مدتی فهمیدم چقدر جوات بوده ام من! و همچنان ادامه دارد...

مسابقه ی
وبلاگی , خاطرات , طنز , جوات , جواد , جواتی , جوادی , عبدالله , احمدی نژاد , حرف حساب ,
بازجويی از مردم در مورد محتوای وبلاگ های شخصی شانيکشنبه شب گذشته، سارقان حرفه ای با حمله به یک هنرمند جوان، بار دیگر حادثه آفریدند. «یوسف نیکفام» نویسنده و بازیگر تئاتر که در ساعات پایانی روز از اجرای نمایش «غريبهء شام» باز می گشت، در حوالی میدان «منیریه» با حملهء دو سارق موتورسوار مواجه شد که قصد ربودن دوربین فیلمبرداری او را داشتند. هرچند با مقاومت شدید این هنرمند، کیف قاپ ها در این حادثه ناکام ماندند؛ اما با توجه به آمار بالای موارد مشابه گزارش شده در روزهای اخیر، برای چندمین بار این سوال مطرح می شود که اولویت های امنیت اجتماعی چیست و وظیفهء نیروی انتظامی در برقراری نظم عمومی کدام است؟
در روزهای میانی بهمن ماه هم مشاهده شد که درست در کنار گشت های ارشادی مستقر در میدان «هفت تیر»، حادثه مشابهی اتفاق افتاده است. دو موتورسوار با حمله به خانمی سی و چند ساله، کیف او را ربوده و خودش را هم نقش زمین کردند. با وجود اینکه این ماجرا در حدود پنج متری دو اتومبیل نیروی انتظامی اتفاق افتاد، اما آن ماموران اصلاً متوجه نشده و متاسفانه هنگامی که با پرسش عده ای از مردم خشمگین مواجه شدند، برخورد نامناسبی از خود نشان دادند.
جدا از جریحه دار شدن احساسات عمومی از تماشای هر روزهء چنین صحنه های هولناکی، آیا این دست حوادث باعث بی اعتمادی مردم به پلیس نشده است؟ با اولویت دادن نیروی انتظامی به برخورد با آنچه مفاسد اجتماعی نامیده می شود (پیروی جوانان از مد و مثلاً پوشیدن بوت یا لباس های خاص دیگر) ترس از قوه قهریهء پلیس در دل مردم عادی لانه کرده است.
این سیاست نیروی انتظامی تا آنجا جدی گرفته شده که شنیده می شود در روزهای اخیر، بازداشت شدگان توسط گشت های ارشادی حتی بابت محتوای وبلاگ های شخصی شان هم مورد سوال قرار می گیرند.

ایران , بازجويی , مردم ,
وبلاگ ,
یعقوب مهرنهاد سال 1386را سال تلاش برای تغییر باورهای غلط نامید(پیام نوروزی)به نام خالق طبیعت
«خداوند حال هیچ ملتی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خود به تغییر وضع خویش اقدام نمایند»
شکوفائی گلها وتغییر چهره طبیعت،به انسانها می آموزد که همواره برای شکوفائی وتغییر اوضاع واحوالشان در تلاش باشند و یا بهتر بگویم پیام بهار،تغییر وشکوفائی وسرزندگی است.وچه شایسته است که ما انسانها این پیام زیبای بهار وطبیعت را در وجود خود وجامعه پیرامونمان پیاده نمائیم،بخصوص ما مردم سیستان وبلوچستان که همواره مورد کم لطفی برخی افراد نا آگاه وباورهای غلطی نسبت به فرهنگ وجامعه مان قرارداریم نیاز است تابا معرفی فرهنگ ومرام اصیل مردمان خویش باورهای غلط ونادرست را نسبت به فرهنگ وجامعه خود تغییر دهیم وچه خوب وبجاست که سال1386 را سال تلاش برای تغییر باورهای غلط بنامیم ودر این سال همه باهر تفکر وگرایش وایده ای جهت عملی نمودن این مسئله مهم دست به دست هم دهیم وتلاشهای خود را برای تغییر باورهای غلط مبذول داریم چرا که این حق طبیعی مردم ماست که فرهنگ ومرام آنها به درستی به سایر هموطنان وجهانیان معرفی شود فرهنگی که در آن صلح،نوع دوستی وعزت واقتدار وغیرت و میا رجلی(دفاع از مظلوم)وظلم ستیزی متجلی است .امیدواریم تا باهمدلی وهمیاری همه دلسوزان در سال1386تغییر باورهای غلط نسبت به فرهنگ ومردمانمان را درسطح ملی وجهانی شاهد باشیم.
آرزومند تحقق آرزوهای شما
یعقوب مهرنهاد
دبیرکل انجمن جوانان صدای عدالت
نوروز1386

یعقوب مهر نهاد ,
وبلاگ , سیستان , بلوچستان , فعال مدنی , انجمن , صدای , عدالت ,
گزارش تصویری بازدید آقای مهرنهاد وآقای پشنگ نماینده مجلس از مناطق سیل زده نصرت آبادگزارش تصویری

یعقوب مهر نهاد ,
وبلاگ , سیستان , بلوچستان , فعال مدنی , انجمن , صدای عدالت ,
روز همبستگی وبلاگنویسان با دانشجویان زندانی مصاحبه سهیل امینی با دویچه ولهدر پی فراخوان جمعی از کنشگران حقوق بشر و روزنامهنگاران مستقل، تعدادی از وبلاگنویسان ایرانی، روز دهم بهمن ماه را به عنوان روز همبستگی با دانشجویان زندانی اعلام کرده و وبلاگهای خود را به این نام تغییر دادهاند.
«پرنده در قفس زندانی رؤیای پرواز است» عبارتی است که امروز بر صفحه اول بسیاری از وبلاگهای فارسی نقش بستهاست. سهیل آصفی یکی از این وبلاگنویسان و نیز روزنامهنگار مستقلی است که معتقد است در شرایط دشوار کنونی حرکتهای این چنین میتواند تأثیرگذار باشد.
دویچه وله: امروز روز همبستگی وبلاگنویسان با دانشجویان زندانی اعلام شده. طراح این طرح چه شخص یا اشخاصی بودند یا احیانا چه وبلاگهایی بودند و فکر میکنید هدف از این کار چیست؟

10 بهمن , دانشجویان , همبستگی
وبلاگنویسان ,
امیر مهرزاد - ایلناز آذری (به مناسبت 10 بهمن)امروز ۱۰ بهمن ، روز همبستگی با دانشجویان در بند است. قرار هست که در این روز وبلاگ ها را به اسم یکی از دانشجویان دربند بکنیم. هنگامی که در بین اسم ها می گشتم به اسم دانش آموزی برخوردم به نام امیر مهرزاد. که مطلبش را از وبلاگش در پایین می خوانید. اسم دیگر را هم از بین خانم ها انتخاب کردم و از شهری که در آن واقعه ۶ بهمن ۶۰ اتفاق افتاد و بسیاری اعدام شدند.....پروژه ی عظیم کشتارهای دسته جمعی فعالان چپ توسط وزارت اطلاعات پس از بیست سال با شکست وحشتناکی روبرو شد چرا که حضرات وزارتی فکر می کردند خون پاک آنان بر زمین جاری می شود و اجسادشان در گور می پوسد اما به بن بست بر خورد کردند و متوجه شدند که خون آنها نه تنها بر زمین ریخته نشده بلکه هنوز در رگها جریان دارد و نکته ی جالب آن است که بر خورد به این بن بست در زمان وزارت محسنی اژه ای است کسی که در کشتار دهه ی شصت از فعالان بود...

10 بهمن , دانشجویان ,
وبلاگ نویسان , امیر مهرزاد , ایلناز آذری , محسنی اژه ای ,
جواب احتمالی اوباما به احمدی نژاد
جناب پرزیدنت جمهوری اسلامی ایران
تلگراف شما را که چندان تلگرافی نبود دریافت کردم. متشکرم. واقعیت این است که نفهمیدم شما به نمایندگی از طرف ملت ایران با من سخن گفتهاید یا جهان اسلام یا صد و بیست و چهار هزار پیامبر گرامی؟ قبل از آنکه پاسخ تلگراف شما را بدهم، به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم آمریکا که به شدت خودم را موظف میدانم منافع آمریکا را در نظر داشته باشم دانستن جواب این سئوالات برایم بسیار ضروری است.
تغیر آن چیزی است که نیاز داریم.
بعله ما میتوانیم.
احترام. اوباما. رئیس جمهور منتخب ملت آمریکا

نامه احمدی نژاد , اوباما ,
وبلاگ بلوچ ,
برگشت دوباره علیرضا رضائی وبلاگ نویس محبوب حقیقت یا خوش خیالی خوش خیالی

علیرضا رضائی ,
وبلاگ نویس ,