تبلیغات در دنباله
جستجو
آخرین نظرسنجی
انجام شد
انجمن های گفتگو  انجمن های گفتگو
بحث و گفتگو >> بانوان دنباله (4)
venouss حدود 9 ماه قبل گفت :
هنوز بعد از یه سال دنبالگی یاد نگرفتی یه نقل قول درست بزنی

چه کنیم داداش .. کم سواتیم و کم استعداد
Roohina حدود 9 ماه قبل گفت :
من که خودم رو هم بکشم مثل شما نمیشم ونوس جان. من بیشتر از مطالب شما استفاده میکنم تا اینکه مطلب بگذارم. جناب متین درست گفتند باید بگذاریم انجمن بانوی دنباله
chista2009 حدود 9 ماه قبل گفت :
"مارش پتیاره‌ها" جنبش‌های اعتراضی دهه شصت و هفتاد علیه تبعیض جنسی را به یاد می آورد. شاید هم دورتر، به آن زمانی که "کلارا زتکین" صد سال پیش از جنبش زنان انتظار داشت، جنبشی که حق شرکت در انتخابات، حق برابری با مردان و حق کار را طلب می کرد، جنبشی که بعدها زنان با شعار "شکم من مال خودم است" به خیابان‌ها آمدند تا از حق سقط‌جنین برخوردار گردند.بدنم به من تعلق دارد، من یک پتیاره‌ام، آدمی بی‌بندوبار، جلف، یک فاحشه یا هرچه که می خواهی فکر کن، اما بدن من مال من است، آن‌چه که خود دوست داشته باشم، با آن می کنم و هرگونه که خود بخواهم آن را می آرایم. آن لباسی را می پوشم که خود اراده کنم. آزادی پوشش من به خودم مربوط است، به هیچ‌کس ربطی ندارد.شعار "من یک پتیاره‌ام" از سوم ماه آوریل امسال بر زبان‌ها جاری شد. در این روز پلیسی در کانادا خطاب به دانشجویانِ زنِ دانشگاه تورنتو گفت: "مثل پتیاره‌ها لباس نپوشید تا متجاوزان جنسی را تحریک کنید." در اعتراض به این سخنان، دختران دانشجو به خیابان‌ها ریختند و علیه تبعیض و تجاوزات جنسی شعار دادند. این تظاهرات نام Slutwalk (مارش پتیاره‌ها) بر خود نهاد. Slut انگلیسی چیزی مترادف با پتیاره،، سلیطه، هرزه، جلف و یا بی‌بندوبار در زبان فارسی است.

"مارش پتیاره‌ها" مرکب از زنان، مردان و همجنسگرایان در دیگر شهرهای کانادا به راه افتاد. آنان می خواستند اعلام دارند که در جامعه‌ای آزاد هرکس آزاد است آن‌سان بپوشد و یا خود را بیاراید که دوست می دارد. نباید هم‌چون پلیس کانادا قربانی را مجرم شناخت و بدین‌وسیله افکار عمومی را گمراه نمود.گرچه پلیس کانادا رسماً از گفتار خویش معذرت خواست، اما "مارش پتیاره‌ها" در اندکی زمانی به شهرهای کشورهای دیگر سرایت کرد: اتاوا، ونکور، میامی، ملبورن، آمستردام، استکهلم، لندن، پاریس، سنت پائولو، برلین، فرانکفورت، مونیخ، هامبورگ و... تظاهراتِ اعتراضی هم‌چنان ادامه دارد.

آن‌چه در سوم آوریل از زبان آن پلیس کانادایی شنیده شد، ملکه ذهن بسیاری از مردان در جهان است. "خوب بپوش تا کسی را تحریک نکنی که به تو تجاوز کند." این حرف در واقع حمایت از متجاوزان است که در این بینش در شمار قربانیان هستند.در Slutwalk شرکت‌کنندگان خود را پتیاره می نامند تا عمق رفتار و تفکر نژادپرستانه و تبعیض‌گرانه جامعه را نشان دهند. آنان لباس‌های گوناگون و عجیب و غریب بر تن می کنند و یا اصلاً نیمه‌لخت در تظاهرات شرکت می کنند، سر و صورت به اعتراض دگرگون می آرایند و می کوشند از یک اعتراض جنسی و جنسیتی به اعتراضی سیاسی فرارویند، زیرا معتقدند که حکومت‌ها خود به شکلی ناپیدا در این نوع از بینش و ترویج آن مشارکت دارند. پتیاره واژه‌ای است که در مورد زنان به کار گرفته می شود. به مرد پتیاره نمی گویند. پتیاره احمق نیز محسوب می شود.

در تظاهرات سراسری هفته گذشته (13 آگوست) در چندین شهر آلمان، بسیاری از مردم نظاره‌گر در نخستین نگاه به "مارش پتیاره‌ها" تعجب می کردند از این‌که؛ این‌همه پتیاره در این کشور وجود دارند. شرکت‌کنندگان اما با روشنگری خویش، آنان را به جمع خویش فرا می خواندند:

"من اینجا حضور دارم تا بگویم که دیگر حالم به‌هم می خورد از این‌که احمق‌هایی هنوز مرا پتیاره می نامند چون لباسی بر تن کرده‌ام که دوست می دارم. این بدن من است. همه‌جای آن به من تعلق دارد."

"به من می گویند پتیاره چون دامنی کوتاه پوشیده‌ام و برجستگی پستانهایم از زیر تی‌شرت به چشم می خورد."

"من چرا باید پاسخگوی عقده‌های جنسی مردان باشم. اگر آنان از دیدن اعضایی از بدن من تحریک می شوند، مشکل از خودشان است نه من."

"مارش پتیاره‌ها" جنبش‌های اعتراضی دهه شصت و هفتاد علیه تبعیض جنسی را به یاد می آورد. شاید هم دورتر، به آن زمانی که "کلارا زتکین" صد سال پیش از جنبش زنان انتظار داشت، جنبشی که حق شرکت در انتخابات، حق برابری با مردان و حق کار را طلب می کرد، جنبشی که بعدها زنان با شعار "شکم من مال خودم است" به خیابان‌ها آمدند تا از حق سقط‌جنین برخوردار گردند. انگار هنوز زود است خیابان‌ها را ترک گفتن. تبعیض‌ها پایانی ندارند، سخت‌جانی می کنند و به رنگی دیگر در می آیند. نه، نباید خیابان‌ها را ترک گفت، مبارزه هنوز در پیش است.

طی سه دهه گذشته که زنان به شکلی گسترده به عرصه اجتماع گام نهادند، بسیار موفق بوده‌اند، اما خوش‌خیالی‌ست که فکر کنیم تفکر مردسالار چنین آسان از جامعه رخت بر می بندد. هنوز در جوامع آزاد غرب با این‌که برابری زن و مرد شکلی حقوقی دارد و امری پذیرفته شده و جاری است، زنان کمتر از مردان از شانس برابر در کار برخوردارند. مردان با مهارتی بی‌نظیر سر زنان را با خانه و خانواده و مُد مشغول می دارند تا تمامی پست‌های کلیدی جامعه را در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در دست داشته باشند."مارش پتیاره‌ها" را نباید به حق تملک بر بدن، و علیه خشونت جنسی خلاصه کرد. تبعیض جنسی چیزی فراتر از همه این‌هاست. زن را به لحظه‌های اروتیک محدود کردن و برهنه بر صفحات مجلات کشاندن، شگردی مردانه است که باید سوی نهان آن آشکار گردد. در پسِ واژه‌هایی هم‌چون قلب مادر، معشوقه و همسر، زیبایی و مُد و اروتیسم، تبلیغات مردمحورانه و خواست‌های "بازار" نهفته است. "مارش پتیاره‌ها" علیه استفاده ابزاری از زن نیز هست؛ علیه زندگی مصرفی.

مسئول تظاهرات شهر برلین می گوید: "می بینم یک چیزی اینجا در این جامعه درست نیست. چرا باید زن همیشه به سوژه جنسی بدل شود و به عنوان ابزار از او استفاده گردد."

آیا "ماچوئیسم" دارد شکلی مدرن به خود می‌گیرد؟ جنبش زنان با سال‌ها مبارزه آن را طرد کرده بود. زنان نمی خواستند همیشه با سبد خرید، جارو به دست، و یا در کنار اجاق آشپزخانه و میز اطوکشی دیده شوند. حال انگار همان تصویرها این‌بار به شکلی دیگر، با تصویر زنانی لخت در مجلات راه یافته‌اند. متأسفانه تفکر مردسالارانه هنوز کارآیی دارد. این تفکر می خواهد زنان فعال گردند. زنان فعال هستند، اما انگار باز در خدمتِ مردان. "مارش پتیاره‌ها" به این امر اعتراض دارد.

"مارش پتیاره‌ها" می کوشد جنبشی از زنان را در شکلی نوین از اعتراضات سازمان دهد، چیزی ضرورت آن احساس می شود. باید علیه دیکتاتوری میل جنسی که در خدمت مردان است، کوشید. این‌بار نه تنها شکل جنبش دگرگون شده، حضور شرکت‌کنندگان نیز در آن متنوع است: زنان را این‌بار عده زیادی از مردان و به همراه آنان همجنسگرایان هم‌یار و همراه هستند.

شاید نام "مارش پتیاره‌ها" خوشآیند بسیار کسان نباشد و کسانی فکر کنند این عنوان نمی تواند بیانگر خواست‌هایی گسترده‌تر در مبارزه به راه عدم تبیعض جنسی باشد، اما به هر حال، هرچه باشد، آغازی‌ست خوش که باید ادامه یابد. در این راه شاید به اشکال و نام‌هایی دیگر فراروید. مبارزه نه تنها برای آزادی پوشش و آرایش و یا حق مالکیت هر کس بر بدن خویش، بل‌که فراتر و عمومی‌تر از آن‌ها است، و مهم همین است. "دست‌ها از بدن من کوتاه " آغاز است.
http://www.1oo1nights.org/index.php?page=2&articleId=2817
venouss حدود 9 ماه قبل گفت :
من بیشتر از مطالب شما استفاده میکنم

لطف داری روهینا جان
venouss حدود 9 ماه قبل گفت :
پوست دست، فدای شستن ظرف

يكي از شايع‌ترين بيماري‌هاي خانم ها، اگزماي (درماتيت) دست است و به جرأت مي ‌توان گفت كمتر خانمي است كه مبتلا به اين عارضه نباشد. اين بيماري معمولاً در اثر تماس پوست با برخي مواد رخ مي ‌دهد كه در اين حالت به آن "اگزماي تماسي دست" اطلاق مي ‌شود.

اگزماي تماسي دست، به دو گروه كلي تقسيم مي ‌شود:
الف – اگزماي تماسي دست از نوع آلرژيك (حساسيتي)
ب – اگزماي تماسي دست از نوع تحريكي
venouss حدود 9 ماه قبل گفت :
الف – اگزماي تماسي دست از نوع آلرژيك (حساسيتي):
در اين حالت، پوست نسبت به مواد خاصي حساسيت دارد. تماس با اين مواد باعث ظهور سلول هاي مخصوصي در پوست مي‌ شود. اين سلول ها، يك سري ملكول‌هاي تحريك كننده بافتي ترشح مي ‌كنند و به دنبال آن قرمزي، خارش و پوسته ريزي ظاهر مي شود. بيمار پوستش را مي‌ خاراند و با اين كار عفونت هم به اگزما اضافه مي‌ گردد و در نهايت پوست دست، خشك، خشن، ضخيم (مثل چرم) و داراي پوسته و ترك هاي دردناك مي شود. تخمين زده شده دو درصد افراد جامعه داراي اين نوع اگزماي تماسي هستند.

به طور كلي هر ماده اي مي تواند باعث بروز حساسيت تماسي در دست شود، ولي شايع‌تر از همه، برخي فلزات مثل نيكل و كروم، مواد آرايشي، برخي از گياهان مثل پيچك سمي، مواد پلاستيكي و گاهي داروهاي موضعي مثل كرم نئومايسين است.

نيكل و كروم در پوشش بسياري از وسايل فلزي روزمره مثل جواهرات بدلي، زيورآلات، ساعت، وسايل آشپزخانه و تعداد بي شماري لوازم ديگر وجود دارد و با اين حساب متوجه مي شويد كه پرهيز از تماس با اين فلزات چقدر مشكل است. ساير عوامل ذكر شده نيز به وفور در زندگي ما وجود دارد. لذا اجتناب از آنها خيلي مشكل و در حقيقت غير ممكن است.

به اين دليل در تشخيص اين نوع اگزماي تماسي دست، بايد نهايت احتياط از جانب پزشك به عمل آيد و حتماً تشخيص با آزمايش‌هاي دقيق آزمايشگاهي (در حد امكان) تأييد شود، زيرا اين تشخيص دردسرهاي زيادي را براي بيمار به وجود مي ‌آورد و استرس‌هاي فراواني را به او وارد مي‌ كند. به هر حال مهم ترين قسمت درمان، پرهيز (تا حد امكان كامل) از ماده حساسيت زاست و اگر اين مورد خود رعايت شود، نه تنها نياز به درمان دارويي بسيار كاهش مي‌ يابد، بلكه گاهي بدون درمان دارويي هم فرد خود به خود بهبود مي ‌يابد.
venouss حدود 9 ماه قبل گفت :
ب – اگزماي تماسي دست از نوع تحريكي:
در اين حالت ماده مسئول باعث تحريك و آزار پوست و ايجاد اختلال و تخريب در ساختمان پوست مي ‌شود. اين نوع، شايع‌ترين علت اگزماي دست خانم ها را تشكيل مي ‌دهد. موادي كه بيشتر مسئول بروز اين حالت هستند، عبارتند از شوينده‌ها و دترژانت‌ها (مثل وايتكس و غيره)، مواد آرايشي، فرآورده‌هاي نفتي، سيمان، اسيدها و مواد قليايي.

شايان ذكر است كه هركس به مدت طولاني و زياد با آب و مواد پاك كننده سر و كار داشته باشد، خواه ناخواه مبتلا به اين عارضه مي‌ شود، لذا بروز آن در آشپزها، خانم هاي خانه‌ دار، مادراني كه بچه كوچك دارند (به دليل تعويض كهنه بچه) و شغل هاي خدماتي دور از انتظار نيست، مگر اين كه مراقبت و محافظت دقيق و مرتب از پوست به عمل آيد. در اينجا هم اصل كلي درمان، پرهيز از تماس مستقيم با مواد تحريك كننده است.
venouss حدود 9 ماه قبل گفت :
توصيه‌هاي كلي به خانم هاي خانه‌دار

1- سعي كنيد در طول روز حداكثر 3 بار دست هايتان به طور مستقيم با آب و صابون تماس داشته باشد. انجام اين كار در ابتدا مشكل است(به خصوص براي خانم هاي ايراني كه اكثراً تا حدي وسواس شستن دارند)، ولي با كمي تمرين و ظرف مدت كوتاهي اين مسئله جا مي‌ افتد؛ به طور مثال مي‌ توانيد كاري كنيد كه فقط موقع وضو گرفتن، دست با آب تماس مستقيم داشته باشد (درضمن، آب ولرم بهتر است).

2- از آنجايي كه پوست افراد اگزمايي، معمولاً خشك است، استفاده مرتب از ِكِرم خيلي خوب است و توصيه مي ‌شود. در مورد نوع و مارك ِكِرم مصرفي حتماً با متخصص پوست مشورت كنيد و هيچگاه سرخود آن را از داروخانه نخريد. علت اين است كه شما مي‌خواهيد اين ِكِرم را روزانه مصرف كنيد و اگر آن ِكِرم به هر دليل مناسب پوست شما نباشد، بسيار مضر بوده و چه بسا مشكل دستتان را بدتر كند.

3- ارتباط خوردن مواد غذايي مختلف با اگزماي تماسي دست دقيقاً مشخص نيست. اگر فكر مي‌ كنيد رابطه‌اي بين بيماري شما و ماده غذايي خاصي وجود دارد، بهتر است حداقل براي 3ماه آن ماده غذايي خاص را از رژيم خود حذف و نتيجه را بررسي كنيد. البته گفتني است كه گاهي تماس دست با آن ماده غذايي هنگام خوردن، موجب بروز اگزما مي ‌شود، يعني ورود آنها به دستگاه گوارشي نقشي در ايجاد بيماري ندارد.

4- داشتن آرامش فكري و پرهيز از استرس در كليه مراحل زندگي و براي فردي (بيمار يا سالم ) بسيار مفيد است.

5- از مصرف بيش از اندازه مواد آرايشي، عطريات، اسپر‌ي‌هاي خوشبود كننده و سيگار حتي‌الامكان پرهيز كنيد.

6- براي كارهاي منزل حتماً از دستكش استفاده كنيد. دستكش، پوشش محافظتي است كه پوست گرانبهاي دست شما را از گزند مواد آسيب رسان خارجي حفظ مي‌ كند. ديده شده است كه خانم هاي خانه‌دار براي وسايل آشپزخانه و منزل، كاور (پوشش پلاستيكي) تهيه كرده و آنها را با دقت مي پوشانند، ولي در مورد پوست ارزشمند خود كه هديه خداوند است و جانشيني ندارد، اهمال مي ‌كنند و بهانه مي‌ گيرند كه با دستكش نمي توان كارهاي منزل را انجام داد يا ظرف ها خوب تميز نمي ‌شوند، ولي اين بهانه‌ها حتي اگر صحيح هم باشند، هيچ فايده‌اي به حال فرد ندارد. اگر دستكش به طور منظم و مرتب استفاده نشود، دير يا زود پوست خراب مي ‌شود و هيچ وقت به حال اول (حتي با درمان) برنمي‌ گردد. پس تا دير نشده به فكر باشيد.

7- صابون مورد مصرف بايد ملايم، خنثي يا چرب باشد. يك اشتباه رايج اين است كه فرد فكر مي‌ كند چون صابون را پزشك تجويز كرده است ، لذا حتماً بايد در هر بار شستن دست، صابون هم استفاده شود. اين فكر بسيار غلط است، زيرا حتي در مورد صابون طبي هم هر چقدر كمتر دست با آن تماس داشته باشد بهتر است و فقط وقتي كه واقعاً صابون لازم است بايد از صابون استفاده شود.

در حمام هم بهتر است از همين صابون‌ها استفاده شود.
venouss حدود 9 ماه قبل گفت :
کتاب «تاریخ زن‌ستیزی»- بخش اول

کتاب «تاریخ زن‌ستیزی» به قلم جک هلند، روزنامه‌نگار ایرلندی و ترجمه منیره محمدی، در سال ٢٠١١ از سوی انتشارات زاگرس در کانادا منتشر شده است. این کتاب که یک تحقیق تاریخی درباره «زن‌آزاری» است و موضوع «زن به عنوان موجودی گناهکار» را در ذات تمدن‌های بشری جست‌وجو کرده است، از این پس در روزهای جمعه در صفحه زنان رادیو زمانه منتشر خواهد شد.


بخش نخست این کتاب مقدمه‌ای است که از سوی منیره محمدی، مترجم کتاب نوشته شده است:
venouss حدود 9 ماه قبل گفت :
واژه زن‌ستیزی برای اولین بار در سال ١۶۵۶ میلادی در فرهنگ لغات انگلیسی آکسفورد گنجانیده شد. لیکن این واژه دارای وزن و تاریخی طولانی است. معضل زن‌ستیزی پدیده‌ای است که تاریخش به هزاره‌های پیش از میلاد برمی‌گردد و بقای خود را در اشکال گوناگون، گرچه با ماهیتی ثابت، تا به امروز حفظ کرده است.
venouss حدود 9 ماه قبل گفت :
زن‌ستیزی در تمام جوامع بشری، از پیشرفته گرفته تا در حال توسعه، با خشونت پیوندی ناگسستنی دارد. حافظه و روان من متاثر از وقایع تاسف باری در ایران است که در بطن آن‌ها نفرت از زن و تحقیر نسبت به او به شکلی نیرومند و خشونت‌آمیز خود را نمایان می‌کند. هنوز پس از گذشت سال‌ها از به یاد آوردن تجاوز جنسی‌ که برای دختر یکی‌ از دوستان خانوادگی‌مان اتفاق افتاد دچار شگفت‌زدگی، بهت و اندوه می‌شوم. او توسط پسر عموی خود به طور فجیعی مورد تجاوز قرار گرفت.

موضوعی که به شکلی ملموس در رابطه با این واقعه در حافظه من نقش بست این است که این تجاوز جنسی به عنوان یک جنایت مشاهده نشد. چند روزی از این رویداد نگذشته بود که صحبت‌ها از چگونگی تجاوز به موضوع ازدواج آن دختر تغییر کرد. متاسفانه خانواده او این مساله را ننگ انگاشته و بجای پیگیری و دادخواهی، قربانی را مجبور به ازدواج با مرد متجاوز کردند. آن دختر قربانی بی‌گناه فرهنگ مردسالار شد. در حقیقت سرنوشت او در امتداد‌‌ همان تجاوز تاریخی جامعه‌ای رقم خورد که از دیرباز زن را از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم کرده و بر او ستمی مضاعف روا داشته است.
venouss حدود 9 ماه قبل گفت :
زن‌ستیزی نشات گرفته از فرهنگ‌هایی ست که در آن‌ها زن، جنس درجه دوم محسوب شده است. جوامعی که به زن‌ستیزی مجال بروز می‌دهند زن را فرو دست و مرد را فرا دست می‌انگارند. تقریبا همیشه این نگرش فرا‌تر از یک دسته‌بندی فرهنگی رفته است تا جایی قوانین آن جوامع، با پیش‌زمینه‌های ذهنی، طوری تدوین می‌شوند که فرودستی موقعیت زن تضمین شود. جامعه ایران پس از انقلاب مثال بارز و عملی این ادعا است. زنان ایرانی در تاریخ پر فراز و نشیب مبارزات خود برای کسب حقوق برابر، استقرار عدالت و رعایت حقوق بشر، راه درازی را در ابعاد فرهنگی و اجتماعی پیموده‌اند. آنان همواره در اعتراض به موقعیت فرو دست خود تلاش کرده‌اند و به روشهای گوناگون جامعه مردسالار را به چالش کشیده‌اند.

تا حدود سه دهه پیش گرچه جامعه ایران مدینه فاضله‌ای برای زنان نبود، ولی قوانین انسانی که با تلاش بسیاری راه به قانون مدنی ایران یافته بودند ایران را به آن جامعه‌ای که می‌بایست باشد نزدیک‌تر کرده بود. ولی متاسفانه زن‌ستیزی موجود در بطن فرهنگ، توانایی این را دارد که تبعیض جنسی علیه نیمی از جامعه را در کلیه سطوح اجتماعی و مدنی به شکلی آشکار نهادینه کند. سنت‌زدگی فکری حاکمان بعد از انقلاب، برخواسته از فرهنگی زن‌ستیز، توانست در مدت اندکی قوانینی را که به بهبود وضعیت زنان کمک می‌کردند ریشه‌کن کرده و آن‌ها را با خشن‌ترین قوانین ضد زن جایگزین کند.
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید