تبلیغات در دنباله
جستجو
آخرین نظرسنجی
انجام شد
انجمن های گفتگو  انجمن های گفتگو
فرهنگ و هنر >> فرهنگ و هنر >> فرهنگ و هنر>>>سرود،شعر،ترانه>>>شماره 5 آذر 1389
chista2009 حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
انجمن جدید را با شعری از نادر نادر پور شروع می کنم.
من مرغ کور جنگل شب بودم
باد غریب ، محرم رازم بود
چون بار شب به روی پرم می ریخت
تنها به خواب مرگ ، نیازم بود
panir حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
دریاب که از روح جدا خواهی رفت
در پرده اسرار فنا خواهی رفت

این انجمن با آن یکی انجمن مشاعره،دوقلو میباشد به هر دو یکسان محبت کنید.اسم این هست فروغ و آن یکی فریدون
chista2009 حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
چه پیشنهاد قشنگی
panir حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
تو ، آفتاب در آفاق چشمه و چمنی
لبت ، دهان گل سرخ در سپیده دم است
که از نسیم کلامی ، گشوده می ماند
تو بر زبان گل و باد ، بهترین سخنی
chista2009 حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
یک روز که مرده بودم اندر خود زیست
گفتم به خدا ، که این خدا ، در خود کیست ؟
گفتا که در آن خود ی که سرمایه ی هست
در سنگر عشق ، جوید اندر خود نیست
panir حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
تو درخت خوب منظر همه میوه‌ای ولیکن
چه کنم به دست کوته که نمی‌رسد به سیبت
panir حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
لطفاً صبر کنید...
chista2009 حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
تو رو تو گریه می بوسم ، تو رو که غرق لبخندی
رو این حالی که من دارم ، چرا چشماتو می بندی
giga حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
يار دبستاني من
با من و همراه مني
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه مني
حک شده اسم من و تو
رو تن اين تخته سياه
ترکه ي بيداد و ستم
مونده هنوز رو تن ما
panir حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
ای عشق من ای نیلوفر من
در خواب نازی شبها نیلوفر من
matin88 حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
نگاهم را نميداي
زبانم را نمي خواني
زاشكم بي خبر ماندي و آهم را نميداني...
panir حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
بابا عزاداری حدی داره بیا شعرت رو بخون

یاحسین سین سین سین سین سین
یا حسین سین سین سین سین سین
Manouchehr78 حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
ز چشم بسته هلا مُهر خواب بردارید
به دفع فتنه، قدم با شتاب بردارید

سپاه تفرقه بر طبل اتحاد زده ست
ز پیش چشم جهان بین حجاب بردارید

به نور بینش خورشید رهبری آنک
ز چهره های منافق نقاب بردارید

گذار ما به بیابان شور خواهد بود
هلا ز چشمه ایثار آب بردارید

در این مراجعه با درد و داغ همسفریم
به قدر تنگ کفایت شراب بردارید

براستی که دراین استقامت خونین
مباد یک سر مو پیچ و تاب بردارید

به پشتوانه تعقیب تا شناسایی
چراغ شب شکن آفتاب بردارید

بس است لحظه شماری به نام عدل علی
نقاب از رخ روز حساب بردارید

ز چشم اگر نستانید خواب را فردا
سر بریده ز بالین خواب بردارید

قادر طهماسبی- فرید
matin88 حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
دلم شبهای ظلمت
میون خونه غربت
منو صد ساله کرده
شده زجه یه عادت
دلم حتی خدا هم
از اینها شرمساره
جزای یک ترانه
میگن که سنگ ساره
chista2009 حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
هرگز از مرگ نهراسیده‌ام
اگرچه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بود.
هراسِ من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینی‌ست
که مزدِ گورکن
از بهای آزادیِ آدمی
افزون باشد.
احمد شاملو
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید