حكومتهاي تماميتخواه و آرزوي ديرينه آنها برای کنترل ذهن شهروندان...
آنچه دردناك و باعث تاسف است، اين است كه در اين گوشه از دنيا، حاكمان بيتوجه به آنچه در صد سال گذشته (چه در كل جهان و چه در ايران) رخ داده است، همچنان در تلاشند كه ذهنها را آنگونه كه خود ميپسندند، شكل دهند.
ديگر شنيدن خبر دستگيري، زندان، انفرادي و انواع شكنجههاي سياه و سفيد و مرگ ِ وبلاگنويسان، فعالين حقوق زن، تشكلهاي كارگري و به خصوص دانشجويان امري عادي محسوب ميشود. جالب اينجاست كه اين دستگيريها، چپ و راست، سكولار و لائيك و اسلامگرا و …. نميشناسد. كافيست ذهنيتت كمي متفاوت، فقط كمي متفاوت با آنچه حاكمان دوست دارند باشد، فقط كافيست كه بيانديشي، انگار انديشه بيماري واگيردار مهلكي است، كه به محض بروز اولين سيمپتومها، بايد نيروهاي ويژه سرتاپا پوشيده را به سراغش فرستاد تا هرچه زودتر اورا به قرنطينه منتقل كنند.
نميدانم دليل اين ناديده انگاشتن ِ گذشته چيست، گذشتهاي كه همچون آينهي تمامنماي جادويي، آينده اين كوشش حاكمان براي به بند كشيدن انديشه را به وضوح به نمايش ميگزارد. آيا حاكمان ما هيچگاه از نعمت بينايي برخوردار نبودهاند؟ آيا خوابشان اينقدر سنگين است كه تنها زماني ميتوان بيدارشان كرد كه كار از از كار گذشته باشد؟ آيا شهوت قدرت چشمانشان را كور كرده است؟ و يا به اميد، انگيزه، بشارت، اشارت و يا توهم چيزي كه من و تو از آن بيخبريم، خود را به خواب زدهاند و هر لحظه پلكهاي خود را محكمتر از قبل به هم ميفشارند؟

کنترل ذهن , اندیشه , تمامیت خواه , توتالیتر , استالین , زندان , هیتلر , مائو , جمهوری اسلامی ,
یوتوپیا ,