میرم به جای بی سانسورکاریکاتوری از نیک آهنگ کوثر در مورد مرحوم بورقانی

کاریکاتور , ب
ورقانی , سانسور ,
احمد بورقانی بیشترین آدمی که شناختم (محمد علی ابطحی)دیشب بی هوا یک اس ام اس آمد که احمد بورقانی درگذشت. پشت فرمان بودم. دخترم فریده هم کنارم بود. چنان با صدای بلندی ا گفتم که دخترم از جا کنده شد. مگر میشود احمد به همین راحتی بمیرد!؟ این هفته ها به خاطر انتخابات و جوشی که با برای وضع فعلی میزد زیاد باهم،همجلسه بودیم. قلم بسیار روانی داشت و هوش فوقالعاده ای، اما اینها را خیلیها دارند. دل و روح زلالی داشت که آن را کمتر کسی دارد. احمد بورقانی از سالهایی که در ستاد تبلیغات جنگ کار میکرد و خبر مینوشت و بعد که به خبرگزاری جمهوری اسلامی رفت میشناختمش. بعدها که کمال خرازی به نیویورک رفته بود، احمد نماینده خبرگزاری در آنجا شد. در این فاصله کمتر با او ارتباط داشتم. وقتی بعد از دوم خرداد آقای مهاجرانی وزیر ارشاد شد، معاوت مطبوعاتی که مهمترین جای سیاسی آن وزارنخانه بود کاندیداهای فراوانی داشت. مهاجرانی احمد را انتخاب کرد. همه هم ساکت شدند و هم راضی.
احمد بیشترین شخصیتی بود که دیده ام. هیچوقت نمیشد او را عصبانی دید. از هیچ کس کینه در دل نداشت. از ادبیات راحتی استفاده میکرد که دوستانه ترین و شیرینترین رابطه را با خواننده هایش ایجاد مینمود. نزدیک به سه دهه در حوزه خبر و اطلاع رسانی بود. به خاطر روح مردانگی و صفای بینظیرش یاور همه مطبوعاتیها بود.....

ابطحی , ب
ورقانی , وب نوشت ,
احمد بورقانی را تشییع کردیم................(محمد علی ابطحی) امروز تشييع جنازه احمد بورقاني بود. ابتدا در مسجد محلهشان تشييع مختصري كرده بودند. دولتيترها كه دوست نداشتند به مقابل انجمن صنفي مطبوعات بيايند، آنجا رفته بودند. شهردار تهران و نواب رييس مجلس و بعضي از مسئولان ديگر. از پريشب كه احمد مرده بود، اين بحث در منزلش هم بالا گرفته بود كه بعضي دولتيترها موافق تشييع از جلوي منزل بودند، نه انجمن صنفي. بعضي از دوستانش هم ميگفتند وصيت خود احمد است که از انجمن باشد. امروز از هر دو جا تشييع شد. در مقابل انجمن صنفي مطبوعات هر كسي را كه ميخواستي ميتوانستي پيدا ك

احمد ب
ورقانی , ابطحی ,
در رثای احمد بورقانی------------ مجموعه مقالات مسعود بهنودمنتظر ماندم یکی زنگ بزند و بگوید خبری که با پیامک رسیده بود نادرست است و یک شوخی است. اما کسی زنگ نزد. منتظر ماندم کسی بگوید نه بابا، همین چند دقیقه پیش با او حرف زدم. اما کسی نگفت. دنبال سهام هم گشتم که از زبان او بشنوم که بابام خوبه اما فقط تو فکرست این روزها. اما سهام الدین هم نگفت. حالا به شما بگویم خبر درست است، احمد بورقانی فوت شده است...

مسعود بهنود , فوت , احمد ب
ورقانی , مجموعه مقالات ,
اسمش احمد بود، احمد بورقانیاحمد بورقانی رفت. نمی دانم چرا به رفتن هرکسی فکر می کردم، جز همین یکی. انگاری که دلت نمی تواند رفتن کسی را بپذیرد که جز خوبی و زیبایی و جوانمردی و آزادگی از او چیزی ندیده ای؛ از آنها بود که پشت صحنه آزادی بیان و جنبش دموکراسی و تولید فکر و اندیشه حضور دارند و بودن شان اینقدر بزرگ است که نبودنش را نمی توانی باور کنی. خبرش می رسد و زیر پایت خالی می شود و باورت نمی شود که ممکن است رفته باشد.

ب
ورقانی, ابراهیم نبوی ,
به یاد احمدخاطره هایی از احمد بورقانی و دوران فعالیت او در خبرگزاری رسمی ایران

به یاد احمد , احمد ب
ورقانی , خاطره ,
دکتر علیرضا حقیقی: فضای باز مطبوعاتی حاصل کار احمد بورقانی و گروهش بود، نه اعتقاد و روش دکتر مهاجرانی می دانید که آقای خاتمی قصد نداشت رئیس جمهور شود. هنگامی هم که دوستان در پاییز ١٣٧۵ به ایشان فشار می آوردند، می گفت مقتضیات و ساختارهای کنونی قدرت در ایران، به ایشان اجازه نخواهد داد که بتواند به عنوان رئیس جمهور قانون اساسی ایفای نقش کند. آن موقع چون همه می دانستند که ایشان احتمالا رئیس جمهور نخواهد شد، می گفتند نه این اهمیتی ندارد. چون شما رئیس جمهور نمی شوی، ولی لااقل از طریق آراء شما دست کم می توان به یک روزنامه و تریبون جدید دست پیدا کرد. تریبونی که از ان طریق می شود سخنانی را گفت، و از خمودی جریان جلوگیری کرد....دو مسئله اینجا هست. یکی اینکه دکتر مهاجرانی آقای بورقانی را زیاد نمی شناخت، و دوم اینکه نمی دانست ایشان راهبرد مطبوعاتی دارد. اگر این موضوع را می دانست، مطمئنا همان آقای انصاری لاری را قبول می کرد. چون ایشان نسبت به آقای بورقانی شخصیت بسیار محافظه کاری داشت

مهاجرانی , ب
ورقانی , مطبوعات ,
مردی که در دنيای «باخبری» زندگی می کرداحمد بورقانی «نمونه بارزی» از کسانی بود که «برای مردمشان روزنامه نگاری می کنند نه برای دولت ها»

احمد ب
ورقانی , روزنامه نگار ,
احمد بورقانی از زبان بابک تختی دم دم های انتخابات مجلس خبرگان و شورای شهر به کتاب فروشی آمد.یکی بی مقدمه پرسید که چرا باید به اصلاح طلبان رای بدهیم.لحظه ایی ساکت ماند و چشمان درشتش را به کتابی روی پیشخوان دوخت و گفت:"چون راه دیگری نداریم."بعد حرف را عوض کرد و از سفرش به نیویورک با یک روحانی گفت در شب هالوین که همه را از خنده روده بر کرد و اشک به چشم همه آورد و سر آخر هم کلی به من پز داد که وزن کم کرده.من پرسیدم" چقدر؟دویست گرم؟"
صورتش از خنده پر شد که "نه،دویست و پنجاه گرم!"

بابک تختی , احمد ب
ورقانی ,
زنده ياد احمد بورقاني در حال دفاع از خود در دادگاه +عکساحمد بورقاني اخیرا به یک سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شده بود او پس از روی کار آمدن دولت نهم از همه کارهای دولتی برکنار شد. کارمند نهاد ریاست جمهوری بود که در اختیار کارگزینی قرار گرفت و حقوق ماهیانه اش قطع گردیده بود.
...

زنده ياد , احمد ب
ورقاني , دادگاه ,
احمد بورقاني در گذشتاحمد بورقاني دقايقي پيش و بر اثر سكته قلبي در گذشت. بورقاني در زمان كابينه اول دولت سيد محمد خاتمي معاون مطبوعاتي وزير وقت ارشاد عطاالله مهاجراني و در مجلس ششم نماينده تهران بود.

احمد ب
ورقاني ,
اعلام زمان و مكان مراسم چهلمین روز درگذشت زنده یاد احمد بورقاني از طرف خانوادهاشبه پاس ميراث عظيم و گراميداشت زندهياد احمد بورقاني فراهاني روزنامهنگار، نويسنده و سياستمدار با اخلاق، در چهلمین روز درگذشت او روز چهارشنبه 22 اسفند 1386 از ساعت 15:30 الي 17 در مسجد جامع فاطميه واقع در خيابان نظام آباد (شهيد مدني)، پشت باشگاه رسالت، خيابان شهيد رجب نصيري گردهم مي آييم تا از خداوند عزّ و جل برايش رحمت واسعه الهي طلب كنيم و به روح بلندش سلام بفرستيم. بر ماست كه براي اداي احترام به همه خوبان و طلب آمرزش براي همه بندگان صالح خداوند در محضر كبريايي حضرت حق جلّ و علا دست دعا برافرازيم. "خانواده بورقاني"

احمد ب
ورقانی , روزنامهنگار ,
گزارش تصویری از تشییع پیکر مرحوم احمد بورقانیپيكر مرحوم احمد بورقاني دوشنبه 15 بهمن تشييع و براي خاكسپاري به بهشت زهرا انتقال يافت
پيكر احمد بورقاني دوشنبه 15 بهمن از مقابل مسجد جامع فاطمیه در نظام آباد و سپس از محل انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران تا بلوار كشاورز تشييع و براي خاكسپاري درقطعه ۲۵۵نام آوران به بهشت زهرا انتقال يافت.
بورقاني متولد سال 1338 در تهران و از روزنامهنگاران قديمي كشور بود. عكسها را همكارمان جواد گلزار از اين مراسم گرفته است

ب
ورقانی , روزنامهنگاری ,
نامه به يک مرحوم احمد بورقاني // ابراهيم رهاسلام احمد بورقاني، خدا رحمتت کند. خيلي آدم حسابي بودي.اکنون تو مرده يي و ما مرده ها زنده هستيم (با اجازه از دکتر شريعتي براي تغيير جمله،) حالا که جمله را تغيير داده ام بگذار کلاً عوضش کنم. اکنون تو مرده يي و اين ردصلاحيت شده ها زنده هستند، راستي احمدجان، شما که قبل از مرحوم شدن اعمال حسنه زياد داشتي چرا براي مجلس هشتم ثبت نام نکردي؟ ردصلاحيتت مي کردند به باقيات صالحاتت افزوده مي شد“ احمد بورقاني عزيز، راستش اول به خودم گفتم اين نامه را ننويس، با مرگ که شوخي نمي کنند، بعد ديدم تو عمدتاً با همه چيز شوخي مي کردي. اساساً آدم خيلي شوخي بودي. گمان مي کنم حتي مرگ را هم جدي نمي گرفتي تا اينکه مرگ جداً تو را گرفت،من شرمنده ام اما گمان مي کنم فوت تو يک مقدار مشکوک است.

نامه , مرحوم , احمد ب
ورقاني , ابراهيم رها ,
در رثای احمد بورقانی (مسعود بهنود).....راستي هم انگار باز شوخي كرد، انگار باز هم با آن اضافهوزن لعنتي، سخن درشت گفت و خنداند. چندي قبل بود كه چراغم لابد روشن بود، سهام سلام و عليكي كرد و چت كرديم. گفتم بابا؟ گفت آقاي بهنود، خيلي دلمرده و دلسردست، همهاش كتاب ميخواند و هيچي نميگويد. گفتم برايشان بخوان هزار باده ناخورده در رگ تاك است آقا، خبري نشده. و خودم برايش خواندم روز و شب را همچو خود مجنون كنم... روز و شب را كي گذارم روز و شب.....شايد از همين رو بود كه وقتي فشار بيروني فراوان شد، و اولپيامها هم بابت آن بود كه چرا اين همه مجوز دادهايد و چرا كار دادگاه را دشوار كردهايد، بورقاني نجيب از مقام معاونت وزارت ارشاد برخاست و نشان داد كه مقام را جز براي خدمت به خلق نميخواهد و گفت معامله نه. روزي كه جلسه توديع او در وزارت ارشاد برپا شد، يا فردايش بود، يكي از احبا در حضور جمع از دكتر مهاجراني گله كرد كه .....وقتي گفت نه، خطا نكنيد، دكتر هدف اصلي است، اما هر روز كه بماند دري و يا پنجرهاي بازميماند كه بي او بازنخواهد بود.....و ما روزنامهنگاران دوم خرداد فراموشمان نشود كاري كه احمد بورقاني و عيسي سحرخيز كردند در ابتداي وزارت دكتر مهاجراني و در آغاز دولت آقاي خاتمي، بازگرداندن روح بود به رسانهها. از همين رو وقت انتخابات مجلس ششم كه شد، بايد ديني را كه به او داشتيم ادا ميكرديم. وقتي......

احمد ب
ورقانی , درگذشت , مسعود بهنود ,
روایت لحظات آخر زندگی بورقانی از زبان فرزندشفرزند احمد بورقانی که خود نیز به سبک و سیاق پدر، حرفه ی روزنامهنگاری را برگزیده است، با اشاره به درگذشت پدر گفت: «قسمت این بوده که پدرم از جمع ما و احمد بورقانی از جمع مطبوعات و روزنامهنگاران رخت بربندد.»
سهامالدین بورقانی، فرزند احمد بورقانی فراهانی درباره حادثه درگذشت پدرش به خبرنگار سیاسی آفتاب گفت:«پدرم طی این روزها خیلی سرحال و شاداب بود و مشکل خاصی نداشت. روز گذشته نیز درست ساعت 6 و بیست دقیقه با پدرم صحبت کرده بودم و هیچ مشکل خاصی نداشت.»
وی افزود: «ایشان ساعت 7 و 30 دقیقه بعدازظهر به دفتر یکی از دوستانش میرود که قرار بوده با هم به منزل یکی از رفقای مشترکشان بروند. دوست پدرم برای خرید شیرینی از دفتر کار خارج میشود و وقتی بازمیگردد با پدرم مواجه میشود که روی زمین افتاده و به سختی نفس میکشد.»...

ب
ورقانی ,
اخلاق و رفتار شرقي ما - [آخرین مقاله احمد بورقاني در اعتماد ملی]به نظر نميآيد سابقه داشته باشد كسي روزي از خواب برخيزد و ناشتايي نخورده يكباره بنگرد كه بدون اطلاع قبلي سرفهرست انتخاباتي در يكي از استانها شده، نامه اعتراضيه امضا كرده، مقالهاي را به دست چاپ سپردهو به مسووليت كميتهاي به نام كميته تخريب شخصيتها منصوب گرديده است.....هنوز پاي سفره صبحانه خوب جاگير نشده بودم كه سهامالدين، فرزند ارشد، از جوار رايانه.... گفت: حضرت پدرمسووليت جديد رياست كميته تخريب شخصيتهاي اصولگرا برجنابعالي مبارك. تا خواستم دهان باز كنم زهرا خانم، صبيه مكرمه، از آن سوي اتاق با كنايه تمام غريد: از كي تا حالا پنهان از ما مقاله مينويسي؟ و بعد صفحه اول روزنامه .....
دست بردم سمت استكان چاي كه فاطمه بانو، عيال محترمه،....قرص و محكم فرمود: حضرت آقا مگر عطاي نمايندگي را به لقايش نبخشيده بوديد؟ از كي قرار شده سرفهرست اصلاحطلبان در استان مركزي شويد؟ و بلافاصله نسخه چاپي خبر خبرگزاري مهر را كنار سنگك پركنجد شاطراصغر مستقر كرد. حيران مانده بودم كه دگر بار سهامالدين در حالي كه با كمالالدين، پسر دومم، به گفت و شنيد اينترنتي مشغول بود، از پاي رايانه مظلوم ندا داد: بابا! راستي براي امضاي .....

احمد ب
ورقانی , اعتماد ملی , اخلاق , رفتار , شرقی , شایعه پراکنی ,
یادداشت عطاالله مهاجرانی درباره مرحوم احمد بورقانیدر عرصه سیاست؛ تک ستاره هایی هستند که مصلحت اندیش نیستند. مثل شعله می تابند و می سوزند.گفتم احمد، استعفا نده، تا ببینیم این کاروان به جایی می رسد. داستان لاک پشت هندی را که همان روز ها شنیده بودم، برایش گفتم. در مصاحبه ای گفته بودم، مطبوعات پایگاه دشمن نیستند. البته دشمن می تواند در هر جایی، از جمله دستگاه های امنیتی و مطبوعات نفوذ کند

عطاالله مهاجرانی , احمد ب
ورقانی ,
بورقانی مرد بود، همین(+عکس)مدتها بود از آن مرد شیرین فربه و بذله گو بی خبر بودم. توی ماشین می گفت من "ایربگ" سرخودم. تصویر خنده های سرخوشانه اش در ذهنم فید می شود به صورت مظلوم و صمیمی سهام...

احمد ب
ورقانی ,
مطلبی نوشته مرحوم بورقانی در بیست و ششم آذرماه ( بخوانید )هنوز پاي سفره صبحانه خوب جاگير نشده بودم كه سهامالدين، فرزند ارشد، از جوار رايانه هميشه روشناش گفت: حضرت پدر مسئوليت جديد رياست كميته تخريب شخصيتهاي اصولگرا بر جنابعالي مبارك. تا خواستم دهان باز كنم زهرا خانم، صبيه مكرمه، از آن سوي اتاق با كنايه تمام غريد: از كي تا حالا پنهان از ما مقاله مينويسي؟ و بعد صفحه اول روزنامه وزين اعتماد ملي را گرفت جلوي چشمانم كه ديدم به قول آقاي كروبي سمت چپ روزنامه گوشواره شدهام.

ب
ورقانی ,
سنگ صبور همهمرگ ناگهاني احمد بورقاني، نه فقط اهالي مطبوعات که اهل قلم را در داخل و خارج و با هر گرايشي به يک گونه متأثر کرد. درباره او با عيسي سحرخيز، مديرکل مطبوعات وزارت ارشاد و روزنامه نگار، و همچنين علي اصغر رمضانپور، معاون مدير کل اين وزارتخانه در زمان حضور بورقاني در آنجا و در دولت اصلاحات ـ و هر دو همکاران ساليان او ـ گفت و گو کرده ايم. هر دو بر اين نکته تاکيد دارند که "بورقاني، سنگ صبور همه بود". هم آنها که از افراطيون شاکي بودند و هم آنها که از رهبران اصلاحات. اين مصاحبه در پي مي آيد.
...

سنگ صبور , احمد ب
ورقانی ,
محمدرضا باهنر با بوسه هاي مرگ آمد ( از وبلاگ مسیح علی نژاد )نوشته های مسیح توضیح لازم ندارند . خودتان بخوانید

ب
ورقانی ,
گزارش تصویری/ تشییع پیکر مرحوم احمد بورقانیپیکر مرحوم احمد بورقانی فراهانی روزنامه نگار و نماینده سابق مجلس صبح امروز از مقابل مسجد جامع فاطمیه در نظام آباد تشییع شد.

احمد ب
ورقانی , تشییع جنازه , گزارش تصویری ,
سفر احمد بورقانی به ابدیتشنیدن مرگ بعضی ها باعث بهت و ناباوریست ، احمد بورقانی از ان دسته آدمهایی بود که مهر اصلاحات و اصلاح طلبی بر پیشانیشان خورده بود ، شده بود شناسنامه اصلاحات ، برای همین است که مرگش باور ناپذیر است . شاید طاقت دیدن این روزها را نداشت و رفت تا برای همیشه در خاطره ها بماند ... از خیلی ها در مورد مرگ این عزیز مطلب در این روزها نوشته شد من از مطلب ابراهیم نبوی خیلی لذت بردم..... شما هم بخوانید...

احمد ب
ورقانی اصلاح طلبان ,
بورقانی، از نگاه دیگرانانتخابی از نوشتههای روزنامهنگاران پس از درگذشت بورقانی

ب
ورقانی , مردمک ,
يادبود احمد بورقاني در كانون توحيد لندنفاطمه شمس: كانون توحيد لندن در بعدازظهر آخرين شنبه از سال 1386 ميزبان مراسم چهلمين روز درگذشت نابهنگام احمد بورقاني، معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد در دولت خاتمي و عضو هيأت رئيسه مجلس ششم، بود. اين مراسم با عنوان \"و قلم را هرگز ...\" به همت دانشجويان و با حضور كمنظير ايرانيان مقيم لندن و چهرههاي برجسته فكري، سياسي و فرهنگي برگزار گرديد.
همه آمده بودند تا اين بار حكايت روزهاي تلخ و شيرين احمد بورقاني را از زبان سه تن از دوستان نزديك و همكاران او بشنوند. برنامه با تلاوت سوره الرحمن و سپس قرائت زندگي نامه احمد بورقاني به قلم فرزندش سهامالدين بورقاني آغاز شد و با پخش نماهنگي به ياد احمد بورقاني و سخنراني جميله كديور، مسعود بهنود و عطاءالله مهاجراني ادامه يافت.
جميله كديور، نماينده مجلس ششم و عضو هيآت علمي دانشگاه الزهرا، شخصيت وعملكرد احمد بورقاني را از چهار منظر بررسي نمود. وي در بخش نخست و در بررسي جايگاه شخصيتي احمد بورقاني، شوخ طبعي، سعة صدر، يكرنگي، سادهزيستي، صراحت لهجه، فروتني و سخاوت را از ويژگيهاي برجسته شخصيتي وي دانست .... [ ادامه دارد ]

احمد ب
ورقانی ,
سروش در گرامي داشت احمد بورقاني در نيويورک: از آزادي منفي به آزادي مثبت نرسيديمآزادي" حقي است که با تار و پود انسان ها درآميخته است يا وسيله اي که مي توان گاهي به آن دست يازيد؟ آزادي را چگونه بايد درک کرد؟ آيا آزادي بدون درک مفهوم عميق آن به معناي واقعي آزادي است؟در سالن 417 ساختمان دانشکده روابط بين الملل دانشگاه کلمبياي نيويورک عصر جمعه (7 مارس) تعدادي از دوستداران احمد بورقاني، نماينده پيشين مجلس و معاونت اسبق مطبوعاتي وزارت ارشاد در دوره خاتمي، جمع شده بودند تا هم ياد او را گرامي بدارند و هم پاي سخنراني دکتر عبدالکريم سروش بنشينند که اين روزها با ابراز برخي از نظرات خود در باره قرآن يک بار ديگر واکنش هاي زيادي را شاهد بود...اين استاد ايراني دانشگاه جرج تاون واشينگتن ضمن اشاره به دوران پس از دوم خرداد که "دولت مستعجلش"مي ناميد شرايط اصحاب فرهنگ و روزنامه نگاران آن روز را به مانند "شنا کردن در استخر شيره" دانست که هرچند شيريني را به جامعه هديه مي دانند اما با دشواري در اين استخر دست و پا مي زدند.
دکتر سروش آزادي آن روزها را "آزادي محرومان" توصيف کرد و نه "آزادي توانمندان" و در توضيح آن گفت؛ وقتي دهان ها را بسته اند و لب ها را دوخته اند تو تنها مي خواهي اين دهان را بگشايي و فرياد بزني اين "آزادي" خواهي از روي محروميت است اما وقتي پس از آن از روي غنا به آزادي مي رسي آزادي ات از روي توانمندي است.

سروش , احمد ب
ورقاني , نيويورک , آزادی , خاتمی ,
عکسی جالب از اعلمی-شجریان-مرحوم بورقانی وتعداددیگری از نمایندگان مجلس ششمدو ساعت قبل، از شنیدن خبری از یک خبرنگار در آنسوی مرز ، شوکه شدم : "احمد بورقانی" به رحمت ایزدی پیوست! اصلا باور نمی کردم که این خبر صحت داشته باشد ، لذا سریعا خود را به اینترنت رساندم تا با خارج شدن از دنیای و اقعیت ها و ورود به دنیای مجازی ، حقیقت را کشف نمایم . دقایقی بعد متوجه این حقیقت تلخ شدم که احمد هم با همه خوبی هایی که داشت از میان ما رفت. بورقانی ظاهر و باطنی یکسان داشت . او معجونی از پاکی و نجابت ، ملاحت و خنده رویی ، صفا و صمیمیت ، صداقت و بی ریایی و همچنین سادگی و ساده زیستی بود که از وی شخصیتی دوست داشتنی می ساخت. احمد در هر محفلی که حضور می یافت نمک آن مجلس بود، چهره آرام و همیشه بشاش و خندانش همراه با بذله گویی های دلنشین وی غم و اندوه را از رخسار دیگران هم فراری می داد. همه این ویژگی ها در قلمش نیز جریان داشت و نوشته هایش آنقدر شیوا و روان و در عین حال عمیق بود که به خواننده اش آرامش می داد. هرگز ندیدم که حرص و طمع دنیا او را اسیر خود نماید. اجتماع همه این خصلت ها بود که از او احمد بورقانی ساخته بود، اما حیف که این همه در یک لحظه با روح او به ملکوت اعلا پرکشید.روحش شاد!

اعلمی , مجلس , شجریان , ب
ورقانی , تبریز ,
مديري که براي جامعه استعفا کرد "احمد بورقاني" از جمله چهره هاي سرشناس سياسي كشور شنبه شب در حالي در سن 48 سالگي بر اثر سكته قلبي درگذشت كه بسياري از روزنامه نگاران و اهالي مطبوعات، دوران مديريت وي و همکارانش در معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد مهاجراني را به "دوران طلايي روزنامه نگاري ايران" تعبير مي كنند.

احمد ب
ورقانی , مطبوعات ,
احمد بورقانی درگذشتاحمد بورقانی دقایقی پیش بر اثر سکته قلبی درگذشت.
به گزارش خبرنگار مهر به نقل از نزدیکان احمد بورقانی، وی دقایقی پیش و بر اثر سکته قلبی در گذشت.
بورقانی در زمان کابینه اول دولت سید محمد خاتمی معاون امور مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت ارشاد و در مجلس ششم نماینده تهران بود. بورقانی آبان ماه سال 84 نیز به دلیل عارضه سکته قلبی در مرکز قلب تهران تحت عمل جراحی قرار گرفته بود.

ب
ورقانی ,
نیم نگاهی به کتاب «دده قورقود»
كتاب «دده قورقود» از آثار كلاسيك جهان به شمار ميرود. اين كتاب شاملِ يك مقدمه و دوازده قصّة حماسي است، و با اينكه حماسة ملي تركان محسوب ميشود، تنها به تُركان تعلق ندارد، بلكه همانند كتابهايي چون «ايلياد»، «اديسه»، «دُن كيشوت»، «مهاباراتا»، «كمدي الهي»، «هاملت» و... متعلق به همة جهانيان است. دانشمندان و شرقشناساني چون «ديتس» و «بارتلد»، اوقات بسياري را براي پژوهش و تحقيق دربارة اين اثر صرف كردهاند، و نويسندگان همچون ياشار كمال در تركيه و انار و مولود سليمالي در جمهوري آذربايجان، با الهام از اين قصّههاي حماسي، آثار ارزشمندي پديد آوردهاند. اين كتاب، يكي ازشاهكارهاي «قصّههاي حماسي» جهان است، و تاكنون پژوهشگران غربي، تُرك، روسي، آذربايجان(شوروي) و ايراني و... دربارة ارزشهاي گوناگون اساطيري، ادبي، تاريخي، لغوي و... اين كتاب، مقالات ارزشمندي نگاشتهاند.
تاكنون دو نسخة اصيل و كهن از كتابِ «دده قورقود» و تاريخچة آداب و رسوم «اوغوزها» به دست آمده است.
نخستين نسخه كه در كتابخانة «درسدن» يافت شده، از يك ديباچه و دوازده داستان تشكيل شده است. دومين نسخة ناقص، كه در كتابخانة «واتيكان» موجود بوده، مُتضمّن شش داستان است. شايان ذكر است كه، قصّههاي اين نسخه، تنها در برخي از كلمهها و جملهها، تفاوتهايي جزئي با نسخة ديگر دارد؛ و از نظر انشا،هماهنگي متن و استواري كلام، همانند نسخة پيشين است.
تقريباً تمامي پژوهشهايي كه دربارة اين كتاب به عمل آمده، از روي نسخة درسدن بوده است. برخي از محققان، از جمله «ديتس»، مستشرق آلماني، و «بارتولد»، شرقشناس روس، تحقيقات ارزندهاي دربارة كتاب «دده قورقود» انجام دادهاند. در سال 1913 و براي نخستينبار، اديب معاصر ترك، «كيليسلي رفعت» در راه چاپ اين اثر پيشقدم شد، و با استفاده از كپياي از روي نسخة كتابخانة درسدن، آن را با الفباي عربي منتشر كرد.
پس از وي، ددهقورقودشناس صاحبنام ترك، «اورهان شايق گوگياي»، به تحقيق و تتّبع دربارة اين كتاب پرداخت، و آن را با حروف لاتين چاپ كرد. بعد در سال 1958، «محرّم ارگين» توانست با تطبيق نسخههاي موجود، متني انتقادي و علمي از آن پديد آورد.
علّت نامگذاري كتاب
شايد علّت نامگذاري اين كتاب به «دده قورقود» اين باشد كه، وي كه مردي زبانآور است و در علوم و معارف زمانه و همچنين در دانايي و حكمت به درجة والايي رسيده، در هر دوازده قصّه، هرگاه لازم باشد، به صحنه ميآيد و داستانها ميسرايد؛ و انگار در اصل، او خالق و به نظم درآورندة اين قصّههاست.
دده قورقود كيست؟
در ابتداي كتاب، وي كه در ميان اوغوزها پايگاه ممتازي داشته و بدون چارهگري و يارمندياش كاري از پيش نميرفته، و مهمتر از همه، آنان به كراماتش اعتقاد فراوان داشتهاند، چنين نموده ميشود:
«چيزي به ظهور پيامبر(ص) نمانده بود كه در قبيلة بايات، مردي به نام قورقوت آتا پديد آمد. او در ميان اوغوزها به علم از همه پيش بود. هرچه ميگفت به كار بسته ميشد. از غيب خبرها ميداد. ايزد تعالي الهامبخش وي بود و...»
بيشتر امثال و حِكَمي كه به وي نسبت داده شده، به دروس اخلاقي تُركان در آن روزگار شباهت دارد:
هيچ كاري بيياد خدا راست نيايد.
با به هم پيوستن و طغيان رودها، دريا پر نميشود.
خداوند آدم گردنكش را دوست نميدارد.
برف هرقدر هم كه ببارد، تا تابستان نميماند.
انبوه علفهاي سرسبز هم تا پاييز دوام نميآورند.
دختر، تنها از رفتار مادرش پند ميگيرد.
پسر، گشادهدستي را تنها از پدرش ميآموزد.
بهتر است چادرهاي سياهي كه هيچ ميهماني قدم در آنها نميگذارد، ويران شوند.
بهتر است كه هيچ دروغي در اين جهان نباشد.
اوزان (عاشيق) از ايلي به ايل ديگر و از نزد بيگي به نزد بيگي ديگر ميرود و كس را از ناكس باز ميشناسد.
با نگاهي ديگر به اين قصّهها ميتوانيم اوصاف دده قورقود را چنين وصف كنيم:
دده قورقود به همه چيز آگاه است. ايزد تعالي الهامبخش اوست. چون نزديك به زمان آشكار گرديدن دين مبين اسلام و ظهور رسول اكرم(ص) به دنيا آمده است، چونان مبشّري مذهبي، و از بندگان خاصّ خداست. نزديكي به ايزدتعالي، پيامبر حق، و آشنايي با اصول و احكام ديني باعث شده وي به صورت مردي مقدس درآيد كه با زباني سخته، استوار و آهنگين، اشعار تر بسرايد و قصّههاي ناب نقل كند. وي صاحب كرامات است؛ چون هر چه ميگويد، همان ميشود.
دده قورقود داستانسرايي قدرتمند و سخنوري بزرگ است. درواقع، شاعر، حكيم و عارف زمان خويش است؛ عارفي كه ايزدتعالي الهامبخش اوست. پيرمرد شاداب، سرزنده و سرحالي كه به بنا به قولي دويست و نود و پنج سال در اين جهان زندگي كرده است.
وي مردي است مجرّب كه دربارة امور دولتي، جشنها و آداب و رسوم كُهن، كارزار و آشتي و... آگاهي فراواني دارد، و به خوبي ميتواند از عهدة رفع مشكلات بيگهاي اوغوز برآيد.
مهمتر از همة اينها، دده قورقود يك اوزان است؛ اوزاني كه حكايتگر شاديهاي و غمهاي مردمانِ خويش است. او در بيشتر صحنهها، قوپوز (ساز) به دست ظاهر ميشود و از سرگذشت مردان جاودانِ حماسهها و سنّتهاي تركان حرف ميزند و نغمههاي شادمانه و اندوهزا ميسرايد. از صداي سازش دلهاي افسرده و مرده زنده ميشوند، كوههاي خشكيده، سرسبز ميگردند، درختان خشكيده، غرق در شكوفه ميشوند، و آب از چشمههاي خشكيده بر ميجوشد.
دده قورقود با زباني غني، لطيف و شاعرانه، از اسطورهها، رؤياها، وقايع فوقالعاده، خلق و خو، شيوة تفكرات و معتقدات اوغوزها سخن ميگويد، و كساني را كه در «خوشيهاي متعفّن» غرق گشتهاند، به سوي برادري ميخواند، و به همة آزادگان جهان سفارش ميكند: «مبادا يكدم از ياد مرگ غافل شويد و بگذاريد اين دنياي پرفريب و گذران و عالم خاكي، فريبتان دهد!»
پيشينة اوزانها(عاشيقها)
بايد گفت كه، قورقود آتا بيشتر به شعرايي شباهت دارد كه در دوران پيش از اسلام در آن خطهها ميزيستهاند؛ شاعراني چون: شامانِ توغوزها، كام آلتاي تركان، اؤيونِ ياقوتها، باقسئي قرقيزها و...
دده قورقود در افسانه و تاريخ
بايد گفت كه اوغوزهايي كه در قصّههاي دده قورقود حضور دارند، مسلمان هستند؛ و دده قورقود، در عين حال كه يك مبلّغ مسلمان است، ادامه دهندة راه شعراي قبل از خود نيست، و تفكرات مذهبياش، در سراسر كتاب موج ميزند. وي كه در برخي از كتابهاي معروف يادي از او رفته و در شش جا گورش نمايانده شده، چه بسا ممكن است مردي تاريخي باشد، كه بعدها و بر اثر گذشت زمان، نامش با افسانهها درآميخته و شخصيّت اصلياش از يادها رفته باشد.
نگارنده قصّههاي دده قورقود
شايد دده قورقود، كه قصّهها و ماجراهاي بيگهاي اوغوز را با ساز ميسروده، نگارندة اين قصّهها هم باشد؛ و پس از وي، اوزانها (عاشيقها)ي ديگر، اين قصّهها (داستانهاي خارقالعاده) را سينه به سينه نقل كرده و از نسلي به نسل ديگر سپرده باشند. اما اين امكان نيز وجود دارد كه بعدها داستانسرايي چيرهدست، اين قصّهها را به ترتيبي كه امروزه در دست ماست، تدوين كرده باشد.
فرم قصههاي دده قورقود
فرم بيشتر اين قصّهها به فرم داستانهاي امروزي شبيه است. در اين قصّهها، ماجراها زنده و پرتحرّك نمايانده، و با آب و تاب روايت نميشوند.
با اين همه، قصّههاي ددهقورقود را نميتوان «داستان» ناميد. چون بنياد آنها بر وقايعي باورنكردني گذاشته شده است و بيشتر قهرمانان اين قصّهها، به جاي آدمهاي معمولي، ديواني غولآسا و مرداني تنومندند، كه بسيار بلندقد بوده، قدرت خارقالعادهاي دارند؛ و شايد با اندكي گذشت، بتوان آنها را «داستانهاي خارقالعاده» ناميد.
اين قصّهها در واقع بيشتر افسانههاي عاميانه را به ياد ميآورند. اما چون در برخي از آنها به لحظهپردازي، صحنهپردازي، خصوصيّات ظاهري (هر چند با گزافهگويي)، واكنشهاو دلهرههاي عاطفي قهرمانان پرداخته شده و شيوة سنّتي قصهنويسي بر آنها حكمفرما نگرديده، تا حدودي به فرم داستانهاي معاصر نزديك شدهاند.
تعداد قصّهها
گمان ميرود كه تعداد قصّههايي كه ددهقورقود سرايندة آنهاست، بيش از دوازده تا باشد. چون قهرمانهايي در برخي از آنها وجود دارند كه در طول قصّهها نامي از آنان برده شده است، ولي قصّهاي دربارهشان نقل نميشود. اگر قصّههاي ديگري نيز موجود باشند، شايد روزي در اثر پژوهش محققان و دانشپژوهان به دست آيند. شايد هم، اكنون اين قصّهها به طور شفاهي و سينه به سينه، در ميانِ تركانِ قفقاز و آناطولي شرقي نقل شوند.
محلّ زندگي اوغوزها و قهرمانان كتاب دده قورقود
اوغوزها در مكانهاي مشخصّ و معمولاً نزديك به همديگر ميزيند. پديدآمدن اين قصّههاي حماسي، در هر حال، مقارن با زماني بوده كه پيامبراكرم (ص) ظهور كرده و آيين نو اسلام، به تازگي و رفته رفته، در ميان آنان رواج يافته است. چون هنوز برخي از كارهاي ناشايست، از قبيل نوشيدن باده و خوردن شير ماديان، كم و بيش در ميانشان رواج دارد.
اوغوزها نيز همانند همة تركان، در درون نظامي فئودالي به سر ميبرند. بايندرخان، سر كردة آنان، و سالورقازان، داماد قازان، نيز از عنوان «بيگلربيگي» برخوردارند.
بيشتر مردان حماسي دده قورقود، به مردان باورنكردني افسانهاي و نيمهافسانهاي مانندهاند، و از بيگها و بيگزادهها و خاتونها، و خلاصه، از سلالة بزرگان هستند.

حماسي , کتاب «دده ق
ورقود» ,
آقای احمدی نژاد، ورق پاره شما چقدر ارزش دارد؟به راستی تفاوت احمدی نژاد پیش از دوره راهنمایی و پس از گرفتن دکترا در چیست؟
ورق پاره , آکسفورد , سنگ پا ,
رو دستم نیومده ورق بازندارد
ورق باز , هواپیما خصوصی , احمدی نژاد ,
شما سخنرانی بفرما. گوشمون با شماست!بدون شرح!

کنفرانس ,
ورق , پاسور , کامپیوتر , سخنرانی ,
رد صلاحیت شدگان و حسن آقای خمینی و انتخابات -محمدعلي ابطحيآمده اند از همسایه هاشون برای التزام به اسلامش سئوال کرده اند. آنچه جاي تأسف دارد، مضمون سئوال هاست. سؤالها در سطح پايين و كاملاً شخصي بود؛ درباره من از همسایگان ميپرسيدند:آیا نماز ميخوانم؟ روزه ميگيرم؟ همسرم حجاب اسلامي را رعايت ميكند؟ صورتم را اصلاح ميكنم؟ سيگار ميكشم؟ چه ماشيني سوار ميشوم؟كت و شلوار ميپوشم؟و ...». دیشب که دیدمش یکی دوتا سئوال دیگر را هم می گفت پرسیده اند که به خاطر رعایت مسائل سیاسی در مصاحبه نگفته است.

وب نوشت , ابطحي , خاتمي , انصاري , اشراقي , التزام , مجلس , ب
ورقاني , نور , مسجد نور , بهارستان , اسلام , امام , خميني ,
احمد بورقاني در قطعه نام آوران آرام گرفت پيكر مرحوم احمد بورقاني فراهاني، نماينده سابق مجلس صبح ديروز از مقابل مسجد جامع فاطميه در نظام آباد تشييع شد و در بهشت زهرا، قطعه نام آوران آرام گرفت.
در مراسم تشييع پيكر احمد بورقاني جمعي از اهالي فرهنگ و هنر و رسانه، تعدادي از نمايندگان مجلس ششم و هفتم، وزراي دولت خاتمي و برخي چهره های سياسي از جمله مهدي كروبي ، محمد باقر قاليباف، محسن اسماعیلی و محمد رضا باهنر حضور داشتند. پيكر مرحوم بورقاني همچنين براي خاكسپاري به بهشت زهرا(س) منتقل شد...

احمد ب
ورقاني ,
چند عکسها و خاطره ای با بورقانی(از نیک آهنگ)این عکسها مربوط به همان رفتن سراغ علیرضا رجایی بعد از آزادی از زندان بود و پنچر شدن چرخ رنوی خاکستری احمد بورقانی و ... زیدآبادی و رجایی هم در عکس هستند.

ب
ورقانی , عکس ,
احمد بورقانی درگذشت !معاون مطبوعاتی رمان خاتمی و نماینده مجلس ششم

ب
ورقانی ,
احمد بورقانی - نماینده مجلس ششم- در سن 48 سالگی بر اثز سکته قلبی درگدشت.خبر فوری

ب
ورقانی , درگذشت , محجلس ششم ,
ورق بازی در صحنه تصادف!در حادثه برخورد بیش از ۲۰ وسیله نقلیه در بزرگراهی در یکی از ایالتهای چین که باعث مرگ ۳ نفر و جراحت عمیق دو نفر گردید خبرنگار شبکه China News موفق به شکار صحنه ای جالب شد. یک زوج مسن و یک زن میان سال در این هیاهو مشغول ورقف بازی بودند که می توانید این صحنه را در پایین ملاحظه کنید.
ورق ,
مجلس یادبود «احمد بورقانی» در دانشگاه تورنتوگروهی از دوستان و همکاران سابق احمد بورقانی، روزنامه نگار، معاون سابق مطبوعاتی وزارت ارشاد در دوران اصلاحات و نمایندهی مجلس ششم که هفتهی گذشته در سن 48 سالگی بر اثر عارضهی قلبی درگذشت، بعد از ظهر روز شنبه 9 فوریه، جلسهی یادبودی برای او در دانشگاه تورنتو برگزار کردند.
در دعوتنامهای که برای این مراسم به امضای کمالالدین بورقانی، فرزند احمد بورقانی و دوستان او فروغ جهانبخش، علیرضا نامور حقیقی، ودود خسروشاهی، نادر داوودی، مصطفی رخصفت، میترا و علی رهبر، علی رضایی، علی قدسی، سوریه کبیری، اکبر گنجی، نادر هاشمی و حسین هوشمند منتشر شده بود؛ از احمد بورقانی به عنوان معمار اصلی و آغازگر دورهای در حیات مطبوعاتی ایران معاصر که در آن، نخستین جوانههای روزنامههای مستقل و پیشگام نظام اطلاع رسانی آزاد از سلطهی دولت شکل گرفت، نام برده شده.

احمد ب
ورقانی , دانشگاه تورنتو ,
دربارهء تلاشهای احمد بورقانی در رشد مطبوعات کودک و نوجوان/ سیدعلی کاشفی خوانساریاحمد بورقاني كه ساعاتی پیش از ميان ما رفت، در عرصه سياست و مطبوعات و جنگ، چهرهاي شناخته شده بود و دوستان و مخالفاني داشت. اما كمتر كسي از نقش او در حمايت از فعاليتهاي فرهنگي كودكان با خبر است.... .... شوراي كارشناسي مطبوعات كودك را تشكيل داديم و جلسات آن را به صورت منظم و جدي پيگرفتيم.عبدالعلي رضايي رئيس مركز مطالعات و تحقيقات رسانهها و سيد احمد موسيزاده، معاون پژوهشي او، با بزرگواري از هيچ كمكي دريغ نكردند.اعضا شورا را درست به ياد ندارم. اگر اشتباه نكنم دكتر رويا معتمدنژاد، ناصر يوسفي، محمد علي شاماني، زهرا احمدي و ليلا رستگار بودند. شايد فريدون عموزاده خليلي، دكتر احمد ميرزا بيگي و مهنوش مشيري هم بودند. نتيجهاش فهرست كاملي از مسائل و مشكلات مطبوعات كودك و تعيين اولويتهاي پژوهشي اين عرصه بود.
براي اولين و آخرين بار دوره روزنامهنگاري تخصصي مطبوعات كودك و نوجوان برگزار شد. با حضور سي و چند نماينده از مطبوعات كودك و با استاداني چون مهدي محسنيان راد، پرويز پيران، احمد ميرعابديني، حسين اسكندري، فريدون عموزاده، ثريا قزلاياغ، شيرين عبادي، رويا معتمدنژاد، مصطفي رحماندوست، علي اكبر قاضيزاده، يونس شكرخواه، علي صلح جو، مهدي حجواني و بيژن زارع....... وقتي شعبان شهيدي مودب، جاي احمد بورقاني را گرفت، گفت مطبوعات كودك به وزارت ارشاد مربوط نميشود و پرداختن به آن وظيفه كانون پرورش است! و به همين سادگي، همه آن شورا و دوره آموزشي و نشريه و بولتن به يكباره تعطيل شد...

وزارت ارشاد , شهرزاد , احمد ب
ورقانی , مطبوعات کودک و نوجوان , معاونت مطبوعاتی ارشاد , مجلات کودک , نشریات کودک و نوجوان , سیدعلی کاشفی خوانساری , روزنامه ,
گزارش تصویری مراسم تشییع پیکر مرحوم احمد بورقانی(عکس از ابراهیم حیدری)مرگ گاهی ریحان می چیند...

احمد ب
ورقانی , گزارش تصویری , عکس , تشییع ,
عکس مرحوم بورقانی و پنچر گیری رنو 5 خاکستری !این عکسها مربوط به رفتن سراغ علیرضا رجایی بعد از آزادی از زندان بود و پنچر شدن چرخ رنوی خاکستری احمد بورقانی...
(از سایت نیک آهنگ )

ب
ورقانی ,
احمد بورقاني در گذشتاحمد بورقاني نماينده سابق تهران در مجلس شوراي اسلامي دقايقي پيش و بر اثر سكته قلبي در گذشت.بورقاني در زمان كابينه اول دولت سيد محمد خاتمي معاون مطبوعاتي وزير وقت ارشاد عطاالله مهاجراني و در مجلس ششم نماينده تهران بود.

ب
ورقاني عطاالله مهاجرانيمجلس ششم نماينده در گذشت ,
فراخوان برای انتشار یادمان احمد بورقانیاحمد بورقانی فراهانی یار دیرپای مطبوعات ایران در روزهای میانی بهمن ماه سال جاری، عرصه دنیای فانی را برای ساکنین خاک باز گذاشت و به دیار باقی شتافت. پاسداشت مقام انکار ناپذیر این چهره ماندگار مطبوعات ایران فریضهایی است که بر شانه تک تک اهالی قلم سنگینی میکند. در همین راستا انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران بر آن است که به همت همکاران مطبوعاتی و از رهگذر انتشار کتابی حاوی یادمانهای این عنصر فرهیخته سرزمین قلم، ادای دینی هر چند کوچک به پیشگاه جامعه مطبوعات ایران روا نماید.
در این زمینه از تمامی علاقهمندان، همکاران، یاران و آشنایان آن عزیز فرو خفته در خاک تقاضا میشود با بخشیدن غنای تفکر و تدبر به قامت کتاب مزبور، هر چه بیش از پیش انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران را در ادای این دین یاری نمایند.

احمد ب
ورقانی ,
عکس هائی از تشیع جنازه احمد بورقانی....

ب
ورقانی ,
گزارش ارائه شده توسط احمد بورقانی در همایش ایران یکصد سال پس از مشروطیت(2006)این پرسش و سوالات بیشمار دیگر که چرا بعد از گذشت صد سال از انقلاب مشروطیت که ایران را به درون دنیای مدرن پرتاب کرد، هنوز قانون، عدالت، آزادی و دموکراسی استواری بایسته و شایسته در جامعه ما ندارد.

ب
ورقانی , مشروطیت , محجلس ششم ,
خاطره ای از بورقانی (نیک آهنگ کوثر)دیشب همهاش یاد آن شبی بودم که شماره ویژه صبح امروز بعد از پخش تلویزیونی کنفرانس برلین منتشر شد. بازی فوتبال بارسلونا بود که فرهت فردنیا زنگ زد که بدو بیا روزنامه، کار داریم.
گمانم کل آدمهای حاضر، بیشتر از ۱۰ نفر نبود. احمد بورقانی، احمد ستاری، عرب سرخی، اصغر رمضانپور، فردنیا، و دو سه نفر دیگر.
...

خاطره , ب
ورقانی , نیک آهنگ کوثر ,
اموزش بازی شلم (shelem) با پاسوراين بازي از كلمه “ slam“ انگليسي و “ chelem“ فرانسه گرفته شده است و معني آن جمع آوري تمام برگهاي بازي است. هدف اين بازي رسيدن به امتياز توافق شده (معمولأ 1200) زودتر از رقيب است. به نظر مي آيد اين بازي بعد از حكم ‚ محبوبترين بازي در ايران باشد و افراد زيادي اين بازي را بلدند.
شرح مختصر بازي را کلیک کنید و ببینید

شلم , پاسور ,
ورق بازی ,