تبلیغات در دنباله
جستجو
آخرین نظرسنجی
انجام شد
بهترین لینک‌های روز
پربحث‌ترین لینک‌های روز
انجام شد
برچسب ها : پیرزن ( نتایج : 44 لینک )
رهبری گروه توسط یک پیرزن دلیر در اتوبوس ۵ دی
رهبری گروه توسط یک پیرزن دلیر در اتوبوس ۵ دی
  رهبری گروه , توسط یک پیرزن دلیر , 0در اتوبوس , ۵ دی ,

تعرض گارد ویژه به پیرزن عزادار+ویدئو
تعرض گارد ویژه به پیرزن عزادار+ویدئو
  گارد ویژه , پیرزن , عزادار ,

ان:پیرزن ونزوئلایی گفت، ایران برای ما همه چیز آورده !
دكتر احمدی‌نژاد در گفتگوی دیشب تلویزیونی خود، به صراحت از تمایل دولت برای برقراری رابطه و مذاكره با دولت آمریكا خبر داد و اظهار كرد، آمریكا بر اثر فشار صهیونیست‌ها از موضوع معامله هسته‌ای منصرف شده است دكتر احمدی‌نژاد در گفتگوی دیشب تلویزیونی خود، به صراحت از تمایل دولت برای برقراری رابطه و مذاكره با دولت آمریكا خبر داد و اظهار كرد، آمریكا بر اثر فشار صهیونیست‌ها از موضوع معامله هسته‌ای منصرف شده است. به گزارش خبرنگار «آینده»، رییس دولت دهم در ادامه گفتگو، صهیونیست‌ها را سگ‌های بی‌اراده‌ای دانست كه قلاده و افسار آن‌ها دست آمریكایی‌هاست. دكتر احمدی‌نژاد در این گفتگو با اعلام این‌كه مبادله هسته‌ای پیشنهاد ایران بوده است، اظهار كرد كه 400 كیلو با 1200 كیلو فرقی ندارد و گفت: ما تولید اورانیوم 5/3 درصد را از 30 سال پیش شروع كردیم و الان دو هزار كیلومتر جلوتریم. احمدی‌نژاد با تبیین صادقانه علت برهم خوردن معامله هسته ای گفت: برخی در داخل، این معامله را توطئه دانستند و خارجی‌ها هم مدعی شدند باید ایران این محموله را تحویل دهد تا به بمب اتم دست نیابد و این دو دلیل عامل برهم خوردن معامله هسته‌ای شد. وی گفت: ما به آن‌ها گفتیم حرف‌هایتان را تكذیب كنید تا حیثیت جمهوری اسلامی خدشه‌دار نشود. اما چون این فضا ساخته شد، گفتیم اگر مبادله را در داخل خاك ایران انجام دهیم، قبول می‌كنیم، و الا دیگر خودمان اورانیوم 20 درصد را تولید می‌كنیم. احمدی‌نژاد با تأكید بر این‌كه ایران آماده تعامل و عادی كردن روابط با غرب است، اما غرب لج‌بازی می‌كند، گفت: وزیرخارجه فرانسه نمی‌فهمد چه می‌گوید و آقای ساركوزی رئیس‌جمهور فرانسه گرفتار اوست و می‌خواهد حركات خشن كند. احمدی‌نژاد همچنین درباره سفر خود به ونزوئلا گفت: در این سفر، 4 هزار خانه تحویل كپرنشینان ونزوئلایی شد و پیرزن ونزوئلایی گفت: قبلاً كسی ما را حساب نمی‌كرد. اما ایران برای ما رفاه و خانه آورده، البته پولش را گرفته. احمدی‌نژاد بلافاصله گفت: این پیرزن نگفت كه پولش را گرفته، اما طبیعی است كه ما بگیریم. وی سپس از هدیه دادن چندین نانوسكوپ گرانقیمت به سران كشورها خبر داد و همچنین از احداث بیمارستان، ‌كارخانه و... در كشورهای فقیر آفریقایی و آمریكای جنوبی با افتخار یاد كرد. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از دفتر امور رسانه‌های ریاست جمهوری، مشروح مصاحبه محمود احمدی‌نژاد به شرح زیر است: مجری: نظرتان در مورد اوضاع منطقه‌ای و بین المللی جمهوری اسلامی ایران و تلاش دشمنان ملت ایران برای به انزوا كشاندن كشورمان چیست؟ رییس‌جمهور: بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم عجل لولیك الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه. ابتدا باید ببینیم ادبیات انزوا و اینكه عده‌ای بگویند ما می‌خواهیم فلان ملت را منزوی كنیم از كجاست، خاستگاهش كجاست و از چه زمانی باب شد. در طول تاریخ مستكبرانی بوده اند كه فكر می‌كردند همه كاره عالمند و به ویژه در شصت سال اخیر و در دوره ما این ادبیات باب شد.‌ عده‌ای بدون هیچ مبنای حقوقی برای خود حق وتو قائل شدند و با اینكه جنگ جهانی دوم در محدوده‌ای از عالم واقع شد، خود را پیروز این جنگ قلمداد كردند. این عده برای خودشان حقوق ویژه و انحصاری تعریف و ادبیاتی را در ادبیات سیاسی جهان وارد كردند از جمله اینكه كشوری را منزوی یا مشروعیت دولت‌ها و ملت‌ها را تعیین كنند یا فرمان بدهند تا در دنیا فرمان آنان اطاعت شود. در پنجاه، شصت سال اخیر این ادبیات رایج بود كه پنج، شش كشور خود را جامعه جهانی قلمداد كنند و بگویند همه دنیا ما هستیم اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به طور عام و به ویژه در سال‌های اخیر، این ادبیات رنگ باخته است. اصلا معادلات جهانی و مناسبات عوض شده و این ادبیات به تاریخ پیوسته است. در دوره‌ای كه همه درصدد جهانی شدن و جهانی سازی هستند و قرار است مناسبات و مقررات بر اساس روابط نامحدود میان ملت‌ها تنظیم شود، این حرف‌ها یا از روی بی اطلاعی گویندگان است یا از روی غرور آنان كه خود را به بی اطلاعی می‌زنند. فكر می‌كنم از روی غرور است و اینكه سرشان را در برف فرو برده اند و دائم حرف می‌زنند و تصور می‌كنند همه كشورهای جهان منتظرند ببینند آنها چه فرمانی صادر می‌كنند تا مردم حركت و تبعیت كنند. البته باید بگوییم كه این حركات بیشتر جنگ روانی است تا واقعیت؛ اما به هر حال آنها بسیار علاقه‌مندند كه اینها به واقعیت بپیوندد در حالی كه اصلا مناسبات جهان اجازه چنین كاری را به ویژه درباره ایران نمی‌دهد. اصلا ملت‌های اینها حق وتوی آنها و شورای امنیت را قبول ندارند. چه كسی می‌تواند ایران را منزوی كند؟ اصلا این كار نشدنی است و علت آن نیز ویژگی‌های تقریبا منحصر به فرد ایران است. مهم ترین منطقه دنیا به لحاظ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خاورمیانه است و این منطقه خاستگاه ادیان، فرهنگ‌ها و تمدن‌هاست و در خون و فرهنگ مردم جریان دارد و تعطیل شدنی نیست. خاورمیانه مركز انرژی دنیا و چهارراه ارتباطی میان قاره‌هاست. خاورمیانه مهم‌ترین منطقه جهان است. هر كشور و دولتی در دنیا برای حضور تعیین كننده در مناسبات جهانی باید در خاورمیانه به عنوان مقدمه، حضوری موثر داشته باشد. كشورهایی كه در خاورمیانه نیستند، به طور طبیعی از مناسبات جهانی حذف شده‌اند. كشورهای بزرگ با اقتصادهای بزرگ در دنیا وجود دارد. این كشورها حتی بمب اتم و تسلیحات دارند اما در معادلات جهانی به علت اینكه در نقطه ثقل مناسبات جهانی حضور ندارند، نقشی ندارند. رژیم صهیونیستی یك ركن از اركان نظام سلطه است. نظام سلطه برای تسلط بر دنیا به آمریكای جنوبی، آسیا و اروپا، فشار می‌آورد. برای دنیا نقشه كشیده اند كه چگونه دنیا را زیر سلطه خود بكشند و بر ان مسلط شوند. برای تسلط بر دنیا ابزاری تعبیه كرد‌اند. یكی از این ابزار، حق وتو و دیگری رژیم صهیونیستی است. اینها همه در نظام سلطه بر جهان كاركرد دارد. در اینجا انسان متوجه می‌شود كه چرا اینقدر اصرار دارند كه رژیم صهیونیستی باشد. 200 كشور وجود دارد كه مشكلاتی برای آنها پیدا می‌شود. از هیچ كشوری این قدر دفاع نمی‌كنند البته صهیونیست‌ها و رژیم صهیونستی كشور نیستند، بلكه جعلی هستند. همه نظام سلطه بر روی سه یا چهار پایه استوار است كه یكی از پایه‌های اصلی آن رژیم اشغالگر صهیونیستی در خاورمیانه است. كشورهای بزرگی حتی در اطراف ما هستند كه بمب اتم دارند. اما از آن زمان كه خود را از معادلات خاورمیانه كنار كشیده اند از صحنه‌های سیاسی دنیا هم حذف شدند. در خاورمیانه مهمترین منطقه دنیا كدام كشور مهمتر است؟ جایگاه ایران قابل انكار و پوشاندن نیست. ایران هم به لحاظ خاستگاه تمدن بودن و ظرفیت‌های تمدن سازی و فرهنگ سازی و هم به لحاظ ظرفیت نیروی انسانی، علمی، اقتصادی و از لحاظ ظرفیت‌های بی پایان سیاسی در طول تاریخ نه فقط در خاورمیانه بلكه ورای خاورمیانه عنصر تعیین كننده در معادلات سیاسی بوده است. آنها به ما نیازمند هستند، همه كسانی كه می‌خواهند در دنیا نقش آفرینی كنند باید به خاورمیانه بیایند و در این منطقه به ایران نیاز دارند. نه تنها در خاورمیانه بلكه در كل دنیا به ایران نیاز دارند، ایران امروز در آفریقا، آمریكای جنوبی، آسیا، اقتصاد جهانی و مناسبات سیاسی جهانی حضور دارد. به انزوا كشاندن ایران را حرفی بی ربط و برآمده از دماغ‌های باد شده مستكبران است. این حرفها متعلق به دوره گذشته است كه قابلیت اجرایی ندارد و من تعجب می‌كنم كه چرا این حرف‌ها را تكرار می‌كنند. تكرار این حرفها از یك نظر به نفع ماست، ما به طور دائم به ملتها می‌گوییم كه رفتار آنها استكباری است و توهین آمیز برخورد می‌كنند كه اتفاقاً آنها به ما سند می‌دهند و طوری رفتار می‌كنند كه همه ملتها حرف ما را بپذیرند. تعریفی كه ما از اینها می‌كنیم، آنها تعریف را عملیاتی می‌كنند كه این به نفع ماست. مجری: آنها در پای میز مذاكره هم سعی در منزوی معرفی كردن ملت ایران دارند. رییس‌جمهور: به نظر من خنده دار است یعنی همان ادبیاتی است كه خیال می‌كنند هر كی با آنها نبود وجود ندارد، در حالی كه اكثر ملت‌ها با آنها نیستند وجود هم دارند، ایران هم وجود دارد. ده‌ها و صدها كشور وجود دارند كه اصلا این نظام سلطه را قبول ندارند؛ بعضی‌ها بیان می‌كنند و بعضی‌ها هم ملاحظاتی دارند؛ طبیعی است چون اینها قدرت مسلط هستند و عقل درستی هم ندارند، خیلی‌ها هم الان ملاحظه می‌كنند. البته رو به افول هستند؛ همین طور كه ادبیاتشان رو به افول است قدرتشان، اقتصادشان و اثرگذاری‌شان هم رو به افول است. همان طور كه می‌بینید الان هیچ كاری هم نمی‌توانند در خاورمیانه انجام دهند. مجری: آیا امیدی به اصلاح این وضع در جهان هست؟ رییس‌جمهور: ‌قطعا همین طور است؛ اولا اقتدار را الان افكار عمومی تعیین می‌كند یعنی منشأ اقتدار، افكار عمومی و داشته‌های ذاتی، فرهنگی و علمی و توانمندی‌ها و استعدادهای بالقوه و بالفعل یك ملت است. افكار عمومی دنیا الان با كیست؟ خودشان هم می‌دانند با ملت ایران است؛ نه اینكه ملت ایران خودش را برتر از دیگران می‌داند؛ ملت ایران شجاعتی دارد كه حرف دل ملت‌ها را بیان می‌كند. طبیعی است كه ملت‌ها با ما همراهی كنند، در خاورمیانه یك نظر سنجی كنید قریب به اتفاق ملت‌ها طرفدار ایران هستند. ایران حرف ملت‌ها را می‌زند، حرف حق و عادلانه می‌زند و ملت‌ها طرفدار آن هستند، همه جای دنیا همین طور است، حتی در امریكا و اروپا. آنها با شیوه‌های خفقانی كه دارند اجازه نمی‌دهند نظر ملت‌ها به خصوص در اروپا و امریكا بیان شود. این حرف متعلق به گذشته به خصوص درباره ایران معنا ندارد اگر هم معنا داشت اجرایی نبود چون آنها به ما نیاز دارند بیش از آنكه ما به آنها نیاز داشته باشیم. ‌ما بدون آنها توانستیم زندگی كنیم آنها بدون ما نمی‌توانند زندگی كنند. من ‌بیشتر این را از آن روحیه استكبار و حالاتی كه در گذشته زندگی می‌كنند می‌دانم؛ دنیا عوض شده است و دیگر در دنیا به این حرف‌ها می‌خندند. آقای رییس‌جمهور در مورد گزارش تحلیلی سفر به پنج كشور كه خیلی هم سفر فشرده‌ای بود و در مدت خیلی كوتاه (جمعا چیزی حدود 120 ساعت 5 كشور و هر كدام در یك گوشه دنیا) بفرمایید. این سفر از جهات گوناگونی مهم بود دو كشور در غرب افریقا كه در این منطقه كشورهای مهمی هستند و سه كشور در امریكای لاتین. سه، چهار ماه بود كه همین تبلیغاتی كه شما گفتید با حجم گسترده‌ای در دنیا مطرح بود در عالم واقع چیزی نبود اما تبلیغات همین طور پیوسته تكرار می‌شد. لازم بود اولا این (فضا) بشكند و نكته دوم اینكه دنیا به سمت یك وضع جدید حركت می‌كند یك گرایش عمومی علیه این نظم موجود به وجود آمده است و همه دنبال یك روابط جدید هستند خارج از این روابط نظام سلطه، این هم باید تقویت می‌شد. ‌این گرایش‌ها در افریقا هست، در امریكای جنوبی و در آسیا هم هست. در زمینه‌های همكاری‌های تهران- برازیلیا، در بخش كشاورزی پیشنهادهای خوبی به ما شد و مردم و بخش خصوصی ایران می‌توانند در آنجا زمین در اختیار بگیرند و تسهیلات بسیار خوب كشاورزی دریافت كنند. برزیل بزرگترین كشور در آمریكای جنوبی است. این كشور هشت و نیم میلیون مترمربع وسعت دارد و همان طور كه فرانسه یك پنجم ماست ما نیز از نظر وسعت یك پنجم برزیل هستیم. برزیل به لحاظ منابع طبیعی بسیار آباد است. برزیل یك كشور رو به پیشرفت و با اقتصاد در حال رشد است، یكهزار و هشتصد و پنجاه میلیارد دلار تولید ناخالص این كشور در سال گذشته بوده كه بر اساس (نرخ برابری قدرت خرید) تقریباً سه برابر ماست. همچنان كه آنها در كشاورزی و بخش‌هایی از صنعت پیشرفت خوبی دارند، ایران نیز در فناوری، علم، بخش‌هایی از هوا- فضا و انرژی توانمندی‌هایی دارد كه به خاطر همین توانمندی‌های دوطرفه تمایل بیشتری برای گسترش روابط ایجاد شده است. روابط گذشته ایران و برزیل كه در حد پایین تری بوده است. این نخستین سفر رییس دولت در 40 سال گذشته به برزیل بود و ما با آقای لولا رئیس‌جمهور این كشور كه فردی انقلابی است دیدگاه‌های بسیار نزدیكی داشتیم. عملكرد لولا داسیلوا رییس‌جمهور برزیل در مدت مسئولیتش موفقیت‌آمیز بوده است. صهیونیست‌ها و مستكبران از این موفقیت ناراحتند به همین دلیل فشارهای گوناگون به برزیل می‌اورند. اما در مورد تغییر تاریخ سفر ما به این كشور، ابتدا قرار بود اول سال به برزیل برویم كه به خاطر نزدیك بودن به ایام انتخابات و شرایطی كه در در برزیل وجود داشت نگران بودم كه بهره كافی از این سفر به دو ملت نرسد به همین دلیل نامه‌ای نوشتم و این سفر را به تأخیر انداختم و در سفری كه صورت گرفت نیز آنان استقبال بسیار خوبی از هیأت جمهوری اسلامی ایران داشتند. برزیل به دنبال نظم جدید در دنیا و حضور در مناسبات جهانی است. به طور طبیعی هم آنها به گسترش روابط با ایران تمایل دارند و هم ایران به آنها و برای نخستین بار 150 نفر از مدیران بخش خصوصی، صنعتی و مردمی به این كشور سفر كردند، 4 كارگروه تشكیل دادند، در 26 حوزه فعالیت‌های خود را طراحی كردند و قراردادهای خوبی هم بین شركت‌های دو طرف بسته شد. انجام این سفرها در پیشرفت جهشی روابط اقتصادی دو كشور بسیار مؤثر بود. ابتدا پیش بینی شد تا مبادلات اقتصادی به 3 میلیارد دلار سپس به 5 میلیارد و در مرحله بعدی نیز به 10 میلیارد دلار برسد و دو طرف از آن استقبال كردند. حركت برزیل در مسیر استفاده از انرژی صلح آمیز هسته‌ای است. هم اكنون آنها نیروگاه دارند اما سوخت را خودشان تولید نمی‌كنند و علاقه مند هستند از توانمندی ایران در تولید سوخت استفاده كنند. آنها هواپیما دارند و ما ماهواره و موشك‌های ماهواره بر داریم و در این زمینه می‌توانیم ارتباط خوبی داشته باشیم. سفر هیأت اقتصادی ایران به برزیل برای نخستین بار در تاریخ روابط اقتصادی اتفاق افتاد. یك جلسه مشترك نیز تجار و بازرگانان دو كشور با رؤسای جمهور داشتند كه جلسه خوبی بود و ما حمایت قاطع خود را از ارتباطات آنها بیان كردیم. در واقع این سفر یك فرصت اقتصادی بسیار خوب برای ما در آمریكای لاتین و برای برزیل در خاورمیانه ایجاد كرد. در این سفر روابط بخش‌های خصوصی دو طرف سازماندهی شد و روابط بانكی و گمركی را نیز تنظیم كردیم و مسأله روادید نیز برای رفت و آمد راحت تر بین دو كشور بررسی شد و پرواز مستقیم را نیز میان دو كشور در دستور كار قرار دادیم. نگاه رؤسای جمهور ایران و برزیل در بسیاری از موارد مشترك و مشابه است. گفتگوی سازنده و خوب و هدفمند ما كه به صورت خصوصی بود بیش از 3 و نیم ساعت طول كشید و به رغم فشارهایی كه به دولت برزیل آمد سفر پرباری داشتیم. رییس رژیم صهیونیستی به برزیل سفر كرد و آقای اوباما به این كشور نامه‌ای برای جلوگیری از انجام این سفر نوشت. دست آخر چون تلاشهایشان به نتیجه نرسید برای اینكه ژست ابرقدرتی بگیرند به دولتمردان برزیلی گفتند به احمدی نژاد این حرف‌ها را بزنید و مواضع ما را اینگونه تبیین كنید. با اینكه آقای لولا زندگی ساده و مردمی در برزیل دارد اما عناصر صهیونیست و مستكبر در آنجا فعالند و به دولت برزیل فشار وارد می‌كنند. تلاش صهیونیست‌ها برای سازماندهی تظاهراتی گسترده علیه سفر هیأت ایرانی به برازیلیا شكست خورد. در نهایت با همه دستگاه‌های تبلیغاتی كه داشتند 40- 50 نفر بیشتر جمع نشدند كه واقعاً ترحم برانگیز بود كه همین جمعیت 40- 50 نفری نیز یك بلندگوی 2 متر در 2 متر در اختیار گرفته بودند و هر چه می‌خواستند فحش می‌دادند. آنها نگران پایگاه‌های نظامی هستند كه آمریكا در برخی كشورهای آمریكای لاتین ایجاد كرده است؛ آمریكایی‌ها در آمریكای لاتین به طور كلی مردم را از دست داده اند و می‌خواهند از حوزه نظامی وارد شوند كه نمونه اش كودتا در هندوراس است و برخی تحركات را نیز در همین زمینه انجام می‌دهند كه مطمئناً شكست خورده، است. فضای مذاكرات تهران و برازیلیا بسیار نزدیك و در قریب به اتفاق موضوعات مشترك است. دو طرف معتقد بودند نظامات ظالمانه باید از بین برود و به آخر خط رسیده است و باید نظام جدید، فارغ از همه این قید و بندها و با مشاركت همه ملت‌ها ایجاد شود. همكاری در همه زمینه‌ها از نظر سیاسی و در خصوص اقتصادی هم بدون حد و مرز مورد تأكید دو طرف بود و ما در موضوعات مختلف از آنها حمایت كردیم و هم آنها از ما و در شورای حكام نیز رأیشان ممتنع بود كه منفی حساب می‌شود و آن هم به خاطر این بود كه نتوانستند اجماع ایجاد كنند. دیدارهای بنده با رؤسای مجلس سنا و نمایندگان برزیل موفقیت آمیز بود. همه آنها بر این تأكید داشتند كه می‌خواهند روابطشان را با ایران گسترش دهند و فضای عمومی فضای همكاری بود. اما در مورد انتخابات پیش روی برزیل، قدرت‌ها بسیار تلاش می‌كنند تا نتیجه انتخابات را از حوزه گروه‌های متفكر و مردمی در آنجا خارج كنند و مسلماً پول زیادی هم خرج خواهند كرد. اما در مورد سفر به بولیوی،‌ بولیوی كشوری است كه صد سال زیر دست كشور امریكا بوده و تمام اقتصاد، نفت و گازش به تاراج رفته است و حدود 12 تا 13 میلیون نفر جمعیت دارد و مردمش فقیر هستند و نفتشان را برده‌اند و هیچ چیزی به آنها نداده اند. ‌بسیاری از كشاورزان تراكتور برای كار كشاورزی ندارند و تراكتور چیز جدیدی برای آنهاست در حالی كه ثروتمند هستند. ‌بزرگ ترین معدن لیتیوم را دارند و معادن دیگر نیز در آنجا هست و حاصلخیزترین زمین‌های كشاورزی در مقیاس میلیون هكتاری در آنجا هست. از طرفی نفت و گاز دارند اما نفت و گاز آنها را برده اند و چیزی به آنها نداده اند. ‌رییس‌جمهورشان انقلابی است و نگاه انقلابی دارد و كشاورززاده است و امریكایی‌ها نیروهای بومی آنجا را به مسلخ كشیده اند و آنها را در تحقیر و فقر كامل در اسارت نگه داشته اند اما عده‌ای از میان خودشان آنها را ثروتمند كرده است. ‌این مردم اكنون بیدار شده‌اند و واقعا می‌خواهند كار كنند و ما نیز رابطه اقتصادی و سیاسی خوبی با آنها داریم یعنی یك فضای مناسبی هست تا خدمات فنی و مهندسی ما و كارشناسان و شركت‌های ما در آنجا حضور پیدا كنند. اكنون نیز گروه‌های خصوصی در آنجا كارخانه شن می‌سازند كه بازار بسیار خوبی پیدا كرده اند و این بازار نامحدود است و هر قدر بتوانند كار كنند آنجا تقاضا هست و چند تا كارخانه دیگر نیز بعدا افتتاح خواهد شد. البته درمانگاه هلال احمر نیز در آنجا افتتاح شد كه كاری انسانی و عام المنفعه است و مردم بسیار استقبال كردند. دفتر وزارت نفت در آنجا تاسیس شد چون در بخش سرمایه گذاری نفت و بهره برداری از نفت حتما باید حضور داشته باشیم و همكاری كنیم. البته ونزوئلا و دیگران نیز هستند كه باید به صورت سه جانبه نفت، گاز و پتروشیمی سرمایه گذاری‌هایی انجام شود كه افتتاح خود دفتر نفت كار بزرگی بود. رییس‌جمهور بولیوی صحبت جالبی در حضور رسانه‌ها انجام داد و اعلام كرد تا امپریالیسم هست ملت‌ها پیشرفت نمی‌كنند و آبادانی اتفاق نمی‌افتد و استدلال كرد كه آنها مناسبات را طوری بسته اند كه همه ثروت‌های ما به جیب آنها می‌رود پس ما خودمان چه كاره هستیم و ما می‌خواهیم بسازیم و مقابل آنها می‌ایستیم. رییس‌جمهور بولیوی خیلی قوی از ایران صحبت كرد كه ایران الگوست و مشی ملت ایران الگوست و تجربیات ایران كمك ملت بولیوی و ملت امریكای جنوبی است و چند توافقنامه در آنجا برای سرمایه‌گذاری‌های جدید و فعالیت‌های اقتصادی جدید امضا ‌شد. بزرگترین قرارداد اقتصادی در تاریخ ایران با ونزوئلا رقم خورد. در مورد سفر به ونزوئلا، ونزوئلا كشور بزرگی است كه با یك میلیون كیلومتر مربع وسعت سومین كشور آمریكای جنوبی محسوب می‌شود. این كشور منابع غنی نفت و معادن دارد و از سرزمین‌های حاصلخیز كشاورزی برخوردار است. ونزوئلا با 35 میلیون نفر جمعیت جایگاه ممتازی در منطقه دارد. چاوز رییس‌جمهور ونزوئلا انقلابی بوده و از طرفداران انقلاب اسلامی ایران است، در این كشور استقبال گرمی از هیئت ایرانی شد. در ونزوئلا از ابتدا استقبال بسیار گرمی از ما كردند و هوگو چاوز تاكید می‌كرد كه با استفاده از راه امام (ره) و انقلاب اسلامی، ونزوئلا را خواهیم ساخت. دولت ونزوئلا همچنین از رهبری و ملت ایران بسیار تعریف و تجلیل می‌كند. كارهای گسترده‌ای میان ایران و ونزوئلا در حال انجام است از جمله حضور یك شركت ایرانی برای ساخت 10 هزار واحد مسكونی كه 4 هزار واحد آن افتتاح شد و بقیه بزودی در اختیار مردم ونزوئلا قرار می‌گیرد. در ونزوئلا بخش زیادی از مردم مسكن درستی ندارند، آقای چاوز همت و تلاش كرده است كه مردم را صاحب خانه كند به طوری كه علاوه بر شركت ایرانی ذكر شده، شركت دیگری از كشورمان قرارداد ساخت 7 هزار واحد مسكونی و همچنین قرارداد دیگری به استعداد 10 هزار واحد مسكونی با شركت اولی نیز در حال انعقاد است. طرح‌های بزرگی در زمینه ساخت كارخانه‌های شیر، آرد، تراكتورسازی، خودروسازی، بانك و صندوق مشترك میان دو كشور منعقد شده است. در سفر اخیر به ونزوئلا 70 شركت با 140 نفر از متخصصان و تجار كشورمان5 میلیارد دلار با شركت‌های ونزوئلایی قرار بستند كه در تاریخ اقتصاد دو كشور بی سابقه است. البته مقدمات این قراردادها از قبل اماده شده بود. در این سفر سه ساعت نشست خصوصی داشتیم كه در آن مسائل جهان، منطقه و دو كشور بررسی شد. از جمله نگرانی جدی حضور نظامیان در آمریكای لاتین بود كه در این نشست مورد بررسی قرار گرفت و راههای رفع نگرانی، تقویت قدرت ملتها و انتقال تجارب دو ملت حاصل گفتگوی سه ساعته ما بود. در مورد نشست سه ساعته مقامات دو كشور نیز در این نشست كه به طور زنده از شبكه‌های تلویزیونی پخش می‌شد بسیاری از طرح‌های اقتصادی و برنامه‌های آینده امضا شد. از اتفاقات شیرین در ونزوئلا واگذاری یكی از واحدهای مسكونی ساخته شده توسط شركت ایرانی به پیرزنی ونزوئلایی بود كه خانه خود را تحویل می‌گرفت. این خانم ابتدا با تشكر از ملت و دولت ایران و همچنین آقای چاوز به دو نكته اشاره كرد و اظهار داشت پیش از دولت آقای چاوز هیچ مسئولی به مناطق فقیر نشین سر نمی‌زد و اعتنایی به اكثریت مردم محروم نمی‌كرد و دوم اینكه ایرانی‌ها برای ما خانه و رفاه می‌آورند - البته كه آنها پول این خانه‌ها را می‌پردازند - اما آمریكا برای ما پایگاه نظامی می‌آورد، دنیا ببیند ایران بمب نیاورده، اقتصاد و رفاه را برای ما به ارمغان آورده است. در مورد طرح‌های مشترك میان ایران و كشورهای ثالث، ایران و ونزوئلا طرح‌های مشتركی دارند به طوری كه ایران در آنجا طرح‌های مشترك پتروشیمی دارد و همین طور ونزوئلا نیز در ایران طرح پتروشیمی دارد. تاجرهای ایرانی در بسیاری از نقاط با تاجران یا صنعتگران ونزوئلایی به صورت مشترك با منابع جهانی یا منابعی كه خود دولت ونزوئلا می‌گذارد، طرح اجرا می‌كنند. دولت ونزوئلا با در اختیار گذاشتن منابع مالی از ایرانی‌ها و طرح‌های آنها حمایت می‌كند كه فرصت خوبی است. دانشمندان ایرانی موفق به ساخت دستگاهی به نام نانوسكوپ شده اند كه این دستگاه را فقط شش كشور در دنیا می‌سازند كه یكی از آن كشورها ایران است. در توضیح كارآیی این دستگاه باید گفت كه اگر یك میلیمتر را بر عدد هزار تقسیم كنیم یعنی یك هزارم میلیمتر را میكروسكوپ می‌تواند تشخیص دهد اما اگر یك هزارم میلیمتر (میكرون) را بر عدد هزار تقسیم كنیم عددی به دست می‌آید كه فقط نانوسكوپ ساخت دانشمندان ایرانی و پنج كشور دیگر دنیا قادر به تشخیص آن است. نانوسكوپ دستگاه الكترونیكی بسیار پیشرفته‌ای است كه هم اكنون پنجاه نانوسكوپ را خودمان در داخل كشور تولید كرده ایم و در حال فروش آن هستیم. كشورهای مختلف مشتاق خرید نانوسكوپ ایرانی هستند زیرا این دستگاه، دستگاهی بسیار پیشرفته است و در عین حال جنس ایرانی ارزان تر از پنج كشور دیگر تولیدكننده این دستگاه است. یك نانوسكوپ ایرانی را به رییس‌جمهور برزیل و یك نانوسكوپ دیگر را به رییس‌جمهور ونزوئلا دادم و آقای چاوز گفت این بمب ایرانی است، این همان بمبی است كه می‌گویند ایران می‌خواهد بسازد. در یك برنامه زنده تلویزیونی پرمخاطب كه ده‌ها میلیون نفر در امریكای جنوبی به دو زبان اسپانیولی و پرتغالی آن را می‌دیدند به مردم گفتم كه ما سه ساعت است در حال گفتگو هستیم و در این سه ساعت درباره اشتغال، مسكن، كارخانه، نیروگاه و ساخت سد صحبت كردیم اما دیگران وقتی دور هم جمع می‌شوند درباره پایگاه نظامی، تحقیر ملت‌ها، سلطه، تحریم و از این گونه حرف‌های بچه گانه سخن می‌گویند. دستگاه نانوسكوپ كه ایرانی‌ها ساخته اند در خدمت رفاه، بهداشت و پیشرفت علمی است و آنها نگران ساخت بمب نیستند بلكه نگران پیشرفت علمی هستند كه همه از این صحبت شادمان شدند، دست زدند و آقای چاوز هم خوشش آمد. رییس‌جمهور ونزوئلا گفت آنها دروغ می‌گویند بلكه می‌خواهند بر دنیا مسلط شوند و یك سری شعار دروغ می‌سازند تا عده‌ای را بترسانند. آنها می‌خواهند اقتصاد ما ضعیف شود و كار ما به جایی برسد كه جزو پنج كشور برتر دنیا نباشیم، نانوسكوپ، بیوتكنولوژی، نانوتكنولوژی، فناوری سلولی و فناوری هوافضا نداشته باشیم و بقیه حرف‌های آنها فقط بازی رسانه‌ای است. ایران و ونزوئلا چند موافقتنامه جدید همكاری برای سرمایه گذاری تجار امضا كردند كه از این موافقتنامه‌ها ایران و ونزوئلا سود اقتصادی و سیاسی می‌برند. در مورد كشور سنگال؛ سنگال كشور مهمی در غرب آفریقاست و روابط بسیار خوبی داریم. رییس‌جمهور سنگال، رییس سازمان كنفرانس اسلامی هم است و از نظر فكری به جمهوری اسلامی بسیار نزدیك است و مردمانشان از نظر فكری و عاطفی به شدت به جمهوری اسلامی نزدیك هستند. در آنجا یك كارخانه خودروسازی با سرمایه مشترك احداث شده كه مدرن ترین كارخانه در آفریقا است. تقاضای خرید برای خودرو در آنجا بالاست و توافق شد كه ایران خودرو قطعات را سریع تر به آنجا بفرستد و در آنجا بخش رنگ و بدنه تقریبا در حال كامل شدن است و اینگونه كارخانه كامل می‌شود. قطعات اولیه این كارخانه از ایران به آنجا ارسال و در آنجا مونتاژ و همانجا تحویل مردم می‌شود. جالبتر اینكه تولیدات این كارخانه در برزیل و ونزوئلا هم مشتری دارد و در ونزوئلا 16 هزار نفر متقاضی دریافت این خودرو هستند و برای‌ آن ثبت نام كردند. با توافق‌های بعمل آمده در مورد مباحث گمركی و مالیاتی مقرر شد قطعات برای مونتاژ و تحویل به مشتری سریعا به آنجا ارسال شود. مجری: سنگال سالها پیش مستعمره فرانسوی‌ها بوده و بازار این كشور در دست آنهاست. رییس‌جمهور: بله همین‌طور است. همینطور است آن‌ها بیش از صد سال است كه این بازار را در اختیار دارند. مردم سنگال به سمت استقلال و خودكفایی كامل در حال حركت هستند و رییس‌جمهورشان نیز دیدگاه‌های خیلی خوبی دارد. هم او و هم روسای جمهور برزیل، بولیوی و ونزوئلا نگاهشان به سمت خودكفایی است و تمام پیشنهادهایی كه برای همكاری می‌دهند در جهتی است كه خودكفا و از غرب بی نیاز شوند. آنها صریحا می‌گویند كه ما می‌خواهیم این ارتباطات را از غرب جدا كنیم و به جمهوری اسلامی وصل كنیم برای اینكه جمهوری اسلامی ایران به دنبال سلطه نیست و تجربیاتش را به ما می‌دهد. آنها با بیان اینكه غربی‌ها سالها در كشورمان بوده اند معتقدند انها چیزی به این كشورها نداده‌اند و فقط منافع را برده اند. الان در خود برزیل هم قریب به اتفاق شركت‌های بزرگ، چند ملیتی هستند كه فقط كار و زحمت انها برای مردم برزیل می‌ماند نه ارزش افزوده، اما نگاه رییس‌جمهور برزیل به سمت این است كه اینها را بیاورند نهادینه كنند و ارزش افزوده منابع هم نصیب این كشور شود. در منظر جهانی، این سفر، بسیار مهم تلقی شد و نشان داد حرف‌هایی كه آنها می‌زنند بی ربط تر از آن است كه قابل اعتنا باشد.‌ این سفر ظرفیت و عمق استراتژیك جمهوری اسلامی ایران را یك بار دیگر در معرض دید جهانیان قرار داد و همینطور گستره همكاری‌های جمهوری اسلامی ایران را نمایش داد. هیچ زمینه‌ای نیست كه ما در آن حرفی برای گفتن نداشته باشیم و در هر حوزه علمی و اقتصادی از جمله در حوزه‌های كشاورزی، صنعتی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی وارد می‌شوند ما حرف داریم و می‌توانیم با هم همكاری كنیم. در مجموع همكاران من در این سفر خیلی زحمت كشیدند، سفر فشرده‌ای بود، 40 ساعت ما روی هوا و در فرودگاه بودیم، بیش از 30 هزار كیلومتر پرواز كردیم كه فشار می‌آورد اما همكاران من با شوق این كار را انجام دادند، چون یك هدف مقدسی را دنبال می‌كنیم و رابطه عادلانه‌ای كه به نفع دو ملت و به نفع جهان است. خدمت به ملت ایران چیزی است كه اصلا ادم از آن خسته نمی‌شود. موضوع هسته‌ای از نظر ما حل شده است و ما هم اكنون موضوعی به نام موضوع هسته‌ای كه بخواهیم درباره آن با آنها گفتگو كنیم نداریم، حال هر قدر می‌خواهند هیاهو كنند، این مسئله از نظر ما تمام شده است. مجری: در‌ هاله‌ای از ابهام است كه چرا فضای آرام اخیر درباره موضوع هسته‌ای را یكباره بر هم زدند. رییس‌جمهور: برای ما ابهامی وجود ندارد و ما از ابتدا هم علاقه داشتیم كه همه مسائل و موضوع هسته‌ای را حل كنیم. ما طبق قانون عمل می‌كنیم،‌ حقوق خودمان را می‌خواهیم و چیزی اضافه نمی‌خواهیم، روی مرز قانون هم حركت كرده ایم و هر سؤال حقوقی هم داشتند پاسخ داده ایم و جوابش را هم گرفته ایم و به هیاهوها هم محل نگذاشته ایم. هر جا هم غیرقانونی تصویب كرده اند ما رسماً اعلام كرده ایم كه به رسمیت نمی‌شناسیم. برخی كشورها و دولت‌ها ازجمله دولت انگلیس به شدت با آن شرایط آرامش قبل از قطعنامه اخیر مخالف بودند. برای ما مسجل است كه دولت انگلیس با مذاكرات ژنو كه مذاكرات درستی بود و در مسیر درست تفاهم بود مخالف بود و رژیم صهیونیستی نیز به شدت مخالف آن بود و اینها دنبال این بودند كه آن فضا را عوض كنند و بگویند اصلاً تفاهمی نیست و آرامشی وجود ندارد و برای این مسئله سرمایه گذاری كردند. برخی دیگر هم به نظر من فریب خوردند، روسیه اشتباه كرد، روسیه تحلیل درستی از شرایط امروز دنیا ندارد، شاید بر اساس اطلاعاتی كه درست نیست به آن طرف رفت. اما رژیم صهیونیستی و دولت انگلیس اصلاً دستپاچه بودند زیرا در این مذاكرات سازنده همه در حد خودشان بودند، ایران در حد خودش با كشورهای بزرگ دنیا حرف می‌زند و همكاری هم می‌كند اما این را كه كسی بخواهد خود را برتر از دیگران بداند اصلاً قبول نداریم، همه آنها هم این را می‌دانند زیرا دوره این ادبیات پایان یافته است. مجری: نظر شما تشكیل ترتیبات و اتحادهای فرامنطقه‌ای مانند گروه هشت كشور صنعتی و استفاده از ظرفیت‌های بین المللی برای پیشبرد اهداف مشترك تا چه حد كارساز خواهد بود؟ رییس‌جمهور: این حرف شما درست است و باید عملی شود و ما به این سمت می‌رویم. هشت كشوری كه در قالب گروه هشت كشور صنعتی دور هم جمع شده اند در همین نظام كنونی جهانی كار می‌كنند یعنی نظام كنونی از جمله بانك جهانی، صندوق بین المللی پول و سازمان‌های تصمیم گیری دنیا پشتیبان آن هستند، آنها بر این نهادها مسلطند و آنجا تصمیم گیری می‌كنند. ما می‌خواهیم خارج از این ترتیبات، یك ترتیبات عادلانه درست كنیم كه از همین روابط دوجانبه و تقویت این اندیشه آغاز می‌شود. خوشبختانه این اندیشه الآن در حال همه گیر شدن است و باید آرام آرام همین روابط دوجانبه را گسترش دهیم. مثلاً بانكی كه بین ما و ونزوئلا تشكیل شده است الآن چند كشور گفتند كه ما هم می‌خواهیم باشیم، این نقطه شروع است. این نقطه ثقل هم اكنون وجود دارد اما نمی‌توان آن را اعلام كرد و بالأخره چند كشور هستیم كه با هم رایزنی‌هایی داریم و حرف‌ها را باهم می‌زنیم و نمی‌خواهیم كه آنها بدانند ما چه برنامه‌ای برای آینده داریم اما مطمئناً برنامه داریم و طرفداران اندیشه‌ای كه طرح كردم به سرعت در حال زیاد شدن است. از نهادها شروع كردیم و گفتیم كه بانكی خارج از این حلقه تأسیس شود كه پایه‌اش باید در ونزوئلا گذاشته شود و بلافاصله چند كشور گفتند كه ما هم هستیم. ترتیبات اجرایی این كار ظرف چند ماه كامل می‌شود و یك بانك چندملیتی خارج از آن حلقه ایجاد می‌شود كه این نكته بسیار مهمی است. در سازمان اكو هم خوشبختانه این اندیشه همه گیر شده است و تاكنون چند طرح خوب آغاز كرده ایم. هم اكنون میان جمهوری اسلامی ایران و تركیه قصد داریم كه با لیر و ریال مبادله كنیم و این به معنای دور زدن ساختاری است كه آنها برای ما طراحی كرده اند و از آن طریق سلطه خود را اعمال می‌كنند. برخی كارهای دیگر نیز ازجمله بانك عمومی و صندوق حمایت از سرمایه گذاری در سازمان اكو برای مبادلات دوجانبه در دست اجراست. همان گونه كه می‌دانید جمهوری اسلامی ایران برای دور بعد، به عنوان رییس جنبش غیرمتعهدها انتخاب شد كه این یك ظرفیت است. هم اكنون مصر رییس جنبش است كه تحرك خوبی را آغاز كرده است و كوبا هم تحرك خوبی داشت و مالزی هم واقعاً این جنبش را در حالی كه در حال حذف شدن از مناسبات جهانی بود بسیار شجاعانه احیا كرد و كوبا دنبال آن را گرفت. الآن مصر كارهایی را آغاز كرده است و دو سال و نیم دیگر ریاست این جنبش به ایران می‌رسد. طبعاً ما به مصر كمك می‌كنیم كه از این فرصت حداكثر استفاده را بكند. جنبش عدم تعهد یك ظرفیت بسیار بالایی است و این اندیشه كه ما باید ساز و كارهای دیگری داشته باشیم در حال عمومی شدن است. این مقدار كار در دوران مصر صورت می‌گیرد و بقیه حتماً در دوره ریاست ایران تكمیل می‌شود ضمن اینكه كارهای دیگری نیز مانند روابط ما با ونزوئلا و ونزوئلا با كشورهای دیگر در دست اجراست. این حركت‌ها در حال كاشت نهال‌هایی است كه بعداً به شبكه‌ای تبدیل می‌شود. اگر ما الآن ایجاد یك شبكه جدید را اعلام كنیم، با آن مقابله می‌كنند و نمی‌گذارند؛ زیرا با نظام كنونی جهانی، دنیا را می‌چاپند و به خاطر همین نظام، آقای دنیا هستند. ما می‌خواهیم این نظام را كنار بگذاریم و نظام دیگری را بیاوریم و حتماً بخش مهمی از این تهدیدهایی كه اعلام می‌كنند به خاطر همین ظرفیت ایران است كه ایران می‌تواند منشأ تغییر این نظام در دنیا باشد. پیشنهاد اصل تبادل سوخت، با خود ما بود، رآكتور تهران در ابتدا سوخت 90 درصد مصرف می‌كرد و بعد آژانس مصوبه‌ای گذراند كه سوخت‌هایی كه رادیو دارو تولید می‌كنند سوخت آن 19،75 درصد شد. 25 سال پیش از طریق آژانس از آرژانتین سوخت خریدیم كه تا دو سال دیگر تمام می‌شود. ما به آژانس اعلام كردیم كه حاضر به خرید هستیم. ما می‌دانستیم خیلی‌ها تمایلشان این است كه گذشته را كنار بگذارند و از این پوزیشن و قیافه‌ای كه گرفته اند بیرون بیایند. این قیافه گرفتن‌ها فایده‌ای ندارد چرا كه چند سال كه اخم كرده اید چه چیزی بدست آورده اید؟ خواستیم فرصتی بدهیم و فضا را برای آنها تغییر دهیم و گفتیم حاضر به خرید هستیم. آژانس نامه‌ای بدون امضا به ما داد. آژانس اعلام كرد این نامه پیشنهاد آمریكا و روسیه است مبنی بر اینكه حاضریم شما سوخت خود را به ما بدهید و ما غنی سازی كنیم و برگردانیم. با كلیات این موضوع موافق بودیم. این مسأله برای ما مشكلی ندارد زیرا فناوری را داریم. گفتیم روند مذاكرات فنی را برای ترتیبات این كار انجام دهند و آنها اعلام كردند كه فرانسه هم باشد زیرا لوله سوخت را فرانسه دارد و روسیه نمی‌تواند و روسیه باید غنی كند. ما با فرانسه مخالفت كردیم و گفتیم این كشور تعهد داشته است 50 تن اورانیوم "یو اف 6 " را به ما بدهد اما به تعهداتش عمل نمی‌كند. آنها گفتند حق با شماست اما فرانسه هم باشد تا كار انجام شود، در بحث‌های فنی یك جوی درست كردند كه چون ایران 1200 كیلو سوخت دارد، ما می‌خواهیم سوخت ایران را بیرون ببریم و ایران را از بمب دور كنیم. در حالیكه ما بیشتر داریم و آژانس هم از این موضوع مطلع است و هر روز نیز در حال ساخت هستیم. برای ما سوخت 3 و نیم درصد مسئله پیش پا افتاده‌ای است و ما این میزان را 3 و نیم سال پیش داشتیم. فروردین سال 85 به فناوری دست پیدا كردیم و از آن زمان تاكنون 2 هزار كیلومتر جلوتر رفتیم. این حرف كه ادعا می‌كنند ما در پی ساخت بمب اتم هستیم بی ربط است. بارها اعلام كرده ایم نمی‌خواهیم بمب بسازیم. ما مثل آنها نیستیم، همه چیز ما شفاف است و شجاعت آن را داریم كه اگر روزی لازم باشد بسازیم یا اگر تصمیم داشته باشیم، بگوییم. مقام معظم رهبری اعلام كرده اند كه از نظر مبنایی مخالفیم یعنی از نظر اعتقادی با بمب مخالفیم. نه در دكترین دفاعی ما و نه در برنامه صنعتی و اقتصادی ما بمب وجود ندارد. اما در مورد تبلیغات غربی‌ها، متاسفانه عده‌ای نیز در داخل با آنها همراهی كردند كه توطئه و فریب است. ما به آنها پیغام دادیم كه آن حرفها را تكذیب كنند زیرا ما نمی‌توانیم حیثیت جمهوری اسلامی را وسط بگذاریم و بیهوده خرج كنیم. پیشنهاد دادیم كه آماده ایم با هم همكاری هسته‌ای كنیم و اشكالی ندارد 400 تن را می‌دهیم، شما همان مقدار سوخت بدهید و این كار تكرار شود. باید به جای تقابل، تعامل داشته باشیم، آژانس وظیفه دارد كه سوخت را بدون شرط به ما بدهد. عده‌ای در داخل سر و صدا كردند كه این توطئه و فریب غرب است و عده‌ای آن طرف مخالف این كار بودند. طبیعی است كه هیچ وقت حیثیت ملت ایران را در جایی قربانی نمی‌كنیم. 400 كیلو یا 1200 كیلو ارزش چندانی برای ما ندارد زیرا ما فناوری را داریم و كارخانه در حال ساخت است و ما می‌خواهیم از آن استفاده كنیم. با توجه به اینكه می‌توانیم خودمان اورانیوم با غنای 20 درصد را بسازیم حقش را محفوظ می‌داریم، ما می‌خواهیم یك تبادلی كنیم كه شما از آن موضعی كه داشتید بیرون بیایید و دیگر برویم در ساخت نیروگاه و حال با هم همكاری می‌كنیم. اینها یك عده كسانی بودند كه در اوج فشارهای هسته‌ای از این طرف به ما فشار می‌آوردند و می‌گفتند كوتاه بیایید و حالا سوپرانقلابی شده اند. حالا كه گذشت، هم اینها و هم آنها خطا كردند و ما گفتیم حالا كه این طور شد ما نمی‌دهیم. ما گفتیم شما غنی كنید 20 درصد بیاورید در خاك ایران و ما این را با هم مبادله می‌كنیم و آن هم به خاطر فضای موجود بود. ما نمی‌توانیم برویم در فضایی كه بعداً از لحاظ سیاسی متهم شویم. ما برای تعامل پیشنهاد دادیم. متأسفانه در آن سمت صهیونیست‌ها و انگلیسی‌ها بر آنها غلبه و پافشاری كردند كه باید بدهید گفتیم نه. ما نیز گفتیم این یك معامله است و شما حق ندارید شرط بگذارید و این واقعاً مسخره ترین موضعی بود كه آژانس در عمرش گرفته بود. می‌گویند ما الآن 20 درصد به شما می‌دهیم اما به این شرط، ما نیز گفتیم كه این شرط را نمی‌پذیریم ما عضو آژانس هستیم، باید بدهید و اگر ندهید ما می‌سازیم. ما كه مشكلی نداریم و الآن من به ملت عزیز می‌گویم كه هیچ جای نگرانی نیست و ما خودمان تولید می‌كنیم زیرا فناوری اش را داریم. ما این فرصت را به آنها دادیم اما آنها از این فرصت استفاده نكردند. البته هم بعضی‌ها در داخل مقصر بودند و هم آنها مقصرند زیرا نمی‌بایست به فشار صهیونیست‌ها و انگلیسی‌ها تن در می‌دادند؛ به هر صورت آوردند در این فضا كه قطعنامه صادر كردند، گرچه این قطعنامه هیچ مبنای حقوقی ندارد. فوردو را ما اطلاع دادیم و قرار بود كه یك سال و نیم دیگر در آنجا تزریق انجام شود اما ما یك سال قبل اطلاع دادیم. ببینید چه استدلال خنده داری می‌كنند؛ می‌گویند در دولت قبل یك تعهدی داده شده بود در ترتیبات سه ممیز یك كه هر كاری ایران می‌خواهد بكند قبلش باید خبر بدهد. این موضوع را تعلیقش كردیم در شرایطی كه اینها قطعنامه صادر می‌كردند و می‌گویند این تأسیساتی كه شما شروع كردید قبل از تعلیق آن بوده است. این یك حرف بچه گانه است و تهدید كردند كه ما را بمباران می‌كنند، ما رفتیم آنجا را گرفتیم و بعد از تعلیق آن هم بوده، حتی اگر قبلش هم بوده حق ما بود. ما حق داریم در كشور خودمان كار كنیم، ما عضو آژانس شده ایم، این به آن معنی نیست كه آژانس به ما زور بگوید یا بخواهد حرفش را تحمیل كند. ما عضو شدیم كه كار خودمان را بكنیم و آنها نظارت كنند. جالب اینكه زمانی كه ما به آژانس خبر دادیم، رییس‌جمهور امریكا آمد و گفت تأسیسات محرمانه كشف شده است، آنها می‌گویند امریكا بعد از اینكه فهمید آن تأسیسات وجود دارد، ما اعلام كرده ایم. آیا با این سیستم می‌خواهند دنیا را اداره كنند؟ از همین الآن معلوم است كه شكست خورده است. كشوری بمب اتم دارد، عضو آژانس نیست، هیچ تعهدی را نمی‌پذیرد، اصلاًٌ كاری با آن ندارند اما ما عضو آژانس هستیم، همكاری و قوانین را رعایت می‌كنیم اما با ما بداخلاقی می‌كنند. ما می‌گوییم داریم همكاری می‌كنیم و تسلیحات نداریم و شما هم هیچ نشانه‌ای ندارید اما ما را محكوم می‌كنید. از نظر ما این مسائل هیچ ارزش حقوقی ندارد، اینها قبلاً تجربه شده است، می‌خواهند دوباره تجربه كنند، اصلاً ما هیچ حسابی برای این موضوع باز نمی‌كنیم. البته از بعضی‌ها انتظار نداشتیم به ویژه آقای اوباما؛ رفتار آقای اوباما واقعاً نگران‌كننده است. رفتار اوباما نگران كننده است. ملت ایران می‌داند كه جمهوری اسلامی می‌خواست كه اوباما موفق شود تا تغییرات اساسی ایجاد كند. اما اكنون نگران هستم چون رییس‌جمهور امریكا موفق نشده است كار درست و حسابی انجام دهد و حرف‌های بوش را زدن و مسیر بوش را رفتن چیز جدیدی برای دنیا نیست و نتیجه ان از قبل معلوم است و اتفاقی نمی‌افتد و اوباما باید تغییراتی به خود بدهد و سیاست‌های استكباری را تغییر دهد. اوباما در مورد ایران خیلی حرف زده است ما هم استقبال كردیم و گفتیم شما یك قدم بردارید ما ببینیم، حتی پیام دادیم كه حاضر هستیم در نیویورك گفتگو كنیم یعنی هر فرصتی لازم بود از طرف ما به ایشان داده شد تا اگر صادق است قدمی بردارد اما اكنون واقعا نگران شدیم اوباما نیز نتواند و همان بساط قبلی به اسم دیگری ادامه پیدا كند. ما خواستیم تحولات مثبت اتفاق بیفتد اما كارهای اوباما خیلی چنگی به دل نمی‌زند. مجری: پیش بینی می‌كنید گام‌های بعدی این سناریوی چه باشد، عده‌ای معتقدند كه این قطعنامه مقدمه‌ای و مواد اولیه برای انتشار قطعنامه شدید تری از طرف شورای امنیت سازمان ملل متحد در ماه دسامبر و قبل از آغاز سال میلادی جدید است و می‌تواند مستمسك اقدامات جدی علیه ایران باشد و زمینه تحریم‌ها و حتی شاید اقدامات نظامی باشد. رییس‌جمهور: آنها مگر تاكنون با ما شوخی داشتند كه اكنون جدی باشند یعنی اقداماتشان تاكنون شوخی بوده است، مگر تحریم‌های قبلی كه انجام دادند شوخی بود آنها هر چه در توانشان بود آوردند و تمام توپ‌های خود را خالی كردند و اكنون چه چیزی را می‌خواهند تحریم كنند. مجری: از جمله بنزین و تحریم‌های بانكی. رییس‌جمهور: ما سیستمی را طراحی كردیم كه ظرف یك هفته همه بنزین‌های مورد نیاز وارداتی خود را در داخل تولید می‌كنیم و هیچ مشكلی نداریم اكنون یك كالای دیگری را تولید می‌كنیم و در صورت نیاز بلافاصله جایگزین می‌كنیم. مهمترین ان بنزین است، غربی‌ها چه كار می‌خواهند بكنند ما داخل كشورمان غذا و ماشین را تولید و صادر نیز می‌كنیم ما از اقتصادهای بزرگی هستیم كه آنها به ما احتیاج دارند نه ما به آنها، غربی‌ها بیش از ما احتیاج دارند. مجری: یعنی این تحریم‌ها هیچ اثر منفی یا افزایش هزینه‌ای ندارند؟ رییس‌جمهور: نه اینكه هیچ اثری ندارند اما اثری نیست كه در زندگی مردم ایران مدام فشار وارد كند، از طرف دیگر راههای جبرانش وجود دارد و ما انجام دادیم. پیش بینی من این نیست كه آنها به دنبال تحریم‌های جدید هستند چون اصلاً فایده‌ای ندارد و آنها حرفهای خود را زده اند و اقدامات خود را انجام داده اند به خصوص در بحث نظامی من یك بار گفته ام كه همه آنها كوچكتر از این حرفها هستند كه بخواهند به این موضوع فكر كنند. مجری: آیا واقعاً نگران تهدیدهای نظامی علیه مراكز حساس كشور نیستید؟ رییس‌جمهور: من قبلا نیز گفته ام و این حرف جدی است ما شوخی نداریم و من در هیچ كدام از حرفهایم با ملت ایران شوخی نكرده ام، هر دستی بخواهد روی ایران بلند شود قطع می‌شود و آنها با دم شیر بازی می‌كنند، از طر
  پیرزن , ونزوئلایی , ایران , همه , چیز , آورده ,

عکس :‌ آقای احمدی نژاد !‌ نامه دارم
پیر زن برای رئیس جمهور نامه دارد ؟!
  نامه , سفرهای استانی , پیرزن , ‌ احمدی نژاد ,

بانو مکرمه ی قنبری، پیرزن نقاش
زني پاك، بي‌آلايش و باصداقت؛. او برروي سنگ، چوب و كدو حلوايي به نقاشي مي پرداخت. نقاشي‌هايش از سبك خاصي پيروي نمي‌كند و پر از رنگ و لطافت خاص است. او هر آنچه از دلش بيرون مي‌آمده، با فهم و تصور خود، در تابلو به تصوير مي‌كشيد و تصاويري از خود به جا گذاشته كه پر از معني و مفهوم است. نقاشي‌هاي او، با هر بيننده‌اي ارتباط برقرار مي‌كند و حرف مي‌زند. او با تصاوير خلق شده برروي تابلو، توانست فضاي زندگي خود را به نمايش بگذارد. اين وصف حال پيرزني است كه در دل يك روستاي سرسبز در استان مازندران زندگي مي‌كرد و حال در بين ما نيست، اما ياد و خاطرش و نقاشی های زیبایش همیشه ماندگار خواهد بود.. مكرمه قنبري در سال 1307 در روستاي (دريكنده) استان مازندران، چشم به جهان گشود. روستايي مثل تمامي مناطق مازندران كه در طول سال، همیشه هوا بارانی ست.. باران‌هاي شديد به همراه مه.. او از همان كودكي با گل، خاك و برگ‌ درختان و سنگ‌ريزه، تصاويري را روي زمين خلق مي‌كرد. يك ميل ذاتي به هنر در وي نهفته بود، اما به دليل موقعيت زندگي در روستا استعداد او پرورش نمي‌يافت. مکرمه دختر يك كشاورز بود و از ده سالگي به كشاورزي و گله‌داري مشغول شد. دختر نوجواني كه به اجبار، همسر كدخداي پير روستا شد.و با دو هوو كه از او بزرگ‌تر بودند، در خانه كدخدا به عنوان همسر چهارم! به دليل ذوق هنري كه داشت، عروس‌هاي روستا را او آرايش مي‌كرد، همچنين مدتي نيز به خياطي پرداخت. او حتي 12 سال قابله روستا بود و بيش از 25 نوزاد را در روستايش به دنيا آورد. در ضمن، در به دنيا آوردن بره‌ها و گوساله‌هاي كدخدا نيز كمك مي‌كرد. او از همان دوران كودكي، فردي بانشاط، پركار و زرنگ بود. در طول زندگي مشتركش با كدخدا، صاحب نه فرزند شد. كشاورزي، مامايي، خياطي، آرايشگري و طبابت بيماران و گاو و گوسفند از جمله فعاليت‌هاي اين زن بادل و جرات بود. روزها براي او در روستا مي‌گذشت و مي‌گذشت، تا 64 بهار از عمرش گذشت. در اين زمان شوهرش را به خاطر كهولت سن از دست داد. بعد از اين‌كه ارث شوهرش تقسيم شد، او يك گاو خريد و آنچنان به اين گاو علاقه‌مند شد كه هر روز مسافت طولاني را طي مي‌كرد تا خود، گاوش را به چرا ببرد ، پس از چندي بيمار؛و فرزندانش كه نگران حال مادر بودند گاو را بدون اطلاع او فروختند. مكرمه بعد از شنيدن اين خبر، بسيار افسرده و غمگينگشت و براي فراموشي از دست دادن گاوش به نقاشي پناه برد. او بدون اين‌كه در گذشته، در زمينه نقاشي، آموزشي ديده باشد با گياهان رنگي، رنگ ساخت و برروي ديوارهاي خانه، درها، پنجره‌ها، نرده‌ها و حتي كدو حلوايي‌ها شروع به كشيدن كرد. بسياري از تصاويرش نيز يك گاو را نشان مي‌داد. در آن زمان 67 ساله بود و آن چه كه بر دورنماي ذهنش بود را به تصوير مي‌كشيد. او حتي سواد خواندن و نوشتن هم نداشت. يك روز پسرش كه در تهران زندگي مي‌كرد براي ديدن مادرش به روستا آمد و از نقاشي‌هاي مادر حيرت‌زده شد. دفعه بد پنجاه كاغذ A4 براي مادرش از شهر خريداري كرد. مكرمه از شوهرش داستان‌هايي درباره شخصيت‌هاي شاهنامه، ليلي و مجنون و پري دريايي و همچنين داستان‌هاي قرآني مانند ابراهيم و اسماعيل و يوسف و زليخا و حضرت مريم و عيسي را شنيده بود و از حفظ داشت. لذا همه اين داستان‌ها را به تصوير كشيد. همچنين تصاويري از هووها و فرزندانش را هم خلق كرد. او ماجراي زندگي خود را درباره اجبارش به ازدواج با يك مرد ميانسال زن‌دار، به صورت نقاشي، برروي كاغذ ثبت كرد. او زني با روحيه و خستگي‌ناپذير بود و به گفته خودش، هميشه مشغول انجام كاري بود و حتي بعدازظهرها نمي‌خوابيد، يا كار خانه يا كشاورزي يا نقاشي... از بيهوده بودن و بي‌‌كاري هم بيزار بود. در مصاحبه‌اي با خانم (هولي)Mrs.Holly كارگردان آمريكايي، كه فيلم مستندي از زندگي او را ساخته است چنين گفت: به مدت چهار سال به طور پنهاني، روي كاغذ، نقاشي مي‌كشيدم. وقتي مهمان ناخوانده به خانه ما مي‌آمد، سريع كاغذها را روي كاغذ پنهان مي‌كردم. زيرا همه، به ويژه همسايه‌ها مي‌گفتند كاغذ و قلم به چه درد يك زن كشاورز مي‌خورد؟ او مي‌گفت: كه نقاشي‌هايش را مانند فرزند خود دوست دارد.خانم هولي، كارگردان مستندساز از اين‌كه مكرمه، نقاشي‌هايي از مسيح و ابراهيم و موسي كشيده بود متعجب شد و از او پرسيد و مكرمه در پاسخ به او گفت: شوهرش در طي سال‌ها زندگي، برايش داستان‌هايي در اين باره تعريف كرده بود و او هم اين داستان‌ها را به صورت نقاشي ترسيم كرد.همچنين او از هووهايش كه يكي از آنها 120 ساله بود، خاطرات خوشي به يادگار دارد و از فرزندانش كه آنان را به تصوير كشيده است. نخستين نمايشگاه مكرمه، در سال 1374 در گالري (سيحون) بر پا شد و در سال 1384 نمايشگاهي از نقاشي‌هاي وي در (لس‌آنجلس) تشكيل شد.او در فستيوال فيلم (رشد) جايزه مخصوص هيئت داوران را به همراه جايزه ويژه فستيوال ادبي - هنري روستا دريافت كرد. در سال 2001 مكرمه، به عنوان بانوي نقاش سال در (استكهلم) سوئد انتخاب شد. (ابراهيم مختاري) كارگردان ايراني يك فيلم مستند با نام (مكرمه)، خاطرات و روياهاي او را ساخت و در چند فستيوال بين‌المللي، اكران شد. كمپاني آمريكايي (فاكس) نيز امتياز ساخت فيلم زندگي مكرمه قنبري را خريداري كرد و كمي قبل از مرگ وي، تصميم به ساخت اين فيلم گرفت كه قراربود (مريل استريپ) بازيگر هاليوودي، به جاي مكرمه، نقش اجرا كند.كارگردان اين فيلم (اسي نيك‌نجات) يك كارگردان ايراني مقيم كاليفرنياست كه چندين صحنه از روستاي محل زندگي مكرمه و خانه وي، فيلمبرداري كرده و قرار است اين فيلم در هاليوود ساخته شود. مرگ در 77 سالگی
  پیرزن , نقاش , مکرمه ,

راز ثروتمند شدن یک زن
روزی پیرزنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا رفت و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار باز کرد سپس به رییس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصا مدیر عامل بانک را ببیند و طبیعتا به خاطر مبلغ هنگفتی که سپزده گذاری کرده بود تقاضایش قبول شد و قرار ملاقات با مدیر عامل برای او ترتیب داده شد.پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک و نزد مدیر عامل رفت و مدیر عامل به گرمی از او پذیرایی کرد و گرم گفتگو شدند و صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی از او پرسید راستی داستان این پول زیاد چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است؟پیرزن گفت نه این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است پس انداز کرده ام و از آنجا که این کار برایم تبدیل به عادت شده است مایلم از این فرصت استفاده کتم و شرط ببندم که شما شکم دارید.مدیر عامل که اندام نزار و لاغری داشت خنده اش گرفت و با اشتیاق پرسید مثلا سر چه مقدار پول؟ پیرزن گفت سر 20 هزار دلار و اگر قبول دارید من فردا ساعت 10 صبح با وکیلم خواهم آمد تا در حضور او شرط بندیمان را رسمی کنیم تا ببینیم کی برنده میشود.مدیر عامل رفت و به منشی خود گفت برای برای 10 صبح فردا برایش برنامه ای نگذارد.فردا پیرزن به همرا ه وکیلش ساعت 10 صبح در دفتر مدیر عامل حاضر شد و از او خواست پیراهن و زیرپیراهن را از تن درآورد مدیر عامل با اشتیاق این کار را کرد وکیل با دیدن این صحنه عصبانی و آشفته شد،مدیر عامل علت را پرسید.پیرزن گفت من با این مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم که کاری میکنم که مدیر عامل بزرگترین بانک کشور در پیش چشمان ما لباس خود را درآورد.
  پیرزن , راز ثروت , شرط بندی , بانک , حساب بانکی ,

یه ژست با حال
بدون شرح !!!
  ژست , پیرزن ,

پيرزنی پس از 450 ساعت آموزش رانندگي گواهينامه گرفت!
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از اينديا نيوز، پيرزن 62 ساله انگليس پس از گذراندن 450 ساعت آموزش رانندگي كه 27 سال به طول انجاميد موفق به اخذ گواهينامه رانندگي شده است. اين زن 62 ساله 450 ساعت آموزش رانندگي‌اش 15 هزار پوند هزينه كرده است و توسط بيست مربي تحت آموزش قرار گرفت. اين زن 12 بار در امتحانش مردود شد، 35 بار امتحانش را لغو كرد، 50 بار امتحان را انجام داد و سرانجام پس از 27 سال موفق به دریافت گواهينامه رانندگی شد
  رانندگی , پیرزن , 62 سالگی , علی کنکوری ,

حمله وحشیانه به مردم و یک پیرزن بی دفاع در شیراز
خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااا
  راهپیمایی , تظاهرات , ضرب و شتم , باتوم , گاز اشک آور , پیرزن ,

شرط بندی
یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند . و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد .
  پیرزن , شرطبندی ,

خاله پیرزن و مهدی کلهر از ابراهيم رها
خاله پيرزن که در را باز کرد ديد مهدي کلهر پشت در است. او در حالي که اطراف را مي پاييد سريع آمد تو. خاله پيرزن گفت؛ «گيسو کمند، ابرو بلند، مو فرفري، با اين عجله سر مي بري؟،» کلهر گفت؛ نه ننه زنم رو يک مقدار ضرب و جرح کردم که کبودي هاي او رسماً از دستاوردهاي دولت محسوب مي شود اما به جاي تقدير و تشکر رفته شکايت کرده. مي خواهند من را بگيرند، خاله پيرزن گفت؛ آها به همه گفتي زدي، مي خواي ما هم بگيم زدي؟، به زنت ميگم خودشو ناراحت نکنه. آثار محبت و ملايمت تو و دوستانت تن خيلي ها را کبود کرده، اين يک مساله شخصي محسوب نميشه، حالا بگو ببينم وقت زدن از باتوم و گاز فلفل هم استفاده کردي؟ کلهر گفت؛ نه چون به آزادي در حد نزديک به مطلق اعتقاد دارم، فقط از چک و لگد استفاده کردم.
  ابراهيم رها , خاله پیرزن ,

عکس پیرزن سبز در نیویورک تایمز
شیرزن سبز
  پیرزن سبزز ,

سه نگاه به سه پيرزن در سه منطقه ايران!
پيرزن اولي ساكن يكي از روستاهاي آلوارس در دامنه‌هاي سبلان است كه تابستان امسال او را ديدم ...
  آلوارس , اردبیل , سرعین , پیرزن , تمشک , زرکوه بختیاری , زنان , فقر ,

پیرزن ایرانی با آمادگی جسمانی فوق العاده
بنده خدا پول نداره قفل در خونه رو درست کنه
  ایران , پیرزن , قفل در , آمادگی جسمانی ,

پيرزنک ----- (هادی خرسندی)
يکی بود يکی نبود/ زير گنبد کبود/ پيرزنک نشسته بود/ ساق پاش شيکسته بود/ مچ‌بند سبز هم بسته بود/ پيرزن ميگفت: عجب باتومی بود!/ کوفتی از يک جنس نامعلومی بود/ يارو ترسيده و گيج/ گمونم مال بسيج/ بهش‌-ام گفتم نزن قربونتم/ من جای مادرتم، ننجونتم/ ولی اون مادر و ننجون نميخواست/ هيچ‌چی غير ريختن خون نميخواست/ پيرزن ناله ميکرد، ناله و آه/ خدا-رم شکر ميکرد گاه به گاه!/ پيرزن ميگفت ولی وا نميدم/ تودلم وحشتی‌رو جا نميدم/ چرا من بايد بترسم/ که نه دزدم و نه جانی/ نه فقيه پادگانی/ چرا من بايد بترسم/ که نه اهل کودتايم/ نه تو باند مجتبايم/ نه شاه آستان قدسم/ نه خريدار هرودزم/ چرا من بايد بترسم؟/ من که نه يار امامم/ نه صندوقدار نظامم/ نه پی بهره و صرفی/ گاهی نطقی گاهی حرفی/ چرا من بايد بترسم؟/ مگه من با اين رژيم شريک بودم؛/ آخوند مدرن وشيک و پيک بودم؛/ واسه لب‌های نظام ماتيک بودم؟/ يکی بود يکی نبود/ زير گنبد کبود/ پيرزنک نشسته بود/ ساق پاش شيکسته بود/ مچ‌بند سبز هم بسته بود/ پيرزن گفت/ چرا من بايد بترسم؟/ نيروی انتظامی بايد بترسه/ که پر از ننگ شده/ با من پيرزنک هم وارد جنگ شده/ پيرزن ميگفت تماشا بکنين:/ لشگر پيکار اومده!/ سرتيپ و سردار اومده!/ ناپلئون ِ دلدار اومده!/ نادر افشار اومده!/ اومده باتوم بکوبه توسر پيرزنک!/ توی يک دشت بزرگ نه؛/ کنج ميدون ونک!/ پيرزن گفت ميدونين:/ چرا اينجا بشينم ناله کنم/ ناله‌ی پير نودساله کنم/ من جوونهارو ديدم کلی جوون شدم ننه/ عاشق راهپيمائی در خيابون شدم ننه/ من چشای ندا-رو ديدم، بادوم ميخواد دلم/ پيکر بچه‌هامو ديدم باتوم ميخواد دلم/ اگه يک باتوم ديگه بخورم چطو ميشم؟/ فوق فوقش دوباره ولو ميشم/ يه وقتم ديدی هپل هپو ميشم!/ من ميرم تظاهرات/ مبادا نيروی انتظامی بيکار بمونه/ بذارين با انگليس مشغول پيکار بمونه/ آخه من آمريکا و انگليسم/ تو کار وات ايز دت و وات ايز ديسم/ پيرزن گفت من ميرم تظاهرات/ تا اونا عقده‌شونو رو سر من خالی کنن/ وجودم ناقص بشه/ بعضيا خوشحالی کنن/ يکی بود يکی نبود/ زير گنبد کبود/ پيرزنک واستاده بود.../
  پیرزن , تظاهرات , سرکوب ,

پیرزن کیسه‌فروش در جشن 22 بهمن شیراز + عکس
مطمئنم که آنچه را من دیدم ؛ خیلی ها هم می دیدند ولی خواسته یا ناخواسته خودشان را به ندیدن می زدند! منظورم آن "پیرزن" است. به سختی و با پشتی خمیده راه می رفت. زنبیلی کهنه و کوچک را که مشخص بود اصلا وزن زیادی ندارد به سختی با خود می کشید. یکی دوتا پوستر و تراکت تبلیغاتی را دردست گرفته بود. شاید در نظر اول فکر می کردم او هم تا لحظاتی دیگر به خیل منتظران شروع راهپیمایی می پیوندد. البته پیوست اما به نوعی دیگر! به همان زحمتی که راه می رفت خودش را به پیاده رو و کناره دیوار رساند... و بعد...پوسترها را مثل فرش گرانبهایی زیر پاهای نحیفش گذاشت و نشست . بعد داخل زنبیلش را کاوید و دو عدد کیسه حمام را بیرون کشید و برای فروش به رهگذران عرضه کرد : "کیسه بخرید!" گاهی می‌نشست و گاهی می ایستاد. و گاهی به امید یافتن یک خریدار محل استقرارش را (به همراه فرش اش!) تغییر می داد. ولی در آن هیاهوی جشن پیروزی هیچ کس نه به فکر خرید کیسه حمام بود و نه به فکر سعدی و "بنی آدم..." آنهایی هم که از پیاده رو رد می شدند یا بی اعتنا از کنار پیرزن رد می شدند و یا با اعتنا! آن هم چه اعتنایی که ای کاش بی اعتنا بودند! اعتنایی از قبیل اخم و تخم یا ریشخند یا: "ای بابا... این دوره کی کیسه می‌کشه؟!"، یا "مادر! حالا که وقت کاسبی نیست" یا...
  پیرزن کیسه‌فروش , پوستر تبلیغاتی , زنبیل کهنه , کسیه حمام , راهپیمایی22بهمن , شیراز ,

به یک شوهر با ویژگیهای زیر نیازمندیم...(داستان کوتاه)
یه روز یه پیرزن بیوه‌ی 70 ساله تصمیم میگیره که دوباره ازدواج کنه، واسه همین یه آگهی ازدواج می‌زنه توی روزنامه و توش مینویسه که: "به یک شوهر با ویژگیهای زیر نیازمندیم: هم سن و سال خودم باشه، کتکم نزنه، زیاد دور و برِ من چرخ نزنه، و این که بتونه توی سکس من رو ارضا کنه!" 2 روز بعد صدای زنگ در خونه‌ی پیرزنه بلند میشه، پیرزن میره و در رو باز میکنه و پشت در، یه مرد با موهای خاکستری رو میبینه که رو ویلچر نشسته و دست و پا نداره! پیرزن می‌پرسه: "واسه آگهی من تشریف آوردید؟ واقعآ از من انتظار ندارید که قبولتون کنم، دارید؟" پیرمرد میگه: "آره واسه آگهی اومدم" پیرزن یا پوزخند جواب میده: "خودت رو نگاه کن، تو پا نداری!" پیرمرد جواب میده: "بنابراین نمی‌تونم دور و برت چرخ بزنم!" پیرزن میگه: "تو دست هم نداری!" پیرمرد دوباره لبخند میزنه و میگه: "بنابراین هیچ وقت نمی تونم کتکت بزنم!" پیرزن ابرویی بالا میندازه و میگه: "ببینم می‌تونی من رو ارضا کنی؟" پیرمرد پشت میزنه به ویلچر و یه لبخند بزرگ میاد روی لباش و میگه: "من زنگ در خونه‌ات رو زدم، نزدم؟!" تاریخ عروسی: شنبه‌ی هفته‌ی آینده...!
  پیرمرد , پیرزن , ازدواج , آگهی ازدواج ,

پیرزن زرشک فروش / عکاس : مریم شیروانیان
دوست داشتم سرم را بر سینه‌اش بگذارم و قصه‌ها و غصه‌های دیرینه‌ای که بر این مردم رفته و می‌رود را برای‌اش زار زار گریه کنم. دوست دارم در بوی چارقدش محو شوم. در بوی دست‌های حنا بسته‌اش. در چشم‌های‌اش تمام اسطوره‌های این سرزمین خفته‌اند. می‌فهمی ؟ ( لینک از طریق سوشیانت هزارم )
  پیرزن زرشک فروش , پیرزن , زن , زنان , کار , اشتغال , فقر ,

تیراندازی پیرزنان آرژانتيني به خاطر فوتبال!
اورژانس مركزي آرژانتين طي بيانيه‌اي اعلام كرد كه درگيري ميان دو نفر از طرفداران تيم‌هاي فوتبال اين كشور باعث مجروح شدن دو طرفدار شد. به گزارش ايسنا، به نقل از رويترز دو زن 85 ساله و 55 ساله كه طرفداران تيم‌هاي «بوكاجونيور» و «آرژانتينوس جونيور» بودند به دليل تعصب نسبت به تصميم‌هايشان به روي هم آتش گشوده و يكديگر را مصدوم كردند. اين در حاليست كه يكي از اين زنان به دليل وقوع اين تيراندازي از ناحيه سر به شدت دچار آسيب شده، در حالي كه دومين زن جراحت زيادي بر نداشته است. بر اساس گزارشات موجود، خشونت‌هاي مرتبط با فوتبال در آرژانتين بسيار شديد است، به طوري كه در سال گذشته ميلادي 100 نفر جان خود را به اين دليل از دست دادند.
  فوتبال , پیرزن , تیراندازی ,

به سلامتی همه کاربران دنباله!
عکس از خبرگزاری رویترز... این پیرزن سوئدی 111 سال سن دارد!
  سوئد , دنباله , پیرزن , تولد , مشروب , نوش ,

کتک زدن یک پیرزن شیردل و شجاع به ماموران ضد شورش+عکس
عکس
  عکس , پیرزن شیردل , شجاعت ,

چهار ماه حبس و۴۰ ضربه شلاق واخراج از كشور حكم پير زن ۷۵ ساله به اتهام خلوت غیرشرعی
يك دادگاه سعودى يك پير زن تبعه سوريه را كه 75 سال دارد، به اتهام خلوت غير شرعى با دو جوان، به 4 ماه حبس و40 شلاق و اخراج نهايى از كشور محكوم كرد.
  عربستان , پیرزن , خلوت غیر شرعی ,

خاله پیرزن واحمدي مقدم از ابراهيم رها
کماکان شب هاي سرد زمستاني ادامه داشت و در يکي از آنها خاله پيرزن در خانه کوچکش نشسته بود و به باران نگاه مي کرد. البته چاره يي جز نگاه کردن به باران هم نداشت. هم بهتر از تلويزيون تماشا کردن بود، هم چون پارازيت زياد بود و ماهواره قابل استفاده نبود بهتر بود همان باران را نگاه کند. به هر روي در زده شد و خاله پيرزن پرسيد کيه؟ کسي که پشت در بود جواب داد من احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي هستم. خاله پيرزن گفت؛ ننه شما در روز طي ساعات اداري نمي تونين مردم رو بگيرين که هي نصف شب مي ريزين خونمون؟ خب حالا حکم هم داري ننه؟ احمدي مقدم گفت؛ نه ننه جان، بيرون بارون مياد اومدم خونه ت. اين بار استثنائاً جلبت نمي کنيم، بعد آمد داخل و گفت؛ «من و رادان در کهريزک نقشي نداشتيم.» خاله پيرزن هم جواب داد آره راست ميگي ننه، توي ماجراي کهريزک شماها نقش نداشتين، من تحقيق کردم. اينا نقش داشتن؛ عفت نخ انداز؛ نامبرده با اصلاح نامناسب صورت بازداشت شدگان باعث ايجاد جرح در نواحي فوقاني بدن آنها شده بود. جکي چان؛ شماها که نزدين لابد اون اومده زده رفته. ميرحسين موسوي، کروبي، خاتمي؛ نامبردگان اساساً در تمام اتفاقات و اشتباهات از دوره سنوزوئيک تا حالا نقش اساسي ايفا مي کنند. قورمه سبزي، اين عنصر معلوم الحال را عده يي خواندند، عده يي خوردند و عده يي هم سرشان بوي آن را مي داد، در نهايت ماجراي همگي به يک جا انجاميد...
  ابراهيم رها , خاله پیرزن ,

حرکات بسیار عجیب یوگا توسط یک زن 83 ساله
بتی کالمن 83 استرالیایی، چهل سال پیش ورزش یوگا را شروع نموده و اکنون در سن 83 سالگی دست به حرکاتی می زند که از عهده خیلی از جوانها خارج است.
  پیرزن 83 ساله و ورزش یوگا ,

یک پیرزن باحال که از دیوار راست بالا می ره
به حرفاش هم گوش بدین. خیلی با مزه هست. می گه:‌"ای خدا مرگم بده. می خوای عکسم را ضبط کنی... یادگاریم را برداشتی... این یادگاریه ها!"
  ویدیو , پیرزن , دیوار ,

قویترین پیرزن دنیا
عکس
  قویترین , پیرزن , دنیا ,

پیرزن 90ساله امریکایی، دیپلم گرفت!
«النور بنز» یك زن 90 ساله اهل شیكاگو در ایالت «ایلینویز» آمریكا است كه در سال 1936 میلادی و همزمان با بروز بحران اقتصادی همه گیر در آن سال‌ها مجبور شد، برای آن كه كمك خرج خانواده‌ باشد، ترك تحصیل كند.
  پیرزن 90ساله امریکایی، دیپلم گرفت ,

هدیه ویژه و استثنایی یک پیرزن به دولت خدمتگزار جهت اینکه بهترین دولت پس از انقلاب بوده!!!(عکس)
خاک بر سر ما کنن که از این پیرزن کمتریم!
  پیرزن ,

غروب عصر سرد پاییزی
ننه جان نمی خواهی بروی خانه ات؟ شب شده، باید ببندم در را. من هم زن و زندگی دارم به خدا " نگهبان پارک پک عمیق تری به سیگارش زد، توی دست های یخ کرده اش ها کرد و انگار از تندی کلماتش شرمنده شده باشد، لخ لخ کنان رفت سمت پیره زنی که سیخ نشسته بود روی نیمکتی که دیگر کم کم سخت در هوای تاریک روشن دیده می شد، و دود سیگار را مثل ابر سفید ماتی فوت کرد توی هوا و ادامه داد: "مطمئنی پسرت می آید دنبالت مادر جان؟" "می آید" پیره زن نگاه بی حالتش را که زل زده بود روبرو، نگرداند. چادر مشکیش را که از نم نم ریز باران سرد خیس شده بود محکم تر پیچاند دور یکتا پیراهنی که به تن نحیفش داشت و فکر کرد به تنها پسرش، تنها کسی که سال ها بود داشت، و به آن روزی که صدای بوق و صدای خشک ترمز و بعد داد و فریاد مردم از توی کوچه ی خانه ی استیجاریشان از خواب پرانده بودش، و یکتا پیراهن با سر برهنه دویده بود توی کوچه. تنها چیزی که از آن روز قبل از این که از حال برود یادش مانده بود، رد خون سرخ غلیظی بود که از زیر تایر تریلی جاری بود روی آسفالت خیابان، و اهالی محل که جسدی را که پاهایش هنوز به تشنج می پرید دوره کرده بودند و نمی گذاشتند او ببیندش، و قصاب سبیل کلفت محله که آن وسط به فکرش رسیده بود و سطل سطل آب پر می کرد و می پاشید روی خون ها. "باید در را ببندم ننه" نگهبان این را گفت و به خودش توی دلش فحش داد. "یک کم دیگر بنشینم" پیره زن به شرمی فکر کرد که هربار موقع صدقه قبول کردن در این روزهای بی کسی بعد از مرگ پسرش در جانش دویده بود، و گرسنگی گاه و بی گاهی که به خودش زور کرده بود تا بلکه تتمه عزتش را حفظ کند، و به از پا افتادنش، و خستگیش از همه ی این ها. یاد امروز ظهر افتاد که آخرین اسکناسش برای "روز مبادا" را از گوشه ی چارقدش باز کرده بود و یاد بهت درون چشمان ساقی قالتاق بی همه چیز محل وقتی رفته بود سراغش. پیره زن زیر باران ریز سرد اول شبی، پیشانی سردش را خم کرد روی زانوان لرزانش، و آرزو کرد حبه ی تریاکی که عصری بلعیده بود زودتر اثر کند.
  پیرزن , پارک , بی سرپرست , صدقه , فقر ,

کرکس در خیابان ولیعصر - داستان باتوم و پیرزن در 16 آذر
باتومی را دیدم که بالا رفت و پایین آمد. خیلی نزدیک به من. هدف اما کس دیگری بود. درست کنارم پیرزنی را دیدم که با دهان پر خون روی زمین افتاد. باورم نمی شد. فکر کردم در هدف گیری اشتباه کرده اند. خواستم او را از زمین بلند کنم که باتوم دیگری به صورتش خورد. این بار معلوم شد که اشتباهی در کار نیست. «طرف» اتفاقا تیرانداز ماهری بود که تیرش به خطا نمی رفت. روی پیرزن خم شدم. دستم را سپر تنش کردم. می توانم جزییات صحنه را واژه به واژه بنویسم. یک لحظه رهایم نمی کند. روی چادر توسی سرش قطره های خون قرمز دلمه شده بود و چشم چپش کبود بود. اما نه. چشمی در کار نبود. جایی که باید چشم باشد اکنون خالی بود. پلک هایش روی هم افتاده بود اما از مردمک خبری نبود. خشکم زد. گویی زمان متوقف شده بود. اگر سوزش باتومی هایی که پی در پی بر دست و تنم می خورد صحنه را «کات» نمی کرد آن لحظه می توانست تا ابد ادامه پیدا کند. به سمت سپردار باتوم به دست برگشتم. فریاد زدم: «نمی بینی پیرزن است؟!» او اما می دید. می دید و همچنان می زد...
  کرکس , باتوم , پیرزن , 16 آذر ,

قتل پيرزن 75 ساله براي سرقت 2 هزار تومان
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز 24 شهريور به ماموران پليس 110 خبر رسيد كه زني 75 ساله در منزل مسكوني‌اش با .......
  قتل , حوادث , پیرزن ,

پیرزن و این همه اعتماد به نفس ؟ +16
شنیده بودیم چروک مد شده اما نه اینقدر :دی
  پیرزن ,

ماجرای همبرگر، چیپس و نوشابه!
پیرمرد یک همبرگر، یک چیپس و یک نوشابه سفارش داد… همبرگر رو به‌آرومی از توی پلاستیک در آورد و اون رو با دقت خیلی زیاد به دو قسمت تقسیم کرد… یک نیمه‌اش رو برای خودش برداشت و نیمه ی دیگه رو جلوی زنش گذاشت… بعد از اون، پیرمرد با دقت خیلی زیاد چیپس‌ها رو دونه دونه شمرد و اون‌ها رو دقیقآ به دو قسمت تقسیم کرد و نصفی از اون‌ها رو جلوی زنش گذاشت و نصفه دیگه رو جلوی خودش… پیرمرد یک جرعه از نوشابه‌ای که سفارش داده بودن رو خورد… پیرزن هم همین کار رو کرد و فقط یک جرعه از نوشابه رو خورد و بعدش اون رو دقیقآ وسط میز قرار داد… پیرمرد چند گاز کوچک به نصفه‌ی همبرگر خودش زد… بقیه‌ی افرادی که توی رستوران بودن فقط داشتن اون‌ها رو نگاه می‌کردن و به راحتی می‌شد پچ پچ‌هاشون رو در مورد پیرمرد و پیرزن شنید: “این زوج پیر و فقیر رو نگاه کن…طفلکی‌ها پول ندارن واسه خودشون دو تا همبرگر بخرن…” پیرمرد شروع کرد به خوردن چیپس‌ها… [ادامه‌ی داستان]
  همبرگر , پیرمرد , پیرزن , رومانس , رومانتیک , چیپس , نوشابه , فقیر , دندان , دندان مصنوعی , شریک , شریکی ,

پیرزن 100 ساله چینی شاخ درآورد! + عکس
یک زن کهنسال که روی پیشانی اش شاخ دارد پزشکان چینی را بدجوری شگفت زده کرده است. «ژانگ روی فانگ» ۱۰۰ ساله را باید یکی از مشهورترین زنان استان «هنان» چین دانست. سال گذشته بود که یک شاخ ، روی پیشانی این مادربزرگ روئید و نام او را بر سر زبانها انداخت.این شاخ ، هفته به هفته بزرگ تر شد بی این که برای «ژانگ» مشکل خاص جسمی به وجود بیاید. وی می گوید اگر چه از روییدن شاخ به روی پیشانی اش رنج می کشد اما همچنان با امید به زندگی خود ادامه می دهد. این پدیده پزشکان چینی را بدجوری شگفت زده کرده است و آنان به دنبال پاسخ قانع کننده ای هستند.
  پیرزن , شاخ ,

روايت پيرزن 140 ساله ايراني + عکس
او 30 سال است كه بينايي‌اش را از دست داده است و فقط با ياد خداوند به زندگي اش ادامه داده و تاكنون به هيچ مكان زيارتي نرفته و از محل زندگي‌اش هم خارج نشده است
  پیرزن ,

سرقت پيرزن 81 ساله از یک بازيكن فوتبال !!
یك پیرزن 81 ساله را به اتهام سرقت مدال برنز لوكاس لیوا بازیكن تیم فوتبال لیورپول به همراه چهار تن دیگر كه 19 تا 45 سال سن داشتند، دستگیر و روانه زندان كرد...
  سرقت , پیرزن ,

از قتل یک پیرزن تنها چی ناراحت کننده تر؟
زیاد فکر نکنید میگم توی یکی از پستهای قبلی عکس منزل پیرزنی رو زده بودم که توسط رفته گر محل در اهواز به قتل رسیده بود که میتونید اینجا ببینید. از اون ناراحت کننده تر اینه که فرزندان اون مرحوم برای اجرای حکم قصاص باید نصف دیه یک مرد رو به خانواده قاتل پرداخت کنند. تف به این قانون لجن تف که ارزش یه مرد حالا قاتل هم باشه از ارزش یه مادر … چی بگم که نگفتنم بهتره
  قتل , پیرزن , دیه , قاتل ,

زبل ترین و سرحال ترین پیرزن ایرانی
زبل ترین و سرحال ترین پیرزن ایرانی
  پیرزن , سرحال , ایرانی ,

معمای پیر زن!
این معما حل نشدنی ست. می گید نه؟ امتحان کنید...
  معما , پیرزن , مسئله ی پیرزن ,

تصویری از پیرزن کارته باز(قوی ترین پیرزن دنیا)
تصویری از پیرزن کارته باز(قوی ترین پیرزن دنیا) حتما ببینید که این پیرزن چه کار ها میکنه
  تصویری از , پیرزن , کارته باز(قوی ترین پیرزن دنیا) ,

داستان آزمون
يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت. پرسش اين بود: شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس مي‌گذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد. قاعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خودش را دارد. پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد. شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً جان شما را نجات داده است و اين فرصتي است كه مي‌توانيد جبران كنيد. اما شايد بتوانيد بعداً هم جبران كنيد. شما بايد شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد. از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود:
  داستان پیرزن ,

پیرمرد سرزنده و با حال
ها ها
  پیرمرد , پیرزن , سرزنده , با حال ,

عروسی پیرزن ها (عکس)
عروسی پیرزن ها (عکس)
  عکس , عروسی , پیرزن ,

پیرزنه رو نگاه کن با این سنه کمش خجالت نمیکشه
پیرزنه رو نگاه کن با این سنش خجالت نمیکشه
  پیرزن , سن ,