مرا به خاطر بسپار        بازیابی رمز عبور    ثبت نام در سایت
برچسب ها : وطن + ( نتایج : 50 لینک )
یک وبلاگ نویس عرب ایرانی : برای جدا کردن خوزستان از دامان ایران باید از روی نعش ما عربهای ایران رد شوید
... کاری را که ارتش صدام حسین نتوانست در جبهه ها انجام دهد این بزرگواران در خیالات خودشان انجام داده اند . در زمان جنگ می گفتیم عراقی ها برای جدا کردن خوزستان از دامان ایران باید از روی نعش ما عربهای ایران رد شوند . الان هم در وبسایتی که این نقشه را منتشر کرده بود به عربی نوشتم چون فعلا حوزه جست و خیزتان اینترنت است پس باید از روی وبلاگهای ما رد شوید!
  ایران , وطن دوستی , خوزستان ,

دانشجویان بسیجی : پوشش دختران دانشجو ما را تحریک کرده است
8 دانشجوي دختر دانشگاه صنعتي شيراز از سوي كميته انضباطي دانشگاه صنعتي شيراز به اتهام بدحجابي در محيط دانشگاه به يك ترم محروميت از تحصيل محكوم شده‌اند.
  بسیجی , نوکر , برده حلقه بگوش , وطن فروش , جمهوری اسلامی ,

کشاندن یک ملت به لبه پرتگاهی سهمگین
روزی که گزارش NIE منتشر شد من درمقاله ای نوشتم: "با توجه به این شرایط، با قطع امید نئوکان ها از استفاده از برگ هسته ای برای حمله و تغییر رژیم در ایران آنان بی شک به دنبال "طرح ب" (Plan B) خواهند رفت.برژینسکی چنین گفت: "یک سناریوی پذیرفتنی برای ایجاد برخورد نظامی با ایران عبارت است از متهم کردن ایران به عنوان عامل شکست آمریکا در عراق و سپس با توسل به یک اقدام تحریک آمیز در عراق و یا یک اقدام تروریستی در خاک آمریکا، ایران را در مظان اتهام قرار داده و عملیات نظامی 'تدافعی' (آن چنانکه حکومت آمریکا از آن یاد خواهد کرد) علیه ایران آغاز گردد."
  آمریکا , ایران , جنگ , جنگ طلبی , وطن فروشی , خیانت , سلطه , تروریسم , خاورمیانه , نفت , برژینسکی , شهیربلاگ ,

وطن يعني
وطن يعني دويدن در پي نان... وطن يعني کمک کردن به لبنان... وطن يعني عرب را چاق کردن... معلم هاي خود را داغ کردن... وطن يعني خريد تايد و شامپو... وطن يعني رئيس جمهور هالو ... وطن يعني صف نون و صف شير ... وطن يعني همش درگير درگير... وطن يعني همين بنزين، همين نفت.. همين نفتي که توي سفره ها رفت ... وطن يعني که اصلاحات "چيني"... وطن يعني که روي خوش نبيني ... وطن يعني همين آيينه دق ... وطن يعني خلايق هر چه لايق
  وطن ,

از من نپرس خونه ات کجاست؟
ما در به در تر از همیم، هم خونه ی بی خونه/غربت ما دیار ماست خونین ترین دیوونه ------ دلتنگ خونه می شی بعد می بینی که کیا این لینکو گذاشته : http://donbaleh.com/link/38656 بعد تو می مونی و دنیایی که به قول شاملو دوردستش امیدی نمی آموزد. این لینک برای لینک آهو http://donbaleh.com/link/38581 ارسال شده است.
  هایده , ویگن , از من نپرس خونه ات کجاست؟ , غربت , وطن ,

گزارش تصویری مراسم اسکار ۲۰۰۸(بيش از ۲۰۰ عکس)
بهترین فیلم: پیرمردها سرزمین ندارند/بهترین کارگردان:جوئل و اتان کوئن برای پیرمردها سرزمین ندارند/بهترین بازیگر نقش اول مرد: دانیل دی لویس برای خون به پا خواهد شد/بهترین بازیگر نقش اول زن: ماریون کوتیلار برای زندگی بر وفق مراد است/بهترین بازیگر مرد نقش مکمل:خاویر باردم برای پیرمردها سرزمین ندارند/بهترین بازیگر زن نقش مکمل: تیلدا سوینتون برای مایکل کلیتون/بهترین فیلمبرداری:خون به پا خواهد شد/بهترین تدوین:اولتیماتوم بورن/بهترین موسیقی: داریو ماریانلی برای کفاره/بهترین چهره‌پردازی: زندگی بر وقف مراد است/بهترین تدوین صدا: اولتیماتوم بورن/بهترین میکس صدا: اولتیماتوم بورن/بهترین طراحی هنری:سویینی تاد/بهترین طراحی لباس: الیزابت: عصر طلایی/بهترین جلوه‌های ویژه بصری: قطب‌نمای طلایی/بهترین فیلمنامه اقتباسی:اتان و جوئل کوئن برای پیرمردها سرزمین ندارند/بهترین فیلمنامه اریژینال: دیابلو کودی برای جونو/بهترین ترانه: ترانه سقوط آرام از فیلم Once/بهترین انیمیشن بلند:برای راتاتویی/بهترین انیمیشن کوتاه:پیتر و گرگ به کارگردانی سوزی تمپلتون و هیو ولشمن/بهترین فیلم کوتاه:موتزارت جیب‌برها به کارگردانی فیلیپ پولت-ویلارد/بهترین مستند کوتاه: ملک طلق به کارگردانی سینتیا وید و منسا راث/بهترین مستند بلند: تاکسی برای نیمه تاریک به کارگردانی الکس گیبنی و اوا اورنر/بهترین فیلم خارجی:جاعل‌ها به کارگردانی استفان روزویتسکی از اتریش/
  پیرمردها سرزمین ندارند , جوئل کوئن , اتان کوئن , پیرمردها وطن ندارند , دانیل دی لویس , خون به پا خواهد شد , ماریون کوتیلار , زندگی بر وفق مراد است , خاویر ب ,

صدای این "تورک" های تجزیه طلب صدای آذربایجان نیست
علت کوچ یا فرار دسته جمعی هزاران مرد و زن از شهرها و دهات مختلف آذربایجان طی یکسال حکومت "فرقه ی دمکرات" به سوی تهران، قطعاً رفاه یکساله و خدمات سرشار حضرات دمکرات نبوده است کما اینکه سقوط یک شبه ی آنها نیز ناشی از محبوبیت آنها بین مردم نمی توانسته باشد. مردم وطن پرست و داغدار آذربایجان پیش از رسیدن نیروهای ارتش و به محض خروج نیروهای روس حرکت انقلابی خود را آغاز کرده و درس سختی به مزدوران (فدائیان) پیشه وری داده بودند.
  آذربایجان , وطن پرست ,

ایران دومین کشور ، بعد از افغانستان، از لحاظ بی اعتباری برای کسب ویزای کشورهای دیگر
سياستمدار siyasatmadar.persianblog : پس از اتباع افغانستان - در زمینه بدست آوردن اجازه سفر به دیگر کشورهای جهان بی اعتبارترین ملت جهان شناخته می شوند. طبق این گزارش مردم کشورهای فنلاند - دانمارک و آمریکا با داشتن اجازه سفر بدون ویزا به 130 کشور جهان معتبرترین و اتباع ایران با داشتن اجازه سفر بدون نیاز به ویزا به 14کشور دنیا بی اعتبارترین اتباع یک کشور در جهان محسوب می شوند . در میان 195 کشور مورد مطالعه ایرانیان رتبه 194 را بدست آورده اند و به این ترتیب بعد از اتباع افغانستان در قعر جدول اعتبار جهانی جای گرفته اند . جالب اینجاست که طبق این لیست اتباع کشورهای قحطی زده ای مانند بورکینافاسو - اتیوپی - سومالی و جیبوتی در جهان به مراتب معتبرتر از مردم ایران هستند . این خبر متعلق به آخرین نتایج تحقیقاتی موسسه هنلی اند پارتنرز در سال گذشته بوده و ظاهرا در ایران انعکاسی نداشته است لیست معتبر بودن کشورها برای مسافرت خارج از کشور به ترتیب .......
  وطن , یعنی , خلایق , هر , چه , لایق ,

"سنتوری" مرثیه ای بر خودکشی وطن
"سنتوري" با بهره‌گرفتن از صنعت استعاره و ايهام در صدد است حرف‌هاي نشانه‌دار خود را كه گاهي نيشدار و سوزاننده است به مخاطب بفهماند و در اين مسير موفق نيز عمل مي‌كند. چندان كه بينندگان اين فيلم از هر قشري باشند رابطه‌ي تعميم يافته‌ي يك هنرمند معتاد را به همه‌ي مردم درك مي‌كنند و آه از نهاد بر مي‌كشند. فارغ از نگاه سطحي‌گرايانه بدين فيلم زير لايه‌هاي آن نگاهي عميق‌تر را طلب مي‌كند كه مملو از حرفهاي سياسي و معترضانه است. هر چند اين نگاه در وضعيت قشري فيلم نيز به چشم مي‌خورد اما اگر به عمق آن نگاه بكنيم تعداد شمارگاني كه به اعتياد دچار شده‌اند تمامي جامعه ايران خواهد بود نه تنها يك يا چند هنرمند. "سنتوري" هر چند در وضعيت نابسامان كشور بزرگ نمايي كرده است اما به خوبي مرگ وطن را جار مي زند و از اين روي بيننده را به فكر فرو مي برد و اشك در چشمانش مي نشاند. در اين فيلم مهرجويي سعي مي كند به سياستمداران بفهماند- وطن تنها از آن يك قشر و طبقه يا عقيده و ايدئولوژي نيست. وطن از آن همه است و بايد همه آزادانه در آن نفس بكشند و گرنه روزي مي رسد كه مردگان متحرك در كوچه و خيابان قدم مي زنند و حجم گسترده اي از جامعه را از آن خود مي كنند و آن وقت براي هر كاري دير است. ديگر بيمار ما را هيچ شوكي نمي تواند به زندگي برگرداند. براي جلوگيري از اين اتفاق مهيب و خوفناك بايد آزادي انسان ها را ارج بنهيم تا خانواده اي باشيم كه با احترام به هم و اعتقادات هم در كنار همديگر به خوبي زندگي مي كنيم. "سنتوري" مرثيه خواني بر پيكر نحيف جامعه اي است كه نا آگاهانه خودزني مي كند.
  سنتوري , وطن , ايران , هانيه , اقليت , اقوام , دين , خودكشي , خودزني ,

عشق و میهن
یا عشق میهن
  عشق , میهن , وطن , پرچم , عکس ,

تصنیف وطن از سیاوش کسرایی
رخم به سیلی‌ زمانه خو گرفته است
  تصنیف وطن ,

وقتی یک طوطی می خواند: ای ایران ای مرز پرگهر!
طوطی سخنگو و البته ایران پرست!
  طوطی , ایران , وطن پرست ,

اداي دين به عارف قزويني (همراه با عکس‌هايي که برای اولین بار روی وب منتشر شده‌)
حالا که یک کارگردان (کمال تبریزی) به خودش اجازه می‌دهد در سریالی مجعول و غیر مستند شخصیتی چون عارف قزوینی را در حد یک عوام متجاوز به حقوق مردم (به عقد درآوردن زوری معشوقه دیگران!!) تقلیل دهد بد نیست به حد بضاعت دین خود را به این مرد آزادی‌خواه و شریف که خود قربانی تعدی زورمداران بود ادا کنم ضمن انکه بد نیست علاوه بر جوالدوزی که به این کارگردان می‌زنیم سوزنی هم به خودمان-به عنوان قزوینی- بزنیم که از صدقه سر حس وطن‌پرستی‌مان همین سال پیش بود که خانه عارف را تبدیل به ویرانه‌ای کردیم تا یک ساختمان بی‌قواره دیگر را به جای یاد و خاطره او بنشانیم.
  عارف قزويني , آزادي‌خواه , مشرطه‌ , وطن پرست , كمال تبريزي ,

شب غمناک وطن
از امروز به مناسبت و بی مناسبت!مطالبی از آرشیو "بزدلانه" را لینک می کنم***البته بر تمامی موجودات زنده که معنی وطن و سرزمین مادری را می فهمند واجب است که در هر صد میلیون تالاپ تولوپ قلبشان یکی را به زکات خرج وطنشان بکنند و در ضمن مابقی موجودات زنده که وطن ندارند و از اتفاق جمعی از آنها خوشبختانه یا متاسفانه از امرا،روسا و سردمداران و دامداران!مرز پر گهر تشریف دارند،از این قائده مستثنی هستند که به اتفاق هم از وطن دوستی و هم خواندن این مطلب از مطالب بزدلانه معاف هستند. شعر نوی((شب غمناک وطن))مربوط به سال های سرسوزن رخنه آزادی و عدالت خواهی در بنیان فولادین ناجوانمردان و ناجوانمردی هایی است که برخی از بهترین فرزندان این خاک را به شهادت رساند.(وجود هرگونه شباهت اسمی در این اثر کلاً تکذیب می شود!) تقدیم به سرباز جانباز راه آزادی((اکبر گنجی)) شب غمناک وطن یارب!این شام سیاه است چه تاریک چه غمناک موسم مردن گل های گیاه است مگر این وعده نبود که پس از سخت شود آسانی که پس از حبس شود آزادی آوخ!این شام سیاهی است به بی پایانی وقت پر گشتن بستان از خار فصل نابودی گل های بهار یارب!این شام زمستانی ما تو خودت ختم نما چون که هر کز ما که بخواهد که بسوزد چون شمع عده ای در یک جمع عده ای از اشباح گرچه اسماً ...! صحبت از خامشی هسته این نور کنند شب غمناک وطن باز چه دیجور کنند تا صباحی روشنی از سر او دور شود وقف نابودی گل های گیاه حبس آزادی و چراغی تهی از نور شود یارب!این شام زمستانی ما،توخودت ختم نما!
  وطن ,

آموزش وسازماندهی نيروي مقاومت بسيج در سركوب زنان براي پوشش
وظايف نيروي مقاومت بسيج در آئين‌نامه راهكارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب به شرح زير است: 1- نيروهاي بسيجي پس از كسب آموزش‌هاي لازم در بعد ـ نظارت اعم از محسوس و غيرمحسوس ـ جامعه و مراكزي مانند «مدارس، دانشگاه‌ها، مساجد و محلات و ادارات و . . .» پيرامون مسأله عفاف براساس ضوابط قانوني اقدام نمايند. 2- اطلاع‌رساني در بخش عفاف توسط نيروي مقاومت بسيج از طرق مختلف. 3- انجام كارهاي فرهنگي و ارزشي در جامعه با توجه به فرهنگ عفاف. 4- همكاري بسيج به عنوان معتمد و ضابط قوه قضائيه و ناجا در اماكن عمومي جامعه. 5- ترويج فرهنگ عفاف در محيط‌هاي مأموريتي خود نظير: «ادارات، سازمان‌ها، كارخانجات و . . .» در بين كارمندان، شاغلين و مراجعه‌كنندگان. 6- آسيب‌شناسي بدحجابي و ابتذال فرهنگي با انجام فعاليت‌هاي پژوهشي و تحقيقاتي.
  بسیجی , نوکر , برده حلقه بگوش , وطن فروش , جمهوری اسلامی ,

تنم را می فروشم، وطن را نه! گفتگو با یکی از کارگران جنسی ایرانی در اروپا،
مارال دوست داری داستان زندگی ات رو از کجا شروع کنیم؟ از وقتی ایران بودی؟ آره از اون موقع بهتره. مخصوصا که دلم هم خیلی تنگ شده.، این هفته دوبار خواب ایران رو دیدم. زیباترین خاطراتی که از زندگی ام دارم مال موقعی است که اونجا خونه پدرم بودم. از وقتی یادم میاد با بابام بودم. وقتی از مادرم جدا شد دیگه بخاطر من ازدواج نکرد. میترسید دختر عزیز دردونه ش یه وقت اذیت بشه! ولی مادرم به اجبار ازدواج مجدد کرده بود. اونو کم میدیدم. همیشه گرفتار زندگی و بچه هاش بود. بابام آدم آرومیه. از اونا که از اداره میآد خونه و شام و چایی و تلویزیون! ماهی یه بارهم با دوستاش دور هم جمع میشدند حرف میزدند، تخته بازی میکردند. تنها کار بدی که در زندگیش انجام میداد فقط سیگارش بود! من هم واسه خودم آزاد بودم. البته نه اونقدر که شورش رو در بیارم! درسم رو میخوندم، نمره هام همه خوب بود. ولی بقیه اوقات همه ش با دخترهای فامیل و دوستام بودم. پارتی، مهمانی دخترونه، رقص، موزیک، از درودیوار بالا میرفتیم. ولی بعد که دیپلمم رو گرفتم خونه نشین شدم. یعنی دانشگاه آزاد قبول شدم ولی نتونستم برم. خرجش زیاد میشد و دیگه سالهای آخرحقوق بابام برای خرج خونه کم می اومد چه برسه شهریه دانشگاه آزاد که هر سال بالاتر میرفت. من شرایط رو درک میکردم. توقع مالی چندانی نداشتم ولی عوضش تشنه آزادی بودم. دوست داشتم هرچی دلم میخواد بخندم! باورتون میشه یه دفعه منو به همین جرم تو خیابون گرفتند! بعدش بردند منکرات خیابان وزرا و بابام رو خواستند تا ولم کردند. ازم تعهد گرفتند! حالا چه برسه با دوستام میخواستیم بریم مسافرت، تو خیابون آهنگ گوش بدیم، حرف بزنیم... نمیشد. همه چیز یواشکی بود. خسته شده بودم
  تنم , وطن , کفتگو ,

اردشیر زاهدی : برای من وطنم مهم است
اردشیر زاهدی انتشار نامه سرگشاده اردشیر زاهدی در نشریه هرالد تریبون بین المللی در مورد سخنان سناتور جان مک کین بار دیگر نام او را در رسانه های پارسی زبان بر سر زبانها انداخته و مانند دیگر مسائل مربوط به ایران با واکنشهای مثبت و منفی ایرانیان مواجه شده است . اردشیر زاهدی می گوید واکنشها برای او اهمیت ندارد و آنچه مهم است کشور و مردم ایران است . وزیر امور خارجه و سفیر پیشین ایران در امریکا چند روز پیش با انتشار نامه ای در نشریه هرالد تریبون بین المللی خشم و اندوه خود را نسبت به سخنان سناتور جان مک کین ابراز کرد . سناتور آمريکائی در این سخنان به "آرزوی تاريخی ايرانيان جهت تسلط بر منطقه" اشاره کرده بود . در این متن خلاصه شده که با عنوان "مک کین و ایرانیها" در آن نشریه منتشر شده است زاهدی می نویسد : اردشیر زاهدی در سازمان ملل "اظهار نظر جان مک کین در بحث و گفتگو ( گزینه بوش - 9 ماه فوریه) که در آن سناتور آریزونا از سلطه طلبی ایران در منطقه ابراز نگرانی نمود و آن را به قدمت تاریخ خواند ، قلب مرا جریحه دار کرد . به عنوان فردی که فرصت کار کردن از نزدیک با روسای جمهور مختلف امریکا از هر دو حزب را در سالهای ١٩٥٩ تا ١٩٧٩ داشته ام ، از هیچکدام از آنها چنین نظری را دائر بر اینکه وطن من در طول تاریخ ٢٥٠٠ ساله اش هوای استیلا بر همسایگان خود را در سر داشته است نشنیده ام . بر خلاف آن ، ایران از طرف ماجراجویانی چون اسکندر کبیر، عربها ، مغولان ، افغانها و بالاخره انگلیسیها و روسها مورد تهاجم قرار گرفته است . از جنگ جهانی دوم تا سال ١٩٧٩ وجود یک ایران نیرومند مورد توجه دولتهای گوناگون به عنوان یک عامل صلح و ثبات در خاورمیانه و غرب آسیا قرار داشته است . شاید انقلاب سال ١٩٧٩ موقتا اثراتی خلاف آن به جا گذاشته باشد لیکن به یقین ریشه در " سلطه طلبی تاریخی " ندارد . بنا براین ، با برخورداری از تجربه تلخ حمله های گذشته ، ایران برای جلوگیری از تهاجم چاره ای جز نیرومندی ندارد . این امر در جریان هجوم ارتش صدام حسین به ثبوت رسید .
  اردشیر زاهدی : برای من وطنم مهم است ,

داستان يک مهاجرت از هزاران مهاجرت ايرانی ها
يکی از روزهای يک زمستان خيلی سرد در اوايل دهه شصت بود. "قربان " برادرم و " محمد رضا براتی" پسر خاله ام وارد يکی ازاتاق های خانه کوچکمان در انديمشک شدند و بدون مقدمه ، با همه اعضای خانواده روبوسی کردند و بعد خداحافظی و رفتند. به هيچ کس نگفتند کجا می روند . محمد رضا که با تجربه تر بود خيلی رعايت اصول مخفی کاری را می کرد . اگر می خواست به تهران برود ، می گفت :" دارم می رم خرمشهر " . همين هم شده بود عادت رفتاری برادرم "قربان " که محمد رضا را خيلی قبول داشت . آن روز گفتند اصفهان کارمهمی داريم که يابد برويم . دو ماه بعد از فرانسه تماس گرفتند . تصويری از آينده در ذهن هيچ کدام مان نبود. خوش بينی ، بد بينی ، سردرگمی ، بلاتکليفی، گيجی و بی اعتمادی درهر حرکتی و رفتاری موج می زد. از همان سال ۵۸ که ده -يازده ساله بودم ، تقريبا من را با خودشان به همه گردهمايی ها و تظاهراتها می بردند. فرقی نمی کرد گردهمايی مجاهدين باشد يا چريک های فدايی و يا پيکاری ها و يا امتی ها. حتی من و يکی دونفر ديگر از دوستانم را تشويق کردند در کلاس های ايدئولوژی که در مسجد محمدی انديمشک تشکيل می شد، شرکت کنيم. می گفتند که حق تو است که با همه افکار آشنا شوی و خودت يکی و يا ترکيبی از همه را انتخاب کنی،چرا که حقيقت آيينه ای است که بر زمين افتاده ، تکه تکه شده و هر تکه ای از آن نزد کسی است . در زندگی ام اولين بار مفهوم آزادی ، استقلال ، انقلاب و بحث های مربوط به تفاسير قرآن ونهج البلاغه را از آنها شنيدم . به خاطر همين نگرش ، طيف دوستانم گسترده بود . بعدها تعدادی اعدام شدند ، بعضی ها در جبهه های جنگ شهيد شدند و برخی آواره شهرها و کشورهای مختلف و برخی معتاد در گوشه خيابان در خود می لوليدند . اگر قربان و محمد رضا نبودند حالا من هم يکی از آنها بودم . نمی دانم از کدامشان . در شهر"
  مهاجرت , غربت , جلای وطن ,

شعار نويسي عليه ولايت فقيه واحمدي نژاد؛ روی دیوار نوشته شده : " هموطن بپا خيز :1387، پايان جمهوري اسلامي"
يک روزنامه نگار در شهر رشت در گفت و گو با روز از نوشتن شعار هاي ضد ‏حکومتي روي ديوارهاي اين شهر نيز خبر داد. وي گفت: "در خيالان هاي لاکاني، سعدي و منظريه شعارهايي بر عليه ‏دولت نهم نوشته شده که تا ظهر امروز ‏‎]‎يکشنبه‎[‎‏ هنوز پاک نشده بود."‏ وي به برخي از اين شعارها نيز اشاره کرد که عبارتند از: "نفت بشکه اي 160 دلار، افزايش تورم چهل درصد"، "پول ‏نفت ايران، بر سر سفره لبنان"، "احمدي نژاد، مسوول گراني و تورم"، "اول تير، روز اعتراض به گراني و تورم" و ‏‏"هموطن بپا خيز :1387، پايان جمهوري اسلامي".‏ همزمان وبلاگ سلام دموکرات نيز از رشت گزارش داد که "بر روي ديوار هاي برخي از خيابان هاي شهر رشت شعار ‏هايي عليه احمدي نژاد و بر ضد حکومت اسلامي نوشته شده است."
  ایران , شعار نويسي , عليه ولايت فقيه , علیه احمدي نژاد , هموطن بپا خيز , پايان جمهوري اسلامي ,

تصویر: بيلبورد وطنی با رعايت کامل شئونات مذهبی
اين هم يه نمونه بيلبورد! بدون مشكل كه همه موارد مذهبي و شرعي رو به نحو احسن رعايت كرده و تازه رديف پايينشم جا گذاشته براي خلق الناس كه مطلبي ، يادگاري اي چيزي دارن بنويسن و دلشون شاد بشه !
  ایران , بيلبورد وطنی , رعايت کامل شئونات مذهبی ,

تلاش میکنم تا نظامی دموکراتیک و لائیک برپا شود، و (خود) ملت ایران مسئلۀ بازگشتنم را به قدرت تصمیم خواهد گرفت.
ولیعهد سابق ایران، شاهزاده رضا پهلوی به \"الوطن\": رژیم ایران، برای برآورده شدن ایدئولوژی اش، تلاش میکند تا ثبات منطقه را بهم ریزد. احمد زکریا: ولیعهد سابق ایران، شاهزاده رضا پهلوی، مخالفت خود را با هرگونه اقدام نظامی علیه کشورش را اعلام داشت، و گفت که بهتر آن است که به ملت ایران، کمک شود، تا خودش را از چنگ رژیم فعلی رها سازد. پهلوی به الوطن فاش کرد که او تلاش میکند تا رژیمی دموکرات و لائیک در ایران برقرارشود، تا موزائیک ملت ایران را حفظ کند، و احساس وابستگی به کشورشان را داشته باشند. وی اشاره کرد که مشروطۀ پادشاهی، به رشد و ترقی ایران کمک خواهد کرد. وی یادآور شد، که بازگشتش به قدرت به عهدۀ ملت ایران خواهد بود، که دراین باره تصمیم خواهد گرفت. و تاکید کرد که رژیم فعلی در ایران، از هر شیوه ای برای برآورده شدن ایدئولوژی خود، حتی اگر باعث بهم ریختن ثبات کشورهای همسایه گردد، دریغ نمی کند. نمونه اش آنچه که در عراق، انجام میدهد. پهلوی که اخیرا برای متحد کردن اپوزیسیون ایران فعال شده، گفت: کشورهایی که درحال حاضر با هم متحد شده اند، تا تحریم هایی را علیه رژیم ایران اعمال کنند، تا او را از دسترسی به تکنولوژی هسته ای، باز دارند، قبلا به ایران (دراین باره) و قبل از رسیدن رژیم فعلی، کمک می کردند. دلیلش هم شفافیت و اعتماد و احساس مسئولیتی که به پدرم داشتند.197_AlWatan.jpg پهلوی در مورد روابط میان دو ملت کویت و ایران، ابراز افتخارکرد، و یادآورشد که منطقه در انتظار دوره ای جدید بر پایۀ دوستی و رفاه می باشد. و در مورد جزایرگفت، مسائل مشترکی هست که می توان، بنابر آن (روابط) را ساخت، و توضیح داد که دورۀ کشمکش ها، به دورۀ اعتماد، و رفاه تبدیل خواهد شد. و اینک جزئیات این گفتگو
  ایران، , رضا پهلوی , الوطن ,

خوش آنرا که هنوز وطنی دارد!
شعری کوتاه از فریدریش نیچه
  شعر , ادبیات , نیچه , وطن ,

دلتنگی های ما غربتی ها!!!!
چند پاره هزار بار گفته ناگفته اما نه فقط در غربت
  ایران , وطن , غربت ,

پیشنهاد جالبی از یک هم وطن در مورد خلیج فارس
سفارت امارات در تهران در خیابان ظفر واقع شده،با تغيير نام خيابان مزبور به "خلیج فارس" امارات مجبور مي شود برای آدرس سفارتش از این اسم استفاده کند !؟ در ضمن بخشنامه اي هم به پست بدهند که هر نامه ای به این آدرس بود، اگر " خلیج فارس" را ننوشته باشد با ذکر علت به فرستنده ارجاع بدهند!
  پیشنهاد جالبی از یک هم وطن در مورد خلیج فارس ,

پاي « داريوش » به رسانه ملي باز شد!وطن پرنده ي پر در خون
در قسمي از اين مستند براي اولين بار ترانه يکي از خوانندگان ايراني مهاجر در آمريکا با موضوع "وطن" نيز شنيده شد.
  داريوش , وطن ,

چهره زيباي ايران / عكاس علي مجدفر
اين گالري در سايت Pbase بيشتر از نيم ميليون بازديد داشته و در بين 5 گالري برتر از نظر محبوبيت قرار دارد . مجموعه اي كه نشانگر صلح و دوستيست. نظرات كاربران سايت نيز جالب مي باشد .
  ايران , هنر , عكس , وطن , صلح , دوستي , عكاسي , زيبا , عكاس , علي مجدفر , مجدفر ,

دفاع از وطن، حمایت از جمهوری اسلامی نیست
این را باید با صدای بلند فریاد کرد تا ناشنوایان ِ به اصطلاح سیاسی بشنوند که دفاع از چهارچوب ِ ارضی ایران در مقابل یک حمله خارجی و همچنین آنانیکه تحت حمایت از جنگ، دندان تیز کردند تا از تن ِ زخمی ایران، تکه ی جدایی، جدا کنند، حمایت از جمهوری اسلامی نیست.
  دفاع از وطن , حمایت از جمهوری اسلامی ,

آهنگ ایران هنگامه برای همه دور از خونه ها که مثل من دلشون برای خونشون تنگ شده
من میگم از تو فقط خاطره مونده تو میگی زمونه از ما مارو رونده/ وطن کویره پیره که تو خودش اسیره/تو ای خدای هستی نزار وطن بمیره
  وطن , ایران ,

روزنامه الوطن چاپ کویت : برای رئیس جمهور آمریكا راهی جز تغییر رژیم تهران باقی نمانده است
مقام کویتی: حمله نظامی در فصل پائیز انجام می شود یک مقام كویتی به روزنامه الوطن گفته برای رئیس جمهور آمریكا راهی جز تغییر رژیم تهران باقی نمانده است. این مقام پارلمان كویت گفت آمریكا نمی تواند با تحریمهای بین المللی رژیم تهران را تغییر دهد، از این رو در پی تهاجم نظامی است. این تهاجم در فصل پائیز انجام می شود و سپاه پاسداران هدف آن است. این مقام كویتی خواستار آمادگی و تدارک كشورهای حوزه خلیج فارس در زمینه تسلیحاتی و امداد رسانی، ذخیره سازی كالاهای مورد نیاز و امنیت چاههای نفت و نیروگاه های تولید برق، امنیت مرزها و هماهنگی با كشورهای دوست شد.
  ایران , روزنامه الوطن , چاپ کویت , رئیس جمهور آمریكا , تغییر رژیم ,

نام بلند خلیج همیشه فارس( persian gulf) در نقشه های بسیار قدیمی (با قدمتی بین ۱۳۰ تا ۴۵۰ سال)
به قدمت نقشه ها توجه کنید: نقشه شماره یک (George Cram, c.1888) -نقشه شماره۲ (Abraham Ortelius, 1573 ) نقشه شماره ۳(Samuel Augustus Mitchell, 1860 ) نقشه شماره ۴ (Giordano Ziletti/Cladius Ptolemy, 1564 ). در نقشه شماره ۴ کلمه persian gulf به زبان دیگر(احتمالا اسپانیولی ؟) نوشته شده است. تاریخ عکسها میلادی است. (در صورت فیلتر بودن مجموعه عکسها در لینک جایگزین در بخش نظرات)
  نقشه ایران زمین قدیمی عکس عشق وطن خلیج فارس خلیج همیشه فارس جغرافیا ایران زمین ,

ماموریت به وطن
ملا حسنی و مشکل ورود به ایران ! طنزی ( مثل همیشه )شیرین از وبلاگ ملا حسنی .
  ملا حسنی , اوضاع سیاسی , وطن , ایران ,

وقتی تو می گویی وطن
سروده ای از مصطفی بادکوبه ای.
  سروده , ایران , وطن ,

تکنولوژی وطنی
...
  تکنولوژی وطنی ,

نامه ای از طرف هم وطن بهائی
این ایمیلی است از یک هموطن بهائی که برای من فرستاده شده . آن را عینا برای شما دوستان در وبلاگم قرار میدهم تا شما هم با رنجهای گروه دیگری از هموطنانمان آشنا شوید . قضاوت با خودتان ....
  هم وطن , بهائی , نامه ,

اين وطن وطن نشود ... تا آخوند و افکارش كفن نشود
بالاخره قيمت پول ايران بالا رفت در كشور گل و بلبل و سمبل ايران اسلامي پول رايج مملكت هم خريد و فروش مي شود, فقط چيزي كه خريدو فروش نمي شود الاغ ملانصرالدين است كه سالها پيش مرده ولي قبرش زيارتگاه راهيان نور است كه هنگام بر گشت از مزار او دچار خشم الهي قرار گرفته و زنده زنده در آتش ابراهيمي سوختند. كورش ما گفتيم بخواب ولي به حضرت عباس تعارف كرديم حالا تو را به امام زمان گمنام عج بيدار شو !!!!! زنده باد آزادي كه در گرو آگاهي مردم است اين وطن وطن نشود ... تا افكار خرافي آخوند كفن نشود
  ایران , قيمت , پول ايران , بالا رفتن , وطن , آخوند , فکار , كفن ,

دوباره میچاپمت وطن
شعری که در ادامه می آید را هادی خرسندی طنزپرداز معروف در حال و هوای انتخابات سال 84 گفته است ولی انگار که این سریال غم انگیز همچنان در کشور ما در حال تکرار است: دوباره میچاپمت وطن ، اگرچه با آبروی خویش/ ستون ز سقف تو میبرم ، به یاری خلق و خوی خویش . دوباره میگیرم از تو خون ، به خاطر آقازاده ها/ اضافه اش نیز میدهم ، به بچه های عموی خویش .
  وطن , چاپیدن , هادی خرسندی ,

وطن دوستی یعنی نفرت از وطن های دیگر
پنج داستان کوتاه از برتولت برشت
  وطن , برتولت برشت ,

آیا این فارسی‌ زبانان از نسل کوروش اند؟
وقتی به پشت سرم برمیگردم و نگاه می‌کنم می‌بینم به جز دیدن دوباره مادرم دیگه هیچ بهانه‌ای برای دلتنگی ندارم . امروز دوباره از صبح به یاد برادرم بودم که چقدر تو این رژیم لعنتی برای عوض کردن سرنوشت کشورش مبارزه کرد،و چقدر آزار دید. به قول پدرم که همیشه میگه کسانی که بیشتر میفهمن بیشتر اذیت میشن.برای همین خیلی‌ از مردم ترجیح میدن نفهمن تا ندونن که چه به سر کشور و خودشون داره میاد. یاده اون زمانی افتادم که بی‌ دلیل جوون هارو فقط به جرم جوونی میگرفتن. یک روز سرد زمستونی بود که برادرم برای اولین بار معنی حکومت جمهوری اسلامی رو با تمام وجود درک کرد. برادر من پسر خیلی‌ خوش چهره و جذابی بود،برای این میگم بود چون الان دیگه تو این دنیای فانی نیست،و رفته به دنیای دیگه که فرشته هاش عصا از کور نمیدزدند. ۱روز وقتی از دانشگاه به خونه برمیگشت با یکی از همین برادران بسیجی شپشو بخاطر رنگ کاپشنی که تنش بود درگیر شد،بهش گفته بود یا همین الان کاپشنت رو همینجا در میاری میندازی میری یا میفرستمت منکرات. اونهم کسی‌ نبود که زیر بار حرف زور بره.بهش گفت ببینم چه جوری منو میخوای بفرستی منکرات ،و همونجا باهم درگیر شدن تا اینکه ۱۰ نفر از همین شپشوها تونستن برادرمو با ماشین ببرن .و با پیدا کردن کارت دانشجویی از کیفش تو دانشگاه براش ایجاد دردسر کنند.حالا بماند که اونجا چه بلایی سرش آوردن که نصف شب با صورت زخمی و لباس خونی و پاره برگشت خونه. البته برای خانواده من این آخرین بار نبود، و برای این کشور و این مردم این آخرین بار هم نیست. بارها از نزدیک شاهد بودیم و بارها با تمام تار و پود وجودمون ظلم و ستم رو حس کردیم.پایان این تراژدی یا غمنامه به کجا میرسه ، چه سرنوشتی در انتظار مردم خواهد بود؟ کاش فرا رسد دوباره روزی که مردمان سرزمینم بپا خیزند و با شب پرستان بستیزند......لینک
  ایران , جمهوری اسلامی , وطن , شکنجه , نیروی انتظامی , ظلم , تراژدی , سرنوشت , ستم , غمنامه , نسل کوروش , فارسی‌ زبان ,

مصاحبه با ایرج جنتی عطایی «حکومت ایدئولوژیک مذهبی بازدارنده ی شکوفایی آفرینش هنر»
گاهي گفت و گو با بعضي ها مي تواند حسرتي باشد كه "خيال" دست به آن يازيدن را ميسر مي كند. نام هايي در ذهن ات مي ماند که گره خورده با كودكي هايت، با خاطره هايت، به چيزهايي كه زندگي ات را تهي از آنها برنمي تابيد. نام هايي كه فكر مي كني اگر نبودند جهان چيزي كم داشت ... و نام ايرج جنتي عطايي يكي از اين نام هاست. حضورش تار خاطراتي است كه در آن "واژه" پود هستي است. جنتي عطايي با درجه دكتري جامعه شناسي هنر و با سابقه اي آنچنان درخشان در ترانه نوين ايران اينك با موهاي نقره كاري شده اش ، پيشگام سرايش درد و طغيان و عشق نسلي است كه نسل من نيز گوشه اي از دل در گرو آن داريم. اگر هم نسلانش در خاك اش سلاخي شدند جنتي آنچنان نوشت كه درد در استخوانهاي ما نيز بپيچد به گاه خواندن "پرومته در اوين" . هنوز مي شود عاشق شد و خواند: گرمي دست نوازشگر تو/ مرهم زخماي كهنه ي منه ... هنوز مي شود نامه نوشت به "آيندگان برابر فردا" باري اينك اوست آن درخت پرغرور كه سر به خورشيد مي سايد. تا اين خاك هنوز وطن است (گيرم ز سرب) جنتي صداي سبز اين خاك خواهد ماند.
  مصاحبه با ایرج جنتی عطایی , حکومت ایدئولوژیک , مذهب , شکوفایی آفرینش هنر , وطن , ترانه ,

وطنم ایران،پرنده پر در خون دوباره میسازمت وآزادت میکنم
دوباره میسازمت
  ایران , وطن ,

تجربه‌ی یک شهروند بهایی
فریبا ماندگار
  هموطن , من ,

اعلامیه جهانی حقوق بشر بهمراه تفسیر برای کسانی که نمی فهمند !
ماده ۱ تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند. *. در جوامع اسلامی و مخصوصا ایران در بند ما فرزند یک ایرانی بهایی .. مسیحی و یا زرتشتی...ایرانی کرد و بلوچ.. با دیگر اعضای جامعه یکی نیست و تبعیض و ظلم موج می زند . ماده ۲ هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز، خصوصا از حیث نژاد، رنگ ، جنس ، زبان، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد. خواه این کشور مستقل، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد. آنچه در باره ماده قبل گفته شد در باره این ماده هم صدق می کند . ملتی که با نام مسلمان از آن یاد میشود در حالی که اقلیت مذهبی انسان شناخته نمی شود و حتی میان اهل تشیع و تسنن برابری نیست و نوعی دیکتاتوری شیعی بر آن حاکم است . ماده ...
  وطن پرنده پر در خون ,

قطعه خوشنویسی شده شاعره المانی بر مزار شریعتی
موطن آدمی را بر هیچ نقشه ای نشانی نیست ، موطن آدمی تنها در قلب کسانیست که دوستش میدارند
  موطن , شریعتی , شاعره آلمانی ,

ترانه زیبای مام وطن از پویا
مي خوام برم مي خوام برم گريه نكن پشت سرم مام وطن منو ميخواد ميگه كجايي پسرم خورشيدا با خود مي برم ستاره ها پشت سرم ابر مسافرم مياد همه ميشن همسفرم مي خوام برم مي خوام برم گريه نكن پشت سرم پهنه دريا زير پام چراغ مهتاب رو سرم موج اسير و دربدر ميخواد كه اونم ببرم ميپرسه آزادي چيه اونا يه عالم ميخرم ميپرسه ازادي چيه اونو يه عالم ميخرم مام وطن خودت بگو واست چي سوغات بيارم گوهر اشك شوقمو عزيزتريني كه دارم ميخوام برم ميخوام برم من ديگه طاقت ندارم مثل پرنده از قفس به سوي تو پر مي زنم از اين همه قشنگيا به آسوني دل میکنم وقتي به خاكش مي رسم بريده ديگر نفسم پيش تو زانو ميزنم تو رو با گريه مي بوسم بدون تو اي وطنم من نه منم نه من منم بدون تو اي وطنم من نه منم نه من منم مي خوام برم مي خوام برم گريه نكن پشت سرم بدون تو اي وطنم من نه منم نه من منم
  مام وطن ,

ایران ما ...
ایران من… ایرانی که عده ای اهورایی می خوانند تو را و عده ای اسلامی…. من تورا فقط ایران می خوانم
  ایران ، ایرانی ، وطن ,

وطن من زبان من است / دومان قره قانلو
از اصفهان عازم شیراز بودم ،فردای آن روز بایستی در شیراز سر جلسه کنکور سراسری حاضر میشدم . از مسافرت های بی هدفم بین شهر های جنوب کشور خسته شده بودم ،طی دو سال اخیر سومین باری بود که محل سکونت خود را بین این شهرها جابجا می کردیم . پدرم شغل آزاد داشت و همین امر دست او را در انتخاب محل زندگی باز می گذاشت،اوایل سال تحصیلی هنگام ثبت نام برای کنکور با این تصور که زمان کنکور هم در شیراز خواهیم بود ، حوزه امتحانی خود را شیراز انتخاب کردم . اما اوایل اردیبهشت پدرم با این بهانه که
  وطن , زبان , دومان قره قانلو ,

دفتر دل‌تنگی‌های ایرانی و عاشقانه‌های دیگر / چند شعر
زیبایی/ سهم ِ تو بود از تهران ِ بزرگ / سهم ِ ما قرارهای بعدی زیر درختان دکتر حسابی / سهم ِ ما زیر دکتر حسابی / سهم ِ ما / و سهم ِ ماهی‌های قرمز ... // ... همین‌است که تنهاییم / و شعرهای تلخ / همین‌است که تنهاییم / که شعرهای تلخ / همین‌است شعرهای تلخ / و تنهاییم II {مجموعه چند شعر عاشقانه - حسین نوروزی و بانو }
  ایران , شعر , تهران , وطن , شعر عاشقانه , شعر معاصر , تنهایی , شعر سپید , دلتنگی , بانو , شعر فارسی , گاوخونی , دل‌تنگی , حسین نوروزی , شعرهایی برای وطن , خیابان ولی‌عص ,

وطن یعنی چه ؟!
وطن یعنی صف نون و صف شیر.....وطن یعنی همش درگیر ، در گیر. وطن یعنی تموم سهم ملت.....یه تیکه نون و الباقی خجالت !.......
  وطن یعنی چه , شعر طنز درباره وطن ,

ای هموطن پرمدعای من, تمام التماس هایم را تقدیم می کنم : "خفه شو
امروز با مدیرم بودم از صبح تا الان! او بدجوری از من کار می کشد. من اوامر او را بی کم و کاست اجرا می کنم. هر چه می گوید می گویم؛چشم! مدیر من موجود جالبی است، او وقتی خسته می شود، می نشیند چایی می خورد و می گوید؛ "وای چقدر خسته شدم!" اما وای به روزی که زیر دستش را چنین زار ببیند؛ چنان با تحقیر و تحکم برخورد می کند که آدم قالب تهی می کند. برای او "خسته شدن" دیگران مفهومی ندارد. اساسا او زیردستانش را از جنس گوشت و پوست و استخوان نمی داند. من برای اینکه تحقیر نشوم هرگز "خستگی" ام را بروز نمی دهم تا جایی که بتوانم کار می کنم. سعی می کنم درگیری پیش نیاید. ساعتهای متمادی دستورات متنوع او را اجرا می کنم تا تحقیرم نکند. آخر من از تحقیر می ترسم. تحقیر دلم را می لرزاند. به رغم تلاش های جانانه ام، باز از خدنگ تحقیرهای مدیرم در امان نیستم. او سعی می کند نقطه کوری بیابد و بکوبد بر سرم. آخر او نقطه ضعف های مرا می شناسد و همچنین حساسیت هایم را. او با رفتارهای تحقیر آمیزش افسرده ام می کند. امروز به قول "او" سوتی ندادم. دلم می خواست تحقیر نشوم اما او انگشت را بر جای دیگر گذاشت جایی که آمپر مرا به شدت بالا می برد. او چندین بار هویت مرا به سخره گرفت و در اوج خستگی و ترافیک کاری به "نژادم" توهین کرد. من امروز به مرز جنون رسیده بودم چرا باید هم دستورات بی ربط و بی نهایت یک "آدم" مدعی ایمان و فرهنگ را برده وار عمل کنم و هم توهین او را نسبت به زبان مادری ام و هویت نژادی ام تحمل کنم؟ داشتیم از مقابل "دکان" هم زبان های ارومیه ای رد می شدیم که مدیر دیندارم برگشت گفت: "ببین ترکند دیگه آخه این چه بساطیه". و من گفتم: "اتفاقا بساط خوبیه که ... " داشتم تکه ای طناب را می بریدم چاقو یا وسیله برنده ای دستم نبود دسته کلیدم را درآوردم و با کلید طناب را بریدم. " آقا " گفت: "ترکی دیگه ... " شرکت مخابرات بدون اطلاع قبلی و بدون اینکه قبض تلفنم را ارسال کند، به یکباره موبایلم را قطع کرده. مدیرم علت را جویا نمی شود فقط می گوید : " ترکی دیگه ... " دکان خیلی به هم ریخته و آشفته است باید کتم را در بلندترین نقطه آویزان کنم تا در امان باشد. قد من آنقدر بلند نیست که دستم به آن بالاترین نقطه برسد اما با تقلا کتم را آویزان می کنم. کارمان که تمام می شود حسته ام صندلی می گذارم می روم روی آن تا کتم را بردارم پایم لیز می خورد و با سر می خورم زمین ... . مدیرم می گوید : "عجب ترکی هست این ... " و ... . *** راستی چرا؟ چرا مدیر دیندار و محترم من عین آب خوردن به هویت من توهین می کند؟ با خودم می اندیشم توهین به زبان مادری من و هویت ملی ام چقدر برای این جماعت به اصطلاح دموکرات و بافرهنگ ساده و طبیعی شده است! او وقتی الکی گیر می دهد و یا با تحمیل بیگاری های خرکی آزارم می دهد، می داند که من ناراحت و ناراضی می شوم اما وقتی به زبانم و نژادم توهین می نماید احساس شادابی و شادمانی می کند انگار رفتار بی بدیلی از خود بروز داده است. نمی دانم اگر دم به دم به عربیت محمد(ص) و زبان او و نیاکانش توهین می کردند او چه می گفت؟ نمی دانم اندیشمندان و متفکران شرق و غرب چگونه در برابر توهین به زبان و نژاد خود برخورد می کردند؟ نمی دانم مدیرم در برابر توهین های مکرر یک غیر فارس زبان چه رفتاری از خود نشان می داد؟ من در مورد رفتار دیگران هیچ نمی گویم اما در مورد خودم می گویم این رفتار دلم را سخت می رنجاند. دو ساعتی هست از مدیر عزیزم خداحافظی کرده ام اما هنوز پر از التهابم. نمی دانم چرا آرام نمی شوم. آخر من در محل کارم مغز و بازوی مدیرم هستم اوامر او جسم و جان مرا چنان خسته می کند که نای غذا خوردن برایم باقی نمی گذارد. دلم آرام نمی شود. دلم آرام نمی شود. آخر می دانید من ۷ سال است در این شهر لعنتی می دوم و کار می کنم و دم به دم مورد تحقیر و تمسخر قوم متمدن و بافرهنگ فارس قرار می گیرم. در این هفت سال هفته ای نبوده که یکی "زبان" و "نژادم" را ننوازد. هر جا رفتم با هر کسی نشستم نژادم را بر سرم کوفته ... . نژاد من افتخار تاریخی من است. آنان که توهین می کنند یا حافظه تاریخی ندارند و یا از حسادت دق می کنند. من پان ترک نیستم اما به بافرهنگ های قشنگی که دم به دم نژاد مرا مسخره می کنند توصیه می کنم کمی تاریخ بخوانند. می خواهم بگویم زیاد خودتان اذیت نکنید از همین اخبار امروز بگیرید و بروید عقب تر. توانایی و دانایی این نژاد را با نژاد متمدن خود مقایسه کنید اصلا کافیست تبریز تاریخ را با همه شهرهای متمدن خود مقایسه کنید. **** راستی امروز را هم بخاطر بیاورید ۲۵ آبان ۱۲۸۵را ! روزی که ستارخان مشروطه، توسط آزادیخواهان هم نژاد شما بافرهنگ ها پای نهال نوپای آزادی قربانی شد. شاید اگر ستارخان را نمی کشتید ایرانیان صد سال بعد در حسرت چیدن نوبر آزادی سر به آمریکا و انگلیس و هلند نمی چرخاندند. ارنستو سالها پس از ستارخان کشته شد. لیبرالیزم نیز خون او را تقدیس کرد تا خود را تبرئه کند. جهان با تلبلیغات آنچنانی او را به "چگوارا" تبدیل کرد و از او قهرمانی جهانی ساخت. اما شما ستارخان بزرگ را که نه به دیکتاتوری پرولتاریا اعتقاد داشت و نه به مرام اشتراکی، کشتید و هنوز هم بعد از ۱۰۰ سال به جای ندامت، او را به کین نژادگرایانه خود، گلوله باران می کنید. همین دیروز فرزندان ستارخان را بر سر مزارش به جرم "یاد" و "یادآوری" دستگیر کردید. آیا توصیه دین را در مورد "ذکر" و "ذاکرین" نشنیده اید. می ترسید "یاد" ستارخان به سرود "آزادی" ختم شود؟ ستارخان یک شخص نیست، یک مکتب است مکتبی که پرچمش را از تاروپود آزادی و آزادگی دوخته اند. مکتب ستارخان یا کشتن و پنهان کردن و زندان کردن از بین نمی رود. مکتب ستار را نمی توان با تحقیر و تحریف نابود کرد. توصیه می کنم با این مکتب شوخی نکنید. بر دروازه این مکتب نام بلند ستارخان نوشته شده است ستارخانی که در دوران ماقبل "یونایتد"ها و بدون استفاده از ابزارهای رنگین "دموکراسی"، "حقوق بشر"، "رسانه " و "جامعه اطلاعاتی" ایران را نجات داد. *** از همه کسانی که به فرهنگ و تمدن قوم پارس می نازند، می پرسم چرا توهین می کنید؟ آیا برای رفتار نژاد پرستانه خود دلیل متمدنانه ای دارید؟ می دانید با تحقیرتان چه آتشی را در دل من شعله ور می کنید؟ خود شما بهتر می دانید که به زور سیاست و فرهنگ، زبان مادرم از من گرفته اید و زبان خود را یادم داده اید. من که زبان شما را از خودتان بهتر یاد گرفته ام چرا توهین می کنید؟! مرا با زبان مادرم بیگانه کرده اید بس نیست؟ چرا دم به دم به زبان مادرم و در حقیقت به مادرم توهین می کنید؟ شما کاری کرده اید که مادرم نجواهای مرا نمی تواند بخواند! نوشته های من سرشار از عشق و احساس بی نظیرم نسبت به مادر هستند. چرا مادرم را از خواندن اینهمه احساس و مرا از یک یک شعف بی نهایت محروم کرده اید ؟ زیباترین لحظه یک نویسنده خواندن متونش توسط دو نفر است مادرش و محبوبش! هشدار! روزی کاسه صبرم لبریز می شود و برمی گردم تمام خشم تاریخی ام بر سرت خالی می کنم ای هموطن پرمدعای من! تمام التماس هایم را تقدیم می کنم : "خفه شو" خفه شو تا ایران، ایران بماند. خفه شو تا من همچنان استوخان در گلو بمانم. تو خغه شو تا من از این ظلم تاریخی هیچ نگویم. تو خفه شو تا من همچنان ساکت بمانم. پی نوشت: می دانم که دوستان خوب فارس زبانم این نوشته را به حساب نفرت من از نژاد نخواهند گذاشت که اساسا همچون نفرتی در جان و جسم من تعریف نشده است
  هموطن , ؟ ,

پیشکش به یاران دلتنگِ وطن که از وطن
گریختم با کوله ای از ستاره و خورشید تا بامداد را دمیدن از یاد نزدایند و بیداد را دادخواهی! گریختم آری گریختم با کوله ای از هزار فاجعه داغ دار دام و گورهای بی نشان با گل افشان هر تابستانش گریختم با کوله ای از اشک و آه و فریاد مادرم مادرانم که آتش دادخواهی را در ظلمت نابگاه و ناروای خدای آلودگان هنوز برافرورخته می دارند. گریختم آری گریختم با کوله ای که فریادش کابوس جنایت پیشگان خرافه مستی است که جهانی نفریبانند و سورشان سوگ به بزم هماره در تلاوت مرگ که سلیطگانٍ آیه و شلاق زوزه می کشند به رنگ بردگی عزا به بلاهت و تزویر! گریختم آری گریختم با کوله ای از جوانه و عشق با فریادی رساتر که آینده از آن ماست و دمیدن سحر در خاک من بی انکار!
  پیشکش به یاران دلتنگِ وطن که از وطن ,

  آمار سایت
بازدید امروز : 26899
بازدید دیروز : 53935
کل بازدیدها : 3672544
کاربران آنلاین : 4 نفر
مهمانان آنلاین : 10 نفر
کل کاربران : 4586 نفر
جدیدترین کاربر : saead817
از دنباله حمایت کنید
donbaleh
<a href="http://www.Donbaleh.com"> <img src="http://donbaleh.com/style/logo2.gif" style="border:0" alt="Donbaleh" title="donbaleh"/> </a>