تبلیغات در دنباله
جستجو
آخرین نظرسنجی
انجام شد
انجمن های گفتگو  انجمن های گفتگو
بحث و گفتگو >> ازدواج ایرانی (2)
mehdi_saye حدود 11 ماه قبل گفت :
در قسمت اول انجمن ازدواج ایرانی نگاهی به وضعیت ازدواج در جامعه ایرانی داشتیم. موارد زیر در قسمت اول مورد بحث و گفتگو قرار گرفت :
روابط قبل از ازدواج
مهریه
وضعیت ازدواج ها در ایران
رابطه روابط قبل از ازدواج و طلاق
ازدواج موفق
فرق ازدواج سنتی و مدرن
نگاه به زن در جامعه ایرانی
مشکلات ازدواج در ایران
مساله عشق در ازدواج
تفکیک احساسات مختلف و تمایز آن با عشق واقعی و سازنده


در قسمت دوم امیدوارم بتوانیم در مورد مراسم ازدواج در ایران و رسم و رسومات آن گفتگوی انتقادی داشته باشیم. ممنون می شوم از همه دوستانی که با شرکت در بحث به تجربیات و دانسته های ما می افزایند.
mehdi_saye حدود 11 ماه قبل گفت :
اما سوالات :

نحوه آشنایی های پیش از ازدواج و خواستگاری ها چگونه است؟ آیا به نظر شما روش های فعلی مفید است؟ آیا نیاز به بهتر کردن روش ها وجود دارد؟

شاید اولین و مهمترین مساله بعد از خواستگاری بحث مهریه است. آیا مهریه لازم است؟ وضعیت مهریه در ایران چگونه است؟

نظر شما در مورد مراسم عروسی چیست؟ مراسم عروسی در ایران به چه شکل انجام می پذیرد؟

آیا موارد دیگر هم هست که به نظر شما بایستی در این انجمن به آنها پرداخت؟

adoniya حدود 11 ماه قبل گفت :
بیچاره مردا !

اگه تیپ بزنن میگن با کی قرار داری ؟
اگه نزنن ، میگن سلیقه نداری بابا


زیاد بگن دوستت دارم ، میگن باز چه نقشه ای تو سرته ؟
نگن دوستت دارم ، میگن پای کی وسطه ؟

زیاد بخندن ، میگن دیوونه شدی !
نخندن ، میگن چه مرگته باز ؟

شام بخوان ، میگن کلفت استخدام کردی مگه ؟
نخوان ، میگن معلوم نیست شام با کی کوفت کرده !
mehdi_saye حدود 11 ماه قبل گفت :

شناخت های قبل از ازدواج معمولا یا به شکل سنتی انجام میشه که در اون صورت خانواده دختری رو برای پسر خودشون انتخاب می کنن و بعد از چند جلسه صحبت و آشنایی بالخره به خواستگاری دختر میرن و ازدواج می کنن. به نظرم هنوز عده زیادی این روش رو برای ازدواج انتخاب می کنن.

اما نسل جدید و آدم های مدرن تر روش پیدا کردن همسرشون دیگه از طریق خانواده نیست و خودشون دختر مورد علاقه رو پیدا می کنن و باهاش مدتی دوست میشن و آشنایی به هم می زنن. و بعد میرن سراغ خواستگاری و ازدواج و اینها. معمولا انتخاب ها در محیط دانشگاه یا محیط کار یا حتی اینترنت انجام میشه.

هر دو روش می تونن مزایا و یا معایبی داشته باشن که امیدوارم با بقیه دوستان در این مورد صحبت کنیم.
mehdi_saye حدود 11 ماه قبل گفت :
به نظرم یکی از آسیب های بزرگ ازدواج در زمانه ما این هست که هر دو روش آشنایی برای شرایط فعلی ایرادهای بزرگی دارن و نمیشه با اونها تضمین یک ازدواج موفق رو کرد. در گذر از یک جامعه سنتی به مدرن هستیم و نه این هستیم و نه آن. باید به ایراد های اساسی هر دو روش بپردازیم.

mehdi_saye حدود 11 ماه قبل گفت :
در روش اول آشنایی که شکل سنتی هست به نظرم یک ایراد اساسی که به نظرم یه جورایی لنگ می زنه اینه که بر اساس ارتباطات قدیم بوده که دختر و پسر امکان دوستی های قبل از ازدواج رو نداشتن. اما حالا به نظرم اکثر دختر ها و پسرها تجربه داشتن دوست پسر یا دوست دختر رو دارن. این یه جورایی با هم نمی خونه.

مورد دیگه اینکه علاقه مساله اصلی در این ازدواج ها نیست چیزی که نسل های فعلی خیلی دنبال اون هستند. به نوعی الان احساساتی که دو طرف به هم دارن و ایجاد عشق و علاقه برای نسل های امروزی مهم هست و در این نوع ازدواج در این مورد هیچ تضمینی نیست که این علاقه ایجاد بشه.

مورد دیگه هم اینکه در ازدواج های سنتی یه پایه مهم تحمل همدیگه بوده و دو طرف مجبور به ساختن با هم بودن ولی الان دیگه اون تحمل ها وجود نداره.
mehdi_saye حدود 10 ماه قبل گفت :
خب در ادامه بحث هیچ کدوم از دوستان به بحث نپیوستند. خب در این مورد لازمه توضیحاتی بدم. چرا ما در مورد ازدواج در ایران صحبت می کنیم :

آمار طلاق ها در ایران به شدت بالاست. بنا به گفته منابع دولتی از هر 5 ازدواج تنها یکی موفق است یکی به طلاق رسمی می انجامد و سه ازدواج دیگر آشفته است. میزان طلاق های عاطفی را نیز دو برابر طلاق رسمی اعلام می کنند. شنیده ها حاکی از این است که آمار طلاق ها به مراتب بالاتر است و مثلا در شهرهای بزرگ ممکن است به 50 درصد هم برسد.

اما طلاق چه زیان هایی دارد : در این مورد بحث علمی مفصلی در آینده خواهیم داشت اما فعلا به اختصار : اولین مساله فروپاشی روانی دو طرف است. هر دو طرف به شدت ضربه روحی می خورند. خود این طلاق ها مصیبت های دیگری هم دارد. از اخاذی یک طرف گرفته که منجر به ویرانی زندگی طرف مقابل و خانواده اش در برخی مواقع شده تا آمار زندانی های مهریه. کسانی که هیچ جرمی ندارند و شهروندان سالم هستند صرفا برای مهریه بازداشت و زندانی می شوند.

از طرف خانم ها هم بی نصیب نیستند. حتی من با موارد اقدام به قتل (اجیر کردن برای کشتن طرف) برای نپرداختن مهریه هم روبرو بوده ام. همین طور از زنانی که سال ها در خانه دار بوده اند و بعد از طلاق با زرنگی طرف مقابل و به کار گیری وکلای قدرتمند هیچ چیزی عایدشان نشده و با مشکلات مادی زیادی پس از ازدواج دست و پنجه نرم می کنند.

از طرف دیگر فرزندان طلاق هستند که معلوم نیست چه آینده ای در انتظارشان است و هیچگاه از نعمت یک محیط خانوادگی سالم بهره نمی برند. آینده آنها هم تخریب شده است.

مساله زوجین پس از طلاق هم مساله کمی نیست. در مورد زنان هیچ نوع حمایت اجتماعی وجود ندارد.

در کنار اینها رسم و رسومات بیهوده و پر از حماقت ازدواج است که سر و شکل جامعه را کلا به هم ریخته. از مهریه های سنگین و تشریفاتی گرفته تا مراسم مضحک ازدواج. عدم آشنایی با اصول اولیه زندگی زناشویی. بحران سنت و مدرنیته و همه جور مشکل دیگری.

در مورد ازدواج ایرانی باید اندیشید و به دنبال راه حل بود. از همین های کوچک باید شروع کرد و آینده جدیدی را ترسیم کرد. به همین خاطر من از همه می خواهم در این بحث شرکت کنند.
از اینکه ضعف های عدیده اجتماعی وجود دارد که هیچ کس به آنها توجهی نمی کند و همه از کنار آن به راحتی می گذرند باید وحشت کرد. جامعه ای که به فکر اصلاح خود نباشد ویران خواهد شد.
sarafar حدود 10 ماه قبل گفت :
تا زمانی که دین از حکومت جدا نگردد، چوبه دار از میادین ما جمع نگردد، تا زمانی که در زندانها باز نشوند، روزنامه ها آزاد نشوند، خودی و غیر خودی از میان بر چیده نشود، ... تا زمانی که حکومت اسلامی از این کشور رخت بر نبندد، آب را در هاون میکوبید. فرهنگ از بالا جاری میشود، مثل آبشار این قانون طبیعت است.
فرازهایی از سخن ویکتور هوگو :
سوالاتی بی رحمانه سخت، سوالاتی کشنده و مرگبار، که در این برحه از تاریخ و زمانی که ما در آن به سر میبریم، میبایست با هوشمندی و ذکاوت زیادی به آنها فکر کنیم، زیرا تا زمانی که زنده ایم دامنگیرمان هستند، و تا برای آنها پاسخی پیدا نکنیم از گریبان ما دست بر نخواهند داشت، و روزی راه بر گذر ما کاملأ خواهند بست، و مجبورمان خواهند کرد که چشم در چشم آنها بدوزیم و روی در روی شان قرار گیریم تا بلاخره بفهمیم چه پاسخی به آنها باید داد.

با دیدن چنین واقعیت هایی، که تا به این اندازه به ما فشار روحی می آورند و دل نگرانمان می کنند، از خود می پرسیم به راستی آنها که بر ما حکومت میکنند در چه فکر و اندیشه ای هستند، و چرا سوالاتی از این قبیل ذهن آنها را به خود مشغول نمی سازد ؟

« مردم گرسنه اند، از سرما می لرزند. فقر، بسته به جنسیت شان، آنها را به جرم و جنایت، و فساد اخلاقی سوق داده است. به این مردم رحم کنید، زندانها و سیاهچال ها پسرانشان را از او میربایند و فاحشه خانه ها دخترانشان را. در سرزمین ما هر روز بر تعداد جنایتکاران، بر تعداد فاسقان، فاحشه ها، دلالها افزوده میگردد. این دو زخم عمیقی که بر پیکر جمعی ما ایجاد شده است چه موضوعی را ثابت می کنند ؟ نشان می دهند که ویروس خطرناکی وارد خونِ جاری در رگهایِ جامعۀ ما شده است. شما امروز بر بستر این بیمار گرد هم آمده ید تا جویای حال او شوید ؛ برای این بیماری چاره ای بیاندیشید.
« شما این بیماری را خوب درمان نمی کنید. آن را بهتر بشناسید. قوانینی که شما تدوین میکنید، وقتی آنها را بکار می گیرید، یا مسکن هایی هستند که موقتأ درد را تسکین میدهند اما آن را درمان نمیکنند، و یا ضجۀ درد را در سلولهای بدن حبس و سرکوب میکنند. نصف قوانین شما کهنه و فرسوده اند و هیچ نوآوری ندارند، و نصف دیگر آن بدون شناخت و بررسی ساخته شده اند و درمانی ست سنتی و تجربی.
سر و اندیشه توده مردم، می بینید مشکل اینجاست. این سر، زمینی است سرشار از بذرهایی مفید. آن را به کار بگیرید برای اینکه بهترین هایش که در پرتو نور و روشنایی خرد سر از خاک بر میکشند و در هوایی متعادل به فضیلت و نیکویی روی می آورند را، تقدیم جامعه کنید. آن کسی که سر گردنه راه بر مردم می بندد و کسی را می کُشد، اگر از آموزش درستی بر خوردار بود، و درست در زندگی هدایت میشد، میتوانست عنصر مفیدی برای خود و جامعه اش باشد. این سری که به توده مردم تعلق دارد، آموزش اش دهید، پرورش اش دهید، چون زمینی با آبیاری حاصل خیزش گردانید، علفهای هرزش را از ریشه برگیرید، بارورش سازید، از نور خرد و دانش روشنش گردانید، با اخلاقیات و تعهد آشنایش کنید، توانمندی های او را به کار گیرید ؛ خواهید دید نیازی نیست که حلق آویزش کنید.»ا
mehdi_saye حدود 10 ماه قبل گفت :
فرهنگ از بالا جاری میشود، مثل آبشار این قانون طبیعت است.


باور کنید فرهنگ از پایین ساخته می شود. این ما هستیم که فرهنگ را می سازیم.
sarafar حدود 10 ماه قبل گفت :
جناب مهدی
کامنتهای شما بسیار خواندنی هستند و می آموزم
تعریف فرهنگ برای من : مدلی از دانش یکپارچه و همساز از اعتقاد ها و رفتارهایی که بستگی به ظرفیت انسانی آن جامعه در ارتباط برقرار کردن با هم دارند. در یک شرایط بحرانی و پیچیده تغییر فرهنگ منحط، فاسد، سنتگرا، حاکم، را چگونه میشود به سمت تغییر از پایین برنامه ریزی کرد، در حالی که مردم نای ندارند که فکر کنند، حلق آویزند، زندانند، فرهنگی آلوده استشمام کنند، اسیرند، منفذهای تنفسی آنها بسته است، سرکوب میشوند، دروغ، تظاهر، ریا، خیانت، جنایات، نارو زدن به هم فرهنگ ساری و جاری است و از صب تا شب مسخشان کرده،
نمیدونم، در ساختاری فرهنگی و سیاسی فاسد و پوسیده ای که ۳۲ سال که است که مردم از هوایی سرشار از سم تنفس می کنند و و و ... نمیدونم منظور شما چیست؟ قبول دارم که فرهنگ تزریق نمیشود، تحمیل نمیگردد، به زور و استبداد نمیشود ولی این جمله کوچک شما پاسخگویم نیست.
سوالاتم : چه کسانی بازیگران اصلی تغیرات فرهنگی در یک جامعه اند ؟
چه کسانی تغییرات را برنامه ریزی میکنند، شکل میدهند، هدایت میکنند ؟
چه شرایطی برای تغییر رفتار در یک جامعه ضروری است ؟
آیا فرهنگ را واقعن لایه های زیرین جامعه میسازند یا قانونگذار، دولتمرد، متفکر، اندیشمند، نخبه، ... تلویزیون، رادیو، روزنامه، سینما، تئاتر بستر را مهیا میکنند و و مردم با شنا کردن در این بسترهای تغییر کم کم و حساب شده و پیش بینی شده به تغییر روی میاورند ؟
ممنون اگر بیشتر توضیح بدهید
خسته نباشید
sabzmehregan حدود 10 ماه قبل گفت :
...
mehdi_saye حدود 10 ماه قبل گفت :
سارا فر عزیز

البته این انجمن قرار بود که صرفا به مساله ازدواج بپردازد ولی چون حالا بحث فرهنگ مطرح شد و اینکه چه کنیم و این مساله هم به نوعی به بحث ما باز می گردد در پاسخ شما باید بگویم :

اولا فرهنگ چیزی نیست که در این سی سال شکل گرفته باشد. فرهنگ مجموعه ای ایست از همه آنچه ما در طول تاریخ کسب کرده ایم و با خود نگه داشته ایم. فرهنگ یک جوری می شود گفت که یک ژن است منتها ژنی که قابل تغیر است.

پرسیده اید :
در یک شرایط بحرانی و پیچیده تغییر فرهنگ منحط، فاسد، سنتگرا، حاکم، را چگونه میشود به سمت تغییر از پایین برنامه ریزی کرد،


چگونه می شود از پایین تغیر داد؟ به نظر من به این شکل که همین کارهایی که در این پایین گفتید را انجام ندهند.
اینها را می گویم:
در حالی که مردم نای ندارند که فکر کنند، حلق آویزند، زندانند، فرهنگی آلوده استشمام کنند، اسیرند، منفذهای تنفسی آنها بسته است، سرکوب میشوند، دروغ، تظاهر، ریا، خیانت، جنایات، نارو زدن به هم فرهنگ ساری و جاری است و از صب تا شب مسخشان کرده،


یعنی در هر صورت فکر کنند. به جای استشمام فرهنگ آلوده به ساختن فرهنگ درست بپردازند. دروغ نگویند و تظاهر نکنند ریا نکنند. خیانت نکنند. و فرهنگ غلط مسخشان نکند.

به عقیده من یکی از ایرادهای اساسی که داریم این است که حکومت را عنصر فعال و بالادستی می دانیم. مثل همین مورد که می گوییم این مساله را حکومت توان تغیر دارد. یعنی ما در برابر حکومت منفعل هستیم. از دیدگاه من ما به عنوان انسان ها باید فعال باشیم و نه منفعل یا مفعول. نگاهمان را باید عوض کنیم. باید باور کنیم که می توانیم منشا اثر باشیم و خودمان بسازیم.
(بد نیست اشاره بکنم به یکی از حرف های آقای موسوی که بیان حال ماست و مظمونش این بود که "اگر آنها خراب می کنند شما از آنطرف شروع به ساختن کنید و بیشتر از آنچه خراب می کنند بسازید.")

mehdi_saye حدود 10 ماه قبل گفت :
چه کسانی بازیگران اصلی تغیرات فرهنگی در یک جامعه اند ؟


از نظر من در این مورد فرد نیست که فرهنگ می سازد بلکه تفکر است که فرهنگ می سازد در درجه اول. تفکر در اختیار روشنفکران و متفکران و فیلسوفان است. آنها هستند که بذر فرهنگ را می کارند. اگر روشنفکران ما ضعف داشته باشند جامعه دچار ضعف می شود. اما روشنفکران و اندیشمندان هم از دل همین مردم بیرون می آیند.

چه کسانی تغییرات را برنامه ریزی میکنند، شکل میدهند، هدایت میکنند ؟
چه شرایطی برای تغییر رفتار در یک جامعه ضروری است ؟



حکومت هم می تواند در فرهنگ اثرگذار باشد و البته هست و سهم مهمی هم دارد ولی به عقیده من مردم سهم مهم تری دارند. ما باید توان و ارزش حکومت ها را کوچک کنیم و خودمان به جای آنها بزرگ باشیم. آیا مثلا دولت آمریکا می تواند فرهنگ آمریکایی را عوض کند؟ به هیچ وجه نمی تواند چون جز کوچکی از جامعه آمریکاست و آنجا مردم بسیار قوی ترند.

برای تغیر ما نیاز به ریشه هایی داریم. ریشه هایی که به آنها چنگ بزنیم و اتکا کنیم. فرهنگ از صفر ساخته نمی شود. فرهنگ ساختمانی است که بر بنای قدیمی گسترده می شود. زمانی که ما ریشه ها را از دست بدهیم موجوداتی بی هویت می شویم که هیچ چیزی از خودمان نداریم و هر آنچه می سازیم با اندک باد ملایمی فرو میریزد. به همین خازطر است که من با تخریب مذهب مخالفم چون بخشی انکار ناپذیر از فرهنگ ماست و در واقع جزو ریشه های ماست. در غرب نیز هرگز مذهب از بین نرفت و هنوز هم همه آموزه های مثبت از مذهب آمده اند.
mehdi_saye حدود 10 ماه قبل گفت :
آیا فرهنگ را واقعن لایه های زیرین جامعه میسازند یا قانونگذار، دولتمرد، متفکر، اندیشمند، نخبه، ... تلویزیون، رادیو، روزنامه، سینما، تئاتر بستر را مهیا میکنند و و مردم با شنا کردن در این بسترهای تغییر کم کم و حساب شده و پیش بینی شده به تغییر روی میاورند ؟
ممنون اگر بیشتر توضیح بدهید



مگر قانون گذار و حاکم و دانشمند و غیره از کجا می آیند. از همین طبقه زیرین می آیند. چرا هر حکومت مستبدی به تبلیغات اهمیت فراوان می دهد؟ مگر تبلیغات جز گفته ها و کلمات چیز دیگری است؟ به خاطر اینکه حکومت مستبد نیز به همان طبقه فرودست نیاز دارد. تا او فریب می خورد تا او طبق گفتمان استبدادی رفتار می کند مستبد نیز می ماند.

از نظر من بزرگ ترین مبارزه زندگی کردن است. چرا؟ چون با زندگی کردن فرهنگ می سازیم. این کار با مبارزه به دست نمی آید. با با هم زیستن و زندگی کردن است که فرهنگ زاده می شود. با هم بودن و زندگی کردن دو رکن اساسی برای مردمی است که می خواهند از بند ها رها شوند.
sarafar حدود 10 ماه قبل گفت :
مگر قانون گذار و حاکم و دانشمند و غیره از کجا می آیند. از همین طبقه زیرین می آیند.

این آهنگ رو خیلی دوست دارم، میخواستم با کسی گوشش کنم، نام شما هم به لیست دوستان مجازی اضافه شد که لحظه های زندگی مرا با آموختن ساختند در این دنیا بی در و پیکر مجازی، واقعیت های زیبا را از ما ربودند،
ممنون به خاطر زحماتی که برای پاشیدن پذر آگاهی میکشد،
ایران متفکر خوب همیشه کم داشته و دارد و سیاستمدار بد زیاد،
با امید به اینکه روح همزاد خود را در زندگی بیابید

با مهر برای شما و همه هموطنانم

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید