نظر شما درباره تحریم های آمریکا و اتحادیه اروپا بر علیه ایران چیست؟
(شامل 998 رای و 17 نظر) موضوعات مورد بحث
انجام شد
|
![]() بحث و گفتگو >> هرچه میخواهد دل تنگت بگو محبت همه چیز را شکست می دهد و خود شکست نمیخورد " . تولستوی ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم " . شوپنهاور آنكه مي تواند ، انجام مي دهد،آنكه نمي تواند انتقاد مي كند " . جرج برنارد شاو " لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند " . علی شریعتی " تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت " . لویی پاستور " باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند " . فردریش نیچه " کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است " . نادر شاه افشار اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت. موريس مترلينگ بهترین چیزها زمانی رخ می دهد که انتظارش را نداری. گابریل گارسیا مارکز " لازم نيست گوش كنيد، فقط منتظر شويد . حتي لازم نيست منتظر شويد ، فقط بياموزيد آرام و ساكن و تنها باشيد. جهان آزادانه خود را به شما پيشكش خواهد كرد تا نقاب از چهرهاش برداريد انتخاب ديگري ندارد؛ مسرور به پاي شما در خواهد غلطيد " . فرانتس كافكا " گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه ای که خود نمی دانید ، کشف خواهد شد " . جبران خلیل جبران اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی . ارد بزرگ " كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند " . گوته " پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی" . مهاتما گاندی " کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد " . فردوسی خردمند " تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است " . انگلس " بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از ميان ما رفته باشند " . امرسون " از ديروز بياموز. براي امروز زندگي کن و اميد به فردا داشته باش" . آلبرت انيشتن " براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت " . دالايي لاما " انسان بايد از هر حيث چه ظاهر و چه باطن , زيبا و آراسته باشد " . چخوف " لحظه ای که به کمال رسیدم و منور شدم ، تمام هستی کامل و منور شد " . بودا " تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند " . گراهام بل حكايت بسيار جذاب گروه 99 پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛ اما خود نیز علت را نمی دانست. روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید. به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد. پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: ‘چرا اینقدر شاد هستی؟’ آشپز جواب داد: ‘قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم. ما خانه ای حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم. بدین سبب من راضی و خوشحال هستم…’ پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد. نخست وزیر به پادشاه گفت : ‘قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست!!! اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است.’ پادشاه با تعجب پرسید: ‘گروه 99 چیست؟؟؟’ نخست وزیر جواب داد: ‘اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست، باید این کار را انجام دهید: یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید. به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست!!!’ پادشاه بر اساس حرف های نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند.. آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد. با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت.. آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. 99 سکه؟؟؟ آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است.. بارها طلاها را شمرد؛ ولی واقعاً 99 سکه بود!!! او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست!!! فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد؛ اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد!!! آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند. تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وی را بیدار نکرده اند!!! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند؛ او فقط تا حد توان کار می کرد!!! پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید. نخست وزیر جواب داد: ‘قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه 99 درآمد!!! اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند: آنان زیاد دارند اما راضی نیستند. وصیتنامه وحشی بافقی " روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد اندرون دل مــن یک قـلم تـاک زنـیـــــــد روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت"ء 1به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید . 2 با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند . 3 همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید. 4 وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد . 5 وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید . 6 قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید . 7 به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید . 8 هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند. 9 عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید . 10 در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید . 11مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید . 12 آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید . 13 وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟ 14 به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند . 15 وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید :عافیت باشد . 16 وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید . 17 این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن. 18 اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند . 19 وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید . 20 وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود . 21 زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید . تاریخچه ی نام محله های تهران شاید هر روز نام چند محله از تهران را بشنویم بی آنکه بدانیم تاریخجه ی این نام ها چی هست. البته اگر اهل تهران باشید، به خوبی میدونین که هر یک از این نامها، بخشی از تاریخ تهران رو ساخته و میشه گفت هویت تهران قدیم نهفته در تاریخ این نام هاست . سید خندان سیدخندان پیرمردی دانا و البته خندهرو بوده كه پیشگوییهای او زبانزد مردم بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به همین پیرمرد بوده است؛ البته بعدها نام سید خندان بر ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران هم اطلاق میشده است. فرمانیه در گذشته املاک زمینهای این منطقه متعلق به کامران میرزا نایبالسلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته ش ده است. فرحزاد این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است. شهرک غرب دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجیها بوده است. آجودانیه آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا میکند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است . اقدسیه نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمینهای آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد. جماران زمینهای جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی معتقدند که در کوههای این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگهای بزرگ به دست می آمده است، آنجا را جمران، یعنی محل بهدست آمدن جمر نامیدهاند. پل رومی پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است. عدهای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلالالدین رومی گرفتهشده است. جوادیه در جنوب تهران بسیاری از زمینهای جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است. داودیه بین میرداماد و ظفر میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش، میرزا داودخان، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت. درکه اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی "درگ" نامیده می شده است دانسته اند. دزاشیب روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام " آشِب " وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو میگفتند. زرگنده احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است. قلهک کلمه قلهک از دو کلمه "قله" و "ک" تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله، مخفف کلات به معنای قلعه است. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاههای لشگرک، ونک و شمیران بوده است، به آن( قله- هک) گفته شده است. کامرانیه زمینهای این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان، وزیر امور خارجهتعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه، با خرید زمینهای حصاربوعلی، جماران و نیاوران، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمینها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید. محمودیه (بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک) در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه میگفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش، محمودخان احتشامالسلطنه، محمودیه نامید. نیاوران نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از "نیا" )حد، عظمت و قدرت) ؛"ور" (صاحب) و "ان" علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت. ونک نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر میشود. یوسف آباد منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفیالممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید. پل چوبی قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازهها، دروازه شمیران بود با خندقهایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن، از پلی چوبی استفاده میشد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است . شمیران نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و " ران " به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است . همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند که یکی از نه ولایت ری را شمع ایران میگفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است. گیشا نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) میباشد. منیریه منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامرانمیرزا، یکی از صاحبمنصبان قاجر، به نام منیر گرفته شدهاست. انگلستان: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده ميشود ايران: موفقيت مدير سنجيده نميشود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است. انگلستان: مديران بعضی وقتها استعفا ميدهند. ايران: عشق به خدمت مانع از استعفا ميشود. انگلستان: افراد از مشاغل پايين شروع ميکنند و به تدريج ممکن است مدير شوند. ايران: افراد مدير مادرزادی هستند و اولين شغلشان در بيست سالگی مديريت است. انگلستان: برای يک پست مديريت، دنبال مدير ميگردند. ايران: برای يک فرد، دنبال پست مديريت ميگردند و در صورت لزوم اين پست ساخته ميشود. انگلستان: يک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدير شود. ايران: يک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حاليکه مديرش سه بار عوض شده. انگلستان: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مديريت ميکنند. ايران: اگر بخواهند از کسی هيچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مديريت ميکنند. انگلستان: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی ميکند و حتی ممکن است محاکمه شود. . ايران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدير ميشود و پست مديريت جديد ميگيرد. انگلستان: مديران بصورت مستقل استخدام و برکنار ميشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار ميکنند. ايران: مديران بصورت مستقل و غيرهماهنگ کار ميکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار ميشوند. انگلستان: برای استخدام مدير، در روزنامه آگهی ميدهند و با برخی مصاحبه ميکنند. ايران: برای استخدام مدير، به فرد مورد نظر تلفن ميکنند. انگلستان: زمان پايان کار يک مدير و شروع کار مدير بعدی از قبل مشخص است. . ايران: مديران در همان روز حکم مديريت يا برکناريشان را ميگيرند. انگلستان: همه ميدانند درآمد قانونی يک مدير زياد است. ايران: مديران انسانهای ساده زيستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد. انگلستان: شما مديرتان را با اسم کوچک صدا ميزنيد. ايران: شما مديرتان را صدا نميزنيد، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نميدهد. انگلستان: برای مديريت، سابقه کار مفيد و لياقت لازم است. ايران: برای مديريت، مورد اعتماد بودن کفايت ميکند. موضوع انشا : کشور خارج کجاست؟ خارج جايي است که همه آدم ها در آن ايدز دارند ! مملکت خارج جايي است که همه در آن با ناموس همديگر کار دارند ! در حالي که در مملکت ما چند نفر با ناموس همه کار دارند !!! کشور خارج جايي است که رييس جمهورشان بيشتر از يک دست لباس دارد بس که تشريفاتي و مرفه است ! تازه در خارج کراوات هم مي زنند که همه ميدانند يک جور فلش و علامت راهنماي رو به پايين است ! خارجي ها همه غرب زده هستند بي همه چيز ها !!! مردم خارج ، هميشه مست هستند و دائم به هم ميگويند: يو آر ... !!! اما در اينجا ما هميشه در حال احوال پرسي از خانواده طرف مقابل هستيم بس که مودب و بافرهنگيم ! ما در ايران خيلي همه چيز داريم ! نان ، مسکن و حتي به روايتي آزادي ! اما فرق اصلي ما در اين است که خودمان ميگوييم اين ها را نداريم ، ولي مقاماتمان ميگويند داريد ! و ما از بس که نفهم هستيم ، اصرار ميکنيم و ميگوييم پس کو ؟!!! آن وقت آنها مجبور ميشوند گشت درست کنند و به زور به ما حالي کنند که ايناهاش !!! در خارج اما اينطوري نيست بس که آنها بي منطق هستند ! خارج جاي عقب افتاده اي است که گشت نسبت ندارد ! آن ها براي لاک زدن جريمه نميشوند ! در خارج هنوز نفهميده اند که رنگ سياه مناسب تابستان است ! خارجي ها بس که دين و اعتقاد ضعيفي دارند ، با ديدن موي نامحرم ، هيچ چيزيشان نمي شود !!! اما ما اگر يک تار مو ببينيم ، دچار لرزش مي شويم ! بس که محکم است اين اعتقاداتمان ! خارجي ها فکر ميکنند ما در جنگ جهاني هستيم چون کوپن داريم و سهميه بندي ! آنها وقتي جنگ جهاني ميکردند همه چيزشان سهميه بندي بود ! ما هميشه در حال جنگ جهاني هستيم ! بس که رييس جمهورها و رهبرمان منتخب ما هستند ! آنجا کشيش ها و پاپ حوزه علميه ندارند بس که بي فرهنگ هستند ! خارجي ها بس که بي دين و کافر هستند ، نمي دانند ازدواج از نوع موقت چيست ! خارجي ها بس که سوسول هستند مي گويند مرد با زن برابر است و هيچ استاد پاک و مطهري نبوده که بهشان بگويد نخير ! هر 4 تا زن ميشود يک مرد !!! ما استاد پاک و مطهري داشتيم که استاد اخلاق بود و پسرش هم براي نشان دادن اصل و نسب پدرش ، در مجلس به يکي ديگر گفت : فيوز !!! البته او قبل از فيوز يک ( پ ) هم گذاشت که ما نفهميديم چرا ! آن ها بس که بي فرهنگ هستند در کليسا با کفش مي روند و عود روشن ميکنند، در حالي که همه مي دانند لذت حرف زدن با خدا در بوي جوراب مخلوط با گلاب است ! آن ها تمام شعر هاي مذهبي خود را با آهنگ ميخوانند، بس که الاغند، در حاليکه وقتي آدم با خدا حرف ميزند ، اجازه ندارد شاد باشد ! خدا خيلي ترسناک است و هيچکس جز ايراني ها نميداند اين را ! ما قطب جهان اسلاميم در حالي که خارج در جهان اسلام هيچ چيز نيست ! ما ميدان آزادي داريم ولي خارجي ها فقط مجسمه آزادي دارند !!! و هر بچه اي ميداند که اصلا مجسمه يعني هيچ کاره ! پس ما آزادي داريم ولي خارجي ها ندارند ! آن ها خواننده هايي دارند که همش اعتراض ميکنند بس که بي ادبند ، در حالي که خواننده هاي ما ميخوانند همه چي آرومه بس که هنرمندهاي مودبي هستند ! آن ها بس که به بزرگترشان احترام نميگذارند ، هيچ وقت آل پاچينو و جرج کلوني و آنجلينا جولي را ، نمي فرستند دست بوس اسقف و پاپ تا بلکه عبرت بگيرند و کار بد نکنند در فيلم ها ! ما در ايران تعداد صندلي هاي دانشگاه هايمان از متقاضي ها بيشتر است بس که علم داريم ! فيلم هاي ما در ايران هيچ وقت پايان غمگين ندارد بس که ما شاديم ، ولي خارجي ها همه افسرده هستند و همه اش در فيلم ها در حال خون ريزي و کارهاي بد بد ! در حالي که همه ميدانند لذت هر فيلمي به عروسي انتهاي آن است ! آن ها بس که سوسول هستند هر 4 سال يک نفر ميشود همه کاره مملکتشان ، ولي ما هميشه گفته ايم که حرف مرد يکي است و هيچ کس عوض نميشود ! ما در ايران خانواده خود را خيلي دوست داريم و هر وقت کاره اي شديم ، تمام فک و فاميل خود را ميکنيم مدير ! اما آن ها بس که بنيان خانواده قوي ندارند ، اين کارها را بلد نيستند ! ما از اين انشاء نتيجه ميگيريم که خارج جاي بدي است ! خارج جايي است که همه آدم ها در آن ايدز دارند ! نسل ما نسل تو خیابون رام و تو خونه یاغی تو روز کارمند شریف دولت و شب ساقی نسل آشنایی تو اینترنت و ازدواج عاشقانه نسل طلاق توافقی و مهریه ی ماهیانه نسل فروشگاه رفاه و قسط و اجاره نشینی نسل ال.سی.دی ال.جی و پز دادن با مبلای چینی نسل مساعده واسه یه تور مزخرف کیش لیزینگ پراید و تهِ تهِش دویست و شیش نسل شیر یارانه ای و تاریخ مصرفِ ماست نسل دلخوش به دانلود هفتگی لاست نسل جومونگ و پریزن بِرِک و بیست و چهار نسل دی.وی.دی پرده ای و تماشای شبونه ی اسکار نسل سرگردون بین جنیفر لوپز و گاندی یه شب استنلی کوبریک و شب دیگه فیلم هندی نسل مارکای بنجل پاتن جامه و سالیان نسل حسرتِ یه دست کت شلوار هاکوپیان نسل از تولد تا دم مرگ تو شیش و بش نسل تحویل سال با برنامه های طپش نسل مهمونی مختلط و رقص نور و لرزش باسن تو جمع عاشق «شاهین نجفی» و تو خلوت «ساسی مانکن» نسل فیس بوک و فیلترشکن و اینترنت زغالی تلویزیون بی خاصیت و بانک و جوایز خیالی نسل خوشه بندی و صندوق مهر و سهام عدالت نسل داغون از هفته های بی سر و ته کسالت نسل مقاله های لائیک و فریاد الله اکبر نسل رها توی بازداشتگاه و قیامِ بدون رهبر نسل تعریف از فیلمای ندیده و کتابای نخونده نسلی که مث خر تو گِلِ مدرنیته مونده نسلی که توی روزمرگی داره دست و پا می زنه نسلی که نسل تو، نسل ما، نسل منه همه ما خودمان را چنين متقاعد مي كنيم كه زندگي بهتري خواهيم داشت اگر: شغلمان را تغيير دهيم مهاجرت كنيم با افراد تازه اي آشنا شويم ازدواج كنيم فكر ميكنيم، زندگي بهتر خواهد شد اگر: ترفيع بگيريم اقامت بگيريم با افراد بيشتري آشنا شويم بچه دار شويم و خسته مي شويم وقتي: مي بينيم رييسمان نمي فهمد زبان مشترك نداريم همديگر را نمي فهميم ميبينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند بهتر است صبر كنيم ... با خود مي گوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه : رييسمان تغيير كند، شغلمان را تغيير دهيم به جاي ديگري سفر كنيم به دنبال دوستان تازه اي بگرديم همسرمان رفتارش را عوض كند يك ماشين شيك تر داشته باشيم بچه هايمان ازدواج كنند به مرخصي برويم و در نهايت بازنشسته شويم.... حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد. اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است. بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل، شاد و خوشبخت زندگي كنيم. به خيالمان مي رسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه، موقعي شروع مي شود كه موانعي كه سر راهمان هستند، كنار بروند: مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم مي كنيم كاري كه بايد تمام كنيم زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم بدهيهايي كه بايد پرداخت كنيم و ... بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود! بعد از آن كه همه ی اين ها را تجربه كرديم، تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آن ها را موانع ميشناسيم اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جادهاي بسوي خوشبختي وجود ندارد. خوشبختي، خود همين جاده است.. بياييد از هر لحظه لذت ببريم. براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم: در انتظار فارغ التحصيلي بازگشت به دانشگاه كاهش وزن افزايش وزن شروع به كار مهاجرت دوستان تازه ازدواج شروع تعطيلات صبح جمعه در انتظار دريافت وام جديد خريد يك ماشين نو باز پرداخت قسط ها بهار و تابستان و پاييز و زمستان اول برج پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون مردن تولد مجدد و... خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد. هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي شاد بودن وجود ندارد. زندگي كنيد و از حال لذت ببريد. اكنون فكر كنيد و سعي كنيد به سؤالات زير پاسخ دهيد: 1. پنج نفر از ثروتمندترين مردم جهان را نام ببريد.. 2. برندههاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد. 3. آخرين ده نفري كه جايزه نوبل را بردند چه كساني هستند؟ 4. آخرين ده بازيگر برتر اسكار را نام ببريد. نم يتوانيد پاسخ دهيد؟ نسبتاً مشكل است، اينطور نيست؟ نگران نباشيد، هيچ كس اين اسامي را به خاطر نمي آورد.. روزهاي تشويق به پايان مي رسد! نشان هاي افتخار خاك مي گيرند! برندگان به زودي فراموش ميشوند! اكنون به اين سؤالها پاسخ دهيد: 1. نام سه معلم خود را كه در تربيت شما مؤثر بودهاند ، بگوييد. 2. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نياز به شما كمك كردند، نام ببريد. 3. افرادي كه با مهرباني هايشان احساس گرم زندگي را به شما بخشيدهاند، به ياد بياوريد. 4. پنج نفر را كه از هم صحبتي با آن ها لذت مي بريد، نام ببريد. حالا ساده تر شد، اينطور نيست؟ افرادي كه به زندگي شما معني بخشيدهاند، ارتباطي با "ترينها" ندارند، ثروت بيشتري ندارند، بهترين جوايز را نبردهاند .... آنها كساني هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند، همان هايي كه در همه ی شرايط، كنار شما مي مانند ... كمي بيانديشيد. زندگي خيلي كوتاه است. شما در كدام ليست قرار داريد؟ نمي دانيد؟ اجازه دهيد كمكتان كنم. شما در زمره ی مشهورترين نيستيد...، شما از جمله كساني هستيد كه براي در ميان گذاشتن اين پيام در خاطر من بوديد دوستي با بعضي آدم ها مثل نوشيدن چاي کيسه ايست هول هولکي و دم دستي.. اين دوستي ها براي رفع تکليف خوبند اما خستگي ات را رفع نمي کنند. اين چاي خوردن ها دل آدم را باز نمي کند خاطره نمي شود فقط از سر اجبار مي خوريشان که چاي خورده باشي به بعدش هم فکر نمي کني. دوستي با بعضي آدمها مثل خوردن چاي خارجي است. پر از رنگ و بو. اين دوستي ها جان مي دهد براي مهمان بازي براي جوک هاي خنده دار تعريف کردن براي فرستادن اس ام اس هاي صد تا يک غاز. براي خاطره هاي دمِ دستي. اولش هم حس خوبي به تو مي دهند. اين چاي زود دم خارجي را مي ريزي در فنجان بزرگ. مي نشيني با شکلات فندقي مي خوري و فکر ميکني خوشبحال ترين آدم روي زميني. فقط نمي داني چرا باقي چاي که مانده در فنجان بعد از يکي دوساعت مي شود رنگ قير يک مايع سياه و بد بو که چنان به ديواره فنجان رنگ مي دهد که انگار در آن مرکب چين ريخته بودي نه چاي. دوستي با بعضي آدم ها مثل نوشيدن چاي سر گل لاهيجان است. بايد نرم دم بکشد. بايد انتظارش را بکشي. بايد براي عطر و رنگش منتظر بماني بايد صبر کني. آرام باشي و مقدماتش را فراهم کني. بايد آن را بريزي در يک استکان کوچک کمر باريک. خوب نگاهش کني. عطر ملايمش را احساس کني و آهسته جرعه جرعه بنوشي اش و زندگي کني. مطلب طولانی است اما بسیار مفید است همه ما فکر میکنیم که خوردن میوه یعنی خرید میوه، پوست کندنش و فقط گذاشتنش توی دهان به این سادگی که فکر میکنید نیست بسیارمهم است که بدانیم چگونه و چه وقت باید میوه بخوریم راه صحیح خوردن میوه ها چیست؟ این است که میوه ها را بعد از مصرف غذا نخورید میوه ها باید زمانی خورده شوند که معده خالی است اگر میوه ها را به آن صورت بخورید، نقش مهمی در مسموم کردن سیستم بدنتان خواهند داشت بدنتان را با مقدار زیادی انرژی تامین میکنند که این انرژی به جای مفید بودن باعث از دست دادن وزن و کاهش قدرت برای انجام دیگر فعالیتهای زندگی میشود میوه مهم ترین خوراکهاست برای مثال درنظر بگیرید که دو تکه نان و یک تکه میوه خورده اید تکه میوه آماده است که مستقیما وارد معده تان و روده تان شود اما به دلیل آن دو تکه نان، از ورود سریع آن به معده جلوگیری می شود در این بین همه غذا فاسد شده، تخمیر میشود و به اسید تبدیل میشود به محض اینکه درون معده، میوه با غذا و آنزیمهای گوارشی تماس پیدا میکند، همه حجم غذا شروع به ازبین رفتن و فاسد شدن میکند پس لطفا میوه های خود را زمانی مصرف کنید که معده تان خالی است و یا قبل از خوردن وعده های غذاییتان میل کنید شما بارها شنیده اید که بسیاری شکایت میکنند که هر زمان که هنوانه میخورم، غذا بالا می آید، و یا هر زمان که میوه درخت قهوه سودانی را می خورم معده ام نفخ میکند، زمانی که موز میخورم همش حس اینکه باید فورا به دستشویی بروم را دارم و غیره- در حقیقیت همه اینها اتفاق نخواهند افتاد اگر میوه را زمانی بخورید که معده تان خالی است. میوه ها با غذای فاسد شده ترکیب میشوند و گاز تولید میکنند و درنتیجه شما بالا می آورید سفیدی مو، تاس شدن، عصبانیت و گودی های سیاه زیر چشم، همه شان اتفاق نخواهند افتاد اگر با معده خالی میوه میل کنید زمانی که نیاز دارید که آب میوه بنوشید- فقط آب میوه تازه بنوشید نه آب میوه کنسروها. حتی آب میوه هایی که بسیار سفت هستند را ننوشید میوه های پخته شده را نخورید چرا که هرگز ماده مغذی میوه ها را دریافت نخواهید کرد تنها مزه شان را دریافت میکند پختن، تمام ویتامین ها را از بین میبرد اما به هرحال خوردن میوه کامل بهتر از نوشیدن آب آن است اگر باید آب میوه بنوشید طوری بنوشید که دهانتان پر شود وآن را آرام آرام غورت دهید چرا که باید اجازه دهید که آب میوه با بزاق دهانتان قبل از غورت دادن آن کاملا ترکیب شود میتوانید برای پاکسازی بدنتان 3 روز روزه ی میوه بگیرید به مدت 3 روز فقط میوه بخورید و در آخر متعجب میشوید از اینکه دوستانتان به شما میگویند که چقدر پوستتان درخشان و صاف شده است کیوی: میوه کوچک اما بسیار مقوی این میوه منبع خوبی از پتاسیم، منیزیم، ویتامین ای و فیبر است حجم ویتامین سی این میوه دوبرابر حجم ویتامین سی پرتقال است سیب: روزانه خوردن یک سیب، دکتر را از شما دور میکند اگرچه سیب مقدار کمی ویتامین سی دارد، اما دارای آنتی اکسیدانها و فلاونهاست (ماده شیمیایی بیرنگ و متبلور) که هر دوی اینها فعالیت ویتامین سی در بدن را زیاد کرده و تسهیل می بخشند و درنتیجه ریسک مبتلا شدن به سرطان روده، حملات قلبی و سکته کاهش پیدا میکند توت فرنگی: میوه محافظ توت فرنگی بالاترین قدرت اکسیدانها را در میان اکثر میوه ها دارد و از بدن در برابر ابتلا به سرطان، گرفتگی رگها و رادیکالهای آزاد محافظت میکند پرتقال: دارویی شیرین مصرف روزانه 2 تا 4 عدد پرتقال جلوی سرماخوردگی را میگیرد کلسترول را کم میکنداز ایجاد سنگ در بدن جلوگیری کرده و یا سنگهای موجود در بدن رااز بین میبرد و همچنین ریسک ابتلا به سرطان روده را کاهش میدهد هندوانه: بهترین تسکین دهنده تشنگی از 92% آب تشکیل شده است همچنین حاوی بالاترین دوز گلاتاتیون است که به بالارفتن سیستم دفاعی بدن کمک میکند همچنین آنها اصلی ترین منبع لیکوپین هستند که اکسیدانی برای مبارزه با سرطان است دیگر مواد مغذی موجود در هندوانه ویتامین سی و پتاسیم هستند نوشیدن آب سرد بعذ از غذا = سرطان میتوانید باور کنید؟ شاید نوشیدن یک لیوان آب سرد بعد از غذا، بسیار لذت بخش است اما آب سرد مواد روغنی که در آن لحظه مصرف کرده اید را سفت میکند روند هضم غذا را کند میکند زمانی که این رسوبها با اسید واکنش نشان میدهند و شکسته میشوند و سریعتر از غذاهای جامد، توسط روده جذب میشوند بسیار سریع این امر موجب چاقی و سپس سرطان میشود بهتر این است که بعد از غذا، سوپ گرم و یا آب ولرم مصرف کنید متنی مهم در مورد حملات قلبی (مراحل حملات قلبی (این یک شوخی نیست خانمها باید بدانند که تنها نشانه حمله قلبی، احساس درد در بازوی چپ نمیباشد به درد شدید در ناحیه فک و آرواره بسیار توجه کنید هرگز اولین درد در ناحیه قفسه سینه را در هنگام حمله قلبی نخواهید داشت حالت تهوع و عرق کردن شدید از نشانه های معمول است تقریبا60 درصد مردم که دچار حمله قلبی در خواب شدند دیگر هرگز بیدار نشدند درد آرواره ممکن است شما را از خوابی آرام بیدار کند بهتر است مراقب باشید و آگاه هرچقدر بیشتر بدانیم، شانس بیشتری برای نجات یافتن داریم درخواست سیانور از داروخانه خانمی وارد داروخانه میشه و به دکتر داروساز میگه که به سیانور احتیاج داره! داروسازه میگه واسه چی سیانور میخوای؟ خانمه توضیح میده که لازمه شوهرش را مسموم کنه! چشمهای داروسازه چهارتا می شه و میگه: خدا رحم کنه! خانوم من نمیتونم به شما سیانور بدم که برید و شوهرتان را بکُشید! این بر خلاف قوانینه! من مجوز کارم را از دست خواهم داد... هر دوی ما را زندانی خواهند کرد و دیگه بدتر از این نمیشه! نه خانوم، نـــه! شما حق ندارید سیانور داشته باشید و حداقل من به شما سیانور نخواهم داد. بعد از این حرف خانمه دستش رو میبره داخل کیفش و از اون یه عکس میآره بیرون... عکسی که در اون شوهرش و زن داروسازه توی یه رستوران داشتند شام میخوردند. داروسازه به عکسه نگاه می کنه و میگه: چرا به من نگفته بودید که نسخه دارید؟! نتیجهی اخلاقی: وقتی به داروخانه میروید، اول نسخهی خود را نشان بدهید آیا میدانید : 29 اکتبر روز جهانی کوروش کبیر است و این روز فقط در تقویم ایران نیست؟ آیا میدانید : چند سال دیگر ، با نابودی کامل تخت جمشید باید سپاسگذار کشورهایی چون فرانسه باشیم که چندی از تخت جمشید را در موزه های خود حفظ کردند. آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد. ـ آیا میدانید : کمبوجيه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود. آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد. برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید |


